📝 داستانک: (چرخ و فلک)
.
رویِ جدولِ پارک چُمباتمه نشستهام و چانهام را مثلِ صندوقِ صدقات گذاشتهام رویِ دست هایم و زُل زدهام به امین و میثم که روبرویم در صفِ خریدِ بلیطِ بازی این پا و آن پا میکنند.
جوانکی درشت هیکل که به زحمت خودش را تکان میداد، همراه با دو نفر از دوستانش که نسبتاً لاغر و قدبلند بودند، وارد پارک شدند. هر سه مثلِ من ریش داشتند و پیراهنشان را روی شلوارشان انداخته بودند. سهتایی رفتند به سمتِ صفِ خریدِ بلیط.
بچهها بالأخره بلیط را گرفتند. جلو رفتم. داشتیم به سمتِ چرخوفلک میرفتیم که یکدفعه صدایِ داد و بیدادِ یک زن و مرد در کنارِ آبخوری به گوشمان رسید. برگشتم و دیدم که آن مردِ چاق به خانمی که ظاهراً جلویِ موهایش بیرون بود، تذکر داده که باید موهایت را بپوشانی. زن هم با یک «به تو چه» میخواسته او را راهی کند، اما او بیخیال نمیشد و بر موضعِ خودش سفت ایستاده بود. شوهرِ آن زن که قدی بلند با سبیل پرپشت و أبروهای پهن داشت، خودش را به زنش رساند و بازویش را گرفت و از او خواست که همراهِ او برود و به این قُلچماقها توجهی نکند.
جوانکِ چاق با صدایِ بلند دو دوستِ لاغرش را صدا کرد. اسمشان یوسف و محمد بود. به آنها گفت که زنگ بزنند به پایگاهی که آن نزدیکیها بود تا پدر این زن و شوهر را در آورند.
بی آنکه حواسم باشد زُل زده بودم به این سه جوان. یکی از لاغرها که أبروهایِ شیبدارِ مدلِ شیروانی داشت، رو به من کرد و گفت: «چیه آقا زل زدی به ما؟ خیر سرت تو هم مذهبی هستیها؟» سکوتم را شکستم و گفتم: «مرد حسابی مگه جنگِ حق و باطله؟! یارو مسافره. با زن و بچه اومده یه استراحتی کنه، شامی بخوره بره! چه وقتِ گیر دادنه آخه!» چند نفری هم جمع شده بودند و به حرفها گوش میدادند. آن جوانِ چاق سمتم آمد و گفت: «مثلِ اینکه نمیدونی امربه معروف و نهی از منکر واجبه! یا این ریشاتو بزن یا حواست باشه که امام حسین برایِ همین نهی از منکر شهید شد!» رویش را برگرداند تا برود، زدم پشتش و گفتم: «داداش! سوراخِ دعا رو بدجوری گم کردی. امام حسین دلش میسوخت آدما رو تویِ گرفتاری ببینه، نه اینکه گیر بده تا دلش خنک شه!»
میثم و امین دستهایم را سفت گرفته بودند. برگشتیم به سمت چرخوفلک. سوار شدیم. از آن بالا داشتم نگاه میکردم. حسابی ذهنم درگیر بود. امین یکهو دست زدنش را قطع کرد و رو به من گفت: بابا چرا بیحال شدی؟ دستش را گرفتم. نگاهش کردم و گفتم: بابا هیچوقت به آدمها گیر نده!
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
.
رویِ جدولِ پارک چُمباتمه نشستهام و چانهام را مثلِ صندوقِ صدقات گذاشتهام رویِ دست هایم و زُل زدهام به امین و میثم که روبرویم در صفِ خریدِ بلیطِ بازی این پا و آن پا میکنند.
جوانکی درشت هیکل که به زحمت خودش را تکان میداد، همراه با دو نفر از دوستانش که نسبتاً لاغر و قدبلند بودند، وارد پارک شدند. هر سه مثلِ من ریش داشتند و پیراهنشان را روی شلوارشان انداخته بودند. سهتایی رفتند به سمتِ صفِ خریدِ بلیط.
بچهها بالأخره بلیط را گرفتند. جلو رفتم. داشتیم به سمتِ چرخوفلک میرفتیم که یکدفعه صدایِ داد و بیدادِ یک زن و مرد در کنارِ آبخوری به گوشمان رسید. برگشتم و دیدم که آن مردِ چاق به خانمی که ظاهراً جلویِ موهایش بیرون بود، تذکر داده که باید موهایت را بپوشانی. زن هم با یک «به تو چه» میخواسته او را راهی کند، اما او بیخیال نمیشد و بر موضعِ خودش سفت ایستاده بود. شوهرِ آن زن که قدی بلند با سبیل پرپشت و أبروهای پهن داشت، خودش را به زنش رساند و بازویش را گرفت و از او خواست که همراهِ او برود و به این قُلچماقها توجهی نکند.
جوانکِ چاق با صدایِ بلند دو دوستِ لاغرش را صدا کرد. اسمشان یوسف و محمد بود. به آنها گفت که زنگ بزنند به پایگاهی که آن نزدیکیها بود تا پدر این زن و شوهر را در آورند.
بی آنکه حواسم باشد زُل زده بودم به این سه جوان. یکی از لاغرها که أبروهایِ شیبدارِ مدلِ شیروانی داشت، رو به من کرد و گفت: «چیه آقا زل زدی به ما؟ خیر سرت تو هم مذهبی هستیها؟» سکوتم را شکستم و گفتم: «مرد حسابی مگه جنگِ حق و باطله؟! یارو مسافره. با زن و بچه اومده یه استراحتی کنه، شامی بخوره بره! چه وقتِ گیر دادنه آخه!» چند نفری هم جمع شده بودند و به حرفها گوش میدادند. آن جوانِ چاق سمتم آمد و گفت: «مثلِ اینکه نمیدونی امربه معروف و نهی از منکر واجبه! یا این ریشاتو بزن یا حواست باشه که امام حسین برایِ همین نهی از منکر شهید شد!» رویش را برگرداند تا برود، زدم پشتش و گفتم: «داداش! سوراخِ دعا رو بدجوری گم کردی. امام حسین دلش میسوخت آدما رو تویِ گرفتاری ببینه، نه اینکه گیر بده تا دلش خنک شه!»
میثم و امین دستهایم را سفت گرفته بودند. برگشتیم به سمت چرخوفلک. سوار شدیم. از آن بالا داشتم نگاه میکردم. حسابی ذهنم درگیر بود. امین یکهو دست زدنش را قطع کرد و رو به من گفت: بابا چرا بیحال شدی؟ دستش را گرفتم. نگاهش کردم و گفتم: بابا هیچوقت به آدمها گیر نده!
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
27-31.pdf
2.3 MB
مجله خانههایروشن۵۵
سردبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۵۰
موضوع: #انتخاب_همسر (۲)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
سردبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۵۰
موضوع: #انتخاب_همسر (۲)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
آنالیز سن شما
بزنین روی این لینک و با وارد کردن تاریخ تولدتون حسابی لذت ببرید.
همه اطلاعات زندگیتون رو بهتون نشون میده.
نیازی به فامیلی تان نیست،
اسم کوچک کافی ست.
👇👇👇👇👇
http://birth.carbalad.com
❤️🍀 @filsofak
بزنین روی این لینک و با وارد کردن تاریخ تولدتون حسابی لذت ببرید.
همه اطلاعات زندگیتون رو بهتون نشون میده.
نیازی به فامیلی تان نیست،
اسم کوچک کافی ست.
