کانال فلسفه اخلاق:
گزیدهای از بیست ویژگی افراد خردمند که با قوت و ضعف در افراد مختلف وجود دارد.
منظور از خردمندی، هوشمندی تنها نیست، زیرا بسیاری از افراد هستند که از هوش و استعداد بالایی برخوردار بودهاند اما ویژگیهای خردمندی در آنها کمتر وشاهده شده است.
#فرهنگ_و_جامعه
#روابط_اجتماعی
#آداب_خردمندان
١-بسیار خوب و بادقت گوش می کنند و وسط صحبت دیگران نمی پرند. هنگام سخن گفتن دیگران، با بغل دستی خود حرف نمی زنند.
٢- سنجیده، کوتاه و دقیق سخن می گویند. در سخنانشان اثری از کنایه، تهدید، تحکم، خشونت و توهین نیست.
٣- بسیار اهل مطالعه هستند و عطش یادگیری دارند. در كنار به روز بودن در حوزه تخصصيشان، در علوم انسانى مطالعات زيادى دارند.
٤- از گفتن "نمی دانم" ابا ندارند و از تصحيح اشتباهاتشان توسط ديگران استقبال مى كنند.
٥- راستگویند. هرجا که راست گفتن را مصلحت نبينند، بجای دروغ گفتن سکوت می کنند.
٦- نگاهشان توأم با احترام و خوشامدی است. در سلام و احترام کردن به دیگران، به جایگاه اجتماعیشان توجه نمی کنند. رفتارشان با فروتنی و آرامش همراه است. چهره ای گشاده و بشاش دارند.
٧- اهل افراط و تفريط نيستند. در نگهدارى اموال عمومى و محيط زيست كوشش مى كنند و از جيب ديگران خرج نمى كنند.
٨- نسبت به باورها و نظراتشان تعصب ندارند و مدام آنها را پالايش مى كنند. از اين روى، نظر مخالف را با گشاده رویی می شنوند و پيش داورى نمى كنند.
٩- گفتار و کردارشان با تغییر منصب و مسئولیتشان تغییر نمی کند. در مديريتشان اهل كار گروهى و تعامل هستند.
١٠- روابطشان بر تصميماتشان تأثير نمى گذارد و سفارش پذير نيستند. براى خوشايند ديگران اظهار نظر مساعد نمى كنند.
١١- به مکان نشستنشان در مجلس حساسیت ندارند. روی اولین صندلی که خالی باشد می نشینند.
١٢- برای به دست آوردن مسئولیتی با دیگران، مستقیم یا غیر مستقیم، مذاکره یا لابی نمی کنند.
١٣- برای دیده شدن تلاش نمی کنند. داوطلب عکس گرفتن یا مصاحبه کردن نیستند. تلاش نمى كنند كه كارها را به نام خود تمام كنند.
١٤- بسیار نکته بین هستند. از تکرار گفته هایشان پرهیز می کنند و در سخنانشان همیشه نکات تازه و بدیع یافت می شود. در موضوعات خارج از تخصصشان اظهار نظر نمى كنند.
١٥- از پذیرش همزمان چند مسئولیت پرهیز می کنند. اگر مسئولیتی را بپذیرند برای تحقق اهداف آن بسیار تلاش می کنند.
١٦- افراد را قضاوت نمی کنند و در خصوص پیشینه، اعتقادات و احوالات خصوصی افراد کنجکاوی و تجسس نمی کنند. بجای سخن گفتن از افراد، از افکار و اندیشه ها سخن می گویند.
١٧- مسئوليت اشتباهاتشان را مى پذيرند و از اعتراف به خطا يا شكست خود طفره نمى روند. در پذيرش اشتباه فرافكنى نمى كنند.
١٨- وارد محاجه و یکی به دو نمی شوند وحاضر جوابى نمى كنند. در برابر تندی و توهین صبور و با سعه ی صدر هستند.
١٩- به هیجانات خود مسلط هستند. در رفتارشان خشم، ترس، اضطراب یا شادی مفرط دیده نمی شود.
٢٠- به هیچکدام از ویژگیهای بالا تظاهر نمی کنند.
اگر چنین افرادی را می شناسید، قدر آنها را بدانید. آنها در این زمانه ی پرآشوب مانند گلهایی هستند که در شکاف صخره ها گم شده اند. جامعه ی بالنده و آرمانی از اینگونه افراد در لایه های زبرین خود بیشتر دارد. کشوری که هرم خردمندی در آن وارونه باشد، یعنی هرچه بالاتر روی بیشتر از جنس خردمندان بیابی، جامعه ی رهیده ایست.
🖊پدرام سلطانی
❤️🍀 @filsofak
گزیدهای از بیست ویژگی افراد خردمند که با قوت و ضعف در افراد مختلف وجود دارد.
منظور از خردمندی، هوشمندی تنها نیست، زیرا بسیاری از افراد هستند که از هوش و استعداد بالایی برخوردار بودهاند اما ویژگیهای خردمندی در آنها کمتر وشاهده شده است.
#فرهنگ_و_جامعه
#روابط_اجتماعی
#آداب_خردمندان
١-بسیار خوب و بادقت گوش می کنند و وسط صحبت دیگران نمی پرند. هنگام سخن گفتن دیگران، با بغل دستی خود حرف نمی زنند.
٢- سنجیده، کوتاه و دقیق سخن می گویند. در سخنانشان اثری از کنایه، تهدید، تحکم، خشونت و توهین نیست.
٣- بسیار اهل مطالعه هستند و عطش یادگیری دارند. در كنار به روز بودن در حوزه تخصصيشان، در علوم انسانى مطالعات زيادى دارند.
٤- از گفتن "نمی دانم" ابا ندارند و از تصحيح اشتباهاتشان توسط ديگران استقبال مى كنند.
٥- راستگویند. هرجا که راست گفتن را مصلحت نبينند، بجای دروغ گفتن سکوت می کنند.
٦- نگاهشان توأم با احترام و خوشامدی است. در سلام و احترام کردن به دیگران، به جایگاه اجتماعیشان توجه نمی کنند. رفتارشان با فروتنی و آرامش همراه است. چهره ای گشاده و بشاش دارند.
٧- اهل افراط و تفريط نيستند. در نگهدارى اموال عمومى و محيط زيست كوشش مى كنند و از جيب ديگران خرج نمى كنند.
٨- نسبت به باورها و نظراتشان تعصب ندارند و مدام آنها را پالايش مى كنند. از اين روى، نظر مخالف را با گشاده رویی می شنوند و پيش داورى نمى كنند.
٩- گفتار و کردارشان با تغییر منصب و مسئولیتشان تغییر نمی کند. در مديريتشان اهل كار گروهى و تعامل هستند.
١٠- روابطشان بر تصميماتشان تأثير نمى گذارد و سفارش پذير نيستند. براى خوشايند ديگران اظهار نظر مساعد نمى كنند.
١١- به مکان نشستنشان در مجلس حساسیت ندارند. روی اولین صندلی که خالی باشد می نشینند.
١٢- برای به دست آوردن مسئولیتی با دیگران، مستقیم یا غیر مستقیم، مذاکره یا لابی نمی کنند.
١٣- برای دیده شدن تلاش نمی کنند. داوطلب عکس گرفتن یا مصاحبه کردن نیستند. تلاش نمى كنند كه كارها را به نام خود تمام كنند.
١٤- بسیار نکته بین هستند. از تکرار گفته هایشان پرهیز می کنند و در سخنانشان همیشه نکات تازه و بدیع یافت می شود. در موضوعات خارج از تخصصشان اظهار نظر نمى كنند.
١٥- از پذیرش همزمان چند مسئولیت پرهیز می کنند. اگر مسئولیتی را بپذیرند برای تحقق اهداف آن بسیار تلاش می کنند.
١٦- افراد را قضاوت نمی کنند و در خصوص پیشینه، اعتقادات و احوالات خصوصی افراد کنجکاوی و تجسس نمی کنند. بجای سخن گفتن از افراد، از افکار و اندیشه ها سخن می گویند.
١٧- مسئوليت اشتباهاتشان را مى پذيرند و از اعتراف به خطا يا شكست خود طفره نمى روند. در پذيرش اشتباه فرافكنى نمى كنند.
١٨- وارد محاجه و یکی به دو نمی شوند وحاضر جوابى نمى كنند. در برابر تندی و توهین صبور و با سعه ی صدر هستند.
١٩- به هیجانات خود مسلط هستند. در رفتارشان خشم، ترس، اضطراب یا شادی مفرط دیده نمی شود.
٢٠- به هیچکدام از ویژگیهای بالا تظاهر نمی کنند.
اگر چنین افرادی را می شناسید، قدر آنها را بدانید. آنها در این زمانه ی پرآشوب مانند گلهایی هستند که در شکاف صخره ها گم شده اند. جامعه ی بالنده و آرمانی از اینگونه افراد در لایه های زبرین خود بیشتر دارد. کشوری که هرم خردمندی در آن وارونه باشد، یعنی هرچه بالاتر روی بیشتر از جنس خردمندان بیابی، جامعه ی رهیده ایست.
🖊پدرام سلطانی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انرژی درمانی لاکپشت هارو دیده بودید😂
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
تفاوت مهرطلبي با مهرباني در رابطه با فرزندانمان
وقتي ما "مهربانيم" در رابطه با فرزندمون كاري رو ميكنيم كه دوست داريم و درسته، از رابطه با فرزندم رشد مي كنم، لذت مي برم، از او مي اموزم، از او پاداش مي گيرم با او خوب و خوشم، حتي با اشتياق بازي و در اغوش گرفتن فرزندم صبح بلند ميشم. لذت ميبرم كه با فرزندم غذا بخورم باهاش حرف بزنم، از بودنش احساس لذت و رضايت ميكنم. با فرزندم جهان رو حس و احساس مي كنم، از انرژي و هيجان او لذت ميبرم و باهاش اوج ميگيرم. اين مهربانيست. من پنجاه برابر خرج و وقت و انرژي كه گذاشتم لذت بردم، باهاش رشد كردم.
حالا وقتي من مهرطلبم، از كاري كه ميكنم رنج ميبرم، نگرانم، خشمگينم، عصبانيم، موقع انجام دادنش حرص ميخورم. وقتي رنج ميبرم عصبانيم خشمگينم كه مهربان نيستم. مهرطلب، مهربان نيست. ببينيد ايا رنج ميبريد؟ طلبكار فرزندتونيد؟ يا برعكس سپاسگذار فرزندتونيد كه شما رو با دنيايي اشنا كرده كه بدون او هرگز اين دنيا را نميشناختيد.
وقتي ما در خانه، عشق محبت امنيت و ارامش نداشتيم، وقتي به خواسته هامون در كودكي نرسيديم، بهمون اعتماد به نفس ندادند، حرمت نفس ندادند، وقتي نظام تربيتي در خانه كودك رو تشنه و گرسنه عشق ( يا همون ديسپلين) نگه داشته، وقتي از كودك انتظارات زياد داشتند، تنبيه ش بكنن، تحقير و تهديدش بكنن، كودك در سه سالگي به اين نتيجه ميرسه گرونترين كالاي دنيا محبته، و حالا براي گرفتن محبت اطرافيانش دست به هر كاري ميزنه، چون وقتي محبت ببينه خيالش راحته تنبيه نميشه. براي همين نيمي از مردم ما مهرطلبند.
براي همين اگر شما پدر و مادريد بايد دست بچه هاتون رو ببوسيد كه به شما اجازه دادند پدري و مادري كنيد. هر كار خوبي هم ميتونيد براشون بكنيد. و به اندازه سر سوزن هم توقع برگشت نداشته باشيد. اگر كار تربيتيتون خوب بوده و فرزندان مهرباني داريد كه حتما مهربانيشون رو نثار شما ميكنند.
انسان مهرطلب، غمگين و غصه خوره خشمگين و مضطربه، از حق خودش نميتونه دفاع كنه، هميشه فكر ميكنه همه به حقوقش تجاوز ميكنن...
حالا نگاه كنيد به جامعه ما كه پدر مادرها چقدر از بچه هاشون طلبكارند، حساب كارهايي كه كردن رو به روي بچه هاشون ميارند در حاليكه وظيفه پدر مادري انجام كار خوب براي فرزنده.
اگر كارهايي كه كرديد بلد بوديد و خوب بوده حتما همون زمان پاداشش رو گرفتيد، اگر فرزندانتون رو مهربان بار بياريد كه اولين نفر با شما خوبند پس طلبي باقي نمونده، اما اگر بلد نبودين و فرزندتون رو از پا انداختين الان نشستيد منتظر چه طلبي هستيد؟ #دکتر_هلاکویی
❤️🍀 @filsofak
وقتي ما "مهربانيم" در رابطه با فرزندمون كاري رو ميكنيم كه دوست داريم و درسته، از رابطه با فرزندم رشد مي كنم، لذت مي برم، از او مي اموزم، از او پاداش مي گيرم با او خوب و خوشم، حتي با اشتياق بازي و در اغوش گرفتن فرزندم صبح بلند ميشم. لذت ميبرم كه با فرزندم غذا بخورم باهاش حرف بزنم، از بودنش احساس لذت و رضايت ميكنم. با فرزندم جهان رو حس و احساس مي كنم، از انرژي و هيجان او لذت ميبرم و باهاش اوج ميگيرم. اين مهربانيست. من پنجاه برابر خرج و وقت و انرژي كه گذاشتم لذت بردم، باهاش رشد كردم.
حالا وقتي من مهرطلبم، از كاري كه ميكنم رنج ميبرم، نگرانم، خشمگينم، عصبانيم، موقع انجام دادنش حرص ميخورم. وقتي رنج ميبرم عصبانيم خشمگينم كه مهربان نيستم. مهرطلب، مهربان نيست. ببينيد ايا رنج ميبريد؟ طلبكار فرزندتونيد؟ يا برعكس سپاسگذار فرزندتونيد كه شما رو با دنيايي اشنا كرده كه بدون او هرگز اين دنيا را نميشناختيد.
وقتي ما در خانه، عشق محبت امنيت و ارامش نداشتيم، وقتي به خواسته هامون در كودكي نرسيديم، بهمون اعتماد به نفس ندادند، حرمت نفس ندادند، وقتي نظام تربيتي در خانه كودك رو تشنه و گرسنه عشق ( يا همون ديسپلين) نگه داشته، وقتي از كودك انتظارات زياد داشتند، تنبيه ش بكنن، تحقير و تهديدش بكنن، كودك در سه سالگي به اين نتيجه ميرسه گرونترين كالاي دنيا محبته، و حالا براي گرفتن محبت اطرافيانش دست به هر كاري ميزنه، چون وقتي محبت ببينه خيالش راحته تنبيه نميشه. براي همين نيمي از مردم ما مهرطلبند.
براي همين اگر شما پدر و مادريد بايد دست بچه هاتون رو ببوسيد كه به شما اجازه دادند پدري و مادري كنيد. هر كار خوبي هم ميتونيد براشون بكنيد. و به اندازه سر سوزن هم توقع برگشت نداشته باشيد. اگر كار تربيتيتون خوب بوده و فرزندان مهرباني داريد كه حتما مهربانيشون رو نثار شما ميكنند.
انسان مهرطلب، غمگين و غصه خوره خشمگين و مضطربه، از حق خودش نميتونه دفاع كنه، هميشه فكر ميكنه همه به حقوقش تجاوز ميكنن...
حالا نگاه كنيد به جامعه ما كه پدر مادرها چقدر از بچه هاشون طلبكارند، حساب كارهايي كه كردن رو به روي بچه هاشون ميارند در حاليكه وظيفه پدر مادري انجام كار خوب براي فرزنده.
اگر كارهايي كه كرديد بلد بوديد و خوب بوده حتما همون زمان پاداشش رو گرفتيد، اگر فرزندانتون رو مهربان بار بياريد كه اولين نفر با شما خوبند پس طلبي باقي نمونده، اما اگر بلد نبودين و فرزندتون رو از پا انداختين الان نشستيد منتظر چه طلبي هستيد؟ #دکتر_هلاکویی
❤️🍀 @filsofak
از هر آدمِ رذلی بپرسید که آیا ترجیح می دهد با رذلی مثلِ خودش سروکار داشته باشد یا با آدمی بزرگوار و خوش قلب،
بدونِ تردید پاسخ خواهد داد:
با آدمی بزرگوار و خوش قلب!
پیروزیِ فضیلت، در همین است.
#روزنگار ،۱۱ نوامبر ، زادروز #فئودور_داستایوفسکی
🍀❤️ @filsofak
بدونِ تردید پاسخ خواهد داد:
با آدمی بزرگوار و خوش قلب!
پیروزیِ فضیلت، در همین است.
#روزنگار ،۱۱ نوامبر ، زادروز #فئودور_داستایوفسکی
🍀❤️ @filsofak
فلسفه اخلاق
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
منبرک: (اعتراض دارم!)
.
عکس سیدحسن با آن جوانِ بظاهر خندان را روی جلد مجله همشهری جوان دیدم. مجله را از روی دکه برداشتم. شروع کردم به خواندنش. جوری که انگار سیدحسن، رفیقِ بیستوسهسالهام نیست. صفحه بیستوهفت را باز کردم. پرسیده بودند: نظر شما درباره جوانها چیست؟ او هم لابد با همان لبخندِ همیشگی و تلخش گفته:
«شما پر و بال یک کبوتر را بستی، نوکش را هم بستی، چشمهایش را هم بستی، توی یک قفس هم انداختید، آن وقت میپرسید نظرتان درباره او چیست؟ هویتش را از او گرفته ایم؛ دیگر هیچکدام از کارهایش طبیعی نیست. کبوتر باید پرواز کند. او دارد غلت میخورد، خودش را به در و دیوار قفس میزند اما دنبال آزادی نیست؛ چون اصلا چیزی نمیبیند، اصلا نمیداند آزادی چیست، پروبالش را بستهاند. جوان در اینجا نمیتواند جوانی کند.»
همانجا روی نیمکت خاکی نشستم. من هم جوان 34 سالهای هستم که واقعاً جوانی و جوانی کردن را نمیفهمم. یعنی بلد نیستم. بیانصافها و نامردها نگذاشتهاند بفهمم! مسئولینی که میانگین سنشان سه چهار برابر عمر یک جوان است، چطور جوان و جوانی را بفهمند که بخواهند خدایی نکرده برایش حرکتی هم بزنند!
سید جان! اعتراض دارم:
تا کی باید در لفافه حرف بزنیم و کلمات را شکلاتپیچ کنیم که به تریجِ قبای کسی بَر نخورد؟! چرا نمیگویی که چه کسی بال و پر و چشمانمان را بسته؟ کدام خدانشناسی طبیعت ما را ندید گرفته و ما را قفس انداخته؟
سید! رانت ما را پیر کرده. همین اول کار به ما فهمانده که آخر خطیم! تیترهای روزنامهها پدرانمان را کُشته، وقتی نتوانستند شرمندگی بیشتر از این را تحمل کنند.
وقتی فضای کشور امنیتی باشد و همه چیز ما را امنیتی ببینند. سینما رفتن مان را! استادیوم رفتن ما را! آب بازی کردن ما را!
و به خودشان حق بدهند که به اسم و چماقِ امنیت، جلوی همه شور و نشاط و شادیهایمان را بگیرند؛ این باعث میشود که جوان، بشکند بس که ترکه خورده! پیر شود. آنقدر پیر شود که به خودش اجازه ندهد جلوی آیینه برود. یا اینکه فکری به حال موهای سفید و اضافه وزنش بکند. اینها مملکت ما را پیر کرده است!
اینها از جوانی، فقط «روز جوان!» را در تقویم درج کردهاند!
آخر چرا جوانی کردن و جوان ماندن اینقدر سخت است؟!
سید! بهتر از هر کسی نیک میدانی که: شوخی نصفش جدی است! به خیلی از رفقا وقتی میگویم: «اضافه وزن داری رژیم بگیر!» با خنده میگویند: «منتظرم رژیم منو بگیره!» این کلمات ظاهرش شوخی است، اما...
بیخیال!
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
منبرک: (اعتراض دارم!)
.
عکس سیدحسن با آن جوانِ بظاهر خندان را روی جلد مجله همشهری جوان دیدم. مجله را از روی دکه برداشتم. شروع کردم به خواندنش. جوری که انگار سیدحسن، رفیقِ بیستوسهسالهام نیست. صفحه بیستوهفت را باز کردم. پرسیده بودند: نظر شما درباره جوانها چیست؟ او هم لابد با همان لبخندِ همیشگی و تلخش گفته:
«شما پر و بال یک کبوتر را بستی، نوکش را هم بستی، چشمهایش را هم بستی، توی یک قفس هم انداختید، آن وقت میپرسید نظرتان درباره او چیست؟ هویتش را از او گرفته ایم؛ دیگر هیچکدام از کارهایش طبیعی نیست. کبوتر باید پرواز کند. او دارد غلت میخورد، خودش را به در و دیوار قفس میزند اما دنبال آزادی نیست؛ چون اصلا چیزی نمیبیند، اصلا نمیداند آزادی چیست، پروبالش را بستهاند. جوان در اینجا نمیتواند جوانی کند.»
همانجا روی نیمکت خاکی نشستم. من هم جوان 34 سالهای هستم که واقعاً جوانی و جوانی کردن را نمیفهمم. یعنی بلد نیستم. بیانصافها و نامردها نگذاشتهاند بفهمم! مسئولینی که میانگین سنشان سه چهار برابر عمر یک جوان است، چطور جوان و جوانی را بفهمند که بخواهند خدایی نکرده برایش حرکتی هم بزنند!
سید جان! اعتراض دارم:
تا کی باید در لفافه حرف بزنیم و کلمات را شکلاتپیچ کنیم که به تریجِ قبای کسی بَر نخورد؟! چرا نمیگویی که چه کسی بال و پر و چشمانمان را بسته؟ کدام خدانشناسی طبیعت ما را ندید گرفته و ما را قفس انداخته؟
سید! رانت ما را پیر کرده. همین اول کار به ما فهمانده که آخر خطیم! تیترهای روزنامهها پدرانمان را کُشته، وقتی نتوانستند شرمندگی بیشتر از این را تحمل کنند.
وقتی فضای کشور امنیتی باشد و همه چیز ما را امنیتی ببینند. سینما رفتن مان را! استادیوم رفتن ما را! آب بازی کردن ما را!
و به خودشان حق بدهند که به اسم و چماقِ امنیت، جلوی همه شور و نشاط و شادیهایمان را بگیرند؛ این باعث میشود که جوان، بشکند بس که ترکه خورده! پیر شود. آنقدر پیر شود که به خودش اجازه ندهد جلوی آیینه برود. یا اینکه فکری به حال موهای سفید و اضافه وزنش بکند. اینها مملکت ما را پیر کرده است!
اینها از جوانی، فقط «روز جوان!» را در تقویم درج کردهاند!
آخر چرا جوانی کردن و جوان ماندن اینقدر سخت است؟!
سید! بهتر از هر کسی نیک میدانی که: شوخی نصفش جدی است! به خیلی از رفقا وقتی میگویم: «اضافه وزن داری رژیم بگیر!» با خنده میگویند: «منتظرم رژیم منو بگیره!» این کلمات ظاهرش شوخی است، اما...
بیخیال!
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
📝کانال فلسفه اخلاق: https://www.instagram.com/p/BqRSvi-nfT9/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1mkzkl33nq4iw #پست_اینستاگرام #مصطفی_سلیمانی #مشاوره_ازدواج 🍀❤️ @filsofak
📝کانال فلسفه اخلاق:
📝 منبرک: (ادمهای دوستداشتنی)
.
.
بعضی آدمها جورِ خاصیاند. حاضرند هر مدل سختی و تلخی را به جان بخرند و خم به ابرو نیاورند. دست خودشان نیست، کملطفیها و دیدهنشدنها را قورت میدهند و بیتفاوت از کنارشان رد میشوند. سعیشان این است که پا روی فهمشان نگذارند. انگار زندگی کردن را بلد شدهاند.
چقدر شگفتانگیزند اینجور آدمها!
رفتار این آدمها با گفتارشان مو نمیزند، بس که با خودشان روراستند. مراقبند که ارزشها و رفتارهاشان با گفتارشان همسو باشد.
اینها را اگر دوست داشته باشی، در زندگیشان میمانی و برگشتی در کار نیست. برای دوستداشتن ارزش قائلند و مفت بیخیال نمیشوند. نسبت به بدیهای آدمها کورند. به احساسات منفی و زهری آنها اهمیت نمیدهند. انگار وقت ندارند به این چیزهای پوک و پوچ توجه کنند!
وقتی با آنها حرف میزنی بیشتر گوش میدهند. بیشتر عمل میکنند. اصلا بیشتر کیفیت دارند.
چقدر دوستداشتنیاند این آدمها!
تمام آدمها را نقاشی و کاردستی خدا میدانند. از مخلوق خدا نمیترسند. نمیترسانند.
دست روی پیرزن بلند نمیکنند. لبوهای یک جوان را از چرخ به زمین نمیریزند.
به همه گربهها و سگها و تمامی حیوانات با عشق نگاه میکنند. اصلا در مخیلهشان هم نمیگنجد که سگی را بزنند و یا بسوزانند. میدانند که سگها چه حساسیتی به آتش دارند!
اینها محبت را آویزه گوششان کردهاند. از هیچکس، به خاطر حسی که خرج میکنند، انتظار خاصی ندارند.
اما اگر دور و برت اینمدل انسانی سراغ داشتی، به آنها بگوئید دوستشان دارید. دلگرمشان کنید.
اینها خدا را به ما نشان میدهند. هوایشان را داشته باشید. اصلا باید از اینها لااقل چندتایی داشته باشی که وقتِ پیروزیات با ذوق به همه بگویند: «هي اون دوست منه»، اما وقتِ شكستنت، كنارت ميشيند و ميگوید: «هي من دوست توام»
و اینجاست با خودم نجوا میکنم: خانهات آباد ای دوست جان! تو فقط باش...
#مصطفی_سلیمانی .
.
.
#کاریزماتیک
#منبرک
#مشاوره_خانواده
#مشاوره_ازدواج
#خانه_های_روشن
❤️🍀 @filsofak
📝 منبرک: (ادمهای دوستداشتنی)
.
.
بعضی آدمها جورِ خاصیاند. حاضرند هر مدل سختی و تلخی را به جان بخرند و خم به ابرو نیاورند. دست خودشان نیست، کملطفیها و دیدهنشدنها را قورت میدهند و بیتفاوت از کنارشان رد میشوند. سعیشان این است که پا روی فهمشان نگذارند. انگار زندگی کردن را بلد شدهاند.
چقدر شگفتانگیزند اینجور آدمها!
رفتار این آدمها با گفتارشان مو نمیزند، بس که با خودشان روراستند. مراقبند که ارزشها و رفتارهاشان با گفتارشان همسو باشد.
اینها را اگر دوست داشته باشی، در زندگیشان میمانی و برگشتی در کار نیست. برای دوستداشتن ارزش قائلند و مفت بیخیال نمیشوند. نسبت به بدیهای آدمها کورند. به احساسات منفی و زهری آنها اهمیت نمیدهند. انگار وقت ندارند به این چیزهای پوک و پوچ توجه کنند!
وقتی با آنها حرف میزنی بیشتر گوش میدهند. بیشتر عمل میکنند. اصلا بیشتر کیفیت دارند.
چقدر دوستداشتنیاند این آدمها!
تمام آدمها را نقاشی و کاردستی خدا میدانند. از مخلوق خدا نمیترسند. نمیترسانند.
دست روی پیرزن بلند نمیکنند. لبوهای یک جوان را از چرخ به زمین نمیریزند.
به همه گربهها و سگها و تمامی حیوانات با عشق نگاه میکنند. اصلا در مخیلهشان هم نمیگنجد که سگی را بزنند و یا بسوزانند. میدانند که سگها چه حساسیتی به آتش دارند!
اینها محبت را آویزه گوششان کردهاند. از هیچکس، به خاطر حسی که خرج میکنند، انتظار خاصی ندارند.
اما اگر دور و برت اینمدل انسانی سراغ داشتی، به آنها بگوئید دوستشان دارید. دلگرمشان کنید.
اینها خدا را به ما نشان میدهند. هوایشان را داشته باشید. اصلا باید از اینها لااقل چندتایی داشته باشی که وقتِ پیروزیات با ذوق به همه بگویند: «هي اون دوست منه»، اما وقتِ شكستنت، كنارت ميشيند و ميگوید: «هي من دوست توام»
و اینجاست با خودم نجوا میکنم: خانهات آباد ای دوست جان! تو فقط باش...
#مصطفی_سلیمانی .
.
.
#کاریزماتیک
#منبرک
#مشاوره_خانواده
#مشاوره_ازدواج
#خانه_های_روشن
❤️🍀 @filsofak
✳️امام موسی صدر: شیعه کسی است که جان خود را برای اهل سنت فدا کند.
کتاب #سفرشهادت
#هفته_وحدت
❤️🍀 @filsofak
کتاب #سفرشهادت
#هفته_وحدت
❤️🍀 @filsofak
🔴 خیانت
✅نشسته اید زندگیتان را می کنید. یک روز با کسی آشنا می شوید، همه چیزش عالی است. مثل ملکه یا شاهزاده رفتار می کند و یک روز به شما می گوید که شما را دوست دارد اما موضوعی در زندگی او وجود دارد: « وقتی خیلی جوون بودم بدون خواست من، من و شوهر یا زن دادن» «اون فقط یه اسم توی شناسنامه منه، توی قلب من نیست» «راستش ما طلاق عاطفی گرفتیم اما هنوز تو شناسنامه شوهر من یا زن منه» «من گیر یه آدم اشتباهی افتادم که نمیشه ازش خلاص شد» و جمله های مشابهی که خودتان می دانید. به همین راحتی ممکن است به خائن تبدیل شوید.
✅ هر قدر هم که خیانت را با دلایل و بهانه های جورواجور کادو پیچ کنیم باز خیانت است. در هر جای رابطه که بودید چه خودتان فهمیدید و چه خودش به شما بگوید فرقی در اصل ماجرا ندارد وارد این بازی بیمارگونه نشوید، مطمئن باشید نه این رابطه به سرانجامی می رسد و نه آن فرد گل بی خار است. کسی که نمی تواند به تعهدی که روزی به زن یا مردی، به هر دلیلی، در یک مکان رسمی داده است و ثبت کرده پایبند بماند به هیج وجه امکان تضمینی برای ایجاد رابطه درست با دیگری نمیتواند بدهد.
✅ لطفا خودتان را با این فکر که او مثل دیگران نیست شرایطش فرق دارد فریب ندهید. چشمتان را باز کنید! درون آن جعبه زیبایی که در حال باز کردنش هستید هیچ چیز با ارزشی نیست.
✅ اگر فکر رابطه سه طرفه در سر شما است بدانید اشتباه می کنید! اگر رابطه شما با همسرتان خوب پیش نمیرود، یک رابطه دیگر به هیچ وجه راه حل نیست. دنبال مسکن نباشید دنبال درمان باشید .
و حتما حتما در این رابطه از روانشناس
کمک بگیرید.
دکتر هلاکویی
❤️🍀 @filsofak
✅نشسته اید زندگیتان را می کنید. یک روز با کسی آشنا می شوید، همه چیزش عالی است. مثل ملکه یا شاهزاده رفتار می کند و یک روز به شما می گوید که شما را دوست دارد اما موضوعی در زندگی او وجود دارد: « وقتی خیلی جوون بودم بدون خواست من، من و شوهر یا زن دادن» «اون فقط یه اسم توی شناسنامه منه، توی قلب من نیست» «راستش ما طلاق عاطفی گرفتیم اما هنوز تو شناسنامه شوهر من یا زن منه» «من گیر یه آدم اشتباهی افتادم که نمیشه ازش خلاص شد» و جمله های مشابهی که خودتان می دانید. به همین راحتی ممکن است به خائن تبدیل شوید.
✅ هر قدر هم که خیانت را با دلایل و بهانه های جورواجور کادو پیچ کنیم باز خیانت است. در هر جای رابطه که بودید چه خودتان فهمیدید و چه خودش به شما بگوید فرقی در اصل ماجرا ندارد وارد این بازی بیمارگونه نشوید، مطمئن باشید نه این رابطه به سرانجامی می رسد و نه آن فرد گل بی خار است. کسی که نمی تواند به تعهدی که روزی به زن یا مردی، به هر دلیلی، در یک مکان رسمی داده است و ثبت کرده پایبند بماند به هیج وجه امکان تضمینی برای ایجاد رابطه درست با دیگری نمیتواند بدهد.
✅ لطفا خودتان را با این فکر که او مثل دیگران نیست شرایطش فرق دارد فریب ندهید. چشمتان را باز کنید! درون آن جعبه زیبایی که در حال باز کردنش هستید هیچ چیز با ارزشی نیست.
✅ اگر فکر رابطه سه طرفه در سر شما است بدانید اشتباه می کنید! اگر رابطه شما با همسرتان خوب پیش نمیرود، یک رابطه دیگر به هیچ وجه راه حل نیست. دنبال مسکن نباشید دنبال درمان باشید .
و حتما حتما در این رابطه از روانشناس
کمک بگیرید.
دکتر هلاکویی
❤️🍀 @filsofak
🍁 صفویزدگان و عیدالزهرا!
✍🏻 رضا #بابایی مینویسد:
«عصر صفویه در ایران پایان نپذیرفته است. گفتمان فرهنگیِ صفویه همچنان در ایران حاکم است و ما در همان حالوهوا نشوونما میکنیم. یکی از میراثهای این دوران مراسمی است که در آن عدهای به بهانهٔ شاد کردن حضرت زهرا (س) سخنانی تفرقهآمیز میگویند. پیش از صفویه نیز بیشوکم چنین برنامههایی در میان شیعیان بوده است، ولی همانطور که عبدالجلیل قزوینی در کتاب ”نقض“ بیش از صد بار گفته است، اینگونه برنامهها و مراسم در میان شیعیان بسیار محدود بوده است و اکثر شیعیان نیز از آن تبرّا میکردند.
گفتوگوی علمی با طرفداران اینگونه برنامهها و مراسم دو مشکل اساسی دارد: نخست اینکه، این گروه کتابهایی در دست دارند که بیشوکم افکار و رفتارشان را تأیید میکند؛ مانند کتابی موسوم به ”اسرار آل محمد (ص)“ منسوب به سُلیم بن قیس هلالی و ”الاقبال لصالح الاعمال“ سید بن طاووس. درباره این دو کتاب سخن بسیار است و من اکنون بدان سو نمیروم. همینقدر میگویم که روایات و کتابهایی که رفتار این گروه رو نفی و بلکه سبّ میکند استوارتر و بسیار بیشتر از منابعی است که در دست ایشان است. تاریخ نیز به نفع مخالفان این عید جعلی گواهی میدهد. شادی در قتل خلیفه به هیچ وجه ریشه تاریخی ندارد و آنچه در قرون نخست اسلامی بوده است مراسم ”عُمرکشان“ به مناسبت قتل عمر بن سعد به دست مختار ثقفی است و هیچ ربطی به عمر بن خطاب ندارد. اما خوی و سنت ”مُغکشی“ در ایران باستان به مراسم ”عمرکشون“ دامن کشید و از عمر بن سعد (که پدرش فاتح ایران بود) به عمر بن خطاب رسید.
مشکل دوم هزینهها و عواقب آن است. برخی از آنان روشهای دیگری را نیز در مواجهه با مخالفشان به کار میگیرند که تکفیر و تفسیق ملایمترین آن است. برخوردهای بسیار تند و شدید این گروه بسیاری از عالمان را خاموش کرده و به آغوش تقیه فرستاده است. اعتراض کسانی همچون علامه سید محمدحسین کاشفالغطاء و آیتالله بروجردی نیز که کمتر از دیگران سکوت کردند پس از آن بود که جایگاهی ویژه و مقتدر در جامعه دینی یافتند. شجاعت ایشان نیز مزید بر علت بود. اکنون در قم عالمان بسیاری با این گونه برنامهها و افکار به شدن مخالفاند، اما سر در گریبان #تقیه برده و عبای مصلحت بر سر کشیدهاند.» (بابایی، ۱۳۹۷: ۲۷۷ ــ ۲۷۸)
«تنها دستآویز صفویزدگان برای برگزاری مجالس عید الزهراء روایتی در بحارالانوار است که به تفصیل به قتل خلیفه و فضایل این روز به عنوان عید اشاره کرده است. این روایت در اصل برگرفته از کتاب ”مجموع الاعیاد“ (ص ۱۳۲ و ۱۴۸)، اثر میون بن قاسم طبرانی (۳۵۸ ــ ۴۲۶ قـ.)، از عالمان بزرگ فرقه نُصیریه (غالیان و معتقدان به الوهیت امامان) است. این کتاب مشتمل بر باورها و گزارشهایی عجیب است؛ از جمله اعتقاد به برگزاری جشن در ”عید عاشورا“ به مناسبت عروج امام حسین به آسمانها. در این کتاب آمده است: ”در روز عاشورا #امام_حسین (ع) کشته نشد، بلکه مانند عیسی مسیح به آسمان رفت و به جای او ابن سعد شبامی، که روح عمر در او حلول کرده بود، کشته شد.“ [مجموع الاعیاد، صص ۱۰۷ ــ ۱۰۸] حدیت ”رفع القلم“ نیز در همین کتاب آمده است.» (همان: ۲۸۰)
📚 بابایی، رضا. (۱۳۹۷). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دینپژوهی و آسیبشناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.
📷 yon.ir/8BuUR
📝 یادداشتهای مرتبط:
▪️ درباره روز رفعالقلم!
▪️ جهالتها و خسارتها!
▪️ پرهیز از ناسزاگویی به مقدسات دیگران!
▪️ ”من خوش ندارم که شما دشنامدهنده باشید“
✍🏻 رضا #بابایی مینویسد:
«عصر صفویه در ایران پایان نپذیرفته است. گفتمان فرهنگیِ صفویه همچنان در ایران حاکم است و ما در همان حالوهوا نشوونما میکنیم. یکی از میراثهای این دوران مراسمی است که در آن عدهای به بهانهٔ شاد کردن حضرت زهرا (س) سخنانی تفرقهآمیز میگویند. پیش از صفویه نیز بیشوکم چنین برنامههایی در میان شیعیان بوده است، ولی همانطور که عبدالجلیل قزوینی در کتاب ”نقض“ بیش از صد بار گفته است، اینگونه برنامهها و مراسم در میان شیعیان بسیار محدود بوده است و اکثر شیعیان نیز از آن تبرّا میکردند.
گفتوگوی علمی با طرفداران اینگونه برنامهها و مراسم دو مشکل اساسی دارد: نخست اینکه، این گروه کتابهایی در دست دارند که بیشوکم افکار و رفتارشان را تأیید میکند؛ مانند کتابی موسوم به ”اسرار آل محمد (ص)“ منسوب به سُلیم بن قیس هلالی و ”الاقبال لصالح الاعمال“ سید بن طاووس. درباره این دو کتاب سخن بسیار است و من اکنون بدان سو نمیروم. همینقدر میگویم که روایات و کتابهایی که رفتار این گروه رو نفی و بلکه سبّ میکند استوارتر و بسیار بیشتر از منابعی است که در دست ایشان است. تاریخ نیز به نفع مخالفان این عید جعلی گواهی میدهد. شادی در قتل خلیفه به هیچ وجه ریشه تاریخی ندارد و آنچه در قرون نخست اسلامی بوده است مراسم ”عُمرکشان“ به مناسبت قتل عمر بن سعد به دست مختار ثقفی است و هیچ ربطی به عمر بن خطاب ندارد. اما خوی و سنت ”مُغکشی“ در ایران باستان به مراسم ”عمرکشون“ دامن کشید و از عمر بن سعد (که پدرش فاتح ایران بود) به عمر بن خطاب رسید.
مشکل دوم هزینهها و عواقب آن است. برخی از آنان روشهای دیگری را نیز در مواجهه با مخالفشان به کار میگیرند که تکفیر و تفسیق ملایمترین آن است. برخوردهای بسیار تند و شدید این گروه بسیاری از عالمان را خاموش کرده و به آغوش تقیه فرستاده است. اعتراض کسانی همچون علامه سید محمدحسین کاشفالغطاء و آیتالله بروجردی نیز که کمتر از دیگران سکوت کردند پس از آن بود که جایگاهی ویژه و مقتدر در جامعه دینی یافتند. شجاعت ایشان نیز مزید بر علت بود. اکنون در قم عالمان بسیاری با این گونه برنامهها و افکار به شدن مخالفاند، اما سر در گریبان #تقیه برده و عبای مصلحت بر سر کشیدهاند.» (بابایی، ۱۳۹۷: ۲۷۷ ــ ۲۷۸)
«تنها دستآویز صفویزدگان برای برگزاری مجالس عید الزهراء روایتی در بحارالانوار است که به تفصیل به قتل خلیفه و فضایل این روز به عنوان عید اشاره کرده است. این روایت در اصل برگرفته از کتاب ”مجموع الاعیاد“ (ص ۱۳۲ و ۱۴۸)، اثر میون بن قاسم طبرانی (۳۵۸ ــ ۴۲۶ قـ.)، از عالمان بزرگ فرقه نُصیریه (غالیان و معتقدان به الوهیت امامان) است. این کتاب مشتمل بر باورها و گزارشهایی عجیب است؛ از جمله اعتقاد به برگزاری جشن در ”عید عاشورا“ به مناسبت عروج امام حسین به آسمانها. در این کتاب آمده است: ”در روز عاشورا #امام_حسین (ع) کشته نشد، بلکه مانند عیسی مسیح به آسمان رفت و به جای او ابن سعد شبامی، که روح عمر در او حلول کرده بود، کشته شد.“ [مجموع الاعیاد، صص ۱۰۷ ــ ۱۰۸] حدیت ”رفع القلم“ نیز در همین کتاب آمده است.» (همان: ۲۸۰)
📚 بابایی، رضا. (۱۳۹۷). دیانت و عقلانیت: جستارهایی در قلمرو دینپژوهی و آسیبشناسی دینی. اصفهان: نشر آرما.
📷 yon.ir/8BuUR
📝 یادداشتهای مرتبط:
▪️ درباره روز رفعالقلم!
▪️ جهالتها و خسارتها!
▪️ پرهیز از ناسزاگویی به مقدسات دیگران!
▪️ ”من خوش ندارم که شما دشنامدهنده باشید“
وقتی قدرت مجتمع می شود، زشتی های اخلاقی را به دنبال خود می آورد که عدالت حاکم هم نمی تواند جلوگیر آنها باشد و به همین سبب ما به جای داشتن "حاکم عادل"،
به داشتن ساختار_عادلانه محتاجیم.
در آنجاست که مفسده قدرت علاج می شود.
عبدالكريم سروش
❤️🍀 @filsofak
به داشتن ساختار_عادلانه محتاجیم.
در آنجاست که مفسده قدرت علاج می شود.
عبدالكريم سروش
❤️🍀 @filsofak
بارها از دیدن اینکه مبلغین مسیحی، که در ظاهر عشق و محبت و صلح و گذشت و شفقت را به تمام مردم عالم توصیه میکنند، خود با کینه و بغض عجیبی با هم می جنگند و به سختترین وضعی همدیگر را دشمن میدارند دچار تعجب میشوم، دلیل آنها بر دین خود رفتار و عملشان است نه فضایلی که تبلیغ میکنند.
اسپينوزا
❤️🍀 @filsofak
اسپينوزا
❤️🍀 @filsofak
4_6028229488926524164.pdf
7.2 MB
مجله خانههایروشن۵۳
سردبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۴۵
موضوع: #خشونت_خانگی
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
سردبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۴۵
موضوع: #خشونت_خانگی
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
کودک شوید
✍️مصطفی ملکیان
ویژگیهای پنجگانۀ کودکان از نگاه روسو
روسو میگوید: «ببینید بچهها تا به دست ما بزرگ سالها ضایع نشدهاند، چه ویژگیهای جالبی دارند!». سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را میشمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل میگفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه دارند. امّا این پنچ ویژی اصلاً در ما بزرک سالها نیست.
1️⃣ این که بچهها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغاش نمی روند.
یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمیروند. و تا احتیاجاش برطرف شد، از آن چیز دست میکشد. امّا ما بزرگسالها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال میکنیم. بعد هم که احتیاجمان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.
2️⃣ بچهها در اینجا و اکنون زندگی کردن است.
هیچ بچهای در گذشته و آینده زندگی نمیکند. در اینجا و اکنون زندگی میکند. امّا ما بزرگ سالها در اینجا و اکنون زندگی نمیکنیم.
3️⃣ این که بچهها تظاهر ندارند.
بچه اگر الآن خشم نشان میدهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگسالها گاهی دارد قند توی دلمان آب میشود، ولی، به تظاهر، خشم نشان میدهیم. این به خاطر مصلحتهایی است که در نظر میگیریم. مثلاً میدانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل میخواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند میزنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و.. از این بازیهایی که بلدیم در میآوریم. امّا بچّهها اینجور نیستند. بچّهها اصلاً فیلمبازی نمیکنند. ما دائماً در حال فیلمبازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر میرود. زبانمان چیزی میگوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچهها ظاهر و باطن همیناند که هستند. تا از یک دوستاش بدش میآید، میگوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمیگوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفعام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از پاککن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینیای داشت که من خیلی دوست داشتم..». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتیام!»، واقعاً دیگر کینهای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقتها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقتها هم با هم آشتیایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمی اش بیشتر است. خب، این بازیها در ما بزرگسالها وجود دارد و در بچهها نیست.
4️⃣ بچهها فاصلۀ بین احساسات عواطفشان خیلی کم است.
نمیدانم شما هیچوقت توجّه کردهاید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشمهایش میسُرد پایین، هوز به گونهاش نرسیده، ازدیدنِ یک چیزِ خندهدار ميزند زیرِ خنده. امّا مثلاً ما اگر در جلسهای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان میگوییم نباید به این سرعت شادیمان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. میترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا میخندد..!». پس سعی میکنیم آهستهآهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم. چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچهها اینجور نیستند.
5️⃣بچهها خیلی گریه میکنند.
ما بزرگسالها گریه کردن را زشت تلقّی میکنیم. نمیدانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت میآورد.
حالا اگر ازهمۀ حرفهایی که ممکن است راجع به این ویژگیها گفته شود بگذریم، بالاخره ژان ژاک روسو میگفت: شما بزرگسالها کدامتان اینجوری هستید؟ هیچ کداممان نیستیم. بعد میگفت: چرا تا وقتی بچه بودید اینگونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده اید اینگونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
❤️🍀 @filsofak
کودک شوید
✍️مصطفی ملکیان
ویژگیهای پنجگانۀ کودکان از نگاه روسو
روسو میگوید: «ببینید بچهها تا به دست ما بزرگ سالها ضایع نشدهاند، چه ویژگیهای جالبی دارند!». سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را میشمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل میگفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه دارند. امّا این پنچ ویژی اصلاً در ما بزرک سالها نیست.
1️⃣ این که بچهها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغاش نمی روند.
یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمیروند. و تا احتیاجاش برطرف شد، از آن چیز دست میکشد. امّا ما بزرگسالها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال میکنیم. بعد هم که احتیاجمان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.
2️⃣ بچهها در اینجا و اکنون زندگی کردن است.
هیچ بچهای در گذشته و آینده زندگی نمیکند. در اینجا و اکنون زندگی میکند. امّا ما بزرگ سالها در اینجا و اکنون زندگی نمیکنیم.
3️⃣ این که بچهها تظاهر ندارند.
بچه اگر الآن خشم نشان میدهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگسالها گاهی دارد قند توی دلمان آب میشود، ولی، به تظاهر، خشم نشان میدهیم. این به خاطر مصلحتهایی است که در نظر میگیریم. مثلاً میدانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل میخواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند میزنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و.. از این بازیهایی که بلدیم در میآوریم. امّا بچّهها اینجور نیستند. بچّهها اصلاً فیلمبازی نمیکنند. ما دائماً در حال فیلمبازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر میرود. زبانمان چیزی میگوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچهها ظاهر و باطن همیناند که هستند. تا از یک دوستاش بدش میآید، میگوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمیگوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفعام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از پاککن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینیای داشت که من خیلی دوست داشتم..». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتیام!»، واقعاً دیگر کینهای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقتها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقتها هم با هم آشتیایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمی اش بیشتر است. خب، این بازیها در ما بزرگسالها وجود دارد و در بچهها نیست.
4️⃣ بچهها فاصلۀ بین احساسات عواطفشان خیلی کم است.
نمیدانم شما هیچوقت توجّه کردهاید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشمهایش میسُرد پایین، هوز به گونهاش نرسیده، ازدیدنِ یک چیزِ خندهدار ميزند زیرِ خنده. امّا مثلاً ما اگر در جلسهای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان میگوییم نباید به این سرعت شادیمان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. میترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا میخندد..!». پس سعی میکنیم آهستهآهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم. چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچهها اینجور نیستند.
5️⃣بچهها خیلی گریه میکنند.
ما بزرگسالها گریه کردن را زشت تلقّی میکنیم. نمیدانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت میآورد.
حالا اگر ازهمۀ حرفهایی که ممکن است راجع به این ویژگیها گفته شود بگذریم، بالاخره ژان ژاک روسو میگفت: شما بزرگسالها کدامتان اینجوری هستید؟ هیچ کداممان نیستیم. بعد میگفت: چرا تا وقتی بچه بودید اینگونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده اید اینگونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
❤️🍀 @filsofak