30-33.pdf
340.5 KB
مجله خانههایروشن۶۰
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۵۸
موضوع: #انتخاب_همسر (۶)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۵۸
موضوع: #انتخاب_همسر (۶)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
📝 منبرک: (IQ یا EQ؟)
.
بیآنکه سلامی دهد، خودش را روی صندلی وِل میکند. نگاهش را به زمین میدوزد. از جهت ظاهری و زیبایی به گونهای است که گویا طبیعت لطفش را در حقش تمام کرده باشد. بیستوششساله بود، اما با آن سن و سال نسبتاً کمش، روزمه پُر وپیمانی داشت. از قرائن زیادی میشد فهمید که هوش و استعداد بالایی دارد. تا مقطع فوقلیسانس در دانشگاه تهران درس خوانده و برای دکتری به یکی از دانشگاههای آمریکا بورسیه شده. زبانانگلیسی و فرانسوی خوراکش است. به نواختن پنج آلتموسیقی تبحر خاصی دارد. مدالهای متعددی در مسابقات مختلف کسب کرده.
_ بعد از گرفتنِ بیوگرافی، نسکافهای دادم دستش. درباره مشکلش پرسیدم.
گفت: از هشت سالگی به بعد از زندگیاش لذت نبرده است. تمام دغدغهاش این بوده که شاگرد اول باشد. در همه مسابقات رتبه اول را کسب کند. اگر اول میشده که هیچ، اما اگر نمیشده، به زمین و زمان بدبین بد و بیراه میگفته و گوشهگیر میشده. وسط راه به فکرش رسیده که نکند حس بدش به خاطر شرایط ایران باشد. خودش را به آب و آتش زده تا فرار را بر قرار ترجیح دهد. از بدِ حادثه آنجا هم آب از آب تکان نمیخورد. در آمریکا هم غمباد میگیرد. در طول چند سال رفتنش، دریغ از جُستن یک رفیق صمیمی و رابطه درستی با هیچ دختری. به فکرش رسیده که نکند حس بدش به خاطر غمِ غربت باشد که در صورت برگشت به ایران همه چیز روی خوش به او نشان خواهد داد...
.
امروزه آنچه برای والدین اهمیت دارد این است که گوش فلک را کر کنند و به همه ثابت کنند که بچهمان نابغه است. دوست دارند بچهشان بهره هوشی(هوش بهر-IQ) بالا داشته باشد که دماغشان را بالا بگیرند که تیزهوش زاییدهاند. آنها فکر میکنند که فقط تیزهوشها در زندگی موفقاند. اما آیا واقعا اینطور است؟
از نگاه روانشناسان، IQ نقش بالایی در موفقیت آدمها ندارد. افراد وقتی شاخ میشوند کهEQشان از بقیه بالاتر است. EQ همان هوشِهیجانی است. نتایج پژوهشهای مختلفِ میدانی نشان میدهد که هوش هیجانی(EQ) بهتر از هوشبهر(IQ) میتواند ضامن موفقیت افراد باشد.
جالب است بدانید که هوش هیجانی یادگرفتنی است، ولی هوشبهر خیلی قابل تغییر نیست. هوشهیجانی یعنی اینکه فرد بتواند احساسات خودش و دیگران را خوب بشناسد و بر اساس این احساسات و هیجانات، واکنش مناسب نشان دهد. یکی از عوامل کلیدی هوشهیجانی مهارت برقراری ارتباط است. چیزی که این مراجع از نبودش رنج میبرد. کسی که با این همه آپشن بلد نیست از زندگیاش لذت ببرد!
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
.
بیآنکه سلامی دهد، خودش را روی صندلی وِل میکند. نگاهش را به زمین میدوزد. از جهت ظاهری و زیبایی به گونهای است که گویا طبیعت لطفش را در حقش تمام کرده باشد. بیستوششساله بود، اما با آن سن و سال نسبتاً کمش، روزمه پُر وپیمانی داشت. از قرائن زیادی میشد فهمید که هوش و استعداد بالایی دارد. تا مقطع فوقلیسانس در دانشگاه تهران درس خوانده و برای دکتری به یکی از دانشگاههای آمریکا بورسیه شده. زبانانگلیسی و فرانسوی خوراکش است. به نواختن پنج آلتموسیقی تبحر خاصی دارد. مدالهای متعددی در مسابقات مختلف کسب کرده.
_ بعد از گرفتنِ بیوگرافی، نسکافهای دادم دستش. درباره مشکلش پرسیدم.
