فلسفه اخلاق
7.4K subscribers
2.42K photos
1.38K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/دین/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
بهترین روش برای خوب آغاز کردنِ یک روز، این است که: هنگام بیدار شدن، بیندیشیم که امروز چگونه می توانیم دست کم یک نفر را شاد کنیم.

فریدریش_نیچه
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک ویدیوی جالب درباره تفاوت ادیان و چرایی دین داری 🎞🎥📽

"تو به من میگویی که به خطا رفته ام اما من از تو میپرسم که اگر تو به خطا رفته باشی چه؟"

این ویدیو را نشر دهید
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

آدم یکبار که بیشتر عمر نمی کند.
یکبار هم بیشتر نمی میرد.
خوب پس مرگ یکبار شیون هم یکبار!
جای آنکه بی حرف و بی صدا
مثل خر زیر بار بترکیم،
بگذار در حالی که داریم برای
حق زندگیمان می جنگیم بمیریم!

#زاهاریا_استانکو
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

از خود گذشتگی بیشتر راه حل افرادی است که در آرزوی عشق سوزان هستند، اما چون توانائی عشق ورزی را از دست داده اند در فدا کردن زندگی خود عالی ترین درجه ی تجربه ی عشق را می بینند.
شخصیت انسان بیشتر محصول فرهنگ است. سلامت روان بستگی به این دارد كه جامعه تا چه اندازه نیازهای اساسی افراد جامعه را برآورده می كند، نه اینكه فرد تا چه حد خود را با جامعه سازگار می‌كند در نتیجه، سلامت روان بیش از آنكه امری فردی باشد مسأله‌ای اجتماعی است.
جامعه ناسالم در بین اعضای خود دشمنی بدگمانی و بی اعتمادی می‌آفریند و مانع از رشد كامل آن‌ها می‌گردد. در مقابل جامعه سالم به اعضای خود امكان می‌دهد به یكدیگر عشق بورزند، بارور، كارآمد و خلاق باشند و قوّه تعقل و عینیت خود را بارور و نیرومند سازند.

اریک فروم
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔍 «لِفت دادن»

✍️ وقتی می‌گوییم «این‌قدر لفتش نده»، یعنی این‌قدر معطل نکن و طول‌وتفصیلش نده! لفت‌ولعاب (دادن) هم به همان معناست. لفت‌ولیس (کردن) هم داریم؛ یعنی سورچرانی یا کسبِ درآمدهای ناچیز و نامشروع، که امروز کمتر کاربرد دارد.
◽️ یک «لفت دادنِ» دیگر هم تازگی ساخته‌ایم که در فضای مجازی به‌کار می‌رود و به‌معنای «ترک کردن» است. لفت left فعلِ ماضی از مصدرِ leave است. این‌یکی را از انگلیسی گرفته‌ایم و یک «دادن» هم به آن اضافه کرده‌ایم و در این معنای جدید به‌کارش می‌بریم، مانند «پی‌اِم دادن» (پی‌اِم مخففِ Private Message است) و «بلاک کردن» و «لایک کردن» و نظایر این‌ها که همگی دستاوردِ فضای مجازی‌اند.
◽️ این معنای جدید، در گفتار و نوشتارِ غیررسمی، جا افتاده است و اشکالی ندارد.
ـــ سید محمد بصام
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (Admin)
📝 کانال خانه‌های روشن:

🔔📃 هفت عادت مهرورزي و پيوند دهنده

1️⃣ گوش كردن
2️⃣ حمايت كردن
3️⃣ تشويق نمودن
4️⃣ احترام گذاردن
5️⃣ اعتماد كردن
6️⃣ پذيرفتن فرد همانگونه كه هست
7️⃣ گفتگوى هميشگي بر سر اختلافات یا همان گفتگوی موثر( بدون غرغر، تحقير، گله و شكايت)

📚 كتاب؛ ازدواج بدون شكست
🖋 نويسنده: دكتر گلسر
🖋 مترجم: دكتر صاحبى
🍀❤️ @bright_houses
📝 کانال فلسفه اخلاق:

با سلام خدمت همه شما عزیزان

🍃به تازگی با سایتی آشنا شدم به نام www.futureme.org

شما می‌تونید به این سایت مراجعه کنید و برای آینده خودتون نامه‌ای بنویسید و در سایت مشخص کنید که چه زمانی این نامه رو براتون بفرسته (بازه زمانی مد نظر خودتون). مثلا نامه‌ای می‌نویسید و مشخص می‌کنید که ۵ سال آینده یعنی در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۰۷ نامه خودتون براتون به ایمیلتون فرستاده بشه...

همیشه می‌گیم اگه می‌شد و به چند سال پیش برمی‌گشتم، یه سری کارها رو نمی‌کردم یا مثلا برای خودم هدفی می‌ذاشتم و تا الان بهش رسیده بودم... الان وقتشه الان با کمک این سایت می‌تونیم برای چندسال آینده خودمون هدفی رو تعریف کنیم و به خودمون بگیم که می‌خوام توی ۵ سال آینده برسم به پله اول... و براش برنامه بریزیم... الان وقتشه که برای "من" درونی خودمون نامه بنویسیم و به خودمون این فرصت رو بدیم تا تغییراتی رو که حس می‌کنیم لازمه در خودمون ایجاد کنیم...

تصور کنین که الان سال ۱۴۰۶ هستیم و شما دارید نامه ای که برای خودتون توی سال ۱۳۹۶ نوشتید رو می‌خونین... چه حسی داره؟ امتحان کنید تجربه شیرینی می‌تونه باشه...
و کمک می‌کنه بهمون که سعی کنیم زندگی بهتری بسازیم... برای خودمون و برای دیگران..
🍃زمان از ارزشمندترین دارایی‌های ماست... می‌توانیم زندگی بهتری بسازیم.
#مصطفی_سلیمانی

پیشنهاد ادمین.
(بفرستید به بهترین‌هایتان)
🍀❤️ @filsofak
Audio
محسن چاوشي با شعر حسين پناهی
🎈عمو زنجیر باف
#موسیقی
#شنیدنی
🍀❤️ @filsofak
«مجسمه آشغال»
اثر تیم نوبل و سو وبستر۱۹۹۷
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

مهربانی نوری است که دیوارهای بین جان آدمی، خانواده‌ها و ملت‌ها را از میان برمی‌دارد.

پارماهانسا یوگاناندا
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

من فکر می ‌کنم آن چه موجب رنجش آدم ها از یکدیگر می‌شود،
این است که:
غالبا ما آدم‌ ها توقع داریم طرف مقابلمان،
به تمام وقایع دنیا از زاویه ‌ی دید ما نگاه کند!
در صورتی که درون هر آدمی،
دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت‌ها،
روابط شکل مناسب ‌تری خواهند داشت...!

گونتر_گراس
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📖 #یک_دقیقه_مطالعه

صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک‌سوم اتوبوس پر شده بود.
بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش برقرار بود تا این‌که مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد.

بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند.
یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود.
اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکارش بود.

بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟

مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها، یک ساعت پیش در آن‌جا از دنیا رفت. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم؛ نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.

بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟
اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد، اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم.

✍🏻 #استفان_کاوی

☑️ قضاوت زودهنگام معمولا با اشتباه صورت می‌گیرد و باعث پشیمانی می‌شود؛ زیرا وقتی می‌خواهید به‌سرعت نتیجه‌گیری کنید، مغز شما نمی‌تواند تمام ابعاد مساله را تحلیل و بررسی نماید و دچار خطا خواهید شد...
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺مادری که برای دفاع از پسرش به وسط تشک کشتی آمد!
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

در زندگی، همیشه غمگین بودن،
از شاد بودن آسان تر است،
ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که
آسان ترین راه را انتخاب می کنند.
تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی،
هر کاری از دستت بر می آید،
انجام بده...

35 کیلو امیدواری
#آنا_گاوالدا
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from همنشید (مصطفی سلیمانی)
عشق،
یعنی اینکه تو در مورد وضعیت دیگری طوری نگران باشی که انگار وضعیت خودت هست...!

👤میچ آلبوم
📗کتاب سه شنبه ها با موری
🎨عاشق دل نگران" اثر مانش
🍀❤️ @lovediverse
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔴 بیسوادی فضیلت نیست!

در راهروی هواپیما پیش می روم تا به صندلی ام برسم. جلوی من یک خانم عرب دنبال صندلی اش می گردد. مهماندار صندلی اش را به او نشان می دهد و می گوید: "اجلس!" به مهماندار هواپیما می گویم که ایشان خانم هستند و به جای اجلس باید.بگویید "اجلسی" و البته مؤدبانه اش این است که گفته شود "تفضّلی" (بفرمایید)، مهماندار با بی اعتنایی می گوید: "خوب! اجلسی!" که یعنی " چه فرقی می کند حالا؟!"؛ من با خودم فکر می کنم وقتی بیشترین مسافران خارجی پروازهای مشهد عرب هستند نباید این شرکت های هواپیمایی حداقل سی کلمه اولیه و ضروری را به مهمانداران شان بیاموزند؟!

روی صندلی ام که می نشینم مسافر بغلی ام از مهماندار دیگری می پرسد: "چرا اینقدر تأخیر داشت این پرواز؟" ، مهماندار جواب می دهد: "از مقصد تأخیر داشت" ، منظورش از "مقصد" همان "مبدأ" است! می فهمم که مشکل بلد نبودن زبان خارجی ها نیست، زبان رایج خودمان هم مهجور است!

از یک آژانس هواپیمایی بلیط می خرم، بلیط را برایم ایمیل می کنند، عنوان فارسی ایمیل غلط املایی دارد، از دو کلمه عنوان یکیش غلط است! متن بلیط به زبان انگلیسی است و در اولین نگاه من سه غلط املایی دارد! به صادر کننده بلیط تلفن می زنم و می گویم متن بلیط غلط دارد، می گوید " ما این متن را از روی متن فلان شرکت هواپیمایی ترکیه ای برداشته ایم" . می گویم: "سرکار خانم، مرجع درستی واژه های انگلیسی که شرکت های ترک نیستند، شما متن را در نرم افزار word هم که بزنید غلط ها را به شما نشان می دهد!" ، با عصبانیت پاسخ می دهد: " شما چه کار به غلط های متن بلیط دارید، اسم شما و تاریخ و ساعت پروازتان که درست است!"

دوستی دارم که مهندس مکانیک است و بسیار باهوش و دقیق اما هر وقت برایم پیامک میزد (با حروف فارسی) در هر پیامکش حداقل یک غلط املایی داشت! بررسی کردم دیدم دچار "خوانش پریشی" (dyslexia) است و خودش خبر ندارد! چطور می شود یک نفر تا مدرک کارشناسی پیش برود و "خوانش پریشی" اش کشف نشده باشد؟!

وقتی غلط گویی و غلط نویسی برایمان عادی شود طبیعی است که درجات خفیف و حتی متوسط خوانش پریشی را تشخیص ندهیم!
من هم ممکن است کلمات زیادی را غلط بنویسم ولی به غلط نویسی افتخار نمی کنم و وقتی کسی غلط هایم را تذکر دهد خوشحال می شوم که سوادم بیشتر شده است. همین امروز از صفحه آخر روزنامه همشهری یاد گرفتم که "خوار و بار" ترکیب غلطی است و "خواربار" درست است.

این که بی سوادی را عیب ندانیم و با لجاجت بر بی سوادی خود اصرار کنیم یک بیماری فرهنگی است.

بیایید علیه "فضیلت بی سوادی" ایستادگی کنیم، از گویندگان و نویسندگان "منبع" طلب کنیم و غلط های گفتاری و نوشتاری شان را تصحیح کنیم. بیایید "تن ندهیم" به هر چه "عادی" می شود.

✍🏻 #دکتر_محمد_رضا_سرگلزایی
🍀❤️ @filsofak
انسان سه چهارم "وجود" خود را
به تاوان اينكه شبيه ديگران باشد،
از دست مي‌دهد!

#آرتور_شوپنهاور
🍀❤️ @filsofak
👍1
رویای آبراموویچ برای ساخت ورزشگاه جدید یک میلیارد دلاری #چلسی متوقف شده؛ دلیل: ساخت ورزشگاه موجب می‌شود آفتاب به خانه یکی از همسایه‌ها نتابد.

تا این حد حقوق شهروندی براشون مهمه.👌
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍂 این سه اندیشه‌گر (شبستری، سروش، ملكیان)
✍️ #اردشیر_منصوری

🔅در آراء این سه اندیشمند نقاط اشتراكی وجود دارد و نقاط افتراقی. من آنها را بدین سان قابل دسته‌بندی می‌یابم:


🔅اشتراكات:

1- این سه متفكر در واپسین منزلگاه فكری از آبشخور روشن‌اندیشی مدرن بهره گرفته‌اند، خرد انتقادی خودبنیاد كانتی را می‌توان نقطه‌ی اتكاء آنها دانست؛ می‌توان آنها را روشنفكر دانست.

2- این هر سه در دین اندیشیده‌اند، دست‌كم قرائتی از آن را معنابخش و پاسخگوی نیازهای روحی انسان برای نیل به زندگی بهتر می‌دانند.

3- این سه، نگاهی انتقادی به قرائت‌های رسمی و سنتی از دین داشته‌اند.

🔅توضیح:

الف- دین رسمی را باید از دین سنتی منفك دانست. منظور از دین رسمی، قرائتی از دین است كه مستظهر به حاكمیت است و دین سنتی آن است كه متكی به عقل ِ پیشامدرن است. یعنی اگر چه در شرایط كنونی جامعه ما قرائت رسمی از دین بر خوانش سنتی از ان استوار است، اما چنین نیست كه هر كس كه خوانش سنتی از دین دارد، مستظهر به حمایت حكومتی باشد.

ب- نقد این سه تن به قرائت رسمی از دین از آن جهت است كه فضا را برای دین‌ورزی آزادانه و مؤمنانه مضیق می‌كند. و نقدشان بر قرائت سنتی از این باب است كه قرائت سنتی از دین حاوی پاره‌ای آموزه‌هاست كه با دركی كه انسان مدرن از چیزهایی مانند حقوق بشر و یا قوانین طبیعی دارد، ناسازگار است.

🔅و اما افتراقات:

1- ترمینولوژی: دكتر سروش تعبیر "روشنفكر دینی" را تعبیری واجد معنای محصل می‌داند و ای بسا بتوان گفت واضع آن یا نقش‌آفرین در نهادینه ساختن آن است. شبستری 3 به نظر می‌رسد سطح نظری خود را در واپسین منزل فراتر از "دین" برده است. او بیشتر روشنفكری موحد است تا دینی. و اما ملكیان، او این تعبیر را (روشنفكری دینی) اساساً فاقد معنای روشن می‌داند. از نظر او می‌توان دیندار روشن‌اندیش داشت و نه روشنفكر دینی. گویی او در این تعبیر بوی نوعی پارادوكس را استشمام می‌كند. پس سروش اصطلاح روشنفكری دینی را به كار می‌برد و تلاش می‌كند تا شعله‌ی آن به خاموشی نگراید، شبستری آن را به كار نمی برد و ملكیان آن را نقد می‌كند.

2- توجه به متن: سروش خوانش نوینی از متن (به‌طور خاص "قرآن") را وجهه‌ی همت خود قرار می‌دهد. سعی دارد با ارجاع به متن قرائتی سازگار با خرد مدرن از آن ارائه دهد، اگر چه او متن را منحصر در قرآن نمی‌كند، بلكه مثلاً مثنوی را نیز متنی مبتنی بر الهامات گرانسنگ و شایسته‌ی اعتنا می‌داند. پس اولاً تجربه‌ی دینی را، اگر چه با نگرشی كثرت‌گرایانه (پلورالیستیك)، دارای شأن ممتاز در تجربه‌ی ناب از زندگی معنادار می‌داند، ثانیاً توسل به متن را شرط لازم دینداری و ثالثاً خوانش مدرن از متن را شرط لازم خوانش صحیح و كارآمد از متن. امــا شبستری 3 با گذار از دینداری "تاریخی-متنی"، ارجاع به متن را اگر چه منتفی نمی‌كند، اما آن را فقط یكی از مدل‌های نگاه‌معنا‌محور از هستی می‌داند. از نظر او هر انسانی خود باید رابطه‌ی خود-با-خدا را تعریف كند و پس از گوش فرادادن به ندای هستی برین (خداوند) آن را به سبك خود بازتاب دهد. نباید محصول شنیدن سخن خداوند را منحصر در یك متن دانست كه در تاریخ خاصی صورت تحقق به خود گرفته و لاجرم واجد محدودیت‌های عصر خاص است. شخص مؤمن حسب نیاز می‌تواند به متن رجوع كند یا نه. شاید بتوان گفت آنچنانكه می‌توان شبستری 3 را از شبستری 2 جدا كرد، در سروش چنین تفكیك صریحی آسان نیست. شبستری 2 در مقام استخراج پیامی راستین و فراتاریخی از متن و گفتمان پیامبرانه است. (> نقدی بر قرائت رسمی از دین، مقاله: ویژگی‌های گفتمان پیامبر) او در این مرحله آشكارا پیام پیامبر را جاودانه می‌داند و لبّ آن را چهار چیز اعلام می‌كند: عقل‌گرایی، واقع‌گرایی، محبت و عدالت. اما شبستری 3 اساساً از دغدغه‌ی تفكیك لُبّ از قشر در می‌گذرد.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍃🍃آثار و نتایج فضیلت سادگی

🔻ارسطو، كه به اعتباري بنياني براي مكتب فضيلت‌گرايي پديد آورد، سادگي را فضيلت نمي‌دانست، اما پس از او رواقيان تأكيد بسيار بر آن داشتند، كه به نظر من دشوارترين فضيلت در مقام توصيف كردن است و به اعتباري شايد دشوارترين فضيلت در مقام تحقق بخشيدن باشد. اين فضيلت نيز، بدون پيچيدگيهايي كه در تعريفش آورده‌اند، به معني طبيعي بودن به تمام معنا و دوري كردن از هر تكلف و تصنع و ظاهرسازي است. قبلاً دربارة صداقت صحبت كرده بودم و گفته بودم صداقت يعني اينكه پنج ساحت باورها، احساسات و عواطف و هيجانات، خواسته‌ها، گفتار و كردار انسان كاملاً بر همديگر انطباق داشته باشند، اما سادگي از اين هم بالاتر مي‌رود؛ صداقت از انسان مي‌خواهد كه انواع بي‌صداقتيهاي حاصل از عدم انطباق ميان هر كدام از ساحتهاي پنج‌گانه‌اش را از خود دور كند، اما سادگي از انسان مي‌خواهد كه به صرافت طبعش عمل كند و طبيعي طبيعي باشد.

1️⃣ انسان ساده خود را نه مي‌ستايد و نه مي‌نكوهد، چون كسي كه ستايشگر يا نكوهشگر خود است از واقعيت خود فاصله گرفته است (البته اينجا فقط ستايش و نكوهش در حضور جمع منظور نيست بلكه ستايش و نكوهش نزد خود هم مدنظر است). رواقيان مي‌گفتند: «خودت را بپذير» و بنابراين ملامتي هم نبودند كه در حضور ديگران خود را نكوهش كنند، چون ملامتي‌گري هم در واقع نوعي خودستايي است، چراكه از واقعيت خود دور مي‌شود.

2️⃣انسان طبيعي هم بود دارد و هم نمود، اما نماياندن ندارد.هيچ موجودي نيست كه بود داشته باشد اما نمود نداشته باشد و برعكس؛ بنابراين، اگر كسي مدعي شد كه نمودي هست كه بود ندارد در واقع خود نمود را بود دانسته است. انسان ساده و طبيعي هم، مثل هر موجود ديگري، هم بود دارد و هم نمود، اما نماياندن ندارد. نمود از مقولة فعل نيست، اما نمايشگري مقوله‌اي اختياري است، يعني مثلاً انسان كاري را براي اين مي‌كند كه ديگران ببينند، در اينجا ديگر از سادگي درآمده و پيچيده شده است، يعني روي صحنه و پشت صحنه دارد.

3️⃣ انسان حسابگري را كنار مي‌گذارد. حسابگري با سادگي نمي‌سازد و مثلاً اگر در پاسخ به سوال كسي انسان مسائل بسيار را در ذهنش بررسي كند و چرتكه اندازد و حتي نهايتاً هم به اين برسد كه خوب است راستش، يعني عقيدة شخصي‌اش، را بگويد، در اين حالت او صادق بوده است اما ساده نبوده است. سادگي يعني به صرافت طبع عمل كردن در برابر متأملانه عمل كردن.

4️⃣انسان هيچ ادعايي دربارة خود نمي‌كند، چون اگر قرار باشد كه به مُرّ واقعيت عمل كند واقعيت اين است كه خود را نمي‌شناسد. مثلاً كسي كه تا حالا رشوه نگرفته است اگر بگويد: «من تا حالا رشوه نگرفته‌ام» سخن درستي گفته است، اما اگر بگويد: «من كسي نيستم كه رشوه بگيرد» ادعا كرده است، چون لازمة اين سخن اين است كه واقعيت كل زندگي‌اش را تا آينده در نظر گرفته باشد، كه ممكن نيست.حضرت عيسي مي‌گفت: «ادعا نكنيد، كه پدر من شما را به ادعاها مي‌آزمايد». همواره زندگي چيزي خلاف شناخت انسان از خودش به او نشان مي‌دهد.

5️⃣انسان نوعي سبك‌باري پيدا مي‌كند و براي خودش قيدوبند نمي‌گذارد. چرا بايد با خود قرار گذاشت كه مثلاً هيچ وقت بين‌الطلوعين خواب نباشيم؟اين هم نوعي فاصله گرفتن از واقعيت است. انسان بايد همواره به خودش به صورت فرايند بنگرد و سعي كند فرايند بودنش را حفظ كند.

6️⃣اينكه انسان در زندگي تا جاي ممكن بدون سرّ خواهد بود. هرچه انسان سرّ بيشتري درست كند پيچيده‌تر مي‌شود، مخصوصاً اينكه سرّ سرّي است و انسان براي اينكه بخواهد چيزي را سرّي نگه دارد مجبور مي‌شود چند چيز ديگر را هم سرّي نگه دارد و همين طور اين كار ادامه مي‌يابد و ديگر نمي‌فهمد چه چيز او سرّ است و چه چيزش عيان!

7️⃣انسان طبيعي به بود ديگران توجه نمي‌كند؛ هر كه خواهد گو بيا و هر كه خواهد گو برو؛ هر كس او را بدين وضعي كه هست پسنديد كه هيچ و هر كس نپسنديد به سلامت! چرا انسان بايد به دليل حضور ديگران خودش را دچار قبض و بسط كند. بنابراين، انسان بايد به زبان حال بگويد كه دل من پذيراي هر كسي است كه گفتار و رفتار (جنبه‌هاي بيروني) من را مي‌پسندد. در اين زندگي معصومانه و عريان، با تمام خوبيها و بديهايي كه دارد، به ديگران توجهي نمي‌شود و بنابراين، از نظر رواقيان، ممكن است كسي اول جنايتكار عالم باشد ولي معصوم باشد، يعني چنان نمايد كه هست. متأسفانه اين سادگي در فرهنگ ما به ساده‌لوحي تعبير مي‌شود و اساساً فرزندان خود را چنان بار مي‌آوريم كه اين سادگي را نداشته باشند و مثلاً از آنها مي‌خواهيم كه در حضور ميهمان رفتار ديگري داشته باشند.

🍎مصطفی ملکیان، روانشناسی اخلاق، جلسه 56.
🍀❤️ @filsofak