36-43.pdf
7.1 MB
مجله خانههایروشن۴۰
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۱۵
مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۱۵
مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سقفِ آزادی، رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد.
در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت، کوتاه می شود.
وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ، سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند.
آدمهای کوتوله، اما راحت جولان میدهند.
مردم عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایین تر می آیند.
و مردم، بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند...
#بیچارگان
#داستايوفسكى
❤️🍀 @filsofak
سقفِ آزادی، رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد.
در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت، کوتاه می شود.
وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ، سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند.
آدمهای کوتوله، اما راحت جولان میدهند.
مردم عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایین تر می آیند.
و مردم، بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند...
#بیچارگان
#داستايوفسكى
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سخت است همزيستی دائم با کسانی که دغدغههايت را نمیفهمند، امّا عزيزانِ تو اند.
#گابریل_گارسیا_مارکز
❤️🍀 @filsofak
سخت است همزيستی دائم با کسانی که دغدغههايت را نمیفهمند، امّا عزيزانِ تو اند.
#گابریل_گارسیا_مارکز
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔴 بهترین شیوۀ برخورد با یک احمق!
به نظر میرسد که هیچ قانونِ مطلقی در عرصۀ روابطِ انسانی وجود ندارد و نمیتوان همۀ روابط را با یک چوب راند. همین پیچیدگیِ روابط انسانی باعثِ دشواریِ تشخیص میشود و آن را از حالتِ مکانیکی بودن خارج میکند. یک ارتباطگرِ ماهر کسی است که در هر موردِ خاص تصمیمی ویژه بگیرد و در هر موقعیتی، با توجه به ویژگیهای شخصیتی طرفِ مقابل، درستترین واکنشِ ممکن را برگزیند.
اکنون نکته این است که بهترین واکنش در برابر یک «احمق» چیست؟ همینجا باید بگویم که کلمۀ «ابله» در این موردِ خاص شامل هیچ گونه ارزشداوریی نیست و صرفاً جنبۀ توصیفی دارد. منظور از «ابله» کسی است که ویژگیهایی از این دست داشته باشد:
۱. در گفتگو به هیچ مبنای عقلانیی پایبند نیست و برای دفاع از نظرِ خود، از دروغ گفتن، اطلاعات غلط دادن و مغالعه کردن ابایی ندارد و درست به همین جهت قانع کردنِ او در بحث غیرممکن است.
۲. از جر و بحث لذت میبرد؛ زیراکه که جر و بحث فرصتی برای فضلفروشی و خودنمایی در اختیار او قرار میدهد. برای او «حقیقتجویی» و «حقیقتگویی» که دو رُکنِ رکینِ هر گفتگویِ سازندهای هستند، اصلاً مطرح نیستند؛ به همین سبب به راحتی موضعِ خود را عوض میکند و بسته به موضعِ طرفِ مقابلِ خود، از درِ مخالفت درمیآید. به نظر میرسد که صرفِ مخالفخوانی حسِ خوشایندی در او ایجاد میکند.
۳. باورها و نظراتِ طرفِ مقابل برای او مهم نیست و در عمل به چیزی بهنامِ احترام گذاشتن به دیگران التزام ندارد. این ویژگی تا حد زیادی ناشی از نوعی خودشیفتگی است و باعث میشود نیروی همدلیِ شخص از بین برود و به هیچ روی نتواند وضعیت و موقعیتِ دیگران را آن گونه که هست، درک کند.
۴. به هیچ روی به اشتباهِ خود اعتراف نمیکند و اصولاً خود را کامل، معصوم و خطاناپذیر میپندارد. روشن است که چنین کسی به شدت اهلِ فرافکنی است و همواره آماده است مسئولیتِ خطا و شکست را متوجهِ دیگران سازد و خود را تبرئه کند. به هیچ وجه نمیتوان به چنین کسی اثبات کرد که اشتباه میکند؛ درست به همین دلیل است که چنین کسی هیچگاه حاضر نمیشود از یک مشاور، یا استادِ آگاهِ مشفق یاری بگیرد.
این فهرست باز است و میتوان مواردِ دیگری را بر آن افزود، ولی برای منظور ما همین مقدار کفایت میکند. کسی که دارای چنین ویژگیهایی باشد، او را «ابله» مینامیم، خواه بیسواد و کمهوش باشد، خواه درسخوانده و باهوش. ممکن است کسی به عالیترین درجاتِ علمی رسیده باشد، ولی با این معیارها، یک ابلهِ تمامعیار باشد؛ بنابراین بلاهت ربطی به هوش و تحصیلات ندارد. اکنون پرسش این است: با چنین کسی باید چگونه برخورد کرد؟ در پاسخ به این پرسش میتوان چند راهِ حل را پیشنهاد کرد:
۱. جدال و مبارزه: به نظر میرسد که این راه سودی ندارد؛ زیراکه آدمی را تا پایینترین سطوح اخلاقی تنزل میدهد، او را به سفسطه، دروغگویی، لجبازی و ستیزهجویی میکشاند و مقدار زیادی از وقت و انرژیِ او را تلف میکند. جدال کردن با کسی که به هیچ مبنایی پایبند نیست، نتیجهای جز تا سطحِ او سقوط کردن در پی ندارد و هیچ انسانِ فرهیختهای اجازۀ چنین رفتاری را به خود نمیدهد.
۲. نرمی و مدارا: اگر میزان حماقتِ طرفِ مقابل کم باشد، میتوان با نرمی و مدارا او را تحمل کرد و رابطه را با تلاش و کوشش فراوان ادامه داد و آسیبهای آن را تحمل کرد. این راه حل به ویژه در جایی مناسب است که آن شخصِ ابله، از بدِ حادثه، یکی از نزدیکانِ درجه اولِ انسان باشد.
۳. خاموشی: خاموشی راهِ حلی است که خِرَدِ جمعیِ گذشتگان آن را به عنوان بهترین راهِ حل ممکن در برابرِ یک انسان ابله یافته و در قالب ضربالمثلِ مشهورِ «جوابِ ابلهان خاموشی» است، بیان کرده است. به نظر میرسد در بسیاری از موارد، در برابر یک ابله، بهترین کار همین است که سکوت پیشه کنیم و اجازه بدهیم او هرچه میخواهد بگوید، بیآنکه پاسخی به او بدهیم.
۴. فرار کردن: اگر ریشههای بلاهت در طرف مقابل بسیار استوار باشد، بهترین راهِ حل فرار کردن است. جایی که مدارا و خاموشی هم، در مواجهه با یک شخص، راه به جایی نمیبرند، ظاهراً گزیر و گریزی از گریختن نیست. به نظر میرسد برای پرهیز از آلوده شدن به رذائلِ یک احمق، بهترین راهِ رویارویی با او «مدارا» و «خاموشی» است و اگر اینها پاسخ نداد، از او «گریختن»!
ایرج شهبازی
❤️🍀 @filsofak
🔴 بهترین شیوۀ برخورد با یک احمق!
به نظر میرسد که هیچ قانونِ مطلقی در عرصۀ روابطِ انسانی وجود ندارد و نمیتوان همۀ روابط را با یک چوب راند. همین پیچیدگیِ روابط انسانی باعثِ دشواریِ تشخیص میشود و آن را از حالتِ مکانیکی بودن خارج میکند. یک ارتباطگرِ ماهر کسی است که در هر موردِ خاص تصمیمی ویژه بگیرد و در هر موقعیتی، با توجه به ویژگیهای شخصیتی طرفِ مقابل، درستترین واکنشِ ممکن را برگزیند.
اکنون نکته این است که بهترین واکنش در برابر یک «احمق» چیست؟ همینجا باید بگویم که کلمۀ «ابله» در این موردِ خاص شامل هیچ گونه ارزشداوریی نیست و صرفاً جنبۀ توصیفی دارد. منظور از «ابله» کسی است که ویژگیهایی از این دست داشته باشد:
۱. در گفتگو به هیچ مبنای عقلانیی پایبند نیست و برای دفاع از نظرِ خود، از دروغ گفتن، اطلاعات غلط دادن و مغالعه کردن ابایی ندارد و درست به همین جهت قانع کردنِ او در بحث غیرممکن است.
۲. از جر و بحث لذت میبرد؛ زیراکه که جر و بحث فرصتی برای فضلفروشی و خودنمایی در اختیار او قرار میدهد. برای او «حقیقتجویی» و «حقیقتگویی» که دو رُکنِ رکینِ هر گفتگویِ سازندهای هستند، اصلاً مطرح نیستند؛ به همین سبب به راحتی موضعِ خود را عوض میکند و بسته به موضعِ طرفِ مقابلِ خود، از درِ مخالفت درمیآید. به نظر میرسد که صرفِ مخالفخوانی حسِ خوشایندی در او ایجاد میکند.
۳. باورها و نظراتِ طرفِ مقابل برای او مهم نیست و در عمل به چیزی بهنامِ احترام گذاشتن به دیگران التزام ندارد. این ویژگی تا حد زیادی ناشی از نوعی خودشیفتگی است و باعث میشود نیروی همدلیِ شخص از بین برود و به هیچ روی نتواند وضعیت و موقعیتِ دیگران را آن گونه که هست، درک کند.
۴. به هیچ روی به اشتباهِ خود اعتراف نمیکند و اصولاً خود را کامل، معصوم و خطاناپذیر میپندارد. روشن است که چنین کسی به شدت اهلِ فرافکنی است و همواره آماده است مسئولیتِ خطا و شکست را متوجهِ دیگران سازد و خود را تبرئه کند. به هیچ وجه نمیتوان به چنین کسی اثبات کرد که اشتباه میکند؛ درست به همین دلیل است که چنین کسی هیچگاه حاضر نمیشود از یک مشاور، یا استادِ آگاهِ مشفق یاری بگیرد.
این فهرست باز است و میتوان مواردِ دیگری را بر آن افزود، ولی برای منظور ما همین مقدار کفایت میکند. کسی که دارای چنین ویژگیهایی باشد، او را «ابله» مینامیم، خواه بیسواد و کمهوش باشد، خواه درسخوانده و باهوش. ممکن است کسی به عالیترین درجاتِ علمی رسیده باشد، ولی با این معیارها، یک ابلهِ تمامعیار باشد؛ بنابراین بلاهت ربطی به هوش و تحصیلات ندارد. اکنون پرسش این است: با چنین کسی باید چگونه برخورد کرد؟ در پاسخ به این پرسش میتوان چند راهِ حل را پیشنهاد کرد:
۱. جدال و مبارزه: به نظر میرسد که این راه سودی ندارد؛ زیراکه آدمی را تا پایینترین سطوح اخلاقی تنزل میدهد، او را به سفسطه، دروغگویی، لجبازی و ستیزهجویی میکشاند و مقدار زیادی از وقت و انرژیِ او را تلف میکند. جدال کردن با کسی که به هیچ مبنایی پایبند نیست، نتیجهای جز تا سطحِ او سقوط کردن در پی ندارد و هیچ انسانِ فرهیختهای اجازۀ چنین رفتاری را به خود نمیدهد.
۲. نرمی و مدارا: اگر میزان حماقتِ طرفِ مقابل کم باشد، میتوان با نرمی و مدارا او را تحمل کرد و رابطه را با تلاش و کوشش فراوان ادامه داد و آسیبهای آن را تحمل کرد. این راه حل به ویژه در جایی مناسب است که آن شخصِ ابله، از بدِ حادثه، یکی از نزدیکانِ درجه اولِ انسان باشد.
۳. خاموشی: خاموشی راهِ حلی است که خِرَدِ جمعیِ گذشتگان آن را به عنوان بهترین راهِ حل ممکن در برابرِ یک انسان ابله یافته و در قالب ضربالمثلِ مشهورِ «جوابِ ابلهان خاموشی» است، بیان کرده است. به نظر میرسد در بسیاری از موارد، در برابر یک ابله، بهترین کار همین است که سکوت پیشه کنیم و اجازه بدهیم او هرچه میخواهد بگوید، بیآنکه پاسخی به او بدهیم.
۴. فرار کردن: اگر ریشههای بلاهت در طرف مقابل بسیار استوار باشد، بهترین راهِ حل فرار کردن است. جایی که مدارا و خاموشی هم، در مواجهه با یک شخص، راه به جایی نمیبرند، ظاهراً گزیر و گریزی از گریختن نیست. به نظر میرسد برای پرهیز از آلوده شدن به رذائلِ یک احمق، بهترین راهِ رویارویی با او «مدارا» و «خاموشی» است و اگر اینها پاسخ نداد، از او «گریختن»!
ایرج شهبازی
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کی آمادهاید که سروسامان بگیرید؟
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن کوتاه «Cogs 2017»
دنیا رو اونجور که خودت دوست داری و میخوای تغییر بده؛
دنیا در دستان توست...
🍀❤️ @filsofak
دنیا رو اونجور که خودت دوست داری و میخوای تغییر بده؛
دنیا در دستان توست...
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درد دل یک هموطن کرد با دکترای آبهای زیرزمینی که در خوزستان در انبار مواد شیمیایی شرکت نفت، زمین را جارو میزند.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
🔺روند تعداد ازدواج و طلاق ثبتشده در شش سال اخیر/ تجارت فردا.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یاد یک لطیفه قدیمی افتادم: فردی پیش یک روانپزشک میرود و میگوید: "دکتر برادرم دیوانه شده است؛ فکر میکند که یک مرغ است." دکتر میگوید خوب چرا برای درمان نمیآوریدش؟ طرف میگوید: “میخواستم بیاورم؛ اما به تخممرغهایش نیاز دارم!”. خب، گمان میکنم این همان احساسی است که من الآن در مورد روابط [زن و مرد] دارم؛ میدانی [روابط] خیلی غیرمنطقی، احمقانه و پوچ هستند ولی، من حدس میزنم داخل رابطهها میمانیم چون، اکثر ما به تخممرغهایش نیاز داریم.
#وودی_آلن
❤️🍀 @filsofak
یاد یک لطیفه قدیمی افتادم: فردی پیش یک روانپزشک میرود و میگوید: "دکتر برادرم دیوانه شده است؛ فکر میکند که یک مرغ است." دکتر میگوید خوب چرا برای درمان نمیآوریدش؟ طرف میگوید: “میخواستم بیاورم؛ اما به تخممرغهایش نیاز دارم!”. خب، گمان میکنم این همان احساسی است که من الآن در مورد روابط [زن و مرد] دارم؛ میدانی [روابط] خیلی غیرمنطقی، احمقانه و پوچ هستند ولی، من حدس میزنم داخل رابطهها میمانیم چون، اکثر ما به تخممرغهایش نیاز داریم.
#وودی_آلن
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔶 فعالیت کانال فلسفه اخلاق(چنانچه تلگرام فیلتر شد) ادامه خواهد یافت و با فیلترشکن قابل دسترسی است.
🔶 اینستاگرام فلسفه اخلاق: www.instagram.com/soleymani63
❤️🍀 @filsofak
🔶 فعالیت کانال فلسفه اخلاق(چنانچه تلگرام فیلتر شد) ادامه خواهد یافت و با فیلترشکن قابل دسترسی است.
🔶 اینستاگرام فلسفه اخلاق: www.instagram.com/soleymani63
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲اختلال حمله وحشت (panic) و اضطراب تعمیم یافته (GAD)🌲
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
رفیق
منم با کلی زحمت میام،
اما خوشحالم که تو رو باز
اینجا میبینم.😊😍❤️
اینستاگرام من رو دنبال کن رفیق :)
https://www.instagram.com/soleymani63
منم با کلی زحمت میام،
اما خوشحالم که تو رو باز
اینجا میبینم.😊😍❤️
اینستاگرام من رو دنبال کن رفیق :)
https://www.instagram.com/soleymani63
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای خوب زیستن، آیا چیزی هست که بشود از گاوها آموخت؟!
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
⚠️
با مشکلات زندگی چه جوری کنار میای؟ برام بنویس رفیق. میخوام بخونم!💡
(بخوای نخوای مشکلات بیخِ ریشته!)
.
.
📝 منبرک: (مشکلات زندگی؛ تهدید یا فرصت؟)
.
من به عنوان مشاور این شکایت را از زبان خیلیها، حتی از زبان خودم، میشنوم: «چرا خدا در مشکلاتم کمکی به من نمیکند؟!»
از اینکه از خدا این سوال منطقی را بپرسید نباید بترسید. شکایت و پرسش از خدا ربطی به ایمان قوی ندارد!
اگر شرایط زندگی برایمان سخت میشود، باید بدانیم چرا و اینکه چه باید بکنیم. در غیر اینصورت سردرگم، خسته و ناامید خواهیم شد.
نگاه خدا به مشکلات و سختیها مثل نگاه ما نیست: «جایی که ما استرس میبینیم او فرصت میبیند. چیزی را که ما بحران میبینیم، او رشد و تعالی میبیند.»
هدف خدا در مشکلات، درس دادن به بندگان خود است. این مشکلات برای آموزش دادن و رشد ما هستند.
ما باید در زمانهای سختی، لذت و فرصتها را ببینیم. چون یاد خواهیم گرفت که در سختیها هم لذتی شیرین و فوقالعاده وجود دارد. نباید تا رفتن به بهشت صبر کنیم. میتوانیم یاد بگیریم زندگیمان را سراسر از لذت کنیم، کسی شویم که هم خودمان میخواهیم هم خدا.
.
حالا رفیق! وقتی خدا آزمایشتان میکند، و اتفاقهای بد برایتان میافتد، باید به آن بهعنوان زمانی برای درس گرفتن و اعتماد به خدا نگاه کنیم. و وقتی این سختیها تمام شد، میتوانیم به عقب نگاه کرده و ببینیم که این سختیها برایمان لازم بوده است و الان به لطف خدا فضا چیز دیگری است.
این مشکلات همیشه هست. پس باید راهکار را عوض کنیم تا ببینم در پس این امتحانات چیست. این یعنی باید تشخیص دهیم که این بحرانها چالشی از طرف خداست تا درسهایی ارزشمند برای رشد کردن و قویتر شدن بگیریم.
.
برای اینکه شاد باشیم و احساس خوشبختی کنیم، باید به زندگی بهعنوان یکسری فرصتهای حل مشکل و درس گرفتن نگاه کنیم. متأسفانه ماها قادر به دیدن دست خدا در زندگیهایمان نیستیم. به همین دلیل انتخاب میکنیم که اجازه دهیم تمرکز زندگیمان را روی مشکلاتمان قرار داده و عنان اختیار زندگیمان را دست آن دهیم. مثل تروریستی که تفنگ روی شقیقهمان قرار داده و به ما اجازه کمک گرفتن از کسی نمیدهد.
خدا میخواهد ما را به انسانهای بهتر و قویتری تبدیل کند تا بتوانیم هم خودمان زندگی بهتری داشته باشیم و هم به دیگران در زندگیهایشان کمک کنیم.
#مصطفی_سلیمانی .
.
.
#مشکلات
#مشکلات_زندگی
#زندگی
#مشاوره
#خانه_های_روشن
❤️🍀 @filsofak
⚠️
با مشکلات زندگی چه جوری کنار میای؟ برام بنویس رفیق. میخوام بخونم!💡
(بخوای نخوای مشکلات بیخِ ریشته!)
.
.
📝 منبرک: (مشکلات زندگی؛ تهدید یا فرصت؟)
.
من به عنوان مشاور این شکایت را از زبان خیلیها، حتی از زبان خودم، میشنوم: «چرا خدا در مشکلاتم کمکی به من نمیکند؟!»
از اینکه از خدا این سوال منطقی را بپرسید نباید بترسید. شکایت و پرسش از خدا ربطی به ایمان قوی ندارد!
اگر شرایط زندگی برایمان سخت میشود، باید بدانیم چرا و اینکه چه باید بکنیم. در غیر اینصورت سردرگم، خسته و ناامید خواهیم شد.
نگاه خدا به مشکلات و سختیها مثل نگاه ما نیست: «جایی که ما استرس میبینیم او فرصت میبیند. چیزی را که ما بحران میبینیم، او رشد و تعالی میبیند.»
هدف خدا در مشکلات، درس دادن به بندگان خود است. این مشکلات برای آموزش دادن و رشد ما هستند.
ما باید در زمانهای سختی، لذت و فرصتها را ببینیم. چون یاد خواهیم گرفت که در سختیها هم لذتی شیرین و فوقالعاده وجود دارد. نباید تا رفتن به بهشت صبر کنیم. میتوانیم یاد بگیریم زندگیمان را سراسر از لذت کنیم، کسی شویم که هم خودمان میخواهیم هم خدا.
.
حالا رفیق! وقتی خدا آزمایشتان میکند، و اتفاقهای بد برایتان میافتد، باید به آن بهعنوان زمانی برای درس گرفتن و اعتماد به خدا نگاه کنیم. و وقتی این سختیها تمام شد، میتوانیم به عقب نگاه کرده و ببینیم که این سختیها برایمان لازم بوده است و الان به لطف خدا فضا چیز دیگری است.
این مشکلات همیشه هست. پس باید راهکار را عوض کنیم تا ببینم در پس این امتحانات چیست. این یعنی باید تشخیص دهیم که این بحرانها چالشی از طرف خداست تا درسهایی ارزشمند برای رشد کردن و قویتر شدن بگیریم.
.
برای اینکه شاد باشیم و احساس خوشبختی کنیم، باید به زندگی بهعنوان یکسری فرصتهای حل مشکل و درس گرفتن نگاه کنیم. متأسفانه ماها قادر به دیدن دست خدا در زندگیهایمان نیستیم. به همین دلیل انتخاب میکنیم که اجازه دهیم تمرکز زندگیمان را روی مشکلاتمان قرار داده و عنان اختیار زندگیمان را دست آن دهیم. مثل تروریستی که تفنگ روی شقیقهمان قرار داده و به ما اجازه کمک گرفتن از کسی نمیدهد.
خدا میخواهد ما را به انسانهای بهتر و قویتری تبدیل کند تا بتوانیم هم خودمان زندگی بهتری داشته باشیم و هم به دیگران در زندگیهایشان کمک کنیم.
#مصطفی_سلیمانی .
.
.
#مشکلات
#مشکلات_زندگی
#زندگی
#مشاوره
#خانه_های_روشن
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅فلسفه ای برای زندگی
دنیا پُر است از سیاست مدارها و روشنفکرهایی که می گویند اگر غمگینیم، تقصیر خود ما نیست. برعکس، ناشادی ما به خاطر کارهایی است که حکومت باید برای ما انجام می داده و انجام نداده است یا کارهایی که نباید در حق ما می کرده ولی کرده است.
در نتیجه، ما شهروندان را تشویق می کنند برای رسیدن به خوشبختی به جای "فلسفه" به "سیاست" متوسل شویم و
ما را تشویق می کنند به نمایندگان در مجلس، نامه بنویسیم یا در خیابان ها دست به "تظاهرات" بزنیم.
مهم تر از همه اینکه تشویق مان می کنند به نماینده ای رای بدهیم که مدعی است می تواند با استفاده ی ماهرانه از ابزارهای قدرت، ما را سعادتمند کند.
صد البته رواقیون ( همچنین عارفانی چون مایستر اکهارت و مولانا) مخالف چنین تفکری هستند.
به عقیده ی رواقیون، حائل میان ما و خوشبختی، دولت یا جامعه ای که در آن زندگی می کنیم نیست. ما خوشبخت نیستیم چون فلسفه زندگی مان مشکل دارد. یا حتی اصلا فلسفه ای برای زندگی مان نداریم.
درست است که دولت و جامعه تا حد زیادی تعیین کننده احوالات و شرایط بیرونی ما هستند ولی رواقیون معتقدند در بهترین حالت، رابطه اندکی بین احوالات بیرونی و میزان خوشبختی ما وجود دارد.
به ویژه، کاملا ممکن است کسی که به جزیره ای پرت و دور افتاده تبعید شده است، از کسی که در ناز و نعمت زندگی می کند، خوشبخت تر باشد.
رواقیون می پذیرفتند که ممکن است دولت در حق شهروندانش بی انصافی کند. اما فکر نمی کنند اینکه کسی خودش را قربانی اجتماع یا هر چیز دیگری از این قبیل بداند، کمکی به حال و روزش بکند.
🔆اگر خودتان را قربانی بدانید، زندگی خوبی نخواهید داشت. اما اگر خودتان را قربانی ندانید، یعنی اگر به خود درونی تان اجازه ندهید که مقهور شرایط و احوالات بیرونی شود، فارغ از اینکه شرایط بیرونی چطور باشد، در هر شرایطی می توانید زندگی خوبی داشته باشید.
خیلی از ما پذیرفته ایم که خوشبختی موهبتی است که کس دیگری، مثلا یک درمانگر یا یک سیاستمدار باید برایمان به ارمغان بیاورد. ما خود مسئول شادکامی و ناکامی خودمان هستیم و تنها در صورتی که مسئولیت خوشبختی خود را بپذیریم، بخت رسیدن به آن را پیدا خواهیم کرد.
ویلیام اروین
❤️🍀 @filsofak
✅فلسفه ای برای زندگی
دنیا پُر است از سیاست مدارها و روشنفکرهایی که می گویند اگر غمگینیم، تقصیر خود ما نیست. برعکس، ناشادی ما به خاطر کارهایی است که حکومت باید برای ما انجام می داده و انجام نداده است یا کارهایی که نباید در حق ما می کرده ولی کرده است.
در نتیجه، ما شهروندان را تشویق می کنند برای رسیدن به خوشبختی به جای "فلسفه" به "سیاست" متوسل شویم و
ما را تشویق می کنند به نمایندگان در مجلس، نامه بنویسیم یا در خیابان ها دست به "تظاهرات" بزنیم.
مهم تر از همه اینکه تشویق مان می کنند به نماینده ای رای بدهیم که مدعی است می تواند با استفاده ی ماهرانه از ابزارهای قدرت، ما را سعادتمند کند.
صد البته رواقیون ( همچنین عارفانی چون مایستر اکهارت و مولانا) مخالف چنین تفکری هستند.
به عقیده ی رواقیون، حائل میان ما و خوشبختی، دولت یا جامعه ای که در آن زندگی می کنیم نیست. ما خوشبخت نیستیم چون فلسفه زندگی مان مشکل دارد. یا حتی اصلا فلسفه ای برای زندگی مان نداریم.
درست است که دولت و جامعه تا حد زیادی تعیین کننده احوالات و شرایط بیرونی ما هستند ولی رواقیون معتقدند در بهترین حالت، رابطه اندکی بین احوالات بیرونی و میزان خوشبختی ما وجود دارد.
به ویژه، کاملا ممکن است کسی که به جزیره ای پرت و دور افتاده تبعید شده است، از کسی که در ناز و نعمت زندگی می کند، خوشبخت تر باشد.
رواقیون می پذیرفتند که ممکن است دولت در حق شهروندانش بی انصافی کند. اما فکر نمی کنند اینکه کسی خودش را قربانی اجتماع یا هر چیز دیگری از این قبیل بداند، کمکی به حال و روزش بکند.
🔆اگر خودتان را قربانی بدانید، زندگی خوبی نخواهید داشت. اما اگر خودتان را قربانی ندانید، یعنی اگر به خود درونی تان اجازه ندهید که مقهور شرایط و احوالات بیرونی شود، فارغ از اینکه شرایط بیرونی چطور باشد، در هر شرایطی می توانید زندگی خوبی داشته باشید.
خیلی از ما پذیرفته ایم که خوشبختی موهبتی است که کس دیگری، مثلا یک درمانگر یا یک سیاستمدار باید برایمان به ارمغان بیاورد. ما خود مسئول شادکامی و ناکامی خودمان هستیم و تنها در صورتی که مسئولیت خوشبختی خود را بپذیریم، بخت رسیدن به آن را پیدا خواهیم کرد.
ویلیام اروین
❤️🍀 @filsofak