گفت: از هشت سالگی به بعد از زندگیاش لذت نبرده است. تمام دغدغهاش این بوده که شاگرد اول باشد. در همه مسابقات رتبه اول را کسب کند. اگر اول میشده که هیچ، اما اگر نمیشده، به زمین و زمان بدبین بد و بیراه میگفته و گوشهگیر میشده. وسط راه به فکرش رسیده که نکند حس بدش به خاطر شرایط ایران باشد. خودش را به آب و آتش زده تا فرار را بر قرار ترجیح دهد. از بدِ حادثه آنجا هم آب از آب تکان نمیخورد. در آمریکا هم غمباد میگیرد. در طول چند سال رفتنش، دریغ از جُستن یک رفیق صمیمی و رابطه درستی با هیچ دختری. به فکرش رسیده که نکند حس بدش به خاطر غمِ غربت باشد که در صورت برگشت به ایران همه چیز روی خوش به او نشان خواهد داد...
.
امروزه آنچه برای والدین اهمیت دارد این است که گوش فلک را کر کنند و به همه ثابت کنند که بچهمان نابغه است. دوست دارند بچهشان بهره هوشی(هوش بهر-IQ) بالا داشته باشد که دماغشان را بالا بگیرند که تیزهوش زاییدهاند. آنها فکر میکنند که فقط تیزهوشها در زندگی موفقاند. اما آیا واقعا اینطور است؟
از نگاه روانشناسان، IQ نقش بالایی در موفقیت آدمها ندارد. افراد وقتی شاخ میشوند کهEQشان از بقیه بالاتر است. EQ همان هوشِهیجانی است. نتایج پژوهشهای مختلفِ میدانی نشان میدهد که هوش هیجانی(EQ) بهتر از هوشبهر(IQ) میتواند ضامن موفقیت افراد باشد.
جالب است بدانید که هوش هیجانی یادگرفتنی است، ولی هوشبهر خیلی قابل تغییر نیست. هوشهیجانی یعنی اینکه فرد بتواند احساسات خودش و دیگران را خوب بشناسد و بر اساس این احساسات و هیجانات، واکنش مناسب نشان دهد. یکی از عوامل کلیدی هوشهیجانی مهارت برقراری ارتباط است. چیزی که این مراجع از نبودش رنج میبرد. کسی که با این همه آپشن بلد نیست از زندگیاش لذت ببرد!
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
📝 يادداشت: (نامهای به مادرم)
.
وقتی بعد از غذا، از کابینت آشپزخانه پنهانی مشتی قرصِ رنگارنگ بر میداری و میخوری، آب شدنت را میبینم و بغض خفهام میکند.
وقتی در برگۀ آزمایشت میبینم قند خونت بالاست اما باز دلت برایمان شور میزند، تازه میفهمم که شوری و شیرینی صفت نیست. تویی. همه خوبیها، همه بوها، همه مزهها.
وقتی اینباکس گوشیات را چک میکنم و میبینم که پر از پیامهای جایزه ایرانسل و تبلیغات مزخرف فروشگاههای آنچنانی است، و پیام ما، -پیام هیچ کداممان- آنجا نیست، خودم را نمیتوانم ببخشم؛ فرو میریزم!
وقتی بزرگ میشوم و مشکلاتِ مادران و فرزندان را میبینم، تازه میفهمم چقدر مسئولیت روی شانههایت بود اما محکم ایستادی که باد کلاه ما را نبرد. یا خوابمان به هم نریزد.
وقتی روحم درد میکند، سرم را رویِ پاهای کی میگذارم جز تو؟ تو که برایم حرف میزنی یا شاید هم «أمّن یُجیب» میخوانی و تمام زخمهای دلم خوب میشوند.
وقتی گلهایِ قالیِ زیرِ پایم را میبینم، یادم میافتد که چه حوصلهای داشتی. تند تند با دفه روی گرههای رنگارنگ قالی میکوبیدی و ما میدیدیم که چطور دستهایت و نقشه و دار با هم رجهایِ قالی را بالا میبردند.
وقتی آرام و ساکت روی صندلی چوبی قدیمی جهیزیهات رو به روی پنجرۀ خانه با پدر چای مینوشی، یاد میگیرم: «زندگی یعنی دلِ خوش!»
وقتی عمقِ نگاهت را به پدر میبینم، می دانم که باید بقیۀ عشقها جلویِ شما لُنگ بیندازند بس که مجازیاند. بس که محبت هم نیست. اختلال است. بالا و پایین شدن هورمون است.
وقتی عطرِ قرمه سبزیهایِ ظهرِ جمعهات تویِ خانه میپیچد، سیر هم که باشم، گرسنهام میشود. دلم میخواهد هوار بزنم و گوش فلک را کر کنم که: «مادر! دستپختت عاقبت دیوانهام میکند!»
وقتی میبینم همیشه در دسترسی؛ محبتت بهروز است؛ سایلنت و دایورت نمیکنی و فالورهایت فقط ماییم، ذوق میکنم که مادرم هستی و من در عجبم با چقدر صبر و تواضع و مهر و محبت میتوان «مادر» بود...
همه میگویند دنیا ارزش لگد زدن به شکم مادر را نداشت. اما من، دوست داشتم تو مادرم باشی. دوست داشتم تو در آغوشم بگیری. دوست داشتم توی چشمهایت نگاه کنم و برایم شعر بخوانی. قربان خندههایت شوم.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
.
وقتی بعد از غذا، از کابینت آشپزخانه پنهانی مشتی قرصِ رنگارنگ بر میداری و میخوری، آب شدنت را میبینم و بغض خفهام میکند.
وقتی در برگۀ آزمایشت میبینم قند خونت بالاست اما باز دلت برایمان شور میزند، تازه میفهمم که شوری و شیرینی صفت نیست. تویی. همه خوبیها، همه بوها، همه مزهها.
وقتی اینباکس گوشیات را چک میکنم و میبینم که پر از پیامهای جایزه ایرانسل و تبلیغات مزخرف فروشگاههای آنچنانی است، و پیام ما، -پیام هیچ کداممان- آنجا نیست، خودم را نمیتوانم ببخشم؛ فرو میریزم!
وقتی بزرگ میشوم و مشکلاتِ مادران و فرزندان را میبینم، تازه میفهمم چقدر مسئولیت روی شانههایت بود اما محکم ایستادی که باد کلاه ما را نبرد. یا خوابمان به هم نریزد.
وقتی روحم درد میکند، سرم را رویِ پاهای کی میگذارم جز تو؟ تو که برایم حرف میزنی یا شاید هم «أمّن یُجیب» میخوانی و تمام زخمهای دلم خوب میشوند.
وقتی گلهایِ قالیِ زیرِ پایم را میبینم، یادم میافتد که چه حوصلهای داشتی. تند تند با دفه روی گرههای رنگارنگ قالی میکوبیدی و ما میدیدیم که چطور دستهایت و نقشه و دار با هم رجهایِ قالی را بالا میبردند.
وقتی آرام و ساکت روی صندلی چوبی قدیمی جهیزیهات رو به روی پنجرۀ خانه با پدر چای مینوشی، یاد میگیرم: «زندگی یعنی دلِ خوش!»
وقتی عمقِ نگاهت را به پدر میبینم، می دانم که باید بقیۀ عشقها جلویِ شما لُنگ بیندازند بس که مجازیاند. بس که محبت هم نیست. اختلال است. بالا و پایین شدن هورمون است.
وقتی عطرِ قرمه سبزیهایِ ظهرِ جمعهات تویِ خانه میپیچد، سیر هم که باشم، گرسنهام میشود. دلم میخواهد هوار بزنم و گوش فلک را کر کنم که: «مادر! دستپختت عاقبت دیوانهام میکند!»
وقتی میبینم همیشه در دسترسی؛ محبتت بهروز است؛ سایلنت و دایورت نمیکنی و فالورهایت فقط ماییم، ذوق میکنم که مادرم هستی و من در عجبم با چقدر صبر و تواضع و مهر و محبت میتوان «مادر» بود...
همه میگویند دنیا ارزش لگد زدن به شکم مادر را نداشت. اما من، دوست داشتم تو مادرم باشی. دوست داشتم تو در آغوشم بگیری. دوست داشتم توی چشمهایت نگاه کنم و برایم شعر بخوانی. قربان خندههایت شوم.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#پست_درخواستی_اینستاگرام
گاهی لازم نیست شخصی را ببخشیم.
فقط کافیست در فاصلهای مناسب بایستیم و به خشممان اجازه دهیم تحملِ فاصله را آسانتر کند.
داستانِ "همیشه ببخش و بگذر"، داستانِ قدیمیِ مادربزرگهاست. ما مدتهاست به افسانهها و فداکاریها و سکوتهای افراطیِ بیجا احتیاج نداریم.
گاهی بعضی آسیبها و بعضی رفتارهایی که از سمت آدمها، مخصوصا رابطههای خونی، بر ما وارد شده است قابل بخشش نیست اما قابل تحمل است. میشود تحمل کرد اگر بتوانیم فاصلهای مناسب داشته باشیم.
به خودمان اجازه بدهیم خشمگین باشیم اما با بصیرت به خشممان نگاه کنیم و آن را تبدیل به واکنشهای تخریبگر مانند فحش و توهین و یا سرکوبگر مانند افسردگی و خمودگی نکنیم.
فقط مشاهدهگر خشم و جریانش در بدنمان باشیم و فاصلهمان را تنظیم کنیم.
دیدنِ خشم نسبت به یک فرد به ما کمک میکند که رفتارهای افراطی و محبت آمیز نداشته باشیم. به ما کمک میکند که باج ندهیم و چاپلوسی نکنیم. به ما کمک میکند که به شخص مقابل نشان دهیم که آزرده هستیم و مایل به رابطه داشتن همانند گذشته نیستیم.
برای خواندن مطلب کامل پست اینستاگرام را چک کنید.
❤️🍀 @filsofak
گاهی لازم نیست شخصی را ببخشیم.
فقط کافیست در فاصلهای مناسب بایستیم و به خشممان اجازه دهیم تحملِ فاصله را آسانتر کند.
داستانِ "همیشه ببخش و بگذر"، داستانِ قدیمیِ مادربزرگهاست. ما مدتهاست به افسانهها و فداکاریها و سکوتهای افراطیِ بیجا احتیاج نداریم.
گاهی بعضی آسیبها و بعضی رفتارهایی که از سمت آدمها، مخصوصا رابطههای خونی، بر ما وارد شده است قابل بخشش نیست اما قابل تحمل است. میشود تحمل کرد اگر بتوانیم فاصلهای مناسب داشته باشیم.
به خودمان اجازه بدهیم خشمگین باشیم اما با بصیرت به خشممان نگاه کنیم و آن را تبدیل به واکنشهای تخریبگر مانند فحش و توهین و یا سرکوبگر مانند افسردگی و خمودگی نکنیم.
فقط مشاهدهگر خشم و جریانش در بدنمان باشیم و فاصلهمان را تنظیم کنیم.
دیدنِ خشم نسبت به یک فرد به ما کمک میکند که رفتارهای افراطی و محبت آمیز نداشته باشیم. به ما کمک میکند که باج ندهیم و چاپلوسی نکنیم. به ما کمک میکند که به شخص مقابل نشان دهیم که آزرده هستیم و مایل به رابطه داشتن همانند گذشته نیستیم.
برای خواندن مطلب کامل پست اینستاگرام را چک کنید.
❤️🍀 @filsofak
#در_دست_ترجمه
وقتی میفهمید از نظر عاطفی به بلوغ رسیدهاید که متوجه شوید بیشترِ رفتارهای بدِ دیگران واقعاً ناشی از ترس و اضطراب است ـ و نه آن چیزی که معمولاً تصورش آسانتر است، یعنی خباثت و بلاهت. در این صورت، شما کمتر حقبهجانب خواهید بود و دیگرْ دنیا را پر از هیولاها یا آدمهای ابله نخواهید دید. این کار باعث میشود که در ابتدا همه چیز برایتان کمتر سیاه و سفید بشود، اما در طول زمان، باعث میشود که همه چیز برایتان بهمراتب جالبتر از قبل شود.
«فضیلتهای اجتماعی»
#آلن_دوباتن و همکاران،
ترجمهٔ #یاسر_پوراسماعیل، #نشر_کرگدن
❤️🍀 @filsofak
وقتی میفهمید از نظر عاطفی به بلوغ رسیدهاید که متوجه شوید بیشترِ رفتارهای بدِ دیگران واقعاً ناشی از ترس و اضطراب است ـ و نه آن چیزی که معمولاً تصورش آسانتر است، یعنی خباثت و بلاهت. در این صورت، شما کمتر حقبهجانب خواهید بود و دیگرْ دنیا را پر از هیولاها یا آدمهای ابله نخواهید دید. این کار باعث میشود که در ابتدا همه چیز برایتان کمتر سیاه و سفید بشود، اما در طول زمان، باعث میشود که همه چیز برایتان بهمراتب جالبتر از قبل شود.
«فضیلتهای اجتماعی»
#آلن_دوباتن و همکاران،
ترجمهٔ #یاسر_پوراسماعیل، #نشر_کرگدن
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن کوتاه
#Bao
#برنده_اسکار_بهترین_انیمیشن کوتاه ۲۰۱۹
انیمیشن Bao داستان مادرهای شرقیست. زنهایی که بعد از فرو رفتن در نقش مادری، همه ابعاد خود را بیاختیار فراموش میکنند و از فرزندانشان تنها یک انتظار دارند: فرزند بودنِ مدام.
بحران از جایی شروع میشود که بچهها بزرگ میشوند و برای بازی در نقشهای متنوع، راهشان را جدا میکنند. آنوقت است که زن شرقی، تنها نقشی که بلد است را بیکاربرد میبیند. انگار که کلاه بزرگی سرش رفته باشد. آنوقت تبدیل میشوند به غمگینترین مادران تاریخ.
البته اهمیت این انیمیشن در مفاهیمش نیست، بلکه در نوع داستانگوییاش است. ماجرا و بحرانی که با زنده شدن یک خوراکی به وجود میآید و به این وسیله ما را به کشف گذشتهي زن و روابطش با فرزند واقعیاش میرساند. داستانی که تنهایی را از زاویهای متفاوت به تصویر کشیده است.
❤️🍀 @filsofak
#Bao
#برنده_اسکار_بهترین_انیمیشن کوتاه ۲۰۱۹
انیمیشن Bao داستان مادرهای شرقیست. زنهایی که بعد از فرو رفتن در نقش مادری، همه ابعاد خود را بیاختیار فراموش میکنند و از فرزندانشان تنها یک انتظار دارند: فرزند بودنِ مدام.
بحران از جایی شروع میشود که بچهها بزرگ میشوند و برای بازی در نقشهای متنوع، راهشان را جدا میکنند. آنوقت است که زن شرقی، تنها نقشی که بلد است را بیکاربرد میبیند. انگار که کلاه بزرگی سرش رفته باشد. آنوقت تبدیل میشوند به غمگینترین مادران تاریخ.
البته اهمیت این انیمیشن در مفاهیمش نیست، بلکه در نوع داستانگوییاش است. ماجرا و بحرانی که با زنده شدن یک خوراکی به وجود میآید و به این وسیله ما را به کشف گذشتهي زن و روابطش با فرزند واقعیاش میرساند. داستانی که تنهایی را از زاویهای متفاوت به تصویر کشیده است.
❤️🍀 @filsofak
کلام شما «ندایی درونی» برای کودک است
که او مدام با خود مرور میکند...
پس طوری سخن بگویید
که از مکالمه با خود لذت ببرد.
❤️🍀 @filsofak
که او مدام با خود مرور میکند...
پس طوری سخن بگویید
که از مکالمه با خود لذت ببرد.
❤️🍀 @filsofak
اگر میخواهی برای آدمهای طبقه بالا پز بدهی زحمت نکش... آنها همیشه به چشم حقارت نگاهت میکنند.
اگر هم میخواهی برای زیر دستانت پز بدهی باز هم زحمت نکش، چون فقط حسودیشان را تحریک میکنی.
فقط قلبی گشوده است که به تو اجازه میدهد در چشم همه یک جور باشی.
📗 سهشنبهها با موری
❤️🍀 @filsofak
اگر هم میخواهی برای زیر دستانت پز بدهی باز هم زحمت نکش، چون فقط حسودیشان را تحریک میکنی.
فقط قلبی گشوده است که به تو اجازه میدهد در چشم همه یک جور باشی.
📗 سهشنبهها با موری
❤️🍀 @filsofak
گفت: محبت کن. راه دوری نمیرود.
گفتم: برعکس! محبت همهجا میرود.
از زمین تا آسمان؛ از دل به دل؛ حتی تا پیش خدا هم میرود.
❤️🍀 @filsofak
گفتم: برعکس! محبت همهجا میرود.
از زمین تا آسمان؛ از دل به دل؛ حتی تا پیش خدا هم میرود.
❤️🍀 @filsofak
مادرم آن روزها همهچیز برایش حیف بود؛ جز خودش!
یک صندوق چوبی بزرگ داشت پر از چیزهای حیف. در خانه ما به چیزهایی حیف گفته میشد که نباید آنها را مصرف میکردیم. نباید به آنها دست میزدیم. فقط هر چند وقت یک بار میتوانستیم آنها را خیلی تند ببینیم و از شوق داشتنشان حظ کنیم و از حسرت نداشتنشان غصه بخوریم.
حیف مادرم که دیگر نمیتواند در صندوق حیف را باز کند و چیزهای حیف را دربیاورد و با دستهای ظریف و سفیدش آنها را جلوی چشمان میشی و پر احساسش بگیرد و از تماشای آنها لذت ببرد.
مادرم هیچ وقت خود را جزو چیزهای حیف به حساب نیاورد.
دستهایش، چشمهایش، موهایش، قلبش، حافظهاش، همه چیزش را به کار انداخت و حسابی آنها را کهنه کرد.
حالا داشتههایش آنقدر کهنه شده که وصلهبردار هم نیستند.
حیف مادرم که قدر حیفترین چیزها را ندانست. قدر خودش را ندانست و جانش را برای چیزهایی که اصلا حیف نبودند، تلف کرد.
📘 از بالای پله چهلم | محمود کیانوش
❤️🍀 @filsofak
یک صندوق چوبی بزرگ داشت پر از چیزهای حیف. در خانه ما به چیزهایی حیف گفته میشد که نباید آنها را مصرف میکردیم. نباید به آنها دست میزدیم. فقط هر چند وقت یک بار میتوانستیم آنها را خیلی تند ببینیم و از شوق داشتنشان حظ کنیم و از حسرت نداشتنشان غصه بخوریم.
حیف مادرم که دیگر نمیتواند در صندوق حیف را باز کند و چیزهای حیف را دربیاورد و با دستهای ظریف و سفیدش آنها را جلوی چشمان میشی و پر احساسش بگیرد و از تماشای آنها لذت ببرد.
مادرم هیچ وقت خود را جزو چیزهای حیف به حساب نیاورد.
دستهایش، چشمهایش، موهایش، قلبش، حافظهاش، همه چیزش را به کار انداخت و حسابی آنها را کهنه کرد.
حالا داشتههایش آنقدر کهنه شده که وصلهبردار هم نیستند.
حیف مادرم که قدر حیفترین چیزها را ندانست. قدر خودش را ندانست و جانش را برای چیزهایی که اصلا حیف نبودند، تلف کرد.
📘 از بالای پله چهلم | محمود کیانوش
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن بسیار زیبای یان (Ian) براساس یک داستان واقعی
اثری بسیار زیبا و احساسی، بر اساس یک داستان واقعی و تکان دهنده که مطمئناً قلب همه ما رو برای ساخت یک جامعه متحد و مهربانتر، درگیر خواهد کرد. این انیمیشن کوتاه داستان پسر بچه ای به نام Ian (یان) است که به صورت مادرزادی معلول است و مانند همه میخواد برای خود همبازی داشته باشد...
انیمیشن Ian ساخته استدیو Mundoloco در سال 2018 و برگزیده جشنواره بهترین انیمیشن کوتاه سال است.
❤️🍀 @filsofak
اثری بسیار زیبا و احساسی، بر اساس یک داستان واقعی و تکان دهنده که مطمئناً قلب همه ما رو برای ساخت یک جامعه متحد و مهربانتر، درگیر خواهد کرد. این انیمیشن کوتاه داستان پسر بچه ای به نام Ian (یان) است که به صورت مادرزادی معلول است و مانند همه میخواد برای خود همبازی داشته باشد...
انیمیشن Ian ساخته استدیو Mundoloco در سال 2018 و برگزیده جشنواره بهترین انیمیشن کوتاه سال است.
❤️🍀 @filsofak
📌هر که از دست داد به دست آورد و هرکه به دست آورد از دست داد
📝 مصطفی ملکیان:
🔹عمیقترین نوع بی ثباتی چیزی است که در بیان عیسی در انجیل آمده و آن این است که تو همه ی چیزهایی را که میخواهی به دست بیاروی برای این میخواهی که از طریقش به آرامش برسی ولی تا سعی میکنی نگهشان داری،آرامشت را از دست میدهی.این دیگر بدترین وضعی است که ممکن است پیش بیاید.در حقیقت،دلیل اینکه من وشما ثروت و شهرت میخواهیم این است که فکر می کنیم از طریق آن به آرامش می رسیم اما پارادوکس داستان اینجا است که اگر بخواهیم حفظشان کنیم آرامشمان را از دست می دهیم؛وقتی هم به آنها بی اعتنا می شویم آرامش به دست می آوریم:
🔸جمله ی بی قراریت از طلب قرار
طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت
🔹در اینجاست که به این جمله ی حضرت عیسی میرسیم که عارفان والهی دانان مسیحی از دل آن اخلاق و الهیات عملی زیادی استخراج کرده اند:«هر که از دست داد به دست آورد و هرکه به دست آورد از دست داد.»ما به دنبال ثروت می رویم برای اینکه به آرامش برسیم بعد می بینیم اگر بخواهیم ثروتی را که به دست آورده ایم نگاه داریم آرامشمان را ازدست می دهیم.پس باید ثروت را رها کنیم.اگر اینگونه است چرا چیزی را که از اول باید رها شود بگیریم؟پس باید با ثروت مسامحه آمیز رفتار کنیم.(فرض کنید من یک میلیون تومان پول در جیبم داشته باشم و شما هم یک میلیون تومان داشته باشید اما شما به یک میلیون تومانتان بی اعتنا باشید:شما راحت سوار تاکسی و اتوبوس می شوید و درپارک روی چمن دراز می کشید؛اما من چون ثروتم به جانم بسته است روی چمن دراز نمی کشم و سوار تاکسی و اتوبوس نمی شوم تا آن را از جیبم ندزدند.چون شما به آن یک میلیون تومان علقه ندارید آرامش دارید.اما وقتی به آن علقه داشته باشید آرامشی ندارید و به همین دلیل است که بین دو آدمی که یک میلیون تومان در جیب دارند یکی خوب به خواب می رود و دیگری تا این پول را به جایی نرساند و دستش را به جایی بند نکند خواب به چشمش نمی آید.)
📚کتاب زمین از دریچه آسمان
صفحه 137
❤️🍀 @filsofak
📝 مصطفی ملکیان:
🔹عمیقترین نوع بی ثباتی چیزی است که در بیان عیسی در انجیل آمده و آن این است که تو همه ی چیزهایی را که میخواهی به دست بیاروی برای این میخواهی که از طریقش به آرامش برسی ولی تا سعی میکنی نگهشان داری،آرامشت را از دست میدهی.این دیگر بدترین وضعی است که ممکن است پیش بیاید.در حقیقت،دلیل اینکه من وشما ثروت و شهرت میخواهیم این است که فکر می کنیم از طریق آن به آرامش می رسیم اما پارادوکس داستان اینجا است که اگر بخواهیم حفظشان کنیم آرامشمان را از دست می دهیم؛وقتی هم به آنها بی اعتنا می شویم آرامش به دست می آوریم:
🔸جمله ی بی قراریت از طلب قرار
طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت
🔹در اینجاست که به این جمله ی حضرت عیسی میرسیم که عارفان والهی دانان مسیحی از دل آن اخلاق و الهیات عملی زیادی استخراج کرده اند:«هر که از دست داد به دست آورد و هرکه به دست آورد از دست داد.»ما به دنبال ثروت می رویم برای اینکه به آرامش برسیم بعد می بینیم اگر بخواهیم ثروتی را که به دست آورده ایم نگاه داریم آرامشمان را ازدست می دهیم.پس باید ثروت را رها کنیم.اگر اینگونه است چرا چیزی را که از اول باید رها شود بگیریم؟پس باید با ثروت مسامحه آمیز رفتار کنیم.(فرض کنید من یک میلیون تومان پول در جیبم داشته باشم و شما هم یک میلیون تومان داشته باشید اما شما به یک میلیون تومانتان بی اعتنا باشید:شما راحت سوار تاکسی و اتوبوس می شوید و درپارک روی چمن دراز می کشید؛اما من چون ثروتم به جانم بسته است روی چمن دراز نمی کشم و سوار تاکسی و اتوبوس نمی شوم تا آن را از جیبم ندزدند.چون شما به آن یک میلیون تومان علقه ندارید آرامش دارید.اما وقتی به آن علقه داشته باشید آرامشی ندارید و به همین دلیل است که بین دو آدمی که یک میلیون تومان در جیب دارند یکی خوب به خواب می رود و دیگری تا این پول را به جایی نرساند و دستش را به جایی بند نکند خواب به چشمش نمی آید.)
📚کتاب زمین از دریچه آسمان
صفحه 137
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ را حتما ببینید ☝️☝️☝️
هم خنده دار است هم آموزنده. نشان میدهد که یک موضوع در طی انتقال از فردی به فرد دیگر چقدر دچار تحریف و تغییر میشود.
حالا ببینید در طول تاریخ مسائل چقدر تحریف می شود!
چه اجتماعی چه دینی!!!👆
❤️🍀 @filsofak
هم خنده دار است هم آموزنده. نشان میدهد که یک موضوع در طی انتقال از فردی به فرد دیگر چقدر دچار تحریف و تغییر میشود.
حالا ببینید در طول تاریخ مسائل چقدر تحریف می شود!
چه اجتماعی چه دینی!!!👆
❤️🍀 @filsofak
مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی میکردند؟
مگر چادر میپوشیدند؟
کی در این راهپیمایی ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟
نه در زمان پیامبر نه ائمه معصومین چیزی به نام حجاب اجباری نبوده،این حکم اجبار یک حکم من در آوردی است که نه تنها عفاف و پاکی را در جامعه رواج نخواهد داد بلکه موجب گسترش فساد و فحشا در کل جامعه خواهد شد!!
در اصل دین اکراه و اجبار نیست چه برسد در فروع دین ، دینِ سرنیزه ای به قلب کسی راه نخواهد داشت.
میترسم روزی برسد غارت بیت المال و فقر و فلاکت عادی شود و موضوع حساس جامعه بشود دوتار موی زن که زیر روسری است یا بیرون آن ...
👤 سید محمود طالقانی
❤️🍀 @filsofak
مگر چادر میپوشیدند؟
کی در این راهپیمایی ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟
نه در زمان پیامبر نه ائمه معصومین چیزی به نام حجاب اجباری نبوده،این حکم اجبار یک حکم من در آوردی است که نه تنها عفاف و پاکی را در جامعه رواج نخواهد داد بلکه موجب گسترش فساد و فحشا در کل جامعه خواهد شد!!
در اصل دین اکراه و اجبار نیست چه برسد در فروع دین ، دینِ سرنیزه ای به قلب کسی راه نخواهد داشت.
میترسم روزی برسد غارت بیت المال و فقر و فلاکت عادی شود و موضوع حساس جامعه بشود دوتار موی زن که زیر روسری است یا بیرون آن ...
👤 سید محمود طالقانی
❤️🍀 @filsofak
💢 ده توصيه براي زيبانويسي در نثر معيار
1. اگر ميخواهيد زيبا و دلنشين بنويسيد، سعي نکنيد که زيبا بنويسيد. زيبايي در فکر شما است، نه در قلم شما. با قلمتان راحت باشيد تا قلم هم بهراحتي بتواند فکر شما را بر روي کاغذ بياورد.
2. به ساختار متن، بيشتر از جملهها، و به جملهها بيشتر از کلمهها اهميت بدهيد.
3. به مخاطب احترام بگذاريد تا او نيز به نوشتار شما به ديدۀ تحسين و احترام بنگرد. کمترين احترام به خواننده، آن است که پاکيزه و درست بنويسيد و سادهترين اصول تايپ(مانند فاصلهها و نيمفاصلهها) را رعايت کنيد.
4. نوشتار شما، رفتار شما با خواننده است. هر قدر در رفتارتان صميميتر باشيد، او نيز با شما همدلي بيشتري ميکند. پس در وقت نوشتن، يکي از احساسات انساني خود را اجازۀ ابراز بدهيد؛ احساساتي مانند شادي، خشم، غمگيني و هيجان. شما نويسندهايد نه ديپلمات. اگر ميخواهيد خشک و جدي هم باشيد، باشيد؛ ولي نفسگير ننويسيد.
5. غنيترين سرمايۀ پنهان براي نويسنده، ديوانهايي است که خوانده و از ياد برده است.
6. وظيفۀ نخست نويسنده، صراحت و صداقت است، و حلاوت و ملاحت در رتبههاي بعدي است. بنابراين شيپور را از دهان گشادش ننوازيد. از صراحت شروع کنيد تا به حلاوت برسيد.
7. يکي از مهمترين عوامل زيبايي در نويسندگي، سرعت نويسنده در چينش مطالب اصلي نوشتار است. رانندۀ خوب، رانندهاي است که نه تند ميرود و نه آهسته. نويسنده هم نبايد قلمش را به دست تداعيهاي پيدرپي و گريزهاي فرعي بسپارد كه سرعتش در پيشبرد مطالب كم شود و خواننده را معطل کند. همچنين نبايد چنان مختصر و تلگرافي بنويسد كه از هوش و تمرکز خواننده، سبقت بگيرد. تنظيم سرعت قلم در چيدن مطالب كنار هم، خواننده را به وجد ميآورد.
8. متن نارس و نارسا زيبا نيست؛ حتي اگر همۀ آرايههاي زباني در آن کارگذاري شده باشد.
9. فقط کسي ميتواند زيبا بنويسيد که ميداند چه ميخواهد بگويد و چقدر و چرا و براي چه کسي. نويسندهاي که گيج ميزند، خوانندهاش را دچار سرگيجه ميکند. هيچ انساني دوست ندارد او را گيج کنند.
10. بپذيريم که هر کسي نميتواند زيبا بنويسد؛ ولي باور کنيم که هر کسي ميتواند نازيبا ننويسد.
🔸رضا بابایی
❤️🍀 @filsofak
1. اگر ميخواهيد زيبا و دلنشين بنويسيد، سعي نکنيد که زيبا بنويسيد. زيبايي در فکر شما است، نه در قلم شما. با قلمتان راحت باشيد تا قلم هم بهراحتي بتواند فکر شما را بر روي کاغذ بياورد.
2. به ساختار متن، بيشتر از جملهها، و به جملهها بيشتر از کلمهها اهميت بدهيد.
3. به مخاطب احترام بگذاريد تا او نيز به نوشتار شما به ديدۀ تحسين و احترام بنگرد. کمترين احترام به خواننده، آن است که پاکيزه و درست بنويسيد و سادهترين اصول تايپ(مانند فاصلهها و نيمفاصلهها) را رعايت کنيد.
4. نوشتار شما، رفتار شما با خواننده است. هر قدر در رفتارتان صميميتر باشيد، او نيز با شما همدلي بيشتري ميکند. پس در وقت نوشتن، يکي از احساسات انساني خود را اجازۀ ابراز بدهيد؛ احساساتي مانند شادي، خشم، غمگيني و هيجان. شما نويسندهايد نه ديپلمات. اگر ميخواهيد خشک و جدي هم باشيد، باشيد؛ ولي نفسگير ننويسيد.
5. غنيترين سرمايۀ پنهان براي نويسنده، ديوانهايي است که خوانده و از ياد برده است.
6. وظيفۀ نخست نويسنده، صراحت و صداقت است، و حلاوت و ملاحت در رتبههاي بعدي است. بنابراين شيپور را از دهان گشادش ننوازيد. از صراحت شروع کنيد تا به حلاوت برسيد.
7. يکي از مهمترين عوامل زيبايي در نويسندگي، سرعت نويسنده در چينش مطالب اصلي نوشتار است. رانندۀ خوب، رانندهاي است که نه تند ميرود و نه آهسته. نويسنده هم نبايد قلمش را به دست تداعيهاي پيدرپي و گريزهاي فرعي بسپارد كه سرعتش در پيشبرد مطالب كم شود و خواننده را معطل کند. همچنين نبايد چنان مختصر و تلگرافي بنويسد كه از هوش و تمرکز خواننده، سبقت بگيرد. تنظيم سرعت قلم در چيدن مطالب كنار هم، خواننده را به وجد ميآورد.
8. متن نارس و نارسا زيبا نيست؛ حتي اگر همۀ آرايههاي زباني در آن کارگذاري شده باشد.
9. فقط کسي ميتواند زيبا بنويسيد که ميداند چه ميخواهد بگويد و چقدر و چرا و براي چه کسي. نويسندهاي که گيج ميزند، خوانندهاش را دچار سرگيجه ميکند. هيچ انساني دوست ندارد او را گيج کنند.
10. بپذيريم که هر کسي نميتواند زيبا بنويسد؛ ولي باور کنيم که هر کسي ميتواند نازيبا ننويسد.
🔸رضا بابایی
❤️🍀 @filsofak
28-31.pdf
352.6 KB
مجله خانههایروشن۶۳
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۰
موضوع: #همسرانه (۱)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۰
موضوع: #همسرانه (۱)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak