🔺تصویر پاکبان شهرداری که برای بازکردن کانال فاضلاب به زیر یک پل رفته است.ای کاش یاد بگیریم در خیابان زباله نریزیم.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from همنشید (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️این روزها صحبتهای کارشناس یزدی درباره ی "جادوی عشق" خیلی سر و صدا کرده. من صحبتهای #حسن_ریوندی توی این کلیپ رو موثر تر میدونم برای جادوی عشق کردن. هم برای مرد، هم برای زن🌱
🍀❤️ @lovediverse
🍀❤️ @lovediverse
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💠 ظرافت های اخلاقی در به آغوش کشیدن کودکان توسط بزرگترهای غریبه 💠
آرش نراقی
ما غالباً فراموش می کنیم که کودکان بسی بیش از موجودات کوچک و شیرین یا پاره های تن ما هستند. کودکان انسانهای کامل با حقوق و کرامت مستقل اند. تصدیق این نکته کمابیش بدیهی ما را به تجدید نظر در بسیاری از رفتارهای مان با کودکان وامی دارد.
برای مثال، شیوه در آغوش کشیدن کودکان کار ظریفی است که باید در انجام آن نه فقط سلامت روانی کودک که مسأله حقوق و کرامت جسمانی او را هم مدّنظر قرار دهیم. از منظر کودک بزرگسالان- خصوصاً بزرگسالان غریبه و ناآشنا- موجودات غول پیکر و غالباً ترسناک هستند. شما کودکی را تصوّر کنید که بی خبر در کنار مادرش ایستاده است و یکباره یک توده غول پیکر پر سروصدا- با سیلابی از کلمات گنگ و نامفهوم- به سوی اش هجوم می آورد تا او را تنگ به بدن اش- با آن بوهای ناآشنا- بفشارد. این تجربه علاوه بر آنکه بخودی خود ترسناک است، نوعی تعرض به حریم جسمانی کودک هم هست.
پیشنهاد من این است که برای در آغوش کشیدن کودکان - خصوصاً کودکانی که ما را خوب نمی شناسند- موارد زیر را در نظر بگیریم:
💠 ۱. هرگز کودکان را در غیاب والدین شان در آغوش نکشیم. در آغوش کشیدن کودکان ورود به حریم جسمانی ایشان است، و این کار بدون اذن پدر و مادر کودک نارواست.
💠 ۲. پیش از در آغوش کشیدن کودک می توانیم صریحاً از پدر و مادر او برای این کار اجازه بگیریم، یا دست کم کمابیش مطمئن باشیم که اذن ضمنی ایشان را برای در آغوش کشیدن کودک داریم.
💠 ۳. برای در آغوش کشیدن کودک با صدای بلند و پرهیاهو به سوی اش هجوم نبریم. با آرامش و ملایمت به کودک نزدیک شویم.
💠 ۴. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک در مقابلش بنشینیم تا قدمان در حدود قامت او شود. کودک نباید احساس کند که موجودی از بالا به او هجوم می آورد.
💠 ۵. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک از او بپرسیم که «می شه لطفاً بغلت کنم؟» یا دست کم به او خبر بدهیم که «می خواهم بغلت کنم.» و بعد به کودک فرصت بدهیم که به تقاضای ما واکنش نشان دهد یا خبر ما را در ذهن اش تحلیل کند.
💠 ۶. کودک را- خصوصاً وقتی با ما خوب آشنا نیست- با فشار زیاد و به مدّت طولانی در آغوش نکشیم. او را به آرامی و ملایمت در آغوش بگیریم و بسرعت رهایش کنیم.
💠 ۷. پس از آنکه کودک از آغوش مان بیرون آمد، از او تشکر کنیم، یا کلام شیرینی به او بگوییم، مثلاً «چقدر خوب بود! ممنون!».
رعایت حقوق و کرامت کودکان را می توانیم از احترام به کرامت جسمانی آنها آغاز کنیم.
🍀❤️ @filsofak
💠 ظرافت های اخلاقی در به آغوش کشیدن کودکان توسط بزرگترهای غریبه 💠
آرش نراقی
ما غالباً فراموش می کنیم که کودکان بسی بیش از موجودات کوچک و شیرین یا پاره های تن ما هستند. کودکان انسانهای کامل با حقوق و کرامت مستقل اند. تصدیق این نکته کمابیش بدیهی ما را به تجدید نظر در بسیاری از رفتارهای مان با کودکان وامی دارد.
برای مثال، شیوه در آغوش کشیدن کودکان کار ظریفی است که باید در انجام آن نه فقط سلامت روانی کودک که مسأله حقوق و کرامت جسمانی او را هم مدّنظر قرار دهیم. از منظر کودک بزرگسالان- خصوصاً بزرگسالان غریبه و ناآشنا- موجودات غول پیکر و غالباً ترسناک هستند. شما کودکی را تصوّر کنید که بی خبر در کنار مادرش ایستاده است و یکباره یک توده غول پیکر پر سروصدا- با سیلابی از کلمات گنگ و نامفهوم- به سوی اش هجوم می آورد تا او را تنگ به بدن اش- با آن بوهای ناآشنا- بفشارد. این تجربه علاوه بر آنکه بخودی خود ترسناک است، نوعی تعرض به حریم جسمانی کودک هم هست.
پیشنهاد من این است که برای در آغوش کشیدن کودکان - خصوصاً کودکانی که ما را خوب نمی شناسند- موارد زیر را در نظر بگیریم:
💠 ۱. هرگز کودکان را در غیاب والدین شان در آغوش نکشیم. در آغوش کشیدن کودکان ورود به حریم جسمانی ایشان است، و این کار بدون اذن پدر و مادر کودک نارواست.
💠 ۲. پیش از در آغوش کشیدن کودک می توانیم صریحاً از پدر و مادر او برای این کار اجازه بگیریم، یا دست کم کمابیش مطمئن باشیم که اذن ضمنی ایشان را برای در آغوش کشیدن کودک داریم.
💠 ۳. برای در آغوش کشیدن کودک با صدای بلند و پرهیاهو به سوی اش هجوم نبریم. با آرامش و ملایمت به کودک نزدیک شویم.
💠 ۴. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک در مقابلش بنشینیم تا قدمان در حدود قامت او شود. کودک نباید احساس کند که موجودی از بالا به او هجوم می آورد.
💠 ۵. حتماً پیش از در آغوش کشیدن کودک از او بپرسیم که «می شه لطفاً بغلت کنم؟» یا دست کم به او خبر بدهیم که «می خواهم بغلت کنم.» و بعد به کودک فرصت بدهیم که به تقاضای ما واکنش نشان دهد یا خبر ما را در ذهن اش تحلیل کند.
💠 ۶. کودک را- خصوصاً وقتی با ما خوب آشنا نیست- با فشار زیاد و به مدّت طولانی در آغوش نکشیم. او را به آرامی و ملایمت در آغوش بگیریم و بسرعت رهایش کنیم.
💠 ۷. پس از آنکه کودک از آغوش مان بیرون آمد، از او تشکر کنیم، یا کلام شیرینی به او بگوییم، مثلاً «چقدر خوب بود! ممنون!».
رعایت حقوق و کرامت کودکان را می توانیم از احترام به کرامت جسمانی آنها آغاز کنیم.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سودمندی و خوشایندی نوشتار
هر نوشتهای با دو ویژگی، «خواندنی» میشود: سودمندی و خوشایندی.
یک. سودمندی
نوشتۀ سودمند، همه يا بيشتر ویژگیهای زیر را دارا است:
1. از مضمون و معنایی تازه و بکر برخوردار است؛ یا در مقدمات، یا در نتیجه. اگر نویسندهای نه مقدمات و استدلالی تازه دارد و نه به نتیجهای جدید رسیده است، به هیچ وجه صلاح نیست که دست به قلم ببرد؛ وگرنه عرض خود برده و به دیگران زحمت داده است.
2. به سمت کلیگویی نمیرود. کلیگویی، متن را به انشا تبدیل میکند. انشانویسی، خطری مهلک برای هر نوشتهای است. انشا مانند فشار دادن پا بر پدال گاز خودرو است، در حالی که خلاص است. گاز بدون دنده، سر و صدای بیهوده تولید میکند و آزاردهنده است. خطر انشانویسی را از راههای مختلف میتوان از پیش پای نوشتار برداشت؛ مانند ورود به جزئیات و مصادیق، غنیسازی علمی متن، هدفمندی و ارجاع به منابع لازم یا مفید.
3. ذهن خواننده را یا قانع میکند یا درگیر.
4. افقی جدید پیش روی خواننده میگشاید.
5. بیش از استدلال یا اطلاعاتی که ارائه میدهد، مدعایی ندارد.
دو. خوشایندی
خوشایندی یا لذتبخشی متن، به اندازۀ سودمندی آن، مهم و کارساز است؛ اما اکثر نویسندگان ما به آن نمیاندیشند یا برای رسیدن به آن، ناشیگری میکنند. خواندن، بهخودیخود کاری سخت و ریاضتگونه است، و نویسندۀ ناشی، بر سختی کار و زحمت خواننده میافزاید. زبان فارسی نیز چالاکی و توانمندی زبانهای اصلی دنیا را ندارد. به همین دلیل، متأسفانه بیشتر نوشتههای فارسیزبانان خوانندهآزار است. لذتبخشی، صفت اختیاری برای متن نیست؛ بلکه ضروری است و اگر کسی از عهدۀ آن برنمیآید، بهتر است کار و باری دیگر برگزیند یا جز بهضرورت دست به قلم نبرد.
لذتبخشی متن در گرو طیفی از مهارتهای قلمی و آرایههای زبانی است؛ از تایپ پاکیزه تا تصویرسازیهای هنرمندانه و مهندسی ماهرانۀ متن و تنوع در تعبیر و زاویۀ دید. برخی از مهمترین مهارتها و آرایههایی که ممکن است متنی را «خواندنی» کند، به این شرح است:
1. پاکیزگی.
2. سادگی.
3. برابری کمّی و کیفی لفظ با معنا.
4. صمیمت.
5. ابتکار در تعبیر و و اعتدال در استفاده از کلیشهها.
6. طنر ملیح، ملایم و پراکنده.
7. تدوین و چیدمان منطقی.
8. استفاده از آرایههای زیرپوستی.
9. مراعات شعور خواننده.
10. غنای واژگانی.
11. مناعت طبع و پرهیز از شیوههای دستمالیشده در بیان.
12. اهتمام به تغییر ذائقۀ خواننده در ایستگاههای بینراهی.
13. تبدیل مطلب به نکته و نکته به مطلب در برخی پاراگرافها.
14. استفاده از شگردهای روایت در داستان و سینما، مانند بازگشت(فلشبک) و پایان باز در آخر متن.
15. ظهور و بروز حالات روحی و شخصی نویسنده(مانند خشم، شادی، غم و هیجان) در متن؛ آن مقدار که به فضای علمی بحث لطمه نزند و بیش از حد آن را شخصی نکند.
16. برخی آرایههای سنتی، مانند تناسب و تلمیح و حسن مطلع.
خوشایندی نوشتار، بر پایههای دیگری نیز استوار است. شرح اصول نامبرده و غیر آن را به فرصتی دیگر میسپارم.
رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak
سودمندی و خوشایندی نوشتار
هر نوشتهای با دو ویژگی، «خواندنی» میشود: سودمندی و خوشایندی.
یک. سودمندی
نوشتۀ سودمند، همه يا بيشتر ویژگیهای زیر را دارا است:
1. از مضمون و معنایی تازه و بکر برخوردار است؛ یا در مقدمات، یا در نتیجه. اگر نویسندهای نه مقدمات و استدلالی تازه دارد و نه به نتیجهای جدید رسیده است، به هیچ وجه صلاح نیست که دست به قلم ببرد؛ وگرنه عرض خود برده و به دیگران زحمت داده است.
2. به سمت کلیگویی نمیرود. کلیگویی، متن را به انشا تبدیل میکند. انشانویسی، خطری مهلک برای هر نوشتهای است. انشا مانند فشار دادن پا بر پدال گاز خودرو است، در حالی که خلاص است. گاز بدون دنده، سر و صدای بیهوده تولید میکند و آزاردهنده است. خطر انشانویسی را از راههای مختلف میتوان از پیش پای نوشتار برداشت؛ مانند ورود به جزئیات و مصادیق، غنیسازی علمی متن، هدفمندی و ارجاع به منابع لازم یا مفید.
3. ذهن خواننده را یا قانع میکند یا درگیر.
4. افقی جدید پیش روی خواننده میگشاید.
5. بیش از استدلال یا اطلاعاتی که ارائه میدهد، مدعایی ندارد.
دو. خوشایندی
خوشایندی یا لذتبخشی متن، به اندازۀ سودمندی آن، مهم و کارساز است؛ اما اکثر نویسندگان ما به آن نمیاندیشند یا برای رسیدن به آن، ناشیگری میکنند. خواندن، بهخودیخود کاری سخت و ریاضتگونه است، و نویسندۀ ناشی، بر سختی کار و زحمت خواننده میافزاید. زبان فارسی نیز چالاکی و توانمندی زبانهای اصلی دنیا را ندارد. به همین دلیل، متأسفانه بیشتر نوشتههای فارسیزبانان خوانندهآزار است. لذتبخشی، صفت اختیاری برای متن نیست؛ بلکه ضروری است و اگر کسی از عهدۀ آن برنمیآید، بهتر است کار و باری دیگر برگزیند یا جز بهضرورت دست به قلم نبرد.
لذتبخشی متن در گرو طیفی از مهارتهای قلمی و آرایههای زبانی است؛ از تایپ پاکیزه تا تصویرسازیهای هنرمندانه و مهندسی ماهرانۀ متن و تنوع در تعبیر و زاویۀ دید. برخی از مهمترین مهارتها و آرایههایی که ممکن است متنی را «خواندنی» کند، به این شرح است:
1. پاکیزگی.
2. سادگی.
3. برابری کمّی و کیفی لفظ با معنا.
4. صمیمت.
5. ابتکار در تعبیر و و اعتدال در استفاده از کلیشهها.
6. طنر ملیح، ملایم و پراکنده.
7. تدوین و چیدمان منطقی.
8. استفاده از آرایههای زیرپوستی.
9. مراعات شعور خواننده.
10. غنای واژگانی.
11. مناعت طبع و پرهیز از شیوههای دستمالیشده در بیان.
12. اهتمام به تغییر ذائقۀ خواننده در ایستگاههای بینراهی.
13. تبدیل مطلب به نکته و نکته به مطلب در برخی پاراگرافها.
14. استفاده از شگردهای روایت در داستان و سینما، مانند بازگشت(فلشبک) و پایان باز در آخر متن.
15. ظهور و بروز حالات روحی و شخصی نویسنده(مانند خشم، شادی، غم و هیجان) در متن؛ آن مقدار که به فضای علمی بحث لطمه نزند و بیش از حد آن را شخصی نکند.
16. برخی آرایههای سنتی، مانند تناسب و تلمیح و حسن مطلع.
خوشایندی نوشتار، بر پایههای دیگری نیز استوار است. شرح اصول نامبرده و غیر آن را به فرصتی دیگر میسپارم.
رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🦋 #شوخ_طبعی یا عادتی شبیه به تنفس!
شوخطبعی از سازوکارهای دفاعی بسیارخوب، بالغ و سالم است. شوخطبعی به عنوان سازوکاری در برابر استرس، تنیدگی، اضطراب و افسردگی عمل میکند. افراد شوخطبع از هوش هیجانی و کفایت اجتماعی بالاتری برخوردارند.
🔰 چهار سبک شوخطبعی:
💠 شوخطبعی پرخاشگرانه: در این سبک شوخی، گفتهها و رفتار فرد باعث تحقیر طرف مقابل میشود.
✳️ شوخطبعی خودشکنانه: در این سبک شوخی فرد به تحقیر خود میپردازد تا جمع را بخنداند.
✅ شوخطبعی خودارزندهساز: در اینجا حتما لازم نیست مخاطبی وجود داشته باشد؛ بلکه ممکن است فرد با مشکل و مسألهای مواجه شود و با آن شوخی کند تا از استرس و فشار ناشی از آن بکاهد، با این هدف که بهتر با مسأله مواجه شود.
🔰 شوخطبعی پیونددهنده: در این سبک فرد برای اینکه رابطهاش با جمع صمیمانهتر شود به این شوخی میپردازد. هدف سرگرمکردن و خنداندن دیگران بدون تحقیر یا بیارزشکردن خود و دیگری است.
❌ دو سبک اول یعنی سبکهای پرخاشگرانه و خودشکنانه، سبکهای ناسالم شوخی و دو نوع بعدی یعنی سبکهای پیونددهنده و خودارزندهساز، سبکهای سالم شوخی هستند. شوخیهای پرخاشگرانه و خودشکنانه برخلاف تصوری که همگان از شوخی دارند، نهتنها سلامت روان را پیشبینی نمیکنند، بلکه با اضطراب، افسردگی و استرس رابطه دارند.
✅ در سوی دیگر افرادی که شوخیهای خودارزندهساز و پیونددهنده را انجام میدهند، سلامت روان بالاتر و اضطراب، افسردگی و خصومت کمتری دارند. اینها روابط بهتری با اطرافیان دارند و در روابط اجتماعی خود ثبات هیجانی بالایی نشان میدهند.
💠 در انتها به شوخطبعی افراد خودشکوفا اشاره میکنیم. شوخی این افراد طنز و لطیفهای ظریف است که علاوه بر خنداندن نکتهای آموزنده در آن وجود دارد. این نوع شوخیها حکیمانه و مخاطب آنها نوع بشر است و لبخندی همراه با درک را به مخاطب ارزانی میدارند.
🍀❤️ @filsofak
🦋 #شوخ_طبعی یا عادتی شبیه به تنفس!
شوخطبعی از سازوکارهای دفاعی بسیارخوب، بالغ و سالم است. شوخطبعی به عنوان سازوکاری در برابر استرس، تنیدگی، اضطراب و افسردگی عمل میکند. افراد شوخطبع از هوش هیجانی و کفایت اجتماعی بالاتری برخوردارند.
🔰 چهار سبک شوخطبعی:
💠 شوخطبعی پرخاشگرانه: در این سبک شوخی، گفتهها و رفتار فرد باعث تحقیر طرف مقابل میشود.
✳️ شوخطبعی خودشکنانه: در این سبک شوخی فرد به تحقیر خود میپردازد تا جمع را بخنداند.
✅ شوخطبعی خودارزندهساز: در اینجا حتما لازم نیست مخاطبی وجود داشته باشد؛ بلکه ممکن است فرد با مشکل و مسألهای مواجه شود و با آن شوخی کند تا از استرس و فشار ناشی از آن بکاهد، با این هدف که بهتر با مسأله مواجه شود.
🔰 شوخطبعی پیونددهنده: در این سبک فرد برای اینکه رابطهاش با جمع صمیمانهتر شود به این شوخی میپردازد. هدف سرگرمکردن و خنداندن دیگران بدون تحقیر یا بیارزشکردن خود و دیگری است.
❌ دو سبک اول یعنی سبکهای پرخاشگرانه و خودشکنانه، سبکهای ناسالم شوخی و دو نوع بعدی یعنی سبکهای پیونددهنده و خودارزندهساز، سبکهای سالم شوخی هستند. شوخیهای پرخاشگرانه و خودشکنانه برخلاف تصوری که همگان از شوخی دارند، نهتنها سلامت روان را پیشبینی نمیکنند، بلکه با اضطراب، افسردگی و استرس رابطه دارند.
✅ در سوی دیگر افرادی که شوخیهای خودارزندهساز و پیونددهنده را انجام میدهند، سلامت روان بالاتر و اضطراب، افسردگی و خصومت کمتری دارند. اینها روابط بهتری با اطرافیان دارند و در روابط اجتماعی خود ثبات هیجانی بالایی نشان میدهند.
💠 در انتها به شوخطبعی افراد خودشکوفا اشاره میکنیم. شوخی این افراد طنز و لطیفهای ظریف است که علاوه بر خنداندن نکتهای آموزنده در آن وجود دارد. این نوع شوخیها حکیمانه و مخاطب آنها نوع بشر است و لبخندی همراه با درک را به مخاطب ارزانی میدارند.
🍀❤️ @filsofak
مرکز توجه شما روی راه حل است یا روی مشکل؟
یکی از مهمترین تفاوت های آدمهایی که حالشان خوب است با آدمهایی که حالشان بد است همین است:
مرکز توجه
🍀❤️ @filsofak
یکی از مهمترین تفاوت های آدمهایی که حالشان خوب است با آدمهایی که حالشان بد است همین است:
مرکز توجه
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آدمهایی که ما را رنج میدهند،
خیلی اوقات رنج کشیدههایی هستند
که از زخمهای خودشان نتوانستند
عبور کنند...
اروین یالوم
❤️🍀 @filsofak
آدمهایی که ما را رنج میدهند،
خیلی اوقات رنج کشیدههایی هستند
که از زخمهای خودشان نتوانستند
عبور کنند...
اروین یالوم
❤️🍀 @filsofak
دین یعنی عدل، عدل یعنی دین...
هر جا که دیدید میگویند دین و اسلام هست اما عدالتی نیست شک نکنید دین و اسلامشان قلابیست!
#دکتر_بهشتی
🍀❤️ @filsofak
هر جا که دیدید میگویند دین و اسلام هست اما عدالتی نیست شک نکنید دین و اسلامشان قلابیست!
#دکتر_بهشتی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ترس از مرگ
#مصطفی_سلیمانی
ترس از مرگ، یکی از رایجترین نوع ترس در انسانهاست. ترس معقول از مرگ، یک راهکار مناسب است که باعث حفظ امنیت جانی ما میشود و ما را از خطرات دور میکند. ترس از مرگ یک پاسخ برای حفظ بقا است که باعث میشود در هنگام قرارگرفتن در موقعیتها یا انجام کارهای خطرناک، خطر مرگ را احساس کنیم.
اگرچه در ابتدا ممکن است شدت ترس از مرگ ناچیز باشد، اما این نوع ترس میتواند زندگی روزمرهی ما را دچار اختلال کند. ما متوجه مسائلی میشویم که موجب تشدید ترسمان میشوند و بهجای تحقیق و بررسی علت دقیق این ترس، از مواجه با آن خودداری میکنیم تا هیچگونه وحشتی در ما ایجاد نشود. این موضوع بهمرور زمان ادامه پیدا میکند و باعث میشود ما از انجام بسیاری از کارهای روزانه اجتناب کنیم.
- چند نکته:
1. هنگامیکه افکار ترسآلود، شما را سرکوب میکنند سعی کنید به لحظهای که هماکنون در آن زندگی میکنید، فکر کنید. امروزه این دیدگاه که زندگی در دنیای مصنوعی و مجازی باعث افزایش افسردگی و اضطرابشده طرفداران بیشتری پیدا کرده است. ما بهخاطر جدایی از طبیعت دچار سردرگمی شدهایم.
2. بسیاری از ما تغییر را دوست نداریم، بهویژه تغییراتی که فراتر از کنترل و خواستههای ما باشند. یکی از این تغییر افزایش سن است. بااینحال ما همیشه میتوانیم مانند یک فرد ۲۱ ساله احساس کنیم، حتی اگر سنمان بالاتر باشد اما آیا چنین احساسی میتواند به ما کمک کند؟ برای یک لحظه فکر کنید و اتفاقاتی که زندگی ممکن است برای شما به ارمغان بیاورد را بپذیرید. تا آنجاییکه میتوانید بهجای آنکه نگران اتفاقاتی باشید که ممکن است فردا برای شما اتفاق بیفتد، از لحظهای که در آن قرار دارید لذت ببرید.
3. در عموم موارد ترسها به همراه افکار وسواسگونه بهوجود میآیند و این افکار وسواسگونه میتوانند ترس شما را تشدید کنند. ایجاد یک وضعیت آرامشبخش که در آن بتوانید افکار وسواسگونه خود را مورد بررسی قرار دهید، اگرچه بهظاهر ممکن است ناراحتکننده بهنظر برسد، اما در بسیاری از مواقع مفید واقع میشود.
شما مقدار بسیار زیادی از انرژی خود را صرف فرار از افکاری میکنید که از بهوقوع پیوستن آنها میترسید، اما با استفاده از روشهای سادهی آرامسازی مانند تنفس عمیق و آرام، میتوانید یک فضای عاری از افکار بسازید و یا فضایی را ایجاد کنید تا افکار از ذهن شما عبور کنند، جاییکه افکار شما قدرت بسیار کمتری دارند و شما تنفستان را کنترل میکنید، بنابراین در موضعی آرامتر و قدرتمندتر قرار دارید.
4. درحالیکه بسیاری از اعضای خانواده و دوستان شما ممکن است از ترس و نگرانیهای شما آگاه نباشند، اما احتمالا متوجه تغییر رفتار شما شدهاند. در مورد ترستان با افرادی که به آنها اعتماد دارید گفتگو کنید. این موضوع اگرچه ممکن است کاملا ترس شما را از بین نبرد، اما گفتگو درباره ناراحتیها و ترسها میتواند نگرانی نزدیکان شما نسبت به تغییر رفتارهایتان را کاهش دهد و علاوهبرآن، زندگی شما را با ارزشتر میکند و باعث میشود تا از برخی افکار ناراحتکننده منحرف شوید.
🍀❤️ @filsofak
ترس از مرگ
#مصطفی_سلیمانی
ترس از مرگ، یکی از رایجترین نوع ترس در انسانهاست. ترس معقول از مرگ، یک راهکار مناسب است که باعث حفظ امنیت جانی ما میشود و ما را از خطرات دور میکند. ترس از مرگ یک پاسخ برای حفظ بقا است که باعث میشود در هنگام قرارگرفتن در موقعیتها یا انجام کارهای خطرناک، خطر مرگ را احساس کنیم.
اگرچه در ابتدا ممکن است شدت ترس از مرگ ناچیز باشد، اما این نوع ترس میتواند زندگی روزمرهی ما را دچار اختلال کند. ما متوجه مسائلی میشویم که موجب تشدید ترسمان میشوند و بهجای تحقیق و بررسی علت دقیق این ترس، از مواجه با آن خودداری میکنیم تا هیچگونه وحشتی در ما ایجاد نشود. این موضوع بهمرور زمان ادامه پیدا میکند و باعث میشود ما از انجام بسیاری از کارهای روزانه اجتناب کنیم.
- چند نکته:
1. هنگامیکه افکار ترسآلود، شما را سرکوب میکنند سعی کنید به لحظهای که هماکنون در آن زندگی میکنید، فکر کنید. امروزه این دیدگاه که زندگی در دنیای مصنوعی و مجازی باعث افزایش افسردگی و اضطرابشده طرفداران بیشتری پیدا کرده است. ما بهخاطر جدایی از طبیعت دچار سردرگمی شدهایم.
2. بسیاری از ما تغییر را دوست نداریم، بهویژه تغییراتی که فراتر از کنترل و خواستههای ما باشند. یکی از این تغییر افزایش سن است. بااینحال ما همیشه میتوانیم مانند یک فرد ۲۱ ساله احساس کنیم، حتی اگر سنمان بالاتر باشد اما آیا چنین احساسی میتواند به ما کمک کند؟ برای یک لحظه فکر کنید و اتفاقاتی که زندگی ممکن است برای شما به ارمغان بیاورد را بپذیرید. تا آنجاییکه میتوانید بهجای آنکه نگران اتفاقاتی باشید که ممکن است فردا برای شما اتفاق بیفتد، از لحظهای که در آن قرار دارید لذت ببرید.
3. در عموم موارد ترسها به همراه افکار وسواسگونه بهوجود میآیند و این افکار وسواسگونه میتوانند ترس شما را تشدید کنند. ایجاد یک وضعیت آرامشبخش که در آن بتوانید افکار وسواسگونه خود را مورد بررسی قرار دهید، اگرچه بهظاهر ممکن است ناراحتکننده بهنظر برسد، اما در بسیاری از مواقع مفید واقع میشود.
شما مقدار بسیار زیادی از انرژی خود را صرف فرار از افکاری میکنید که از بهوقوع پیوستن آنها میترسید، اما با استفاده از روشهای سادهی آرامسازی مانند تنفس عمیق و آرام، میتوانید یک فضای عاری از افکار بسازید و یا فضایی را ایجاد کنید تا افکار از ذهن شما عبور کنند، جاییکه افکار شما قدرت بسیار کمتری دارند و شما تنفستان را کنترل میکنید، بنابراین در موضعی آرامتر و قدرتمندتر قرار دارید.
4. درحالیکه بسیاری از اعضای خانواده و دوستان شما ممکن است از ترس و نگرانیهای شما آگاه نباشند، اما احتمالا متوجه تغییر رفتار شما شدهاند. در مورد ترستان با افرادی که به آنها اعتماد دارید گفتگو کنید. این موضوع اگرچه ممکن است کاملا ترس شما را از بین نبرد، اما گفتگو درباره ناراحتیها و ترسها میتواند نگرانی نزدیکان شما نسبت به تغییر رفتارهایتان را کاهش دهد و علاوهبرآن، زندگی شما را با ارزشتر میکند و باعث میشود تا از برخی افکار ناراحتکننده منحرف شوید.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال خانههای روشن:
چرا زنان شوهردار در هوس ترمز می برند؟
خانم بهاره مهرجویی مطلبی درباره خیانت زنان شوهردار نگاشته که تهمینه میلانی کارگردان سینمای ایران آن را در صفحه فیسبوک خود انتشار داد. در این مطلب می خوانید:
صرف نظر از انگیزه اصلی اینکه چرا زنان متاهل خیانت میکنند، نفس این امر در میان متولدین دهه شصت و پنجاه به شدت روبه گسترش است. موضوع نگران کننده برای من این است که این مهلکه افرادی را به درون خود میکشاند که نه میخواستند و نه حتی تصورش را میکردند که وارد رابطهای دیگر شوند. اما به خودشان که آمدند دیدند خیانت دارد اتفاق میافتد.
زن چهل و سه سالهای که با پسر خواهر شوهرش وارد رابطه شده. پسر جوانی که پانزده سال بااو تفاوت سنی دارد، زن هیچ وقت فکرش را نمیکرد که شوخیها و تنها شدنها و جای پسرم است و من با فلانی میروم خانه، برایش دردسرساز شود.
شخصا اعتقاد دارم انسان همچون سایر حیوانات موجودی غریزی و چندآمیزشیست. اما آنچه او را از سایر حیوانات در این مورد مجزا کرد قوه یادگیری و تعقلِ در جهت سازگاری و بقاست. انسان روزی شروع به یادگیری کرد. شروع به فاصله گرفتن از غرایز. چیزهایی را آموخت که اگرچه خلاف ذاتش بود اما موجب سازگاری او شد. ما در ایران در آموختنیها بسیار ضعیف عمل کرده ایم. رسوم و سبکی از زندگی وارد جامعه ما شد که متناسب با آنچه ما هستیم و بر ما میرود نبود. ما مهارت ارتباط با دیگران را یاد نگرفتیم. حدومرزها را نمیشناسیم. محدوده اینکه دختر خاله ما به همسرمان باید چقدر نزدیک بشود را نمیدانیم. محدوده اینکه زنمان با دوست دانشگاهیاش که مرد است و که قرار است بیرون برود و روی پروژهشان کار کنند را نمیدانیم. مرزهایش قابل تعریف نیست. او نباید از زندگی خصوصی تو و همسرت تحت عنوان درددل کردن مطلع شود.
مفهومی به نام «جاست فرند» که ما چندین سال است آن را لق لقه میکنیم و یک مفهوم وارداتیست، هیچ کدام از این تعاریفی را شامل نمیشود که ما در مناسبتهامان آن را به جا میآوریم. جاست فرند شما مشاور شما نیست.حد و مرز مشخصی دارد. ما این مرزها را نمیدانیم. اصلا برایِ ما نیست. با آن بیگانه هستیم. چون خودآگاهی نداریم گم میشویم. با دوستتان (مرد) و همسرتان میروید جنگل. شب سه نفرتان توی چادر میخوابید و دم صبح «حالتی بر شما میرود» که پس از چندی رابطه جنسی بینتان اتفاق میافتد.
توی گروه تلگرامی «انجمن شاعران فلان» آقای فلانی ساعت دو بامداد به شما مسیج میدهد که:« بانو، سروده زیبایتان را خواندم،حضور شما در این جمع غنیمت است» شما متوجه میشوید دارد اتفاقی در درونتان میافتد، ادامهاش میدهید و کار به جای باریک می رسد. اینجا جای ترمز است، جایی که دیگری میآید و دل و دین و عقل و هوش را به باد میدهد. اینجا باید فاصله بگیرید و به خودتان بگویید:« رابطه من با همسرم/ پارتنرم یک مرگیش است که باید ترمیم شود».
ما زنگ خطرها را جدی نمیگیریم. یک آن است. ما بارها در این موقعیت و لحظه قرار گرفتهایم. لحظهای که میدانیم دارد یک جریانی از انرژی فعال میشود. هر آدمی آن، «آن» را و«لحظه» را درک میکند. همه چیز از همان لحظه آغاز میشود. بها دادن یا متوقف کردن آن حس مرموز، دلچسب، هیجانانگیز. ما قدرت عجیبی در انکار این حس و خودفریبی داریم: جدی نیست. بگذار ببینیم حالا بعدها چه میشود. یک سلام و علیک ساده است. یک چت کردن عادیست. ولش کن، حالا بعدا یه کاریش میکنم...
اینجا آن نقطهایست که سنجش آن نیاز به مهارت دارد. اینکه زن با خودش بگوید: اگر شریک عاطفی من هم شاهد ما بود، من باهمین لحن با دوستش، با همکارم، فروشنده مغازه، مدیر فلان گروه تلگرام، فلان دوستم در فیس بوک و... صحبت میکردم؟! آیا اینکه دارم چتها را پاک میکنم یک هشدار نیست که رابطهام با شریک عاطفی دارد لنگ میزند؟
مرزها را برای سلامت روحی خودتان شناسایی کنید. در محدوده مشخصی با دیگران رفتار کنید. برای خانهتان، لباس پوشیدنتان، مهمانی رفتنتان و ... حدومرز بگذارید. میدانم آنقدر از سمت نهادهای بازدارنده، کارشناس بیسواد تلویزیون، فلان شخصیت.... این حرفها را شنیدهایم که حالمان به هم میخورد. آنها این مفهوم را خراب کردهاند. مردم را زده کردهاند. آنقدر که ممکن است شما حالتان از نوشته من به هم بخورد. اما لطفا حدومرزها را جدی بگیرید. مرز ما، قلمرو ماست. باید مراقب قلعهمان باشیم.
بهاره مهرجویی
🍀❤️ @bright_houses
چرا زنان شوهردار در هوس ترمز می برند؟
خانم بهاره مهرجویی مطلبی درباره خیانت زنان شوهردار نگاشته که تهمینه میلانی کارگردان سینمای ایران آن را در صفحه فیسبوک خود انتشار داد. در این مطلب می خوانید:
صرف نظر از انگیزه اصلی اینکه چرا زنان متاهل خیانت میکنند، نفس این امر در میان متولدین دهه شصت و پنجاه به شدت روبه گسترش است. موضوع نگران کننده برای من این است که این مهلکه افرادی را به درون خود میکشاند که نه میخواستند و نه حتی تصورش را میکردند که وارد رابطهای دیگر شوند. اما به خودشان که آمدند دیدند خیانت دارد اتفاق میافتد.
زن چهل و سه سالهای که با پسر خواهر شوهرش وارد رابطه شده. پسر جوانی که پانزده سال بااو تفاوت سنی دارد، زن هیچ وقت فکرش را نمیکرد که شوخیها و تنها شدنها و جای پسرم است و من با فلانی میروم خانه، برایش دردسرساز شود.
شخصا اعتقاد دارم انسان همچون سایر حیوانات موجودی غریزی و چندآمیزشیست. اما آنچه او را از سایر حیوانات در این مورد مجزا کرد قوه یادگیری و تعقلِ در جهت سازگاری و بقاست. انسان روزی شروع به یادگیری کرد. شروع به فاصله گرفتن از غرایز. چیزهایی را آموخت که اگرچه خلاف ذاتش بود اما موجب سازگاری او شد. ما در ایران در آموختنیها بسیار ضعیف عمل کرده ایم. رسوم و سبکی از زندگی وارد جامعه ما شد که متناسب با آنچه ما هستیم و بر ما میرود نبود. ما مهارت ارتباط با دیگران را یاد نگرفتیم. حدومرزها را نمیشناسیم. محدوده اینکه دختر خاله ما به همسرمان باید چقدر نزدیک بشود را نمیدانیم. محدوده اینکه زنمان با دوست دانشگاهیاش که مرد است و که قرار است بیرون برود و روی پروژهشان کار کنند را نمیدانیم. مرزهایش قابل تعریف نیست. او نباید از زندگی خصوصی تو و همسرت تحت عنوان درددل کردن مطلع شود.
مفهومی به نام «جاست فرند» که ما چندین سال است آن را لق لقه میکنیم و یک مفهوم وارداتیست، هیچ کدام از این تعاریفی را شامل نمیشود که ما در مناسبتهامان آن را به جا میآوریم. جاست فرند شما مشاور شما نیست.حد و مرز مشخصی دارد. ما این مرزها را نمیدانیم. اصلا برایِ ما نیست. با آن بیگانه هستیم. چون خودآگاهی نداریم گم میشویم. با دوستتان (مرد) و همسرتان میروید جنگل. شب سه نفرتان توی چادر میخوابید و دم صبح «حالتی بر شما میرود» که پس از چندی رابطه جنسی بینتان اتفاق میافتد.
توی گروه تلگرامی «انجمن شاعران فلان» آقای فلانی ساعت دو بامداد به شما مسیج میدهد که:« بانو، سروده زیبایتان را خواندم،حضور شما در این جمع غنیمت است» شما متوجه میشوید دارد اتفاقی در درونتان میافتد، ادامهاش میدهید و کار به جای باریک می رسد. اینجا جای ترمز است، جایی که دیگری میآید و دل و دین و عقل و هوش را به باد میدهد. اینجا باید فاصله بگیرید و به خودتان بگویید:« رابطه من با همسرم/ پارتنرم یک مرگیش است که باید ترمیم شود».
ما زنگ خطرها را جدی نمیگیریم. یک آن است. ما بارها در این موقعیت و لحظه قرار گرفتهایم. لحظهای که میدانیم دارد یک جریانی از انرژی فعال میشود. هر آدمی آن، «آن» را و«لحظه» را درک میکند. همه چیز از همان لحظه آغاز میشود. بها دادن یا متوقف کردن آن حس مرموز، دلچسب، هیجانانگیز. ما قدرت عجیبی در انکار این حس و خودفریبی داریم: جدی نیست. بگذار ببینیم حالا بعدها چه میشود. یک سلام و علیک ساده است. یک چت کردن عادیست. ولش کن، حالا بعدا یه کاریش میکنم...
اینجا آن نقطهایست که سنجش آن نیاز به مهارت دارد. اینکه زن با خودش بگوید: اگر شریک عاطفی من هم شاهد ما بود، من باهمین لحن با دوستش، با همکارم، فروشنده مغازه، مدیر فلان گروه تلگرام، فلان دوستم در فیس بوک و... صحبت میکردم؟! آیا اینکه دارم چتها را پاک میکنم یک هشدار نیست که رابطهام با شریک عاطفی دارد لنگ میزند؟
مرزها را برای سلامت روحی خودتان شناسایی کنید. در محدوده مشخصی با دیگران رفتار کنید. برای خانهتان، لباس پوشیدنتان، مهمانی رفتنتان و ... حدومرز بگذارید. میدانم آنقدر از سمت نهادهای بازدارنده، کارشناس بیسواد تلویزیون، فلان شخصیت.... این حرفها را شنیدهایم که حالمان به هم میخورد. آنها این مفهوم را خراب کردهاند. مردم را زده کردهاند. آنقدر که ممکن است شما حالتان از نوشته من به هم بخورد. اما لطفا حدومرزها را جدی بگیرید. مرز ما، قلمرو ماست. باید مراقب قلعهمان باشیم.
بهاره مهرجویی
🍀❤️ @bright_houses
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اغلب مردم به قصد فهمیدن
گوش نمی دهند،
آنها به قصد پاسخ دادن
گوش می دهند!
#هفت_عادت_مردمان_موثر
#استفان_کاوی
❤️🍀 @filsofak
اغلب مردم به قصد فهمیدن
گوش نمی دهند،
آنها به قصد پاسخ دادن
گوش می دهند!
#هفت_عادت_مردمان_موثر
#استفان_کاوی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واکنش مردم به یه توریست خارجی که کمک میخواد یک بار اروپایی یک بار افغانستانی!
کاش فارغ از کشورها انسانیت برامون مهم بود 😔
🍀❤️ @filsofak
کاش فارغ از کشورها انسانیت برامون مهم بود 😔
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
به دنیا نیامدهایم که چوب قضاوت به دست بگیریم و سر هر راه و بیراهی مردم را قضاوت کنیم. ما مرکز دنیا نیستیم، حتی اگر این به نظرمان برسد. ما لبریز از اشتباهات و کمبودهایی هستیم که دیگران را به خاطرش تحقیر میکنیم...
#هورناز_هنرور
از کتاب: شهری میان تاریکی
🍀❤️ @filsofak
به دنیا نیامدهایم که چوب قضاوت به دست بگیریم و سر هر راه و بیراهی مردم را قضاوت کنیم. ما مرکز دنیا نیستیم، حتی اگر این به نظرمان برسد. ما لبریز از اشتباهات و کمبودهایی هستیم که دیگران را به خاطرش تحقیر میکنیم...
#هورناز_هنرور
از کتاب: شهری میان تاریکی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در دوران نوجوانی با یک چوبدستی دم در آغل گوسفندان میایستادم و برای سرگرم کردن خودم، هنگام خارج شدن گوسفندان، چوبدستی را جلوی پایشان میگرفتم جوری که مجبور به پریدن از روی آن میشدند. پس از آنکه چندین گوسفند از روی آن میپریدند، چوبدستی را کنار میکشیدم، اما بقیه گوسفندان هم با رسیدن به این نقطه از روی مانع خیالی میپریدند.
تنها دلیل پرش آنها این بود که گوسفندان جلویی در آن نقطه پریده بودند. گوسفند تنها موجودی نیست که از این گرایش برخوردار است. تعداد زیادی از آدمها نیز مایل به انجام کارهایی هستند که دیگران انجامش میدهند؛ مایل به باور کردن چیزهایی هستند که دیگران به آن باور دارند، مایل به پذیرش بیچون و چرای چیزهایی هستند که دیگران قبولش دارند.
وقتی خودت را همصدا با اکثریت میبینی، وقت آن است که بنشینی و عمیقاً فکر کنی.
#دیل_کارنگی
🍀❤️ @filsofak
در دوران نوجوانی با یک چوبدستی دم در آغل گوسفندان میایستادم و برای سرگرم کردن خودم، هنگام خارج شدن گوسفندان، چوبدستی را جلوی پایشان میگرفتم جوری که مجبور به پریدن از روی آن میشدند. پس از آنکه چندین گوسفند از روی آن میپریدند، چوبدستی را کنار میکشیدم، اما بقیه گوسفندان هم با رسیدن به این نقطه از روی مانع خیالی میپریدند.
تنها دلیل پرش آنها این بود که گوسفندان جلویی در آن نقطه پریده بودند. گوسفند تنها موجودی نیست که از این گرایش برخوردار است. تعداد زیادی از آدمها نیز مایل به انجام کارهایی هستند که دیگران انجامش میدهند؛ مایل به باور کردن چیزهایی هستند که دیگران به آن باور دارند، مایل به پذیرش بیچون و چرای چیزهایی هستند که دیگران قبولش دارند.
وقتی خودت را همصدا با اکثریت میبینی، وقت آن است که بنشینی و عمیقاً فکر کنی.
#دیل_کارنگی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 در مسابقه ى خوانندگى تونس به ناگاه دخترى يازده ساله بجاى ترانه، مناجاتى از ام کلثوم میخواند که داوران را شوکه میکند...
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
#سخن
هیچ قلبی صرفا به واسطه هماهنگی، به قلب دیگری وصل نیست. زخم است که قلب ها را عمیقا به هم پیوند میدهد. پیوند درد با درد، شکنندگی با شکنندگی...
#هاروکیموراکامی
🍀❤️ @filsofak
هیچ قلبی صرفا به واسطه هماهنگی، به قلب دیگری وصل نیست. زخم است که قلب ها را عمیقا به هم پیوند میدهد. پیوند درد با درد، شکنندگی با شکنندگی...
#هاروکیموراکامی
🍀❤️ @filsofak