Forwarded from انجمن ادبی موژ (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️توی عصر تكنولوژى و روزگار دیجیتال، این صحنه ها کمتر دیده میشه. ولی به نظرم همین صحنه هاست که به آدم بودنِ ما آدمها هویت میده...
❤️🍀 @bright_houses
❤️🍀 @bright_houses
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کافی است یک بار دل به دریا بزنی تا دریادل شوی. ترس یک تصویر ذهنی است که باید به آن غلبه کنی تا پیروز شوی.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ.
ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﺁﺑﺪﺍﺭ، ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ .
ﺍﻣﺎ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﻏﻮﺑﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺣﺎﻻ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭﻡ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ...
زندﮔﯽ_ﻋﺸﻖ_ﻭ_ﺩﯾﮕﺮ_ﻫﯿﭻ
#لئو_ﺑﻮﺳﮑﺎﻟﯿﺎ
❤️🍀 @filsofak
ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ.
ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﺁﺑﺪﺍﺭ، ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ .
ﺍﻣﺎ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﻏﻮﺑﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺣﺎﻻ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭﻡ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ...
زندﮔﯽ_ﻋﺸﻖ_ﻭ_ﺩﯾﮕﺮ_ﻫﯿﭻ
#لئو_ﺑﻮﺳﮑﺎﻟﯿﺎ
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هیچ وقت بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید و بعدها به این نتیجه رسیده اید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده اند، افسوس نخورید.
شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید، بخشیدید. و چه چیزی زیباتر از عشق...
هر رنج دوست داشتن صیقلی ست بر روح. با هر تمرین دوست داشتن، روح تو زلال تر می شود.
گاهی بعضی ها با ما جور در می آیند، اما همراه نمی شوند، گاهی نیز آدم هایی را می یابیم که با ما همراه می شوند اما جور در نمی آیند.
برخی وقت ها ما آدم هایی را دوست داریم که دوستمان نمی دارند، همان گونه که آدم هایی نیز یافت می شوند که دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداریم.
به آنانی که دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر می خوریم و همواره بر می خوریم، اما آنانی را که دوست می داریم همواره گم می کنیم و هرگز اتفاقی در خیابان به آنان بر نمی خوریم!
برخی ما را سر کار می گذارند، برخی بیش از اندازه قطعه گم شده دارند و چنان تهی اند و روحشان چنان گرفتار حفره های خالی است که تمام روح ما نیز کفاف پر کردن یک حفره خالی درون آنان را ندارد...
برخی دیگر نیز بیش از اندازه قطعه دارند و هیچ حفره ای، هیچ خلائی ندارند تا ما برایشان پُرکنیم.
برخی می خواهند ما را ببلعند و برخی دیگر نیز هرگز ما را نمی بینند و نمی یابند و برخی دیگر بیش از اندازه به ما خیره می شوند...
گاه ما برای یافتن گمشده خویش، خود را می آراییم، گاه برای یافتن «او» به دنبال پول، علم، مقام، قدرت و همه چیز می رویم و همه چیز را به کف می آوریم و اما «او» را از کف می دهیم.
گاهی اویی را که دوست می داری احتیاجی به تو ندارد زیرا تو او را کامل نمی کنی. تو قطعه گمشده او نیستی، تو قدرت تملک او را نداری. گاه نیز چنین کسی تو را رها می کند.
و گاهی نیز چنین کسی به تو می آموزد که خود نیز کامل باشی، خود نیز بی نیاز از قطعه های گم شده. او شاید به تو بیاموزد که خود به تنهایی سفر را آغاز کنی، راه بیفتی، حرکت کنی...
او به تو می آموزد و تو را ترک می کند، اما پیش از خداحافظی می گوید:
"شاید روزی به هم برسیم ...."،
می گوید و می رود، و آغاز راه برایت دشوار است.
این آغاز، این زایش، برایت سخت دردناک است.
بلوغ دردناک است، وداع با دوران کودکی دردناک است، کامل شدن دردناک است، اما گریزی نیست...
و تو آهسته آهسته بلند می شوی، و راه می افتی ومی روی، و در این راه رفتن دست و بالت بارها زخمی می شود، اما آبدیده می شوی و می آموزی که از جاده های ناشناس نهراسی، از مقصد بی انتها نهراسی، از نرسیدن نهراسی و تنها بروی و بروی و بروی...
#شل_سیلور_استاین
برش کتاب #قطعه_گمشده
❤️🍀 @filsofak
هیچ وقت بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید و بعدها به این نتیجه رسیده اید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده اند، افسوس نخورید.
شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید، بخشیدید. و چه چیزی زیباتر از عشق...
هر رنج دوست داشتن صیقلی ست بر روح. با هر تمرین دوست داشتن، روح تو زلال تر می شود.
گاهی بعضی ها با ما جور در می آیند، اما همراه نمی شوند، گاهی نیز آدم هایی را می یابیم که با ما همراه می شوند اما جور در نمی آیند.
برخی وقت ها ما آدم هایی را دوست داریم که دوستمان نمی دارند، همان گونه که آدم هایی نیز یافت می شوند که دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداریم.
به آنانی که دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر می خوریم و همواره بر می خوریم، اما آنانی را که دوست می داریم همواره گم می کنیم و هرگز اتفاقی در خیابان به آنان بر نمی خوریم!
برخی ما را سر کار می گذارند، برخی بیش از اندازه قطعه گم شده دارند و چنان تهی اند و روحشان چنان گرفتار حفره های خالی است که تمام روح ما نیز کفاف پر کردن یک حفره خالی درون آنان را ندارد...
برخی دیگر نیز بیش از اندازه قطعه دارند و هیچ حفره ای، هیچ خلائی ندارند تا ما برایشان پُرکنیم.
برخی می خواهند ما را ببلعند و برخی دیگر نیز هرگز ما را نمی بینند و نمی یابند و برخی دیگر بیش از اندازه به ما خیره می شوند...
گاه ما برای یافتن گمشده خویش، خود را می آراییم، گاه برای یافتن «او» به دنبال پول، علم، مقام، قدرت و همه چیز می رویم و همه چیز را به کف می آوریم و اما «او» را از کف می دهیم.
گاهی اویی را که دوست می داری احتیاجی به تو ندارد زیرا تو او را کامل نمی کنی. تو قطعه گمشده او نیستی، تو قدرت تملک او را نداری. گاه نیز چنین کسی تو را رها می کند.
و گاهی نیز چنین کسی به تو می آموزد که خود نیز کامل باشی، خود نیز بی نیاز از قطعه های گم شده. او شاید به تو بیاموزد که خود به تنهایی سفر را آغاز کنی، راه بیفتی، حرکت کنی...
او به تو می آموزد و تو را ترک می کند، اما پیش از خداحافظی می گوید:
"شاید روزی به هم برسیم ...."،
می گوید و می رود، و آغاز راه برایت دشوار است.
این آغاز، این زایش، برایت سخت دردناک است.
بلوغ دردناک است، وداع با دوران کودکی دردناک است، کامل شدن دردناک است، اما گریزی نیست...
و تو آهسته آهسته بلند می شوی، و راه می افتی ومی روی، و در این راه رفتن دست و بالت بارها زخمی می شود، اما آبدیده می شوی و می آموزی که از جاده های ناشناس نهراسی، از مقصد بی انتها نهراسی، از نرسیدن نهراسی و تنها بروی و بروی و بروی...
#شل_سیلور_استاین
برش کتاب #قطعه_گمشده
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
(اخلاق انتقاد)
.
🌼 هر طور که فکرش را بکنی و مثلاً أدای آدم های با ظرفیت را در بیاوری، باز هم وقتی بگویند بالای چشمت أبروست، کم می آوری و حسّت به طرف مقابل کم می شود.
حالا خودت را بگذار جای طرف مقابلت که می خواهی نکته ای، گلایه ای یا انتقادی برایش هدیه دهی. خب تلخ است. باید سعيت را بکنی که شکلات پیچش کنی که کمتر اذيتش کند. حالا آن شخص هر که می تواند باشد. همسر، رفیق، همکار، همسایه و یا هر آدم دیگری...
.
🌼 به چند مدل نقد کردن که به طرف مقابل کمتر آسیب می رساند اشاره می کنم:
۱. مواظب عزّت نفس شخص باشید و تا می توانید از روش های جایگزین استفاده کنید.
مثلا به جای انتقاد به بی نظمی همسرتان، مواقعی که نظم را رعایت می کند، بارک الله و آفرین بگوييد تا یواش یواش رعایت نظمش بیشتر شود. (تحسین خوبی های طرف، زیرآب زدن بدی هایش است.)
۲. قبل اینکه حال طرف را داخل قوطی کنید، نیت خود را مرور کنید. ببینید آیا واقعا می خواهید کمکش کنید یا دلتان خنک شود یا خدایی نکرده ضایعش کنید.(نیت تان در تذکرتان اثر دارد.)
۳. همیشه نیمه خالی لیوان را نبینید. نقاط مثبت آن بدبخت را هم ببینید.(تشکر از نقاط مثبت، آنها را تقویت می کند. ضمنا در تعریف چاخان نکنید.)
۴. رفتارش را نقد کنید نه اینکه تمام هیکل و شخصیتش را زیر سوال ببرید.
مثلا صاف بهش نگيد که: "شلخته ای". بلکه بگوئید: "صرفا اینکه کفش هایت را داخل جاکفشی نمی گذاری، ضدّ حاله."
۵. انتقادهايتان را الکی گنده نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن باشد که طرف بی خیالش شود.(شاخ و برگ دادن بی خودی، آدمی را دلزده می کند.)
۶. وقتی حرف می زنید از ضمیر "من" به جای "تو" استفاده کنید.
مثلا به جای اینکه اخم هات را توی هم کنی و بگویی: "تو به ظاهرت نمی رسی" بگوئید: "من دوست دارم بیشتر به خودت برسی".
۷. رفتار طرف را به طور کلی نیست و نابود نکنید.
مثلا نگویید: "تو هيچ وقت حوصله حرف زدن نداری!" حالا خداييش هیچ وقت نبوده که او با شما با حوصله حرف زده باشد؟!
۸. مبهم حرف نزنید و حرفتان را واضح و با مثال و مصداق بیان کنید.
مثلا نگویید: " من از رفتارهایی که با من داری راضی نيستم!"
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
(اخلاق انتقاد)
.
🌼 هر طور که فکرش را بکنی و مثلاً أدای آدم های با ظرفیت را در بیاوری، باز هم وقتی بگویند بالای چشمت أبروست، کم می آوری و حسّت به طرف مقابل کم می شود.
حالا خودت را بگذار جای طرف مقابلت که می خواهی نکته ای، گلایه ای یا انتقادی برایش هدیه دهی. خب تلخ است. باید سعيت را بکنی که شکلات پیچش کنی که کمتر اذيتش کند. حالا آن شخص هر که می تواند باشد. همسر، رفیق، همکار، همسایه و یا هر آدم دیگری...
.
🌼 به چند مدل نقد کردن که به طرف مقابل کمتر آسیب می رساند اشاره می کنم:
۱. مواظب عزّت نفس شخص باشید و تا می توانید از روش های جایگزین استفاده کنید.
مثلا به جای انتقاد به بی نظمی همسرتان، مواقعی که نظم را رعایت می کند، بارک الله و آفرین بگوييد تا یواش یواش رعایت نظمش بیشتر شود. (تحسین خوبی های طرف، زیرآب زدن بدی هایش است.)
۲. قبل اینکه حال طرف را داخل قوطی کنید، نیت خود را مرور کنید. ببینید آیا واقعا می خواهید کمکش کنید یا دلتان خنک شود یا خدایی نکرده ضایعش کنید.(نیت تان در تذکرتان اثر دارد.)
۳. همیشه نیمه خالی لیوان را نبینید. نقاط مثبت آن بدبخت را هم ببینید.(تشکر از نقاط مثبت، آنها را تقویت می کند. ضمنا در تعریف چاخان نکنید.)
۴. رفتارش را نقد کنید نه اینکه تمام هیکل و شخصیتش را زیر سوال ببرید.
مثلا صاف بهش نگيد که: "شلخته ای". بلکه بگوئید: "صرفا اینکه کفش هایت را داخل جاکفشی نمی گذاری، ضدّ حاله."
۵. انتقادهايتان را الکی گنده نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن باشد که طرف بی خیالش شود.(شاخ و برگ دادن بی خودی، آدمی را دلزده می کند.)
۶. وقتی حرف می زنید از ضمیر "من" به جای "تو" استفاده کنید.
مثلا به جای اینکه اخم هات را توی هم کنی و بگویی: "تو به ظاهرت نمی رسی" بگوئید: "من دوست دارم بیشتر به خودت برسی".
۷. رفتار طرف را به طور کلی نیست و نابود نکنید.
مثلا نگویید: "تو هيچ وقت حوصله حرف زدن نداری!" حالا خداييش هیچ وقت نبوده که او با شما با حوصله حرف زده باشد؟!
۸. مبهم حرف نزنید و حرفتان را واضح و با مثال و مصداق بیان کنید.
مثلا نگویید: " من از رفتارهایی که با من داری راضی نيستم!"
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#حتما_بخونید
سقوط هواپیما
در دوران نوجوانی، از آنجا که خواهرم و همسرش در شیراز زندگی میکردند، زیاد به شیراز می رفتم ...
یکی از این بارها در بازگشت از شیراز چند دقیقهای به پرواز مانده بود که مردی با کت و شلوار اتوکشیده بالا آمد و رو به مسافران گفت: «مسافران عزیز! من مسئولیتی در سرجنگل داری کشور دارم و چند ساعت پیش به من خبر دادند یک هیئت خارجی مهم مرتبط با کارم به تهران آمدهاند و قصد مذاکره و انعقاد قرارداد دارند و حضور من در این مذاکرات و بازدیدها ضروری است ، از طرفی هواپیما هم جای اضافه ندارد. هرکس که بلیت خودش را به من بدهد، من همین الان هزینه بلیت برگشت و یک هفته اقامت و تفریح در بهترین هتل شیراز را به او میدهم.»
من کتم را روی دستم انداختم، بلند شدم و گفتم: «من بلیتم را به شما میدهم، از لطف شما هم ممنونم؛ من خواهرم اینجاست و به هتل و هزینههای دیگر احتیاجی ندارم؛ شما به کارتان برسید.» خلاصه هرچه آن مرد اصرار کرد، من چیزی قبول نکردم و به منزل خواهرم برگشتم.
چند ساعتی که گذشت، رادیو با قطع برنامههای خود اعلام کرد: «هواپیمای حامل تعداد زیادی از هموطنان که از شیراز به تهران در حرکت بود، سقوط کرده و تمام مسافران از جمله #مهندس_ساعی ، رئیس سازمان سر جنگل داری کشور و بنیانگذار بسیاری از پارکها، باغها و جنگلهای کشور کشته شدهاند.» حالا من برای همیشه تأسف میخورم که چرا با دادن بلیت خودم به آن مرد که بعد از مرگش فهمیدم چه خدمات بزرگی به سرسبزی و آبادانی کشور کرده است، باعث شدم کشورم از خدمات او محروم شود و من زنده بمانم.
این مطلب خاطرهای بود از دکتر محمدابراهیم #باستانی_پاریزی که در آن زمان نوجوان بودند ولی بعدها خودشان نیز یکی از برجستهترین چهرههای ماندگار در ادبیات و تاریخ کشورمان شدند.
❤️🍀 @filsofak
#حتما_بخونید
سقوط هواپیما
در دوران نوجوانی، از آنجا که خواهرم و همسرش در شیراز زندگی میکردند، زیاد به شیراز می رفتم ...
یکی از این بارها در بازگشت از شیراز چند دقیقهای به پرواز مانده بود که مردی با کت و شلوار اتوکشیده بالا آمد و رو به مسافران گفت: «مسافران عزیز! من مسئولیتی در سرجنگل داری کشور دارم و چند ساعت پیش به من خبر دادند یک هیئت خارجی مهم مرتبط با کارم به تهران آمدهاند و قصد مذاکره و انعقاد قرارداد دارند و حضور من در این مذاکرات و بازدیدها ضروری است ، از طرفی هواپیما هم جای اضافه ندارد. هرکس که بلیت خودش را به من بدهد، من همین الان هزینه بلیت برگشت و یک هفته اقامت و تفریح در بهترین هتل شیراز را به او میدهم.»
من کتم را روی دستم انداختم، بلند شدم و گفتم: «من بلیتم را به شما میدهم، از لطف شما هم ممنونم؛ من خواهرم اینجاست و به هتل و هزینههای دیگر احتیاجی ندارم؛ شما به کارتان برسید.» خلاصه هرچه آن مرد اصرار کرد، من چیزی قبول نکردم و به منزل خواهرم برگشتم.
چند ساعتی که گذشت، رادیو با قطع برنامههای خود اعلام کرد: «هواپیمای حامل تعداد زیادی از هموطنان که از شیراز به تهران در حرکت بود، سقوط کرده و تمام مسافران از جمله #مهندس_ساعی ، رئیس سازمان سر جنگل داری کشور و بنیانگذار بسیاری از پارکها، باغها و جنگلهای کشور کشته شدهاند.» حالا من برای همیشه تأسف میخورم که چرا با دادن بلیت خودم به آن مرد که بعد از مرگش فهمیدم چه خدمات بزرگی به سرسبزی و آبادانی کشور کرده است، باعث شدم کشورم از خدمات او محروم شود و من زنده بمانم.
این مطلب خاطرهای بود از دکتر محمدابراهیم #باستانی_پاریزی که در آن زمان نوجوان بودند ولی بعدها خودشان نیز یکی از برجستهترین چهرههای ماندگار در ادبیات و تاریخ کشورمان شدند.
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
#جوشکاری #حجاب ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
منبرک: (پاک کردن صورت مسأله)
نظر استدلالی و بدون توهین شما؟
.
.
ما استادان پاک کردن صورت مسأله هستیم. البته گاهی پا را فراتر گذاشته و علاوه بر صورت مسأله، تخته را هم از پنجره بیرون میاندازیم.
قاعدهمان بر این شده است که: «هر جا یک معضل اجتماعی دیده میشود، باید در ابتدا پاک و بعد انکارش کرد.»
نمونهاش همین کاری است که دوستان جوشکار انجام دادهاند تا دیگر کسی جوش نخورد. کسی حال گفتگو با آنها را ندارد. کسی پای درد و دل آنها ننشسته است. گاهی درد چیز دیگری است، باور کنید...
معلوم نیست که چرا طاقتمان آنقدر طاق شده که در برابر هر واقعیتی که در جامعه وجود دارد و مردم هم با تمام وجود آن را لمس میکنند، برخورد خشک و خشن داریم.
راستش بیشتر آن واقعیتها به دلیل ندانمکاری وعدم رعایت مقررات و مشخصات فنی آن حوزههاست که متأسفانه هزینه های فراوان جانی و مالی بر مردم روا داشته است.
در دنیای کنونی دیگر نه میشود واقعیتی را پنهان کرد و نه حقیقتی را انکار. چرا که سرعت انتقال اخبار وحوادث در فضای مجازی به شکلی است که امپراطوریهای رسانهای نیز در این میدان مغلوب شدهاند.
پس امکان پذیر نخواهد بود که هر فرد مسئول و غیر مسئولی با وارونه جلوه دادن اخبار و اتفاقات بر آن باشند که مشکل را نیست و نابود کنند و بگویند انشالله گربه است!
باید گفت این نوع برخوردها نوعی توهین به فهم و شعور مردم و پاک کردن صورت مسأله است و نه حل کردن خود مسأله!
برادر من! خواهر من!
نگاههای حذفی جوابگو نیست. نگاههایی که به دنبال پاک کردن صورت مسأله است، به نتیجه نمیرسد.
باید گفتگو کرد تا مشکل حل شود. نگاه یکطرفه و از موضع بالا به هیچ وجه راه به جایی نمی برد...
بله! ما خلا گفتگو داریم.
#مصطفی_سلیمانی
.
.
#جوشکاری
#حجاب
❤️🍀 @filsofak
منبرک: (پاک کردن صورت مسأله)
نظر استدلالی و بدون توهین شما؟
.
.
ما استادان پاک کردن صورت مسأله هستیم. البته گاهی پا را فراتر گذاشته و علاوه بر صورت مسأله، تخته را هم از پنجره بیرون میاندازیم.
قاعدهمان بر این شده است که: «هر جا یک معضل اجتماعی دیده میشود، باید در ابتدا پاک و بعد انکارش کرد.»
نمونهاش همین کاری است که دوستان جوشکار انجام دادهاند تا دیگر کسی جوش نخورد. کسی حال گفتگو با آنها را ندارد. کسی پای درد و دل آنها ننشسته است. گاهی درد چیز دیگری است، باور کنید...
معلوم نیست که چرا طاقتمان آنقدر طاق شده که در برابر هر واقعیتی که در جامعه وجود دارد و مردم هم با تمام وجود آن را لمس میکنند، برخورد خشک و خشن داریم.
راستش بیشتر آن واقعیتها به دلیل ندانمکاری وعدم رعایت مقررات و مشخصات فنی آن حوزههاست که متأسفانه هزینه های فراوان جانی و مالی بر مردم روا داشته است.
در دنیای کنونی دیگر نه میشود واقعیتی را پنهان کرد و نه حقیقتی را انکار. چرا که سرعت انتقال اخبار وحوادث در فضای مجازی به شکلی است که امپراطوریهای رسانهای نیز در این میدان مغلوب شدهاند.
پس امکان پذیر نخواهد بود که هر فرد مسئول و غیر مسئولی با وارونه جلوه دادن اخبار و اتفاقات بر آن باشند که مشکل را نیست و نابود کنند و بگویند انشالله گربه است!
باید گفت این نوع برخوردها نوعی توهین به فهم و شعور مردم و پاک کردن صورت مسأله است و نه حل کردن خود مسأله!
برادر من! خواهر من!
نگاههای حذفی جوابگو نیست. نگاههایی که به دنبال پاک کردن صورت مسأله است، به نتیجه نمیرسد.
باید گفتگو کرد تا مشکل حل شود. نگاه یکطرفه و از موضع بالا به هیچ وجه راه به جایی نمی برد...
بله! ما خلا گفتگو داریم.
#مصطفی_سلیمانی
.
.
#جوشکاری
#حجاب
❤️🍀 @filsofak
پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد
دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان
برای مهرماه 97 در سه رشته
❤فلسفه اخلاق
فلسفه دین
فلسفه و کلام اسلامی
از طریق آزمون اختصایی نحوه و زمان ثبتنام
http://urd.ac.ir/fa
دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان
برای مهرماه 97 در سه رشته
❤فلسفه اخلاق
فلسفه دین
فلسفه و کلام اسلامی
از طریق آزمون اختصایی نحوه و زمان ثبتنام
http://urd.ac.ir/fa
دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب
در فلسفه اخلاق❤️
دانشجوی کارشناسی ارشد میپذیرد. ثبت نام
آزمون اختصاصی: http://urd.ac.ir/fa
آزمون سراسری: http://sanjesh.org
@PhiloUrd
❤️🍀 @filsofak
در فلسفه اخلاق❤️
دانشجوی کارشناسی ارشد میپذیرد. ثبت نام
آزمون اختصاصی: http://urd.ac.ir/fa
آزمون سراسری: http://sanjesh.org
@PhiloUrd
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر انسانی یک الماس در وجودش داره و اینکه با چه افرادی در ارتباط باشه انتخاب شخصی اش هست افرادی که ارزش وجودیش رو ببینن و درک کنن و بر خرد و داناییش اضافه کنن.
انتخاب شما چیه؟
❤️🍀 @filsofak
انتخاب شما چیه؟
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سقوط از طبقهی سوم همانقدر دردآور است كه سقوط از طبقهی صدم، اگر قرار است سقوط كنم، بگذار از جايی بلند باشد، نه از جایی پست.
#پائولو_کوئلیو
❤️🍀 @filsofak
سقوط از طبقهی سوم همانقدر دردآور است كه سقوط از طبقهی صدم، اگر قرار است سقوط كنم، بگذار از جايی بلند باشد، نه از جایی پست.
#پائولو_کوئلیو
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
وقتهای رفتن
درها موجودات بسیار غمانگیزیاند
چون نمیتوانند نگهت دارند
و من دلم به اندازهی تمام درهای غمگین جهان تنگ است.
#اسکارلت_دههی_شصت #سجاد_افشاریان
❤️🍀 @filsofak
وقتهای رفتن
درها موجودات بسیار غمانگیزیاند
چون نمیتوانند نگهت دارند
و من دلم به اندازهی تمام درهای غمگین جهان تنگ است.
#اسکارلت_دههی_شصت #سجاد_افشاریان
❤️🍀 @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم "آینه های رو به رو"
آدینه دختری ترنس سکشوالاست و زندگی اش به واسطه همین مشکل در سراشیبی قرار گفته و پدرش هم قصد دارد تا او را وادار به ازدواج با یکی از آشنایانش کند تا شاید...
🍀❤️ @filsofak
آدینه دختری ترنس سکشوالاست و زندگی اش به واسطه همین مشکل در سراشیبی قرار گفته و پدرش هم قصد دارد تا او را وادار به ازدواج با یکی از آشنایانش کند تا شاید...
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال خانه های روشن:
در مقابل قلدرها
باز هم مچاله شده است، دستهایش میلرزد، نگاهش میترسد، صدایش درنمیآید و وحشت تمامی وجودش را پر کرده است. در مقابل زورگو به زمین افتاده و همیشه قربانی باجگیریهایش شده است؛ ولی میهراسد از اینکه کلامی به زبان آورد و حتی دریغ از اشارهای کوچک که مخالفت و احساس تنفرش را نشان دهد.
با افکاری پوچ و ضعیف، احساس میکند رفتاری محترمانه در مقابل تهدیداتش شاید تاثیرگذار باشد و مشکلاتش بزودی حل شود؛ ولی... به قول ژان پل سارتر «از قربانیانی که به جلاد خود احترام میگذارند، بیزارم.»
آدمهای قلدر همیشه دنبال طعمههای ضعیف میگردند و از زورگویی و قدرتشان برای آزار و اذیت، تحقیر و دشنام به ضعیفان استفاده میکنند. اگر شما هم از تحمل چنین وضعیتی و آزار و اذیتهای آنها خسته شدهاید و دیگر تحملتان تمام شده، همین حالا وقتش است که جلوی آنها محکم بایستید. یاد بگیرید که با زورگوهای محیط کار، مدرسه، دانشگاه و... به شیوهای بیسر و صدا، زیرکانه و هوشمند مقابله کنید.
1. به خودتان در آینه خوب و به دقت نگاه کنید. زبان بدن خود را هنگام صحبت کردن خوب بررسی کنید و ببینید که دارای چه پیامی است. آنقدر تمرین کنید که اطمینان پیدا کنید که آن پیام خوب و مثبت و قابل پذیرش است.
2. اگر شما اجازه دهید که قربانی یک ستمگر شوید، بدون هیچ دلیل خاصی، بدی را در تمامی وجودتان احساس خواهید کرد. بله، قُلدر هر بار به بهانهای خودش را به شما نزدیک میکند و چیزهای ناپسندی را به شما میچسباند. تمسخر، تحقیر، شایعه پراکنی و گفتن حرفهایی ناجور، از کارهای روزمره و عادت همیشگی یک قلدر است. او به راحتی تردید، ضعف و بدگمانی را در وجود شما القاء میکند و شما بدون هیچ واکنشی مجبور به پذیرش آنها هستید؛ زیرا نسبت به او احساس ضعف میکنید و راه چارهای برای خود نمییابید.
3. ثابت کنید به خود و به آنچه که در توان دارید یقین و اعتماد دارید؛ چرا که اعتماد به نفس شما دشمن شماره یک آدمهای قلدر است؛ زیرا یکی از مهمترین دلایل زورگویی این است که قلدر اعتماد به نفس ندارد؛ پس به زور بازویش مینازد و به آن اتکا میکند.
4. اگر تمام روزتان را به این فکر کنید که در رویارویی بعدی با قلدر چگونه به او ضربه بزنید، چگونه از دستش فرار کنید یا چگونه انتقامتان را بگیرید، ناگهان به خود میآیید و میبینید که بسیاری از روزهای زندگیتان را به جای پیشبرد اهدافتان، در رعب و وحشت گذراندهاید. شما باید تمامی فکرهای منفی و بدی را که درباره او دارید کنار بگذارید.
5. با نگاهی محکم و نافذ در چشمهایش زل بزنید و با حالتی دستوری از جملاتی مانند «کافی است دیگر»، «ادامه نده» یا «راهت را بکش و برو» استفاده کنید. اگر یکی از میان آنها سعی کرد به شما ضربهای وارد کند، از خود دفاع کنید. سپس دوباره به چشمهایش نگاه کنید و با صدایی بلند اما با آرامش تاکید کنید که من میخواهم سریعا از این کارها دست بردارید! با گفتن چنین جملاتی شما میتوانید خود را به او ثابت کنید. او میفهمد که توانایی دفاع از خود را در مقابل آنها دارید.
6. در صورتی که جملاتتان تاثیری نداشت، او را کاملا نادیده و بیارزش در نظر بگیرید، به راحتی از کنارش عبور کنید و بروید. انگار اصلا چنین کسی وجود خارجی نداشته است. این گونه به او ثابت میکنید چیزهایی را که به شما گفته، هیچ ارزشی نداشته است و روی شما اثری نخواهد داشت. ممکن است با این کار خیلی سریع خسته شود و دست از سر شما بردارد. زورگوها از آدمهایی که چالشبرانگیزند و آنها را دچار زحمت میکنند خوششان نمیآید و به دنبال آدمهایی ضعیف و بزدل میگردند.
7. زمانی که قلدرها معرکه میگیرند و شروع به بحث و فحاشی میکنند، نیاز به تماشاگر دارند تا این گونه خود را به دیگران ثابت کنند و در کل به دلیل کمبودهایشان عاشق جلب توجه هستند.
8. به قلدر میدان ندهید که با سخنانش شما را تحقیر کند و با این عملش احساس رضایتمندی و لذت کند. همیشه از نزدیک شدن و همصحبتی با چنین اشخاصی دوری کنید. با این کار که شاید راهکاری کوتاه مدت باشد، حس رضایتمندی آنها را سرکوب میکنید؛ ولی بالاخره ممکن است پس از مدتی شما را در گوشهای به دام اندازند.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @bright_houses
در مقابل قلدرها
باز هم مچاله شده است، دستهایش میلرزد، نگاهش میترسد، صدایش درنمیآید و وحشت تمامی وجودش را پر کرده است. در مقابل زورگو به زمین افتاده و همیشه قربانی باجگیریهایش شده است؛ ولی میهراسد از اینکه کلامی به زبان آورد و حتی دریغ از اشارهای کوچک که مخالفت و احساس تنفرش را نشان دهد.
با افکاری پوچ و ضعیف، احساس میکند رفتاری محترمانه در مقابل تهدیداتش شاید تاثیرگذار باشد و مشکلاتش بزودی حل شود؛ ولی... به قول ژان پل سارتر «از قربانیانی که به جلاد خود احترام میگذارند، بیزارم.»
آدمهای قلدر همیشه دنبال طعمههای ضعیف میگردند و از زورگویی و قدرتشان برای آزار و اذیت، تحقیر و دشنام به ضعیفان استفاده میکنند. اگر شما هم از تحمل چنین وضعیتی و آزار و اذیتهای آنها خسته شدهاید و دیگر تحملتان تمام شده، همین حالا وقتش است که جلوی آنها محکم بایستید. یاد بگیرید که با زورگوهای محیط کار، مدرسه، دانشگاه و... به شیوهای بیسر و صدا، زیرکانه و هوشمند مقابله کنید.
1. به خودتان در آینه خوب و به دقت نگاه کنید. زبان بدن خود را هنگام صحبت کردن خوب بررسی کنید و ببینید که دارای چه پیامی است. آنقدر تمرین کنید که اطمینان پیدا کنید که آن پیام خوب و مثبت و قابل پذیرش است.
2. اگر شما اجازه دهید که قربانی یک ستمگر شوید، بدون هیچ دلیل خاصی، بدی را در تمامی وجودتان احساس خواهید کرد. بله، قُلدر هر بار به بهانهای خودش را به شما نزدیک میکند و چیزهای ناپسندی را به شما میچسباند. تمسخر، تحقیر، شایعه پراکنی و گفتن حرفهایی ناجور، از کارهای روزمره و عادت همیشگی یک قلدر است. او به راحتی تردید، ضعف و بدگمانی را در وجود شما القاء میکند و شما بدون هیچ واکنشی مجبور به پذیرش آنها هستید؛ زیرا نسبت به او احساس ضعف میکنید و راه چارهای برای خود نمییابید.
3. ثابت کنید به خود و به آنچه که در توان دارید یقین و اعتماد دارید؛ چرا که اعتماد به نفس شما دشمن شماره یک آدمهای قلدر است؛ زیرا یکی از مهمترین دلایل زورگویی این است که قلدر اعتماد به نفس ندارد؛ پس به زور بازویش مینازد و به آن اتکا میکند.
4. اگر تمام روزتان را به این فکر کنید که در رویارویی بعدی با قلدر چگونه به او ضربه بزنید، چگونه از دستش فرار کنید یا چگونه انتقامتان را بگیرید، ناگهان به خود میآیید و میبینید که بسیاری از روزهای زندگیتان را به جای پیشبرد اهدافتان، در رعب و وحشت گذراندهاید. شما باید تمامی فکرهای منفی و بدی را که درباره او دارید کنار بگذارید.
5. با نگاهی محکم و نافذ در چشمهایش زل بزنید و با حالتی دستوری از جملاتی مانند «کافی است دیگر»، «ادامه نده» یا «راهت را بکش و برو» استفاده کنید. اگر یکی از میان آنها سعی کرد به شما ضربهای وارد کند، از خود دفاع کنید. سپس دوباره به چشمهایش نگاه کنید و با صدایی بلند اما با آرامش تاکید کنید که من میخواهم سریعا از این کارها دست بردارید! با گفتن چنین جملاتی شما میتوانید خود را به او ثابت کنید. او میفهمد که توانایی دفاع از خود را در مقابل آنها دارید.
6. در صورتی که جملاتتان تاثیری نداشت، او را کاملا نادیده و بیارزش در نظر بگیرید، به راحتی از کنارش عبور کنید و بروید. انگار اصلا چنین کسی وجود خارجی نداشته است. این گونه به او ثابت میکنید چیزهایی را که به شما گفته، هیچ ارزشی نداشته است و روی شما اثری نخواهد داشت. ممکن است با این کار خیلی سریع خسته شود و دست از سر شما بردارد. زورگوها از آدمهایی که چالشبرانگیزند و آنها را دچار زحمت میکنند خوششان نمیآید و به دنبال آدمهایی ضعیف و بزدل میگردند.
7. زمانی که قلدرها معرکه میگیرند و شروع به بحث و فحاشی میکنند، نیاز به تماشاگر دارند تا این گونه خود را به دیگران ثابت کنند و در کل به دلیل کمبودهایشان عاشق جلب توجه هستند.
8. به قلدر میدان ندهید که با سخنانش شما را تحقیر کند و با این عملش احساس رضایتمندی و لذت کند. همیشه از نزدیک شدن و همصحبتی با چنین اشخاصی دوری کنید. با این کار که شاید راهکاری کوتاه مدت باشد، حس رضایتمندی آنها را سرکوب میکنید؛ ولی بالاخره ممکن است پس از مدتی شما را در گوشهای به دام اندازند.
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @bright_houses
Forwarded from فلسفه اخلاق (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from فلسفه اخلاق (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
🔺هیچکس موقع مرگش نمیگه ای کاش بیشتر کار میکردم و بیشتر پول جمع میکردم، همه حسرت اینو میخورن که ای کاش با اونایی که دوسشون دارم، مهربونتر بودم.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (Admin)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💠 ظرافت های اخلاقی در به آغوش کشیدن کودکان توسط بزرگترهای غریبه 💠
آرش نراقی
ما غالباً فراموش می کنیم که کودکان بسی بیش از موجودات کوچک و شیرین یا پاره های تن ما هستند. کودکان انسانهای کامل با حقوق و کرامت مستقل اند. تصدیق این نکته کمابیش بدیهی ما را به تجدید نظر در بسیاری از رفتارهای مان با کودکان وامی دارد.
برای مثال، شیوه در آغوش کشیدن کودکان کار ظریفی است که باید در انجام آن نه فقط سلامت روانی کودک که مسأله حقوق و کرامت جسمانی او را هم مدّنظر قرار دهیم. از منظر کودک بزرگسالان- خصوصاً بزرگسالان غریبه و ناآشنا- موجودات غول پیکر و غالباً ترسناک هستند. شما کودکی را تصوّر کنید که بی خبر در کنار مادرش ایستاده است و یکباره یک توده غول پیکر پر سروصدا- با سیلابی از کلمات گنگ و نامفهوم- به سوی اش هجوم می آورد تا او را تنگ به بدن اش- با آن بوهای ناآشنا- بفشارد. این تجربه علاوه بر آنکه بخودی خود ترسناک است، نوعی تعرض به حریم جسمانی کودک هم هست.
پیشنهاد من این است که برای در آغوش کشیدن کودکان - خصوصاً کودکانی که ما را خوب نمی شناسند- موارد زیر را در نظر بگیریم:
💠 ۱. هرگز کودکان را در غیاب والدین شان در آغوش نکشیم. در آغوش کشیدن کودکان ورود به حریم جسمانی ایشان است، و این کار بدون اذن پدر و مادر کودک نارواست.
💠 ۲. پیش از در آغوش کشیدن کودک می توانیم صریحاً از پدر و مادر او برای این کار اجازه بگیریم، یا دست کم کمابیش مطمئن باشیم که اذن ضمنی ایشان را برای در آغوش کشیدن کودک داریم.
💠 ۳. برای در آغوش کشیدن کودک با صدای بلند و پرهیاهو به سوی اش هجوم نبریم. با آرامش و ملایمت به کودک نزدیک شویم.
💠 ۴. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک در مقابلش بنشینیم تا قدمان در حدود قامت او شود. کودک نباید احساس کند که موجودی از بالا به او هجوم می آورد.
💠 ۵. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک از او بپرسیم که «می شه لطفاً بغلت کنم؟» یا دست کم به او خبر بدهیم که «می خواهم بغلت کنم.» و بعد به کودک فرصت بدهیم که به تقاضای ما واکنش نشان دهد یا خبر ما را در ذهن اش تحلیل کند.
💠 ۶. کودک را- خصوصاً وقتی با ما خوب آشنا نیست- با فشار زیاد و به مدّت طولانی در آغوش نکشیم. او را به آرامی و ملایمت در آغوش بگیریم و بسرعت رهایش کنیم.
💠 ۷. پس از آنکه کودک از آغوش مان بیرون آمد، از او تشکر کنیم، یا کلام شیرینی به او بگوییم، مثلاً «چقدر خوب بود! ممنون!».
رعایت حقوق و کرامت کودکان را می توانیم از احترام به کرامت جسمانی آنها آغاز کنیم.
🍀❤️ @filsofak
💠 ظرافت های اخلاقی در به آغوش کشیدن کودکان توسط بزرگترهای غریبه 💠
آرش نراقی
ما غالباً فراموش می کنیم که کودکان بسی بیش از موجودات کوچک و شیرین یا پاره های تن ما هستند. کودکان انسانهای کامل با حقوق و کرامت مستقل اند. تصدیق این نکته کمابیش بدیهی ما را به تجدید نظر در بسیاری از رفتارهای مان با کودکان وامی دارد.
برای مثال، شیوه در آغوش کشیدن کودکان کار ظریفی است که باید در انجام آن نه فقط سلامت روانی کودک که مسأله حقوق و کرامت جسمانی او را هم مدّنظر قرار دهیم. از منظر کودک بزرگسالان- خصوصاً بزرگسالان غریبه و ناآشنا- موجودات غول پیکر و غالباً ترسناک هستند. شما کودکی را تصوّر کنید که بی خبر در کنار مادرش ایستاده است و یکباره یک توده غول پیکر پر سروصدا- با سیلابی از کلمات گنگ و نامفهوم- به سوی اش هجوم می آورد تا او را تنگ به بدن اش- با آن بوهای ناآشنا- بفشارد. این تجربه علاوه بر آنکه بخودی خود ترسناک است، نوعی تعرض به حریم جسمانی کودک هم هست.
پیشنهاد من این است که برای در آغوش کشیدن کودکان - خصوصاً کودکانی که ما را خوب نمی شناسند- موارد زیر را در نظر بگیریم:
💠 ۱. هرگز کودکان را در غیاب والدین شان در آغوش نکشیم. در آغوش کشیدن کودکان ورود به حریم جسمانی ایشان است، و این کار بدون اذن پدر و مادر کودک نارواست.
💠 ۲. پیش از در آغوش کشیدن کودک می توانیم صریحاً از پدر و مادر او برای این کار اجازه بگیریم، یا دست کم کمابیش مطمئن باشیم که اذن ضمنی ایشان را برای در آغوش کشیدن کودک داریم.
💠 ۳. برای در آغوش کشیدن کودک با صدای بلند و پرهیاهو به سوی اش هجوم نبریم. با آرامش و ملایمت به کودک نزدیک شویم.
💠 ۴. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک در مقابلش بنشینیم تا قدمان در حدود قامت او شود. کودک نباید احساس کند که موجودی از بالا به او هجوم می آورد.
💠 ۵. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک از او بپرسیم که «می شه لطفاً بغلت کنم؟» یا دست کم به او خبر بدهیم که «می خواهم بغلت کنم.» و بعد به کودک فرصت بدهیم که به تقاضای ما واکنش نشان دهد یا خبر ما را در ذهن اش تحلیل کند.
💠 ۶. کودک را- خصوصاً وقتی با ما خوب آشنا نیست- با فشار زیاد و به مدّت طولانی در آغوش نکشیم. او را به آرامی و ملایمت در آغوش بگیریم و بسرعت رهایش کنیم.
💠 ۷. پس از آنکه کودک از آغوش مان بیرون آمد، از او تشکر کنیم، یا کلام شیرینی به او بگوییم، مثلاً «چقدر خوب بود! ممنون!».
رعایت حقوق و کرامت کودکان را می توانیم از احترام به کرامت جسمانی آنها آغاز کنیم.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (Admin)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سودمندی و خوشایندی نوشتار
هر نوشتهای با دو ویژگی، «خواندنی» میشود: سودمندی و خوشایندی.
یک. سودمندی
نوشتۀ سودمند، همه يا بيشتر ویژگیهای زیر را دارا است:
1. از مضمون و معنایی تازه و بکر برخوردار است؛ یا در مقدمات، یا در نتیجه. اگر نویسندهای نه مقدمات و استدلالی تازه دارد و نه به نتیجهای جدید رسیده است، به هیچ وجه صلاح نیست که دست به قلم ببرد؛ وگرنه عرض خود برده و به دیگران زحمت داده است.
2. به سمت کلیگویی نمیرود. کلیگویی، متن را به انشا تبدیل میکند. انشانویسی، خطری مهلک برای هر نوشتهای است. انشا مانند فشار دادن پا بر پدال گاز خودرو است، در حالی که خلاص است. گاز بدون دنده، سر و صدای بیهوده تولید میکند و آزاردهنده است. خطر انشانویسی را از راههای مختلف میتوان از پیش پای نوشتار برداشت؛ مانند ورود به جزئیات و مصادیق، غنیسازی علمی متن، هدفمندی و ارجاع به منابع لازم یا مفید.
3. ذهن خواننده را یا قانع میکند یا درگیر.
4. افقی جدید پیش روی خواننده میگشاید.
5. بیش از استدلال یا اطلاعاتی که ارائه میدهد، مدعایی ندارد.
دو. خوشایندی
خوشایندی یا لذتبخشی متن، به اندازۀ سودمندی آن، مهم و کارساز است؛ اما اکثر نویسندگان ما به آن نمیاندیشند یا برای رسیدن به آن، ناشیگری میکنند. خواندن، بهخودیخود کاری سخت و ریاضتگونه است، و نویسندۀ ناشی، بر سختی کار و زحمت خواننده میافزاید. زبان فارسی نیز چالاکی و توانمندی زبانهای اصلی دنیا را ندارد. به همین دلیل، متأسفانه بیشتر نوشتههای فارسیزبانان خوانندهآزار است. لذتبخشی، صفت اختیاری برای متن نیست؛ بلکه ضروری است و اگر کسی از عهدۀ آن برنمیآید، بهتر است کار و باری دیگر برگزیند یا جز بهضرورت دست به قلم نبرد.
لذتبخشی متن در گرو طیفی از مهارتهای قلمی و آرایههای زبانی است؛ از تایپ پاکیزه تا تصویرسازیهای هنرمندانه و مهندسی ماهرانۀ متن و تنوع در تعبیر و زاویۀ دید. برخی از مهمترین مهارتها و آرایههایی که ممکن است متنی را «خواندنی» کند، به این شرح است:
1. پاکیزگی.
2. سادگی.
3. برابری کمّی و کیفی لفظ با معنا.
4. صمیمت.
5. ابتکار در تعبیر و و اعتدال در استفاده از کلیشهها.
6. طنر ملیح، ملایم و پراکنده.
7. تدوین و چیدمان منطقی.
8. استفاده از آرایههای زیرپوستی.
9. مراعات شعور خواننده.
10. غنای واژگانی.
11. مناعت طبع و پرهیز از شیوههای دستمالیشده در بیان.
12. اهتمام به تغییر ذائقۀ خواننده در ایستگاههای بینراهی.
13. تبدیل مطلب به نکته و نکته به مطلب در برخی پاراگرافها.
14. استفاده از شگردهای روایت در داستان و سینما، مانند بازگشت(فلشبک) و پایان باز در آخر متن.
15. ظهور و بروز حالات روحی و شخصی نویسنده(مانند خشم، شادی، غم و هیجان) در متن؛ آن مقدار که به فضای علمی بحث لطمه نزند و بیش از حد آن را شخصی نکند.
16. برخی آرایههای سنتی، مانند تناسب و تلمیح و حسن مطلع.
خوشایندی نوشتار، بر پایههای دیگری نیز استوار است. شرح اصول نامبرده و غیر آن را به فرصتی دیگر میسپارم.
رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak
سودمندی و خوشایندی نوشتار
هر نوشتهای با دو ویژگی، «خواندنی» میشود: سودمندی و خوشایندی.
یک. سودمندی
نوشتۀ سودمند، همه يا بيشتر ویژگیهای زیر را دارا است:
1. از مضمون و معنایی تازه و بکر برخوردار است؛ یا در مقدمات، یا در نتیجه. اگر نویسندهای نه مقدمات و استدلالی تازه دارد و نه به نتیجهای جدید رسیده است، به هیچ وجه صلاح نیست که دست به قلم ببرد؛ وگرنه عرض خود برده و به دیگران زحمت داده است.
2. به سمت کلیگویی نمیرود. کلیگویی، متن را به انشا تبدیل میکند. انشانویسی، خطری مهلک برای هر نوشتهای است. انشا مانند فشار دادن پا بر پدال گاز خودرو است، در حالی که خلاص است. گاز بدون دنده، سر و صدای بیهوده تولید میکند و آزاردهنده است. خطر انشانویسی را از راههای مختلف میتوان از پیش پای نوشتار برداشت؛ مانند ورود به جزئیات و مصادیق، غنیسازی علمی متن، هدفمندی و ارجاع به منابع لازم یا مفید.
3. ذهن خواننده را یا قانع میکند یا درگیر.
4. افقی جدید پیش روی خواننده میگشاید.
5. بیش از استدلال یا اطلاعاتی که ارائه میدهد، مدعایی ندارد.
دو. خوشایندی
خوشایندی یا لذتبخشی متن، به اندازۀ سودمندی آن، مهم و کارساز است؛ اما اکثر نویسندگان ما به آن نمیاندیشند یا برای رسیدن به آن، ناشیگری میکنند. خواندن، بهخودیخود کاری سخت و ریاضتگونه است، و نویسندۀ ناشی، بر سختی کار و زحمت خواننده میافزاید. زبان فارسی نیز چالاکی و توانمندی زبانهای اصلی دنیا را ندارد. به همین دلیل، متأسفانه بیشتر نوشتههای فارسیزبانان خوانندهآزار است. لذتبخشی، صفت اختیاری برای متن نیست؛ بلکه ضروری است و اگر کسی از عهدۀ آن برنمیآید، بهتر است کار و باری دیگر برگزیند یا جز بهضرورت دست به قلم نبرد.
لذتبخشی متن در گرو طیفی از مهارتهای قلمی و آرایههای زبانی است؛ از تایپ پاکیزه تا تصویرسازیهای هنرمندانه و مهندسی ماهرانۀ متن و تنوع در تعبیر و زاویۀ دید. برخی از مهمترین مهارتها و آرایههایی که ممکن است متنی را «خواندنی» کند، به این شرح است:
1. پاکیزگی.
2. سادگی.
3. برابری کمّی و کیفی لفظ با معنا.
4. صمیمت.
5. ابتکار در تعبیر و و اعتدال در استفاده از کلیشهها.
6. طنر ملیح، ملایم و پراکنده.
7. تدوین و چیدمان منطقی.
8. استفاده از آرایههای زیرپوستی.
9. مراعات شعور خواننده.
10. غنای واژگانی.
11. مناعت طبع و پرهیز از شیوههای دستمالیشده در بیان.
12. اهتمام به تغییر ذائقۀ خواننده در ایستگاههای بینراهی.
13. تبدیل مطلب به نکته و نکته به مطلب در برخی پاراگرافها.
14. استفاده از شگردهای روایت در داستان و سینما، مانند بازگشت(فلشبک) و پایان باز در آخر متن.
15. ظهور و بروز حالات روحی و شخصی نویسنده(مانند خشم، شادی، غم و هیجان) در متن؛ آن مقدار که به فضای علمی بحث لطمه نزند و بیش از حد آن را شخصی نکند.
16. برخی آرایههای سنتی، مانند تناسب و تلمیح و حسن مطلع.
خوشایندی نوشتار، بر پایههای دیگری نیز استوار است. شرح اصول نامبرده و غیر آن را به فرصتی دیگر میسپارم.
رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak