فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
یودمونیا (eudemonia) چیست؟

▪️یودمونیا واژه‌ای یونانی است به معنای خوب زیستن و شادکامی و نیکبختی.

▪️ما آدمیان همواره و در لحظه لحظۀ زندگی‌مان به دنبال اهدافی هستیم، و به دنبال هر هدفی که باشیم لابد چیز خوبی در آن هدف دیده‌ایم (وگرنه معنی ندارد وقت و انرژی‌مان را صرف دنبال کردن برخی اهداف غیرخوب کنیم).

▪️به نظر ارسطو، آن چیز خوبی که در پس و پشت تمام اهداف متنوعی که ما انسان‌ها دنبال می‌کنیم، نهفته است یک چیز واحد است، و آن «یودمونیا» است. برای این واژۀ یونانی معناها و معادل‌های مختلفی ذکر شده است. قدیمی‌ترین و آشناترین معادل آن برای ما واژۀ «سعادت» است. اما امروزه بیشتر آن را به شادکامی، نیکبختی، خوب زیستن، زندگی خوب ترجمه می‌کنند.


▪️ارسطو معتقد بود که برای ما جست‌وجوی زندگی خوب امری اتفاقی یا انتخابی نیست، به این معنا که بتوان در پی آن نبود و دنبال چیز دیگری بود. این در سرشت ماست که در هر کاری هدف اصلی ما نیکبختی است، ولو اینکه در ظاهر در پی هدفی باشیم که نامش نیکبختی نباشد.

▪️حال اگر معلوم شود که هدف نهایی ما «زندگی خوب» است، معیار مهمی خواهیم داشت که کارهایی را که در حال انجامشان هستیم یا قصد انجامش را داریم، به محک آن بزنیم: کاری که دارم انجام می‌دهم یا ممکن است در آینده انجام بدهم، چه‌قدر مرا به زندگی خوب نزدیک می‌کند؟

#ارسطو #نیکبختی #خوب_زیستن #زندگی_خوب
❤️🍀 @filsofak
نام_باوری.pdf
1.2 MB
درتحلیل توسعه نیافتگی کشورها تمرکز بر موانع سیاسی و اقتصادی است و موانع فرهنگی اغلب فراموش میشوند. در کتاب زیر دکتر نظام بهرامی کمیل با طرح ایده "نام باوری" Namism تلاش میکند تا یکی از موانع فرهنگی توسعه در ایران را معرفی کند. "نام باوری" باور به این عقیده است که نام ها چنان قدرتی دارند که میتوانند جهان واقعی را کنترل کنند. انسان نام باور با توسعه و عقلانیت سازگار نیست زیرا اگر انسان مدرن برای بارش باران، ابرها را بارور میسازد؛ انسان نام باور به شعر و دعای باران تاکید می‌کند.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:
موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.
دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.
دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.
دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم، سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.
دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.
آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
اهدافم
رویاهایم
ایده هایم و
سرنوشتم.
روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد. هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.

جوان وایس
ترجمه: مریم طهماسبی
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم_انیمیشن_کوتاه

ویترین عشق
کارگردان: تیم ویلسون
کارگروهی :استودیوتیم برتون
محصول:2016
پیام این فیلم زیبا - هیچ وقت نا امید نشوید.
❤️🍀 @filsofak
Http://www.instagram.com/soleymani63

من در اینستاگرام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمثیلی از شوپنهاور: جوجه‌تیغى‌ها و حفظ فاصلۀ ایمن در روابط انسانى

گروه جوجه‌تیغی ها را در زمستان تصور كنید.

جوجه‌تیغی‌ها دارند یخ می‌زنند، به هم نزدیك می‌شوند تا همدیگر را گرم كنند ولی آن‌ها تیغ دارند و وقتی به هم نزدیك می‌شوند یكدیگر را زخمی می‌كنند پس مجبور هستند از هم جدا شوند. ولی دوباره سردشان می‌شود و مجبور می‌شوند به سمت هم برگردند. این روند همین‌طور تكرار می‌شود.

آن‌ها همدیگر را رها می‌كنند و یخ می‌زنند ، نزدیك می‌شوند و همدیگر را می‌خراشند، دقیقا مثل آكاردئون...

ما هم مثل جوجه‌تیغی‌ها هستیم. نیاز ما برای همدردی، مهربانی، شادی و نزدیكی انسانی، ما را به یكدیگر نزدیك می‌كند ولی عقاید دیگران، عادت‌های عجیب‌شان، موضع سیاسی‌شان و حتی بوی آن‌ها ما را مجبور می‌كند از هم دور شویم.
ما دائما بین اشتیاق و طرد شدن در حال حركت به جلو و عقب هستیم. همان‌طور كه شوپنهاور گفته، بین انزوا و لودگی در حال نوسان هستیم.
چگونه می‌توانیم بر این وضع غلبه كنیم؟

شوپنهاور یك جواب صریح و واضح برای این سوال دارد: با مؤدب بودن، و حفظ فاصله توأم با شفقت، با نزدیك بودن ولی حفظ فاصلۀ لازم.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

می‌گویند کوتاه‌ترین داستان جهان متعلق به ارنست همینگوی است در شش کلمه:

«برای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشده».

امشب داستان کوتاهی را در یک آگهی فروش(در سایت دیوار) خواندم که از داستان همینگوی کوتاه‌تر است(پنج کلمه) و تازه واقعی هم هست:

فروش قبر به علت مهاجرت:
https://divar.ir/v/Dzl8Si4Fy


❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

دو نوع #جهل داریم؛
#جهل_عاميانه كه پيش از تحصيل دانش وجود دارد و #جهل_عالمانه كه بعد از كسب دانش گريبانگير انسان مى شود.
اولى مربوط به كسانى است كه اصلا بى سوادند و كتاب نمى خوانند، دومى جهل كسانى است كه كتاب هاى فراوانى را بد خوانده اند.
اينها به قول الكساندر_پوپ "آدم هاى بى هوش و فاقد بينشى هستند كه مغزهاى آنها از كتاب هايى كه بدخوانده اند انباشته شده است."

📕چگونه کتاب بخوانیم
💬مارتيمر جى ، آدلر چارلزون
❤️🍀 @filsofak
در این تصویر اگر 4 نفر می‌بینید یعنی آلزایمر دارید ،اگر 6 نفر می‌بینید در حال گرفتن آلزایمر هستید، اگر 8 نفر می بینید عادی هستید،اگر 10 نفر دیدید یعنی مغزتون مثل ساعت فعاله...
حالا شما کدوم هستید؟😉
❤️🍀 @filsofak
رضابهرام/از عشق بگو
@ax_ar
📝 کانال فلسفه اخلاق:

پست جدید در اینستاگرام آپلود شد.

https://www.instagram.com/p/Bppffj2nyj9/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=cng89zq0708o

#عشق_یک_طرفه

❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

‍ خدمتی که رمان می‌کند
✍️ مصطفی ملکیان


خدمتی که رمان می‌کند در اینکه من خودم را بشناسم و دیگران را بشناسم از خدمتی که فلسفه می‌کند به مراتب وسیع‌تر است
دین هم مثل فلسفه بود؛ کلی‌گوئی می‌کرد اما رمان کلی‌گوئی نمی‌کند. شما در بینوایان ویکتور هوگو، ژان والژان را می‌شناسید نه یک امر عام را. ما در رمان است که می‌فهمیم چقدر هر کدام از ما دنیای منحصر به فردی هستیم. در فلسفه و دین اینگونه نیست. وقتی قرآن می‌گوید: «خلق الانسان هلوعا، اذا مسه الشر جزوعا، و اذا مسه الخیر منوعا» … این واقعیت کلی است. این اگر هم حکم درستی باشد حکم عامی است درباه انسان‌ها اما تفاوت ما را با یکدیگر نشان نمی‌دهد. ما در رمان تفاوت را می‌بینیم، می‌بینیم انسان‌ها علی‌رغم وجوه اشتراک کم‌وبیشی که با یکدیگر دارند هر کدام دنیای منحصر به فردی دارند که قابل تنظیر و نظیره‌سازی نیست. از این نظر خدمتی که رمان می‌کند در اینکه من خودم را بشناسم و دیگران را بشناسم از خدمتی که فلسفه می‌کند به مراتب وسیع‌تر است. ما برخلاف قرص‌های آسپرین که یک میلیاردش هم از دستگاه بیرون بیاید مثل هم است، مثل هم نیستیم و اگر کسی گمان بکند ما انسان‌ها مثل هم هستیم از شناخت انسان‌ها واقعاً غافل افتاده و جهل مرکب نسبت به انسان‌ها دارد نه علم. اگر بخواهیم جهل مرکب تبدیل به علم شود باید از کلی‌گوئی‌ها بیایم و نشان بدهیم که هرانسانی سرنوشت خاص خودش را دارد در عین اینکه سرشت مشترکی هم با دیگر انسان‌ها دارد. رمان خواندن هر بار ما را با یک، دو، سه و N انسان بی‌نظیر دیگر هم مواجه می‌کند. این طور نیست که هرکسی شجاع باشد سخی هم باشد، بیا انسان شجاع بخیل نشانت بدهم، این طور هم نیست که هر کسی سخی‌ست شجاع هم هست، من سخی بزدل هم نشان می‌دهد. همه همبستگی‌هایی را که ما گمان می‌کنیم در ویژگی‌های انسانی وجود دارد بهم می‌زند و نشان می‌دهد این همبستگی‌ها توهمی است. ما فکر می‌کنیم همبستگی وجود دارد بین پولدار بودن و بی‌رحم بودن، بین فقیر بودن و متواضع بودن، بین صداقت و سخا؛ اصلاً و ابداً اینگونه نیست. همبستگی‌های معنادار را که ناشی از تعمیم‌های شتابزده است رمان بهم می‌زند. به نظرم نشان دادن رنگارنگی انسان‌ها فقط با رمان انجام می‌گیرد. به تعبیر عرفا «لا تکرار فی‌ التجلی» در تجلی خداوند تکرار نیست، هرگز خداوند دو انسان را شبیه به هم نیافریده، هر کدام از ما یک موجود است بی‌نظیر که تکرار نشده‌ایم و نخواهیم شد که یک دانه از ما وجود دارد، این را من نه در فلسفه می‌بینم، نه در علوم تجربی انسانی مثل روانشناسی و جامعه‌شناسی و اقتصاد و نه در عرفان، نه در انسان‌شناسی تاریخی، نه در دین و مذهب. در شعر شما من را می‌بینید اما کسی دیگر با من نیست. من شاعر را می‌بینید ولی کسی دیگر با من نیست. در رمان من به عنوان یک شخصیت با شما به عنوان شخصیت دیگر رمان در دادوستدها می‌فهمیم که چقدر با هم تفاوت داریم، در عین اینکه البته در یک سلسله امور کلی که فهم آن امور کلی هم فقط به درد تعمیم‌های علوم انسانی تجربی و فلسفه می‌خورد ولی برای ما مساله‌ای را حل نمی‌کند و مشکلی را رفع نمی‌کند.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

پیتمن (روانشناس) می گوید:

ازدواج برای این نیست که شما را خوشبخت کند، برای این است که شما را متأهل کند.
وقتی ازدواج می کنید، آزادید که کارهای مثبت و مفید انجام دهید، آزادید که انسان بهتری باشید."
یک رابطه ی متعهد به شما کمک می کند تا جلوی وسوسه ها و اغواها مقاومت کنید، ضعف هایتان را ظاهر کنید و خودتان باشید و مطمئن باشید که با وجود همه ی اینها، کسی هست که دوستتان بدارد.
یک رابطه واقعی باید برخوردی از #انسانیت من و #انسانیت طرف مقابل باشد، با همه ی لذت ها و محدودیت هایش. اینکه زوج ها چطور با این اختلافات و برخوردها کنار می آیند کیفیت رابطه شان را تعیین خواهد کرد.

این دیدگاه از ازدواج، ممکن است چندان عاشقانه و رمانتیک نباشد، اما بر این معنا نیست که عمق هم ندارد.
پیتمن عقیده دارد که همه ی ازدواج ها ناسازگارند چون بین افرادی از خانواده های مختلف شکل می گیرد، افرادی که دیدگاه ها و اعتقادات متفاوت دارند. جادوی داشتن یک ازدواج موفق این است که دیدگاهی دوچشمی داشته باشید و زندگی را علاوه بر چشم خودتان، از چشم همسرتان هم ببینید.
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حق شناسی به خاطر داشته های کوچک زندگی...

#روانشناسي
#مدرسه_زندگي

ترجمه و صدا: ایمان فانی
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درباره معجزه ی اسرار آمیز زبان، سوء تفاهم ها و بازی های زبانی...

لودویگ ویتْگِنشتاین، فیلسوفی که پایان فلسفه را اعلام کرد...

#روانشناسي
#فلسفه

ترجمه و صدا: ایمان فانی
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستایوفسکی،
غو‌اص اعماق روح

🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی_فیلم

.
🎬 عنوان فیلم: فارست گامپ(Forrest Gump)
کارگردان: رابرت زمکیس(Robert Zemeckis)
محصول آمریکا-1994
.
🍀❤️ @filsofak
فلسفه اخلاق
#معرفی_فیلم . 🎬 عنوان فیلم: فارست گامپ(Forrest Gump) کارگردان: رابرت زمکیس(Robert Zemeckis) محصول آمریکا-1994 . 🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:


📝 منبرک: (قلبی در کفِ دست)
نگاهی روانشناسی بر فیلم #فارست_گامپ
.
🎬 عنوان فیلم: فارست گامپ(Forrest Gump)
کارگردان: رابرت زمکیس(Robert Zemeckis)
محصول آمریکا-1994
.
درس‌هایی که از این فیلم باید گرفت:
۱_قلب‌تان به شما می‌گوید که این‌وری بروید و بقیه به شما می‌گویند که آن‌وری بروید. گور پدرشان! خودشان آن‌وری بروند. یاد بگیرید تا به غریزه‌ی باطنی خود اعتماد کنید.
بعضی وقت‌ها فقط کافی است که کار درست را انجام دهید، حتی اگر تمام دنیا به شما بگویند که نکن!
۲_پرچم متفاوت بودنت را با افتخار هوا کن. هیچ‌وقت این احساس را به خودت راه نده که دوست داشته باشی آدم نرمالی شوی.
۳_ممکن است کارهایتان، به نتایجی فراتر از آن‌چه که خودتان انتظار داشتید، منجر شود. همیشه نسخه‌ی اورجینال خودتان باشید.
۴_کلمات می‌توانند قلب آدم را سوراخ کنند. قبل از حرف زدن فکر کنید.
۵_دوست‌های معمولی می‌آیند و می‌روند، اما وقتی آدمی را پیدا ‎کردید که از جنس خودتان بود قدر او را بدانید و تا ته دنیا به دنبالش بروید.
۶_اولویت‌تان را بگذارید برای کارهایی که از ته دل دوست‌شان دارید. همان‌جوری که دل‌تان می‌خواهد زندگی کنید.
۷_اگر کاری که دوست دارید را شروع کنید، خود به خود معنی آن کار برای‌تان عمیق و عمیق‌تر می‌شود. لازم نیست هر کاری که انجام می‌دهید معنی و مفهوم عمیقی برای شما داشته باشد.
۸_تا دست به کاری نزنید معلوم نیست در آن خوب هستید یا بد! همیشه چیزهای جدید را امتحان کنید، شاید در آن‌ها تبحر داشته باشید.
_و در آخر:
فارست راست می‌گوید، شاید مرد باهوشی نباشد اما می‌داند عشق چیست! مهم هم همین است! رمز تمام کامیابی‌های فارست در همین جمله است. او می‌دود تا رستگار شود، شاید فقط برای گرفتن پری که در نسیم به این سو و آن سو می‌رود! و تو با تمام وجودت می‌گویی:
"بدو فارست! بدو!"
#مصطفی_سلیمانی .
.
.
پ ن:
۱. این فیلم نامزد دریافت ۱۳ جایزهٔ اسکار شد و ۶ جایزه:
بهترین فیلم، بهترین جلوه های ویژه، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای تام هنکس بدست آورد.
۲. به نظرم شخصیتِ فارست گامپ، نهایت چیزی است که ما می‌توانیم باشیم. خالص، بی‌نهایت مهربان و دوست‌داشتنی و در یک کلمه «انسان».
.
.
#فارست_گامپ 
#رابرت_زمکیس 
#تام_هنکس 
#فیلم #سینما #هالیوود 
#forrestgump
 #film #cinema #movie 
#hollywood #tomhanks
#robertzemeckis
❤️🍀 @filsofak
جدایی!
(اثری مفهومی اریک پیکرزگیل)
دقت کنید.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍃 دین‌پرستی و بت‌پرستی
✍️ #ایرج_شهبازی

«دین» راهی است برای رسیدن به «خدا» و ابزاری است برای پاکسازی درون از رذایلِ نفسانی و دستیابی به یک زندگانیِ مسالمت‌آمیز با خود، مردم و طبیعت. خوبیِ دین در آن است که به آدمی راهکار می‌دهد، سلوکِ او را منظم می‌کند و نوعی انضباطِ شخصی به او ارزانی می‌دارد. بی‌گمان چنین چیزی می‌تواند بسیار سودمند باشد و همۀ زندگیِ شخصِ دیندار را در چارچوبی دقیق، منسجم و منظم قرار دهد.

مشکل از آنجا آغاز می‌شود که دین قداست یابد و از درجۀ «ابزار» به مرتبۀ «هدف» برکشیده شود. بی‌گمان به محض اینکه دین به هدف تبدیل شود، تمام سودمندی‌های خود را از دست می‌دهد و بلکه به ضدِّ خودش بدل می‌گردد. گفتنی است که این امر اختصاصی به دین ندارد و هر برنامه و راهکاری که به هدف تبدیل شود، شخص را از دستیابی به هدف اصلیِ خود بازمی‌دارد؛ برای نمونه توقف کردن در نسخۀ پرشک مانع بهبودی یافتن می‌شود. به همین منوال، هر دین و مذهب و مکتب و مسلک و فرقه و مرامی اگر به هدفِ شخص تبدیل شود، او را به کلی از مقصد و مقصودِ خود دور می‌کند. همۀ کسانی که دین خود را به هدفِ خود تبدیل کرده و در آن متوقف شده‌اند، ناخواسته به دامِ بت‌پرستی ‌افتاده اند؛ چراکه هرچیزی که ما را از خداوند غافل کند، بُت است، خواه یک سنگ و چوب باشد، خواه یک پیامبر و امام و خواه یک مسلک و مذهب.

گذشته از این، متوقف شدن در دین و آن را به هدف تبدیل کردن، درهای وجودِ انسان به سوی آفاق هستی را مسدود می‌کند و بهداشتِ روانیِ او را از بین می‌برد. به نظر می‌رسد که کلمۀ «عقیده» خیلی خوب این مسأله را نشان می‌دهد؛ کلمۀ عقیده و «عُقده» از یک ریشه‌اند و همان‌گونه که می‌دانیم عُقده در اصل به معنی «گِرِه» است و در روانشناسی هم به «گِره‌های روحی» عُقده گفته می‌شود. از اینجا می‌توان دریافت که شخصی که "عقیده" دارد، درواقع گره‌های محکمی بر اندیشه و احساس خود زده و خود را از درک و دریافتِ واقع‌بینانه و همه‌جانبۀ زندگی محروم کرده است. اکنون ما در پیِ تحلیلِ روان‌شناختیِ عقده‌های درونیِ اشخاصِ «معتقد» نیستیم و صرفاً در مقام بیان این حقیقتیم که تبدیل شدن دین به هدف مانعِ رسیدنِ آدمی به حضرت حق می‌شود. دین تا آنجا ارزشمند است که جنبۀ ابزار و راهکار و برنامه داشته باشد. کم نیستند کسانی که «اعتقادشان به خدا» آنها را از خدا دور کرده و وابستگی‌شان به دین مانعِ توجه‌شان به حضرت حق شده است.

خواجوی کرمانی از حکیمانی است که بسیار نیکو به این نکته اشاره کرده است. به نظرِ او «قبله شدنِ دین» عین کفر است؛ یعنی تبدیل شدنِ دین به هدف تفاوتی با کفر ندارد:

کفر بُوَد قبله ز دین ساختن
کعبه ز بتخانۀ چین ساختن
(خمسۀ خواجوی کرمانی، روضه‌الانوار، ص 89)

هدفِ سلوک دینی آن است که انسان گردنفرازی و ناز را رها کند و در فقر و نیازِ کامل با خدا روبه‌رو شود. طبق این تلقی، هر چیزی که رنگِ تعلق و تمّلک بپذیرد، میان انسان و خدا فاصله می‌اندازد. وابستگی به دین و با آن احساسِ هم‌هویتی پیدا کردن نیز، چنین است و ممکن است همچون «حجابی بس ستبر» انسان را از خدا دور کند؛ لذا سالکِ حقیقی باید همۀ داشته‌های خود را در پای خداوند قربانی کند و مذهب نیز از جمله چیزهایی است که باید قربانی شود، تا شخص به مقام تسلیم برسد:

رخ بگردان ز کیش و قربان شو!
بگذر از ملت و مسلمان شو! ‌‏
(همان، کمال‌نامه، ص 149)

ازاین‌روست که خواجو به ما توصیه می‌کند که در دین متوقف نشویم و از طریقِ «کفر ورزیدن به دین»، خود را به خدا نزدیک کنیم. این کفر که پس از ایمان می‌آید، کفری ارجمند است و به معنی رها کردنِ «داشته‌های ایمانیِ خود» و در نهایتِ نیاز و فقر و شکسته‌دلی، تسلیمِ خدا شدن است:

بندگی پیشِ بنده سلطانی است
کافری غایتِ مسلمانی است ‌‏
(همان، ص 138)

نتیجۀ این سخنان آن است که ایمان راستین هیچگونه بتی را برنمی‌تابد، از جمله «بتِ دین» را. تبدیل کردنِ دین به هدف یعنی «پرستیدنِ دین» و آن را بر جایگاه خدایی نشاندن و این عین بت‌پرستی است؛ به همین مناسبت خواجوی کرمانی «ایمان» را «ترکِ دین‌پرستی» می‌داند:

مکن گر هوشیاری ترکِ مستی
که ایمان چیست؟ ترکِ دین‌پرستی ‌‏
(خمسۀ خواجوی کرمانی، گل و نوروز، ص 617)

و سخن آخر آنکه خواجو به ما می‌گوید: دست از دین‌پرستی بردارید و خدا را بپرستید:

کفر بُوَد مذهبِ ایمان‌پرست
درگذر از مذهب و یزدان پرست!
(همان، روضه‌الانوار، ص 74).
❤️🍀 @filsofak