📝 کانال فلسفه اخلاق:
شاید خوشبختی واقعی در این است که باور کنیم، که خوشبختی را برای همیشه از دست دادهایم، فقط آن وقت میتوانیم بیامید یا هراس زندگی کنیم، فقط در آن زمان میتوانیم از شادیهای ناچیز که بیش از هر چیز دیگر دوام میآورند، لذت ببریم.
داستانهای کوتاه آمریکای لاتین
#روبرتو_گونسالس
❤️🍀 @filsofak
شاید خوشبختی واقعی در این است که باور کنیم، که خوشبختی را برای همیشه از دست دادهایم، فقط آن وقت میتوانیم بیامید یا هراس زندگی کنیم، فقط در آن زمان میتوانیم از شادیهای ناچیز که بیش از هر چیز دیگر دوام میآورند، لذت ببریم.
داستانهای کوتاه آمریکای لاتین
#روبرتو_گونسالس
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
کسی که با حیوانات بی رحم است در رفتار با آدم ها نیز چنین است.
می توان عاطفه ی یک آدم را از روی رفتارش با حیوانات سنجید.
#ایمانوئل_کانت
❤️🍀 @filsofak
کسی که با حیوانات بی رحم است در رفتار با آدم ها نیز چنین است.
می توان عاطفه ی یک آدم را از روی رفتارش با حیوانات سنجید.
#ایمانوئل_کانت
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#سفر یعنی اینکه تو با دیدن یک درخت احساس کنی برای اولین بار است آن درخت را میبینی، وگرنه اینهمه خلبان و راننده شب و روز از جایی میروند به جای دیگر. هیچ درختی براشان تازگی ندارد. این که سفر نیست.
سفر یعنی دور شدن از یکنواختی. وسعت دید نسبت مستقیم دارد به بُعد مسافت؛ هرچه دورتر، وسعت دید بیشتر. و من این را پیش از سفر نمیدانستم. سفر یعنی اینکه وقتی صبح از خواب بیدار شدی تعجب کنی، و از خودت بپرسی من اینجا چه میکنم؟
#عباس_معروفی
❤️🍀 @filsofak
#سفر یعنی اینکه تو با دیدن یک درخت احساس کنی برای اولین بار است آن درخت را میبینی، وگرنه اینهمه خلبان و راننده شب و روز از جایی میروند به جای دیگر. هیچ درختی براشان تازگی ندارد. این که سفر نیست.
سفر یعنی دور شدن از یکنواختی. وسعت دید نسبت مستقیم دارد به بُعد مسافت؛ هرچه دورتر، وسعت دید بیشتر. و من این را پیش از سفر نمیدانستم. سفر یعنی اینکه وقتی صبح از خواب بیدار شدی تعجب کنی، و از خودت بپرسی من اینجا چه میکنم؟
#عباس_معروفی
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🕯
از مرگ میترسی؟ چرا؟
(کامنتهاتون رو میخونم و استفاده میکنم.)
.
.
.
📝 منبرک: (ترس از مرگ ما را میکُشد!)
.
🔹️وقتی صحبت از سفر میشود کسی را پیدا نمیکنی که از ته دل خوشحال نشود.
ما به محض این که فرصت مناسبی پیدا میکنیم چمدانهایمان را میبندیم و آماده رفتن میشویم، روز شماری میکنیم و مدام با خود میگوییم همه چیز را برداشتهام؟ چیزی کم نباشد؟
اما چه میشود وقتی حرف از این سفر به میان میآید زبانمان بند میآید، دستمان به کار نمیرود، دلمان میلرزد، فکرمان دیگر کار نمیکند، خندههایمان برچیده میشود و حسی نامفهوم و شاید ناخوشایند تمام وجودمان را دربرمیگیرد. این هم سفر است، اما سفری که برخی افراد را نه تنها شاد نمیکند بلکه از خیال آمدن آن هم واهمه دارند.
🔹️این ترس به قدری گیج کننده است که گاهی تمام مختصات زندگی و فعالیت برخی افراد را بر هم میزند. برخی حتی حاضر نیستند نامش را به زبان آورده و لحظه ای به آن فکر کنند. از این رو ترس از مرگ به یکی از بزرگترین دغدغههای زندگیشان تبدیل شده و خواب شبانه آنها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
طبیعتا اگر نسبت به این نوع ترسها، ریشهها و علل ایجاد آن آگاهی به دست آوریم، به شکل منطقیتری با آن روبه رو خواهیم شد.
🔸️ابتدا بدانیم که ترس از مرگ و نگرانی درباره فانی بودن همه چیز، یک حس اصیل، ریشهدار و سالم در وجود انسان است؛ در واقع اگر کسی اصلاً به موضوع مرگ نیندیشد، به بخشی از واقعیت زندگیاش توجه نکرده است.
🔸️یک ضربالمثل قدیمی وجود دارد که میگوید: «درمیانگذاشتن مشکلاتُ نیمی از آن را حل میکند.»
در مورد ترستان با افرادی که به آنها اعتماد دارید گفتگو کنید. این موضوع اگرچه ممکن است کاملا ترس شما را از بین نبرد، اما گفتگو درباره ناراحتیها و ترسها میتواند نگرانی نزدیکان شما نسبت به تغییر رفتارهایتان را کاهش دهد و علاوه برآن، زندگی شما را با ارزشتر میکند و باعث میشود تا از برخی افکار ناراحتکننده منحرف شوید.
🔸️ضمناً هنگامیکه افکار ترسآلود، شما را سرکوب میکنند سعی کنید به لحظهای که هماکنون در آن زندگی میکنید، فکر کنید. امروزه این دیدگاه که زندگی در دنیای مصنوعی و مجازی باعث افزایش افسردگی و اضطرابشده طرفداران بیشتری پیدا کرده است. ما بهخاطر جدایی از طبیعت دچار سردرگمی شدهایم.
#مصطفی_سلیمانی
.
.
پانویس:
به نظرت ربط بین فیلم و موضوع چیه؟😉
❤️🍀 @filsofak
🕯
از مرگ میترسی؟ چرا؟
(کامنتهاتون رو میخونم و استفاده میکنم.)
.
.
.
📝 منبرک: (ترس از مرگ ما را میکُشد!)
.
🔹️وقتی صحبت از سفر میشود کسی را پیدا نمیکنی که از ته دل خوشحال نشود.
ما به محض این که فرصت مناسبی پیدا میکنیم چمدانهایمان را میبندیم و آماده رفتن میشویم، روز شماری میکنیم و مدام با خود میگوییم همه چیز را برداشتهام؟ چیزی کم نباشد؟
اما چه میشود وقتی حرف از این سفر به میان میآید زبانمان بند میآید، دستمان به کار نمیرود، دلمان میلرزد، فکرمان دیگر کار نمیکند، خندههایمان برچیده میشود و حسی نامفهوم و شاید ناخوشایند تمام وجودمان را دربرمیگیرد. این هم سفر است، اما سفری که برخی افراد را نه تنها شاد نمیکند بلکه از خیال آمدن آن هم واهمه دارند.
🔹️این ترس به قدری گیج کننده است که گاهی تمام مختصات زندگی و فعالیت برخی افراد را بر هم میزند. برخی حتی حاضر نیستند نامش را به زبان آورده و لحظه ای به آن فکر کنند. از این رو ترس از مرگ به یکی از بزرگترین دغدغههای زندگیشان تبدیل شده و خواب شبانه آنها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
طبیعتا اگر نسبت به این نوع ترسها، ریشهها و علل ایجاد آن آگاهی به دست آوریم، به شکل منطقیتری با آن روبه رو خواهیم شد.
🔸️ابتدا بدانیم که ترس از مرگ و نگرانی درباره فانی بودن همه چیز، یک حس اصیل، ریشهدار و سالم در وجود انسان است؛ در واقع اگر کسی اصلاً به موضوع مرگ نیندیشد، به بخشی از واقعیت زندگیاش توجه نکرده است.
🔸️یک ضربالمثل قدیمی وجود دارد که میگوید: «درمیانگذاشتن مشکلاتُ نیمی از آن را حل میکند.»
در مورد ترستان با افرادی که به آنها اعتماد دارید گفتگو کنید. این موضوع اگرچه ممکن است کاملا ترس شما را از بین نبرد، اما گفتگو درباره ناراحتیها و ترسها میتواند نگرانی نزدیکان شما نسبت به تغییر رفتارهایتان را کاهش دهد و علاوه برآن، زندگی شما را با ارزشتر میکند و باعث میشود تا از برخی افکار ناراحتکننده منحرف شوید.
🔸️ضمناً هنگامیکه افکار ترسآلود، شما را سرکوب میکنند سعی کنید به لحظهای که هماکنون در آن زندگی میکنید، فکر کنید. امروزه این دیدگاه که زندگی در دنیای مصنوعی و مجازی باعث افزایش افسردگی و اضطرابشده طرفداران بیشتری پیدا کرده است. ما بهخاطر جدایی از طبیعت دچار سردرگمی شدهایم.
#مصطفی_سلیمانی
.
.
پانویس:
به نظرت ربط بین فیلم و موضوع چیه؟😉
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سورپرایز شدن معلم مدرسه باغچهبان، توسط گروه موسیقی پالت و تعدادی از دانشآموزان ناشنوا.
لحظه زیبای قدردانی بچهها و اشک شوق معلم رو در این ویدئو ببینید.
🍀❤️ @filsofak
لحظه زیبای قدردانی بچهها و اشک شوق معلم رو در این ویدئو ببینید.
🍀❤️ @filsofak
🔺این پدر بی نظیر 23 سال از عمرش رو به نظافت در دانشگاه بوستون گذروندچون طبق قانون فرزندان مستخدمها میتوانند رایگان وارد این دانشگاه شوند. او 5 فرزندش را به این دانشگاه معروف فرستاد.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔳⭕️سندروم اهداف کهنه در سال نو
همه ما این تجربه را داشته ایم؛ سال نو که نزدیک می شود، معمولا یکی از کارهایی که می کنیم، هدف گذاری برای سال بعد است. مثلاً اینکه در سال جدید می خواهم سالم تر غذا بخورم، وزنم را کم کنم یا بیشتر ورزش کنم. ارتباطم را با خدا یا خانواده عمیق تر و وزین تر کنم. شغل بهتری پیدا کنم. در امور عام المنفعه بیشتر نقش آفرینی کنم. انسان صادق تر و امین تری باشم. سیگار را کنار بگذارم. زبان انگلیسی ام را تقویت کنم. دو کتاب تدوین کنم و تصمیمات دیگری از این قبیل.
اما این مساله جهانی و فراگیر است. تقریبا همه آدم ها چنین تجربیاتی داشته اند. تحقیقاتی در این زمینه انجام شده که نشان می دهد بطور متوسط تنها 8 درصد افراد به اهدافی که در ابتدای سال به آن فکر کرده بودند و در موردش تصمیم گرفته بودند می رسند! و نکته جالب تر اینکه تقریبا این تصمیمات و اهداف هر سال ثابت هستند و تنها افراد در ابتدای هر سال جدید آن ها را به خود یادآوری مجدد می کنند! حتی آنقدر این مسئله فراگیر است که واژه ای هم برایش گفته می شود؛ سندورم سال جدید که شاید بهتر باشد بگوییم سندروم اهداف کهنه در سالِ جدید! تصمیمات بزرگ، اما غیرعملی و فراموش شدنی تا ابتدای سال بعد که دوباره سر و کله شان پیدا می شود!
علت این سندروم چیست؟ مطالعاتی که در این زمینه انجام شده چهار اشتباه را ریشه این سندروم می داند: اول: عدم تمرکز یعنی تعریف تعداد زیادی موضوع برای تغییر در یک سال! دوم: شروع اشتباه یعنی آغاز از چیزهای که عادت های خیلی جدی ما هستند و به این راحتی ها نمی شود آن ها را تغییر داد! سوم: ماندن در هدف یعنی نداشتن برنامه عملیاتی زمان بندی شده برای اهداف سال جدیدمان! و چهارم: ذهنیت کوتاه مدت که باعث می شود هر چه زودتر منتظر نتیجه باشیم چرا که مواردی که زمان بر باشد را اصلا دوست نداریم!
☑️⭕️تجویز راهبردی:
برای رهایی از این سندروم چه می توان کرد؟ به این پنج توصیه توجه جدی کنید!
1: نقطه تمرکز اصلی را مشخص کنید. ما هر سال در سفر زندگی مان به منزلگاه های مختلفی می رسیم و از آن ها عبور می کنیم. هر کدام از این منزلگاه ها ما را تبدیل به آدم جدیدی می کند. آن منزل گاهی که اگر به آن برسم تبدیل به آدم جدیدی می شوم چیست؟ روی این موضوع خوب فکر کنید. بعد از پاسخ دادن به این سوال می توانید یک نقطه کانونی برای سال جدید تعریف کنید. برای مثال یکی از نویسندگان اثرگذار فضای مجازی می گوید من در سال 2014 دنبال سلامتی بودم؛ سال 2015 استقلال مالی، سال 2016 دنبال کردن علایقم و سال 2017 رشد کسب و کارم. نقطه کانونی (منزلگاه) کمک مان می کند تا تمرکز ویژه ای روی یکی از ابعاد شخصی مان داشته باشیم.
2: نقاط پیرامونی را نیز تعریف کنید. شما قرار نیست در طول سال فقط یک کار انجام دهید بنابراین می توانید چندین هدف پیرامونی نیز تعریف کنید.
3: اهداف را در هم بکوبید و خرد کنید. تا آنجا که می توانید اهداف بزرگ تر را کوچک کنید و سپس برایش زمان بگذارید. مثلا برای یادگیری زبان بگویید که تا آخر بهار این 4 کتاب را مطالعه می کنم. تا آخر تابستان 500 ساعت فایل صوتی گوش می کنم و ....
4: دو دشمن بزرگ را زیرنظر بگیرید و برایشان برنامه ويژه داشته باشید. اولی فراموشکاری و دومی ناامیدی. برای فراموش کاری می توانید از اپلیکیشن های مختلف برنامه ریزی استفاده کنید تا اهداف فراموش تان نشود و برای ناامیدی یک جمله به خودتان بگویید من بین این دو گزینه اولی را انتخاب می کنم: گزینه اول اینکه اهدافی را تعیین کنم و فقط به بخش کوچکی از آن برسم. گزینه دوم اینکه اصلا هدفی نداشته باشم. من شکست در رسیدن کامل به اهداف را به آرامش بی هدفی ترجیح می دهم.
5: به هیچ وجه برای اسفند برنامه ریزی نکنید. تمام زمان بندی تان تا بهمن ماه سال آینده باشد. آن ماه را بگذارید برای فرجه اطمینان که اگر هدفی به هر دلیلی کش آمد در آن ماه انجام شود. سال افراد هوشمند 11 ماه دارد.
خداوند در کتاب آسمانی ما را دعوت می کند به اینکه به نشانه مهربانی او بنگریم و ببینیم چگونه زمین، پس از مرگش دوباره زنده میشود و دریابیم که او براستی زنده کنندة مردگان است. خداوند گردش ایام را بهانه ای برای شروع مجدد قرار داده است. به قول یک اندیشمند معاصر، گرچه هر روز به ما اجازه می دهد که یک شروع تازه داشته باشیم، اما شروع سال جدید یک شروع روی همه شروع های هر روزمان است! سال تان سرشار از نشانه های خدا.
✔️نوشته مشترک وحید شامخی و مجتبی لشکربلوکی
❤️🍀 @filsofak
🔳⭕️سندروم اهداف کهنه در سال نو
همه ما این تجربه را داشته ایم؛ سال نو که نزدیک می شود، معمولا یکی از کارهایی که می کنیم، هدف گذاری برای سال بعد است. مثلاً اینکه در سال جدید می خواهم سالم تر غذا بخورم، وزنم را کم کنم یا بیشتر ورزش کنم. ارتباطم را با خدا یا خانواده عمیق تر و وزین تر کنم. شغل بهتری پیدا کنم. در امور عام المنفعه بیشتر نقش آفرینی کنم. انسان صادق تر و امین تری باشم. سیگار را کنار بگذارم. زبان انگلیسی ام را تقویت کنم. دو کتاب تدوین کنم و تصمیمات دیگری از این قبیل.
اما این مساله جهانی و فراگیر است. تقریبا همه آدم ها چنین تجربیاتی داشته اند. تحقیقاتی در این زمینه انجام شده که نشان می دهد بطور متوسط تنها 8 درصد افراد به اهدافی که در ابتدای سال به آن فکر کرده بودند و در موردش تصمیم گرفته بودند می رسند! و نکته جالب تر اینکه تقریبا این تصمیمات و اهداف هر سال ثابت هستند و تنها افراد در ابتدای هر سال جدید آن ها را به خود یادآوری مجدد می کنند! حتی آنقدر این مسئله فراگیر است که واژه ای هم برایش گفته می شود؛ سندورم سال جدید که شاید بهتر باشد بگوییم سندروم اهداف کهنه در سالِ جدید! تصمیمات بزرگ، اما غیرعملی و فراموش شدنی تا ابتدای سال بعد که دوباره سر و کله شان پیدا می شود!
علت این سندروم چیست؟ مطالعاتی که در این زمینه انجام شده چهار اشتباه را ریشه این سندروم می داند: اول: عدم تمرکز یعنی تعریف تعداد زیادی موضوع برای تغییر در یک سال! دوم: شروع اشتباه یعنی آغاز از چیزهای که عادت های خیلی جدی ما هستند و به این راحتی ها نمی شود آن ها را تغییر داد! سوم: ماندن در هدف یعنی نداشتن برنامه عملیاتی زمان بندی شده برای اهداف سال جدیدمان! و چهارم: ذهنیت کوتاه مدت که باعث می شود هر چه زودتر منتظر نتیجه باشیم چرا که مواردی که زمان بر باشد را اصلا دوست نداریم!
☑️⭕️تجویز راهبردی:
برای رهایی از این سندروم چه می توان کرد؟ به این پنج توصیه توجه جدی کنید!
1: نقطه تمرکز اصلی را مشخص کنید. ما هر سال در سفر زندگی مان به منزلگاه های مختلفی می رسیم و از آن ها عبور می کنیم. هر کدام از این منزلگاه ها ما را تبدیل به آدم جدیدی می کند. آن منزل گاهی که اگر به آن برسم تبدیل به آدم جدیدی می شوم چیست؟ روی این موضوع خوب فکر کنید. بعد از پاسخ دادن به این سوال می توانید یک نقطه کانونی برای سال جدید تعریف کنید. برای مثال یکی از نویسندگان اثرگذار فضای مجازی می گوید من در سال 2014 دنبال سلامتی بودم؛ سال 2015 استقلال مالی، سال 2016 دنبال کردن علایقم و سال 2017 رشد کسب و کارم. نقطه کانونی (منزلگاه) کمک مان می کند تا تمرکز ویژه ای روی یکی از ابعاد شخصی مان داشته باشیم.
2: نقاط پیرامونی را نیز تعریف کنید. شما قرار نیست در طول سال فقط یک کار انجام دهید بنابراین می توانید چندین هدف پیرامونی نیز تعریف کنید.
3: اهداف را در هم بکوبید و خرد کنید. تا آنجا که می توانید اهداف بزرگ تر را کوچک کنید و سپس برایش زمان بگذارید. مثلا برای یادگیری زبان بگویید که تا آخر بهار این 4 کتاب را مطالعه می کنم. تا آخر تابستان 500 ساعت فایل صوتی گوش می کنم و ....
4: دو دشمن بزرگ را زیرنظر بگیرید و برایشان برنامه ويژه داشته باشید. اولی فراموشکاری و دومی ناامیدی. برای فراموش کاری می توانید از اپلیکیشن های مختلف برنامه ریزی استفاده کنید تا اهداف فراموش تان نشود و برای ناامیدی یک جمله به خودتان بگویید من بین این دو گزینه اولی را انتخاب می کنم: گزینه اول اینکه اهدافی را تعیین کنم و فقط به بخش کوچکی از آن برسم. گزینه دوم اینکه اصلا هدفی نداشته باشم. من شکست در رسیدن کامل به اهداف را به آرامش بی هدفی ترجیح می دهم.
5: به هیچ وجه برای اسفند برنامه ریزی نکنید. تمام زمان بندی تان تا بهمن ماه سال آینده باشد. آن ماه را بگذارید برای فرجه اطمینان که اگر هدفی به هر دلیلی کش آمد در آن ماه انجام شود. سال افراد هوشمند 11 ماه دارد.
خداوند در کتاب آسمانی ما را دعوت می کند به اینکه به نشانه مهربانی او بنگریم و ببینیم چگونه زمین، پس از مرگش دوباره زنده میشود و دریابیم که او براستی زنده کنندة مردگان است. خداوند گردش ایام را بهانه ای برای شروع مجدد قرار داده است. به قول یک اندیشمند معاصر، گرچه هر روز به ما اجازه می دهد که یک شروع تازه داشته باشیم، اما شروع سال جدید یک شروع روی همه شروع های هر روزمان است! سال تان سرشار از نشانه های خدا.
✔️نوشته مشترک وحید شامخی و مجتبی لشکربلوکی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌿پیامدهای خودشیفتگی
زمانی که هر فرد انسانی میان خودش و دیگران تفاوتی شگرف می بیند و هر آنچه برای خود حق می پندارد برای دیگری ناحق می داند و به عکس آن و زمانی که همدلی و مشابهتی میان خود و سایرین نمی بیند و نسبت به غیر خود کاملا بی تفاوت و گاهی بی رحم است، وی دچار خودشیفتگی است.
خودشیفتگی منجر می شود تا ما از زندگی واقعی و سالم دور بمانیم و تصوری افراطی از شخصیت خود داشته باشیم. خودشیفتگی، حقیقت طلبی را می سوزاند و واقع گرایی را کور می کند؛ گویا هماره خود را در آیینه ای محدب می نگریم و عظمت و شکوه بی پایه و اساسی را به خود نسبت می دهیم ...
ما هماره انسان های خودشیفته ای را در زندگی مان دیده ایم که چونان قلکی توخالی با سر و صدایی زیاد، احوالاتمان را به اشمئزاز نزدیک کرده اند، اما شاید این وجه ناپسند را در خود ندیده ایم، وجهی که به ما اجازه داده، از انسان دیدن دیگران و از حق بهره بردن هر آنچه که ما برای خود حق می دانیم محرومشان کنیم. زمانی که خودشیفته ایم از واقعیت وجودی خود توهمی مالیخولیایی داریم و چنین توهمی را می خواهیم به دیگران تزریق کنیم ..
خودشیفتگی پیامدهای بسیار خطرناکی را برای انسان به ارمغان می آورد. ما در اینجا 4 پیامد شاخص تر آن را که هم برای فرد و هم برای محیط او حاصل می آید را بر می شمریم:
1. پیش داوری: من پیش از مواجهه با هر فردی یا هر محیطی، درباره اش حکم می کنم، حکمی پیش از مواجهه و پیش از تجربه و درک، فقط به این دلیل که آن فرد یا محیط غیر از من یا غیر از گروه من است و چون تعلقی به من ندارد و من بسیار از خود راضی هستم، حق دارم حکم یا قضاوتی را نادانسته و نیازموده اعلام کنم.
2. جزم و جمود/ دگماتیزم: صاحب عقیده یا باوری هستم که به هیچ وجه من الوجوه نمی توانم بدان تگ یا نکته یا اشارتی یا استثنایی یا ... را به آن بچسبانم و محال بدانم که عقیده ام غلط باشد. هماره بر این باور باشم که دارای باور صادق موجه هستم.
3. تعصب: به انسانی یا تفکری وفادار شوم و با آن دست بیعت و وفاداری بدهم، به هر دلیلی این انسان یا تفکر فاسد و شرور و ظالم از کار در بیاید، اما من همچنان بر این وفاداری پایدار بمانم و پابرجا و نخواهم اشتباهات یا ظلم یا ... ناشی از آن تفکر یا فرد یا ... را که بدان وفادار ماندم را ببینم یا انکار یا توجیه کنم؛ به این دلیل که نمی توانم بپذیرم وفاداری ام غلط است و من در گزینش خود خطا کرده ام و روی گزینش غلط خود همچنان پافشاری نمایم.
4. بی مدارایی / بی رواداری / بی روا شماری: من طرز زیست ها و طرز اندیشه های دیگر را دارای حق حیات ندانم، تنها طرز زیست و طرز اندیشه خود را صاحب حق حیات بدانم و تنها صاحب حق واقعی بپندارم؛ به این دلیل که آن طرز زیست ها و طرز اندیشه ها متعلق به من نیستند، پس حقی ندارند که حیات داشته باشند. (تفتیش عقاید یکی از پیامدهای بی مدارایی و خودشیفتگی است که در واقع یعنی عدم تحمل باورهای متفاوت و نه تنوع زیستن؛ در واقع نه تنها دگرزیستی تحمل نمی شود که دگر اندیشی را نیز تحمل نمی کند). یعنی تنها طرز اندیشه من و زیست من درست است!!!
اریش فروم بر این باور است که اخلاقی زیستن، خودشیفتگی را از بین می برد و به تبع آن این چهار فرزند ناخلف از بین رفته و در نتیجه زندگی بهتری برای انسان ها حاصل می آید.
در نتیجه اولین گام ما برای واقع گرا بودن و حقیقت طلبی، زیر پا نهادن خودشیفتگی است؛ خودشیفتگی که با خودکاوی واقعی می توان کنار نهاده شود. البته این به معنای ندیدن حق حیات و حق انسانی خودمان برای زیستن نیست. متاسفانه ما همواره تعادل را گم می کنیم، یعنی یا از یک سوی بام می افتیم و گاه از سویی دیگر؛ یا اینقدر خودمان را بیهوده بزرگ می کنیم که هیچ چیز و هیچ کس را نمی بینیم و یا اینقدر کوچک می کنیم و ذره که دیگر حقی را برای خودمان به عنوان یک انسان قائل نمی شویم. همه ما انسانیم و حق حیات داریم، حقی برابر که نه تحمیلی است و نه ناچیز و بی ارزش.
برگرفته ای از درس گفتارهای روانشناسی اخلاق #استاد_مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
🌿پیامدهای خودشیفتگی
زمانی که هر فرد انسانی میان خودش و دیگران تفاوتی شگرف می بیند و هر آنچه برای خود حق می پندارد برای دیگری ناحق می داند و به عکس آن و زمانی که همدلی و مشابهتی میان خود و سایرین نمی بیند و نسبت به غیر خود کاملا بی تفاوت و گاهی بی رحم است، وی دچار خودشیفتگی است.
خودشیفتگی منجر می شود تا ما از زندگی واقعی و سالم دور بمانیم و تصوری افراطی از شخصیت خود داشته باشیم. خودشیفتگی، حقیقت طلبی را می سوزاند و واقع گرایی را کور می کند؛ گویا هماره خود را در آیینه ای محدب می نگریم و عظمت و شکوه بی پایه و اساسی را به خود نسبت می دهیم ...
ما هماره انسان های خودشیفته ای را در زندگی مان دیده ایم که چونان قلکی توخالی با سر و صدایی زیاد، احوالاتمان را به اشمئزاز نزدیک کرده اند، اما شاید این وجه ناپسند را در خود ندیده ایم، وجهی که به ما اجازه داده، از انسان دیدن دیگران و از حق بهره بردن هر آنچه که ما برای خود حق می دانیم محرومشان کنیم. زمانی که خودشیفته ایم از واقعیت وجودی خود توهمی مالیخولیایی داریم و چنین توهمی را می خواهیم به دیگران تزریق کنیم ..
خودشیفتگی پیامدهای بسیار خطرناکی را برای انسان به ارمغان می آورد. ما در اینجا 4 پیامد شاخص تر آن را که هم برای فرد و هم برای محیط او حاصل می آید را بر می شمریم:
1. پیش داوری: من پیش از مواجهه با هر فردی یا هر محیطی، درباره اش حکم می کنم، حکمی پیش از مواجهه و پیش از تجربه و درک، فقط به این دلیل که آن فرد یا محیط غیر از من یا غیر از گروه من است و چون تعلقی به من ندارد و من بسیار از خود راضی هستم، حق دارم حکم یا قضاوتی را نادانسته و نیازموده اعلام کنم.
2. جزم و جمود/ دگماتیزم: صاحب عقیده یا باوری هستم که به هیچ وجه من الوجوه نمی توانم بدان تگ یا نکته یا اشارتی یا استثنایی یا ... را به آن بچسبانم و محال بدانم که عقیده ام غلط باشد. هماره بر این باور باشم که دارای باور صادق موجه هستم.
3. تعصب: به انسانی یا تفکری وفادار شوم و با آن دست بیعت و وفاداری بدهم، به هر دلیلی این انسان یا تفکر فاسد و شرور و ظالم از کار در بیاید، اما من همچنان بر این وفاداری پایدار بمانم و پابرجا و نخواهم اشتباهات یا ظلم یا ... ناشی از آن تفکر یا فرد یا ... را که بدان وفادار ماندم را ببینم یا انکار یا توجیه کنم؛ به این دلیل که نمی توانم بپذیرم وفاداری ام غلط است و من در گزینش خود خطا کرده ام و روی گزینش غلط خود همچنان پافشاری نمایم.
4. بی مدارایی / بی رواداری / بی روا شماری: من طرز زیست ها و طرز اندیشه های دیگر را دارای حق حیات ندانم، تنها طرز زیست و طرز اندیشه خود را صاحب حق حیات بدانم و تنها صاحب حق واقعی بپندارم؛ به این دلیل که آن طرز زیست ها و طرز اندیشه ها متعلق به من نیستند، پس حقی ندارند که حیات داشته باشند. (تفتیش عقاید یکی از پیامدهای بی مدارایی و خودشیفتگی است که در واقع یعنی عدم تحمل باورهای متفاوت و نه تنوع زیستن؛ در واقع نه تنها دگرزیستی تحمل نمی شود که دگر اندیشی را نیز تحمل نمی کند). یعنی تنها طرز اندیشه من و زیست من درست است!!!
اریش فروم بر این باور است که اخلاقی زیستن، خودشیفتگی را از بین می برد و به تبع آن این چهار فرزند ناخلف از بین رفته و در نتیجه زندگی بهتری برای انسان ها حاصل می آید.
در نتیجه اولین گام ما برای واقع گرا بودن و حقیقت طلبی، زیر پا نهادن خودشیفتگی است؛ خودشیفتگی که با خودکاوی واقعی می توان کنار نهاده شود. البته این به معنای ندیدن حق حیات و حق انسانی خودمان برای زیستن نیست. متاسفانه ما همواره تعادل را گم می کنیم، یعنی یا از یک سوی بام می افتیم و گاه از سویی دیگر؛ یا اینقدر خودمان را بیهوده بزرگ می کنیم که هیچ چیز و هیچ کس را نمی بینیم و یا اینقدر کوچک می کنیم و ذره که دیگر حقی را برای خودمان به عنوان یک انسان قائل نمی شویم. همه ما انسانیم و حق حیات داریم، حقی برابر که نه تحمیلی است و نه ناچیز و بی ارزش.
برگرفته ای از درس گفتارهای روانشناسی اخلاق #استاد_مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﺍﻧﺴﺎﻥِ «ﺳﺴﺖ مغز» ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ «ﺗﻐﯿﯿﺮ» ﻣﯿﺘﺮﺳﺪ
ﺍﻭ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ «ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﮔﯽ» ﺍﺳﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩ
ﺩﺭﺩِ ﺩﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﺗﺎﺯه ﺍﺳﺖ
#مارتین_ﻟﻮﺗﺮکینگ
❤️🍀 @filsofak
ﺍﻭ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ «ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﮔﯽ» ﺍﺳﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩ
ﺩﺭﺩِ ﺩﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﺗﺎﺯه ﺍﺳﺖ
#مارتین_ﻟﻮﺗﺮکینگ
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ما کودکان دوره فترت ایم. در فاصله بین احتضار خدایان و مرگ قریب الوقوع شان جای گرفته ایم. نه ایمان "مولوی" را داریم و نه تجربه ی هولناک "کافکا" را. نه دنیای رنگین "رضا عباسی" را می شناسیم و نه روح جنون زده "ون گوک" را. نه خلوت با خود داریم و نه تنهای تنهاییم. نه توکل بر خدا داریم و نه مدعی اش هستیم. نه مجهز به تسلیم ایم و نه مجهز به قدرت هیولایی نفی. بی هویتی اکنون هویت ماست!
آسیا در برابر غرب
داریوش شایگان
❤️🍀 @filsofak
ما کودکان دوره فترت ایم. در فاصله بین احتضار خدایان و مرگ قریب الوقوع شان جای گرفته ایم. نه ایمان "مولوی" را داریم و نه تجربه ی هولناک "کافکا" را. نه دنیای رنگین "رضا عباسی" را می شناسیم و نه روح جنون زده "ون گوک" را. نه خلوت با خود داریم و نه تنهای تنهاییم. نه توکل بر خدا داریم و نه مدعی اش هستیم. نه مجهز به تسلیم ایم و نه مجهز به قدرت هیولایی نفی. بی هویتی اکنون هویت ماست!
آسیا در برابر غرب
داریوش شایگان
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در جواب به سوال کسی که می گوید «فلسفه» به چه کار می آید؟ جواب باید ستیزه جویانه باشد. چرا که پرسش کنایه آمیز و نیش دار است. فلسفه نه به دولت خدمت می کند و نه به کلیسا، که هردو دغدغه های دیگری دارند. فلسفه به خدمت هیچ قوه ی مستقری در نمی آید. کار فلسفه ناراحت کردن است. فلسفه ای که هیچکس را ناراحت نکند و با هیچکس ضدیت نورزد فلسفه نیست. کار فلسفه آزردن حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل می کند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشا کردن پستی های اندیشه در تمامی اشکالش، آیا جز فلسفه رشته ای هست که به نقد تمامی رازآمیزگری ها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشند همت گمارد؟
ژیل دُلوز
❤️🍀 @filsofak
در جواب به سوال کسی که می گوید «فلسفه» به چه کار می آید؟ جواب باید ستیزه جویانه باشد. چرا که پرسش کنایه آمیز و نیش دار است. فلسفه نه به دولت خدمت می کند و نه به کلیسا، که هردو دغدغه های دیگری دارند. فلسفه به خدمت هیچ قوه ی مستقری در نمی آید. کار فلسفه ناراحت کردن است. فلسفه ای که هیچکس را ناراحت نکند و با هیچکس ضدیت نورزد فلسفه نیست. کار فلسفه آزردن حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل می کند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشا کردن پستی های اندیشه در تمامی اشکالش، آیا جز فلسفه رشته ای هست که به نقد تمامی رازآمیزگری ها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشند همت گمارد؟
ژیل دُلوز
❤️🍀 @filsofak
ترجمه: شجاعتش را داشته باشید که آن چیزی را که میخواهید، بگویید، نه آن چیزی را مردم دوست دارند بشنوند.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
به شیوه ی نیاکانم عاشق می شوم
انگار دوران مدرن اندیشه هایش را برای عقل من نفرستاده است
به شیوه نیاکانم مالیخولیا گرفته ام
یاد نگرفتم
در بستر تو آرام بگیرم
پاهایم را برهنه روبرویت بگذارم
سیگاری دود کنم
جرعه ای بنوشم
از فلسفه های کانت و مارکس بگویم
از اندیشه های سارتر سخنی بگویم
برای خوابیدن با تو از دوبوار مثالی بزنم
و شعرهای الیوت را بگذارم کنار بودلر و بگویم خودم سروده ام
تنها به شیوه نیاکانم
پشت پرده ای می نشینم
حجله ای زیبا مهیا می کنم
تا تو بعد ازنبردی خونین بیایی
خودت پیراهنم را بگشایی
بیشتر ازاین شرم دارم برایت بنویسم
تو خودت به شیوه های فلسفه ی امروز معنایش کن
عاشقی من همین است 💛
#فاطمه_ناعوت
#شعر_عرب
❤️🍀 @filsofak
به شیوه ی نیاکانم عاشق می شوم
انگار دوران مدرن اندیشه هایش را برای عقل من نفرستاده است
به شیوه نیاکانم مالیخولیا گرفته ام
یاد نگرفتم
در بستر تو آرام بگیرم
پاهایم را برهنه روبرویت بگذارم
سیگاری دود کنم
جرعه ای بنوشم
از فلسفه های کانت و مارکس بگویم
از اندیشه های سارتر سخنی بگویم
برای خوابیدن با تو از دوبوار مثالی بزنم
و شعرهای الیوت را بگذارم کنار بودلر و بگویم خودم سروده ام
تنها به شیوه نیاکانم
پشت پرده ای می نشینم
حجله ای زیبا مهیا می کنم
تا تو بعد ازنبردی خونین بیایی
خودت پیراهنم را بگشایی
بیشتر ازاین شرم دارم برایت بنویسم
تو خودت به شیوه های فلسفه ی امروز معنایش کن
عاشقی من همین است 💛
#فاطمه_ناعوت
#شعر_عرب
❤️🍀 @filsofak
گاهي بايد به دور خود
يک ديوار تنهايي کشيد
نه براي اينکه
ديگران را از خودت دور کني
بلکه ببيني چه کسي
براي ديدنت
ديوار را خراب مي کند
#ژان_پل_سارتر
❤️🍀 @filsofak
يک ديوار تنهايي کشيد
نه براي اينکه
ديگران را از خودت دور کني
بلکه ببيني چه کسي
براي ديدنت
ديوار را خراب مي کند
#ژان_پل_سارتر
❤️🍀 @filsofak