فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

گاهی بگو دوستم داری.
من هیچ
برای گلوی خودت خوب است.

#رسول_ادهمی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲اختلال حمله وحشت (panic) و اضطراب تعمیم یافته (GAD)🌲
❤️🍀 @filsofak
رفیق
منم با کلی زحمت میام،
اما خوشحالم که تو‌ رو باز
اینجا می‌بینم.😊😍❤️

اینستاگرام من رو دنبال کن رفیق :)

https://www.instagram.com/soleymani63
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای خوب زیستن، آیا چیزی هست که بشود از گاوها آموخت؟!
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

⚠️
با مشکلات زندگی چه جوری کنار میای؟ برام بنویس رفیق. می‌خوام بخونم!💡
(بخوای نخوای مشکلات بیخِ ریشته!)
.
.
📝 منبرک: (مشکلات زندگی؛ تهدید یا فرصت؟)
.
من به عنوان مشاور این شکایت را از زبان خیلی‌ها، حتی از زبان خودم، می‌شنوم: «چرا خدا در مشکلاتم کمکی به من نمی‌کند؟!»
از اینکه از خدا این سوال منطقی را بپرسید نباید بترسید. شکایت و پرسش از خدا ربطی به ایمان قوی ندارد!
اگر شرایط زندگی برایمان سخت می‌شود، باید بدانیم چرا و اینکه چه باید بکنیم. در غیر این‌صورت سردرگم، خسته و ناامید خواهیم شد.
نگاه خدا به مشکلات و سختی‌ها مثل نگاه ما نیست: «جایی که ما استرس می‌بینیم او فرصت می‌بیند. چیزی را که ما بحران می‌بینیم، او رشد و تعالی می‌بیند.»
هدف خدا در مشکلات، درس دادن به بندگان خود است. این مشکلات برای آموزش دادن و رشد ما هستند.
ما باید در زمان‌های سختی، لذت و فرصت‌ها را ببینیم. چون یاد خواهیم گرفت که در سختی‌ها هم لذتی شیرین و فوق‌العاده وجود دارد. نباید تا رفتن به بهشت صبر کنیم. می‌توانیم یاد بگیریم زندگی‌مان را سراسر از لذت کنیم، کسی شویم که هم خودمان می‌خواهیم هم خدا.
.
حالا رفیق! وقتی خدا آزمایشتان می‌کند، و اتفاق‌های بد برایتان می‌افتد، باید به آن به‌عنوان زمانی برای درس گرفتن و اعتماد به خدا نگاه کنیم. و وقتی این سختی‌ها تمام شد، می‌توانیم به عقب نگاه کرده و ببینیم که این سختی‌ها برایمان لازم بوده است و الان به لطف خدا فضا چیز دیگری است.
این مشکلات همیشه هست. پس باید راهکار را عوض کنیم تا ببینم در پس این امتحانات چیست. این یعنی باید تشخیص دهیم که این بحران‌ها چالشی از طرف خداست تا درس‌هایی ارزشمند برای رشد کردن و قوی‌تر شدن بگیریم.
.
برای اینکه شاد باشیم و احساس خوشبختی کنیم، باید به زندگی به‌عنوان یکسری فرصت‌های حل مشکل و درس گرفتن نگاه کنیم. متأسفانه ماها قادر به دیدن دست خدا در زندگی‌هایمان نیستیم. به همین دلیل انتخاب می‌کنیم که اجازه دهیم تمرکز زندگی‌مان را روی مشکلاتمان قرار داده و عنان اختیار زندگی‌مان را دست آن دهیم. مثل تروریستی که تفنگ روی شقیقه‌مان قرار داده و به ما اجازه کمک گرفتن از کسی نمی‌دهد.
خدا می‌خواهد ما را به انسان‌های بهتر و قوی‌تری تبدیل کند تا بتوانیم هم خودمان زندگی بهتری داشته باشیم و هم به دیگران در زندگی‌هایشان کمک کنیم.
#مصطفی_سلیمانی .
.
.
#مشکلات
#مشکلات_زندگی
#زندگی
#مشاوره
#خانه_های_روشن
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

‍ ‍ فلسفه ای برای زندگی

دنیا پُر است از سیاست مدارها و روشنفکرهایی که می گویند اگر غمگینیم، تقصیر خود ما نیست. برعکس، ناشادی ما به خاطر کارهایی است که حکومت باید برای ما انجام می داده و انجام نداده است یا کارهایی که نباید در حق ما می کرده ولی کرده است.
در نتیجه، ما شهروندان را تشویق می کنند برای رسیدن به خوشبختی به جای "فلسفه" به "سیاست" متوسل شویم و
ما را تشویق می کنند به نمایندگان در مجلس، نامه بنویسیم یا در خیابان ها دست به "تظاهرات" بزنیم.
مهم تر از همه اینکه تشویق مان می کنند به نماینده ای رای بدهیم که مدعی است می تواند با استفاده ی ماهرانه از ابزارهای قدرت، ما را سعادتمند کند.
صد البته رواقیون ( همچنین عارفانی چون مایستر اکهارت و مولانا) مخالف چنین ‌تفکری هستند.
به عقیده ی رواقیون، حائل میان ما و خوشبختی، دولت یا جامعه ای که در آن زندگی می کنیم ‌نیست. ما خوشبخت نیستیم چون فلسفه زندگی مان مشکل دارد. یا حتی اصلا فلسفه ای برای زندگی مان نداریم‌.
درست است که دولت و جامعه تا حد زیادی تعیین کننده احوالات و شرایط بیرونی ما هستند ولی رواقیون معتقدند در بهترین حالت، رابطه اندکی بین احوالات بیرونی و میزان خوشبختی ما وجود دارد.
به ویژه، کاملا ممکن است کسی که به جزیره ای پرت و دور افتاده تبعید شده است، از کسی که در ناز و نعمت زندگی می کند، خوشبخت تر باشد.
رواقیون می پذیرفتند که ممکن است دولت در حق شهروندانش بی انصافی کند. اما فکر نمی کنند اینکه کسی خودش را قربانی اجتماع یا هر چیز دیگری از این قبیل بداند، کمکی به حال و روزش بکند.

🔆اگر خودتان را قربانی بدانید، زندگی خوبی نخواهید داشت. اما اگر خودتان را قربانی ندانید، یعنی اگر به خود درونی تان اجازه ندهید که مقهور شرایط و احوالات بیرونی شود، فارغ از اینکه شرایط بیرونی چطور باشد، در هر شرایطی می توانید زندگی خوبی داشته باشید.
خیلی از ما پذیرفته ایم که خوشبختی موهبتی است که کس دیگری، مثلا یک درمانگر یا یک سیاستمدار باید برایمان به ارمغان بیاورد. ما خود مسئول شادکامی و ناکامی خودمان هستیم و تنها در صورتی که مسئولیت خوشبختی خود را بپذیریم، بخت رسیدن به آن را پیدا خواهیم کرد.

ویلیام‌ اروین
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مجموعه‌ داستان مرتضی برزگر مملو از سوژه‌ها و اجراهای تازه است. داستان‏های «قلب نارنجی فرشته» در بسیاری از جوایزِ معتبر داستانِ کوتاه مانندِ صادق هدایت، فرشته تقدیر و برنده شده‌اند.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

افسردگی پیامی‌ست برای یک توقف بیرونی به جهت شکل گرفتن یک ملاقات درونی و کشف و شهودی که راهگشای زندگی خواهد شد.

#کارل_یونگ
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

هنگامی که مطالعه می‌کنیم شخصِ دیگری به جای ما فکر می‌کند؛ ما فقط جریانِ ذهنی او را تکرار می‌کنیم. این حدیث همان شاگردی است که برای یادگیری فنّ تحریر، با مداد خود خطوطی را که معلم رسم نموده دنبال می‌کند. بنابراین در مطالعه، بخش اعظم تفکّر به جای ما انجام شده. به همین دلیل است که هنگامی که پس از چندی اشتغالِ خاطر به افکار خودمان، به مطالعه می‌پردازیم، احساس آسودگی می‌کنیم.

اما هنگام مطالعه، ذهن در واقع جولانگاه افکار شخصی دیگر می‌شود. وبنابراین گاه اتفاق می‌افتد که شخصی که فراوان یعنی تقریباً تمام روز مطالعه می‌کند و در فواصل آن‌ هم وقت خود را با اشتغالات خالی از تفکّر هدر می‌دهد، به تدریج توانِ خوداندیشی را از دست می‌دهد؛ همچون شخصی که همواره سواری می‌کند و عاقبت راه رفتن را از یاد می‌برد.

#شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

کسانی که به جای زندگی فضیلت مندانه، آرزوی زندگی شاد عالی و طولانی را در سر دارند مانند بازیگران احمقی هستند که می خواهند همواره نقش های بزرگ داشته باشند، نقش هایی که وجه ممیزشان شکوه و ظفرمندی است. این ها نمی توانند بفهمند که مهم "چه" و "چقدر" بازی کردن نیست بلکه "چطور" بازی کردن است.

#در_باب_طبیعت_انسان
#آرتور_شوپنهاور
#ترجمه_رضا_ولی_یاری
#نشر_مرکز
صفحه 63
❤️🍀 @filsofak
24-31.pdf
5.5 MB
مجله خانه‌های‌روشن‌۴۱
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۱۸

مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...

انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
براساس آمارهای رسمی ، میزان خرید و فروش ۱ سال کتاب در کشورمان برابر است با میزان خرید و فروش ۱ روز لوازم آرایشی!
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔆 فیلسوف، فیلسوفی‌اش به این است که آماده هرگونه نقادی باشد 🔆
✍️✍️مصطفی ملکیان

کسانی مانند حکیمان و کسانی مانند شعرا و کسانی مانند کاهنان در یک جهت مشترکند. حکیمان و شعرا و کاهنان سخنانی می‌گویند که وقتی از آنها مطالبه دلیل می‌کنید می‌گویند بر دل‌ها اشراق شده و به خاطر ما خطور کرده و این امر را ما شهود کرده‌ایم یعنی سخن را می‌گویند و چه بسا انتظار این را هم دارند که ما سخن را از آنها بپذیریم. ولی اگر ما در مقابل انتظار داشته باشیم که دلیلی بر ما عرضه کنند ما را بلادلیل می‌گذارند. هیچوقت نمی‌شود به شاعری گفت: شما ادعا کردید، حالا دلیل بیاورید. شاعر می‌گوید من اینگونه یافتم و اینگونه حس می‌کنم. کاهنان هم همینطور هستند. کاهن وقتی چیزی می‌گوید دیگر دلیل ندارد. وقتی پیش او می¬رویم سر به جَیب تفکر فرو می‌برد و می‌گوید که: این مرد از همسر خودش جدا شود. کاهن را نمی‌شود گفت که چرا چنین می‌گوید. کاهن به صورت امر سخن می‌گوید. یعنی درواقع انتظار پذیرش از شما دارد ولی انتظار اینکه از او مطالبه دلیل بکنید ندارد. چون درواقع به گمان خودش یا فی‌الواقع این‌ها را شهوداً یافته است. ایشان {افلاطون} می‌گوید حکیمان اینطور هستند. حکیمان کسانی هستند که در باب نادانان اظهارنظر فیلسوفانه می‌کنند اما درواقع از ما انتظار دارند که ما همینطوری از ایشان قبول کنیم و بپذیریم.
ایشان می‌گویند این کارِ حکیم است و استاد من روشی داشت و بخاطر آن روشش فیلسوف بود. روش او "آمادگی برای هرگونه نقد" می‌باشد که این را به دیالکتیک تعبیر می‌کند. یعنی من سینه‌ام گشاده باشد، سعه صدر داشته باشم. من تصمیم نگرفته باشم. هر که در فلسفه تصمیم گرفت، یعنی خود را کر کردن، یعنی من دیگر گوشم را بستم، فیلسوف نیست. درواقع فیلسوف هیچوقت نباید تصمیم بگیرد، نباید گوش خودش را ببندد. یعنی کاملاً آماده است که هر سخنی گفت و ‌گفتید: "چرا این را می‌گویی؟"، بگوید: "زیرا ..." . افلاطون می‌گوید سقراط دیالکتیکش حرف ندارد. هیچگاه نمی‌گفت: دیگر مذاکره کافی است. فیلسوف، فیلسوفی‌اش به این است که آماده هرگونه نقادی باشد. خود این یعنی به‌نظر منِ افلاطون در فلسفه نمی‌شود دم از کشف و شهود زد. در فلسفه فقط و فقط باید بگویید: "سخن این است به این دلیلِ عقلی". لااقل تا وقتی‌که یک دلیل عقلی باقی مانده است من به این مطلب مُصِر هستم. وقتی دست از این مطلب برمی‌دارم که ضعف آخرین دلیلی که برای مطلب دارم نشان داده شود.
📚 منبع: درسگفتار فلسفه تحلیلی زبانی جلسه اول
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

کسی که در همه حوادث آرامش خود را حفظ می‌کند، نشان می‌دهد که می‌داند امکان شر در زندگی چقدر بزرگ و پرتنوع است و از این رو به آنچه در زمان حال اتفاق می‌افتد به منزله بخش کوچکی از آنچه ممکن است هنوز پیش بیاید می‌نگرد.

این منش انسان‌های شکیباست که وضعیت نوع بشر را هرگز فراموش نمی‌کنند، بلکه همواره به خاطر دارند که هستی انسان چه اندوهبار و اسفناک است و بلایایی که در معرض آن‌هاست، بی‌شمارند.

رتور_شوپنهاور
در باب حکمت زندگی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:


انسان افسرده، در برابر جریانی که احتمال خوب بودن یا بد بودنِ سرانجامش مساوی است، از سرانجام بد خشمگین یا اندوهگین می شود، اما از سرانجام خوب شاد نمی گردد.


برعکس، انسان شاد از سرانجام بد، نه خشمگین می شود، نه اندوه می خورد، اما از سرانجام نیک شاد می شود.


اگر از ده تصمیم فردی که دچار افسردگی است، نُه تصمیم با موفقیت عملی شود، ان فرد، احساس شادی نمی کند بلکه بابت آن یک مورد ناموفق به خشم می آید. برعکس، انسان شاد می تواند فقط با یک موفقیت خود را تسلی دهد و از آن شاد شود.

👤 ارتور_شوپنهاور
📚 فلسفه_غرب
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

برای عوض کردن زندگیمان، برای تغییر دادن خودمان، هیچگاه دیر نیست. هرچند سال که داشته باشیم، هرگونه که زندگی کرده باشیم، هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم، بازهم نو شدن ممکن است.
حتی اگر یک ‌روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم. باید در هر لحظه و نفسی نو شد! برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مرد!

#ملت_عشق
#الیف_شافاک
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

👈ازدواج های هوشمندانه عاطفی

آنچه سبب می شود ازدواج با موفقیت روبه رو شود به شکل شگفت انگیزی ساده است؛ آنهایی که زندگی زناشویی موفق دارند لزوما باهوش تر ؛ غنی تر و یا به لحاظ روانی برتر از دیگران نیستند بلکه آنها در زندگی روزمره خود به پویاییهایی دست یافته اند که اندیشه های منفی آنها را درباره یکدیگر کنترل می کند. این اندیشه های منفی در همه وجود دارد؛ اما مانع از آن می شود که بر جنبه های مثبت برتری پیدا کنند.
اخیرا مشخص شده است که هوش عاطفی یکی از عوامل موثری است که براساس آن می توان موفقیت یک کودک را در زندگی بعدی او مشخص نمود. بهره هوشی هر کودک هر اندازه که باشد مهم نیست مهم این است که او با هوش عاطفی خود در تماس باشد و بهتر بتواند دیگران را درک کند و با آنها روابط معقولانه داشته باشد. همین مطلب در رابطه میان زوجها وجود دارد؛ هرچه هوش عاطفی زن و شوهر بالاتر باشد؛ بهتر می توانند یکدیگر را درک کنند و به هم احترام بگذارند و حرمت ازدواجشان را پاس بدارند. درست همان طور که والدین می توانند هوش عاطفی را به فرزندانشان آموزش بدهند؛ زوجها هم این مهارت را می توانند بیاموزند. موضوع به همین سادگی است که ملاحظه می کنید.

آموزش هوش عاطفی می تواند مانع از فروپاشی زندگی زناشویی اشخاص شود.

📚 هفت اصل اخلاقی برای موفقیت در ازدواج
دکتر جان گاتمن و نان سیلور
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

.
بعضی از چیز ها
تنها از دور ظاهر آرام و زیبا دارند
و انسان
برای نزدیک شدن به آنها نباید پافشاری کند
مثل عشق
سیاست
و مهاجرت...
من بر آسمان خراش ها
پرنده های مهاجر زیادی دیده ام
که چشم هایشان پر از اشک بود!

سايبر هاكا
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

بله ممکن است دیگران رفتار ما را نفهمند، اما چه باید کرد؟!
اگر دیگران انتظار داشته باشند که فقط کارهایی انجام دهیم که آن‌ها بفهمند و تصمیم‌هایی بگیریم که آن‌ها دلیلش را درک کنند عملا انتظار دارند زندگی، سطح درک و نگاه آن‌ها به زندگی را داشته باشیم!
بگذار بگویند غیرمنطقی هستیم یا ضد اجتماعی هستیم اما به این می‌ارزد که خودمان باشیم.
تا زمانی که رفتار ما و تصمیم‌های ما به کسی آسیب نمی‌زند ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم.
چقدر زندگی‌ها که با این توضیح خواستن‌ها و تلاش‌های بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفته‌اند ...


✍️#اریک_فروم
📕#هنر_عشق_ورزیدن
🎯#سطح_زندگى
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#فلسفه

@CE7EN

تفاوت فهم و فهمیدن:
برای پرسشگری، ذهن باید فعال باشد. اما باید میان فهم و فهمیدن تفاوت قائل شویم. همه‌ی ما یک فهم‌هایی داریم. همان‌ که همه می‌دانیم، فهم‌های ما است. اما فهم‌ کافی نیست، فهمیدن است که اهمیت دارد. کسی که یک کلمه می‌داند ولی فهمیدن دارد، نسبت به كسى که همه علوم را می‌داند، اما هنر فهمیدن ندارد، برتری دارد.
او یک کلمه می‌داند، اما فهمیدن دارد، به همین دلیل در حرکت است.
فرق بین فهم و فهمیدن آن است که پرسش از فهمیدن می‌آید نه از فهم. پرسش معمولاً در فرهنگ‌های دینی مطلوب نیست. [از خداوند بازخواست نمی‌شود اما از انسان‌ها بازخواست خواهد شد.]، از کار خدا هیچ نپرس. از کار خدا سر در نمی‌آوری. خدا مسؤول نیست و نمی‌توان از او سؤال کرد، اما همه مردم مسول‌اند و باید پاسخگوی کاری باشند که انجام می‌دهند.

بنابراين باید مدام از خودمان بپرسیم. کلمه «چرا» کلمه‌ی مقدسی است.
اگر مدام از خودمان بپرسیم ؛؟
چرا کاری را انجام داده‌ایم؟
چرا فلان فکر را کرده‌ایم؟
بسیار پیش می‌رویم. از خودمان بپرسیم و صادقانه هم پاسخ دهیم. بعضی وقت‌ها انسان با خودش ریاکاری می‌کند. انسان فکر می‌کند ریا برای دیگران است، اما آدمی بیش از هرکس به خودش دروغ می‌گوید. از خودش می‌پرسد ولی برای آنکه خودش را راحت کند، جواب سردستی می‌دهد و جدی درگیر نمی‌شود. اگر انسان به خودش صادقانه جواب دهد، بسیاری از رفتارهایش را تغییر می‌دهد. بسیاری از کارها را نمی‌کند و بسیاری از کارها را می‌کند. به این‌ اصطلاحاً "مونولوگ" می‌گویند.

انسان وقتی از دیگران می‌پرسد گفت‌وگو شکل می‌گیرد. "دیالوگ" را گفت‌وگوی انسان با دیگران می‌گویند و مونولوگ را گفت‌وگوی انسان با خود.
اما در واقع ما مونولوگ نداریم. مونولوگ دروغ است. وقتی انسان با خودش گفت‌وگو می‌کند، در واقع خودش را مخاطب فرض کرده است و با خودش حرف می‌زند. آن کسی که از خودش می‌پرسد، از یک حیث پرسنده‌ است و از یک حیث پاسخ‌گو. خودش با خودش گفت‌وگو می‌کند، پس دیالوگ است. ما باید بتوانیم دیالوگ را بفهمیم و پرسش کنیم. پرسش‌های اصلی نه پرسش‌های روزمره.
برای پاسخ به پرسش‌هایی مانند «حیات چیست؟» و «مرگ چیست؟» مفاهیم روتینی در ذهنمان داریم. می‌گوییم مرگ یعنی پایان حیات. اما خود حیات چیست که بخواهد پایانی داشته باشد؟ خود حیات مبهم است. ابهام حیات بیشتر است یا ابهام مرگ؟ مرگ بسیار مبهم است. نمی‌دانیم چیست. انتها است؟ یک حادثه است؟ از اول معلوم است؟ جریان است یا رخداد؟ پاسخ آن بسیار سخت است. وقتی می‌توانیم بفهمیم مرگ چیست که حیات را بفهمیم. حیات چیست؟ اگر از یک پزشک بپرسیم، می‌گوید یک جریان بیولوژیک است. حرکت سلول‌ها و... مجموع این‌ها را می‌گوید حیات. حرکت سلول، حیات است؟ خود سلول زنده است؟ حرکت می‌کند یا مرده است؟ درون سلول باز یک جهان است. حیات چیست؟ حرکت است؟ جوهر حیات چیست؟ در ظاهر پاسخ به این سوالات فلسفی آسان است.
فلسفه‌ یعنی پرسش و آنچه در فلسفه اهمیت دارد، پرسش است و پاسخ مهم نیست. و اگر هم پاسخ جایگاهی داشته باشد، پاسخ نهایی وجود ندارد. در فلسفه عرض می‌کنم، با دیانت کاری ندارم. اگر کسی گفت من در فلسفه پاسخ نهایی را پیدا کرده‌ام و دیگر بعد از این پرسش‌های فلسفی تمام شد، او را به دارالمجانین ببریم شایسته‌تر است. پرسش تمام نمی‌شود و خوب است که تمام نشود.
پرسش و پاسخ کار فلسفه است و فیلسوفانی که پرسش و پاسخ ندارند، فیلسوف نیستند. فقط اصطلاحات بلدند. ما در ظاهر فیلسوفان زیادی در دنیا داریم اما تعداد آن‌هایی که اهل پرسش و پاسخ‌اند، بسیار کم است. آنانی که تنها اصطلاحات فلسفی یاد گرفته‌اند و پرسش ندارند، فیلسوف نیستند. اما کسانی هستند که اصطلاحات را بلد نیستند، اما ذهن پرسشگری دارند فیلسوفند. هرچند که عوام باشند و درس نخوانده، اما ذهن پرسشگری دارند.

✍️استاد #غلامحسین_ابراهیمی_دینانی
#ديالوگ
#مونولوگ
#پرسشگرى
❤️🍀 @filsofak