فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📎

آدميان از هيچ چيز روي زمين به اندازه تفكر نمي ترسند _بيشتر از نابودي _ حتا بيشتر از مرگ...
تفكر ويرانگر و طغيانگر است، مهيب و هولناک است، تفكر نسبت به تعصبات، نهادهاي جا افتاده و عادت های آسايش بخش، بي رحم است.
تفكر به قعرِ جهنم سرک مي كِشد و نمي هراسد.
تفكر، عظيم چابك و آزاد است، نور جهان است و شكوه بشر.

🕴برتراند راسل
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

منبرک: (از چشم افتادن)
.
بعضی‌ها مثلِ اشک از چشم می‌افتند. انگار که بود و نبودشان برایت فرقی ندارد.
‏«از چشم افتادن» بنظرم آخرین مرحله‌ست. ‏یعنی جایی‌ست که خرخره‌ات را می‌جَود و از تو می‌خواهد گیوتین را بر گردنِ رابطه بگذاری و تمام!
البته این آخرین مرحله، با دلخور بودن یا ناراحتی فرق دارد. فازشان با هم متفاوت است.
این مرحله‌، جایی‌ست که از طرفِ مقابلت ناامید می‌شوی و عطایش را به لقایش می‌بخشی! در واقع اسم دیگرش را باید گذاشت: مرحله‌ی رهایی.
رها کردن آدم روبرو بدون لحظه‌ای ناراحتی و پشیمانی.
لابد این حالت برای همه‌مان آشناست.
برای من هم پیش آمده که فردی از چشمم مثلِ فندق بپرد بیرون.
حالا که دارم می‌نویسم این سوال را از خودم می‌پرسم: وقتی شخصی از چشمم می‌افتد چکار می‌کنم؟
چشمانم را می‌بندم و فکر می‌کنم به روابطی که با اطرافیانم داشته‌ام. روابط بلندمدت و کوتاه‌مدت.
به این نتیجه می‌رسم: وقتی فردی از چشمم می‌افتد، اتفاق خاصی در رفتارم با طرف مقابل رخ نمی‌دهد. فقط دیگر نمی‌بینمشان. یعنی دیگر به چشمم نمی‌آیند!
‏زنگ می‌زنند، پیغام هم می‌دهند، حتی گاهی به خودم می‌آیم و می‌بینم گه جلویم نشسته‌اند و باهم چای و قهوه می‌خوریم، اما من نمی‌بینمشان. ‏
راستش، آن‌ها هرگز متوجه چیزی نمی‌شوند ‏و دقیقا خوبی‌اش برای من و بدی‌اش برای آن‌ها همین‌ست که متوجه هیچ‌چیز نمی‌شوند.
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔳⭕️وقتی علی نیز سانسور می شود!

علی نام شخصیتی است که بعد از پیامبر، مشهورترین جهان اسلام است. اما بخش مهمی از تاریخ وی سانسور شده است. اصولا برخی دوست ندارند این بخش از تاریخ تبیین شود. حتی صفویان که مذهب رسمی این کشور را شیعه اعلام کردند فقط جنبه هایی خاص از زندگی و حکمرانی وی را برجسته کرده اند. تصویری که از وی برای ما نشان داده شده؛ قهرمانی جنگ آور، فاتحی قدرتمند و حاکمی مقتدر است که دوران کوتاه حکومتش بیشتر به جنگ گذشت. نام وی با شمشیر و خون و ذوالفقار گره خورده. بگذارید چند تصویر کاملا متفاوت از این شخصیت را با هم مرور کنیم:

1- روز بیعتش مردی از میان جمع برخاست و علنا گفت: با تو بیعت می کنم اما اگر رفتار نامناسبی داشته باشی، تو را خواهیم کشت. بدون اینکه حتی اخمی به ابرو بیاورد فقط یک کلمه گفت: قبول!

2- برخی افراد از بیعت او سر باز زدند، با مدارای تمام با آنان به گفتگو نشست و هیچ گونه فشاری تحمیل نکرد. برخی بیعت کردند و برخی نه! او امنیت کسانی که بیعت نکردند را تضمین کرد.

3- در زمان جنگ ها، همه چیز امنیتی می شود و هر کسی که همراهی نکرد می شود خائن. اما در یکی از جنگ ها، به مردم کوفه چنین نوشت: من یا ستمکارم یا ستمدیده. اگر مرا نیکوکار یافتید، یاری ام کنید و اگر خطاکارم دیدید، به سوی مسیر حق بازم گردانید. ذره ای لحن آمرانه در نوشتار او می یابید؟ فقط یک مورد نمونه مشابه در تاریخ می توان پیدا کرد؟

4- خودتان را جای یک فرمانده ارشد جنگ قرار دهید. عده ای می آیند و می گویند که ما با شما به میدان جنگ می آییم. آنجا حقیقت که بر ما معلوم شد تصمیم می گیریم که با شما باشیم یا با دشمنان شما. صادقانه چه می کنید؟ به او چنین پیشنهادی شد! نه تنها دلگیر نشد بلکه این سنجشگری و عقلانیت را پسندید و آنان را به چنین داوری ای تشویق کرد.

5- به مردمش می گفت: اگر فرامین من را در راستای پیروی خدا دیدید بر شما لازمست که همراهی کنید اما اگر در فرمان من، نافرمانی خدا نهفته بود چه از سوی من باشد و چه غیر من هرگز فرمان نبرید!! او از مردم اطاعت نمی خواست، شجاعت حقیقت طلبی را ترویج می کرد.

6- او خود را در حلقه محدودی از یاران (خودی ها) محصور نمی کرد. موارد متعددی در تاریخ گزارش شده که مردم را به گفتگو و مشورت فراخوانده آنهم در مهم ترین امور مانند تصمیم گیری در مورد معاویه. به ويژه در باب جنگ ها، هم با بزرگان و سران قبایل و هم با مردم عادی به گفتگو می نشست.

7- وی متوجه شد که برخی نمی توانند شکایات و خواسته هایشان را با وی در میان بگذارند یا به واسطه عدم دسترسی یا شرم یا ترس، برای اولین بار مکانیزمی طراحی کرد به نام «بیت القصص» تا مردم مستقیما با او در تماس باشند.

8- در یکی از سخنرانی‌ها یکی از سپاهیان بپاخاست و اظهاراتی کرد آمیخته به تملق. او سخنانش را چنین ادامه داد: ... من بیزارم از این که درباره من اینگونه بیاندیشید که تعریف و تمجید شما را دوست دارم. ... با سخنان زیبا از من تعریف نکنید و توصیه کرد که با گفتن «سخن حق» مرا ترک کنید.

9- انتقاد از خود را خط قرمز جامعه نکرد. در حکومتش پاسخ سخن هر چقدر تلخ بود فقط با سخن داده می شد! بسیاری از مخالفانش در مسجدی که نماز می خواند جمع می شدند اعتراض می کردند دشنامش می دادند. اما یک روز هم سهمشان از بیت المال حذف نشد. مخالفت با حکومت هزینه نداشت.

10- در برخوردهای قهری آن مقدار شکیبایی می ورزید و بر گفتگو، تعامل و مدارا تاکید می ورزید که برخی او را به تردید و ترس متهم می کردند.

تحلیل و تجویز راهبردی
این ها بخشی از «تاریخ تاریک» است که کمتر برای ما گفته شده. این ها کنار صدها واقعیت تاریخی پنهان داشته شده نشان می دهد که او حکومتش را بر سه اصل بنا کرد:
1- اصل عقلانیت: حاکم خدا نیست. مردم باید جرات فکر کردن و سنجیدن داشته باشند و فرامین حاکمان باید با حق سنجیده شود. پیروی وفادارانه ارزشمند نیست. استدلال و سنجشگری است که باید مبنای انتخاب باشد و خرد جمعی مبتنی بر همین عقلانیت است که باید مبنای حکومت حاکمان باشد.
2- اصل آزادی: آزادی یعنی آنکه افراد بتوانند متفاوت فکر کنند و آزادانه عقاید خود را با یکدیگر گفتگو کنند. «یکسان اندیشی»، استبداد می آورد و رکود و «متفاوت اندیشی» پویایی می آورد و رهایی.
3- اصل اخلاق: حاکمان جایز نیستند به هیچ بهانه ای حتی جنگ، اصول آزادی و عقلانیت را لگدمال خودحق پنداری کنند.

او فقط فاتح خیبر نبود. مهم ترین فتح او باز کردن چشمان ما به الگوی جدیدی از حکمرانی است که بر مدار انعطاف، مداراجویی، عقلانیت ورزی، آزادمنشی و مشارکت جويي است. او فاتح همیشگی سرزمین عقلانیت و آزادگی است. چه یک خانواده را اداره می کنیم چه یک شهر یا یک شرکت بین المللی اصول سه گانه فوق الهام بخش است.

مجتبی لشکربلوکی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

از نظر روان‌شناسی مذهبی، یکی از موجبات عقبگرد مذهبی این است که اولیای مذهب میان مذهب و یک نیاز طبیعی، تضاد برقرار کنند، مخصوصا هنگامی که آن نیاز در سطح افکارعمومی ظاهر شود. درست در مرحله‌ای که استبدادها و اختناق‌ها در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه این اندیشه بودند که حق حاکمیت از آن مردم است؛ کلیسا یا طرفداران کلیسا یا با اتکا به افکار کلیسا، این فکر عرضه شد که مردم در زمینه حکومت، فقط تکلیف و وظیفه دارند نه حق. همین کافی بود که تشنگان آزادی و  دموکراسی و حکومت را بر ضد کلیسا، بلکه بر ضد دین و خدا به‌طور کلی برانگیزد... در این فلسفه‌ها مسوولیت در مقابل خداوند موجب سلب مسوولیت در مقابل مردم فرض شده‌است. مکلف بودن در برابر خداوند کافی دانسته شده‌است برای اینکه مردم هیچ حقی نداشته باشند... عدالت همان باشد که حکمران انجام می‌دهد و ظلم برای او مفهوم و معنی نداشته باشد، به عبارت دیگر، حق‌الله موجب سقوط حق‌الناس فرض شده‌ است.»

👤 شهید مطهری، سیری در نهج‌البلاغه، ص ۱۲۳
❤️🍀 @filsofak
22-30.pdf
9.2 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۴۳
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۲۱

مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

من کانت میخوانم
مادرم موی سفیدش را شانه می زند
من دکارت می خوانم
مادرم موی سفیدش را شانه می زند
من جهان بینی میخوانم
مادرم چین های زیر چشم هایش را می شمارد
من تاریخ ادیان می خوانم
مادرم پیراهنش را وصله می زند
من از صلح می نویسم
مادرم از جنگ هایی که دیده حرف می زند
مویی از لای شانه اش می افتد
روی کتاب هایم
موی سفید مادرم
از همه ی کتاب هایم بزرگ تر است

📖 #برهنه_درباد
✍🏻 #حسین_دیلم_کتولی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

دوستان و همراهان همیشگی
با توجه به وضعیت تلگرام،
لطفا پیچ من رو با توضيحات بيشتر همراه با نظرات دیگر اعضاء در اینستاگرام دنبال بفرمایید.
👇👇👇

https://instagram.com/_u/soleymani63


🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#روانشناسى_فلسفه

به طور تناقض آلودی، خودداری از پاسخ دادن به توهین، يکی از موثرترین پاسخ های ممکن است

یک از دلايل ، چنانکه سنکا یاد آور می شود این است که ؛ خاموشی ما ممکن است برای فردی که توهین کرده است، گیج کننده باشد؛ به این معنی که نمی داند آیا توهینش را فهمیده ایم یا خیر؛ به علاوه، با این کار اجازه نمی دهیم از توهینش لذت ببرد و در نتیجه به احتمال زیاد پریشان می شود.

پاسخ ندادن نشان می دهد که بود و نبود او در نظرمان یکسان است و از آنجا که هیچ کس دوست ندارد نادیده گرفته شود، عدم تمایلِ ما به پاسخ دهی، احساس تحقیر شدگی را در او بر می انگیزد...

✍️#ویلیام_بی_اروین
📕 #فلسفه_ای_برای_زندگى
🎯#توهين
ترجمه : محمد یوسفی
انتشارات : ققنوس، ۱۳۹۳
صفحه : ۱۷٨
❤️🍀 @filsofak
27-34.pdf
6.1 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۴۴
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۲۲

مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

دردِ بی‌دردی عجب دردی است!
درد که نداشته باشی، از انسان‌ها فاصله می‌گیری؛ نگاه سردشان را نمی‌فهمی؛ غمشان را می‌بینی و خم به ابرویت نمی‌آوری.
خاصیت بی‌دردی همین است که چشم باز می‌کنی و می‌بینی که با بی‌تفاوتی و پژمرده‌گی‌ات، دنیا را با دستانِ خودت به لجن کشیده‌ای. و توی تعفن و گند و ناپاکیِ اخلاقی می‌لولی...
آری درد زیباست و زیباترین آدم‌ها دردمندانند. آن‌هایی که راه‌شان را با دردِ فهم می‌پیمایند. همان‌هایی که با رنجشان حس نابِ زندگی دارند و آگاه شده‌اند که هیچ فهمی بدون درد نیست.
فهمی که به همراهش توجه عمیق، حساسیت و عشق به انسان‌ها موج می‌زند...
وقتی این افراد از درد دیوانه می‌شوند، دیگران دردشان را نه، فقط دیوانگی‌هاشان را در نوشتن و گفتن می‌بینند!
بگذارید از تیپِ شخصیتیِ این افراد بیشتر برایتان بنویسم:
آن‌ها از واژه «عادت» بیزارند و بوی نکبتش آزارشان می‌دهد. و معتقدند که بوی بردگی و شلاق می دهد این عادت! عادت تلخ‌ترین زهرِ حیات است. زیرا بی سر و صدا وارد زندگی می‌شود و آرام در روح و جان ریشه می‌دواند و از بی‌تفاوتی نسبت به ظلم‌ها و رنج‌ها سیراب می‌شود و یکهویی آدم‌ها به خودشان می‌آیند و می‌بینند که چطور در زمانه‌ی اجباری متوقف شده‌اند و مسمویت با هر ذره بدنشان عجین شده است و ناگاه "بله قربان گویِ" عادت(دیکتاتورها) شده‌اند... باید عاشق این طور افراد شد که درد را می‌فهمند و دنبال درمانند. آنها نقاشان عجیبی هستند. با زاویه دیدِ عمیق شان، رنج‌هایی می‌کشند که هیچ کجا ندیده‌اید. خواستید سری به آثارشان بزنید. آنها با قلم و گفتارشان تبری هستند بر دریای یخ زده بدفهمانِ اجتماع!
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔲⭕️ معرفی خطاهای شناختی که همه ما مرتکب می‌شویم:

🔹ذهن‌خوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.

🔸پیش‌گویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.

🔹فاجعه‌سازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.

🔸برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.

🔹نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.

🔸فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.

🔹تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.

🔸تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.

🔹باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.

🔸شخصی‌سازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.

🔹سرزنش‌گری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.

🔸مقایسه‌های نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.

🔹تاسف‌گرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.

🔸چی می‌شد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”

🔹استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."

🔸نادیده‌انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences
شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد”. هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.

🔹قضاوت‌گرایی judgment focus
به جای این که خودتان، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ”در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم” یا ”اگر تنیس بازی کنم، از پس آن بر نمی آیم” یا ”سارا چقدر موفق است، ولی من اصلا موفق نیستم”.

منبع: تکنیک های شناخت درمانى
نوشته: رابرت لی هی
ترجمه: حسن حميدپور
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:


وقتی آدمِ سابق بدجور از چشمت می‌افتد و وارد ارتباط جديد می‌شوي، جوگیر نشو و در مورد تجربه‌های عاطفیِ قبلت زياد ورّاجی نکن!
شاید برگردی و بگویی: بیانِ تجربه‌های شکست‌خورده‌ی قبلی و ظلم‌هایی که در حقّم شده، می‌تواند من را بهتر نشان دهد...
اما من از زبانِ مراجعان زیاد شنیده‌ام که دوست دارند طرفِ مقابلشان تجربه‌های تلخ و شیرین قبلی‌اش را در یک چمدان بچپاند و از کوه پرتش کند پایینِ درّه.
آدم‌ها دوست دارند که هیچ پیش‌زمینه خوب یا بد عاطفی‌ای در ذهنِ طرفشان نباشد و با کسی وارد رابطه شوند که ذهنش جای هيچ‌چيز دیگری نیست.
حتی این را هم بارها از بین کلمات جوانان شنیده‌ام که: دوست نداریم از خواستگاری رفتن‌های زیاد و خواستگار داشتن‌های پشت‌سرهم چیزِ زیادی بشنویم! چه برسد به اینکه تجربه نامزدیِ شکست‌خورده‌ای در کارنامه‌ی طرف باشد.
رفیق! صحبت از این موضوعات را به بعد موکول کنید و در قرار اول خودتان را فرشته‌ی ملکوت یا دیوِ بی‌شاخ و دم معرفی نکنید و از او هم نخواهید در مورد تجربه‌های قبلی‌اش برای‌تان چیزی بگوید.
البته حواستان به موارد استثنا باشد.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

طلاق مفتکی!

همانطور که می‌توانی با رعایتِ چند توصیه‌ بهداشتی، دیابتی نشوی تا از قطع شدن پاهات جلوگیری کنی؛ می‌توانی با رعایتِ چند توصیه‌ طلاق نگیری و شریکِ زندگی‌ات را داشته باشی!
** چند توصیه برای آنکه کارت به طلاق نکشد:
۱. درست انتخاب کنید؛ اینکه دخترخانمی که روبروتان نشسته یا آقا پسری که خواستگاری‌تان آمده، خلق و روحش با شما می‌خواند یا نه، همان اول معلوم است. البته کمی دقت و حوصله و تعقل می‌خواهد، ولی تا حدودی مشخص است که آره یا نه.
۲. کم مهر کنید؛ دستانتان را بیاورید جلوی مانیتور، می‌خواهم آبِ پاکی را بریزیم رویشان: مهریه‌های کلان، نه حاشیه‌ امنیت درست می‌کند نه جلو چشم بقیه مدرسه‌سازی می‌کند و «کلاس» می‌سازد برایتان!
۳. زیاد محبت کنید؛ چرا خسیس‌اید و به همسرتان نمی‌گویید «دوستت دارم»؟ در روایات‌مان آمده: هر قدر ایمان مرد بالاتر برود، بیشتر به زنش محبت می‌کند.
۴. به خودتان برسید؛ از آنجا که همه از آراستگی و خوشگلی خوششان می‌آید ــ و شما و همسرتان هم استثنا نیستید، توجه شما می‌رود به طرف دیگران(چون همسرتان به آراستگی دیگران نیست) و توجه همسرتان هم می‌رود به طرف بقیه(چون شما به جذابی بقیه نیستید.)
۵. غیرت داشته باشید؛ غیرت فقط این نیست که: من می‌شکنم گردن کسی را که چپ به زنم نگاه کند! غیرتِ آقای خانه، محافظت از خانواده‌اش هم هست: حواسم باشد چیزی کم و کسر نداشته باشند و تا جایی که بتوانم، نگذارم سختی ببینند. و غیرتِ خانم خانه، مدیریتِ خانه است: خانه‌ام، خانه‌ آرامش و راحتی برای شوهر و بچه‌هام باشد تا به دنبال آرامش، جاهای دیگر سرک نکشند.
۶. بدبین نباشید؛ تهمت ــ حالا راجع به هر چی ــ اعتماد بین زن و مرد را از بین می‌برد و حرمت‌ها و محبت‌ها را می‌شکند. اعتماد و محبت، سنگِ آسیاب زندگی است؛ اگر شکست، دیگر هیچ گندم مشترکی آرد نمی‌شود و خبر از نان و نوایی نیست. شما بگویید توی همچین آسیابی، کسی از آسیابان‌ها می‌ماند؟
#مصطفی_سلیمانی (مشاور خانواده)
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
طلاق
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

(خروس جنگی!)
.
خانه‌ای که در آن دعوا نباشد، مفت هم گران است؛ یک جای کار می‌لنگد. بهترین دعواهای زن و شوهری، آن‌هایی هستند که دو طرف می‌دانند که باید عقب‌نشینی کنند! نه آن‌هایی که مثل خروس‌جنگی فقط به فکر پیش‌روی هستند.
جای دوری نمی‌رود اگر حق با تو هم بود کوتاه بیایی و عاقل بودن خودت را به نمایش بگذاری...
باید دست از قلدربازی و شاخ و شانه کشیدن برداری. مردانگی و زنانگی با برنده شدن وسط درگیری مشخص نمی‌شود.
اگر به فکر خود نیستید، به فکر دختر و پسری باشید که زیر سایه شما تربیت می‌شوند. بعدها پسرِ این خانه، مثل پدرش قلدرمآب می‌شود و از پدرش خوی منفی را به ارث می‌برد و دخترِ این خانه توسری‌خور و به دنبال شوهر دیکتاتور می‌گردد!
زندگی را باید با ندید گرفتن نقائص همدیگر جلو ببریم. پیروزی در این‌گونه درگیری‌ها، مساوی است با شکستی بزرگ‌تر در جای دیگر زندگی! اصلا مگر چه اشکال دارد گاهی اجازه دهیم، همسرمان طعم پیروزی را بچشد و کیف کند!
آن‌چیزی که زن‌و‌شوهر را اذیت می‌کند، یادآوریِ سوتی‌های گذشته است که بی‌تعارف منجر به سفت شدن طناب دار می‌شود.
یکی از مسائل اذیت‌کننده در دعواها نصیحت‌های کلیشه‌ای، آه و نفرین و پای خدا و عقاید را وسط کشیدن جهت سرکوب طرف مقابل است.
اگر خدایی نکرده خواستید یک دعوای مشتی کنید و نتیجه بخش باشد، این سه مرحله را انجام دهید:
۱. سریع سراغ اصل ماجرا بروید و طفره نروید.(خبر دارم که ماشینت را فروختی. از همسایه شنیدم.)
۲. بگوئید که احساس‌تان در مورد این قضیه چیست.(باورم نمی‌شد که مساله به این مهمی را از من مخفی کنی.)
۳. پیشنهاد برای جلوگیری از مشکلات دفعات بعد دهید.(دوست دارم در این مسائل زودتر از بقیه در جریان باشم. علت نگفتنت را برایم توضیح بده.)
راستی چند نکته هم برای بعد از دعوا خدمت‌تان عرض کنم:
اگر همسرتان عوض شد، تغییراتش را یادآوری و تائید کنید.
نگاه عاقل‌اندر سفیه و روانشناس‌بازی در نیاورید. با خواندن چند مقاله و کتاب و دیدنِ دوره‌های مهارتی مجوّز هر برخوردی به خودتان ندهید. به جای به کار بردن کلمات قلمبه‌سلمبه، عمل کنید.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاوره خانواده)
🍀❤️ @filsofak
14-19.pdf
5.9 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۴۵
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۲۴

مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

فهمِ صحیح از اجتماع

#مصطفی_سلیمانی
(طلبه حوزه علمیه قم
و دانشجوی دکتری فلسفه)

جامعه امروز، جامعه‌ای فقه‌محور نیست که بتواند با نظام سنتی حوزه، مشکلاتش را حل کند. طلبه‌های امروز هم محصول این جامعه‌اند، لذا این واکنش طبیعی است که عده‌ای از طلبه‌ها، از متونِ حوزوی فاصله بگیرند. متون حوزه جذابیت و ضرورت لازم برای نگه‌داشتن یک طلبه در نظام سنتی طلبگی را ندارد، چون کارایی و خلاقیتِ طلبه به خاطر این متونِ بعضاً انتزاعی پایین می‌آید و طلبه در اواسط راه دچار تحیر و سرگردانی می‌شود.
آموزش‌های فقهی در قالبِ باید و نباید، بخش کوچکی از نیازهای دست‌چندم یک روحانی جوان می‌باشد. اگر طلبه‌ای از این قالب سنتی فاصله نگیرد، از نگاه مردم یک عقب‌مانده اجتماعی قلمداد می‌شود و توانایی ارتباط با مردم را از دست می‌دهد. لذا برخی از طلبه‌ها با حضور و تحصیل در دانشگاه‌ها و مؤسسات، شناخت بهتری از موضوعات دارند و خود را در این زمینه تهیدست نمی‌بینند.
با تحقیقی میدانی می توان دریافت که آموزش‌های رسمی و متن‌محورِ حوزه، با جهت‌گیری اساسی طلبه‌‌ها _که مدیریت فرهنگی است، سنخیتی ندارد. به گفته برخی کارشناسان، سیستم امروز حوزه، فاصله زیادی با حقایق زندگی مردم دارد؛ لذا طلبه‌های موفق و صاحب‌ذوق قانع به این سیستم نشده‌ و به ضعفِ محیط واکنش نشان می‌دهند. از همین روی تحولاتِ کارآمد که این سال‌ها از سمت طلاب جوان شاهدش هستیم، پدیده‌ای‌ است مبارک، که نشان‌ از فهم صحیح‌شان از دردِ اجتماع دارد.
برای رسیدن به مدیریت فرهنگی پیاده کردن این فرمول لازم است: «انجام فعالیت‌های مطالعاتی و پژوهشی در عرصه‌های دینی، و توانایی انتقالِ آن با روش و هنر روز همراه با تسلط به متد و باورهای سنتی حوزه»؛ نقطه آرمانی مسأله این‌گونه است که طلبه‌ علاوه بر باورهای سنتی حوزه، می‌بایست توانایی استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی را در قالب یک هنر داشته باشد. اما از این نکته نباید غفلت ورزید که فاصله افراطی از سنت و مسیر حوزه، عوارضی دارد که آن هم در جایگاه خود باید مورد بررسی قرار گیرد.
امروزه به اقتضای زمان، شرایط، ابزار و تجهیزات مدرن، شاهد رشد طلبه‌های موفق و کارآمد در جامعه هستیم که برخی از آن‌ها علاوه بر معروفیت، محبوبیت هم دارند که علت محبوبیت‌شان هم لزوماً حضور در رسانه و تلویزیون نیست. تاریخ نشان داده است که لازمه محبوبیت، شناختِ صحیح از جامعه، فهمِ زبانِ مخاطبین، همدردی با مردم و دلسوزی برای آن‌هاست.
امروزه باید پذیرفت که می‌توان حقایق دینی را با ابزار و زبانی دیگر هم بیان کرد که این معنایش خلافِ عقاید دینی عمل کردن نیست. انتظار اجتماع از طلبه امروز این است که با احساس مسئولیت بیشتر و هوشمندی وسیعِ محیطی مانند‌ خبر داشتن از اتفاقات پیرامون جامعه در مسائل سیاسی، فکری، اجتماعی و فناوری، وارد حوزه فهم دین شود. این امر تحقق پیدا نمی‌کند مگر اینکه یک طلبه دین‌مدار از انزواطلبی دوری کرده و در متن جامعه حضور پیدا کند.
❤️🍀 @filsofak
یادداشت جدیدم با عنوان "فهم صحیح از اجتماع" در شماره نوزدهم مجله #میلان
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
یادداشت جدیدم با عنوان "فهم صحیح از اجتماع" در شماره نوزدهم مجله #میلان
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak