ترجمه: شجاعتش را داشته باشید که آن چیزی را که میخواهید، بگویید، نه آن چیزی را مردم دوست دارند بشنوند.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
به شیوه ی نیاکانم عاشق می شوم
انگار دوران مدرن اندیشه هایش را برای عقل من نفرستاده است
به شیوه نیاکانم مالیخولیا گرفته ام
یاد نگرفتم
در بستر تو آرام بگیرم
پاهایم را برهنه روبرویت بگذارم
سیگاری دود کنم
جرعه ای بنوشم
از فلسفه های کانت و مارکس بگویم
از اندیشه های سارتر سخنی بگویم
برای خوابیدن با تو از دوبوار مثالی بزنم
و شعرهای الیوت را بگذارم کنار بودلر و بگویم خودم سروده ام
تنها به شیوه نیاکانم
پشت پرده ای می نشینم
حجله ای زیبا مهیا می کنم
تا تو بعد ازنبردی خونین بیایی
خودت پیراهنم را بگشایی
بیشتر ازاین شرم دارم برایت بنویسم
تو خودت به شیوه های فلسفه ی امروز معنایش کن
عاشقی من همین است 💛
#فاطمه_ناعوت
#شعر_عرب
❤️🍀 @filsofak
به شیوه ی نیاکانم عاشق می شوم
انگار دوران مدرن اندیشه هایش را برای عقل من نفرستاده است
به شیوه نیاکانم مالیخولیا گرفته ام
یاد نگرفتم
در بستر تو آرام بگیرم
پاهایم را برهنه روبرویت بگذارم
سیگاری دود کنم
جرعه ای بنوشم
از فلسفه های کانت و مارکس بگویم
از اندیشه های سارتر سخنی بگویم
برای خوابیدن با تو از دوبوار مثالی بزنم
و شعرهای الیوت را بگذارم کنار بودلر و بگویم خودم سروده ام
تنها به شیوه نیاکانم
پشت پرده ای می نشینم
حجله ای زیبا مهیا می کنم
تا تو بعد ازنبردی خونین بیایی
خودت پیراهنم را بگشایی
بیشتر ازاین شرم دارم برایت بنویسم
تو خودت به شیوه های فلسفه ی امروز معنایش کن
عاشقی من همین است 💛
#فاطمه_ناعوت
#شعر_عرب
❤️🍀 @filsofak
گاهي بايد به دور خود
يک ديوار تنهايي کشيد
نه براي اينکه
ديگران را از خودت دور کني
بلکه ببيني چه کسي
براي ديدنت
ديوار را خراب مي کند
#ژان_پل_سارتر
❤️🍀 @filsofak
يک ديوار تنهايي کشيد
نه براي اينکه
ديگران را از خودت دور کني
بلکه ببيني چه کسي
براي ديدنت
ديوار را خراب مي کند
#ژان_پل_سارتر
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اغلب انسان ها وانمود می کنند که خوشبخت هستند. برای اینکه اگر اینطور نباشد به قول انگلیسی ها پس «شکست خورده» است. پس انسان ها یاد می گیرند که باید ماسک خوشبختی را بر چهره بزنند تا اعتبار خود را درین بازار از دست ندهند. اگر خوشبخت نشان ندهند خودشان را دیگر به چشم آدم «نرمال» بهشان نگاه نمی شود. به چشم یک آدم کاردرست. اما کافیست که فقط نگاهی به درون این انسان بیندازیم. آنوقت به سادگی متوجه می شویم پشت این ماسک چه ناآرامی، اضطراب، خشم، افسردگی، بی خوابی، حس بدبختی ها نهفته است. آنچه فرانسویان «دی مالز» می نامیدند. بیش از صد سال پیش موضوع «دمالز» مطرح شده است. همانچه که فروید از آن به عنوان «ضایعهی فرهنگ» یاد کرده است. اما این ضایعهی فرهنگ نیست بلکه بحرانی است در مناسبات و ارزشهای زندگیی شهروندی. آنچه انسانها را درین اجتماع بدل به حیوان کاری کرده است و مهمترین دارایی های آدمی را یعنی عشق ورزیدن به همنوع و میل به بودن کنار دیگری و توان اندیشیدن از او گرفته است و او را بدل به ابزار در سیستم اقتصادی کرده است درحالیکه اقتصاد بایستی وسیلهی خوشبختیی او باشد. همهی اینها بشر امروز را به اینجایی کشانده که می بینیم و من معتقدم این یک توهم بیشتر نیست که برخی فکر می کنند انسان مدرن خوشبخت شده است. البته این دریافت، دریافت من به تنهایی نیست و بسیار کسان دیگر پیش از من به آن پی برده اند. برای فهمیدنش کافیست چشممان را باز کنیم و فریب ظاهر را نخوریم.
من معتقدم در زمانهی ما خیلی چیزها سرکوب شده اند. در مرتبه ی اول و مهمتر از همه چیز با اشاره به ادبیات فروید «ضایعهی فرهنگ». ما در حقیقت خوشبخت نیستیم هرچند که سرشار از امکانات هستیم. در انجیل آمده که محنت بارترین مجازات، مجازاتی است که گریبان آن قوم متکبر را گرفت. آنان محکوم شدند به اینکه در اوج فراوانی و امکانات بسر ببرند اما خوشبخت نشوند و من معتقدم این وضعیت وصف شده در انجیل در مورد هیچ دورانی از تاریخ بشر آنقدر صدق نمی کند که در زمانهی ما. ما البته لذت می بریم، ما دلخوشی داریم با اینحال ما شاد نیستیم. شادی نایاب شده است..
اریش فروم. شاهرخ رئیسی
❤️🍀 @filsofak
اغلب انسان ها وانمود می کنند که خوشبخت هستند. برای اینکه اگر اینطور نباشد به قول انگلیسی ها پس «شکست خورده» است. پس انسان ها یاد می گیرند که باید ماسک خوشبختی را بر چهره بزنند تا اعتبار خود را درین بازار از دست ندهند. اگر خوشبخت نشان ندهند خودشان را دیگر به چشم آدم «نرمال» بهشان نگاه نمی شود. به چشم یک آدم کاردرست. اما کافیست که فقط نگاهی به درون این انسان بیندازیم. آنوقت به سادگی متوجه می شویم پشت این ماسک چه ناآرامی، اضطراب، خشم، افسردگی، بی خوابی، حس بدبختی ها نهفته است. آنچه فرانسویان «دی مالز» می نامیدند. بیش از صد سال پیش موضوع «دمالز» مطرح شده است. همانچه که فروید از آن به عنوان «ضایعهی فرهنگ» یاد کرده است. اما این ضایعهی فرهنگ نیست بلکه بحرانی است در مناسبات و ارزشهای زندگیی شهروندی. آنچه انسانها را درین اجتماع بدل به حیوان کاری کرده است و مهمترین دارایی های آدمی را یعنی عشق ورزیدن به همنوع و میل به بودن کنار دیگری و توان اندیشیدن از او گرفته است و او را بدل به ابزار در سیستم اقتصادی کرده است درحالیکه اقتصاد بایستی وسیلهی خوشبختیی او باشد. همهی اینها بشر امروز را به اینجایی کشانده که می بینیم و من معتقدم این یک توهم بیشتر نیست که برخی فکر می کنند انسان مدرن خوشبخت شده است. البته این دریافت، دریافت من به تنهایی نیست و بسیار کسان دیگر پیش از من به آن پی برده اند. برای فهمیدنش کافیست چشممان را باز کنیم و فریب ظاهر را نخوریم.
من معتقدم در زمانهی ما خیلی چیزها سرکوب شده اند. در مرتبه ی اول و مهمتر از همه چیز با اشاره به ادبیات فروید «ضایعهی فرهنگ». ما در حقیقت خوشبخت نیستیم هرچند که سرشار از امکانات هستیم. در انجیل آمده که محنت بارترین مجازات، مجازاتی است که گریبان آن قوم متکبر را گرفت. آنان محکوم شدند به اینکه در اوج فراوانی و امکانات بسر ببرند اما خوشبخت نشوند و من معتقدم این وضعیت وصف شده در انجیل در مورد هیچ دورانی از تاریخ بشر آنقدر صدق نمی کند که در زمانهی ما. ما البته لذت می بریم، ما دلخوشی داریم با اینحال ما شاد نیستیم. شادی نایاب شده است..
اریش فروم. شاهرخ رئیسی
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📝منبرک: (تفاوت واجب و اجبار)
نظرت در مورد حجاب اجباری چیست؟
توهین🚫
.
.
🚦 جامعه، وقتی میتواند مسألهای را اجبار و قانون کند که مقبولیت اکثریت مردم را لحاظ کرده باشد. در واقع زمانی شریعت تبدیل به قانون و اجبار میشود که جامعه، قانون الهی را به میثاق اجتماعی تبدیل کرده باشد!
🚦 به عنوان مثال:
اگر اکثر مردم یک جامعه(مثلا 80%) خواستار نگاهی غیر از شرع باشند، پیداست که پیشنهاد شرع، قابلیت تبدیل شدن به قانون و اجبار را ندارد!
🚥 علامه طباطبایی معتقد بود که زمانی باید بگوییم فلان امر حرام است که مردم آمادگی ایمانی انجام آن حکم را داشته باشند. یعنی میان گفتن آن حکم و استطاعت انجام آن از سوی مردم، فاصلهای نباشد.
ایشان می فرمایند: «حکمت نزول تدریجی و تفریق قرآن، مقارن شدن علم و عمل به قرآن و تمامیت یافتن استعداد مردم در تلقی آن است و برای اینکه طبع بشر از گرفتن معارف و احکام آن زده نشود.»(ذیل آیه۱۰۶، سوره اسرا)
ضمنا أمر و نهی قبل از تعلیم و تعلّم، محبّت سوز و روی مخ مردم راه رفتن است که موجب نفاق و دورویی میشود!
🐠 شهید بهشتی میفرماید: فرزندانتان را آدم بار بیاورید؛ آدم یعنی انسان آزاد و آگاه!
🐟 آزادی و قدرت انتخاب را نباید از انسان گرفت تا مبادا انسانیّتش مخدوش گردد!
به گفته یکی از فضلای قم:
۱. حکم پوشش بانوان در همان آغاز بعثت اعلام نشد. سیزده سال تلاش فکری و فرهنگی در مکه و چند سال زمینهسازی تربیتی در مدینه لازم بود تا این قانون به احکام اسلامی راه یابد. جالب اینجاست که قرآن در هنگام اعلام وجوب حجاب، حکمت آن را «شناخته شدن زنان باایمان» و درنتیجه، «آسودگی و آزار ندیدن» آنان اعلام میکند و نه حفظ یا گسترش عفاف و حیا.
۲. اکنون پس از حدود چهل سال حجاب اجباری در ایران، بهتر از هر زمان دیگر میتوان این نکته را درک کرد که تحمیل پوشش و ظواهر، اگر عفت و حیا و ایمان مردم را کاهش ندهد، آن را افزایش نخواهد داد و تنها راه، همان است که پیامبر خدا پیمود:
ترویج خداباوری و گسترش کرامت و اخلاق انسانی. وقتی این بذر در جانها به شکوفایی رسید، قطعاً ثمرات و نشانههایش در حفظ حجاب و پایبندی به ظواهر نیز آشکار خواهد شد.
🚨 پس در نتیجه:
یک جامعه عقلایی، برای کسب رضایت عمومی، می بایست آنقدر جلو رود که قانون الهی تبدیل به یک میثاق اجتماعی گردد. باید همچون پیامبر روی مخ مردم کار کرد، اما ما روی مخ مردم گاهی راه میرویم!
🌾 #مصطفی_سلیمانی
.
.
#حجاب
#اخلاق_دینی
#حجاب_اجباری
#سلیقه_تبلیغ
#از_عفاف_تا_حجاب
🍀❤️ @filsofak
📝منبرک: (تفاوت واجب و اجبار)
نظرت در مورد حجاب اجباری چیست؟
توهین🚫
.
.
🚦 جامعه، وقتی میتواند مسألهای را اجبار و قانون کند که مقبولیت اکثریت مردم را لحاظ کرده باشد. در واقع زمانی شریعت تبدیل به قانون و اجبار میشود که جامعه، قانون الهی را به میثاق اجتماعی تبدیل کرده باشد!
🚦 به عنوان مثال:
اگر اکثر مردم یک جامعه(مثلا 80%) خواستار نگاهی غیر از شرع باشند، پیداست که پیشنهاد شرع، قابلیت تبدیل شدن به قانون و اجبار را ندارد!
🚥 علامه طباطبایی معتقد بود که زمانی باید بگوییم فلان امر حرام است که مردم آمادگی ایمانی انجام آن حکم را داشته باشند. یعنی میان گفتن آن حکم و استطاعت انجام آن از سوی مردم، فاصلهای نباشد.
ایشان می فرمایند: «حکمت نزول تدریجی و تفریق قرآن، مقارن شدن علم و عمل به قرآن و تمامیت یافتن استعداد مردم در تلقی آن است و برای اینکه طبع بشر از گرفتن معارف و احکام آن زده نشود.»(ذیل آیه۱۰۶، سوره اسرا)
ضمنا أمر و نهی قبل از تعلیم و تعلّم، محبّت سوز و روی مخ مردم راه رفتن است که موجب نفاق و دورویی میشود!
🐠 شهید بهشتی میفرماید: فرزندانتان را آدم بار بیاورید؛ آدم یعنی انسان آزاد و آگاه!
🐟 آزادی و قدرت انتخاب را نباید از انسان گرفت تا مبادا انسانیّتش مخدوش گردد!
به گفته یکی از فضلای قم:
۱. حکم پوشش بانوان در همان آغاز بعثت اعلام نشد. سیزده سال تلاش فکری و فرهنگی در مکه و چند سال زمینهسازی تربیتی در مدینه لازم بود تا این قانون به احکام اسلامی راه یابد. جالب اینجاست که قرآن در هنگام اعلام وجوب حجاب، حکمت آن را «شناخته شدن زنان باایمان» و درنتیجه، «آسودگی و آزار ندیدن» آنان اعلام میکند و نه حفظ یا گسترش عفاف و حیا.
۲. اکنون پس از حدود چهل سال حجاب اجباری در ایران، بهتر از هر زمان دیگر میتوان این نکته را درک کرد که تحمیل پوشش و ظواهر، اگر عفت و حیا و ایمان مردم را کاهش ندهد، آن را افزایش نخواهد داد و تنها راه، همان است که پیامبر خدا پیمود:
ترویج خداباوری و گسترش کرامت و اخلاق انسانی. وقتی این بذر در جانها به شکوفایی رسید، قطعاً ثمرات و نشانههایش در حفظ حجاب و پایبندی به ظواهر نیز آشکار خواهد شد.
🚨 پس در نتیجه:
یک جامعه عقلایی، برای کسب رضایت عمومی، می بایست آنقدر جلو رود که قانون الهی تبدیل به یک میثاق اجتماعی گردد. باید همچون پیامبر روی مخ مردم کار کرد، اما ما روی مخ مردم گاهی راه میرویم!
🌾 #مصطفی_سلیمانی
.
.
#حجاب
#اخلاق_دینی
#حجاب_اجباری
#سلیقه_تبلیغ
#از_عفاف_تا_حجاب
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
(اخلاق انتقاد)
.
🌼 هر طور که فکرش را بکنی و مثلاً أدای آدم های با ظرفیت را در بیاوری، باز هم وقتی بگویند بالای چشمت أبروست، کم می آوری و حسّت به طرف مقابل کم می شود.
حالا خودت را بگذار جای طرف مقابلت که می خواهی نکته ای، گلایه ای یا انتقادی برایش هدیه دهی. خب تلخ است. باید سعيت را بکنی که شکلات پیچش کنی که کمتر اذيتش کند. حالا آن شخص هر که می تواند باشد. همسر، رفیق، همکار، همسایه و یا هر آدم دیگری...
.
🌼 به چند مدل نقد کردن که به طرف مقابل کمتر آسیب می رساند اشاره می کنم:
۱. مواظب عزّت نفس شخص باشید و تا می توانید از روش های جایگزین استفاده کنید.
مثلا به جای انتقاد به بی نظمی همسرتان، مواقعی که نظم را رعایت می کند، بارک الله و آفرین بگوييد تا یواش یواش رعایت نظمش بیشتر شود. (تحسین خوبی های طرف، زیرآب زدن بدی هایش است.)
۲. قبل اینکه حال طرف را داخل قوطی کنید، نیت خود را مرور کنید. ببینید آیا واقعا می خواهید کمکش کنید یا دلتان خنک شود یا خدایی نکرده ضایعش کنید.(نیت تان در تذکرتان اثر دارد.)
۳. همیشه نیمه خالی لیوان را نبینید. نقاط مثبت آن بدبخت را هم ببینید.(تشکر از نقاط مثبت، آنها را تقویت می کند. ضمنا در تعریف چاخان نکنید.)
۴. رفتارش را نقد کنید نه اینکه تمام هیکل و شخصیتش را زیر سوال ببرید.
مثلا صاف بهش نگيد که: "شلخته ای". بلکه بگوئید: "صرفا اینکه کفش هایت را داخل جاکفشی نمی گذاری، ضدّ حاله."
۵. انتقادهايتان را الکی گنده نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن باشد که طرف بی خیالش شود.(شاخ و برگ دادن بی خودی، آدمی را دلزده می کند.)
۶. وقتی حرف می زنید از ضمیر "من" به جای "تو" استفاده کنید.
مثلا به جای اینکه اخم هات را توی هم کنی و بگویی: "تو به ظاهرت نمی رسی" بگوئید: "من دوست دارم بیشتر به خودت برسی".
۷. رفتار طرف را به طور کلی نیست و نابود نکنید.
مثلا نگویید: "تو هيچ وقت حوصله حرف زدن نداری!" حالا خداييش هیچ وقت نبوده که او با شما با حوصله حرف زده باشد؟!
۸. مبهم حرف نزنید و حرفتان را واضح و با مثال و مصداق بیان کنید.
مثلا نگویید: " من از رفتارهایی که با من داری راضی نيستم!"
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
(اخلاق انتقاد)
.
🌼 هر طور که فکرش را بکنی و مثلاً أدای آدم های با ظرفیت را در بیاوری، باز هم وقتی بگویند بالای چشمت أبروست، کم می آوری و حسّت به طرف مقابل کم می شود.
حالا خودت را بگذار جای طرف مقابلت که می خواهی نکته ای، گلایه ای یا انتقادی برایش هدیه دهی. خب تلخ است. باید سعيت را بکنی که شکلات پیچش کنی که کمتر اذيتش کند. حالا آن شخص هر که می تواند باشد. همسر، رفیق، همکار، همسایه و یا هر آدم دیگری...
.
🌼 به چند مدل نقد کردن که به طرف مقابل کمتر آسیب می رساند اشاره می کنم:
۱. مواظب عزّت نفس شخص باشید و تا می توانید از روش های جایگزین استفاده کنید.
مثلا به جای انتقاد به بی نظمی همسرتان، مواقعی که نظم را رعایت می کند، بارک الله و آفرین بگوييد تا یواش یواش رعایت نظمش بیشتر شود. (تحسین خوبی های طرف، زیرآب زدن بدی هایش است.)
۲. قبل اینکه حال طرف را داخل قوطی کنید، نیت خود را مرور کنید. ببینید آیا واقعا می خواهید کمکش کنید یا دلتان خنک شود یا خدایی نکرده ضایعش کنید.(نیت تان در تذکرتان اثر دارد.)
۳. همیشه نیمه خالی لیوان را نبینید. نقاط مثبت آن بدبخت را هم ببینید.(تشکر از نقاط مثبت، آنها را تقویت می کند. ضمنا در تعریف چاخان نکنید.)
۴. رفتارش را نقد کنید نه اینکه تمام هیکل و شخصیتش را زیر سوال ببرید.
مثلا صاف بهش نگيد که: "شلخته ای". بلکه بگوئید: "صرفا اینکه کفش هایت را داخل جاکفشی نمی گذاری، ضدّ حاله."
۵. انتقادهايتان را الکی گنده نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن باشد که طرف بی خیالش شود.(شاخ و برگ دادن بی خودی، آدمی را دلزده می کند.)
۶. وقتی حرف می زنید از ضمیر "من" به جای "تو" استفاده کنید.
مثلا به جای اینکه اخم هات را توی هم کنی و بگویی: "تو به ظاهرت نمی رسی" بگوئید: "من دوست دارم بیشتر به خودت برسی".
۷. رفتار طرف را به طور کلی نیست و نابود نکنید.
مثلا نگویید: "تو هيچ وقت حوصله حرف زدن نداری!" حالا خداييش هیچ وقت نبوده که او با شما با حوصله حرف زده باشد؟!
۸. مبهم حرف نزنید و حرفتان را واضح و با مثال و مصداق بیان کنید.
مثلا نگویید: " من از رفتارهایی که با من داری راضی نيستم!"
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
من کاخ کوچکی دارم
بیرون ِ شهر
بالای تپه یی.
محبوب من تویی
از گوشواره هایت
زیباتری.
آن گوشواره ها زمرّد ِ اصل
در جعبه ی طلایی ی خود محفوظ
وقتی که می رفتی
گفتی که به یادگار برایم گذاشتی
امّا نه از حواس پرتی.
ای کاش کاخ کوچک من بودی
یا گوشواره هایت
یا جای کاخ کوچک و آن گوشواره ها
با من فقط تو می بودی
با گوشهای گلبهیِ کوچکت
گیرم درون گوی بلوری
یا در دل ِ جزیره یی از سنگ
خاموش
در آن هزار و یک شب ِ دیگر.
شعر "شهریار کوچک"
حسن عالیزاده
❤️🍀 @filsofak
من کاخ کوچکی دارم
بیرون ِ شهر
بالای تپه یی.
محبوب من تویی
از گوشواره هایت
زیباتری.
آن گوشواره ها زمرّد ِ اصل
در جعبه ی طلایی ی خود محفوظ
وقتی که می رفتی
گفتی که به یادگار برایم گذاشتی
امّا نه از حواس پرتی.
ای کاش کاخ کوچک من بودی
یا گوشواره هایت
یا جای کاخ کوچک و آن گوشواره ها
با من فقط تو می بودی
با گوشهای گلبهیِ کوچکت
گیرم درون گوی بلوری
یا در دل ِ جزیره یی از سنگ
خاموش
در آن هزار و یک شب ِ دیگر.
شعر "شهریار کوچک"
حسن عالیزاده
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اصلا غمگین و ناامید نیستم. هرجا که باشی زندگی، زندگی است، زندگی درون ماست نه بیرون ما.
آن جا تنها نخواهم بود. انسان بودن میان دیگر آدمیان و انسان ماندن، نومید نشدن و سقوط نکردن در مصیبت هایی که ممکن است سرت بیاید، زندگی یعنی همین، کار زندگی همین است.
من این را درک کرده ام...
#داستایوفسکی
❤️🍀 @filsofak
اصلا غمگین و ناامید نیستم. هرجا که باشی زندگی، زندگی است، زندگی درون ماست نه بیرون ما.
آن جا تنها نخواهم بود. انسان بودن میان دیگر آدمیان و انسان ماندن، نومید نشدن و سقوط نکردن در مصیبت هایی که ممکن است سرت بیاید، زندگی یعنی همین، کار زندگی همین است.
من این را درک کرده ام...
#داستایوفسکی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
زنی بود روستایی،
تنها زن باسواد دهکده اش.
درتمام عمر بدبختی به سرش باریده بود.
یک روز از او پرسیدم مامان بزرگ چه چیزی در زندگی از همه مهم تر است؟
جوابش را فراموش نکرده ام،
فقط یک چیز در زندگی به حساب می آید آن نشاط است.
هیچ وقت اجازه نده کسی آن را از تو بگیرد.
✍🏻 #کریستین_بوبن
📚 #دیوانه_وار
❤️🍀 @filsofak
زنی بود روستایی،
تنها زن باسواد دهکده اش.
درتمام عمر بدبختی به سرش باریده بود.
یک روز از او پرسیدم مامان بزرگ چه چیزی در زندگی از همه مهم تر است؟
جوابش را فراموش نکرده ام،
فقط یک چیز در زندگی به حساب می آید آن نشاط است.
هیچ وقت اجازه نده کسی آن را از تو بگیرد.
✍🏻 #کریستین_بوبن
📚 #دیوانه_وار
❤️🍀 @filsofak
Ask yourself :
Are you living or you're just existing?
از خودت بپرس:
زنده اى يا فقط وجود دارى؟
🍀❤️ @filsofak
Are you living or you're just existing?
از خودت بپرس:
زنده اى يا فقط وجود دارى؟
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در هر صد نفر
یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی!
بگذار دیگران هرچه دوست دارند
بگویند...
زیرا هرکسی آزاد است که احمق باشد...
#آرتور_شوپنهاور
🍀❤️ @filsofak
در هر صد نفر
یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی!
بگذار دیگران هرچه دوست دارند
بگویند...
زیرا هرکسی آزاد است که احمق باشد...
#آرتور_شوپنهاور
🍀❤️ @filsofak
پیش از آنکه تشخیص دهید دچار افسردگی هستید یا اعتماد به نفس پایینی دارید؛ اطمینان حاصل کنید که توسط، یک مشت عوضی محاصره نشده اید!!
#زیگموند_فروید
❤️🍀 @filsofak
#زیگموند_فروید
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
⭕️ مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری همزمان با برگزاری سی و ششمین جشنواره فیلم فجر به تحلیل و ارزیابی فیلمهای بخش مسابقه جشنواره با محوریت موضوع «تصویر ایران در سینمای ایران» پرداخت.
⭕️ پس از مشاهده و تحلیل ۲۲ فیلم داستانی جشنواره فیلم فجر توسط گروه پژوهشی مرکز، جمعبندی 《تصویر ارائه شده از ایران》 در این آثار در قالب ۱۳ عنوان زیر بهصورت خلاصه منتشر میشود:
🔶 جامعه
تصویر «جامعه ایران» در مجموع فیلمهای جشنواره فجر ۹۶، تصویرِ جامعهای «درهم»، «بینظم»، «در آستانه اضمحلال» است و در آن «تضاد طبقاتی» به بیانی سطحی ارائه شدهاست؛جامعهای که هیچ نشانهای از «گذشته افتخارآمیز» ندارد، «زمان حال» در آن به حالت تعلیق درآمده است و «آتیه روشنی» از خلال فیلمها برای آن ترسیم نمیشود.
🔶 خانواده
مسئله خانواده با «غیابها» معنا مییابد. بدون اغراق، در هیچ فیلمی «خانوادهای کامل» و «بهسامان» تصویر نمیشود. این نکته به معنای «اجبار به» تصویرکردن شعاری خانوادههای آرمانی و کامل نیست.
🔶 زنان
تصویر زنان در عموم فیلمهای جشنواره سی و ششم، تصویر افرادی پرخاشگر و عصبانی است. دختران نیز در چارچوبهای مردسالارانه، قربانیِ «غرور، تعصب، کامیابی و جبران ناکامی مردان» تصویر شدهاند. به لحاظ پذیرش نقش، مفهوم «مادری» در زنان تصویر شده بسیار کمرنگ است.
🔶 انسان
منظور از انسان، شخصیتهایی هستند که مولفههای قهرمان را ندارند. عموم شخصیتها، «ناتوان در تعریف وضع موجود»، «ناتوان در پیدا کردن راه حل معقول» و «ناتوان در برقراری ارتباط سالم با خود و جامعه» هستند و به همین دلیل دائماً به پرخاشگری و بویژه پرخاشگری کلامی روی میآورند.
🔶 تکنیک و تکنولوژی
در فیلمهای بخش مسابقه جشنواره ۹۶، به خصوص در ژانر دفاع مقدس شاهد حرکت به سمت «بهرهگیری از تکنولوژی» هستیم. «سینما» تکنیکی عمومی برای طرح مسائل انسانی است اما در فیلمی مثل «به وقت شام» گویی «مهارتهای تکنولوژیکی» جایگزین «حسها» میشود و مادیت تصویر «مهابت» و ایجاد «حیرت» را جانشین پرداختن به عمق روابط انسانی میکند.
🔶 آینده، امید و رویا
«بیآیندگی»، «ناامیدی» و «دنیای بدون فانتزی و رویا»، بر فیلمهای مشاهده شده در جشنواره ۹۶ چیره است. در این فیلمها اغلب شاهد آسیبها و مسائل اجتماعی هستیم که در سبک و سیاقی عریان و در قالب نوعی «رئالیسم بسیار تلخ، کور و بیانتها» ارائه شدهاند.
🔶 اخلاق و دین
دین پشتوانه اخلاق اجتماعی نیست و در استدلالها، نظامهای گفتمانی و... اساسا حضور دین دیده نمیشود. «اغتشاش ارزشی» موجود در فیلمها به نحوی است که «ارزش مشخصی» برای «داوری» نداریم و تنها شاهد نوعی «عقل متوسط رایج/Common Sense» به عنوان یک نظام اخلاقی تصویب شده در سینما هستیم.
🔶 گسست نسلی
گسست نسلی محدود به «تعارض پدر و مادرها» به عنوان «نسل گذشته» با «فرزندان» به عنوان «نسل آینده» بازنمایی میشوند. شاهد تمایزی میان «گسست نسلی» و «تفاوت نسلی» نیستیم و «تغییرات فرانسلی» نیز نادیده انگاشته میشود.
🔶 قانون
«قانون» در فیلمهای جشنواره سی و ششم، نه به عنوان «متن»، بلکه به عنوان موضوعی اغلب «در حاشیه» نمایش داده میشود. قانون، «گرهگشا و حلال مشکلات» شخصیتهای فیلمها نیست.
🔶 عقلانیت و پیشرفت
«پیشرفت» یکی از شعارهای اصلی دولت دوازدهم است. در مجموع در فیلمهای بخش مسابقه جشنواره فجر ۹۶، غیاب رویا به غیاب الگوهایی «از» و «برای» پیشرفت بدل شدهاست. این امر اساسا بیش از هر چیزی برآمده از «بیمساله»بودن فیلمهای جشنواره فیلم فجر ۹۶ در مواجهه با اقتصاد سیاسی ایران معاصر است.
🔶 امنیت و آزادی
مفهوم آزادی بیش از هر چیزی به «آزادی اجتماعی» محدود شده است. تقریباً در هیچ فیلمی موضوع «آزادی سیاسی» مطرح نمیشود. همچنین چون مفهومی به نام آرامش در فضای فیلمها قابل مشاهده نیست و ناامنی تبدیل به مسئلهای بنیادین شدهاست، مطالبه امنیت در حوزههای مختلف برجسته میشود.
🔶 ما/هویت ملی
تصویر روشن و مشخصی از نوعی هویت متحد -البته نه به عنوان امری ایدهآل و نه به عنوان امر فعلیتیافته در زندگی اکنون و روزمره شخصیتهای اصلی فیلمها- قابل مشاهده نیست. بنابراین تفاهمی درباره وضع موجود ارائه نمیشود. دقیقا بر همین اساس است که «فرار» در اشکال گوناگون آن (سفر، سیگار، مهاجرت، پناهندگی، و خشونت) به عنوان راه حل توسط شخصیتها انتخاب میشود.
🔶 آسیبهای اجتماعی
سینمای جشنواره سیوششم، سینمای «جامعه آسیبزده» است. آسیبهای اجتماعی بیش از هر چیزی در مرکز روایتها قرار دارند.آسیبها و مسائل اجتماعی بیش از هر چیزی به «اعتیاد» و «فقر و فحشاء» فرو کاسته شده است و عموما این طبقات اقتصادی پائین هستند که مبتلا به چنین آسیبهایی تصویر میشوند.
#سینمای_ایران
#جشنواره_فجر
❤️🍀 @filsofak
⭕️ مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری همزمان با برگزاری سی و ششمین جشنواره فیلم فجر به تحلیل و ارزیابی فیلمهای بخش مسابقه جشنواره با محوریت موضوع «تصویر ایران در سینمای ایران» پرداخت.
⭕️ پس از مشاهده و تحلیل ۲۲ فیلم داستانی جشنواره فیلم فجر توسط گروه پژوهشی مرکز، جمعبندی 《تصویر ارائه شده از ایران》 در این آثار در قالب ۱۳ عنوان زیر بهصورت خلاصه منتشر میشود:
🔶 جامعه
تصویر «جامعه ایران» در مجموع فیلمهای جشنواره فجر ۹۶، تصویرِ جامعهای «درهم»، «بینظم»، «در آستانه اضمحلال» است و در آن «تضاد طبقاتی» به بیانی سطحی ارائه شدهاست؛جامعهای که هیچ نشانهای از «گذشته افتخارآمیز» ندارد، «زمان حال» در آن به حالت تعلیق درآمده است و «آتیه روشنی» از خلال فیلمها برای آن ترسیم نمیشود.
🔶 خانواده
مسئله خانواده با «غیابها» معنا مییابد. بدون اغراق، در هیچ فیلمی «خانوادهای کامل» و «بهسامان» تصویر نمیشود. این نکته به معنای «اجبار به» تصویرکردن شعاری خانوادههای آرمانی و کامل نیست.
🔶 زنان
تصویر زنان در عموم فیلمهای جشنواره سی و ششم، تصویر افرادی پرخاشگر و عصبانی است. دختران نیز در چارچوبهای مردسالارانه، قربانیِ «غرور، تعصب، کامیابی و جبران ناکامی مردان» تصویر شدهاند. به لحاظ پذیرش نقش، مفهوم «مادری» در زنان تصویر شده بسیار کمرنگ است.
🔶 انسان
منظور از انسان، شخصیتهایی هستند که مولفههای قهرمان را ندارند. عموم شخصیتها، «ناتوان در تعریف وضع موجود»، «ناتوان در پیدا کردن راه حل معقول» و «ناتوان در برقراری ارتباط سالم با خود و جامعه» هستند و به همین دلیل دائماً به پرخاشگری و بویژه پرخاشگری کلامی روی میآورند.
🔶 تکنیک و تکنولوژی
در فیلمهای بخش مسابقه جشنواره ۹۶، به خصوص در ژانر دفاع مقدس شاهد حرکت به سمت «بهرهگیری از تکنولوژی» هستیم. «سینما» تکنیکی عمومی برای طرح مسائل انسانی است اما در فیلمی مثل «به وقت شام» گویی «مهارتهای تکنولوژیکی» جایگزین «حسها» میشود و مادیت تصویر «مهابت» و ایجاد «حیرت» را جانشین پرداختن به عمق روابط انسانی میکند.
🔶 آینده، امید و رویا
«بیآیندگی»، «ناامیدی» و «دنیای بدون فانتزی و رویا»، بر فیلمهای مشاهده شده در جشنواره ۹۶ چیره است. در این فیلمها اغلب شاهد آسیبها و مسائل اجتماعی هستیم که در سبک و سیاقی عریان و در قالب نوعی «رئالیسم بسیار تلخ، کور و بیانتها» ارائه شدهاند.
🔶 اخلاق و دین
دین پشتوانه اخلاق اجتماعی نیست و در استدلالها، نظامهای گفتمانی و... اساسا حضور دین دیده نمیشود. «اغتشاش ارزشی» موجود در فیلمها به نحوی است که «ارزش مشخصی» برای «داوری» نداریم و تنها شاهد نوعی «عقل متوسط رایج/Common Sense» به عنوان یک نظام اخلاقی تصویب شده در سینما هستیم.
🔶 گسست نسلی
گسست نسلی محدود به «تعارض پدر و مادرها» به عنوان «نسل گذشته» با «فرزندان» به عنوان «نسل آینده» بازنمایی میشوند. شاهد تمایزی میان «گسست نسلی» و «تفاوت نسلی» نیستیم و «تغییرات فرانسلی» نیز نادیده انگاشته میشود.
🔶 قانون
«قانون» در فیلمهای جشنواره سی و ششم، نه به عنوان «متن»، بلکه به عنوان موضوعی اغلب «در حاشیه» نمایش داده میشود. قانون، «گرهگشا و حلال مشکلات» شخصیتهای فیلمها نیست.
🔶 عقلانیت و پیشرفت
«پیشرفت» یکی از شعارهای اصلی دولت دوازدهم است. در مجموع در فیلمهای بخش مسابقه جشنواره فجر ۹۶، غیاب رویا به غیاب الگوهایی «از» و «برای» پیشرفت بدل شدهاست. این امر اساسا بیش از هر چیزی برآمده از «بیمساله»بودن فیلمهای جشنواره فیلم فجر ۹۶ در مواجهه با اقتصاد سیاسی ایران معاصر است.
🔶 امنیت و آزادی
مفهوم آزادی بیش از هر چیزی به «آزادی اجتماعی» محدود شده است. تقریباً در هیچ فیلمی موضوع «آزادی سیاسی» مطرح نمیشود. همچنین چون مفهومی به نام آرامش در فضای فیلمها قابل مشاهده نیست و ناامنی تبدیل به مسئلهای بنیادین شدهاست، مطالبه امنیت در حوزههای مختلف برجسته میشود.
🔶 ما/هویت ملی
تصویر روشن و مشخصی از نوعی هویت متحد -البته نه به عنوان امری ایدهآل و نه به عنوان امر فعلیتیافته در زندگی اکنون و روزمره شخصیتهای اصلی فیلمها- قابل مشاهده نیست. بنابراین تفاهمی درباره وضع موجود ارائه نمیشود. دقیقا بر همین اساس است که «فرار» در اشکال گوناگون آن (سفر، سیگار، مهاجرت، پناهندگی، و خشونت) به عنوان راه حل توسط شخصیتها انتخاب میشود.
🔶 آسیبهای اجتماعی
سینمای جشنواره سیوششم، سینمای «جامعه آسیبزده» است. آسیبهای اجتماعی بیش از هر چیزی در مرکز روایتها قرار دارند.آسیبها و مسائل اجتماعی بیش از هر چیزی به «اعتیاد» و «فقر و فحشاء» فرو کاسته شده است و عموما این طبقات اقتصادی پائین هستند که مبتلا به چنین آسیبهایی تصویر میشوند.
#سینمای_ایران
#جشنواره_فجر
❤️🍀 @filsofak