عشقبازی قبل از هر چیز ابراز اعتماد به یک انسان دیگر است. همآغوشی دو انسان برای هم، یعنی اجازه ورود به خصوصیترین و پنهانترین حس درونی یک انسان… قدر این اعتمادها را با احترام و آغوش مهربانتر بدانیم.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
خوشیِ ناشی از تصوری که آدمی از قدرت و توانایی خود دارد همان «سرور ذهنی» است که «افتخار» خوانده میشود که اگر مبتنی بر تجربهی آدمی از اعمال پیشین خودش باشد، با «اعتماد به نفس» یکسان است.
اما اگر مبتنی بر چاپلوسی دیگران دربارهی آدمی باشد، یا تنها به خاطر لذت بردن از نتایج آن بهوسیلهی خود آدمی تصور گردد «فخر کاذب» یا «خودپسندی» خوانده میشود. و این نام بهدرستی بهکار رفته است؛ زیرا اعتماد به نفس واقعی موجد کوشش است، درحالیکه تصور واهیِ قدرت چنین نیست و بنابراین به حق، کاذب خوانده شده است.
📕 لویاتان | توماس هابز | ترجمهی حسین بشیریه
❤️🍀 @filsofak
اما اگر مبتنی بر چاپلوسی دیگران دربارهی آدمی باشد، یا تنها به خاطر لذت بردن از نتایج آن بهوسیلهی خود آدمی تصور گردد «فخر کاذب» یا «خودپسندی» خوانده میشود. و این نام بهدرستی بهکار رفته است؛ زیرا اعتماد به نفس واقعی موجد کوشش است، درحالیکه تصور واهیِ قدرت چنین نیست و بنابراین به حق، کاذب خوانده شده است.
📕 لویاتان | توماس هابز | ترجمهی حسین بشیریه
❤️🍀 @filsofak
اغلب آدمها فکر میکنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، زندگیشان جورِ دیگری میشود.
شاد، خوشبخت و کماشتباه خواهند بود، با خود میگویند که همه چیز را از نو خواهند ساخت... استوار و بینقص!
اما این هرگز حقیقت ندارد!
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرتِ تغییر کردن را داشتیم، اگر آدمِ ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را مىساختيم.
#آنتوان_دو_سنتاگزوپری
❤️🍀 @filsofak
شاد، خوشبخت و کماشتباه خواهند بود، با خود میگویند که همه چیز را از نو خواهند ساخت... استوار و بینقص!
اما این هرگز حقیقت ندارد!
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرتِ تغییر کردن را داشتیم، اگر آدمِ ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را مىساختيم.
#آنتوان_دو_سنتاگزوپری
❤️🍀 @filsofak
مادامیکه معایب خود را بپذیری [و در پی رفع کردنشان باشی] هیچ کسی نمیتواند از آنها بر علیه تو استفاده کند.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
❌فریب زندگی اسلایسی را نخوریم.
👈 یک نفر عکسی از پاهای تُپل نوزادی را در توئیتر به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته: اگر میخواهید گاز بگیرید برید ته صف!
👈 صدها نفر برای این پاهای بامزه غش و ضعف رفتهاند. چند نفر نوشتهاند همین فردا میرم «شوور»! میکنم، دو_سه نفر نوشتهاند اصلاً من به عشق همین پاها میخوام بچهدار شم و...
👈 مردی روی نوک کوهی ایستاده و دستهایش را باز کرده و نوشته: زندگی یعنی فتح قلهها!
👈 زنی در اینستاگرام عکسی از قرمهسبزی که پخته منتشر کرده و نوشته: هرکی هرچی دلش میخواد بگه. من عاشق اینم که برای همسرم قرمهسبزی بپزم، اونم بیاد بشینه موهامو ببافه.
👈 دهها نفر نوشتهاند: آره خوشبختی یعنی همین! خوشبختید شما... حسودیم شد... خوش به حال جفتتون... دلم برای خودم سوخت و ...
👈 مردی عکسی از سوئیچ ماشینی که خریده را منتشر کرده و نوشته «بالاخره خریدمش». جماعتی لایک کردهاند که خوش به حالت و مبارکه و...
👈 اینها همه بُرشهایی از زندگی هستند نه تمام آن. زندگی اسلایسی! آن بخش از زندگی که دستچین میکنیم و بهواسطهی شبکههای مجازی به دیگران اجازه میدهیم آن را ببینید و بسیاری بر اساس همین «اسلایس» ما را قضاوت میکنند.
👈 بسیاری از آنها که برای آن پاهای تپل دوستداشتنی غش و ضعف میروند اگر همان کودک را به آنها بدهید که ساعت سه نصفه شب بیدار میشود، زار میزند، نمیخوابد، پوشکش نیاز به تعویض دارد، شیر میخواهد، خواب را از آدم میگیرد و... بعید است هنوز فقط به خاطر گاز گرفتن پاهایش به او وفادار بمانند و کماکان بچه بخواهند. کودک فقط گاز گرفتن نمیخواهد، احساس مسئولیت و مراقبت دائمی هم میخواهد. میتوانید؟
👈 این تصور که زندگی مشترک فقط آن لحظه است که بوی خوش قرمهسبزی در فضای خانه میپیچد یا مرد مینشیند به بافتن گیسوی زن، یک فانتزی زیباست اما وقتی عملی نمیشود بسیاری از همسران احساس ناکامی میکنند که پس چرا زن من قرمهسبزی نمیپزد؟ یا چون همسرم موهام رو نمیبافه پس دوستم نداره!
👈 مردی که خسته از جدال در یک زندگی بیرحمانه به خانه میآید و هنوز ذهنش درگیر پرخاش رئیس و ضرر و زیان ناشی از معامله و ترافیک کُشنده و بیثباتی بازار و ... است دل و دماغی برایش نمیماند که شبهنگام وقتی میرسد بنشیند به بافتن گیسو!
👈 البته که اگر این کار را بکند عجب مرد نیکویی است اما اگر هم حال و حوصلهاش را نداشته باشد دلیل بر فقدان عشق و دوست نداشتن همسر نیست. آن یک عکس که دیدهاید هم نشان خوشبختی تماموقت آن زوج نیست. فقط یک بُرش دستچینشده از یک زندگی است. یک اسلایس!
👈 فتح قلهها لذتبخش است اما قبل از آنکه کسی روی نوک کوهی فاتحانه عکس یادگاری بگیرد، باید رنج بالا رفتن از آن را به جان بخرد. عرق ریختن، زمین خوردن، تحمل سرما و گرما، تاول زدن پا و... آن عکس فقط یک بُرش است. فقط یک اسلایس لذتبخش!
👈 مردی که عکسی از سوئیچ ماشینش را به اشتراک گذاشته هم دشواری خریدن آن را که علنی نکرده. غبطه خوردن به آن لحظه گرچه واکنشی طبیعی است اما شاید اگر رنج رسیدن به این موفقیت را میدانستیم هرگز غبطه نمیخوردیم. این تنها یک بُرش از زندگی مرد است. یک اسلایس، نه تمام آن.
👈 خلایق حق دارند هر اسلایسی از زندگیشان که دوست دارند را به نمایش بگذارند اما ما حق نداریم آن یک اسلایس را «تمام» زندگیشان فرض کنیم، دست به مقایسهاش با زندگی خودمان بزنیم و احساس ناکامی کنیم.
👈 زندگی اسلایسی میتواند آفت آرامشمان باشد اگر باور نکنیم که بسیاری از عکسهایی که میبینیم و حرفهایی که میشنویم تنها بُرشهایی گزینششدهاند، نه تمام آن!
©نویسنده: احسان محمدی
❤️🍀 @filsofak
👈 یک نفر عکسی از پاهای تُپل نوزادی را در توئیتر به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته: اگر میخواهید گاز بگیرید برید ته صف!
👈 صدها نفر برای این پاهای بامزه غش و ضعف رفتهاند. چند نفر نوشتهاند همین فردا میرم «شوور»! میکنم، دو_سه نفر نوشتهاند اصلاً من به عشق همین پاها میخوام بچهدار شم و...
👈 مردی روی نوک کوهی ایستاده و دستهایش را باز کرده و نوشته: زندگی یعنی فتح قلهها!
👈 زنی در اینستاگرام عکسی از قرمهسبزی که پخته منتشر کرده و نوشته: هرکی هرچی دلش میخواد بگه. من عاشق اینم که برای همسرم قرمهسبزی بپزم، اونم بیاد بشینه موهامو ببافه.
👈 دهها نفر نوشتهاند: آره خوشبختی یعنی همین! خوشبختید شما... حسودیم شد... خوش به حال جفتتون... دلم برای خودم سوخت و ...
👈 مردی عکسی از سوئیچ ماشینی که خریده را منتشر کرده و نوشته «بالاخره خریدمش». جماعتی لایک کردهاند که خوش به حالت و مبارکه و...
👈 اینها همه بُرشهایی از زندگی هستند نه تمام آن. زندگی اسلایسی! آن بخش از زندگی که دستچین میکنیم و بهواسطهی شبکههای مجازی به دیگران اجازه میدهیم آن را ببینید و بسیاری بر اساس همین «اسلایس» ما را قضاوت میکنند.
👈 بسیاری از آنها که برای آن پاهای تپل دوستداشتنی غش و ضعف میروند اگر همان کودک را به آنها بدهید که ساعت سه نصفه شب بیدار میشود، زار میزند، نمیخوابد، پوشکش نیاز به تعویض دارد، شیر میخواهد، خواب را از آدم میگیرد و... بعید است هنوز فقط به خاطر گاز گرفتن پاهایش به او وفادار بمانند و کماکان بچه بخواهند. کودک فقط گاز گرفتن نمیخواهد، احساس مسئولیت و مراقبت دائمی هم میخواهد. میتوانید؟
👈 این تصور که زندگی مشترک فقط آن لحظه است که بوی خوش قرمهسبزی در فضای خانه میپیچد یا مرد مینشیند به بافتن گیسوی زن، یک فانتزی زیباست اما وقتی عملی نمیشود بسیاری از همسران احساس ناکامی میکنند که پس چرا زن من قرمهسبزی نمیپزد؟ یا چون همسرم موهام رو نمیبافه پس دوستم نداره!
👈 مردی که خسته از جدال در یک زندگی بیرحمانه به خانه میآید و هنوز ذهنش درگیر پرخاش رئیس و ضرر و زیان ناشی از معامله و ترافیک کُشنده و بیثباتی بازار و ... است دل و دماغی برایش نمیماند که شبهنگام وقتی میرسد بنشیند به بافتن گیسو!
👈 البته که اگر این کار را بکند عجب مرد نیکویی است اما اگر هم حال و حوصلهاش را نداشته باشد دلیل بر فقدان عشق و دوست نداشتن همسر نیست. آن یک عکس که دیدهاید هم نشان خوشبختی تماموقت آن زوج نیست. فقط یک بُرش دستچینشده از یک زندگی است. یک اسلایس!
👈 فتح قلهها لذتبخش است اما قبل از آنکه کسی روی نوک کوهی فاتحانه عکس یادگاری بگیرد، باید رنج بالا رفتن از آن را به جان بخرد. عرق ریختن، زمین خوردن، تحمل سرما و گرما، تاول زدن پا و... آن عکس فقط یک بُرش است. فقط یک اسلایس لذتبخش!
👈 مردی که عکسی از سوئیچ ماشینش را به اشتراک گذاشته هم دشواری خریدن آن را که علنی نکرده. غبطه خوردن به آن لحظه گرچه واکنشی طبیعی است اما شاید اگر رنج رسیدن به این موفقیت را میدانستیم هرگز غبطه نمیخوردیم. این تنها یک بُرش از زندگی مرد است. یک اسلایس، نه تمام آن.
👈 خلایق حق دارند هر اسلایسی از زندگیشان که دوست دارند را به نمایش بگذارند اما ما حق نداریم آن یک اسلایس را «تمام» زندگیشان فرض کنیم، دست به مقایسهاش با زندگی خودمان بزنیم و احساس ناکامی کنیم.
👈 زندگی اسلایسی میتواند آفت آرامشمان باشد اگر باور نکنیم که بسیاری از عکسهایی که میبینیم و حرفهایی که میشنویم تنها بُرشهایی گزینششدهاند، نه تمام آن!
©نویسنده: احسان محمدی
❤️🍀 @filsofak
❌ هفت توصیه مهم در ارتقاء روابط زناشویی
❇️ براساس مطالعات و تحقیقات جان گاتمن عبارتند از:
1️⃣ درخواست کمک زودتر از موعد
👈 اغلب زوجها بعداز گذشت شش سال از زندگی زناشویی برای رفع مشکلات ارتباطیشان در صدد کسب کمک بر می آیند (نیمی از ازدواجها زیر 7 سال به اتمام می رسند).
2️⃣ اصلاح خود
👈 زوجهای خوشبخت از بیان هرگونه تفکر انتقادی در حین بحث در مورد موضوعات حساس پرهیز می کنند. در عوض در صدد شناخت عیوب خود و رفع آنها اقدام می نمایند .
3️⃣ شروع آرام
👈 آغاز اغلب بحثهای بین زوجین بدلیل برچسب های انتقادی و تحقیرآمیز یکی از طرفین شدت می یابد. روش جایگزین موثر، حل کردن آرام مسائل بدون هرگونه سرزنش است.
4️⃣ قابلیت تاثیر پذیری
👈 در مطالعات ازدواج، رابطه ای موفق است که در آن شوهر قابلیت پذیرش وتاثیرپذیری داشته باشد. وقتی که زن می گوید" آیا برای آخر هفته برنامه ای داری؟ من خانواده ام را دعوت کرده ام و به کمکت نیاز دارم " همسر جواب می دهد "من برنامه ام را تنظیم کرده ام و نمیتوانم آنرا تغییر دهم". همانطور که میتوان حدس زد این زوج در رابطه ای متزلزل هستند. تحقیقات نشان داده است که مردها به اندازه زن ها تاثیر پذیر نیستند و این موضوع باعث ایجاد مشکل در روابط می گردد.
5️⃣ داشتن روابط با استاندارد بالا
👈 بیشتر زوج های خوشبخت و موفق آنهایی هستند که از آغاز ازدواج ( نه بعد از گذشت چندین سال ) هر گونه رفتار مخرب از طرف مخالف را طرد می کنند. آستانه تحمل پایین در مقابل رفتار های بد و ناخوشایند در آغاز یک رابطه باعث موفقیت رابطه در آینده خواهد شد.
6️⃣ یادگیری مهارت اصلاح سازی و ترک بهنگام از بحث و مجادل
👈 زوج های خوشبخت میدانند که چطور مجادله را ترک کنند یا شرایط را به گونه ای اصلاح کنند که از مجادله بیشتر جلوگیری نمایند . مهارت های اصلاح شرایط عبارتند از: استفاده از شوخ طبعی، ابراز همدلی ( من درکت می کنم )، اعلام مساله مشترک ( ما بر این مشکل مشترکأ غلبه خواهیم کرد)، حمایت کردن ، قدردانی کردن . وقتی مشاجره بالا گرفت 20 دقیقه به خود زمان استراحت بدهید تا آرام شوید سپس به ادامه موضوع بپردازید.
7️⃣ مثبت بودن
👈 زوجین خوشبخت ، در حین بحث درباره مشکلات با نسبت 5 به 1 از جملات مثبت و منفی در باره یکدیگر استفاده می کنند . برای مثال " ما کلی لحظات شاد با یکدیگ داشتیم " به جای " ما هیچ وقت شاد نبودیم " . تلاش کنید تا در مقابل مخزن احساسات منفی خود ابری از تفکرات مثبت بسازید .
🔆🔅#توصیه_های_روانشناسی #زناشویی #ارتباط_با_همسر #روابط_زناشویی
❤️🍀 @filsofak
❇️ براساس مطالعات و تحقیقات جان گاتمن عبارتند از:
1️⃣ درخواست کمک زودتر از موعد
👈 اغلب زوجها بعداز گذشت شش سال از زندگی زناشویی برای رفع مشکلات ارتباطیشان در صدد کسب کمک بر می آیند (نیمی از ازدواجها زیر 7 سال به اتمام می رسند).
2️⃣ اصلاح خود
👈 زوجهای خوشبخت از بیان هرگونه تفکر انتقادی در حین بحث در مورد موضوعات حساس پرهیز می کنند. در عوض در صدد شناخت عیوب خود و رفع آنها اقدام می نمایند .
3️⃣ شروع آرام
👈 آغاز اغلب بحثهای بین زوجین بدلیل برچسب های انتقادی و تحقیرآمیز یکی از طرفین شدت می یابد. روش جایگزین موثر، حل کردن آرام مسائل بدون هرگونه سرزنش است.
4️⃣ قابلیت تاثیر پذیری
👈 در مطالعات ازدواج، رابطه ای موفق است که در آن شوهر قابلیت پذیرش وتاثیرپذیری داشته باشد. وقتی که زن می گوید" آیا برای آخر هفته برنامه ای داری؟ من خانواده ام را دعوت کرده ام و به کمکت نیاز دارم " همسر جواب می دهد "من برنامه ام را تنظیم کرده ام و نمیتوانم آنرا تغییر دهم". همانطور که میتوان حدس زد این زوج در رابطه ای متزلزل هستند. تحقیقات نشان داده است که مردها به اندازه زن ها تاثیر پذیر نیستند و این موضوع باعث ایجاد مشکل در روابط می گردد.
5️⃣ داشتن روابط با استاندارد بالا
👈 بیشتر زوج های خوشبخت و موفق آنهایی هستند که از آغاز ازدواج ( نه بعد از گذشت چندین سال ) هر گونه رفتار مخرب از طرف مخالف را طرد می کنند. آستانه تحمل پایین در مقابل رفتار های بد و ناخوشایند در آغاز یک رابطه باعث موفقیت رابطه در آینده خواهد شد.
6️⃣ یادگیری مهارت اصلاح سازی و ترک بهنگام از بحث و مجادل
👈 زوج های خوشبخت میدانند که چطور مجادله را ترک کنند یا شرایط را به گونه ای اصلاح کنند که از مجادله بیشتر جلوگیری نمایند . مهارت های اصلاح شرایط عبارتند از: استفاده از شوخ طبعی، ابراز همدلی ( من درکت می کنم )، اعلام مساله مشترک ( ما بر این مشکل مشترکأ غلبه خواهیم کرد)، حمایت کردن ، قدردانی کردن . وقتی مشاجره بالا گرفت 20 دقیقه به خود زمان استراحت بدهید تا آرام شوید سپس به ادامه موضوع بپردازید.
7️⃣ مثبت بودن
👈 زوجین خوشبخت ، در حین بحث درباره مشکلات با نسبت 5 به 1 از جملات مثبت و منفی در باره یکدیگر استفاده می کنند . برای مثال " ما کلی لحظات شاد با یکدیگ داشتیم " به جای " ما هیچ وقت شاد نبودیم " . تلاش کنید تا در مقابل مخزن احساسات منفی خود ابری از تفکرات مثبت بسازید .
🔆🔅#توصیه_های_روانشناسی #زناشویی #ارتباط_با_همسر #روابط_زناشویی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگرچه در حالوهوای فرهنگیِ امروز ایدهٔ فرزندآوری، نظراً و عملاً طرفدار چندانی ندارد، در این ویدئو این موضوع از منظر دیگری طرح شده است: فرزندآوری به مثابه نوعی آفرینشگری.
انسان میخواهد جاودانه شود، چه با خلق آثار فکری یا هنری، چه با خلق انسانی دیگر، این آخرین تیری است که در ترکِش داریم!
#فرزندآوری
❤️🍀 @filsofak
انسان میخواهد جاودانه شود، چه با خلق آثار فکری یا هنری، چه با خلق انسانی دیگر، این آخرین تیری است که در ترکِش داریم!
#فرزندآوری
❤️🍀 @filsofak
🔸مردم، در تلاش برای فهم و قضاوت تنگناهای اخلاقی ، اغلب به یکی از این چهار روش متوسل میشوند:
🔸اولی، تقلیل دادن مسئله است. برای مثال، برای درک جنگ داخلی سوریه، مثل اینکه بین دو شکارچی روی داده باشد، آدم رژیم اسد را به عنوان یک فرد و شورشیان را به عنوان فردی دیگر تصور می کند؛ یکی از آنها بد است و یکی از آنها خوب.
🔸روش دوم، تمرکز بر یک داستان متأثر کننده انسانی است که به ظاهر نمونهای از کل جنگ است. وقتی تلاش میکنید پیچیدگی واقعی جنگ را با استفاده از آمار و داده های دقیق برای مردم توضیح بدهید، کسی به شما گوش نمیدهد، اما داستانی شخصی درباره سرنوشت یک کودک، مجراهای اشک را فعال کرده، خون را به جوش میآورد و قطعیت اخلاقی کاذبی ایجاد می کنند، این چیزی است که اکثر بنگاه های خیریه، مدتهاست کشف کردهاند.
🔸روش سوم مقابله با تنگناهای اخلاقی در مقیاس بزرگ، سرهم کردن تئوریها توطئه است. اقتصاد جهانی چگونه عمل می کند و آیا خوب است یا بد؟ این سوال زیادی پیچیده است که بشود آن را درک کرد. بسیار آسانتر است که تصور کنیم بیست مولتی میلیاردر نخها را در پشت صحنه حرکت میدهند، رسانهها را کنترل میکنند و جنگ ها را به راه میاندازند تا جیب های خود را پرتر کنند. این فرضیه تقریبا همیشه توهمی بیاساس است. جهان معاصر بیش از حد پیچیده است، نه فقط برای دریافت ما از عدالت، بلکه همچنین برای تواناییهای مدیریتیمان. این سه روش تلاش میکنند پیچیدگی واقعی جهان را انکار کنند.
🔸روش چهارم و نهایی، خلق یک اعتقاد است و اعتماد به نظریه، نهاد یا رهبری که ظاهرا همه او را میشناسند، و پیروی از آن، تا هر جایی که ما را هدایت کند.
✔️۲۱ درس برای قرن ۲۱
یووال نوح هراری
ترجمه: سودابه قیصری
❤️🍀 @filsofak
🔸اولی، تقلیل دادن مسئله است. برای مثال، برای درک جنگ داخلی سوریه، مثل اینکه بین دو شکارچی روی داده باشد، آدم رژیم اسد را به عنوان یک فرد و شورشیان را به عنوان فردی دیگر تصور می کند؛ یکی از آنها بد است و یکی از آنها خوب.
🔸روش دوم، تمرکز بر یک داستان متأثر کننده انسانی است که به ظاهر نمونهای از کل جنگ است. وقتی تلاش میکنید پیچیدگی واقعی جنگ را با استفاده از آمار و داده های دقیق برای مردم توضیح بدهید، کسی به شما گوش نمیدهد، اما داستانی شخصی درباره سرنوشت یک کودک، مجراهای اشک را فعال کرده، خون را به جوش میآورد و قطعیت اخلاقی کاذبی ایجاد می کنند، این چیزی است که اکثر بنگاه های خیریه، مدتهاست کشف کردهاند.
🔸روش سوم مقابله با تنگناهای اخلاقی در مقیاس بزرگ، سرهم کردن تئوریها توطئه است. اقتصاد جهانی چگونه عمل می کند و آیا خوب است یا بد؟ این سوال زیادی پیچیده است که بشود آن را درک کرد. بسیار آسانتر است که تصور کنیم بیست مولتی میلیاردر نخها را در پشت صحنه حرکت میدهند، رسانهها را کنترل میکنند و جنگ ها را به راه میاندازند تا جیب های خود را پرتر کنند. این فرضیه تقریبا همیشه توهمی بیاساس است. جهان معاصر بیش از حد پیچیده است، نه فقط برای دریافت ما از عدالت، بلکه همچنین برای تواناییهای مدیریتیمان. این سه روش تلاش میکنند پیچیدگی واقعی جهان را انکار کنند.
🔸روش چهارم و نهایی، خلق یک اعتقاد است و اعتماد به نظریه، نهاد یا رهبری که ظاهرا همه او را میشناسند، و پیروی از آن، تا هر جایی که ما را هدایت کند.
✔️۲۱ درس برای قرن ۲۱
یووال نوح هراری
ترجمه: سودابه قیصری
❤️🍀 @filsofak
اخلاق یعنی خود را جای دیگری دیدن
چرا بشر از دوران بسیار باستانی که نه قدرت بیان داشت و نه محلی ثابت برای سکونت و تقریبا هیچ قانونی جز غریزه راهنمایش نبود، در عمل، رفتارش اخلاقی بود؟
پروفسور مردم شناسی دانشگاه میشیگان آقای « وب کیین» در کتاب « زندگی اخلاقی» با تکیه بر آخرین بررسی ها به این نتیجه می رسد که بشر اولیه توانست رفتار اخلاقی پیش بگیرد چون بر خلاف سایر پستانداران، این قدرت ذهنی را داشت که خودش را جای دیگران بگذارد.
او به تهیه غذا توسط انسان اولیه اشاره می کند و اینکه انسان بر اساس همکاری با انسان دیگر توانست به مواد غذایی بیشتری دست یابد. مثلا در مورد چیدن میوه های رسیده از بالای درخت، فقط انسان است که به خاطر منافع مشترک با یک نفر دیگر، شگردی پیدا کرد که به میوه های بیشتر دست یابد.
حیوانات دیگر با بالا رفتن تا بالاترین قسمت درخت، در معرض دیده شدن توسط حیوانات درنده قرار می گیرند و ترجیح می دهند ریسک نکنند اما انسانها به به این راه حل رسیدند که یکی کشیک بدهد و مواظب باشد و دیگری به میوه های رسیده و مقوی تر دست یابد و بعد آنها را با هم شریک شوند.
وقتی دو نفر در دوران باستانی و ماقبل تمدن، در یک همکاری میوه های یک درخت را چیدند متوجه شدند بعد از رسیدن به هدف شان، چاره ایی ندارند جز آن که نوعی از اخلاق را رعایت کنند. اخلاق همان مقیاس تقسیم هر آنچه به دست اوردند بود.
پروفسور « وب کیین» معتقد است در شروع همکاری و ایجاد اخلاق اولیه، ما حتی قادر به تکلم هم نبودیم و قرار و مداری جز نفع دو نفره و گروهی در بین نبود. او می افزاید در مسیر دهها هزار ساله تحول مداوم، یاد گرفتیم که « من» شخصی خود را جای دیگران بگذاریم و بر اساس آن، تصمیمات مان را محاسبه کنیم.
هر فرد اگر قادر باشد برای رسیدن به یک هدف، به دیگری کمک کند و دیگری هم با عمل خویش در ایجاد سود و یا نزدیک شدن به هدف، کمک نماید رابطه شان اخلاقی است.
به عبارت ساده تر، موقع تقسیم غذای جمع شده، من که ریسک کردم و بالای درخت رفتم بیشتر باید بردارم یا دیگری که برای کشیک و شناسایی خطر حمله سایر حیوانات، خود را از دسترسی به میوه، بی نصیب ساخته بود؟ شاید برای خیلی ها، تقسیم مساوی مواد غذای ساده ترین و اخلاقی ترین راه حل بود.
« وب کیین» معتقد است بشر معاصر می تواند نه تنها از نگاه فردِ دیگر، دنیا را ببیند بلکه بر اساس قابل دسترس بودن فرهنگ های مختلف و زندگی های مختلف، خود را به جای انواع بیشتری از افراد بگذارد و ضررها و سودهای شان رامقایسه کند. این توانایی بشر می تواند اصول اخلاقی همه جانبه تری برایش ایجاد خواهد کرد.
بشر به خاطر پیچیده تر شدن و تنوع همکاری ها در یک بازار بین المللی، ضرورتا راه دیگری ندارد جز اینکه مدام اخلاقی تر شود.
❤️🍀 @filsofak
چرا بشر از دوران بسیار باستانی که نه قدرت بیان داشت و نه محلی ثابت برای سکونت و تقریبا هیچ قانونی جز غریزه راهنمایش نبود، در عمل، رفتارش اخلاقی بود؟
پروفسور مردم شناسی دانشگاه میشیگان آقای « وب کیین» در کتاب « زندگی اخلاقی» با تکیه بر آخرین بررسی ها به این نتیجه می رسد که بشر اولیه توانست رفتار اخلاقی پیش بگیرد چون بر خلاف سایر پستانداران، این قدرت ذهنی را داشت که خودش را جای دیگران بگذارد.
او به تهیه غذا توسط انسان اولیه اشاره می کند و اینکه انسان بر اساس همکاری با انسان دیگر توانست به مواد غذایی بیشتری دست یابد. مثلا در مورد چیدن میوه های رسیده از بالای درخت، فقط انسان است که به خاطر منافع مشترک با یک نفر دیگر، شگردی پیدا کرد که به میوه های بیشتر دست یابد.
حیوانات دیگر با بالا رفتن تا بالاترین قسمت درخت، در معرض دیده شدن توسط حیوانات درنده قرار می گیرند و ترجیح می دهند ریسک نکنند اما انسانها به به این راه حل رسیدند که یکی کشیک بدهد و مواظب باشد و دیگری به میوه های رسیده و مقوی تر دست یابد و بعد آنها را با هم شریک شوند.
وقتی دو نفر در دوران باستانی و ماقبل تمدن، در یک همکاری میوه های یک درخت را چیدند متوجه شدند بعد از رسیدن به هدف شان، چاره ایی ندارند جز آن که نوعی از اخلاق را رعایت کنند. اخلاق همان مقیاس تقسیم هر آنچه به دست اوردند بود.
پروفسور « وب کیین» معتقد است در شروع همکاری و ایجاد اخلاق اولیه، ما حتی قادر به تکلم هم نبودیم و قرار و مداری جز نفع دو نفره و گروهی در بین نبود. او می افزاید در مسیر دهها هزار ساله تحول مداوم، یاد گرفتیم که « من» شخصی خود را جای دیگران بگذاریم و بر اساس آن، تصمیمات مان را محاسبه کنیم.
هر فرد اگر قادر باشد برای رسیدن به یک هدف، به دیگری کمک کند و دیگری هم با عمل خویش در ایجاد سود و یا نزدیک شدن به هدف، کمک نماید رابطه شان اخلاقی است.
به عبارت ساده تر، موقع تقسیم غذای جمع شده، من که ریسک کردم و بالای درخت رفتم بیشتر باید بردارم یا دیگری که برای کشیک و شناسایی خطر حمله سایر حیوانات، خود را از دسترسی به میوه، بی نصیب ساخته بود؟ شاید برای خیلی ها، تقسیم مساوی مواد غذای ساده ترین و اخلاقی ترین راه حل بود.
« وب کیین» معتقد است بشر معاصر می تواند نه تنها از نگاه فردِ دیگر، دنیا را ببیند بلکه بر اساس قابل دسترس بودن فرهنگ های مختلف و زندگی های مختلف، خود را به جای انواع بیشتری از افراد بگذارد و ضررها و سودهای شان رامقایسه کند. این توانایی بشر می تواند اصول اخلاقی همه جانبه تری برایش ایجاد خواهد کرد.
بشر به خاطر پیچیده تر شدن و تنوع همکاری ها در یک بازار بین المللی، ضرورتا راه دیگری ندارد جز اینکه مدام اخلاقی تر شود.
❤️🍀 @filsofak
باغوحش انسانی از دیروز تا امروز
«توحش را نمایش بده و استعمار را موجه کن»
پگاه ش.
بین سالهای ۱۸۷۷تا ۱۹۳۷ در پاریس در مرکز یک پارک تفریحی، نمایشگاهی برپا میشد بهنام باغ وحش انسانی. هزاران انسان از آفریقا گرفته تا استرالیا و بخشهایی از آسیا، به زنجیر کشیده میشدند، در باغ وحش در قفس انداخته میشدند تا بازدیدکنندگان با خرید بلیط به تماشای آنها بیایند! این نمایشگاههای انسانی اما فقط به هدف سرگرم کردن مردم برگزار نمیشدند. متولیان، آنها را بهعنوان «وحشی» «بربر» و «آدمخوار» به بازدیدکنندگان معرفی میکردند و با برچسب توحش بر پیشانی آنها، پروپاگاندایی گسترده و موافق با استعمار ایجاد میکردند.
باغوحش انسانی تقویت کننده نگاه نژادپرستانه سفیدان غربی به سیاهان برده بود و تداوم استعمار و جنایت در آفریقا را موجه میکرد.
با آغاز جنگ جهانی دوم بساط باغوحش انسانی تا حدودی برچیده شد اما بساط استعمار نه!
بهخصوص این روشِ «توحش را نمایش بده و استعمار را موجه کن»، حالا با قلادههای نامرئی و قفسهای نامرئی در حال اجراست.
یکی از مثالهای ایرانی این روش مسیح علینژاد است. او حالا نماینده زنان از دنیایی دیگر است و خود، با یک قلاده نامرئی از آن دنیای ناشناخته به دنیای متمدن آمده است. او درست مانند آن بردههای نگونبخت دستآموز باید نمایشگر توحش به مخاطب غربی باشد. دنیایی که مسیح از آن بیرون آمده است باید در ذهن مخاطب غربی آنقدر سیاه و تاریک و وحشی جلوه کند که به وقت تحریم، بمباران یا اشغال، نتواند همدردی شهروند غربی را برانگیزد.
امروز او خود مربی تمدن شده و داعیه حمایت از حقوق «زنان اسیر در توحش ایران» را دارد. حالا خبری از قفس و پارک تفریحی و باغ وحش انسان نیست. اما روی جلد نشریات، فرش قرمزها و شبکههای رنگارنگ استعماری پر است از عکسها و ژستهای شیرینکارانهاش.
دیروز خبر سخنرانی شاپرک شجریزاده در نشستی به مدیریت لیندا فروم سناتور ضدایرانی منتشر شد.
شجریزاده که در محلهای خلوت در شمال تهران روسری از سر درآورده و به کمک مسیح علینژاد و رسانههایش درمیان دختران خیابان انقلاب گنجانده شد، به سرعت به کانادا رفت و در اولین اقدام در نشستی شرکت کرد که خواهان تشدید تحریمهای اقتصادی ایران است.
مسیح علینژاد او را به این محافل میبرد، در مقابل تماشاچیان غربی به نمایش میگذارد و به آنها میگوید این زن از قبیله بربرها آمده و برای نجات زنان مانند او باید به ایران فشار بیاوریم.
این دقیقا همان سازوکار باغ وحشهای انسانی ست.
باغوحش انسانی پاریس صبح زود، قبل از حضور بازدیدکنندگان، میزبان انسانشناسان فرانسوی بود. آنها به آنجا میرفتند و از نزدیک این «بربر»ها را معاینه میکردند. نتایج این معاینهها مقالههایی کاملا تخیلی، غیرعلمی و البته نژادپرستانه درباره این انسانهای اسیر بود. مقالههایی که مخاطب را با باوری غلط درباره یک نژاد وحشی روبهرو میکرد و فقط یک انتخاب پیش رویش میگذاشت: استعمار باید ادامه پیدا کند تا جلوی این وحشیهای آدمخوار را بگیرد!
سازوکار باغوحشهای انسانی مدرن حتی پیچیدهتر ست. تدارک دهندگان نشست پارلمان کانادا نه تنها شجریزاده را در مقابل کاناداییها به نمایش میگذارند تا همراهی آنان با تحریم ایران را جلب کنند، بلکه حتی به واسطه رسانههای تصویری متعدد، مخاطب ایرانی را متقاعد میکنند این تحریمها برای نجات خود اوست.
مخاطب ایرانی به ویژه آنانی که حجاب اجباری را نقض حقوق مسلم خود میدانند طعمه این تبلیغات هستند. تماشاچیان راه دور باغوحش انسانی کانادا. این در درجه اول نتیجه سیاستهای فرهنگی کشور و برخوردهای خشن با حجاب اجباری ست که بخش مهمی از شهروندان ایران را به همدلی با دشمنان کشور کشانده است.
❤️🍀 @filsofak
«توحش را نمایش بده و استعمار را موجه کن»
پگاه ش.
بین سالهای ۱۸۷۷تا ۱۹۳۷ در پاریس در مرکز یک پارک تفریحی، نمایشگاهی برپا میشد بهنام باغ وحش انسانی. هزاران انسان از آفریقا گرفته تا استرالیا و بخشهایی از آسیا، به زنجیر کشیده میشدند، در باغ وحش در قفس انداخته میشدند تا بازدیدکنندگان با خرید بلیط به تماشای آنها بیایند! این نمایشگاههای انسانی اما فقط به هدف سرگرم کردن مردم برگزار نمیشدند. متولیان، آنها را بهعنوان «وحشی» «بربر» و «آدمخوار» به بازدیدکنندگان معرفی میکردند و با برچسب توحش بر پیشانی آنها، پروپاگاندایی گسترده و موافق با استعمار ایجاد میکردند.
باغوحش انسانی تقویت کننده نگاه نژادپرستانه سفیدان غربی به سیاهان برده بود و تداوم استعمار و جنایت در آفریقا را موجه میکرد.
با آغاز جنگ جهانی دوم بساط باغوحش انسانی تا حدودی برچیده شد اما بساط استعمار نه!
بهخصوص این روشِ «توحش را نمایش بده و استعمار را موجه کن»، حالا با قلادههای نامرئی و قفسهای نامرئی در حال اجراست.
یکی از مثالهای ایرانی این روش مسیح علینژاد است. او حالا نماینده زنان از دنیایی دیگر است و خود، با یک قلاده نامرئی از آن دنیای ناشناخته به دنیای متمدن آمده است. او درست مانند آن بردههای نگونبخت دستآموز باید نمایشگر توحش به مخاطب غربی باشد. دنیایی که مسیح از آن بیرون آمده است باید در ذهن مخاطب غربی آنقدر سیاه و تاریک و وحشی جلوه کند که به وقت تحریم، بمباران یا اشغال، نتواند همدردی شهروند غربی را برانگیزد.
امروز او خود مربی تمدن شده و داعیه حمایت از حقوق «زنان اسیر در توحش ایران» را دارد. حالا خبری از قفس و پارک تفریحی و باغ وحش انسان نیست. اما روی جلد نشریات، فرش قرمزها و شبکههای رنگارنگ استعماری پر است از عکسها و ژستهای شیرینکارانهاش.
دیروز خبر سخنرانی شاپرک شجریزاده در نشستی به مدیریت لیندا فروم سناتور ضدایرانی منتشر شد.
شجریزاده که در محلهای خلوت در شمال تهران روسری از سر درآورده و به کمک مسیح علینژاد و رسانههایش درمیان دختران خیابان انقلاب گنجانده شد، به سرعت به کانادا رفت و در اولین اقدام در نشستی شرکت کرد که خواهان تشدید تحریمهای اقتصادی ایران است.
مسیح علینژاد او را به این محافل میبرد، در مقابل تماشاچیان غربی به نمایش میگذارد و به آنها میگوید این زن از قبیله بربرها آمده و برای نجات زنان مانند او باید به ایران فشار بیاوریم.
این دقیقا همان سازوکار باغ وحشهای انسانی ست.
باغوحش انسانی پاریس صبح زود، قبل از حضور بازدیدکنندگان، میزبان انسانشناسان فرانسوی بود. آنها به آنجا میرفتند و از نزدیک این «بربر»ها را معاینه میکردند. نتایج این معاینهها مقالههایی کاملا تخیلی، غیرعلمی و البته نژادپرستانه درباره این انسانهای اسیر بود. مقالههایی که مخاطب را با باوری غلط درباره یک نژاد وحشی روبهرو میکرد و فقط یک انتخاب پیش رویش میگذاشت: استعمار باید ادامه پیدا کند تا جلوی این وحشیهای آدمخوار را بگیرد!
سازوکار باغوحشهای انسانی مدرن حتی پیچیدهتر ست. تدارک دهندگان نشست پارلمان کانادا نه تنها شجریزاده را در مقابل کاناداییها به نمایش میگذارند تا همراهی آنان با تحریم ایران را جلب کنند، بلکه حتی به واسطه رسانههای تصویری متعدد، مخاطب ایرانی را متقاعد میکنند این تحریمها برای نجات خود اوست.
مخاطب ایرانی به ویژه آنانی که حجاب اجباری را نقض حقوق مسلم خود میدانند طعمه این تبلیغات هستند. تماشاچیان راه دور باغوحش انسانی کانادا. این در درجه اول نتیجه سیاستهای فرهنگی کشور و برخوردهای خشن با حجاب اجباری ست که بخش مهمی از شهروندان ایران را به همدلی با دشمنان کشور کشانده است.
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نرمش از سختگیری قدرتمندتر است، آب از صخره قویتر، عشق از اجبار قویتر.
✍ هِرمان هِسِه
💭 برندهی نوبل ادبیات ۱۹۴۶
❤️🍀 @filsofak
✍ هِرمان هِسِه
💭 برندهی نوبل ادبیات ۱۹۴۶
❤️🍀 @filsofak
#ژان_ژاک_روسو
انسانهای ماقبل تاریخ اخلاقیتر بودند و مهمترین اصل زندگی آنها دلسوزی به حال رنجهای دیگران بود. تمدن تجاری ما را از این وضعیت طبیعی خارج کرد. ما در دنیای وفور و فراوانی زندگی میکنیم اما اسیرِ حسادتها و حرصهای بیپایان خود هستیم و پیوسته رنج میبریم. حرکت به سوی تمدن باعث ایجاد نوعی خودشیفتگی در وجود انسان شده است، خودشیفتگی پوچی که بر تکبر و خودبینی و حسادت مبتنی است.
او استدلال کرد که این خودشیفتگی مخرب در نتیجهی حرکت مردم به سوی شهرها و سکونتگاههای بزرگ پدیدار شده است. آنها اکنون برای ساختن هویت خود به رفتار و زندگی دیگران توجه میکردند. چیزی که در ابتدا صرفاً تقلید از رفتار دیگران بود به تدریج به رقابتی مستمر بر سر پول و مقام و منزلت تبدیل شد. روسو ما را تشویق میکند از حسادت و رقابت بگریزیم و به جای آنها فقط به خود و ارزشها و تواناییهای خود توجه کنیم.
📚 متفکران بزرگ
✍ آلن دوباتن
❤️🍀 @filsofak
انسانهای ماقبل تاریخ اخلاقیتر بودند و مهمترین اصل زندگی آنها دلسوزی به حال رنجهای دیگران بود. تمدن تجاری ما را از این وضعیت طبیعی خارج کرد. ما در دنیای وفور و فراوانی زندگی میکنیم اما اسیرِ حسادتها و حرصهای بیپایان خود هستیم و پیوسته رنج میبریم. حرکت به سوی تمدن باعث ایجاد نوعی خودشیفتگی در وجود انسان شده است، خودشیفتگی پوچی که بر تکبر و خودبینی و حسادت مبتنی است.
او استدلال کرد که این خودشیفتگی مخرب در نتیجهی حرکت مردم به سوی شهرها و سکونتگاههای بزرگ پدیدار شده است. آنها اکنون برای ساختن هویت خود به رفتار و زندگی دیگران توجه میکردند. چیزی که در ابتدا صرفاً تقلید از رفتار دیگران بود به تدریج به رقابتی مستمر بر سر پول و مقام و منزلت تبدیل شد. روسو ما را تشویق میکند از حسادت و رقابت بگریزیم و به جای آنها فقط به خود و ارزشها و تواناییهای خود توجه کنیم.
📚 متفکران بزرگ
✍ آلن دوباتن
❤️🍀 @filsofak
بهترین میراثی که میتوان برای کودکان خود به جا گذاشت این است که بگذاریم آنها راه خود را بروند، آن هم با پاهای خودشان.
✍ ایزا دورا رانکن
❤️🍀 @filsofak
✍ ایزا دورا رانکن
❤️🍀 @filsofak