فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

☘️ دین‌گریزی
✍️ #رضا_بابایی - 19 مهر 97

🔅 مفهوم «دین‌گریزی»، تحلیل‌گران ایرانی را به سه گروه تقسیم می‌کند:

۱. منکران. این گروه معتقد است که دین‌گریزی در جامعۀ امروز ایران، بی‌معنا و تبلیغات دشمنان است، مگر در حدی که پیشتر و همیشه بوده است، و اگر اکنون اندکی بیش از سابق هم باشد، به دلیل وضعیت دین در جهان امروز است. بنابراین ارتباطی به مسائل داخلی ایران ندارد.

۲. پذیرندگان توطئه‌اندیش. این گروه، دین‌گریزی را در جامعۀ امروز ایران، کم‌وبیش می‌پذیرد؛ اما منشأ آن را توطئۀ دشمنان خارجی و عمال داخلی آنها می‌داند.

۳. پذیرندگان درون‌نگر. یعنی کسانی که اوضاع داخلی کشور را عامل اصلی دین‌گریزی شتابان و گسترده می‌شمارند.

گروه سوم نیز دو گونه‌اند:

۱-۳. آنان که درد دین دارند و دین‌گریزی را از آن جهت که دین‌گریزی است، آفت می‌شمارند.

۲-۳. آنان که به دین‌گریزی، تنها به عنوان پدیده‌ای اجتماعی می‌نگرند و بیشتر در پی تحلیل‌های جامعه‌شناختی یا روان‌شناختی‌‌اند؛ بدون هیچ گونه احساس خرسندی یا ناخرسندی نسبت به اصل دین.

در اینجا می‌خواهم نکته‌ای را از زبان گروه آخر(۳-۲) بگویم.
این گروه بدون آنکه درد دین یا حتی اعتقادی به خدا داشته باشد، روند دین‌گریزی و دین‌ستیزی را در جامعۀ ایرانی نگران‌کننده می‌داند یا دست‌کم طبیعی و هماهنگ با تحولات جهانی نمی‌بیند؛ زیرا بیرون از ظرفیت ساختارها و مناسبات داخلی است و بیشتر در ذیل پدیدۀ «گسست نسلی» می‌گنجد. دین‌گریزی، اگر علل غیر فرهنگی یا گفتمانی یا پارادایمی داشته باشد و ماهیت واکنشی آن بیشتر از بن‌مایه‌های فکری و فرهنگی باشد، ویرانگری آن کمتر از خرافات دینی نیست؛ زیرا این نوع دین‌گریزی، از تغییر ماهیت فرهنگی جامعه خبر نمی‌دهد؛ بلکه بسیار شبیه دین‌گرایی بی‌سابقه و ناگهانی ایرانیان در سال‌های ۵۶ و ۵۷ در واکنش به رژیم سکولار پهلوی است. در آن سال‌ها نیز ایرانیان در واکنش به رژیمی که به هر دلیلی با آن هماهنگ نبودند، از نمادهای دینی مانند مسجد و حجاب و ریش و روحانی‌محوری و شعارهایی مانند الله اکبر، پرچم‌های سیاسی ساختند و بر شاه تاختند. اکنون نیز بخشی از جامعه با همان انگیزه‌ها به سوی نمادهای ضد دین رفته‌اند که به‌قطع حاصلی جز آشفتگی بیشتر و هدررفت سرمایه‌های اجتماعی نخواهد داشت. جامعۀ رشدیافته و فرهیخته، برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود، جز به تغییر فرهنگ عمومی و سپس نهادهای سیاسی از راه‌های مدنی نمی‌اندیشد و گام نخست در این تغییرات، پرهیز از هر گونه دیوسازی از نهادهای سنتی است؛ چه آن نهاد سنتی، سلطنت باشد و چه دین و چه ملی‌گرایی. گام‌های پسین آسان‌تر است؛ اما گام اول نیاز به فرهنگی پیشرو، فعال و زنده دارد که متأسفانه جامعۀ ایرانی فعلا فاقد آن است. این فقدان نیز، بیش از هر چیز محصول اوضاع اقتصادی کشور و وضعیت فرهنگی منطقه و نابختیاری در سطح جهانی است.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

اگر آدم روانپریشی در خیابان یقه شما را بگیرد و ادعا کند که شخصیت مهمی است،
آیا وقت می‌گذارید و برایش دلیل و برهان می‌آورید که که افکارش هذیانی است؟!
به همین صورت در محیط کار و تحصیل هم، سعی در ایجاد تفکر عقلانی و استدلال‌پذیر کردن بعضی‌ها غیرمنطقی است.
🔻🔻🔻
شما ممکن است آدم آرمان‌گرایی باشید و با تصور اینکه می‌توانید همه چیز را تغییر بدهید، بخواهید که شیوه عملکرد و تفکر آدم‌های بدذات را هم تغییر دهید، اما باید بدانید که بسیاری هم هستند که اصولا اختلال شخصیت دارند، مثلا شخصیت ضداجتماعی دارند و تلاش برای اصلاح آنها آب در هاون کوبیدن است.
🔻🔻🔻
همیشه مجبور نیستید که به صورت رو در رو با افراد مشکل‌دار کار کنید. حتی اگر این فرد، یکی از همکارهای شما در یک پروژه یا محل کار باشد، می‌توانید تعاملات خود را با وی محدود کنید و اگر لازم باشد باواسطه کاری را به او محول کنید یا از او تحویل بگیرید.
🔻🔻🔻
اگر به قدر کافی با یک فرد با عملکرد بدخیم سر کرده باشید و اگر به اندازه کافی باهوش باشید، می‌توانید همه رفتارها و عکس‌العمل‌ها او را پیشبینی کنید و بهترین تصمیم را بگیرید.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

اوّلین فضیلتِ ناچیزی که به فکرمان می‌رسد، یاد دادنِ پس انداز، به فرزندانمان است.
یک قلّک به آن‌ها هدیه می‌کنیم و توضیح می‌دهیم که جمع کردنِ پول، چقدر زیبا‌تر از خرج کردن است ... بنابراین، قلّک، اوّلین اشتباهِ ماست، در برنامه ی تربیتی مان، یک فضیلتِ ناچیز، برقرار کرده ایم ... وقتی که قلّک، سرانجام شکسته شد و پول، خرج شد، بچّه ها، احساسِ تنهایی و غم می‌کنند که دیگر پولی نیست ...
تا آنجا که مربوط به تربیتِ بچه ها می شود، فکر می کنم که نباید به آنها فضیلت های ناچیز، بلکه باید فضیلت های بزرگ را آموخت.
نه صرفه جویی را؛ که سخاوت را و بی تفاوتی به پول را.
نه احتیاط را؛ که شهامت و حقیر شمردن خطر را.
نه زیرکی را؛ که صراحت و عشق به واقعیت را.
نه سیاست بازی را؛ که عشق به همنوع و فداکاری را.
نه آرزوی توفیق را؛ که آرزوی بودن و دانستن را ...

ناتالیا گینزبورگ _فضیلتهای ناچیز
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

معاشرتی بودن گرايشی خطرناک و حتی تباه کننده است. زيرا ما را با کسانی در ارتباط قرار می دهد که بيشترشان از نظر اخلاقی فرومايه و از لحاظ ذهنی کند و منحط اند. تقريباً همه ی رنجهای ما از ارتباط با ديگران نشأت می گيرند.


#آرتور_شوپنهاور
#در_باب_حکمت_زندگی
❤️🍀 @filsofak
بدترین و خطرناک ترین کلمات اینست: همه اینگونه اند.


#تولستوی
❤️🍀 @filsofak
24-31.pdf
11 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۵۲
سردبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۴۰

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خلاصه‌ای از کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر»
این انیمیشنِ چنددقیقه‌ای فقط مروری بر محورهای کتاب است و جای خواندن خود این کتابِ خوب را نمی‌گیرد.
#استفان_کاوی، «هفت عادت مردمان مؤثر»، ترجمهٔ گیتی خوشدل، نشر پیکان
#هدف_گزینی
📝 کانال فلسفه اخلاق:

در کتاب "امدادهای غیبی در زندگی بشر" نوشته شهید مطهری صفحات 153 تا 155 راجع به گوجه فرنگی چنین آمده است:
یکی از آقایان نقل می‌کردند که در یکی از شهرستان‌ها مردی از کسبه که خیلی مقدس بود، خدا به او فرزندی نداده بود جز یک پسر، آن پسر برایش خیلی عزیز بود، طبعاً لوس و ننر و حاکم بر پدر و مادر بار آمده بود. این پسر کم کم جوانی برومند شد. جوانی، فراغت، پولداری، لوسی و ننری دست به دست هم داده بود و او را جوانی هرزه بار آورده بود. پدر بیچاره خیلی ناراحت بود و بچه به سخنانش گوش نمی‌داد، و از طرفی چون یگانه فرزند پدر بود پدر حاضر نمی‌شد طردش کند، می‌سوخت و می‌ساخت. کار هرزگی فرزند به جایی رسید که کم کم در خانه پدر که هیچ وقت جز مجالس مذهبی مجلسی تشکیل نمی‌شد بساط مشروب پهن می‌کرد. تدریجاً زنان هر جایی را می‌آورد. پدر بیچاره دندان به جگر می‌گذاشت و چیزی نمی‌گفت.
در آن اوقات، تازه «گوجه فرنگی» به ایران آمده بود. عده‌ای علیه این گوجه ملعون فرنگی! تبلیغ می‌کردند به عنوان اینکه فرنگی است و از فرنگ آمده حرام است، و مردم هم نمی‌خوردند و تدریجاً مردم آن شهر حساسیت شدیدی درباره گوجه فرنگی پیدا کرده بودند و از هر حرامی در نظرشان حرام‌تر بود. در آن شهر به این گوجه «ارمنی بادمجان» می‌گفتند. این لقب از لقب «گوجه فرنگی» حادتر و تندتر بود، زیرا کلمه «گوجه فرنگی» فقط وطن این گوجه را مشخص می‌کرد؛ ولی کلمه «ارمنی بادمجان» مذهب و دین آن را معین کرد! قهراً در آن شهر تعصب و حساسیت مردم علیه این تازه وارد بیشتر بود.
روزی به آن حاجی که پسرش هرزه و لاابالی شده بود و خودش خون می‌خورد و خاموش بود، اهل خانه خبر دادند که امروز آقا پسر کار تازه‌ای کرده است، یک دستمال «ارمنی بادمجان» با خود به خانه آورده است.
پدر وقتی که این خبر را شنید دیگر تاب و توان را از دست داد، آمد پسر را صدا زد و گفت: پسر! شراب خوردی صبر کردم، دنبال فحشاء رفتی صبر کردم، قمار کردی صبر کردم، خانه‌ام را مرکز شراب و فحشاء کردی صبر کردم، حالا کار را به جایی رسانده‌ای که «ارمنی بادمجان» به خانه من آورده‌ای، این دیگر برای من قابل تحمل نیست، دیگر من از تو پسر گذشتم، باید از خانه من به هر گوری که می‌خواهی بروی.
این نمونه‌ای بود از حساسیت‌هایی که در مورد هیچ و پوچ و یا در مورد امور جزئی پیدا می‌شود؛ صد برابر حساسیتی است که در مورد امور اساسی پیدا می‌شود؛ کار حساسیت به جایی می‌رسد که تحمل «ارمنی بادمجان» از تحمل شراب و قمار و فحشا دشوارتر می‌گردد.
این هم لینک مرجع آن:
http://lib.motahari.ir/Content/912/155
حالا حکایت ما است. بر باد دادن مملکت، بی امید و آینده کردن جوانان، بیکاری، اعتیاد، فحشا، اختلاس، فسادِ سیستماتیکِ فراگیر، سیاست منطقه ای، بین المللی و روابط با جهان اسلام درب و داغون، سقوط پول ملی به عمق دره بی ارزشی، حاشیه نشین شدن یک پنجم جمعیت کشور، میلیون ها کودک کار، کودک گدا و... و... و... همه اینها به کنار، زنها می خواهند به ورزشگاه ها بروند. این دیگر قابل تحمل نیست!!
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

‍ اصولا خدای فقه نمیتواند محبوب آدمی واقع شود
✍️ابوالقاسم فنایی


در بسیاری از رساله های علمیه آمده‌که اگر سر مو یا سر سوزنی از دست و صورت در وضو یا بدن در غسل شسته نشود٬ غسل و وضوی شخص و به تبع آن نماز و روزه او باطل است‌. همچنین در وضو٬ شستنِ داخل بینی و چشم لازم نیست٬ اما مُکَلَّف برای اینکه «یقین» کند که چهره خود را به طور کامل شسته باید مقداری از داخل بینی و چشم خود را نیز بشوید.
همچنین در رساله ها آمده اگر شخصی نتواند جهت قبله را تشخیص دهد باید به چهار طرف نماز بخواند یا در شک بین دو و سه چهار در نمازهای چهاررکعتی٬ باید دو رکعت ایستاده و دو رکعت نشسته بجا آورد و دوباره نماز خود را اعاده کند. یعنی شخص باید هشت رکعت نماز بخواند تا شک خود نسبت به نخواندن دو رکعت را برطرف کند و این‌همه برای این است که مکلف یقین کند که وظیفه خود را انجام داده است.

مبنای فتواهای از این دست همان اصل احتیاط و مدل ارباب و برده است. در حالی که احتیاط در عبادات بی معنا٬ بی مورد و مذموم است و با فلسفه عبادت ناسازگاری دارد٬ زیرا توجه آدمی را از باطن عمل منصرف و به ظاهر آن معطوف میکند. عبادت یا پرستش یعنی عشق ورزیدن با خداوند و راز و نیاز با معشوق ازلی٬ اما توجه افراطی به ظاهر و صورت عمل و دقت و وسواس در مراعات آداب و شرایط ظاهری عبادت٬ آدمی را از توجه به معشوق و حضور قلب و عمارت باطن و روح عمل و توجه به معانی سمبلیک نهفته در رفتارهای عبادی باز میدارد و او را از یاد خدا غافل و از او دور می کند. اصولا خدای فقه نمیتواند محبوب آدمی واقع شود و از او دلربایی کند‌. عبادتها سرشار از معانی رمزی و سمبولیک اند و گذر از ظاهر آنها و توجه به معانی رمزی مورد اشاره آنهاست که در واقع غرض شارع از تشریع عبادتها را برآورده میکند. توجه افراطی فقیهان به ظاهر اعمال و غفلت از باطن آنها و چسبیدن به ظاهر احکام و غفلت از فلسفه آنها نیز یکی دیگر از پیامدهای اندیشیدن در قالبِ پارادایمِ ارباب و برده است.

اخلاق دین شناسی٬ ابوالقاسم فنایی٬ ص۱۵۰-۱۵۱.
❤️🍀 @filsofak
حرکت از ذهن بسته به سمت ذهن باز با فراگیری مهارت ها و تمرین و ممارست شدنی است!
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎶 هوای تازه ۴

پادکست: (تلفن حیات)☎️
#مصطفی_سلیمانی

انتشارش دهید...
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎶 هوای تازه ۵

پادکست: (آدم‌های بلاتکلیف)
#مصطفی_سلیمانی

انتشارش دهید...
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
🎶 هوای تازه ۵ پادکست: (آدم‌های بلاتکلیف) #مصطفی_سلیمانی انتشارش دهید... ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

(آدم‌های بلاتکلیف!)
.
دورِ بعضی از آدم‌ها را باید خطِّ قرمز کشید، بس که بلاتکلیف و معلق‌اند. دستِ خودشان هم نیست، اما زندگی را به کامت تلخ می‌کنند. نه رویِ تو سرمایه‌گذاریِ عاطفی می‌کنند و نه می‌گذارند بی‌خیالشان شوی!
از این‌ آدم‌ها باید ترسید. تا حس کردی این مدلی‌اند، باید فرار را بر قرار ترجیح دهی.
آن‌ها دوست دارند تو را لنگ در هوا ببیند، درست مثل یک اعدامی که فقط روی صندلی دار رفته اما هنوز گردنش طناب را لمس نکرده. آن‌ها تو در میانه مرگ و زندگی می‌خواهند. تو را در برزخ رها می‌کنند.
اسم این افراد را گذاشته‌اند: آدم‌های خاکستری. یعنی در رابطه‌شان نه سیاهِ مطلقند که حالت را بهم بزنند تا دل بکنی، نه سفیدِ مطلقند که حلوا حلوایشان کنی تا پیش‌شان بمانی. مثل عنکبوت به جانت می‌افتند و به خودت می‌آیی و می‌بینی تارهایِ تنیده به درونت، شده‌اند بلایِ جانت! یا مثلِ پشه‌ای خون‌خوار، خونِ عاطفه‌ات را در کمالِ لذت می‌مکد و بر جنازه‌ات فاتحه‌ای نمی‌خواند.
مبتلایان به افرادِ سردرگم در بین مراجعینم زیادند. هفته‌ای نیست که آه و ناله‌شان را نشنوم. جالب است بدانید خودشان می‌دانند که این‌جور ارتباط‌ها کش دادن فضایِ مرده است، اما نمی‌دانم چرا برای بی‌مهری‌ طرفِ رابطه‌شان بهانه و توجیه می‌آورند.
تو را به خدا عاشق آدم‌های لنگ در هوا نشوید. نگذارید یک مشت آدمِ سودجو برای لذات مقطعی‌شان دست‌شان را تا آرنج ته قلب‌تان فرو کنند و احساسات‌تان را بازیچه قرار دهند.
توصیه‌ام به عنوان یک مشاور خانواده این است:
رابطه را با این‌جور آدم‌های لنگ در هوا، معلق و بلاتکلیف همین امروز تمام کنید و برایش عزاداری کنید تا خاکی ریخته باشید روی مرده‌ای! تا اتفاق غلطی را تبدیل کرده باشید به خاطره‌ای...
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا دروغ می‌گوییم؟
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی بشود به بچه اینطور آمپول زد، یعنی که هر چیزی، مطلقا هر چیزی، غیر از مرگ چاره دارد.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📚 قانون بازی با بچه ها

با بچه ها در گیم های سه دستی بازی کنید:

1- دست اول بذارید بچه برنده بشه و تشویق بشه برای ادامه بازی. اگه اولین دست ببازه، حالش گرفته میشه و دیگه ادامه نمیده. بعد از اینکه برد، براش کُری بخونید که جرات داری بیا یه دست دیگه بازی کن تا بهت نشون بدم.

2- دست دوم شما بازی را ببرید (البته اگه میتونید!) که متوجه بشه همیشه برد در کارنیست و باخت هم هست. بعد از اینکه در دست دوم باخت و همه چی برابر بود، بهش پیشنهاد بدید که بیا دست سوم را بازی کنیم، هر کی برد اون برنده نهاییه.

3- دست سوم بذارید شما رو ببره، ولی به سختی. باید متوجه بشه که بعد از شکست فقط با تلاش بیشتره که میتونه موفق بشه. تا لحظات آخر پا به پاش بیایید و آخرای بازی بذارید برنده اون باشه و پیروز از زمین بیرون بیاد و بعد از باختن خودتان بهش بگید «من باختم ولی بازی خوبی بود» این بهش کمک میکنه که بفهمه باختن پایان دنیا نیست!

✍🏻 #سیامک_روحانی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 افسردگی چیست؟

آیا می‌دونیم افسرده هستیم یا نه؟!
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

زندگی آرمانی

▪️از قدیم‌الایام این بحث میان فیلسوفان، چه در غرب و چه در شرق میان حكمای یونان، هند و چین قدیم مطرح بوده است. بحثهای خیلی مفصل و جذابی در این باره هست، اما من فقط یك تصویر از زندگی آرمانی ارائه می‌دهم كه آن را قبول دارم و با قبول آن بحثهای بعدی معنادار می‌شود. این تصویر از آن خانم سوزان ولف است و ریشه‌اش به زمان كنفسیوس و اپیكور بازمی‌گردد، اما خانم ولف آن را تنسیق فلسفی و روانشناختی كرده و من از آن دفاع می‌كنم. در جای دیگری در این باره بحث كرده‌ام كه به نظر خانم ولف زندگی آرمانی سه خصوصیت دارد: خوب است، خوش است و معنادار است و اگر یكی از این سه را نداشته باشد آرمانی نیست. خوب بودن زندگی یعنی اخلاقی بودن، همان معنایی كه مدنظر افلاطون بود، یعنی زندگی‌ای كه بر اساس اصول، قواعد یا احكام اخلاقی باشد.

▪️زندگی خوش زندگی‌ای است كه در آن لذات روانشناختی به بیشترین حد ممكن وجود داشته باشند و حتی‌المقدور از درد و رنج به دور باشد. به نظر روانشناسان، به خصوص در قرون اخیر، خوش بودن زندگی بسیار متوقف بر سلامت روان است و لااقل شرط لازم آن است (بعضی حتی آن را شرط لازم و كافی می‌دانند). اینكه ما به عنوان انسان چه چیزی را جزو لذات می‌دانیم و چه چیزی را جزو آلام و از چیزی چقدر لذت یا الم می‌بریم به طبیعت انسانی، فرهنگی كه در آن زندگی می‌كنیم و سنخ روانی ما بستگی دارد. بنابراین، ولف، بر خلاف كسانی كه زندگی خوب (اخلاقی) را شرط لازم و كافی زندگی آرمانی می‌دانند، زندگی خوب را فقط شرط لازم می‌داند.

▪️دو مؤلفه‌ای که تا اینجا گفتیم، مؤلفه‌های زندگی آرمانی از نظر ابوالعلاء معری و، نظیر ایرانی‌اش، عمر خیام است، كه از این جهت به‌شدت تحت تأثیر ابوالعلاء بود؛ خوبی زندگی این است كه انسان كمترین درد و رنج را به دیگران برساند و خوشی آن در این است كه بیشترین لذت را به خود برساند و بنابراین، در واقع خوشی زندگی مقید می‌شود به خوبی زندگی، والا انسان می‌توانست برای خوشی زندگی به دیگران ظلم كند. اما خانم ولف از مؤلفۀ سومی هم نام می‌برد و آن معناداری زندگی است. «معنا» در تركیب معناداری زندگی سه معنی دارد: الف) هدف زندگی؛ ب) ارزش زندگی؛ ج) كاركرد زندگی. در اینجا معنای اول منظور است، یعنی زندگی آرمانی زندگی‌ای است خوب، خوش و دارای ارزش.

▪️آیا ممكن است زندگی‌ای خوب و خوش باشد اما دارای ارزش نباشد؟ یكی از فیلسوفان قرن بیستم به نام تیلور برای نشان دادن وجود چنین زندگی‌ای از اسطورۀ سیزیفوس مثال می‌زند كه مغضوب خدایان شد و مجازاتش این بود كه در تمام طول عمر بی‌پایانش صبحگاه صخره‌ای را تا نوك كوهی بالا ببرد و به وقت غروب كه به چندقدمی قله می‌رسید صخره از دستش رها می‌شد و باز روز دیگر از نو شروع می‌كرد. این زندگی تكرار مكررات است، یعنی می‌داند كه از این تكرار هیچ سودی نمی‌برد، اما روز بعد باید بازهم تكرار می‌كرد. حالا فرض كنید كه خدایان آمپولی به سیزیفوس تزریق كرده باشند و او كاری را كه با بی‌میلی انجام می‌داد با عشق انجام دهد و بنابراین چون شاد است زندگی خوشی داشته باشد (البته خوشی غیر از شادی است، اما شادی بزرگترین مؤلفۀ خوشی است)، با این حال یك ناظر بیرونی این زندگی را بی‌ارزش می‌داند، چون نهایتاً چیزی عاید سیزیفوس نمی‌شود. تیلور این مثال را نقل می‌كند تا نشان دهد كه چنین زندگی‌ای امكان دارد. از این رو، كسانی مثل خانم ولف معتقدند كه زندگی آرمانی باید ارزش زیستن هم داشته باشد، یعنی در مجموع سودش بیش از هزینه‌هایش باشد یا لااقل هزینه‌هایش بیش از سودش نباشد.

مصطفی ملکیان، روانشناسی اخلاق، جلسه۴۴.
❤️🍀 @filsofak