Forwarded from انجمن ادبی موژ (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال خانه های روشن:
هر آدمی یک جایی، یک زمانی، یک حرف را بهانه میکند که فرار کند. خودش هم نمیداند به کجا و چه وقت و چطور، اما فقط گویی قرار است برود و این رفتن هم اصلا دستِ خودِ آدم نیست.
#خاما
#یوسف_علیخانی
❤️🍀 @bright_houses
هر آدمی یک جایی، یک زمانی، یک حرف را بهانه میکند که فرار کند. خودش هم نمیداند به کجا و چه وقت و چطور، اما فقط گویی قرار است برود و این رفتن هم اصلا دستِ خودِ آدم نیست.
#خاما
#یوسف_علیخانی
❤️🍀 @bright_houses
📝 کانال فلسفه اخلاق:
گاهی سرنوشت مثل طوفان شنی است که مدام تغییر سمت میدهد.
تو جهتت را تغییر میدهی، اما طوفان دنبالت میکند. تو باز میگردی، اما طوفان با تو میزان میشود. این بازی مدام تکرار می شود، مثل رقص شومی با مرگ پیش از سپیدهدم. چرا؟
چون این طوفان چیزی نیست که دورادور بدمد، چیزی که به تو مربوط نباشد.
این طوفان خود توست!چیزی است در درون تو!
بنابراین تنها کاری که میتوانی بکنی تن در دادن به آن است، یک راست قدم گذاشتن درون طوفان، بستن چشمان و گذاشتن چیزی در گوشها که شن تویش نرود و گام به گام قدم نهادن در آن. در آن نه ماهی هست، نه خورشیدی، نه سمتی، و نه مفهوم زمان... و طوفان که فرونشست، یادت نمیآید چی به سرت آمد و چه طور زنده ماندهای.
در حقیقت حتی مطمئن نخواهی شد که طوفان واقعا به سر رسیده. اما یک چیز مشخص است.
«ازطوفان که درآمدی، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پانهاده بودی».
معنی این طوفان همین است...
#هاروکی_موراکامی
#کافکا_در_کرانه
❤️🍀 @filsofak
گاهی سرنوشت مثل طوفان شنی است که مدام تغییر سمت میدهد.
تو جهتت را تغییر میدهی، اما طوفان دنبالت میکند. تو باز میگردی، اما طوفان با تو میزان میشود. این بازی مدام تکرار می شود، مثل رقص شومی با مرگ پیش از سپیدهدم. چرا؟
چون این طوفان چیزی نیست که دورادور بدمد، چیزی که به تو مربوط نباشد.
این طوفان خود توست!چیزی است در درون تو!
بنابراین تنها کاری که میتوانی بکنی تن در دادن به آن است، یک راست قدم گذاشتن درون طوفان، بستن چشمان و گذاشتن چیزی در گوشها که شن تویش نرود و گام به گام قدم نهادن در آن. در آن نه ماهی هست، نه خورشیدی، نه سمتی، و نه مفهوم زمان... و طوفان که فرونشست، یادت نمیآید چی به سرت آمد و چه طور زنده ماندهای.
در حقیقت حتی مطمئن نخواهی شد که طوفان واقعا به سر رسیده. اما یک چیز مشخص است.
«ازطوفان که درآمدی، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پانهاده بودی».
معنی این طوفان همین است...
#هاروکی_موراکامی
#کافکا_در_کرانه
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✔️سید جلال آشتیانی قلندر بود🔻🌳
🖋استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی
حال من بد نیست در تنهاییام
با خودم در خلوتام، تنها نیام
📍من اگر بخواهم درباره مرحوم آقا سید جلال آشتیانی، فیلسوف بزرگ عصر ما و دوست دیرینه بنده و بسیاری از حضاری که اینجا تشریف دارند، صحبت کنم باید همین بیتی را که برایتان خواندم تفسیر کنم. آقای آشتیانی جمع متناقضات بود. خیلی تنها بود. تنها زندگی کرد و تنها از دنیا رفت. ازدواج هم نکرد. با این حال اجتماعیترین مرد هم بود. آن وقت که ما در قم طلبه بودیم و ایشان هم در قم بود، یعنی در زمان ریاست حضرت آیتالله بروجردی اعلیالله مقامه، کمتر کسی میتوانست خدمت آقای بروجردی برود. ما طلبهها هم که اصلاً راه به آنجا نداشتیم. تنها طلبهای که هر وقت میخواست پیش آقای بروجردی میرفت آقای آشتیانی بود. او با آقای بروجردی رفیق بود. حالا آقای بروجردی یک مرجع اعلا و پیرمرد، و آقای آشتیانی یک طلبه جوان! او در عین حال که با آیتالله بروجردی رفیق بود، با بالخیر، آفتابهدار مدرسه فیضیه، هم رفیق بود.
📍ایشان فقه میدانست، اصول را خوب میدانست، ادبیات را خوب میشناخت و یکی از خوشخطترین آدمهای روزگار ما بود؛ ولی با این همه عاشق فلسفه بود. با فلسفه عنوان داشت. کسی او را بهعنوان فقیه قبول نداشت. وقتی که دانشکده الهیات مشهد تأسیس شد از ایشان بهعنوان خبرگان بیمدرک برای تدریس دعوت کردند و ایشان استاد شد. من چندین سال هم در مشهد با ایشان در گروه فلسفه همکار بودم.
📍آشتیانی مردی بود که محضرش بسیار شیرین بود. کسی نبود که یکدفعه با او صحبت کند و مجذوبش نشود. اما در عین حال تنهاترین مرد بود و این خصلت فلسفه است. او فیلسوف بود و در عصر ما خیلی کار کرد. کارهایی که آقای آشتیانی کرد، کمتر کسی کرده است. هیچکس روی فلسفه اسلامی کار حسابی نکرده بود؛ مگر افراد نادری چون ملاصدرا، میرداماد، و جلوه. در عصر ما انصافاً آقای آشتیانی درباره فلسفه اسلامی خیلی کار کرد. باک هم نداشت. قلندر بود. به این حرفها اصلاً کاری نداشت.
📍مرحوم آشتیانی قلندر بود. امروزه شما قلندری را در دراویش و خانقاهها میبینید که البته هیچ کدامشان هم قلندر نیستند و فقط اظهار قلندری میکنند. قلندری ترک تعلق است؛ ترک تعلق از امور دنیوی و بیش از همه نجاتیافتن از اسارت فکری. مرحوم آشتیانی مردی بود که اسارت فکری نداشت. قلندر بود. آزاد بود. خودش میاندیشید. البته نمیتوانم بگویم که دنیای جدید فلسفه را خیلی میشناخت. با فلاسفه جدید غرب آشنایی نداشت. ولی در فلسفه اسلامی خیلی کار کرد و کارهایش مورد استفاده همه است. البته خودش کم نوشت؛ به جز یک کتاب اصلی که تألیف و فکر خودش است، اکثر کتابهایش تصحیح بود. او کتابهایی را که مرده بود و هیچکس از آنها خبر نداشت زنده کرد و چاپ کرد. حالا ممکن است بگویید که همه میتوانند تصحیح کتاب بکنند. البته الآن کسانی هستند که تصحیح میکنند و از کتابی که تصحیح میکنند چیزی هم نمیفهمند، اما مرحوم آشتیانی کتابی را که تصحیح میکرد خوب میفهمید، حتی بهتر از نویسندهاش.
📍مرحوم آشتیانی هم خلوت داشت و هم جلوت. هم بهمعنای واقعی کلمه خوشسخن و خوشمحضر و اجتماعی بود و هم تنها بود. یکی از خصلتهای انسان این است که تنهاترین موجود عالم است و در عین حال اجتماعیترین موجود. هیچ موجودی به غیر از انسان، اجتماعی نیست.
❤️🍀 @filsofak
✔️سید جلال آشتیانی قلندر بود🔻🌳
🖋استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی
حال من بد نیست در تنهاییام
با خودم در خلوتام، تنها نیام
📍من اگر بخواهم درباره مرحوم آقا سید جلال آشتیانی، فیلسوف بزرگ عصر ما و دوست دیرینه بنده و بسیاری از حضاری که اینجا تشریف دارند، صحبت کنم باید همین بیتی را که برایتان خواندم تفسیر کنم. آقای آشتیانی جمع متناقضات بود. خیلی تنها بود. تنها زندگی کرد و تنها از دنیا رفت. ازدواج هم نکرد. با این حال اجتماعیترین مرد هم بود. آن وقت که ما در قم طلبه بودیم و ایشان هم در قم بود، یعنی در زمان ریاست حضرت آیتالله بروجردی اعلیالله مقامه، کمتر کسی میتوانست خدمت آقای بروجردی برود. ما طلبهها هم که اصلاً راه به آنجا نداشتیم. تنها طلبهای که هر وقت میخواست پیش آقای بروجردی میرفت آقای آشتیانی بود. او با آقای بروجردی رفیق بود. حالا آقای بروجردی یک مرجع اعلا و پیرمرد، و آقای آشتیانی یک طلبه جوان! او در عین حال که با آیتالله بروجردی رفیق بود، با بالخیر، آفتابهدار مدرسه فیضیه، هم رفیق بود.
📍ایشان فقه میدانست، اصول را خوب میدانست، ادبیات را خوب میشناخت و یکی از خوشخطترین آدمهای روزگار ما بود؛ ولی با این همه عاشق فلسفه بود. با فلسفه عنوان داشت. کسی او را بهعنوان فقیه قبول نداشت. وقتی که دانشکده الهیات مشهد تأسیس شد از ایشان بهعنوان خبرگان بیمدرک برای تدریس دعوت کردند و ایشان استاد شد. من چندین سال هم در مشهد با ایشان در گروه فلسفه همکار بودم.
📍آشتیانی مردی بود که محضرش بسیار شیرین بود. کسی نبود که یکدفعه با او صحبت کند و مجذوبش نشود. اما در عین حال تنهاترین مرد بود و این خصلت فلسفه است. او فیلسوف بود و در عصر ما خیلی کار کرد. کارهایی که آقای آشتیانی کرد، کمتر کسی کرده است. هیچکس روی فلسفه اسلامی کار حسابی نکرده بود؛ مگر افراد نادری چون ملاصدرا، میرداماد، و جلوه. در عصر ما انصافاً آقای آشتیانی درباره فلسفه اسلامی خیلی کار کرد. باک هم نداشت. قلندر بود. به این حرفها اصلاً کاری نداشت.
📍مرحوم آشتیانی قلندر بود. امروزه شما قلندری را در دراویش و خانقاهها میبینید که البته هیچ کدامشان هم قلندر نیستند و فقط اظهار قلندری میکنند. قلندری ترک تعلق است؛ ترک تعلق از امور دنیوی و بیش از همه نجاتیافتن از اسارت فکری. مرحوم آشتیانی مردی بود که اسارت فکری نداشت. قلندر بود. آزاد بود. خودش میاندیشید. البته نمیتوانم بگویم که دنیای جدید فلسفه را خیلی میشناخت. با فلاسفه جدید غرب آشنایی نداشت. ولی در فلسفه اسلامی خیلی کار کرد و کارهایش مورد استفاده همه است. البته خودش کم نوشت؛ به جز یک کتاب اصلی که تألیف و فکر خودش است، اکثر کتابهایش تصحیح بود. او کتابهایی را که مرده بود و هیچکس از آنها خبر نداشت زنده کرد و چاپ کرد. حالا ممکن است بگویید که همه میتوانند تصحیح کتاب بکنند. البته الآن کسانی هستند که تصحیح میکنند و از کتابی که تصحیح میکنند چیزی هم نمیفهمند، اما مرحوم آشتیانی کتابی را که تصحیح میکرد خوب میفهمید، حتی بهتر از نویسندهاش.
📍مرحوم آشتیانی هم خلوت داشت و هم جلوت. هم بهمعنای واقعی کلمه خوشسخن و خوشمحضر و اجتماعی بود و هم تنها بود. یکی از خصلتهای انسان این است که تنهاترین موجود عالم است و در عین حال اجتماعیترین موجود. هیچ موجودی به غیر از انسان، اجتماعی نیست.
❤️🍀 @filsofak
در این زمانه، همینکه با مردم همرنگ نشوی و در برابر سنتها سر خم نکنی، خود خدمتی است به جامعه!
جان استوارت میل
🍀❤️ @filsofak
جان استوارت میل
🍀❤️ @filsofak
چشمهایش همه آن چیزی را که صدایش نمیتوانست، به من گفت. ما هزاران کلمه با هم حرف زدیم؛ بیآنکه واژهای گفته باشیم.
📚 #صدای_آرچر
✍🏻 #میا_شریدن
پسرم محمد طاها سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
📚 #صدای_آرچر
✍🏻 #میا_شریدن
پسرم محمد طاها سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
❤1
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ازدواج موفق=ازدواج اخلاقی
#مصطفی_سلیمانی
یک. هنگامی جامعه ای سالم و متعادل خواهیم داشت که افراد آن جامعه، از سلامت روان برخوردار و در عرصه های اجتماعی فعال باشند. انکار کردن نابسامانی های روانی افراد جامعه درست نیست. برای اصلاح، نخست باید درد و بیماری را شناخت. در این صورت، درمان سهل تر خواهد شد.
در گذشته های دور، اندیشمندان و ادیبان، کتاب های پند و اندرز می نوشتند تا به مردم آگاهی های لازم را برای رسیدن به تعادل اخلاقی و روانی ارائه دهند. اما امروزه این پندنامه های ارزشمند به تنهایی کافی نیستند.
زندگی در عصر ما، آگاهی ها و مهارت های ظریف تری را می طلبد که با مطالعه و تجربه به دست می آیند. دسترسی به اطلاعات درست و کسب مهارت های لازم برای زندگی، در پیشگیری از آسیب های روانی سهم عمده ای دارد. هرچند علاوه بر اطلاعات درست، یافتن راهکارهای صحیح نیز ضروری است.
دو. ازدواج به عنوان مهم ترین و عالی ترین رسم اجتماعی، برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال، همواره مورد تأیید بوده است، ازدواج رابطه ای انسانی، پیچیده، ظریف و پویا می باشد که از ویژگی های خاصی برخوردار است، هم چنین، توجه به کانون خانواده، محیط سالم و سازنده، روابط و تعاملات میان فردی گرم و صمیمی که می توانند موجب رشد و پیشرفت افراد گردند، ازجمله اهداف و نیازهای اجتماعی، فردی و جسمانی است.
هر که را می بینیم مشتاق عشق است و مسلم ترین مکان برای جست و جوی آن زندگی زناشویی است، اکثریت مردم داشتن زندگی زناشویی سعادتمند را مهم ترین هدف زندگی خود عنوان می کنند و این یک واقعیت است که ازدواج همان طور که می تواند سبب ساز خوشبختی باشد اگر موفق و صحیح نباشد اسباب شکست و ناکامی خواهد بود.
سه. مرد و زن باید از نظر عقلی و ذهنی به چنان رشدی برسند که بتوانند به راحتی از والدین خود جدا شوند. به خودکفایی دوران بزرگسالی برسند. جایگاهی رضایت بخش در بازار کار بیابند. صمیمیت عاطفی را رد یک رابطۀ مبتنی بر تعهد تجربه کنند. توانایی حفظ آن را در مواجهه با فشارهای قدرتمند بدنی، روانی و محیطی دارا باشند؛ با افراد، در سنین مختلف روابط دوستانه برقرار کنند؛ قدرت پذیرش نقش همسر و به تبع آن پدر یا مادر بودن را از ابعاد مختلف روان شناختی و زیستی دارا باشند.
چهار. برای ازدواج باید به دنبال فردی با خصوصیات اخلاقی خوب بود. خصوصیات اخلاقی در واقع نشان دهنده نهاد، سرشت و ارزش هایی است که هر فرد با آن ها زندگی می کند.
خصوصیات اخلاقی یک نفر تعیین کننده رفتاری است که با خودش و با شما دارد و روزی با فرزندانش خواهد داشت. به همین دلیل خصوصیات اخلاقی خوب، اساس و پایه یک ازدواج موفق است. ممکن است فردی شخصیت خوبی داشته باشد ولی خصوصیات اخلاقی پسندیده ای نداشته باشد، در حقیقت شخصیت حالتی است که فرد در دنیای بیرون از خود و درمحیط بیرون از خانه به خود می گیرد.
شما هم حتماً مواجه شده اید که برخی واقعاً شوخ طبع و بذله گو هستند ولی در خانه و خانواده شان افراد خوش برخوردی نیستند. ممکن است فردی در نظر اول کاملاً جذاب و گیرا باشد ولی بعدا متوجه شویم که کلاهبردار بوده است.
در حقیقت بسیاری از انسان ها با نشان دادن شخصیتی تأثیرگذار از خود می کوشند بر روی نقصان های اخلاقی شان سپوش بگذارند. خصوصیات اخلاقی اساس و پایه درون هر انسانی است و ممکن است مانند شخصیت او آشکار نباشد، ولی در واقع بازتاب واقعی تری از ذات انسان است.
شخصیت مانند تزیین روی کیک، و خصوصیات اخلاقی مانند مواد اولیه آن کیک هستند. معمولاً قضاوت انسان ها بر اساس شخصیت افراد صورت می گیرد نه خصوصیات اخلاقی آن ها. اینجاست که قضاوت درستی صورت نمی گیرد.
🍀❤️ @filsofak
ازدواج موفق=ازدواج اخلاقی
#مصطفی_سلیمانی
یک. هنگامی جامعه ای سالم و متعادل خواهیم داشت که افراد آن جامعه، از سلامت روان برخوردار و در عرصه های اجتماعی فعال باشند. انکار کردن نابسامانی های روانی افراد جامعه درست نیست. برای اصلاح، نخست باید درد و بیماری را شناخت. در این صورت، درمان سهل تر خواهد شد.
در گذشته های دور، اندیشمندان و ادیبان، کتاب های پند و اندرز می نوشتند تا به مردم آگاهی های لازم را برای رسیدن به تعادل اخلاقی و روانی ارائه دهند. اما امروزه این پندنامه های ارزشمند به تنهایی کافی نیستند.
زندگی در عصر ما، آگاهی ها و مهارت های ظریف تری را می طلبد که با مطالعه و تجربه به دست می آیند. دسترسی به اطلاعات درست و کسب مهارت های لازم برای زندگی، در پیشگیری از آسیب های روانی سهم عمده ای دارد. هرچند علاوه بر اطلاعات درست، یافتن راهکارهای صحیح نیز ضروری است.
دو. ازدواج به عنوان مهم ترین و عالی ترین رسم اجتماعی، برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال، همواره مورد تأیید بوده است، ازدواج رابطه ای انسانی، پیچیده، ظریف و پویا می باشد که از ویژگی های خاصی برخوردار است، هم چنین، توجه به کانون خانواده، محیط سالم و سازنده، روابط و تعاملات میان فردی گرم و صمیمی که می توانند موجب رشد و پیشرفت افراد گردند، ازجمله اهداف و نیازهای اجتماعی، فردی و جسمانی است.
هر که را می بینیم مشتاق عشق است و مسلم ترین مکان برای جست و جوی آن زندگی زناشویی است، اکثریت مردم داشتن زندگی زناشویی سعادتمند را مهم ترین هدف زندگی خود عنوان می کنند و این یک واقعیت است که ازدواج همان طور که می تواند سبب ساز خوشبختی باشد اگر موفق و صحیح نباشد اسباب شکست و ناکامی خواهد بود.
سه. مرد و زن باید از نظر عقلی و ذهنی به چنان رشدی برسند که بتوانند به راحتی از والدین خود جدا شوند. به خودکفایی دوران بزرگسالی برسند. جایگاهی رضایت بخش در بازار کار بیابند. صمیمیت عاطفی را رد یک رابطۀ مبتنی بر تعهد تجربه کنند. توانایی حفظ آن را در مواجهه با فشارهای قدرتمند بدنی، روانی و محیطی دارا باشند؛ با افراد، در سنین مختلف روابط دوستانه برقرار کنند؛ قدرت پذیرش نقش همسر و به تبع آن پدر یا مادر بودن را از ابعاد مختلف روان شناختی و زیستی دارا باشند.
چهار. برای ازدواج باید به دنبال فردی با خصوصیات اخلاقی خوب بود. خصوصیات اخلاقی در واقع نشان دهنده نهاد، سرشت و ارزش هایی است که هر فرد با آن ها زندگی می کند.
خصوصیات اخلاقی یک نفر تعیین کننده رفتاری است که با خودش و با شما دارد و روزی با فرزندانش خواهد داشت. به همین دلیل خصوصیات اخلاقی خوب، اساس و پایه یک ازدواج موفق است. ممکن است فردی شخصیت خوبی داشته باشد ولی خصوصیات اخلاقی پسندیده ای نداشته باشد، در حقیقت شخصیت حالتی است که فرد در دنیای بیرون از خود و درمحیط بیرون از خانه به خود می گیرد.
شما هم حتماً مواجه شده اید که برخی واقعاً شوخ طبع و بذله گو هستند ولی در خانه و خانواده شان افراد خوش برخوردی نیستند. ممکن است فردی در نظر اول کاملاً جذاب و گیرا باشد ولی بعدا متوجه شویم که کلاهبردار بوده است.
در حقیقت بسیاری از انسان ها با نشان دادن شخصیتی تأثیرگذار از خود می کوشند بر روی نقصان های اخلاقی شان سپوش بگذارند. خصوصیات اخلاقی اساس و پایه درون هر انسانی است و ممکن است مانند شخصیت او آشکار نباشد، ولی در واقع بازتاب واقعی تری از ذات انسان است.
شخصیت مانند تزیین روی کیک، و خصوصیات اخلاقی مانند مواد اولیه آن کیک هستند. معمولاً قضاوت انسان ها بر اساس شخصیت افراد صورت می گیرد نه خصوصیات اخلاقی آن ها. اینجاست که قضاوت درستی صورت نمی گیرد.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر جای خدا بودم...
#مصطفی_سلیمانی
.
...دکمۀ دلیت را می زدم و دلشوره را از صفحۀ روزگار حذف می کردم. کاری می کردم که صدایِ دارمب درومب گوشِ فلک را کر کند و همۀ عاشقان به همدیگر برسند. راحت تر از آنی که به فکرشان خطور کند. اصلاً کاری می کردم دو نفری که یواشکی همدیگر را دوست دارند، بی معطلی به هم برسند. بعدش روی تخت پادشاهی ام با چشمانی باز از آن بالا نگاه می کردم. می دیدم که چطور انرژی بینشان ردّ و بدل می شود. کیف می کردم. می دیدم بغل کردنشان را. ماچ کردنشان را. شعر خواندنشان را. رقصیدنشان را و در یک جمله با هم بودنشان را.
راستش حالا که خدایم و همۀ عشاق را به هم رسانده ام، حوصله ام سر رفته است. کم آورده ام. دارم می بینم که دیگر زندگی براشان عادی شده است. لیلی و مجنون دیگر مرا نمی پرستند و درد و دل نمی کنند. نیمه شب مرا از خواب بیدار نمی کنند تا پایِ حرفشان خوابم ببرد.
فکرش را بکن. همین لیلی و مجنون همدیگر را در مکتبخانه دیده باشند. یک دل نه و صد دل عاشقِ هم شده باشند. خواستگاریِ خانوادۀ پسر راه به جایی نبرده باشد. حالا بعد از یک جنگِ قبیله ای، به هم رسیده اند و بعدترها پیر شده اند. مجنون حوصلۀ غرغر کردنِ لیلی را ندارد. قرصش را نخورده و سرش درد می کند. لیلی هم سرگرم کار خودش است و بافتنی می بافد. دیگر حرارتی بینشان نیست. اضطراب و دلهره، مفهومی ندارد. زندگی نه برای خودشان جذّاب است و نه برای دیگران.
حالا شاعرها و داستان نویس ها سوژه ای برای نوشتن ندارند. دیگر از بیژن و منیژۀ فردوسی؛ زهره و منوچهرِ ایرج میرزا و فرهاد و شیرینِ بافقی خبری نیست. دیگر شهرۀ آفاق نیستند. از محدودۀ مکانی و زمانی شان نگذشته اند. عشقشان شهرتِ بین المللی ندارد.
دیگر «لبخند ژکوندِ داوینچی»، رازی ندارد. از دویست نامۀ پنهانیِ «ویکتورهوگو» به «آدل فوشر» چیزی نمانده. ناپلئون و دزیره ای نیست و این همه شعر و کتاب... انگار هیچ وقت نبوده اند: نه عشقی آمده و نه عشقی رفته!
چقدر بد است که جذابیتی نباشد. مثلِ اینکه زمین فلت شده باشد. نه قله ای، نه درّه ای، نه غروبی، نه خورشیدی، نه دریایی... انگار که دنیا یک نقطۀ نامشخص باشد.
غروبِ آفتاب دیگر کسی را به خودش خیره و مبهوت نمی کند و کسی سرگردانِ کسی نیست. کسی منتظرِ طلوعِ آفتاب نیست. اصلاً انتظار بی معناست. انتظاری که از مرگ شیرین تر است. دیگر سیگارِ به لب مانده و چایِ بی قند و شکر خوردن، نسلش منقرض می شود.
می خواهم از خدایی استعفا دهم قبل از آنکه صدایِ لیلی و مجنون هایی دربیاید که در تاریخ جنگ کردند و زحمت کشیدند ولی به هم نرسیدند...
🍀❤️ @filsofak
اگر جای خدا بودم...
#مصطفی_سلیمانی
.
...دکمۀ دلیت را می زدم و دلشوره را از صفحۀ روزگار حذف می کردم. کاری می کردم که صدایِ دارمب درومب گوشِ فلک را کر کند و همۀ عاشقان به همدیگر برسند. راحت تر از آنی که به فکرشان خطور کند. اصلاً کاری می کردم دو نفری که یواشکی همدیگر را دوست دارند، بی معطلی به هم برسند. بعدش روی تخت پادشاهی ام با چشمانی باز از آن بالا نگاه می کردم. می دیدم که چطور انرژی بینشان ردّ و بدل می شود. کیف می کردم. می دیدم بغل کردنشان را. ماچ کردنشان را. شعر خواندنشان را. رقصیدنشان را و در یک جمله با هم بودنشان را.
راستش حالا که خدایم و همۀ عشاق را به هم رسانده ام، حوصله ام سر رفته است. کم آورده ام. دارم می بینم که دیگر زندگی براشان عادی شده است. لیلی و مجنون دیگر مرا نمی پرستند و درد و دل نمی کنند. نیمه شب مرا از خواب بیدار نمی کنند تا پایِ حرفشان خوابم ببرد.
فکرش را بکن. همین لیلی و مجنون همدیگر را در مکتبخانه دیده باشند. یک دل نه و صد دل عاشقِ هم شده باشند. خواستگاریِ خانوادۀ پسر راه به جایی نبرده باشد. حالا بعد از یک جنگِ قبیله ای، به هم رسیده اند و بعدترها پیر شده اند. مجنون حوصلۀ غرغر کردنِ لیلی را ندارد. قرصش را نخورده و سرش درد می کند. لیلی هم سرگرم کار خودش است و بافتنی می بافد. دیگر حرارتی بینشان نیست. اضطراب و دلهره، مفهومی ندارد. زندگی نه برای خودشان جذّاب است و نه برای دیگران.
حالا شاعرها و داستان نویس ها سوژه ای برای نوشتن ندارند. دیگر از بیژن و منیژۀ فردوسی؛ زهره و منوچهرِ ایرج میرزا و فرهاد و شیرینِ بافقی خبری نیست. دیگر شهرۀ آفاق نیستند. از محدودۀ مکانی و زمانی شان نگذشته اند. عشقشان شهرتِ بین المللی ندارد.
دیگر «لبخند ژکوندِ داوینچی»، رازی ندارد. از دویست نامۀ پنهانیِ «ویکتورهوگو» به «آدل فوشر» چیزی نمانده. ناپلئون و دزیره ای نیست و این همه شعر و کتاب... انگار هیچ وقت نبوده اند: نه عشقی آمده و نه عشقی رفته!
چقدر بد است که جذابیتی نباشد. مثلِ اینکه زمین فلت شده باشد. نه قله ای، نه درّه ای، نه غروبی، نه خورشیدی، نه دریایی... انگار که دنیا یک نقطۀ نامشخص باشد.
غروبِ آفتاب دیگر کسی را به خودش خیره و مبهوت نمی کند و کسی سرگردانِ کسی نیست. کسی منتظرِ طلوعِ آفتاب نیست. اصلاً انتظار بی معناست. انتظاری که از مرگ شیرین تر است. دیگر سیگارِ به لب مانده و چایِ بی قند و شکر خوردن، نسلش منقرض می شود.
می خواهم از خدایی استعفا دهم قبل از آنکه صدایِ لیلی و مجنون هایی دربیاید که در تاریخ جنگ کردند و زحمت کشیدند ولی به هم نرسیدند...
🍀❤️ @filsofak
Besinnlichkeit
Arnd Stein.@delshodeegan
👆👆موسیقی از آرند اشتاین
این موسیقی بر پایه جدیدترین دستاورد های علم روانشناسی و دانش صوت، تحت لیسانس انستیتو VTM اشتاین آلمان زیر نظر تیمی از بهترین روانشناسان خلق شده است.
🍀❤️ @filsofak
این موسیقی بر پایه جدیدترین دستاورد های علم روانشناسی و دانش صوت، تحت لیسانس انستیتو VTM اشتاین آلمان زیر نظر تیمی از بهترین روانشناسان خلق شده است.
🍀❤️ @filsofak
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی، اما حال که به آن دعوت شدی تا میتوانی و در هر شرایطی زیبا برقص 💃
#چارلی_چاپلین
❤️🍀 @filsofak
#چارلی_چاپلین
❤️🍀 @filsofak
The difference between freedom & slavery is one thin line.
اختلاف بین آزادی و بردگی یک خط باریک است.
❤️🍀 @filsofak
اختلاف بین آزادی و بردگی یک خط باریک است.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سخن عاشقانه گفتن، دلیل عشق نیست،
عاشق کم است، سخن عاشقانه فراوان.
عشق عادت نیست،
عادت همهچیز را ویران میکند،
از جمله عظمت دوست داشتن را.
از شباهت به تکرار میرسیم، از تکرار به عادت، از عادت به بیهودگی، از بیهودگی به خستگی و نفرت.
📘 #یک_عاشقانه_آرام
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
❤️🍀 @filsofak
سخن عاشقانه گفتن، دلیل عشق نیست،
عاشق کم است، سخن عاشقانه فراوان.
عشق عادت نیست،
عادت همهچیز را ویران میکند،
از جمله عظمت دوست داشتن را.
از شباهت به تکرار میرسیم، از تکرار به عادت، از عادت به بیهودگی، از بیهودگی به خستگی و نفرت.
📘 #یک_عاشقانه_آرام
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
#معرفی_فیلم #خرچنگ The lobster ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
- انتخاب کردی می خوای تبدیل به چه حیوونی بشی؟
- خرچنگ
- چرا خرچنگ؟
- خرچنگ بیش تر از صد سال زنده می مونه...مثل اشراف زاده ها خونش آبیه...در تمام طول عمرش با جفتش می مونه...به جز این دریارو هم خیلی دوست دارم.
- خرچنگ انتخاب خوبیه...بیشتر مردم سگ رو انتخاب می کنن. به خاطر همینه که دنیا پر از سگ شده.
The Lobster 2015
❤️🍀 @filsofak
- انتخاب کردی می خوای تبدیل به چه حیوونی بشی؟
- خرچنگ
- چرا خرچنگ؟
- خرچنگ بیش تر از صد سال زنده می مونه...مثل اشراف زاده ها خونش آبیه...در تمام طول عمرش با جفتش می مونه...به جز این دریارو هم خیلی دوست دارم.
- خرچنگ انتخاب خوبیه...بیشتر مردم سگ رو انتخاب می کنن. به خاطر همینه که دنیا پر از سگ شده.
The Lobster 2015
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✍️در دنیای "قضاوتها" تنها به این نکته توجه میشود که دیگران بر اساس نظر ما چگونهاند؟
فردی در ترافیک جلوی ما بپیچد «احمق»
ما که جلوی دیگران میپیچیم «زرنگ»
کسی جواب تلفن ما را ندهد «بیمعرفت»
ما که جواب ندهیم «گرفتار»
فرد بلندتر از ما «دراز»
کوتاهتر از ما «کوتوله»
همسری که زیاد محبت بخواهد «وابسته»
ما بیشتر بخواهیم، طرف مقابل میشود «بی احساس»
فردی لیوان آب ما را واژگون کرد «کور»
پای ما به لیوان دیگری خورد «شعور» نداردلیوان را سر راه قرار داده است؛ و...
دنیای قضاوتها یعنی تحلیل رفتار و گفتار دیگران
بر اساس نیازها و ارزشهای خودمان.
📕 #ارتباط_بدون_خشونت
✍🏻 #مارشال_روزنبرگ
❤️🍀 @filsofak
✍️در دنیای "قضاوتها" تنها به این نکته توجه میشود که دیگران بر اساس نظر ما چگونهاند؟
فردی در ترافیک جلوی ما بپیچد «احمق»
ما که جلوی دیگران میپیچیم «زرنگ»
کسی جواب تلفن ما را ندهد «بیمعرفت»
ما که جواب ندهیم «گرفتار»
فرد بلندتر از ما «دراز»
کوتاهتر از ما «کوتوله»
همسری که زیاد محبت بخواهد «وابسته»
ما بیشتر بخواهیم، طرف مقابل میشود «بی احساس»
فردی لیوان آب ما را واژگون کرد «کور»
پای ما به لیوان دیگری خورد «شعور» نداردلیوان را سر راه قرار داده است؛ و...
دنیای قضاوتها یعنی تحلیل رفتار و گفتار دیگران
بر اساس نیازها و ارزشهای خودمان.
📕 #ارتباط_بدون_خشونت
✍🏻 #مارشال_روزنبرگ
❤️🍀 @filsofak
#معرفی_کتاب
زمان هیچ گاه دردی را درمان نکرده است، این ما هستیم که به مرور به دردها عادت پیدا می کنیم.
📚 #پاییز_پدر_سالار
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
❤️🍀 @filsofak
زمان هیچ گاه دردی را درمان نکرده است، این ما هستیم که به مرور به دردها عادت پیدا می کنیم.
📚 #پاییز_پدر_سالار
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from همنشید (مصطفی سلیمانی)
هیچوقت نمیتوانی چیزی را که قرار است از دست بدهی، نگه داری. تو فقط قادر هستی چیزی را که داری، قبل از آن که از دستت برود، عاشقانه دوست داشته باشی...
#کیت_دی_کامیل
❤️🍀 @lovediverse
#کیت_دی_کامیل
❤️🍀 @lovediverse
فلسفه اخلاق
#معرفی_کتاب انتشارات افراز ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
چهارده سالم بود که داداشم ازدواج کرد خانومش با بقیه فرق می کرد. همش مجله های سینمایی می خوند و فیلم می دید.
فیلمایی که برادرش از تهران گیر می آورد و واسش می فرستاد. با تماشای اون فیلما دنیای منم عوض شد. آرزو عاشق اینگرید برگمن بود. آرشیو همه ی فیلماشو داشت. پوستراشو زده بود به دیوار. مامانم و صنم از کاراش حرص می خوردن.
ولی داداشم می گفت مهم اینه که قورمه سبزی خوب جا بیفته و بوش تو خونه بپیچه که اینم به راهه. بقیه ش دیگه با یه بچه حل می شه. بذارین یه شکم بزاد. همین طورم شد. یه روز همه ی اون پوسترا و فیلما رو به من داد و گفت من جرات و جربزه شو نداشتم ولی تو واسه رسیدن به رویاهات کوتاه نیا...!
📚 #اینگرید_برگمن_با_بوی_قورمه_سبزی
✍🏻 #هاله_مشتاقی_نیا
انتشارات افراز
❤️🍀 @filsofak
چهارده سالم بود که داداشم ازدواج کرد خانومش با بقیه فرق می کرد. همش مجله های سینمایی می خوند و فیلم می دید.
فیلمایی که برادرش از تهران گیر می آورد و واسش می فرستاد. با تماشای اون فیلما دنیای منم عوض شد. آرزو عاشق اینگرید برگمن بود. آرشیو همه ی فیلماشو داشت. پوستراشو زده بود به دیوار. مامانم و صنم از کاراش حرص می خوردن.
ولی داداشم می گفت مهم اینه که قورمه سبزی خوب جا بیفته و بوش تو خونه بپیچه که اینم به راهه. بقیه ش دیگه با یه بچه حل می شه. بذارین یه شکم بزاد. همین طورم شد. یه روز همه ی اون پوسترا و فیلما رو به من داد و گفت من جرات و جربزه شو نداشتم ولی تو واسه رسیدن به رویاهات کوتاه نیا...!
📚 #اینگرید_برگمن_با_بوی_قورمه_سبزی
✍🏻 #هاله_مشتاقی_نیا
انتشارات افراز
❤️🍀 @filsofak