📝 کانال فلسفه اخلاق:
نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده ی آنان می کند،برده ی نظراتشان و بدتر،برده ی آنچه وانمود می کنند به نظرشان می رسد.
#اروین_یالوم
#درمان_شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده ی آنان می کند،برده ی نظراتشان و بدتر،برده ی آنچه وانمود می کنند به نظرشان می رسد.
#اروین_یالوم
#درمان_شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
موردی که در قرآن به خاطر تقدیم و تأخیر مشکل به وجود میآید مشکل تطورات اندیشگی قرآن است. بعضی میگویند اصلاً در قرآن تطورات اندیشگی وجود ندارد و سخن خدا را از روز اول تا روز آخر یک سخن بوده. معلوم نیست در قرآن اول این اندیشه گفته شده بعد آن اندیشه، یا اول آن اندیشه گفته شده و بعد این اندیشه. با فرض اینکه این تطورات اندیشگی در قرآن وجود دارد ما نمیدانیم آخرین اندیشهی قرآن کدام مورد است. کتابهای یک متفکر را زمانبندی میکنند تا بفهمند این کتابها را کی نوشته تا آخرین کتاب را آرای او بدانند. اگر ترتیب این کتابها به هم بخورد شما نمیدانید آخرین رای شخص چه بوده است.
در بحث معاد
در قرآن تطورات اندیشگی وجود دارد. اگر چه کسانی معتقدند وجود ندارد. اما وجود دارد حتی در امور مهم. مثال میزنم: عربی نزد پیامبر آمد و استخوانی را با خودش آورده بود. به قدری این استخوان قدمت داشت که وقتی آن را فشار داد، پودر شد. عرب گفت چه کسی استخوانهای به این پودری را زنده میکند؟ قرآن میگوید خدا زندهاش میکند. انگار فرض را بر این گرفته که خود استخوانهاست. اما گفته نشده که تو نفس مجردی داری که وارد عالم برزخ میشود و بهشت و جهنم. اما چنین چیزی نگفته و گفته همین استخوان را خدا زنده میکند. به تعبیر دیگر انگار قرآن معاد را جسمانی دانسته و به نفس قائل نیست. در همین قرآن داریم که میگوید شما نفس دارید و این نفستان است که به عالم دیگر انتقال پیدا میکند. خوب اگر ما نفس داریم باید به آن عرب هم میگفتید بحث استخوان نیست. نظر نهایی قرآن کدام یک از اینهاست؟ بسته به این است که اول کدامشان نازل شده و بعد کدامش نازل شده، اما نمیدانیم کدام یک اول نازل شده است.
در احکام فقهی
مورد بعد، میزان شدت و حدت وجوب و حرمتهاست. شما راجع به مشروبات الکلی ببینید قرآن میگوید لاتقرب الصلوه و انتم سکاری. ای کسانی که مستید تا مستید به نماز نزدیک نشوید. این را خطلب به چه کسی گفته؟ خطاب به مسلمانان گفته که میتوانستند مست باشند اما نمیتوانستند نماز بخوانند. یک جا گفته یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ، گفته هم مشروبات الکلی و هم قمار منافعی دارد اما اثمهما اکثرهم من نفعهما اما گناه آن بیشتر از نفعش است. انگار اینجا شدیدتر از قبلی است. اما یک جای دیگر میگوید حرم علیکم بر شما فلان و فلان حرام شده و مشروبات الکلی. ما میگوییم روند نازل شدنش به این شکلی است که ما میگوییم. اما خود قرآن این را داد نمیزند. قرآن در سه جا این حرف را زده اما ما نمیدانیم ترتیبش چیست. بنابراین شدت و خفت ایجابها و تحریمها مشخص نیست.
ممکن است کسی بگوید اول خدا حرام کرد، بعد گفت منافعی هم دارد بعد گفته اشکالی ندارد بخورید اما وقتی مستید به نماز نایستید. نمونهاش را داشتیم. اول گفته شده که در ماه رمضان با همسرانتان به صورت کلی مقاربت جنسی نداشته باشید. اول حرام شد که در کل ماه رمضان زنان و شوهران با هم مقاربت جنسی داشته باشند. بعد قرآن گفت من خائنهی شما را میدانم، یعنی میدانم که به این حرف خیانت میکنید چون برایتان رعایتش سخت است. بعد گفت خَفَفَ الله عنکم. یعنی خدا به شما تخفیف داد و میتوانید شبها با هم مقاربت بکنید. فقهای ما میگویند قرآن از رقیق به غلیظ رفته، اما مستندی ندارند، چون قرآن به ترتیب نیست. کما اینکه اگر قرآن لفظی درش نبود نمیشد راجع به ماه رمضان و همبستری هم نظر داد. منتهی آنجا قرآن از یک لفظی استفاده کرد که میفهمیم قرآن اول غلیظ بود و بعد رقیق شده، چون قرآن میگوید فهمیدیم که به این حکم شبها خیانت میکنید و الان خدا به شما تخفیف داد. اینجا میفهمیم تحریم حکم اول است که به طور کلی در ماه رمضان نباید همبستری باشد.
✍ #مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
موردی که در قرآن به خاطر تقدیم و تأخیر مشکل به وجود میآید مشکل تطورات اندیشگی قرآن است. بعضی میگویند اصلاً در قرآن تطورات اندیشگی وجود ندارد و سخن خدا را از روز اول تا روز آخر یک سخن بوده. معلوم نیست در قرآن اول این اندیشه گفته شده بعد آن اندیشه، یا اول آن اندیشه گفته شده و بعد این اندیشه. با فرض اینکه این تطورات اندیشگی در قرآن وجود دارد ما نمیدانیم آخرین اندیشهی قرآن کدام مورد است. کتابهای یک متفکر را زمانبندی میکنند تا بفهمند این کتابها را کی نوشته تا آخرین کتاب را آرای او بدانند. اگر ترتیب این کتابها به هم بخورد شما نمیدانید آخرین رای شخص چه بوده است.
در بحث معاد
در قرآن تطورات اندیشگی وجود دارد. اگر چه کسانی معتقدند وجود ندارد. اما وجود دارد حتی در امور مهم. مثال میزنم: عربی نزد پیامبر آمد و استخوانی را با خودش آورده بود. به قدری این استخوان قدمت داشت که وقتی آن را فشار داد، پودر شد. عرب گفت چه کسی استخوانهای به این پودری را زنده میکند؟ قرآن میگوید خدا زندهاش میکند. انگار فرض را بر این گرفته که خود استخوانهاست. اما گفته نشده که تو نفس مجردی داری که وارد عالم برزخ میشود و بهشت و جهنم. اما چنین چیزی نگفته و گفته همین استخوان را خدا زنده میکند. به تعبیر دیگر انگار قرآن معاد را جسمانی دانسته و به نفس قائل نیست. در همین قرآن داریم که میگوید شما نفس دارید و این نفستان است که به عالم دیگر انتقال پیدا میکند. خوب اگر ما نفس داریم باید به آن عرب هم میگفتید بحث استخوان نیست. نظر نهایی قرآن کدام یک از اینهاست؟ بسته به این است که اول کدامشان نازل شده و بعد کدامش نازل شده، اما نمیدانیم کدام یک اول نازل شده است.
در احکام فقهی
مورد بعد، میزان شدت و حدت وجوب و حرمتهاست. شما راجع به مشروبات الکلی ببینید قرآن میگوید لاتقرب الصلوه و انتم سکاری. ای کسانی که مستید تا مستید به نماز نزدیک نشوید. این را خطلب به چه کسی گفته؟ خطاب به مسلمانان گفته که میتوانستند مست باشند اما نمیتوانستند نماز بخوانند. یک جا گفته یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ، گفته هم مشروبات الکلی و هم قمار منافعی دارد اما اثمهما اکثرهم من نفعهما اما گناه آن بیشتر از نفعش است. انگار اینجا شدیدتر از قبلی است. اما یک جای دیگر میگوید حرم علیکم بر شما فلان و فلان حرام شده و مشروبات الکلی. ما میگوییم روند نازل شدنش به این شکلی است که ما میگوییم. اما خود قرآن این را داد نمیزند. قرآن در سه جا این حرف را زده اما ما نمیدانیم ترتیبش چیست. بنابراین شدت و خفت ایجابها و تحریمها مشخص نیست.
ممکن است کسی بگوید اول خدا حرام کرد، بعد گفت منافعی هم دارد بعد گفته اشکالی ندارد بخورید اما وقتی مستید به نماز نایستید. نمونهاش را داشتیم. اول گفته شده که در ماه رمضان با همسرانتان به صورت کلی مقاربت جنسی نداشته باشید. اول حرام شد که در کل ماه رمضان زنان و شوهران با هم مقاربت جنسی داشته باشند. بعد قرآن گفت من خائنهی شما را میدانم، یعنی میدانم که به این حرف خیانت میکنید چون برایتان رعایتش سخت است. بعد گفت خَفَفَ الله عنکم. یعنی خدا به شما تخفیف داد و میتوانید شبها با هم مقاربت بکنید. فقهای ما میگویند قرآن از رقیق به غلیظ رفته، اما مستندی ندارند، چون قرآن به ترتیب نیست. کما اینکه اگر قرآن لفظی درش نبود نمیشد راجع به ماه رمضان و همبستری هم نظر داد. منتهی آنجا قرآن از یک لفظی استفاده کرد که میفهمیم قرآن اول غلیظ بود و بعد رقیق شده، چون قرآن میگوید فهمیدیم که به این حکم شبها خیانت میکنید و الان خدا به شما تخفیف داد. اینجا میفهمیم تحریم حکم اول است که به طور کلی در ماه رمضان نباید همبستری باشد.
✍ #مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔹 جلوتر از زمانهاش بود و برای همین هم هزینه داد
روایت مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی از دوست و همدرسش امام موسی صدر: بعضیها ممکن است افکار عمومی را رعایت کنند، ولی او آزاد فکر میکرد. آزاد عمل میکرد. ضربهاش را هم میخورد. تهمتهایی بهش میزدند...
در همه دورههای زندگیاش همینطور بود، نه اینکه وقتی لبنان رفت، اینطور بشود. همیشه فکرهای نو داشت و دنبالشان میکرد. عکسی از او نشان داده بودند به آیتالله خویی که «ببین این شاگرد نور چشمیات با زنهای بیحجاب نشست و برخاست دارد.» حالا آنجا لبنان بود و آنهم یک سخنرانی بود برای دانشجوها و جوانها. درباره مذهب بود اصلاً، در راه مذهب. ولی آدمها بعضی وقتها جلوتر از دماغشان را نمیتوانند ببینند. همه را با میزان خودشان میسنجند.
آقا موسی بابت اینها هزینه داد. چه وقتی ایران بود، چه بعدها در لبنان؛ بابت اینکه جلوتر از زمانه بود و بابت اینکه آزاد بود. بیباکی میکرد در مواجهه با افکار عامه. آدمی بود که حرفِ نو زیاد داشت و هر حرفِ نویی بحرانی با خودش دارد. چون معنی حرف نو این است که دیگران قبلاً آن را نگفتهاند. افکار عمومی آماده نیست برای آن. برای همین کارها و روشهای آقا موسی جلب توجه میکرد. مثلاً دانشگاه رفتنش. در قمِ سالهایی که با چیزهایی مثل گوجهفرنگی، چتر، قاشق یا رادیو با کراهت برخورد میشد، به حساب اینکه از فرنگ آمده، دانشگاه رفتن روحانی خوشایند نبود. نفس این عمل در قم تهمت میآورد. میگفتند: این فرد تجددطلب است، روشنفکر است، خلاصه مخالفت با روحانیت دارد. ولی آقا موسی این کار را کرد. رفت دانشگاه و اقتصاد خواند. خیلیها کلمه اقتصاد را هم نشنیده بودند هنوز...»
❤️🍀 @filsofak
🔹 جلوتر از زمانهاش بود و برای همین هم هزینه داد
روایت مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی از دوست و همدرسش امام موسی صدر: بعضیها ممکن است افکار عمومی را رعایت کنند، ولی او آزاد فکر میکرد. آزاد عمل میکرد. ضربهاش را هم میخورد. تهمتهایی بهش میزدند...
در همه دورههای زندگیاش همینطور بود، نه اینکه وقتی لبنان رفت، اینطور بشود. همیشه فکرهای نو داشت و دنبالشان میکرد. عکسی از او نشان داده بودند به آیتالله خویی که «ببین این شاگرد نور چشمیات با زنهای بیحجاب نشست و برخاست دارد.» حالا آنجا لبنان بود و آنهم یک سخنرانی بود برای دانشجوها و جوانها. درباره مذهب بود اصلاً، در راه مذهب. ولی آدمها بعضی وقتها جلوتر از دماغشان را نمیتوانند ببینند. همه را با میزان خودشان میسنجند.
آقا موسی بابت اینها هزینه داد. چه وقتی ایران بود، چه بعدها در لبنان؛ بابت اینکه جلوتر از زمانه بود و بابت اینکه آزاد بود. بیباکی میکرد در مواجهه با افکار عامه. آدمی بود که حرفِ نو زیاد داشت و هر حرفِ نویی بحرانی با خودش دارد. چون معنی حرف نو این است که دیگران قبلاً آن را نگفتهاند. افکار عمومی آماده نیست برای آن. برای همین کارها و روشهای آقا موسی جلب توجه میکرد. مثلاً دانشگاه رفتنش. در قمِ سالهایی که با چیزهایی مثل گوجهفرنگی، چتر، قاشق یا رادیو با کراهت برخورد میشد، به حساب اینکه از فرنگ آمده، دانشگاه رفتن روحانی خوشایند نبود. نفس این عمل در قم تهمت میآورد. میگفتند: این فرد تجددطلب است، روشنفکر است، خلاصه مخالفت با روحانیت دارد. ولی آقا موسی این کار را کرد. رفت دانشگاه و اقتصاد خواند. خیلیها کلمه اقتصاد را هم نشنیده بودند هنوز...»
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
📝 کانال فلسفه اخلاق: موردی که در قرآن به خاطر تقدیم و تأخیر مشکل به وجود میآید مشکل تطورات اندیشگی قرآن است. بعضی میگویند اصلاً در قرآن تطورات اندیشگی وجود ندارد و سخن خدا را از روز اول تا روز آخر یک سخن بوده. معلوم نیست در قرآن اول این اندیشه گفته شده…
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در قرآن تطور اندیشگی نیست، تطور بیانی است.
١.تعبیر”تطور اندیشگى” را در خصوص احکام عملى نباید به کار برد و یا دست کم، از نظر معنا و مطالب پیرامون آن، با حوزه اندیشه که به دنبال شناسائى واقعیت است، تفاوت بسیار دارد و باید جداگانه بررسى گردد. تطور احکام در دانش فقه، زیر عناوینى چون اجمال و تبیین، ناسخ و منسوخ و معاریض و توریه بررسى شده و نقش تقدم و تاخر تاریخى آنها هم تا حدود زیادى مورد توجه بوده است.
٢.تطور اندیشگى گاه به معناى وجود تغییر مطالب در آثار یک مولف است و گاهى به معناى تغییر آراى یک مولف در ضمن آثارش. اولى لزوما به معناى تغییر آراى مولف نیست و مى تواند دلائل مختلف داشته باشد، از جمله رعایت ذهنیت مخاطب و انتقال لایه به لایه مطالب در فرایند آموزش. مدعاى ما این است که اولى در قرآن مثل هر نص تاسیسى ( متن مادر) هست اما دومى تاکنون اثبات نشده است.
٣.مدعاى استاد ملکیان را بر معناى نخست مى توان حمل کرد و با آن همراه شد. یعنى چون در باب نفس، در قرآن بیان هاى مختلفى وجود دارد، پس دانستن سیر تاریخى نزول کمک مى کند (فقط به عنوان یک نشانه) که نظر حقیقى قرآن در باب نفس روشن گردد.[ توجه مى فرمایید که در این صورت حرف جدیدى نیست] اما بنابر فرض دوم، صرفا تفاوت عبارات در باب نفس کافى نیست، بلکه باید ثابت کنند که مطالب قرآن در مواضع مختلف با یکدیگر در تناقض است و نشان از تطور دیدگاه صاحب سخن دارد. در عبارت استاد ملکیان شاهدى بر اثبات این مدعا نیست.
۴.در خصوص مسئله نفس، عبارت ایشان مبهم و قابل مناقشه است، مى گویند که قرآن مى فرماید:” شما نفس دارید و این نفستان هست که با عالم دیگر انتقال پیدا مى کند”. بحث ایشان در باره حشر بدن در قیامت بود و نه انتقال به جهان دیگر! پس مى پرسیم کدام آیه است که دلالت دارد “تنها” نفس انسان است که در “قیامت” محشور مى شود؟![ توجه کنید که بدون دو قید تنها و قیامت، استدلال تمام نیست و در واقع هیچ چیزى اثبات نشده است] ادعاى ما این است که در باب جایگاه نفس و بدن در قیامت، در قرآن هیچ تطور محتوائى نیست. در قرآن کریم از آیات مکى تا پایان آیات مدنى، حشر انسان در قیامت با هر دو عنصر نفس و بدن بیان شده است، هر چند انتقال به عالم برزخ با روح صورت مى گیرد و در قیامت روح به بدن ملحق مى گردد.
حجت الاسلام محمدتقی سبحانی
❤️🍀 @filsofak
در قرآن تطور اندیشگی نیست، تطور بیانی است.
١.تعبیر”تطور اندیشگى” را در خصوص احکام عملى نباید به کار برد و یا دست کم، از نظر معنا و مطالب پیرامون آن، با حوزه اندیشه که به دنبال شناسائى واقعیت است، تفاوت بسیار دارد و باید جداگانه بررسى گردد. تطور احکام در دانش فقه، زیر عناوینى چون اجمال و تبیین، ناسخ و منسوخ و معاریض و توریه بررسى شده و نقش تقدم و تاخر تاریخى آنها هم تا حدود زیادى مورد توجه بوده است.
٢.تطور اندیشگى گاه به معناى وجود تغییر مطالب در آثار یک مولف است و گاهى به معناى تغییر آراى یک مولف در ضمن آثارش. اولى لزوما به معناى تغییر آراى مولف نیست و مى تواند دلائل مختلف داشته باشد، از جمله رعایت ذهنیت مخاطب و انتقال لایه به لایه مطالب در فرایند آموزش. مدعاى ما این است که اولى در قرآن مثل هر نص تاسیسى ( متن مادر) هست اما دومى تاکنون اثبات نشده است.
٣.مدعاى استاد ملکیان را بر معناى نخست مى توان حمل کرد و با آن همراه شد. یعنى چون در باب نفس، در قرآن بیان هاى مختلفى وجود دارد، پس دانستن سیر تاریخى نزول کمک مى کند (فقط به عنوان یک نشانه) که نظر حقیقى قرآن در باب نفس روشن گردد.[ توجه مى فرمایید که در این صورت حرف جدیدى نیست] اما بنابر فرض دوم، صرفا تفاوت عبارات در باب نفس کافى نیست، بلکه باید ثابت کنند که مطالب قرآن در مواضع مختلف با یکدیگر در تناقض است و نشان از تطور دیدگاه صاحب سخن دارد. در عبارت استاد ملکیان شاهدى بر اثبات این مدعا نیست.
۴.در خصوص مسئله نفس، عبارت ایشان مبهم و قابل مناقشه است، مى گویند که قرآن مى فرماید:” شما نفس دارید و این نفستان هست که با عالم دیگر انتقال پیدا مى کند”. بحث ایشان در باره حشر بدن در قیامت بود و نه انتقال به جهان دیگر! پس مى پرسیم کدام آیه است که دلالت دارد “تنها” نفس انسان است که در “قیامت” محشور مى شود؟![ توجه کنید که بدون دو قید تنها و قیامت، استدلال تمام نیست و در واقع هیچ چیزى اثبات نشده است] ادعاى ما این است که در باب جایگاه نفس و بدن در قیامت، در قرآن هیچ تطور محتوائى نیست. در قرآن کریم از آیات مکى تا پایان آیات مدنى، حشر انسان در قیامت با هر دو عنصر نفس و بدن بیان شده است، هر چند انتقال به عالم برزخ با روح صورت مى گیرد و در قیامت روح به بدن ملحق مى گردد.
حجت الاسلام محمدتقی سبحانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔵 زمین واقعیت ما فضیلت نمیرویاند
✅ اگر ده روز تلویزیون را تحمل کنید، سخنان مسئولان و سخنوران را گوش دهید، ادبیات قدیم و جدید ما را ورق بزنید خواهید دید آسمان رؤياهاي ما عمیقاً اخلاقی است. خواهید دید در جامعهی ما آرزوی اخلاق موج میزند و در این جامعه میل شدیدی به فضیلت و اخلاق وجود دارد.
✅✅ اما اگر به واقعیت اجتماعی سری بزنید و عمل همان مسئول و سازمان را بررسی کنید، میبینید وضعیتهای بیرونی ما چندان با آرزوهای اخلاقیمان همداستان نیستد. گویا متن زیست ما و موقعیّتهای اجتماعی و سیاسی و نیز کسب و کار ما برای نمایش فضیلت ساخته نشده است.
✅✅✅ بزرگترین خطر برای دین و اخلاق جامعهی ما این است که مردم به این نتیجه برسند که فضیلتها برای آسمانِ خواب و خیال است و در زمین باید گلیم خود را از آب کشید و از خیر فضیلتمندانه زیستن گذشت.
✍ مهراب صادقنیا
❤️🍀 @filsofak
🔵 زمین واقعیت ما فضیلت نمیرویاند
✅ اگر ده روز تلویزیون را تحمل کنید، سخنان مسئولان و سخنوران را گوش دهید، ادبیات قدیم و جدید ما را ورق بزنید خواهید دید آسمان رؤياهاي ما عمیقاً اخلاقی است. خواهید دید در جامعهی ما آرزوی اخلاق موج میزند و در این جامعه میل شدیدی به فضیلت و اخلاق وجود دارد.
✅✅ اما اگر به واقعیت اجتماعی سری بزنید و عمل همان مسئول و سازمان را بررسی کنید، میبینید وضعیتهای بیرونی ما چندان با آرزوهای اخلاقیمان همداستان نیستد. گویا متن زیست ما و موقعیّتهای اجتماعی و سیاسی و نیز کسب و کار ما برای نمایش فضیلت ساخته نشده است.
✅✅✅ بزرگترین خطر برای دین و اخلاق جامعهی ما این است که مردم به این نتیجه برسند که فضیلتها برای آسمانِ خواب و خیال است و در زمین باید گلیم خود را از آب کشید و از خیر فضیلتمندانه زیستن گذشت.
✍ مهراب صادقنیا
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥چطوری بچههامون رو به علم علاقهمند کنیم؟
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هفت راه برای کاهش حماقت!
1- جو گیر نشوید، هوشیار باشید و از اینکه در معرض نگاه دیگران باشید، اجتناب کنید.
2- هرآنچه که به فکرتان می رسد، را قبول نکنید؛ در واقع نسبت به آنچه که به ذهنتان می رسد شک داشته باشید.
3- منتظر ایده های عجیب و غریب نباشید. اگر شما به ایده هایی معتقدید که از منظر علمی توجیه ندارد و نتوانسته است که رفتارهای نادرست را تغییر دهد، آن را با تفکر انتقادی، دقیقاً مورد آزمایش قرار دهید.
4- گرفتار داستان و ماجراها نشوید. به آمار و اطلاعات بیشتر توجه کنید تا اینگونه داستان ها. آمار و اطلاعات باعث می شود تا فرایند تصمیم گیری غیر احساسی، هدفمند و قابل راهبرد باشد. داستان ها بر اساس تعصبات، اطلاعات ناقص، شایعات، عوام زدگی و خودشیفتگی ها شکل می گیرد. در مورد داستان هایی که با اعتقادات شما منطبق است بیشتر دقت کنید. همچنین به اطلاعاتی که با اعتقادات و یا انتظارات شما هم در تضاد است، توجه بیشتری داشته باشید.
5- تصور نکنید که هرآنچه که اتفاق می افتد خیلی واضح است. اگر شما تصور می کنید که "این دلیلی برای همه چیز است" باید در مورد ذهنتان چاره اندیشی کنید، فقط بچه ها ممکن است چنین باشند. عبارت دلیلی برای همه چیز کلیشه ای نادرست است.
6- موضوعات را بیش از اندازه ساده سازی نکنید (تا اندازه ای ساده کنید که برایتان قابل فهم باشد نه بیشتر) و به حافظه تان هم خیلی اتکا نکنید. البته زندگی پیچیده است و ما ناگزیریم که برای صرفه جویی در زمان و انرژی آن را ساده کنیم. برای این منظور به مهم ترین اطلاعات توجه داشته باشید. حافظه قابل اعتماد نیست و در اثر مرور زمان و به واسطه تغییر اعتقادات، انتظارات، سوالات تحریک کننده و مرگ سلول های مغزی ، دچار فراموشی می شود.
7- به فرایند فکری خود اعتماد نکنید. همانطور که برتراند راسل توصیه می کند : دلیل اینکه بنیادگرایی یکی از ریشه های مشکلات در جهان امروز می باشد آن است که احمقان به خودشان مغرور و غره اند در حالی که متفکران مملو از شک اند.
❤️🍀 @filsofak
هفت راه برای کاهش حماقت!
1- جو گیر نشوید، هوشیار باشید و از اینکه در معرض نگاه دیگران باشید، اجتناب کنید.
2- هرآنچه که به فکرتان می رسد، را قبول نکنید؛ در واقع نسبت به آنچه که به ذهنتان می رسد شک داشته باشید.
3- منتظر ایده های عجیب و غریب نباشید. اگر شما به ایده هایی معتقدید که از منظر علمی توجیه ندارد و نتوانسته است که رفتارهای نادرست را تغییر دهد، آن را با تفکر انتقادی، دقیقاً مورد آزمایش قرار دهید.
4- گرفتار داستان و ماجراها نشوید. به آمار و اطلاعات بیشتر توجه کنید تا اینگونه داستان ها. آمار و اطلاعات باعث می شود تا فرایند تصمیم گیری غیر احساسی، هدفمند و قابل راهبرد باشد. داستان ها بر اساس تعصبات، اطلاعات ناقص، شایعات، عوام زدگی و خودشیفتگی ها شکل می گیرد. در مورد داستان هایی که با اعتقادات شما منطبق است بیشتر دقت کنید. همچنین به اطلاعاتی که با اعتقادات و یا انتظارات شما هم در تضاد است، توجه بیشتری داشته باشید.
5- تصور نکنید که هرآنچه که اتفاق می افتد خیلی واضح است. اگر شما تصور می کنید که "این دلیلی برای همه چیز است" باید در مورد ذهنتان چاره اندیشی کنید، فقط بچه ها ممکن است چنین باشند. عبارت دلیلی برای همه چیز کلیشه ای نادرست است.
6- موضوعات را بیش از اندازه ساده سازی نکنید (تا اندازه ای ساده کنید که برایتان قابل فهم باشد نه بیشتر) و به حافظه تان هم خیلی اتکا نکنید. البته زندگی پیچیده است و ما ناگزیریم که برای صرفه جویی در زمان و انرژی آن را ساده کنیم. برای این منظور به مهم ترین اطلاعات توجه داشته باشید. حافظه قابل اعتماد نیست و در اثر مرور زمان و به واسطه تغییر اعتقادات، انتظارات، سوالات تحریک کننده و مرگ سلول های مغزی ، دچار فراموشی می شود.
7- به فرایند فکری خود اعتماد نکنید. همانطور که برتراند راسل توصیه می کند : دلیل اینکه بنیادگرایی یکی از ریشه های مشکلات در جهان امروز می باشد آن است که احمقان به خودشان مغرور و غره اند در حالی که متفکران مملو از شک اند.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✍️ما مهربان نیستیم، ما مهرطلب هستیم.
ما جلوی آدمها تعریفشان را می کنیم ولی پشت سرشان همه جور حرف می زنیم!
ما وقتی به کسی می رسیم برای اینکه خودمان را خوب جلوه بدهیم همه چیز را تحمل می کنیم اما حاضر نمی شیم درد و رنجِ ایستادن پای حق خودمان و آنچه را که درست است بپذیریم!
برای همین دروغ می گوییم، تعارف می کنیم، سازش می کنیم، پنهان می کنیم و غرق در فریب و تزویر و تظاهر و تعارف می شویم، تا به همه بگوییم خانمها أقایان من خوبم!
#فرهنگ_هلاكويي
❤️🍀 @filsofak
✍️ما مهربان نیستیم، ما مهرطلب هستیم.
ما جلوی آدمها تعریفشان را می کنیم ولی پشت سرشان همه جور حرف می زنیم!
ما وقتی به کسی می رسیم برای اینکه خودمان را خوب جلوه بدهیم همه چیز را تحمل می کنیم اما حاضر نمی شیم درد و رنجِ ایستادن پای حق خودمان و آنچه را که درست است بپذیریم!
برای همین دروغ می گوییم، تعارف می کنیم، سازش می کنیم، پنهان می کنیم و غرق در فریب و تزویر و تظاهر و تعارف می شویم، تا به همه بگوییم خانمها أقایان من خوبم!
#فرهنگ_هلاكويي
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from همنشید (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال عشق:
میتوان دریافت که زمان، بدون عشق وجود ندارد. زمان یعنی عشق به چیزهای کوچک، به رؤیاها و به امیال. اگر وقتِ کافی نداریم برای آن است که بهقدرِ کافی عشق در وجودمان نیست. وقت آنگاه تلف میشود که یکدیگر را دوست نداریم. گذشته زمانی فراموش میشود که چیزی برای گفتن به کسی نداشته باشیم. در حقیقت ما زندانیِ زمانی کاذبایم که پیش نمیرود. عشق به مرگ و میل به مرگ رازیست که ما چشمهایمان را به رویاش میبندیم تا بتوانیم بدون دیدن، نگاه کنیم و بیهیچ رؤیایی بخوابیم. اگر چشمهایمان را نمیبستیم، جز خلاء، جز سیاه، جز سفید و به جز اشکالی درهم شکسته و تکهپاره، چیز دیگری نمیدیدیم.
#ژولیا_کریستوا
#سارا_ایرانی
❤️🍀 @lovediverse
میتوان دریافت که زمان، بدون عشق وجود ندارد. زمان یعنی عشق به چیزهای کوچک، به رؤیاها و به امیال. اگر وقتِ کافی نداریم برای آن است که بهقدرِ کافی عشق در وجودمان نیست. وقت آنگاه تلف میشود که یکدیگر را دوست نداریم. گذشته زمانی فراموش میشود که چیزی برای گفتن به کسی نداشته باشیم. در حقیقت ما زندانیِ زمانی کاذبایم که پیش نمیرود. عشق به مرگ و میل به مرگ رازیست که ما چشمهایمان را به رویاش میبندیم تا بتوانیم بدون دیدن، نگاه کنیم و بیهیچ رؤیایی بخوابیم. اگر چشمهایمان را نمیبستیم، جز خلاء، جز سیاه، جز سفید و به جز اشکالی درهم شکسته و تکهپاره، چیز دیگری نمیدیدیم.
#ژولیا_کریستوا
#سارا_ایرانی
❤️🍀 @lovediverse
📝 کانال فلسفه اخلاق:
خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خوني نيست.
خشونت اضطرابي است که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد چاق تر باشد، زيباتر باشد، خوشحال تر باشد، سنگين تر باشد، خانه دار تر باشد، عاقل تر باشد...
خشونت آن چيزي است که زن نيست
و فکر ميکند بايد باشد! خشونت آن نقابي است که زن به صورتش ميزند تا خودش نباشد تا براي مرد کافي باشد...
#تهمينه_ميلانى
❤️🍀 @filsofak
خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خوني نيست.
خشونت اضطرابي است که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد چاق تر باشد، زيباتر باشد، خوشحال تر باشد، سنگين تر باشد، خانه دار تر باشد، عاقل تر باشد...
خشونت آن چيزي است که زن نيست
و فکر ميکند بايد باشد! خشونت آن نقابي است که زن به صورتش ميزند تا خودش نباشد تا براي مرد کافي باشد...
#تهمينه_ميلانى
❤️🍀 @filsofak
هیچ وقت متوقف نشو، حالا میخواد هرچقدر حرکتت آهسته باشه!
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از بهترین مصاحبه ها!
برتراند راسل: باید یاد بگیریم نظرات متفاوت یکدیگر را تحمل کنیم.
❤️🍀 @filsofak
برتراند راسل: باید یاد بگیریم نظرات متفاوت یکدیگر را تحمل کنیم.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
مگر فلسفه چه چیزی را از شما [ما] میخواهد؟ همواره چه چیزی را خواسته است جز نیکی و راستی؟ اما نه آن امر نیک و حقیقتی که از ازل تا ابد تغییر نمیکند و نه آنی که برای همهکس در همهی زمانها بهطور یکسان قابل توصیه باشد.
فلسفه مگر چه میخواهد جز اینکه دایماً مراقب خودمان باشیم: سفارش محبتآمیزی که اکنون به بیانِ هر روزهی صرفا تعارفآمیز و کلیشهای میان دوستان بدل گشته است.
فلسفه از ما میخواهد مراقب باشیم تا فریب نخوریم؛ چیزی که بهقول ویتگنشتاین سختترین کار است.
تنها اگر بتوانیم فریب نخوریم، این امکان برایمان گشوده میشود که بر نیکی و عشق واقعی دست یابیم و در هر زمانی چیزها را آنگونه که هستند ببینیم: بی هیچ آلایش دروغینی، بی هیچ بزک چشمنوازِ دلفریب و نقابداری.
فلسفه خواستار اصالت است و به همین خاطر همواره حس انزجار و تنفر کسانی را که برانگیخته است که طاقتِ دست کشیدن از وجه ظاهری و نمودِ سطحی پدیدارها را نداشتهاند:
کسانی که - چنان که سقراط میگفت - خوشامدگری را با نیکیپسندی اشتباه گرفته،
در دسیسهی فریبای امر لذتبخش گرفتار آمده،
و بهنحوی شتابان خود را افسونزدهی هر آن چیزی یافتهاند که آسان به چنگ میآید و زود هم از میان میرود.
❤️🍀 @filsofak
مگر فلسفه چه چیزی را از شما [ما] میخواهد؟ همواره چه چیزی را خواسته است جز نیکی و راستی؟ اما نه آن امر نیک و حقیقتی که از ازل تا ابد تغییر نمیکند و نه آنی که برای همهکس در همهی زمانها بهطور یکسان قابل توصیه باشد.
فلسفه مگر چه میخواهد جز اینکه دایماً مراقب خودمان باشیم: سفارش محبتآمیزی که اکنون به بیانِ هر روزهی صرفا تعارفآمیز و کلیشهای میان دوستان بدل گشته است.
فلسفه از ما میخواهد مراقب باشیم تا فریب نخوریم؛ چیزی که بهقول ویتگنشتاین سختترین کار است.
تنها اگر بتوانیم فریب نخوریم، این امکان برایمان گشوده میشود که بر نیکی و عشق واقعی دست یابیم و در هر زمانی چیزها را آنگونه که هستند ببینیم: بی هیچ آلایش دروغینی، بی هیچ بزک چشمنوازِ دلفریب و نقابداری.
فلسفه خواستار اصالت است و به همین خاطر همواره حس انزجار و تنفر کسانی را که برانگیخته است که طاقتِ دست کشیدن از وجه ظاهری و نمودِ سطحی پدیدارها را نداشتهاند:
کسانی که - چنان که سقراط میگفت - خوشامدگری را با نیکیپسندی اشتباه گرفته،
در دسیسهی فریبای امر لذتبخش گرفتار آمده،
و بهنحوی شتابان خود را افسونزدهی هر آن چیزی یافتهاند که آسان به چنگ میآید و زود هم از میان میرود.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
کدامیک را ترجیح میدهید: خوبیِ «خوش بودن» یا خوشیِ «خوب بودن»؟ (۱)
▪️اگر از کلام آلفرد نورث وایتهد مدد بگیریم، در نظریۀ ارزش(axiology) هدفْ کمک به انسانهاست برای زیستن، خوب زیستن، و بهتر زیستن.
▪️اولین هدف ما باید زیستن و زنده ماندن باشد(البته نه به هر قیمتی)، و اگر زنده بودیم طبعاً نمیخواهیم فقط زنده باشیم و تمام! بلکه میخواهیم خوب زندگی کنیم. این دومین نکتۀ مورد نظر وایتهد است. خودِ پدیدۀ خودکشی بهروشنی نشان میدهد که انسانها فقط به دنبال زنده ماندن نیستند بلکه در پی خوب زیستناند. ولی همانگونه که وایتهد میگوید، حتی خوب زیستن هم کافی نیست، زیرا ما میخواهیم بهتر زندگی کنیم. بهتر از چه؟ بهتر از آنچه اکنون داریم زندگی میکنیم. منظور از این "بهتر" هم کیفیت زندگی است. زیرا جنبۀ کمّی و مادی زندگی در خدمت جنبۀ کیفیِ آن است.
▪️نظریۀ ارزش، یعنی تحقیق فلسفی دربارۀ ارزشهایی غیر از ارزشهای اخلاقی، بخش نظریِ تلاش ماست برای رسیدن به اهدافی که وایتهد بهروشنی بیان کرده است. این هنر و علمِ به حداکثر رساندنِ خیر و خوبی و به حداقل رساندن شر و بدی است.
(برگرفته از کتاب Thinking Philosophically)
#وایتهد
#خوب_زیستن
❤️🍀 @filsofak
کدامیک را ترجیح میدهید: خوبیِ «خوش بودن» یا خوشیِ «خوب بودن»؟ (۱)
▪️اگر از کلام آلفرد نورث وایتهد مدد بگیریم، در نظریۀ ارزش(axiology) هدفْ کمک به انسانهاست برای زیستن، خوب زیستن، و بهتر زیستن.
▪️اولین هدف ما باید زیستن و زنده ماندن باشد(البته نه به هر قیمتی)، و اگر زنده بودیم طبعاً نمیخواهیم فقط زنده باشیم و تمام! بلکه میخواهیم خوب زندگی کنیم. این دومین نکتۀ مورد نظر وایتهد است. خودِ پدیدۀ خودکشی بهروشنی نشان میدهد که انسانها فقط به دنبال زنده ماندن نیستند بلکه در پی خوب زیستناند. ولی همانگونه که وایتهد میگوید، حتی خوب زیستن هم کافی نیست، زیرا ما میخواهیم بهتر زندگی کنیم. بهتر از چه؟ بهتر از آنچه اکنون داریم زندگی میکنیم. منظور از این "بهتر" هم کیفیت زندگی است. زیرا جنبۀ کمّی و مادی زندگی در خدمت جنبۀ کیفیِ آن است.
▪️نظریۀ ارزش، یعنی تحقیق فلسفی دربارۀ ارزشهایی غیر از ارزشهای اخلاقی، بخش نظریِ تلاش ماست برای رسیدن به اهدافی که وایتهد بهروشنی بیان کرده است. این هنر و علمِ به حداکثر رساندنِ خیر و خوبی و به حداقل رساندن شر و بدی است.
(برگرفته از کتاب Thinking Philosophically)
#وایتهد
#خوب_زیستن
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اولویت با کدام است: خوبی یا خوشی؟ (۲)
ارسطو معتقد بود رسیدن به نیکبختی بدون یاری بخت و اقبال، اگر ناممکن نباشد لااقل دشوار است. حتی اگر اموری مانند بخت بیرون از اختیار ما باشد، چیزهایی هست که در اختیار ماست. پس بیایید ببینیم از دست خود ما چه برمیآید.
جستوجوی شادکامی باید هوشمندانه باشد. به این معنا که باید بتوانیم میان خوبی و خوشی فرق بگذاریم. البته خوش بودن، به معنای لذت بردن، امر خوب و مطلوبی است. اما خودِ آن چیزی که حال ما را خوش میکند ممکن است خوب باشد یا نباشد. چرا که ممکن است هزینهٔ زیادی داشته باشد، یا اینکه پیامدهای ناخواسته و نامطلوبی داشته باشد.
هزینهٔ لذت پیشاپیش پرداخت میشود. باید هزینهاش را بپردازیم تا لذتی نصیب ما شود. این هزینه ممکن است پول باشد یا زمان یا انرژی یا روابط شخصی یا هر چیز کوچک و بزرگ دیگر. مثلا لذت حاصل از داشتن اتومبیلی نو ممکن است میلیونها تومان تمام شود، یا لذت تماشای منظرهٔ غروب هزینهاش چیزی بیش از صرف کمی وقت و انرژی نباشد.
پس هر لذتی، بلااستثنا، قیمت خودش را دارد. این بدبینی نیست واقعبینی است. همچنین هر لذتی پیامدهایی دارد. پیامدهای لذت بردن از یک چیز، آثاری است که از لذت بردن از آن حاصل میشود. آن آثار ممکن است مثبت(مانند احساس آرامش) یا منفی(مانند دلدرد) باشد.
مثلا اگر از خوردن یک بشقاب پُر از قارچ سرخشده لذت ببرید اما بعدا دلدرد بگیرید و به شما بگویند قارچها سمّی بوده، بعید است آن لذت را چیز خوبی بدانید هرچند لذتش لذتی واقعی بوده است.
همانگونه که بوئتیوس (همعصر آگوستین) گفته است «نمیتوان چیزی را خوب بدانیم حال آنکه برای دارندهاش زیان داشته باشد».
خلاصه آنکه، هر خوشی و لذتی هم هزینه و هم پیامدهایی دارد که وقتی داریم تصمیم میگیریم باید آنها را به حساب بیاوریم. ممکن است انجام دادن کاری آنقدر برای ما گران تمام شود که بعداً به این نتیجه برسیم که ارزشش را نداشت، یا هزینهاش چنان بالا باشد که ما را حسابی در بدهی فروببرد.
علاون بر این، ممکن است چیزی هزینهٔ چندانی نداشته باشد اما پیامدهایش سنگین و فاجعهبار باشد مانند بازی رولت روسی یا رابطهٔ جنسی محافظتنشده.
(برگرفته از کتاب Thinking Philosophically)
#خوبی #خوشی #لذت
❤️🍀 @filsofak
اولویت با کدام است: خوبی یا خوشی؟ (۲)
ارسطو معتقد بود رسیدن به نیکبختی بدون یاری بخت و اقبال، اگر ناممکن نباشد لااقل دشوار است. حتی اگر اموری مانند بخت بیرون از اختیار ما باشد، چیزهایی هست که در اختیار ماست. پس بیایید ببینیم از دست خود ما چه برمیآید.
جستوجوی شادکامی باید هوشمندانه باشد. به این معنا که باید بتوانیم میان خوبی و خوشی فرق بگذاریم. البته خوش بودن، به معنای لذت بردن، امر خوب و مطلوبی است. اما خودِ آن چیزی که حال ما را خوش میکند ممکن است خوب باشد یا نباشد. چرا که ممکن است هزینهٔ زیادی داشته باشد، یا اینکه پیامدهای ناخواسته و نامطلوبی داشته باشد.
هزینهٔ لذت پیشاپیش پرداخت میشود. باید هزینهاش را بپردازیم تا لذتی نصیب ما شود. این هزینه ممکن است پول باشد یا زمان یا انرژی یا روابط شخصی یا هر چیز کوچک و بزرگ دیگر. مثلا لذت حاصل از داشتن اتومبیلی نو ممکن است میلیونها تومان تمام شود، یا لذت تماشای منظرهٔ غروب هزینهاش چیزی بیش از صرف کمی وقت و انرژی نباشد.
پس هر لذتی، بلااستثنا، قیمت خودش را دارد. این بدبینی نیست واقعبینی است. همچنین هر لذتی پیامدهایی دارد. پیامدهای لذت بردن از یک چیز، آثاری است که از لذت بردن از آن حاصل میشود. آن آثار ممکن است مثبت(مانند احساس آرامش) یا منفی(مانند دلدرد) باشد.
مثلا اگر از خوردن یک بشقاب پُر از قارچ سرخشده لذت ببرید اما بعدا دلدرد بگیرید و به شما بگویند قارچها سمّی بوده، بعید است آن لذت را چیز خوبی بدانید هرچند لذتش لذتی واقعی بوده است.
همانگونه که بوئتیوس (همعصر آگوستین) گفته است «نمیتوان چیزی را خوب بدانیم حال آنکه برای دارندهاش زیان داشته باشد».
خلاصه آنکه، هر خوشی و لذتی هم هزینه و هم پیامدهایی دارد که وقتی داریم تصمیم میگیریم باید آنها را به حساب بیاوریم. ممکن است انجام دادن کاری آنقدر برای ما گران تمام شود که بعداً به این نتیجه برسیم که ارزشش را نداشت، یا هزینهاش چنان بالا باشد که ما را حسابی در بدهی فروببرد.
علاون بر این، ممکن است چیزی هزینهٔ چندانی نداشته باشد اما پیامدهایش سنگین و فاجعهبار باشد مانند بازی رولت روسی یا رابطهٔ جنسی محافظتنشده.
(برگرفته از کتاب Thinking Philosophically)
#خوبی #خوشی #لذت
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
#معرفی_کتاب ❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍂 معرفی کتاب «تسلی بخشی های فلسفه»
✍️ مجتبی اعتمادی نیا
🔅«تسلی بخشی های فلسفه» (Consolations of Philosophy) اثر الن دو باتن، فیلسوف معاصر سوئیسی، کتابی خوشخوان و دلنشین است که مطالعه آن، لحظات دلپذیری را برای شما رقم خواهد زد. برای مطالعه این اثر که شما را با جهانِ شش تن از فیلسوفان بزرگ تاریخ آشنا خواهد کرد، نیازمند هیچ گونه اطلاعات پیشینی در باب فلسفه نخواهید بود.
🔅در این کتاب:
🔺از «سقراط» میآموزیم که عدم محبوبیت را نادیده انگاریم.
🔺«سنکا» به ما کمک میکند تا بر احساس یأس و ناامیدی غلبه کنیم.
🔺«اپیکور» بیپولی ما را چاره میکند.
🔺«مونتنی» راهنمای مناسبی برای درمان ناکارآییهای ماست.
🔺عشاق دلشکسته میتوانند با خواندن آثار «شوپنهاور» تسلیخاطر یابند.
🔺و بالاخره کسانی که در زندگی با سختیهای زیادی روبرو هستند، با «نیچه» همذاتپنداری خواهند کرد.
🔅در بخشی از این کتاب از قول نیچه می خوانیم:
«لذت و رنج چنان به هم وابسته اند که اگر کسی قصد حداکثر بهره مندی از لذت را داشته باشد ناگزیر است بیش ترین مقدار ممکن از رنج را بچشد. انتخاب با شماست: یا کم ترین رنج ممکن و به عبارت دیگر، نداشتن درد و غم... یا بیش ترین رنج ممکن به عنوان تاوان خوشی ها و شادی های مفرط که تا امروز به ندرت کسی لذت آن را چشیده است! اگر راه اول را انتخاب می کنید؛ یعنی اگر می خواهید رنج های انسانی را کاهش دهید، بسیار خوب! باید همین طور توان شادمانی خود را هم کاهش دهید!»
🔅«تسلی بخشی های فلسفه»
(Consolations of Philosophy)
اثر الن دو باتن/ نشر ققنوس.
❤️🍀 @filsofak
🍂 معرفی کتاب «تسلی بخشی های فلسفه»
✍️ مجتبی اعتمادی نیا
🔅«تسلی بخشی های فلسفه» (Consolations of Philosophy) اثر الن دو باتن، فیلسوف معاصر سوئیسی، کتابی خوشخوان و دلنشین است که مطالعه آن، لحظات دلپذیری را برای شما رقم خواهد زد. برای مطالعه این اثر که شما را با جهانِ شش تن از فیلسوفان بزرگ تاریخ آشنا خواهد کرد، نیازمند هیچ گونه اطلاعات پیشینی در باب فلسفه نخواهید بود.
🔅در این کتاب:
🔺از «سقراط» میآموزیم که عدم محبوبیت را نادیده انگاریم.
🔺«سنکا» به ما کمک میکند تا بر احساس یأس و ناامیدی غلبه کنیم.
🔺«اپیکور» بیپولی ما را چاره میکند.
🔺«مونتنی» راهنمای مناسبی برای درمان ناکارآییهای ماست.
🔺عشاق دلشکسته میتوانند با خواندن آثار «شوپنهاور» تسلیخاطر یابند.
🔺و بالاخره کسانی که در زندگی با سختیهای زیادی روبرو هستند، با «نیچه» همذاتپنداری خواهند کرد.
🔅در بخشی از این کتاب از قول نیچه می خوانیم:
«لذت و رنج چنان به هم وابسته اند که اگر کسی قصد حداکثر بهره مندی از لذت را داشته باشد ناگزیر است بیش ترین مقدار ممکن از رنج را بچشد. انتخاب با شماست: یا کم ترین رنج ممکن و به عبارت دیگر، نداشتن درد و غم... یا بیش ترین رنج ممکن به عنوان تاوان خوشی ها و شادی های مفرط که تا امروز به ندرت کسی لذت آن را چشیده است! اگر راه اول را انتخاب می کنید؛ یعنی اگر می خواهید رنج های انسانی را کاهش دهید، بسیار خوب! باید همین طور توان شادمانی خود را هم کاهش دهید!»
🔅«تسلی بخشی های فلسفه»
(Consolations of Philosophy)
اثر الن دو باتن/ نشر ققنوس.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یودامونیا (eudaemonia) چیست؟
یودامونیا واژهای یونانی است به معنای خوب زیستن و شادکامی و داشتن حال خوب.
ما آدمیان همواره و در لحظه لحظۀ زندگیمان به دنبال اهدافی هستیم، و به دنبال هر هدفی که باشیم لابد چیز خوبی در آن هدف دیدهایم (وگرنه معنی ندارد وقت و انرژیمان را صرف دنبال کردن برخی اهداف غیرخوب کنیم).
به نظر ارسطو، آن چیز خوبی که در پس و پشت تمام اهداف متنوعی که ما انسانها دنبال میکنیم، نهفته است یک چیز واحد است، و آن «یودامونیا» است. برای این واژۀ یونانی معناها و معادلهای مختلفی ذکر شده است. قدیمیترین و آشناترین معادل آن برای ما واژۀ «سعادت» است. اما امروزه بیشتر آن را به شادکامی، نیکبختی، خوب زیستن، زندگی خوب و داشتن حال خوب و خوش ترجمه میکنند.
ارسطو معتقد بود که برای ما جستوجوی زندگی خوب امری اتفاقی یا انتخابی نیست، به این معنا که بتوان در پی آن نبود و دنبال چیز دیگری بود. این در سرشت ماست که در هر کاری هدف اصلی ما نیکبختی است، ولو اینکه در ظاهر در پی هدفی باشیم که نامش نیکبختی نباشد.
حال اگر معلوم شود که هدف نهایی ما «زندگی خوب» است، معیار مهمی خواهیم داشت که کارهایی را که در حال انجامشان هستیم یا قصد انجامش را داریم، به محک آن بزنیم: کاری که دارم انجام میدهم یا ممکن است در آینده انجام بدهم، چهقدر مرا به زندگی خوب نزدیک میکند؟
#ارسطو #نیکبختی #خوب_زیستن #زندگی_خوب
❤️🍀 @filsofak
یودامونیا (eudaemonia) چیست؟
یودامونیا واژهای یونانی است به معنای خوب زیستن و شادکامی و داشتن حال خوب.
ما آدمیان همواره و در لحظه لحظۀ زندگیمان به دنبال اهدافی هستیم، و به دنبال هر هدفی که باشیم لابد چیز خوبی در آن هدف دیدهایم (وگرنه معنی ندارد وقت و انرژیمان را صرف دنبال کردن برخی اهداف غیرخوب کنیم).
به نظر ارسطو، آن چیز خوبی که در پس و پشت تمام اهداف متنوعی که ما انسانها دنبال میکنیم، نهفته است یک چیز واحد است، و آن «یودامونیا» است. برای این واژۀ یونانی معناها و معادلهای مختلفی ذکر شده است. قدیمیترین و آشناترین معادل آن برای ما واژۀ «سعادت» است. اما امروزه بیشتر آن را به شادکامی، نیکبختی، خوب زیستن، زندگی خوب و داشتن حال خوب و خوش ترجمه میکنند.
ارسطو معتقد بود که برای ما جستوجوی زندگی خوب امری اتفاقی یا انتخابی نیست، به این معنا که بتوان در پی آن نبود و دنبال چیز دیگری بود. این در سرشت ماست که در هر کاری هدف اصلی ما نیکبختی است، ولو اینکه در ظاهر در پی هدفی باشیم که نامش نیکبختی نباشد.
حال اگر معلوم شود که هدف نهایی ما «زندگی خوب» است، معیار مهمی خواهیم داشت که کارهایی را که در حال انجامشان هستیم یا قصد انجامش را داریم، به محک آن بزنیم: کاری که دارم انجام میدهم یا ممکن است در آینده انجام بدهم، چهقدر مرا به زندگی خوب نزدیک میکند؟
#ارسطو #نیکبختی #خوب_زیستن #زندگی_خوب
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال خانه های روشن:
نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده ی آنان می کند،برده ی نظراتشان و بدتر،برده ی آنچه وانمود می کنند به نظرشان می رسد.
✍اروین یالوم
📚درمان شوپنهاور
🍀❤️ @bright_houses
نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده ی آنان می کند،برده ی نظراتشان و بدتر،برده ی آنچه وانمود می کنند به نظرشان می رسد.
✍اروین یالوم
📚درمان شوپنهاور
🍀❤️ @bright_houses
📝 کانال فلسفه اخلاق:
▪️به گفتۀ ارسطو همۀ انسانها در پی نیکبختیاند. اما این میل و گرایش از کجا میآید؟
▪️به نظر او، سه چیز در ذات ما انسانها هست که سبب میشود به دنبال زندگی خوب باشیم: داشتن احساس، اجتماعی بودن، و صاحب عقل بودن.
▪️این که ما دارای احساس و ادراک هستیم به این معناست که میتوانیم لذت و درد جسمانی را حس کنیم، و از روی طبع به دنبال کسب لذت جسمانی و پرهیز از درد جسمانی هستیم.
و این که موجوداتی اجتماعی هستیم به این معناست که ما در همزیستی با دیگران نیز لذت یا رنج را تجربه میکنیم، مثل لذت دوستی یا تحسین شدن یا برعکس رنج تنهایی یا تحقیر. و همانگونه که در ساحت جسم در پی کسب لذت و اجتناب از درد هستیم، در زندگی اجتماعی و در عرصۀ ذهن و روح هم به دنبال کسب لذت و دوری از رنج هستیم.
▪️اما ما مانند برادههای آهن نیستیم که بیاختیار جذب هر لذتی شویم و هر درد و رنجی ما را دفع کند. از آنجایی که ما صاحب عقل هستیم، میتوانیم امکان یک وضع مطلوب را تصور کنیم(ارسطو اسم این وضع مطلوب را یودِمونیا میگذارد).
▪️بر اساس آن وضع مطلوب میتوانیم اعمال و افکار و خواستههایمان را ارزیابی کنیم تا ببینیم کدامیک ما را به آن وضع مطلوب میرساند و کدامیک ما را از آن وضع مطلوب دور میکند.
▪️ این گونه است که شخص عاقل صرفاً پیرو تکانههای لذتجویانه یا اجتناب از ترسها و چیزهای ناخوشایند نخواهد بود: چه بسا برای خوب زیستن، از لذتی چشم بپوشیم یا درد و رنجی را بر خود هموار کنیم.
و این گونه است که «زندگی خوب» و «زندگی درست» به معیاری برای جهت دادن به عمل و انتخابهای ما تبدیل میشود.
(منبع: Richard Creel, Thinking Philosophically)
#ارسطو #نیکبختی #عقلانیت
🍀❤️ @filsofak
▪️به گفتۀ ارسطو همۀ انسانها در پی نیکبختیاند. اما این میل و گرایش از کجا میآید؟
▪️به نظر او، سه چیز در ذات ما انسانها هست که سبب میشود به دنبال زندگی خوب باشیم: داشتن احساس، اجتماعی بودن، و صاحب عقل بودن.
▪️این که ما دارای احساس و ادراک هستیم به این معناست که میتوانیم لذت و درد جسمانی را حس کنیم، و از روی طبع به دنبال کسب لذت جسمانی و پرهیز از درد جسمانی هستیم.
و این که موجوداتی اجتماعی هستیم به این معناست که ما در همزیستی با دیگران نیز لذت یا رنج را تجربه میکنیم، مثل لذت دوستی یا تحسین شدن یا برعکس رنج تنهایی یا تحقیر. و همانگونه که در ساحت جسم در پی کسب لذت و اجتناب از درد هستیم، در زندگی اجتماعی و در عرصۀ ذهن و روح هم به دنبال کسب لذت و دوری از رنج هستیم.
▪️اما ما مانند برادههای آهن نیستیم که بیاختیار جذب هر لذتی شویم و هر درد و رنجی ما را دفع کند. از آنجایی که ما صاحب عقل هستیم، میتوانیم امکان یک وضع مطلوب را تصور کنیم(ارسطو اسم این وضع مطلوب را یودِمونیا میگذارد).
▪️بر اساس آن وضع مطلوب میتوانیم اعمال و افکار و خواستههایمان را ارزیابی کنیم تا ببینیم کدامیک ما را به آن وضع مطلوب میرساند و کدامیک ما را از آن وضع مطلوب دور میکند.
▪️ این گونه است که شخص عاقل صرفاً پیرو تکانههای لذتجویانه یا اجتناب از ترسها و چیزهای ناخوشایند نخواهد بود: چه بسا برای خوب زیستن، از لذتی چشم بپوشیم یا درد و رنجی را بر خود هموار کنیم.
و این گونه است که «زندگی خوب» و «زندگی درست» به معیاری برای جهت دادن به عمل و انتخابهای ما تبدیل میشود.
(منبع: Richard Creel, Thinking Philosophically)
#ارسطو #نیکبختی #عقلانیت
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر خوشبختی به معنای راحتی و آسایش باشد، شاید آنچه در پی آن هستیم چیزی فراتر از خوشبختی باشد. در این سخنرانی دوازده دقیقهای، امیلی اصفهانی از چهار رکن زندگی معنادار سخن گفته است.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak