This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 جهان چگونه میمیرد؟
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
تو را می خواهم
برای پرسه زدن های شب عید
نشان کردن یک جفت ماهی قرمز
تو را می خواهم
برای صبح
برای ظهر
برای شب
برای همه ی عمر
نادر ابراهیمی
❤️🍀 @filsofak
تو را می خواهم
برای پرسه زدن های شب عید
نشان کردن یک جفت ماهی قرمز
تو را می خواهم
برای صبح
برای ظهر
برای شب
برای همه ی عمر
نادر ابراهیمی
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#دانش_و_اندیشه
#ستاره_شناسی
#عظمت_هستی
زیباترین کلیپ ناسا درباره #عظمت_هستی که هر شخصی با دیدن آن دچار بحران وجودی می شود.
#با_زیرنویس_فارسی
❤️🍀 @filsofak
#ستاره_شناسی
#عظمت_هستی
زیباترین کلیپ ناسا درباره #عظمت_هستی که هر شخصی با دیدن آن دچار بحران وجودی می شود.
#با_زیرنویس_فارسی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
❣ یک دقیقه مطالعه
زن بودن در جهان مردسالار کار دشواری است ولی زن بودن در جامعه ی ایرانی
به نظر دشوار تر می آید.
جامعه ای که پُر است از ما مردان بلاتکلیف
زندگی در کنار ما مردانی که همه چیز را با هم میخواهیم خود نوعی خشونت است.
پدران ما از مادرانمان تنها خانم خانه بودن را می خواستند. آنها دوست داشتند همسرشان مهربان باشد و مادری خوب که فرزندان شان را به شایستگی تربیت کند.
اما امروزه ما به اینها کفایت نمیکنیم، دختری را میپسندیم که علاوه بر اینها مانند باربی باشد و کوچکترین ضعفی در ظاهرش وجود نداشته باشد، اندامش مانند ورزشکاران حرفه ای باشد و در عین حال تحصیل کرده و شاغل هم باشد و بتواند بخشی از هزینه های خانواده را هم پرداخت کند، هم بسیار دانا باشد و هم خنگ و بامزه، هم به لحاظ مالی مستقل باشد و در عین حال حرف گوش کن.
زندگی در چنین فضایی همانند تجربهی نوعی خشونت است و خشونتی پنهان که به صورت اضطرابی همیشگی برای شایسته بودن خود را نشان می دهد.
البته کار به اینجا هم ختم نمی شود
زنان جامعهی ما همواره در فضای ارزش های متناقض زندگی میکنند، یعنی از سویی جامعه مدام آنها را سوق می دهد به زیباتر شدن، عمل کردن، استفاده از لوازم زیبایی و...
و از سوی دیگر همین رفتارهای آنها را به باد تمسخر می گیرد که زنان موجوداتی سطحی و دست و پاچلفتی و دور از اجتماع و... هستند.
از سوی دیگر از آنها میخواهیم که در اجتماع حضور داشته باشند و استقلال مالی پیدا کنند و در عین حال پیشرفت آنها حجم زیادی از حسادت و خشم را در ما بر می انگیزد و نگرانیم نکند که یک زن از ما جلو بزند. از او می خواهیم در عین حال هم به لحاظ مالی مستقل باشد و هم مانند مادرانمان بگوید چشم.
تازه اگر زنی در این اجتماع بتواند بر کلیشه های جنسیتی غلبه کند و خود را به سطوح بالای اجتماعی برساند، در بسیاری از موارد نه تنها تحسین نمی شود بلکه با لقبهایی مانند زن سیبیلو و زنی که شبیه مردان است و... تحقیر میشود.
زن بودن در جامعهی بلاتکلیف ایران یعنی تجربهی مداوم انواع خشونتهای پنهان و آشکار.
مقام زن را ارج بنهید. او را همانطور که هست دوست بدارید و چیزی را به او تحمیل نکنید.
👤ناصر سبزیانپور (رواندرمانگر)
❤️🍀 @filsofak
❣ یک دقیقه مطالعه
زن بودن در جهان مردسالار کار دشواری است ولی زن بودن در جامعه ی ایرانی
به نظر دشوار تر می آید.
جامعه ای که پُر است از ما مردان بلاتکلیف
زندگی در کنار ما مردانی که همه چیز را با هم میخواهیم خود نوعی خشونت است.
پدران ما از مادرانمان تنها خانم خانه بودن را می خواستند. آنها دوست داشتند همسرشان مهربان باشد و مادری خوب که فرزندان شان را به شایستگی تربیت کند.
اما امروزه ما به اینها کفایت نمیکنیم، دختری را میپسندیم که علاوه بر اینها مانند باربی باشد و کوچکترین ضعفی در ظاهرش وجود نداشته باشد، اندامش مانند ورزشکاران حرفه ای باشد و در عین حال تحصیل کرده و شاغل هم باشد و بتواند بخشی از هزینه های خانواده را هم پرداخت کند، هم بسیار دانا باشد و هم خنگ و بامزه، هم به لحاظ مالی مستقل باشد و در عین حال حرف گوش کن.
زندگی در چنین فضایی همانند تجربهی نوعی خشونت است و خشونتی پنهان که به صورت اضطرابی همیشگی برای شایسته بودن خود را نشان می دهد.
البته کار به اینجا هم ختم نمی شود
زنان جامعهی ما همواره در فضای ارزش های متناقض زندگی میکنند، یعنی از سویی جامعه مدام آنها را سوق می دهد به زیباتر شدن، عمل کردن، استفاده از لوازم زیبایی و...
و از سوی دیگر همین رفتارهای آنها را به باد تمسخر می گیرد که زنان موجوداتی سطحی و دست و پاچلفتی و دور از اجتماع و... هستند.
از سوی دیگر از آنها میخواهیم که در اجتماع حضور داشته باشند و استقلال مالی پیدا کنند و در عین حال پیشرفت آنها حجم زیادی از حسادت و خشم را در ما بر می انگیزد و نگرانیم نکند که یک زن از ما جلو بزند. از او می خواهیم در عین حال هم به لحاظ مالی مستقل باشد و هم مانند مادرانمان بگوید چشم.
تازه اگر زنی در این اجتماع بتواند بر کلیشه های جنسیتی غلبه کند و خود را به سطوح بالای اجتماعی برساند، در بسیاری از موارد نه تنها تحسین نمی شود بلکه با لقبهایی مانند زن سیبیلو و زنی که شبیه مردان است و... تحقیر میشود.
زن بودن در جامعهی بلاتکلیف ایران یعنی تجربهی مداوم انواع خشونتهای پنهان و آشکار.
مقام زن را ارج بنهید. او را همانطور که هست دوست بدارید و چیزی را به او تحمیل نکنید.
👤ناصر سبزیانپور (رواندرمانگر)
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
بگذار دیگران شکوه کنند که عصر ما عصر شرارت است؛ شکوه من این است که عصر ما عصر بیچارگی است، چون شور ندارد.
فکر آدمها ضعیف و سست است مثل نخ باریک... آنچه در دل می پرورانند حقیرتر از آن است که گناهکارانه باشد... شهوتشان بی قوت و بی هیجان است، شور در دلشان خفته است.
وظیفه شان را انجام می دهند... برای همین است که روح من همواره به سوی عهد عتیق بازمی گردد و به سوی شکسپیر.
احساس میکنم دست کم آنهایی که آنجا حرف می زنند آدمند: نفرت می ورزند، عشق می ورزند، دشمنانشان را می کشند، اخلافشان را نسل اندر نسل نفرین می کنند، گناه می کنند.
(برگرفته از کتاب ترس و لرز نوشته کیرگگورد)
این قطعه از منظر یک پیرو شیوه زیباشناختی زندگی نوشته شده است، و کیرگگورد یقینا زندگی گناه آلود را توصیه نمی کند؛ اما روشن است که او کمتر دلنگران گناه کردن ماست و بیشتر دلنگران این است که مبادا خودمان را به اعماق آنچه میکنیم پرتاب نکنیم.
...اگر چه "شور سوختن آدمی است" اما در عین حال "برخاستنش از میان شعله ها هم هست."
ولی اکثر آدمها همچنان محتاطند، و می ترسند مبادا دل به چیزی کاذب بسپارند. آدمها از شور بیمناکند، زیرا شور پرخطر است.
سوزان_لی_اندرسون 👤
فلسفه_کیرکگارد 📚
❤️🍀 @filsofak
بگذار دیگران شکوه کنند که عصر ما عصر شرارت است؛ شکوه من این است که عصر ما عصر بیچارگی است، چون شور ندارد.
فکر آدمها ضعیف و سست است مثل نخ باریک... آنچه در دل می پرورانند حقیرتر از آن است که گناهکارانه باشد... شهوتشان بی قوت و بی هیجان است، شور در دلشان خفته است.
وظیفه شان را انجام می دهند... برای همین است که روح من همواره به سوی عهد عتیق بازمی گردد و به سوی شکسپیر.
احساس میکنم دست کم آنهایی که آنجا حرف می زنند آدمند: نفرت می ورزند، عشق می ورزند، دشمنانشان را می کشند، اخلافشان را نسل اندر نسل نفرین می کنند، گناه می کنند.
(برگرفته از کتاب ترس و لرز نوشته کیرگگورد)
این قطعه از منظر یک پیرو شیوه زیباشناختی زندگی نوشته شده است، و کیرگگورد یقینا زندگی گناه آلود را توصیه نمی کند؛ اما روشن است که او کمتر دلنگران گناه کردن ماست و بیشتر دلنگران این است که مبادا خودمان را به اعماق آنچه میکنیم پرتاب نکنیم.
...اگر چه "شور سوختن آدمی است" اما در عین حال "برخاستنش از میان شعله ها هم هست."
ولی اکثر آدمها همچنان محتاطند، و می ترسند مبادا دل به چیزی کاذب بسپارند. آدمها از شور بیمناکند، زیرا شور پرخطر است.
سوزان_لی_اندرسون 👤
فلسفه_کیرکگارد 📚
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
لازمهی فیلسوفبودن این است که متن فلسفی را طوری نخوانیم که گویی بهحدی موثق است که جز پذیرفتن آن کار دیگری برایمان نمانده است، بلکه باید آن را یکی از طرفهای گفتوگویی محسوب کنیم که خود ما نیز در آن شریکایم. باید موضوع را نقادانه بخوانیم، البته نقدی که سازنده است. باید بین جستوجوی نادرستیهای استدلال و جستوجوی حقایق و بصیرتهای موجود در استدلال توازن برقرار کنیم.
مسائل کلیدی فلسفه | جولیان باجینی | ترجمهی حمیده بحرینی
❤️🍀 @filsofak
لازمهی فیلسوفبودن این است که متن فلسفی را طوری نخوانیم که گویی بهحدی موثق است که جز پذیرفتن آن کار دیگری برایمان نمانده است، بلکه باید آن را یکی از طرفهای گفتوگویی محسوب کنیم که خود ما نیز در آن شریکایم. باید موضوع را نقادانه بخوانیم، البته نقدی که سازنده است. باید بین جستوجوی نادرستیهای استدلال و جستوجوی حقایق و بصیرتهای موجود در استدلال توازن برقرار کنیم.
مسائل کلیدی فلسفه | جولیان باجینی | ترجمهی حمیده بحرینی
❤️🍀 @filsofak
👏1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
چه فکر میکنی،
جهان چو آبگینۀ شکستهایست
که سرو هم در او شکسته مینُمایدت
چُنان نشسته کوه در کمین درههای این غروبِ تنگ،
که راهْ بسته مینُمایدت
زمانِ بیکرانه را
تو با شمار عمر ما مسنج
به پای او دمیست این درنگ درد و رنج
بهسان رود،
که در نشیب درّه سر به سنگ میزند، رونده باش!
امید هیچ معجزی ز مُرده نیست
زنده باش!
(هـ. الف. سایه)
❤️🍀 @bright_houses
چه فکر میکنی،
جهان چو آبگینۀ شکستهایست
که سرو هم در او شکسته مینُمایدت
چُنان نشسته کوه در کمین درههای این غروبِ تنگ،
که راهْ بسته مینُمایدت
زمانِ بیکرانه را
تو با شمار عمر ما مسنج
به پای او دمیست این درنگ درد و رنج
بهسان رود،
که در نشیب درّه سر به سنگ میزند، رونده باش!
امید هیچ معجزی ز مُرده نیست
زنده باش!
(هـ. الف. سایه)
❤️🍀 @bright_houses
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✔️سال نو
قطعا در سالی که گذشت، زندگی همه ما فراز و فرودهایی داشته و برخی اتفاقات آن بسیار به خیر و مصلحت ما بوده ـ چه خوشایند ما باشد یا نباشد ـ و برخی از وقایع یک سال گذشته هم به خیر و صلاحمان نبوده ـ هر چند خوشایند باشند یا نباشند ـ اما مهم این است که رو به جلو حرکت کنیم و از تلخی ها و شکست ها و اشتباهات گذشته تجربه بگیریم و نه تنها آنها را تکرار نکنیم بلکه آن ها را به پلی برای ترقی و حرکت به سمت کمال تبدیل کنیم.
ما معمولا در زندگی تصمیماتی برای بهتر شدن و جبران کاستی ها می گیریم ولی برخی از این تصمیمات گاها چنان بزرگ هستند که عملی کردن آن ها را به تأخیر می اندازیم یا کلا از عمل به آن تصمیمات منصرف می شویم. در این مواقع اگر بهانه ای دستمان باشد راحت تر و با انرژی بیشتری می توانیم به آن تصمیم اقدام کنیم. مثلا کسی که تا به امروز در پوشش و حجابش نقصی داشته و تصمیم می گیرد تا حد واجب و شرعی حجاب را مراعات کند، هر چند تصمیم مهم و بزرگی را گرفته اما فکر کردن به این که آیا می تواند حجاب کامل را برای همیشه داشته باشد یا نه؟ و این که برخورد اطرافیان و آشنایان و بازخورد این تغییر و تحول چه خواهد بود؟ چه بسا مانع از عمل به تصمیم شوند ولی اگر موقعیتی مثل سفر به مناطق جنگی یا حج عمره برایش فراهم شود، می تواند از این فرصت استفاده کرده و آن را بهانه قرار داده و به نقطه عطف زندگیش تبدیل کند.
واقعیت این هست که لحظه تحویل سال به خودی خود، چیز خاصی ندارد و در آن لحظه، به غیر از رسیدن لحظه اعتدال بهاری، هیچ اتفاق خاص دیگری در عالم واقع رخ نمی دهد، حتی نو شدن طبیعت و حیات هم در آن لحظه محقق نمی شود بلکه از روزها قبل این روند آغاز شده اما این لحظه به عنوان این که نقطه شروع سالی نو برای ما هست و شمارش تقویم زندگی ما از آن لحظه (هر چند به صورت اعتباری) در سالی جدید، آغاز می شود، بسیار می تواند ارزشمند باشد و می تواند یکی از بهانه های منحصر بفرد برای نو شدن و اجرایی کردن تصمیمات بزرگ باشد... این لحظه و این شروع و این روزهایی که به ظاهر نو هستند (چرا که هر روز ما روز نو و تازه ای است اگر قدرش را بدانیم) می توانند بستر اتفاقات و عملکردهای بسیار خوب، عاقلانه و خداپسندانه باشند... پس با این دید، این لحظه و این آغاز نوی سال را قدر بدانیم.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
✔️سال نو
قطعا در سالی که گذشت، زندگی همه ما فراز و فرودهایی داشته و برخی اتفاقات آن بسیار به خیر و مصلحت ما بوده ـ چه خوشایند ما باشد یا نباشد ـ و برخی از وقایع یک سال گذشته هم به خیر و صلاحمان نبوده ـ هر چند خوشایند باشند یا نباشند ـ اما مهم این است که رو به جلو حرکت کنیم و از تلخی ها و شکست ها و اشتباهات گذشته تجربه بگیریم و نه تنها آنها را تکرار نکنیم بلکه آن ها را به پلی برای ترقی و حرکت به سمت کمال تبدیل کنیم.
ما معمولا در زندگی تصمیماتی برای بهتر شدن و جبران کاستی ها می گیریم ولی برخی از این تصمیمات گاها چنان بزرگ هستند که عملی کردن آن ها را به تأخیر می اندازیم یا کلا از عمل به آن تصمیمات منصرف می شویم. در این مواقع اگر بهانه ای دستمان باشد راحت تر و با انرژی بیشتری می توانیم به آن تصمیم اقدام کنیم. مثلا کسی که تا به امروز در پوشش و حجابش نقصی داشته و تصمیم می گیرد تا حد واجب و شرعی حجاب را مراعات کند، هر چند تصمیم مهم و بزرگی را گرفته اما فکر کردن به این که آیا می تواند حجاب کامل را برای همیشه داشته باشد یا نه؟ و این که برخورد اطرافیان و آشنایان و بازخورد این تغییر و تحول چه خواهد بود؟ چه بسا مانع از عمل به تصمیم شوند ولی اگر موقعیتی مثل سفر به مناطق جنگی یا حج عمره برایش فراهم شود، می تواند از این فرصت استفاده کرده و آن را بهانه قرار داده و به نقطه عطف زندگیش تبدیل کند.
