آیا هوشمندی اجتناب ناپذیر است؟
ناسا در اوایل دهه ۹۰ میلادی حدود صد میلیون دلار را به پروژهای به نام سِتی اختصاص داد که هدف از آن گوش سپردن به امواج رادیویی در فضا در جستجوی موجودات هوشمند فرازمینی بود.
مدافعان این پروژه استدلال میکردند که هر چند ما نمیدانیم چه تعداد سیاره در کهکشان ما وجود دارد و چه درصدی از آنها قابل زیست هستند، اما در هر سیارهای که شرایط مساعد برای ظهور حیات را داشته باشد، در نهایت و بیتردید موجودات هوشمند ظهور خواهند.
پروژه ستی با مخالفتهایی روبرو شد و ناسا نام پروژه را تغییر داد تا مانع از حذف آن توسط کنگره شود. اما در بین مخالفان پروژه، نام تنی چند از زیستشناسان پرآوازه نیز به چشم میخورد. این زیستشناسان احساس میکردند مدافعان پروژه ستی درک درستی از تئوری فرگشت ندارند و دچار تعصبی شدهاند که قدمتی صد ساله دارد. این باور جزمی را "زنجیرهی بزرگِ موجودات" میخواندند و بر مبنای آن، فرگشت فرآیندی است که موجودات را به سمت پیچیدهتر شدن هدایت میکند و هوشمندی عالیترین مظهر پیچیدگی است. بدین ترتیب ظهور موجود پیچیدهای نظیر انسان در هر سیارهای که مناسب حیات باشد اجتناب ناپذیر خواهد بود. حتی امروزه نیز دانشمندانی هستند که ناخودآگاه موجودات را در یک "اِشِل" فرضی فرگشتی به پَست یا عالی تقسیم بندی میکنند و فرگشت را نوعی نردبان میدانند که هر موجود سادهای در پی بالا رفتن از آن است تا خود را به سطوح عالیتر برساند.
زیستشناس نامی، ارنست مایر، هشدار داد که از بین بیش از پنجاه میلیون گونه متفاوت حیات که بر روی زمین ظاهر شدند، تنها یک گونه موفق شده است تمدنی هوشمند بسازد و احتمال ظهور مورد مشابه در سایر سیارات زیست پذیر زیاد نیست.
ما انسانها به مغز و تواناییهای ذهنی خود بیش از اندازه ارج مینهیم. اما مغز انسان تنها عضو پیچیدهای نیست که در طبیعت فرگشت یافته است. برای مثال فیل را در نظر بگیرید که خرطوم دارد. او با کمک خرطوم خود میتواند اشیاء سنگین را جابجا کرده و یا درختان را از ریشه در بیاورد. اما خرطوم فیل برای انجام کارهای ظریف نیز مناسب است. فیل میتواند با خرطومش یک سکه را از روی زمین بردارد، با قلم مو نقاشی کند، آب بر خود بپاشد تا خنک شود و یا خاک بر خود بریزد تا از گزند حشرات مصون بماند. اگر فیلها ادعا کنند که غایت و هدف نهایی فرگشت این است که خرطوم ظهور کند، شما چه جوابی خواهید داشت؟
شاید بگوئید مزایای هوشمندی بسیار بیشتر از خرطوم است و بدین دلیل ظهور آن اجتناب ناپذیر میشود. همانطور که مزایای بینایی بسیار زیاد است و جانوران تا کنون از چهل مسیر فرگشتی مختلف دارای چشم شدهاند. اما ظهور یک عضو پیچیده فقط مرهون مزایای آن نیست، بلکه هزینه را نیز باید در نظر بگیریم. هوشمند شدن هزینه گزافی برای ما داشته است. کاسه سرِ نوزاد انسان بقدری بزرگ است که زایمان به یکی از مرگبارترین مراحل زندگی زنان تبدیل شد. لگن خاصره زنها در طول زمان تغییر شکل یافت و نتیجهاش این بود که زنها قادر نیستند همپای مردان بدوند. بافت مغز به ضربه حساس است که آنرا بسیار آسیبپذیر میکند و از طرف دیگر به مقادیر عظیمی انرژی نیاز دارد. سیمکشی پیچیده مغز زمان لازم برای واکنش به خطر را افزایش میدهد. کودک به سالها مراقبت نیاز دارد؛ اجداد ما در سراسر طول عمر خود، یا بچه بودند و نیاز به مراقبت داشتند و یا از بچههای خود مراقبت میکردند.
نتیجه اینکه وقتی مزایا و هزینه هوشمند شدن را با خرطومدار شدن مقایسه میکنیم، بعید است که هوشمندی گزینه بهتری باشد. هوشمندی و خرطوم هر دو محصول تصادفی نیروهای طبیعی میباشند که هدف و غایتی ندارد. اگر این ادعا که خرطومدار شدن گزینهای اجتناب ناپذیر برای فرگشت بوده، سادهلوحانه و متکبرانه است، پس در تصور خود مبنی بر اجتناب ناپذیر بودن هوشمندی نیز باید تجدید نظر کنیم.
برگرفته از کتاب ذهن چگونه کار میکند
مترجم: امیر رحمانی
انتشار وب سایت دانش آگاهی
❤️🍀 @filsofak
ناسا در اوایل دهه ۹۰ میلادی حدود صد میلیون دلار را به پروژهای به نام سِتی اختصاص داد که هدف از آن گوش سپردن به امواج رادیویی در فضا در جستجوی موجودات هوشمند فرازمینی بود.
مدافعان این پروژه استدلال میکردند که هر چند ما نمیدانیم چه تعداد سیاره در کهکشان ما وجود دارد و چه درصدی از آنها قابل زیست هستند، اما در هر سیارهای که شرایط مساعد برای ظهور حیات را داشته باشد، در نهایت و بیتردید موجودات هوشمند ظهور خواهند.
پروژه ستی با مخالفتهایی روبرو شد و ناسا نام پروژه را تغییر داد تا مانع از حذف آن توسط کنگره شود. اما در بین مخالفان پروژه، نام تنی چند از زیستشناسان پرآوازه نیز به چشم میخورد. این زیستشناسان احساس میکردند مدافعان پروژه ستی درک درستی از تئوری فرگشت ندارند و دچار تعصبی شدهاند که قدمتی صد ساله دارد. این باور جزمی را "زنجیرهی بزرگِ موجودات" میخواندند و بر مبنای آن، فرگشت فرآیندی است که موجودات را به سمت پیچیدهتر شدن هدایت میکند و هوشمندی عالیترین مظهر پیچیدگی است. بدین ترتیب ظهور موجود پیچیدهای نظیر انسان در هر سیارهای که مناسب حیات باشد اجتناب ناپذیر خواهد بود. حتی امروزه نیز دانشمندانی هستند که ناخودآگاه موجودات را در یک "اِشِل" فرضی فرگشتی به پَست یا عالی تقسیم بندی میکنند و فرگشت را نوعی نردبان میدانند که هر موجود سادهای در پی بالا رفتن از آن است تا خود را به سطوح عالیتر برساند.
زیستشناس نامی، ارنست مایر، هشدار داد که از بین بیش از پنجاه میلیون گونه متفاوت حیات که بر روی زمین ظاهر شدند، تنها یک گونه موفق شده است تمدنی هوشمند بسازد و احتمال ظهور مورد مشابه در سایر سیارات زیست پذیر زیاد نیست.
ما انسانها به مغز و تواناییهای ذهنی خود بیش از اندازه ارج مینهیم. اما مغز انسان تنها عضو پیچیدهای نیست که در طبیعت فرگشت یافته است. برای مثال فیل را در نظر بگیرید که خرطوم دارد. او با کمک خرطوم خود میتواند اشیاء سنگین را جابجا کرده و یا درختان را از ریشه در بیاورد. اما خرطوم فیل برای انجام کارهای ظریف نیز مناسب است. فیل میتواند با خرطومش یک سکه را از روی زمین بردارد، با قلم مو نقاشی کند، آب بر خود بپاشد تا خنک شود و یا خاک بر خود بریزد تا از گزند حشرات مصون بماند. اگر فیلها ادعا کنند که غایت و هدف نهایی فرگشت این است که خرطوم ظهور کند، شما چه جوابی خواهید داشت؟
شاید بگوئید مزایای هوشمندی بسیار بیشتر از خرطوم است و بدین دلیل ظهور آن اجتناب ناپذیر میشود. همانطور که مزایای بینایی بسیار زیاد است و جانوران تا کنون از چهل مسیر فرگشتی مختلف دارای چشم شدهاند. اما ظهور یک عضو پیچیده فقط مرهون مزایای آن نیست، بلکه هزینه را نیز باید در نظر بگیریم. هوشمند شدن هزینه گزافی برای ما داشته است. کاسه سرِ نوزاد انسان بقدری بزرگ است که زایمان به یکی از مرگبارترین مراحل زندگی زنان تبدیل شد. لگن خاصره زنها در طول زمان تغییر شکل یافت و نتیجهاش این بود که زنها قادر نیستند همپای مردان بدوند. بافت مغز به ضربه حساس است که آنرا بسیار آسیبپذیر میکند و از طرف دیگر به مقادیر عظیمی انرژی نیاز دارد. سیمکشی پیچیده مغز زمان لازم برای واکنش به خطر را افزایش میدهد. کودک به سالها مراقبت نیاز دارد؛ اجداد ما در سراسر طول عمر خود، یا بچه بودند و نیاز به مراقبت داشتند و یا از بچههای خود مراقبت میکردند.
نتیجه اینکه وقتی مزایا و هزینه هوشمند شدن را با خرطومدار شدن مقایسه میکنیم، بعید است که هوشمندی گزینه بهتری باشد. هوشمندی و خرطوم هر دو محصول تصادفی نیروهای طبیعی میباشند که هدف و غایتی ندارد. اگر این ادعا که خرطومدار شدن گزینهای اجتناب ناپذیر برای فرگشت بوده، سادهلوحانه و متکبرانه است، پس در تصور خود مبنی بر اجتناب ناپذیر بودن هوشمندی نیز باید تجدید نظر کنیم.
برگرفته از کتاب ذهن چگونه کار میکند
مترجم: امیر رحمانی
انتشار وب سایت دانش آگاهی
❤️🍀 @filsofak
پست جدید آپلود شد😊👍
https://www.instagram.com/p/Bq1vrXcHo4V/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=15g4t107d4jr9
❤️🍀 @filsofak
https://www.instagram.com/p/Bq1vrXcHo4V/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=15g4t107d4jr9
❤️🍀 @filsofak
Instagram
مصطفی سلیمانی | مشاور خانواده
وقتی با همسرت دعوا میشه، چه جوری مدیرت میکنی؟ برای آشتی کردن تو پیشقدم میشی یا همسرت؟ . . . 📝 منبرک: (قوانین دعوا) یكی از قوانین دعوای زناشویی این است كه به خانوادههای هم توهین نكنید. زن و مرد با هم محرم هستند، این محرمیت معنای عمیقی دارد. این محرمیت…
فلسفه اخلاق
پست جدید آپلود شد😊👍 https://www.instagram.com/p/Bq1vrXcHo4V/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=15g4t107d4jr9 ❤️🍀 @filsofak
منبرک: (قوانین دعوا)
یكی از قوانین دعوای زناشویی این است كه به خانوادههای هم توهین نكنید. زن و مرد با هم محرم هستند، این محرمیت معنای عمیقی دارد. این محرمیت است كه باعث میشود همسر شما از اسرار خودش و خانوادهاش به شما بگوید. پس حواستان باشد این اسرار در دعوا تبدیل به گروكشی نشود. چیزی كه ربطی به موضوع دعوا ندارد را صرفا به خاطر اینكه كم نیاورید، مطرح نكنید! زمانی كه همسران در رابطه با خانوادهشان با هم صحبت میكنند، یعنی همدیگر را محرم اسرار میدانند.
پس در اوج درگیری وقتی حرفی برای گفتن پیدا نمیكنید به نقطهضعفهای طرف مقابل متوسل نشوید. این موضوع باعث میشود در اوج دعوا همسرتان دو بار ضربه بخورد؛ یكبار به خاطر دعوا و بار دیگر به خاطر یادآوری موضوعی كه نباید عنوان میشد. در چنین شرایطی همسر شما فكر میكند آنقدرها هم كه فكر میكرده شما محرم اسرارش نیستید! بعضی افراد به دلیل اینكه توان گفتوگو حین دعوا را ندارند به زور متوسل میشوند.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
یكی از قوانین دعوای زناشویی این است كه به خانوادههای هم توهین نكنید. زن و مرد با هم محرم هستند، این محرمیت معنای عمیقی دارد. این محرمیت است كه باعث میشود همسر شما از اسرار خودش و خانوادهاش به شما بگوید. پس حواستان باشد این اسرار در دعوا تبدیل به گروكشی نشود. چیزی كه ربطی به موضوع دعوا ندارد را صرفا به خاطر اینكه كم نیاورید، مطرح نكنید! زمانی كه همسران در رابطه با خانوادهشان با هم صحبت میكنند، یعنی همدیگر را محرم اسرار میدانند.
پس در اوج درگیری وقتی حرفی برای گفتن پیدا نمیكنید به نقطهضعفهای طرف مقابل متوسل نشوید. این موضوع باعث میشود در اوج دعوا همسرتان دو بار ضربه بخورد؛ یكبار به خاطر دعوا و بار دیگر به خاطر یادآوری موضوعی كه نباید عنوان میشد. در چنین شرایطی همسر شما فكر میكند آنقدرها هم كه فكر میكرده شما محرم اسرارش نیستید! بعضی افراد به دلیل اینكه توان گفتوگو حین دعوا را ندارند به زور متوسل میشوند.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
#کتاب
آنکس که دیگری را تنها به سبب زیباییهای ظاهریاش دوست میدارد، دیر یا زود در مییابد که اولاً دیگرانی غیر از محبوب او هم از این زیبایی، حتی گاه به مراتب بیشتر بهرهمند هستند؛ و ثانیاً زیبایی جسمانی-ظاهری اگرچه دلرباست، اما در برابر انواع برتری از زیبایی رنگ میبازد. بهمحضآنکه فرد در مییابد که زیبایی ظاهری یا جمال زوالپذیر است و زیباییهایی بس والاتر نیز در این عالم وجود دارد، دیر یا زود ترجیح خواهد داد که سعادت خود را با این امر فانیشونده و فرومایه پیوند نزند بلکه از نردبان عشق پلهای بالاتر بیاید و به زیبایی برتر و ماندگارتری دل ببندد.
📘 دربارهی عشق | مجموعه مقالات
ترجمهی آرش نراقی
❤️🍀 @filsofak
آنکس که دیگری را تنها به سبب زیباییهای ظاهریاش دوست میدارد، دیر یا زود در مییابد که اولاً دیگرانی غیر از محبوب او هم از این زیبایی، حتی گاه به مراتب بیشتر بهرهمند هستند؛ و ثانیاً زیبایی جسمانی-ظاهری اگرچه دلرباست، اما در برابر انواع برتری از زیبایی رنگ میبازد. بهمحضآنکه فرد در مییابد که زیبایی ظاهری یا جمال زوالپذیر است و زیباییهایی بس والاتر نیز در این عالم وجود دارد، دیر یا زود ترجیح خواهد داد که سعادت خود را با این امر فانیشونده و فرومایه پیوند نزند بلکه از نردبان عشق پلهای بالاتر بیاید و به زیبایی برتر و ماندگارتری دل ببندد.
📘 دربارهی عشق | مجموعه مقالات
ترجمهی آرش نراقی
❤️🍀 @filsofak
لیست 50 کتاب برتر دنیا تاریخ به انتخاب گاردین
کشور _ سال _ اسم کتاب _ نویسنده
1. بین النهرین_ ۱۸۰۰ ق. م _حماسه گیلگمش
2. یونان _۷۰۰ ق. م_ ایلیاد و ادیسه هومر
3. هند _۵۰۰ ق. م_ مهاباراتا
4. یونان ۴۳۱_ ق. م _مده آ ائوریپیدس
5. یونان ۴۲۸_ ق. م_ ادیپ شهریار سوفکلس
6. فلسطین ۴۰۰ ق. م کتاب ایوب
7. خاور میانه ۴۰۰ ق. م هزار و یکشب
8. هند ۳۰۰ ق. م رامایانا والمیکی
9. ایتالیا ۲۹-۱۹ ق. م انئید ویرژیل
10. ایتالیا ۱۰ ق. م-۱۹ م دگردیسیها اوید
11. هند ۲۰۰ شکونتلا کالیداس
12. ژاپن ۱۰۰۰ افسانه گنجی موراساکی شیکیبو
13. ایران ۱۲۰۰ بوستان سعدی
14. ایران ۱۲۶۰ مثنوی مولوی
15. ایسلند ۱۳۰۰ حکایات نیوله س
16. ایتالیا ۱۳۰۸-۱۳۲۱ کمدی الهی دانته آلیگیری
17. ایتالیا ۱۳۴۸ دکامرون جووانی بوکانچو
18. انگلیس ۱۳۷۲ حکایتهای کنتربری جفری چاسر
19. فرانسه ۱۵۳۲ پانتاگروئل و گارگانتوا رابله
20. فرانسه ۱۵۹۲ مقالات میشل دو مونتنی
21. انگلیس ۱۵۹۹-۱۶۰۳ هملت ویلیام شکسپیر
22. انگلیس ۱۶۰۳ اتللو ویلیام شکسپیر
23. انگلیس ۱۶۰۵ لیرشاه ویلیام شکسپیر
24. اسپانیا ۱۶۰۵ دن کیشوت میگوئل سروانتس
25. ایرلند ۱۷۲۶ سفرهای گالیور جوناتان سویفت
26. ایرلند ۱۷۶۰-۱۷۶۷ زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی لارنس استرن
27. فرانسه ۱۷۷۱-۱۷۷۸ ژاک قضا و قدری و اربابش دنیس دیدرو
28. انگلیس ۱۸۱۳ غرور و تعصب جین اوستین
29. آلمان ۱۸۲۸ فاوست یوهان ولفگانگ فون گوته
30. ایتالیا ۱۷۹۸-۱۸۳۷ مجموعهٔ اشعار گیاکومو لئوپاردی
31. فرانسه ۱۸۳۰ سرخ و سیاه استاندال
32. فرانسه ۱۸۳۵ بابا گوریو انوره دو بالزاک
33. دانمارک ۱۸۰۵-۱۸۷۵ داستانها و قصهها هانس کریستیان آندرسن
34. روسیه ۱۸۴۲ مردگان زر خرید (نفوس مرده) نیکلای گوگول
35. آمریکا ۱۸۰۹-۱۸۴۹ مجموعه داستانها ادگار آلن پو
36. انگلیس ۱۸۴۷ بلندیهای بادگیر امیلی برونته
37. آمریکا ۱۸۵۱ موبیدیک هرمان ملویل
38. آمریکا ۱۸۵۵ علفها والت ویتمن
39. فرانسه ۱۸۵۷ مادام بواری گوستاو فلوبر
40. انگلیس ۱۸۶۰ آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز
41. انگلیس ۱۸۷۱ - ۱۸۷۷ میدل مارچ جورج الیوت
42. فرانسه ۱۸۲۱ - ۸۰ تربیت احساسات گوستاو فلوبر
43. روسیه ۱۸۶۶ جنایت و مکافات فئودور داستایوسکی
44. روسیه ۱۸۶۹ ابله فئودور داستایوسکی
45. روسیه ۱۸۷۲ شیاطین(جن زدگان) فئودور داستایوسکی
46. روسیه ۱۸۸۰ برادران کارامازوف فئودور داستایوسکی
47. روسیه ۱۸۶۹ جنگ و صلح لی یف نیکالاوریج تولستوی
48. روسیه ۱۸۷۷ آنا کارنینا لی یف نیکالاوریج تولستوی
49. روسیه ۱۸۸۶ مرگ ایوان ایلیچ لی یف نیکالاوریج تولستوی
50. نروژ ۱۸۷۹ خانه عروسک هنریک ایبسن
❤️🍀 @filsofak
کشور _ سال _ اسم کتاب _ نویسنده
1. بین النهرین_ ۱۸۰۰ ق. م _حماسه گیلگمش
2. یونان _۷۰۰ ق. م_ ایلیاد و ادیسه هومر
3. هند _۵۰۰ ق. م_ مهاباراتا
4. یونان ۴۳۱_ ق. م _مده آ ائوریپیدس
5. یونان ۴۲۸_ ق. م_ ادیپ شهریار سوفکلس
6. فلسطین ۴۰۰ ق. م کتاب ایوب
7. خاور میانه ۴۰۰ ق. م هزار و یکشب
8. هند ۳۰۰ ق. م رامایانا والمیکی
9. ایتالیا ۲۹-۱۹ ق. م انئید ویرژیل
10. ایتالیا ۱۰ ق. م-۱۹ م دگردیسیها اوید
11. هند ۲۰۰ شکونتلا کالیداس
12. ژاپن ۱۰۰۰ افسانه گنجی موراساکی شیکیبو
13. ایران ۱۲۰۰ بوستان سعدی
14. ایران ۱۲۶۰ مثنوی مولوی
15. ایسلند ۱۳۰۰ حکایات نیوله س
16. ایتالیا ۱۳۰۸-۱۳۲۱ کمدی الهی دانته آلیگیری
17. ایتالیا ۱۳۴۸ دکامرون جووانی بوکانچو
18. انگلیس ۱۳۷۲ حکایتهای کنتربری جفری چاسر
19. فرانسه ۱۵۳۲ پانتاگروئل و گارگانتوا رابله
20. فرانسه ۱۵۹۲ مقالات میشل دو مونتنی
21. انگلیس ۱۵۹۹-۱۶۰۳ هملت ویلیام شکسپیر
22. انگلیس ۱۶۰۳ اتللو ویلیام شکسپیر
23. انگلیس ۱۶۰۵ لیرشاه ویلیام شکسپیر
24. اسپانیا ۱۶۰۵ دن کیشوت میگوئل سروانتس
25. ایرلند ۱۷۲۶ سفرهای گالیور جوناتان سویفت
26. ایرلند ۱۷۶۰-۱۷۶۷ زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی لارنس استرن
27. فرانسه ۱۷۷۱-۱۷۷۸ ژاک قضا و قدری و اربابش دنیس دیدرو
28. انگلیس ۱۸۱۳ غرور و تعصب جین اوستین
29. آلمان ۱۸۲۸ فاوست یوهان ولفگانگ فون گوته
30. ایتالیا ۱۷۹۸-۱۸۳۷ مجموعهٔ اشعار گیاکومو لئوپاردی
31. فرانسه ۱۸۳۰ سرخ و سیاه استاندال
32. فرانسه ۱۸۳۵ بابا گوریو انوره دو بالزاک
33. دانمارک ۱۸۰۵-۱۸۷۵ داستانها و قصهها هانس کریستیان آندرسن
34. روسیه ۱۸۴۲ مردگان زر خرید (نفوس مرده) نیکلای گوگول
35. آمریکا ۱۸۰۹-۱۸۴۹ مجموعه داستانها ادگار آلن پو
36. انگلیس ۱۸۴۷ بلندیهای بادگیر امیلی برونته
37. آمریکا ۱۸۵۱ موبیدیک هرمان ملویل
38. آمریکا ۱۸۵۵ علفها والت ویتمن
39. فرانسه ۱۸۵۷ مادام بواری گوستاو فلوبر
40. انگلیس ۱۸۶۰ آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز
41. انگلیس ۱۸۷۱ - ۱۸۷۷ میدل مارچ جورج الیوت
42. فرانسه ۱۸۲۱ - ۸۰ تربیت احساسات گوستاو فلوبر
43. روسیه ۱۸۶۶ جنایت و مکافات فئودور داستایوسکی
44. روسیه ۱۸۶۹ ابله فئودور داستایوسکی
45. روسیه ۱۸۷۲ شیاطین(جن زدگان) فئودور داستایوسکی
46. روسیه ۱۸۸۰ برادران کارامازوف فئودور داستایوسکی
47. روسیه ۱۸۶۹ جنگ و صلح لی یف نیکالاوریج تولستوی
48. روسیه ۱۸۷۷ آنا کارنینا لی یف نیکالاوریج تولستوی
49. روسیه ۱۸۸۶ مرگ ایوان ایلیچ لی یف نیکالاوریج تولستوی
50. نروژ ۱۸۷۹ خانه عروسک هنریک ایبسن
❤️🍀 @filsofak
اگر یک تخم [پرنده] توسط نیروی بیرونی شکسته شود [یک] زندگی پایان مییابد. اما اگر توسط نیروی درونی شکسته شود [یک] زندگی آغاز میشود...
کارهای فوقالعاده همیشه با یک تحول و نیروی درونی شروع میشوند.
❤️🍀 @filsofak
کارهای فوقالعاده همیشه با یک تحول و نیروی درونی شروع میشوند.
❤️🍀 @filsofak
آزادی هدف زندگی است، بدون آزادی زندگی ابدا معنایی ندارد، منظور از آزادی آزادی سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی نیست، آزادی یعنی آزادی از زمان، آزادی از ذهن و آزادی از زور.
osho
❤️🍀 @filsofak
osho
❤️🍀 @filsofak
"ضرورت شناخت ظرفیت روانی خود برای اخلاقی زیستن"
#مصطفی_ملکیان
ما برای اینکه بتوانیم اخلاقی عمل کنیم، باید از ظرفیت روانشناختی خودمان خبر داشته باشیم.
فرض کنید من میخواهم به بچهام یاد بدهم که آدم باید به فقیر کمک کند. بعد در مترو با بچهام نشستهام یا در خیابان با بچهام دارم راه میروم، فقیری جلو میآید و میخواهم به بچهام یاد بدهم که باید به فقیر کمک کرد. فوری یک اسکناس در میآورم و اصلاً به اسکناس هم نگاه نمیکنم، چون میخواهم به بچهام ایثار یادم بدهم. بعد که اسکناس را میدهم میفهمم که پنجاه هزار تومانی است. در این حال شروع میکنم جلوی بچهام به خودم فحش دادن! چون ظرفیت من، ظرفیت پنجاه هزارتومان به فقیر دادن نیست، ظرفیت روانیاش را ندارم، بعد بچهام میفهمد که این خیلی کار بدی است که آدم به فقیر کمک کند!
ما خیلی وقتها وقتی عمل اخلاقی به صورت مبهم بیان میشود، واقعاً شیفتهی احکام اخلاقی میشویم. واقعاً آه میکشیم که ای کاش ما هم اینطور زندگی میکردیم، ولی زندگی عملیمان اصلاً اخلاقی نیست. به خاطر اینکه واقعیتهای هستی را نمیدانیم و این معنایش این است که برای اخلاقی زیستن، باید روانشناس بود.
ما باید حدود و ثغور جبر و اختیار آدمیان را بدانیم، حدود و ثغور الگوبرداری آدمیان از یکدیگر را بدانیم، با غرایض ناپسند خودمان هم مواجه شویم و آنها را بشناسیم. اینها حقایقی هستند که اگر نشناسید احکام اخلاقی برایتان جالب و جذاب و دلانگیزند و صادقانه هم میل دارید اخلاقی زندگی کنید، ولی عمل اخلاقی نمیکنید.
جوزف باتلر، از چهار پدیده یعنی از پدیده جهل و از پدیده باور کاذب پیدا کردن و از پدیده باور غیرمستدل پیدا کردن و از پدیده چهارم که باور غیر راسخ، دو تا نتیجه میگرفت؛ اولین نتیجهاش این بود که باورهای اخلاقی همهشان ماهیتاً مبهمند و برای اینکه از این ابهام بیرون بیایند نیاز به شناخت واقعیتها داریم. وقتی به این شناخت واقعیتها دسترسی پیدا نمیکنیم، طبعاً عمل اخلاقی ما، عمل اخلاقی نیست؛ عمل به ظاهر اخلاقی است. این یک واقعیت است. اما واقعیت دوم این است که وقتی که اخلاقی عمل نمیکنیم، هیچ وقت شرم از اخلاقی عمل کردن نداریم و شروع میکنیم به دلیل تراشی و به تعبیر خودمان عذر و بهانه آوردن.
به نظر باتلر، ما در واقع وقتی اخلاقی عمل نمیکنیم و شرمنده هم نیستیم به صورت مضاعفی از اخلاق فاصله گرفتهایم. اگر من دروغ گفتهام و از دروغ گفتن خودم شرمنده بودم یک مرحله از اخلاقی بودن فاصله گرفته بودم، اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده هم نبودم، دو مرحله از اخلاق دوری شدهام. اینجاست که باتلر، به اقتفای خیلی از عالمان فضیلتگرای اخلاق، معتقد بود که شرم اخلاق مرحله دوم است. یعنی چه؟ یعنی من وظیفه دارم راست بگویم، اگر راست گفتم که اخلاق مرحله اولم تکمیل شده است، اما اگر دروغ گفتم و شرمنده شدم لااقل در فاز دوم اخلاقیام، اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده نبودم، آنوقت به اندازه دو فاز از اخلاق دور شدهام. بنابراین به نظر من باتلر، اخلاقی عمل کنید، ولی اگر اخلاقی هم عمل نکردید شرمنده باشید از اینکه اخلاقی عمل نکردهاید. این شرم شما را لااقل اخلاقی تراز دوم میکند، اگر اخلاق تراز اول را ندارید لااقل اخلاق تراز دوم را داشته باشید و این چیزی است که ما امروزه خیلی به آن نیاز داریم. ما امروزه خیلی نیاز به شرم داریم.
اگر من دروغ گفتم و بعد که دروغم را با اسناد و مدارک اثبات کردید، باز خندیدم این واقعاً نشان میدهد که ریشهی من اصلاً از آب اخلاق رشد نکرده است. انسان اخلاقی؛ کسی است که اگر معصوم نیست، لااقل از عدم معصومیت خودش شرمنده است. اگر آدم میدانست با غیراخلاقی بودنش با دیگران چکار میکند، لااقل شرم داشت، لااقل تراز دوم اخلاقی زیستن را داشت.
(سخنرانی روانشناسی اخلاق)
❤️🍀 @filsofak
#مصطفی_ملکیان
ما برای اینکه بتوانیم اخلاقی عمل کنیم، باید از ظرفیت روانشناختی خودمان خبر داشته باشیم.
فرض کنید من میخواهم به بچهام یاد بدهم که آدم باید به فقیر کمک کند. بعد در مترو با بچهام نشستهام یا در خیابان با بچهام دارم راه میروم، فقیری جلو میآید و میخواهم به بچهام یاد بدهم که باید به فقیر کمک کرد. فوری یک اسکناس در میآورم و اصلاً به اسکناس هم نگاه نمیکنم، چون میخواهم به بچهام ایثار یادم بدهم. بعد که اسکناس را میدهم میفهمم که پنجاه هزار تومانی است. در این حال شروع میکنم جلوی بچهام به خودم فحش دادن! چون ظرفیت من، ظرفیت پنجاه هزارتومان به فقیر دادن نیست، ظرفیت روانیاش را ندارم، بعد بچهام میفهمد که این خیلی کار بدی است که آدم به فقیر کمک کند!
ما خیلی وقتها وقتی عمل اخلاقی به صورت مبهم بیان میشود، واقعاً شیفتهی احکام اخلاقی میشویم. واقعاً آه میکشیم که ای کاش ما هم اینطور زندگی میکردیم، ولی زندگی عملیمان اصلاً اخلاقی نیست. به خاطر اینکه واقعیتهای هستی را نمیدانیم و این معنایش این است که برای اخلاقی زیستن، باید روانشناس بود.
ما باید حدود و ثغور جبر و اختیار آدمیان را بدانیم، حدود و ثغور الگوبرداری آدمیان از یکدیگر را بدانیم، با غرایض ناپسند خودمان هم مواجه شویم و آنها را بشناسیم. اینها حقایقی هستند که اگر نشناسید احکام اخلاقی برایتان جالب و جذاب و دلانگیزند و صادقانه هم میل دارید اخلاقی زندگی کنید، ولی عمل اخلاقی نمیکنید.
جوزف باتلر، از چهار پدیده یعنی از پدیده جهل و از پدیده باور کاذب پیدا کردن و از پدیده باور غیرمستدل پیدا کردن و از پدیده چهارم که باور غیر راسخ، دو تا نتیجه میگرفت؛ اولین نتیجهاش این بود که باورهای اخلاقی همهشان ماهیتاً مبهمند و برای اینکه از این ابهام بیرون بیایند نیاز به شناخت واقعیتها داریم. وقتی به این شناخت واقعیتها دسترسی پیدا نمیکنیم، طبعاً عمل اخلاقی ما، عمل اخلاقی نیست؛ عمل به ظاهر اخلاقی است. این یک واقعیت است. اما واقعیت دوم این است که وقتی که اخلاقی عمل نمیکنیم، هیچ وقت شرم از اخلاقی عمل کردن نداریم و شروع میکنیم به دلیل تراشی و به تعبیر خودمان عذر و بهانه آوردن.
به نظر باتلر، ما در واقع وقتی اخلاقی عمل نمیکنیم و شرمنده هم نیستیم به صورت مضاعفی از اخلاق فاصله گرفتهایم. اگر من دروغ گفتهام و از دروغ گفتن خودم شرمنده بودم یک مرحله از اخلاقی بودن فاصله گرفته بودم، اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده هم نبودم، دو مرحله از اخلاق دوری شدهام. اینجاست که باتلر، به اقتفای خیلی از عالمان فضیلتگرای اخلاق، معتقد بود که شرم اخلاق مرحله دوم است. یعنی چه؟ یعنی من وظیفه دارم راست بگویم، اگر راست گفتم که اخلاق مرحله اولم تکمیل شده است، اما اگر دروغ گفتم و شرمنده شدم لااقل در فاز دوم اخلاقیام، اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده نبودم، آنوقت به اندازه دو فاز از اخلاق دور شدهام. بنابراین به نظر من باتلر، اخلاقی عمل کنید، ولی اگر اخلاقی هم عمل نکردید شرمنده باشید از اینکه اخلاقی عمل نکردهاید. این شرم شما را لااقل اخلاقی تراز دوم میکند، اگر اخلاق تراز اول را ندارید لااقل اخلاق تراز دوم را داشته باشید و این چیزی است که ما امروزه خیلی به آن نیاز داریم. ما امروزه خیلی نیاز به شرم داریم.
اگر من دروغ گفتم و بعد که دروغم را با اسناد و مدارک اثبات کردید، باز خندیدم این واقعاً نشان میدهد که ریشهی من اصلاً از آب اخلاق رشد نکرده است. انسان اخلاقی؛ کسی است که اگر معصوم نیست، لااقل از عدم معصومیت خودش شرمنده است. اگر آدم میدانست با غیراخلاقی بودنش با دیگران چکار میکند، لااقل شرم داشت، لااقل تراز دوم اخلاقی زیستن را داشت.
(سخنرانی روانشناسی اخلاق)
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما نمی خواهیم خودمان را درست کنیم اما از کسی هم نمی خواهیم آزار ببینیم...
بیان حقایقی تلخ از زبان آیت الله بهجت (ره)
❤️🍀 @filsofak
بیان حقایقی تلخ از زبان آیت الله بهجت (ره)
❤️🍀 @filsofak
✅رهبران دنیا بیشتر در چه رشته هایی فارغ التحصیل شدهاند؟
۴۱ نفر در رشته های مرتبط با سیاست و اقتصاد و ۳۵ نفر در رشته حقوق
❤️🍀 @filsofak
۴۱ نفر در رشته های مرتبط با سیاست و اقتصاد و ۳۵ نفر در رشته حقوق
❤️🍀 @filsofak
عشقبازی قبل از هر چیز ابراز اعتماد به یک انسان دیگر است. همآغوشی دو انسان برای هم، یعنی اجازه ورود به خصوصیترین و پنهانترین حس درونی یک انسان… قدر این اعتمادها را با احترام و آغوش مهربانتر بدانیم.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
خوشیِ ناشی از تصوری که آدمی از قدرت و توانایی خود دارد همان «سرور ذهنی» است که «افتخار» خوانده میشود که اگر مبتنی بر تجربهی آدمی از اعمال پیشین خودش باشد، با «اعتماد به نفس» یکسان است.
اما اگر مبتنی بر چاپلوسی دیگران دربارهی آدمی باشد، یا تنها به خاطر لذت بردن از نتایج آن بهوسیلهی خود آدمی تصور گردد «فخر کاذب» یا «خودپسندی» خوانده میشود. و این نام بهدرستی بهکار رفته است؛ زیرا اعتماد به نفس واقعی موجد کوشش است، درحالیکه تصور واهیِ قدرت چنین نیست و بنابراین به حق، کاذب خوانده شده است.
📕 لویاتان | توماس هابز | ترجمهی حسین بشیریه
❤️🍀 @filsofak
اما اگر مبتنی بر چاپلوسی دیگران دربارهی آدمی باشد، یا تنها به خاطر لذت بردن از نتایج آن بهوسیلهی خود آدمی تصور گردد «فخر کاذب» یا «خودپسندی» خوانده میشود. و این نام بهدرستی بهکار رفته است؛ زیرا اعتماد به نفس واقعی موجد کوشش است، درحالیکه تصور واهیِ قدرت چنین نیست و بنابراین به حق، کاذب خوانده شده است.
📕 لویاتان | توماس هابز | ترجمهی حسین بشیریه
❤️🍀 @filsofak
اغلب آدمها فکر میکنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، زندگیشان جورِ دیگری میشود.
شاد، خوشبخت و کماشتباه خواهند بود، با خود میگویند که همه چیز را از نو خواهند ساخت... استوار و بینقص!
اما این هرگز حقیقت ندارد!
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرتِ تغییر کردن را داشتیم، اگر آدمِ ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را مىساختيم.
#آنتوان_دو_سنتاگزوپری
❤️🍀 @filsofak
شاد، خوشبخت و کماشتباه خواهند بود، با خود میگویند که همه چیز را از نو خواهند ساخت... استوار و بینقص!
اما این هرگز حقیقت ندارد!
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرتِ تغییر کردن را داشتیم، اگر آدمِ ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را مىساختيم.
#آنتوان_دو_سنتاگزوپری
❤️🍀 @filsofak
مادامیکه معایب خود را بپذیری [و در پی رفع کردنشان باشی] هیچ کسی نمیتواند از آنها بر علیه تو استفاده کند.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
❌فریب زندگی اسلایسی را نخوریم.
👈 یک نفر عکسی از پاهای تُپل نوزادی را در توئیتر به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته: اگر میخواهید گاز بگیرید برید ته صف!
👈 صدها نفر برای این پاهای بامزه غش و ضعف رفتهاند. چند نفر نوشتهاند همین فردا میرم «شوور»! میکنم، دو_سه نفر نوشتهاند اصلاً من به عشق همین پاها میخوام بچهدار شم و...
👈 مردی روی نوک کوهی ایستاده و دستهایش را باز کرده و نوشته: زندگی یعنی فتح قلهها!
👈 زنی در اینستاگرام عکسی از قرمهسبزی که پخته منتشر کرده و نوشته: هرکی هرچی دلش میخواد بگه. من عاشق اینم که برای همسرم قرمهسبزی بپزم، اونم بیاد بشینه موهامو ببافه.
👈 دهها نفر نوشتهاند: آره خوشبختی یعنی همین! خوشبختید شما... حسودیم شد... خوش به حال جفتتون... دلم برای خودم سوخت و ...
👈 مردی عکسی از سوئیچ ماشینی که خریده را منتشر کرده و نوشته «بالاخره خریدمش». جماعتی لایک کردهاند که خوش به حالت و مبارکه و...
👈 اینها همه بُرشهایی از زندگی هستند نه تمام آن. زندگی اسلایسی! آن بخش از زندگی که دستچین میکنیم و بهواسطهی شبکههای مجازی به دیگران اجازه میدهیم آن را ببینید و بسیاری بر اساس همین «اسلایس» ما را قضاوت میکنند.
👈 بسیاری از آنها که برای آن پاهای تپل دوستداشتنی غش و ضعف میروند اگر همان کودک را به آنها بدهید که ساعت سه نصفه شب بیدار میشود، زار میزند، نمیخوابد، پوشکش نیاز به تعویض دارد، شیر میخواهد، خواب را از آدم میگیرد و... بعید است هنوز فقط به خاطر گاز گرفتن پاهایش به او وفادار بمانند و کماکان بچه بخواهند. کودک فقط گاز گرفتن نمیخواهد، احساس مسئولیت و مراقبت دائمی هم میخواهد. میتوانید؟
👈 این تصور که زندگی مشترک فقط آن لحظه است که بوی خوش قرمهسبزی در فضای خانه میپیچد یا مرد مینشیند به بافتن گیسوی زن، یک فانتزی زیباست اما وقتی عملی نمیشود بسیاری از همسران احساس ناکامی میکنند که پس چرا زن من قرمهسبزی نمیپزد؟ یا چون همسرم موهام رو نمیبافه پس دوستم نداره!
👈 مردی که خسته از جدال در یک زندگی بیرحمانه به خانه میآید و هنوز ذهنش درگیر پرخاش رئیس و ضرر و زیان ناشی از معامله و ترافیک کُشنده و بیثباتی بازار و ... است دل و دماغی برایش نمیماند که شبهنگام وقتی میرسد بنشیند به بافتن گیسو!
👈 البته که اگر این کار را بکند عجب مرد نیکویی است اما اگر هم حال و حوصلهاش را نداشته باشد دلیل بر فقدان عشق و دوست نداشتن همسر نیست. آن یک عکس که دیدهاید هم نشان خوشبختی تماموقت آن زوج نیست. فقط یک بُرش دستچینشده از یک زندگی است. یک اسلایس!
👈 فتح قلهها لذتبخش است اما قبل از آنکه کسی روی نوک کوهی فاتحانه عکس یادگاری بگیرد، باید رنج بالا رفتن از آن را به جان بخرد. عرق ریختن، زمین خوردن، تحمل سرما و گرما، تاول زدن پا و... آن عکس فقط یک بُرش است. فقط یک اسلایس لذتبخش!
👈 مردی که عکسی از سوئیچ ماشینش را به اشتراک گذاشته هم دشواری خریدن آن را که علنی نکرده. غبطه خوردن به آن لحظه گرچه واکنشی طبیعی است اما شاید اگر رنج رسیدن به این موفقیت را میدانستیم هرگز غبطه نمیخوردیم. این تنها یک بُرش از زندگی مرد است. یک اسلایس، نه تمام آن.
👈 خلایق حق دارند هر اسلایسی از زندگیشان که دوست دارند را به نمایش بگذارند اما ما حق نداریم آن یک اسلایس را «تمام» زندگیشان فرض کنیم، دست به مقایسهاش با زندگی خودمان بزنیم و احساس ناکامی کنیم.
👈 زندگی اسلایسی میتواند آفت آرامشمان باشد اگر باور نکنیم که بسیاری از عکسهایی که میبینیم و حرفهایی که میشنویم تنها بُرشهایی گزینششدهاند، نه تمام آن!
©نویسنده: احسان محمدی
❤️🍀 @filsofak
👈 یک نفر عکسی از پاهای تُپل نوزادی را در توئیتر به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته: اگر میخواهید گاز بگیرید برید ته صف!
👈 صدها نفر برای این پاهای بامزه غش و ضعف رفتهاند. چند نفر نوشتهاند همین فردا میرم «شوور»! میکنم، دو_سه نفر نوشتهاند اصلاً من به عشق همین پاها میخوام بچهدار شم و...
👈 مردی روی نوک کوهی ایستاده و دستهایش را باز کرده و نوشته: زندگی یعنی فتح قلهها!
👈 زنی در اینستاگرام عکسی از قرمهسبزی که پخته منتشر کرده و نوشته: هرکی هرچی دلش میخواد بگه. من عاشق اینم که برای همسرم قرمهسبزی بپزم، اونم بیاد بشینه موهامو ببافه.
👈 دهها نفر نوشتهاند: آره خوشبختی یعنی همین! خوشبختید شما... حسودیم شد... خوش به حال جفتتون... دلم برای خودم سوخت و ...
👈 مردی عکسی از سوئیچ ماشینی که خریده را منتشر کرده و نوشته «بالاخره خریدمش». جماعتی لایک کردهاند که خوش به حالت و مبارکه و...
👈 اینها همه بُرشهایی از زندگی هستند نه تمام آن. زندگی اسلایسی! آن بخش از زندگی که دستچین میکنیم و بهواسطهی شبکههای مجازی به دیگران اجازه میدهیم آن را ببینید و بسیاری بر اساس همین «اسلایس» ما را قضاوت میکنند.
👈 بسیاری از آنها که برای آن پاهای تپل دوستداشتنی غش و ضعف میروند اگر همان کودک را به آنها بدهید که ساعت سه نصفه شب بیدار میشود، زار میزند، نمیخوابد، پوشکش نیاز به تعویض دارد، شیر میخواهد، خواب را از آدم میگیرد و... بعید است هنوز فقط به خاطر گاز گرفتن پاهایش به او وفادار بمانند و کماکان بچه بخواهند. کودک فقط گاز گرفتن نمیخواهد، احساس مسئولیت و مراقبت دائمی هم میخواهد. میتوانید؟
👈 این تصور که زندگی مشترک فقط آن لحظه است که بوی خوش قرمهسبزی در فضای خانه میپیچد یا مرد مینشیند به بافتن گیسوی زن، یک فانتزی زیباست اما وقتی عملی نمیشود بسیاری از همسران احساس ناکامی میکنند که پس چرا زن من قرمهسبزی نمیپزد؟ یا چون همسرم موهام رو نمیبافه پس دوستم نداره!
👈 مردی که خسته از جدال در یک زندگی بیرحمانه به خانه میآید و هنوز ذهنش درگیر پرخاش رئیس و ضرر و زیان ناشی از معامله و ترافیک کُشنده و بیثباتی بازار و ... است دل و دماغی برایش نمیماند که شبهنگام وقتی میرسد بنشیند به بافتن گیسو!
👈 البته که اگر این کار را بکند عجب مرد نیکویی است اما اگر هم حال و حوصلهاش را نداشته باشد دلیل بر فقدان عشق و دوست نداشتن همسر نیست. آن یک عکس که دیدهاید هم نشان خوشبختی تماموقت آن زوج نیست. فقط یک بُرش دستچینشده از یک زندگی است. یک اسلایس!
👈 فتح قلهها لذتبخش است اما قبل از آنکه کسی روی نوک کوهی فاتحانه عکس یادگاری بگیرد، باید رنج بالا رفتن از آن را به جان بخرد. عرق ریختن، زمین خوردن، تحمل سرما و گرما، تاول زدن پا و... آن عکس فقط یک بُرش است. فقط یک اسلایس لذتبخش!
👈 مردی که عکسی از سوئیچ ماشینش را به اشتراک گذاشته هم دشواری خریدن آن را که علنی نکرده. غبطه خوردن به آن لحظه گرچه واکنشی طبیعی است اما شاید اگر رنج رسیدن به این موفقیت را میدانستیم هرگز غبطه نمیخوردیم. این تنها یک بُرش از زندگی مرد است. یک اسلایس، نه تمام آن.
👈 خلایق حق دارند هر اسلایسی از زندگیشان که دوست دارند را به نمایش بگذارند اما ما حق نداریم آن یک اسلایس را «تمام» زندگیشان فرض کنیم، دست به مقایسهاش با زندگی خودمان بزنیم و احساس ناکامی کنیم.
👈 زندگی اسلایسی میتواند آفت آرامشمان باشد اگر باور نکنیم که بسیاری از عکسهایی که میبینیم و حرفهایی که میشنویم تنها بُرشهایی گزینششدهاند، نه تمام آن!
©نویسنده: احسان محمدی
❤️🍀 @filsofak