👇👇👇👇👇
http://birth.carbalad.com
❤️🍀 @filsofak
آنالیز سن
آنالیز سن شما
همه چیز را مورد تاریخ تولدتان بدانید! از بدو تولد شما تا الان دقیقا چه اتفاقاتی افتاده؟ روز تولد شما با
کانت مدعی است درست همان طور که اخلاقاً مکلّفیم به دیگران بهمنزلۀ شخص احترام بگذاریم، این تکلیف اخلاقی بر عهدۀ ماست که به خودمان هم بهمنزلۀ شخص احترام بنهیم، تکلیفی که از شرافت ما در مقام موجوداتی عقلانی برخاسته است. این تکلیف ما را ملزم میسازد که همواره با آگاهی از شرافتمان عمل کنیم و، بنابراین، تنها به طرقی دست به عمل بزنیم که با منزلت ما در مقام غایات فینفسه سازگار باشد، و از عمل کردن به طرقی که موجب میشود سرشت عقلانی ما انکار گردد، لکهدار شود، تنزل یابد یا خوار شود بپرهیزیم. (رابین دیلون، «احترام»، ترجمۀ راضیه سلیمزاده، ققنوس1394، با اندکی تغییر)
#عزت_نفس #احترام #کانت
❤️🍀 @filsofak
#عزت_نفس #احترام #کانت
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چهار سؤالی که ارسطو به آنها پاسخ میدهد: زندگی خوب چیست؟ چرا هنر مهم است؟ دوستی یعنی چه؟ چگونه میتوان اندیشهها را بهنحو مؤثری بیان کرد؟
#ارسطو #زندگی_خوب
❤️🍀 @filsofak
#ارسطو #زندگی_خوب
❤️🍀 @filsofak
"چگونه میتوان در زندگی به آرامش رسید؟"
#مصطفى_ملکيان
1⃣ به نظر من مهمترین چیزی که به ما انسانها آرامش میدهد، این است که مشغول به کاری شویم که برای آن کار ساخته شدهایم. در هستی یک رسالت یا ماموریت بر دوش هر شخص نهاده شده است که اگر این ماموریت انجام شود، مهمترین عامل آرامش در او ایجاد گردیده است، ولو این شخص از بسیاری از امتیازات مثل ثروت و قدرت و جاه و مقام و حیثیت اجتماعی محروم شود. بنابراين مهمترین مساله این است که رسالت خود را کشف کنیم. مثلا اگر من به نقاشی علاقهمندم، به هیچ عنوان نقاشی را به سبب درآمد رشته مهندسی مکانیک کنار نگذارم.
2⃣ نکته دوم به نظر من کشف سنخ روانیِ خود است. یعنی باید مشخص کنیم که تیپ روانی ما چيست؟ درونگرا هستیم یا برونگرا، احساسی هستيم یا متفکر، حسی هستیم یا شهودی، قضاوتگر هستيم یا دريافتگر، کنشگر هستيم یا کنشپذير؟ مثلا اگر من درونگرا باشم یک نوع طرز زندگی به من آرامش میدهد، ولی اگر برونگرا باشم طرز زندگی ديگری به من آرامش میدهد. (کتاب هنر شناخت مردم از انتشارات هرمس بهترین کتاب در این زمینه است که میتوانید برای کشف سنخ روانیتان بدان رجوع کنید.)
3⃣ نکته سوم چیزیست که من از آن به "حکمت به من چه؟" تعبیر میکنم. یعنی در زندگی به مسائلی بپردازيد که قبل از اینکه این مساله راهحل پیدا کند و بعد از اینکه راهحل پیدا کرد، در زندگیتان تفاوتی ایجاد شود. مثلا اگر شما بفهمید که در کهکشانی که ۳۰۰ میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد اکسیژن هست یا نه، آیا ارتباطتان با همسرتان عوض میشود؟ آیا رابطهتان با دوستان و همکارانتان تغییری میکند؟ اصلا و ابدا. اکثر چیزهایی که ما یاد میگیریم، علم لاينفع است.
4⃣ نکته چهارم این است که ادیان و مذاهب که بیشترین وعده این نوع زندگیها را داشتهاند، هیچکدام به طور مطلق و بدون قید و شرط به وعدهی خودشان وفا نکردهاند. البته این بدان معنی نیست که هیچ چیز ارزشمندی در ادیان وجود ندارد، اما هیچکدام از ادیان حق مجسّم هم نیستند. ما باید حد وسط را در مواجهه با کتب مقدس رعایت کنیم. این حد وسط لازمهاش سه چیز است:
۱. نخست اینکه هر چه در متن مقدس است را حق ندانیم و در مقابل، هر چه در متن مقدس است را نیز باطل ندانیم.
۲. هیچ متن مقدسی را بی نيازکننده از سایر متون مقدس ندانيم.
۳. سوم اینکه چه چیزی را از متن مقدس کنار بگذاریم و چه چیزی را برگزینیم.
5⃣ نکتهی آخر این است که به عمل کار برآید نه به سخندانی. ببینید شما اگر تمام کتابهای جهان را هم بخوانید، ولی به آنچه که رسیدهاید عمل نکنید، به هیچ رضایت باطنی نخواهید رسید.
❤️🍀 @filsofak
#مصطفى_ملکيان
1⃣ به نظر من مهمترین چیزی که به ما انسانها آرامش میدهد، این است که مشغول به کاری شویم که برای آن کار ساخته شدهایم. در هستی یک رسالت یا ماموریت بر دوش هر شخص نهاده شده است که اگر این ماموریت انجام شود، مهمترین عامل آرامش در او ایجاد گردیده است، ولو این شخص از بسیاری از امتیازات مثل ثروت و قدرت و جاه و مقام و حیثیت اجتماعی محروم شود. بنابراين مهمترین مساله این است که رسالت خود را کشف کنیم. مثلا اگر من به نقاشی علاقهمندم، به هیچ عنوان نقاشی را به سبب درآمد رشته مهندسی مکانیک کنار نگذارم.
2⃣ نکته دوم به نظر من کشف سنخ روانیِ خود است. یعنی باید مشخص کنیم که تیپ روانی ما چيست؟ درونگرا هستیم یا برونگرا، احساسی هستيم یا متفکر، حسی هستیم یا شهودی، قضاوتگر هستيم یا دريافتگر، کنشگر هستيم یا کنشپذير؟ مثلا اگر من درونگرا باشم یک نوع طرز زندگی به من آرامش میدهد، ولی اگر برونگرا باشم طرز زندگی ديگری به من آرامش میدهد. (کتاب هنر شناخت مردم از انتشارات هرمس بهترین کتاب در این زمینه است که میتوانید برای کشف سنخ روانیتان بدان رجوع کنید.)
3⃣ نکته سوم چیزیست که من از آن به "حکمت به من چه؟" تعبیر میکنم. یعنی در زندگی به مسائلی بپردازيد که قبل از اینکه این مساله راهحل پیدا کند و بعد از اینکه راهحل پیدا کرد، در زندگیتان تفاوتی ایجاد شود. مثلا اگر شما بفهمید که در کهکشانی که ۳۰۰ میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد اکسیژن هست یا نه، آیا ارتباطتان با همسرتان عوض میشود؟ آیا رابطهتان با دوستان و همکارانتان تغییری میکند؟ اصلا و ابدا. اکثر چیزهایی که ما یاد میگیریم، علم لاينفع است.
4⃣ نکته چهارم این است که ادیان و مذاهب که بیشترین وعده این نوع زندگیها را داشتهاند، هیچکدام به طور مطلق و بدون قید و شرط به وعدهی خودشان وفا نکردهاند. البته این بدان معنی نیست که هیچ چیز ارزشمندی در ادیان وجود ندارد، اما هیچکدام از ادیان حق مجسّم هم نیستند. ما باید حد وسط را در مواجهه با کتب مقدس رعایت کنیم. این حد وسط لازمهاش سه چیز است:
۱. نخست اینکه هر چه در متن مقدس است را حق ندانیم و در مقابل، هر چه در متن مقدس است را نیز باطل ندانیم.
۲. هیچ متن مقدسی را بی نيازکننده از سایر متون مقدس ندانيم.
۳. سوم اینکه چه چیزی را از متن مقدس کنار بگذاریم و چه چیزی را برگزینیم.
5⃣ نکتهی آخر این است که به عمل کار برآید نه به سخندانی. ببینید شما اگر تمام کتابهای جهان را هم بخوانید، ولی به آنچه که رسیدهاید عمل نکنید، به هیچ رضایت باطنی نخواهید رسید.
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیت الله طالقانی: من بسیار فشار تحمل کردم تا بتوانم راه تفسیر قرآن را باز کنم، که (نشان دهم) قرآن برای تحقیق است، برای تفکر است. نه فقط برای خواندن و تیمن و تبرک جستن...!
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
تو مسئول اتفاقاتی هستی که در زندگیات میافتد. همانطور که خودت میدانی، رفتار توست که تو را به این روز درآورده است: میبینی که در راستای بهترین تمایلات و علاقههایت نیست و چیزی نیست که میخواهی؛ پس لعنتی تغییر کن.
#اروین_یالوم
#رواندرمانی_اگزیستانسیال
❤️🍀 @filsofak
#اروین_یالوم
#رواندرمانی_اگزیستانسیال
❤️🍀 @filsofak
کارگاه یکروزه
(زندگی بدون خشم)
#سیدحسن_آقامیری
#مرتضی_برزگر
#مصطفی_سلیمانی
برای ثبتنام به واتساپِ شماره مندرج در بنر پیام دهید یا به آیدی بنده مراجعه کنید:
@soleymani63
❤️🍀 @filsofak
(زندگی بدون خشم)
#سیدحسن_آقامیری
#مرتضی_برزگر
#مصطفی_سلیمانی
برای ثبتنام به واتساپِ شماره مندرج در بنر پیام دهید یا به آیدی بنده مراجعه کنید:
@soleymani63
❤️🍀 @filsofak
📝 موریس مترلینگ
من بعضی از اشعار شعرای ایرانی را در ترجمه های فرانسوی خوانده ام
و بعضی از ابیات فریدالدین عطار نیشابوری تاثیر زیادی در من کرده است.
فریدالدین در یکی از اشعار خود می گوید :
خداوندا اگر چه گناهکار هستم و خود را درخور مجازات می بینم، لیکن از درگاه تو ناامید نیستم برای اینکه می دانم که اگر من در این جهان بر طبق پیروی از طبیعت خود رفتار کرده ام تو در آن جهان نسبت به من بر طبق طبیعت خود رفتار خواهی نمود.
🔸انصاف بدهید که آیا از آغاز زندگی بشر تاکنون در جهان چیزی گفته شده است که از حیث عمق معنی بالاتر از این گفته عطار نیشابوری باشد و به این اندازه امیدبخش باشد؟
❤️🍀 @filsofak
من بعضی از اشعار شعرای ایرانی را در ترجمه های فرانسوی خوانده ام
و بعضی از ابیات فریدالدین عطار نیشابوری تاثیر زیادی در من کرده است.
فریدالدین در یکی از اشعار خود می گوید :
خداوندا اگر چه گناهکار هستم و خود را درخور مجازات می بینم، لیکن از درگاه تو ناامید نیستم برای اینکه می دانم که اگر من در این جهان بر طبق پیروی از طبیعت خود رفتار کرده ام تو در آن جهان نسبت به من بر طبق طبیعت خود رفتار خواهی نمود.
🔸انصاف بدهید که آیا از آغاز زندگی بشر تاکنون در جهان چیزی گفته شده است که از حیث عمق معنی بالاتر از این گفته عطار نیشابوری باشد و به این اندازه امیدبخش باشد؟
❤️🍀 @filsofak
در جهان سرمایهداری و مدرن امروز همواره از زنان میخواهیم بدنی لاغر، بدون شکم، با برجستگیهای خاص خود ما را در بخار لذت تن خود غرق کنند. آنها نیز در پی برآوردن میل دیگری (مرد -نرینهای لذت طلب) دماغ و لب و گونههای خود را به تیغ جراحی میسپارند.
علیرغم دانستن این واقعیت که کفش پاشنهبلند بر سلامت جسمیشان آسیب میزند کفشهای پاشنهبلند میپوشند تا مطابق میل دیگری عمل کنند. در واقع جهان مدرن زنان را به بردههایی مبدل کرده است که باید یکریز در پی برآورده کردن مطامع و امیال دیگری بربیایند. آنها حتی خود را از دریچه چشم مردان مینگرند. فروکاستن دیگری به ابزار و ابژه، میل رابطه جنسی نیست؛ نوعی سلطه مردانه است.
#آلن_بدیو #در_ستایش_عشق
❤️🍀 @filsofak
علیرغم دانستن این واقعیت که کفش پاشنهبلند بر سلامت جسمیشان آسیب میزند کفشهای پاشنهبلند میپوشند تا مطابق میل دیگری عمل کنند. در واقع جهان مدرن زنان را به بردههایی مبدل کرده است که باید یکریز در پی برآورده کردن مطامع و امیال دیگری بربیایند. آنها حتی خود را از دریچه چشم مردان مینگرند. فروکاستن دیگری به ابزار و ابژه، میل رابطه جنسی نیست؛ نوعی سلطه مردانه است.
#آلن_بدیو #در_ستایش_عشق
❤️🍀 @filsofak
به ندرت اشخاصی را پیدا میکنید
که در سال بیش از دو یا سه بار فکر کنند!
من خودم با هفتهای یک بار یا دو بار فکر کردن به شهرت جهانی رسیدهام!
💭 #جورج_برنارد_شاو
❤️🍀 @filsofak
که در سال بیش از دو یا سه بار فکر کنند!
من خودم با هفتهای یک بار یا دو بار فکر کردن به شهرت جهانی رسیدهام!
💭 #جورج_برنارد_شاو
❤️🍀 @filsofak
🔻زندگی، حرکت است.🔺
#ارسطو به درستی می گوید: " #زندگی عبارت از #حرکت است" و همانطور که زندگی جسمی ما فقط در اثر حرکت بی وقفه ادامه می یابد، زندگی درونی و ذهنی ما نیز مشغولیتِ مداوم را طلب می کند، مشغولیتی فکری یا عملی به هر چه ممکن باشد. گواهِ این مدعا ضرب گرفتن با دست یا وسیله ای دیگر است که افرادِ بی کار و بی فکر فورا به آن مشغول می شوند. وجودِ ما اساسا وجودی بی قرار است، از این رو بیکاریِ مطلق به زودی تحمل ناپذیر می شود، زیرا موجب بی حوصلگی و دلتنگیِ وحشتناک می گردد.
باید این سایق را نظم داد تا بتوان آن را به نحوی روشمند ارضا کرد. بنابراین، فعالیت، مشغولیت، کار در حدِ امکان یا لااقل آموختن، برای سعادتِ انسان ناگزیر است، زیرا نیروهای انسان نیاز دارند که از آن ها استفاده شود و آدمی مایل است، مفید بودنِ آن ها را احساس کند. اما بیشترین رضایت را از این حیث #خلق کردن یا #ساختن ایجاد می کند، چه ساختنِ سبد باشد، چه نگاشتنِ کتاب. انسان از دیدنِ اینکه اثری زیر دستِ او روز به روز شکل می گیرد و سرانجام به کمال می رسد، بلافاصله احساسِ سعادت می کند.
یک اثر هنری، یک نوشته یا حتی فقط یک کاردستی می تواند این سعادت را حاصل کند. البته هر چه اثر شریف تر و والاتر باشد، #لذت خلق آن بیشتر است.
#در_باب_حكمت_زندگي
#شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
#ارسطو به درستی می گوید: " #زندگی عبارت از #حرکت است" و همانطور که زندگی جسمی ما فقط در اثر حرکت بی وقفه ادامه می یابد، زندگی درونی و ذهنی ما نیز مشغولیتِ مداوم را طلب می کند، مشغولیتی فکری یا عملی به هر چه ممکن باشد. گواهِ این مدعا ضرب گرفتن با دست یا وسیله ای دیگر است که افرادِ بی کار و بی فکر فورا به آن مشغول می شوند. وجودِ ما اساسا وجودی بی قرار است، از این رو بیکاریِ مطلق به زودی تحمل ناپذیر می شود، زیرا موجب بی حوصلگی و دلتنگیِ وحشتناک می گردد.
باید این سایق را نظم داد تا بتوان آن را به نحوی روشمند ارضا کرد. بنابراین، فعالیت، مشغولیت، کار در حدِ امکان یا لااقل آموختن، برای سعادتِ انسان ناگزیر است، زیرا نیروهای انسان نیاز دارند که از آن ها استفاده شود و آدمی مایل است، مفید بودنِ آن ها را احساس کند. اما بیشترین رضایت را از این حیث #خلق کردن یا #ساختن ایجاد می کند، چه ساختنِ سبد باشد، چه نگاشتنِ کتاب. انسان از دیدنِ اینکه اثری زیر دستِ او روز به روز شکل می گیرد و سرانجام به کمال می رسد، بلافاصله احساسِ سعادت می کند.
یک اثر هنری، یک نوشته یا حتی فقط یک کاردستی می تواند این سعادت را حاصل کند. البته هر چه اثر شریف تر و والاتر باشد، #لذت خلق آن بیشتر است.
#در_باب_حكمت_زندگي
#شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak