باغوحش انسانی از دیروز تا امروز
«توحش را نمایش بده و استعمار را موجه کن»
پگاه ش.
بین سالهای ۱۸۷۷تا ۱۹۳۷ در پاریس در مرکز یک پارک تفریحی، نمایشگاهی برپا میشد بهنام باغ وحش انسانی. هزاران انسان از آفریقا گرفته تا استرالیا و بخشهایی از آسیا، به زنجیر کشیده میشدند، در باغ وحش در قفس انداخته میشدند تا بازدیدکنندگان با خرید بلیط به تماشای آنها بیایند! این نمایشگاههای انسانی اما فقط به هدف سرگرم کردن مردم برگزار نمیشدند. متولیان، آنها را بهعنوان «وحشی» «بربر» و «آدمخوار» به بازدیدکنندگان معرفی میکردند و با برچسب توحش بر پیشانی آنها، پروپاگاندایی گسترده و موافق با استعمار ایجاد میکردند.
باغوحش انسانی تقویت کننده نگاه نژادپرستانه سفیدان غربی به سیاهان برده بود و تداوم استعمار و جنایت در آفریقا را موجه میکرد.
با آغاز جنگ جهانی دوم بساط باغوحش انسانی تا حدودی برچیده شد اما بساط استعمار نه!
بهخصوص این روشِ «توحش را نمایش بده و استعمار را موجه کن»، حالا با قلادههای نامرئی و قفسهای نامرئی در حال اجراست.
یکی از مثالهای ایرانی این روش مسیح علینژاد است. او حالا نماینده زنان از دنیایی دیگر است و خود، با یک قلاده نامرئی از آن دنیای ناشناخته به دنیای متمدن آمده است. او درست مانند آن بردههای نگونبخت دستآموز باید نمایشگر توحش به مخاطب غربی باشد. دنیایی که مسیح از آن بیرون آمده است باید در ذهن مخاطب غربی آنقدر سیاه و تاریک و وحشی جلوه کند که به وقت تحریم، بمباران یا اشغال، نتواند همدردی شهروند غربی را برانگیزد.
امروز او خود مربی تمدن شده و داعیه حمایت از حقوق «زنان اسیر در توحش ایران» را دارد. حالا خبری از قفس و پارک تفریحی و باغ وحش انسان نیست. اما روی جلد نشریات، فرش قرمزها و شبکههای رنگارنگ استعماری پر است از عکسها و ژستهای شیرینکارانهاش.
دیروز خبر سخنرانی شاپرک شجریزاده در نشستی به مدیریت لیندا فروم سناتور ضدایرانی منتشر شد.
شجریزاده که در محلهای خلوت در شمال تهران روسری از سر درآورده و به کمک مسیح علینژاد و رسانههایش درمیان دختران خیابان انقلاب گنجانده شد، به سرعت به کانادا رفت و در اولین اقدام در نشستی شرکت کرد که خواهان تشدید تحریمهای اقتصادی ایران است.
مسیح علینژاد او را به این محافل میبرد، در مقابل تماشاچیان غربی به نمایش میگذارد و به آنها میگوید این زن از قبیله بربرها آمده و برای نجات زنان مانند او باید به ایران فشار بیاوریم.
این دقیقا همان سازوکار باغ وحشهای انسانی ست.
باغوحش انسانی پاریس صبح زود، قبل از حضور بازدیدکنندگان، میزبان انسانشناسان فرانسوی بود. آنها به آنجا میرفتند و از نزدیک این «بربر»ها را معاینه میکردند. نتایج این معاینهها مقالههایی کاملا تخیلی، غیرعلمی و البته نژادپرستانه درباره این انسانهای اسیر بود. مقالههایی که مخاطب را با باوری غلط درباره یک نژاد وحشی روبهرو میکرد و فقط یک انتخاب پیش رویش میگذاشت: استعمار باید ادامه پیدا کند تا جلوی این وحشیهای آدمخوار را بگیرد!
سازوکار باغوحشهای انسانی مدرن حتی پیچیدهتر ست. تدارک دهندگان نشست پارلمان کانادا نه تنها شجریزاده را در مقابل کاناداییها به نمایش میگذارند تا همراهی آنان با تحریم ایران را جلب کنند، بلکه حتی به واسطه رسانههای تصویری متعدد، مخاطب ایرانی را متقاعد میکنند این تحریمها برای نجات خود اوست.
مخاطب ایرانی به ویژه آنانی که حجاب اجباری را نقض حقوق مسلم خود میدانند طعمه این تبلیغات هستند. تماشاچیان راه دور باغوحش انسانی کانادا. این در درجه اول نتیجه سیاستهای فرهنگی کشور و برخوردهای خشن با حجاب اجباری ست که بخش مهمی از شهروندان ایران را به همدلی با دشمنان کشور کشانده است.
❤️🍀 @filsofak
«توحش را نمایش بده و استعمار را موجه کن»
پگاه ش.
بین سالهای ۱۸۷۷تا ۱۹۳۷ در پاریس در مرکز یک پارک تفریحی، نمایشگاهی برپا میشد بهنام باغ وحش انسانی. هزاران انسان از آفریقا گرفته تا استرالیا و بخشهایی از آسیا، به زنجیر کشیده میشدند، در باغ وحش در قفس انداخته میشدند تا بازدیدکنندگان با خرید بلیط به تماشای آنها بیایند! این نمایشگاههای انسانی اما فقط به هدف سرگرم کردن مردم برگزار نمیشدند. متولیان، آنها را بهعنوان «وحشی» «بربر» و «آدمخوار» به بازدیدکنندگان معرفی میکردند و با برچسب توحش بر پیشانی آنها، پروپاگاندایی گسترده و موافق با استعمار ایجاد میکردند.
باغوحش انسانی تقویت کننده نگاه نژادپرستانه سفیدان غربی به سیاهان برده بود و تداوم استعمار و جنایت در آفریقا را موجه میکرد.
با آغاز جنگ جهانی دوم بساط باغوحش انسانی تا حدودی برچیده شد اما بساط استعمار نه!
بهخصوص این روشِ «توحش را نمایش بده و استعمار را موجه کن»، حالا با قلادههای نامرئی و قفسهای نامرئی در حال اجراست.
یکی از مثالهای ایرانی این روش مسیح علینژاد است. او حالا نماینده زنان از دنیایی دیگر است و خود، با یک قلاده نامرئی از آن دنیای ناشناخته به دنیای متمدن آمده است. او درست مانند آن بردههای نگونبخت دستآموز باید نمایشگر توحش به مخاطب غربی باشد. دنیایی که مسیح از آن بیرون آمده است باید در ذهن مخاطب غربی آنقدر سیاه و تاریک و وحشی جلوه کند که به وقت تحریم، بمباران یا اشغال، نتواند همدردی شهروند غربی را برانگیزد.
امروز او خود مربی تمدن شده و داعیه حمایت از حقوق «زنان اسیر در توحش ایران» را دارد. حالا خبری از قفس و پارک تفریحی و باغ وحش انسان نیست. اما روی جلد نشریات، فرش قرمزها و شبکههای رنگارنگ استعماری پر است از عکسها و ژستهای شیرینکارانهاش.
دیروز خبر سخنرانی شاپرک شجریزاده در نشستی به مدیریت لیندا فروم سناتور ضدایرانی منتشر شد.
شجریزاده که در محلهای خلوت در شمال تهران روسری از سر درآورده و به کمک مسیح علینژاد و رسانههایش درمیان دختران خیابان انقلاب گنجانده شد، به سرعت به کانادا رفت و در اولین اقدام در نشستی شرکت کرد که خواهان تشدید تحریمهای اقتصادی ایران است.
مسیح علینژاد او را به این محافل میبرد، در مقابل تماشاچیان غربی به نمایش میگذارد و به آنها میگوید این زن از قبیله بربرها آمده و برای نجات زنان مانند او باید به ایران فشار بیاوریم.
این دقیقا همان سازوکار باغ وحشهای انسانی ست.
باغوحش انسانی پاریس صبح زود، قبل از حضور بازدیدکنندگان، میزبان انسانشناسان فرانسوی بود. آنها به آنجا میرفتند و از نزدیک این «بربر»ها را معاینه میکردند. نتایج این معاینهها مقالههایی کاملا تخیلی، غیرعلمی و البته نژادپرستانه درباره این انسانهای اسیر بود. مقالههایی که مخاطب را با باوری غلط درباره یک نژاد وحشی روبهرو میکرد و فقط یک انتخاب پیش رویش میگذاشت: استعمار باید ادامه پیدا کند تا جلوی این وحشیهای آدمخوار را بگیرد!
سازوکار باغوحشهای انسانی مدرن حتی پیچیدهتر ست. تدارک دهندگان نشست پارلمان کانادا نه تنها شجریزاده را در مقابل کاناداییها به نمایش میگذارند تا همراهی آنان با تحریم ایران را جلب کنند، بلکه حتی به واسطه رسانههای تصویری متعدد، مخاطب ایرانی را متقاعد میکنند این تحریمها برای نجات خود اوست.
مخاطب ایرانی به ویژه آنانی که حجاب اجباری را نقض حقوق مسلم خود میدانند طعمه این تبلیغات هستند. تماشاچیان راه دور باغوحش انسانی کانادا. این در درجه اول نتیجه سیاستهای فرهنگی کشور و برخوردهای خشن با حجاب اجباری ست که بخش مهمی از شهروندان ایران را به همدلی با دشمنان کشور کشانده است.
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نرمش از سختگیری قدرتمندتر است، آب از صخره قویتر، عشق از اجبار قویتر.
✍ هِرمان هِسِه
💭 برندهی نوبل ادبیات ۱۹۴۶
❤️🍀 @filsofak
✍ هِرمان هِسِه
💭 برندهی نوبل ادبیات ۱۹۴۶
❤️🍀 @filsofak
#ژان_ژاک_روسو
انسانهای ماقبل تاریخ اخلاقیتر بودند و مهمترین اصل زندگی آنها دلسوزی به حال رنجهای دیگران بود. تمدن تجاری ما را از این وضعیت طبیعی خارج کرد. ما در دنیای وفور و فراوانی زندگی میکنیم اما اسیرِ حسادتها و حرصهای بیپایان خود هستیم و پیوسته رنج میبریم. حرکت به سوی تمدن باعث ایجاد نوعی خودشیفتگی در وجود انسان شده است، خودشیفتگی پوچی که بر تکبر و خودبینی و حسادت مبتنی است.
او استدلال کرد که این خودشیفتگی مخرب در نتیجهی حرکت مردم به سوی شهرها و سکونتگاههای بزرگ پدیدار شده است. آنها اکنون برای ساختن هویت خود به رفتار و زندگی دیگران توجه میکردند. چیزی که در ابتدا صرفاً تقلید از رفتار دیگران بود به تدریج به رقابتی مستمر بر سر پول و مقام و منزلت تبدیل شد. روسو ما را تشویق میکند از حسادت و رقابت بگریزیم و به جای آنها فقط به خود و ارزشها و تواناییهای خود توجه کنیم.
📚 متفکران بزرگ
✍ آلن دوباتن
❤️🍀 @filsofak
انسانهای ماقبل تاریخ اخلاقیتر بودند و مهمترین اصل زندگی آنها دلسوزی به حال رنجهای دیگران بود. تمدن تجاری ما را از این وضعیت طبیعی خارج کرد. ما در دنیای وفور و فراوانی زندگی میکنیم اما اسیرِ حسادتها و حرصهای بیپایان خود هستیم و پیوسته رنج میبریم. حرکت به سوی تمدن باعث ایجاد نوعی خودشیفتگی در وجود انسان شده است، خودشیفتگی پوچی که بر تکبر و خودبینی و حسادت مبتنی است.
او استدلال کرد که این خودشیفتگی مخرب در نتیجهی حرکت مردم به سوی شهرها و سکونتگاههای بزرگ پدیدار شده است. آنها اکنون برای ساختن هویت خود به رفتار و زندگی دیگران توجه میکردند. چیزی که در ابتدا صرفاً تقلید از رفتار دیگران بود به تدریج به رقابتی مستمر بر سر پول و مقام و منزلت تبدیل شد. روسو ما را تشویق میکند از حسادت و رقابت بگریزیم و به جای آنها فقط به خود و ارزشها و تواناییهای خود توجه کنیم.
📚 متفکران بزرگ
✍ آلن دوباتن
❤️🍀 @filsofak
بهترین میراثی که میتوان برای کودکان خود به جا گذاشت این است که بگذاریم آنها راه خود را بروند، آن هم با پاهای خودشان.
✍ ایزا دورا رانکن
❤️🍀 @filsofak
✍ ایزا دورا رانکن
❤️🍀 @filsofak
دليل تمام استرسها، اضطرابها و افسردگىهایمان اين است كه: وجود خودمان را ناديده میگيريم و براى راضی كردن ديگران زندگى میكنيم...
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
آدمهایی که ما را رنج میدهند خیلی اوقات رنج کشیدههایی هستند که از زخمهای خودشان نتوانستند عبور کنند.
✍ اروین دیوید یالوم
❤️🍀 @filsofak
✍ اروین دیوید یالوم
❤️🍀 @filsofak
به عنوان یک خبرنگار سفری به هندوستان داشتم. سوار قطاری شده بودیم، ناگهان قطار به طرز وحشتناکی ترمز کرد و ایستاد.
سراسیمه پایین آمدیم و من دیدم گاوی فربه روی ریل نشسته و مانع حرکت قطار شده...
به راهنمای هندی خودم گفتم چرا کسی گاو را از روی ریل خارج نمی کند تا راه قطار باز شود؟
او گفت: گاو مقدس است و کسی نمی تواند مزاحمش شود، گفتم پس چاره چیست؟
گفت: باید آنقدر صبر کنیم تا گاو با میل خودش ریل را ترک کند!
گفتم یعنی یک گاو جلو حرکت قطاری را تا هر وقت بخواهد می گیرد و کسی مانعش نمیشود؟
گفت: آری، گاو مقدس است و من دانستم در جوامع عقب مانده هم افراد و عقاید بظاهر مقدس، جلو ریل حرکت قطار جامعهشان نشستهاند و با وجود آنها، هیچکس جرات نمیکند آنها را از روی ریل خارج سازد...
جرأت و جسارتش را نداریم که گاوها را از ریل خارج کنیم؟!
✍ عزیز نسین
🇹🇷 نویسندهی ترک
❤️🍀 @filsofak
سراسیمه پایین آمدیم و من دیدم گاوی فربه روی ریل نشسته و مانع حرکت قطار شده...
به راهنمای هندی خودم گفتم چرا کسی گاو را از روی ریل خارج نمی کند تا راه قطار باز شود؟
او گفت: گاو مقدس است و کسی نمی تواند مزاحمش شود، گفتم پس چاره چیست؟
گفت: باید آنقدر صبر کنیم تا گاو با میل خودش ریل را ترک کند!
گفتم یعنی یک گاو جلو حرکت قطاری را تا هر وقت بخواهد می گیرد و کسی مانعش نمیشود؟
گفت: آری، گاو مقدس است و من دانستم در جوامع عقب مانده هم افراد و عقاید بظاهر مقدس، جلو ریل حرکت قطار جامعهشان نشستهاند و با وجود آنها، هیچکس جرات نمیکند آنها را از روی ریل خارج سازد...
جرأت و جسارتش را نداریم که گاوها را از ریل خارج کنیم؟!
✍ عزیز نسین
🇹🇷 نویسندهی ترک
❤️🍀 @filsofak
یه عکاس یه مجموعه عکس از بدن مادرها بعد از بچه دار شدن منتشر کرده و گفته این چیزیه که مجله های مد و فشن به ما نشون نمیدن
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📽معرفی مهمترین فیلمهای فلسفی سینمای جهان
معرفی 14 فیلم فلسفی👇
✨ → goo.gl/G86iuv
🌾 @sedanet
🍀❤️ @filsofak
معرفی 14 فیلم فلسفی👇
✨ → goo.gl/G86iuv
🌾 @sedanet
🍀❤️ @filsofak
#به_بهانه_ی_داستان
چرا رمان نسبت به مجموعه های داستان کوتاه از اقبال بیشتری برخوردار است؟
چرا داستان کوتاه مخاطب خاص دارد؟
چرا رمان با عامه ی مردم ارتباط برقرار می کند در حالی که داستان کوتاه کمتر چنین توفیقی را پیدا می کند؟
اینها سوالاتی بود که برایم مطرح شده بود و به دنبال چرایی آن بودم.
آدمی زمانی که به پایان یک چیز، یک روایت، یک رمان یا داستان و یا یک فیلم می رسد به طور ناخودآگاه با یک سوال کلیدی و یا مجموعه سوالاتی اساسی مواجه می شود. خلاصه ی سوال اصلی این است : «که چی؟»
راوی، نویسنده یا کارگردان یا هنرمند چه هدف یا منظوری داشته؟ چقدر در بیان آن موفق بوده؟ این هدف یا چرایی چقدر با یافته های تجربی یا حسی یا عقیدتی منِ مخاطب هماهنگی دارد یا حس هم ذات پنداری مرا بر می انگیزاند؟ چقدر می تواند یا توانسته ذهن و جان مرا به چالش بکشاند؟
پس، پایان همیشه می تواند با سنجه ی ارزش گذاری، فکر کردن یا دعوت به چالش، همراه و همگام شود. یا دست کم در اغلب موارد این چنین است.
نباید متعجب بود که چرا اکثر مردم از چنین پایانی گریزان هستند. رمان خلسه ی طولانی مدتی به آدمی می دهد که می تواند او را مدهوش و بی حس کند. می تواند تمام سوالات فوق را به درون خود ارجاع دهد. میتواند طرح سوالات را به تاخیر بیندازد. یا حتا به این بهانه که برای پاسخ به این سوالات باید تمام صفحات رمان یا شخصیت ها را در ذهن خود احضار کنیم و فراخوان بدهیم_ و بدیهی است چنین مرور و فراخوانی کاری صعب و طاقت فرساست_ پس می توان بی خیال سوالات شد. سریال های طولانی مدت نیز با همین وجهه تاخیری ذهن مأنوس و همگام می شوند.
اما وقتی با مجموعه ی داستان کوتاه سر و کار دارید، پس از پایان هر داستان باید سوالات را از نو در ذهن خود مرتب کنید و به آنها پاسخ دهید. یا از داستان و نویسنده ی داستان بخواهید به سوالات اساسی شما پاسخ دهند، به این سوال : «که چی؟»
اگر به طور اتفاقی به جماعتی که از درهای خروجی یک سینما خارج می شوند نگاه کرده باشید، منگی و سرسنگینی نگاه ها و کله های تماشاگران را به خوبی می توانید ببینید. به سوالاتی که توی کله ها سنگینی می کنند و به لب و لوچه های آدم ها حس آویزان بودن می دهند.
اینها بهانه بود که بگویم بیست و یک داستان از نویسندگان معاصر فرانسه به انتخاب و ترجمه ی ابوالحسن نجفی، قریب شش ماه روی دستم ماند، تا تمام شد.
بعد هر داستان چنان دچار منگی و مدهوشی داستان می شدم که می ترسیدم دوباره بروم سراغ داستان بعدی. شاید هم نوعی کنسی در خرج لذت بود که به حس تاخیری داستان دامن می زد.
ابوالحسن نجفی به گواه عام و خاص مترجمی با دقت بی نهایت و سرآمد روزگار بود که این مجموعه داستان او گلچینی از بهترین های زبان فرانسه است. از جمله می توان به داستان درخشان گرگردن ها از یوژن یونسکو، کهن ترین داستان جهان از رومن گاری، کاسیوکوف از ژان ژیونو و داستان هایی از بکت، سارتر، یورسنار و گابریل بلونده اشاره کرد.
این مجموعه داستان به طور مرتب تمام سوالات فوق را در پایان هر داستان تکرار می کند.
پس اگر در پس پرده ی کاهلی و آرامش کاذبِ بدون سوال بودن، سکنا نگزیده اید ،این مجموعه می تواند احساسات و افکار شما را برانگیزاند.
#پارسا_نوروزی
بیست و چهار آذر نود و هفت
❤️🍀 @filsofak
چرا رمان نسبت به مجموعه های داستان کوتاه از اقبال بیشتری برخوردار است؟
چرا داستان کوتاه مخاطب خاص دارد؟
چرا رمان با عامه ی مردم ارتباط برقرار می کند در حالی که داستان کوتاه کمتر چنین توفیقی را پیدا می کند؟
اینها سوالاتی بود که برایم مطرح شده بود و به دنبال چرایی آن بودم.
آدمی زمانی که به پایان یک چیز، یک روایت، یک رمان یا داستان و یا یک فیلم می رسد به طور ناخودآگاه با یک سوال کلیدی و یا مجموعه سوالاتی اساسی مواجه می شود. خلاصه ی سوال اصلی این است : «که چی؟»
راوی، نویسنده یا کارگردان یا هنرمند چه هدف یا منظوری داشته؟ چقدر در بیان آن موفق بوده؟ این هدف یا چرایی چقدر با یافته های تجربی یا حسی یا عقیدتی منِ مخاطب هماهنگی دارد یا حس هم ذات پنداری مرا بر می انگیزاند؟ چقدر می تواند یا توانسته ذهن و جان مرا به چالش بکشاند؟
پس، پایان همیشه می تواند با سنجه ی ارزش گذاری، فکر کردن یا دعوت به چالش، همراه و همگام شود. یا دست کم در اغلب موارد این چنین است.
نباید متعجب بود که چرا اکثر مردم از چنین پایانی گریزان هستند. رمان خلسه ی طولانی مدتی به آدمی می دهد که می تواند او را مدهوش و بی حس کند. می تواند تمام سوالات فوق را به درون خود ارجاع دهد. میتواند طرح سوالات را به تاخیر بیندازد. یا حتا به این بهانه که برای پاسخ به این سوالات باید تمام صفحات رمان یا شخصیت ها را در ذهن خود احضار کنیم و فراخوان بدهیم_ و بدیهی است چنین مرور و فراخوانی کاری صعب و طاقت فرساست_ پس می توان بی خیال سوالات شد. سریال های طولانی مدت نیز با همین وجهه تاخیری ذهن مأنوس و همگام می شوند.
اما وقتی با مجموعه ی داستان کوتاه سر و کار دارید، پس از پایان هر داستان باید سوالات را از نو در ذهن خود مرتب کنید و به آنها پاسخ دهید. یا از داستان و نویسنده ی داستان بخواهید به سوالات اساسی شما پاسخ دهند، به این سوال : «که چی؟»
اگر به طور اتفاقی به جماعتی که از درهای خروجی یک سینما خارج می شوند نگاه کرده باشید، منگی و سرسنگینی نگاه ها و کله های تماشاگران را به خوبی می توانید ببینید. به سوالاتی که توی کله ها سنگینی می کنند و به لب و لوچه های آدم ها حس آویزان بودن می دهند.
اینها بهانه بود که بگویم بیست و یک داستان از نویسندگان معاصر فرانسه به انتخاب و ترجمه ی ابوالحسن نجفی، قریب شش ماه روی دستم ماند، تا تمام شد.
بعد هر داستان چنان دچار منگی و مدهوشی داستان می شدم که می ترسیدم دوباره بروم سراغ داستان بعدی. شاید هم نوعی کنسی در خرج لذت بود که به حس تاخیری داستان دامن می زد.
ابوالحسن نجفی به گواه عام و خاص مترجمی با دقت بی نهایت و سرآمد روزگار بود که این مجموعه داستان او گلچینی از بهترین های زبان فرانسه است. از جمله می توان به داستان درخشان گرگردن ها از یوژن یونسکو، کهن ترین داستان جهان از رومن گاری، کاسیوکوف از ژان ژیونو و داستان هایی از بکت، سارتر، یورسنار و گابریل بلونده اشاره کرد.
این مجموعه داستان به طور مرتب تمام سوالات فوق را در پایان هر داستان تکرار می کند.
پس اگر در پس پرده ی کاهلی و آرامش کاذبِ بدون سوال بودن، سکنا نگزیده اید ،این مجموعه می تواند احساسات و افکار شما را برانگیزاند.
#پارسا_نوروزی
بیست و چهار آذر نود و هفت
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فلسفه اخلاق
🎥 #انیمیشن being (بودن) کارگردان:ابراهیم بزرگ نیا 🥇برگزیده جشنواره های سن مائورو و فلوریدا ❤️🍀 @filsofak
پوستر فیلم کوتاه Being
یک انیمیشن مفهومی که برگزیده جشنواره بینالمللی انیمیشن فلوریدا در سال ۲۰۱۷ شد و سپس در سال جاری نیز بعنوان اثر برگزیده جشنواره بینالمللی فیلم سن مائورو ایتالیا انتخاب شد
✏️گفتنی ست being به "عباس کیارستمی" تقدیم شده است.
❤️🍀 @filsofak
یک انیمیشن مفهومی که برگزیده جشنواره بینالمللی انیمیشن فلوریدا در سال ۲۰۱۷ شد و سپس در سال جاری نیز بعنوان اثر برگزیده جشنواره بینالمللی فیلم سن مائورو ایتالیا انتخاب شد
✏️گفتنی ست being به "عباس کیارستمی" تقدیم شده است.
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅تضاد احکام فقهی با اخلاق
برگرفته شده از نخستین همایش سیر تحول نواندیشی دینی در جهان اسلام
موسسه فرهنگی و آموزشی ابن سینا٬ ارواین٬ کالیفرنیا٬ ۱۱ و ۱۲ نوامبر۲۰۱۷
بخش چهارم
#عبدالکریم_سروش
❤️🍀 @filsofak
برگرفته شده از نخستین همایش سیر تحول نواندیشی دینی در جهان اسلام
موسسه فرهنگی و آموزشی ابن سینا٬ ارواین٬ کالیفرنیا٬ ۱۱ و ۱۲ نوامبر۲۰۱۷
بخش چهارم
#عبدالکریم_سروش
❤️🍀 @filsofak