فلسفه اخلاق
7.41K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
اگر می‌خواهی برای آدم‌های طبقه بالا پز بدهی زحمت نکش... آن‌ها همیشه به چشم حقارت نگاهت می‌کنند.
اگر هم می‌خواهی برای زیر دستانت پز بدهی باز هم زحمت نکش، چون فقط حسودی‌شان را تحریک می‌کنی.
فقط قلبی گشوده است که به تو اجازه می‌دهد در چشم همه یک جور باشی.

📗 سه‌شنبه‌ها با موری
❤️🍀 @filsofak
گفت: محبت کن. راه دوری نمی‌رود.
گفتم: برعکس! محبت همه‌جا می‌رود.
از زمین تا آسمان؛ از دل ‌به‌ دل؛ حتی تا پیش خدا هم می‌رود.
❤️🍀 @filsofak
مادرم آن روزها همه‌چیز برایش حیف بود؛ جز خودش!
یک صندوق چوبی بزرگ داشت پر از چیزهای حیف. در خانه ما به چیزهایی حیف گفته می‌شد که نباید آن‌ها را مصرف می‌کردیم. نباید به آن‌ها دست می‌زدیم. فقط هر چند وقت یک بار می‌توانستیم آن‌ها را خیلی تند ببینیم و از شوق داشتن‌شان حظ کنیم و از حسرت نداشتن‌شان غصه بخوریم.
حیف مادرم که دیگر نمی‌تواند در صندوق حیف را باز کند و چیزهای حیف را دربیاورد و با دست‌های ظریف و سفیدش آن‌ها را جلوی چشمان میشی و پر احساسش بگیرد و از تماشای آن‌ها لذت ببرد.
مادرم هیچ وقت خود را جزو چیزهای حیف به حساب نیاورد.
دست‌هایش، چشم‌هایش، موهایش، قلبش، حافظه‌اش، همه چیزش را به کار انداخت و حسابی آن‌ها را کهنه کرد.
حالا داشته‌هایش آنقدر کهنه شده که وصله‌بردار هم نیستند.
حیف مادرم که قدر حیف‌ترین چیزها را ندانست. قدر خودش را ندانست و جانش را برای چیزهایی که اصلا حیف نبودند، تلف کرد.

📘 از بالای پله چهلم | محمود کیانوش
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن بسیار زیبای یان (Ian) براساس یک داستان واقعی

اثری بسیار زیبا و احساسی، بر اساس یک داستان واقعی و تکان دهنده که مطمئناً قلب همه ما رو برای ساخت یک جامعه متحد و مهربان‌تر، درگیر خواهد کرد. این انیمیشن کوتاه داستان پسر بچه ای به نام Ian (یان) است که به صورت مادرزادی معلول است و مانند همه میخواد برای خود همبازی داشته باشد...

انیمیشن Ian ساخته استدیو Mundoloco در سال 2018 و برگزیده جشنواره بهترین انیمیشن کوتاه سال است.
❤️🍀 @filsofak
کی به این اثر به عنوان کتاب کودکان مجوز داده؟! 😳 #فرهنگی
❤️🍀 @filsofak
📌هر که از دست داد به دست آورد و هرکه به دست آورد از دست داد

📝 مصطفی ملکیان:

🔹عمیقترین نوع بی ثباتی چیزی است که در بیان عیسی در انجیل آمده و آن این است که تو همه ی چیزهایی را که میخواهی به دست بیاروی برای این میخواهی که از طریقش به آرامش برسی ولی تا سعی میکنی نگهشان داری،آرامشت را از دست میدهی.این دیگر بدترین وضعی است که ممکن است پیش بیاید.در حقیقت،دلیل اینکه من وشما ثروت و شهرت میخواهیم این است که فکر می کنیم از طریق آن به آرامش می رسیم اما پارادوکس داستان اینجا است که اگر بخواهیم حفظشان کنیم آرامشمان را از دست می دهیم؛وقتی هم به آنها بی اعتنا می شویم آرامش به دست می آوریم:

🔸جمله ی بی قراریت از طلب قرار
طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت

🔹در اینجاست که به این جمله ی حضرت عیسی میرسیم که عارفان والهی دانان مسیحی از دل آن اخلاق و الهیات عملی زیادی استخراج کرده اند:«هر که از دست داد به دست آورد و هرکه به دست آورد از دست داد.»ما به دنبال ثروت می رویم برای اینکه به آرامش برسیم بعد می بینیم اگر بخواهیم ثروتی را که به دست آورده ایم نگاه داریم آرامشمان را ازدست می دهیم.پس باید ثروت را رها کنیم.اگر اینگونه است چرا چیزی را که از اول باید رها شود بگیریم؟پس باید با ثروت مسامحه آمیز رفتار کنیم.(فرض کنید من یک میلیون تومان پول در جیبم داشته باشم و شما هم یک میلیون تومان داشته باشید اما شما به یک میلیون تومانتان بی اعتنا باشید:شما راحت سوار تاکسی و اتوبوس می شوید و درپارک روی چمن دراز می کشید؛اما من چون ثروتم به جانم بسته است روی چمن دراز نمی کشم و سوار تاکسی و اتوبوس نمی شوم تا آن را از جیبم ندزدند.چون شما به آن یک میلیون تومان علقه ندارید آرامش دارید.اما وقتی به آن علقه داشته باشید آرامشی ندارید و به همین دلیل است که بین دو آدمی که یک میلیون تومان در جیب دارند یکی خوب به خواب می رود و دیگری تا این پول را به جایی نرساند و دستش را به جایی بند نکند خواب به چشمش نمی آید.)

📚کتاب زمین از دریچه آسمان
صفحه 137
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ را حتما ببینید ☝️☝️☝️
هم خنده دار است هم آموزنده. نشان میدهد که یک موضوع در طی انتقال از فردی به فرد دیگر چقدر دچار تحریف و تغییر می‌شود.
حالا ببینید در طول تاریخ مسائل چقدر تحریف می شود!
چه اجتماعی چه دینی!!!👆
❤️🍀 @filsofak
مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی میکردند؟

مگر چادر میپوشیدند؟

کی در این راهپیمایی ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟
نه در زمان پیامبر نه ائمه معصومین چیزی به نام حجاب اجباری نبوده،این حکم اجبار یک حکم من در آوردی است که نه تنها عفاف و پاکی را در جامعه رواج نخواهد داد بلکه موجب گسترش فساد و فحشا در کل جامعه خواهد شد!!

در اصل دین اکراه و اجبار نیست چه برسد در فروع دین ، دینِ سرنیزه ای به قلب کسی راه نخواهد داشت.

میترسم روزی برسد غارت بیت المال و فقر و فلاکت عادی شود و موضوع حساس جامعه بشود دوتار موی زن که زیر روسری است یا بیرون آن ...

👤 سید محمود طالقانی
❤️🍀 @filsofak
💢 ده توصيه براي زيبانويسي در نثر معيار

1. اگر مي‌خواهيد زيبا و دلنشين بنويسيد، سعي نکنيد که زيبا بنويسيد. زيبايي در فکر شما است، نه در قلم شما. با قلمتان راحت باشيد تا قلم هم به‌راحتي بتواند فکر شما را بر روي کاغذ بياورد.
2. به ساختار متن، بيشتر از جمله‌ها، و به جمله‌ها بيشتر از کلمه‌ها اهميت بدهيد.
3. به مخاطب احترام بگذاريد تا او نيز به نوشتار شما به ديدۀ تحسين و احترام بنگرد. کمترين احترام به خواننده، آن است که پاکيزه و درست بنويسيد و ساده‌ترين اصول تايپ(مانند فاصله‌ها و نيم‌فاصله‌ها) را رعايت کنيد.
4. نوشتار شما، رفتار شما با خواننده است. هر قدر در رفتارتان صميمي‌تر باشيد، او نيز با شما همدلي بيشتري مي‌کند. پس در وقت نوشتن، يکي از احساسات انساني خود را اجازۀ ابراز بدهيد؛ احساساتي مانند شادي، خشم، غمگيني و هيجان. شما نويسنده‌ايد نه ديپلمات. اگر مي‌خواهيد خشک و جدي هم باشيد، باشيد؛ ولي نفس‌گير ننويسيد.
5. غني‌ترين سرمايۀ پنهان براي نويسنده، ديوان‌هايي است که خوانده و از ياد برده است.
6. وظيفۀ نخست نويسنده، صراحت و صداقت است، و حلاوت و ملاحت در رتبه‌هاي بعدي است. بنابراين شيپور را از دهان گشادش ننوازيد. از صراحت شروع کنيد تا به حلاوت برسيد.
7. يکي از مهم‌ترين عوامل زيبايي در نويسندگي، سرعت نويسنده در چينش مطالب اصلي نوشتار است. رانندۀ خوب، راننده‌اي است که نه تند مي‌رود و نه آهسته. نويسنده هم نبايد قلمش را به دست تداعي‌هاي پي‌درپي و گريزهاي فرعي بسپارد كه سرعتش در پيشبرد مطالب كم شود و خواننده را معطل کند. همچنين نبايد چنان مختصر و تلگرافي بنويسد كه از هوش و تمرکز خواننده، سبقت بگيرد. تنظيم سرعت قلم در چيدن مطالب كنار هم، خواننده را به وجد مي‌آورد.
8. متن نارس و نارسا زيبا نيست؛ حتي اگر همۀ آرايه‌هاي زباني در آن کارگذاري شده باشد.
9. فقط کسي مي‌تواند زيبا بنويسيد که مي‌داند چه مي‌خواهد بگويد و چقدر و چرا و براي چه کسي. نويسنده‌اي که گيج مي‌زند، خواننده‌اش را دچار سرگيجه مي‌کند. هيچ انساني دوست ندارد او را گيج کنند.
10. بپذيريم که هر کسي نمي‌تواند زيبا بنويسد؛ ولي باور کنيم که هر کسي مي‌تواند نازيبا ننويسد.

🔸رضا بابایی
❤️🍀 @filsofak
28-31.pdf
352.6 KB
مجله خانه‌های‌روشن‌۶۳
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۰

موضوع: #همسرانه (۱)

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
نامه ای عاشقانه از دختری در عهد قاجار

نمونه ای 👆 از نامه نگاری های قدیمی

​​​​🌿بسم المعطّرٌ الحبیب

تصدقت گردم، دردت به جانم، من که مُردم وُ زنده شدم تا کاغذتان برسد، این فراقِ لاکردار هم مصیبتی شده. زن جماعت را کارِ خانه وُ طبخ وُ رُفت و روب وُ وردار و بگذار نکُشد، همین بی‌همدمی و فراق می‌کُشد. مرقوم فرموده بودید به حبس گرفتار بودید، در دلمان انار پاره شد. پری‌دُخت تو را بمیرد که مَردش اسیر امنیه‌چی‌ها بوده و او بی‌خبر، در اتاق شانهٔ نقره به زلف می‌کشیده.
حی لایموت سرشاهد است که حال و احوال دل ما هم کم از غرفهٔ حبس شما نبوده. اوضاع مملکت خوب نیست؛ کوچه به کوچه مشروطه‌چی چنان نارنج‌هایی چروک و از شاخه جدا بر اشجار و الوار در شهر آویزانند وُ جواب آزادی‌خواهی، داغ و درفش است وُ تبعید و چوب و فلک. دلمان این روزها به همین شیشهٔ عطری خوش است که از فرنگ مرسول داشته‌ایدُ شب به شب بر گیس می‌مالیم.
سَیّد محمود جان، مادیان یاغی و طغیان‌گری شده‌ام که نه شلاق و توپ و تشر آقاجانمان راممان می‌کند و نه قند و نوازش بیگم باجی. عرق همه را درآورده‌ام و رکاب نمی‌دهم، بماند که عرق خودم هم درآمده. می‌دانید سَیّدجان، زن جماعت بلوغاتی که شد، دلش باید به یک‌جا قُرص باشد، صاحاب داشته باشد، دلِ بی‌صاحاب، زود نخ‌کش می‌شود، چروک می‌شود، بوی نا می‌گیرد، بید می‌زند. دلْ ابریشم است.
نه دست و دلم به دارچین‌نویسی روی حلوا و شُله‌زرد می‌رود، نه شوق وسمه وُ سرخاب وُ سفیدآب داریم. دیروزِ روز بیگم باجی، ابروهایمان را گفت پاچهٔ بُز. حق هم دارد، وقتی که آنکه باید باشد و نیست، چه فرق دارد پاچهٔ بُز بالای چشم‌مان باشد یا دُم موش و قیطانِ زر.
به قول آقاجانمان؛ دیده را فایده آن است که دلبر بیند. شما که نیستید وُ خمرهٔ سکنجبین قزوینی که باب میلتان بود بماند در زیرزمین مطبخ و زهرماری نشود کارخداست. چلّه‌ها بر او گذشته، بر دل ما نیز. عمرم روی عمرتان آقا سَیّد، به جدّتان که قصد جسارت و غُر زدن ندارم ولی به واللّه بس است، به گمانم آنقدری که در فالکوتهٔ طب پاریس طبابت آموخته‌اید که به علاج بیماری فراق حاذق شده باشید، بس کنید، به تهران مراجعت فرمایید وُ به داد دل ما برسید، تیمارش کنید وُ بعد دوباره برگردید. دلخوشکُنکِ ما همین مراسلات بود که مدّتی تأخیر افتاد وُ شیشهٔ عطری که رو به اتمام است. زن را که که می‌گویند ناقص‌العقل است، درست هم هست؛ عقل داشتیم که پیرهن‌تان را روی بالش نمی‌کشیدیم وُ گره از زلف وا کنیم وُ بر آن بخُسبیم. شما که مَردید، شما که عقل‌تان اَتّم وُ اَکمل است، شما که فرنگ دیده‌اید وُ درس طبابت خوانده‌اید، مرسوله مرقوم دارید و بفرمایید این ضعیفهٔ ناقص‌العقل چه کند.

تصدقت پری‌دُخت

📚پری‌دخت، مراسلات پاریس-طهران
❤️🍀 @filsofak
🌿چرا گاهی دیده نمی‌شم؟

‏توی معماری اگه فضای خالی نباشه، عظمت بنا رو نمیشه دید. در میان نُت‌ها اگه سکوت نباشه، شکوه موسیقی رو نمیشه درک کرد.

جای تعجبه که بودن رو هم تنها با نبودن هست که درک می‌کنیم. اگه حس کردین" بودنتون " دیده نمیشه؛ شاید زیاد بودین و این " زیاد بودن " ، سبب شده شمارو نبینن ! هیچ فضای خالی ایجاد نکردین که دیده بشین!

آدم گاهی خوبه که نباشه!

#هر چند هستن کسانیکه کلا بود و نبود افراد براشون مهم نیست پس اول مخاطبتون رو بشناسین.

عکس: قشم؛ جنگل حرا
❤️🍀 @filsofak
Whale
iday
نهنگ تنها
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
iday – Whale
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
تقدیم به عزیزان همراه
متن را بخوانید و موزیک پیوست شده را با جان دل گوش کنید



نهنگ تنها
عنوانی بود که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ به یک وال آبی داد!
مدت دو دهه است که دانشمندان در جستجوی صدای اسرار آمیز نهنگی هستند که به نهنگ تنهایی معروف شده است و فرکانس صدایی تولید می‌کند که به هیچ گونه نهنگ دیگری در جهان شباهت ندارد.
نهنگ ۵۲ هرتزی ، نامی بود که دانشمندان پس از ضبط صدایش برای او در نظر گرفتند .
محدوده صوتی آواز وال‌های آبی بین ۱۵ تا ۲۰ هرتز است
در حالی که آواز این نهنگ فرکانسی معادل ۵۲ هرتز داشت ،
در نتیجه توسط هیچ نهنگ دیگری قابل شنیدن و شناسایی نبود ...

این نهنگ که به خاطر فرکانس صدایش «52 هرتز» نیز نامیده می‌شود
تنهاترین نهنگ دنیا خوانده می‌شود که هیچ پاسخی برای نغمه‌های عاشقانه‌اش دریافت نمی‌کند.
«52 هرتز» نه تنها در فرکانسی به مراتب بالاتر می‌خواند،
بلکه بسیار کوتاه‌تر و به دفعات بیشتری نسبت به دیگر گونه‌های نهنگ می‌خواند،
تو گویی به زبانی صحبت می‌کند که تنها خود آن را می‌فهمد
و عجیب‌تر آنکه در انتخاب مسیر مهاجرت خود هم هرگز مسیر سایر نهنگ‌ها را انتخاب نمی‌کند!

گروه iday که یک گروه موسیقی روسی می‌باشد
با الهام از زندگی این نهنگ یک قطعه ساخته‌است
که از صدای ضبط شده همین نهنگ تنها هم در این قطعه استفاده شده است.
صدای پس زمینه آهنگ آوای تنهاترین نهنگ دنیاست.
این داستان شاید حکایت تنهایی خیلی از ما باشد ،
سخن گفتن و زیستن در آواها ، رویاها و دنیاهایی که توسط دیگران قابل دیدن، شنیدن و درک کردن نیست.


آواز نهنگ‌ها صدایی است که نهنگها از خود در می‌آورند و از آنجایی که این صدا موزون است بدان آواز می‌گویند.
سازوکار این آواز بسیار مشابه دیگر پستانداران دریازی مانند دلفینها و گراز دریایی است.
نهنگ‌ها از این آوا برای پیدا کردن جفت خود استفاده می‌کنند و این آوا می‌تواند تا ده‌ها کلیومتر به گوش نهنگ‌های دیگر برسد.
❤️🍀 @filsofak
در هیچ عصر و زمانه‌ایی مانند دوران ما، کلمات را از هدف ساده و طبیعی خویش که مرتبط ساختن انسانها به یکدیگر است منحرف ننموده ‌اند!

حرف زدن و فریب دادن امروزه تقریبا با هم مترادف اند...


#اینیاتسیو_سیلونه
نان و شراب
ترجمه: محمد قاضی
❤️🍀 @filsofak
16-19.pdf
343.3 KB
مجله خانه‌های‌روشن‌۶۴
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۱

موضوع: #همسرانه (۲)

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
خلع لباس نیابتی

🔴 سید حسن آقامیری خدای عرفا را به عنوان رقیبی مهربان و با نفوذ در کنار خدایان دیگر معرفی کرد.
🔵 همه موجودات یک خدا دارند ولی تصاویر فراوانی در ذهن انسان های مختلف از آن یک خدا نقش بسته است.
🔴 خدای عرفا قرن ها در زیر ده ها هزار مساله فقهی غیر یقینی پنهان و غریب مانده بود.
🔵 سید حسن آقامیری تهمت های زیادی شنید تا خدای افرادی نظیر ملاصدرا و محی الدین و امام و علامه قاضی و آقای بهجت را معرفی کند.
🔴 بارها به ایشان عرض کردم که سید جان! در لابلای کلامت بگو که آدرس این خدای مهربان را فلان عارف بزرگ داده است. ایشان در جوابم می گفت می خواهم مخاطب با فکر و اندیشه این خدا را بپذیرد نه با تقلید از بزرگان.
🔵 سید حسن به نیابت از یک نوع اسلام و به نیابت از عرفای مسلمان محاکمه و خلع لباس شد.
🔴 خدایانِ دیگر، توان جذب و هدایت انسان امروز را ندارند، حتی با دوپینگ قضایی و از میدان به در کردن خدای عرفا
🔵 کسانی که امروز از خلع لباس یک روحانی دلسوز خوشحال می شوند و احساس می کنند با محکومیت او زمینه هدایت جامعه فراهم شده، در آینده ای نه چندان دور آرزو خواهند کرد که فرزندانشان حداقل به همین خدای مهربان عرفا که توسط آقای آقامیری بازنمایی شد، اعتقاد داشته باشند.
🔴 نکته آخر اینکه شاید مهربانی بی نهایتِ خدای عرفا، بهانه برای لاابالی گری بعضی شده باشد، اما سختگیری و تندخویی خدایان دیگر علت دین گریزی جمعیت فراوان تری شده و خواهد شد.
🔵 برای رسیدن به یک خدای واحد که بین همه مشترک باشد راهی جز گفتگو نداریم.
🔴 محاکمه اندیشه ها، راه نیست.
محمد ترکاشوند

❤️🍀 @filsofak
💢 تصویری واقعی که در سال ۱۸۸۹ میلادی در دمشق گرفته شد! کوتوله معلول مسیحی به نام سمیر، بر دوش دوست نابینای مسلمان خود به نام عبدالله بود! سمیر بر دوش عبدالله در رفت و آمدهایش به او وابسته بود و نقش چشم عبدالله نابینا را داشت و در کوچه پس کوچه های دمشق با راهنمایی وی، عبدالله از چاله ها و پستی بلندی ها می گذشت! یکی می دید و دیگری راه می رفت، اینچنین همدیگر را کامل می کردند! هر دو در کودکی یتیم شدند و بدون سرپرست در اتاقی با هم زندگی و کار می کردند! سمیر قصه گو بود و در یکی از قهوه خانه های قدیمی و معروف دمشق برای مردم قصه می گفت و عبدالله روشندل کنار قهوه خانه نخود و لوبیای داغ می فروخت! سمیر قبل از عبدالله درگذشت و عبدالله به شدت متاثر شد، طوری که یک هفته تمام در اتاقش گریست، تا جائی که جسد بی جانش که از شدت اندوه فوت شده بود را در اتاقش پیدا کردند! این دو مرد ساده دل، که دین یکدیگر را نفهمیدند، با هم زندگی کردند و به انسانها ثابت کردند که ما به همدیگر نیاز داریم بدون اینکه دین و باور یکدیگر را در نظر بگیریم!

▪️ملت عشق از همه دین ها جداست زنده باد انسانیت
❤️🍀 @filsofak
👍1
#عیدانه

🔸 بایدها و نبایدهای دید و بازدید نوروزی!


▪️از ارسال پیام تبریک کیلویی خودداری کنیم. Send to all پیام قطعا" فقط باعث خوشحالی مخابرات می‌شود. اگر کسی برایمان عزیز است جداگانه به او پیام بدهیم.

▪️بوسیدن در دید و بازدید نشانه‌ی صمیمیت نیست. ممکن است ما دوست داشته باشیم کسی را ببوسیم اما آیا او هم دوست دارد؟ به زور همدیگر را نبوسیم! بخصوص شما بزرگواری که به بهانه‌ی "تو هم انگار دخترمی" نصف دختران دم‌بخت فامیل را بی‌رحمانه می‌بوسی!

▪️ادکلن ممکن است لباس ما را خوشبو کند اما حمام کنیم و البته یادمان نرود ادکلن کار خمیر دندان را نمی‌کند.

▪️در گپ و گفت‌ها نگوییم: بی‌معرفت یک سال گذشته کجا بودی؟ چرا خبری نگرفتی؟...
خودت کجا بودی بامعرفت؟
این‌قدر از هم گله نکنیم.

▪️مرگ من، جان تو!

_ تو رو خدا آجیل بخور!
_ تو رو قرآن چای بخور!
_ تو رو به جان مادرت میوه بخور!!

این‌قدر به مهمان اصرار نکنیم. تعارف نکنیم. تعارف زیاد نشانه‌ی ادب نیست. یعنی کسی بعدش نمی‌گوید: دیدی ماشالا هزارماشالا چقد تعارفمون کردن!

▪️پسته‌ها را جدا نکنیم! قبول دارم خوشمزه‌ترن ولی بقیه آجیل‌ها هم گناه دارن، چشم امیدشون به دندان شماست!

▪️دست خالی نرویم عیددیدنی. قرار نیست کمپوت ببریم. یک شاخه گل، یک کتاب برای بچه‌ی میزبان...

▪️فوری رمز وای‌فای میزبان را نخواهیم. مثل این می‌ماند که چیزی توی دندانمان گیر کرده باشد و به میزبان بگوییم: قربون دستت یه دقیقه مسواکت رو میدی من بزنم؟

▪️در وقت کوتاه دید و بازدید از تعریف کردن بیماری‌هایمان، مرگ و میر و تصادفاتی که توی جاده دیده‌ایم یا رد و بدل کردن اخبار تلخ فامیل پرهیز کنیم. حتی شما دوست عزیز!

▪️سلام علیکم. من ماشین خریدم!
در دید و بازدیدها موفقیت‌های مالی‌مان را به رخ نکشیم. اگر حرفش پیش آمد یا میزبان پرسید جواب بدهیم. این فخرفروشی‌ها خز شده!

▪️از بچه‌هایمان نخواهیم جلوی مهمانان کله‌معلق بزنند، انار صد دانه یاقوت یا سوره و عددهای انگلیسی را از حفظ بخوانند. بچه‌ها اسباب‌بازی ما نیستند.

▪️در جمع آرام حرف بزنیم.
برای جلب توجه دیگران به سخنان گهربارمان لازم نیست صدایمان را بلند کنیم.
چرا هنوز بیکاری؟ چرا ازدواج نکردی؟ چرا طلاق گرفتی؟ چرا درآمدت کمه؟ چرا دماغت رو عمل کردی؟ چرا موهات رو این شکلی کوتاه کردی و...
پاسخ هیچ‌کدام از این سوالات سر سوزنی به ما ربط ندارد. نپرسیم. بخصوص از جوان‌ترها.

▪️از هم قدردانی کنیم. اگر در سال گذشته کسی برایمان کاری کرده، جایی مراقب‌مان بوده، به درد دل‌مان گوش داده، به او بگوییم که سپاسگزارش هستیم و یادمان مانده است.

▪️تا فرصت زندگی هست همدیگر را دوست داشته باشیم، شاید این آخرین دیدار و گفتار و نوشتار باشد.

برایتان در سال پیشِ رو آرامش، امنیت و لبخند آرزو می‌کنم. ♥️


👤 احسان محمدی
❤️🍀 @filsofak
🔻يکى از تکان دهنده ترين جملات فرهنگ بشرى!

حضرت علی (ع) در یک دعایی که مربوط به احوال آدمی است و اینکه روح آدمی می‌تواند چه استعلاهایی پیدا کند، دعایی دارند که من آن را همیشه در قنوت می‌خوانم: اللهم اجعل نفسی اول کریمه تنتزعها من کرائمی(خطبه۲۱۵): خدایا کاری کن که از چیزهای ارزشمند زندگی، جانم اولین چیزی باشد، که از من می‌گیری؛ نکند قبل از این که جانم را می‌گیری، انصافم گرفته شده باشد، شرفم، عدالتم، راستگویی و ادب و دیگر مکرمت های اخلاقی ام گرفته شده باشد و تفاله‌ای شده باشم که تو جانم را می‌گیری. خدایا از میان چیزهای شریف، اولین چیزی را که می‌گیری، جانم باشد و وقتی می‌میریم شرفم، صداقتم، عدالتم، شفقت و عشق ورزی به انسان‌ها در من سر جایش باشد. تواضعم، انسان دوستی‌ام سر جایش باشد. نه این‌که تا جانم به لبم برسد و بمیرم ؛عدالتم، انصافم و مروت و جوانمردی و صداقت و تواضعم را از دست داده باشم.
این یکی از تکان دهنده‌ترین جملاتی است که در فرهنگ بشری گفته شده است. یعنی کریمه‌های وجود من زیاد است اما جان من اولین کریمه‌ای باشد که از من می‌گیری. این جمله، شبیه به جمله حضرت عیسی است که می‌فرمایند نمی‌ ارزد جهان را بگیری و در مقابلش روح خودت را بفروشی، ولو جهان را در مقابل روحت به تو بدهند.

استاد مصطفی ملکیان، تحلیل فلسفی،ص۱۴۶
❤️🍀 @filsofak
ملالت، روي ديگر "چشم داشت" است. ملالت و دلمردگی يعني من معتقد هستم که به يك شي یا فردِ بيروني نياز دارم كه مرا خوشحال كند.

يا مستقيم قدم ميذاري درون داستان زندگيت و حقيقت خودت رو زيست ميكني، يا خارج از حقيقتِ خودت براي تاييد ارزشمندي ات دست و پا ميزني و روز به روز ناامید تر خواهی شد...

باید شادمانه در مسیرِ زیستنِ حقیقتِ خود قدم بگذاری و داستان خود را رقم بزنی. به خاطر داشته باش ، شادماني در این راه مقصد سفر نيست بلكه اخلاق سفر است.

#دكتر_برنه_بروان
❤️🍀 @filsofak