#مصطفی_ملکیان، استاد فلسفه و اخلاق:
«راهحل #رشد، مطالعه است و باید #کتاب_بخوانیم.
#یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر میشود.»
🍀❤️ @filsofak
«راهحل #رشد، مطالعه است و باید #کتاب_بخوانیم.
#یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر میشود.»
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
نخستین عاملی که لازم است تا جهان را برای زیست قابل تحمل سازد، درک این حقیقت است که خودخواهی بشر امری الزامی و اجتناب ناپذیر است.
تو از دیگران توقع از خودگذشتگی داری و این توقعی غیرمعقول است که انسان ها می بایست برای تو و به خاطر تو امیال خود را زیرپا گذارند. چرا باید این کار را بکنند؟
وقتی این حقیقت را پذیرفتی و با خود کنار آمدی که در این دنیا هرکس برای خودش زندگی میکند، آن گاه از دیگران کمتر توقع خواهی کرد، آنان تو را مایوس نخواهند کرد و با عطوفت بیشتری به مردم خواهی نگریست. انسان ها تنها در جستجوی یک چیز و تنها یک چیز هستند و آن لذایذ خودشان است.
▪️پیرامون اسارت بشری
▪️سامرست موآم
🍀❤️ @filsofak
نخستین عاملی که لازم است تا جهان را برای زیست قابل تحمل سازد، درک این حقیقت است که خودخواهی بشر امری الزامی و اجتناب ناپذیر است.
تو از دیگران توقع از خودگذشتگی داری و این توقعی غیرمعقول است که انسان ها می بایست برای تو و به خاطر تو امیال خود را زیرپا گذارند. چرا باید این کار را بکنند؟
وقتی این حقیقت را پذیرفتی و با خود کنار آمدی که در این دنیا هرکس برای خودش زندگی میکند، آن گاه از دیگران کمتر توقع خواهی کرد، آنان تو را مایوس نخواهند کرد و با عطوفت بیشتری به مردم خواهی نگریست. انسان ها تنها در جستجوی یک چیز و تنها یک چیز هستند و آن لذایذ خودشان است.
▪️پیرامون اسارت بشری
▪️سامرست موآم
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
خجالت آور است تماشای کسی که آخر عمری، خود را موشکافی می کند و به این نتیجه می رسد تنها چیزی که با خود به گور می برد، شرم زندگی نکردن است.
▪️جز از کل
▪️استیو تولتز
🍀❤️ @filsofak
خجالت آور است تماشای کسی که آخر عمری، خود را موشکافی می کند و به این نتیجه می رسد تنها چیزی که با خود به گور می برد، شرم زندگی نکردن است.
▪️جز از کل
▪️استیو تولتز
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
برای هیچکس هیچ اهمیتی نداره که چه کارهای شگفت انگیزی از دستت بر میاد.
تا وقتی انجامشون ندادی، با یک فرد بی استعداد هیچ تفاوتی نداری.
🍀❤️ @filsofak
برای هیچکس هیچ اهمیتی نداره که چه کارهای شگفت انگیزی از دستت بر میاد.
تا وقتی انجامشون ندادی، با یک فرد بی استعداد هیچ تفاوتی نداری.
🍀❤️ @filsofak
23-30.pdf
4.5 MB
پرونده #خانواده شماره ۳۰
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۲۹۵
یادداشت، گفتگو، کتابشناسی، تربیت فرزند، تحلیل و بررسی، روانشناسی خانواده و رمان و خانواده.
🍀❤️ @filsofak
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۲۹۵
یادداشت، گفتگو، کتابشناسی، تربیت فرزند، تحلیل و بررسی، روانشناسی خانواده و رمان و خانواده.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده ی آنان می کند،برده ی نظراتشان و بدتر،برده ی آنچه وانمود می کنند به نظرشان می رسد.
#اروین_یالوم
#درمان_شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده ی آنان می کند،برده ی نظراتشان و بدتر،برده ی آنچه وانمود می کنند به نظرشان می رسد.
#اروین_یالوم
#درمان_شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
موردی که در قرآن به خاطر تقدیم و تأخیر مشکل به وجود میآید مشکل تطورات اندیشگی قرآن است. بعضی میگویند اصلاً در قرآن تطورات اندیشگی وجود ندارد و سخن خدا را از روز اول تا روز آخر یک سخن بوده. معلوم نیست در قرآن اول این اندیشه گفته شده بعد آن اندیشه، یا اول آن اندیشه گفته شده و بعد این اندیشه. با فرض اینکه این تطورات اندیشگی در قرآن وجود دارد ما نمیدانیم آخرین اندیشهی قرآن کدام مورد است. کتابهای یک متفکر را زمانبندی میکنند تا بفهمند این کتابها را کی نوشته تا آخرین کتاب را آرای او بدانند. اگر ترتیب این کتابها به هم بخورد شما نمیدانید آخرین رای شخص چه بوده است.
در بحث معاد
در قرآن تطورات اندیشگی وجود دارد. اگر چه کسانی معتقدند وجود ندارد. اما وجود دارد حتی در امور مهم. مثال میزنم: عربی نزد پیامبر آمد و استخوانی را با خودش آورده بود. به قدری این استخوان قدمت داشت که وقتی آن را فشار داد، پودر شد. عرب گفت چه کسی استخوانهای به این پودری را زنده میکند؟ قرآن میگوید خدا زندهاش میکند. انگار فرض را بر این گرفته که خود استخوانهاست. اما گفته نشده که تو نفس مجردی داری که وارد عالم برزخ میشود و بهشت و جهنم. اما چنین چیزی نگفته و گفته همین استخوان را خدا زنده میکند. به تعبیر دیگر انگار قرآن معاد را جسمانی دانسته و به نفس قائل نیست. در همین قرآن داریم که میگوید شما نفس دارید و این نفستان است که به عالم دیگر انتقال پیدا میکند. خوب اگر ما نفس داریم باید به آن عرب هم میگفتید بحث استخوان نیست. نظر نهایی قرآن کدام یک از اینهاست؟ بسته به این است که اول کدامشان نازل شده و بعد کدامش نازل شده، اما نمیدانیم کدام یک اول نازل شده است.
در احکام فقهی
مورد بعد، میزان شدت و حدت وجوب و حرمتهاست. شما راجع به مشروبات الکلی ببینید قرآن میگوید لاتقرب الصلوه و انتم سکاری. ای کسانی که مستید تا مستید به نماز نزدیک نشوید. این را خطلب به چه کسی گفته؟ خطاب به مسلمانان گفته که میتوانستند مست باشند اما نمیتوانستند نماز بخوانند. یک جا گفته یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ، گفته هم مشروبات الکلی و هم قمار منافعی دارد اما اثمهما اکثرهم من نفعهما اما گناه آن بیشتر از نفعش است. انگار اینجا شدیدتر از قبلی است. اما یک جای دیگر میگوید حرم علیکم بر شما فلان و فلان حرام شده و مشروبات الکلی. ما میگوییم روند نازل شدنش به این شکلی است که ما میگوییم. اما خود قرآن این را داد نمیزند. قرآن در سه جا این حرف را زده اما ما نمیدانیم ترتیبش چیست. بنابراین شدت و خفت ایجابها و تحریمها مشخص نیست.
ممکن است کسی بگوید اول خدا حرام کرد، بعد گفت منافعی هم دارد بعد گفته اشکالی ندارد بخورید اما وقتی مستید به نماز نایستید. نمونهاش را داشتیم. اول گفته شده که در ماه رمضان با همسرانتان به صورت کلی مقاربت جنسی نداشته باشید. اول حرام شد که در کل ماه رمضان زنان و شوهران با هم مقاربت جنسی داشته باشند. بعد قرآن گفت من خائنهی شما را میدانم، یعنی میدانم که به این حرف خیانت میکنید چون برایتان رعایتش سخت است. بعد گفت خَفَفَ الله عنکم. یعنی خدا به شما تخفیف داد و میتوانید شبها با هم مقاربت بکنید. فقهای ما میگویند قرآن از رقیق به غلیظ رفته، اما مستندی ندارند، چون قرآن به ترتیب نیست. کما اینکه اگر قرآن لفظی درش نبود نمیشد راجع به ماه رمضان و همبستری هم نظر داد. منتهی آنجا قرآن از یک لفظی استفاده کرد که میفهمیم قرآن اول غلیظ بود و بعد رقیق شده، چون قرآن میگوید فهمیدیم که به این حکم شبها خیانت میکنید و الان خدا به شما تخفیف داد. اینجا میفهمیم تحریم حکم اول است که به طور کلی در ماه رمضان نباید همبستری باشد.
✍ #مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
موردی که در قرآن به خاطر تقدیم و تأخیر مشکل به وجود میآید مشکل تطورات اندیشگی قرآن است. بعضی میگویند اصلاً در قرآن تطورات اندیشگی وجود ندارد و سخن خدا را از روز اول تا روز آخر یک سخن بوده. معلوم نیست در قرآن اول این اندیشه گفته شده بعد آن اندیشه، یا اول آن اندیشه گفته شده و بعد این اندیشه. با فرض اینکه این تطورات اندیشگی در قرآن وجود دارد ما نمیدانیم آخرین اندیشهی قرآن کدام مورد است. کتابهای یک متفکر را زمانبندی میکنند تا بفهمند این کتابها را کی نوشته تا آخرین کتاب را آرای او بدانند. اگر ترتیب این کتابها به هم بخورد شما نمیدانید آخرین رای شخص چه بوده است.
در بحث معاد
در قرآن تطورات اندیشگی وجود دارد. اگر چه کسانی معتقدند وجود ندارد. اما وجود دارد حتی در امور مهم. مثال میزنم: عربی نزد پیامبر آمد و استخوانی را با خودش آورده بود. به قدری این استخوان قدمت داشت که وقتی آن را فشار داد، پودر شد. عرب گفت چه کسی استخوانهای به این پودری را زنده میکند؟ قرآن میگوید خدا زندهاش میکند. انگار فرض را بر این گرفته که خود استخوانهاست. اما گفته نشده که تو نفس مجردی داری که وارد عالم برزخ میشود و بهشت و جهنم. اما چنین چیزی نگفته و گفته همین استخوان را خدا زنده میکند. به تعبیر دیگر انگار قرآن معاد را جسمانی دانسته و به نفس قائل نیست. در همین قرآن داریم که میگوید شما نفس دارید و این نفستان است که به عالم دیگر انتقال پیدا میکند. خوب اگر ما نفس داریم باید به آن عرب هم میگفتید بحث استخوان نیست. نظر نهایی قرآن کدام یک از اینهاست؟ بسته به این است که اول کدامشان نازل شده و بعد کدامش نازل شده، اما نمیدانیم کدام یک اول نازل شده است.
در احکام فقهی
مورد بعد، میزان شدت و حدت وجوب و حرمتهاست. شما راجع به مشروبات الکلی ببینید قرآن میگوید لاتقرب الصلوه و انتم سکاری. ای کسانی که مستید تا مستید به نماز نزدیک نشوید. این را خطلب به چه کسی گفته؟ خطاب به مسلمانان گفته که میتوانستند مست باشند اما نمیتوانستند نماز بخوانند. یک جا گفته یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ، گفته هم مشروبات الکلی و هم قمار منافعی دارد اما اثمهما اکثرهم من نفعهما اما گناه آن بیشتر از نفعش است. انگار اینجا شدیدتر از قبلی است. اما یک جای دیگر میگوید حرم علیکم بر شما فلان و فلان حرام شده و مشروبات الکلی. ما میگوییم روند نازل شدنش به این شکلی است که ما میگوییم. اما خود قرآن این را داد نمیزند. قرآن در سه جا این حرف را زده اما ما نمیدانیم ترتیبش چیست. بنابراین شدت و خفت ایجابها و تحریمها مشخص نیست.
ممکن است کسی بگوید اول خدا حرام کرد، بعد گفت منافعی هم دارد بعد گفته اشکالی ندارد بخورید اما وقتی مستید به نماز نایستید. نمونهاش را داشتیم. اول گفته شده که در ماه رمضان با همسرانتان به صورت کلی مقاربت جنسی نداشته باشید. اول حرام شد که در کل ماه رمضان زنان و شوهران با هم مقاربت جنسی داشته باشند. بعد قرآن گفت من خائنهی شما را میدانم، یعنی میدانم که به این حرف خیانت میکنید چون برایتان رعایتش سخت است. بعد گفت خَفَفَ الله عنکم. یعنی خدا به شما تخفیف داد و میتوانید شبها با هم مقاربت بکنید. فقهای ما میگویند قرآن از رقیق به غلیظ رفته، اما مستندی ندارند، چون قرآن به ترتیب نیست. کما اینکه اگر قرآن لفظی درش نبود نمیشد راجع به ماه رمضان و همبستری هم نظر داد. منتهی آنجا قرآن از یک لفظی استفاده کرد که میفهمیم قرآن اول غلیظ بود و بعد رقیق شده، چون قرآن میگوید فهمیدیم که به این حکم شبها خیانت میکنید و الان خدا به شما تخفیف داد. اینجا میفهمیم تحریم حکم اول است که به طور کلی در ماه رمضان نباید همبستری باشد.
✍ #مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔹 جلوتر از زمانهاش بود و برای همین هم هزینه داد
روایت مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی از دوست و همدرسش امام موسی صدر: بعضیها ممکن است افکار عمومی را رعایت کنند، ولی او آزاد فکر میکرد. آزاد عمل میکرد. ضربهاش را هم میخورد. تهمتهایی بهش میزدند...
در همه دورههای زندگیاش همینطور بود، نه اینکه وقتی لبنان رفت، اینطور بشود. همیشه فکرهای نو داشت و دنبالشان میکرد. عکسی از او نشان داده بودند به آیتالله خویی که «ببین این شاگرد نور چشمیات با زنهای بیحجاب نشست و برخاست دارد.» حالا آنجا لبنان بود و آنهم یک سخنرانی بود برای دانشجوها و جوانها. درباره مذهب بود اصلاً، در راه مذهب. ولی آدمها بعضی وقتها جلوتر از دماغشان را نمیتوانند ببینند. همه را با میزان خودشان میسنجند.
آقا موسی بابت اینها هزینه داد. چه وقتی ایران بود، چه بعدها در لبنان؛ بابت اینکه جلوتر از زمانه بود و بابت اینکه آزاد بود. بیباکی میکرد در مواجهه با افکار عامه. آدمی بود که حرفِ نو زیاد داشت و هر حرفِ نویی بحرانی با خودش دارد. چون معنی حرف نو این است که دیگران قبلاً آن را نگفتهاند. افکار عمومی آماده نیست برای آن. برای همین کارها و روشهای آقا موسی جلب توجه میکرد. مثلاً دانشگاه رفتنش. در قمِ سالهایی که با چیزهایی مثل گوجهفرنگی، چتر، قاشق یا رادیو با کراهت برخورد میشد، به حساب اینکه از فرنگ آمده، دانشگاه رفتن روحانی خوشایند نبود. نفس این عمل در قم تهمت میآورد. میگفتند: این فرد تجددطلب است، روشنفکر است، خلاصه مخالفت با روحانیت دارد. ولی آقا موسی این کار را کرد. رفت دانشگاه و اقتصاد خواند. خیلیها کلمه اقتصاد را هم نشنیده بودند هنوز...»
❤️🍀 @filsofak
🔹 جلوتر از زمانهاش بود و برای همین هم هزینه داد
روایت مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی از دوست و همدرسش امام موسی صدر: بعضیها ممکن است افکار عمومی را رعایت کنند، ولی او آزاد فکر میکرد. آزاد عمل میکرد. ضربهاش را هم میخورد. تهمتهایی بهش میزدند...
در همه دورههای زندگیاش همینطور بود، نه اینکه وقتی لبنان رفت، اینطور بشود. همیشه فکرهای نو داشت و دنبالشان میکرد. عکسی از او نشان داده بودند به آیتالله خویی که «ببین این شاگرد نور چشمیات با زنهای بیحجاب نشست و برخاست دارد.» حالا آنجا لبنان بود و آنهم یک سخنرانی بود برای دانشجوها و جوانها. درباره مذهب بود اصلاً، در راه مذهب. ولی آدمها بعضی وقتها جلوتر از دماغشان را نمیتوانند ببینند. همه را با میزان خودشان میسنجند.
آقا موسی بابت اینها هزینه داد. چه وقتی ایران بود، چه بعدها در لبنان؛ بابت اینکه جلوتر از زمانه بود و بابت اینکه آزاد بود. بیباکی میکرد در مواجهه با افکار عامه. آدمی بود که حرفِ نو زیاد داشت و هر حرفِ نویی بحرانی با خودش دارد. چون معنی حرف نو این است که دیگران قبلاً آن را نگفتهاند. افکار عمومی آماده نیست برای آن. برای همین کارها و روشهای آقا موسی جلب توجه میکرد. مثلاً دانشگاه رفتنش. در قمِ سالهایی که با چیزهایی مثل گوجهفرنگی، چتر، قاشق یا رادیو با کراهت برخورد میشد، به حساب اینکه از فرنگ آمده، دانشگاه رفتن روحانی خوشایند نبود. نفس این عمل در قم تهمت میآورد. میگفتند: این فرد تجددطلب است، روشنفکر است، خلاصه مخالفت با روحانیت دارد. ولی آقا موسی این کار را کرد. رفت دانشگاه و اقتصاد خواند. خیلیها کلمه اقتصاد را هم نشنیده بودند هنوز...»
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
📝 کانال فلسفه اخلاق: موردی که در قرآن به خاطر تقدیم و تأخیر مشکل به وجود میآید مشکل تطورات اندیشگی قرآن است. بعضی میگویند اصلاً در قرآن تطورات اندیشگی وجود ندارد و سخن خدا را از روز اول تا روز آخر یک سخن بوده. معلوم نیست در قرآن اول این اندیشه گفته شده…
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در قرآن تطور اندیشگی نیست، تطور بیانی است.
١.تعبیر”تطور اندیشگى” را در خصوص احکام عملى نباید به کار برد و یا دست کم، از نظر معنا و مطالب پیرامون آن، با حوزه اندیشه که به دنبال شناسائى واقعیت است، تفاوت بسیار دارد و باید جداگانه بررسى گردد. تطور احکام در دانش فقه، زیر عناوینى چون اجمال و تبیین، ناسخ و منسوخ و معاریض و توریه بررسى شده و نقش تقدم و تاخر تاریخى آنها هم تا حدود زیادى مورد توجه بوده است.
٢.تطور اندیشگى گاه به معناى وجود تغییر مطالب در آثار یک مولف است و گاهى به معناى تغییر آراى یک مولف در ضمن آثارش. اولى لزوما به معناى تغییر آراى مولف نیست و مى تواند دلائل مختلف داشته باشد، از جمله رعایت ذهنیت مخاطب و انتقال لایه به لایه مطالب در فرایند آموزش. مدعاى ما این است که اولى در قرآن مثل هر نص تاسیسى ( متن مادر) هست اما دومى تاکنون اثبات نشده است.
٣.مدعاى استاد ملکیان را بر معناى نخست مى توان حمل کرد و با آن همراه شد. یعنى چون در باب نفس، در قرآن بیان هاى مختلفى وجود دارد، پس دانستن سیر تاریخى نزول کمک مى کند (فقط به عنوان یک نشانه) که نظر حقیقى قرآن در باب نفس روشن گردد.[ توجه مى فرمایید که در این صورت حرف جدیدى نیست] اما بنابر فرض دوم، صرفا تفاوت عبارات در باب نفس کافى نیست، بلکه باید ثابت کنند که مطالب قرآن در مواضع مختلف با یکدیگر در تناقض است و نشان از تطور دیدگاه صاحب سخن دارد. در عبارت استاد ملکیان شاهدى بر اثبات این مدعا نیست.
۴.در خصوص مسئله نفس، عبارت ایشان مبهم و قابل مناقشه است، مى گویند که قرآن مى فرماید:” شما نفس دارید و این نفستان هست که با عالم دیگر انتقال پیدا مى کند”. بحث ایشان در باره حشر بدن در قیامت بود و نه انتقال به جهان دیگر! پس مى پرسیم کدام آیه است که دلالت دارد “تنها” نفس انسان است که در “قیامت” محشور مى شود؟![ توجه کنید که بدون دو قید تنها و قیامت، استدلال تمام نیست و در واقع هیچ چیزى اثبات نشده است] ادعاى ما این است که در باب جایگاه نفس و بدن در قیامت، در قرآن هیچ تطور محتوائى نیست. در قرآن کریم از آیات مکى تا پایان آیات مدنى، حشر انسان در قیامت با هر دو عنصر نفس و بدن بیان شده است، هر چند انتقال به عالم برزخ با روح صورت مى گیرد و در قیامت روح به بدن ملحق مى گردد.
حجت الاسلام محمدتقی سبحانی
❤️🍀 @filsofak
در قرآن تطور اندیشگی نیست، تطور بیانی است.
١.تعبیر”تطور اندیشگى” را در خصوص احکام عملى نباید به کار برد و یا دست کم، از نظر معنا و مطالب پیرامون آن، با حوزه اندیشه که به دنبال شناسائى واقعیت است، تفاوت بسیار دارد و باید جداگانه بررسى گردد. تطور احکام در دانش فقه، زیر عناوینى چون اجمال و تبیین، ناسخ و منسوخ و معاریض و توریه بررسى شده و نقش تقدم و تاخر تاریخى آنها هم تا حدود زیادى مورد توجه بوده است.
٢.تطور اندیشگى گاه به معناى وجود تغییر مطالب در آثار یک مولف است و گاهى به معناى تغییر آراى یک مولف در ضمن آثارش. اولى لزوما به معناى تغییر آراى مولف نیست و مى تواند دلائل مختلف داشته باشد، از جمله رعایت ذهنیت مخاطب و انتقال لایه به لایه مطالب در فرایند آموزش. مدعاى ما این است که اولى در قرآن مثل هر نص تاسیسى ( متن مادر) هست اما دومى تاکنون اثبات نشده است.
٣.مدعاى استاد ملکیان را بر معناى نخست مى توان حمل کرد و با آن همراه شد. یعنى چون در باب نفس، در قرآن بیان هاى مختلفى وجود دارد، پس دانستن سیر تاریخى نزول کمک مى کند (فقط به عنوان یک نشانه) که نظر حقیقى قرآن در باب نفس روشن گردد.[ توجه مى فرمایید که در این صورت حرف جدیدى نیست] اما بنابر فرض دوم، صرفا تفاوت عبارات در باب نفس کافى نیست، بلکه باید ثابت کنند که مطالب قرآن در مواضع مختلف با یکدیگر در تناقض است و نشان از تطور دیدگاه صاحب سخن دارد. در عبارت استاد ملکیان شاهدى بر اثبات این مدعا نیست.
۴.در خصوص مسئله نفس، عبارت ایشان مبهم و قابل مناقشه است، مى گویند که قرآن مى فرماید:” شما نفس دارید و این نفستان هست که با عالم دیگر انتقال پیدا مى کند”. بحث ایشان در باره حشر بدن در قیامت بود و نه انتقال به جهان دیگر! پس مى پرسیم کدام آیه است که دلالت دارد “تنها” نفس انسان است که در “قیامت” محشور مى شود؟![ توجه کنید که بدون دو قید تنها و قیامت، استدلال تمام نیست و در واقع هیچ چیزى اثبات نشده است] ادعاى ما این است که در باب جایگاه نفس و بدن در قیامت، در قرآن هیچ تطور محتوائى نیست. در قرآن کریم از آیات مکى تا پایان آیات مدنى، حشر انسان در قیامت با هر دو عنصر نفس و بدن بیان شده است، هر چند انتقال به عالم برزخ با روح صورت مى گیرد و در قیامت روح به بدن ملحق مى گردد.
حجت الاسلام محمدتقی سبحانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔵 زمین واقعیت ما فضیلت نمیرویاند
✅ اگر ده روز تلویزیون را تحمل کنید، سخنان مسئولان و سخنوران را گوش دهید، ادبیات قدیم و جدید ما را ورق بزنید خواهید دید آسمان رؤياهاي ما عمیقاً اخلاقی است. خواهید دید در جامعهی ما آرزوی اخلاق موج میزند و در این جامعه میل شدیدی به فضیلت و اخلاق وجود دارد.
✅✅ اما اگر به واقعیت اجتماعی سری بزنید و عمل همان مسئول و سازمان را بررسی کنید، میبینید وضعیتهای بیرونی ما چندان با آرزوهای اخلاقیمان همداستان نیستد. گویا متن زیست ما و موقعیّتهای اجتماعی و سیاسی و نیز کسب و کار ما برای نمایش فضیلت ساخته نشده است.
✅✅✅ بزرگترین خطر برای دین و اخلاق جامعهی ما این است که مردم به این نتیجه برسند که فضیلتها برای آسمانِ خواب و خیال است و در زمین باید گلیم خود را از آب کشید و از خیر فضیلتمندانه زیستن گذشت.
✍ مهراب صادقنیا
❤️🍀 @filsofak
🔵 زمین واقعیت ما فضیلت نمیرویاند
✅ اگر ده روز تلویزیون را تحمل کنید، سخنان مسئولان و سخنوران را گوش دهید، ادبیات قدیم و جدید ما را ورق بزنید خواهید دید آسمان رؤياهاي ما عمیقاً اخلاقی است. خواهید دید در جامعهی ما آرزوی اخلاق موج میزند و در این جامعه میل شدیدی به فضیلت و اخلاق وجود دارد.
✅✅ اما اگر به واقعیت اجتماعی سری بزنید و عمل همان مسئول و سازمان را بررسی کنید، میبینید وضعیتهای بیرونی ما چندان با آرزوهای اخلاقیمان همداستان نیستد. گویا متن زیست ما و موقعیّتهای اجتماعی و سیاسی و نیز کسب و کار ما برای نمایش فضیلت ساخته نشده است.
✅✅✅ بزرگترین خطر برای دین و اخلاق جامعهی ما این است که مردم به این نتیجه برسند که فضیلتها برای آسمانِ خواب و خیال است و در زمین باید گلیم خود را از آب کشید و از خیر فضیلتمندانه زیستن گذشت.
✍ مهراب صادقنیا
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥چطوری بچههامون رو به علم علاقهمند کنیم؟
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هفت راه برای کاهش حماقت!
1- جو گیر نشوید، هوشیار باشید و از اینکه در معرض نگاه دیگران باشید، اجتناب کنید.
2- هرآنچه که به فکرتان می رسد، را قبول نکنید؛ در واقع نسبت به آنچه که به ذهنتان می رسد شک داشته باشید.
3- منتظر ایده های عجیب و غریب نباشید. اگر شما به ایده هایی معتقدید که از منظر علمی توجیه ندارد و نتوانسته است که رفتارهای نادرست را تغییر دهد، آن را با تفکر انتقادی، دقیقاً مورد آزمایش قرار دهید.
4- گرفتار داستان و ماجراها نشوید. به آمار و اطلاعات بیشتر توجه کنید تا اینگونه داستان ها. آمار و اطلاعات باعث می شود تا فرایند تصمیم گیری غیر احساسی، هدفمند و قابل راهبرد باشد. داستان ها بر اساس تعصبات، اطلاعات ناقص، شایعات، عوام زدگی و خودشیفتگی ها شکل می گیرد. در مورد داستان هایی که با اعتقادات شما منطبق است بیشتر دقت کنید. همچنین به اطلاعاتی که با اعتقادات و یا انتظارات شما هم در تضاد است، توجه بیشتری داشته باشید.
5- تصور نکنید که هرآنچه که اتفاق می افتد خیلی واضح است. اگر شما تصور می کنید که "این دلیلی برای همه چیز است" باید در مورد ذهنتان چاره اندیشی کنید، فقط بچه ها ممکن است چنین باشند. عبارت دلیلی برای همه چیز کلیشه ای نادرست است.
6- موضوعات را بیش از اندازه ساده سازی نکنید (تا اندازه ای ساده کنید که برایتان قابل فهم باشد نه بیشتر) و به حافظه تان هم خیلی اتکا نکنید. البته زندگی پیچیده است و ما ناگزیریم که برای صرفه جویی در زمان و انرژی آن را ساده کنیم. برای این منظور به مهم ترین اطلاعات توجه داشته باشید. حافظه قابل اعتماد نیست و در اثر مرور زمان و به واسطه تغییر اعتقادات، انتظارات، سوالات تحریک کننده و مرگ سلول های مغزی ، دچار فراموشی می شود.
7- به فرایند فکری خود اعتماد نکنید. همانطور که برتراند راسل توصیه می کند : دلیل اینکه بنیادگرایی یکی از ریشه های مشکلات در جهان امروز می باشد آن است که احمقان به خودشان مغرور و غره اند در حالی که متفکران مملو از شک اند.
❤️🍀 @filsofak
هفت راه برای کاهش حماقت!
1- جو گیر نشوید، هوشیار باشید و از اینکه در معرض نگاه دیگران باشید، اجتناب کنید.
2- هرآنچه که به فکرتان می رسد، را قبول نکنید؛ در واقع نسبت به آنچه که به ذهنتان می رسد شک داشته باشید.
3- منتظر ایده های عجیب و غریب نباشید. اگر شما به ایده هایی معتقدید که از منظر علمی توجیه ندارد و نتوانسته است که رفتارهای نادرست را تغییر دهد، آن را با تفکر انتقادی، دقیقاً مورد آزمایش قرار دهید.
4- گرفتار داستان و ماجراها نشوید. به آمار و اطلاعات بیشتر توجه کنید تا اینگونه داستان ها. آمار و اطلاعات باعث می شود تا فرایند تصمیم گیری غیر احساسی، هدفمند و قابل راهبرد باشد. داستان ها بر اساس تعصبات، اطلاعات ناقص، شایعات، عوام زدگی و خودشیفتگی ها شکل می گیرد. در مورد داستان هایی که با اعتقادات شما منطبق است بیشتر دقت کنید. همچنین به اطلاعاتی که با اعتقادات و یا انتظارات شما هم در تضاد است، توجه بیشتری داشته باشید.
5- تصور نکنید که هرآنچه که اتفاق می افتد خیلی واضح است. اگر شما تصور می کنید که "این دلیلی برای همه چیز است" باید در مورد ذهنتان چاره اندیشی کنید، فقط بچه ها ممکن است چنین باشند. عبارت دلیلی برای همه چیز کلیشه ای نادرست است.
6- موضوعات را بیش از اندازه ساده سازی نکنید (تا اندازه ای ساده کنید که برایتان قابل فهم باشد نه بیشتر) و به حافظه تان هم خیلی اتکا نکنید. البته زندگی پیچیده است و ما ناگزیریم که برای صرفه جویی در زمان و انرژی آن را ساده کنیم. برای این منظور به مهم ترین اطلاعات توجه داشته باشید. حافظه قابل اعتماد نیست و در اثر مرور زمان و به واسطه تغییر اعتقادات، انتظارات، سوالات تحریک کننده و مرگ سلول های مغزی ، دچار فراموشی می شود.
7- به فرایند فکری خود اعتماد نکنید. همانطور که برتراند راسل توصیه می کند : دلیل اینکه بنیادگرایی یکی از ریشه های مشکلات در جهان امروز می باشد آن است که احمقان به خودشان مغرور و غره اند در حالی که متفکران مملو از شک اند.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✍️ما مهربان نیستیم، ما مهرطلب هستیم.
ما جلوی آدمها تعریفشان را می کنیم ولی پشت سرشان همه جور حرف می زنیم!
ما وقتی به کسی می رسیم برای اینکه خودمان را خوب جلوه بدهیم همه چیز را تحمل می کنیم اما حاضر نمی شیم درد و رنجِ ایستادن پای حق خودمان و آنچه را که درست است بپذیریم!
برای همین دروغ می گوییم، تعارف می کنیم، سازش می کنیم، پنهان می کنیم و غرق در فریب و تزویر و تظاهر و تعارف می شویم، تا به همه بگوییم خانمها أقایان من خوبم!
#فرهنگ_هلاكويي
❤️🍀 @filsofak
✍️ما مهربان نیستیم، ما مهرطلب هستیم.
ما جلوی آدمها تعریفشان را می کنیم ولی پشت سرشان همه جور حرف می زنیم!
ما وقتی به کسی می رسیم برای اینکه خودمان را خوب جلوه بدهیم همه چیز را تحمل می کنیم اما حاضر نمی شیم درد و رنجِ ایستادن پای حق خودمان و آنچه را که درست است بپذیریم!
برای همین دروغ می گوییم، تعارف می کنیم، سازش می کنیم، پنهان می کنیم و غرق در فریب و تزویر و تظاهر و تعارف می شویم، تا به همه بگوییم خانمها أقایان من خوبم!
#فرهنگ_هلاكويي
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from همنشید (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال عشق:
میتوان دریافت که زمان، بدون عشق وجود ندارد. زمان یعنی عشق به چیزهای کوچک، به رؤیاها و به امیال. اگر وقتِ کافی نداریم برای آن است که بهقدرِ کافی عشق در وجودمان نیست. وقت آنگاه تلف میشود که یکدیگر را دوست نداریم. گذشته زمانی فراموش میشود که چیزی برای گفتن به کسی نداشته باشیم. در حقیقت ما زندانیِ زمانی کاذبایم که پیش نمیرود. عشق به مرگ و میل به مرگ رازیست که ما چشمهایمان را به رویاش میبندیم تا بتوانیم بدون دیدن، نگاه کنیم و بیهیچ رؤیایی بخوابیم. اگر چشمهایمان را نمیبستیم، جز خلاء، جز سیاه، جز سفید و به جز اشکالی درهم شکسته و تکهپاره، چیز دیگری نمیدیدیم.
#ژولیا_کریستوا
#سارا_ایرانی
❤️🍀 @lovediverse
میتوان دریافت که زمان، بدون عشق وجود ندارد. زمان یعنی عشق به چیزهای کوچک، به رؤیاها و به امیال. اگر وقتِ کافی نداریم برای آن است که بهقدرِ کافی عشق در وجودمان نیست. وقت آنگاه تلف میشود که یکدیگر را دوست نداریم. گذشته زمانی فراموش میشود که چیزی برای گفتن به کسی نداشته باشیم. در حقیقت ما زندانیِ زمانی کاذبایم که پیش نمیرود. عشق به مرگ و میل به مرگ رازیست که ما چشمهایمان را به رویاش میبندیم تا بتوانیم بدون دیدن، نگاه کنیم و بیهیچ رؤیایی بخوابیم. اگر چشمهایمان را نمیبستیم، جز خلاء، جز سیاه، جز سفید و به جز اشکالی درهم شکسته و تکهپاره، چیز دیگری نمیدیدیم.
#ژولیا_کریستوا
#سارا_ایرانی
❤️🍀 @lovediverse
📝 کانال فلسفه اخلاق:
خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خوني نيست.
خشونت اضطرابي است که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد چاق تر باشد، زيباتر باشد، خوشحال تر باشد، سنگين تر باشد، خانه دار تر باشد، عاقل تر باشد...
خشونت آن چيزي است که زن نيست
و فکر ميکند بايد باشد! خشونت آن نقابي است که زن به صورتش ميزند تا خودش نباشد تا براي مرد کافي باشد...
#تهمينه_ميلانى
❤️🍀 @filsofak
خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خوني نيست.
خشونت اضطرابي است که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد چاق تر باشد، زيباتر باشد، خوشحال تر باشد، سنگين تر باشد، خانه دار تر باشد، عاقل تر باشد...
خشونت آن چيزي است که زن نيست
و فکر ميکند بايد باشد! خشونت آن نقابي است که زن به صورتش ميزند تا خودش نباشد تا براي مرد کافي باشد...
#تهمينه_ميلانى
❤️🍀 @filsofak
هیچ وقت متوقف نشو، حالا میخواد هرچقدر حرکتت آهسته باشه!
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از بهترین مصاحبه ها!
برتراند راسل: باید یاد بگیریم نظرات متفاوت یکدیگر را تحمل کنیم.
❤️🍀 @filsofak
برتراند راسل: باید یاد بگیریم نظرات متفاوت یکدیگر را تحمل کنیم.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
مگر فلسفه چه چیزی را از شما [ما] میخواهد؟ همواره چه چیزی را خواسته است جز نیکی و راستی؟ اما نه آن امر نیک و حقیقتی که از ازل تا ابد تغییر نمیکند و نه آنی که برای همهکس در همهی زمانها بهطور یکسان قابل توصیه باشد.
فلسفه مگر چه میخواهد جز اینکه دایماً مراقب خودمان باشیم: سفارش محبتآمیزی که اکنون به بیانِ هر روزهی صرفا تعارفآمیز و کلیشهای میان دوستان بدل گشته است.
فلسفه از ما میخواهد مراقب باشیم تا فریب نخوریم؛ چیزی که بهقول ویتگنشتاین سختترین کار است.
تنها اگر بتوانیم فریب نخوریم، این امکان برایمان گشوده میشود که بر نیکی و عشق واقعی دست یابیم و در هر زمانی چیزها را آنگونه که هستند ببینیم: بی هیچ آلایش دروغینی، بی هیچ بزک چشمنوازِ دلفریب و نقابداری.
فلسفه خواستار اصالت است و به همین خاطر همواره حس انزجار و تنفر کسانی را که برانگیخته است که طاقتِ دست کشیدن از وجه ظاهری و نمودِ سطحی پدیدارها را نداشتهاند:
کسانی که - چنان که سقراط میگفت - خوشامدگری را با نیکیپسندی اشتباه گرفته،
در دسیسهی فریبای امر لذتبخش گرفتار آمده،
و بهنحوی شتابان خود را افسونزدهی هر آن چیزی یافتهاند که آسان به چنگ میآید و زود هم از میان میرود.
❤️🍀 @filsofak
مگر فلسفه چه چیزی را از شما [ما] میخواهد؟ همواره چه چیزی را خواسته است جز نیکی و راستی؟ اما نه آن امر نیک و حقیقتی که از ازل تا ابد تغییر نمیکند و نه آنی که برای همهکس در همهی زمانها بهطور یکسان قابل توصیه باشد.
فلسفه مگر چه میخواهد جز اینکه دایماً مراقب خودمان باشیم: سفارش محبتآمیزی که اکنون به بیانِ هر روزهی صرفا تعارفآمیز و کلیشهای میان دوستان بدل گشته است.
فلسفه از ما میخواهد مراقب باشیم تا فریب نخوریم؛ چیزی که بهقول ویتگنشتاین سختترین کار است.
تنها اگر بتوانیم فریب نخوریم، این امکان برایمان گشوده میشود که بر نیکی و عشق واقعی دست یابیم و در هر زمانی چیزها را آنگونه که هستند ببینیم: بی هیچ آلایش دروغینی، بی هیچ بزک چشمنوازِ دلفریب و نقابداری.
فلسفه خواستار اصالت است و به همین خاطر همواره حس انزجار و تنفر کسانی را که برانگیخته است که طاقتِ دست کشیدن از وجه ظاهری و نمودِ سطحی پدیدارها را نداشتهاند:
کسانی که - چنان که سقراط میگفت - خوشامدگری را با نیکیپسندی اشتباه گرفته،
در دسیسهی فریبای امر لذتبخش گرفتار آمده،
و بهنحوی شتابان خود را افسونزدهی هر آن چیزی یافتهاند که آسان به چنگ میآید و زود هم از میان میرود.
❤️🍀 @filsofak