Forwarded from همنشید (مصطفی سلیمانی)
پروردگار به شما فرمان می دهد که امانات را به صاحبان آن باز گردانید...(سوره نسا، آیه ۵۲)
قلبم را به من باز گردان!
🍀❤️ @lovediverse
قلبم را به من باز گردان!
🍀❤️ @lovediverse
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔰 یکی از خوبیهای منحصر بهفرد کشور ما این است که همیشه چیزی هست که مدتی با آن مشغول باشیم و زندگیمان دچار یکنواختیهای کسالتبار نشود. باور کنید این سرگرمیها در کشورهای دیگر نیست. نهایتش این است که مثل چیز (رُبات) کار میکنند تا آخر هفته مثلا بتوانند یک بار یا کازینو بروند و تمام. ولی ما هر روز سرگرمیهای تازه داریم. یکی از سرگرمیهای اینروزها که البته بیشتر در سطوح قدرت جریان دارد و بهخاطر تقارنش با حادثهی دلخراش سانچی، عموم مردم را خیلی سرگرم نکرد؛ دعوا بر سر این بود که آیا امامان معصوم امکان نقد دارند یا نه؟ قطعاً این سوالی نیست که بتوان به سادگی پاسخِ آری یا نه داد. هم تسلطِ تاریخیِ فراوانی میخواهد، و هم آگاهی از منابع حدیثی و مبانی الاهیاتی و حتی مواضع انسانشناختی؛ و سپس اتخاذِ یک موضعِ معقول که با هر چهار دانش سازگاری داشته باشد. بنده صلاحیت هیچکدام را ندارم. اما بهعنوان یک فرد #عامی وقتی دیدم یکی از بزرگان گفتهاند "فقط دشمنانِ امامان شیعه که مقام ایشان را نمیدانستند بر سخنان آنها خرده میگرفتند" به یاد خیلی از احادیث در منابع معتبر شیعی افتادم که که خلاف حرف ایشان است، و صدالبته نشانی بر انسانیت و بزرگواری و میزانِ پذیرش امامان معصوم که چقدر تواضع و بندگی و آزادگی داشتهاند که نه تنها ادعای خدایی نمیکردهاند؛ بلکه با تواضع و فروتنی به سخنان دیگران گوش میدادند، بحث میکردند، روی اشکالها فکر میکردند و آخر سر هم همانند علی (ع) رو به مردم ساده ی کوچه و بازار میایستادند و میگفتند: "با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مى گويند حرف نزنيد، و چنانكه از آدمهاى خشمگين كناره مىگيرند دورى نجوييد، و با ظاهرسازى با من رفتار نكنيد، و گمان مبريد اگر حقّى به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد، يا در پى بزرگ نشان دادن خويشم؛ زيرا كسى كه شنيدنِ حق، يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود. پس، از گفتن حق، يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمىدانم" (نهجالبلاغه، خطبه 216)
🔰 چنانکه گفتم از این دست موارد در منابع معتبر شیعی خیلی زیاد است. تنها به یک نمونهاش اشاره میکنم.
🔶 در میان یاران اهل بیت پیامبر شاید کمتر کسی به اندازه زراره عظمت علمی و نزدیکی به آنها را داشته باشد. زُرارَة بن اَعْیَن از اصحاب اجماع و صحابه خاص امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و از بزرگترین فقها و متکلمان شیعه بود. امام جعفر صادق(ع) او را از برترین اصحاب خود برشمرده و درباره او گفتهاست: «اگر زراره نبود، احادیث پدرم از میان می رفت.» و او را به بهشت بشارت داده و از جمله مخبتین، اوتاد الارض، السابقون السابقون و ... برشمرده است.
اما همین زراره در مکتبی تعلیم یافته که نقد را برمیتافتند، از اینرو چنان احساس آزادی و امنیت میکند که در یک بحث دینی در مورد اینکه مردم دنیا چند دستهاند و کدامشان اهل بهشت و کدامشان جهنمی است، به بحث و مخالفت با رای امام باقر (ع) میپردازد؛ تا آنجا که صدایشان چنان بالا میرود که افراد بیرون خانه هم آن را میشنیدهاند، و ظاهراً زراره در آخر سر هم قانع نمیشود و نظر امام را قبول نمیکند: ... آواز امام باقر و صداى من بلند شد تا حدى كه هر كه در خانه بود مىشنيد ... سخن ميان من و آن حضرت به دراز كشيد (کتاب الكافي، جلد ۲ كتاب الإيمان و الكفر، بَابُ أَصْنَافِ النَّاس).
🔰 از اینها بالاتر خود خداوند است که در وضعیتِ وحشتناک روز قیامت، #حق پرسش و پاسخ را از آدمی نمیستاند و به او فرصت #گفتمان میدهد. انسان #سوال میکند، #ایراد وارد می کند، حتی #اعتراض میکند، و خداوند با حوصله جواب میدهد؛ آنهم نه با عصبانیت و بی احترامی، یا حتی طلبکاری. این را مقایسه کنید با ما انسانها، که دیکتاتوری در خون خیلیهامان جاری است. کدام یک از ما اجازهی #پرسش و #پاسخ را به همدیگر می دهیم؟ آنهم در وضعیتی برابر و محترمانه.
آیات زیادی در قرآن #گفتمان و #مکالمهی خدا با بشر را در روز قیامت نقل میکند. یکیاش را در سورهی طه ببینید:
قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا ﴿۱۲۵﴾
(انسان) مى گويد پروردگارا چرا مرا نابينا محشور كردى با آنكه بينا بودم؟
قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى ﴿۱۲۶﴾
(خدا) مى گوید: همان طور كه نشانه هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى، امروز همان گونه فراموش مى شوى.
