فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

اگر ناپایداریِ دنیا نبود، هیچ کداممان دوام نمیآوردیم.
اگر غیرقابلِ پیش بینی بودنِ دنیا نبود، در تکراری ملال آور میمردیم!
همیشه ناپایدار بودن کمک کرده است که دوباره برگردیم به جریان زندگی و شروع کنیم. همین ناپایداری کمک میکند تا اتفاقات کم رنگ شوند و گاهی فراموش کنیم چه دردهایی تجربه کرده ایم. دقیقا همین درد، درد هم ناپایدار است و اگر مشمول قانونِ ناپایداری نمیشد هرگز رابطه هایمان دوام نمیآوردند.

در هر نوع رابطه، دردهایی وجود دارند و دردهایی بیدار میشوند و ناپایدار بودن درد به ما این اجازه را میدهد که در رابطه هایمان باقی بمانیم.
اگر دنبال آرامشی همیشگی هستیم در رابطه‌هایمان قطعا روزی ناامید میشویم و هم خودمان و هم افراد در رابطه را خسته خواهیم کرد. رابطه‌ها محل تجربه کردنِ احساساتِ ما هستند و تمام احساسات ناپایدارند. اگر بخواهیم همیشه یک احساسِ خوشآیند داشته باشیم رویاپردازی زخمی خواهیم شد و اگر فکر کنیم همیشه میتوانیم متنفر و خشمگین باشیم روزی از اینکه دلمان تنگ شده است متعجب خواهیم شد.

به رابطه‌ها واقعی نگاه کنیم. رابطه ها هم بخشی از این دنیای ناپایدار هستند و احساساتی که درون رابطه هم به وجود میآیند ناپایدارند.
نه هیچگاه قرار است عشق جاودانه باشد، نه خشم و بیزاری. به همین علت است که آدمهای صبورتر و آرام‌تر رابطه‌های طولانی‌تری تجربه میکنند چون در تجربه‌ی احساساتِ ناخوشآیند کمتر واکنش نشان میدهند و سریع تصمیم به ترکِ رابطه و یا حمله به فرد مقابلشان نمیکنند.

به نظر من بزرگترین وظیفه ی ما در رابطه‌هایمان تمرین درک کردن و سکوت است. درک کنیم که هیچ رابطه‌ای قرار نیست مدام آرام‌بخش و زیبا باشد و سکوت کنیم زمانهایی که در احساساتِ ناخوشآیند فقط میخواهیم حمله کنیم و تمام کنیم همه چیز را! البته منظور از این سکوت، سکوت از سر درماندگی نیست بلکه سکوتی ست که ما را دعوت به تحمل میکند، تا بعد از گذر از احساساتِ ناخوشآیندمان تصمیم بگیریم و رفتار مناسب را انجام دهیم.

بی‌حوصله و کم‌تحمل نباشیم، گاه رابطه‌ها احتیاج به سکوت و خلوت دارند. گاهی یکی از طرفین و گاهی هر دو فرد، آشفتگی‌هایی را تجربه میکنند که شاید کمی رابطه را دچار نوسان کند، سریع واکنش نشان ندهیم و سریع تصمیم به تمام کردن نگیریم در نوسانات.

ناپایداری بخشی از رابطه‌هاست. در لحظاتِ تلخ و ناخوشآیندِ رابطه هم صبور باشیم درست همانطور که در لحظاتِ عمیق و دوست داشتنی صبوریم.

پونه مقيمی
❤️🍀 @filsofak
Rabbana
Shajarian
ربنای استاد شجریان❤️
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

تک‌ فرزندی با روان فرزند شما چه کار میکند ؟

شکنندگی
بچه هایی که تک فرزند بودند، به دلیل اینکه خواهر یا برادری نداشتند که رقابت کردن سالم را با او تمرین و تجربه کنند با مشکلاتی در زمینه پذیرش واقعیت های زندگی روبه رو شدند. آنها  که از زبان والدینشان هیچ گاه کمتر از گل نشنیده بودند، با کوچکترین تشری می شکستند و پا پس می کشیدند. در حالی که اگر خواهر یا برادری داشتند، داشتن رقیب را بهتر درک می کردند و بهتر از عهده موقعیت هایی که مستلزم رقابت و پا فشاری هستند بر می آمدند.
 
فرصت کمتر برای همدلی
واهر و برادر داشتن کمک می کند تا فرزندان بتوانند در موقعیت های مختلف خودشان را جای دیگری بگذارند و از منظر او به اتفاقات نگاه کنند.

زیر ذره بین بودن
 بچه هایی  که تک فرزند هستند، در مرکز توجه والدین قرار دارند و هر رفتار آنها توسط والدین پایش می شود. این توجه زیاد باعث می شود که این بچه ها همیشه با یک جور اضطراب زندگی کنند، اضطرابِ اینکه نکند آن کسی نباشند که والدینشان انتظار دارند. به علاوه خود والدین هم از این قضیه اذیت می شوند چرا که مدام خودشان را مجبور می بینند که نگران فرزندشان باشند، آن هم نه یک نگرانی معمولی، بلکه یک اضطراب آزار دهنده. 

(پس یعنی تک فرزندی هیچ جنبه مثبتی ندارد؟
صحبت کردن درباره معایب تک فرزندی به این معنی نیست که تک فرزندها افراد موفقی نخواهند بود یا همه آنها لوس و ناز پرورده خواهند شد. تک فرزندهای زیادی هستند که نسبت به بچه های چند فرزندی خلاق تر و اجتماعی تر هم از آب در آمده اند. اما مسئله ای که وجود دارد این است که ما ببینیم در برابر چیزهایی که به فرزندمان می دهیم چه چیزهایی را از او می گیریم.)
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

موفقیت یعنی آنطور که دلِ خودتان می خواهد زندگی کنید؛
کاری که خودتان دوستش دارید را انجام دهید؛
آدمی که خودتان دوستش دارید را دوست بدارید،
لباسی که خودتان می پسندید را به تن کنید،
در راهی که خودتان انتخاب کردید قدم بردارید... به تعبیری با تمام تاسف «ما بیشتر می پسندیم که خوشبخت نباشیم اما دیگران ما را خوشبخت بدانند تا این که خوشبخت باشیم اما دیگران ما را بدبخت بدانند...»

#آنتونی_رابینز
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

سقف آزادی، رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد؛ در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود.
وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند.
آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، مردم عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند.
و سقفها پایین و پایین تر می آیند و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.

#بیچارگان
#فئودور_داستایوفسکی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#روانشناسی#کودک

هرگاه کودک شما تقاضایش را به آرامی بیان کرد، به او توجه کنید ولی اگر خواسته اش غیر منطقی است، باز هم تسلیم نشوید و به جای هرگونه صحبت اضافی، نصیحت یا سر و صدا فقط و فقط بگویید: «نه، نمی شود.» اگر هم کودک با شما لجبازی می کند، سعی کنید با زبانی ساده و خیلی مختصر برایش توضیح دهید ولی از سخنرانی های طولانی، تاکید زیاد، اصرار کردن زیاد، نصیحت، تذکر و ... جدا بپرهیزید چون برای او نرم افزاری که بتواند این سی دی های شما را بخواند، هنوز نصب نشده است(!) یعنی هنوز به آن مرحله شناختی نرسیده است که مفهوم صحبت های شما را بفهمد.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

آدم هرقدر بیشتر بفهمد، تنهاتر می شود. یک عمر با ترس هایمان زندگی کردیم. با ترس هایی که توی مغزمان فرو کرده اند. این تنها چیزی است که یاد گرفته ایم. اگر از بچگی می گذاشتند وقتی دلمان می خواهد فریاد بزنیم و آن را توی گلویمان خفه نکنیم، وضعمان بهتر از این بود.

#روزی_که_هزار_بار_عاشق_شدم
#روح_انگیز_شریفیان
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#فلسفه، میکروسکوپ افکار است.
#ویکتور_هوگو
❤️🍀 @filsofak
24-31.pdf
5.5 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۴۲
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۲۰

مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📝 منبرک: (خروس جنگی!)
.
خانه‌ای که در آن دعوا نباشد، مفت هم گران است؛ یک جای کار می‌لنگد. بهترین دعواهای زن و شوهری، آن‌هایی هستند که دو طرف می‌دانند که باید عقب‌نشینی کنند! نه آن‌هایی که مثل خروس‌جنگی فقط به فکر پیش‌روی هستند.
جای دوری نمی‌رود اگر حق با تو هم بود کوتاه بیایی و عاقل بودن خودت را به نمایش بگذاری...
باید دست از قلدربازی و شاخ و شانه کشیدن برداری. مردانگی و زنانگی با برنده شدن وسط درگیری مشخص نمی‌شود.
اگر به فکر خود نیستید، به فکر دختر و پسری باشید که زیر سایه شما تربیت می‌شوند. بعدها پسرِ این خانه، مثل پدرش قلدرمآب می‌شود و از پدرش خوی منفی را به ارث می‌برد و دخترِ این خانه توسری‌خور و به دنبال شوهر دیکتاتور می‌گردد!
زندگی را باید با ندید گرفتن نقائص همدیگر جلو ببریم. پیروزی در این‌گونه درگیری‌ها، مساوی است با شکستی بزرگ‌تر در جای دیگر زندگی! اصلا مگر چه اشکال دارد گاهی اجازه دهیم، همسرمان طعم پیروزی را بچشد و کیف کند!
آن‌چیزی که زن‌و‌شوهر را اذیت می‌کند، یادآوریِ سوتی‌های گذشته است که بی‌تعارف منجر به سفت شدن طناب دار می‌شود.
یکی از مسائل اذیت‌کننده در دعواها نصیحت‌های کلیشه‌ای، آه و نفرین و پای خدا و عقاید را وسط کشیدن جهت سرکوب طرف مقابل است.
اگر خدایی نکرده خواستید یک دعوای مشتی کنید و نتیجه بخش باشد، این سه مرحله را انجام دهید:
۱. سریع سراغ اصل ماجرا بروید و طفره نروید.(خبر دارم که ماشینت را فروختی. از همسایه شنیدم.)
۲. بگوئید که احساس‌تان در مورد این قضیه چیست.(باورم نمی‌شد که مساله به این مهمی را از من مخفی کنی.)
۳. پیشنهاد برای جلوگیری از مشکلات دفعات بعد دهید.(دوست دارم در این مسائل زودتر از بقیه در جریان باشم. علت نگفتنت را برایم توضیح بده.)
راستی چند نکته هم برای بعد از دعوا خدمت‌تان عرض کنم:
اگر همسرتان عوض شد، تغییراتش را یادآوری و تائید کنید.
نگاه عاقل‌اندر سفیه و روانشناس‌بازی در نیاورید. با خواندن چند مقاله و کتاب و دیدنِ دوره‌های مهارتی مجوّز هر برخوردی به خودتان ندهید. به جای به کار بردن کلمات قلمبه‌سلمبه، عمل کنید.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
.
.
#همسرداری
#مشاوره
#خانه_های_روشن
#خانواده
❤️🍀 @filsofak
تولد من!
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
تولد من! ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
.
منبرک: (رفقای کهنه)
.
انگار یکی دست و پاهام را با چنگالش می‌گیرد و از یک بلندی ول می‌کند به دره‌ای ناپیدا و خاموش. چشمم را به زحمت باز می‌کنم. ترس به مویرگ‌های تنم رخنه می کند. قلبم از دهلیزها به زیر پاهام نقلِ مکان می‌کند. شن های زرد زیر انگشتان پاهام به رعشه می‌افتند. هاج‌و واج ردپای نوری را دنبال می‌کنم. نزدیک و نزدیک تر می‌شوم. آبِ دهانم را قورت می‌دهم که دستی کودکانه بر شانه‌ام سنگینی می‌کند. سرم را می‌چرخانم. می‌خواهم جیغ بزنم، اما مثل مرغی که گلویش را بفشارند، صدای جیر جیرم در هوا معلق می‌شود. نگاهم می‌افتد به ماسه‌ها و ردپاهای بجا مانده. ردّپاهام با اندازه واقعی پاهام نمی‌سازد. رمقی ندارم. فریادی بر آرواره هام نمی‌چرخد. دوباره دست کودکانه ای را روی سرم حس می‌کنم. این بار مچ‌دستش را دودستی می‌گیرم. با صدای گریه از خواب می‌پَرم. دستِ تُپُل طاهاست. می خواهد موهای سرم را به اعتراض بِکِشد. سفت بغلش می‌کنم. طوری صورتش را به لُپ‌هام فشار می‌دهم که لبش مثل ماهی غنچه می‌شود. اینطور می‌شود که من از مرگِ حتمی نجات پیدا می‌کنم.
بله! روز تولدم حس غریب پرتاب شدن است به این دنیا. دنیایی که فقط می‌توان با دو کلمه معامله‌اش کرد و غیر از آن را بدون تعارف باید دور ریخت: «دوستت دارم!»
شاید بگویی: «دوست داشتن به چه دردمان می‌خورد؟» مثلاً من هم با پوزخندی بگویم: «هیچ!» اما اگر همین دو کلمه را از بقچه زندگی حذف کنی، خواهی دید چه بلوایی بپا می‌شود. باور کن همین دو کلمه به درد نخور و انتزاعی، نمی‌گذارد در بن بستِ استیصال و تنهایی بمانی.
باور کن رفیق! می‌شود به امید آفتاب، از بیابان برهوتِ بی‌جان، دست بشوییم و منتظر باران باشیم. و با بهانه‌های دم‌دستی دلمان را گرم نگه داریم.
همین کار را دوستانم انجام دادند و به بهانه تولدم،رفاقت‌شان را کهنه‌تر کردند و زرنگ بودنشان را به رُخم کشیدند. آن‌ها ثابت کردند که عمر شاداب‌بودن و شاداب زندگی کردن حقیقی‌مان اینقدر کوتاه نیست... توصیه‌ام به تو هم همین است: «به جایِ دور ریختن و نو کردن رفیق‌ها و رفاقت‌هات، کهنه‌شان کن.» بعد از گذشت چند سال، یک روز به خود می‌آیی و می‌بینی که تا خرخره گرفتار روزمره‌گی‌ها و ناامیدی شدی؛ آن وقت است که باید دستت را مثلِ آدمی که دارد غرق می‌شود، دراز کنی و شاخه‌ای(دستِ دوستِ کهنه‌ای) را محکم بگیری و خودت را بیرون بکشی...
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دنیا مملو از آدم‌های تنها، ناکام، عصبانی و ناخشنودی است که نمی‌توانند به هیچ آدم خشنود و شادمانی نزدیک و با او صمیمی شوند. عمده ترین مهارت‌های اجتماعی آنان نیز شکایت، سرزنش و انتقاد است که به سختی می‌توان با چنین مهارت‌هایی با دیگران کنار آمد.

#ویلیام_گلسر
از کتاب: تئوری انتخاب
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

آدم باید کتاب‌هایی بخواند که گازش می‌گیرند و نیشش می‌زنند.
اگر کتابی که می‌خوانیم مثل یک مُشت نخورد به جمجمه‌مان و بیدارمان نکند، پس چرا می‌خوانمیش؟
که به قول تو حالمان خوش بشود؟
بدون کتاب هم که می‌شود خوشحال بود.
تازه لازم باشد، خودمان می‌توانیم از این کتاب‌هایی بنویسیم که حالمان را خوش می‌کند.
ما اما نیاز به کتابخانه، نیاز به کتاب‌هایی داریم که مثل یک ناخوش‌حالیِ سخت دردناک متاثرمان کند؛ مثل مرگ کسی که از خودمان بیشتر دوستش داشتیم، دور از همه‌ی آدم‌ها، مثل یک خودکشی.
کتاب باید مثل تبری باشد برای دریای یخ‌زده‌ی درونمان

#فرانتس_کافکا
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:


منبرک: (ادب تنبیه)
فرزند یا هر کوچولویی رو اینجور تنبیه کن!
تگ به فرزند دارها...!
.
همه‌ی والدین در مورد تنبیه، عقاید شخصی مخصوصی دارند. چه آن‌هایی که آن را می‌پذیرند و یا رد می‌کنند، از تنبیه به عنوان یک روش آموزشی مناسب برای کودکانشان استفاده می‌کنند.
وقتی کودکتان را به اتاقش می‌فرستید، زمان تماشا کردن تلوزیون را محدود می‌کنید و به او اجازه‌ی بازی کردن با اسباب بازی مورد علاقه‌اش را نمی‌دهید؛ یا وقتی که به دنبال نزدیک شدن کودک به اجاق‌گاز، فریاد می‌کشید؛ «نکن!» در واقع برای اصلاح رفتار ها از اصول تنبیه استفاده کرده‌اید.
🌡با توجه به مراجعینی که در این زمینه داشتم، توصیه‌ام این است:
اگر روزی فرزندتان شما را کلافه کرد و پایش را روی اعصاب شما گذاشت و حسابی به آن فشار آورد و شما را از کوره به در کرد و کاری کرد تا آن تصمیمی را که نباید، بگیرید و شما هم عزم را جزم کردید تا یک چکیده‌ی آبدار یا داد و فریاد وحشتناک یا فحش درشت یا هر چیز دیگری که دلتان را خنک کند نصیبش کنید؛
قبل از ادامه کار، یک مرحله اضافه کنید و بعد ادامه دهید.
🌡در این مرحله، موارد زیر را در ذهن مرور کنید. آن هم با سرعت تا آتش خشمتان سرد نشود:
- این کودک #فرزند_من است؛ فرزند یعنی پاره تن و جگرگوشه.
- این کودک معصوم است. خداوند هم برای او نه تنها تکلیفی قرار نداده، که خطاهایش را نیز نادیده می‌گیرد. این کودک هم اکنون بی‌تردید #اهل_بهشت است.
- این #کودک، همه پناهش من هستم حتی اگر او را بزنم یا به شخصیتش توهین کنم باز به من پناه می‌آورد.(به این فکر نکنید که اگر دوستتان به شما اخم کند از او می رنجید و با او قطع رابطه می‌کنید و این کودک...)
- همانطور که من انتظار داشتم او خطا نکند، او همینک انتظار دارد که من ببخشم.
- من نیز وقتی کودک بودم خطا می‌کردم و انتظاری که از پدر و مادرم داشتم، چیزی غیر از رفتار کنونی‌ام بود.
- صدای هق هق و بغض‌های فرو خورده و ناراحتی‌ها و اشک‌ها و دست‌های معصوم کودکتان بعد از تنبیه را همین الان تصور کنید.
💔حالا می توانید ادامه کارتان را انجام دهید.
- راستش، تنبیه به تنهایی نمی‌تواند نتایج دلخواه را فراهم کند، زیرا به طور کلی روشی منفی  است. این روش به کودک می‌آموزد که چه کاری را نباید انجام دهد. اما نمی‌آموزد که چگونه باید رفتار کند. وقتی تنبیه را بدون تقویت رفتار شایسته به کار می‌بریم، کودک نمی‌داند رفتار ناپسندش را با چه رفتاری جایگزین کند.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

سلبریتی

در واقع سلبریتی که در لغت به معنای ستاره و فرد مشهور است، دارای شخصیت و چهره‌ای محبوب و پرطرفدار در میان همه مردم دنیاست که مربوط به حوزه فعالیت خودش می‌شود.
هر فرد تاثیرگذار، مشهور و شناخته شده‌ای در عرصه سیاست، اقتصاد، علم و فرهنگ، سینما، موسیقی، ورزش، مدلینگ و... می‌تواند یک سلبریتی محسوب شود. ستاره‌ها این سلبریتی شدن را مدیون رسانه‌ها هستند که آن‌ها را به مردم دنیا می‌شناسانند و البته رسانه‌ها هم از این راه هم برای خود و صاحبان صنعت و ثروت درآمدزایی می‌کنند.
به هر حال معنای سلبریتی هر چه که باشد و فرد سلبریتی هر کسی که باشد، مردم دنیا، حضور او در مراسم‌ها و محافل گوناگون را از منظر سبک لباس پوشیدن، مدل آرایش، مدل مو، جواهرات، تیپ و رفتار و حتی ثروت و درآمدش می‌بینند و به همین دلیل است که بیشتر مدها، ترندها و سبک‌های جدید را سلبریتی‌ها روی کار می‌آورند، زیرا آن‌ها کاملا دیده می‌شوند!
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📝 منبرک: (قدر شوخ‌طبع‌ها را بدانیم!)
.
در این وانفسایِ درب و داغانِ روزگار، زندگی را نباید جدی بگیری. اصلاً مدلِ دنیا با جدّی گرفتن جور در نمی‌آید. باید الکی خوش بود و «شوخی» را حسابی جدی گرفت. برای شوخ طبعی و شاد بودن هم نمی‌خواهد خودت را به آب و آتش بزنی؛ همین که خودت را تافته‌ی جدا بافته از دیگران نمی‌بینی و به اشتباهاتت قاه‌قاه می‌خندی، یعنی حالت خوب است. اینطوری حال دیگران را هم خوب می‌کنی.
بگذار دیگران در دلشان بگویند فلانی بی‌غم است و از هفت دولت آزاد. بگذار بگویند فلانی انگار از آسمان افتاده و زندگی رویِ خوشش را به او نشان داده.
آدم‌های شوخ طبع و بذله گو، منتظر دلیل نمی‌مانند تا به تلخی‌های زندگی بخندد، بلکه به زندگی از میانِ پنجره‌ای که شیشه‌هایش ترک خورده نگاه می‌کنند. آن‌ها طعم زندگی را با خنده، خوشمزه می‌کنند و اعتقادشان بر این است که آدم وقتی نیشش باز است، سخت است به مسأله‌ی منفی فکر کنند.
شاید بپرسی که چگونه این حال را داشته باشم؟ آدم وقتی از درون قلب بخندد و اجازه دهد که لبخندی که در قلب شکل گرفته، روی چشم و لبش جاری شود، دیگر نمی‌تواند مثلِ آدم‌های مغرور عصا قورت بدهد و عینِ برج زهرمار شود!
خلاصه رفیق، زندگی آن‌قدر هم جدی نیست، بیایید «شوخی» را جدی بگیریم. به زن و بچه ات هم سخت نگیر و بگو بخند راه بنداز و روزگار را برایشان تیره و تار نکن!
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📎

آدميان از هيچ چيز روي زمين به اندازه تفكر نمي ترسند _بيشتر از نابودي _ حتا بيشتر از مرگ...
تفكر ويرانگر و طغيانگر است، مهيب و هولناک است، تفكر نسبت به تعصبات، نهادهاي جا افتاده و عادت های آسايش بخش، بي رحم است.
تفكر به قعرِ جهنم سرک مي كِشد و نمي هراسد.
تفكر، عظيم چابك و آزاد است، نور جهان است و شكوه بشر.

🕴برتراند راسل
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

منبرک: (از چشم افتادن)
.
بعضی‌ها مثلِ اشک از چشم می‌افتند. انگار که بود و نبودشان برایت فرقی ندارد.
‏«از چشم افتادن» بنظرم آخرین مرحله‌ست. ‏یعنی جایی‌ست که خرخره‌ات را می‌جَود و از تو می‌خواهد گیوتین را بر گردنِ رابطه بگذاری و تمام!
البته این آخرین مرحله، با دلخور بودن یا ناراحتی فرق دارد. فازشان با هم متفاوت است.
این مرحله‌، جایی‌ست که از طرفِ مقابلت ناامید می‌شوی و عطایش را به لقایش می‌بخشی! در واقع اسم دیگرش را باید گذاشت: مرحله‌ی رهایی.
رها کردن آدم روبرو بدون لحظه‌ای ناراحتی و پشیمانی.
لابد این حالت برای همه‌مان آشناست.
برای من هم پیش آمده که فردی از چشمم مثلِ فندق بپرد بیرون.
حالا که دارم می‌نویسم این سوال را از خودم می‌پرسم: وقتی شخصی از چشمم می‌افتد چکار می‌کنم؟
چشمانم را می‌بندم و فکر می‌کنم به روابطی که با اطرافیانم داشته‌ام. روابط بلندمدت و کوتاه‌مدت.
به این نتیجه می‌رسم: وقتی فردی از چشمم می‌افتد، اتفاق خاصی در رفتارم با طرف مقابل رخ نمی‌دهد. فقط دیگر نمی‌بینمشان. یعنی دیگر به چشمم نمی‌آیند!
‏زنگ می‌زنند، پیغام هم می‌دهند، حتی گاهی به خودم می‌آیم و می‌بینم گه جلویم نشسته‌اند و باهم چای و قهوه می‌خوریم، اما من نمی‌بینمشان. ‏
راستش، آن‌ها هرگز متوجه چیزی نمی‌شوند ‏و دقیقا خوبی‌اش برای من و بدی‌اش برای آن‌ها همین‌ست که متوجه هیچ‌چیز نمی‌شوند.
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔳⭕️وقتی علی نیز سانسور می شود!

علی نام شخصیتی است که بعد از پیامبر، مشهورترین جهان اسلام است. اما بخش مهمی از تاریخ وی سانسور شده است. اصولا برخی دوست ندارند این بخش از تاریخ تبیین شود. حتی صفویان که مذهب رسمی این کشور را شیعه اعلام کردند فقط جنبه هایی خاص از زندگی و حکمرانی وی را برجسته کرده اند. تصویری که از وی برای ما نشان داده شده؛ قهرمانی جنگ آور، فاتحی قدرتمند و حاکمی مقتدر است که دوران کوتاه حکومتش بیشتر به جنگ گذشت. نام وی با شمشیر و خون و ذوالفقار گره خورده. بگذارید چند تصویر کاملا متفاوت از این شخصیت را با هم مرور کنیم:

1- روز بیعتش مردی از میان جمع برخاست و علنا گفت: با تو بیعت می کنم اما اگر رفتار نامناسبی داشته باشی، تو را خواهیم کشت. بدون اینکه حتی اخمی به ابرو بیاورد فقط یک کلمه گفت: قبول!

2- برخی افراد از بیعت او سر باز زدند، با مدارای تمام با آنان به گفتگو نشست و هیچ گونه فشاری تحمیل نکرد. برخی بیعت کردند و برخی نه! او امنیت کسانی که بیعت نکردند را تضمین کرد.

3- در زمان جنگ ها، همه چیز امنیتی می شود و هر کسی که همراهی نکرد می شود خائن. اما در یکی از جنگ ها، به مردم کوفه چنین نوشت: من یا ستمکارم یا ستمدیده. اگر مرا نیکوکار یافتید، یاری ام کنید و اگر خطاکارم دیدید، به سوی مسیر حق بازم گردانید. ذره ای لحن آمرانه در نوشتار او می یابید؟ فقط یک مورد نمونه مشابه در تاریخ می توان پیدا کرد؟

4- خودتان را جای یک فرمانده ارشد جنگ قرار دهید. عده ای می آیند و می گویند که ما با شما به میدان جنگ می آییم. آنجا حقیقت که بر ما معلوم شد تصمیم می گیریم که با شما باشیم یا با دشمنان شما. صادقانه چه می کنید؟ به او چنین پیشنهادی شد! نه تنها دلگیر نشد بلکه این سنجشگری و عقلانیت را پسندید و آنان را به چنین داوری ای تشویق کرد.

5- به مردمش می گفت: اگر فرامین من را در راستای پیروی خدا دیدید بر شما لازمست که همراهی کنید اما اگر در فرمان من، نافرمانی خدا نهفته بود چه از سوی من باشد و چه غیر من هرگز فرمان نبرید!! او از مردم اطاعت نمی خواست، شجاعت حقیقت طلبی را ترویج می کرد.

6- او خود را در حلقه محدودی از یاران (خودی ها) محصور نمی کرد. موارد متعددی در تاریخ گزارش شده که مردم را به گفتگو و مشورت فراخوانده آنهم در مهم ترین امور مانند تصمیم گیری در مورد معاویه. به ويژه در باب جنگ ها، هم با بزرگان و سران قبایل و هم با مردم عادی به گفتگو می نشست.

7- وی متوجه شد که برخی نمی توانند شکایات و خواسته هایشان را با وی در میان بگذارند یا به واسطه عدم دسترسی یا شرم یا ترس، برای اولین بار مکانیزمی طراحی کرد به نام «بیت القصص» تا مردم مستقیما با او در تماس باشند.

8- در یکی از سخنرانی‌ها یکی از سپاهیان بپاخاست و اظهاراتی کرد آمیخته به تملق. او سخنانش را چنین ادامه داد: ... من بیزارم از این که درباره من اینگونه بیاندیشید که تعریف و تمجید شما را دوست دارم. ... با سخنان زیبا از من تعریف نکنید و توصیه کرد که با گفتن «سخن حق» مرا ترک کنید.

9- انتقاد از خود را خط قرمز جامعه نکرد. در حکومتش پاسخ سخن هر چقدر تلخ بود فقط با سخن داده می شد! بسیاری از مخالفانش در مسجدی که نماز می خواند جمع می شدند اعتراض می کردند دشنامش می دادند. اما یک روز هم سهمشان از بیت المال حذف نشد. مخالفت با حکومت هزینه نداشت.

10- در برخوردهای قهری آن مقدار شکیبایی می ورزید و بر گفتگو، تعامل و مدارا تاکید می ورزید که برخی او را به تردید و ترس متهم می کردند.

تحلیل و تجویز راهبردی
این ها بخشی از «تاریخ تاریک» است که کمتر برای ما گفته شده. این ها کنار صدها واقعیت تاریخی پنهان داشته شده نشان می دهد که او حکومتش را بر سه اصل بنا کرد:
1- اصل عقلانیت: حاکم خدا نیست. مردم باید جرات فکر کردن و سنجیدن داشته باشند و فرامین حاکمان باید با حق سنجیده شود. پیروی وفادارانه ارزشمند نیست. استدلال و سنجشگری است که باید مبنای انتخاب باشد و خرد جمعی مبتنی بر همین عقلانیت است که باید مبنای حکومت حاکمان باشد.
2- اصل آزادی: آزادی یعنی آنکه افراد بتوانند متفاوت فکر کنند و آزادانه عقاید خود را با یکدیگر گفتگو کنند. «یکسان اندیشی»، استبداد می آورد و رکود و «متفاوت اندیشی» پویایی می آورد و رهایی.
3- اصل اخلاق: حاکمان جایز نیستند به هیچ بهانه ای حتی جنگ، اصول آزادی و عقلانیت را لگدمال خودحق پنداری کنند.

او فقط فاتح خیبر نبود. مهم ترین فتح او باز کردن چشمان ما به الگوی جدیدی از حکمرانی است که بر مدار انعطاف، مداراجویی، عقلانیت ورزی، آزادمنشی و مشارکت جويي است. او فاتح همیشگی سرزمین عقلانیت و آزادگی است. چه یک خانواده را اداره می کنیم چه یک شهر یا یک شرکت بین المللی اصول سه گانه فوق الهام بخش است.

مجتبی لشکربلوکی
❤️🍀 @filsofak