📝 کانال فلسفه اخلاق:
۶فایده مطالعه/ کتاب خواندن شما را به فرد بهتری تبدیل میکند
بوکز کاورتوکاور، با انتشار نتیجه تحقیق جدیدی در مورد فواید مطالعه نوشته که کتاب خواندن ما را از شر معضلهای جوامع مدرن مانند استرس، اظطراب، نداشتن انگیزه ذهنی و مهارتهای فکری تحلیلی که گریبانگیر همه شده، نجات داده و ما را به افراد بهتری تبدیل می کند.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوکز کاورتوکاور، علم به ما نشان داده است که مطالعه سودمند است. مطالعه موجب تحریک بخشهای مختلف مغز میشود، توانایی ما را در درک دیگران افزایش میدهد و روابط ما را بهبود میبخشد.در ادامه چند فایده مطالعه را با هم می خوانیم:
1- توسعه دامنه لغات؛
بی شک یکی از مهمترین فواید مطالعه افزایش دامنه لغات و واژگان است. نه تنها در زندگی حرفهای هنگام درخواست شغل، مصاحبه و... به شما کمک میکند، بلکه بر روی زندگی روزمرهتان نیز تأثیرگذار است. اگر شما معمولا قبل از یک مصاحبه عصبی هستید و دچار استرس میشوید، مطالعه روزانه به افزایش اعتمادبهنفستان کمک میکند.
2- بهبود مهارتهای فکری-تحلیلی و حل مسئله ؛
خواندن رمان قطعا مهارتهای فکری-تحلیلی شما را بهبود میبخشد، به ویژه کتابهایی مثل «رمز داوینچی» که در آن با دادن کد به شما در نزدیک شدن و کشف پایان ماجرا کمک میکند. خواندن کتاب منجر به تجزیه و تحلیلهای بیشتری در زندگی روزمره شده عملکرد ذهن شما را بهتر می کند.
3- افزایش مهارتهای نوشتن؛
بدون تردید میتوان گفت که برای تبدیل شدن به یک نویسنده بهتر، ابتدا باید یک خواننده مشتاق باشید. قطعا مطالعه میتواند عشق نوشتن را در شما ایجاد کند. شما میتوانید از عناصر مختلف نوشتههایی که تاکنون خواندهاید برای سبک نوشتنتان الهام بگیرید. خواندن به شما کمک میکند تا سبک نوشتن خود را بسازید.
4- بالا بردن تمرکز ؛
افزایش تعداد شبکههای اجتماعی مانند توئیتر، فیسبوک و.... بدون تردید محدوده مطالعات ما را به یک یا دو جمله منحصر کرده است. مطالعه به مقابله با این موضوع کمک میکند. اما قطعا خواندن رمان سطح تمرکز و توجه شما را در مورد موضوعاتی که معمولا برایتان خستهکننده هستند بهبود میدهد.
5-بهبود انگیزه ذهنی و دانشی؛
متخصصان مغز و اعصاب دریافتهاند که خواندن رمان موجب بهبود ارتباطات مغز و ذهن میشود که این امر با پیشرفت مهارتهای تحلیلی-فکری، حل مسئله و همچنین گسترش دامنه واژگان به دست میآید. مطالعه زیاد، به بهتر شدن سخنوری و افزایش اعتمادبه نفستان کمک میکند.
6- کاهش استرس و اضطراب؛
همهی ما در زندگی روزمره با استرس روبرو هستیم به طوریکه تمرکز بر روی یک کار، رک و راست صبحتکردن و حفظ یک چارچوب مثبت در ذهن سخت شده است. خواندن یک رمان در هنگام استرس حس بهتری در شما ایجاد میکند. اینکه میتوانید حداقل برای یک زمان کوتاه خود را جای فرد دیگری بگذارید، حواسپرتی خوبی است و در برخی موارد به شما کمک میکند تا موقعیتهای خود را از دیدگاه منطقیتری نسبت به قبل قضاوت کنید.
🍀❤️ @filsofak
۶فایده مطالعه/ کتاب خواندن شما را به فرد بهتری تبدیل میکند
بوکز کاورتوکاور، با انتشار نتیجه تحقیق جدیدی در مورد فواید مطالعه نوشته که کتاب خواندن ما را از شر معضلهای جوامع مدرن مانند استرس، اظطراب، نداشتن انگیزه ذهنی و مهارتهای فکری تحلیلی که گریبانگیر همه شده، نجات داده و ما را به افراد بهتری تبدیل می کند.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوکز کاورتوکاور، علم به ما نشان داده است که مطالعه سودمند است. مطالعه موجب تحریک بخشهای مختلف مغز میشود، توانایی ما را در درک دیگران افزایش میدهد و روابط ما را بهبود میبخشد.در ادامه چند فایده مطالعه را با هم می خوانیم:
1- توسعه دامنه لغات؛
بی شک یکی از مهمترین فواید مطالعه افزایش دامنه لغات و واژگان است. نه تنها در زندگی حرفهای هنگام درخواست شغل، مصاحبه و... به شما کمک میکند، بلکه بر روی زندگی روزمرهتان نیز تأثیرگذار است. اگر شما معمولا قبل از یک مصاحبه عصبی هستید و دچار استرس میشوید، مطالعه روزانه به افزایش اعتمادبهنفستان کمک میکند.
2- بهبود مهارتهای فکری-تحلیلی و حل مسئله ؛
خواندن رمان قطعا مهارتهای فکری-تحلیلی شما را بهبود میبخشد، به ویژه کتابهایی مثل «رمز داوینچی» که در آن با دادن کد به شما در نزدیک شدن و کشف پایان ماجرا کمک میکند. خواندن کتاب منجر به تجزیه و تحلیلهای بیشتری در زندگی روزمره شده عملکرد ذهن شما را بهتر می کند.
3- افزایش مهارتهای نوشتن؛
بدون تردید میتوان گفت که برای تبدیل شدن به یک نویسنده بهتر، ابتدا باید یک خواننده مشتاق باشید. قطعا مطالعه میتواند عشق نوشتن را در شما ایجاد کند. شما میتوانید از عناصر مختلف نوشتههایی که تاکنون خواندهاید برای سبک نوشتنتان الهام بگیرید. خواندن به شما کمک میکند تا سبک نوشتن خود را بسازید.
4- بالا بردن تمرکز ؛
افزایش تعداد شبکههای اجتماعی مانند توئیتر، فیسبوک و.... بدون تردید محدوده مطالعات ما را به یک یا دو جمله منحصر کرده است. مطالعه به مقابله با این موضوع کمک میکند. اما قطعا خواندن رمان سطح تمرکز و توجه شما را در مورد موضوعاتی که معمولا برایتان خستهکننده هستند بهبود میدهد.
5-بهبود انگیزه ذهنی و دانشی؛
متخصصان مغز و اعصاب دریافتهاند که خواندن رمان موجب بهبود ارتباطات مغز و ذهن میشود که این امر با پیشرفت مهارتهای تحلیلی-فکری، حل مسئله و همچنین گسترش دامنه واژگان به دست میآید. مطالعه زیاد، به بهتر شدن سخنوری و افزایش اعتمادبه نفستان کمک میکند.
6- کاهش استرس و اضطراب؛
همهی ما در زندگی روزمره با استرس روبرو هستیم به طوریکه تمرکز بر روی یک کار، رک و راست صبحتکردن و حفظ یک چارچوب مثبت در ذهن سخت شده است. خواندن یک رمان در هنگام استرس حس بهتری در شما ایجاد میکند. اینکه میتوانید حداقل برای یک زمان کوتاه خود را جای فرد دیگری بگذارید، حواسپرتی خوبی است و در برخی موارد به شما کمک میکند تا موقعیتهای خود را از دیدگاه منطقیتری نسبت به قبل قضاوت کنید.
🍀❤️ @filsofak
فلسفه اخلاق
کارگاه: روابط زوجین. تهران. (خانه های روشن)۲ 🔸اطلاع رسانی کنید. مدرس: #مصطفی_سلیمانی 🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🎎
📝 منبرک: (زندگی را نابود نکنیم!)
❣راههای اشتباه جهت تغییر همسر
نگاه شما؟
.
.
🔖گاهی میخواهیم به هر قیمتی که شده، رفتار همسرمان را تغییر دهیم حتی اگر شده با توسل به زور!
این قدرت نمایی از اخم کردن شروع میشود و تا جر و بحث و تهدید به جدایی پیش میرود. این دعواهای کلامی، اگر هم تغییری در رفتار همسرمان ایجاد کند، ظاهری و موقتی است.
🔖در این مواقع، همسر شما هر زمان فرصتی پیدا کند به رفتار خود بر میگردد و در صدد تلافی برمی آید تا مرهمی بر احساسات جریحه دار شده خود بگذارد.
❌بازی با احساسات همسر!
جملههایی مانند 👈اگر من را دوست داری پس...
👈با این کارت نشان دادی که مرا دوست نداری... گاهی از زبان زوجین شنیده میشود؛ در این شیوه، همسران سعی میکنند با به غلیان درآوردن دیگ احساسات یکدیگر روی هم تاثیر بگذارند. ممکن است چنین روشی در مدت کوتاهی جواب دهد، اما در بلند مدت، ممکن است باعث بیعلاقگی زن و شوهر به یکدیگر شود.
❌تکرار بیش از حد!
در بعضی مواقع برای تغییر رفتارهای همسرمان، به تکرار بیش از حد متوسل میشویم و مرتب رفتار او را به رویش میآوریم و از او میخواهیم آن را تغییر دهد. وقتی مسئلهای بیش از حد تکرار شود، جایگاه و اهمیت خود را از دست میدهد و به مسئلهای پیش پا افتاده تبدیل میشود. زن و شوهرها باید توجه داشته باشند که در صورت متوسل شدن به این شیوه، ضمن عصبی کردن طرف مقابل، امکان موفقیت را از دست میدهند.
❌با طعنه و کنایه حرف زدن!
روش طعنه و کنایه زدن، روش محبوب بسیاری از افراد برای تغییر رفتارهای همسرشان است. توجه داشته باشید که با این برخوردها، احساس همسرتان نسبت به شما تغییر میکند و محبتش رو به سردی میرود؛ بنابراین شما باید انتظاراتتان را شفاف برای همسرتان مطرح کنید و دلایل اشتباه بودن رفتارهایش از نظر خودتان را برای او توضیح دهید.
❌مقایسه کردن برای ایجاد انگیزه تغییر!
یکی دیگر از روشهای نادرست، مقایسه کردن است و ما احساس میکنیم برای تغییر رفتارهای همسرمان، نیاز داریم در او انگیزه ایجاد کنیم و یکی از اشتباهترین روشهایی که به این منظور انتخاب میکنیم، مقایسه همسرمان با دیگران است. نتیجه مقایسه نیز شبیه به روشهای پیشین است و جز برانگیختن ناراحتی و حتی شاید احساس حسادت نتیجهای در بر نخواهد داشت.
#خانه_های_روشن
#منبرک
#روابط_زوجین
.
.
💡پ ن:
۱. فقط فردا جهت ثبت نام در کارگاه ۴ ساعته "روابط زوجین" فرصت دارید.
۲. به دوستان خود اطلاع دهید.
❤️🍀 @filsofak
🎎
📝 منبرک: (زندگی را نابود نکنیم!)
❣راههای اشتباه جهت تغییر همسر
نگاه شما؟
.
.
🔖گاهی میخواهیم به هر قیمتی که شده، رفتار همسرمان را تغییر دهیم حتی اگر شده با توسل به زور!
این قدرت نمایی از اخم کردن شروع میشود و تا جر و بحث و تهدید به جدایی پیش میرود. این دعواهای کلامی، اگر هم تغییری در رفتار همسرمان ایجاد کند، ظاهری و موقتی است.
🔖در این مواقع، همسر شما هر زمان فرصتی پیدا کند به رفتار خود بر میگردد و در صدد تلافی برمی آید تا مرهمی بر احساسات جریحه دار شده خود بگذارد.
❌بازی با احساسات همسر!
جملههایی مانند 👈اگر من را دوست داری پس...
👈با این کارت نشان دادی که مرا دوست نداری... گاهی از زبان زوجین شنیده میشود؛ در این شیوه، همسران سعی میکنند با به غلیان درآوردن دیگ احساسات یکدیگر روی هم تاثیر بگذارند. ممکن است چنین روشی در مدت کوتاهی جواب دهد، اما در بلند مدت، ممکن است باعث بیعلاقگی زن و شوهر به یکدیگر شود.
❌تکرار بیش از حد!
در بعضی مواقع برای تغییر رفتارهای همسرمان، به تکرار بیش از حد متوسل میشویم و مرتب رفتار او را به رویش میآوریم و از او میخواهیم آن را تغییر دهد. وقتی مسئلهای بیش از حد تکرار شود، جایگاه و اهمیت خود را از دست میدهد و به مسئلهای پیش پا افتاده تبدیل میشود. زن و شوهرها باید توجه داشته باشند که در صورت متوسل شدن به این شیوه، ضمن عصبی کردن طرف مقابل، امکان موفقیت را از دست میدهند.
❌با طعنه و کنایه حرف زدن!
روش طعنه و کنایه زدن، روش محبوب بسیاری از افراد برای تغییر رفتارهای همسرشان است. توجه داشته باشید که با این برخوردها، احساس همسرتان نسبت به شما تغییر میکند و محبتش رو به سردی میرود؛ بنابراین شما باید انتظاراتتان را شفاف برای همسرتان مطرح کنید و دلایل اشتباه بودن رفتارهایش از نظر خودتان را برای او توضیح دهید.
❌مقایسه کردن برای ایجاد انگیزه تغییر!
یکی دیگر از روشهای نادرست، مقایسه کردن است و ما احساس میکنیم برای تغییر رفتارهای همسرمان، نیاز داریم در او انگیزه ایجاد کنیم و یکی از اشتباهترین روشهایی که به این منظور انتخاب میکنیم، مقایسه همسرمان با دیگران است. نتیجه مقایسه نیز شبیه به روشهای پیشین است و جز برانگیختن ناراحتی و حتی شاید احساس حسادت نتیجهای در بر نخواهد داشت.
#خانه_های_روشن
#منبرک
#روابط_زوجین
.
.
💡پ ن:
۱. فقط فردا جهت ثبت نام در کارگاه ۴ ساعته "روابط زوجین" فرصت دارید.
۲. به دوستان خود اطلاع دهید.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📄انسان، تنها موجودی است که می تواند از خود ناخرسند باشد و از آنچه آن را انجام می دهد رضایت نداشته باشد. از سوی دیگر جدّی بودن و گریختن از آنچه مهمل و بیهوده شناخته می شود از خصلت های دیگر او بشمار می آید. جدّی بودن و خرسند نبودن انسان از آنچه در هر مرحله از زندگی آن را بدست می آورد، موجب می شود که تلاش و کوشش کند و شخصیت والا و شگفت انگیز خویش را بسازد. حیوانات نمی توانند از خودشان ناخرسند باشند زیرا فقط موجودی می تواند از خودش ناخرسند باشد که بتواند از خودش فاصله بگیرد و از بیرون خود به خودش نگاه کند.
📕 کتاب اختیار در ضرورت هستی، ص 34
🖋دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی
❤️🍀 @Filsofak
📄انسان، تنها موجودی است که می تواند از خود ناخرسند باشد و از آنچه آن را انجام می دهد رضایت نداشته باشد. از سوی دیگر جدّی بودن و گریختن از آنچه مهمل و بیهوده شناخته می شود از خصلت های دیگر او بشمار می آید. جدّی بودن و خرسند نبودن انسان از آنچه در هر مرحله از زندگی آن را بدست می آورد، موجب می شود که تلاش و کوشش کند و شخصیت والا و شگفت انگیز خویش را بسازد. حیوانات نمی توانند از خودشان ناخرسند باشند زیرا فقط موجودی می تواند از خودش ناخرسند باشد که بتواند از خودش فاصله بگیرد و از بیرون خود به خودش نگاه کند.
📕 کتاب اختیار در ضرورت هستی، ص 34
🖋دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی
❤️🍀 @Filsofak
04 Spirit Wind
@cafearamesh
موسیقی آرامش بخش 🎶
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
کارگاه: روابط زوجین.
تهران.
(خانه های روشن)۲
🔸اطلاع رسانی کنید.
مدرس: #مصطفی_سلیمانی
برای ثبت نام به این آی دی مراجعه نمایید👇👇👇
🆔 @moshavere_soleymani
🍀❤️ @filsofak
تهران.
(خانه های روشن)۲
🔸اطلاع رسانی کنید.
مدرس: #مصطفی_سلیمانی
برای ثبت نام به این آی دی مراجعه نمایید👇👇👇
🆔 @moshavere_soleymani
🍀❤️ @filsofak
#مصطفی_ملکیان، استاد فلسفه و اخلاق:
«راهحل #رشد، مطالعه است و باید #کتاب_بخوانیم.
#یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر میشود.»
🍀❤️ @filsofak
«راهحل #رشد، مطالعه است و باید #کتاب_بخوانیم.
#یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر میشود.»
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
نخستین عاملی که لازم است تا جهان را برای زیست قابل تحمل سازد، درک این حقیقت است که خودخواهی بشر امری الزامی و اجتناب ناپذیر است.
تو از دیگران توقع از خودگذشتگی داری و این توقعی غیرمعقول است که انسان ها می بایست برای تو و به خاطر تو امیال خود را زیرپا گذارند. چرا باید این کار را بکنند؟
وقتی این حقیقت را پذیرفتی و با خود کنار آمدی که در این دنیا هرکس برای خودش زندگی میکند، آن گاه از دیگران کمتر توقع خواهی کرد، آنان تو را مایوس نخواهند کرد و با عطوفت بیشتری به مردم خواهی نگریست. انسان ها تنها در جستجوی یک چیز و تنها یک چیز هستند و آن لذایذ خودشان است.
▪️پیرامون اسارت بشری
▪️سامرست موآم
🍀❤️ @filsofak
نخستین عاملی که لازم است تا جهان را برای زیست قابل تحمل سازد، درک این حقیقت است که خودخواهی بشر امری الزامی و اجتناب ناپذیر است.
تو از دیگران توقع از خودگذشتگی داری و این توقعی غیرمعقول است که انسان ها می بایست برای تو و به خاطر تو امیال خود را زیرپا گذارند. چرا باید این کار را بکنند؟
وقتی این حقیقت را پذیرفتی و با خود کنار آمدی که در این دنیا هرکس برای خودش زندگی میکند، آن گاه از دیگران کمتر توقع خواهی کرد، آنان تو را مایوس نخواهند کرد و با عطوفت بیشتری به مردم خواهی نگریست. انسان ها تنها در جستجوی یک چیز و تنها یک چیز هستند و آن لذایذ خودشان است.
▪️پیرامون اسارت بشری
▪️سامرست موآم
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
خجالت آور است تماشای کسی که آخر عمری، خود را موشکافی می کند و به این نتیجه می رسد تنها چیزی که با خود به گور می برد، شرم زندگی نکردن است.
▪️جز از کل
▪️استیو تولتز
🍀❤️ @filsofak
خجالت آور است تماشای کسی که آخر عمری، خود را موشکافی می کند و به این نتیجه می رسد تنها چیزی که با خود به گور می برد، شرم زندگی نکردن است.
▪️جز از کل
▪️استیو تولتز
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
برای هیچکس هیچ اهمیتی نداره که چه کارهای شگفت انگیزی از دستت بر میاد.
تا وقتی انجامشون ندادی، با یک فرد بی استعداد هیچ تفاوتی نداری.
🍀❤️ @filsofak
برای هیچکس هیچ اهمیتی نداره که چه کارهای شگفت انگیزی از دستت بر میاد.
تا وقتی انجامشون ندادی، با یک فرد بی استعداد هیچ تفاوتی نداری.
🍀❤️ @filsofak
23-30.pdf
4.5 MB
پرونده #خانواده شماره ۳۰
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۲۹۵
یادداشت، گفتگو، کتابشناسی، تربیت فرزند، تحلیل و بررسی، روانشناسی خانواده و رمان و خانواده.
🍀❤️ @filsofak
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره۲۹۵
یادداشت، گفتگو، کتابشناسی، تربیت فرزند، تحلیل و بررسی، روانشناسی خانواده و رمان و خانواده.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده ی آنان می کند،برده ی نظراتشان و بدتر،برده ی آنچه وانمود می کنند به نظرشان می رسد.
#اروین_یالوم
#درمان_شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه میتواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده ی آنان می کند،برده ی نظراتشان و بدتر،برده ی آنچه وانمود می کنند به نظرشان می رسد.
#اروین_یالوم
#درمان_شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
موردی که در قرآن به خاطر تقدیم و تأخیر مشکل به وجود میآید مشکل تطورات اندیشگی قرآن است. بعضی میگویند اصلاً در قرآن تطورات اندیشگی وجود ندارد و سخن خدا را از روز اول تا روز آخر یک سخن بوده. معلوم نیست در قرآن اول این اندیشه گفته شده بعد آن اندیشه، یا اول آن اندیشه گفته شده و بعد این اندیشه. با فرض اینکه این تطورات اندیشگی در قرآن وجود دارد ما نمیدانیم آخرین اندیشهی قرآن کدام مورد است. کتابهای یک متفکر را زمانبندی میکنند تا بفهمند این کتابها را کی نوشته تا آخرین کتاب را آرای او بدانند. اگر ترتیب این کتابها به هم بخورد شما نمیدانید آخرین رای شخص چه بوده است.
در بحث معاد
در قرآن تطورات اندیشگی وجود دارد. اگر چه کسانی معتقدند وجود ندارد. اما وجود دارد حتی در امور مهم. مثال میزنم: عربی نزد پیامبر آمد و استخوانی را با خودش آورده بود. به قدری این استخوان قدمت داشت که وقتی آن را فشار داد، پودر شد. عرب گفت چه کسی استخوانهای به این پودری را زنده میکند؟ قرآن میگوید خدا زندهاش میکند. انگار فرض را بر این گرفته که خود استخوانهاست. اما گفته نشده که تو نفس مجردی داری که وارد عالم برزخ میشود و بهشت و جهنم. اما چنین چیزی نگفته و گفته همین استخوان را خدا زنده میکند. به تعبیر دیگر انگار قرآن معاد را جسمانی دانسته و به نفس قائل نیست. در همین قرآن داریم که میگوید شما نفس دارید و این نفستان است که به عالم دیگر انتقال پیدا میکند. خوب اگر ما نفس داریم باید به آن عرب هم میگفتید بحث استخوان نیست. نظر نهایی قرآن کدام یک از اینهاست؟ بسته به این است که اول کدامشان نازل شده و بعد کدامش نازل شده، اما نمیدانیم کدام یک اول نازل شده است.
در احکام فقهی
مورد بعد، میزان شدت و حدت وجوب و حرمتهاست. شما راجع به مشروبات الکلی ببینید قرآن میگوید لاتقرب الصلوه و انتم سکاری. ای کسانی که مستید تا مستید به نماز نزدیک نشوید. این را خطلب به چه کسی گفته؟ خطاب به مسلمانان گفته که میتوانستند مست باشند اما نمیتوانستند نماز بخوانند. یک جا گفته یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ، گفته هم مشروبات الکلی و هم قمار منافعی دارد اما اثمهما اکثرهم من نفعهما اما گناه آن بیشتر از نفعش است. انگار اینجا شدیدتر از قبلی است. اما یک جای دیگر میگوید حرم علیکم بر شما فلان و فلان حرام شده و مشروبات الکلی. ما میگوییم روند نازل شدنش به این شکلی است که ما میگوییم. اما خود قرآن این را داد نمیزند. قرآن در سه جا این حرف را زده اما ما نمیدانیم ترتیبش چیست. بنابراین شدت و خفت ایجابها و تحریمها مشخص نیست.
ممکن است کسی بگوید اول خدا حرام کرد، بعد گفت منافعی هم دارد بعد گفته اشکالی ندارد بخورید اما وقتی مستید به نماز نایستید. نمونهاش را داشتیم. اول گفته شده که در ماه رمضان با همسرانتان به صورت کلی مقاربت جنسی نداشته باشید. اول حرام شد که در کل ماه رمضان زنان و شوهران با هم مقاربت جنسی داشته باشند. بعد قرآن گفت من خائنهی شما را میدانم، یعنی میدانم که به این حرف خیانت میکنید چون برایتان رعایتش سخت است. بعد گفت خَفَفَ الله عنکم. یعنی خدا به شما تخفیف داد و میتوانید شبها با هم مقاربت بکنید. فقهای ما میگویند قرآن از رقیق به غلیظ رفته، اما مستندی ندارند، چون قرآن به ترتیب نیست. کما اینکه اگر قرآن لفظی درش نبود نمیشد راجع به ماه رمضان و همبستری هم نظر داد. منتهی آنجا قرآن از یک لفظی استفاده کرد که میفهمیم قرآن اول غلیظ بود و بعد رقیق شده، چون قرآن میگوید فهمیدیم که به این حکم شبها خیانت میکنید و الان خدا به شما تخفیف داد. اینجا میفهمیم تحریم حکم اول است که به طور کلی در ماه رمضان نباید همبستری باشد.
✍ #مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
موردی که در قرآن به خاطر تقدیم و تأخیر مشکل به وجود میآید مشکل تطورات اندیشگی قرآن است. بعضی میگویند اصلاً در قرآن تطورات اندیشگی وجود ندارد و سخن خدا را از روز اول تا روز آخر یک سخن بوده. معلوم نیست در قرآن اول این اندیشه گفته شده بعد آن اندیشه، یا اول آن اندیشه گفته شده و بعد این اندیشه. با فرض اینکه این تطورات اندیشگی در قرآن وجود دارد ما نمیدانیم آخرین اندیشهی قرآن کدام مورد است. کتابهای یک متفکر را زمانبندی میکنند تا بفهمند این کتابها را کی نوشته تا آخرین کتاب را آرای او بدانند. اگر ترتیب این کتابها به هم بخورد شما نمیدانید آخرین رای شخص چه بوده است.
در بحث معاد
در قرآن تطورات اندیشگی وجود دارد. اگر چه کسانی معتقدند وجود ندارد. اما وجود دارد حتی در امور مهم. مثال میزنم: عربی نزد پیامبر آمد و استخوانی را با خودش آورده بود. به قدری این استخوان قدمت داشت که وقتی آن را فشار داد، پودر شد. عرب گفت چه کسی استخوانهای به این پودری را زنده میکند؟ قرآن میگوید خدا زندهاش میکند. انگار فرض را بر این گرفته که خود استخوانهاست. اما گفته نشده که تو نفس مجردی داری که وارد عالم برزخ میشود و بهشت و جهنم. اما چنین چیزی نگفته و گفته همین استخوان را خدا زنده میکند. به تعبیر دیگر انگار قرآن معاد را جسمانی دانسته و به نفس قائل نیست. در همین قرآن داریم که میگوید شما نفس دارید و این نفستان است که به عالم دیگر انتقال پیدا میکند. خوب اگر ما نفس داریم باید به آن عرب هم میگفتید بحث استخوان نیست. نظر نهایی قرآن کدام یک از اینهاست؟ بسته به این است که اول کدامشان نازل شده و بعد کدامش نازل شده، اما نمیدانیم کدام یک اول نازل شده است.
در احکام فقهی
مورد بعد، میزان شدت و حدت وجوب و حرمتهاست. شما راجع به مشروبات الکلی ببینید قرآن میگوید لاتقرب الصلوه و انتم سکاری. ای کسانی که مستید تا مستید به نماز نزدیک نشوید. این را خطلب به چه کسی گفته؟ خطاب به مسلمانان گفته که میتوانستند مست باشند اما نمیتوانستند نماز بخوانند. یک جا گفته یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ، گفته هم مشروبات الکلی و هم قمار منافعی دارد اما اثمهما اکثرهم من نفعهما اما گناه آن بیشتر از نفعش است. انگار اینجا شدیدتر از قبلی است. اما یک جای دیگر میگوید حرم علیکم بر شما فلان و فلان حرام شده و مشروبات الکلی. ما میگوییم روند نازل شدنش به این شکلی است که ما میگوییم. اما خود قرآن این را داد نمیزند. قرآن در سه جا این حرف را زده اما ما نمیدانیم ترتیبش چیست. بنابراین شدت و خفت ایجابها و تحریمها مشخص نیست.
ممکن است کسی بگوید اول خدا حرام کرد، بعد گفت منافعی هم دارد بعد گفته اشکالی ندارد بخورید اما وقتی مستید به نماز نایستید. نمونهاش را داشتیم. اول گفته شده که در ماه رمضان با همسرانتان به صورت کلی مقاربت جنسی نداشته باشید. اول حرام شد که در کل ماه رمضان زنان و شوهران با هم مقاربت جنسی داشته باشند. بعد قرآن گفت من خائنهی شما را میدانم، یعنی میدانم که به این حرف خیانت میکنید چون برایتان رعایتش سخت است. بعد گفت خَفَفَ الله عنکم. یعنی خدا به شما تخفیف داد و میتوانید شبها با هم مقاربت بکنید. فقهای ما میگویند قرآن از رقیق به غلیظ رفته، اما مستندی ندارند، چون قرآن به ترتیب نیست. کما اینکه اگر قرآن لفظی درش نبود نمیشد راجع به ماه رمضان و همبستری هم نظر داد. منتهی آنجا قرآن از یک لفظی استفاده کرد که میفهمیم قرآن اول غلیظ بود و بعد رقیق شده، چون قرآن میگوید فهمیدیم که به این حکم شبها خیانت میکنید و الان خدا به شما تخفیف داد. اینجا میفهمیم تحریم حکم اول است که به طور کلی در ماه رمضان نباید همبستری باشد.
✍ #مصطفی_ملکیان
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔹 جلوتر از زمانهاش بود و برای همین هم هزینه داد
روایت مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی از دوست و همدرسش امام موسی صدر: بعضیها ممکن است افکار عمومی را رعایت کنند، ولی او آزاد فکر میکرد. آزاد عمل میکرد. ضربهاش را هم میخورد. تهمتهایی بهش میزدند...
در همه دورههای زندگیاش همینطور بود، نه اینکه وقتی لبنان رفت، اینطور بشود. همیشه فکرهای نو داشت و دنبالشان میکرد. عکسی از او نشان داده بودند به آیتالله خویی که «ببین این شاگرد نور چشمیات با زنهای بیحجاب نشست و برخاست دارد.» حالا آنجا لبنان بود و آنهم یک سخنرانی بود برای دانشجوها و جوانها. درباره مذهب بود اصلاً، در راه مذهب. ولی آدمها بعضی وقتها جلوتر از دماغشان را نمیتوانند ببینند. همه را با میزان خودشان میسنجند.
آقا موسی بابت اینها هزینه داد. چه وقتی ایران بود، چه بعدها در لبنان؛ بابت اینکه جلوتر از زمانه بود و بابت اینکه آزاد بود. بیباکی میکرد در مواجهه با افکار عامه. آدمی بود که حرفِ نو زیاد داشت و هر حرفِ نویی بحرانی با خودش دارد. چون معنی حرف نو این است که دیگران قبلاً آن را نگفتهاند. افکار عمومی آماده نیست برای آن. برای همین کارها و روشهای آقا موسی جلب توجه میکرد. مثلاً دانشگاه رفتنش. در قمِ سالهایی که با چیزهایی مثل گوجهفرنگی، چتر، قاشق یا رادیو با کراهت برخورد میشد، به حساب اینکه از فرنگ آمده، دانشگاه رفتن روحانی خوشایند نبود. نفس این عمل در قم تهمت میآورد. میگفتند: این فرد تجددطلب است، روشنفکر است، خلاصه مخالفت با روحانیت دارد. ولی آقا موسی این کار را کرد. رفت دانشگاه و اقتصاد خواند. خیلیها کلمه اقتصاد را هم نشنیده بودند هنوز...»
❤️🍀 @filsofak
🔹 جلوتر از زمانهاش بود و برای همین هم هزینه داد
روایت مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی از دوست و همدرسش امام موسی صدر: بعضیها ممکن است افکار عمومی را رعایت کنند، ولی او آزاد فکر میکرد. آزاد عمل میکرد. ضربهاش را هم میخورد. تهمتهایی بهش میزدند...
در همه دورههای زندگیاش همینطور بود، نه اینکه وقتی لبنان رفت، اینطور بشود. همیشه فکرهای نو داشت و دنبالشان میکرد. عکسی از او نشان داده بودند به آیتالله خویی که «ببین این شاگرد نور چشمیات با زنهای بیحجاب نشست و برخاست دارد.» حالا آنجا لبنان بود و آنهم یک سخنرانی بود برای دانشجوها و جوانها. درباره مذهب بود اصلاً، در راه مذهب. ولی آدمها بعضی وقتها جلوتر از دماغشان را نمیتوانند ببینند. همه را با میزان خودشان میسنجند.
آقا موسی بابت اینها هزینه داد. چه وقتی ایران بود، چه بعدها در لبنان؛ بابت اینکه جلوتر از زمانه بود و بابت اینکه آزاد بود. بیباکی میکرد در مواجهه با افکار عامه. آدمی بود که حرفِ نو زیاد داشت و هر حرفِ نویی بحرانی با خودش دارد. چون معنی حرف نو این است که دیگران قبلاً آن را نگفتهاند. افکار عمومی آماده نیست برای آن. برای همین کارها و روشهای آقا موسی جلب توجه میکرد. مثلاً دانشگاه رفتنش. در قمِ سالهایی که با چیزهایی مثل گوجهفرنگی، چتر، قاشق یا رادیو با کراهت برخورد میشد، به حساب اینکه از فرنگ آمده، دانشگاه رفتن روحانی خوشایند نبود. نفس این عمل در قم تهمت میآورد. میگفتند: این فرد تجددطلب است، روشنفکر است، خلاصه مخالفت با روحانیت دارد. ولی آقا موسی این کار را کرد. رفت دانشگاه و اقتصاد خواند. خیلیها کلمه اقتصاد را هم نشنیده بودند هنوز...»
❤️🍀 @filsofak
فلسفه اخلاق
📝 کانال فلسفه اخلاق: موردی که در قرآن به خاطر تقدیم و تأخیر مشکل به وجود میآید مشکل تطورات اندیشگی قرآن است. بعضی میگویند اصلاً در قرآن تطورات اندیشگی وجود ندارد و سخن خدا را از روز اول تا روز آخر یک سخن بوده. معلوم نیست در قرآن اول این اندیشه گفته شده…
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در قرآن تطور اندیشگی نیست، تطور بیانی است.
١.تعبیر”تطور اندیشگى” را در خصوص احکام عملى نباید به کار برد و یا دست کم، از نظر معنا و مطالب پیرامون آن، با حوزه اندیشه که به دنبال شناسائى واقعیت است، تفاوت بسیار دارد و باید جداگانه بررسى گردد. تطور احکام در دانش فقه، زیر عناوینى چون اجمال و تبیین، ناسخ و منسوخ و معاریض و توریه بررسى شده و نقش تقدم و تاخر تاریخى آنها هم تا حدود زیادى مورد توجه بوده است.
٢.تطور اندیشگى گاه به معناى وجود تغییر مطالب در آثار یک مولف است و گاهى به معناى تغییر آراى یک مولف در ضمن آثارش. اولى لزوما به معناى تغییر آراى مولف نیست و مى تواند دلائل مختلف داشته باشد، از جمله رعایت ذهنیت مخاطب و انتقال لایه به لایه مطالب در فرایند آموزش. مدعاى ما این است که اولى در قرآن مثل هر نص تاسیسى ( متن مادر) هست اما دومى تاکنون اثبات نشده است.
٣.مدعاى استاد ملکیان را بر معناى نخست مى توان حمل کرد و با آن همراه شد. یعنى چون در باب نفس، در قرآن بیان هاى مختلفى وجود دارد، پس دانستن سیر تاریخى نزول کمک مى کند (فقط به عنوان یک نشانه) که نظر حقیقى قرآن در باب نفس روشن گردد.[ توجه مى فرمایید که در این صورت حرف جدیدى نیست] اما بنابر فرض دوم، صرفا تفاوت عبارات در باب نفس کافى نیست، بلکه باید ثابت کنند که مطالب قرآن در مواضع مختلف با یکدیگر در تناقض است و نشان از تطور دیدگاه صاحب سخن دارد. در عبارت استاد ملکیان شاهدى بر اثبات این مدعا نیست.
۴.در خصوص مسئله نفس، عبارت ایشان مبهم و قابل مناقشه است، مى گویند که قرآن مى فرماید:” شما نفس دارید و این نفستان هست که با عالم دیگر انتقال پیدا مى کند”. بحث ایشان در باره حشر بدن در قیامت بود و نه انتقال به جهان دیگر! پس مى پرسیم کدام آیه است که دلالت دارد “تنها” نفس انسان است که در “قیامت” محشور مى شود؟![ توجه کنید که بدون دو قید تنها و قیامت، استدلال تمام نیست و در واقع هیچ چیزى اثبات نشده است] ادعاى ما این است که در باب جایگاه نفس و بدن در قیامت، در قرآن هیچ تطور محتوائى نیست. در قرآن کریم از آیات مکى تا پایان آیات مدنى، حشر انسان در قیامت با هر دو عنصر نفس و بدن بیان شده است، هر چند انتقال به عالم برزخ با روح صورت مى گیرد و در قیامت روح به بدن ملحق مى گردد.
حجت الاسلام محمدتقی سبحانی
❤️🍀 @filsofak
در قرآن تطور اندیشگی نیست، تطور بیانی است.
١.تعبیر”تطور اندیشگى” را در خصوص احکام عملى نباید به کار برد و یا دست کم، از نظر معنا و مطالب پیرامون آن، با حوزه اندیشه که به دنبال شناسائى واقعیت است، تفاوت بسیار دارد و باید جداگانه بررسى گردد. تطور احکام در دانش فقه، زیر عناوینى چون اجمال و تبیین، ناسخ و منسوخ و معاریض و توریه بررسى شده و نقش تقدم و تاخر تاریخى آنها هم تا حدود زیادى مورد توجه بوده است.
٢.تطور اندیشگى گاه به معناى وجود تغییر مطالب در آثار یک مولف است و گاهى به معناى تغییر آراى یک مولف در ضمن آثارش. اولى لزوما به معناى تغییر آراى مولف نیست و مى تواند دلائل مختلف داشته باشد، از جمله رعایت ذهنیت مخاطب و انتقال لایه به لایه مطالب در فرایند آموزش. مدعاى ما این است که اولى در قرآن مثل هر نص تاسیسى ( متن مادر) هست اما دومى تاکنون اثبات نشده است.
٣.مدعاى استاد ملکیان را بر معناى نخست مى توان حمل کرد و با آن همراه شد. یعنى چون در باب نفس، در قرآن بیان هاى مختلفى وجود دارد، پس دانستن سیر تاریخى نزول کمک مى کند (فقط به عنوان یک نشانه) که نظر حقیقى قرآن در باب نفس روشن گردد.[ توجه مى فرمایید که در این صورت حرف جدیدى نیست] اما بنابر فرض دوم، صرفا تفاوت عبارات در باب نفس کافى نیست، بلکه باید ثابت کنند که مطالب قرآن در مواضع مختلف با یکدیگر در تناقض است و نشان از تطور دیدگاه صاحب سخن دارد. در عبارت استاد ملکیان شاهدى بر اثبات این مدعا نیست.
۴.در خصوص مسئله نفس، عبارت ایشان مبهم و قابل مناقشه است، مى گویند که قرآن مى فرماید:” شما نفس دارید و این نفستان هست که با عالم دیگر انتقال پیدا مى کند”. بحث ایشان در باره حشر بدن در قیامت بود و نه انتقال به جهان دیگر! پس مى پرسیم کدام آیه است که دلالت دارد “تنها” نفس انسان است که در “قیامت” محشور مى شود؟![ توجه کنید که بدون دو قید تنها و قیامت، استدلال تمام نیست و در واقع هیچ چیزى اثبات نشده است] ادعاى ما این است که در باب جایگاه نفس و بدن در قیامت، در قرآن هیچ تطور محتوائى نیست. در قرآن کریم از آیات مکى تا پایان آیات مدنى، حشر انسان در قیامت با هر دو عنصر نفس و بدن بیان شده است، هر چند انتقال به عالم برزخ با روح صورت مى گیرد و در قیامت روح به بدن ملحق مى گردد.
حجت الاسلام محمدتقی سبحانی
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔵 زمین واقعیت ما فضیلت نمیرویاند
✅ اگر ده روز تلویزیون را تحمل کنید، سخنان مسئولان و سخنوران را گوش دهید، ادبیات قدیم و جدید ما را ورق بزنید خواهید دید آسمان رؤياهاي ما عمیقاً اخلاقی است. خواهید دید در جامعهی ما آرزوی اخلاق موج میزند و در این جامعه میل شدیدی به فضیلت و اخلاق وجود دارد.
✅✅ اما اگر به واقعیت اجتماعی سری بزنید و عمل همان مسئول و سازمان را بررسی کنید، میبینید وضعیتهای بیرونی ما چندان با آرزوهای اخلاقیمان همداستان نیستد. گویا متن زیست ما و موقعیّتهای اجتماعی و سیاسی و نیز کسب و کار ما برای نمایش فضیلت ساخته نشده است.
✅✅✅ بزرگترین خطر برای دین و اخلاق جامعهی ما این است که مردم به این نتیجه برسند که فضیلتها برای آسمانِ خواب و خیال است و در زمین باید گلیم خود را از آب کشید و از خیر فضیلتمندانه زیستن گذشت.
✍ مهراب صادقنیا
❤️🍀 @filsofak
🔵 زمین واقعیت ما فضیلت نمیرویاند
✅ اگر ده روز تلویزیون را تحمل کنید، سخنان مسئولان و سخنوران را گوش دهید، ادبیات قدیم و جدید ما را ورق بزنید خواهید دید آسمان رؤياهاي ما عمیقاً اخلاقی است. خواهید دید در جامعهی ما آرزوی اخلاق موج میزند و در این جامعه میل شدیدی به فضیلت و اخلاق وجود دارد.
✅✅ اما اگر به واقعیت اجتماعی سری بزنید و عمل همان مسئول و سازمان را بررسی کنید، میبینید وضعیتهای بیرونی ما چندان با آرزوهای اخلاقیمان همداستان نیستد. گویا متن زیست ما و موقعیّتهای اجتماعی و سیاسی و نیز کسب و کار ما برای نمایش فضیلت ساخته نشده است.
✅✅✅ بزرگترین خطر برای دین و اخلاق جامعهی ما این است که مردم به این نتیجه برسند که فضیلتها برای آسمانِ خواب و خیال است و در زمین باید گلیم خود را از آب کشید و از خیر فضیلتمندانه زیستن گذشت.
✍ مهراب صادقنیا
❤️🍀 @filsofak