فلسفه اخلاق
7.38K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سورپرایز شدن معلم مدرسه باغچه‌بان، توسط گروه موسیقی پالت و تعدادی از دانش‌آموزان ناشنوا.
لحظه زیبای قدردانی بچه‌ها و اشک شوق معلم رو در این ویدئو ببینید.
🍀❤️ @filsofak
🔺این پدر بی نظیر 23 سال از عمرش رو به نظافت در دانشگاه بوستون گذروندچون طبق قانون فرزندان مستخدمها میتوانند رایگان وارد این دانشگاه شوند. او 5 فرزندش را به این دانشگاه معروف فرستاد.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔳⭕️سندروم اهداف کهنه در سال نو

همه ما این تجربه را داشته ایم؛ سال نو که نزدیک می شود، معمولا یکی از کارهایی که می کنیم، هدف گذاری برای سال بعد است. مثلاً اینکه در سال جدید می خواهم سالم تر غذا بخورم، وزنم را کم کنم یا بیشتر ورزش کنم. ارتباطم را با خدا یا خانواده عمیق تر و وزین تر کنم. شغل بهتری پیدا کنم. در امور عام المنفعه بیشتر نقش آفرینی کنم. انسان صادق تر و امین تری باشم. سیگار را کنار بگذارم. زبان انگلیسی ام را تقویت کنم. دو کتاب تدوین کنم و تصمیمات دیگری از این قبیل.

اما این مساله جهانی و فراگیر است. تقریبا همه آدم ها چنین تجربیاتی داشته اند. تحقیقاتی در این زمینه انجام شده که نشان می دهد بطور متوسط تنها 8 درصد افراد به اهدافی که در ابتدای سال به آن فکر کرده بودند و در موردش تصمیم گرفته بودند می رسند! و نکته جالب تر اینکه تقریبا این تصمیمات و اهداف هر سال ثابت هستند و تنها افراد در ابتدای هر سال جدید آن ها را به خود یادآوری مجدد می کنند! حتی آنقدر این مسئله فراگیر است که واژه ای هم برایش گفته می شود؛ سندورم سال جدید که شاید بهتر باشد بگوییم سندروم اهداف کهنه در سالِ جدید! تصمیمات بزرگ، اما غیرعملی و فراموش شدنی تا ابتدای سال بعد که دوباره سر و کله شان پیدا می شود!

علت این سندروم چیست؟ مطالعاتی که در این زمینه انجام شده چهار اشتباه را ریشه این سندروم می داند: اول: عدم تمرکز یعنی تعریف تعداد زیادی موضوع برای تغییر در یک سال! دوم: شروع اشتباه یعنی آغاز از چیزهای که عادت های خیلی جدی ما هستند و به این راحتی ها نمی شود آن ها را تغییر داد! سوم: ماندن در هدف یعنی نداشتن برنامه عملیاتی زمان بندی شده برای اهداف سال جدیدمان! و چهارم: ذهنیت کوتاه مدت که باعث می شود هر چه زودتر منتظر نتیجه باشیم چرا که مواردی که زمان بر باشد را اصلا دوست نداریم!

☑️⭕️تجویز راهبردی:
برای رهایی از این سندروم چه می توان کرد؟ به این پنج توصیه توجه جدی کنید!

1: نقطه تمرکز اصلی را مشخص کنید. ما هر سال در سفر زندگی مان به منزلگاه های مختلفی می رسیم و از آن ها عبور می کنیم. هر کدام از این منزلگاه ها ما را تبدیل به آدم جدیدی می کند. آن منزل گاهی که اگر به آن برسم تبدیل به آدم جدیدی می شوم چیست؟ روی این موضوع خوب فکر کنید. بعد از پاسخ دادن به این سوال می توانید یک نقطه کانونی برای سال جدید تعریف کنید. برای مثال یکی از نویسندگان اثرگذار فضای مجازی می گوید من در سال 2014 دنبال سلامتی بودم؛ سال 2015 استقلال مالی، سال 2016 دنبال کردن علایقم و سال 2017 رشد کسب و کارم. نقطه کانونی (منزلگاه) کمک مان می کند تا تمرکز ویژه ای روی یکی از ابعاد شخصی مان داشته باشیم.

2: نقاط پیرامونی را نیز تعریف کنید. شما قرار نیست در طول سال فقط یک کار انجام دهید بنابراین می توانید چندین هدف پیرامونی نیز تعریف کنید.

3: اهداف را در هم بکوبید و خرد کنید. تا آنجا که می توانید اهداف بزرگ تر را کوچک کنید و سپس برایش زمان بگذارید. مثلا برای یادگیری زبان بگویید که تا آخر بهار این 4 کتاب را مطالعه می کنم. تا آخر تابستان 500 ساعت فایل صوتی گوش می کنم و ....

4: دو دشمن بزرگ را زیرنظر بگیرید و برایشان برنامه ويژه داشته باشید. اولی فراموشکاری و دومی ناامیدی. برای فراموش کاری می توانید از اپلیکیشن های مختلف برنامه ریزی استفاده کنید تا اهداف فراموش تان نشود و برای ناامیدی یک جمله به خودتان بگویید من بین این دو گزینه اولی را انتخاب می کنم: گزینه اول اینکه اهدافی را تعیین کنم و فقط به بخش کوچکی از آن برسم. گزینه دوم اینکه اصلا هدفی نداشته باشم. من شکست در رسیدن کامل به اهداف را به آرامش بی هدفی ترجیح می دهم.

5: به هیچ وجه برای اسفند برنامه ریزی نکنید. تمام زمان بندی تان تا بهمن ماه سال آینده باشد. آن ماه را بگذارید برای فرجه اطمینان که اگر هدفی به هر دلیلی کش آمد در آن ماه انجام شود. سال افراد هوشمند 11 ماه دارد.

خداوند در کتاب آسمانی ما را دعوت می کند به اینکه به نشانه مهربانی او بنگریم و ببینیم چگونه زمین، پس از مرگش دوباره زنده می‌شود و دریابیم که او براستی زنده کنندة مردگان است. خداوند گردش ایام را بهانه ای برای شروع مجدد قرار داده است. به قول یک اندیشمند معاصر، گرچه هر روز به ما اجازه می دهد که یک شروع تازه داشته باشیم، اما شروع سال جدید یک شروع روی همه شروع های هر روزمان است! سال تان سرشار از نشانه های خدا.

✔️نوشته مشترک وحید شامخی و مجتبی لشکربلوکی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ويدئویی کوتاه و پرمعنا از
#آلبرت_اینشتين درباره
#حضور_خداوند
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🌿پیامدهای خودشیفتگی

زمانی که هر فرد انسانی میان خودش و دیگران تفاوتی شگرف می بیند و هر آنچه برای خود حق می پندارد برای دیگری ناحق می داند و به عکس آن و زمانی که همدلی و مشابهتی میان خود و سایرین نمی بیند و نسبت به غیر خود کاملا بی تفاوت و گاهی بی رحم است، وی دچار خودشیفتگی است.

خودشیفتگی منجر می شود تا ما از زندگی واقعی و سالم دور بمانیم و تصوری افراطی از شخصیت خود داشته باشیم. خودشیفتگی، حقیقت طلبی را می سوزاند و واقع گرایی را کور می کند؛ گویا هماره خود را در آیینه ای محدب می نگریم و عظمت و شکوه بی پایه و اساسی را به خود نسبت می دهیم ...
ما هماره انسان های خودشیفته ای را در زندگی مان دیده ایم که چونان قلکی توخالی با سر و صدایی زیاد، احوالاتمان را به اشمئزاز نزدیک کرده اند، اما شاید این وجه ناپسند را در خود ندیده ایم، وجهی که به ما اجازه داده، از انسان دیدن دیگران و از حق بهره بردن هر آنچه که ما برای خود حق می دانیم محرومشان کنیم. زمانی که خودشیفته ایم از واقعیت وجودی خود توهمی مالیخولیایی داریم و چنین توهمی را می خواهیم به دیگران تزریق کنیم ..

خودشیفتگی پیامدهای بسیار خطرناکی را برای انسان به ارمغان می آورد. ما در اینجا 4 پیامد شاخص تر آن را که هم برای فرد و هم برای محیط او حاصل می آید را بر می شمریم:

1. پیش داوری: من پیش از مواجهه با هر فردی یا هر محیطی، درباره اش حکم می کنم، حکمی پیش از مواجهه و پیش از تجربه و درک، فقط به این دلیل که آن فرد یا محیط غیر از من یا غیر از گروه من است و چون تعلقی به من ندارد و من بسیار از خود راضی هستم، حق دارم حکم یا قضاوتی را نادانسته و نیازموده اعلام کنم.

2. جزم و جمود/ دگماتیزم: صاحب عقیده یا باوری هستم که به هیچ وجه من الوجوه نمی توانم بدان تگ یا نکته یا اشارتی یا استثنایی یا ... را به آن بچسبانم و محال بدانم که عقیده ام غلط باشد. هماره بر این باور باشم که دارای باور صادق موجه هستم.

3. تعصب: به انسانی یا تفکری وفادار شوم و با آن دست بیعت و وفاداری بدهم، به هر دلیلی این انسان یا تفکر فاسد و شرور و ظالم از کار در بیاید، اما من همچنان بر این وفاداری پایدار بمانم و پابرجا و نخواهم اشتباهات یا ظلم یا ... ناشی از آن تفکر یا فرد یا ... را که بدان وفادار ماندم را ببینم یا انکار یا توجیه کنم؛ به این دلیل که نمی توانم بپذیرم وفاداری ام غلط است و من در گزینش خود خطا کرده ام و روی گزینش غلط خود همچنان پافشاری نمایم.

4. بی مدارایی / بی رواداری / بی روا شماری: من طرز زیست ها و طرز اندیشه های دیگر را دارای حق حیات ندانم، تنها طرز زیست و طرز اندیشه خود را صاحب حق حیات بدانم و تنها صاحب حق واقعی بپندارم؛ به این دلیل که آن طرز زیست ها و طرز اندیشه ها متعلق به من نیستند، پس حقی ندارند که حیات داشته باشند. (تفتیش عقاید یکی از پیامدهای بی مدارایی و خودشیفتگی است که در واقع یعنی عدم تحمل باورهای متفاوت و نه تنوع زیستن؛ در واقع نه تنها دگرزیستی تحمل نمی شود که دگر اندیشی را نیز تحمل نمی کند). یعنی تنها طرز اندیشه من و زیست من درست است!!!

اریش فروم بر این باور است که اخلاقی زیستن، خودشیفتگی را از بین می برد و به تبع آن این چهار فرزند ناخلف از بین رفته و در نتیجه زندگی بهتری برای انسان ها حاصل می آید.

در نتیجه اولین گام ما برای واقع گرا بودن و حقیقت طلبی، زیر پا نهادن خودشیفتگی است؛ خودشیفتگی که با خودکاوی واقعی می توان کنار نهاده شود. البته این به معنای ندیدن حق حیات و حق انسانی خودمان برای زیستن نیست. متاسفانه ما همواره تعادل را گم می کنیم، یعنی یا از یک سوی بام می افتیم و گاه از سویی دیگر؛ یا اینقدر خودمان را بیهوده بزرگ می کنیم که هیچ چیز و هیچ کس را نمی بینیم و یا اینقدر کوچک می کنیم و ذره که دیگر حقی را برای خودمان به عنوان یک انسان قائل نمی شویم. همه ما انسانیم و حق حیات داریم، حقی برابر که نه تحمیلی است و نه ناچیز و بی ارزش.

برگرفته ای از درس گفتارهای روانشناسی اخلاق #استاد_مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
بیا، بیا بشین ی دقه خسته باش!🌹
در کنار دوست عکاسم محمد فلاح‌نیا.
#شیراز
#هدیه
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی خلاق باشیم،
همیشه راهی برای بهتر کردن زندگی خودمان و دیگران هست...
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﺍﻧﺴﺎﻥِ ‏«ﺳﺴﺖ مغز» ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ‏«ﺗﻐﯿﯿﺮ» ﻣﯿﺘﺮﺳﺪ
ﺍﻭ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ‏«ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﮔﯽ» ﺍﺳﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩ
ﺩﺭﺩِ ﺩﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﺗﺎﺯه ﺍﺳﺖ

#مارتین_ﻟﻮﺗﺮکینگ
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

ما کودکان دوره فترت ایم. در فاصله بین احتضار خدایان و مرگ قریب الوقوع شان جای گرفته ایم. نه ایمان "مولوی" را داریم و نه تجربه ی هولناک "کافکا" را. نه دنیای رنگین "رضا عباسی" را می شناسیم و نه روح جنون زده "ون گوک" را. نه خلوت با خود داریم و نه تنهای تنهاییم. نه توکل بر خدا داریم و نه مدعی اش هستیم. نه مجهز به تسلیم ایم و نه مجهز به قدرت هیولایی نفی. بی هویتی اکنون هویت ماست!

آسیا در برابر غرب
داریوش شایگان
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

در جواب به سوال کسی که می گوید «فلسفه» به چه کار می آید؟ جواب باید ستیزه جویانه باشد. چرا که پرسش کنایه آمیز و نیش دار است. فلسفه نه به دولت خدمت می کند و نه به کلیسا، که هردو دغدغه های دیگری دارند. فلسفه به خدمت هیچ قوه ی مستقری در نمی آید. کار فلسفه ناراحت کردن است. فلسفه ای که هیچکس را ناراحت نکند و با هیچکس ضدیت نورزد فلسفه نیست. کار فلسفه آزردن حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل می کند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشا کردن پستی های اندیشه در تمامی اشکالش، آیا جز فلسفه رشته ای هست که به نقد تمامی رازآمیزگری ها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشند همت گمارد؟

ژیل دُلوز
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئوی بسیار جالب در مورد تاثیر موسیقی
موسیقی زبان مشترک همه موجودات.
🍀❤️ @filsofak
ترجمه: شجاعتش را داشته باشید که آن چیزی را که می‌خواهید، بگویید، نه آن چیزی را مردم دوست دارند بشنوند.
🍀❤️ @filsofak
دوست داشتنِ یک نفر در این است
که پیر شدن با او را بپذیریم.
Albert Camus
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

به شیوه ی نیاکانم عاشق می شوم
انگار دوران مدرن اندیشه هایش را برای عقل من نفرستاده است
به شیوه نیاکانم مالیخولیا گرفته ام
یاد نگرفتم
در بستر تو آرام بگیرم
پاهایم را برهنه روبرویت بگذارم
سیگاری دود کنم
جرعه ای بنوشم
از فلسفه های کانت و مارکس بگویم
از اندیشه های سارتر سخنی بگویم
برای خوابیدن با تو از دوبوار مثالی بزنم
و شعرهای الیوت را بگذارم کنار بودلر و بگویم خودم سروده ام
تنها به شیوه نیاکانم
پشت پرده ای می نشینم
حجله ای زیبا مهیا می کنم
تا تو بعد ازنبردی خونین بیایی
خودت پیراهنم را بگشایی
بیشتر ازاین شرم دارم برایت بنویسم
تو خودت به شیوه های فلسفه ی امروز معنایش کن
عاشقی من همین است 💛

#فاطمه_ناعوت
#شعر_عرب
❤️🍀 @filsofak
گاهي بايد به دور خود
يک ديوار تنهايي کشيد
نه براي اينکه
ديگران را از خودت دور کني
بلکه ببيني چه کسي
براي ديدنت
ديوار را خراب مي کند

#ژان_پل_سارتر
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

اغلب انسان ها وانمود می کنند که خوشبخت هستند. برای اینکه اگر اینطور نباشد به قول انگلیسی ها پس «شکست خورده» است. پس انسان ها یاد می گیرند که باید ماسک خوشبختی را بر چهره بزنند تا اعتبار خود را درین بازار از دست ندهند. اگر خوشبخت نشان ندهند خودشان را دیگر به چشم آدم «نرمال» بهشان نگاه نمی شود. به چشم یک آدم کاردرست. اما کافیست که فقط نگاهی به درون این انسان بیندازیم. آنوقت به سادگی متوجه می شویم پشت این ماسک چه ناآرامی، اضطراب، خشم، افسردگی، بی خوابی، حس بدبختی ها نهفته است. آنچه فرانسویان «دی مالز» می نامیدند. بیش از صد سال پیش موضوع «دمالز» مطرح شده است. همانچه که فروید از آن به عنوان «ضایعه‌ی فرهنگ» یاد کرده است. اما این ضایعه‌ی فرهنگ نیست بلکه بحرانی است در مناسبات و ارزش‌های زندگی‌ی شهروندی. آنچه انسان‌ها را درین اجتماع بدل به حیوان کاری کرده است و مهمترین دارایی های آدمی را یعنی عشق ورزیدن به همنوع و میل به بودن کنار دیگری و توان اندیشیدن از او گرفته است و او را بدل به ابزار در سیستم اقتصادی کرده است درحالیکه اقتصاد بایستی وسیله‌ی خوشبختی‌ی او باشد. همه‌ی اینها بشر امروز را به اینجایی کشانده که می بینیم و من معتقدم این یک توهم بیشتر نیست که برخی فکر می کنند انسان مدرن خوشبخت شده است. البته این دریافت، دریافت من به تنهایی نیست و بسیار کسان دیگر پیش از من به آن پی برده اند. برای فهمیدنش کافیست چشممان را باز کنیم و فریب ظاهر را نخوریم.

من معتقدم در زمانه‌ی ما خیلی چیزها سرکوب شده اند. در مرتبه ی اول و مهمتر از همه چیز با اشاره به ادبیات فروید «ضایعه‌ی فرهنگ». ما در حقیقت خوشبخت نیستیم هرچند که سرشار از امکانات هستیم. در انجیل آمده که محنت بارترین مجازات، مجازاتی است که گریبان آن قوم متکبر را گرفت. آنان محکوم شدند به اینکه در اوج فراوانی و امکانات بسر ببرند اما خوشبخت نشوند و من معتقدم این وضعیت وصف شده در انجیل در مورد هیچ دورانی از تاریخ بشر آنقدر صدق نمی کند که در زمانه‌ی ما. ما البته لذت می بریم، ما دلخوشی داریم با اینحال ما شاد نیستیم. شادی نایاب شده است..

اریش فروم. شاهرخ رئیسی
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📝منبرک: (تفاوت واجب و اجبار)
نظرت در مورد حجاب اجباری چیست؟
توهین🚫
.
.
🚦 جامعه، وقتی می‌تواند مسأله‌ای را اجبار و قانون کند که مقبولیت اکثریت مردم را لحاظ کرده باشد. در واقع زمانی شریعت تبدیل به قانون و اجبار می‌شود که جامعه، قانون الهی را به میثاق اجتماعی تبدیل کرده باشد!
🚦 به عنوان مثال:
اگر اکثر مردم یک جامعه(مثلا 80%) خواستار نگاهی غیر از شرع باشند، پیداست که پیشنهاد شرع، قابلیت تبدیل شدن به قانون و اجبار را ندارد!
🚥 علامه طباطبایی معتقد بود که زمانی باید بگوییم فلان امر حرام است که مردم آمادگی ایمانی انجام آن حکم را داشته باشند. یعنی میان گفتن آن حکم و استطاعت انجام آن از سوی مردم، فاصله‌ای نباشد.
ایشان می فرمایند: «حکمت نزول تدریجی و تفریق قرآن، مقارن شدن علم و عمل به قرآن و تمامیت یافتن استعداد مردم در تلقی آن است و برای اینکه طبع بشر از گرفتن معارف و احکام آن زده نشود.»(ذیل آیه۱۰۶، سوره اسرا)
ضمنا أمر و نهی قبل از تعلیم و تعلّم، محبّت سوز و روی مخ مردم راه رفتن است که موجب نفاق و دورویی می‌شود!
🐠 شهید بهشتی می‌فرماید: فرزندانتان را آدم بار بیاورید؛ آدم یعنی انسان آزاد و آگاه!
🐟 آزادی و قدرت انتخاب را نباید از انسان گرفت تا مبادا انسانیّتش مخدوش گردد!
به گفته یکی از فضلای قم:
۱. حکم پوشش بانوان در همان آغاز بعثت اعلام نشد. سیزده سال تلاش فکری و فرهنگی در مکه و چند سال زمینه‌سازی تربیتی در مدینه لازم بود تا این قانون به احکام اسلامی راه یابد. جالب اینجاست که قرآن در هنگام اعلام وجوب حجاب، حکمت آن را «شناخته شدن زنان باایمان» و درنتیجه، «آسودگی و آزار ندیدن» آنان اعلام می‌کند و نه حفظ یا گسترش عفاف و حیا.
۲. اکنون پس از حدود چهل سال حجاب اجباری در ایران،‌ بهتر از هر زمان دیگر می‌توان این نکته را درک کرد که تحمیل پوشش و ظواهر، اگر عفت و حیا و ایمان مردم را کاهش ندهد، آن را افزایش نخواهد داد و تنها راه، همان است که پیامبر خدا پیمود:
ترویج خداباوری و گسترش کرامت و اخلاق انسانی. وقتی این بذر در جان‌ها به شکوفایی رسید، قطعاً ثمرات و نشانه‌هایش در حفظ حجاب و پایبندی به ظواهر نیز آشکار خواهد شد.
🚨 پس در نتیجه:
یک جامعه عقلایی، برای کسب رضایت عمومی، می بایست آنقدر جلو رود که قانون الهی تبدیل به یک میثاق اجتماعی گردد. باید همچون پیامبر روی مخ مردم کار کرد، اما ما روی مخ مردم گاهی راه می‌رویم!
🌾 #مصطفی_سلیمانی
.
.
#حجاب
#اخلاق_دینی
#حجاب_اجباری
#سلیقه_تبلیغ
#از_عفاف_تا_حجاب
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:

(اخلاق انتقاد)
.
🌼 هر طور که فکرش را بکنی و مثلاً أدای آدم های با ظرفیت را در بیاوری، باز هم وقتی بگویند بالای چشمت أبروست، کم می آوری و حسّت به طرف مقابل کم می شود.
حالا خودت را بگذار جای طرف مقابلت که می خواهی نکته ای، گلایه ای یا انتقادی برایش هدیه دهی. خب تلخ است. باید سعيت را بکنی که شکلات پیچش کنی که کمتر اذيتش کند. حالا آن شخص هر که می تواند باشد. همسر، رفیق، همکار، همسایه و یا هر آدم دیگری...
.
🌼 به چند مدل نقد کردن که به طرف مقابل کمتر آسیب می رساند اشاره می کنم:
۱. مواظب عزّت نفس شخص باشید و تا می توانید از روش های جایگزین استفاده کنید.
مثلا به جای انتقاد به بی نظمی همسرتان، مواقعی که نظم را رعایت می کند، بارک الله و آفرین بگوييد تا یواش یواش رعایت نظمش بیشتر شود. (تحسین خوبی های طرف، زیرآب زدن بدی هایش است.)
۲. قبل اینکه حال طرف را داخل قوطی کنید، نیت خود را مرور کنید. ببینید آیا واقعا می خواهید کمکش کنید یا دلتان خنک شود یا خدایی نکرده ضایعش کنید.(نیت تان در تذکرتان اثر دارد.)
۳. همیشه نیمه خالی لیوان را نبینید. نقاط مثبت آن بدبخت را هم ببینید.(تشکر از نقاط مثبت، آنها را تقویت می کند. ضمنا در تعریف چاخان نکنید.)
۴. رفتارش را نقد کنید نه اینکه تمام هیکل و شخصیتش را زیر سوال ببرید.
مثلا صاف بهش نگيد که: "شلخته ای". بلکه بگوئید: "صرفا اینکه کفش هایت را داخل جاکفشی نمی گذاری، ضدّ حاله."
۵. انتقادهايتان را الکی گنده نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن باشد که طرف بی خیالش شود.(شاخ و برگ دادن بی خودی، آدمی را دلزده می کند.)
۶. وقتی حرف می زنید از ضمیر "من" به جای "تو" استفاده کنید.
مثلا به جای اینکه اخم هات را توی هم کنی و بگویی: "تو به ظاهرت نمی رسی" بگوئید: "من دوست دارم بیشتر به خودت برسی".
۷. رفتار طرف را به طور کلی نیست و نابود نکنید.
مثلا نگویید: "تو هيچ وقت حوصله حرف زدن نداری!" حالا خداييش هیچ وقت نبوده که او با شما با حوصله حرف زده باشد؟!
۸. مبهم حرف نزنید و حرفتان را واضح و با مثال و مصداق بیان کنید.
مثلا نگویید: " من از رفتارهایی که با من داری راضی نيستم!"
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

من کاخ کوچکی دارم
بیرون ِ شهر
بالای تپه‏ یی.

محبوب من تویی
از گوشواره‏ هایت
زیباتری.

آن گوشواره‏ ها زمرّد ِ اصل
در جعبه‏ ی طلایی ‏ی خود محفوظ
وقتی که می ‏رفتی
گفتی که به یادگار برایم گذاشتی
امّا نه از حواس پرتی.


ای کاش کاخ کوچک من بودی
یا گوشواره‏ هایت
یا جای کاخ کوچک و آن گوشواره‏ ها
با من فقط تو می‏ بودی
با گوش‏های گلبهیِ کوچکت
گیرم درون گوی بلوری
یا در دل ِ جزیره‏ یی از سنگ
خاموش
در آن هزار و یک شب ِ دیگر.

شعر "شهریار کوچک"
حسن عالیزاده
❤️🍀 @filsofak
گرافیتی معنادار بر دیواری در شهر مریوان

#کولبر
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش تمام داستان‌های عالم، عاشقانه بود.
نام آهنگ: love story
🍀❤️ @filsofak