This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا حالا به این فکر کردی که اتفاقاتِ پیرامونت، از درونِ خودته؟
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
تا حالا به این فکر کردی که اتفاقاتِ پیرامونت، از درونِ خودته؟ #مصطفی_سلیمانی (مشاور خانواده) ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
(سایه ذهن)
.
۱. ممکن است باور چنین چیزی در ابتدا مشکل به نظر برسد. اما همه چیز در زندگی تو بازتابی است از بخش سایه ذهنت. گفتم که باور کردن آن در ابتدا مشکل است.
انداختن تقصیرها به گردن دیگران و بهانه آوردن ساده است و به تو اجازه میدهد از پذیرفتن مسئولیت فرار کنی. اما زندگی یعنی پذیرفتن مسئولیت. وقتی به دور و برت نگاه میکنی هرچه که میبینی و میشنوی از طریق ذهنت درک میشود.
۲. پدیدههای بیرونی برای درک توسط ذهن از صافیهای ذهنی و روانیات گذر میکند. به همین جهت برای تغییر هر چیزی باید ابتدا درونت را تغییر دهی.
درک این نکته مشکل است. چون بیشتر انسانها از آن آگاه نیستند. هرگز کسی به آنها نگفته زندگی و رخدادهای پیرامونشان از درون رخ میدهد. وقتی کسی ناراحتت میکند در حقیقت دگمهای را درونت فشار میدهد. وقتی اتفاقی میافتد که دوست نداری دلیل جذب آن برنامهریزی درونی خودت است.
اگر چنین چیزی درست باشد، که حتماً هست، چگونه میتوان آن را تغییر داد؟ باید نخست قبول کنی تو اتفاقها را به سوی خودت جذب میکنی؛ همه اتفاقها را.
۳. اگر کسی ناراحتت میکند دقت کن که خودت، چگونه خودت را ناراحت میکنی... حالا خودت را دوست داشته باش. وقتی درونت را تغییر میدهی تغییرات در دنیای پیرامونت هم یکی پس از دیگری اتفاق میافتد.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
(سایه ذهن)
.
۱. ممکن است باور چنین چیزی در ابتدا مشکل به نظر برسد. اما همه چیز در زندگی تو بازتابی است از بخش سایه ذهنت. گفتم که باور کردن آن در ابتدا مشکل است.
انداختن تقصیرها به گردن دیگران و بهانه آوردن ساده است و به تو اجازه میدهد از پذیرفتن مسئولیت فرار کنی. اما زندگی یعنی پذیرفتن مسئولیت. وقتی به دور و برت نگاه میکنی هرچه که میبینی و میشنوی از طریق ذهنت درک میشود.
۲. پدیدههای بیرونی برای درک توسط ذهن از صافیهای ذهنی و روانیات گذر میکند. به همین جهت برای تغییر هر چیزی باید ابتدا درونت را تغییر دهی.
درک این نکته مشکل است. چون بیشتر انسانها از آن آگاه نیستند. هرگز کسی به آنها نگفته زندگی و رخدادهای پیرامونشان از درون رخ میدهد. وقتی کسی ناراحتت میکند در حقیقت دگمهای را درونت فشار میدهد. وقتی اتفاقی میافتد که دوست نداری دلیل جذب آن برنامهریزی درونی خودت است.
اگر چنین چیزی درست باشد، که حتماً هست، چگونه میتوان آن را تغییر داد؟ باید نخست قبول کنی تو اتفاقها را به سوی خودت جذب میکنی؛ همه اتفاقها را.
۳. اگر کسی ناراحتت میکند دقت کن که خودت، چگونه خودت را ناراحت میکنی... حالا خودت را دوست داشته باش. وقتی درونت را تغییر میدهی تغییرات در دنیای پیرامونت هم یکی پس از دیگری اتفاق میافتد.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💢 به نظرم تمام مسائل و مشکلاتمان ناشی از این است که سه پدیده اساسی زندگیمان یعنی عشق، مرگ و تنهایی را نمیشناسیم.
#مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
💢 به نظرم تمام مسائل و مشکلاتمان ناشی از این است که سه پدیده اساسی زندگیمان یعنی عشق، مرگ و تنهایی را نمیشناسیم.
#مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
حتما بخوانید 👇
برای دیدن خانواده بعد از ۱۶ سال دوری به ایران رفته بودم، یک روز که با اتومبیل برادرم بودم، در یکی از خیابانهای شلوغ تهران پسری ۱۴ - ١۵ ساله اجازه گرفت تا شیشۀ ماشین را تمیز کند ...
به او اجازه دادم و اتفاقأ کارش هم خیلی تمیز بود، یک 20 دلاری به او دادم با حیرت گفت شما از آمریکا آمدید ؟
گفتم بله، بعد گفت امکان دارد از شما چند سوال دربارۀ دانشگاههای امریکا بپرسم ، به همین خاطر هم پولی از شما بابت تمیز کردن شیشه نمیخواهم
رفتار مودبانهاش تحت تاثیرم قرار داده بود .. گفتم بیا بنشین توی ماشین باهم حرف بزنیم ... با اجازه کنارم نشست ...
پرسیدم چند ساله هستی ؟
گفت ۱۶ ...گفتم دوم دبیرستانی ؟
گفت نه امسال دیپلم میگیرم ...
گفتم چطور ؟
گفت درسم خوب است و سه سال را جهشی خواندم و الان سال آخرم ...
گفتم چرا کار میکنی ؟
گفت من دوسالم بود که پدرم فـوت شد ...
مادرم آشپز یک خانواده ثروتمند است ...
من و خواهرم هم کار میکنیم تا بتوانیم کمکش کنیم ...
اما درس هم میخوانیم ...
پرسید آقا شنیدم دانشگاههای آمریکا به شاگردان استثنایی ویزای تحصیلی و بورس میدهد ...
پرسیدم کسی هست کمکت کند ؟
گفت هیچکس فقط خودم و خودم ...
گفتم غذا خوردی؟
گفت نه ...
گفتم پس با هم برویم یک رستوران غذا بخوریم و حرف بزنیم ...
گفت به شرط اینکه بعد توی ماشین را تمیز کنم و من هم قبول کردم، با اصرار من سه نوع غذا سفارش داد و با مهارت خاصی بیشتر غذای خودش را در لابهلای غذای خواهر و مادرش گذاشت ...
نزدیک به ۲ ساعت با هم حرف زدیم ...
دیدم از همه مسائل روز خبر دارد و به خوبی به زبان انگلیسی حرف میزند ...
نزدیک غروب که فرید را ...( اسمش فرید بود ) نزدیک خانۀ خودشان پیاده کردم تقریبا اطلاعات کافی از او در دست داشتم ...
قرارمان این شد که فردای آنروز مدارک تحصیلیش را به من برساند مـن هم به او قول دادم که هر کاری که در توانم باشد برای اقامت او انجام دهم ...
حدود ۶ ماهی طول کشید تا از طریق یک وکیل آشنا بالاخره توانستم پذیرش دانشگاه را تهیه کنم و آنرا با یک دعوت نامه از سوی خودم برای فرید پست کردم ...
چند روز بعد فرید بغض کرده زنگ زد و گفت من باورم نمیشود فقط میخواستم بگویم ما دو روز است تاصبح داریم اشک شوق میریزیم ...
با همسرم نازنین ماجرا را در میان گذاشته بودم ...
او هم با مهربانی ذاتیاش کمکم کرد تا همه چیز سریعتر پیش برود ...
خلاصه ٦ ماه بعد در فرودگاه لس آنجلس به استقبالش رفتیم ...
صورتش خیس اشک بود و فقط از ما تشکر میکرد ...
وقتی دو سال بعد به عنوان جوانترین متخصص تکنولوژیهای جدید در روزنامۀ نیویورک تایمز معرفی شد به خود میبالیدیم ...
نازنین بدون اینکه به ما بگوید راهی برای آمدن مادر و خواهر فرید پیدا کرد ...
یک روز غروب که از سر کار آمدم نازنین سورپرایزم کرد و گفت خواهر و مادر فرید فردا پرواز میکنند ...
روز زیبایی بود ..
وقتی فرید آنها را دید قدرت حرف زدن و حتی گریه کردن هم نداشت فقط برای لحظاتی در آغوش مادر و خواهرش گم شد و نگاهمان کرد و گفت شما با من چهها که نکردید ...
مشغول پذیرایی از مهمانها بودیم که نازنین صدایم کرد و فرید را نشانم داد که با یک حوله و سطل آب شبیه اولین بار که در خیابان دیده بودمش داشت اتومبیلم را تمیز میکرد ...
از خانه بیرون رفتم و بغلش کردم ..
گفت میخواهم هرگز فراموش نکنم
که شما مرا از کجا به کجا پرواز دادید.
انسانیت انسانها را به اوج میرساند.
🔍دکتر فریدعبدالعالی یکی از استادان
ممتاز و برجستۀ دانشگاه هاروارد آمريكا
❤️🍀 @filsofak
حتما بخوانید 👇
برای دیدن خانواده بعد از ۱۶ سال دوری به ایران رفته بودم، یک روز که با اتومبیل برادرم بودم، در یکی از خیابانهای شلوغ تهران پسری ۱۴ - ١۵ ساله اجازه گرفت تا شیشۀ ماشین را تمیز کند ...
به او اجازه دادم و اتفاقأ کارش هم خیلی تمیز بود، یک 20 دلاری به او دادم با حیرت گفت شما از آمریکا آمدید ؟
گفتم بله، بعد گفت امکان دارد از شما چند سوال دربارۀ دانشگاههای امریکا بپرسم ، به همین خاطر هم پولی از شما بابت تمیز کردن شیشه نمیخواهم
رفتار مودبانهاش تحت تاثیرم قرار داده بود .. گفتم بیا بنشین توی ماشین باهم حرف بزنیم ... با اجازه کنارم نشست ...
پرسیدم چند ساله هستی ؟
گفت ۱۶ ...گفتم دوم دبیرستانی ؟
گفت نه امسال دیپلم میگیرم ...
گفتم چطور ؟
گفت درسم خوب است و سه سال را جهشی خواندم و الان سال آخرم ...
گفتم چرا کار میکنی ؟
گفت من دوسالم بود که پدرم فـوت شد ...
مادرم آشپز یک خانواده ثروتمند است ...
من و خواهرم هم کار میکنیم تا بتوانیم کمکش کنیم ...
اما درس هم میخوانیم ...
پرسید آقا شنیدم دانشگاههای آمریکا به شاگردان استثنایی ویزای تحصیلی و بورس میدهد ...
پرسیدم کسی هست کمکت کند ؟
گفت هیچکس فقط خودم و خودم ...
گفتم غذا خوردی؟
گفت نه ...
گفتم پس با هم برویم یک رستوران غذا بخوریم و حرف بزنیم ...
گفت به شرط اینکه بعد توی ماشین را تمیز کنم و من هم قبول کردم، با اصرار من سه نوع غذا سفارش داد و با مهارت خاصی بیشتر غذای خودش را در لابهلای غذای خواهر و مادرش گذاشت ...
نزدیک به ۲ ساعت با هم حرف زدیم ...
دیدم از همه مسائل روز خبر دارد و به خوبی به زبان انگلیسی حرف میزند ...
نزدیک غروب که فرید را ...( اسمش فرید بود ) نزدیک خانۀ خودشان پیاده کردم تقریبا اطلاعات کافی از او در دست داشتم ...
قرارمان این شد که فردای آنروز مدارک تحصیلیش را به من برساند مـن هم به او قول دادم که هر کاری که در توانم باشد برای اقامت او انجام دهم ...
حدود ۶ ماهی طول کشید تا از طریق یک وکیل آشنا بالاخره توانستم پذیرش دانشگاه را تهیه کنم و آنرا با یک دعوت نامه از سوی خودم برای فرید پست کردم ...
چند روز بعد فرید بغض کرده زنگ زد و گفت من باورم نمیشود فقط میخواستم بگویم ما دو روز است تاصبح داریم اشک شوق میریزیم ...
با همسرم نازنین ماجرا را در میان گذاشته بودم ...
او هم با مهربانی ذاتیاش کمکم کرد تا همه چیز سریعتر پیش برود ...
خلاصه ٦ ماه بعد در فرودگاه لس آنجلس به استقبالش رفتیم ...
صورتش خیس اشک بود و فقط از ما تشکر میکرد ...
وقتی دو سال بعد به عنوان جوانترین متخصص تکنولوژیهای جدید در روزنامۀ نیویورک تایمز معرفی شد به خود میبالیدیم ...
نازنین بدون اینکه به ما بگوید راهی برای آمدن مادر و خواهر فرید پیدا کرد ...
یک روز غروب که از سر کار آمدم نازنین سورپرایزم کرد و گفت خواهر و مادر فرید فردا پرواز میکنند ...
روز زیبایی بود ..
وقتی فرید آنها را دید قدرت حرف زدن و حتی گریه کردن هم نداشت فقط برای لحظاتی در آغوش مادر و خواهرش گم شد و نگاهمان کرد و گفت شما با من چهها که نکردید ...
مشغول پذیرایی از مهمانها بودیم که نازنین صدایم کرد و فرید را نشانم داد که با یک حوله و سطل آب شبیه اولین بار که در خیابان دیده بودمش داشت اتومبیلم را تمیز میکرد ...
از خانه بیرون رفتم و بغلش کردم ..
گفت میخواهم هرگز فراموش نکنم
که شما مرا از کجا به کجا پرواز دادید.