واقعیت این هست که لحظه تحویل سال به خودی خود، چیز خاصی ندارد و در آن لحظه، به غیر از رسیدن لحظه اعتدال بهاری، هیچ اتفاق خاص دیگری در عالم واقع رخ نمی دهد، حتی نو شدن طبیعت و حیات هم در آن لحظه محقق نمی شود بلکه از روزها قبل این روند آغاز شده اما این لحظه به عنوان این که نقطه شروع سالی نو برای ما هست و شمارش تقویم زندگی ما از آن لحظه (هر چند به صورت اعتباری) در سالی جدید، آغاز می شود، بسیار می تواند ارزشمند باشد و می تواند یکی از بهانه های منحصر بفرد برای نو شدن و اجرایی کردن تصمیمات بزرگ باشد... این لحظه و این شروع و این روزهایی که به ظاهر نو هستند (چرا که هر روز ما روز نو و تازه ای است اگر قدرش را بدانیم) می توانند بستر اتفاقات و عملکردهای بسیار خوب، عاقلانه و خداپسندانه باشند... پس با این دید، این لحظه و این آغاز نوی سال را قدر بدانیم.
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کارهایی که تویِ این عمرِ کوتاه نمیشه کرد.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
نذار اُبهت هیچ آدم خِبرهای تو رو بگیره.
اون بهت میگه: دوست عزیز، من بیست ساله این کارمه!
آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده!
#کورت_توخولسکی
🍀❤️ @filsofak
اون بهت میگه: دوست عزیز، من بیست ساله این کارمه!
آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده!
#کورت_توخولسکی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شاید خوشبختی واقعی در این است که باور کنیم، که خوشبختی را برای همیشه از دست دادهایم، فقط آن وقت میتوانیم بیامید یا هراس زندگی کنیم، فقط در آن زمان میتوانیم از شادیهای ناچیز که بیش از هر چیز دیگر دوام میآورند، لذت ببریم.
داستانهای کوتاه آمریکای لاتین
#روبرتو_گونسالس
❤️🍀 @filsofak
شاید خوشبختی واقعی در این است که باور کنیم، که خوشبختی را برای همیشه از دست دادهایم، فقط آن وقت میتوانیم بیامید یا هراس زندگی کنیم، فقط در آن زمان میتوانیم از شادیهای ناچیز که بیش از هر چیز دیگر دوام میآورند، لذت ببریم.
داستانهای کوتاه آمریکای لاتین
#روبرتو_گونسالس
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
کسی که با حیوانات بی رحم است در رفتار با آدم ها نیز چنین است.
می توان عاطفه ی یک آدم را از روی رفتارش با حیوانات سنجید.
#ایمانوئل_کانت
❤️🍀 @filsofak
کسی که با حیوانات بی رحم است در رفتار با آدم ها نیز چنین است.
می توان عاطفه ی یک آدم را از روی رفتارش با حیوانات سنجید.
#ایمانوئل_کانت
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#سفر یعنی اینکه تو با دیدن یک درخت احساس کنی برای اولین بار است آن درخت را میبینی، وگرنه اینهمه خلبان و راننده شب و روز از جایی میروند به جای دیگر. هیچ درختی براشان تازگی ندارد. این که سفر نیست.
سفر یعنی دور شدن از یکنواختی. وسعت دید نسبت مستقیم دارد به بُعد مسافت؛ هرچه دورتر، وسعت دید بیشتر. و من این را پیش از سفر نمیدانستم. سفر یعنی اینکه وقتی صبح از خواب بیدار شدی تعجب کنی، و از خودت بپرسی من اینجا چه میکنم؟
#عباس_معروفی
❤️🍀 @filsofak
#سفر یعنی اینکه تو با دیدن یک درخت احساس کنی برای اولین بار است آن درخت را میبینی، وگرنه اینهمه خلبان و راننده شب و روز از جایی میروند به جای دیگر. هیچ درختی براشان تازگی ندارد. این که سفر نیست.
سفر یعنی دور شدن از یکنواختی. وسعت دید نسبت مستقیم دارد به بُعد مسافت؛ هرچه دورتر، وسعت دید بیشتر. و من این را پیش از سفر نمیدانستم. سفر یعنی اینکه وقتی صبح از خواب بیدار شدی تعجب کنی، و از خودت بپرسی من اینجا چه میکنم؟
#عباس_معروفی
❤️🍀 @filsofak