فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

من کانت میخوانم
مادرم موی سفیدش را شانه می زند
من دکارت می خوانم
مادرم موی سفیدش را شانه می زند
من جهان بینی میخوانم
مادرم چین های زیر چشم هایش را می شمارد
من تاریخ ادیان می خوانم
مادرم پیراهنش را وصله می زند
من از صلح می نویسم
مادرم از جنگ هایی که دیده حرف می زند
مویی از لای شانه اش می افتد
روی کتاب هایم
موی سفید مادرم
از همه ی کتاب هایم بزرگ تر است

📖 #برهنه_درباد
✍🏻 #حسین_دیلم_کتولی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

دوستان و همراهان همیشگی
با توجه به وضعیت تلگرام،
لطفا پیچ من رو با توضيحات بيشتر همراه با نظرات دیگر اعضاء در اینستاگرام دنبال بفرمایید.
👇👇👇

https://instagram.com/_u/soleymani63


🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#روانشناسى_فلسفه

به طور تناقض آلودی، خودداری از پاسخ دادن به توهین، يکی از موثرترین پاسخ های ممکن است

یک از دلايل ، چنانکه سنکا یاد آور می شود این است که ؛ خاموشی ما ممکن است برای فردی که توهین کرده است، گیج کننده باشد؛ به این معنی که نمی داند آیا توهینش را فهمیده ایم یا خیر؛ به علاوه، با این کار اجازه نمی دهیم از توهینش لذت ببرد و در نتیجه به احتمال زیاد پریشان می شود.

پاسخ ندادن نشان می دهد که بود و نبود او در نظرمان یکسان است و از آنجا که هیچ کس دوست ندارد نادیده گرفته شود، عدم تمایلِ ما به پاسخ دهی، احساس تحقیر شدگی را در او بر می انگیزد...

✍️#ویلیام_بی_اروین
📕 #فلسفه_ای_برای_زندگى
🎯#توهين
ترجمه : محمد یوسفی
انتشارات : ققنوس، ۱۳۹۳
صفحه : ۱۷٨
❤️🍀 @filsofak
27-34.pdf
6.1 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۴۴
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۲۲

مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

دردِ بی‌دردی عجب دردی است!
درد که نداشته باشی، از انسان‌ها فاصله می‌گیری؛ نگاه سردشان را نمی‌فهمی؛ غمشان را می‌بینی و خم به ابرویت نمی‌آوری.
خاصیت بی‌دردی همین است که چشم باز می‌کنی و می‌بینی که با بی‌تفاوتی و پژمرده‌گی‌ات، دنیا را با دستانِ خودت به لجن کشیده‌ای. و توی تعفن و گند و ناپاکیِ اخلاقی می‌لولی...
آری درد زیباست و زیباترین آدم‌ها دردمندانند. آن‌هایی که راه‌شان را با دردِ فهم می‌پیمایند. همان‌هایی که با رنجشان حس نابِ زندگی دارند و آگاه شده‌اند که هیچ فهمی بدون درد نیست.
فهمی که به همراهش توجه عمیق، حساسیت و عشق به انسان‌ها موج می‌زند...
وقتی این افراد از درد دیوانه می‌شوند، دیگران دردشان را نه، فقط دیوانگی‌هاشان را در نوشتن و گفتن می‌بینند!
بگذارید از تیپِ شخصیتیِ این افراد بیشتر برایتان بنویسم:
آن‌ها از واژه «عادت» بیزارند و بوی نکبتش آزارشان می‌دهد. و معتقدند که بوی بردگی و شلاق می دهد این عادت! عادت تلخ‌ترین زهرِ حیات است. زیرا بی سر و صدا وارد زندگی می‌شود و آرام در روح و جان ریشه می‌دواند و از بی‌تفاوتی نسبت به ظلم‌ها و رنج‌ها سیراب می‌شود و یکهویی آدم‌ها به خودشان می‌آیند و می‌بینند که چطور در زمانه‌ی اجباری متوقف شده‌اند و مسمویت با هر ذره بدنشان عجین شده است و ناگاه "بله قربان گویِ" عادت(دیکتاتورها) شده‌اند... باید عاشق این طور افراد شد که درد را می‌فهمند و دنبال درمانند. آنها نقاشان عجیبی هستند. با زاویه دیدِ عمیق شان، رنج‌هایی می‌کشند که هیچ کجا ندیده‌اید. خواستید سری به آثارشان بزنید. آنها با قلم و گفتارشان تبری هستند بر دریای یخ زده بدفهمانِ اجتماع!
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔲⭕️ معرفی خطاهای شناختی که همه ما مرتکب می‌شویم:

🔹ذهن‌خوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.

🔸پیش‌گویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.

🔹فاجعه‌سازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.

🔸برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.

🔹نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.

🔸فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.

🔹تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.

🔸تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.

🔹باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.

🔸شخصی‌سازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.

🔹سرزنش‌گری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.

🔸مقایسه‌های نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.

🔹تاسف‌گرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.

🔸چی می‌شد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”

🔹استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."

🔸نادیده‌انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences
شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد”. هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.

🔹قضاوت‌گرایی judgment focus
به جای این که خودتان، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ”در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم” یا ”اگر تنیس بازی کنم، از پس آن بر نمی آیم” یا ”سارا چقدر موفق است، ولی من اصلا موفق نیستم”.

منبع: تکنیک های شناخت درمانى
نوشته: رابرت لی هی
ترجمه: حسن حميدپور
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:


وقتی آدمِ سابق بدجور از چشمت می‌افتد و وارد ارتباط جديد می‌شوي، جوگیر نشو و در مورد تجربه‌های عاطفیِ قبلت زياد ورّاجی نکن!
شاید برگردی و بگویی: بیانِ تجربه‌های شکست‌خورده‌ی قبلی و ظلم‌هایی که در حقّم شده، می‌تواند من را بهتر نشان دهد...
اما من از زبانِ مراجعان زیاد شنیده‌ام که دوست دارند طرفِ مقابلشان تجربه‌های تلخ و شیرین قبلی‌اش را در یک چمدان بچپاند و از کوه پرتش کند پایینِ درّه.
آدم‌ها دوست دارند که هیچ پیش‌زمینه خوب یا بد عاطفی‌ای در ذهنِ طرفشان نباشد و با کسی وارد رابطه شوند که ذهنش جای هيچ‌چيز دیگری نیست.
حتی این را هم بارها از بین کلمات جوانان شنیده‌ام که: دوست نداریم از خواستگاری رفتن‌های زیاد و خواستگار داشتن‌های پشت‌سرهم چیزِ زیادی بشنویم! چه برسد به اینکه تجربه نامزدیِ شکست‌خورده‌ای در کارنامه‌ی طرف باشد.
رفیق! صحبت از این موضوعات را به بعد موکول کنید و در قرار اول خودتان را فرشته‌ی ملکوت یا دیوِ بی‌شاخ و دم معرفی نکنید و از او هم نخواهید در مورد تجربه‌های قبلی‌اش برای‌تان چیزی بگوید.
البته حواستان به موارد استثنا باشد.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

طلاق مفتکی!

همانطور که می‌توانی با رعایتِ چند توصیه‌ بهداشتی، دیابتی نشوی تا از قطع شدن پاهات جلوگیری کنی؛ می‌توانی با رعایتِ چند توصیه‌ طلاق نگیری و شریکِ زندگی‌ات را داشته باشی!
** چند توصیه برای آنکه کارت به طلاق نکشد:
۱. درست انتخاب کنید؛ اینکه دخترخانمی که روبروتان نشسته یا آقا پسری که خواستگاری‌تان آمده، خلق و روحش با شما می‌خواند یا نه، همان اول معلوم است. البته کمی دقت و حوصله و تعقل می‌خواهد، ولی تا حدودی مشخص است که آره یا نه.
۲. کم مهر کنید؛ دستانتان را بیاورید جلوی مانیتور، می‌خواهم آبِ پاکی را بریزیم رویشان: مهریه‌های کلان، نه حاشیه‌ امنیت درست می‌کند نه جلو چشم بقیه مدرسه‌سازی می‌کند و «کلاس» می‌سازد برایتان!
۳. زیاد محبت کنید؛ چرا خسیس‌اید و به همسرتان نمی‌گویید «دوستت دارم»؟ در روایات‌مان آمده: هر قدر ایمان مرد بالاتر برود، بیشتر به زنش محبت می‌کند.
۴. به خودتان برسید؛ از آنجا که همه از آراستگی و خوشگلی خوششان می‌آید ــ و شما و همسرتان هم استثنا نیستید، توجه شما می‌رود به طرف دیگران(چون همسرتان به آراستگی دیگران نیست) و توجه همسرتان هم می‌رود به طرف بقیه(چون شما به جذابی بقیه نیستید.)
۵. غیرت داشته باشید؛ غیرت فقط این نیست که: من می‌شکنم گردن کسی را که چپ به زنم نگاه کند! غیرتِ آقای خانه، محافظت از خانواده‌اش هم هست: حواسم باشد چیزی کم و کسر نداشته باشند و تا جایی که بتوانم، نگذارم سختی ببینند. و غیرتِ خانم خانه، مدیریتِ خانه است: خانه‌ام، خانه‌ آرامش و راحتی برای شوهر و بچه‌هام باشد تا به دنبال آرامش، جاهای دیگر سرک نکشند.
۶. بدبین نباشید؛ تهمت ــ حالا راجع به هر چی ــ اعتماد بین زن و مرد را از بین می‌برد و حرمت‌ها و محبت‌ها را می‌شکند. اعتماد و محبت، سنگِ آسیاب زندگی است؛ اگر شکست، دیگر هیچ گندم مشترکی آرد نمی‌شود و خبر از نان و نوایی نیست. شما بگویید توی همچین آسیابی، کسی از آسیابان‌ها می‌ماند؟
#مصطفی_سلیمانی (مشاور خانواده)
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
طلاق
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

(خروس جنگی!)
.
خانه‌ای که در آن دعوا نباشد، مفت هم گران است؛ یک جای کار می‌لنگد. بهترین دعواهای زن و شوهری، آن‌هایی هستند که دو طرف می‌دانند که باید عقب‌نشینی کنند! نه آن‌هایی که مثل خروس‌جنگی فقط به فکر پیش‌روی هستند.
جای دوری نمی‌رود اگر حق با تو هم بود کوتاه بیایی و عاقل بودن خودت را به نمایش بگذاری...
باید دست از قلدربازی و شاخ و شانه کشیدن برداری. مردانگی و زنانگی با برنده شدن وسط درگیری مشخص نمی‌شود.
اگر به فکر خود نیستید، به فکر دختر و پسری باشید که زیر سایه شما تربیت می‌شوند. بعدها پسرِ این خانه، مثل پدرش قلدرمآب می‌شود و از پدرش خوی منفی را به ارث می‌برد و دخترِ این خانه توسری‌خور و به دنبال شوهر دیکتاتور می‌گردد!
زندگی را باید با ندید گرفتن نقائص همدیگر جلو ببریم. پیروزی در این‌گونه درگیری‌ها، مساوی است با شکستی بزرگ‌تر در جای دیگر زندگی! اصلا مگر چه اشکال دارد گاهی اجازه دهیم، همسرمان طعم پیروزی را بچشد و کیف کند!
آن‌چیزی که زن‌و‌شوهر را اذیت می‌کند، یادآوریِ سوتی‌های گذشته است که بی‌تعارف منجر به سفت شدن طناب دار می‌شود.
یکی از مسائل اذیت‌کننده در دعواها نصیحت‌های کلیشه‌ای، آه و نفرین و پای خدا و عقاید را وسط کشیدن جهت سرکوب طرف مقابل است.
اگر خدایی نکرده خواستید یک دعوای مشتی کنید و نتیجه بخش باشد، این سه مرحله را انجام دهید:
۱. سریع سراغ اصل ماجرا بروید و طفره نروید.(خبر دارم که ماشینت را فروختی. از همسایه شنیدم.)
۲. بگوئید که احساس‌تان در مورد این قضیه چیست.(باورم نمی‌شد که مساله به این مهمی را از من مخفی کنی.)
۳. پیشنهاد برای جلوگیری از مشکلات دفعات بعد دهید.(دوست دارم در این مسائل زودتر از بقیه در جریان باشم. علت نگفتنت را برایم توضیح بده.)
راستی چند نکته هم برای بعد از دعوا خدمت‌تان عرض کنم:
اگر همسرتان عوض شد، تغییراتش را یادآوری و تائید کنید.
نگاه عاقل‌اندر سفیه و روانشناس‌بازی در نیاورید. با خواندن چند مقاله و کتاب و دیدنِ دوره‌های مهارتی مجوّز هر برخوردی به خودتان ندهید. به جای به کار بردن کلمات قلمبه‌سلمبه، عمل کنید.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاوره خانواده)
🍀❤️ @filsofak
14-19.pdf
5.9 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۴۵
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۲۴

مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

فهمِ صحیح از اجتماع

#مصطفی_سلیمانی
(طلبه حوزه علمیه قم
و دانشجوی دکتری فلسفه)

جامعه امروز، جامعه‌ای فقه‌محور نیست که بتواند با نظام سنتی حوزه، مشکلاتش را حل کند. طلبه‌های امروز هم محصول این جامعه‌اند، لذا این واکنش طبیعی است که عده‌ای از طلبه‌ها، از متونِ حوزوی فاصله بگیرند. متون حوزه جذابیت و ضرورت لازم برای نگه‌داشتن یک طلبه در نظام سنتی طلبگی را ندارد، چون کارایی و خلاقیتِ طلبه به خاطر این متونِ بعضاً انتزاعی پایین می‌آید و طلبه در اواسط راه دچار تحیر و سرگردانی می‌شود.
آموزش‌های فقهی در قالبِ باید و نباید، بخش کوچکی از نیازهای دست‌چندم یک روحانی جوان می‌باشد. اگر طلبه‌ای از این قالب سنتی فاصله نگیرد، از نگاه مردم یک عقب‌مانده اجتماعی قلمداد می‌شود و توانایی ارتباط با مردم را از دست می‌دهد. لذا برخی از طلبه‌ها با حضور و تحصیل در دانشگاه‌ها و مؤسسات، شناخت بهتری از موضوعات دارند و خود را در این زمینه تهیدست نمی‌بینند.
با تحقیقی میدانی می توان دریافت که آموزش‌های رسمی و متن‌محورِ حوزه، با جهت‌گیری اساسی طلبه‌‌ها _که مدیریت فرهنگی است، سنخیتی ندارد. به گفته برخی کارشناسان، سیستم امروز حوزه، فاصله زیادی با حقایق زندگی مردم دارد؛ لذا طلبه‌های موفق و صاحب‌ذوق قانع به این سیستم نشده‌ و به ضعفِ محیط واکنش نشان می‌دهند. از همین روی تحولاتِ کارآمد که این سال‌ها از سمت طلاب جوان شاهدش هستیم، پدیده‌ای‌ است مبارک، که نشان‌ از فهم صحیح‌شان از دردِ اجتماع دارد.
برای رسیدن به مدیریت فرهنگی پیاده کردن این فرمول لازم است: «انجام فعالیت‌های مطالعاتی و پژوهشی در عرصه‌های دینی، و توانایی انتقالِ آن با روش و هنر روز همراه با تسلط به متد و باورهای سنتی حوزه»؛ نقطه آرمانی مسأله این‌گونه است که طلبه‌ علاوه بر باورهای سنتی حوزه، می‌بایست توانایی استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی را در قالب یک هنر داشته باشد. اما از این نکته نباید غفلت ورزید که فاصله افراطی از سنت و مسیر حوزه، عوارضی دارد که آن هم در جایگاه خود باید مورد بررسی قرار گیرد.
امروزه به اقتضای زمان، شرایط، ابزار و تجهیزات مدرن، شاهد رشد طلبه‌های موفق و کارآمد در جامعه هستیم که برخی از آن‌ها علاوه بر معروفیت، محبوبیت هم دارند که علت محبوبیت‌شان هم لزوماً حضور در رسانه و تلویزیون نیست. تاریخ نشان داده است که لازمه محبوبیت، شناختِ صحیح از جامعه، فهمِ زبانِ مخاطبین، همدردی با مردم و دلسوزی برای آن‌هاست.
امروزه باید پذیرفت که می‌توان حقایق دینی را با ابزار و زبانی دیگر هم بیان کرد که این معنایش خلافِ عقاید دینی عمل کردن نیست. انتظار اجتماع از طلبه امروز این است که با احساس مسئولیت بیشتر و هوشمندی وسیعِ محیطی مانند‌ خبر داشتن از اتفاقات پیرامون جامعه در مسائل سیاسی، فکری، اجتماعی و فناوری، وارد حوزه فهم دین شود. این امر تحقق پیدا نمی‌کند مگر اینکه یک طلبه دین‌مدار از انزواطلبی دوری کرده و در متن جامعه حضور پیدا کند.
❤️🍀 @filsofak
یادداشت جدیدم با عنوان "فهم صحیح از اجتماع" در شماره نوزدهم مجله #میلان
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
یادداشت جدیدم با عنوان "فهم صحیح از اجتماع" در شماره نوزدهم مجله #میلان
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

(این بود زندگی؟)
.
.
خیلی‌هامان فکر می‌کنیم در زندگی هدف داریم، اما اشتباه می‌کنیم. خیلی‌هامان اصلا هدفی نداریم و بی‌خیال با موج این‌طرف و آن‌طرف می‌رویم.
تمامی مردان و زنانی که به موفقیت‌های عمده در زندگی دست پیدا کردند، در تعیین هدف در زندگی‌شان اصرار داشتند، مصرانه دنبال این بودند که هدف داشته باشند و برنامه بریزند برای رسیدن به آن اهداف.
آدم بی‌هدف مثل قایقی است که توی دریا به این طرف و آن طرف می‌رود، هر جا موج آن را ببرد می‌رود، ولی کشتی وقتی حرکت می‌کند، یک بندر مبدا دارد و یک بندر مقصد.
خیلی‌هامان اصلا نمی‌دانیم کجا می‌رویم!
توی زندگی از هر کسی خوشمان بیاید با او آشنا می‌شویم! در صورتی که نمی‌دانیم آن شخص ما را برای رسیدن به اهداف‌مان کمک می‌کند یا نه!
نکته مهم این است که: 
اگر خود را به چیزهای غیرمهم مشغول کنید به چیزهای مهم نمی‌رسید.
نباید هدف‌های بی‌اهمیت انتخاب کنید. به هر قله‌ای رسیدید، وقتی که داشتید از آن لذت می‌بردید برنامه بعدی و هدف بعدی را مشخص کنید. این یعنی زندگی. این یعنی انسان بودن! این یعنی معمار ذهن. این یعنی دلیلی که شما به این دنیا آمدید تا توی انتخاب‌هایی که می‌کنید، مورد آزمایش‌های مختلفی قرار بگیرید و در عین حال به علاقه‌هایتان برسید و لذت ببرید.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

مصطفی ملکیان

زندگی‌ای مطلوب است که:
۱)خوب باشد
۲)خوش باشد
۳)معنادار باشد

زندگیِ خوبِ خوشِ معنادار، زندگی مطلوب است.

خوب بودن و خوش بودن و معنادار بودن، سه چیز غیر از یکدیگر است و زندگی‌ای مطلوب است که هر سه ویژگی را داشته باشد.

زندگی خوب، یعنی زندگی‌ای که فرد به مطلوب‌های اخلاقی دسترسی پیدا کرده است. زندگی خوب یعنی زندگی اخلاقی. وقتی فردی زندگی خوبی دارد، یعنی به جای تکبر، تواضع دارد و به جای تزویر و ریا، صداقت دارد و به جای آزار دیگران، به آن‌ها نیکی می‌کند. پس شرط اول زندگی خوب، زندگی اخلاقی است.

زندگی مطلوب، باید خوش هم باشد. زندگی خوش یعنی به دست آوردن مطلوب‌های روانشناختی. مطلوب روانی یعنی شخص آرامش داشته باشد، شاد باشد، امید داشته باشد، رضایت باطن داشته باشد. انسان می‌خواهد که به جای دلهره و اضطراب و استرس، آرامش داشته باشد.

همچنین زندگی مطلوب، زندگی معناداری هم باید باشد. ممکن است شخصی زندگی خوب و خوشی داشته باشد، اما زندگی در نظر او بی‌معنا باشد. در نظر چنین شخصی زندگی به زیستن‌اش نمی‌ارزد. اگر زندگی بی‌معنا باشد، مطلوب نیست.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

▪️به گفتۀ ارسطو همۀ انسان‌ها در پی نیکبختی‌اند. اما این میل و گرایش از کجا می‌آید؟

▪️به نظر او، سه چیز در ذات ما انسانها هست که سبب می‌شود به دنبال زندگی خوب باشیم: داشتن احساس، اجتماعی بودن، و صاحب عقل بودن.

▪️این که ما دارای احساس و ادراک هستیم به این معناست که می‌توانیم لذت و درد جسمانی را حس کنیم، و از روی طبع به دنبال کسب لذت جسمانی و پرهیز از درد جسمانی هستیم.
و این که موجوداتی اجتماعی هستیم به این معناست که ما در همزیستی با دیگران نیز لذت یا رنج را تجربه می‌کنیم، مثل لذت دوستی یا تحسین شدن یا برعکس رنج تنهایی یا تحقیر. و همان‌گونه که در ساحت جسم در پی کسب لذت و اجتناب از درد هستیم، در زندگی اجتماعی و در عرصۀ ذهن و روح هم به دنبال کسب لذت‌ و دوری از رنج هستیم.

▪️اما ما مانند براده‌های آهن نیستیم که بی‌اختیار جذب هر لذتی شویم و هر درد و رنجی ما را دفع کند. از آنجایی که ما صاحب عقل هستیم، می‌توانیم امکان یک وضع مطلوب را تصور کنیم(ارسطو اسم این وضع مطلوب را یودِمونیا می‌گذارد).

▪️بر اساس آن وضع مطلوب می‌توانیم اعمال و افکار و خواسته‌هایمان را ارزیابی کنیم تا ببینیم کدامیک ما را به آن وضع مطلوب می‌رساند و کدامیک ما را از آن وضع مطلوب دور می‌کند.

▪️ این گونه است که شخص عاقل صرفاً پیرو تکانه‌های لذت‌جویانه یا اجتناب از ترس‌ها و چیزهای ناخوشایند نخواهد بود: چه بسا برای خوب زیستن، از لذتی چشم بپوشیم یا درد و رنجی را بر خود هموار کنیم.
و این گونه است که «زندگی خوب» و «زندگی درست» به معیاری برای جهت دادن به عمل و انتخاب‌های ما تبدیل می‌شود.

(منبع: Richard Creel, Thinking Philosophically)

#ارسطو #نیکبختی #عقلانیت
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

شب، زمان مناسبی است که بیندیشیم چه کرده‌ایم تا جهان، بهتر و شفیق‌تر و دوست‌داشتنی‌تر از پیش شود. اگر پاسخی هم نبود، باز شب وقت خوبی است که ببینیم از دستمان چه کاری برمی‌آید. لازم نیست کاری کنیم کارستان. می‌شود به امور دست به نقد و ساده پرداخت:
تلفنی که هنوز نزده‌ایم، نوشتن نامه‌ای که بی‌خیالش شده‌ایم، تلافی کردن لطفی که نتوانسته‌ایم پاسخ دهیم. برای بخشیدن عشق، فرصت نامحدود است و در دسترس همگان.


🕴 بوسكالیا لئو
📚 زاده برای عشق

(دوستان لطفا لینک کانال فلسفه اخلاق را از زیر پست‌ها برندارید و اخلاقی عمل کنید.)
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

💭بی‌خاصیت سازی مفهوم نقد

1- «نقد شما سازنده نیست»: رایجترین پسوندی که به مفهوم نقد میبندند مفهوم سازنده بودن آن است. در پس این تعبیر یک سفسطۀ بزرگ خوابیده است. کسی که میگوید مرا نقد سازنده کنید یعنی «من میخواهم در موقعیت خودم سفت و سخت باقی بمانم و شما جوری مرا نقد کن که من بمانم». نقد سازنده یعنی بی خاصیت سازی نقد. وظیفۀ نقد در بسیاری از موارد برافکندن یک بنیان بد است نه ساختنش. نقد در بسیاری از موارد نباید بنای سازندگی فرد یا وضعیتی را داشته باشد که اساس بحران است. مثل این است که برای آلودگی هوا ایرانخودرو را نقد سازنده کنیم! کارخانه ای که خود پاره ای از مسئله است و سالانه انبوهی انسان را به کشتن میدهد طلب نقد سازنده کند! راستین ترین نقد بافکندن بنیان اینچنینیِ خودروسازی است نه ساختنش.

2- «نکات منفی را گفتید چرا نکات مثبت را نمیگویید»: وظیفۀ منتقد مجیزگویی نیست. گفتن نکات مثبت کاری است که فردِ در مسئولیت باید انجام دهد نه فرد منتقد. منتقدی که به نکات مثبت میپردازد منتقد نیست مجیزگو است. نکتۀ مثبت یک عملکرد وظیفۀ بانیِ آن عمل است نه چیزی برای مجیزگویی. اینکه کسی وظیفه اش را درست انجام داده خب باید انجام میداده وگرنه برای چه آنجا است؟ منتقد همواره وظیفه دارد خلأها و حفرها را به رخ بکشد.

3- «شما که این همه نقد میکنید راهکارتان چیست؟»: نقد با نشان دادن حفره و شکاف و خلأ پیشاپیش یک راهکار است. موظف کردن منتقد به راهکار دادن نیز سفسطه ای است بس بزرگ چون نفس نقد در درون خود یک راهکار را دارد. وقتی برای مثال گفته میشود «صدا و سیما تک صدایی است» ابلهانه است بگوییم صادرکنندۀ این گزاره راهکار نداده و فقط نقد کرده. در عین حال در بسیاری از موارد منتقد یک وضعیت دلیلی ندارد خود بدل به راهکار دهنده نیز بشود. طرح مسئله و حل مسئله دو فراینداند که لزوماٌ قرار نیست همپوش باشند. کسی که فریاد میزند «تو همش نقد میکنی راهکار هم بده» پیشاپیش نپذیرفته است که او و سیستم ادارۀ وضعیتش خود پاره ای از مسئله اند و اولین راهکاردر پاسخ به چنین مدعایی این است: «تو برو کنار، استعفا بده». مثل شهرداری تهران که در بحران بسته شدن راه های شهر و ناتوانی سیستمش از ادارۀ شهر یخ زده از منتقدان میخواهد نکات مثبت را ببینند!. درست مثل استاد بیسوادی که دانشجو یقه اش را میگیرد که «از کلاس راضی نیستیم» و او پاسخ میدهد»: «راهکارتان چیست نمیشود که فقط نقد کرد». راهکار اول این است: «شما بفرما سر جای خودت بنشین این صندلی جای تو نیست».

4- کسانی که این تعابیر را سکۀ رایج بازار کرده اند در بسیاری از موارد خودشان بخش بزرگی از مسئله اند. تکرار طوطی وار این تعابیر متاسفانه بدل به سکۀ رایج شده است چه از جانب منتقدان چه از جانب مجیزگویان و... . باید محکم ایستاد و از نقد اعادۀ حیثیت کرد.

(دوستان لطفا عنوان و لینک کانال فلسفه اخلاق را از بالا و زیر پست‌ها برندارید و اخلاقی عمل کنید.)
❤️🍀 @filsofak