فلسفه اخلاق
7.4K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
Forwarded from همنشید (مصطفی سلیمانی)
عشق،
یعنی اینکه تو در مورد وضعیت دیگری طوری نگران باشی که انگار وضعیت خودت هست...!

👤میچ آلبوم
📗کتاب سه شنبه ها با موری
🎨عاشق دل نگران" اثر مانش
🍀❤️ @lovediverse
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔴 بیسوادی فضیلت نیست!

در راهروی هواپیما پیش می روم تا به صندلی ام برسم. جلوی من یک خانم عرب دنبال صندلی اش می گردد. مهماندار صندلی اش را به او نشان می دهد و می گوید: "اجلس!" به مهماندار هواپیما می گویم که ایشان خانم هستند و به جای اجلس باید.بگویید "اجلسی" و البته مؤدبانه اش این است که گفته شود "تفضّلی" (بفرمایید)، مهماندار با بی اعتنایی می گوید: "خوب! اجلسی!" که یعنی " چه فرقی می کند حالا؟!"؛ من با خودم فکر می کنم وقتی بیشترین مسافران خارجی پروازهای مشهد عرب هستند نباید این شرکت های هواپیمایی حداقل سی کلمه اولیه و ضروری را به مهمانداران شان بیاموزند؟!

روی صندلی ام که می نشینم مسافر بغلی ام از مهماندار دیگری می پرسد: "چرا اینقدر تأخیر داشت این پرواز؟" ، مهماندار جواب می دهد: "از مقصد تأخیر داشت" ، منظورش از "مقصد" همان "مبدأ" است! می فهمم که مشکل بلد نبودن زبان خارجی ها نیست، زبان رایج خودمان هم مهجور است!

از یک آژانس هواپیمایی بلیط می خرم، بلیط را برایم ایمیل می کنند، عنوان فارسی ایمیل غلط املایی دارد، از دو کلمه عنوان یکیش غلط است! متن بلیط به زبان انگلیسی است و در اولین نگاه من سه غلط املایی دارد! به صادر کننده بلیط تلفن می زنم و می گویم متن بلیط غلط دارد، می گوید " ما این متن را از روی متن فلان شرکت هواپیمایی ترکیه ای برداشته ایم" . می گویم: "سرکار خانم، مرجع درستی واژه های انگلیسی که شرکت های ترک نیستند، شما متن را در نرم افزار word هم که بزنید غلط ها را به شما نشان می دهد!" ، با عصبانیت پاسخ می دهد: " شما چه کار به غلط های متن بلیط دارید، اسم شما و تاریخ و ساعت پروازتان که درست است!"

دوستی دارم که مهندس مکانیک است و بسیار باهوش و دقیق اما هر وقت برایم پیامک میزد (با حروف فارسی) در هر پیامکش حداقل یک غلط املایی داشت! بررسی کردم دیدم دچار "خوانش پریشی" (dyslexia) است و خودش خبر ندارد! چطور می شود یک نفر تا مدرک کارشناسی پیش برود و "خوانش پریشی" اش کشف نشده باشد؟!

وقتی غلط گویی و غلط نویسی برایمان عادی شود طبیعی است که درجات خفیف و حتی متوسط خوانش پریشی را تشخیص ندهیم!
من هم ممکن است کلمات زیادی را غلط بنویسم ولی به غلط نویسی افتخار نمی کنم و وقتی کسی غلط هایم را تذکر دهد خوشحال می شوم که سوادم بیشتر شده است. همین امروز از صفحه آخر روزنامه همشهری یاد گرفتم که "خوار و بار" ترکیب غلطی است و "خواربار" درست است.

این که بی سوادی را عیب ندانیم و با لجاجت بر بی سوادی خود اصرار کنیم یک بیماری فرهنگی است.

بیایید علیه "فضیلت بی سوادی" ایستادگی کنیم، از گویندگان و نویسندگان "منبع" طلب کنیم و غلط های گفتاری و نوشتاری شان را تصحیح کنیم. بیایید "تن ندهیم" به هر چه "عادی" می شود.

✍🏻 #دکتر_محمد_رضا_سرگلزایی
🍀❤️ @filsofak
انسان سه چهارم "وجود" خود را
به تاوان اينكه شبيه ديگران باشد،
از دست مي‌دهد!

#آرتور_شوپنهاور
🍀❤️ @filsofak
👍1
رویای آبراموویچ برای ساخت ورزشگاه جدید یک میلیارد دلاری #چلسی متوقف شده؛ دلیل: ساخت ورزشگاه موجب می‌شود آفتاب به خانه یکی از همسایه‌ها نتابد.

تا این حد حقوق شهروندی براشون مهمه.👌
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍂 این سه اندیشه‌گر (شبستری، سروش، ملكیان)
✍️ #اردشیر_منصوری

🔅در آراء این سه اندیشمند نقاط اشتراكی وجود دارد و نقاط افتراقی. من آنها را بدین سان قابل دسته‌بندی می‌یابم:


🔅اشتراكات:

1- این سه متفكر در واپسین منزلگاه فكری از آبشخور روشن‌اندیشی مدرن بهره گرفته‌اند، خرد انتقادی خودبنیاد كانتی را می‌توان نقطه‌ی اتكاء آنها دانست؛ می‌توان آنها را روشنفكر دانست.

2- این هر سه در دین اندیشیده‌اند، دست‌كم قرائتی از آن را معنابخش و پاسخگوی نیازهای روحی انسان برای نیل به زندگی بهتر می‌دانند.

3- این سه، نگاهی انتقادی به قرائت‌های رسمی و سنتی از دین داشته‌اند.

🔅توضیح:

الف- دین رسمی را باید از دین سنتی منفك دانست. منظور از دین رسمی، قرائتی از دین است كه مستظهر به حاكمیت است و دین سنتی آن است كه متكی به عقل ِ پیشامدرن است. یعنی اگر چه در شرایط كنونی جامعه ما قرائت رسمی از دین بر خوانش سنتی از ان استوار است، اما چنین نیست كه هر كس كه خوانش سنتی از دین دارد، مستظهر به حمایت حكومتی باشد.

ب- نقد این سه تن به قرائت رسمی از دین از آن جهت است كه فضا را برای دین‌ورزی آزادانه و مؤمنانه مضیق می‌كند. و نقدشان بر قرائت سنتی از این باب است كه قرائت سنتی از دین حاوی پاره‌ای آموزه‌هاست كه با دركی كه انسان مدرن از چیزهایی مانند حقوق بشر و یا قوانین طبیعی دارد، ناسازگار است.

🔅و اما افتراقات:

1- ترمینولوژی: دكتر سروش تعبیر "روشنفكر دینی" را تعبیری واجد معنای محصل می‌داند و ای بسا بتوان گفت واضع آن یا نقش‌آفرین در نهادینه ساختن آن است. شبستری 3 به نظر می‌رسد سطح نظری خود را در واپسین منزل فراتر از "دین" برده است. او بیشتر روشنفكری موحد است تا دینی. و اما ملكیان، او این تعبیر را (روشنفكری دینی) اساساً فاقد معنای روشن می‌داند. از نظر او می‌توان دیندار روشن‌اندیش داشت و نه روشنفكر دینی. گویی او در این تعبیر بوی نوعی پارادوكس را استشمام می‌كند. پس سروش اصطلاح روشنفكری دینی را به كار می‌برد و تلاش می‌كند تا شعله‌ی آن به خاموشی نگراید، شبستری آن را به كار نمی برد و ملكیان آن را نقد می‌كند.

2- توجه به متن: سروش خوانش نوینی از متن (به‌طور خاص "قرآن") را وجهه‌ی همت خود قرار می‌دهد. سعی دارد با ارجاع به متن قرائتی سازگار با خرد مدرن از آن ارائه دهد، اگر چه او متن را منحصر در قرآن نمی‌كند، بلكه مثلاً مثنوی را نیز متنی مبتنی بر الهامات گرانسنگ و شایسته‌ی اعتنا می‌داند. پس اولاً تجربه‌ی دینی را، اگر چه با نگرشی كثرت‌گرایانه (پلورالیستیك)، دارای شأن ممتاز در تجربه‌ی ناب از زندگی معنادار می‌داند، ثانیاً توسل به متن را شرط لازم دینداری و ثالثاً خوانش مدرن از متن را شرط لازم خوانش صحیح و كارآمد از متن. امــا شبستری 3 با گذار از دینداری "تاریخی-متنی"، ارجاع به متن را اگر چه منتفی نمی‌كند، اما آن را فقط یكی از مدل‌های نگاه‌معنا‌محور از هستی می‌داند. از نظر او هر انسانی خود باید رابطه‌ی خود-با-خدا را تعریف كند و پس از گوش فرادادن به ندای هستی برین (خداوند) آن را به سبك خود بازتاب دهد. نباید محصول شنیدن سخن خداوند را منحصر در یك متن دانست كه در تاریخ خاصی صورت تحقق به خود گرفته و لاجرم واجد محدودیت‌های عصر خاص است. شخص مؤمن حسب نیاز می‌تواند به متن رجوع كند یا نه. شاید بتوان گفت آنچنانكه می‌توان شبستری 3 را از شبستری 2 جدا كرد، در سروش چنین تفكیك صریحی آسان نیست. شبستری 2 در مقام استخراج پیامی راستین و فراتاریخی از متن و گفتمان پیامبرانه است. (> نقدی بر قرائت رسمی از دین، مقاله: ویژگی‌های گفتمان پیامبر) او در این مرحله آشكارا پیام پیامبر را جاودانه می‌داند و لبّ آن را چهار چیز اعلام می‌كند: عقل‌گرایی، واقع‌گرایی، محبت و عدالت. اما شبستری 3 اساساً از دغدغه‌ی تفكیك لُبّ از قشر در می‌گذرد.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍃🍃آثار و نتایج فضیلت سادگی

🔻ارسطو، كه به اعتباري بنياني براي مكتب فضيلت‌گرايي پديد آورد، سادگي را فضيلت نمي‌دانست، اما پس از او رواقيان تأكيد بسيار بر آن داشتند، كه به نظر من دشوارترين فضيلت در مقام توصيف كردن است و به اعتباري شايد دشوارترين فضيلت در مقام تحقق بخشيدن باشد. اين فضيلت نيز، بدون پيچيدگيهايي كه در تعريفش آورده‌اند، به معني طبيعي بودن به تمام معنا و دوري كردن از هر تكلف و تصنع و ظاهرسازي است. قبلاً دربارة صداقت صحبت كرده بودم و گفته بودم صداقت يعني اينكه پنج ساحت باورها، احساسات و عواطف و هيجانات، خواسته‌ها، گفتار و كردار انسان كاملاً بر همديگر انطباق داشته باشند، اما سادگي از اين هم بالاتر مي‌رود؛ صداقت از انسان مي‌خواهد كه انواع بي‌صداقتيهاي حاصل از عدم انطباق ميان هر كدام از ساحتهاي پنج‌گانه‌اش را از خود دور كند، اما سادگي از انسان مي‌خواهد كه به صرافت طبعش عمل كند و طبيعي طبيعي باشد.

1️⃣ انسان ساده خود را نه مي‌ستايد و نه مي‌نكوهد، چون كسي كه ستايشگر يا نكوهشگر خود است از واقعيت خود فاصله گرفته است (البته اينجا فقط ستايش و نكوهش در حضور جمع منظور نيست بلكه ستايش و نكوهش نزد خود هم مدنظر است). رواقيان مي‌گفتند: «خودت را بپذير» و بنابراين ملامتي هم نبودند كه در حضور ديگران خود را نكوهش كنند، چون ملامتي‌گري هم در واقع نوعي خودستايي است، چراكه از واقعيت خود دور مي‌شود.

2️⃣انسان طبيعي هم بود دارد و هم نمود، اما نماياندن ندارد.هيچ موجودي نيست كه بود داشته باشد اما نمود نداشته باشد و برعكس؛ بنابراين، اگر كسي مدعي شد كه نمودي هست كه بود ندارد در واقع خود نمود را بود دانسته است. انسان ساده و طبيعي هم، مثل هر موجود ديگري، هم بود دارد و هم نمود، اما نماياندن ندارد. نمود از مقولة فعل نيست، اما نمايشگري مقوله‌اي اختياري است، يعني مثلاً انسان كاري را براي اين مي‌كند كه ديگران ببينند، در اينجا ديگر از سادگي درآمده و پيچيده شده است، يعني روي صحنه و پشت صحنه دارد.

3️⃣ انسان حسابگري را كنار مي‌گذارد. حسابگري با سادگي نمي‌سازد و مثلاً اگر در پاسخ به سوال كسي انسان مسائل بسيار را در ذهنش بررسي كند و چرتكه اندازد و حتي نهايتاً هم به اين برسد كه خوب است راستش، يعني عقيدة شخصي‌اش، را بگويد، در اين حالت او صادق بوده است اما ساده نبوده است. سادگي يعني به صرافت طبع عمل كردن در برابر متأملانه عمل كردن.

4️⃣انسان هيچ ادعايي دربارة خود نمي‌كند، چون اگر قرار باشد كه به مُرّ واقعيت عمل كند واقعيت اين است كه خود را نمي‌شناسد. مثلاً كسي كه تا حالا رشوه نگرفته است اگر بگويد: «من تا حالا رشوه نگرفته‌ام» سخن درستي گفته است، اما اگر بگويد: «من كسي نيستم كه رشوه بگيرد» ادعا كرده است، چون لازمة اين سخن اين است كه واقعيت كل زندگي‌اش را تا آينده در نظر گرفته باشد، كه ممكن نيست.حضرت عيسي مي‌گفت: «ادعا نكنيد، كه پدر من شما را به ادعاها مي‌آزمايد». همواره زندگي چيزي خلاف شناخت انسان از خودش به او نشان مي‌دهد.

5️⃣انسان نوعي سبك‌باري پيدا مي‌كند و براي خودش قيدوبند نمي‌گذارد. چرا بايد با خود قرار گذاشت كه مثلاً هيچ وقت بين‌الطلوعين خواب نباشيم؟اين هم نوعي فاصله گرفتن از واقعيت است. انسان بايد همواره به خودش به صورت فرايند بنگرد و سعي كند فرايند بودنش را حفظ كند.

6️⃣اينكه انسان در زندگي تا جاي ممكن بدون سرّ خواهد بود. هرچه انسان سرّ بيشتري درست كند پيچيده‌تر مي‌شود، مخصوصاً اينكه سرّ سرّي است و انسان براي اينكه بخواهد چيزي را سرّي نگه دارد مجبور مي‌شود چند چيز ديگر را هم سرّي نگه دارد و همين طور اين كار ادامه مي‌يابد و ديگر نمي‌فهمد چه چيز او سرّ است و چه چيزش عيان!

7️⃣انسان طبيعي به بود ديگران توجه نمي‌كند؛ هر كه خواهد گو بيا و هر كه خواهد گو برو؛ هر كس او را بدين وضعي كه هست پسنديد كه هيچ و هر كس نپسنديد به سلامت! چرا انسان بايد به دليل حضور ديگران خودش را دچار قبض و بسط كند. بنابراين، انسان بايد به زبان حال بگويد كه دل من پذيراي هر كسي است كه گفتار و رفتار (جنبه‌هاي بيروني) من را مي‌پسندد. در اين زندگي معصومانه و عريان، با تمام خوبيها و بديهايي كه دارد، به ديگران توجهي نمي‌شود و بنابراين، از نظر رواقيان، ممكن است كسي اول جنايتكار عالم باشد ولي معصوم باشد، يعني چنان نمايد كه هست. متأسفانه اين سادگي در فرهنگ ما به ساده‌لوحي تعبير مي‌شود و اساساً فرزندان خود را چنان بار مي‌آوريم كه اين سادگي را نداشته باشند و مثلاً از آنها مي‌خواهيم كه در حضور ميهمان رفتار ديگري داشته باشند.

🍎مصطفی ملکیان، روانشناسی اخلاق، جلسه 56.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلم به شدت می‌تواند حالتان را خوب کند و در زمانهایی که احساس پوچی می کنید کمکتان کند.
اشک شوق در چشمان تان حلقه خواهد زد پس برای دیگران که دوستشان دارید نیز ارسال نمایید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مسئله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری.

اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند. آن کسانی که می‌خواهند کار خود را در فضای بدون گفت‌وگو پیش ببرند وقتی با توده‌های وسیعتر مردم سر و کار دارند، کار خود را با فریبکاری پیش می‌برند چراکه معمولا توده‌های وسیع مردم آن علم کافی، تجربه و قدرت تفکر و فهم عمیق را برای آنکه فریب نخورند، ندارند. بنابراین توده‌های وسیعی از مردم را در آن فضای فاقد گفت‌وگو می‌توان به آن سمتی که می‌خواهند، بکشند. اما بخش دیگری از مردم هستند که متفکرتر و مجرب‌تر از آنند که بتوان فریب‌شان داد، که آن‌ها را با خشونت از راه بیرون می‌کنیم.

تنها چیزی که ما را از این فریب‌خوردگی عموم مردم و خشونت‌دیدگی خواص مردم نجات می‌دهد، باز شدن باب گفت‌وگو است. با باز شدن این باب هم استعداد فریب‌خوردگی عوام کم می‌شود و هم دیگر نمی‌توان با خواص به خشونت برخورد کرد. گفت‌وگو، عوام را به سوی خواص شدن می‌برد و تعداد خواص را هم افزایش می‌دهد و دیگر نمی‌توان با آن‌ها خشونت کرد.

در یک جامعه‌ای که هزار نفر خواص باشند می‌توان با آنها برخورد کرد اما وقتی تعداد خواص مثلا از ۲، ۳ هزار نفر گذشتند، برّایی تیغ خشونت کاهش پیدا می‌کند.

بن‌مایه:
مصطفی ملکیان
سخنرانی در یکصدوهفتمین نشست تخصصی ماهانه ی بنیاد باران
با موضوع «گفت‌وگو ضرورت فرهنگی»
🍀❤️ @filsofak
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:

✴️ دیدگاه آیت‌الله محقق داماد درباره ربط «گناه» و خسارات زلزله

▪️استاد سیدمصطفی محقق داماد در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد:

🔸 من در ژاپن در کنفرانسی بودم، زلزله آمد، تمام تابلوها از دیوارها افتاد، اما یک ترک بر ساختمان نیفتاد. حتی کسی از جایش حرکت نکرد و گفتند بحث را ادامه دهید، طوری نمی‌شود. علت آن است که اولاً عالمان و آرشیتکت‌ها و مهندسین سازه‌شان فکر کرده‌اند که چه کنیم که ساختمان‌ها با چند ریشتر خراب نشود. ثانیاً دستورالعمل‌هایی را برای نحوه ساخت‌وساز به شهرداری ابلاغ کرده‌اند. ثالثاً برای ساختمان‌ها ناظر گذاشته‌اند. رابعاً عملیات ساخت‌وساز از اول تا آخر زیرنظر ناظر باید باشد و در آخر هم پایان کار امضا می‌شود. این کارها را انجام داده‌اند و عمل شده است.

🔸این چند روز به این فکر می‌کردم که چرا این کارها در ایران عملیاتی نمی‌شود؟ متوجه شدم که ما مصوبه قانونی داریم و به شهرداری ابلاغ شده و شهرداری نیز به مهندسین‌ناظر ابلاغ کرده است، اما بعضی مهندسین‌ناظر یک حقی می‌گیرند و یک بار هم بر سر ساختمان‌ها نمی‌روند. بنابراین شاهدید که گناه باعث خرابی ساختمان‌ها می‌شود، اما این جور گناه. نه گناهانی که آقایان بر می‌شمارند، بلکه گناهانی مثل گناه عدم انجام وظیفه، گناه خوردن مال حرام؛ مال حرامی که مهندس می‌گیرد و سر کار حاضر نمی‌شود یا رشوه‌ای که می‌گیرد و برگه را امضا می‌کند. گناه بدتر از آن مربوط به خود مردمی است که به مسئول می‌گویند از من رشوه بگیر تا بتوانم خانه‌ای بسازم که بر سرم خراب شود. چه گناهی بالاتر از این؟

🔸گناهکار آن دستگاهی است که باید ناظر را محاکمه کند و نمی‌کند. بازپرسی که ناظر را احضار نکرد، گناهکار است... بنده از دادستان کل کشور خواهش می‌کنم فرمان بدهد، تمام ناظرینی که در آن منطقه [کرمانشاه] زیر برگه پایان‌کار آن ساختمان‌ها را امضا کردند، اعم از ساختمان‌های شخصی و ساختمان‌های عمومی مثل بیمارستان‌ها و مدارس و... احضار شوند و از آنها پرسیده شود که چرا پایان کارها را امضا کردند و کنترل نکردند. همه باید بازخواست شوند. بازخواست بکند و اگر نکند این گناهکار است و گناه او باعث این بدبختی‌ها می‌شود.

🔸بنابراین به نظر من روایات کاملاً درست است و اشتباه نکرده‌اند. فساد اداری و گناهکاری باعث زلزله شده است. گناه رشوه باعث این قضیه شده است. گناه جهل مردم را هم باید در نظر گرفت. چه گناهی از جهل بالاتر است؟ گناه آن برج‌سازی که برای استفاده کلان‌تر بیش از حد معمول ساختمانی می‌سازد که بر اثر زلزله ویران می‌شود و مردم کشته می‌شوند.
🍀❤️ @filsofak
#سخن

۹ چیزی که مانع ۹ چیز دیگر است!
🍀❤️ @filsofak
حقیقتی تلخ در مورد سیستم آموزشی...
🍀❤️ @filsofak
EyOmideDeleMan
Banan
🎵تصنیف شنیدنی "ای امید دل من" با صدای جانبخش استاد بنان

#موسیقی
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (Admin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#روانشناسی

ویدئو سمت چپ و راست رو با هم مقایسه کنید.

80% همه چی به خانواده برمی‌گرده
از بچگی درست آموزش بدیم!
🍀❤️ @bright_houses
📝 کانال فلسفه اخلاق:

در کلاس دوم قوانین کلاس را آویزان کرده بودند. تنها قانونی که الان به یاد می‌آورم واقعاً می‌تواند قانونی خوب برای کل زندگی باشد: «همگان باید امنیت را حس کنند.» امنیت برای این‌که خودشان باشند، امنیت فیزیکی، امنیت برای گفتن آن‌چه می‌اندیشند؛ در کل امنیت داشته باشند. این بهترین قانونی است که می‌توانم تصور کنم.

نام من ریچل کوری است | نمایشنامه‌ای برگرفته از خاطرات ریچل کوری | ویراسته‌ی الن ریکمن و کترین واینر | ترجمه‌ی حسین درخشان.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❇️ امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) را در کشور شیعیانش چگونه شناسانده‌ایم که وقتی عهدنامهٔ او به مالک اشتر را می‌خوانند این‌گونه قضاوت می‌کنند ...

#تلنگر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

دیگر خیلی وقت است که مسواک زدن را به چشم عملی نمایشی نگاه می کنم. مسواک، دندان ها را سفید می کند اما قادر به پاک کردن هیچ گرفتگی‌ای نیست. بعد از شستن مسواک و لبخند زدن رو به آینه حس می‌کنی همه چیز روبراه است اما کافی‌ست نگاهی به شیار پنهان لای دندان‌ها بیندازی و فاجعه را از نزدیک ببینی.
وقتی چیزی لای دندان هایم گیر کرده، وقتی اعصابم از این گیر کردگیِ لعنتی خرد شده، هیچ وقت سراغ مسواک نمی روم. مسواک شبیه آن دسته آدم هایی ست که در مواقع گرفتاری و دلواپسی فقط می توانند پیشنهاد بدهند: «بهش فکر نکن!» و هیچ وقت نمی توانند در جهان واقعی گره‌ای را باز کنند و کوچه بن بستی را تبدیل به شاهراه کنند. در زمانِ گرفتاری‌های دندانی، مستقیم می روم سراغ قهرمان زندگی ام؛‌نخ دندان. نخ دندان کارش را بلد است. حرفِ بی خود نمی زند، ژاژ نمی‌خاید و بدون فوت وقت راهی شکاف تنگ می شود، خودش را به مخمصه می فرستد، بیگانه را پیدا می کند، سفت یقه اش را می چسبد، آن را به دام می اندازد و با خود بیرون می کشد. نخ دندان هیچ وقت دست خالی بر نمی گردد. اگر دست خالی برگشت، یعنی اوضاع خراب است.
همه آدم ها در زندگی به یک نخ دندانِ زنده نیاز دارند. کسی که اهل عمل باشد و نخواهد مشکلات سخت و حساس را با دعا و فرستادن انرژی مثبت حل کند. کسی که بدون نگرانی بزند به عمق حادثه، گاهی لثه را خونی کند اما موفق بیرون بیاید. کسی که در زمان برخوردن به مشکلات بگوید: «حلش می کنم» و حلش کند.
نخ دندان‌های زندگی کسانی هستند که می شود بهشان تکیه کرد. می‌شود بهشان امید بست. می شود مطمئن بود که آنها دوباره شرایط را به حالت طبیعی بر خواهند گرداند. نخ دندان ها اهل ادا و تظاهر نیستند. کسی برایشان در تلویزیون و مجلات تبلیغ نمی‌کند. نه مثل مسواک رنگارنگ اند ونه خوش تراش. نخ دندان‌ها نجات دهندگان از یاد رفته ای هستند که هیچکس ازشان امضا و عکس یادگاری نمی خواهد. آنها قهرمان های واقعی زندگی هستند و در دنیای مسواک های پر سر و صدای بی فایده، چه سخت است نخ دندان بودن.

#آنالی_اکبری
🍀❤️ @filsofak
‎فریادهای زده نشده، یواش یواش، چین و‌ چروک‌های روی صورت می‌شوند

#ساموئل_بکت
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from همنشید (مصطفی سلیمانی)
پروردگار به شما فرمان می دهد که امانات را به صاحبان آن باز گردانید...(سوره نسا، آیه ۵۲)

قلبم را به من باز گردان!
🍀❤️ @lovediverse
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔰 یکی از خوبی‌های منحصر به‌فرد کشور ما این است که همیشه چیزی هست که مدتی با آن مشغول باشیم و زندگی‌مان دچار یکنواختی‌های کسالت‌بار نشود. باور کنید این سرگرمی‌ها در کشورهای دیگر نیست. نهایتش این است که مثل چیز (رُبات) کار می‌کنند تا آخر هفته مثلا بتوانند یک بار یا کازینو بروند و تمام. ولی ما هر روز سرگرمی‌های تازه داریم. یکی از سرگرمی‌های این‌روزها که البته بیشتر در سطوح قدرت جریان دارد و به‌خاطر تقارنش با حادثه‌ی دلخراش سانچی، عموم مردم را خیلی سرگرم نکرد؛ دعوا بر سر این بود که آیا امامان معصوم امکان نقد دارند یا نه؟ قطعاً این سوالی نیست که بتوان به سادگی پاسخِ آری یا نه داد. هم تسلطِ تاریخیِ فراوانی می‌خواهد، و هم آگاهی از منابع حدیثی و مبانی الاهیاتی و حتی مواضع انسان‌شناختی؛ و سپس اتخاذِ یک موضعِ معقول که با هر چهار دانش سازگاری داشته باشد. بنده صلاحیت هیچکدام را ندارم. اما به‌عنوان یک فرد #عامی وقتی دیدم یکی از بزرگان گفته‌اند "فقط دشمنانِ امامان شیعه که مقام ایشان را نمی‌دانستند بر سخنان آنها خرده می‌گرفتند" به یاد خیلی از احادیث در منابع معتبر شیعی افتادم که که خلاف حرف ایشان است، و صدالبته نشانی بر انسانیت و بزرگواری و میزانِ پذیرش امامان معصوم که چقدر تواضع و بندگی و آزادگی داشته‌اند که نه تنها ادعای خدایی نمی‌کرده‌اند؛ بلکه با تواضع و فروتنی به سخنان دیگران گوش می‌دادند، بحث می‌کردند، روی اشکال‌ها فکر می‌کردند و آخر سر هم همانند علی (ع) رو به مردم ساده ی کوچه و بازار می‌ایستادند و می‌گفتند: "با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مى گويند حرف نزنيد، و چنانكه از آدم‌هاى خشمگين كناره مى‌گيرند دورى نجوييد، و با ظاهرسازى با من رفتار نكنيد، و گمان مبريد اگر حقّى به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد، يا در پى بزرگ نشان دادن خويشم؛ زيرا كسى كه شنيدنِ حق، يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود. پس، از گفتن حق، يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمى‌دانم" (نهج‌البلاغه، خطبه 216)

🔰 چنانکه گفتم از این دست موارد در منابع معتبر شیعی خیلی زیاد است. تنها به یک نمونه‌اش اشاره می‌کنم.
🔶 در میان یاران اهل بیت پیامبر شاید کمتر کسی به اندازه زراره عظمت علمی و نزدیکی به آنها را داشته باشد. زُرارَة بن اَعْیَن از اصحاب اجماع و صحابه خاص امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و از بزرگ‌ترین فقها و متکلمان شیعه بود. امام جعفر صادق(ع) او را از برترین اصحاب خود برشمرده و درباره او گفته‌است: «اگر زراره نبود، احادیث پدرم از میان می رفت.» و او را به بهشت بشارت داده و از جمله مخبتین، اوتاد الارض، السابقون السابقون و ... برشمرده است.
اما همین زراره در مکتبی تعلیم یافته که نقد را برمی‌تافتند، از این‌رو چنان احساس آزادی و امنیت می‌کند که در یک بحث دینی در مورد اینکه مردم دنیا چند دسته‌اند و کدامشان اهل بهشت و کدامشان جهنمی است، به بحث و مخالفت با رای امام باقر (ع) می‌پردازد؛ ‌تا آنجا که صدایشان چنان بالا می‌رود که افراد بیرون خانه هم آن را می‌شنیده‌اند، و ظاهراً زراره در آخر سر هم قانع نمی‌شود و نظر امام را قبول نمی‌کند: ... آواز امام باقر و صداى من بلند شد تا حدى كه هر كه در خانه بود مى‏شنيد ... سخن ميان من و آن حضرت به دراز كشيد (کتاب الكافي، جلد ۲ كتاب الإيمان و الكفر،‌‏ بَابُ أَصْنَافِ النَّاس).

🔰 از اینها بالاتر خود خداوند است که در وضعیتِ وحشتناک روز قیامت، #حق پرسش و پاسخ را از آدمی نمی‌ستاند و به او فرصت #گفتمان می‌دهد. انسان #سوال می‌کند، #ایراد وارد می کند، حتی #اعتراض می‌کند، و خداوند با حوصله جواب می‌دهد؛ آنهم نه با عصبانیت و بی احترامی، یا حتی طلبکاری. این را مقایسه کنید با ما انسان‌ها، که دیکتاتوری در خون خیلی‌هامان جاری است. کدام یک از ما اجازه‌ی #پرسش و #پاسخ را به همدیگر می دهیم؟ آن‌هم در وضعیتی برابر و محترمانه.
آیات زیادی در قرآن #گفتمان و #مکالمه‌ی خدا با بشر را در روز قیامت نقل می‌کند. یکی‌اش را در سوره‌ی طه ببینید:

قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا ﴿۱۲۵﴾
(انسان) مى‏ گويد پروردگارا چرا مرا نابينا محشور كردى با آنكه بينا بودم؟

قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى ﴿۱۲۶﴾
(خدا) مى‏ گوید: همان طور كه نشانه‏ هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى، امروز همان گونه فراموش مى ‏شوى.

کتاب "مکتب در فرایند تکامل" به قلم سیدحسین مدرسی طباطبایی کتاب خوبی در این زمینه است، به شرطی که بنا به روحیه‌ی علمی، نقدهایش را هم بخوانید.

🖌 محسن زندی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

تأکید استاد شهید مطهری در چند کتاب و سخنرانی بر استقبال امیرالمؤمنین(ع) از انتقادهای مردم

🔹امیرالمؤمنین(ع) آمادگی خود را برای شنیدن هر نوع انتقادی و عرضه داشتن پیشنهادهای اصلاحی ذکر می‌کند و می‌گوید: با من به تعارف و رودربایستی و مجامله رفتار نکنید، هرچه به نظرتان می‌رسد بگویید.

🔸فرمود: وَ لا تُخالِطونی بِالْمُصانَعَةِ وَ لا تَظُنّوا بِیَ اسْتِثْقالاً فِی حَقٍّ قیلَ لی وَ لاَ الِْتماسَ اِعْظامٍ لِنَفْسی، فَاِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ اَنْ یُقالَ لَهُ اَوِ الْعَدْلَ اَنْ یُعْرَضَ عَلَیْهِ کانَ الْعَمَلُ بِهِما اَثْقَلَ عَلَیْهِ (نهج البلاغه، خطبه ۲۱۴). با من با تعارف و تملّق و رودربایستی رفتار نکنید. گمان نبرید که گوش من برای شنیدن انتقاد و عرضه شدن اینکه مقتضای حق این است که چنین و چنان باشی سنگین است.

🔹بدانید آن کس که شنیدن انتقاد و تذکرات و سخن حق بر گوشش ثقیل است، عمل بر طبق حق بر او سنگین‌تر خواهد بود. علامت اهل حق و اهل عدل این است که از تذکرات و انتقادات پروا ندارند.

📙استاد مطهری، حکمت‌ها و اندرزها، ج۱، ص۱۰۹

💢 تکمله:
استاد مطهری توبیخ امیرالمؤمنین(ع) در برابر تملق‌گویی و تشویق مردم به انتقاد از خود را در این مواضع نیز مورد تأکید قرار داده‌اند:

📕 سیری در نهج‌البلاغه (ص۱۳۱)
📗 نهضت‌های اسلامی (ص۱۰۴)
📘 آزادی معنوی (ص۲۱)
📙 پانزده گفتار (ص۹۲)
🍀❤️ @filsofak