فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
یادداشت جدیدم با عنوان "فهم صحیح از اجتماع" در شماره نوزدهم مجله #میلان
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
یادداشت جدیدم با عنوان "فهم صحیح از اجتماع" در شماره نوزدهم مجله #میلان
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

(این بود زندگی؟)
.
.
خیلی‌هامان فکر می‌کنیم در زندگی هدف داریم، اما اشتباه می‌کنیم. خیلی‌هامان اصلا هدفی نداریم و بی‌خیال با موج این‌طرف و آن‌طرف می‌رویم.
تمامی مردان و زنانی که به موفقیت‌های عمده در زندگی دست پیدا کردند، در تعیین هدف در زندگی‌شان اصرار داشتند، مصرانه دنبال این بودند که هدف داشته باشند و برنامه بریزند برای رسیدن به آن اهداف.
آدم بی‌هدف مثل قایقی است که توی دریا به این طرف و آن طرف می‌رود، هر جا موج آن را ببرد می‌رود، ولی کشتی وقتی حرکت می‌کند، یک بندر مبدا دارد و یک بندر مقصد.
خیلی‌هامان اصلا نمی‌دانیم کجا می‌رویم!
توی زندگی از هر کسی خوشمان بیاید با او آشنا می‌شویم! در صورتی که نمی‌دانیم آن شخص ما را برای رسیدن به اهداف‌مان کمک می‌کند یا نه!
نکته مهم این است که: 
اگر خود را به چیزهای غیرمهم مشغول کنید به چیزهای مهم نمی‌رسید.
نباید هدف‌های بی‌اهمیت انتخاب کنید. به هر قله‌ای رسیدید، وقتی که داشتید از آن لذت می‌بردید برنامه بعدی و هدف بعدی را مشخص کنید. این یعنی زندگی. این یعنی انسان بودن! این یعنی معمار ذهن. این یعنی دلیلی که شما به این دنیا آمدید تا توی انتخاب‌هایی که می‌کنید، مورد آزمایش‌های مختلفی قرار بگیرید و در عین حال به علاقه‌هایتان برسید و لذت ببرید.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

مصطفی ملکیان

زندگی‌ای مطلوب است که:
۱)خوب باشد
۲)خوش باشد
۳)معنادار باشد

زندگیِ خوبِ خوشِ معنادار، زندگی مطلوب است.

خوب بودن و خوش بودن و معنادار بودن، سه چیز غیر از یکدیگر است و زندگی‌ای مطلوب است که هر سه ویژگی را داشته باشد.

زندگی خوب، یعنی زندگی‌ای که فرد به مطلوب‌های اخلاقی دسترسی پیدا کرده است. زندگی خوب یعنی زندگی اخلاقی. وقتی فردی زندگی خوبی دارد، یعنی به جای تکبر، تواضع دارد و به جای تزویر و ریا، صداقت دارد و به جای آزار دیگران، به آن‌ها نیکی می‌کند. پس شرط اول زندگی خوب، زندگی اخلاقی است.

زندگی مطلوب، باید خوش هم باشد. زندگی خوش یعنی به دست آوردن مطلوب‌های روانشناختی. مطلوب روانی یعنی شخص آرامش داشته باشد، شاد باشد، امید داشته باشد، رضایت باطن داشته باشد. انسان می‌خواهد که به جای دلهره و اضطراب و استرس، آرامش داشته باشد.

همچنین زندگی مطلوب، زندگی معناداری هم باید باشد. ممکن است شخصی زندگی خوب و خوشی داشته باشد، اما زندگی در نظر او بی‌معنا باشد. در نظر چنین شخصی زندگی به زیستن‌اش نمی‌ارزد. اگر زندگی بی‌معنا باشد، مطلوب نیست.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

▪️به گفتۀ ارسطو همۀ انسان‌ها در پی نیکبختی‌اند. اما این میل و گرایش از کجا می‌آید؟

▪️به نظر او، سه چیز در ذات ما انسانها هست که سبب می‌شود به دنبال زندگی خوب باشیم: داشتن احساس، اجتماعی بودن، و صاحب عقل بودن.

▪️این که ما دارای احساس و ادراک هستیم به این معناست که می‌توانیم لذت و درد جسمانی را حس کنیم، و از روی طبع به دنبال کسب لذت جسمانی و پرهیز از درد جسمانی هستیم.
و این که موجوداتی اجتماعی هستیم به این معناست که ما در همزیستی با دیگران نیز لذت یا رنج را تجربه می‌کنیم، مثل لذت دوستی یا تحسین شدن یا برعکس رنج تنهایی یا تحقیر. و همان‌گونه که در ساحت جسم در پی کسب لذت و اجتناب از درد هستیم، در زندگی اجتماعی و در عرصۀ ذهن و روح هم به دنبال کسب لذت‌ و دوری از رنج هستیم.

▪️اما ما مانند براده‌های آهن نیستیم که بی‌اختیار جذب هر لذتی شویم و هر درد و رنجی ما را دفع کند. از آنجایی که ما صاحب عقل هستیم، می‌توانیم امکان یک وضع مطلوب را تصور کنیم(ارسطو اسم این وضع مطلوب را یودِمونیا می‌گذارد).

▪️بر اساس آن وضع مطلوب می‌توانیم اعمال و افکار و خواسته‌هایمان را ارزیابی کنیم تا ببینیم کدامیک ما را به آن وضع مطلوب می‌رساند و کدامیک ما را از آن وضع مطلوب دور می‌کند.

▪️ این گونه است که شخص عاقل صرفاً پیرو تکانه‌های لذت‌جویانه یا اجتناب از ترس‌ها و چیزهای ناخوشایند نخواهد بود: چه بسا برای خوب زیستن، از لذتی چشم بپوشیم یا درد و رنجی را بر خود هموار کنیم.
و این گونه است که «زندگی خوب» و «زندگی درست» به معیاری برای جهت دادن به عمل و انتخاب‌های ما تبدیل می‌شود.

(منبع: Richard Creel, Thinking Philosophically)

#ارسطو #نیکبختی #عقلانیت
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

شب، زمان مناسبی است که بیندیشیم چه کرده‌ایم تا جهان، بهتر و شفیق‌تر و دوست‌داشتنی‌تر از پیش شود. اگر پاسخی هم نبود، باز شب وقت خوبی است که ببینیم از دستمان چه کاری برمی‌آید. لازم نیست کاری کنیم کارستان. می‌شود به امور دست به نقد و ساده پرداخت:
تلفنی که هنوز نزده‌ایم، نوشتن نامه‌ای که بی‌خیالش شده‌ایم، تلافی کردن لطفی که نتوانسته‌ایم پاسخ دهیم. برای بخشیدن عشق، فرصت نامحدود است و در دسترس همگان.


🕴 بوسكالیا لئو
📚 زاده برای عشق

(دوستان لطفا لینک کانال فلسفه اخلاق را از زیر پست‌ها برندارید و اخلاقی عمل کنید.)
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

💭بی‌خاصیت سازی مفهوم نقد

1- «نقد شما سازنده نیست»: رایجترین پسوندی که به مفهوم نقد میبندند مفهوم سازنده بودن آن است. در پس این تعبیر یک سفسطۀ بزرگ خوابیده است. کسی که میگوید مرا نقد سازنده کنید یعنی «من میخواهم در موقعیت خودم سفت و سخت باقی بمانم و شما جوری مرا نقد کن که من بمانم». نقد سازنده یعنی بی خاصیت سازی نقد. وظیفۀ نقد در بسیاری از موارد برافکندن یک بنیان بد است نه ساختنش. نقد در بسیاری از موارد نباید بنای سازندگی فرد یا وضعیتی را داشته باشد که اساس بحران است. مثل این است که برای آلودگی هوا ایرانخودرو را نقد سازنده کنیم! کارخانه ای که خود پاره ای از مسئله است و سالانه انبوهی انسان را به کشتن میدهد طلب نقد سازنده کند! راستین ترین نقد بافکندن بنیان اینچنینیِ خودروسازی است نه ساختنش.

2- «نکات منفی را گفتید چرا نکات مثبت را نمیگویید»: وظیفۀ منتقد مجیزگویی نیست. گفتن نکات مثبت کاری است که فردِ در مسئولیت باید انجام دهد نه فرد منتقد. منتقدی که به نکات مثبت میپردازد منتقد نیست مجیزگو است. نکتۀ مثبت یک عملکرد وظیفۀ بانیِ آن عمل است نه چیزی برای مجیزگویی. اینکه کسی وظیفه اش را درست انجام داده خب باید انجام میداده وگرنه برای چه آنجا است؟ منتقد همواره وظیفه دارد خلأها و حفرها را به رخ بکشد.

3- «شما که این همه نقد میکنید راهکارتان چیست؟»: نقد با نشان دادن حفره و شکاف و خلأ پیشاپیش یک راهکار است. موظف کردن منتقد به راهکار دادن نیز سفسطه ای است بس بزرگ چون نفس نقد در درون خود یک راهکار را دارد. وقتی برای مثال گفته میشود «صدا و سیما تک صدایی است» ابلهانه است بگوییم صادرکنندۀ این گزاره راهکار نداده و فقط نقد کرده. در عین حال در بسیاری از موارد منتقد یک وضعیت دلیلی ندارد خود بدل به راهکار دهنده نیز بشود. طرح مسئله و حل مسئله دو فراینداند که لزوماٌ قرار نیست همپوش باشند. کسی که فریاد میزند «تو همش نقد میکنی راهکار هم بده» پیشاپیش نپذیرفته است که او و سیستم ادارۀ وضعیتش خود پاره ای از مسئله اند و اولین راهکاردر پاسخ به چنین مدعایی این است: «تو برو کنار، استعفا بده». مثل شهرداری تهران که در بحران بسته شدن راه های شهر و ناتوانی سیستمش از ادارۀ شهر یخ زده از منتقدان میخواهد نکات مثبت را ببینند!. درست مثل استاد بیسوادی که دانشجو یقه اش را میگیرد که «از کلاس راضی نیستیم» و او پاسخ میدهد»: «راهکارتان چیست نمیشود که فقط نقد کرد». راهکار اول این است: «شما بفرما سر جای خودت بنشین این صندلی جای تو نیست».

4- کسانی که این تعابیر را سکۀ رایج بازار کرده اند در بسیاری از موارد خودشان بخش بزرگی از مسئله اند. تکرار طوطی وار این تعابیر متاسفانه بدل به سکۀ رایج شده است چه از جانب منتقدان چه از جانب مجیزگویان و... . باید محکم ایستاد و از نقد اعادۀ حیثیت کرد.

(دوستان لطفا عنوان و لینک کانال فلسفه اخلاق را از بالا و زیر پست‌ها برندارید و اخلاقی عمل کنید.)
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا حالا به این فکر کردی که اتفاقاتِ پیرامونت، از درونِ خودته؟
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
تا حالا به این فکر کردی که اتفاقاتِ پیرامونت، از درونِ خودته؟ #مصطفی_سلیمانی (مشاور خانواده) ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

(سایه ذهن)
.
۱. ممکن است باور چنین چیزی در ابتدا مشکل به نظر برسد. اما همه چیز در زندگی تو بازتابی است از بخش سایه ذهنت. گفتم که باور کردن آن در ابتدا مشکل است.
انداختن تقصیرها به گردن دیگران و بهانه آوردن ساده است و به تو اجازه می‌دهد از پذیرفتن مسئولیت فرار کنی. اما زندگی یعنی پذیرفتن مسئولیت. وقتی به دور و برت نگاه می‌کنی هرچه که می‌بینی و می‌شنوی از طریق ذهنت درک می‌شود.
۲. پدیده‌های بیرونی برای درک توسط ذهن از صافی‌های ذهنی و روانی‌ات گذر می‌کند. به همین جهت برای تغییر هر چیزی باید ابتدا درونت را تغییر دهی.
درک این نکته مشکل است. چون بیشتر انسانها از آن آگاه نیستند. هرگز کسی به آنها نگفته زندگی و رخدادهای پیرامون‌شان از درون رخ می‌دهد. وقتی کسی ناراحتت می‌کند در حقیقت دگمه‌ای را درونت فشار می‌دهد. وقتی اتفاقی می‌افتد که دوست نداری دلیل جذب آن برنامه‌ریزی درونی خودت است.
اگر چنین چیزی درست باشد، که حتماً هست، چگونه می‌توان آن را تغییر داد؟ باید نخست قبول کنی تو اتفاق‌ها را به سوی خودت جذب می‌کنی؛ همه اتفاق‌ها را.
۳. اگر کسی ناراحتت می‌کند دقت کن که خودت، چگونه خودت را ناراحت می‌کنی... حالا خودت را دوست داشته باش. وقتی درونت را تغییر می‌دهی تغییرات در دنیای پیرامونت هم یکی پس از دیگری اتفاق می‌افتد.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

💢 به نظرم تمام مسائل و مشکلاتمان ناشی از این است که سه پدیده اساسی زندگیمان یعنی عشق، مرگ و تنهایی را نمی‌شناسیم.
#مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

حتما بخوانید 👇

برای دیدن خانواده بعد از ۱۶ سال دوری به ایران رفته بودم، یک روز که با اتومبیل برادرم بودم، در یکی از خیابان‌های شلوغ تهران پسری ۱۴ - ١۵ ساله اجازه گرفت تا شیشۀ ماشین را تمیز کند ...
به او اجازه دادم و اتفاقأ کارش هم خیلی تمیز بود، یک 20 دلاری به او دادم با حیرت گفت شما از آمریکا آمدید ؟
گفتم بله، بعد گفت امکان دارد از شما چند سوال دربارۀ دانشگاه‌های امریکا بپرسم ، به همین خاطر هم پولی از شما بابت تمیز کردن شیشه نمی‌خواهم
رفتار مودبانه‌اش تحت تاثیرم قرار داده بود .. گفتم بیا بنشین توی ماشین باهم حرف بزنیم ... با اجازه کنارم نشست ...
پرسیدم چند ساله ‌هستی ؟
گفت ۱۶ ...گفتم دوم دبیرستانی ؟
گفت نه امسال دیپلم میگیرم ...
گفتم چطور ؟
گفت درسم خوب است و سه سال را جهشی خواندم و الان سال آخرم ...
گفتم چرا کار میکنی ؟
گفت من دوسالم بود که پدرم فـوت شد ...
مادرم آشپز یک خانواده ثروتمند است ...
من و خواهرم هم کار میکنیم تا بتوانیم کمکش کنیم ...
اما درس هم میخوانیم ...
پرسید آقا شنیدم دانشگاه‌های آمریکا به شاگردان استثنایی ویزای تحصیلی و بورس میدهد ...
پرسیدم کسی هست کمکت کند ؟
گفت هیچکس فقط خودم و خودم ...
گفتم غذا خوردی؟
گفت نه ...
گفتم پس با هم برویم یک رستوران غذا بخوریم و حرف بزنیم ...
گفت به شرط اینکه بعد توی ماشین‌ را تمیز کنم و من هم قبول کردم، با اصرار من سه نوع غذا سفارش داد و با مهارت خاصی بیشتر غذای خودش را در لابه‌لای غذای خواهر و مادرش گذاشت ...
نزدیک به ۲ ساعت با هم حرف زدیم ...
دیدم از همه مسائل روز خبر دارد و به خوبی به زبان انگلیسی حرف میزند ...
نزدیک غروب که فرید را ...( اسمش فرید بود ) نزدیک خانۀ خود‌شان پیاده کردم تقریبا اطلاعات کافی از او در دست داشتم ...
قرارمان این شد که فردای آنروز مدارک تحصیلیش را به من برساند مـن هم به او قول دادم که هر کاری که در توانم باشد برای اقامت او انجام دهم ...
حدود ۶ ماهی طول کشید تا از طریق یک وکیل آشنا بالاخره توانستم پذیرش دانشگاه را تهیه کنم و آنرا با یک دعوت نامه از سوی خودم برای فرید پست کردم ...
چند روز بعد فرید بغض کرده زنگ زد و گفت من باورم نمیشود فقط می‌خواستم بگویم ما دو روز است تاصبح داریم اشک شوق میریزیم ...
با همسرم نازنین ماجرا را در میان گذاشته بودم ...
او هم با مهربانی ذاتی‌اش کمکم کرد تا همه چیز سریع‌‌تر پیش برود ...
خلاصه ٦ ماه بعد در فرودگاه لس آنجلس به استقبالش رفتیم ...
صورتش خیس اشک بود و فقط از ما تشکر میکرد ...
وقتی دو سال بعد به عنوان جوان‌ترین متخصص تکنولوژی‌های جدید در روزنامۀ نیویورک تایمز معرفی شد به خود ‌می‌بالیدیم ...
نازنین بدون اینکه به ما بگوید راهی برای آمدن مادر و خواهر فرید پیدا کرد ...
یک روز غروب که از سر کار آمدم نازنین سورپرایزم کرد و گفت خواهر و مادر فرید فردا پرواز میکنند ...
روز زیبایی بود ..
وقتی فرید آنها را دید قدرت حرف زدن و حتی گریه کردن هم نداشت فقط برای لحظاتی در آغوش مادر و خواهرش گم شد و نگاهمان کرد و گفت شما با من چه‌ها که نکردید ...
مشغول پذیرایی از مهمان‌ها بودیم که نازنین صدایم کرد و فرید را نشانم داد که با یک حوله و سطل آب شبیه اولین بار که در خیابان دیده بودمش داشت اتومبیلم را تمیز میکرد ...

از خانه بیرون رفتم و بغلش کردم ..
گفت میخواهم هرگز فراموش نکنم
که شما مرا از کجا به کجا پرواز دادید.

انسانیت انسانها را به اوج میرساند.

🔍دکتر فریدعبدالعالی یکی از استادان
ممتاز و برجستۀ دانشگاه هاروارد آمريكا
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

قاعده زرین در اخلاق

امپاتی empathy چیست؟

"امپاتی" به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است.

مادری کودکش را به گردش می برد. او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند.

مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد ، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند ، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند. از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.

هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند ، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت .
روانشناسان معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود ، حل و فصل کند .

اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید ، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟
خودتان را جای همسر ، معلم ، شاگرد ، فروشنده ، خریدار و یا دوستتان بگذارید .
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟

"توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید."
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

تنها راه زندگی همین است.
کوچ‌کردن از یک جا به جای دیگر.
نماندن مدت دراز در یک جا. شما چرا چنین کاری نکنید؟
ببینید چگونه همیشه روز و شب دنبال یکدیگر دور زمین می‌گردند؟
شما هم اگر عشق به زندگی را از دست نداده‌اید، باید اندیشه‌هایتان دنبال هم تغییر کند.
تنها کسی که زیاد دربارهٔ زندگی به فکر فرو می‌رود بی‌گمان عشق به آن را از دست می‌دهد.

از کتاب #ماکار_چودرا
#ماکسیم_گورکی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

مَثَل «حق» چون مَثَل آتش است که سایه‌ای ندارد، اما روشنایی اشیاء وابسته به آن است. «حق» انعطاف‌ناپذیر است، آن‌گونه که آتش را نتوان منعطف نمود تا سایه‌ای از خود نشان دهد.
آتشِ عشقی که از اعماق قلب و روح علی‌بن ابی‌طالب(ع) شعله می‌کشید، آتشی بود از اشعّه ربّانی که بر تار و پود شخصیتش طنین انداخته بود. او فروغ چهره «حق» بود. آن‌چنان به لقای پروردگارش اشتیاق داشت که کودک شیرخوار به پستان مادرش.
با نشستن بیگانه بود. هماهنگ با آهنگ کلی هستی در حرکت بود، و کالبد جسمانی‌اش متحمّل تکاپوی روح در مسیر کمال برین. صفای باطن و لطافت روحش چنان بود که توانست آب حیات معارف الهی را بر کشتزار مغز و قلب انسان‌ها سرازیر نماید.
با دلی پرهیجان و دیدگانی پر از اشک سوزان به انسان‌هایی می‌نگریست که نه‌تنها به او عشق نورزیدند، بلکه کوشش او را در تحریک به پیمودن مسیر کمال، ناگوار تلقّی می‌نمودند. فَایَنَ تَذهَبوُنَ؟ آخر، به کجا می‌روید؟ چرا از حق و عدالت گریزان هستید؟ آخر، در انسان شدن چه دیدید که با آن به مبارزه برخاستید؟!
آن‌که بخواهد به حضرت آدم در علمش بنگرد و به نوح در تقوایش، و به ابراهیم در بردباری‌اش و به موسی در هیبتش و به عیسی در عبادتش، بی‌تردید به چهره فرزند ابی‌طالب باید نگریست. یگانه‌نسخه‌ای بی‌همتا که مشرق و مغرب در حسرت همتای اویند.
سیل انبوهِ فضیلت‌های انسانی-الهی از قلّه‌های روحش به سوی انسان‌ها سرازیر بود و ارتفاعات سر به ملکوت کشیده امتیازاتش چنان بود که پرندگان دورپرواز، هوای پریدن در آن ارتفاعات را در سر نمی‌پروراندند.
اين‌چنين گفتا عزيز انبياء
خاتم‌المُرسل نبیّ مصطفی
با امام‌المتقّين حَبل‌ُالمتين
عُروَة‌الوُثقی اميرالمؤمنين
که:
«یا علی! چون مردمان در تکثّر عبادت رنج برند، تو در ادراک معقول رنج بر تا بر همه سبقت گیری!»
و چنین خطاب را نشاید که جز بر او راست آید، که او مرکز حکمت بود و فلک حقیقت.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

یک سوال:
تا حالا شده از صداوسیما گریه و اعتراف‌گیری یک مفسد اقتصادی و دزد و... را ببینید؟!
.
.
خواهش می‌کنم مردم را بیش از این کلافه نکنید!
کلی مُجرم هر روز در گوشه و کنار این کشور، فیلم‌هایی از شکنجه و آزار حیوانات، کودکان، اهانت و تعرض به دختران و زنان و حتی پسرانمان، گرفته و‌ در شبکه‌های اجتماعی از جمله اینستاگرام پخش می‌کنند و این فیلم‌ها دست به دست می‌چرخد و هیچ‌کس حتی زحمت تلنگری به آن‌ها را نمی‌دهد.
هر لحظه از شبانه‌روز با وحشت از اینکه دوباره امروز چه کسی چه فیلم وحشتناکی را ممکن است در صفحه خود گذاشته باشد تا دست جانور دیگری را رو کند، امانمان را بریده...
مجرمانی با خیال آسوده شب را صبح و صبح را شب می‌کنند و بی خیال و سرخوش به فکر آزار بعدی و بعدی هستند... آن‌وقت دختری هفده ساله بدون اختلاس و آزار دیگری، باعث تشویش اذهان عمومی شده و آن دیگری تا خرخره مال و جان و ناموس مردم را آروغ زده، انگار نه انگار!
کاش اولویت‌ها و تفاوت‌ها برایمان مشخص بود!
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

◽️مجری: بسیار خُب، به میزِ گردِ فیلسوفان خوش آمدید. موضوعِ امروز: "تفاوتِ انسان و حیوان چیست؟" در خدمتِ پنج تن از برجسته‌ترین فیلسوفان برای پاسخ به این سوال هستیم: ارسطو، هایدگر، دکارت، نیچه، و کی‌یرکگور. ارسطو، با تو شروع می‌کنیم.

◾️ارسطو: انسان حیوان ناطق است. ما تنها حیوانی هستیم که می‌توانیم از قوه‌ی ادراک و خِرَد استفاده کنیم تا بر غرایز غلبه کنیم. حیوانات تنها غریزه دارند ولی هیچ استعدادِ عقلانی‌ای ندارند.

◽️مجری: هایدگر، آیا موافقی؟

◾️هایدگر: عقل نه، بلکه زبان است که بین انسان و حیوان تفاوت ایجاد کرده است. با زبان می‌توانیم بر چیزها نام بگذاریم و اساسِ اندیشه را شکل بدهیم. با زبان هست که بشر می‌تواند جهانی برای خویش بیافریند که وضعش برایِ خودش فهمیدنی گردد.

◽️مجری: دکارت،‌ نظر شما چیه؟

◾️دکارت: پاسخ ساده‌تر از این حرفاست. انسان تنها موجودی است که روح دارد، تنها موجودی که آزادی، اندیشه، تجربه و احساسات دارد.

◽️مجری: ببخشید، گفتی حیوانات احساسات و تجربه ندارن؟!

◾️دکارت: حیوانات ممکن است از درد جیغ بکشند، ولی این عملشان تنها یک واکنشِ مکانیکی است، مثل صدایِ جیغی که از کِتریِ آبِ درحالِ جوشیدن بیرون می‌آید.

◽️مجری: باشه... فقط امیدوارم هیچوقت حیوان خونگی نداشته باشی!... نیچه، تو چی فکر می‌کنی؟

◾️نیچه: عقل؟ زبان؟ احساس؟ نه، آنچه انسان را انسان کرده است اینها نیست. انسان تنها موجودی است که می‌تواند پیمان ببندد. برای اینکه تماماً انسان گردیم باید چنین موجودی بشویم، یعنی انسانی با اراده‌ی آزاد و دیرپا. تنها با چنین اراده‌ی گران‌سَر و نیرومند، آدمی می‌تواند شجاعانه آن شود که هست.

◽️مجری:‌ و شما کی‌یرکگور، به نظر شما انسان چیست؟

◾️کی‌یرکگور: ها؟ چی؟

◽️مجری: پرسیدم انسان چیست؟

◾️کی‌یرکگور: آها، گرفتم، پاسخ ساده است.
انسان حیوانی غمگین است، که تمامِ عمر بدونِ دلیل افسرده است. انسان حیوانی است که در هر لحظه از عُمرِ کوتاه و بیچاره‌اش دائماً در نومیدیِ ژرف و گریزناپذیری است.

◽️مجری: آه... هرلحظه، یعنی حتی همین الان؟

◾️کی‌یرکگور: حتی همین الان، دوبووار.
آیا آدمی ترجیح نمی‌دهد سگی شادان باشد که در پارک به دنبال توپی می‌دَوَد، تا اینکه اینجا مجبور باشد به این سوالاتِ مزخرف پاسخ دهد، بااینکه خیلی خوب می‌داند مرگ در کمینِ اوست، مرگی که گویی دمی بیش با او فاصله ندارد...

◽️مجری (سیمون دوبووار) : خُب، فکر کنم اینم حَرفیه.

⭕️ منبع: existentialcomics
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیش‌تر تنهاست. چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند، تنهایی تو کامل می‌شود.

#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃🍃"به جای" دیگران ناندیشیدن؛"در جای" دیگران اندیشیدن

🔹یک روشنفکر مردم را متوجه می‌کند که در عین اینکه خوداندیش و منطقی‌اندیش هستند، باید به جای دیگری نیندیشند، اما در جای دیگری بیندیشند و این نکته بسیار مهمی است. در جامعه‌ای مثل جامعه‌ی ما، کسانی به خود اجازه می‌دهند به جای دیگران بیندیشند و آنچه را که حاصل اندیشه‌های خودشان است، با انواع تطمیعها، تهدیدها و خشونتها بر دیگران اعمال کنند. به جای دیگران اندیشیدن، درست مخالف خوداندیشی است. اما نکته‌ی دومی وجود دارد و آن اینکه نباید به جای دیگران بیندیشیم. حال آنکه باید بتوانیم در جای دیگران بیندیشیم. به این معنا که اگر از پنجره ی اتاق خود به شهری نگاه می‌کنم، فکر نکنم فقط همان یک پنجره است که از آن می توان به شهر نگاه کرد. باید پشت پنجره‌ی سایر آپارتمانها و خانه‌ها بایستم و این قدرت را داشته باشم که پشت پنجره‌ی دیگران بایستم و شهر را دیگرگونه ببینم. باید گاه از پشت پنجره خود کنار برویم و از پشت پنجره‌ی دیگران به شهر نگاه کنیم. نمی‌توانیم فقط با محفوظات خود به جهان هستی نگاه کنیم و فقط و فقط محبوس و منحصر در محفوظات خود شویم. اگر چنین کنیم جزم پیش می‌آید. این مشکل سوم ماست. جزم و جمود ناشی از این است که نمی‌توانم پنجره‌ی خود را لحظه‌ای ترک کنم و از پنجره‌ی دیگری به جهان نگاه کنم.

مصطفی ملکیان،در رهگذر باد و نگهبان لاله – جلد دوم – ص110
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍃🍃آشتی با خود و توجه به عزت نفس

🔹اگر دقت کنید ما یکبار کار خطا انجام میدهیم اما بیش از یکبار مجازات میشویم. یعنی بر فرض که من خلافی کنم گویی یک قاضی سختگیر درون من است که دائم کار خلافم را بر رخ میکشد و مرا دستخوش تشویر(شرمنده کردن) و خجلت میکند. این قاضی جرمی را که یکبار مرتکب شده ام پانصد بار مکافات میدهد در حالی که اقتضای عدالت تناسب جرم و جریمه است. و مشکل این است اگر انسان در اثر یک خطا بارها ملامت بشنود، به تدریج از خود متنفر شده و عزت نفس خود را از دست میدهد و استعداد برای هر گناهی پیدا میکند.

🔹 امیرالمؤمنین میفرماید: «مادر گناهکاری این است که انسان عزت نفس خود را از دست بدهد». خوب اگر بخواهیم این تنفر درونی پیش نیاید و خودمان را دوست داشته باشیم تا گناه نکنیم باید آن قاضی درونی را به گونه ای خاموش بکنیم و واقع بینانه بپرسیم گذشته که از دست رفت چرا حب ذات خود را که باعث عزت نفس و دوری از معصیت است از دست بدهم؟

🔹شاید هیچ آیه ای در کتب مقدس به این زیبایی نگفته که «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ«وقتی خداعقاب خدا فراموشی را خود فراموشی میداند درواقع خود فراموشی را امری نامطلوب شمرده و بدین ترتیب است که ما همیشه باید به یاد خودمان باشیم. اینکه حضرت علی علیه السالم میفرماید: «من هانت علیه نفسه» یعنی کسی که پیش خودش خوار است گناه میکند یا میفرماید »علیکم ب أعَزّ األنفس علیکم« یعنی عزیزترین موجود را که خودتان هستید بپایید.

🔹پس بحث بر سر این است که شخص عزم جزم کند تا گذشته را تکرار نکند نه اینکه دائماً مجازات گذشته اش را ببیند. و این رمز «الْحَسَنَات یذْهبْنَ السَّیئَات است. هرکه این قاضی عبوس و سختگیر را داشته باشد در واقع یک انشقاق شخصیت پیدا میکند و به گفته مایستر اکهارت هیچکدام مطلوب نیست چون یکی قاضی و دیگری قربانی است و آدم اگر قاضی و یا قربانی باشد شخصیت سالمی ندارد. لازمه اینکه انسان عزم خود را جزم کند این است که یقین داشته باشد دروغ کار بدی است نه یقین به اینکه چند دروغ در گذشته انجام داده است. به تعبیری تنها دانستن فهرست فضائل و رذائل کافی است تا عزم جزم کند. من این مطلب را بسیار تأکید میکنم چون پدران و مادران ما درست عکس این را میگفتند. در حالی که یکی از راههای موفق در تعلیم و تربیت امروزه این است که میگویند اگر میخواهید فرزندتان X باشد در حالی که X نیست با او چنان رفتار کنید که گویی X است و بدین ترتیب کم کم X میشود و طبعاً راجع به خودمان هم همینطور است یعنی اگر من در گذشته دروغ میگفتم با خود جوری رفتار کنم که گویا راستگوترینم به تدریج صادق و راستگو خواهم شد.

🍎مصطفی ملکیان، حیات طیبه
❤️🍀 @filsofak
22-29.pdf
7 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۴۶
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۲۶

مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak