#مارتین_هایدگر
به نظر هایدگر تمدن مدرن از چند بیماری روحی جدید رنج میبرد:
✓ زنده بودن خود را فراموش کردهایم:
- از نظر هایدگر دنیای مدرن، ماشینی اهریمنی است که کارش منحرف کردن حواس ما از هستی و ماهیت حیرتانگیز آن است. این ماشین مدام توجه ما را معطوف کارهای علمی و روزمره میکند، ما را زیر انبوهی از اطلاعات دفن میکند، سکوت را میکشد و نمیخواهد تنها باشیم زیرا درک معمای هستی، ترسناک است.
✓ فراموش کردهایم آزاد باشیم و برای خود زندگی کنیم:
- بدون شک ما چندان آزاد نیستیم. ما در ابتدای زندگی خود، به دنیا افکنده شدهایم: در جامعهی خاص و محدودی افتادهایم که پر از نگرشهای سفت و سخت، پیشداوریهای قدیمی و نیازهای روزمرهای است که خودمان آنها را نساختهایم.
- به اعتقاد هایدگر ما برای خود زندگی نمیکنیم. ما خود را به یک موقعیتِ اجتماع ساخته و سطحی محدود میکنیم. هایدگر اسم این حالت را "زندگی برای آنها" میگذارد. ما از نجواهایی که در روزنامهها، تلویزیون و شهرهای بزرگ میشنویم پیروی میکنیم.
- در سال ۱۹۶۱ در جریان یک سخنرانی از هایدگر سوال شد چگونه میتوانیم اصالت خود را بازیابیم؟ هایدگر به اختصار گفت: کافی است وقت بیشتری را در "قبرستانها" سپری کنیم.
✓ با دیگران مثل اشیا رفتار میکنیم:
- انگار که با یکسری ابزار سروکار داریم نه انسانهایی مستقل.
📚 متفکران بزرگ
✍ آلن دوباتن
📙 @KitapHayattir 📙
به نظر هایدگر تمدن مدرن از چند بیماری روحی جدید رنج میبرد:
✓ زنده بودن خود را فراموش کردهایم:
- از نظر هایدگر دنیای مدرن، ماشینی اهریمنی است که کارش منحرف کردن حواس ما از هستی و ماهیت حیرتانگیز آن است. این ماشین مدام توجه ما را معطوف کارهای علمی و روزمره میکند، ما را زیر انبوهی از اطلاعات دفن میکند، سکوت را میکشد و نمیخواهد تنها باشیم زیرا درک معمای هستی، ترسناک است.
✓ فراموش کردهایم آزاد باشیم و برای خود زندگی کنیم:
- بدون شک ما چندان آزاد نیستیم. ما در ابتدای زندگی خود، به دنیا افکنده شدهایم: در جامعهی خاص و محدودی افتادهایم که پر از نگرشهای سفت و سخت، پیشداوریهای قدیمی و نیازهای روزمرهای است که خودمان آنها را نساختهایم.
- به اعتقاد هایدگر ما برای خود زندگی نمیکنیم. ما خود را به یک موقعیتِ اجتماع ساخته و سطحی محدود میکنیم. هایدگر اسم این حالت را "زندگی برای آنها" میگذارد. ما از نجواهایی که در روزنامهها، تلویزیون و شهرهای بزرگ میشنویم پیروی میکنیم.
- در سال ۱۹۶۱ در جریان یک سخنرانی از هایدگر سوال شد چگونه میتوانیم اصالت خود را بازیابیم؟ هایدگر به اختصار گفت: کافی است وقت بیشتری را در "قبرستانها" سپری کنیم.
✓ با دیگران مثل اشیا رفتار میکنیم:
- انگار که با یکسری ابزار سروکار داریم نه انسانهایی مستقل.
📚 متفکران بزرگ
✍ آلن دوباتن
📙 @KitapHayattir 📙
هنگامی که ادیسون در دوره ابتدایی درس میخواند مدیر مدرسه وی اعتقاد داشت که ادیسون شاگرد کودنی است و عذر وی را از مدرسه خواست. ادیسون در طول حیات علمی خویش ۲۵۰۰ اختراع را ثبت كرد.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
انسانها ذاتاً مساواتطلباند و جوامعِ نابرابر، به دلیل رنجش و نارضایتی، هرگز نمیتواند درست عمل کند. اما زمانی که رفتار جمع زیادی از انسانها را مشاهده کنیم، با واقعیتی کاملاً متفاوت مواجه میشویم. اغلب پادشاهیها و امپراتوریهایی که انسانها برپا داشتند به شدت نابرابر بودند، با اینحال بسیاریشان عجیب باثبات و کارآمد بودند.
در مصر باستان، فرعون روی تشکچههایی راحت در کاخ خنک و مجللش لم میداد و صندلیهای جواهرنشان و لباسهای زربفت میپوشید و کنیزانی زیبا رو انگورهای شیرین در دهانش میگذاشتند. او میتوانست از پنجره کشاورزانی را تماشا کند که در مزرعه زیر گرمای سوزان خورشید در لباسهایی ژنده و کهنه عرق میریختند، و چه سعادتی بود اگر کشاورزی در پایان روز خیاری برای خوردن میداشت. با اینحال، کشاورزان معمولاً علیه این وضع نمیشوریدند.
📚 انسان خداگونه
✍ یووال نوح هراری
📄 صفحات ۱۸۲ - ۱۸۳
❤️🍀 @filsofak is
در مصر باستان، فرعون روی تشکچههایی راحت در کاخ خنک و مجللش لم میداد و صندلیهای جواهرنشان و لباسهای زربفت میپوشید و کنیزانی زیبا رو انگورهای شیرین در دهانش میگذاشتند. او میتوانست از پنجره کشاورزانی را تماشا کند که در مزرعه زیر گرمای سوزان خورشید در لباسهایی ژنده و کهنه عرق میریختند، و چه سعادتی بود اگر کشاورزی در پایان روز خیاری برای خوردن میداشت. با اینحال، کشاورزان معمولاً علیه این وضع نمیشوریدند.
📚 انسان خداگونه
✍ یووال نوح هراری
📄 صفحات ۱۸۲ - ۱۸۳
❤️🍀 @filsofak is
زیبایی در نگاه اول معنا دارد، اما اگر سه روز در خانه جلو چشمت باشد، دیگر عطشی برای تماشایش نداری.
✍ جرج برنارد شاو
❤️🍀 @filsofak
✍ جرج برنارد شاو
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
کدوم پروانه رو انتخاب میکنید؟😊 ❤️🍀 @filsofak
جواب تست بالا👆
شخصیت شناسی_ کدام پروانه را انتخاب میکنید؟
مترجم:الهام مظفری
۱. صادق و حساس هستید
اگر این پروانه را انتخاب کردید، حساس، صادق و بسیار رمانتیک هستید. شما با دیگران احساس همدردی زیادی دارید، حتی باکسانی که نمیشناسید، چون همیشه خودتان را جای آنها میگذارید. با این حال، باید همیشه اول مراقب خودتان باشید، چون برای در میان گذاشتن احساستان مبارزه میکنید. نه به خاطر اینکه نمیخواهید، بلکه چون احساس میکنید بار اضافی روی دوش دیگران میشوید.
باید همیشه یادتان باشد که مشکلاتتان به اندازه مشکلات دیگران مهم هستند و باید با خودتان هم به زیبایی و مهربانی دیگران رفتار کنید.
۲. صلح جو هستید
اگر این پروانه را انتخاب کردید یعنی فرد هماهنگ و صلحجویی هستید. شما شخصیت بسیار آرامی و واقع بینی دارید. کلمه «تعادل» به خوبی شما را توصیف میکند و سعی میکنید آن را در همه جنبههای زندگیتان رعایت کنید.
در مواجهه با یک موقعیت ناخوشایند به راحتی وحشت زده میشوید و بدون اینکه زیر بار بروید به راحتی ایمانتان را از دست میدهید. اطرافیانتان نمیتوانند متوجه شوند، چون ترجیح میدهید احساساتتان را پنهان کنید و خودتان مشکلاتتان را حل کنید.
۳. روح خلاقی دارید
شما زیبایی را در همه چیز میبینید. جایی که بسیاری از افراد فقط یک گل میبینید، شما همه جهان را درون آن میبینید.
شما دوست دارید همه چیز را تحلیل کنیداین شما را تبدیل به فردی بسیار منطقی میکند که بیشتر افراد او را بسیار پخته میبینند.
در شغلتان، کمال را دوست دارید و ترجیح میدهید کارتان را خوب، ولی دیر تحویل دهید تا یک کار معمولی و به موقع. این شما را فردی پرکار میکند، اما برایتان آزاردهنده نیست، چون کاری که میکنید را دوست دارید. شما لذت را در چیزهای کوچکی مییابید که دنیا را برایتان معنا میکند
۴. بلندپرواز هستید
در مدرسه، شما را فرد موفقی میدانستند. نه لزوما کسی که میلیونر میشود بلکه کسی که بلندپرواز و منظم است و به اهدافش میرسد. شما معتقدید که هدف دارید و میخواهید آن را پیدا کنید و در آن پیشی بگیرید، چون شخصیت شما را تعریف میکند. شما تنبلی را دوست ندارید و با افراد سختکوش ارتباط برقرار میکنید. گاهی زندگی شخصی خود را رها میکنید، اما فورا احساس گناه میکنید و سعی میکنید به خاطر کسانی که دوستشان دارید، همه چیز را درست کنید.
۵. مشتاق هستید
شما شخص مشتاق و باانگیزهای هستید. شما لذت را در همه چیز پیدا میکنید و همیشه در هر موقعیتی نیمه پر لیوان را میبینید.
اگرچه سعی میکنید همه چیز را به موقع انجام دهید، اما بیشتر اوقات این اتفاق نمیافتد. شما سعی میکنید چند کار را همزمان انجام دهید، بنابراین تمرکزتان را از دست میدهید و در پایان پربازده نیستید، چون اشتیاقتان را بین راه از دست میدهید. اما چون این بخش بزرگی از شخصیت شماست، چیزی است که شما را از دیگران متمایز میکند و باید به جای تغییر، سعی کنید آن را بپذیرید.
۶. شما فرد منطقی هستید
شما بسیار عاقل و منطقی هستید. اطرافیانتان همیشه برای مشورت یا انتقادهای سازنده و صادقانه سراغ شما میآیند، چون میدانید چطور احساساتتان را کنترل کنید. شما به خودتان اجازه نمیدهید احساساتتان را در تصمیم گیری دخیل کنید، چون معتقدید مانع دیدن درست و غلط میشود. علاوه بر این اخلاق برایتان اولویت است و همیشه سعی میکنید کار درست را انجام دهید، چون داشتن ذهن پاک یکی از ارزشمندترین چیزها برای شماست.
❤️🍀 @filsofak
شخصیت شناسی_ کدام پروانه را انتخاب میکنید؟
مترجم:الهام مظفری
۱. صادق و حساس هستید
اگر این پروانه را انتخاب کردید، حساس، صادق و بسیار رمانتیک هستید. شما با دیگران احساس همدردی زیادی دارید، حتی باکسانی که نمیشناسید، چون همیشه خودتان را جای آنها میگذارید. با این حال، باید همیشه اول مراقب خودتان باشید، چون برای در میان گذاشتن احساستان مبارزه میکنید. نه به خاطر اینکه نمیخواهید، بلکه چون احساس میکنید بار اضافی روی دوش دیگران میشوید.
باید همیشه یادتان باشد که مشکلاتتان به اندازه مشکلات دیگران مهم هستند و باید با خودتان هم به زیبایی و مهربانی دیگران رفتار کنید.
۲. صلح جو هستید
اگر این پروانه را انتخاب کردید یعنی فرد هماهنگ و صلحجویی هستید. شما شخصیت بسیار آرامی و واقع بینی دارید. کلمه «تعادل» به خوبی شما را توصیف میکند و سعی میکنید آن را در همه جنبههای زندگیتان رعایت کنید.
در مواجهه با یک موقعیت ناخوشایند به راحتی وحشت زده میشوید و بدون اینکه زیر بار بروید به راحتی ایمانتان را از دست میدهید. اطرافیانتان نمیتوانند متوجه شوند، چون ترجیح میدهید احساساتتان را پنهان کنید و خودتان مشکلاتتان را حل کنید.
۳. روح خلاقی دارید
شما زیبایی را در همه چیز میبینید. جایی که بسیاری از افراد فقط یک گل میبینید، شما همه جهان را درون آن میبینید.
شما دوست دارید همه چیز را تحلیل کنیداین شما را تبدیل به فردی بسیار منطقی میکند که بیشتر افراد او را بسیار پخته میبینند.
در شغلتان، کمال را دوست دارید و ترجیح میدهید کارتان را خوب، ولی دیر تحویل دهید تا یک کار معمولی و به موقع. این شما را فردی پرکار میکند، اما برایتان آزاردهنده نیست، چون کاری که میکنید را دوست دارید. شما لذت را در چیزهای کوچکی مییابید که دنیا را برایتان معنا میکند
۴. بلندپرواز هستید
در مدرسه، شما را فرد موفقی میدانستند. نه لزوما کسی که میلیونر میشود بلکه کسی که بلندپرواز و منظم است و به اهدافش میرسد. شما معتقدید که هدف دارید و میخواهید آن را پیدا کنید و در آن پیشی بگیرید، چون شخصیت شما را تعریف میکند. شما تنبلی را دوست ندارید و با افراد سختکوش ارتباط برقرار میکنید. گاهی زندگی شخصی خود را رها میکنید، اما فورا احساس گناه میکنید و سعی میکنید به خاطر کسانی که دوستشان دارید، همه چیز را درست کنید.
۵. مشتاق هستید
شما شخص مشتاق و باانگیزهای هستید. شما لذت را در همه چیز پیدا میکنید و همیشه در هر موقعیتی نیمه پر لیوان را میبینید.
اگرچه سعی میکنید همه چیز را به موقع انجام دهید، اما بیشتر اوقات این اتفاق نمیافتد. شما سعی میکنید چند کار را همزمان انجام دهید، بنابراین تمرکزتان را از دست میدهید و در پایان پربازده نیستید، چون اشتیاقتان را بین راه از دست میدهید. اما چون این بخش بزرگی از شخصیت شماست، چیزی است که شما را از دیگران متمایز میکند و باید به جای تغییر، سعی کنید آن را بپذیرید.
۶. شما فرد منطقی هستید
شما بسیار عاقل و منطقی هستید. اطرافیانتان همیشه برای مشورت یا انتقادهای سازنده و صادقانه سراغ شما میآیند، چون میدانید چطور احساساتتان را کنترل کنید. شما به خودتان اجازه نمیدهید احساساتتان را در تصمیم گیری دخیل کنید، چون معتقدید مانع دیدن درست و غلط میشود. علاوه بر این اخلاق برایتان اولویت است و همیشه سعی میکنید کار درست را انجام دهید، چون داشتن ذهن پاک یکی از ارزشمندترین چیزها برای شماست.
❤️🍀 @filsofak
آیا هوشمندی اجتناب ناپذیر است؟
ناسا در اوایل دهه ۹۰ میلادی حدود صد میلیون دلار را به پروژهای به نام سِتی اختصاص داد که هدف از آن گوش سپردن به امواج رادیویی در فضا در جستجوی موجودات هوشمند فرازمینی بود.
مدافعان این پروژه استدلال میکردند که هر چند ما نمیدانیم چه تعداد سیاره در کهکشان ما وجود دارد و چه درصدی از آنها قابل زیست هستند، اما در هر سیارهای که شرایط مساعد برای ظهور حیات را داشته باشد، در نهایت و بیتردید موجودات هوشمند ظهور خواهند.
پروژه ستی با مخالفتهایی روبرو شد و ناسا نام پروژه را تغییر داد تا مانع از حذف آن توسط کنگره شود. اما در بین مخالفان پروژه، نام تنی چند از زیستشناسان پرآوازه نیز به چشم میخورد. این زیستشناسان احساس میکردند مدافعان پروژه ستی درک درستی از تئوری فرگشت ندارند و دچار تعصبی شدهاند که قدمتی صد ساله دارد. این باور جزمی را "زنجیرهی بزرگِ موجودات" میخواندند و بر مبنای آن، فرگشت فرآیندی است که موجودات را به سمت پیچیدهتر شدن هدایت میکند و هوشمندی عالیترین مظهر پیچیدگی است. بدین ترتیب ظهور موجود پیچیدهای نظیر انسان در هر سیارهای که مناسب حیات باشد اجتناب ناپذیر خواهد بود. حتی امروزه نیز دانشمندانی هستند که ناخودآگاه موجودات را در یک "اِشِل" فرضی فرگشتی به پَست یا عالی تقسیم بندی میکنند و فرگشت را نوعی نردبان میدانند که هر موجود سادهای در پی بالا رفتن از آن است تا خود را به سطوح عالیتر برساند.
زیستشناس نامی، ارنست مایر، هشدار داد که از بین بیش از پنجاه میلیون گونه متفاوت حیات که بر روی زمین ظاهر شدند، تنها یک گونه موفق شده است تمدنی هوشمند بسازد و احتمال ظهور مورد مشابه در سایر سیارات زیست پذیر زیاد نیست.
ما انسانها به مغز و تواناییهای ذهنی خود بیش از اندازه ارج مینهیم. اما مغز انسان تنها عضو پیچیدهای نیست که در طبیعت فرگشت یافته است. برای مثال فیل را در نظر بگیرید که خرطوم دارد. او با کمک خرطوم خود میتواند اشیاء سنگین را جابجا کرده و یا درختان را از ریشه در بیاورد. اما خرطوم فیل برای انجام کارهای ظریف نیز مناسب است. فیل میتواند با خرطومش یک سکه را از روی زمین بردارد، با قلم مو نقاشی کند، آب بر خود بپاشد تا خنک شود و یا خاک بر خود بریزد تا از گزند حشرات مصون بماند. اگر فیلها ادعا کنند که غایت و هدف نهایی فرگشت این است که خرطوم ظهور کند، شما چه جوابی خواهید داشت؟
شاید بگوئید مزایای هوشمندی بسیار بیشتر از خرطوم است و بدین دلیل ظهور آن اجتناب ناپذیر میشود. همانطور که مزایای بینایی بسیار زیاد است و جانوران تا کنون از چهل مسیر فرگشتی مختلف دارای چشم شدهاند. اما ظهور یک عضو پیچیده فقط مرهون مزایای آن نیست، بلکه هزینه را نیز باید در نظر بگیریم. هوشمند شدن هزینه گزافی برای ما داشته است. کاسه سرِ نوزاد انسان بقدری بزرگ است که زایمان به یکی از مرگبارترین مراحل زندگی زنان تبدیل شد. لگن خاصره زنها در طول زمان تغییر شکل یافت و نتیجهاش این بود که زنها قادر نیستند همپای مردان بدوند. بافت مغز به ضربه حساس است که آنرا بسیار آسیبپذیر میکند و از طرف دیگر به مقادیر عظیمی انرژی نیاز دارد. سیمکشی پیچیده مغز زمان لازم برای واکنش به خطر را افزایش میدهد. کودک به سالها مراقبت نیاز دارد؛ اجداد ما در سراسر طول عمر خود، یا بچه بودند و نیاز به مراقبت داشتند و یا از بچههای خود مراقبت میکردند.
نتیجه اینکه وقتی مزایا و هزینه هوشمند شدن را با خرطومدار شدن مقایسه میکنیم، بعید است که هوشمندی گزینه بهتری باشد. هوشمندی و خرطوم هر دو محصول تصادفی نیروهای طبیعی میباشند که هدف و غایتی ندارد. اگر این ادعا که خرطومدار شدن گزینهای اجتناب ناپذیر برای فرگشت بوده، سادهلوحانه و متکبرانه است، پس در تصور خود مبنی بر اجتناب ناپذیر بودن هوشمندی نیز باید تجدید نظر کنیم.
برگرفته از کتاب ذهن چگونه کار میکند
مترجم: امیر رحمانی
انتشار وب سایت دانش آگاهی
❤️🍀 @filsofak
ناسا در اوایل دهه ۹۰ میلادی حدود صد میلیون دلار را به پروژهای به نام سِتی اختصاص داد که هدف از آن گوش سپردن به امواج رادیویی در فضا در جستجوی موجودات هوشمند فرازمینی بود.
مدافعان این پروژه استدلال میکردند که هر چند ما نمیدانیم چه تعداد سیاره در کهکشان ما وجود دارد و چه درصدی از آنها قابل زیست هستند، اما در هر سیارهای که شرایط مساعد برای ظهور حیات را داشته باشد، در نهایت و بیتردید موجودات هوشمند ظهور خواهند.
پروژه ستی با مخالفتهایی روبرو شد و ناسا نام پروژه را تغییر داد تا مانع از حذف آن توسط کنگره شود. اما در بین مخالفان پروژه، نام تنی چند از زیستشناسان پرآوازه نیز به چشم میخورد. این زیستشناسان احساس میکردند مدافعان پروژه ستی درک درستی از تئوری فرگشت ندارند و دچار تعصبی شدهاند که قدمتی صد ساله دارد. این باور جزمی را "زنجیرهی بزرگِ موجودات" میخواندند و بر مبنای آن، فرگشت فرآیندی است که موجودات را به سمت پیچیدهتر شدن هدایت میکند و هوشمندی عالیترین مظهر پیچیدگی است. بدین ترتیب ظهور موجود پیچیدهای نظیر انسان در هر سیارهای که مناسب حیات باشد اجتناب ناپذیر خواهد بود. حتی امروزه نیز دانشمندانی هستند که ناخودآگاه موجودات را در یک "اِشِل" فرضی فرگشتی به پَست یا عالی تقسیم بندی میکنند و فرگشت را نوعی نردبان میدانند که هر موجود سادهای در پی بالا رفتن از آن است تا خود را به سطوح عالیتر برساند.
زیستشناس نامی، ارنست مایر، هشدار داد که از بین بیش از پنجاه میلیون گونه متفاوت حیات که بر روی زمین ظاهر شدند، تنها یک گونه موفق شده است تمدنی هوشمند بسازد و احتمال ظهور مورد مشابه در سایر سیارات زیست پذیر زیاد نیست.
ما انسانها به مغز و تواناییهای ذهنی خود بیش از اندازه ارج مینهیم. اما مغز انسان تنها عضو پیچیدهای نیست که در طبیعت فرگشت یافته است. برای مثال فیل را در نظر بگیرید که خرطوم دارد. او با کمک خرطوم خود میتواند اشیاء سنگین را جابجا کرده و یا درختان را از ریشه در بیاورد. اما خرطوم فیل برای انجام کارهای ظریف نیز مناسب است. فیل میتواند با خرطومش یک سکه را از روی زمین بردارد، با قلم مو نقاشی کند، آب بر خود بپاشد تا خنک شود و یا خاک بر خود بریزد تا از گزند حشرات مصون بماند. اگر فیلها ادعا کنند که غایت و هدف نهایی فرگشت این است که خرطوم ظهور کند، شما چه جوابی خواهید داشت؟
شاید بگوئید مزایای هوشمندی بسیار بیشتر از خرطوم است و بدین دلیل ظهور آن اجتناب ناپذیر میشود. همانطور که مزایای بینایی بسیار زیاد است و جانوران تا کنون از چهل مسیر فرگشتی مختلف دارای چشم شدهاند. اما ظهور یک عضو پیچیده فقط مرهون مزایای آن نیست، بلکه هزینه را نیز باید در نظر بگیریم. هوشمند شدن هزینه گزافی برای ما داشته است. کاسه سرِ نوزاد انسان بقدری بزرگ است که زایمان به یکی از مرگبارترین مراحل زندگی زنان تبدیل شد. لگن خاصره زنها در طول زمان تغییر شکل یافت و نتیجهاش این بود که زنها قادر نیستند همپای مردان بدوند. بافت مغز به ضربه حساس است که آنرا بسیار آسیبپذیر میکند و از طرف دیگر به مقادیر عظیمی انرژی نیاز دارد. سیمکشی پیچیده مغز زمان لازم برای واکنش به خطر را افزایش میدهد. کودک به سالها مراقبت نیاز دارد؛ اجداد ما در سراسر طول عمر خود، یا بچه بودند و نیاز به مراقبت داشتند و یا از بچههای خود مراقبت میکردند.
نتیجه اینکه وقتی مزایا و هزینه هوشمند شدن را با خرطومدار شدن مقایسه میکنیم، بعید است که هوشمندی گزینه بهتری باشد. هوشمندی و خرطوم هر دو محصول تصادفی نیروهای طبیعی میباشند که هدف و غایتی ندارد. اگر این ادعا که خرطومدار شدن گزینهای اجتناب ناپذیر برای فرگشت بوده، سادهلوحانه و متکبرانه است، پس در تصور خود مبنی بر اجتناب ناپذیر بودن هوشمندی نیز باید تجدید نظر کنیم.
برگرفته از کتاب ذهن چگونه کار میکند
مترجم: امیر رحمانی
انتشار وب سایت دانش آگاهی
❤️🍀 @filsofak
پست جدید آپلود شد😊👍
https://www.instagram.com/p/Bq1vrXcHo4V/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=15g4t107d4jr9
❤️🍀 @filsofak
https://www.instagram.com/p/Bq1vrXcHo4V/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=15g4t107d4jr9
❤️🍀 @filsofak
Instagram
مصطفی سلیمانی | مشاور خانواده
وقتی با همسرت دعوا میشه، چه جوری مدیرت میکنی؟ برای آشتی کردن تو پیشقدم میشی یا همسرت؟ . . . 📝 منبرک: (قوانین دعوا) یكی از قوانین دعوای زناشویی این است كه به خانوادههای هم توهین نكنید. زن و مرد با هم محرم هستند، این محرمیت معنای عمیقی دارد. این محرمیت…
فلسفه اخلاق
پست جدید آپلود شد😊👍 https://www.instagram.com/p/Bq1vrXcHo4V/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=15g4t107d4jr9 ❤️🍀 @filsofak
منبرک: (قوانین دعوا)
یكی از قوانین دعوای زناشویی این است كه به خانوادههای هم توهین نكنید. زن و مرد با هم محرم هستند، این محرمیت معنای عمیقی دارد. این محرمیت است كه باعث میشود همسر شما از اسرار خودش و خانوادهاش به شما بگوید. پس حواستان باشد این اسرار در دعوا تبدیل به گروكشی نشود. چیزی كه ربطی به موضوع دعوا ندارد را صرفا به خاطر اینكه كم نیاورید، مطرح نكنید! زمانی كه همسران در رابطه با خانوادهشان با هم صحبت میكنند، یعنی همدیگر را محرم اسرار میدانند.
پس در اوج درگیری وقتی حرفی برای گفتن پیدا نمیكنید به نقطهضعفهای طرف مقابل متوسل نشوید. این موضوع باعث میشود در اوج دعوا همسرتان دو بار ضربه بخورد؛ یكبار به خاطر دعوا و بار دیگر به خاطر یادآوری موضوعی كه نباید عنوان میشد. در چنین شرایطی همسر شما فكر میكند آنقدرها هم كه فكر میكرده شما محرم اسرارش نیستید! بعضی افراد به دلیل اینكه توان گفتوگو حین دعوا را ندارند به زور متوسل میشوند.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
یكی از قوانین دعوای زناشویی این است كه به خانوادههای هم توهین نكنید. زن و مرد با هم محرم هستند، این محرمیت معنای عمیقی دارد. این محرمیت است كه باعث میشود همسر شما از اسرار خودش و خانوادهاش به شما بگوید. پس حواستان باشد این اسرار در دعوا تبدیل به گروكشی نشود. چیزی كه ربطی به موضوع دعوا ندارد را صرفا به خاطر اینكه كم نیاورید، مطرح نكنید! زمانی كه همسران در رابطه با خانوادهشان با هم صحبت میكنند، یعنی همدیگر را محرم اسرار میدانند.
پس در اوج درگیری وقتی حرفی برای گفتن پیدا نمیكنید به نقطهضعفهای طرف مقابل متوسل نشوید. این موضوع باعث میشود در اوج دعوا همسرتان دو بار ضربه بخورد؛ یكبار به خاطر دعوا و بار دیگر به خاطر یادآوری موضوعی كه نباید عنوان میشد. در چنین شرایطی همسر شما فكر میكند آنقدرها هم كه فكر میكرده شما محرم اسرارش نیستید! بعضی افراد به دلیل اینكه توان گفتوگو حین دعوا را ندارند به زور متوسل میشوند.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
#کتاب
آنکس که دیگری را تنها به سبب زیباییهای ظاهریاش دوست میدارد، دیر یا زود در مییابد که اولاً دیگرانی غیر از محبوب او هم از این زیبایی، حتی گاه به مراتب بیشتر بهرهمند هستند؛ و ثانیاً زیبایی جسمانی-ظاهری اگرچه دلرباست، اما در برابر انواع برتری از زیبایی رنگ میبازد. بهمحضآنکه فرد در مییابد که زیبایی ظاهری یا جمال زوالپذیر است و زیباییهایی بس والاتر نیز در این عالم وجود دارد، دیر یا زود ترجیح خواهد داد که سعادت خود را با این امر فانیشونده و فرومایه پیوند نزند بلکه از نردبان عشق پلهای بالاتر بیاید و به زیبایی برتر و ماندگارتری دل ببندد.
📘 دربارهی عشق | مجموعه مقالات
ترجمهی آرش نراقی
❤️🍀 @filsofak
آنکس که دیگری را تنها به سبب زیباییهای ظاهریاش دوست میدارد، دیر یا زود در مییابد که اولاً دیگرانی غیر از محبوب او هم از این زیبایی، حتی گاه به مراتب بیشتر بهرهمند هستند؛ و ثانیاً زیبایی جسمانی-ظاهری اگرچه دلرباست، اما در برابر انواع برتری از زیبایی رنگ میبازد. بهمحضآنکه فرد در مییابد که زیبایی ظاهری یا جمال زوالپذیر است و زیباییهایی بس والاتر نیز در این عالم وجود دارد، دیر یا زود ترجیح خواهد داد که سعادت خود را با این امر فانیشونده و فرومایه پیوند نزند بلکه از نردبان عشق پلهای بالاتر بیاید و به زیبایی برتر و ماندگارتری دل ببندد.
📘 دربارهی عشق | مجموعه مقالات
ترجمهی آرش نراقی
❤️🍀 @filsofak
لیست 50 کتاب برتر دنیا تاریخ به انتخاب گاردین
کشور _ سال _ اسم کتاب _ نویسنده
1. بین النهرین_ ۱۸۰۰ ق. م _حماسه گیلگمش
2. یونان _۷۰۰ ق. م_ ایلیاد و ادیسه هومر
3. هند _۵۰۰ ق. م_ مهاباراتا
4. یونان ۴۳۱_ ق. م _مده آ ائوریپیدس
5. یونان ۴۲۸_ ق. م_ ادیپ شهریار سوفکلس
6. فلسطین ۴۰۰ ق. م کتاب ایوب
7. خاور میانه ۴۰۰ ق. م هزار و یکشب
8. هند ۳۰۰ ق. م رامایانا والمیکی
9. ایتالیا ۲۹-۱۹ ق. م انئید ویرژیل
10. ایتالیا ۱۰ ق. م-۱۹ م دگردیسیها اوید
11. هند ۲۰۰ شکونتلا کالیداس
12. ژاپن ۱۰۰۰ افسانه گنجی موراساکی شیکیبو
13. ایران ۱۲۰۰ بوستان سعدی
14. ایران ۱۲۶۰ مثنوی مولوی
15. ایسلند ۱۳۰۰ حکایات نیوله س
16. ایتالیا ۱۳۰۸-۱۳۲۱ کمدی الهی دانته آلیگیری
17. ایتالیا ۱۳۴۸ دکامرون جووانی بوکانچو
18. انگلیس ۱۳۷۲ حکایتهای کنتربری جفری چاسر
19. فرانسه ۱۵۳۲ پانتاگروئل و گارگانتوا رابله
20. فرانسه ۱۵۹۲ مقالات میشل دو مونتنی
21. انگلیس ۱۵۹۹-۱۶۰۳ هملت ویلیام شکسپیر
22. انگلیس ۱۶۰۳ اتللو ویلیام شکسپیر
23. انگلیس ۱۶۰۵ لیرشاه ویلیام شکسپیر
24. اسپانیا ۱۶۰۵ دن کیشوت میگوئل سروانتس
25. ایرلند ۱۷۲۶ سفرهای گالیور جوناتان سویفت
26. ایرلند ۱۷۶۰-۱۷۶۷ زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی لارنس استرن
27. فرانسه ۱۷۷۱-۱۷۷۸ ژاک قضا و قدری و اربابش دنیس دیدرو
28. انگلیس ۱۸۱۳ غرور و تعصب جین اوستین
29. آلمان ۱۸۲۸ فاوست یوهان ولفگانگ فون گوته
30. ایتالیا ۱۷۹۸-۱۸۳۷ مجموعهٔ اشعار گیاکومو لئوپاردی
31. فرانسه ۱۸۳۰ سرخ و سیاه استاندال
32. فرانسه ۱۸۳۵ بابا گوریو انوره دو بالزاک
33. دانمارک ۱۸۰۵-۱۸۷۵ داستانها و قصهها هانس کریستیان آندرسن
34. روسیه ۱۸۴۲ مردگان زر خرید (نفوس مرده) نیکلای گوگول
35. آمریکا ۱۸۰۹-۱۸۴۹ مجموعه داستانها ادگار آلن پو
36. انگلیس ۱۸۴۷ بلندیهای بادگیر امیلی برونته
37. آمریکا ۱۸۵۱ موبیدیک هرمان ملویل
38. آمریکا ۱۸۵۵ علفها والت ویتمن
39. فرانسه ۱۸۵۷ مادام بواری گوستاو فلوبر
40. انگلیس ۱۸۶۰ آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز
41. انگلیس ۱۸۷۱ - ۱۸۷۷ میدل مارچ جورج الیوت
42. فرانسه ۱۸۲۱ - ۸۰ تربیت احساسات گوستاو فلوبر
43. روسیه ۱۸۶۶ جنایت و مکافات فئودور داستایوسکی
44. روسیه ۱۸۶۹ ابله فئودور داستایوسکی
45. روسیه ۱۸۷۲ شیاطین(جن زدگان) فئودور داستایوسکی
46. روسیه ۱۸۸۰ برادران کارامازوف فئودور داستایوسکی
47. روسیه ۱۸۶۹ جنگ و صلح لی یف نیکالاوریج تولستوی
48. روسیه ۱۸۷۷ آنا کارنینا لی یف نیکالاوریج تولستوی
49. روسیه ۱۸۸۶ مرگ ایوان ایلیچ لی یف نیکالاوریج تولستوی
50. نروژ ۱۸۷۹ خانه عروسک هنریک ایبسن
❤️🍀 @filsofak
کشور _ سال _ اسم کتاب _ نویسنده
1. بین النهرین_ ۱۸۰۰ ق. م _حماسه گیلگمش
2. یونان _۷۰۰ ق. م_ ایلیاد و ادیسه هومر
3. هند _۵۰۰ ق. م_ مهاباراتا
4. یونان ۴۳۱_ ق. م _مده آ ائوریپیدس
5. یونان ۴۲۸_ ق. م_ ادیپ شهریار سوفکلس
6. فلسطین ۴۰۰ ق. م کتاب ایوب
7. خاور میانه ۴۰۰ ق. م هزار و یکشب
8. هند ۳۰۰ ق. م رامایانا والمیکی
9. ایتالیا ۲۹-۱۹ ق. م انئید ویرژیل
10. ایتالیا ۱۰ ق. م-۱۹ م دگردیسیها اوید
11. هند ۲۰۰ شکونتلا کالیداس
12. ژاپن ۱۰۰۰ افسانه گنجی موراساکی شیکیبو
13. ایران ۱۲۰۰ بوستان سعدی
14. ایران ۱۲۶۰ مثنوی مولوی
15. ایسلند ۱۳۰۰ حکایات نیوله س
16. ایتالیا ۱۳۰۸-۱۳۲۱ کمدی الهی دانته آلیگیری
17. ایتالیا ۱۳۴۸ دکامرون جووانی بوکانچو
18. انگلیس ۱۳۷۲ حکایتهای کنتربری جفری چاسر
19. فرانسه ۱۵۳۲ پانتاگروئل و گارگانتوا رابله
20. فرانسه ۱۵۹۲ مقالات میشل دو مونتنی
21. انگلیس ۱۵۹۹-۱۶۰۳ هملت ویلیام شکسپیر
22. انگلیس ۱۶۰۳ اتللو ویلیام شکسپیر
23. انگلیس ۱۶۰۵ لیرشاه ویلیام شکسپیر
24. اسپانیا ۱۶۰۵ دن کیشوت میگوئل سروانتس
25. ایرلند ۱۷۲۶ سفرهای گالیور جوناتان سویفت
26. ایرلند ۱۷۶۰-۱۷۶۷ زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی لارنس استرن
27. فرانسه ۱۷۷۱-۱۷۷۸ ژاک قضا و قدری و اربابش دنیس دیدرو
28. انگلیس ۱۸۱۳ غرور و تعصب جین اوستین
29. آلمان ۱۸۲۸ فاوست یوهان ولفگانگ فون گوته
30. ایتالیا ۱۷۹۸-۱۸۳۷ مجموعهٔ اشعار گیاکومو لئوپاردی
31. فرانسه ۱۸۳۰ سرخ و سیاه استاندال
32. فرانسه ۱۸۳۵ بابا گوریو انوره دو بالزاک
33. دانمارک ۱۸۰۵-۱۸۷۵ داستانها و قصهها هانس کریستیان آندرسن
34. روسیه ۱۸۴۲ مردگان زر خرید (نفوس مرده) نیکلای گوگول
35. آمریکا ۱۸۰۹-۱۸۴۹ مجموعه داستانها ادگار آلن پو
36. انگلیس ۱۸۴۷ بلندیهای بادگیر امیلی برونته
37. آمریکا ۱۸۵۱ موبیدیک هرمان ملویل
38. آمریکا ۱۸۵۵ علفها والت ویتمن
39. فرانسه ۱۸۵۷ مادام بواری گوستاو فلوبر
40. انگلیس ۱۸۶۰ آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز
41. انگلیس ۱۸۷۱ - ۱۸۷۷ میدل مارچ جورج الیوت
42. فرانسه ۱۸۲۱ - ۸۰ تربیت احساسات گوستاو فلوبر
43. روسیه ۱۸۶۶ جنایت و مکافات فئودور داستایوسکی
44. روسیه ۱۸۶۹ ابله فئودور داستایوسکی
45. روسیه ۱۸۷۲ شیاطین(جن زدگان) فئودور داستایوسکی
46. روسیه ۱۸۸۰ برادران کارامازوف فئودور داستایوسکی
47. روسیه ۱۸۶۹ جنگ و صلح لی یف نیکالاوریج تولستوی
48. روسیه ۱۸۷۷ آنا کارنینا لی یف نیکالاوریج تولستوی
49. روسیه ۱۸۸۶ مرگ ایوان ایلیچ لی یف نیکالاوریج تولستوی
50. نروژ ۱۸۷۹ خانه عروسک هنریک ایبسن
❤️🍀 @filsofak
اگر یک تخم [پرنده] توسط نیروی بیرونی شکسته شود [یک] زندگی پایان مییابد. اما اگر توسط نیروی درونی شکسته شود [یک] زندگی آغاز میشود...
کارهای فوقالعاده همیشه با یک تحول و نیروی درونی شروع میشوند.
❤️🍀 @filsofak
کارهای فوقالعاده همیشه با یک تحول و نیروی درونی شروع میشوند.
❤️🍀 @filsofak
آزادی هدف زندگی است، بدون آزادی زندگی ابدا معنایی ندارد، منظور از آزادی آزادی سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی نیست، آزادی یعنی آزادی از زمان، آزادی از ذهن و آزادی از زور.
osho
❤️🍀 @filsofak
osho
❤️🍀 @filsofak
"ضرورت شناخت ظرفیت روانی خود برای اخلاقی زیستن"
#مصطفی_ملکیان
ما برای اینکه بتوانیم اخلاقی عمل کنیم، باید از ظرفیت روانشناختی خودمان خبر داشته باشیم.
فرض کنید من میخواهم به بچهام یاد بدهم که آدم باید به فقیر کمک کند. بعد در مترو با بچهام نشستهام یا در خیابان با بچهام دارم راه میروم، فقیری جلو میآید و میخواهم به بچهام یاد بدهم که باید به فقیر کمک کرد. فوری یک اسکناس در میآورم و اصلاً به اسکناس هم نگاه نمیکنم، چون میخواهم به بچهام ایثار یادم بدهم. بعد که اسکناس را میدهم میفهمم که پنجاه هزار تومانی است. در این حال شروع میکنم جلوی بچهام به خودم فحش دادن! چون ظرفیت من، ظرفیت پنجاه هزارتومان به فقیر دادن نیست، ظرفیت روانیاش را ندارم، بعد بچهام میفهمد که این خیلی کار بدی است که آدم به فقیر کمک کند!
ما خیلی وقتها وقتی عمل اخلاقی به صورت مبهم بیان میشود، واقعاً شیفتهی احکام اخلاقی میشویم. واقعاً آه میکشیم که ای کاش ما هم اینطور زندگی میکردیم، ولی زندگی عملیمان اصلاً اخلاقی نیست. به خاطر اینکه واقعیتهای هستی را نمیدانیم و این معنایش این است که برای اخلاقی زیستن، باید روانشناس بود.
ما باید حدود و ثغور جبر و اختیار آدمیان را بدانیم، حدود و ثغور الگوبرداری آدمیان از یکدیگر را بدانیم، با غرایض ناپسند خودمان هم مواجه شویم و آنها را بشناسیم. اینها حقایقی هستند که اگر نشناسید احکام اخلاقی برایتان جالب و جذاب و دلانگیزند و صادقانه هم میل دارید اخلاقی زندگی کنید، ولی عمل اخلاقی نمیکنید.
جوزف باتلر، از چهار پدیده یعنی از پدیده جهل و از پدیده باور کاذب پیدا کردن و از پدیده باور غیرمستدل پیدا کردن و از پدیده چهارم که باور غیر راسخ، دو تا نتیجه میگرفت؛ اولین نتیجهاش این بود که باورهای اخلاقی همهشان ماهیتاً مبهمند و برای اینکه از این ابهام بیرون بیایند نیاز به شناخت واقعیتها داریم. وقتی به این شناخت واقعیتها دسترسی پیدا نمیکنیم، طبعاً عمل اخلاقی ما، عمل اخلاقی نیست؛ عمل به ظاهر اخلاقی است. این یک واقعیت است. اما واقعیت دوم این است که وقتی که اخلاقی عمل نمیکنیم، هیچ وقت شرم از اخلاقی عمل کردن نداریم و شروع میکنیم به دلیل تراشی و به تعبیر خودمان عذر و بهانه آوردن.
به نظر باتلر، ما در واقع وقتی اخلاقی عمل نمیکنیم و شرمنده هم نیستیم به صورت مضاعفی از اخلاق فاصله گرفتهایم. اگر من دروغ گفتهام و از دروغ گفتن خودم شرمنده بودم یک مرحله از اخلاقی بودن فاصله گرفته بودم، اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده هم نبودم، دو مرحله از اخلاق دوری شدهام. اینجاست که باتلر، به اقتفای خیلی از عالمان فضیلتگرای اخلاق، معتقد بود که شرم اخلاق مرحله دوم است. یعنی چه؟ یعنی من وظیفه دارم راست بگویم، اگر راست گفتم که اخلاق مرحله اولم تکمیل شده است، اما اگر دروغ گفتم و شرمنده شدم لااقل در فاز دوم اخلاقیام، اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده نبودم، آنوقت به اندازه دو فاز از اخلاق دور شدهام. بنابراین به نظر من باتلر، اخلاقی عمل کنید، ولی اگر اخلاقی هم عمل نکردید شرمنده باشید از اینکه اخلاقی عمل نکردهاید. این شرم شما را لااقل اخلاقی تراز دوم میکند، اگر اخلاق تراز اول را ندارید لااقل اخلاق تراز دوم را داشته باشید و این چیزی است که ما امروزه خیلی به آن نیاز داریم. ما امروزه خیلی نیاز به شرم داریم.
اگر من دروغ گفتم و بعد که دروغم را با اسناد و مدارک اثبات کردید، باز خندیدم این واقعاً نشان میدهد که ریشهی من اصلاً از آب اخلاق رشد نکرده است. انسان اخلاقی؛ کسی است که اگر معصوم نیست، لااقل از عدم معصومیت خودش شرمنده است. اگر آدم میدانست با غیراخلاقی بودنش با دیگران چکار میکند، لااقل شرم داشت، لااقل تراز دوم اخلاقی زیستن را داشت.
(سخنرانی روانشناسی اخلاق)
❤️🍀 @filsofak
#مصطفی_ملکیان
ما برای اینکه بتوانیم اخلاقی عمل کنیم، باید از ظرفیت روانشناختی خودمان خبر داشته باشیم.
فرض کنید من میخواهم به بچهام یاد بدهم که آدم باید به فقیر کمک کند. بعد در مترو با بچهام نشستهام یا در خیابان با بچهام دارم راه میروم، فقیری جلو میآید و میخواهم به بچهام یاد بدهم که باید به فقیر کمک کرد. فوری یک اسکناس در میآورم و اصلاً به اسکناس هم نگاه نمیکنم، چون میخواهم به بچهام ایثار یادم بدهم. بعد که اسکناس را میدهم میفهمم که پنجاه هزار تومانی است. در این حال شروع میکنم جلوی بچهام به خودم فحش دادن! چون ظرفیت من، ظرفیت پنجاه هزارتومان به فقیر دادن نیست، ظرفیت روانیاش را ندارم، بعد بچهام میفهمد که این خیلی کار بدی است که آدم به فقیر کمک کند!
ما خیلی وقتها وقتی عمل اخلاقی به صورت مبهم بیان میشود، واقعاً شیفتهی احکام اخلاقی میشویم. واقعاً آه میکشیم که ای کاش ما هم اینطور زندگی میکردیم، ولی زندگی عملیمان اصلاً اخلاقی نیست. به خاطر اینکه واقعیتهای هستی را نمیدانیم و این معنایش این است که برای اخلاقی زیستن، باید روانشناس بود.
ما باید حدود و ثغور جبر و اختیار آدمیان را بدانیم، حدود و ثغور الگوبرداری آدمیان از یکدیگر را بدانیم، با غرایض ناپسند خودمان هم مواجه شویم و آنها را بشناسیم. اینها حقایقی هستند که اگر نشناسید احکام اخلاقی برایتان جالب و جذاب و دلانگیزند و صادقانه هم میل دارید اخلاقی زندگی کنید، ولی عمل اخلاقی نمیکنید.
جوزف باتلر، از چهار پدیده یعنی از پدیده جهل و از پدیده باور کاذب پیدا کردن و از پدیده باور غیرمستدل پیدا کردن و از پدیده چهارم که باور غیر راسخ، دو تا نتیجه میگرفت؛ اولین نتیجهاش این بود که باورهای اخلاقی همهشان ماهیتاً مبهمند و برای اینکه از این ابهام بیرون بیایند نیاز به شناخت واقعیتها داریم. وقتی به این شناخت واقعیتها دسترسی پیدا نمیکنیم، طبعاً عمل اخلاقی ما، عمل اخلاقی نیست؛ عمل به ظاهر اخلاقی است. این یک واقعیت است. اما واقعیت دوم این است که وقتی که اخلاقی عمل نمیکنیم، هیچ وقت شرم از اخلاقی عمل کردن نداریم و شروع میکنیم به دلیل تراشی و به تعبیر خودمان عذر و بهانه آوردن.
به نظر باتلر، ما در واقع وقتی اخلاقی عمل نمیکنیم و شرمنده هم نیستیم به صورت مضاعفی از اخلاق فاصله گرفتهایم. اگر من دروغ گفتهام و از دروغ گفتن خودم شرمنده بودم یک مرحله از اخلاقی بودن فاصله گرفته بودم، اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده هم نبودم، دو مرحله از اخلاق دوری شدهام. اینجاست که باتلر، به اقتفای خیلی از عالمان فضیلتگرای اخلاق، معتقد بود که شرم اخلاق مرحله دوم است. یعنی چه؟ یعنی من وظیفه دارم راست بگویم، اگر راست گفتم که اخلاق مرحله اولم تکمیل شده است، اما اگر دروغ گفتم و شرمنده شدم لااقل در فاز دوم اخلاقیام، اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده نبودم، آنوقت به اندازه دو فاز از اخلاق دور شدهام. بنابراین به نظر من باتلر، اخلاقی عمل کنید، ولی اگر اخلاقی هم عمل نکردید شرمنده باشید از اینکه اخلاقی عمل نکردهاید. این شرم شما را لااقل اخلاقی تراز دوم میکند، اگر اخلاق تراز اول را ندارید لااقل اخلاق تراز دوم را داشته باشید و این چیزی است که ما امروزه خیلی به آن نیاز داریم. ما امروزه خیلی نیاز به شرم داریم.
اگر من دروغ گفتم و بعد که دروغم را با اسناد و مدارک اثبات کردید، باز خندیدم این واقعاً نشان میدهد که ریشهی من اصلاً از آب اخلاق رشد نکرده است. انسان اخلاقی؛ کسی است که اگر معصوم نیست، لااقل از عدم معصومیت خودش شرمنده است. اگر آدم میدانست با غیراخلاقی بودنش با دیگران چکار میکند، لااقل شرم داشت، لااقل تراز دوم اخلاقی زیستن را داشت.
(سخنرانی روانشناسی اخلاق)
❤️🍀 @filsofak