انسانیت انسانها را به اوج میرساند.
🔍دکتر فریدعبدالعالی یکی از استادان
ممتاز و برجستۀ دانشگاه هاروارد آمريكا
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
قاعده زرین در اخلاق
امپاتی empathy چیست؟
"امپاتی" به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است.
مادری کودکش را به گردش می برد. او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند.
مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد ، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند ، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند. از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.
هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند ، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت .
روانشناسان معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود ، حل و فصل کند .
اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید ، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟
خودتان را جای همسر ، معلم ، شاگرد ، فروشنده ، خریدار و یا دوستتان بگذارید .
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
"توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید."
❤️🍀 @filsofak
قاعده زرین در اخلاق
امپاتی empathy چیست؟
"امپاتی" به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است.
مادری کودکش را به گردش می برد. او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند.
مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد ، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند ، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند. از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.
هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند ، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت .
روانشناسان معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود ، حل و فصل کند .
اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید ، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟
خودتان را جای همسر ، معلم ، شاگرد ، فروشنده ، خریدار و یا دوستتان بگذارید .
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
"توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید."
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
تنها راه زندگی همین است.
کوچکردن از یک جا به جای دیگر.
نماندن مدت دراز در یک جا. شما چرا چنین کاری نکنید؟
ببینید چگونه همیشه روز و شب دنبال یکدیگر دور زمین میگردند؟
شما هم اگر عشق به زندگی را از دست ندادهاید، باید اندیشههایتان دنبال هم تغییر کند.
تنها کسی که زیاد دربارهٔ زندگی به فکر فرو میرود بیگمان عشق به آن را از دست میدهد.
از کتاب #ماکار_چودرا
#ماکسیم_گورکی
❤️🍀 @filsofak
تنها راه زندگی همین است.
کوچکردن از یک جا به جای دیگر.
نماندن مدت دراز در یک جا. شما چرا چنین کاری نکنید؟
ببینید چگونه همیشه روز و شب دنبال یکدیگر دور زمین میگردند؟
شما هم اگر عشق به زندگی را از دست ندادهاید، باید اندیشههایتان دنبال هم تغییر کند.
تنها کسی که زیاد دربارهٔ زندگی به فکر فرو میرود بیگمان عشق به آن را از دست میدهد.
از کتاب #ماکار_چودرا
#ماکسیم_گورکی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
مَثَل «حق» چون مَثَل آتش است که سایهای ندارد، اما روشنایی اشیاء وابسته به آن است. «حق» انعطافناپذیر است، آنگونه که آتش را نتوان منعطف نمود تا سایهای از خود نشان دهد.
آتشِ عشقی که از اعماق قلب و روح علیبن ابیطالب(ع) شعله میکشید، آتشی بود از اشعّه ربّانی که بر تار و پود شخصیتش طنین انداخته بود. او فروغ چهره «حق» بود. آنچنان به لقای پروردگارش اشتیاق داشت که کودک شیرخوار به پستان مادرش.
با نشستن بیگانه بود. هماهنگ با آهنگ کلی هستی در حرکت بود، و کالبد جسمانیاش متحمّل تکاپوی روح در مسیر کمال برین. صفای باطن و لطافت روحش چنان بود که توانست آب حیات معارف الهی را بر کشتزار مغز و قلب انسانها سرازیر نماید.
با دلی پرهیجان و دیدگانی پر از اشک سوزان به انسانهایی مینگریست که نهتنها به او عشق نورزیدند، بلکه کوشش او را در تحریک به پیمودن مسیر کمال، ناگوار تلقّی مینمودند. فَایَنَ تَذهَبوُنَ؟ آخر، به کجا میروید؟ چرا از حق و عدالت گریزان هستید؟ آخر، در انسان شدن چه دیدید که با آن به مبارزه برخاستید؟!
آنکه بخواهد به حضرت آدم در علمش بنگرد و به نوح در تقوایش، و به ابراهیم در بردباریاش و به موسی در هیبتش و به عیسی در عبادتش، بیتردید به چهره فرزند ابیطالب باید نگریست. یگانهنسخهای بیهمتا که مشرق و مغرب در حسرت همتای اویند.
سیل انبوهِ فضیلتهای انسانی-الهی از قلّههای روحش به سوی انسانها سرازیر بود و ارتفاعات سر به ملکوت کشیده امتیازاتش چنان بود که پرندگان دورپرواز، هوای پریدن در آن ارتفاعات را در سر نمیپروراندند.
اينچنين گفتا عزيز انبياء
خاتمالمُرسل نبیّ مصطفی
با امامالمتقّين حَبلُالمتين
عُروَةالوُثقی اميرالمؤمنين
که:
«یا علی! چون مردمان در تکثّر عبادت رنج برند، تو در ادراک معقول رنج بر تا بر همه سبقت گیری!»
و چنین خطاب را نشاید که جز بر او راست آید، که او مرکز حکمت بود و فلک حقیقت.
🍀❤️ @filsofak
مَثَل «حق» چون مَثَل آتش است که سایهای ندارد، اما روشنایی اشیاء وابسته به آن است. «حق» انعطافناپذیر است، آنگونه که آتش را نتوان منعطف نمود تا سایهای از خود نشان دهد.
آتشِ عشقی که از اعماق قلب و روح علیبن ابیطالب(ع) شعله میکشید، آتشی بود از اشعّه ربّانی که بر تار و پود شخصیتش طنین انداخته بود. او فروغ چهره «حق» بود. آنچنان به لقای پروردگارش اشتیاق داشت که کودک شیرخوار به پستان مادرش.
با نشستن بیگانه بود. هماهنگ با آهنگ کلی هستی در حرکت بود، و کالبد جسمانیاش متحمّل تکاپوی روح در مسیر کمال برین. صفای باطن و لطافت روحش چنان بود که توانست آب حیات معارف الهی را بر کشتزار مغز و قلب انسانها سرازیر نماید.
با دلی پرهیجان و دیدگانی پر از اشک سوزان به انسانهایی مینگریست که نهتنها به او عشق نورزیدند، بلکه کوشش او را در تحریک به پیمودن مسیر کمال، ناگوار تلقّی مینمودند. فَایَنَ تَذهَبوُنَ؟ آخر، به کجا میروید؟ چرا از حق و عدالت گریزان هستید؟ آخر، در انسان شدن چه دیدید که با آن به مبارزه برخاستید؟!
آنکه بخواهد به حضرت آدم در علمش بنگرد و به نوح در تقوایش، و به ابراهیم در بردباریاش و به موسی در هیبتش و به عیسی در عبادتش، بیتردید به چهره فرزند ابیطالب باید نگریست. یگانهنسخهای بیهمتا که مشرق و مغرب در حسرت همتای اویند.
سیل انبوهِ فضیلتهای انسانی-الهی از قلّههای روحش به سوی انسانها سرازیر بود و ارتفاعات سر به ملکوت کشیده امتیازاتش چنان بود که پرندگان دورپرواز، هوای پریدن در آن ارتفاعات را در سر نمیپروراندند.
اينچنين گفتا عزيز انبياء
خاتمالمُرسل نبیّ مصطفی
با امامالمتقّين حَبلُالمتين
عُروَةالوُثقی اميرالمؤمنين
که:
«یا علی! چون مردمان در تکثّر عبادت رنج برند، تو در ادراک معقول رنج بر تا بر همه سبقت گیری!»
و چنین خطاب را نشاید که جز بر او راست آید، که او مرکز حکمت بود و فلک حقیقت.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یک سوال:
تا حالا شده از صداوسیما گریه و اعترافگیری یک مفسد اقتصادی و دزد و... را ببینید؟!
.
.
خواهش میکنم مردم را بیش از این کلافه نکنید!
کلی مُجرم هر روز در گوشه و کنار این کشور، فیلمهایی از شکنجه و آزار حیوانات، کودکان، اهانت و تعرض به دختران و زنان و حتی پسرانمان، گرفته و در شبکههای اجتماعی از جمله اینستاگرام پخش میکنند و این فیلمها دست به دست میچرخد و هیچکس حتی زحمت تلنگری به آنها را نمیدهد.
هر لحظه از شبانهروز با وحشت از اینکه دوباره امروز چه کسی چه فیلم وحشتناکی را ممکن است در صفحه خود گذاشته باشد تا دست جانور دیگری را رو کند، امانمان را بریده...
مجرمانی با خیال آسوده شب را صبح و صبح را شب میکنند و بی خیال و سرخوش به فکر آزار بعدی و بعدی هستند... آنوقت دختری هفده ساله بدون اختلاس و آزار دیگری، باعث تشویش اذهان عمومی شده و آن دیگری تا خرخره مال و جان و ناموس مردم را آروغ زده، انگار نه انگار!
کاش اولویتها و تفاوتها برایمان مشخص بود!
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
یک سوال:
تا حالا شده از صداوسیما گریه و اعترافگیری یک مفسد اقتصادی و دزد و... را ببینید؟!
.
.
خواهش میکنم مردم را بیش از این کلافه نکنید!
کلی مُجرم هر روز در گوشه و کنار این کشور، فیلمهایی از شکنجه و آزار حیوانات، کودکان، اهانت و تعرض به دختران و زنان و حتی پسرانمان، گرفته و در شبکههای اجتماعی از جمله اینستاگرام پخش میکنند و این فیلمها دست به دست میچرخد و هیچکس حتی زحمت تلنگری به آنها را نمیدهد.
هر لحظه از شبانهروز با وحشت از اینکه دوباره امروز چه کسی چه فیلم وحشتناکی را ممکن است در صفحه خود گذاشته باشد تا دست جانور دیگری را رو کند، امانمان را بریده...
مجرمانی با خیال آسوده شب را صبح و صبح را شب میکنند و بی خیال و سرخوش به فکر آزار بعدی و بعدی هستند... آنوقت دختری هفده ساله بدون اختلاس و آزار دیگری، باعث تشویش اذهان عمومی شده و آن دیگری تا خرخره مال و جان و ناموس مردم را آروغ زده، انگار نه انگار!
کاش اولویتها و تفاوتها برایمان مشخص بود!
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
https://www.instagram.com/p/BlCilS8hbjn/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1doig6qcbwzwd
🍀❤️ @filsofak
https://www.instagram.com/p/BlCilS8hbjn/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1doig6qcbwzwd
🍀❤️ @filsofak
Instagram
🔍روانشناسی🔍منبرک🔍مصطفی سلیمانی
💃 توهین🚫حرف بزنیم! گذاشتم جوها بخوابد، بعد بنویسم تا تحت تاثیر قرار نگیرم! (یک سوال: تا حالا شده از صداوسیما گریه و اعترافگیری یک مفسد اقتصادی و دزد و... را ببینید؟!) . . خواهش میکنم مردم را بیش از این کلافه نکنید! کلی مُجرم هر روز در گوشه و کنار این کشور،…
📝 کانال فلسفه اخلاق:
◽️مجری: بسیار خُب، به میزِ گردِ فیلسوفان خوش آمدید. موضوعِ امروز: "تفاوتِ انسان و حیوان چیست؟" در خدمتِ پنج تن از برجستهترین فیلسوفان برای پاسخ به این سوال هستیم: ارسطو، هایدگر، دکارت، نیچه، و کییرکگور. ارسطو، با تو شروع میکنیم.
◾️ارسطو: انسان حیوان ناطق است. ما تنها حیوانی هستیم که میتوانیم از قوهی ادراک و خِرَد استفاده کنیم تا بر غرایز غلبه کنیم. حیوانات تنها غریزه دارند ولی هیچ استعدادِ عقلانیای ندارند.
◽️مجری: هایدگر، آیا موافقی؟
◾️هایدگر: عقل نه، بلکه زبان است که بین انسان و حیوان تفاوت ایجاد کرده است. با زبان میتوانیم بر چیزها نام بگذاریم و اساسِ اندیشه را شکل بدهیم. با زبان هست که بشر میتواند جهانی برای خویش بیافریند که وضعش برایِ خودش فهمیدنی گردد.
◽️مجری: دکارت، نظر شما چیه؟
◾️دکارت: پاسخ سادهتر از این حرفاست. انسان تنها موجودی است که روح دارد، تنها موجودی که آزادی، اندیشه، تجربه و احساسات دارد.
◽️مجری: ببخشید، گفتی حیوانات احساسات و تجربه ندارن؟!
◾️دکارت: حیوانات ممکن است از درد جیغ بکشند، ولی این عملشان تنها یک واکنشِ مکانیکی است، مثل صدایِ جیغی که از کِتریِ آبِ درحالِ جوشیدن بیرون میآید.
◽️مجری: باشه... فقط امیدوارم هیچوقت حیوان خونگی نداشته باشی!... نیچه، تو چی فکر میکنی؟
◾️نیچه: عقل؟ زبان؟ احساس؟ نه، آنچه انسان را انسان کرده است اینها نیست. انسان تنها موجودی است که میتواند پیمان ببندد. برای اینکه تماماً انسان گردیم باید چنین موجودی بشویم، یعنی انسانی با ارادهی آزاد و دیرپا. تنها با چنین ارادهی گرانسَر و نیرومند، آدمی میتواند شجاعانه آن شود که هست.
◽️مجری: و شما کییرکگور، به نظر شما انسان چیست؟
◾️کییرکگور: ها؟ چی؟
◽️مجری: پرسیدم انسان چیست؟
◾️کییرکگور: آها، گرفتم، پاسخ ساده است.
انسان حیوانی غمگین است، که تمامِ عمر بدونِ دلیل افسرده است. انسان حیوانی است که در هر لحظه از عُمرِ کوتاه و بیچارهاش دائماً در نومیدیِ ژرف و گریزناپذیری است.
◽️مجری: آه... هرلحظه، یعنی حتی همین الان؟
◾️کییرکگور: حتی همین الان، دوبووار.
آیا آدمی ترجیح نمیدهد سگی شادان باشد که در پارک به دنبال توپی میدَوَد، تا اینکه اینجا مجبور باشد به این سوالاتِ مزخرف پاسخ دهد، بااینکه خیلی خوب میداند مرگ در کمینِ اوست، مرگی که گویی دمی بیش با او فاصله ندارد...
◽️مجری (سیمون دوبووار) : خُب، فکر کنم اینم حَرفیه.
⭕️ منبع: existentialcomics
❤️🍀 @filsofak
◽️مجری: بسیار خُب، به میزِ گردِ فیلسوفان خوش آمدید. موضوعِ امروز: "تفاوتِ انسان و حیوان چیست؟" در خدمتِ پنج تن از برجستهترین فیلسوفان برای پاسخ به این سوال هستیم: ارسطو، هایدگر، دکارت، نیچه، و کییرکگور. ارسطو، با تو شروع میکنیم.
◾️ارسطو: انسان حیوان ناطق است. ما تنها حیوانی هستیم که میتوانیم از قوهی ادراک و خِرَد استفاده کنیم تا بر غرایز غلبه کنیم. حیوانات تنها غریزه دارند ولی هیچ استعدادِ عقلانیای ندارند.
◽️مجری: هایدگر، آیا موافقی؟
◾️هایدگر: عقل نه، بلکه زبان است که بین انسان و حیوان تفاوت ایجاد کرده است. با زبان میتوانیم بر چیزها نام بگذاریم و اساسِ اندیشه را شکل بدهیم. با زبان هست که بشر میتواند جهانی برای خویش بیافریند که وضعش برایِ خودش فهمیدنی گردد.
◽️مجری: دکارت، نظر شما چیه؟
◾️دکارت: پاسخ سادهتر از این حرفاست. انسان تنها موجودی است که روح دارد، تنها موجودی که آزادی، اندیشه، تجربه و احساسات دارد.
◽️مجری: ببخشید، گفتی حیوانات احساسات و تجربه ندارن؟!
◾️دکارت: حیوانات ممکن است از درد جیغ بکشند، ولی این عملشان تنها یک واکنشِ مکانیکی است، مثل صدایِ جیغی که از کِتریِ آبِ درحالِ جوشیدن بیرون میآید.
◽️مجری: باشه... فقط امیدوارم هیچوقت حیوان خونگی نداشته باشی!... نیچه، تو چی فکر میکنی؟
◾️نیچه: عقل؟ زبان؟ احساس؟ نه، آنچه انسان را انسان کرده است اینها نیست. انسان تنها موجودی است که میتواند پیمان ببندد. برای اینکه تماماً انسان گردیم باید چنین موجودی بشویم، یعنی انسانی با ارادهی آزاد و دیرپا. تنها با چنین ارادهی گرانسَر و نیرومند، آدمی میتواند شجاعانه آن شود که هست.
◽️مجری: و شما کییرکگور، به نظر شما انسان چیست؟
◾️کییرکگور: ها؟ چی؟
◽️مجری: پرسیدم انسان چیست؟
◾️کییرکگور: آها، گرفتم، پاسخ ساده است.
انسان حیوانی غمگین است، که تمامِ عمر بدونِ دلیل افسرده است. انسان حیوانی است که در هر لحظه از عُمرِ کوتاه و بیچارهاش دائماً در نومیدیِ ژرف و گریزناپذیری است.
◽️مجری: آه... هرلحظه، یعنی حتی همین الان؟
◾️کییرکگور: حتی همین الان، دوبووار.
آیا آدمی ترجیح نمیدهد سگی شادان باشد که در پارک به دنبال توپی میدَوَد، تا اینکه اینجا مجبور باشد به این سوالاتِ مزخرف پاسخ دهد، بااینکه خیلی خوب میداند مرگ در کمینِ اوست، مرگی که گویی دمی بیش با او فاصله ندارد...
◽️مجری (سیمون دوبووار) : خُب، فکر کنم اینم حَرفیه.
⭕️ منبع: existentialcomics
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود.
#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
❤️🍀 @filsofak
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود.
#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃🍃"به جای" دیگران ناندیشیدن؛"در جای" دیگران اندیشیدن
🔹یک روشنفکر مردم را متوجه میکند که در عین اینکه خوداندیش و منطقیاندیش هستند، باید به جای دیگری نیندیشند، اما در جای دیگری بیندیشند و این نکته بسیار مهمی است. در جامعهای مثل جامعهی ما، کسانی به خود اجازه میدهند به جای دیگران بیندیشند و آنچه را که حاصل اندیشههای خودشان است، با انواع تطمیعها، تهدیدها و خشونتها بر دیگران اعمال کنند. به جای دیگران اندیشیدن، درست مخالف خوداندیشی است. اما نکتهی دومی وجود دارد و آن اینکه نباید به جای دیگران بیندیشیم. حال آنکه باید بتوانیم در جای دیگران بیندیشیم. به این معنا که اگر از پنجره ی اتاق خود به شهری نگاه میکنم، فکر نکنم فقط همان یک پنجره است که از آن می توان به شهر نگاه کرد. باید پشت پنجرهی سایر آپارتمانها و خانهها بایستم و این قدرت را داشته باشم که پشت پنجرهی دیگران بایستم و شهر را دیگرگونه ببینم. باید گاه از پشت پنجره خود کنار برویم و از پشت پنجرهی دیگران به شهر نگاه کنیم. نمیتوانیم فقط با محفوظات خود به جهان هستی نگاه کنیم و فقط و فقط محبوس و منحصر در محفوظات خود شویم. اگر چنین کنیم جزم پیش میآید. این مشکل سوم ماست. جزم و جمود ناشی از این است که نمیتوانم پنجرهی خود را لحظهای ترک کنم و از پنجرهی دیگری به جهان نگاه کنم.
مصطفی ملکیان،در رهگذر باد و نگهبان لاله – جلد دوم – ص110
🍀❤️ @filsofak
🍃🍃"به جای" دیگران ناندیشیدن؛"در جای" دیگران اندیشیدن
🔹یک روشنفکر مردم را متوجه میکند که در عین اینکه خوداندیش و منطقیاندیش هستند، باید به جای دیگری نیندیشند، اما در جای دیگری بیندیشند و این نکته بسیار مهمی است. در جامعهای مثل جامعهی ما، کسانی به خود اجازه میدهند به جای دیگران بیندیشند و آنچه را که حاصل اندیشههای خودشان است، با انواع تطمیعها، تهدیدها و خشونتها بر دیگران اعمال کنند. به جای دیگران اندیشیدن، درست مخالف خوداندیشی است. اما نکتهی دومی وجود دارد و آن اینکه نباید به جای دیگران بیندیشیم. حال آنکه باید بتوانیم در جای دیگران بیندیشیم. به این معنا که اگر از پنجره ی اتاق خود به شهری نگاه میکنم، فکر نکنم فقط همان یک پنجره است که از آن می توان به شهر نگاه کرد. باید پشت پنجرهی سایر آپارتمانها و خانهها بایستم و این قدرت را داشته باشم که پشت پنجرهی دیگران بایستم و شهر را دیگرگونه ببینم. باید گاه از پشت پنجره خود کنار برویم و از پشت پنجرهی دیگران به شهر نگاه کنیم. نمیتوانیم فقط با محفوظات خود به جهان هستی نگاه کنیم و فقط و فقط محبوس و منحصر در محفوظات خود شویم. اگر چنین کنیم جزم پیش میآید. این مشکل سوم ماست. جزم و جمود ناشی از این است که نمیتوانم پنجرهی خود را لحظهای ترک کنم و از پنجرهی دیگری به جهان نگاه کنم.
مصطفی ملکیان،در رهگذر باد و نگهبان لاله – جلد دوم – ص110
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃🍃آشتی با خود و توجه به عزت نفس
🔹اگر دقت کنید ما یکبار کار خطا انجام میدهیم اما بیش از یکبار مجازات میشویم. یعنی بر فرض که من خلافی کنم گویی یک قاضی سختگیر درون من است که دائم کار خلافم را بر رخ میکشد و مرا دستخوش تشویر(شرمنده کردن) و خجلت میکند. این قاضی جرمی را که یکبار مرتکب شده ام پانصد بار مکافات میدهد در حالی که اقتضای عدالت تناسب جرم و جریمه است. و مشکل این است اگر انسان در اثر یک خطا بارها ملامت بشنود، به تدریج از خود متنفر شده و عزت نفس خود را از دست میدهد و استعداد برای هر گناهی پیدا میکند.
🔹 امیرالمؤمنین میفرماید: «مادر گناهکاری این است که انسان عزت نفس خود را از دست بدهد». خوب اگر بخواهیم این تنفر درونی پیش نیاید و خودمان را دوست داشته باشیم تا گناه نکنیم باید آن قاضی درونی را به گونه ای خاموش بکنیم و واقع بینانه بپرسیم گذشته که از دست رفت چرا حب ذات خود را که باعث عزت نفس و دوری از معصیت است از دست بدهم؟
🔹شاید هیچ آیه ای در کتب مقدس به این زیبایی نگفته که «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ«وقتی خداعقاب خدا فراموشی را خود فراموشی میداند درواقع خود فراموشی را امری نامطلوب شمرده و بدین ترتیب است که ما همیشه باید به یاد خودمان باشیم. اینکه حضرت علی علیه السالم میفرماید: «من هانت علیه نفسه» یعنی کسی که پیش خودش خوار است گناه میکند یا میفرماید »علیکم ب أعَزّ األنفس علیکم« یعنی عزیزترین موجود را که خودتان هستید بپایید.
🔹پس بحث بر سر این است که شخص عزم جزم کند تا گذشته را تکرار نکند نه اینکه دائماً مجازات گذشته اش را ببیند. و این رمز «الْحَسَنَات یذْهبْنَ السَّیئَات است. هرکه این قاضی عبوس و سختگیر را داشته باشد در واقع یک انشقاق شخصیت پیدا میکند و به گفته مایستر اکهارت هیچکدام مطلوب نیست چون یکی قاضی و دیگری قربانی است و آدم اگر قاضی و یا قربانی باشد شخصیت سالمی ندارد. لازمه اینکه انسان عزم خود را جزم کند این است که یقین داشته باشد دروغ کار بدی است نه یقین به اینکه چند دروغ در گذشته انجام داده است. به تعبیری تنها دانستن فهرست فضائل و رذائل کافی است تا عزم جزم کند. من این مطلب را بسیار تأکید میکنم چون پدران و مادران ما درست عکس این را میگفتند. در حالی که یکی از راههای موفق در تعلیم و تربیت امروزه این است که میگویند اگر میخواهید فرزندتان X باشد در حالی که X نیست با او چنان رفتار کنید که گویی X است و بدین ترتیب کم کم X میشود و طبعاً راجع به خودمان هم همینطور است یعنی اگر من در گذشته دروغ میگفتم با خود جوری رفتار کنم که گویا راستگوترینم به تدریج صادق و راستگو خواهم شد.
🍎مصطفی ملکیان، حیات طیبه
❤️🍀 @filsofak
🍃🍃آشتی با خود و توجه به عزت نفس
🔹اگر دقت کنید ما یکبار کار خطا انجام میدهیم اما بیش از یکبار مجازات میشویم. یعنی بر فرض که من خلافی کنم گویی یک قاضی سختگیر درون من است که دائم کار خلافم را بر رخ میکشد و مرا دستخوش تشویر(شرمنده کردن) و خجلت میکند. این قاضی جرمی را که یکبار مرتکب شده ام پانصد بار مکافات میدهد در حالی که اقتضای عدالت تناسب جرم و جریمه است. و مشکل این است اگر انسان در اثر یک خطا بارها ملامت بشنود، به تدریج از خود متنفر شده و عزت نفس خود را از دست میدهد و استعداد برای هر گناهی پیدا میکند.
🔹 امیرالمؤمنین میفرماید: «مادر گناهکاری این است که انسان عزت نفس خود را از دست بدهد». خوب اگر بخواهیم این تنفر درونی پیش نیاید و خودمان را دوست داشته باشیم تا گناه نکنیم باید آن قاضی درونی را به گونه ای خاموش بکنیم و واقع بینانه بپرسیم گذشته که از دست رفت چرا حب ذات خود را که باعث عزت نفس و دوری از معصیت است از دست بدهم؟
🔹شاید هیچ آیه ای در کتب مقدس به این زیبایی نگفته که «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ«وقتی خداعقاب خدا فراموشی را خود فراموشی میداند درواقع خود فراموشی را امری نامطلوب شمرده و بدین ترتیب است که ما همیشه باید به یاد خودمان باشیم. اینکه حضرت علی علیه السالم میفرماید: «من هانت علیه نفسه» یعنی کسی که پیش خودش خوار است گناه میکند یا میفرماید »علیکم ب أعَزّ األنفس علیکم« یعنی عزیزترین موجود را که خودتان هستید بپایید.
🔹پس بحث بر سر این است که شخص عزم جزم کند تا گذشته را تکرار نکند نه اینکه دائماً مجازات گذشته اش را ببیند. و این رمز «الْحَسَنَات یذْهبْنَ السَّیئَات است. هرکه این قاضی عبوس و سختگیر را داشته باشد در واقع یک انشقاق شخصیت پیدا میکند و به گفته مایستر اکهارت هیچکدام مطلوب نیست چون یکی قاضی و دیگری قربانی است و آدم اگر قاضی و یا قربانی باشد شخصیت سالمی ندارد. لازمه اینکه انسان عزم خود را جزم کند این است که یقین داشته باشد دروغ کار بدی است نه یقین به اینکه چند دروغ در گذشته انجام داده است. به تعبیری تنها دانستن فهرست فضائل و رذائل کافی است تا عزم جزم کند. من این مطلب را بسیار تأکید میکنم چون پدران و مادران ما درست عکس این را میگفتند. در حالی که یکی از راههای موفق در تعلیم و تربیت امروزه این است که میگویند اگر میخواهید فرزندتان X باشد در حالی که X نیست با او چنان رفتار کنید که گویی X است و بدین ترتیب کم کم X میشود و طبعاً راجع به خودمان هم همینطور است یعنی اگر من در گذشته دروغ میگفتم با خود جوری رفتار کنم که گویا راستگوترینم به تدریج صادق و راستگو خواهم شد.
🍎مصطفی ملکیان، حیات طیبه
❤️🍀 @filsofak
22-29.pdf
7 MB
مجله خانههایروشن۴۶
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۲۶
مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۲۶
مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💢 دین مردمسالاری 💢
✳️ امام صادق (علیهالسلام) در پایان حدیثی مفصل پس از توصیه به مدارا و توجه به تفاوت سطح و ظرفیت افراد فرمودند:
🔻لاتَخْرَقُوا بِهِمْ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ إِمَارَةَ بَنِيأُمَيَّةَ كَانَتْ بِالسَّيْفِ وَ الْعَسْفِ وَ الْجَوْرِ وَ أَنَّ إِمَارَتَنَا بِالرِّفْقِ وَ التَّأَلُّفِ وَ الْوَقَارِ وَ التَّقِيَّةِ وَ حُسْنِ الْخُلْطَةِ وَ الْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ فَرَغِّبُوا النَّاسَ فِي دِينِكُمْ وَ فِيمَا أَنْتُمْ فِيهِ.
📚 شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص ۳۵۵.
🔺بر مردم سخت نگیرید؛ آیا نمیدانی که حکومت بنیامیّه بر پایهٔ شمشیر و خشونت و ستم بود، ولی مبنای حکمرانی ما نرمی و جاذبه و متانت و تقیّه و برخورد خوب و پارسایی و تلاش است؟ پس مردم را به دین و مرامتان تشویق و جذب کنید.
✳️ با وجود همهٔ معایب دموکراسی آیا در دوران فعلی برای عمل به این توصیه روشی بهتر ارائه شده است؟
🍀❤️ @filsofak
💢 دین مردمسالاری 💢
✳️ امام صادق (علیهالسلام) در پایان حدیثی مفصل پس از توصیه به مدارا و توجه به تفاوت سطح و ظرفیت افراد فرمودند:
🔻لاتَخْرَقُوا بِهِمْ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ إِمَارَةَ بَنِيأُمَيَّةَ كَانَتْ بِالسَّيْفِ وَ الْعَسْفِ وَ الْجَوْرِ وَ أَنَّ إِمَارَتَنَا بِالرِّفْقِ وَ التَّأَلُّفِ وَ الْوَقَارِ وَ التَّقِيَّةِ وَ حُسْنِ الْخُلْطَةِ وَ الْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ فَرَغِّبُوا النَّاسَ فِي دِينِكُمْ وَ فِيمَا أَنْتُمْ فِيهِ.
📚 شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص ۳۵۵.
🔺بر مردم سخت نگیرید؛ آیا نمیدانی که حکومت بنیامیّه بر پایهٔ شمشیر و خشونت و ستم بود، ولی مبنای حکمرانی ما نرمی و جاذبه و متانت و تقیّه و برخورد خوب و پارسایی و تلاش است؟ پس مردم را به دین و مرامتان تشویق و جذب کنید.
✳️ با وجود همهٔ معایب دموکراسی آیا در دوران فعلی برای عمل به این توصیه روشی بهتر ارائه شده است؟
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
(حسّ دلتنگی)
.
معطل نکن!
آب دستت هست بگذار زمین. گوشیِ تلفنَت را بردار و تماس بگیر با همانی که دلت تنگ شده برایش!
در این دنیای محدود و دمدستی،
دست بردار از این دستدست کردنهایِ بیخود و بیثمر!
از این سکوتهایی که بوی دلخوری میدهد!
از این فاصلههای زیادی که آدمها را برایت کاذب و بزرگ میکند. واقعیتش نمیارزد...
اصلا باید آدمها را قبل از دلتنگی دید،
قبل از اینکه حسّشان مثلِ یک حبابِ بادکنکی شود و به یک تلنگری بند باشد،
قبل از اینکه در وجودشان چیزی شبیه به لایههایِ غبار رویِ اثاثیهی خانهی قدیمی بنشیند...
باور کنید حسّ دلتنگی را نه میتوان به زبان آورد نه میتوان نوشتشان. اگر هم بشود حق مطلب ادا نمیشود...
بدترین اتفاق شاید همین باشد که نمیتوانی کسی که دلتنگش هستی را همان موقعِ دلتنگی در آغوش بگیری...
سرت را درد نیاورم، میخواهم بگویم:
نگذار دلتنگیات آنقدر چاق و بزرگ شود که وقتی چشمت بهش افتاد، نشناسیاش!
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
(حسّ دلتنگی)
.
معطل نکن!
آب دستت هست بگذار زمین. گوشیِ تلفنَت را بردار و تماس بگیر با همانی که دلت تنگ شده برایش!
در این دنیای محدود و دمدستی،
دست بردار از این دستدست کردنهایِ بیخود و بیثمر!
از این سکوتهایی که بوی دلخوری میدهد!
از این فاصلههای زیادی که آدمها را برایت کاذب و بزرگ میکند. واقعیتش نمیارزد...
اصلا باید آدمها را قبل از دلتنگی دید،
قبل از اینکه حسّشان مثلِ یک حبابِ بادکنکی شود و به یک تلنگری بند باشد،
قبل از اینکه در وجودشان چیزی شبیه به لایههایِ غبار رویِ اثاثیهی خانهی قدیمی بنشیند...
باور کنید حسّ دلتنگی را نه میتوان به زبان آورد نه میتوان نوشتشان. اگر هم بشود حق مطلب ادا نمیشود...
بدترین اتفاق شاید همین باشد که نمیتوانی کسی که دلتنگش هستی را همان موقعِ دلتنگی در آغوش بگیری...
سرت را درد نیاورم، میخواهم بگویم:
نگذار دلتنگیات آنقدر چاق و بزرگ شود که وقتی چشمت بهش افتاد، نشناسیاش!
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
کارگاه یکروزه
با عنوان: (انتخاب با چشمان باز)
مدرسان:
سید حسن آقامیری
مصطفی سلیمانی
تهران. جمعه ۲۹تیر. ساعت ۹ الی ۱۳.
جهت ثبتنام و کسب اطلاعات👇
@howzeh_soleymani
🍀❤️ @filsofak
با عنوان: (انتخاب با چشمان باز)
مدرسان:
سید حسن آقامیری
مصطفی سلیمانی
تهران. جمعه ۲۹تیر. ساعت ۹ الی ۱۳.
جهت ثبتنام و کسب اطلاعات👇
@howzeh_soleymani
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
وقتی مردم یک جامعه کتاب می خوانند....
مردم یک جامعه وقتی کتاب میخوانند، چهرهی آن جامعه را عوض میکنند، یعنی به جامعهشان چهره میدهند.
یک جامعهی بیچهره را میشود در میان مردمی کشف کرد که در اتوبوس، در صف اتوبوس، در اتاقهای انتظار و در انتظارهای بیاتاق منتظرند و به هم نگاه میکنند و از نگاه کردن به هم نه چیزی میگیرند و نه چیزی میدهند.
جامعهای که گروه منتظرانش به هم نگاه میکنند جامعهی بیچهرهای ست.
"از سکوی سرخ"
#یدالله_رویایی
❤️🍀 @filsofak
وقتی مردم یک جامعه کتاب می خوانند....
مردم یک جامعه وقتی کتاب میخوانند، چهرهی آن جامعه را عوض میکنند، یعنی به جامعهشان چهره میدهند.
یک جامعهی بیچهره را میشود در میان مردمی کشف کرد که در اتوبوس، در صف اتوبوس، در اتاقهای انتظار و در انتظارهای بیاتاق منتظرند و به هم نگاه میکنند و از نگاه کردن به هم نه چیزی میگیرند و نه چیزی میدهند.
جامعهای که گروه منتظرانش به هم نگاه میکنند جامعهی بیچهرهای ست.
"از سکوی سرخ"
#یدالله_رویایی
❤️🍀 @filsofak
22-29.pdf
4.7 MB
مجله خانههایروشن۴۷
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۲۸
مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۲۸
مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
همانطور که نیچه گفته است، مرگ پایان زندگی است ولی مرگاندیشی آغاز آن
مصطفی ملکیان
▪️از لحظهای که انسان به اندیشۀ مرگ میافتد، تازه زندگی راستین و واقعیاش را شروع میکند. نیچه میگفت اگر میخواهید زندگی راستینتان را آغاز کنید، خود را در یک آزمایش خیالی و ذهنی تصور کنید که در آن، مثلاً، فرشته مرگ در برابر تو حاضر میشود و میگوید فقط و فقط این فرصت را داری که نوشتۀ روی سنگ قبرت را بنویسی و به محض اینکه آن را نوشتی، قبض روح میشوی؛ هر چه میخواهی بنویس ولی به این صورت: در قسمت اول جملات خود، آرمانهایت را و در قسمت دوم، واقعیت زندگیات را بنویس، مثلاً بنویس در اینجا کسی آرمیده است که میخواست با همه مهربان باشد(یعنی آرمانش این بود) اما دست به قتل زد (یعنی واقعیت زندگیاش این شد)؛ میخواست عالِم بزرگی بشود اما تحصیلات مقدماتی را هم طی نکرد؛ میخواست متواضع باشد اما بیشترین تکبرها را از خود نشان داد و قس علی هذا.
▪️نیچه میگفت حالا روی قسمت دوم جملات خود- یعنی روی قسمتی از جملات که واقعیت زندگی است- خط بکشید و از این لحظه به بعد زندگی طبق قسمت اول جملاتتان- یعنی طبق آرمانهایتان- را آغاز کنید. اینگونه بود که میگفت «هر که سنگ روی قبر خود را بنویسد، زندگی واقعی را آغاز کرده است.» یعنی کاری به این نداشته باشیم که تاکنون و در سالیان گذشته واقعیتهای زندگی با آرمانهای زندگی ما فاصله داشته است، همه را کنار بگذاریم و بگوییم از این لحظه به دنیا آمدهایم و با آرمانهایمان زندگی کنیم. باید به یاد مرگ باشیم تا بتوانیم چنین کاری بکنیم.
#ارزشها_اهداف
❤️🍀 @filsofak
همانطور که نیچه گفته است، مرگ پایان زندگی است ولی مرگاندیشی آغاز آن
مصطفی ملکیان
▪️از لحظهای که انسان به اندیشۀ مرگ میافتد، تازه زندگی راستین و واقعیاش را شروع میکند. نیچه میگفت اگر میخواهید زندگی راستینتان را آغاز کنید، خود را در یک آزمایش خیالی و ذهنی تصور کنید که در آن، مثلاً، فرشته مرگ در برابر تو حاضر میشود و میگوید فقط و فقط این فرصت را داری که نوشتۀ روی سنگ قبرت را بنویسی و به محض اینکه آن را نوشتی، قبض روح میشوی؛ هر چه میخواهی بنویس ولی به این صورت: در قسمت اول جملات خود، آرمانهایت را و در قسمت دوم، واقعیت زندگیات را بنویس، مثلاً بنویس در اینجا کسی آرمیده است که میخواست با همه مهربان باشد(یعنی آرمانش این بود) اما دست به قتل زد (یعنی واقعیت زندگیاش این شد)؛ میخواست عالِم بزرگی بشود اما تحصیلات مقدماتی را هم طی نکرد؛ میخواست متواضع باشد اما بیشترین تکبرها را از خود نشان داد و قس علی هذا.
▪️نیچه میگفت حالا روی قسمت دوم جملات خود- یعنی روی قسمتی از جملات که واقعیت زندگی است- خط بکشید و از این لحظه به بعد زندگی طبق قسمت اول جملاتتان- یعنی طبق آرمانهایتان- را آغاز کنید. اینگونه بود که میگفت «هر که سنگ روی قبر خود را بنویسد، زندگی واقعی را آغاز کرده است.» یعنی کاری به این نداشته باشیم که تاکنون و در سالیان گذشته واقعیتهای زندگی با آرمانهای زندگی ما فاصله داشته است، همه را کنار بگذاریم و بگوییم از این لحظه به دنیا آمدهایم و با آرمانهایمان زندگی کنیم. باید به یاد مرگ باشیم تا بتوانیم چنین کاری بکنیم.
#ارزشها_اهداف
❤️🍀 @filsofak