دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب
در فلسفه اخلاق❤️
دانشجوی کارشناسی ارشد میپذیرد. ثبت نام
آزمون اختصاصی: http://urd.ac.ir/fa
آزمون سراسری: http://sanjesh.org
@PhiloUrd
❤️🍀 @filsofak
در فلسفه اخلاق❤️
دانشجوی کارشناسی ارشد میپذیرد. ثبت نام
آزمون اختصاصی: http://urd.ac.ir/fa
آزمون سراسری: http://sanjesh.org
@PhiloUrd
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر انسانی یک الماس در وجودش داره و اینکه با چه افرادی در ارتباط باشه انتخاب شخصی اش هست افرادی که ارزش وجودیش رو ببینن و درک کنن و بر خرد و داناییش اضافه کنن.
انتخاب شما چیه؟
❤️🍀 @filsofak
انتخاب شما چیه؟
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سقوط از طبقهی سوم همانقدر دردآور است كه سقوط از طبقهی صدم، اگر قرار است سقوط كنم، بگذار از جايی بلند باشد، نه از جایی پست.
#پائولو_کوئلیو
❤️🍀 @filsofak
سقوط از طبقهی سوم همانقدر دردآور است كه سقوط از طبقهی صدم، اگر قرار است سقوط كنم، بگذار از جايی بلند باشد، نه از جایی پست.
#پائولو_کوئلیو
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
وقتهای رفتن
درها موجودات بسیار غمانگیزیاند
چون نمیتوانند نگهت دارند
و من دلم به اندازهی تمام درهای غمگین جهان تنگ است.
#اسکارلت_دههی_شصت #سجاد_افشاریان
❤️🍀 @filsofak
وقتهای رفتن
درها موجودات بسیار غمانگیزیاند
چون نمیتوانند نگهت دارند
و من دلم به اندازهی تمام درهای غمگین جهان تنگ است.
#اسکارلت_دههی_شصت #سجاد_افشاریان
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم "آینه های رو به رو"
آدینه دختری ترنس سکشوالاست و زندگی اش به واسطه همین مشکل در سراشیبی قرار گفته و پدرش هم قصد دارد تا او را وادار به ازدواج با یکی از آشنایانش کند تا شاید...
🍀❤️ @filsofak
آدینه دختری ترنس سکشوالاست و زندگی اش به واسطه همین مشکل در سراشیبی قرار گفته و پدرش هم قصد دارد تا او را وادار به ازدواج با یکی از آشنایانش کند تا شاید...
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال خانه های روشن:
در مقابل قلدرها
باز هم مچاله شده است، دستهایش میلرزد، نگاهش میترسد، صدایش درنمیآید و وحشت تمامی وجودش را پر کرده است. در مقابل زورگو به زمین افتاده و همیشه قربانی باجگیریهایش شده است؛ ولی میهراسد از اینکه کلامی به زبان آورد و حتی دریغ از اشارهای کوچک که مخالفت و احساس تنفرش را نشان دهد.
با افکاری پوچ و ضعیف، احساس میکند رفتاری محترمانه در مقابل تهدیداتش شاید تاثیرگذار باشد و مشکلاتش بزودی حل شود؛ ولی... به قول ژان پل سارتر «از قربانیانی که به جلاد خود احترام میگذارند، بیزارم.»
آدمهای قلدر همیشه دنبال طعمههای ضعیف میگردند و از زورگویی و قدرتشان برای آزار و اذیت، تحقیر و دشنام به ضعیفان استفاده میکنند. اگر شما هم از تحمل چنین وضعیتی و آزار و اذیتهای آنها خسته شدهاید و دیگر تحملتان تمام شده، همین حالا وقتش است که جلوی آنها محکم بایستید. یاد بگیرید که با زورگوهای محیط کار، مدرسه، دانشگاه و... به شیوهای بیسر و صدا، زیرکانه و هوشمند مقابله کنید.
1. به خودتان در آینه خوب و به دقت نگاه کنید. زبان بدن خود را هنگام صحبت کردن خوب بررسی کنید و ببینید که دارای چه پیامی است. آنقدر تمرین کنید که اطمینان پیدا کنید که آن پیام خوب و مثبت و قابل پذیرش است.
2. اگر شما اجازه دهید که قربانی یک ستمگر شوید، بدون هیچ دلیل خاصی، بدی را در تمامی وجودتان احساس خواهید کرد. بله، قُلدر هر بار به بهانهای خودش را به شما نزدیک میکند و چیزهای ناپسندی را به شما میچسباند. تمسخر، تحقیر، شایعه پراکنی و گفتن حرفهایی ناجور، از کارهای روزمره و عادت همیشگی یک قلدر است. او به راحتی تردید، ضعف و بدگمانی را در وجود شما القاء میکند و شما بدون هیچ واکنشی مجبور به پذیرش آنها هستید؛ زیرا نسبت به او احساس ضعف میکنید و راه چارهای برای خود نمییابید.
3. ثابت کنید به خود و به آنچه که در توان دارید یقین و اعتماد دارید؛ چرا که اعتماد به نفس شما دشمن شماره یک آدمهای قلدر است؛ زیرا یکی از مهمترین دلایل زورگویی این است که قلدر اعتماد به نفس ندارد؛ پس به زور بازویش مینازد و به آن اتکا میکند.
4. اگر تمام روزتان را به این فکر کنید که در رویارویی بعدی با قلدر چگونه به او ضربه بزنید، چگونه از دستش فرار کنید یا چگونه انتقامتان را بگیرید، ناگهان به خود میآیید و میبینید که بسیاری از روزهای زندگیتان را به جای پیشبرد اهدافتان، در رعب و وحشت گذراندهاید. شما باید تمامی فکرهای منفی و بدی را که درباره او دارید کنار بگذارید.
5. با نگاهی محکم و نافذ در چشمهایش زل بزنید و با حالتی دستوری از جملاتی مانند «کافی است دیگر»، «ادامه نده» یا «راهت را بکش و برو» استفاده کنید. اگر یکی از میان آنها سعی کرد به شما ضربهای وارد کند، از خود دفاع کنید. سپس دوباره به چشمهایش نگاه کنید و با صدایی بلند اما با آرامش تاکید کنید که من میخواهم سریعا از این کارها دست بردارید! با گفتن چنین جملاتی شما میتوانید خود را به او ثابت کنید. او میفهمد که توانایی دفاع از خود را در مقابل آنها دارید.
6. در صورتی که جملاتتان تاثیری نداشت، او را کاملا نادیده و بیارزش در نظر بگیرید، به راحتی از کنارش عبور کنید و بروید. انگار اصلا چنین کسی وجود خارجی نداشته است. این گونه به او ثابت میکنید چیزهایی را که به شما گفته، هیچ ارزشی نداشته است و روی شما اثری نخواهد داشت. ممکن است با این کار خیلی سریع خسته شود و دست از سر شما بردارد. زورگوها از آدمهایی که چالشبرانگیزند و آنها را دچار زحمت میکنند خوششان نمیآید و به دنبال آدمهایی ضعیف و بزدل میگردند.
7. زمانی که قلدرها معرکه میگیرند و شروع به بحث و فحاشی میکنند، نیاز به تماشاگر دارند تا این گونه خود را به دیگران ثابت کنند و در کل به دلیل کمبودهایشان عاشق جلب توجه هستند.
8. به قلدر میدان ندهید که با سخنانش شما را تحقیر کند و با این عملش احساس رضایتمندی و لذت کند. همیشه از نزدیک شدن و همصحبتی با چنین اشخاصی دوری کنید. با این کار که شاید راهکاری کوتاه مدت باشد، حس رضایتمندی آنها را سرکوب میکنید؛ ولی بالاخره ممکن است پس از مدتی شما را در گوشهای به دام اندازند.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @bright_houses
در مقابل قلدرها
باز هم مچاله شده است، دستهایش میلرزد، نگاهش میترسد، صدایش درنمیآید و وحشت تمامی وجودش را پر کرده است. در مقابل زورگو به زمین افتاده و همیشه قربانی باجگیریهایش شده است؛ ولی میهراسد از اینکه کلامی به زبان آورد و حتی دریغ از اشارهای کوچک که مخالفت و احساس تنفرش را نشان دهد.
با افکاری پوچ و ضعیف، احساس میکند رفتاری محترمانه در مقابل تهدیداتش شاید تاثیرگذار باشد و مشکلاتش بزودی حل شود؛ ولی... به قول ژان پل سارتر «از قربانیانی که به جلاد خود احترام میگذارند، بیزارم.»
آدمهای قلدر همیشه دنبال طعمههای ضعیف میگردند و از زورگویی و قدرتشان برای آزار و اذیت، تحقیر و دشنام به ضعیفان استفاده میکنند. اگر شما هم از تحمل چنین وضعیتی و آزار و اذیتهای آنها خسته شدهاید و دیگر تحملتان تمام شده، همین حالا وقتش است که جلوی آنها محکم بایستید. یاد بگیرید که با زورگوهای محیط کار، مدرسه، دانشگاه و... به شیوهای بیسر و صدا، زیرکانه و هوشمند مقابله کنید.
1. به خودتان در آینه خوب و به دقت نگاه کنید. زبان بدن خود را هنگام صحبت کردن خوب بررسی کنید و ببینید که دارای چه پیامی است. آنقدر تمرین کنید که اطمینان پیدا کنید که آن پیام خوب و مثبت و قابل پذیرش است.
2. اگر شما اجازه دهید که قربانی یک ستمگر شوید، بدون هیچ دلیل خاصی، بدی را در تمامی وجودتان احساس خواهید کرد. بله، قُلدر هر بار به بهانهای خودش را به شما نزدیک میکند و چیزهای ناپسندی را به شما میچسباند. تمسخر، تحقیر، شایعه پراکنی و گفتن حرفهایی ناجور، از کارهای روزمره و عادت همیشگی یک قلدر است. او به راحتی تردید، ضعف و بدگمانی را در وجود شما القاء میکند و شما بدون هیچ واکنشی مجبور به پذیرش آنها هستید؛ زیرا نسبت به او احساس ضعف میکنید و راه چارهای برای خود نمییابید.
3. ثابت کنید به خود و به آنچه که در توان دارید یقین و اعتماد دارید؛ چرا که اعتماد به نفس شما دشمن شماره یک آدمهای قلدر است؛ زیرا یکی از مهمترین دلایل زورگویی این است که قلدر اعتماد به نفس ندارد؛ پس به زور بازویش مینازد و به آن اتکا میکند.
4. اگر تمام روزتان را به این فکر کنید که در رویارویی بعدی با قلدر چگونه به او ضربه بزنید، چگونه از دستش فرار کنید یا چگونه انتقامتان را بگیرید، ناگهان به خود میآیید و میبینید که بسیاری از روزهای زندگیتان را به جای پیشبرد اهدافتان، در رعب و وحشت گذراندهاید. شما باید تمامی فکرهای منفی و بدی را که درباره او دارید کنار بگذارید.
5. با نگاهی محکم و نافذ در چشمهایش زل بزنید و با حالتی دستوری از جملاتی مانند «کافی است دیگر»، «ادامه نده» یا «راهت را بکش و برو» استفاده کنید. اگر یکی از میان آنها سعی کرد به شما ضربهای وارد کند، از خود دفاع کنید. سپس دوباره به چشمهایش نگاه کنید و با صدایی بلند اما با آرامش تاکید کنید که من میخواهم سریعا از این کارها دست بردارید! با گفتن چنین جملاتی شما میتوانید خود را به او ثابت کنید. او میفهمد که توانایی دفاع از خود را در مقابل آنها دارید.
6. در صورتی که جملاتتان تاثیری نداشت، او را کاملا نادیده و بیارزش در نظر بگیرید، به راحتی از کنارش عبور کنید و بروید. انگار اصلا چنین کسی وجود خارجی نداشته است. این گونه به او ثابت میکنید چیزهایی را که به شما گفته، هیچ ارزشی نداشته است و روی شما اثری نخواهد داشت. ممکن است با این کار خیلی سریع خسته شود و دست از سر شما بردارد. زورگوها از آدمهایی که چالشبرانگیزند و آنها را دچار زحمت میکنند خوششان نمیآید و به دنبال آدمهایی ضعیف و بزدل میگردند.
7. زمانی که قلدرها معرکه میگیرند و شروع به بحث و فحاشی میکنند، نیاز به تماشاگر دارند تا این گونه خود را به دیگران ثابت کنند و در کل به دلیل کمبودهایشان عاشق جلب توجه هستند.
8. به قلدر میدان ندهید که با سخنانش شما را تحقیر کند و با این عملش احساس رضایتمندی و لذت کند. همیشه از نزدیک شدن و همصحبتی با چنین اشخاصی دوری کنید. با این کار که شاید راهکاری کوتاه مدت باشد، حس رضایتمندی آنها را سرکوب میکنید؛ ولی بالاخره ممکن است پس از مدتی شما را در گوشهای به دام اندازند.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @bright_houses
Forwarded from فلسفه اخلاق (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from فلسفه اخلاق (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
🔺هیچکس موقع مرگش نمیگه ای کاش بیشتر کار میکردم و بیشتر پول جمع میکردم، همه حسرت اینو میخورن که ای کاش با اونایی که دوسشون دارم، مهربونتر بودم.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (Admin)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💠 ظرافت های اخلاقی در به آغوش کشیدن کودکان توسط بزرگترهای غریبه 💠
آرش نراقی
ما غالباً فراموش می کنیم که کودکان بسی بیش از موجودات کوچک و شیرین یا پاره های تن ما هستند. کودکان انسانهای کامل با حقوق و کرامت مستقل اند. تصدیق این نکته کمابیش بدیهی ما را به تجدید نظر در بسیاری از رفتارهای مان با کودکان وامی دارد.
برای مثال، شیوه در آغوش کشیدن کودکان کار ظریفی است که باید در انجام آن نه فقط سلامت روانی کودک که مسأله حقوق و کرامت جسمانی او را هم مدّنظر قرار دهیم. از منظر کودک بزرگسالان- خصوصاً بزرگسالان غریبه و ناآشنا- موجودات غول پیکر و غالباً ترسناک هستند. شما کودکی را تصوّر کنید که بی خبر در کنار مادرش ایستاده است و یکباره یک توده غول پیکر پر سروصدا- با سیلابی از کلمات گنگ و نامفهوم- به سوی اش هجوم می آورد تا او را تنگ به بدن اش- با آن بوهای ناآشنا- بفشارد. این تجربه علاوه بر آنکه بخودی خود ترسناک است، نوعی تعرض به حریم جسمانی کودک هم هست.
پیشنهاد من این است که برای در آغوش کشیدن کودکان - خصوصاً کودکانی که ما را خوب نمی شناسند- موارد زیر را در نظر بگیریم:
💠 ۱. هرگز کودکان را در غیاب والدین شان در آغوش نکشیم. در آغوش کشیدن کودکان ورود به حریم جسمانی ایشان است، و این کار بدون اذن پدر و مادر کودک نارواست.
💠 ۲. پیش از در آغوش کشیدن کودک می توانیم صریحاً از پدر و مادر او برای این کار اجازه بگیریم، یا دست کم کمابیش مطمئن باشیم که اذن ضمنی ایشان را برای در آغوش کشیدن کودک داریم.
💠 ۳. برای در آغوش کشیدن کودک با صدای بلند و پرهیاهو به سوی اش هجوم نبریم. با آرامش و ملایمت به کودک نزدیک شویم.
💠 ۴. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک در مقابلش بنشینیم تا قدمان در حدود قامت او شود. کودک نباید احساس کند که موجودی از بالا به او هجوم می آورد.
💠 ۵. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک از او بپرسیم که «می شه لطفاً بغلت کنم؟» یا دست کم به او خبر بدهیم که «می خواهم بغلت کنم.» و بعد به کودک فرصت بدهیم که به تقاضای ما واکنش نشان دهد یا خبر ما را در ذهن اش تحلیل کند.
💠 ۶. کودک را- خصوصاً وقتی با ما خوب آشنا نیست- با فشار زیاد و به مدّت طولانی در آغوش نکشیم. او را به آرامی و ملایمت در آغوش بگیریم و بسرعت رهایش کنیم.
💠 ۷. پس از آنکه کودک از آغوش مان بیرون آمد، از او تشکر کنیم، یا کلام شیرینی به او بگوییم، مثلاً «چقدر خوب بود! ممنون!».
رعایت حقوق و کرامت کودکان را می توانیم از احترام به کرامت جسمانی آنها آغاز کنیم.
🍀❤️ @filsofak
💠 ظرافت های اخلاقی در به آغوش کشیدن کودکان توسط بزرگترهای غریبه 💠
آرش نراقی
ما غالباً فراموش می کنیم که کودکان بسی بیش از موجودات کوچک و شیرین یا پاره های تن ما هستند. کودکان انسانهای کامل با حقوق و کرامت مستقل اند. تصدیق این نکته کمابیش بدیهی ما را به تجدید نظر در بسیاری از رفتارهای مان با کودکان وامی دارد.
برای مثال، شیوه در آغوش کشیدن کودکان کار ظریفی است که باید در انجام آن نه فقط سلامت روانی کودک که مسأله حقوق و کرامت جسمانی او را هم مدّنظر قرار دهیم. از منظر کودک بزرگسالان- خصوصاً بزرگسالان غریبه و ناآشنا- موجودات غول پیکر و غالباً ترسناک هستند. شما کودکی را تصوّر کنید که بی خبر در کنار مادرش ایستاده است و یکباره یک توده غول پیکر پر سروصدا- با سیلابی از کلمات گنگ و نامفهوم- به سوی اش هجوم می آورد تا او را تنگ به بدن اش- با آن بوهای ناآشنا- بفشارد. این تجربه علاوه بر آنکه بخودی خود ترسناک است، نوعی تعرض به حریم جسمانی کودک هم هست.
پیشنهاد من این است که برای در آغوش کشیدن کودکان - خصوصاً کودکانی که ما را خوب نمی شناسند- موارد زیر را در نظر بگیریم:
💠 ۱. هرگز کودکان را در غیاب والدین شان در آغوش نکشیم. در آغوش کشیدن کودکان ورود به حریم جسمانی ایشان است، و این کار بدون اذن پدر و مادر کودک نارواست.
💠 ۲. پیش از در آغوش کشیدن کودک می توانیم صریحاً از پدر و مادر او برای این کار اجازه بگیریم، یا دست کم کمابیش مطمئن باشیم که اذن ضمنی ایشان را برای در آغوش کشیدن کودک داریم.
💠 ۳. برای در آغوش کشیدن کودک با صدای بلند و پرهیاهو به سوی اش هجوم نبریم. با آرامش و ملایمت به کودک نزدیک شویم.
💠 ۴. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک در مقابلش بنشینیم تا قدمان در حدود قامت او شود. کودک نباید احساس کند که موجودی از بالا به او هجوم می آورد.
💠 ۵. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک از او بپرسیم که «می شه لطفاً بغلت کنم؟» یا دست کم به او خبر بدهیم که «می خواهم بغلت کنم.» و بعد به کودک فرصت بدهیم که به تقاضای ما واکنش نشان دهد یا خبر ما را در ذهن اش تحلیل کند.
💠 ۶. کودک را- خصوصاً وقتی با ما خوب آشنا نیست- با فشار زیاد و به مدّت طولانی در آغوش نکشیم. او را به آرامی و ملایمت در آغوش بگیریم و بسرعت رهایش کنیم.
💠 ۷. پس از آنکه کودک از آغوش مان بیرون آمد، از او تشکر کنیم، یا کلام شیرینی به او بگوییم، مثلاً «چقدر خوب بود! ممنون!».
رعایت حقوق و کرامت کودکان را می توانیم از احترام به کرامت جسمانی آنها آغاز کنیم.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (Admin)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سودمندی و خوشایندی نوشتار
هر نوشتهای با دو ویژگی، «خواندنی» میشود: سودمندی و خوشایندی.
یک. سودمندی
نوشتۀ سودمند، همه يا بيشتر ویژگیهای زیر را دارا است:
1. از مضمون و معنایی تازه و بکر برخوردار است؛ یا در مقدمات، یا در نتیجه. اگر نویسندهای نه مقدمات و استدلالی تازه دارد و نه به نتیجهای جدید رسیده است، به هیچ وجه صلاح نیست که دست به قلم ببرد؛ وگرنه عرض خود برده و به دیگران زحمت داده است.
2. به سمت کلیگویی نمیرود. کلیگویی، متن را به انشا تبدیل میکند. انشانویسی، خطری مهلک برای هر نوشتهای است. انشا مانند فشار دادن پا بر پدال گاز خودرو است، در حالی که خلاص است. گاز بدون دنده، سر و صدای بیهوده تولید میکند و آزاردهنده است. خطر انشانویسی را از راههای مختلف میتوان از پیش پای نوشتار برداشت؛ مانند ورود به جزئیات و مصادیق، غنیسازی علمی متن، هدفمندی و ارجاع به منابع لازم یا مفید.
3. ذهن خواننده را یا قانع میکند یا درگیر.
4. افقی جدید پیش روی خواننده میگشاید.
5. بیش از استدلال یا اطلاعاتی که ارائه میدهد، مدعایی ندارد.
دو. خوشایندی
خوشایندی یا لذتبخشی متن، به اندازۀ سودمندی آن، مهم و کارساز است؛ اما اکثر نویسندگان ما به آن نمیاندیشند یا برای رسیدن به آن، ناشیگری میکنند. خواندن، بهخودیخود کاری سخت و ریاضتگونه است، و نویسندۀ ناشی، بر سختی کار و زحمت خواننده میافزاید. زبان فارسی نیز چالاکی و توانمندی زبانهای اصلی دنیا را ندارد. به همین دلیل، متأسفانه بیشتر نوشتههای فارسیزبانان خوانندهآزار است. لذتبخشی، صفت اختیاری برای متن نیست؛ بلکه ضروری است و اگر کسی از عهدۀ آن برنمیآید، بهتر است کار و باری دیگر برگزیند یا جز بهضرورت دست به قلم نبرد.
لذتبخشی متن در گرو طیفی از مهارتهای قلمی و آرایههای زبانی است؛ از تایپ پاکیزه تا تصویرسازیهای هنرمندانه و مهندسی ماهرانۀ متن و تنوع در تعبیر و زاویۀ دید. برخی از مهمترین مهارتها و آرایههایی که ممکن است متنی را «خواندنی» کند، به این شرح است:
1. پاکیزگی.
2. سادگی.
3. برابری کمّی و کیفی لفظ با معنا.
4. صمیمت.
5. ابتکار در تعبیر و و اعتدال در استفاده از کلیشهها.
6. طنر ملیح، ملایم و پراکنده.
7. تدوین و چیدمان منطقی.
8. استفاده از آرایههای زیرپوستی.
9. مراعات شعور خواننده.
10. غنای واژگانی.
11. مناعت طبع و پرهیز از شیوههای دستمالیشده در بیان.
12. اهتمام به تغییر ذائقۀ خواننده در ایستگاههای بینراهی.
13. تبدیل مطلب به نکته و نکته به مطلب در برخی پاراگرافها.
14. استفاده از شگردهای روایت در داستان و سینما، مانند بازگشت(فلشبک) و پایان باز در آخر متن.
15. ظهور و بروز حالات روحی و شخصی نویسنده(مانند خشم، شادی، غم و هیجان) در متن؛ آن مقدار که به فضای علمی بحث لطمه نزند و بیش از حد آن را شخصی نکند.
16. برخی آرایههای سنتی، مانند تناسب و تلمیح و حسن مطلع.
خوشایندی نوشتار، بر پایههای دیگری نیز استوار است. شرح اصول نامبرده و غیر آن را به فرصتی دیگر میسپارم.
رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak
سودمندی و خوشایندی نوشتار
هر نوشتهای با دو ویژگی، «خواندنی» میشود: سودمندی و خوشایندی.
یک. سودمندی
نوشتۀ سودمند، همه يا بيشتر ویژگیهای زیر را دارا است:
1. از مضمون و معنایی تازه و بکر برخوردار است؛ یا در مقدمات، یا در نتیجه. اگر نویسندهای نه مقدمات و استدلالی تازه دارد و نه به نتیجهای جدید رسیده است، به هیچ وجه صلاح نیست که دست به قلم ببرد؛ وگرنه عرض خود برده و به دیگران زحمت داده است.
2. به سمت کلیگویی نمیرود. کلیگویی، متن را به انشا تبدیل میکند. انشانویسی، خطری مهلک برای هر نوشتهای است. انشا مانند فشار دادن پا بر پدال گاز خودرو است، در حالی که خلاص است. گاز بدون دنده، سر و صدای بیهوده تولید میکند و آزاردهنده است. خطر انشانویسی را از راههای مختلف میتوان از پیش پای نوشتار برداشت؛ مانند ورود به جزئیات و مصادیق، غنیسازی علمی متن، هدفمندی و ارجاع به منابع لازم یا مفید.
3. ذهن خواننده را یا قانع میکند یا درگیر.
4. افقی جدید پیش روی خواننده میگشاید.
5. بیش از استدلال یا اطلاعاتی که ارائه میدهد، مدعایی ندارد.
دو. خوشایندی
خوشایندی یا لذتبخشی متن، به اندازۀ سودمندی آن، مهم و کارساز است؛ اما اکثر نویسندگان ما به آن نمیاندیشند یا برای رسیدن به آن، ناشیگری میکنند. خواندن، بهخودیخود کاری سخت و ریاضتگونه است، و نویسندۀ ناشی، بر سختی کار و زحمت خواننده میافزاید. زبان فارسی نیز چالاکی و توانمندی زبانهای اصلی دنیا را ندارد. به همین دلیل، متأسفانه بیشتر نوشتههای فارسیزبانان خوانندهآزار است. لذتبخشی، صفت اختیاری برای متن نیست؛ بلکه ضروری است و اگر کسی از عهدۀ آن برنمیآید، بهتر است کار و باری دیگر برگزیند یا جز بهضرورت دست به قلم نبرد.
لذتبخشی متن در گرو طیفی از مهارتهای قلمی و آرایههای زبانی است؛ از تایپ پاکیزه تا تصویرسازیهای هنرمندانه و مهندسی ماهرانۀ متن و تنوع در تعبیر و زاویۀ دید. برخی از مهمترین مهارتها و آرایههایی که ممکن است متنی را «خواندنی» کند، به این شرح است:
1. پاکیزگی.
2. سادگی.
3. برابری کمّی و کیفی لفظ با معنا.
4. صمیمت.
5. ابتکار در تعبیر و و اعتدال در استفاده از کلیشهها.
6. طنر ملیح، ملایم و پراکنده.
7. تدوین و چیدمان منطقی.
8. استفاده از آرایههای زیرپوستی.
9. مراعات شعور خواننده.
10. غنای واژگانی.
11. مناعت طبع و پرهیز از شیوههای دستمالیشده در بیان.
12. اهتمام به تغییر ذائقۀ خواننده در ایستگاههای بینراهی.
13. تبدیل مطلب به نکته و نکته به مطلب در برخی پاراگرافها.
14. استفاده از شگردهای روایت در داستان و سینما، مانند بازگشت(فلشبک) و پایان باز در آخر متن.
15. ظهور و بروز حالات روحی و شخصی نویسنده(مانند خشم، شادی، غم و هیجان) در متن؛ آن مقدار که به فضای علمی بحث لطمه نزند و بیش از حد آن را شخصی نکند.
16. برخی آرایههای سنتی، مانند تناسب و تلمیح و حسن مطلع.
خوشایندی نوشتار، بر پایههای دیگری نیز استوار است. شرح اصول نامبرده و غیر آن را به فرصتی دیگر میسپارم.
رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (Admin)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🦋 #شوخ_طبعی یا عادتی شبیه به تنفس!
شوخطبعی از سازوکارهای دفاعی بسیارخوب، بالغ و سالم است. شوخطبعی به عنوان سازوکاری در برابر استرس، تنیدگی، اضطراب و افسردگی عمل میکند. افراد شوخطبع از هوش هیجانی و کفایت اجتماعی بالاتری برخوردارند.
🔰 چهار سبک شوخطبعی:
💠 شوخطبعی پرخاشگرانه: در این سبک شوخی، گفتهها و رفتار فرد باعث تحقیر طرف مقابل میشود.
✳️ شوخطبعی خودشکنانه: در این سبک شوخی فرد به تحقیر خود میپردازد تا جمع را بخنداند.
✅ شوخطبعی خودارزندهساز: در اینجا حتما لازم نیست مخاطبی وجود داشته باشد؛ بلکه ممکن است فرد با مشکل و مسألهای مواجه شود و با آن شوخی کند تا از استرس و فشار ناشی از آن بکاهد، با این هدف که بهتر با مسأله مواجه شود.
🔰 شوخطبعی پیونددهنده: در این سبک فرد برای اینکه رابطهاش با جمع صمیمانهتر شود به این شوخی میپردازد. هدف سرگرمکردن و خنداندن دیگران بدون تحقیر یا بیارزشکردن خود و دیگری است.
❌ دو سبک اول یعنی سبکهای پرخاشگرانه و خودشکنانه، سبکهای ناسالم شوخی و دو نوع بعدی یعنی سبکهای پیونددهنده و خودارزندهساز، سبکهای سالم شوخی هستند. شوخیهای پرخاشگرانه و خودشکنانه برخلاف تصوری که همگان از شوخی دارند، نهتنها سلامت روان را پیشبینی نمیکنند، بلکه با اضطراب، افسردگی و استرس رابطه دارند.
✅ در سوی دیگر افرادی که شوخیهای خودارزندهساز و پیونددهنده را انجام میدهند، سلامت روان بالاتر و اضطراب، افسردگی و خصومت کمتری دارند. اینها روابط بهتری با اطرافیان دارند و در روابط اجتماعی خود ثبات هیجانی بالایی نشان میدهند.
💠 در انتها به شوخطبعی افراد خودشکوفا اشاره میکنیم. شوخی این افراد طنز و لطیفهای ظریف است که علاوه بر خنداندن نکتهای آموزنده در آن وجود دارد. این نوع شوخیها حکیمانه و مخاطب آنها نوع بشر است و لبخندی همراه با درک را به مخاطب ارزانی میدارند.
🍀❤️ @filsofak
🦋 #شوخ_طبعی یا عادتی شبیه به تنفس!
شوخطبعی از سازوکارهای دفاعی بسیارخوب، بالغ و سالم است. شوخطبعی به عنوان سازوکاری در برابر استرس، تنیدگی، اضطراب و افسردگی عمل میکند. افراد شوخطبع از هوش هیجانی و کفایت اجتماعی بالاتری برخوردارند.
🔰 چهار سبک شوخطبعی:
💠 شوخطبعی پرخاشگرانه: در این سبک شوخی، گفتهها و رفتار فرد باعث تحقیر طرف مقابل میشود.
✳️ شوخطبعی خودشکنانه: در این سبک شوخی فرد به تحقیر خود میپردازد تا جمع را بخنداند.
✅ شوخطبعی خودارزندهساز: در اینجا حتما لازم نیست مخاطبی وجود داشته باشد؛ بلکه ممکن است فرد با مشکل و مسألهای مواجه شود و با آن شوخی کند تا از استرس و فشار ناشی از آن بکاهد، با این هدف که بهتر با مسأله مواجه شود.
🔰 شوخطبعی پیونددهنده: در این سبک فرد برای اینکه رابطهاش با جمع صمیمانهتر شود به این شوخی میپردازد. هدف سرگرمکردن و خنداندن دیگران بدون تحقیر یا بیارزشکردن خود و دیگری است.
❌ دو سبک اول یعنی سبکهای پرخاشگرانه و خودشکنانه، سبکهای ناسالم شوخی و دو نوع بعدی یعنی سبکهای پیونددهنده و خودارزندهساز، سبکهای سالم شوخی هستند. شوخیهای پرخاشگرانه و خودشکنانه برخلاف تصوری که همگان از شوخی دارند، نهتنها سلامت روان را پیشبینی نمیکنند، بلکه با اضطراب، افسردگی و استرس رابطه دارند.
✅ در سوی دیگر افرادی که شوخیهای خودارزندهساز و پیونددهنده را انجام میدهند، سلامت روان بالاتر و اضطراب، افسردگی و خصومت کمتری دارند. اینها روابط بهتری با اطرافیان دارند و در روابط اجتماعی خود ثبات هیجانی بالایی نشان میدهند.
💠 در انتها به شوخطبعی افراد خودشکوفا اشاره میکنیم. شوخی این افراد طنز و لطیفهای ظریف است که علاوه بر خنداندن نکتهای آموزنده در آن وجود دارد. این نوع شوخیها حکیمانه و مخاطب آنها نوع بشر است و لبخندی همراه با درک را به مخاطب ارزانی میدارند.
🍀❤️ @filsofak
"شنبه"مي تواند
رويايى ترين روز براى شروعِ تصميم هاى جديد باشد وقتي من
دوست داشتنت را
از همين اولين ساعاتش
شروع ميكنم....
#علي_قاضي_نظام
❤️🍀 @filsofak
رويايى ترين روز براى شروعِ تصميم هاى جديد باشد وقتي من
دوست داشتنت را
از همين اولين ساعاتش
شروع ميكنم....
#علي_قاضي_نظام
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
تفاوتِ #مدیریت و #رهبری
گرچه مدیریت و رهبری اغلب به عنوان دو مفهوم مترادف به کار میروند، اما در حقیقت رهبری نسبت به مدیریت از مفهوم بسیار وسیع تری برخوردار است؛ درواقع مدیریت نوع خاصی از رهبری به شمار میرود که در آن تحقق اهداف سازمان بر سایر اهداف اولویت دارد.
در واقع تفاوت مدیریت و رهبری مربوط به سازمان است، زیرا رهبری کوششی است بر رفتار افراد و گروهها برای نیل به اهداف خود یا دیگران که با اهداف سازمان سازگار یا ناسازگار است، بدین ترتیب مدیریت برای نفوذ بر دیگران به قدرت نهادی متکی است، در حالی که رهبری قدرتاش نشات گرفته از یک فرآیند اجتماعی و عاطفی است...
کتاب: تئوری های مدیریت و رهبری
دکتر: عباس خورشیدی و حسین ذوالفقاری
❤️🍀 @filsofak
تفاوتِ #مدیریت و #رهبری
گرچه مدیریت و رهبری اغلب به عنوان دو مفهوم مترادف به کار میروند، اما در حقیقت رهبری نسبت به مدیریت از مفهوم بسیار وسیع تری برخوردار است؛ درواقع مدیریت نوع خاصی از رهبری به شمار میرود که در آن تحقق اهداف سازمان بر سایر اهداف اولویت دارد.
در واقع تفاوت مدیریت و رهبری مربوط به سازمان است، زیرا رهبری کوششی است بر رفتار افراد و گروهها برای نیل به اهداف خود یا دیگران که با اهداف سازمان سازگار یا ناسازگار است، بدین ترتیب مدیریت برای نفوذ بر دیگران به قدرت نهادی متکی است، در حالی که رهبری قدرتاش نشات گرفته از یک فرآیند اجتماعی و عاطفی است...
کتاب: تئوری های مدیریت و رهبری
دکتر: عباس خورشیدی و حسین ذوالفقاری
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آنچه مهم است این است که تاب بیاوریم
و صبر کنیم
تا به چشم خود ببینیم
که استعداد بی همتای انسان در اوج
تلاش و کوشش،
چگونه یک پایان غم انگیز را
به پیروزی عظیم
و یک وضعیت بحرانی را
به فتحی پیروزمندانه بدل می کند.
ویکتور فرانکل
انسان در جستجوی معنا
❤️🍀 @filsofak
آنچه مهم است این است که تاب بیاوریم
و صبر کنیم
تا به چشم خود ببینیم
که استعداد بی همتای انسان در اوج
تلاش و کوشش،
چگونه یک پایان غم انگیز را
به پیروزی عظیم
و یک وضعیت بحرانی را
به فتحی پیروزمندانه بدل می کند.
ویکتور فرانکل
انسان در جستجوی معنا
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from همنشید (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این بزرگ بشه چی میشه😁
❤️🍀 @lovediverse
❤️🍀 @lovediverse
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آدميزادي كه ما باشيم، خب همين گوشت و پوست و استخوان است
(حالا نسبت تركيبیاش در هركس متفاوت!) فولاد كه نيست!
يك وقتی پيش میآيد كه اصلا خسته است، بهانهگير است، كلافه است. میخواهد برود مدتی براي خودش باشد. اصلا كسی كنارش نباشد، با كسی حرف نزند. اصلا هيچكار نكند. برود فقط بنشيند توی صندلی راحتیاش و مثلا زل بزند به روبرو.
اين حقها را از هم نگيريد! زن و شوهريد، پارتنريد، هرچه هستيد، يك وقتهايی به هم فرصت تنها شدن بدهيد و از اين تئوری عشقی جهان سومی"از بشقاب تا رختخواب" دست برداريد. بگذاريد گاهی آدم رابطهتان محور افكارش فقط خودش باشد! خب حالا اگر مدتی تنها هستيد، مثلا امروز، دعا كنيد كه باران خوشگلی ببارد و موزيك مناسبی هم روی پسزمينه شما و خانهتان باشد. حالا كه میخواهيد فكر كنيد و به صدای باران و موسيقیتان گوش بدهيد و لابلايش چايی هم بنوشيد، دست به كار شويد و براي خودتان، خود نازنينتان، يك خوراك چينی درست كنيد.
*از وبلاگ كنار كارما
🍀❤️ @filsofak
آدميزادي كه ما باشيم، خب همين گوشت و پوست و استخوان است
(حالا نسبت تركيبیاش در هركس متفاوت!) فولاد كه نيست!
يك وقتی پيش میآيد كه اصلا خسته است، بهانهگير است، كلافه است. میخواهد برود مدتی براي خودش باشد. اصلا كسی كنارش نباشد، با كسی حرف نزند. اصلا هيچكار نكند. برود فقط بنشيند توی صندلی راحتیاش و مثلا زل بزند به روبرو.
اين حقها را از هم نگيريد! زن و شوهريد، پارتنريد، هرچه هستيد، يك وقتهايی به هم فرصت تنها شدن بدهيد و از اين تئوری عشقی جهان سومی"از بشقاب تا رختخواب" دست برداريد. بگذاريد گاهی آدم رابطهتان محور افكارش فقط خودش باشد! خب حالا اگر مدتی تنها هستيد، مثلا امروز، دعا كنيد كه باران خوشگلی ببارد و موزيك مناسبی هم روی پسزمينه شما و خانهتان باشد. حالا كه میخواهيد فكر كنيد و به صدای باران و موسيقیتان گوش بدهيد و لابلايش چايی هم بنوشيد، دست به كار شويد و براي خودتان، خود نازنينتان، يك خوراك چينی درست كنيد.
*از وبلاگ كنار كارما
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اينكه با هركسی درگير نشوید و فكر خود را مشغولش نكنید، نشانهی بزرگی و بلوغ فكری شماست.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak