فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
فلسفه اخلاق
🎶 هوای تازه ۱ پادکست: (قلب شکسته)💔 #مصطفی_سلیمانی انتشارش دهید... ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

(حسّ دلتنگی)
.
معطل نکن!
آب دستت هست بگذار زمین. گوشیِ تلفنَت را بردار و تماس بگیر با همانی که دلت تنگ شده برایش!
در این دنیای محدود و دم‌دستی،
دست بردار از این دست‌دست کردن‌هایِ بی‌خود و بی‌ثمر!
از این سکوت‌هایی که بوی دلخوری می‌دهد!
از این فاصله‌های زیادی که آدم‌ها را برایت کاذب و بزرگ می‌کند. واقعیتش نمی‌ارزد...
اصلا باید آدم‌ها را قبل از دلتنگی دید،
قبل از اینکه حسّ‌شان مثلِ یک حبابِ بادکنکی شود و به یک تلنگری بند باشد،
قبل از اینکه در وجودشان چیزی شبیه به لایه‌هایِ غبار رویِ اثاثیه‌ی خانه‌‌ی قدیمی بنشیند...
باور کنید حسّ دلتنگی را نه می‌توان به زبان آورد نه می‌توان نوشت‌شان. اگر هم بشود حق مطلب ادا نمی‌شود...
بدترین اتفاق شاید همین باشد که نمی‌توانی کسی که دلتنگش هستی را همان موقعِ دلتنگی در آغوش بگیری...
سرت را درد نیاورم، می‌خواهم بگویم:
نگذار دلتنگی‌ات آنقدر چاق و بزرگ شود که وقتی چشمت بهش افتاد، نشناسی‌اش!
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎶 هوای تازه ۲

پادکست: (اخلاق عاشقی)💔
#مصطفی_سلیمانی

انتشارش دهید...
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
🎶 هوای تازه ۲ پادکست: (اخلاق عاشقی)💔 #مصطفی_سلیمانی انتشارش دهید... ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

💔
قبول داری حرفمو؟
(ماها آداب جدایی رو بلد نیستیم؟)
نکته‌ای به ذهنت می‌رسه بگو تا بقیه هم بشنون و بهش فکر کنن.
.
.
.
.
.
📝 منبرک: (ادب جدایی)
.
هنر عاشقی، مثل هنر شکاره، اما شکار دل!
عاشقِ خوب اونی نیست که می‌دونه چطور دل محبوبش رو شکار کنه، عاشق خوب اونیه که بلده دل طرفش رو نشکنه، خصوصا وقت جدایی.
آخه یکی نیست بپرسه:
چطور موقع دلبری، سر از پا نمی‌شناسی! اما موقع جدایی، زمختی و بی‌ادب؟!
حواسمون نیست که:
زخم عشق همیشه با ما می‌مونه! به روح ما چنگ می‌زنه. نابودمون می‌کنه.
اگه دقت کنیم به این می‌رسیم که: جدایی مشکل نیست، نوعِ جدایی مشکل‌سازه.
جدایی یه‌دفعه‌ای بی‌انصافیه. دردی رو دوا نمی‌کنه! باید دوتایی بشینید سنگاتونو از هم وا کنید... با هم دیگه توافق کنید. رابطه‌تون رو آنالیز کنید.
برخورد عاقلانه و اخلاقی با کسی که زمانی نگرانمون بوده و دوستمون داشته، شجاعت می‌خواد،
اما شجاعت همه ماجرا نیست، ما باید بتونیم برای خودمون احترام قائل باشیم و کاری کنیم که دو طرف بعد از این شکست، بتونن دوباره به زندگی برگردن.
این می‌شه اخلاق عاشقی، این می‌شه ادب جدایی...
آخرشم باید باورت بشه:
فقط یه آدم برات روی زمین وجود نداشته که حالا اونو از دست دادی...
#مصطفی_سلیمانی
.
#خانه_های_روشن
#منبرک
#عاشقی
#ادب_جدایی
#اخلاق_عاشقی
#جدایی
#شهرزاد
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:

شب اول محرم 👇
#مصطفی_سلیمانی

موضوع: بلا و ابتلا دنیا

۱. امروزه اکثریت از زندگی شان نااميدند. همگی از غصه ها و مشکلاتمان می ناليم. کسی از صمیم قلب از زندگی اش راضی نیست.
لقلقه زبانمان: "هرچی سنگه پیش پای لنگه!" متأسفانه رضایت از زندگی درجه اش خیلی پايينه.
۲. دلیل اصلی معترضین و نااميدان این است که خدای متعال فقط بر ما سخت گرفته است. در حالی که اينگونه نیست.
بريم در خونه قرآن:
"ما همه چیز رو به همه کس دادیم."
هر کسی دارای نعمتی است که دیگری آن را دارا نیست.
خدای متعال نعمت هایش را بين بندگانش به صورت مساوی تقسیم کرده است. پس "مرغ همسایه برایمان غاز نشود." و "هر چی سنگه پیش پای لنگ نیست!"
ممکن است شخصی معلول باشد، اما حافظه خوبی داشته باشد. و ممکن است شخصی قدرت جسمی بالایی داشته باشد اما از جهت هوشی ضعیف باشد.
خدا گر ببندد زحکمت دری
زرحمت گشاید در دیگری
۳. روایتی کلیدی از امیرالمومنین در کلمات قصارشان وجود دارد:
"المصايب بالسويه مقسومه بین البريه"
یعنی همانگونه که فضائل و خوبی ها بین مردم به صورت مساوی تقسیم شده، مصائب و گرفتاری ها هم به صورت مساوی من الاولين الی الآخرين تقسیم شده است.
پس اینکه در درد و دل هايمان می گوییم: کسی مثل من در این عالم گرفتاری ندیده، پیداست عقلمان در چشممان بوده و از زندگی دنیوی دیگران بي اطلاع هستیم.
۴. اگر نگاهی به زندگیِ قد بلندهاي عالم خلقت و آبرو دارهای خدا(معصومین) بیندازیم، خواهیم دید که آنها که سیم ارتباطی شان به خدا بیشتر وصل بود، بیشتر از این مصائب و گرفتاری ها بهره برده اند: "هر که بامش بیش، برفش بیشتر" هر که سعه وجودی و ظرفش وسیع تر باشد، بیشتر با مشکلات دست و پنجه نرم می کند. خاصیت دنیا عجین شدنش با گرفتاری هاست.
اهلبیت موفقیتشان را مرهون معامله با خدای خود می دانند. چون خدا را معامله گر خوب و منصف می دانند. خریدار خوبی است.
۵. در روايتی داریم: «دنیا اگر خوشی داشت خدای متعال به خوبان و اولیا و مقربينش عنایت می کرد.»
یکی مثل زینب کبری که یکی القابش ام المصايب است، در مجلس عبیدالله در جوابش گفت: "اني لاستصغر قدرک!" کوچیک می بينمت!
این همه مصیبت و داغ دید اما گفت: "ما رأیت الا جميلا."
۶. یکی مثل ابی عبدالله که عزیز عالم است و دردانه عالم خلقت، در یک بعدازظهر عاشورا یک گلستان را تحویل جامعه بشری داد، خون قلبش را داد تا بشر از جهالت خارج شود: "و بذل مهجته فيک ليستنقذ عبادک من الجهاله و حيره الضلاله"
کسی بود که روی خدا حساب کرده بود و چون او را داشت کم و غم نداشت:
"تو را دارم چه کم دارم
تو را دارم چه غم دارم"
این همه مصیبت را دید و زیر تیغ شمر سرش بالا گرفت و گفت: "الهی رضا برضاک، تسلیما لقضائک"
هر که در این بزم مقربتر است
جام بلا بيشترش می دهند.
۷. بهترین کاری که می شود کرد، حساب باز کردن روی حکمت و مصلحت خداست، البته نسبت به مصائبی که باعث و باني اش خودمان نیستیم وگرنه: "خودم کردم که لعنت بر خودم باد." طبیعت دنیا این است که اگر در زمستان شال و کلاه نکنم سرما می خورم!
اما گاهی برخی مصائب در اختیار من نیست، آنجا باید صبر و توکل کرد و بنا را گذاشت بر لطف و عنایت خدا.
اگر معرفتمان را مثل علامه قاضی کنیم، وقتی دچار مصیبتی شویم سر به آستانش می گذاریم و می گوییم: "خدایا ممنونم ازت که ما رو آدم حساب کردی. ما رو هم تحویل گرفتی!"
به گفته بزرگانمان: اگر دچار مصیبتی نشدیم باید به ایمان خود شک کنیم.
۸. خدای متعال مشکلات ما را درک می کند و می فهمد که چه عذابی را بنده اش می چشد.
در روایتی که مرحوم طبرسی در کتاب "مشکاه الانوار" ج ۲، باب الفقر دارد، بسیار شنیدنی و قابل تأمل است:
"خدا رسما آن دنیا از فقرا معذرت خواهی می کند!" معذرت خواهیِ خدا! تأمل کنیم در این مسأله...
مشکل فقر، از مشکلات سنگین است که خدای متعال برای رشد بنده اش لازم می داند.
۹. دو مثال:
الف) طلا وقتی ناب و قیمتی می شه و پشت ویترین قرار می گیرد و آب دهان ها رو راه ميندازد که کوره آتش، فشار قالب، ضربات چکش را بچشد...
ب) آب وقتی زلال و طاهر می شود و تبدیل به چشمه می شود که از لابلای سنگلاخ ها و صخره و اصابت با سنگ ها و درخت ها بگذرد...
۱۰. پس می بایست در مصائب دنیا صبر کرد و خدا را دید. کسی که با خدای متعال در دنیا مخلصانه معامله نکند، قافیه را باخته است.
یکی مثل ابی عبدالله گوشه یک بیابان با خدا معامله کرد و طبق گفته تاریخ نگاران در عرض چهار پنج ساعت، دار و ندارش را تقدیم کرد و خدای متعال بعد از هزار و اندی سال هنوز پروژکتور روی حادثه کربلا انداخته و نمايانش می کند...
اساس کار اولیا اخلاصه.
11. جمع بندی:
همه مصائب و مشکلات دلیلش ناب و خالص شدن ماست. این خداست که ما را ضعیف خلق کرده که در نهایت به او متصل شویم: "خلق الانسان ضعیفا"
#خلاصه_منبر_شب_اول
🍀❤️ @filsofak
مشاوره خانواده (قم)
(ازدواج، کودک و نوجوان، مهارت‌های زندگی، زناشویی، فرزندپروری)
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
مشاوره خانواده (تهران)
(ازدواج، کودک و نوجوان، مهارت‌های زندگی، زناشویی، فرزندپروری)
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:

♦️ رابطه آگاهی و رنج‌كشيدن
(از ديدگاه بزرگان مكاتب فلسفی)

✍️ شايد تا به‌حال چندین بار از خودتان پرسيده‌ باشيد:

-«چرا عُقلا نسبت به عوام از سرخوشی كمتری برخوردارند؟»

👈 به زبان ساده‌تر چرا با رشد انديشه و پر و بال گرفتن افكار، فرد نسبت به رويدادهایی كه پيشتر از آن‌ها احساس شادی می‌نمود، بی‌تفاوت شده و آن‌ها را مذبوحانه و حقير می‌پندارد؟ چرا اين دسته از افراد، اكثرا در خود هستند و با خنده‌های احمقانه و شادی‌های پوچ بيگانه‌اند؟

پاسخ اين پرسش را بايد در ميان ديدگاه بزرگان فلسفه و منطق جستجو كرد.

"#داستايووسكی" نويسنده و روشنفكر بزرگ، در كتاب "يادداشت‌هایی از جهنم" مي‌نويسد:
«انسان هرگز از "رنج" خلاص نمی‌شود زيرا "آگاهی خاستگاه رنج" است.»

#افلاطون رنج و درد را بخش لاينفک كسی می‌داند كه به معضلات بشر آگاه شده.
معضلاتی كه بی‌گمان همه با مصيبتِ كمبود ِدانش حادث می‌شود.

"#برديااُف" فيلسوف روسی در اثر ارزشمند خود با نام "ديالكتيک وجودی في‌مابين انسان و خدا" چنين می‌گوید‌:
«هرچه "عقل" بيشتر رشد می‌كند "روح دردمندتر" می‌شود.»

حتی پيروان مكتب عصيان‌گر "اگزيستانسياليسم" كه اكثرا با تمام مكاتب فكری و فلسفی مخالفت كرده و هر‌چيز جز خود را رد می‌كنند، در اين موردِ خاص با ديگر مكاتب فكری اتفاق نظر دارند.

"#برتراند_راسل" می‌گويد:
«من دو اصل را دنبال می‌كنم؛ نخست آن‌كه همواره به خود گوشزد می‌كنم نبايد به كسی ظلم كنم و دوم آن‌كه هيچ استعدادی را در خود ناشكفته نگذارم و به بيان ساده‌تر، به خود نيز ظلم نكنم.»

تمام واژگان اين جُستار برای رسيدن به اين بند در كنار هم نشسته‌اند:
«به خودتان ظلم نكنيد!»
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سلامت

نتیجه تحقیقات علمی بر روی تاثیر ورزش بر اندام های بدن نشان داد که برای بدست آوردن بهترین اندام کافیه در روز ۹ حرکت از ۴۸ حرکت بالا را در خانه انجام دهید.
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔴 بهترین شیوۀ برخورد با یک احمق!


به نظر می‌رسد که هیچ قانونِ مطلقی در عرصۀ روابطِ انسانی وجود ندارد و نمی‌توان همۀ روابط را با یک چوب راند. همین پیچیدگیِ روابط انسانی باعثِ دشواریِ تشخیص می‌شود و آن را از حالتِ مکانیکی بودن خارج می‌کند. یک ارتباط‌گرِ ماهر کسی است که در هر موردِ خاص تصمیمی ویژه بگیرد و در هر موقعیتی، با توجه به ویژگی‌های شخصیتی طرفِ مقابل، درست‌ترین واکنشِ ممکن را برگزیند.

اکنون نکته‌ این است که بهترین واکنش در برابر یک «احمق» چیست؟ همین‌جا باید بگویم که کلمۀ «ابله» در این موردِ خاص شامل هیچ گونه ارزش‌داوریی نیست و صرفاً جنبۀ توصیفی دارد. منظور از «ابله» کسی است که ویژگی‌هایی از این دست داشته باشد:

۱. در گفتگو به هیچ مبنای عقلانیی پای‌بند نیست و برای دفاع از نظرِ خود، از دروغ گفتن، اطلاعات غلط دادن و مغالعه کردن ابایی ندارد و درست به همین جهت قانع کردنِ او در بحث غیرممکن است.

۲. از جر و بحث لذت می‌برد؛ زیراکه که جر و بحث فرصتی برای فضل‌فروشی و خودنمایی در اختیار او قرار می‌دهد. برای او «حقیقت‌جویی» و «حقیقت‌گویی» که دو رُکنِ رکینِ هر گفتگویِ سازنده‌ای هستند، اصلاً مطرح نیستند؛ به همین سبب به راحتی موضعِ خود را عوض می‌کند و بسته به موضعِ طرفِ مقابلِ خود، از درِ مخالفت درمی‌آید. به نظر می‌رسد که صرفِ مخالف‌خوانی حسِ خوشایندی در او ایجاد می‌کند.

۳. باورها و نظراتِ طرفِ مقابل برای او مهم نیست و در عمل به چیزی به‌نامِ احترام گذاشتن به دیگران التزام ندارد. این ویژگی تا حد زیادی ناشی از نوعی خودشیفتگی است و باعث می‌شود نیروی همدلیِ شخص از بین برود و به هیچ روی نتواند وضعیت و موقعیتِ دیگران را آن گونه که هست، درک کند.

۴. به هیچ روی به اشتباهِ خود اعتراف نمی‌کند و اصولاً خود را کامل، معصوم و خطاناپذیر می‌پندارد. روشن است که چنین کسی به شدت اهلِ فرافکنی است و همواره آماده است مسئولیتِ خطا و شکست را متوجهِ دیگران سازد و خود را تبرئه کند. به هیچ وجه نمی‌توان به چنین کسی اثبات کرد که اشتباه می‌کند؛ درست به همین دلیل است که چنین کسی هیچگاه حاضر نمی‌شود از یک مشاور، یا استادِ آگاهِ مشفق یاری بگیرد.

این فهرست باز است و می‌توان مواردِ دیگری را بر آن افزود، ولی برای منظور ما همین‌ مقدار کفایت می‌کند. کسی که دارای چنین ویژگی‌هایی باشد، او را «ابله» می‌نامیم، خواه بی‌سواد و کم‌هوش باشد، خواه درس‌خوانده و باهوش. ممکن است کسی به عالی‌ترین درجاتِ علمی رسیده باشد، ولی با این معیارها، یک ابلهِ تمام‌عیار باشد؛ بنابراین بلاهت ربطی به هوش و تحصیلات ندارد. اکنون پرسش این است: با چنین کسی باید چگونه برخورد کرد؟ در پاسخ به این پرسش می‌توان چند راهِ حل را پیشنهاد کرد:

۱. جدال و مبارزه: به نظر می‌رسد که این راه سودی ندارد؛ زیراکه آدمی را تا پایین‌ترین سطوح اخلاقی تنزل می‌دهد، او را به سفسطه، دروغگویی، لجبازی و ستیزه‌جویی می‌کشاند و مقدار زیادی از وقت و انرژیِ او را تلف می‌کند. جدال کردن با کسی که به هیچ مبنایی پای‌بند نیست، نتیجه‌ای جز تا سطحِ او سقوط کردن در پی ندارد و هیچ انسانِ فرهیخته‌ای اجازۀ چنین رفتاری را به خود نمی‌دهد.

۲. نرمی و مدارا: اگر میزان حماقتِ طرفِ مقابل کم باشد، می‌توان با نرمی و مدارا او را تحمل کرد و رابطه را با تلاش و کوشش فراوان ادامه داد و آسیب‌های آن را تحمل کرد. این راه حل به ویژه در جایی مناسب است که آن شخصِ ابله، از بدِ حادثه، یکی از نزدیکانِ درجه اولِ انسان باشد.

۳. خاموشی: خاموشی راهِ حلی است که خِرَدِ جمعیِ گذشتگان آن را به عنوان بهترین راهِ حل ممکن در برابرِ یک انسان ابله یافته و در قالب ضرب‌المثلِ مشهورِ «جوابِ ابلهان خاموشی» است، بیان کرده است. به نظر می‌رسد در بسیاری از موارد، در برابر یک ابله، بهترین کار همین است که سکوت پیشه کنیم و اجازه بدهیم او هرچه می‌خواهد بگوید، بی‌آنکه پاسخی به او بدهیم.

۴. فرار کردن: اگر ریشه‌های بلاهت در طرف مقابل بسیار استوار باشد، بهترین راهِ حل فرار کردن است. جایی که مدارا و خاموشی هم، در مواجهه با یک شخص، راه به جایی نمی‌برند، ظاهراً گزیر و گریزی از گریختن نیست. به نظر می‌رسد برای پرهیز از آلوده شدن به رذائلِ یک احمق، بهترین راهِ رویارویی با او «مدارا» و «خاموشی» است و اگر این‌ها پاسخ نداد، از او «گریختن»!

ایرج شهبازی
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن کوتاه «Cogs 2017»

دنیا رو اونجور که خودت دوست داری و میخوای تغییر بده؛

دنیا در دستان توست...
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
در سیاست و در طبابت هر کس وعده زیاد بدهد، شارلاتان است.

#کارل_پوپر

توضیح: شارلاتان(به فرانسوی: charlatan) به کسی گویند که با زبان خوش، مردم را فریب می دهد.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیزهایی که باید به فرزندتون بگین!
🍀❤️ @bright_houses
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔵 بیماری برخی قدرتمندان

🖊محمد سروش محلاتی

" حاکمان بیماری‌های خاصی پیدا می‌کنند که یکی از آنها "خود شیفتگی است، و همین بیماری، عوارضی چون استکبارو دیکتاتوری را بدنبال دارد؛ ولی نباید این مشکل را فقط در شخص حاکم دید بلکه اطرافیان تملق‌گو که پیوسته او را در اوج علم و تقوی معرفی و از بیان کاستی‌هایش چشم‌پوشی می‌کنند، عامل پیدایش این خطرند که زمینه آن در خود حاکم وجود دارد؛ و حب الاطراء؛ و بهمین دلیل است که برای جلو گیری از این خطر نمی‌توان به وجدان اخلاقی حاکم اکتفا کرد و اگر فضای جامعه بسته باشد، قهرا حاکم بسوی سقوط اخلاقی و سپس سقوط سیاسی حرکت خواهد کرد و از این روست که آزادی‌های سیاسی زمینه از بین رفتن و یا تقلیل فساد اخلاقی را فراهم می‌کند و به عکس، با دیکتاتوری، فضائل اخلاقی در حاکم و پس از آن در جامعه قربانی می‌گردد."
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

مدت هاست در هر جمع و گروهی این سوال طرح می شود که:
چرا در ایران اختلاس زیاد است؟
چرا تهمت فراوان است ؟
چرا دروغ بی شمار است؟
چرا زیرآب زنی در کار و خیانت در شغل و فساد در خانواده افزون شده است؟
چرا جوانان به مواد مخدر روی اورده اند ؟
چرا رابطه های آنچنانی رواج یافته ؟
چرا میزان تصادفات رانندگی زیاد شده؟
چرا دعواهای خانگی و خیابانی و چاقو کشی و قتل و جنایت و تجاوز روز به روز بیشتر می شود؟
چرا تحمل ایرانی ها کم شده.؟
. چرا فحش زیاد شده ..؟

چرا هر کس که سفری به اروپا می کند می گوید انجا احترام دیده و در ایران بی احترامی ....؟
چرا و چرا؟؟

مگر از صبح تاشب نوای دین از صدا و سیما به گوش نمی رسد؟
مگر هر هفته در کل کشور نماز جمعه برگزار نمی شود؟
مگر این همه مداح و سخنران که شب و روز از خدا و پیغمبر می گویند کم است ؟
پس چرا مشکلات اخلاقی جامعه روز به روز اسفناک تر و فجیع تر می شود؟؟

خلاصه :چرا جامعه ایران از اخلاق دور شده است؟

پاسخ این همه سوال فقط یک عبارت است:

ابهام از آینده و اخلاقی زیستن


در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.

در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت
و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.

در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰گرم غذا می‌خورد.

پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیره‌بندی شود.

شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت.
هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا می‌خوردند.

دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند.

هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند
و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد.

در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.

آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای كاهش می‌دهد.

به طور مثال، در جامعه‌ای كه همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و.. كمتر است.

به طور كلی در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند.

پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.

به جای صرف هزینه های بسیار برای دعاهای مستحب کمیل و ندبه و سخنرانی های خسته کننده و مداحی های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش های بی اثر ؛ بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم یعنی مخصوصا ازدواج و شغل منتقل کنید.

جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده ، با خوش بینی به آینده می نگرد
و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد.

پس ، لطفا مستحبات را کم کنید و به واجبات برسید.


سخنرانی استاد مصطفی ملکیان با عنوان
اخلاق و آسیب‌های اجتماعی
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎶 هوای تازه ۳

پادکست: (آدم‌های امن)💔
#مصطفی_سلیمانی

انتشارش دهید...
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
🎶 هوای تازه ۳ پادکست: (آدم‌های امن)💔 #مصطفی_سلیمانی انتشارش دهید... ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:


رفیقی داری که بدون قضاوت حرفات رو بشنوه؟ فرقی نداره کی باشه...
برای قدردانی هم که شده، آدم‌های امن زندگیت رو تگ کن.
بذار بیاد بخونه کیف کنه! بفهمه حواست بهشون هست.🎈🤗
.
.
.
.
📝 منبرک: (آدم‌های امن)
.
.
یک وقت‌هایی، عکس پروفایل‌های توی گوشی، اینستاگرام، تلگرام و یا حتی لابه‌لای خاطراتم -آن‌جا که سال‌هاست خاک فراموشی گرفته- را می‌گردم. کلی اسم هست که حالا دیگر نیستند. بی‌خود و بی‌جهت نگه‌شان داشته‌ام. مانده‌اند قاطی تک وتوک آدم‌هایی که می‌شناسم و اسم‌شان دور از جانت، رفیق است!
راستش حالا حوصله‌ام از آدم‌های روزمرهّ‌ای که دوره‌ام کرده‌‌اند، سر می‌رود. خسته‌ام. خسته از آن‌هایی که صاف زل می‌زنند توی چشم و دروغ شا‌خ‌دار را آب‌دار می‌گویند و من، باید چشم‌هام را گرد کنم و سرم را تکان بدهم به تایید. که چی بشود؟ که مبادا این دوستی کسالت آور و مسخره‌‌شان را با من تمام کنند؟ که بروند قاطی شماره‌های سال‌ها گرفته نشده؟
من از این رفاقت‌ها همیشه ترسیده‌ام. هم برای خودم. هم برای آن‌ها که می‌آیند تا سوراخی بجورند برای نزدیک و نزدیک‌تر شدن. نه برای محبت. که شاید منفذی بیابند برای رسیدن به تو. به تنها رفیقی که سال‌ها مانده است؛ و داد از اینکه گمان می‌کنند نمی‌فهمیم این نزدیک شدن‌ها برای چیست. که می‌دانیم پی ایرادی می‌گردند تا تو را بگیرند از من. یا من را از تو. که حرف‌ها را ببرند و بیاورند و بندی اگر هست، پاره کنند.
من این روزها کلافه‌ام. کلافه از حرف‌های فهمیده نشده. از لبخندهای احمقانه‌ای که نثار عالم و آدم می‌شود،از نگاهِ از بالا، از جوگیر شدن و اعتماد به نفس مهار نشده پیرامون آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است و گمان می‌کنند باخبرند.
با این‌حال، در اوج همه این خستگی‌ها، کلافگی‌ها، فهمیده نشدن‌ها، دلم تنگ است. برای تو که رفیقی و زلال و دوست داشتنی. برای نگاه بدون قضاوتت. برای لبخند مهربانت. راستش خوب که فکر می کنم می‌بینم که همه این‌ها ارزش رفاقت با تو را دارد. تویی که بین وقت‌های شلوغ‌وپلوغ و درهم‌وبرهمت همیشه جایی برای من داری. تویی که در اوج صمیمیتمان حواست به دل نازک‌نارنجی من هم هست. تویی که واضح هستی و دنیای مات و غبار را می‌فهمی! دلم برای اشتیاقی که هر دویمان برای شناختن همدیگر داشتیم تنگ شده و اینکه همیشه چیزی کشف نشده باقی می‌ماند... دلم برای احوال پرسی‌ها، «دوستت دارم»ها، «مواظب خودت باش»های واقعی تو تنگ شده!
این روزهای سرد دلم گاه و بیگاه برایت تنگ می‌شود رفیق!
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
31-38.pdf
10.1 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۴۹
سردبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۳۶

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
Az Eshgh Bego
Reza Bahram
#حال_خوب
رضا بهرام
(از عشق بگو)
❤️🍀 @filsofak