This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شادمانى انسان و شادمانى ديگران
به يكديگر بستگى دارد
ارسطو به اين نوع برخورد
"خودخواهى روشنگرانه" میگويد
خیرخواهی،
دوستی
وعشق ویژگی انسان است
لازم نيست مصلح اجتماعى باشيد كه بتوانيد دنياى بهترى بسازيد
بلكه همين كه دنياى خصوصى خودتان را بهتر كنيد خدمت بزرگى كرده ايد.
#آلفرد_آدلر
#طبیعت_انسان
❤️🍀 @filsofak
شادمانى انسان و شادمانى ديگران
به يكديگر بستگى دارد
ارسطو به اين نوع برخورد
"خودخواهى روشنگرانه" میگويد
خیرخواهی،
دوستی
وعشق ویژگی انسان است
لازم نيست مصلح اجتماعى باشيد كه بتوانيد دنياى بهترى بسازيد
بلكه همين كه دنياى خصوصى خودتان را بهتر كنيد خدمت بزرگى كرده ايد.
#آلفرد_آدلر
#طبیعت_انسان
❤️🍀 @filsofak
Sigmond Froud Lahzeh hayie ba.pdf
6.7 MB
کتاب : #لحظه_هایی_با_فروید 📕
نویسنده : #امیر_کشفی 🖋
"کتابی برای فهم و اموزش فروید"
#کتاب_رزشمند 📚
🍀❤️ @filsofak
نویسنده : #امیر_کشفی 🖋
"کتابی برای فهم و اموزش فروید"
#کتاب_رزشمند 📚
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
مغالطهی پهلوان پنبه:
وقتی دو نفر با هم بر سر یک موضوع بحث میکنند، مسلماً هر دوی آنها دوست دارند برندهی بحث بشوند. چه کسی که درست میگوید و حق با اوست و چه کسی که سخنش نادرست است. اما اگر بحث بر سر یک مسئلهی واقعی (و نه یک «شبهمسئله») باشد، بالاخره یکی از دو نفر درست میگوید و دیگری نادرست، و طبعاً از کسی که سخنش نادرست است انتظار میرود که وقتی نادرستی سخنش معلوم شد لجاجت نکند و دستکم در نظرِ خودش تردید کند.
اما این کار چندان هم آسان نیست و در واقع بیشتر وقتها افراد موفق نمیشوند بر خودخواهیشان غلبه کنند و نادرستی سخنِ خودشان را بپذیرند. در نتیجه، به جای اینکه به طرف مقابلشان حق بدهند، به ترفندهای گوناگون متوسل میشوند. یکی از این ترفندها، ترفندِ «پهلوان پنبه» است؛ یعنی هنگامی که میبینند سخن طرف مقابل درست است، آن را تحریف میکنند تا غلط جلوه کند.
برای مثال، فرض کنید مربی یک تیم فوتبال به داور مسابقه اعتراض میکند که چرا دو پنالتیِ تیمش را نگرفته است و میگوید همین باعث شده تیم مقابل برنده شود. چندین کارشناس داوری هم در برنامهی نود نظرِ آن مربی را تأیید میکنند. رئیس کمیتهی داوران فدراسیون فوتبال در برنامهی نود با آن مربی و کارشناسان داوری بحث میکند تا نشان دهد که آن دو صحنه پنالتی نبودهاند، اما آنها به صورت کاملاً مستدل، و با استناد به قوانینِ کاملاً مشخصِ داوری، اثبات میکنند که آن دو صحنه پنالتی بوده است.
حال، رئیس کمیتهی داوران به جای آنکه بپذیرد نظرش اشتباه بوده و داور عملکرد ضعیفی داشته است، شروع به سخنرانی میکند و میگوید: «اصلاً چرا باید اینقدر به داورها فشار بیاوریم؟ مگر خود مربیان اصلاً اشتباه نمیکنند؟ آیا مربیان انتظار دارند که داوران هر جور آنها میخواهند قضاوت کنند؟ آیا داوران باید جادهصافکنِ قهرمانیِ آنها باشند؟ و ...»
حالا فرض کنید کسی اصلاً نظرات کارشناسان داوری و مربی را نشنیده باشد، و فقط این بخش از سخنانِ رئیس کمیتهی داوران را ببیند. حتماً پیش خودش خواهد گفت: واقعاً آن مربی و کارشناسان داوری چقدر انسانهای بیمنطقی هستند. مگر میشود کسی اصلاً اشتباه نکند؟ مگر میشود داوران هر طور مربیان میخواهند قضاوت کنند؟ مگر میشود داوران به یک تیم کمک کنند که ببرد و قهرمان شود؟
اما حقیقت چیست؟ حقیقت این است که در اینجا مغالطهی پهلوانپنبه رخ داده است. یعنی آقای رئیس کمیتهی داوران سخن و نظرِ مربی و کارشناسان را تحریف کرده تا غیرمنطقی و نامعقول جلوه کند.
آنها نمیگفتند که باید بیش از حد به داورها فشار آورد؛ فقط میگفتند که او باید وظیفهی خودش را در حد انتظار انجام دهد. آنها نمیگفتند که داوران «اصلاً» نباید اشتباه کنند؛ فقط میگفتند که داوران نباید آنقدر اشتباه کنند که نتیجهی مسابقه با اشتباهات آنها رقم بخورد. آنها نمیگفتند که داوران باید هر طور که مربیان میخواهند قضاوت کنند؛ فقط میگفتند که داور باید بتواند قوانین را در زمین پیاده کند. آنها نمیگفتند که داوران باید جادهصافکن قهرمانیِ یک تیم خاص باشند؛ فقط میگفتند که داور نباید با اشتباهات فراوان خود قهرمانی را از تیمی که مستحق قهرمانی است بگیرد.
بنابراین، رئیس کمیتهی داوران، برای آنکه حرف خودش را به کرسی بنشاند یا دستکم از شدت رسواییِ عملکردِ داور بکاهد، به گونهای صحنهآرایی کرده که بینندگان گمان کنند سخنِ مربیِ تیم بازنده و کارشناسان داوری سخنی کاملاً غیرمنطقی بوده است، در حالی که سخن آنها با چیزی که او به آنها نسبت میدهد از زمین تا آسمان تفاوت داشته است.
از همین جا معلوم میشود که چرا نام این مغالطه را پهلوان پنبه گذاشتهاند. تصور کنید کشتیگیری که شدیداً دوست دارد پشت یک پهلوانِ واقعی را به خاک برساند ولی از انجام این کار عاجز است ماکتی از آن پهلوان را با پنبه درست کند و صدها بار آن را به زمین بزند! آیا این کار او ارزشی دارد؟
کار کسانی که نظر یا استدلالِ طرف مقابل خودشان را عوض میکنند و ضعیفتر جلوه میدهند تا بتوانند آن را ابطال کنند دقیقاً شبیه کاری است که آن کشتیگیر انجام میدهد (و از جهت اخلاقی حتی از آن هم بدتر است).
بسیاری اوقات کسانی که مرتکب مغالطهی پهلوانپنبه میشوند به صورت ناآگاهانه این کار را میکنند. به عبارت دیگر، از آنجا که احساس میکنند اثباتِ نادرستیِ سخنشان به معنای بر باد رفتن حیثیتشان است، میخواهند به آب و آتش بزنند تا «شکستخورده» به نظر نیایند و حداقل تا حدودی بتوانند قیافهی یک «فاتح» را به خود بگیرند! به خاطر همین ترس از «شکست» است که برخی اوقات ناآگاهانه مرتکب مغالطهی پهلوانپنبه میشوند.
🍀❤️ @filsofak
مغالطهی پهلوان پنبه:
وقتی دو نفر با هم بر سر یک موضوع بحث میکنند، مسلماً هر دوی آنها دوست دارند برندهی بحث بشوند. چه کسی که درست میگوید و حق با اوست و چه کسی که سخنش نادرست است. اما اگر بحث بر سر یک مسئلهی واقعی (و نه یک «شبهمسئله») باشد، بالاخره یکی از دو نفر درست میگوید و دیگری نادرست، و طبعاً از کسی که سخنش نادرست است انتظار میرود که وقتی نادرستی سخنش معلوم شد لجاجت نکند و دستکم در نظرِ خودش تردید کند.
اما این کار چندان هم آسان نیست و در واقع بیشتر وقتها افراد موفق نمیشوند بر خودخواهیشان غلبه کنند و نادرستی سخنِ خودشان را بپذیرند. در نتیجه، به جای اینکه به طرف مقابلشان حق بدهند، به ترفندهای گوناگون متوسل میشوند. یکی از این ترفندها، ترفندِ «پهلوان پنبه» است؛ یعنی هنگامی که میبینند سخن طرف مقابل درست است، آن را تحریف میکنند تا غلط جلوه کند.
برای مثال، فرض کنید مربی یک تیم فوتبال به داور مسابقه اعتراض میکند که چرا دو پنالتیِ تیمش را نگرفته است و میگوید همین باعث شده تیم مقابل برنده شود. چندین کارشناس داوری هم در برنامهی نود نظرِ آن مربی را تأیید میکنند. رئیس کمیتهی داوران فدراسیون فوتبال در برنامهی نود با آن مربی و کارشناسان داوری بحث میکند تا نشان دهد که آن دو صحنه پنالتی نبودهاند، اما آنها به صورت کاملاً مستدل، و با استناد به قوانینِ کاملاً مشخصِ داوری، اثبات میکنند که آن دو صحنه پنالتی بوده است.
حال، رئیس کمیتهی داوران به جای آنکه بپذیرد نظرش اشتباه بوده و داور عملکرد ضعیفی داشته است، شروع به سخنرانی میکند و میگوید: «اصلاً چرا باید اینقدر به داورها فشار بیاوریم؟ مگر خود مربیان اصلاً اشتباه نمیکنند؟ آیا مربیان انتظار دارند که داوران هر جور آنها میخواهند قضاوت کنند؟ آیا داوران باید جادهصافکنِ قهرمانیِ آنها باشند؟ و ...»
حالا فرض کنید کسی اصلاً نظرات کارشناسان داوری و مربی را نشنیده باشد، و فقط این بخش از سخنانِ رئیس کمیتهی داوران را ببیند. حتماً پیش خودش خواهد گفت: واقعاً آن مربی و کارشناسان داوری چقدر انسانهای بیمنطقی هستند. مگر میشود کسی اصلاً اشتباه نکند؟ مگر میشود داوران هر طور مربیان میخواهند قضاوت کنند؟ مگر میشود داوران به یک تیم کمک کنند که ببرد و قهرمان شود؟
اما حقیقت چیست؟ حقیقت این است که در اینجا مغالطهی پهلوانپنبه رخ داده است. یعنی آقای رئیس کمیتهی داوران سخن و نظرِ مربی و کارشناسان را تحریف کرده تا غیرمنطقی و نامعقول جلوه کند.
آنها نمیگفتند که باید بیش از حد به داورها فشار آورد؛ فقط میگفتند که او باید وظیفهی خودش را در حد انتظار انجام دهد. آنها نمیگفتند که داوران «اصلاً» نباید اشتباه کنند؛ فقط میگفتند که داوران نباید آنقدر اشتباه کنند که نتیجهی مسابقه با اشتباهات آنها رقم بخورد. آنها نمیگفتند که داوران باید هر طور که مربیان میخواهند قضاوت کنند؛ فقط میگفتند که داور باید بتواند قوانین را در زمین پیاده کند. آنها نمیگفتند که داوران باید جادهصافکن قهرمانیِ یک تیم خاص باشند؛ فقط میگفتند که داور نباید با اشتباهات فراوان خود قهرمانی را از تیمی که مستحق قهرمانی است بگیرد.
بنابراین، رئیس کمیتهی داوران، برای آنکه حرف خودش را به کرسی بنشاند یا دستکم از شدت رسواییِ عملکردِ داور بکاهد، به گونهای صحنهآرایی کرده که بینندگان گمان کنند سخنِ مربیِ تیم بازنده و کارشناسان داوری سخنی کاملاً غیرمنطقی بوده است، در حالی که سخن آنها با چیزی که او به آنها نسبت میدهد از زمین تا آسمان تفاوت داشته است.
از همین جا معلوم میشود که چرا نام این مغالطه را پهلوان پنبه گذاشتهاند. تصور کنید کشتیگیری که شدیداً دوست دارد پشت یک پهلوانِ واقعی را به خاک برساند ولی از انجام این کار عاجز است ماکتی از آن پهلوان را با پنبه درست کند و صدها بار آن را به زمین بزند! آیا این کار او ارزشی دارد؟
کار کسانی که نظر یا استدلالِ طرف مقابل خودشان را عوض میکنند و ضعیفتر جلوه میدهند تا بتوانند آن را ابطال کنند دقیقاً شبیه کاری است که آن کشتیگیر انجام میدهد (و از جهت اخلاقی حتی از آن هم بدتر است).
بسیاری اوقات کسانی که مرتکب مغالطهی پهلوانپنبه میشوند به صورت ناآگاهانه این کار را میکنند. به عبارت دیگر، از آنجا که احساس میکنند اثباتِ نادرستیِ سخنشان به معنای بر باد رفتن حیثیتشان است، میخواهند به آب و آتش بزنند تا «شکستخورده» به نظر نیایند و حداقل تا حدودی بتوانند قیافهی یک «فاتح» را به خود بگیرند! به خاطر همین ترس از «شکست» است که برخی اوقات ناآگاهانه مرتکب مغالطهی پهلوانپنبه میشوند.
🍀❤️ @filsofak
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-My name is Andy Warhol, I've just finished eating a hamburger.
- نام من اندی وارهول است، من فقط خوردن یک همبرگر را تمام کردم.
🍀❤️ @filsofak
- نام من اندی وارهول است، من فقط خوردن یک همبرگر را تمام کردم.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه تا حالا ندیده بودین که مرتاضای هندی چجوری عمل میکنن پیشنهاد میکنم این فیلم متوقف کردن قطار در حال حرکت رو توسط این مرتاض هندی ببینید.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
◾️پیرمردی موبایلشو برد تعمیر کنه
بعد از مدتی آقای تعمیرکار اومد و گفت؛
پدر جان موبایلت سالمه!
هیچ مشکلی نداره،
پیرمرد با صدای غمگینی گفت؛
*پس چرا بچه هام بهم زنگ نمی زنن!
🍀❤️ @filsofak
بعد از مدتی آقای تعمیرکار اومد و گفت؛
پدر جان موبایلت سالمه!
هیچ مشکلی نداره،
پیرمرد با صدای غمگینی گفت؛
*پس چرا بچه هام بهم زنگ نمی زنن!
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال خانههای روشن:
رد پای آدم ها را با آدم های دیگر پاک نکنید.
برای کنار آمدن با یک فقدان و جدایی، خیلی زود وارد یک رابطه عاطفی دیگر نشوید.
آدم را با آدم شستن، جز اینکه درد و رنج ناشی از فقدانی را موقتا از سرتان بیرون کند اثر دیگری ندارد و دیر یا زود رنج اولیه به سراغ تان خواهد آمد.
اعتیاد به آدم ها در موقعیت های جدایی و فقدان، همچون اعتیاد به دیازپین هاست که هر چه پیش تر می روید بر دوز نیازتان افزوده خواهد شد.
تا جایی که رفته رفته به مرحله ای می رسید که هیچ رابطه ای رنج تان را کمتر نمی کند. انگار که بخواهید تشنگی تان را با خوردن آب شور دریا فرو بنشانید.
در مواقع بحران و جدایی، با دیگران باشید اما نه آنقدر نزدیک و صمیمی که قبای محبوب از دست رفته تان را تن آدم دیگری کنید و جایگزینش کنید.
🍀❤️ @bright_houses
رد پای آدم ها را با آدم های دیگر پاک نکنید.
برای کنار آمدن با یک فقدان و جدایی، خیلی زود وارد یک رابطه عاطفی دیگر نشوید.
آدم را با آدم شستن، جز اینکه درد و رنج ناشی از فقدانی را موقتا از سرتان بیرون کند اثر دیگری ندارد و دیر یا زود رنج اولیه به سراغ تان خواهد آمد.
اعتیاد به آدم ها در موقعیت های جدایی و فقدان، همچون اعتیاد به دیازپین هاست که هر چه پیش تر می روید بر دوز نیازتان افزوده خواهد شد.
تا جایی که رفته رفته به مرحله ای می رسید که هیچ رابطه ای رنج تان را کمتر نمی کند. انگار که بخواهید تشنگی تان را با خوردن آب شور دریا فرو بنشانید.
در مواقع بحران و جدایی، با دیگران باشید اما نه آنقدر نزدیک و صمیمی که قبای محبوب از دست رفته تان را تن آدم دیگری کنید و جایگزینش کنید.
🍀❤️ @bright_houses
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌈 بلوغ روانی چیست؟
بلوغ یعنی انکه تلاش برای تغییر دیگران را متوقف ساخته و بر خویش متمرکز شوید.
بلوغ یعنی دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید
بالیدگی یعنی به این درک برسید که هر کسی از دیدگاه خودش درست است.
بلوغ یعنی قدرت انکه بتوانید رها کنید و بگذرید.
بلوغ یعنی بجای انتظارات پی در پی از یک رابطه ؛ سخاوتمندانه برای ان تلاش کنید و ببخشید و انرا بسازید.
بلوغ فهم این واقعیت ست که هر انچه کرده اید ؛فقط از برای خود و ارامش تان بوده ست .
بلوغ متوقف کردن مسیری ست که در آن بکوشید که خود را برتر نشان بدهید و به جای ان بر نقاط مثبت دیگران متمرکز بشوید.
بلوغ یعنی انکه بدنبال تایید دیگران نباشید و خودتان را با کسی مقایسه نکنید.
بالیدگی پذیرش خویشتن ست به همانگونه که هستید و درک این نکته که تا هنگامی که خود را نپذیریم هیچ تغییری رخ نخواهد داد.
🍀❤️ @filsofak
🌈 بلوغ روانی چیست؟
بلوغ یعنی انکه تلاش برای تغییر دیگران را متوقف ساخته و بر خویش متمرکز شوید.
بلوغ یعنی دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید
بالیدگی یعنی به این درک برسید که هر کسی از دیدگاه خودش درست است.
بلوغ یعنی قدرت انکه بتوانید رها کنید و بگذرید.
بلوغ یعنی بجای انتظارات پی در پی از یک رابطه ؛ سخاوتمندانه برای ان تلاش کنید و ببخشید و انرا بسازید.
بلوغ فهم این واقعیت ست که هر انچه کرده اید ؛فقط از برای خود و ارامش تان بوده ست .
بلوغ متوقف کردن مسیری ست که در آن بکوشید که خود را برتر نشان بدهید و به جای ان بر نقاط مثبت دیگران متمرکز بشوید.
بلوغ یعنی انکه بدنبال تایید دیگران نباشید و خودتان را با کسی مقایسه نکنید.
بالیدگی پذیرش خویشتن ست به همانگونه که هستید و درک این نکته که تا هنگامی که خود را نپذیریم هیچ تغییری رخ نخواهد داد.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
لذت بخش تر از این سراغ ندارم
که دو عاشق تنها
در دیداری پر شور
به جنگ قفس های خود ساخته ذهنی بروند
و بی هوا پر بگشایند در آزادی عشق
همو که تنها مأمن و یگانه منجی است...!
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
لذت بخش تر از این سراغ ندارم
که دو عاشق تنها
در دیداری پر شور
به جنگ قفس های خود ساخته ذهنی بروند
و بی هوا پر بگشایند در آزادی عشق
همو که تنها مأمن و یگانه منجی است...!
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر جدا دلتان می خواهد پدر و مادرتان را اذیت کنید کمترین کاری که از شما برمی آید، رفتن به وادی هنر است. شوخی نمی کنم. با هنر نمی شود چرخ زندگی را چرخاند. هنر روشی بسیار انسانی برای تحمل پذیرتر کردن زندگی است. به خدا، سروکله زدن با هر هنری، مهم نیست که کارتان را خوب بلد باشید یانه، راهی است برای تعالی روحتان. توی حمام آواز بخوانید، قصه تعریف کنید، شعری برای یکی از رفقایتان بسرایید، حتا اگر شده یک شعر آبکی مزخرف. تا جایی که برایتان مقدور است این کارها را بکنید. پاداش عظیمی نصیبتان می شود. با این کار شما چیزی را خلق کرده اید.
مرد بی وطن
#کورت_ونه_گات
🍀❤️ @filsofak
اگر جدا دلتان می خواهد پدر و مادرتان را اذیت کنید کمترین کاری که از شما برمی آید، رفتن به وادی هنر است. شوخی نمی کنم. با هنر نمی شود چرخ زندگی را چرخاند. هنر روشی بسیار انسانی برای تحمل پذیرتر کردن زندگی است. به خدا، سروکله زدن با هر هنری، مهم نیست که کارتان را خوب بلد باشید یانه، راهی است برای تعالی روحتان. توی حمام آواز بخوانید، قصه تعریف کنید، شعری برای یکی از رفقایتان بسرایید، حتا اگر شده یک شعر آبکی مزخرف. تا جایی که برایتان مقدور است این کارها را بکنید. پاداش عظیمی نصیبتان می شود. با این کار شما چیزی را خلق کرده اید.
مرد بی وطن
#کورت_ونه_گات
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔰 ناتوانی در گفتوگو؛
از امیرکبیر تا شیخ شجاع
📝 مدتی ست که مطالعاتم را به موضوع «کودکی و توسعه» چرخاندهام، چرا که دریافتهام که بذر توسعهی هر جامعهای در کودکیِ مردمانش کاشته میشود. از آن پس، هر چه بیشتر خواندهام باورم به این مساله بیشتر شده است. اکنون به جِدّ معتقدم ما ملتی هستیم که در کودکی متوقف شدهایم. یعنی چون به توانمندسازی کودکانمان بیتوجه بودهایم، و اصولا، هم ازطرف خانواده و هم ازطرف حکومتها، کودکی ما به بازی گرفته شده است، آنگاه تواناییهایمان در حد کودکی باقی مانده است و اکنون که بزرگ شدهایم جامعهای هستیم که همچنان رفتار کودکانهای داریم.
همانگونه که کودک با یک آبنبات شاد میشود، ما نیز با منافع اندکی راضی و به وعدههای سادهای فریفته میشویم. صبور نیستیم، گفتوگو نمیدانیم و به اندک اختلافی یا قهر میکنیم یا بازی را به هم میزنیم.
بهترین شاخص کودکی یک جامعه، رفتار سیاستمداران آن جامعه است. سیاستمداران معمولاً افرادی هستند که دارای «هوش اجتماعی» و «توانایی ارتباطی» بالاتر از سطح متوسط جامعهی خود هستند. پس نگاه به خلقیات و رفتار سیاستمداران یک جامعه میتواند به ما نشان دهد که آن جامعه در چه مرحلهای از بلوغ تاریخی خود است.
این سخن امیرمومنان که میفرماید: «هر ملتی شایستهی همان حکومتی است که بر او حکم میراند!» و این سخن پیامبر اکرم که فرمود: «هرطور باشید همانگونه بر شما حکومت میشود!» سخنی است که با معیارهای علوم امروزین نیز دقیق است. درواقع میتوان گفت «سیاستمداران هر جامعه، عصارهی فضایل آن جامعهاند».
یکی از اصلیترین مولفههای بلوغ عقلانی و روحی، چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی، «توانایی گفتوگو» است. درواقع معتقدم بدون تقویت این توانایی در یک جامعه، آرزوی توسعه، آرزویی محال است.
اقتصاددانان توسعه برای «شرایط آستانهای توسعه»، یعنی شرایطی که تا در جامعهای محقق نشود اصولا موتور توسعه روشن نخواهد شد و قطار یک جامعه روی ریل توسعه قرار نخواهد گرفت، ویژگیهای متعددی ذکر کردهاند. وقتی به این شرایط نگاه میکنیم درمییابیم که همهی آنها نیازمند وجود یک مهارت اصلی در جامعه است و آن «مهارت گفتوگو» است.
و مرادم از گفتوگو، حرف زدن یا «اختلاط» نیست. گفتوگو، مجادله و مناظره و بحث هم نیست. گفتوگو یک دادوستد زاینده، اخلاقی، عقلانی و همسطح است. گفتوگو عین وقتی است که خریدار و فروشنده برای معامله و مبادلهی کالایی که نیاز دارند، روبهروی هم میایستند و دربارهی آن کالا صحبت میکنند.
در مبادله، هر دو طرف احساس میکنند که از این مبادله منتفع میشوند، وگرنه هیچگاه وارد مبادله نمیشدند. در مبادله، هر کدام از طرفین احساس میکند طرف مقابل چیزی دارد که اگر از او بگیرد به دردش میخورد و منتفع میشود. در مبادله پیشداوری نمیکنیم، کالا را میگیریم و وارسی میکنیم، اگر سالم و استاندارد بود، مبادله انجام میشود. در مبادله حاضریم در برابر چیزی که میستانیم چیزی بدهیم. در مبادله موقعیتهای علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی طرفین اثری ندارد، یعنی تا زمانی که دربارهی خریدوفروش آن کالا با هم صحبت میکنند، گویی هر دو همسطح هستند. و در پایانِ مبادله، هر دو طرف راضی از یکدیگر جدا میشوند.
گفتوگو یک توانایی محوری برای مبادلهی اندیشهها است که در آن هر طرف باید دستکم ده ویژگی داشته باشد تا در پایان، هر دو طرف از گفتوگو راضی باشند.
این تواناییها عبارتند از:
▫️ توانایی گوش دادن فعال (فقط نشنویم بلکه عمیقاً گوش بدهیم)
▫️ توانایی سخن گفتن محترمانه؛ توانایی ابراز خویش یا سخنگفتن صادقانه (صاف و رو راست و بدون پیچیدگی سخن گفتن)
▫️ توانایی پذیرندگی و آموزندگی (به مثابهی یک فرد عالم که نیازی به یادگیری از دیگران ندارد وارد گفتوگو نشویم)
▫️ توانایی داشتن ذهنی گشوده و باز نسبت به دیدگاه دیگران (حق را در انحصار خودمان ندانیم)
▫️ توانایی صبر در شنیدن و آرامش در بیان نظر؛ توانایی تعلیق ذهنی (گوش دادن بدون پیشداوری و توقف موقت دادن به باورهای قبلیمان)
▫️ توانایی همدلی و جانبداری سازنده (به طرف مقابل فرصت و آرامش بدهیم تا مقصودش را به اندازهی کافی توضیح بدهد)
▫️ توانایی جویندگی (همواره در جستوجوی دانستن بیشتر باشیم)
▫️ توانایی ناظر بودن (خودآگاه بودن در طول گفتوگو، خود را فریب ندادن، بر پچپچهای درونی غلبه کردن.
متاسفانه این ویژگیها چیزی نیستند که هرگاه اراده کنیم آنها را کسب کنیم. این ویژگیها باید از کودکی و در فرایند آموزش، در وجود افراد، جایگیر و درونی و به یک عادت رفتاری تبدیل شود...
✍ دکتر محسن رنانی
▫️ عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان
🍀❤️ @filsofak
🔰 ناتوانی در گفتوگو؛
از امیرکبیر تا شیخ شجاع
📝 مدتی ست که مطالعاتم را به موضوع «کودکی و توسعه» چرخاندهام، چرا که دریافتهام که بذر توسعهی هر جامعهای در کودکیِ مردمانش کاشته میشود. از آن پس، هر چه بیشتر خواندهام باورم به این مساله بیشتر شده است. اکنون به جِدّ معتقدم ما ملتی هستیم که در کودکی متوقف شدهایم. یعنی چون به توانمندسازی کودکانمان بیتوجه بودهایم، و اصولا، هم ازطرف خانواده و هم ازطرف حکومتها، کودکی ما به بازی گرفته شده است، آنگاه تواناییهایمان در حد کودکی باقی مانده است و اکنون که بزرگ شدهایم جامعهای هستیم که همچنان رفتار کودکانهای داریم.
همانگونه که کودک با یک آبنبات شاد میشود، ما نیز با منافع اندکی راضی و به وعدههای سادهای فریفته میشویم. صبور نیستیم، گفتوگو نمیدانیم و به اندک اختلافی یا قهر میکنیم یا بازی را به هم میزنیم.
بهترین شاخص کودکی یک جامعه، رفتار سیاستمداران آن جامعه است. سیاستمداران معمولاً افرادی هستند که دارای «هوش اجتماعی» و «توانایی ارتباطی» بالاتر از سطح متوسط جامعهی خود هستند. پس نگاه به خلقیات و رفتار سیاستمداران یک جامعه میتواند به ما نشان دهد که آن جامعه در چه مرحلهای از بلوغ تاریخی خود است.
این سخن امیرمومنان که میفرماید: «هر ملتی شایستهی همان حکومتی است که بر او حکم میراند!» و این سخن پیامبر اکرم که فرمود: «هرطور باشید همانگونه بر شما حکومت میشود!» سخنی است که با معیارهای علوم امروزین نیز دقیق است. درواقع میتوان گفت «سیاستمداران هر جامعه، عصارهی فضایل آن جامعهاند».
یکی از اصلیترین مولفههای بلوغ عقلانی و روحی، چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی، «توانایی گفتوگو» است. درواقع معتقدم بدون تقویت این توانایی در یک جامعه، آرزوی توسعه، آرزویی محال است.
اقتصاددانان توسعه برای «شرایط آستانهای توسعه»، یعنی شرایطی که تا در جامعهای محقق نشود اصولا موتور توسعه روشن نخواهد شد و قطار یک جامعه روی ریل توسعه قرار نخواهد گرفت، ویژگیهای متعددی ذکر کردهاند. وقتی به این شرایط نگاه میکنیم درمییابیم که همهی آنها نیازمند وجود یک مهارت اصلی در جامعه است و آن «مهارت گفتوگو» است.
و مرادم از گفتوگو، حرف زدن یا «اختلاط» نیست. گفتوگو، مجادله و مناظره و بحث هم نیست. گفتوگو یک دادوستد زاینده، اخلاقی، عقلانی و همسطح است. گفتوگو عین وقتی است که خریدار و فروشنده برای معامله و مبادلهی کالایی که نیاز دارند، روبهروی هم میایستند و دربارهی آن کالا صحبت میکنند.
در مبادله، هر دو طرف احساس میکنند که از این مبادله منتفع میشوند، وگرنه هیچگاه وارد مبادله نمیشدند. در مبادله، هر کدام از طرفین احساس میکند طرف مقابل چیزی دارد که اگر از او بگیرد به دردش میخورد و منتفع میشود. در مبادله پیشداوری نمیکنیم، کالا را میگیریم و وارسی میکنیم، اگر سالم و استاندارد بود، مبادله انجام میشود. در مبادله حاضریم در برابر چیزی که میستانیم چیزی بدهیم. در مبادله موقعیتهای علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی طرفین اثری ندارد، یعنی تا زمانی که دربارهی خریدوفروش آن کالا با هم صحبت میکنند، گویی هر دو همسطح هستند. و در پایانِ مبادله، هر دو طرف راضی از یکدیگر جدا میشوند.
گفتوگو یک توانایی محوری برای مبادلهی اندیشهها است که در آن هر طرف باید دستکم ده ویژگی داشته باشد تا در پایان، هر دو طرف از گفتوگو راضی باشند.
این تواناییها عبارتند از:
▫️ توانایی گوش دادن فعال (فقط نشنویم بلکه عمیقاً گوش بدهیم)
▫️ توانایی سخن گفتن محترمانه؛ توانایی ابراز خویش یا سخنگفتن صادقانه (صاف و رو راست و بدون پیچیدگی سخن گفتن)
▫️ توانایی پذیرندگی و آموزندگی (به مثابهی یک فرد عالم که نیازی به یادگیری از دیگران ندارد وارد گفتوگو نشویم)
▫️ توانایی داشتن ذهنی گشوده و باز نسبت به دیدگاه دیگران (حق را در انحصار خودمان ندانیم)
▫️ توانایی صبر در شنیدن و آرامش در بیان نظر؛ توانایی تعلیق ذهنی (گوش دادن بدون پیشداوری و توقف موقت دادن به باورهای قبلیمان)
▫️ توانایی همدلی و جانبداری سازنده (به طرف مقابل فرصت و آرامش بدهیم تا مقصودش را به اندازهی کافی توضیح بدهد)
▫️ توانایی جویندگی (همواره در جستوجوی دانستن بیشتر باشیم)
▫️ توانایی ناظر بودن (خودآگاه بودن در طول گفتوگو، خود را فریب ندادن، بر پچپچهای درونی غلبه کردن.
متاسفانه این ویژگیها چیزی نیستند که هرگاه اراده کنیم آنها را کسب کنیم. این ویژگیها باید از کودکی و در فرایند آموزش، در وجود افراد، جایگیر و درونی و به یک عادت رفتاری تبدیل شود...
✍ دکتر محسن رنانی
▫️ عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان
🍀❤️ @filsofak
این جمله رو باید با طلا نوشت:
کسی رو قضاوت نکنید،
فقط برای اینکه گناهانش
با گناه های شما فرق داره...
🍀❤️ @filsofak
کسی رو قضاوت نکنید،
فقط برای اینکه گناهانش
با گناه های شما فرق داره...
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نیک_وی_آچیچ بدون دست و پا میتواند شنا کند!
هیچ بهانهای نداری؛ حتی اگر هر دو پایت هم فلج باشد و قهرمان دو المپیک نشوی مشکل از خود تو و ارادهات است و نه از پاهایت.
#سارتر
🍀❤️ @filsofak
هیچ بهانهای نداری؛ حتی اگر هر دو پایت هم فلج باشد و قهرمان دو المپیک نشوی مشکل از خود تو و ارادهات است و نه از پاهایت.
#سارتر
🍀❤️ @filsofak
صدها پرنده در اسپانیا تصویری از یک پرنده بزرگ ساختند.
نمایی از وحدت در عین کثرت.
♦️سیمرغ را ما میسازیم.
"عکس از دیلی میل"
🍀❤️ @filsofak
نمایی از وحدت در عین کثرت.
♦️سیمرغ را ما میسازیم.
"عکس از دیلی میل"
🍀❤️ @filsofak
هیچ وقت به مقصدت نخواهی رسید
اگر بخواهی بایستی
و به هر سگی که واق می کند
سنگ پرتاب کنی...
👤 چرچیل
🍀❤️ @filsofak
اگر بخواهی بایستی
و به هر سگی که واق می کند
سنگ پرتاب کنی...
👤 چرچیل
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر کسی به رستوران بیاید و به شما پیشنهاد دهد که در ازای دادن یک پیتزا به شما، در باقی عمر از شما سوء استفاده کند، به او خواهید خندید.
اما اگر شما در خیابان زندگی می کردید و روزهای متوالی چیزی نخورده بودید و شخصی با این پیشنهاد به نزد شما می آمد، این پیشنهاد برای شما قابل توجه بود.
ما در زندگی، همانقدر که به خود بها و ارزش می دهیم، ارزش داریم. در این صورت، هیچکس به اندازه ی خود شما نمی تواند از شما سوء استفاده کند...
👤 پل مکنا
📚 زندگی خود را در هفت روز تغییر دهيد
🍀❤️ @filsofak
اگر کسی به رستوران بیاید و به شما پیشنهاد دهد که در ازای دادن یک پیتزا به شما، در باقی عمر از شما سوء استفاده کند، به او خواهید خندید.
اما اگر شما در خیابان زندگی می کردید و روزهای متوالی چیزی نخورده بودید و شخصی با این پیشنهاد به نزد شما می آمد، این پیشنهاد برای شما قابل توجه بود.
ما در زندگی، همانقدر که به خود بها و ارزش می دهیم، ارزش داریم. در این صورت، هیچکس به اندازه ی خود شما نمی تواند از شما سوء استفاده کند...
👤 پل مکنا
📚 زندگی خود را در هفت روز تغییر دهيد
🍀❤️ @filsofak