✅ کتاب "مکتب در فرایند تکامل" به قلم سیدحسین مدرسی طباطبایی کتاب خوبی در این زمینه است، به شرطی که بنا به روحیهی علمی، نقدهایش را هم بخوانید.
🖌 محسن زندی
🍀❤️ @filsofak
🔰 یکی از خوبیهای منحصر بهفرد کشور ما این است که همیشه چیزی هست که مدتی با آن مشغول باشیم و زندگیمان دچار یکنواختیهای کسالتبار نشود. باور کنید این سرگرمیها در کشورهای دیگر نیست. نهایتش این است که مثل چیز (رُبات) کار میکنند تا آخر هفته مثلا بتوانند یک بار یا کازینو بروند و تمام. ولی ما هر روز سرگرمیهای تازه داریم. یکی از سرگرمیهای اینروزها که البته بیشتر در سطوح قدرت جریان دارد و بهخاطر تقارنش با حادثهی دلخراش سانچی، عموم مردم را خیلی سرگرم نکرد؛ دعوا بر سر این بود که آیا امامان معصوم امکان نقد دارند یا نه؟ قطعاً این سوالی نیست که بتوان به سادگی پاسخِ آری یا نه داد. هم تسلطِ تاریخیِ فراوانی میخواهد، و هم آگاهی از منابع حدیثی و مبانی الاهیاتی و حتی مواضع انسانشناختی؛ و سپس اتخاذِ یک موضعِ معقول که با هر چهار دانش سازگاری داشته باشد. بنده صلاحیت هیچکدام را ندارم. اما بهعنوان یک فرد #عامی وقتی دیدم یکی از بزرگان گفتهاند "فقط دشمنانِ امامان شیعه که مقام ایشان را نمیدانستند بر سخنان آنها خرده میگرفتند" به یاد خیلی از احادیث در منابع معتبر شیعی افتادم که که خلاف حرف ایشان است، و صدالبته نشانی بر انسانیت و بزرگواری و میزانِ پذیرش امامان معصوم که چقدر تواضع و بندگی و آزادگی داشتهاند که نه تنها ادعای خدایی نمیکردهاند؛ بلکه با تواضع و فروتنی به سخنان دیگران گوش میدادند، بحث میکردند، روی اشکالها فکر میکردند و آخر سر هم همانند علی (ع) رو به مردم ساده ی کوچه و بازار میایستادند و میگفتند: "با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مى گويند حرف نزنيد، و چنانكه از آدمهاى خشمگين كناره مىگيرند دورى نجوييد، و با ظاهرسازى با من رفتار نكنيد، و گمان مبريد اگر حقّى به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد، يا در پى بزرگ نشان دادن خويشم؛ زيرا كسى كه شنيدنِ حق، يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود. پس، از گفتن حق، يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمىدانم" (نهجالبلاغه، خطبه 216)
🔰 چنانکه گفتم از این دست موارد در منابع معتبر شیعی خیلی زیاد است. تنها به یک نمونهاش اشاره میکنم.
🔶 در میان یاران اهل بیت پیامبر شاید کمتر کسی به اندازه زراره عظمت علمی و نزدیکی به آنها را داشته باشد. زُرارَة بن اَعْیَن از اصحاب اجماع و صحابه خاص امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و از بزرگترین فقها و متکلمان شیعه بود. امام جعفر صادق(ع) او را از برترین اصحاب خود برشمرده و درباره او گفتهاست: «اگر زراره نبود، احادیث پدرم از میان می رفت.» و او را به بهشت بشارت داده و از جمله مخبتین، اوتاد الارض، السابقون السابقون و ... برشمرده است.
اما همین زراره در مکتبی تعلیم یافته که نقد را برمیتافتند، از اینرو چنان احساس آزادی و امنیت میکند که در یک بحث دینی در مورد اینکه مردم دنیا چند دستهاند و کدامشان اهل بهشت و کدامشان جهنمی است، به بحث و مخالفت با رای امام باقر (ع) میپردازد؛ تا آنجا که صدایشان چنان بالا میرود که افراد بیرون خانه هم آن را میشنیدهاند، و ظاهراً زراره در آخر سر هم قانع نمیشود و نظر امام را قبول نمیکند: ... آواز امام باقر و صداى من بلند شد تا حدى كه هر كه در خانه بود مىشنيد ... سخن ميان من و آن حضرت به دراز كشيد (کتاب الكافي، جلد ۲ كتاب الإيمان و الكفر، بَابُ أَصْنَافِ النَّاس).
🔰 از اینها بالاتر خود خداوند است که در وضعیتِ وحشتناک روز قیامت، #حق پرسش و پاسخ را از آدمی نمیستاند و به او فرصت #گفتمان میدهد. انسان #سوال میکند، #ایراد وارد می کند، حتی #اعتراض میکند، و خداوند با حوصله جواب میدهد؛ آنهم نه با عصبانیت و بی احترامی، یا حتی طلبکاری. این را مقایسه کنید با ما انسانها، که دیکتاتوری در خون خیلیهامان جاری است. کدام یک از ما اجازهی #پرسش و #پاسخ را به همدیگر می دهیم؟ آنهم در وضعیتی برابر و محترمانه.
آیات زیادی در قرآن #گفتمان و #مکالمهی خدا با بشر را در روز قیامت نقل میکند. یکیاش را در سورهی طه ببینید:
قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا ﴿۱۲۵﴾
(انسان) مى گويد پروردگارا چرا مرا نابينا محشور كردى با آنكه بينا بودم؟
قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى ﴿۱۲۶﴾
(خدا) مى گوید: همان طور كه نشانه هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى، امروز همان گونه فراموش مى شوى.
✅ کتاب "مکتب در فرایند تکامل" به قلم سیدحسین مدرسی طباطبایی کتاب خوبی در این زمینه است، به شرطی که بنا به روحیهی علمی، نقدهایش را هم بخوانید.
🖌 محسن زندی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅ تأکید استاد شهید مطهری در چند کتاب و سخنرانی بر استقبال امیرالمؤمنین(ع) از انتقادهای مردم
🔹امیرالمؤمنین(ع) آمادگی خود را برای شنیدن هر نوع انتقادی و عرضه داشتن پیشنهادهای اصلاحی ذکر میکند و میگوید: با من به تعارف و رودربایستی و مجامله رفتار نکنید، هرچه به نظرتان میرسد بگویید.
🔸فرمود: وَ لا تُخالِطونی بِالْمُصانَعَةِ وَ لا تَظُنّوا بِیَ اسْتِثْقالاً فِی حَقٍّ قیلَ لی وَ لاَ الِْتماسَ اِعْظامٍ لِنَفْسی، فَاِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ اَنْ یُقالَ لَهُ اَوِ الْعَدْلَ اَنْ یُعْرَضَ عَلَیْهِ کانَ الْعَمَلُ بِهِما اَثْقَلَ عَلَیْهِ (نهج البلاغه، خطبه ۲۱۴). با من با تعارف و تملّق و رودربایستی رفتار نکنید. گمان نبرید که گوش من برای شنیدن انتقاد و عرضه شدن اینکه مقتضای حق این است که چنین و چنان باشی سنگین است.
🔹بدانید آن کس که شنیدن انتقاد و تذکرات و سخن حق بر گوشش ثقیل است، عمل بر طبق حق بر او سنگینتر خواهد بود. علامت اهل حق و اهل عدل این است که از تذکرات و انتقادات پروا ندارند.
📙استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج۱، ص۱۰۹
💢 تکمله:
استاد مطهری توبیخ امیرالمؤمنین(ع) در برابر تملقگویی و تشویق مردم به انتقاد از خود را در این مواضع نیز مورد تأکید قرار دادهاند:
📕 سیری در نهجالبلاغه (ص۱۳۱)
📗 نهضتهای اسلامی (ص۱۰۴)
📘 آزادی معنوی (ص۲۱)
📙 پانزده گفتار (ص۹۲)
🍀❤️ @filsofak
✅ تأکید استاد شهید مطهری در چند کتاب و سخنرانی بر استقبال امیرالمؤمنین(ع) از انتقادهای مردم
🔹امیرالمؤمنین(ع) آمادگی خود را برای شنیدن هر نوع انتقادی و عرضه داشتن پیشنهادهای اصلاحی ذکر میکند و میگوید: با من به تعارف و رودربایستی و مجامله رفتار نکنید، هرچه به نظرتان میرسد بگویید.
🔸فرمود: وَ لا تُخالِطونی بِالْمُصانَعَةِ وَ لا تَظُنّوا بِیَ اسْتِثْقالاً فِی حَقٍّ قیلَ لی وَ لاَ الِْتماسَ اِعْظامٍ لِنَفْسی، فَاِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ اَنْ یُقالَ لَهُ اَوِ الْعَدْلَ اَنْ یُعْرَضَ عَلَیْهِ کانَ الْعَمَلُ بِهِما اَثْقَلَ عَلَیْهِ (نهج البلاغه، خطبه ۲۱۴). با من با تعارف و تملّق و رودربایستی رفتار نکنید. گمان نبرید که گوش من برای شنیدن انتقاد و عرضه شدن اینکه مقتضای حق این است که چنین و چنان باشی سنگین است.
🔹بدانید آن کس که شنیدن انتقاد و تذکرات و سخن حق بر گوشش ثقیل است، عمل بر طبق حق بر او سنگینتر خواهد بود. علامت اهل حق و اهل عدل این است که از تذکرات و انتقادات پروا ندارند.
📙استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج۱، ص۱۰۹
💢 تکمله:
استاد مطهری توبیخ امیرالمؤمنین(ع) در برابر تملقگویی و تشویق مردم به انتقاد از خود را در این مواضع نیز مورد تأکید قرار دادهاند:
📕 سیری در نهجالبلاغه (ص۱۳۱)
📗 نهضتهای اسلامی (ص۱۰۴)
📘 آزادی معنوی (ص۲۱)
📙 پانزده گفتار (ص۹۲)
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دو چیز هست که هر چه بیشتر و دقیقتر در آنها اندیشه میکنم، جانم را از تحسین و هیبتی تازهتر و فزونتر سرشار میسازند:
آسمانهای پُر ستاره در بالای سرم و قانون اخلاق در درونم.
#ایمانوئل_کانت
از کتاب: #نقد_عقل_عملی
ترجمهی انشاءالله رحمتی
🍀❤️ @filsofak
دو چیز هست که هر چه بیشتر و دقیقتر در آنها اندیشه میکنم، جانم را از تحسین و هیبتی تازهتر و فزونتر سرشار میسازند:
آسمانهای پُر ستاره در بالای سرم و قانون اخلاق در درونم.
#ایمانوئل_کانت
از کتاب: #نقد_عقل_عملی
ترجمهی انشاءالله رحمتی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌞
💥 در حقوقشهروندی کافر و مؤمن برابرند
✔️ سید مصطفی محققداماد:🔻
🔸 نمیتوانیم اصل کرامت را با قواعدی چون لاضرر، نفی سبیل و تسلیط مقابل قرار دهیم. اگر نتیجه استنباط از منابع، ظالمانه باشد، باید تجدیدنظر شود. اگر به نتیجهای رسیدیم که کرامت [انسان] را زیرسوال برد، باید جلو آن را گرفت. چون آیه کرامت یک امر خبری نیست. آیه می گوید ما نوع بشر را با کرامت خلق کردیم.
🔸 خداوند در قرآن میفرماید: همه شما از یک خانواده هستید و وحدت خانوادگی دارید و همچنین خطاب به کفار میفرماید: ای کسانی که ایمان ندارید و در قلبتان ایمانی به وجود نیامده، اگر [در جامعه اسلامی] به مقررات و نظم اجتماعی عمل کنید، در حقوق شهروندی همه برابر و برادرید. در زمان پیامبر(ص) زمانی که ابوسفیان وارد جامعه اسلامی شد، همه میدانستند در اصل ایمان نیاورده اما کسی با او کاری نداشت؛ چون مقررات و قوانین مملکت را رعایت میکرد.
🔸 کرامت بشری در فتوا تأثیر دارد؛ اگر به این صورت اجتهاد کنیم، باید خیلی از احکام را به طور دیگر صادر کنیم و مؤمن و کافر را باید عضو جامعه بدانیم.
🔸 ادیان مختلف پیروان خود را مؤمن و پیروان سایر ادیان را کافر می دانند و این موجب میشود جامعه به دو گروه خودی و غیرخودی تقسیم شود و جنگهای مردم تا زمانی که دین هست، ادامه خواهد داشت. این اتهام برای همه ادیان از جمله اسلام هم موجود است؛ به عنوان مثال در قرون وسطی مسلمانان را میکشتند و آنها را کافر میخواندند... ایمان و کفر در حوزهٔ قلب است و در روابط اجتماعی حقوق شهروندی تأثیری ندارد.
🍀❤️ @filsofak
🌞
💥 در حقوقشهروندی کافر و مؤمن برابرند
✔️ سید مصطفی محققداماد:🔻
🔸 نمیتوانیم اصل کرامت را با قواعدی چون لاضرر، نفی سبیل و تسلیط مقابل قرار دهیم. اگر نتیجه استنباط از منابع، ظالمانه باشد، باید تجدیدنظر شود. اگر به نتیجهای رسیدیم که کرامت [انسان] را زیرسوال برد، باید جلو آن را گرفت. چون آیه کرامت یک امر خبری نیست. آیه می گوید ما نوع بشر را با کرامت خلق کردیم.
🔸 خداوند در قرآن میفرماید: همه شما از یک خانواده هستید و وحدت خانوادگی دارید و همچنین خطاب به کفار میفرماید: ای کسانی که ایمان ندارید و در قلبتان ایمانی به وجود نیامده، اگر [در جامعه اسلامی] به مقررات و نظم اجتماعی عمل کنید، در حقوق شهروندی همه برابر و برادرید. در زمان پیامبر(ص) زمانی که ابوسفیان وارد جامعه اسلامی شد، همه میدانستند در اصل ایمان نیاورده اما کسی با او کاری نداشت؛ چون مقررات و قوانین مملکت را رعایت میکرد.
🔸 کرامت بشری در فتوا تأثیر دارد؛ اگر به این صورت اجتهاد کنیم، باید خیلی از احکام را به طور دیگر صادر کنیم و مؤمن و کافر را باید عضو جامعه بدانیم.
🔸 ادیان مختلف پیروان خود را مؤمن و پیروان سایر ادیان را کافر می دانند و این موجب میشود جامعه به دو گروه خودی و غیرخودی تقسیم شود و جنگهای مردم تا زمانی که دین هست، ادامه خواهد داشت. این اتهام برای همه ادیان از جمله اسلام هم موجود است؛ به عنوان مثال در قرون وسطی مسلمانان را میکشتند و آنها را کافر میخواندند... ایمان و کفر در حوزهٔ قلب است و در روابط اجتماعی حقوق شهروندی تأثیری ندارد.
🍀❤️ @filsofak
یعنی نویسنده قبل از نوشتن اون قسمت قتل تو داستان باید قاتل و مقتول رو به عقد هم در میآورد یا نهایتا یه صیغه میخوند حل میشد! یه راه دیگه ش هم تک تیراندازه😐
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
▫️در باب حرف مفت
عمومیترین و رایجترین شیوهٔ ارزیابیِ محتوای سخن، کشف نسبت آن با حقیقت است. سخنِ منطبق با حقیقت را راست، و سخنِ مغایر با حقیقت را دروغ مینامیم. نکتهٔ مهم این است که سخن راست و سخن دروغ، هر دو نسبتی آشکار با حقیقت دارند. حتی سخن دروغ، نسبتش با حقیقت روشن است و بر پایهٔ حقیقت، ساخته و پرداخته میشود. یعنی گویندهٔ سخن دروغ، حقیقت را میشناسد اما آن را پنهان میکند و سخنی غیرحقیقت و در هیئت و لباس حقیقت میآراید و بهعنوان حقیقتْ تحویل مخاطب میدهد. مولوی هم راست میگفت که:
تا نباشد راست، کی باشد دروغ
آن دروغ از راست میگیرد فروغ
اما هری فرانکفورت، فیلسوف آمریکایی، نوع دیگری از سخن را معرفی کرده است که هیچ نسبتی با حقیقت ندارد؛ و آن را «حرف مفت» نامیده است. «حرف مفت»، یعنی سخنی که گویندهٔ آن، هیچ توجهی به حقیقت ندارد و از رویارویی با حقیقت، طفره میرود. حرف مفت، نه راست است و نه دروغ. حرفمفتزن، فقط حرف میزند تا چیزی گفته باشد. به راست یا دروغ بودن آن کاری ندارد. او شانه از زیر بار هر تعهّدی نسبت به سخنانش خالی میکند. او سخنرانی میکند یا مینویسد، اما خودش هم نمیداند دربارهٔ چه موضوعی حرف میزند.
هری فرانکفورت، استاد بازنشستهٔ دانشگاه پرینستون، در کتاب کوچک و خواندنیِ «در باب حرف مفت» میگوید یکی از بارزترین وجوه فرهنگ ما این است که حرف مفت در آن زیاد است. وقتی فرصت یا تعهد کسی برای حرف زدن، بیش از میزان آگاهیهای او از حقیقت باشد، ناچار حرف مفت میبافد و به خورد مخاطب میدهد. گسترش رسانهها و فرصتهای بیکرانِ نوشتن و حرف زدن، زمینهٔ گستردهای برای تولید حرف مفت فراهم آورده است. حرف مفت مانند دروغ، دشمن حقیقت است و بسا که زیان حرف مفت، بیشتر از زیان دروغ است، اما متاسفانه شواهد نشان میدهد که مخاطبان رسانهها تمایل بیشتری برای شنیدن و خواندن حرف مفت دارند.
کتاب «On Bullshit» را هری فرانکفورت، نخست در قالب یک مقاله ارائه کرده بود. انتشارات دانشگاه پرینستون در سال ۲۰۰۵ تصمیم گرفت آن مقاله را در قالب کتابی کمحجم و کوچک منتشر کند. کتاب از استقبالی باورنکردی برخوردار شد؛ بارها تجدید چاپ شد و زمینهٔ شهرت نویسندهاش را فراهم آورد. تاکنون دو ترجمهٔ فارسی از این کتاب منتشر شده است؛ ترجمهٔ اول را نشر علم در سال ۸۵ با عنوان «دربارهٔ حرف مفت» با ترجمه الههٔ هاشمیحائری منتشر کرد، و بهتازگی، نشر کرگدن ترجمهٔ دیگری از کتاب را با عنوان «در باب حرف مفت» با ترجمهٔ محسن کرمی در ۶۲ صفحه منتشر کرده است.
اگر میخواهید دربارهٔ حرف مفت، هدف حرف مفت، منشاء و زمینهها و زیانهای آن و روش درست رویارویی با آن بیشتر بدانید، توصیه میکنم این کتاب خواندنی را دریابید.
#کتابهای_شایسته_خواندن
▫️روحالله سلیمانیپور
🍀❤️ @filsofak
▫️در باب حرف مفت
عمومیترین و رایجترین شیوهٔ ارزیابیِ محتوای سخن، کشف نسبت آن با حقیقت است. سخنِ منطبق با حقیقت را راست، و سخنِ مغایر با حقیقت را دروغ مینامیم. نکتهٔ مهم این است که سخن راست و سخن دروغ، هر دو نسبتی آشکار با حقیقت دارند. حتی سخن دروغ، نسبتش با حقیقت روشن است و بر پایهٔ حقیقت، ساخته و پرداخته میشود. یعنی گویندهٔ سخن دروغ، حقیقت را میشناسد اما آن را پنهان میکند و سخنی غیرحقیقت و در هیئت و لباس حقیقت میآراید و بهعنوان حقیقتْ تحویل مخاطب میدهد. مولوی هم راست میگفت که:
تا نباشد راست، کی باشد دروغ
آن دروغ از راست میگیرد فروغ
اما هری فرانکفورت، فیلسوف آمریکایی، نوع دیگری از سخن را معرفی کرده است که هیچ نسبتی با حقیقت ندارد؛ و آن را «حرف مفت» نامیده است. «حرف مفت»، یعنی سخنی که گویندهٔ آن، هیچ توجهی به حقیقت ندارد و از رویارویی با حقیقت، طفره میرود. حرف مفت، نه راست است و نه دروغ. حرفمفتزن، فقط حرف میزند تا چیزی گفته باشد. به راست یا دروغ بودن آن کاری ندارد. او شانه از زیر بار هر تعهّدی نسبت به سخنانش خالی میکند. او سخنرانی میکند یا مینویسد، اما خودش هم نمیداند دربارهٔ چه موضوعی حرف میزند.
هری فرانکفورت، استاد بازنشستهٔ دانشگاه پرینستون، در کتاب کوچک و خواندنیِ «در باب حرف مفت» میگوید یکی از بارزترین وجوه فرهنگ ما این است که حرف مفت در آن زیاد است. وقتی فرصت یا تعهد کسی برای حرف زدن، بیش از میزان آگاهیهای او از حقیقت باشد، ناچار حرف مفت میبافد و به خورد مخاطب میدهد. گسترش رسانهها و فرصتهای بیکرانِ نوشتن و حرف زدن، زمینهٔ گستردهای برای تولید حرف مفت فراهم آورده است. حرف مفت مانند دروغ، دشمن حقیقت است و بسا که زیان حرف مفت، بیشتر از زیان دروغ است، اما متاسفانه شواهد نشان میدهد که مخاطبان رسانهها تمایل بیشتری برای شنیدن و خواندن حرف مفت دارند.
کتاب «On Bullshit» را هری فرانکفورت، نخست در قالب یک مقاله ارائه کرده بود. انتشارات دانشگاه پرینستون در سال ۲۰۰۵ تصمیم گرفت آن مقاله را در قالب کتابی کمحجم و کوچک منتشر کند. کتاب از استقبالی باورنکردی برخوردار شد؛ بارها تجدید چاپ شد و زمینهٔ شهرت نویسندهاش را فراهم آورد. تاکنون دو ترجمهٔ فارسی از این کتاب منتشر شده است؛ ترجمهٔ اول را نشر علم در سال ۸۵ با عنوان «دربارهٔ حرف مفت» با ترجمه الههٔ هاشمیحائری منتشر کرد، و بهتازگی، نشر کرگدن ترجمهٔ دیگری از کتاب را با عنوان «در باب حرف مفت» با ترجمهٔ محسن کرمی در ۶۲ صفحه منتشر کرده است.
اگر میخواهید دربارهٔ حرف مفت، هدف حرف مفت، منشاء و زمینهها و زیانهای آن و روش درست رویارویی با آن بیشتر بدانید، توصیه میکنم این کتاب خواندنی را دریابید.
#کتابهای_شایسته_خواندن
▫️روحالله سلیمانیپور
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
تو مسئول اتفاقاتی هستی که در زندگیات میافتد. همانطور که خودت میدانی، رفتار توست که تو را به این روز درآورده است: میبینی که در راستای بهترین تمایلات و علاقههایت نیست و چیزی نیست که میخواهی؛ پس لعنتی تغییر کن.
#اروین_یالوم
#رواندرمانی_اگزیستانسیال
🍀❤️ @filsofak
تو مسئول اتفاقاتی هستی که در زندگیات میافتد. همانطور که خودت میدانی، رفتار توست که تو را به این روز درآورده است: میبینی که در راستای بهترین تمایلات و علاقههایت نیست و چیزی نیست که میخواهی؛ پس لعنتی تغییر کن.
#اروین_یالوم
#رواندرمانی_اگزیستانسیال
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناهمواری و بردباری
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔵 آیندهی گُنگ و اخلاق پادرهوا!
✅ بیآنکه بخواهم جامعهی خودمان را با جایی دیگر مقایسه کنم، نمرهی خوبی در اخلاق نداریم. با کمال شوربختی، در میان ما کژتابی، دزدی، دروغ، زیرآبزنی، تهمت، بددهنی، درگیری، سخنچینی، و اعتیاد زیاد است. این وضعیّت اخلاقی با شعارها و هزینههایی که برای تعمیق باورهای دینی و اخلاقی میشود جور در نمیآید؛ احتمالاً کار از جایی دیگر خراب است.
✅ مشکل از آنجا آغاز میشود که برخی گمان میبرند که آدمها ماشینکوکی هستند و یا ربات! غافل از اینکه ما همه آدمیم، با جهانهایی از معانی مختلف و در پیوندی عمیق با جامعه و دیگر کنشگران. اخلاق در آدمها با توصیه و سفارش و تعلیم(بهتنهایی) درست نمیشود.
✅ شاید اساسیترین دلیل فراگیری بیاخلاقی به "پیشبینیناپذیر بودن" جامعه باز گردد. ترس از آینده، ابهام آن و این احساس که فردا معلوم نیست چه پیش میآید ما را به جان هم میاندازد. سعی میکنیم به هر دری بزنیم و هر بیاخلاقیای را انجام بدهیم تا به آنچه حق خود میدانیم برسیم. آیندهی ناروش و پیشبینیناپذیر زمینهی اخلاقی بودن را از ما گرفته است. برای نمونه، وقتی مشخص نیست یک جوان، با پیمودن چه روندی و کسب چه توانمندیهایی میتواند به موقعیت اجتماعی دلخواه خود برسد، و این احتمال وجود دارد که هرکس با ابزارهایی چون "پُشت" و "مُشت" و "خوبژنی" زودتر به آنچه او میخواهد برسد؛ ترجیح میدهد زمانش را به زیرآبزنی اختصاص دهد تا پیمودن هر روندی. بد نیست بهجای این همه گفتاردرمانی و نصیحت، یکبار هم معضلات اجتماعی را اجتماعی ببینیم و درمان کنیم.
✍ مهراب صادقنیا
🍀❤️ @filsofak
🔵 آیندهی گُنگ و اخلاق پادرهوا!
✅ بیآنکه بخواهم جامعهی خودمان را با جایی دیگر مقایسه کنم، نمرهی خوبی در اخلاق نداریم. با کمال شوربختی، در میان ما کژتابی، دزدی، دروغ، زیرآبزنی، تهمت، بددهنی، درگیری، سخنچینی، و اعتیاد زیاد است. این وضعیّت اخلاقی با شعارها و هزینههایی که برای تعمیق باورهای دینی و اخلاقی میشود جور در نمیآید؛ احتمالاً کار از جایی دیگر خراب است.
✅ مشکل از آنجا آغاز میشود که برخی گمان میبرند که آدمها ماشینکوکی هستند و یا ربات! غافل از اینکه ما همه آدمیم، با جهانهایی از معانی مختلف و در پیوندی عمیق با جامعه و دیگر کنشگران. اخلاق در آدمها با توصیه و سفارش و تعلیم(بهتنهایی) درست نمیشود.
✅ شاید اساسیترین دلیل فراگیری بیاخلاقی به "پیشبینیناپذیر بودن" جامعه باز گردد. ترس از آینده، ابهام آن و این احساس که فردا معلوم نیست چه پیش میآید ما را به جان هم میاندازد. سعی میکنیم به هر دری بزنیم و هر بیاخلاقیای را انجام بدهیم تا به آنچه حق خود میدانیم برسیم. آیندهی ناروش و پیشبینیناپذیر زمینهی اخلاقی بودن را از ما گرفته است. برای نمونه، وقتی مشخص نیست یک جوان، با پیمودن چه روندی و کسب چه توانمندیهایی میتواند به موقعیت اجتماعی دلخواه خود برسد، و این احتمال وجود دارد که هرکس با ابزارهایی چون "پُشت" و "مُشت" و "خوبژنی" زودتر به آنچه او میخواهد برسد؛ ترجیح میدهد زمانش را به زیرآبزنی اختصاص دهد تا پیمودن هر روندی. بد نیست بهجای این همه گفتاردرمانی و نصیحت، یکبار هم معضلات اجتماعی را اجتماعی ببینیم و درمان کنیم.
✍ مهراب صادقنیا
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
فيصله دادن به نزاع ها هميشه اخلاقى نيست!
در نزاع ها، بدون اينکه تحقيق کنيم چه کسى ظالم است و چه کسى مظلوم، نبايد به آشتى اولويت دهيم. در هر نزاعى، دو طرف ظالم نيستند، در بسيارى از نزاع ها يکى مظلوم و ديگرى ظالم است. اخلاق از ما مى خواهد اول بفهميم حق با کيست و در کنار صاحب حق بايستيم. فقط در مواردى که نمى توانيم تشخيص دهيم حق با کيست، مى توانيم اولويت را به فيصله دادن نزاع بدهيم.
به تعبير حقوقى، عدالت بر فيصله ی نزاع مقدم است. جامعه اول نياز به عدالت دارد و پس از اعمال عدالت، مى توان به رفع اختلاف پرداخت...
📚 اخلاق اقتصادى
#مصطفى_ملکيان
🍀❤️ @filsofak
فيصله دادن به نزاع ها هميشه اخلاقى نيست!
در نزاع ها، بدون اينکه تحقيق کنيم چه کسى ظالم است و چه کسى مظلوم، نبايد به آشتى اولويت دهيم. در هر نزاعى، دو طرف ظالم نيستند، در بسيارى از نزاع ها يکى مظلوم و ديگرى ظالم است. اخلاق از ما مى خواهد اول بفهميم حق با کيست و در کنار صاحب حق بايستيم. فقط در مواردى که نمى توانيم تشخيص دهيم حق با کيست، مى توانيم اولويت را به فيصله دادن نزاع بدهيم.
به تعبير حقوقى، عدالت بر فيصله ی نزاع مقدم است. جامعه اول نياز به عدالت دارد و پس از اعمال عدالت، مى توان به رفع اختلاف پرداخت...
📚 اخلاق اقتصادى
#مصطفى_ملکيان
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر زمان منتظر ما میایستاد تا ما به بلوغ برسیم، قطعا زندگی با نقصهای کمتری را تجربه میکردیم. نمیدانم زندگی بدون واژهی «افسوس» چه شکلی خواهد بود! شیرینتر است یا مزهی یکنواختی دارد!؟
تنهایی پر هیاهو
#بهومیل_هرابال
🍀❤️ @filsofak
اگر زمان منتظر ما میایستاد تا ما به بلوغ برسیم، قطعا زندگی با نقصهای کمتری را تجربه میکردیم. نمیدانم زندگی بدون واژهی «افسوس» چه شکلی خواهد بود! شیرینتر است یا مزهی یکنواختی دارد!؟
تنهایی پر هیاهو
#بهومیل_هرابال
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یادداشت۳۵
زن و مرد دو موجود متفاوت
#مصطفی_سلیمانی
۱. برای دو جنس مرد و زن تفاوتهای بسیاری گفتهاند و از آن جمله گفتهاند:
مقاومت و تحمل مرد در برابر حوادث و رویدادها بیشتر است، مردان از نیروی نبوغ و اکتشاف بیشتری برخوردارند، توانایی مرد در تعقل محض بیشتر است، غرور کاذب در مردان زیادتر است، تصمیم به خودکشی و به نتیجه رسیدن تقریبا در ۹۰درصد مردان بوده است ولی فقط ۱۰درصد زنان بعد از تصمیم اقدام به خودکشی میکنند. مردان بیشتر از زنان نوابغ و مجانین بیرون میدهند.
علامه جعفری، گفتار نیچه را در کتاب خود در مورد تفاوت زن و مرد در کلمه "عشق" اینگونه آورده است:
کلمه عشق در واقع دو معنای متفاوت برای مرد و زن دارد، عشق زن نه تنها دل سپردگی است، ایثار کامل جان و تن است بی هیچ دریغ، بی هیچ چشمداشت به هر چیز دیگر. اما مرد اگر زنی را دوست دارد از آنچه خواهد همین عشق است، در نتیجه همان احساس را برای خود مسلم فرض نمیکند که از زن آن را میخواهد.(شرح و تفسیر نهجالبلاغه، از قول کتاب جنس دوم، ترجمه حسین مهری، ص۸۳)
۲. این امتیاز فوقالعادهای است که زن با هشیاری و اختیار کامل به مردی علاقهمند میشود، جان و حیات خود را در طبق اخلاص به آن مرد عرضه میکند. در صورتی که مرد هر اندازه که به یک زن عشق بورزد به آن مقام والا که حیات و جان خود را در طبق اخلاص به زن تقدیم میکند، نمیرسد. وقتی در برابر معشوق زانو میزند آنچه هنوز میخواهد تصرف کردن اوست.
۳. مرحوم جعفری درباره زنانی که خیال میکنند برای مقام پیدا کردن و با عظمت شدن باید شبیه مردان باشند، به آنان خطاب میکند و میگوید:
شما ای زنها! به جای آنکه با نشان دادن هویت با عظمت خود، هر دو صنف زن و مرد را از اصالت و برتری زنان در گرداندن گردونه حیات که عالیترین جلوهگاه خداوندی است، باخبر سازید، به این نتیجه میرسید که ما هم باید چنگیز و نرون و تیمور لنگ و ابن ملجم داشته باشیم تا قهرمان بودن خود را در برابر مردان اثبات کنید.
شما زنها! یقین بدانید که این خود شما هستید که با هم صنف نمودن خود با مردان عظمت واقعی خود را از دست داده و به مردان نابخرد جرئت میدهید که شما را پست بدانند.
۴. زن و مرد دو موجود جسمانی مجزا از یکدیگر و در عین حال یک انسان کلی را تشکیل میدهند که در حقیقت انسانی، حقیقت واحدهاند و تنوع و تفاوت مربوط به ذات و شخصیت انسانی آن دو نیست، بلکه تفاوت در مختصات طبیعی دو صنف است که برای شرکت و تفاعل این دو در موضوع تولید مثل بروز میکند. این دو صنف به علت لذتجویی و تولید مثل در جاذبه یکدیگرند، اما زن در جاذبه مرد، غیر از زن به طور مستقل و مجزا از مرد است و همچنین مرد در جاذبه زن غیر از مرد به طور مستقل است و این چیزی است که اسلام بر آن اصرار میورزد.
همچنین میتوان گفتار حضرت علی علیهالسلام را در حدیث "خیار خصالالنسا شرار خصالالرجال" را بیانگر تفاوت دو جنس دانست.(یوسفیان، بهشت خانواده با زنان شایسته، ص۹۴)
🍀❤️ @filsofak
یادداشت۳۵
زن و مرد دو موجود متفاوت
#مصطفی_سلیمانی
۱. برای دو جنس مرد و زن تفاوتهای بسیاری گفتهاند و از آن جمله گفتهاند:
مقاومت و تحمل مرد در برابر حوادث و رویدادها بیشتر است، مردان از نیروی نبوغ و اکتشاف بیشتری برخوردارند، توانایی مرد در تعقل محض بیشتر است، غرور کاذب در مردان زیادتر است، تصمیم به خودکشی و به نتیجه رسیدن تقریبا در ۹۰درصد مردان بوده است ولی فقط ۱۰درصد زنان بعد از تصمیم اقدام به خودکشی میکنند. مردان بیشتر از زنان نوابغ و مجانین بیرون میدهند.
علامه جعفری، گفتار نیچه را در کتاب خود در مورد تفاوت زن و مرد در کلمه "عشق" اینگونه آورده است:
کلمه عشق در واقع دو معنای متفاوت برای مرد و زن دارد، عشق زن نه تنها دل سپردگی است، ایثار کامل جان و تن است بی هیچ دریغ، بی هیچ چشمداشت به هر چیز دیگر. اما مرد اگر زنی را دوست دارد از آنچه خواهد همین عشق است، در نتیجه همان احساس را برای خود مسلم فرض نمیکند که از زن آن را میخواهد.(شرح و تفسیر نهجالبلاغه، از قول کتاب جنس دوم، ترجمه حسین مهری، ص۸۳)
۲. این امتیاز فوقالعادهای است که زن با هشیاری و اختیار کامل به مردی علاقهمند میشود، جان و حیات خود را در طبق اخلاص به آن مرد عرضه میکند. در صورتی که مرد هر اندازه که به یک زن عشق بورزد به آن مقام والا که حیات و جان خود را در طبق اخلاص به زن تقدیم میکند، نمیرسد. وقتی در برابر معشوق زانو میزند آنچه هنوز میخواهد تصرف کردن اوست.
۳. مرحوم جعفری درباره زنانی که خیال میکنند برای مقام پیدا کردن و با عظمت شدن باید شبیه مردان باشند، به آنان خطاب میکند و میگوید:
شما ای زنها! به جای آنکه با نشان دادن هویت با عظمت خود، هر دو صنف زن و مرد را از اصالت و برتری زنان در گرداندن گردونه حیات که عالیترین جلوهگاه خداوندی است، باخبر سازید، به این نتیجه میرسید که ما هم باید چنگیز و نرون و تیمور لنگ و ابن ملجم داشته باشیم تا قهرمان بودن خود را در برابر مردان اثبات کنید.
شما زنها! یقین بدانید که این خود شما هستید که با هم صنف نمودن خود با مردان عظمت واقعی خود را از دست داده و به مردان نابخرد جرئت میدهید که شما را پست بدانند.
۴. زن و مرد دو موجود جسمانی مجزا از یکدیگر و در عین حال یک انسان کلی را تشکیل میدهند که در حقیقت انسانی، حقیقت واحدهاند و تنوع و تفاوت مربوط به ذات و شخصیت انسانی آن دو نیست، بلکه تفاوت در مختصات طبیعی دو صنف است که برای شرکت و تفاعل این دو در موضوع تولید مثل بروز میکند. این دو صنف به علت لذتجویی و تولید مثل در جاذبه یکدیگرند، اما زن در جاذبه مرد، غیر از زن به طور مستقل و مجزا از مرد است و همچنین مرد در جاذبه زن غیر از مرد به طور مستقل است و این چیزی است که اسلام بر آن اصرار میورزد.
همچنین میتوان گفتار حضرت علی علیهالسلام را در حدیث "خیار خصالالنسا شرار خصالالرجال" را بیانگر تفاوت دو جنس دانست.(یوسفیان، بهشت خانواده با زنان شایسته، ص۹۴)
🍀❤️ @filsofak
14-21.pdf
801.5 KB
مجله خانههایروشن۳۵
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۰۳
مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۳۰۳
مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند...
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آنچه ما را به نابودی می کشاند
کسانی هستند که برای انجام دادن
کاری که ذاتاً نادرست است،
صادقانه، متعهدانه وبا تمام وجود تلاش می کنند!
| #ادوارد_دمینگ |
🍀❤️ @filsofak
آنچه ما را به نابودی می کشاند
کسانی هستند که برای انجام دادن
کاری که ذاتاً نادرست است،
صادقانه، متعهدانه وبا تمام وجود تلاش می کنند!
| #ادوارد_دمینگ |
🍀❤️ @filsofak
اگر ما به آزادى بيان كسانى كه از آنها خوشمان نمى آيد اعتقاد نداشته باشيم، پس اصلا به آزادى بيان اعتقادى نداريم.
#نوام_چامسكى
🍀❤️ @filsofak
#نوام_چامسكى
🍀❤️ @filsofak
آدمها روزی معنی حرفهایشان را میفهمند
و متوجه رفتارهایشان خواهند شد که با کسی
از جنسِ خودشان مواجه شوند.
#ژوزه_ساراماگو
🍀❤️ @filsofak
و متوجه رفتارهایشان خواهند شد که با کسی
از جنسِ خودشان مواجه شوند.
#ژوزه_ساراماگو
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM