در این تصویر اگر 4 نفر میبینید یعنی آلزایمر دارید ،اگر 6 نفر میبینید در حال گرفتن آلزایمر هستید، اگر 8 نفر می بینید عادی هستید،اگر 10 نفر دیدید یعنی مغزتون مثل ساعت فعاله...
حالا شما کدوم هستید؟😉
❤️🍀 @filsofak
حالا شما کدوم هستید؟😉
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
پست جدید در اینستاگرام آپلود شد.
https://www.instagram.com/p/Bppffj2nyj9/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=cng89zq0708o
#عشق_یک_طرفه
❤️🍀 @filsofak
پست جدید در اینستاگرام آپلود شد.
https://www.instagram.com/p/Bppffj2nyj9/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=cng89zq0708o
#عشق_یک_طرفه
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
خدمتی که رمان میکند
✍️ مصطفی ملکیان
خدمتی که رمان میکند در اینکه من خودم را بشناسم و دیگران را بشناسم از خدمتی که فلسفه میکند به مراتب وسیعتر است
دین هم مثل فلسفه بود؛ کلیگوئی میکرد اما رمان کلیگوئی نمیکند. شما در بینوایان ویکتور هوگو، ژان والژان را میشناسید نه یک امر عام را. ما در رمان است که میفهمیم چقدر هر کدام از ما دنیای منحصر به فردی هستیم. در فلسفه و دین اینگونه نیست. وقتی قرآن میگوید: «خلق الانسان هلوعا، اذا مسه الشر جزوعا، و اذا مسه الخیر منوعا» … این واقعیت کلی است. این اگر هم حکم درستی باشد حکم عامی است درباه انسانها اما تفاوت ما را با یکدیگر نشان نمیدهد. ما در رمان تفاوت را میبینیم، میبینیم انسانها علیرغم وجوه اشتراک کموبیشی که با یکدیگر دارند هر کدام دنیای منحصر به فردی دارند که قابل تنظیر و نظیرهسازی نیست. از این نظر خدمتی که رمان میکند در اینکه من خودم را بشناسم و دیگران را بشناسم از خدمتی که فلسفه میکند به مراتب وسیعتر است. ما برخلاف قرصهای آسپرین که یک میلیاردش هم از دستگاه بیرون بیاید مثل هم است، مثل هم نیستیم و اگر کسی گمان بکند ما انسانها مثل هم هستیم از شناخت انسانها واقعاً غافل افتاده و جهل مرکب نسبت به انسانها دارد نه علم. اگر بخواهیم جهل مرکب تبدیل به علم شود باید از کلیگوئیها بیایم و نشان بدهیم که هرانسانی سرنوشت خاص خودش را دارد در عین اینکه سرشت مشترکی هم با دیگر انسانها دارد. رمان خواندن هر بار ما را با یک، دو، سه و N انسان بینظیر دیگر هم مواجه میکند. این طور نیست که هرکسی شجاع باشد سخی هم باشد، بیا انسان شجاع بخیل نشانت بدهم، این طور هم نیست که هر کسی سخیست شجاع هم هست، من سخی بزدل هم نشان میدهد. همه همبستگیهایی را که ما گمان میکنیم در ویژگیهای انسانی وجود دارد بهم میزند و نشان میدهد این همبستگیها توهمی است. ما فکر میکنیم همبستگی وجود دارد بین پولدار بودن و بیرحم بودن، بین فقیر بودن و متواضع بودن، بین صداقت و سخا؛ اصلاً و ابداً اینگونه نیست. همبستگیهای معنادار را که ناشی از تعمیمهای شتابزده است رمان بهم میزند. به نظرم نشان دادن رنگارنگی انسانها فقط با رمان انجام میگیرد. به تعبیر عرفا «لا تکرار فی التجلی» در تجلی خداوند تکرار نیست، هرگز خداوند دو انسان را شبیه به هم نیافریده، هر کدام از ما یک موجود است بینظیر که تکرار نشدهایم و نخواهیم شد که یک دانه از ما وجود دارد، این را من نه در فلسفه میبینم، نه در علوم تجربی انسانی مثل روانشناسی و جامعهشناسی و اقتصاد و نه در عرفان، نه در انسانشناسی تاریخی، نه در دین و مذهب. در شعر شما من را میبینید اما کسی دیگر با من نیست. من شاعر را میبینید ولی کسی دیگر با من نیست. در رمان من به عنوان یک شخصیت با شما به عنوان شخصیت دیگر رمان در دادوستدها میفهمیم که چقدر با هم تفاوت داریم، در عین اینکه البته در یک سلسله امور کلی که فهم آن امور کلی هم فقط به درد تعمیمهای علوم انسانی تجربی و فلسفه میخورد ولی برای ما مسالهای را حل نمیکند و مشکلی را رفع نمیکند.
🍀❤️ @filsofak
خدمتی که رمان میکند
✍️ مصطفی ملکیان
خدمتی که رمان میکند در اینکه من خودم را بشناسم و دیگران را بشناسم از خدمتی که فلسفه میکند به مراتب وسیعتر است
دین هم مثل فلسفه بود؛ کلیگوئی میکرد اما رمان کلیگوئی نمیکند. شما در بینوایان ویکتور هوگو، ژان والژان را میشناسید نه یک امر عام را. ما در رمان است که میفهمیم چقدر هر کدام از ما دنیای منحصر به فردی هستیم. در فلسفه و دین اینگونه نیست. وقتی قرآن میگوید: «خلق الانسان هلوعا، اذا مسه الشر جزوعا، و اذا مسه الخیر منوعا» … این واقعیت کلی است. این اگر هم حکم درستی باشد حکم عامی است درباه انسانها اما تفاوت ما را با یکدیگر نشان نمیدهد. ما در رمان تفاوت را میبینیم، میبینیم انسانها علیرغم وجوه اشتراک کموبیشی که با یکدیگر دارند هر کدام دنیای منحصر به فردی دارند که قابل تنظیر و نظیرهسازی نیست. از این نظر خدمتی که رمان میکند در اینکه من خودم را بشناسم و دیگران را بشناسم از خدمتی که فلسفه میکند به مراتب وسیعتر است. ما برخلاف قرصهای آسپرین که یک میلیاردش هم از دستگاه بیرون بیاید مثل هم است، مثل هم نیستیم و اگر کسی گمان بکند ما انسانها مثل هم هستیم از شناخت انسانها واقعاً غافل افتاده و جهل مرکب نسبت به انسانها دارد نه علم. اگر بخواهیم جهل مرکب تبدیل به علم شود باید از کلیگوئیها بیایم و نشان بدهیم که هرانسانی سرنوشت خاص خودش را دارد در عین اینکه سرشت مشترکی هم با دیگر انسانها دارد. رمان خواندن هر بار ما را با یک، دو، سه و N انسان بینظیر دیگر هم مواجه میکند. این طور نیست که هرکسی شجاع باشد سخی هم باشد، بیا انسان شجاع بخیل نشانت بدهم، این طور هم نیست که هر کسی سخیست شجاع هم هست، من سخی بزدل هم نشان میدهد. همه همبستگیهایی را که ما گمان میکنیم در ویژگیهای انسانی وجود دارد بهم میزند و نشان میدهد این همبستگیها توهمی است. ما فکر میکنیم همبستگی وجود دارد بین پولدار بودن و بیرحم بودن، بین فقیر بودن و متواضع بودن، بین صداقت و سخا؛ اصلاً و ابداً اینگونه نیست. همبستگیهای معنادار را که ناشی از تعمیمهای شتابزده است رمان بهم میزند. به نظرم نشان دادن رنگارنگی انسانها فقط با رمان انجام میگیرد. به تعبیر عرفا «لا تکرار فی التجلی» در تجلی خداوند تکرار نیست، هرگز خداوند دو انسان را شبیه به هم نیافریده، هر کدام از ما یک موجود است بینظیر که تکرار نشدهایم و نخواهیم شد که یک دانه از ما وجود دارد، این را من نه در فلسفه میبینم، نه در علوم تجربی انسانی مثل روانشناسی و جامعهشناسی و اقتصاد و نه در عرفان، نه در انسانشناسی تاریخی، نه در دین و مذهب. در شعر شما من را میبینید اما کسی دیگر با من نیست. من شاعر را میبینید ولی کسی دیگر با من نیست. در رمان من به عنوان یک شخصیت با شما به عنوان شخصیت دیگر رمان در دادوستدها میفهمیم که چقدر با هم تفاوت داریم، در عین اینکه البته در یک سلسله امور کلی که فهم آن امور کلی هم فقط به درد تعمیمهای علوم انسانی تجربی و فلسفه میخورد ولی برای ما مسالهای را حل نمیکند و مشکلی را رفع نمیکند.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
پیتمن (روانشناس) می گوید:
ازدواج برای این نیست که شما را خوشبخت کند، برای این است که شما را متأهل کند.
وقتی ازدواج می کنید، آزادید که کارهای مثبت و مفید انجام دهید، آزادید که انسان بهتری باشید."
یک رابطه ی متعهد به شما کمک می کند تا جلوی وسوسه ها و اغواها مقاومت کنید، ضعف هایتان را ظاهر کنید و خودتان باشید و مطمئن باشید که با وجود همه ی اینها، کسی هست که دوستتان بدارد.
یک رابطه واقعی باید برخوردی از #انسانیت من و #انسانیت طرف مقابل باشد، با همه ی لذت ها و محدودیت هایش. اینکه زوج ها چطور با این اختلافات و برخوردها کنار می آیند کیفیت رابطه شان را تعیین خواهد کرد.
این دیدگاه از ازدواج، ممکن است چندان عاشقانه و رمانتیک نباشد، اما بر این معنا نیست که عمق هم ندارد.
پیتمن عقیده دارد که همه ی ازدواج ها ناسازگارند چون بین افرادی از خانواده های مختلف شکل می گیرد، افرادی که دیدگاه ها و اعتقادات متفاوت دارند. جادوی داشتن یک ازدواج موفق این است که دیدگاهی دوچشمی داشته باشید و زندگی را علاوه بر چشم خودتان، از چشم همسرتان هم ببینید.
❤️🍀 @filsofak
پیتمن (روانشناس) می گوید:
ازدواج برای این نیست که شما را خوشبخت کند، برای این است که شما را متأهل کند.
وقتی ازدواج می کنید، آزادید که کارهای مثبت و مفید انجام دهید، آزادید که انسان بهتری باشید."
یک رابطه ی متعهد به شما کمک می کند تا جلوی وسوسه ها و اغواها مقاومت کنید، ضعف هایتان را ظاهر کنید و خودتان باشید و مطمئن باشید که با وجود همه ی اینها، کسی هست که دوستتان بدارد.
یک رابطه واقعی باید برخوردی از #انسانیت من و #انسانیت طرف مقابل باشد، با همه ی لذت ها و محدودیت هایش. اینکه زوج ها چطور با این اختلافات و برخوردها کنار می آیند کیفیت رابطه شان را تعیین خواهد کرد.
این دیدگاه از ازدواج، ممکن است چندان عاشقانه و رمانتیک نباشد، اما بر این معنا نیست که عمق هم ندارد.
پیتمن عقیده دارد که همه ی ازدواج ها ناسازگارند چون بین افرادی از خانواده های مختلف شکل می گیرد، افرادی که دیدگاه ها و اعتقادات متفاوت دارند. جادوی داشتن یک ازدواج موفق این است که دیدگاهی دوچشمی داشته باشید و زندگی را علاوه بر چشم خودتان، از چشم همسرتان هم ببینید.
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درباره معجزه ی اسرار آمیز زبان، سوء تفاهم ها و بازی های زبانی...
لودویگ ویتْگِنشتاین، فیلسوفی که پایان فلسفه را اعلام کرد...
#روانشناسي
#فلسفه
ترجمه و صدا: ایمان فانی
❤️🍀 @filsofak
لودویگ ویتْگِنشتاین، فیلسوفی که پایان فلسفه را اعلام کرد...
#روانشناسي
#فلسفه
ترجمه و صدا: ایمان فانی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی_فیلم
.
🎬 عنوان فیلم: فارست گامپ(Forrest Gump)
کارگردان: رابرت زمکیس(Robert Zemeckis)
محصول آمریکا-1994
.
🍀❤️ @filsofak
.
🎬 عنوان فیلم: فارست گامپ(Forrest Gump)
کارگردان: رابرت زمکیس(Robert Zemeckis)
محصول آمریکا-1994
.
🍀❤️ @filsofak
فلسفه اخلاق
#معرفی_فیلم . 🎬 عنوان فیلم: فارست گامپ(Forrest Gump) کارگردان: رابرت زمکیس(Robert Zemeckis) محصول آمریکا-1994 . 🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📝 منبرک: (قلبی در کفِ دست)
نگاهی روانشناسی بر فیلم #فارست_گامپ
.
🎬 عنوان فیلم: فارست گامپ(Forrest Gump)
کارگردان: رابرت زمکیس(Robert Zemeckis)
محصول آمریکا-1994
.
درسهایی که از این فیلم باید گرفت:
۱_قلبتان به شما میگوید که اینوری بروید و بقیه به شما میگویند که آنوری بروید. گور پدرشان! خودشان آنوری بروند. یاد بگیرید تا به غریزهی باطنی خود اعتماد کنید.
بعضی وقتها فقط کافی است که کار درست را انجام دهید، حتی اگر تمام دنیا به شما بگویند که نکن!
۲_پرچم متفاوت بودنت را با افتخار هوا کن. هیچوقت این احساس را به خودت راه نده که دوست داشته باشی آدم نرمالی شوی.
۳_ممکن است کارهایتان، به نتایجی فراتر از آنچه که خودتان انتظار داشتید، منجر شود. همیشه نسخهی اورجینال خودتان باشید.
۴_کلمات میتوانند قلب آدم را سوراخ کنند. قبل از حرف زدن فکر کنید.
۵_دوستهای معمولی میآیند و میروند، اما وقتی آدمی را پیدا کردید که از جنس خودتان بود قدر او را بدانید و تا ته دنیا به دنبالش بروید.
۶_اولویتتان را بگذارید برای کارهایی که از ته دل دوستشان دارید. همانجوری که دلتان میخواهد زندگی کنید.
۷_اگر کاری که دوست دارید را شروع کنید، خود به خود معنی آن کار برایتان عمیق و عمیقتر میشود. لازم نیست هر کاری که انجام میدهید معنی و مفهوم عمیقی برای شما داشته باشد.
۸_تا دست به کاری نزنید معلوم نیست در آن خوب هستید یا بد! همیشه چیزهای جدید را امتحان کنید، شاید در آنها تبحر داشته باشید.
_و در آخر:
فارست راست میگوید، شاید مرد باهوشی نباشد اما میداند عشق چیست! مهم هم همین است! رمز تمام کامیابیهای فارست در همین جمله است. او میدود تا رستگار شود، شاید فقط برای گرفتن پری که در نسیم به این سو و آن سو میرود! و تو با تمام وجودت میگویی:
"بدو فارست! بدو!"
#مصطفی_سلیمانی .
.
.
پ ن:
۱. این فیلم نامزد دریافت ۱۳ جایزهٔ اسکار شد و ۶ جایزه:
بهترین فیلم، بهترین جلوه های ویژه، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای تام هنکس بدست آورد.
۲. به نظرم شخصیتِ فارست گامپ، نهایت چیزی است که ما میتوانیم باشیم. خالص، بینهایت مهربان و دوستداشتنی و در یک کلمه «انسان».
.
.
#فارست_گامپ
#رابرت_زمکیس
#تام_هنکس
#فیلم #سینما #هالیوود
#forrestgump
#film #cinema #movie
#hollywood #tomhanks
#robertzemeckis
❤️🍀 @filsofak
📝 منبرک: (قلبی در کفِ دست)
نگاهی روانشناسی بر فیلم #فارست_گامپ
.
🎬 عنوان فیلم: فارست گامپ(Forrest Gump)
کارگردان: رابرت زمکیس(Robert Zemeckis)
محصول آمریکا-1994
.
درسهایی که از این فیلم باید گرفت:
۱_قلبتان به شما میگوید که اینوری بروید و بقیه به شما میگویند که آنوری بروید. گور پدرشان! خودشان آنوری بروند. یاد بگیرید تا به غریزهی باطنی خود اعتماد کنید.
بعضی وقتها فقط کافی است که کار درست را انجام دهید، حتی اگر تمام دنیا به شما بگویند که نکن!
۲_پرچم متفاوت بودنت را با افتخار هوا کن. هیچوقت این احساس را به خودت راه نده که دوست داشته باشی آدم نرمالی شوی.
۳_ممکن است کارهایتان، به نتایجی فراتر از آنچه که خودتان انتظار داشتید، منجر شود. همیشه نسخهی اورجینال خودتان باشید.
۴_کلمات میتوانند قلب آدم را سوراخ کنند. قبل از حرف زدن فکر کنید.
۵_دوستهای معمولی میآیند و میروند، اما وقتی آدمی را پیدا کردید که از جنس خودتان بود قدر او را بدانید و تا ته دنیا به دنبالش بروید.
۶_اولویتتان را بگذارید برای کارهایی که از ته دل دوستشان دارید. همانجوری که دلتان میخواهد زندگی کنید.
۷_اگر کاری که دوست دارید را شروع کنید، خود به خود معنی آن کار برایتان عمیق و عمیقتر میشود. لازم نیست هر کاری که انجام میدهید معنی و مفهوم عمیقی برای شما داشته باشد.
۸_تا دست به کاری نزنید معلوم نیست در آن خوب هستید یا بد! همیشه چیزهای جدید را امتحان کنید، شاید در آنها تبحر داشته باشید.
_و در آخر:
فارست راست میگوید، شاید مرد باهوشی نباشد اما میداند عشق چیست! مهم هم همین است! رمز تمام کامیابیهای فارست در همین جمله است. او میدود تا رستگار شود، شاید فقط برای گرفتن پری که در نسیم به این سو و آن سو میرود! و تو با تمام وجودت میگویی:
"بدو فارست! بدو!"
#مصطفی_سلیمانی .
.
.
پ ن:
۱. این فیلم نامزد دریافت ۱۳ جایزهٔ اسکار شد و ۶ جایزه:
بهترین فیلم، بهترین جلوه های ویژه، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای تام هنکس بدست آورد.
۲. به نظرم شخصیتِ فارست گامپ، نهایت چیزی است که ما میتوانیم باشیم. خالص، بینهایت مهربان و دوستداشتنی و در یک کلمه «انسان».
.
.
#فارست_گامپ
#رابرت_زمکیس
#تام_هنکس
#فیلم #سینما #هالیوود
#forrestgump
#film #cinema #movie
#hollywood #tomhanks
#robertzemeckis
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃 دینپرستی و بتپرستی
✍️ #ایرج_شهبازی
«دین» راهی است برای رسیدن به «خدا» و ابزاری است برای پاکسازی درون از رذایلِ نفسانی و دستیابی به یک زندگانیِ مسالمتآمیز با خود، مردم و طبیعت. خوبیِ دین در آن است که به آدمی راهکار میدهد، سلوکِ او را منظم میکند و نوعی انضباطِ شخصی به او ارزانی میدارد. بیگمان چنین چیزی میتواند بسیار سودمند باشد و همۀ زندگیِ شخصِ دیندار را در چارچوبی دقیق، منسجم و منظم قرار دهد.
مشکل از آنجا آغاز میشود که دین قداست یابد و از درجۀ «ابزار» به مرتبۀ «هدف» برکشیده شود. بیگمان به محض اینکه دین به هدف تبدیل شود، تمام سودمندیهای خود را از دست میدهد و بلکه به ضدِّ خودش بدل میگردد. گفتنی است که این امر اختصاصی به دین ندارد و هر برنامه و راهکاری که به هدف تبدیل شود، شخص را از دستیابی به هدف اصلیِ خود بازمیدارد؛ برای نمونه توقف کردن در نسخۀ پرشک مانع بهبودی یافتن میشود. به همین منوال، هر دین و مذهب و مکتب و مسلک و فرقه و مرامی اگر به هدفِ شخص تبدیل شود، او را به کلی از مقصد و مقصودِ خود دور میکند. همۀ کسانی که دین خود را به هدفِ خود تبدیل کرده و در آن متوقف شدهاند، ناخواسته به دامِ بتپرستی افتاده اند؛ چراکه هرچیزی که ما را از خداوند غافل کند، بُت است، خواه یک سنگ و چوب باشد، خواه یک پیامبر و امام و خواه یک مسلک و مذهب.
گذشته از این، متوقف شدن در دین و آن را به هدف تبدیل کردن، درهای وجودِ انسان به سوی آفاق هستی را مسدود میکند و بهداشتِ روانیِ او را از بین میبرد. به نظر میرسد که کلمۀ «عقیده» خیلی خوب این مسأله را نشان میدهد؛ کلمۀ عقیده و «عُقده» از یک ریشهاند و همانگونه که میدانیم عُقده در اصل به معنی «گِرِه» است و در روانشناسی هم به «گِرههای روحی» عُقده گفته میشود. از اینجا میتوان دریافت که شخصی که "عقیده" دارد، درواقع گرههای محکمی بر اندیشه و احساس خود زده و خود را از درک و دریافتِ واقعبینانه و همهجانبۀ زندگی محروم کرده است. اکنون ما در پیِ تحلیلِ روانشناختیِ عقدههای درونیِ اشخاصِ «معتقد» نیستیم و صرفاً در مقام بیان این حقیقتیم که تبدیل شدن دین به هدف مانعِ رسیدنِ آدمی به حضرت حق میشود. دین تا آنجا ارزشمند است که جنبۀ ابزار و راهکار و برنامه داشته باشد. کم نیستند کسانی که «اعتقادشان به خدا» آنها را از خدا دور کرده و وابستگیشان به دین مانعِ توجهشان به حضرت حق شده است.
خواجوی کرمانی از حکیمانی است که بسیار نیکو به این نکته اشاره کرده است. به نظرِ او «قبله شدنِ دین» عین کفر است؛ یعنی تبدیل شدنِ دین به هدف تفاوتی با کفر ندارد:
کفر بُوَد قبله ز دین ساختن
کعبه ز بتخانۀ چین ساختن
(خمسۀ خواجوی کرمانی، روضهالانوار، ص 89)
هدفِ سلوک دینی آن است که انسان گردنفرازی و ناز را رها کند و در فقر و نیازِ کامل با خدا روبهرو شود. طبق این تلقی، هر چیزی که رنگِ تعلق و تمّلک بپذیرد، میان انسان و خدا فاصله میاندازد. وابستگی به دین و با آن احساسِ همهویتی پیدا کردن نیز، چنین است و ممکن است همچون «حجابی بس ستبر» انسان را از خدا دور کند؛ لذا سالکِ حقیقی باید همۀ داشتههای خود را در پای خداوند قربانی کند و مذهب نیز از جمله چیزهایی است که باید قربانی شود، تا شخص به مقام تسلیم برسد:
رخ بگردان ز کیش و قربان شو!
بگذر از ملت و مسلمان شو!
(همان، کمالنامه، ص 149)
ازاینروست که خواجو به ما توصیه میکند که در دین متوقف نشویم و از طریقِ «کفر ورزیدن به دین»، خود را به خدا نزدیک کنیم. این کفر که پس از ایمان میآید، کفری ارجمند است و به معنی رها کردنِ «داشتههای ایمانیِ خود» و در نهایتِ نیاز و فقر و شکستهدلی، تسلیمِ خدا شدن است:
بندگی پیشِ بنده سلطانی است
کافری غایتِ مسلمانی است
(همان، ص 138)
نتیجۀ این سخنان آن است که ایمان راستین هیچگونه بتی را برنمیتابد، از جمله «بتِ دین» را. تبدیل کردنِ دین به هدف یعنی «پرستیدنِ دین» و آن را بر جایگاه خدایی نشاندن و این عین بتپرستی است؛ به همین مناسبت خواجوی کرمانی «ایمان» را «ترکِ دینپرستی» میداند:
مکن گر هوشیاری ترکِ مستی
که ایمان چیست؟ ترکِ دینپرستی
(خمسۀ خواجوی کرمانی، گل و نوروز، ص 617)
و سخن آخر آنکه خواجو به ما میگوید: دست از دینپرستی بردارید و خدا را بپرستید:
کفر بُوَد مذهبِ ایمانپرست
درگذر از مذهب و یزدان پرست!
(همان، روضهالانوار، ص 74).
❤️🍀 @filsofak
🍃 دینپرستی و بتپرستی
✍️ #ایرج_شهبازی
«دین» راهی است برای رسیدن به «خدا» و ابزاری است برای پاکسازی درون از رذایلِ نفسانی و دستیابی به یک زندگانیِ مسالمتآمیز با خود، مردم و طبیعت. خوبیِ دین در آن است که به آدمی راهکار میدهد، سلوکِ او را منظم میکند و نوعی انضباطِ شخصی به او ارزانی میدارد. بیگمان چنین چیزی میتواند بسیار سودمند باشد و همۀ زندگیِ شخصِ دیندار را در چارچوبی دقیق، منسجم و منظم قرار دهد.
مشکل از آنجا آغاز میشود که دین قداست یابد و از درجۀ «ابزار» به مرتبۀ «هدف» برکشیده شود. بیگمان به محض اینکه دین به هدف تبدیل شود، تمام سودمندیهای خود را از دست میدهد و بلکه به ضدِّ خودش بدل میگردد. گفتنی است که این امر اختصاصی به دین ندارد و هر برنامه و راهکاری که به هدف تبدیل شود، شخص را از دستیابی به هدف اصلیِ خود بازمیدارد؛ برای نمونه توقف کردن در نسخۀ پرشک مانع بهبودی یافتن میشود. به همین منوال، هر دین و مذهب و مکتب و مسلک و فرقه و مرامی اگر به هدفِ شخص تبدیل شود، او را به کلی از مقصد و مقصودِ خود دور میکند. همۀ کسانی که دین خود را به هدفِ خود تبدیل کرده و در آن متوقف شدهاند، ناخواسته به دامِ بتپرستی افتاده اند؛ چراکه هرچیزی که ما را از خداوند غافل کند، بُت است، خواه یک سنگ و چوب باشد، خواه یک پیامبر و امام و خواه یک مسلک و مذهب.
گذشته از این، متوقف شدن در دین و آن را به هدف تبدیل کردن، درهای وجودِ انسان به سوی آفاق هستی را مسدود میکند و بهداشتِ روانیِ او را از بین میبرد. به نظر میرسد که کلمۀ «عقیده» خیلی خوب این مسأله را نشان میدهد؛ کلمۀ عقیده و «عُقده» از یک ریشهاند و همانگونه که میدانیم عُقده در اصل به معنی «گِرِه» است و در روانشناسی هم به «گِرههای روحی» عُقده گفته میشود. از اینجا میتوان دریافت که شخصی که "عقیده" دارد، درواقع گرههای محکمی بر اندیشه و احساس خود زده و خود را از درک و دریافتِ واقعبینانه و همهجانبۀ زندگی محروم کرده است. اکنون ما در پیِ تحلیلِ روانشناختیِ عقدههای درونیِ اشخاصِ «معتقد» نیستیم و صرفاً در مقام بیان این حقیقتیم که تبدیل شدن دین به هدف مانعِ رسیدنِ آدمی به حضرت حق میشود. دین تا آنجا ارزشمند است که جنبۀ ابزار و راهکار و برنامه داشته باشد. کم نیستند کسانی که «اعتقادشان به خدا» آنها را از خدا دور کرده و وابستگیشان به دین مانعِ توجهشان به حضرت حق شده است.
خواجوی کرمانی از حکیمانی است که بسیار نیکو به این نکته اشاره کرده است. به نظرِ او «قبله شدنِ دین» عین کفر است؛ یعنی تبدیل شدنِ دین به هدف تفاوتی با کفر ندارد:
کفر بُوَد قبله ز دین ساختن
کعبه ز بتخانۀ چین ساختن
(خمسۀ خواجوی کرمانی، روضهالانوار، ص 89)
هدفِ سلوک دینی آن است که انسان گردنفرازی و ناز را رها کند و در فقر و نیازِ کامل با خدا روبهرو شود. طبق این تلقی، هر چیزی که رنگِ تعلق و تمّلک بپذیرد، میان انسان و خدا فاصله میاندازد. وابستگی به دین و با آن احساسِ همهویتی پیدا کردن نیز، چنین است و ممکن است همچون «حجابی بس ستبر» انسان را از خدا دور کند؛ لذا سالکِ حقیقی باید همۀ داشتههای خود را در پای خداوند قربانی کند و مذهب نیز از جمله چیزهایی است که باید قربانی شود، تا شخص به مقام تسلیم برسد:
رخ بگردان ز کیش و قربان شو!
بگذر از ملت و مسلمان شو!
(همان، کمالنامه، ص 149)
ازاینروست که خواجو به ما توصیه میکند که در دین متوقف نشویم و از طریقِ «کفر ورزیدن به دین»، خود را به خدا نزدیک کنیم. این کفر که پس از ایمان میآید، کفری ارجمند است و به معنی رها کردنِ «داشتههای ایمانیِ خود» و در نهایتِ نیاز و فقر و شکستهدلی، تسلیمِ خدا شدن است:
بندگی پیشِ بنده سلطانی است
کافری غایتِ مسلمانی است
(همان، ص 138)
نتیجۀ این سخنان آن است که ایمان راستین هیچگونه بتی را برنمیتابد، از جمله «بتِ دین» را. تبدیل کردنِ دین به هدف یعنی «پرستیدنِ دین» و آن را بر جایگاه خدایی نشاندن و این عین بتپرستی است؛ به همین مناسبت خواجوی کرمانی «ایمان» را «ترکِ دینپرستی» میداند:
مکن گر هوشیاری ترکِ مستی
که ایمان چیست؟ ترکِ دینپرستی
(خمسۀ خواجوی کرمانی، گل و نوروز، ص 617)
و سخن آخر آنکه خواجو به ما میگوید: دست از دینپرستی بردارید و خدا را بپرستید:
کفر بُوَد مذهبِ ایمانپرست
درگذر از مذهب و یزدان پرست!
(همان، روضهالانوار، ص 74).
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃🍃سه توصیه مهم استاد مصطفی ملکیان پیرامون فرآیند تحصیلی
1. قدر 22 سال طلایی عمر خود را بدانید
2. به دانشگاه ها اکتفا نکنید
3. به هرم مطالعاتی عمل کنید
🔹قدر 22 سال طلایی عمر خود را بدانید و به دانشگاه اکتفا نکنید
روانشناسان با همه اختلافی که با هم دارند در این نقطه متفق القولند که از 18 تا 40 سالگی بهترین سالهای عمر هر انسانی اند . نه سالهای قبل از 18 سالگی انسان پختگی لازم را دارد برای استفاده از عمر و وقت و استعدادهایش نه بعد از 40 سالگی .
🔹 اما دانشگاه های ما با کمال تاسف باید گفت درست نصف این 28 سال را از شما می گیرند – تازه اگر دانش آموز زرنگی باشید- 11 سال را از شما می گیرند و فقط یک ورق کاغذ به شما می دهند که بهش می گویند مدرک دکتری؛ یعنی نصف عمر مفیدتون را که بر روی این کره زمین اقامت دارید را داده اید و یک ورق کاغذ گرفته اید که به آن می گویند مدرک دکتری.
🔹من هیچ کس را تشویق نمی کنم که مدرک دکتری نگیرد ؛ اصلا و ابدا . اما می گویم اگر در خارج از کشور درس می خوانید خب دکتر می شوید و به اندازه یک دکتر هم معلومات پیدا می کنید ولی اگر به هر جهتی یا نمی خواهید یا نمی توانید بروید خارج از کشور و می خواهید در اینجا علوم انسانی را دنبال کنید بیایید و این کار را بکنید .
🔹فرض کنید دو بازار وجود دارد در یک بازار مدرک می فروشند و در یک بازار علم . بروید در آن بازار که اسمش دانشگاهست مدرک بخرید ؛اما برای خودتان با استفاده از کارشناسان ، اساتید و مشاوران برنامه ریزی کنید و شروع کنید به این برنامه عمل کردن .
تا این برنامه را به شما دادند شما شروع کنید که متوازن این مدرک، معلوماتتان را داشته باشید
وگرنه دانشگاه های ما هیچ چیز به شما نمی دهند جز مدرک !
🔹اگر واقعا به فلسفه علاقه مندید اصلا به دانشگاه اعننا نداشته باشید و به قدر ضرورت و به وقت ضرورت فقط به دانشگاه بروید آن مقدار که اگر غایب باشید چیزی را از دست خواهید داد.
ولی تمام اهتمامتان این باشد که کار کنید و وقتی به سنی مثل سن من برسید می فهمید عمق تلخ این واقعیت را که الان به شما می گویم که به لحاظ ریاضی 51 منهای 50 مساوی یک هست و 21 منهای 20 هم مساوی یک است ولی اصلا فکر نکنید ارزش آن عمری که 20 تا 21 سالگی دارید مساویست با عمری که از 50 تا 51 سالگی دارید .
باور کنید از من و بعدا به رأی العین می بینید یک هفته بیست تا بیست و یک سالگیتان اندازه یک سال 50 تا 51 سالگی ارزش دارد. این سالها بی نمونه اند بی همتایند و آن وقت است که حیفتان می آید.
من به دوستانم می گویم اگر برای عمر خودتان حیفتان نمی آید تا 40 سالگی حیفتان بیاید بعد خواستید ضایعش کنید و هر کاری می خواهید بکنید ولی واقعا تا 40 سالگی را ضایع نکنید .
🔹مثلا 16 سال دیگر که شما دارید؛ ثانیه ثانیه اش را استفاده کنید. اگر این کار را بکنید نه پشیمانی خواهید داشت نه حسرتی و نه اندوهی ولی اگر این کار را نکنید درست به میزانی که استفاده نمی کنید پشیمان می شوید و دائما با خودتان نزاع دارید و با خودتان نمی توانید آشتی کنید و همین طور تا آخر عمرتان خودتان را سرزنش می کنید همیشه قدر تا 40 سالگیتان را بدانید کاری به این دانشگاه ها نداشته باشید برنامه ریزی کنید و کار کنید و البته وقتی برنامه ریزی سنجیده صورت گرفت باید 4 ویژگی هم داشته باشد در آن برنامه :1. نظم داشته باشد 2. پشتکار داشته باشد 3. اعتدال را رعایت کند 4. دائما خودش را بازنگری کنید درست مثل کوهنوردانی که وضعشان را هر از چندگاهی از نو مورد ارزیابی قرار می دهند .
🔹التزام به هرم مطالعاتی
من همیشه عقیده ام این بوده که اشخاص موفق باید به صورت مخروطی یا هرمی درس بخوانند یعنی اول در قاعده این مخروط موضوعات بسیار متعددی را بخوانند اما با عمق کم بعد یک درصد بیایند پایین تر و بعد یک تعدادی از موضوعات قبلی کمتر بشود ولی آنهایی که در این دایره کوچتر است عمیق تر بخوانند بعد بیایند این هرم را بالا تا برسد به راس اما اینکه در این طبقات پنج - شش گانه که از قاعده هرم تا رأس هست چه بخوانند بستگی به این دارد که در راس هرم می خواهند به کجا برسند ؟
🔹من خودم اعتقادم بر این است که برنامه ریزی صحیح این است که در 40 سالگی فرد به راس هرم رسیده باشد .
این معنایش این است که از 40 سالگی تا آخر عمر می خواهد دائما بر روی آن نقطه مرکزی ای که در راس هرم قرار دارد کار کند و عمق بیشتر و باز هم عمق بیشتر به آن بدهید.
🌂گفتگوی خصوصی . اسفند 92.
❤️🍀 @filsofak
🍃🍃سه توصیه مهم استاد مصطفی ملکیان پیرامون فرآیند تحصیلی
1. قدر 22 سال طلایی عمر خود را بدانید
2. به دانشگاه ها اکتفا نکنید
3. به هرم مطالعاتی عمل کنید
🔹قدر 22 سال طلایی عمر خود را بدانید و به دانشگاه اکتفا نکنید
روانشناسان با همه اختلافی که با هم دارند در این نقطه متفق القولند که از 18 تا 40 سالگی بهترین سالهای عمر هر انسانی اند . نه سالهای قبل از 18 سالگی انسان پختگی لازم را دارد برای استفاده از عمر و وقت و استعدادهایش نه بعد از 40 سالگی .
🔹 اما دانشگاه های ما با کمال تاسف باید گفت درست نصف این 28 سال را از شما می گیرند – تازه اگر دانش آموز زرنگی باشید- 11 سال را از شما می گیرند و فقط یک ورق کاغذ به شما می دهند که بهش می گویند مدرک دکتری؛ یعنی نصف عمر مفیدتون را که بر روی این کره زمین اقامت دارید را داده اید و یک ورق کاغذ گرفته اید که به آن می گویند مدرک دکتری.
🔹من هیچ کس را تشویق نمی کنم که مدرک دکتری نگیرد ؛ اصلا و ابدا . اما می گویم اگر در خارج از کشور درس می خوانید خب دکتر می شوید و به اندازه یک دکتر هم معلومات پیدا می کنید ولی اگر به هر جهتی یا نمی خواهید یا نمی توانید بروید خارج از کشور و می خواهید در اینجا علوم انسانی را دنبال کنید بیایید و این کار را بکنید .
🔹فرض کنید دو بازار وجود دارد در یک بازار مدرک می فروشند و در یک بازار علم . بروید در آن بازار که اسمش دانشگاهست مدرک بخرید ؛اما برای خودتان با استفاده از کارشناسان ، اساتید و مشاوران برنامه ریزی کنید و شروع کنید به این برنامه عمل کردن .
تا این برنامه را به شما دادند شما شروع کنید که متوازن این مدرک، معلوماتتان را داشته باشید
وگرنه دانشگاه های ما هیچ چیز به شما نمی دهند جز مدرک !
🔹اگر واقعا به فلسفه علاقه مندید اصلا به دانشگاه اعننا نداشته باشید و به قدر ضرورت و به وقت ضرورت فقط به دانشگاه بروید آن مقدار که اگر غایب باشید چیزی را از دست خواهید داد.
ولی تمام اهتمامتان این باشد که کار کنید و وقتی به سنی مثل سن من برسید می فهمید عمق تلخ این واقعیت را که الان به شما می گویم که به لحاظ ریاضی 51 منهای 50 مساوی یک هست و 21 منهای 20 هم مساوی یک است ولی اصلا فکر نکنید ارزش آن عمری که 20 تا 21 سالگی دارید مساویست با عمری که از 50 تا 51 سالگی دارید .
باور کنید از من و بعدا به رأی العین می بینید یک هفته بیست تا بیست و یک سالگیتان اندازه یک سال 50 تا 51 سالگی ارزش دارد. این سالها بی نمونه اند بی همتایند و آن وقت است که حیفتان می آید.
من به دوستانم می گویم اگر برای عمر خودتان حیفتان نمی آید تا 40 سالگی حیفتان بیاید بعد خواستید ضایعش کنید و هر کاری می خواهید بکنید ولی واقعا تا 40 سالگی را ضایع نکنید .
🔹مثلا 16 سال دیگر که شما دارید؛ ثانیه ثانیه اش را استفاده کنید. اگر این کار را بکنید نه پشیمانی خواهید داشت نه حسرتی و نه اندوهی ولی اگر این کار را نکنید درست به میزانی که استفاده نمی کنید پشیمان می شوید و دائما با خودتان نزاع دارید و با خودتان نمی توانید آشتی کنید و همین طور تا آخر عمرتان خودتان را سرزنش می کنید همیشه قدر تا 40 سالگیتان را بدانید کاری به این دانشگاه ها نداشته باشید برنامه ریزی کنید و کار کنید و البته وقتی برنامه ریزی سنجیده صورت گرفت باید 4 ویژگی هم داشته باشد در آن برنامه :1. نظم داشته باشد 2. پشتکار داشته باشد 3. اعتدال را رعایت کند 4. دائما خودش را بازنگری کنید درست مثل کوهنوردانی که وضعشان را هر از چندگاهی از نو مورد ارزیابی قرار می دهند .
🔹التزام به هرم مطالعاتی
من همیشه عقیده ام این بوده که اشخاص موفق باید به صورت مخروطی یا هرمی درس بخوانند یعنی اول در قاعده این مخروط موضوعات بسیار متعددی را بخوانند اما با عمق کم بعد یک درصد بیایند پایین تر و بعد یک تعدادی از موضوعات قبلی کمتر بشود ولی آنهایی که در این دایره کوچتر است عمیق تر بخوانند بعد بیایند این هرم را بالا تا برسد به راس اما اینکه در این طبقات پنج - شش گانه که از قاعده هرم تا رأس هست چه بخوانند بستگی به این دارد که در راس هرم می خواهند به کجا برسند ؟
🔹من خودم اعتقادم بر این است که برنامه ریزی صحیح این است که در 40 سالگی فرد به راس هرم رسیده باشد .
این معنایش این است که از 40 سالگی تا آخر عمر می خواهد دائما بر روی آن نقطه مرکزی ای که در راس هرم قرار دارد کار کند و عمق بیشتر و باز هم عمق بیشتر به آن بدهید.
🌂گفتگوی خصوصی . اسفند 92.
❤️🍀 @filsofak
به قول مولانا خورشيد كه هر صبح طلوع ميكند نميگويد كه من بر چمنزارها ميتابم، اما بر لنجنزارها نميتابم؛ بلكه به يكسان ميتابد شما هم مثل خورشيد براي نيكي كردن به خوبي و بدي انسانها كاري نداشته باشيد.
#مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
#مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
آنچه انسان را از پای در میآورد، رنجها و سرنوشت نامطلوبشان نیست بلکه بیمعنا شدن زندگی است که مصیبت بار است. و معنا تنها در لذت و شادمانی و خوشی نیست، بلکه در رنج و مرگ هم میتوان معنایی یافت.
📚 انسان در جستجوی معنی
✍ ویکتور فرانکل
❤️🍀 @filsofak
📚 انسان در جستجوی معنی
✍ ویکتور فرانکل
❤️🍀 @filsofak
4_5985708470882534707.pptx
3.5 MB
پاورپوینت سخنرانی «فیلسوفان چگونه میاندیشند»، بابک عباسی
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درباره معجزه ی اسرار آمیز زبان، سوء تفاهم ها و بازی های زبانی...
لودویگ ویتْگِنشتاین، فیلسوفی که پایان فلسفه را اعلام کرد...
#روانشناسي
#فلسفه
ترجمه و صدا: ایمان فانی
❤️🍀 @filsofak
لودویگ ویتْگِنشتاین، فیلسوفی که پایان فلسفه را اعلام کرد...
#روانشناسي
#فلسفه
ترجمه و صدا: ایمان فانی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
يك قهرمان، پنهان در پشت هزار اسطوره و داستان...
نگاهى به نظريه جوزف كمپل درباره "اسطوره مادر" يا "اَبَرداستان"-Monomyth
#ادبيات
#سينما
#روانشناسي
#فلسفه
ترجمه و صدا: ايمان فانى
❤️🍀 @filsofak
نگاهى به نظريه جوزف كمپل درباره "اسطوره مادر" يا "اَبَرداستان"-Monomyth
#ادبيات
#سينما
#روانشناسي
#فلسفه
ترجمه و صدا: ايمان فانى
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
انگ زدن
.
اگر ادب و اخلاق را بیخیال شوی؛ اگر حداقلهای انسانیت را زیر پایت لِه و لَورده کنی و به دیگران انگ بزنی، خیالت راحت که یک روز از عمرت باقی مانده باشد، مبتلای همان مرض و نکبت خواهی شد.
وقتی یک ننه مردهای، اشتباهی ازش سر میزند، روانشناسان به آن «کجروی نخستین» میگویند. حالا اگر بعد از این سوتی، به شخص برچسب دزدی و کلاهبرداری و خلاف بزنی، غیر مستقیم بهش گفتهای که برو غرق شو در این باتلاق! اینجاست که شخص با خودش میگوید: «حالا که اسم ما خلافکار شد، لااقل بذار تا تهش بریم.» در این حالت روانشناسان به آن «کجروی دومین» میگویند. این کجروی وقتی سر و کلهاش پیدا میشود که آن ننه مرده، انگی که خورده را باور میکند و خودش را کجرو میبیند و با همین دست فرمون جلو میرود.
یکی از مهارتهای خودآگاهی این است که با صفات خوب و بدمان آشتی کنیم. همه ما گاهی از کوره در میرویم و قاطی میکنیم و گاهی از سر حسادت میخواهیم طرف سر به تنش نباشد. یک روز خوبیم و یک روز بد. یک روز سرحالیم و یک روز عینهو بُرج زهرمار... پس حق نداریم اشتباهات و یک روز بد بودنِ شخص را به صفاتش نسبت بدهیم و بگوییم: «فلانی بداخلاقه، فلانی حسوده، فلانی زودرنجه و...»
حتماً تو هم مثل من در خیابان زیاد دیدهای که یارو شیشه را پایین میکشد و به ماشین کناریاش میگوید: «خاک تو سر اونی که به تو گواهینامه داده»، «آخه یابو، این چه مدلِ رانندگیه»، «حیف این ماشین که تو میرونیش، باید گاوچرون میشدی» و... کلاهت را قاضی کن. خداوکیلی برای خودت پیش نیامده که روزی از شدّت خستگی، عصبانیت یا ناراحتی، بد رانندگی کنی؟! همیشه که افتضاح رانندگی نکرده ای! ها؟
در خانه و زندگیات هم مراقب باش. به خاطر رفتار اشتباه همسر و بچهات مبادا بگویی: «خنگ»، «بیعرضه» و «تنبل»!
بین مراجعین زیاد دیدهام که والدین در توجیه رفتار غلطشان میگویند: «منظورمون از خنگ، بیمبالاتی بود.» من هم به آنها میگویم: «بچه قدرت تجزیه و تحلیل نداره و منظور شما رو نمیفهمه و هر چی بهش میگید، تا بزرگسالی در ناخودآگاهش ضبط میکنه.»
اشتباه همسر، بچه و دوست را به شخصیتشان نسبت ندهیم تا افسرده و خشمگینشان نکنیم. یاد بگیریم: «اشتباهات را به موقعیت نسبت دهیم نه صفات.» نگوییم: «حالم ازت بهم میخوره.» بلکه بگوییم: «از این کارت خوشم نیومد!»
اینطور انگ زدنها موجب تنهایی اهل و عیال و دوست میشود. آدمهای زیادی دور و بر ما وجود دارند که تنها هستند. تنهایی به نبودن آدمها گفته نمیشود. تنهایی نتیجه انگهایی است که به هم میزنیم.
#مصطفی_سلیمانی
مشاور خانواده
❤️🍀 @filsofak
انگ زدن
.
اگر ادب و اخلاق را بیخیال شوی؛ اگر حداقلهای انسانیت را زیر پایت لِه و لَورده کنی و به دیگران انگ بزنی، خیالت راحت که یک روز از عمرت باقی مانده باشد، مبتلای همان مرض و نکبت خواهی شد.
وقتی یک ننه مردهای، اشتباهی ازش سر میزند، روانشناسان به آن «کجروی نخستین» میگویند. حالا اگر بعد از این سوتی، به شخص برچسب دزدی و کلاهبرداری و خلاف بزنی، غیر مستقیم بهش گفتهای که برو غرق شو در این باتلاق! اینجاست که شخص با خودش میگوید: «حالا که اسم ما خلافکار شد، لااقل بذار تا تهش بریم.» در این حالت روانشناسان به آن «کجروی دومین» میگویند. این کجروی وقتی سر و کلهاش پیدا میشود که آن ننه مرده، انگی که خورده را باور میکند و خودش را کجرو میبیند و با همین دست فرمون جلو میرود.
یکی از مهارتهای خودآگاهی این است که با صفات خوب و بدمان آشتی کنیم. همه ما گاهی از کوره در میرویم و قاطی میکنیم و گاهی از سر حسادت میخواهیم طرف سر به تنش نباشد. یک روز خوبیم و یک روز بد. یک روز سرحالیم و یک روز عینهو بُرج زهرمار... پس حق نداریم اشتباهات و یک روز بد بودنِ شخص را به صفاتش نسبت بدهیم و بگوییم: «فلانی بداخلاقه، فلانی حسوده، فلانی زودرنجه و...»
حتماً تو هم مثل من در خیابان زیاد دیدهای که یارو شیشه را پایین میکشد و به ماشین کناریاش میگوید: «خاک تو سر اونی که به تو گواهینامه داده»، «آخه یابو، این چه مدلِ رانندگیه»، «حیف این ماشین که تو میرونیش، باید گاوچرون میشدی» و... کلاهت را قاضی کن. خداوکیلی برای خودت پیش نیامده که روزی از شدّت خستگی، عصبانیت یا ناراحتی، بد رانندگی کنی؟! همیشه که افتضاح رانندگی نکرده ای! ها؟
در خانه و زندگیات هم مراقب باش. به خاطر رفتار اشتباه همسر و بچهات مبادا بگویی: «خنگ»، «بیعرضه» و «تنبل»!
بین مراجعین زیاد دیدهام که والدین در توجیه رفتار غلطشان میگویند: «منظورمون از خنگ، بیمبالاتی بود.» من هم به آنها میگویم: «بچه قدرت تجزیه و تحلیل نداره و منظور شما رو نمیفهمه و هر چی بهش میگید، تا بزرگسالی در ناخودآگاهش ضبط میکنه.»
اشتباه همسر، بچه و دوست را به شخصیتشان نسبت ندهیم تا افسرده و خشمگینشان نکنیم. یاد بگیریم: «اشتباهات را به موقعیت نسبت دهیم نه صفات.» نگوییم: «حالم ازت بهم میخوره.» بلکه بگوییم: «از این کارت خوشم نیومد!»
اینطور انگ زدنها موجب تنهایی اهل و عیال و دوست میشود. آدمهای زیادی دور و بر ما وجود دارند که تنها هستند. تنهایی به نبودن آدمها گفته نمیشود. تنهایی نتیجه انگهایی است که به هم میزنیم.
#مصطفی_سلیمانی
مشاور خانواده
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
رفیقی داری که بدون قضاوت حرفات رو بشنوه؟☺ فرقی نداره کی باشه...
برای قدردانی هم که شده، آدمهای امن زندگیت رو تگ کن.
بذار بیاد بخونه کیف کنه! بفهمه حواست بهشون هست.🎈🤗
.
.
.
.
📝 منبرک: (آدمهای امن)
.
.
یک وقتهایی، عکس پروفایلهای توی گوشی، اینستاگرام، تلگرام و یا حتی لابهلای خاطراتم -آنجا که سالهاست خاک فراموشی گرفته- را میگردم. کلی اسم هست که حالا دیگر نیستند. بیخود و بیجهت نگهشان داشتهام. ماندهاند قاطی تک وتوک آدمهایی که میشناسم و اسمشان دور از جانت، رفیق است!
راستش حالا حوصلهام از آدمهای روزمرهّای که دورهام کردهاند، سر میرود. خستهام. خسته از آنهایی که صاف زل میزنند توی چشم و دروغ شاخدار را آبدار میگویند و من، باید چشمهام را گرد کنم و سرم را تکان بدهم به تایید. که چی بشود؟ که مبادا این دوستی کسالت آور و مسخرهشان را با من تمام کنند؟ که بروند قاطی شمارههای سالها گرفته نشده؟
من از این رفاقتها همیشه ترسیدهام. هم برای خودم. هم برای آنها که میآیند تا سوراخی بجورند برای نزدیک و نزدیکتر شدن. نه برای محبت. که شاید منفذی بیابند برای رسیدن به تو. به تنها رفیقی که سالها مانده است؛ و داد از اینکه گمان میکنند نمیفهمیم این نزدیک شدنها برای چیست. که میدانیم پی ایرادی میگردند تا تو را بگیرند از من. یا من را از تو. که حرفها را ببرند و بیاورند و بندی اگر هست، پاره کنند.
من این روزها کلافهام. کلافه از حرفهای فهمیده نشده. از لبخندهای احمقانهای که نثار عالم و آدم میشود،از نگاهِ از بالا، از جوگیر شدن و اعتماد به نفس مهار نشده پیرامون آنچه در آسمانها و زمین است و گمان میکنند باخبرند.
با اینحال، در اوج همه این خستگیها، کلافگیها، فهمیده نشدنها، دلم تنگ است. برای تو که رفیقی و زلال و دوست داشتنی. برای نگاه بدون قضاوتت. برای لبخند مهربانت. راستش خوب که فکر می کنم میبینم که همه اینها ارزش رفاقت با تو را دارد. تویی که بین وقتهای شلوغوپلوغ و درهموبرهمت همیشه جایی برای من داری. تویی که در اوج صمیمیتمان حواست به دل نازکنارنجی من هم هست. تویی که واضح هستی و دنیای مات و غبار را میفهمی! دلم برای اشتیاقی که هر دویمان برای شناختن همدیگر داشتیم تنگ شده و اینکه همیشه چیزی کشف نشده باقی میماند... دلم برای احوال پرسیها، «دوستت دارم»ها، «مواظب خودت باش»های واقعی تو تنگ شده!
این روزهای سرد دلم گاه و بیگاه برایت تنگ میشود رفیق!
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
رفیقی داری که بدون قضاوت حرفات رو بشنوه؟☺ فرقی نداره کی باشه...
برای قدردانی هم که شده، آدمهای امن زندگیت رو تگ کن.
بذار بیاد بخونه کیف کنه! بفهمه حواست بهشون هست.🎈🤗
.
.
.
.
📝 منبرک: (آدمهای امن)
.
.
یک وقتهایی، عکس پروفایلهای توی گوشی، اینستاگرام، تلگرام و یا حتی لابهلای خاطراتم -آنجا که سالهاست خاک فراموشی گرفته- را میگردم. کلی اسم هست که حالا دیگر نیستند. بیخود و بیجهت نگهشان داشتهام. ماندهاند قاطی تک وتوک آدمهایی که میشناسم و اسمشان دور از جانت، رفیق است!
راستش حالا حوصلهام از آدمهای روزمرهّای که دورهام کردهاند، سر میرود. خستهام. خسته از آنهایی که صاف زل میزنند توی چشم و دروغ شاخدار را آبدار میگویند و من، باید چشمهام را گرد کنم و سرم را تکان بدهم به تایید. که چی بشود؟ که مبادا این دوستی کسالت آور و مسخرهشان را با من تمام کنند؟ که بروند قاطی شمارههای سالها گرفته نشده؟
من از این رفاقتها همیشه ترسیدهام. هم برای خودم. هم برای آنها که میآیند تا سوراخی بجورند برای نزدیک و نزدیکتر شدن. نه برای محبت. که شاید منفذی بیابند برای رسیدن به تو. به تنها رفیقی که سالها مانده است؛ و داد از اینکه گمان میکنند نمیفهمیم این نزدیک شدنها برای چیست. که میدانیم پی ایرادی میگردند تا تو را بگیرند از من. یا من را از تو. که حرفها را ببرند و بیاورند و بندی اگر هست، پاره کنند.
من این روزها کلافهام. کلافه از حرفهای فهمیده نشده. از لبخندهای احمقانهای که نثار عالم و آدم میشود،از نگاهِ از بالا، از جوگیر شدن و اعتماد به نفس مهار نشده پیرامون آنچه در آسمانها و زمین است و گمان میکنند باخبرند.
با اینحال، در اوج همه این خستگیها، کلافگیها، فهمیده نشدنها، دلم تنگ است. برای تو که رفیقی و زلال و دوست داشتنی. برای نگاه بدون قضاوتت. برای لبخند مهربانت. راستش خوب که فکر می کنم میبینم که همه اینها ارزش رفاقت با تو را دارد. تویی که بین وقتهای شلوغوپلوغ و درهموبرهمت همیشه جایی برای من داری. تویی که در اوج صمیمیتمان حواست به دل نازکنارنجی من هم هست. تویی که واضح هستی و دنیای مات و غبار را میفهمی! دلم برای اشتیاقی که هر دویمان برای شناختن همدیگر داشتیم تنگ شده و اینکه همیشه چیزی کشف نشده باقی میماند... دلم برای احوال پرسیها، «دوستت دارم»ها، «مواظب خودت باش»های واقعی تو تنگ شده!
این روزهای سرد دلم گاه و بیگاه برایت تنگ میشود رفیق!
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak