This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«یونسکو»، شش عامل را نشانه باسواد بودن میداند. شما کدام ویژگی باسواد بودن را دارید؟
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔺واویلا !! لیلی ؟ دوست دارم خیلی؟ عجیبه.🔺
🔼 دکتر فردین علیخواه/ جامعهشناس: جای جمله " دوستت دارم" در زندگی واقعی ما ایرانیان کجاست؟ در طول شبانهروز چند نفر از ما این جمله را میگوییم یا میشنویم؟ اگر تحلیل خود را در این نوشته کوتاه زوجها قرار دهیم در خصوص جمله " دوستت دارم" چند گروه را میتوان شناسایی کرد. البته باید گفت که در درون هر یک از این گروهها نیز تنوعات مختلفی وجود دارد که در اینجا نمیتوان به همه آنها پرداخت.
1-کسانی که همسرشان را دوست ندارند ولی به او میگویند که دوستش دارند. این گروه یکعمر شریک زندگیشان را فریب میدهند و در مقابل او نقش بازی میکنند. اینان در اوایل، هنگام مسواک زدن به دندانهایشان، وقتی به آینه خیره می شدند کمی از خودشان خجالت میکشیدند ولی بهتدریج گفتن دروغی مانند "دوستت دارم " برایشان عادی میشود. دوستت دارم برای اینان تاکتیک است.
2-کسانی که همسرشان را دوست دارند و به او میگویند که دوستش دارند. این وضعیت نرمال است. البته اینکه چند بار در روز، یا هفته، یا سال به همسرشان بگویند ؛ میتواند موضوع تحلیل باشد. نحوه اجتماعی شدن این افراد میتواند بررسی شود. اینکه چگونه و از کجا یاد گرفتهاند که به راحتی بگویند دوستت دارم.
3-کسانی که همسرشان را دوست دارند ولی به او نمیگویند که دوستش دارند. برای فهم این افراد باید نحوه اجتماعی شدنشان را بررسی کرد. اینان یا یاد نگرفتهاند که باید دوست داشتن را ابراز کرد و یا یاد گرفتهاند ولی تحت تأثیر جامعه با خودشان میگویند که ابراز علاقه موجب " پررو" شدن طرف مقابل میشود، یا اصلا چه نیازی است که گفته شود، بدون گفتن دوستت دارم هم زندگی پیش میرود و ...
4-کسانی که همسرشان را دوست ندارند ولی به او نمیگویند که دوستش ندارند. معمولاً هرکدام از این زوجها در لاک خود فرورفته و با دیگری کاری ندارد. بیشتر اینان برای بقاء زندگیشان استراتژیِ نگفتن دوستنداشتن را انتخاب میکنند. درواقع هر کس در جزیره خودش زندگی میکند.
5-کسانی که همسرشان را دوست ندارند و به او میگویند که دوستش ندارند. این وضعیت درواقع شلیک تیر خلاص به زندگی زناشویی و نقطه اوج طلاق عاطفی است. هر چند اینان صداقت دارند ولی ادامه زندگی برخی از اینان ؛علیرغم دوست نداشتن همدیگر ؛ بسیار تلخ است. برخی سال ها به همین شکل باهم زندگی میکنند.
6-کسانی که اصلاً نمیدانند همسرشان را دوست دارند یا ندارند! اساساً به این مسئله فکر نمیکنند. زندگی جریان دارد و دو طرف هم به همدیگر عادت کردهاند. چهکاری است که به این موضوعات"شکمسیری " فکر شود!
موضوع تحلیل این نوشته گروهی است که "همسرشان را دوست دارند ولی به او نمیگویند که دوستش دارند". گاهی اوقات میخواهند بگویند ولی گویی زبانشان میگیرد. مانند کابوس دیدن در خواب که زبان بند می آید. حاضرند ده کامیون پر از شن را با بیل خالی کنند ولی این جمله را نگویند!
اظهارِ دوست داشتن هم مانند دیگر رفتارهای اجتماعی، یادگرفتنی است. منظور آن است که نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و رسانههای جمعی به ما یاد میدهند که احساساتمان را در دلمان پنهان نکنیم و آنها را آشکار کنیم. حال شما میتوانید با این پیشفرض جامعهشناختی به سراغ نهادهای اجتماعی نظیر صداوسیما، مدارس و خانوادهها رفته و آنها را در خصوص تعلیم رهاسازی احساسات و گفتن جملههایی مانند دوستت دارم ارزیابی کنید. واقعاً در چند درصد خانوادههای ایرانی والدین چنین جملههایی را به همدیگر میگویند؟ سایر نهادها چقدر سعی میکنند به افراد یاد بدهند که احساساتشان را بروز دهند و جملهای مانند "دوستت دارم" را به زبان بیاورند.
یک روز چند نوجوان را دور خودم جمع کردم. از هرکدام از آنها خواستم که بگویند" آی لاو یو"I love you . آنان بهراحتی و بدون هیچگونه خجالتی این جمله را بیان کردند. حتی بعضی از آنها بهجای یکبار؛ چند بار آنرا تکرار میکردند"آی لاو یو"، " آی لاو یو"، " آی لاو یو" . از آنها خواستم به فارسی بگویند" دوِستت دارم". سرشان را پایین انداختند و خندیدند! باز درخواستم را تکرار کردم. به همدیگر نگاه کردند و خندیدند و نگفتند. پس از چند بار سماجت من؛ کمکم گفتند ولی نه به روانی آی لاو یو!! با آنها در این خصوص صحبت کردم. متوجه شدم که آنها ؛ که درواقع نسل جدید بودند آنقدر در فیلمها، کارتونها و حتی بازیهای کامپیوتری و موبایلی جمله " آی لاو یو " را شنیده اند که گفتن آن برایشان بسیار راحت شده است. برعکس، جمله " دوستت دارم " را آنقدر در جامعه کم شنیدهاند که گفتن آن برایشان مشکل است. درواقع اظهار " آی لاو یو" به آنها خوب یاد داده شده است ولی اظهار" دوستت دارم" نه.
جمله آخر: به نظرم زنان خیلی خوب می دانند که کدام دوستت دارم ها واقعی است.
🍀❤️ @filsofak
🔺واویلا !! لیلی ؟ دوست دارم خیلی؟ عجیبه.🔺
🔼 دکتر فردین علیخواه/ جامعهشناس: جای جمله " دوستت دارم" در زندگی واقعی ما ایرانیان کجاست؟ در طول شبانهروز چند نفر از ما این جمله را میگوییم یا میشنویم؟ اگر تحلیل خود را در این نوشته کوتاه زوجها قرار دهیم در خصوص جمله " دوستت دارم" چند گروه را میتوان شناسایی کرد. البته باید گفت که در درون هر یک از این گروهها نیز تنوعات مختلفی وجود دارد که در اینجا نمیتوان به همه آنها پرداخت.
1-کسانی که همسرشان را دوست ندارند ولی به او میگویند که دوستش دارند. این گروه یکعمر شریک زندگیشان را فریب میدهند و در مقابل او نقش بازی میکنند. اینان در اوایل، هنگام مسواک زدن به دندانهایشان، وقتی به آینه خیره می شدند کمی از خودشان خجالت میکشیدند ولی بهتدریج گفتن دروغی مانند "دوستت دارم " برایشان عادی میشود. دوستت دارم برای اینان تاکتیک است.
2-کسانی که همسرشان را دوست دارند و به او میگویند که دوستش دارند. این وضعیت نرمال است. البته اینکه چند بار در روز، یا هفته، یا سال به همسرشان بگویند ؛ میتواند موضوع تحلیل باشد. نحوه اجتماعی شدن این افراد میتواند بررسی شود. اینکه چگونه و از کجا یاد گرفتهاند که به راحتی بگویند دوستت دارم.
3-کسانی که همسرشان را دوست دارند ولی به او نمیگویند که دوستش دارند. برای فهم این افراد باید نحوه اجتماعی شدنشان را بررسی کرد. اینان یا یاد نگرفتهاند که باید دوست داشتن را ابراز کرد و یا یاد گرفتهاند ولی تحت تأثیر جامعه با خودشان میگویند که ابراز علاقه موجب " پررو" شدن طرف مقابل میشود، یا اصلا چه نیازی است که گفته شود، بدون گفتن دوستت دارم هم زندگی پیش میرود و ...
4-کسانی که همسرشان را دوست ندارند ولی به او نمیگویند که دوستش ندارند. معمولاً هرکدام از این زوجها در لاک خود فرورفته و با دیگری کاری ندارد. بیشتر اینان برای بقاء زندگیشان استراتژیِ نگفتن دوستنداشتن را انتخاب میکنند. درواقع هر کس در جزیره خودش زندگی میکند.
5-کسانی که همسرشان را دوست ندارند و به او میگویند که دوستش ندارند. این وضعیت درواقع شلیک تیر خلاص به زندگی زناشویی و نقطه اوج طلاق عاطفی است. هر چند اینان صداقت دارند ولی ادامه زندگی برخی از اینان ؛علیرغم دوست نداشتن همدیگر ؛ بسیار تلخ است. برخی سال ها به همین شکل باهم زندگی میکنند.
6-کسانی که اصلاً نمیدانند همسرشان را دوست دارند یا ندارند! اساساً به این مسئله فکر نمیکنند. زندگی جریان دارد و دو طرف هم به همدیگر عادت کردهاند. چهکاری است که به این موضوعات"شکمسیری " فکر شود!
موضوع تحلیل این نوشته گروهی است که "همسرشان را دوست دارند ولی به او نمیگویند که دوستش دارند". گاهی اوقات میخواهند بگویند ولی گویی زبانشان میگیرد. مانند کابوس دیدن در خواب که زبان بند می آید. حاضرند ده کامیون پر از شن را با بیل خالی کنند ولی این جمله را نگویند!
اظهارِ دوست داشتن هم مانند دیگر رفتارهای اجتماعی، یادگرفتنی است. منظور آن است که نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و رسانههای جمعی به ما یاد میدهند که احساساتمان را در دلمان پنهان نکنیم و آنها را آشکار کنیم. حال شما میتوانید با این پیشفرض جامعهشناختی به سراغ نهادهای اجتماعی نظیر صداوسیما، مدارس و خانوادهها رفته و آنها را در خصوص تعلیم رهاسازی احساسات و گفتن جملههایی مانند دوستت دارم ارزیابی کنید. واقعاً در چند درصد خانوادههای ایرانی والدین چنین جملههایی را به همدیگر میگویند؟ سایر نهادها چقدر سعی میکنند به افراد یاد بدهند که احساساتشان را بروز دهند و جملهای مانند "دوستت دارم" را به زبان بیاورند.
یک روز چند نوجوان را دور خودم جمع کردم. از هرکدام از آنها خواستم که بگویند" آی لاو یو"I love you . آنان بهراحتی و بدون هیچگونه خجالتی این جمله را بیان کردند. حتی بعضی از آنها بهجای یکبار؛ چند بار آنرا تکرار میکردند"آی لاو یو"، " آی لاو یو"، " آی لاو یو" . از آنها خواستم به فارسی بگویند" دوِستت دارم". سرشان را پایین انداختند و خندیدند! باز درخواستم را تکرار کردم. به همدیگر نگاه کردند و خندیدند و نگفتند. پس از چند بار سماجت من؛ کمکم گفتند ولی نه به روانی آی لاو یو!! با آنها در این خصوص صحبت کردم. متوجه شدم که آنها ؛ که درواقع نسل جدید بودند آنقدر در فیلمها، کارتونها و حتی بازیهای کامپیوتری و موبایلی جمله " آی لاو یو " را شنیده اند که گفتن آن برایشان بسیار راحت شده است. برعکس، جمله " دوستت دارم " را آنقدر در جامعه کم شنیدهاند که گفتن آن برایشان مشکل است. درواقع اظهار " آی لاو یو" به آنها خوب یاد داده شده است ولی اظهار" دوستت دارم" نه.
جمله آخر: به نظرم زنان خیلی خوب می دانند که کدام دوستت دارم ها واقعی است.
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🦈مقایسه مغز کوسه و انسان و شباهت ساختاری آن ها (دکتر نیل شوبین)
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌞📚
💥 تَقدُّمِ اخلاق بر دین یا دین بر اخلاق؟
👈 نقدی از درون بر اندیشهٔ فقیهان
✔️ ابوالقاسم فنایی:🔻
1⃣ کار اصلی و اساسی مجتهد این است که حقیقت قدسی و متعالی دین را از قفسِ تنگِ فرهنگِ مخاطبانِ نخستینِ دین برهاند... اول باید متون دینی را ترجمه فرهنگی کرد و آن را از عناصر فرهنگ عصر نزول که از بیرون بر آن تحمیل شده، پیراست و برداشت خود از دین را با عقل و عقلانیت و اخلاقِ نوین موزون و هماهنگ کرد و سپس به استنباط حکم مسایل جدید دست یازید. (ص۴۶۱)
2⃣ در اجتهاد "قانون محور" شخص میکوشد به صدر اسلام بازگردد و از سیرهٔ سلف صالح پیروی کند و جامعهای بنا کند که احکام رایج در صدر اسلام در آن ساری و جاری است. اما در اجتهاد "الگومحور" شخص میکوشد پیامبر را به زمانه خود بیآورد و ببیند که اگر او "اکنون" و "اینجا" به پیامبری برانگیخته میشد چه میگفت، چه میکرد، چه گونه میزیست، با چه چیزهایی موافقت و با چه چیزهایی مخالفت میکرد و جنگ و صلح، حیات و ممات، طرز تفکر و معیشت و معاشرت، اقتصاد، سیاست و مدیریت او چه گونه بود. (ص۴۴۱)
3⃣ وقتی کسی از موضع دین و به اسم دین به نقد تمدن جدید دست مییازد و اصل این تمدن یا مظاهر آن را نفی میکند، باید جواب روشنی برای این سوالات داشته باشد که " آیا این خود دین است که تمدن جدید و مظاهر آن را نفی میکند، یا فرهنگ و تمدن قدیم است که در پوشش دین و در سایهٔ قرائتی از دین که با آن فرهنگ و تمدن عجین و سازگار و موزون شده، تمدن جدید و مظاهر آن را نفی می کند؟! (ص۵۰۸)
4⃣ چگونه است که عقل، ناقص و اسیر هوا و هوسِ آدمیان وقتی میخواهد حقِ اطاعت خداوند و وجوب پیروی از شریعت را اثبات کند، نه خطا میکند و نه تحت تاثیرِ هوا و هوس قرار میگیرد اما وقتی می خواهد حقوق بشر و اخلاق اجتماعیِ مبتنی بر این اخلاق را بشناسد، ممکن است خطا کند و اسیر هوا و هوس شود... چه گونه است که عقل مستقل از شرع نمیتواند سرشت بشر و حقوق بشر را بشناسد اما می تواند سرشت خداوند و حق خدا را بشناسد.(ص۵۷)
5⃣ دین و آموزههای دینی نمیتوانند هویت نظری انسان و مقتضیات این هویت را نادیده بگیرند؛ یا آن را تضعیف کنند و از میان بردارند و هویت دینی را به جای آن بنشانند، چون در این صورت انسانیت آدمی را از او ستانده. (ص۲۰۴)
6⃣ به گمان ما آنچه مانع سرکشی آدمیان میشود، اعتقاد راسخ به تقدم اخلاق بر دین از یک سو و اعتقاد راسخ به تقدمِ عقل اخلاقی (عقل حقمحور) بر عقل اقتصادی (عقل سودمحور یا مصلحتمحور) از سوی دیگر است. (ص۲۴۱)
▪️منبع: اخلاقِ دینشناسی؛ پژوهشی در مبنای معرفتی و اخلاقی فقه، ابوالقاسم فنایی، نشر نگاه معاصر، سال ۱۳۸۹.
🍀❤️ @filsofak
🌞📚
💥 تَقدُّمِ اخلاق بر دین یا دین بر اخلاق؟
👈 نقدی از درون بر اندیشهٔ فقیهان
✔️ ابوالقاسم فنایی:🔻
1⃣ کار اصلی و اساسی مجتهد این است که حقیقت قدسی و متعالی دین را از قفسِ تنگِ فرهنگِ مخاطبانِ نخستینِ دین برهاند... اول باید متون دینی را ترجمه فرهنگی کرد و آن را از عناصر فرهنگ عصر نزول که از بیرون بر آن تحمیل شده، پیراست و برداشت خود از دین را با عقل و عقلانیت و اخلاقِ نوین موزون و هماهنگ کرد و سپس به استنباط حکم مسایل جدید دست یازید. (ص۴۶۱)
2⃣ در اجتهاد "قانون محور" شخص میکوشد به صدر اسلام بازگردد و از سیرهٔ سلف صالح پیروی کند و جامعهای بنا کند که احکام رایج در صدر اسلام در آن ساری و جاری است. اما در اجتهاد "الگومحور" شخص میکوشد پیامبر را به زمانه خود بیآورد و ببیند که اگر او "اکنون" و "اینجا" به پیامبری برانگیخته میشد چه میگفت، چه میکرد، چه گونه میزیست، با چه چیزهایی موافقت و با چه چیزهایی مخالفت میکرد و جنگ و صلح، حیات و ممات، طرز تفکر و معیشت و معاشرت، اقتصاد، سیاست و مدیریت او چه گونه بود. (ص۴۴۱)
3⃣ وقتی کسی از موضع دین و به اسم دین به نقد تمدن جدید دست مییازد و اصل این تمدن یا مظاهر آن را نفی میکند، باید جواب روشنی برای این سوالات داشته باشد که " آیا این خود دین است که تمدن جدید و مظاهر آن را نفی میکند، یا فرهنگ و تمدن قدیم است که در پوشش دین و در سایهٔ قرائتی از دین که با آن فرهنگ و تمدن عجین و سازگار و موزون شده، تمدن جدید و مظاهر آن را نفی می کند؟! (ص۵۰۸)
4⃣ چگونه است که عقل، ناقص و اسیر هوا و هوسِ آدمیان وقتی میخواهد حقِ اطاعت خداوند و وجوب پیروی از شریعت را اثبات کند، نه خطا میکند و نه تحت تاثیرِ هوا و هوس قرار میگیرد اما وقتی می خواهد حقوق بشر و اخلاق اجتماعیِ مبتنی بر این اخلاق را بشناسد، ممکن است خطا کند و اسیر هوا و هوس شود... چه گونه است که عقل مستقل از شرع نمیتواند سرشت بشر و حقوق بشر را بشناسد اما می تواند سرشت خداوند و حق خدا را بشناسد.(ص۵۷)
5⃣ دین و آموزههای دینی نمیتوانند هویت نظری انسان و مقتضیات این هویت را نادیده بگیرند؛ یا آن را تضعیف کنند و از میان بردارند و هویت دینی را به جای آن بنشانند، چون در این صورت انسانیت آدمی را از او ستانده. (ص۲۰۴)
6⃣ به گمان ما آنچه مانع سرکشی آدمیان میشود، اعتقاد راسخ به تقدم اخلاق بر دین از یک سو و اعتقاد راسخ به تقدمِ عقل اخلاقی (عقل حقمحور) بر عقل اقتصادی (عقل سودمحور یا مصلحتمحور) از سوی دیگر است. (ص۲۴۱)
▪️منبع: اخلاقِ دینشناسی؛ پژوهشی در مبنای معرفتی و اخلاقی فقه، ابوالقاسم فنایی، نشر نگاه معاصر، سال ۱۳۸۹.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خوبی_ها_را_بیاموزیم
بودائی است اما در مراقبت از مادر ، دقیقا بر اساس دستورات قرآن عمل می کند...
ما چطور؟!
🍀❤️ @filsofak
بودائی است اما در مراقبت از مادر ، دقیقا بر اساس دستورات قرآن عمل می کند...
ما چطور؟!
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from همنشید (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال عشق:
عشق به تمام موجودات زنده شرافتمندانه ترین و باشکوه ترین ویژگی انسان است.
✅ چارلز داروین
🍀❤️ @lovediverse
عشق به تمام موجودات زنده شرافتمندانه ترین و باشکوه ترین ویژگی انسان است.
✅ چارلز داروین
🍀❤️ @lovediverse
📝 کانال فلسفه اخلاق:
مردم همه گوسفندند و ما چوپان!
حواستان باشد! بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است. شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است: قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله. قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش یا مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد. هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد. پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید. چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست. پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند. پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
منبع:
دموکراسی و دموقراضه
مهدی شجاعی
🍀❤️ @filsofak
مردم همه گوسفندند و ما چوپان!
حواستان باشد! بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است. شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است: قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله. قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش یا مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد. هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد. پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید. چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست. پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند. پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود.
منبع:
دموکراسی و دموقراضه
مهدی شجاعی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
5 روش برای مدیریت خشم
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
هر باختی، مقدمهای واسه پیروزیه... بعداً میفهمی که آدم از بردن، چیزی یاد نمیگیره...
🎥 ریدلی اسکات
🍀❤️ @filsofak
🎥 ریدلی اسکات
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ويدئوى تكاندهنده براى آنهايى كه نمىدانند در مسابقه زندگى از چه امتيازاتى در قياس با ديگران برخوردارند!
⬅️ این فیلم کوتاه را برای دوستان تان ارسال کنید.
جوین شوید و...
🍀❤️ @filsofak
⬅️ این فیلم کوتاه را برای دوستان تان ارسال کنید.
جوین شوید و...
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهر مادری❤️
رسیدن گوسفندهای مادر به بره هایشان بعد از یک روز چرا
یکی از زیباترین صحنه های طبیعت👌
🍀❤️ @filsofak
رسیدن گوسفندهای مادر به بره هایشان بعد از یک روز چرا
یکی از زیباترین صحنه های طبیعت👌
🍀❤️ @filsofak
📖اگر عقاید خود را با تفکر و مطالعه به دست آورید کسی نمی تواند به آنها توهین کند.
اگر کسی چیزی بر خلافشان بگوید عصبانی نمی شوید؛یا می خندید یا به فکر فرو می روید!
👇👇👇
🆔 @filsofak
اگر کسی چیزی بر خلافشان بگوید عصبانی نمی شوید؛یا می خندید یا به فکر فرو می روید!
👇👇👇
🆔 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی_کتاب
هفت عادت انسانهای موفق
این فیلم کوتاه، خلاصه کتاب بسیار معروفی به همین نام از استیون کاوی نویسنده و سخنران انگیزشی مشهور آمریکایی است.
❤️🍀 @filsofak
هفت عادت انسانهای موفق
این فیلم کوتاه، خلاصه کتاب بسیار معروفی به همین نام از استیون کاوی نویسنده و سخنران انگیزشی مشهور آمریکایی است.
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
کسی که از نعمت بینایی محروم است و رنگ های گوناگون را نمی بیند نمی تواند ادعا کند که رنگ ها وجود ندارند البته با صراحت می تواند ادعا کند که او رنگ ها را نمی بیند و بحکم اینکه از مشاهده کردن آنچه رنگ خوانده می شود ناتوان است، از هرگونه داوری در این باب معذور خواهد بود. ندیدن و نیافتن به هیچ وجه نمی تواند دلیل و برهانی برای نبودن باشد. از روزگار قدیم، بزرگان اهل معرفت گفته اند« عدم الوجدان لا یدّل علی عدم الوجود» یعنی نیافتن، دلیلی برای نبودن نیست. توجه دقیق در این مسئله به روشنی نشان می دهد که ذهن، عین نیست و عین نیز ذهن بشمار نمی آید.
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی
❤️🍀 @filsofak
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
کسی که از نعمت بینایی محروم است و رنگ های گوناگون را نمی بیند نمی تواند ادعا کند که رنگ ها وجود ندارند البته با صراحت می تواند ادعا کند که او رنگ ها را نمی بیند و بحکم اینکه از مشاهده کردن آنچه رنگ خوانده می شود ناتوان است، از هرگونه داوری در این باب معذور خواهد بود. ندیدن و نیافتن به هیچ وجه نمی تواند دلیل و برهانی برای نبودن باشد. از روزگار قدیم، بزرگان اهل معرفت گفته اند« عدم الوجدان لا یدّل علی عدم الوجود» یعنی نیافتن، دلیلی برای نبودن نیست. توجه دقیق در این مسئله به روشنی نشان می دهد که ذهن، عین نیست و عین نیز ذهن بشمار نمی آید.
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسان و آرزوى امنيت...
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔰 بدبینی و منفی بافی همانند آفت گندم است که از درون آن را می پوساند. بدبینی و منفی پردازی، و مدام نیمه ی خالی لیوان را دیدن، آفتی است که جان و روان افراد و کل جامعه را به تعفن #ناامیدی مبتلا می کند و انگیزه و حرکت برای اصلاح را می میراند.
🔰 این روزها، بیشتر از مصیبتهای #زلزله باید بر کسانی گریست که مدام در حال نشر خبرهای ناامیدکننده و پررنگ کردن ضعف ها و کمبودها و پلشتی ها هستند؛ آن هم نه به قصد اصلاحگری؛ بلکه صرفا برای منفی پراکنی و عقده گشایی.
🔰 چرا به جای پررنگ کردن نقاط ضعف و کاستی ها، این همه خدمت رسانی و جنب و جوش و خروشی را که در همه ی اقشار جامعه به شکل های مختلف وجود دارد، پررنگ نمیکنیم؟ چرا خوبی های خود را نمی بینیم و با یک خودکم بینی اجتماعی، مدام در حال نشر نقاط منفی خود هستیم؟ دوستان عزیز؛ باور کنید پررنگ کردن نقاط مثبت یک جامعه کمک بیشتری به اصلاح آن جامعه میکند؛ چراکه بذر امید و خوشبینی می کارد. اما منفی بینی و پیوسته منفی بافی، نه تنها کمکی به اصلاح جامعه نمیکند؛ بلکه اندک روح امید را نیز در آدمی می کشد و ما را در این خلسه و توهم فرو میبرد که همگان در حال دزدی و غارتند، و من چرا باید درست رفتار کنم. آیا در چنین فضایی، اصلاحی رخ خواهد داد؟
🔰 جرم و بزه و ناهنجاری در همه ی جوامع بشری وجود دارد و خواهد داشت. خصوصا در وضعیتهای بحرانی و احساس خطر، وقوع اندکی جرم بیشتر طبیعی است. طوفان نیواورلئان #امریکا در سال 2005 را به یاد بیاورید: میزان جرم و بزه در این مناطق وحشتناک بود.
اما جامعه را طوری میتوان اصلاح کرد که در بحرانهای شدیدی مانند زلزله ی قدرتمند چندسال پیش #ژاپن، کمترین میزان جرم و بزه به وقوع بپیوندد و شگفتی جهانیان را ازین همه اخلاق مداری برانگیزد.
🔰 دوستان عزیز، با پراکندن تعفن منفی نگری و بدبینی و ناامیدی، هیچگونه اصلاحی رخ نخواهد داد. افزون برآنکه؛ همین زشتی ها و پلشتی های جامعه ی ما را که مردان مریخی و زنان ونوسی انجام نمی دهند؛ خود ماییم. من و شما و خواهرها و برادرهایمان.
🔰 بیایید در شرایط بحرانی اخیر با ترویج خوبی هایی که در حال رخ دادن است همگان را به همدلی و کمک دعوت کنیم و از رنج بلادیدگان بکاهیم. بیایید هر کس با هر وسیله ای که در اختیار دارد، زیبایی های جامعه مان را ترویج دهد. جامعه اگر خوشبو شود خودش همانند معده ی سالم، ناهنجاری های فاسد را پس میزند. اما اگر متعفن شود، کثیفترین پلشتیها را هم میبیند و دم نمیزند. مگر کسانی که ساختمانهای ویران شده را ساخته بودند و آنها که امضا و مهر تایید زده بودند، از کرات دیگر آمده بودند؟ نه؛ بچه های همین سرزمینند. منتها پرورش یافته در فضایی که هر یک از ما به نحوی در متعفن کردن آن و کشتن امید و انگیزه ی اصلاح آن شریک هستیم.
🔰بلاهای ملی، زمان خوبی برای عقده گشایی های سیاسی و مذهبی و روانی نیست. عقده گشایی هایی که نه خودشان بر مبنای بینش و روشن بینی هستند؛ و نه بینش و روشن بینی پدید می آورند.
عزت زیاد
محسن زندی
❤️🍀 @filsofak
🔰 بدبینی و منفی بافی همانند آفت گندم است که از درون آن را می پوساند. بدبینی و منفی پردازی، و مدام نیمه ی خالی لیوان را دیدن، آفتی است که جان و روان افراد و کل جامعه را به تعفن #ناامیدی مبتلا می کند و انگیزه و حرکت برای اصلاح را می میراند.
🔰 این روزها، بیشتر از مصیبتهای #زلزله باید بر کسانی گریست که مدام در حال نشر خبرهای ناامیدکننده و پررنگ کردن ضعف ها و کمبودها و پلشتی ها هستند؛ آن هم نه به قصد اصلاحگری؛ بلکه صرفا برای منفی پراکنی و عقده گشایی.
🔰 چرا به جای پررنگ کردن نقاط ضعف و کاستی ها، این همه خدمت رسانی و جنب و جوش و خروشی را که در همه ی اقشار جامعه به شکل های مختلف وجود دارد، پررنگ نمیکنیم؟ چرا خوبی های خود را نمی بینیم و با یک خودکم بینی اجتماعی، مدام در حال نشر نقاط منفی خود هستیم؟ دوستان عزیز؛ باور کنید پررنگ کردن نقاط مثبت یک جامعه کمک بیشتری به اصلاح آن جامعه میکند؛ چراکه بذر امید و خوشبینی می کارد. اما منفی بینی و پیوسته منفی بافی، نه تنها کمکی به اصلاح جامعه نمیکند؛ بلکه اندک روح امید را نیز در آدمی می کشد و ما را در این خلسه و توهم فرو میبرد که همگان در حال دزدی و غارتند، و من چرا باید درست رفتار کنم. آیا در چنین فضایی، اصلاحی رخ خواهد داد؟
🔰 جرم و بزه و ناهنجاری در همه ی جوامع بشری وجود دارد و خواهد داشت. خصوصا در وضعیتهای بحرانی و احساس خطر، وقوع اندکی جرم بیشتر طبیعی است. طوفان نیواورلئان #امریکا در سال 2005 را به یاد بیاورید: میزان جرم و بزه در این مناطق وحشتناک بود.
اما جامعه را طوری میتوان اصلاح کرد که در بحرانهای شدیدی مانند زلزله ی قدرتمند چندسال پیش #ژاپن، کمترین میزان جرم و بزه به وقوع بپیوندد و شگفتی جهانیان را ازین همه اخلاق مداری برانگیزد.
🔰 دوستان عزیز، با پراکندن تعفن منفی نگری و بدبینی و ناامیدی، هیچگونه اصلاحی رخ نخواهد داد. افزون برآنکه؛ همین زشتی ها و پلشتی های جامعه ی ما را که مردان مریخی و زنان ونوسی انجام نمی دهند؛ خود ماییم. من و شما و خواهرها و برادرهایمان.
🔰 بیایید در شرایط بحرانی اخیر با ترویج خوبی هایی که در حال رخ دادن است همگان را به همدلی و کمک دعوت کنیم و از رنج بلادیدگان بکاهیم. بیایید هر کس با هر وسیله ای که در اختیار دارد، زیبایی های جامعه مان را ترویج دهد. جامعه اگر خوشبو شود خودش همانند معده ی سالم، ناهنجاری های فاسد را پس میزند. اما اگر متعفن شود، کثیفترین پلشتیها را هم میبیند و دم نمیزند. مگر کسانی که ساختمانهای ویران شده را ساخته بودند و آنها که امضا و مهر تایید زده بودند، از کرات دیگر آمده بودند؟ نه؛ بچه های همین سرزمینند. منتها پرورش یافته در فضایی که هر یک از ما به نحوی در متعفن کردن آن و کشتن امید و انگیزه ی اصلاح آن شریک هستیم.
🔰بلاهای ملی، زمان خوبی برای عقده گشایی های سیاسی و مذهبی و روانی نیست. عقده گشایی هایی که نه خودشان بر مبنای بینش و روشن بینی هستند؛ و نه بینش و روشن بینی پدید می آورند.
عزت زیاد
محسن زندی
❤️🍀 @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال مشاوره:
رابطه زن متاهل با پسر مجرد...
متاسفانه امروزه به دلایل مختلف و برخی ناهنجاری فرهنگی شنیده میشود که در مواردی شاهد روابط بین زنان متاهل با پسران و یا مردان متاهل هستیم.
۱- عدم یک رابطه گرم و صمیمانه با همسر
یکی از عوامل اصلی خیانت زنانه روابط زن و شوهر است؛ زمانیکه بین زوجین، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد که زن به همسر خود خیانت کند. اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی مردان به وجود میآید و مشکلات شخصیتی باعث میشود که مرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانتها میشود.
زنانی که محبت خوب و لازم را از همسرخود دریافت کرده و یا روابط زناشویی خوبی بین آنها برقرار باشد، احتمال خیانت در آنها بسیار کم است.
۲- گذشته بیبندوبار زن
یکی دیگر از عوامل خیانت زن، گذشته اوست که در یک خانواده بیبندوبار و خیلی آزاد پرورش یافته و تربیت شده است و تربیت غلط گذشته باعث میشود همچنان حتی بعد از ازدواج هم این روابط را حفظ کند. برخی از زنان که روابط زیادی داشتهاند، به دلیل اینکه روابط صمیمانه و یا دوستیهای دوران مجردی خود را نمیتوانند به اتمام برسانند و برایشان بسیار سخت است تا خود را در زمان تاهل کنترل کنند در همان چارچوب به روابط خود ادامه میدهند.
۳- احساس تنهایی کردن
مسایل شخصیتی وجود دارد که امکان دارد یک زن تحمل تنهایی و بیکاری را نداشته و به سختی میتواند دقایق و یا ساعتی را تنها و بیکار بگذراند. این زنان زمانیکه میخواهند تنهایی خود را پر کنند وقتی میبینند همسرشان به دلیل مشغله کاری نمیتواند برای آنها وقت بگذارد گرایش پیدا میکنند که وقت خود را با دیگران و یا جنس مخالف خود پر کنند.
۴- عوامل فردی و اختلالات شخصیتی زنان
عوامل فردی و اختلالات شخصیت و یا ویژگیهای طرفین میتواند بستری برای خیانت باشد. وقتی در جامعه این روابط ناشایست، رواج پیدا کند امکان دارد وسوسه در زن ایجاد شود که این رابطهها را تجربه کند. مسایلی مانند ماهواره، تهاجم فرهنگی، الگوهای فرهنگی ناهنجار و غلط در خانه، همه این عوامل میتوانند در خیانتهای زنانه دخیل باشد؛ در نتیجه حرمت و حریمهای خانواده شکسته میشود و افراد پایبند چارچوبهای اخلاقی نیستند.
۵- دوران مجردی محدود
برخی از زنان به دلیل اینکه گذشته خوبی نداشتهاند و یا زمان مجردی خیلی محدود بودند وقتی شرایطی را میبینند که زنان و مردان، رابطه آزادانهای با هم دارند. این افراد چون میخواهند گذشته خود را جبران کنند، به خیانت رو میاورند. شرکت درپارتی، ارتباط با دوست ناباب و مسائلی دیگر میتوانند انگیزه خیانت را زیاد کند.
۶- مشکلات اقتصادی
مسئله دیگر مشکلات اقتصادی که در جامعه است، البته مسئله اقتصادی به تنهایی عامل خیانت زنانه نیست. فرد ممکن است نیازهای مالی بیشتری را در خود احساس کند؛ ولی اگر پایبند چارچوبهای اخلاقی باشد؛ امکان ندارد با هر تحریک، وضعیت معیشتی کنار بیایند؛ اما فردی که به خاطر پول با جنس مخالف خود ارتباط برقرار میکند، بیشتر به دلیل میل به تجمل گرایی، مصرف بیشتر، مدگرایی و خرید کردن، به جنس مخالفی فراتر از چارچوب خانواده رو میآورد تا مورد حمایت او قرار گیرد.
در این زمینه تعداد زنانی که به دلیل فقر مادی به ارتباط با جنس مخالف رو میآورند بسیار کم است. اما وقتی زن به دلیل اینکه همسرش معتاد بوده و یا بیکار و مریض است خیانت میکند در واقع «فحشا» است؛ یعنی زن خودفروشی میکند تا نیازهای مالی خود را تامین کند.
۷- تنوع طلبی
علت دیگر خیانت زنانه، تنوع طلبی است. در برخی اوقات مشخص شده است فرد نتوانسته است با همسرخود زندگی کند و شاید بارها و بارها ازدواج کرده است.
بهترین راهکار این است که باید علت این رابطهها را در سطح فردی مشخص شود و باید فرد به روانشناس مراجعه کند. باید مشخص شود که فرد اختلالات شخصیتی داردو یا خیر. ممکن است درگیر روابط چندگانه شوند و زیاد وفادار نباشد، برخی از افراد شخصیت ناهنجار و ضد اجتماعی داشته و در سطح خانوادگی باید مداخلات اجتماعی و فرهنگی صورت بگیرد.
برای اینکه در جامعه زنان آسیب نبینند و برای حفظ حریم خانواده بیشتر خانوادهها باید آموزش ببینند. آموزشهایی از طریق رسانههای گروهی، تلویزیون، رادیو و… باید صورت گیرد و این افراد باید متوجه شوند که چنین مسائلی چقدر میتواند هم در آینده خود و هم آینده فرزندان، آسیب جدی وارد کند.
🍀❤️ @menbarak
رابطه زن متاهل با پسر مجرد...
متاسفانه امروزه به دلایل مختلف و برخی ناهنجاری فرهنگی شنیده میشود که در مواردی شاهد روابط بین زنان متاهل با پسران و یا مردان متاهل هستیم.
۱- عدم یک رابطه گرم و صمیمانه با همسر
یکی از عوامل اصلی خیانت زنانه روابط زن و شوهر است؛ زمانیکه بین زوجین، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد که زن به همسر خود خیانت کند. اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی مردان به وجود میآید و مشکلات شخصیتی باعث میشود که مرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانتها میشود.
زنانی که محبت خوب و لازم را از همسرخود دریافت کرده و یا روابط زناشویی خوبی بین آنها برقرار باشد، احتمال خیانت در آنها بسیار کم است.
۲- گذشته بیبندوبار زن
یکی دیگر از عوامل خیانت زن، گذشته اوست که در یک خانواده بیبندوبار و خیلی آزاد پرورش یافته و تربیت شده است و تربیت غلط گذشته باعث میشود همچنان حتی بعد از ازدواج هم این روابط را حفظ کند. برخی از زنان که روابط زیادی داشتهاند، به دلیل اینکه روابط صمیمانه و یا دوستیهای دوران مجردی خود را نمیتوانند به اتمام برسانند و برایشان بسیار سخت است تا خود را در زمان تاهل کنترل کنند در همان چارچوب به روابط خود ادامه میدهند.
۳- احساس تنهایی کردن
مسایل شخصیتی وجود دارد که امکان دارد یک زن تحمل تنهایی و بیکاری را نداشته و به سختی میتواند دقایق و یا ساعتی را تنها و بیکار بگذراند. این زنان زمانیکه میخواهند تنهایی خود را پر کنند وقتی میبینند همسرشان به دلیل مشغله کاری نمیتواند برای آنها وقت بگذارد گرایش پیدا میکنند که وقت خود را با دیگران و یا جنس مخالف خود پر کنند.
۴- عوامل فردی و اختلالات شخصیتی زنان
عوامل فردی و اختلالات شخصیت و یا ویژگیهای طرفین میتواند بستری برای خیانت باشد. وقتی در جامعه این روابط ناشایست، رواج پیدا کند امکان دارد وسوسه در زن ایجاد شود که این رابطهها را تجربه کند. مسایلی مانند ماهواره، تهاجم فرهنگی، الگوهای فرهنگی ناهنجار و غلط در خانه، همه این عوامل میتوانند در خیانتهای زنانه دخیل باشد؛ در نتیجه حرمت و حریمهای خانواده شکسته میشود و افراد پایبند چارچوبهای اخلاقی نیستند.
۵- دوران مجردی محدود
برخی از زنان به دلیل اینکه گذشته خوبی نداشتهاند و یا زمان مجردی خیلی محدود بودند وقتی شرایطی را میبینند که زنان و مردان، رابطه آزادانهای با هم دارند. این افراد چون میخواهند گذشته خود را جبران کنند، به خیانت رو میاورند. شرکت درپارتی، ارتباط با دوست ناباب و مسائلی دیگر میتوانند انگیزه خیانت را زیاد کند.
۶- مشکلات اقتصادی
مسئله دیگر مشکلات اقتصادی که در جامعه است، البته مسئله اقتصادی به تنهایی عامل خیانت زنانه نیست. فرد ممکن است نیازهای مالی بیشتری را در خود احساس کند؛ ولی اگر پایبند چارچوبهای اخلاقی باشد؛ امکان ندارد با هر تحریک، وضعیت معیشتی کنار بیایند؛ اما فردی که به خاطر پول با جنس مخالف خود ارتباط برقرار میکند، بیشتر به دلیل میل به تجمل گرایی، مصرف بیشتر، مدگرایی و خرید کردن، به جنس مخالفی فراتر از چارچوب خانواده رو میآورد تا مورد حمایت او قرار گیرد.
در این زمینه تعداد زنانی که به دلیل فقر مادی به ارتباط با جنس مخالف رو میآورند بسیار کم است. اما وقتی زن به دلیل اینکه همسرش معتاد بوده و یا بیکار و مریض است خیانت میکند در واقع «فحشا» است؛ یعنی زن خودفروشی میکند تا نیازهای مالی خود را تامین کند.
۷- تنوع طلبی
علت دیگر خیانت زنانه، تنوع طلبی است. در برخی اوقات مشخص شده است فرد نتوانسته است با همسرخود زندگی کند و شاید بارها و بارها ازدواج کرده است.
بهترین راهکار این است که باید علت این رابطهها را در سطح فردی مشخص شود و باید فرد به روانشناس مراجعه کند. باید مشخص شود که فرد اختلالات شخصیتی داردو یا خیر. ممکن است درگیر روابط چندگانه شوند و زیاد وفادار نباشد، برخی از افراد شخصیت ناهنجار و ضد اجتماعی داشته و در سطح خانوادگی باید مداخلات اجتماعی و فرهنگی صورت بگیرد.
برای اینکه در جامعه زنان آسیب نبینند و برای حفظ حریم خانواده بیشتر خانوادهها باید آموزش ببینند. آموزشهایی از طریق رسانههای گروهی، تلویزیون، رادیو و… باید صورت گیرد و این افراد باید متوجه شوند که چنین مسائلی چقدر میتواند هم در آینده خود و هم آینده فرزندان، آسیب جدی وارد کند.
🍀❤️ @menbarak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال مشاوره:
اگر شما دو گل را در یک گلدان بگذارید، چون ریشه آنها مزاحم یکدیگر است، ضعیف می شوند؛ زیرا بین آنها مرزی وجود ندارد.
ولی اگر آنها را در دو گلدان بگذارید، هر دو به خوبی رشد می کنند.
این مسئله در مورد زن و شوهر هم صدق می کند، نبود حریم شخصی بین زن و شوهر مشکل ساز است و برای بهبود اوضاع و رشد آنها باید حریم و مرز مناسبی برای همسران تعریف شود و هر کدام در باغچه زندگی، از یک گلدان مجزا برخوردار شوند.
❤️🍀 @menbarak
اگر شما دو گل را در یک گلدان بگذارید، چون ریشه آنها مزاحم یکدیگر است، ضعیف می شوند؛ زیرا بین آنها مرزی وجود ندارد.
ولی اگر آنها را در دو گلدان بگذارید، هر دو به خوبی رشد می کنند.
این مسئله در مورد زن و شوهر هم صدق می کند، نبود حریم شخصی بین زن و شوهر مشکل ساز است و برای بهبود اوضاع و رشد آنها باید حریم و مرز مناسبی برای همسران تعریف شود و هر کدام در باغچه زندگی، از یک گلدان مجزا برخوردار شوند.
❤️🍀 @menbarak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸شعر خوانی علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه
.
ذرٌه یی بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد.
❤️🍀 @filsofak
.
ذرٌه یی بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد.
❤️🍀 @filsofak