This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📝 دیدگاه #اسپینوزا پیرامون مسئلهی حکومت
🔹هدف نهایی حکومت نه تسلط بر مردم باید باشد نه محدود ساختن آنان از راه وحشت و ترس و نه وادار کردن آنان به اطاعت، بلکه باید هدف آن آزاد ساختن مردم از ترس باشد تا بتوانند در بیشترین امنیت ممکن زندگی کنند.
🔹به عبارت دیگر باید حق طبیعی انسانها را به زنده بودن، مورد حمایت قرار داد تا با اطمینان کامل و بدون اینکه بر خود یا بر همسایه خود زیانی وارد سازند زندگی کنند.
🔹هدف نهایی حکومت این نیست که انسان را از موجودی صاحب خرد و اندیشه به چهارپایی لایعقل و عروسک خیمه شب بازی مبدل کند، بلکه باید آنها را چنان آماده سازد که روح و جسمشان را در امنیت تمام بپرورند و عقل خود را آزادانه به کار بندند و نگذارند که قدرت مردم در راه کینهجویی و خشم و فریب مصرف شود و نه معروض رشک و ستم واقع شوند.
🔹در واقع غرض و #هدف اصلی #حکومت همانا، #آزادی است.
📜 رسالهی الهی_سیاسی فصل ۲۰
📖 برگرفته از اثر: آشنایی با اسپینوزا پلاستراترن
🍀❤️ @filsofak
📝 دیدگاه #اسپینوزا پیرامون مسئلهی حکومت
🔹هدف نهایی حکومت نه تسلط بر مردم باید باشد نه محدود ساختن آنان از راه وحشت و ترس و نه وادار کردن آنان به اطاعت، بلکه باید هدف آن آزاد ساختن مردم از ترس باشد تا بتوانند در بیشترین امنیت ممکن زندگی کنند.
🔹به عبارت دیگر باید حق طبیعی انسانها را به زنده بودن، مورد حمایت قرار داد تا با اطمینان کامل و بدون اینکه بر خود یا بر همسایه خود زیانی وارد سازند زندگی کنند.
🔹هدف نهایی حکومت این نیست که انسان را از موجودی صاحب خرد و اندیشه به چهارپایی لایعقل و عروسک خیمه شب بازی مبدل کند، بلکه باید آنها را چنان آماده سازد که روح و جسمشان را در امنیت تمام بپرورند و عقل خود را آزادانه به کار بندند و نگذارند که قدرت مردم در راه کینهجویی و خشم و فریب مصرف شود و نه معروض رشک و ستم واقع شوند.
🔹در واقع غرض و #هدف اصلی #حکومت همانا، #آزادی است.
📜 رسالهی الهی_سیاسی فصل ۲۰
📖 برگرفته از اثر: آشنایی با اسپینوزا پلاستراترن
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍂اخلاق دینی و اخلاق فرادینی🍂
🔹کسانی که ادعا میکنند اخلاقمدار یا دینمدارند، میزان حساسیّتی که از خود در برابر نقض این ارزشها نشان میدهند باید با میزان اهمّیّت ارزش نقض شده متناسب باشد. یعنی اگر در برابر نقض یک #ارزش_درجه_چندم از خود واکنش شدیدی نشان دهند، امّا در برابر نقض یک #ارزش_درجه_اول سکوت کنند و هیچ واکنشی از خود نشان ندهند، این نشان میدهد که انگیزه آنان در دفاع از ارزشهای اخلاقی یا دینی انگیزهای سیاسی یا اقتصادی است، نه انگیزهای دینی یا اخلاقی. همچنین است اگر در برابر نقض یک ارزش خاص در دورهای سکوت کنند و در دورهای دیگر به آن اعتراض کنند.
🔸بنابراین، روشن است که تعهد دینی و تعهد اخلاقی اقتضا میکند که ما برای همه ارزشها درجه یکسانی از اهمیت قائل نشویم، و دربرابر نقض آنها حساسیت و واکنش یکسانی از خود نشان ندهیم. مثلاً حق الناس مهمتر از حق الله است، و حرمت دروغ و تزویر و ریا و ریختن آبروی مردم بیشتر از حرمت شرابخواری است. بنابراین، میزان پایبندی یک دیندار واقعی به ارزشهای درجه چندم نمیتواند به همان میزان پایبندی باشد که او باید نسبت به ارزشهای درجه اول داشته باشد. همچنین حساسیت و واکنش عاطفی و عملی او در برابر نقض این ارزشها باید با درجه اهمیت ارزش نقض شده متناسب باشد.برای مثال کسی که نسبت به بدحجابی حساس است، و حاضر است برای مبارزه با بدحجابی کفن بپوشد و تظاهرات کند، امّا نسبت به رواج دروغ و ریا و اختلاس و غارت بیت المال و فقر در جامعه خود بیتفاوت است، معلوم میشود که حساسیتهای او دینی و اخلاقی نیست، بلکه سیاسی و اقتصادی است.
🔹متأسفانه در جامعۀ ما هستند کسانی که نسبت به بدحجابی واکنش تند و شدید نشان میدهند، امّا اگر در طول روز صدها کودک خردسال را مشاهده کنند که در اثر فقر به جای رفتن به مدرسه مجبورند در سر چهارراهها یا پیادهروها جنس بفروشند یا شیشه اتومبیلها را تمیز کنند، و دیدن این صحنهها هیچ واکنشی را در آنان برنمیانگیزد.
🔸درواقع مشکلی که ما داریم این است که نظام ارزشی اخلاقی و دینی در جامعه ما کاملاً وارونه شده، و ارزشهای درجه چندم جای ارزشهای درجۀ اوّل را گرفتهاند. و این خود یکی از نشانههای یک جامعۀ بد اخلاق است. اتفاقاً هم اولیای دین و هم متفکران بزرگ ما نسبت به #وارونه_شدن_نظام_ارزشی بسیار حساس بودهاند. برای مثال، حضرت علی(ع) در آنجا که میفرماید: اسلام پوستین وارونه بر تن خواهد کرد، مرادشان همین است. یکی از نقدهای اصلی حافظ به جامعه دینی روزگار خود نیز همین است که در این جامعه نظام ارزشها وارونه شده و ارزشهای درجۀ دوّم یا چندم جای ارزشهای درجۀ اوّل را گرفتهاند. مثلاً آنجا که میگوید:«در میخانه ببستند خدایا مپسند...که در خانۀ تزویر و ریا بگشایند»، دقیقاً به همین نکته اشاره دارد که اگر کسی حساسیّت و دغدغۀ دینی و اخلاقی درستی داشته باشد و نظام ارزشی مورد قبول او وارونه نباشد، به باز بودن در خانۀ تزویر و ریا باید بیشتر حساسیّت داشته باشد تا باز بودن در میخانه.
🔹بهعلاوه، نکتۀ اخلاقی مهّم دیگری که در این بیت نهفته است این است که سلب آزادی مردم و تحمیل ارزشهای درجۀ دوّم دینی و اخلاقی بر آنها با استفاده از زور موجب شیوع و رواج تزویر و ریا در جامعه میشود و این به معنای دفع فاسد به افسد است. غزالی نیز وقتی علم اخلاق را فقه باطن مینامد و آن را برتر از فقه ظاهر مینشاند و از احیای علوم دین سخن میگوید، درواقع درصدد اصلاح این وارونگی است. مقصود او از احیای علوم دین، احیای #علوم_باطنی مانند اخلاق و عرفان است، وگرنه میدانیم که در زمان او علوم ظاهری مانند فقه و کلام پررونق بودند.
🍃برگرفته از گفتوگویی با استاد #ابوالقاسم_فنایی🍃
🍀❤️ @filsofak
🍂اخلاق دینی و اخلاق فرادینی🍂
🔹کسانی که ادعا میکنند اخلاقمدار یا دینمدارند، میزان حساسیّتی که از خود در برابر نقض این ارزشها نشان میدهند باید با میزان اهمّیّت ارزش نقض شده متناسب باشد. یعنی اگر در برابر نقض یک #ارزش_درجه_چندم از خود واکنش شدیدی نشان دهند، امّا در برابر نقض یک #ارزش_درجه_اول سکوت کنند و هیچ واکنشی از خود نشان ندهند، این نشان میدهد که انگیزه آنان در دفاع از ارزشهای اخلاقی یا دینی انگیزهای سیاسی یا اقتصادی است، نه انگیزهای دینی یا اخلاقی. همچنین است اگر در برابر نقض یک ارزش خاص در دورهای سکوت کنند و در دورهای دیگر به آن اعتراض کنند.
🔸بنابراین، روشن است که تعهد دینی و تعهد اخلاقی اقتضا میکند که ما برای همه ارزشها درجه یکسانی از اهمیت قائل نشویم، و دربرابر نقض آنها حساسیت و واکنش یکسانی از خود نشان ندهیم. مثلاً حق الناس مهمتر از حق الله است، و حرمت دروغ و تزویر و ریا و ریختن آبروی مردم بیشتر از حرمت شرابخواری است. بنابراین، میزان پایبندی یک دیندار واقعی به ارزشهای درجه چندم نمیتواند به همان میزان پایبندی باشد که او باید نسبت به ارزشهای درجه اول داشته باشد. همچنین حساسیت و واکنش عاطفی و عملی او در برابر نقض این ارزشها باید با درجه اهمیت ارزش نقض شده متناسب باشد.برای مثال کسی که نسبت به بدحجابی حساس است، و حاضر است برای مبارزه با بدحجابی کفن بپوشد و تظاهرات کند، امّا نسبت به رواج دروغ و ریا و اختلاس و غارت بیت المال و فقر در جامعه خود بیتفاوت است، معلوم میشود که حساسیتهای او دینی و اخلاقی نیست، بلکه سیاسی و اقتصادی است.
🔹متأسفانه در جامعۀ ما هستند کسانی که نسبت به بدحجابی واکنش تند و شدید نشان میدهند، امّا اگر در طول روز صدها کودک خردسال را مشاهده کنند که در اثر فقر به جای رفتن به مدرسه مجبورند در سر چهارراهها یا پیادهروها جنس بفروشند یا شیشه اتومبیلها را تمیز کنند، و دیدن این صحنهها هیچ واکنشی را در آنان برنمیانگیزد.
🔸درواقع مشکلی که ما داریم این است که نظام ارزشی اخلاقی و دینی در جامعه ما کاملاً وارونه شده، و ارزشهای درجه چندم جای ارزشهای درجۀ اوّل را گرفتهاند. و این خود یکی از نشانههای یک جامعۀ بد اخلاق است. اتفاقاً هم اولیای دین و هم متفکران بزرگ ما نسبت به #وارونه_شدن_نظام_ارزشی بسیار حساس بودهاند. برای مثال، حضرت علی(ع) در آنجا که میفرماید: اسلام پوستین وارونه بر تن خواهد کرد، مرادشان همین است. یکی از نقدهای اصلی حافظ به جامعه دینی روزگار خود نیز همین است که در این جامعه نظام ارزشها وارونه شده و ارزشهای درجۀ دوّم یا چندم جای ارزشهای درجۀ اوّل را گرفتهاند. مثلاً آنجا که میگوید:«در میخانه ببستند خدایا مپسند...که در خانۀ تزویر و ریا بگشایند»، دقیقاً به همین نکته اشاره دارد که اگر کسی حساسیّت و دغدغۀ دینی و اخلاقی درستی داشته باشد و نظام ارزشی مورد قبول او وارونه نباشد، به باز بودن در خانۀ تزویر و ریا باید بیشتر حساسیّت داشته باشد تا باز بودن در میخانه.
🔹بهعلاوه، نکتۀ اخلاقی مهّم دیگری که در این بیت نهفته است این است که سلب آزادی مردم و تحمیل ارزشهای درجۀ دوّم دینی و اخلاقی بر آنها با استفاده از زور موجب شیوع و رواج تزویر و ریا در جامعه میشود و این به معنای دفع فاسد به افسد است. غزالی نیز وقتی علم اخلاق را فقه باطن مینامد و آن را برتر از فقه ظاهر مینشاند و از احیای علوم دین سخن میگوید، درواقع درصدد اصلاح این وارونگی است. مقصود او از احیای علوم دین، احیای #علوم_باطنی مانند اخلاق و عرفان است، وگرنه میدانیم که در زمان او علوم ظاهری مانند فقه و کلام پررونق بودند.
🍃برگرفته از گفتوگویی با استاد #ابوالقاسم_فنایی🍃
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌱در دهه نخست قرن بیستم، دیوید راس انگلیسی دستگاه اخلاقی نوینی را تحت عنوان «اخلاق وظایف در نظر اول» ابداع کرد. در این دستگاه انسانها یک رشته وظایف اخلاقی دارند که در نظر اول و عام هستند. در دستگاه اخلاقی راس فهرست وظایف اخلاقی در نظر اول میتواند مشمول زیادت و نقصان واقع شود. فهرست وظایف کنونی عبارت است: وفاداری، سپاسگزاری، جبران، نیکوکاری، بهبود خود، عدالت، ضرر نرساندن یا عدم اضرار به غیر.
موضوع مهم و تأملبرانگیز این است که وظایف مزبور تعیینکننده داوری اخلاقی موجه نخواهند بود، چرا که امکان دارد در شرایط خاص با یکدیگر تعارض داشته باشند، لذا برای رسیدن به داوری اخلاقی موجه در موارد متعارض، باید از شهودهای اخلاقی عرفی استفاده کرد، البته در دستگاه اخلاقی راس بین این وظایف متعدد سلسله مراتبی برقرار نیست. به این معنا که چنین نیست که نیکوکاری بر اصلاح نفس همواره تقدم داشته باشد یا وفاداری بر عدم اضرار به غیربرتری نداشته باشد.
مطابق رأی راس، این اصول هفتگانه پایهای هستند و سایر اصول اخلاقی را میتوان از آنها استخراج کرد. بهعنوان مثال، وظیفه اخلاقی راستگویی را در نظر بگیریم. این وظیفه جزو فهرست وظایف در نظر اول قرار نگرفته است، چرا که از کنار هم گذاشتن دو وظیفه وفای به عهد و عدم اضرار به غیر میتوان به وظیفه اخلاقی راستگویی رسید.
📚 "امر اخلاقي، امر متعالي"
✏️سروش #دباغ
🍀❤️ @filsofak
🌱در دهه نخست قرن بیستم، دیوید راس انگلیسی دستگاه اخلاقی نوینی را تحت عنوان «اخلاق وظایف در نظر اول» ابداع کرد. در این دستگاه انسانها یک رشته وظایف اخلاقی دارند که در نظر اول و عام هستند. در دستگاه اخلاقی راس فهرست وظایف اخلاقی در نظر اول میتواند مشمول زیادت و نقصان واقع شود. فهرست وظایف کنونی عبارت است: وفاداری، سپاسگزاری، جبران، نیکوکاری، بهبود خود، عدالت، ضرر نرساندن یا عدم اضرار به غیر.
موضوع مهم و تأملبرانگیز این است که وظایف مزبور تعیینکننده داوری اخلاقی موجه نخواهند بود، چرا که امکان دارد در شرایط خاص با یکدیگر تعارض داشته باشند، لذا برای رسیدن به داوری اخلاقی موجه در موارد متعارض، باید از شهودهای اخلاقی عرفی استفاده کرد، البته در دستگاه اخلاقی راس بین این وظایف متعدد سلسله مراتبی برقرار نیست. به این معنا که چنین نیست که نیکوکاری بر اصلاح نفس همواره تقدم داشته باشد یا وفاداری بر عدم اضرار به غیربرتری نداشته باشد.
مطابق رأی راس، این اصول هفتگانه پایهای هستند و سایر اصول اخلاقی را میتوان از آنها استخراج کرد. بهعنوان مثال، وظیفه اخلاقی راستگویی را در نظر بگیریم. این وظیفه جزو فهرست وظایف در نظر اول قرار نگرفته است، چرا که از کنار هم گذاشتن دو وظیفه وفای به عهد و عدم اضرار به غیر میتوان به وظیفه اخلاقی راستگویی رسید.
📚 "امر اخلاقي، امر متعالي"
✏️سروش #دباغ
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
روش « انتقادکردن » در رابطه بدون رنجش:
آیا می دانستید که برای رشد هماهنگ هر رابطه ای باید نسبت انتقاد و تعریف را رعایت کرد؟
دانشمندان تحقیقات زیادی در این زمینه انجام داده و نسبت ایده آل خوب و بد را به دست آورده اند.
نسبت_لوسادا
نسبت لوسادا نسبت مثبت و منفی در روابط بین مردم است. جان گاتمن اولین روانشناسی بود که به تاثیر این نسبت ها اشاره کرد. او به مدت ۴۰ سال زندگی بیش از ۳۰۰۰ زوج را تحلیل کرد و با در نظر گرفتن نسبت مثبت ها و منفی ها می توانست تا ۹۰ درصد احتمال طلاق را پیش بینی کند.
بعدها روانشناسی به نام مارشال فرانسیسکو لوسادا با تحلیل صدها گروه توانست شرایط و تاثیر این نسبت ها را به طور واضح و روشنی تعیین کند.
دلیل مهم بودن این نسبت ها چیست؟
تصور کنید داخل یک کشتی هستید. حرکت کردن کشتی با باد تعریف و ستایش است و فرمان کشتی انتقاد است. در این شرایط اگر انتقاد بهتر از تعریف و ستایش باشد آیا کشتی حرکت می کند؟ هر چقدر هم فرمان را بچرخانید بدون باد هیچ حرکتی نخواهید کرد.
از طرف دیگر تنها کاری که انجام می دهید تعریف کردن از همسرتان است و تمام تلاشتان را می کنید که کمبودهایش را نبیند. این کشتی غیرقابل کنترل خواهد شد و با وجود باد هیچکس نمی داند کشتی به چه مسیری باید هدایت شود.
نسبت لوسادا برابر است با نسبت ۳ مثبت به ۱ منفی. و این کمترین چیزی است که برای به دست آوردن بهترین نتایج در هر گروهی (همکاسی ها، دوستان، خانواده) نیاز است. ماکسیمم این نسبت، نسبت ۷ تعریف به ۱ انتقاد است. هر رابطه ای که فراتر از این حد و مرز باشد دیر یا زود فرسوده می شود.
و اما این نسبت را چگونه باید به کار برد؟
هر رابطه ای بدون نگرش مثبت و تمایل به سازش از هم گسیخته می شود. اما انتقاد را هم نباید به طور کامل از رابطه حذف کرد. حفظ تعادل در رابطه بسیار مهم است پس این قانون ساده را همیشه به خاطر بسپارید: در ازای هر یک دیدگاه منفی سه دیدگاه مثبت.
🍀❤️ @filsofak
روش « انتقادکردن » در رابطه بدون رنجش:
آیا می دانستید که برای رشد هماهنگ هر رابطه ای باید نسبت انتقاد و تعریف را رعایت کرد؟
دانشمندان تحقیقات زیادی در این زمینه انجام داده و نسبت ایده آل خوب و بد را به دست آورده اند.
نسبت_لوسادا
نسبت لوسادا نسبت مثبت و منفی در روابط بین مردم است. جان گاتمن اولین روانشناسی بود که به تاثیر این نسبت ها اشاره کرد. او به مدت ۴۰ سال زندگی بیش از ۳۰۰۰ زوج را تحلیل کرد و با در نظر گرفتن نسبت مثبت ها و منفی ها می توانست تا ۹۰ درصد احتمال طلاق را پیش بینی کند.
بعدها روانشناسی به نام مارشال فرانسیسکو لوسادا با تحلیل صدها گروه توانست شرایط و تاثیر این نسبت ها را به طور واضح و روشنی تعیین کند.
دلیل مهم بودن این نسبت ها چیست؟
تصور کنید داخل یک کشتی هستید. حرکت کردن کشتی با باد تعریف و ستایش است و فرمان کشتی انتقاد است. در این شرایط اگر انتقاد بهتر از تعریف و ستایش باشد آیا کشتی حرکت می کند؟ هر چقدر هم فرمان را بچرخانید بدون باد هیچ حرکتی نخواهید کرد.
از طرف دیگر تنها کاری که انجام می دهید تعریف کردن از همسرتان است و تمام تلاشتان را می کنید که کمبودهایش را نبیند. این کشتی غیرقابل کنترل خواهد شد و با وجود باد هیچکس نمی داند کشتی به چه مسیری باید هدایت شود.
نسبت لوسادا برابر است با نسبت ۳ مثبت به ۱ منفی. و این کمترین چیزی است که برای به دست آوردن بهترین نتایج در هر گروهی (همکاسی ها، دوستان، خانواده) نیاز است. ماکسیمم این نسبت، نسبت ۷ تعریف به ۱ انتقاد است. هر رابطه ای که فراتر از این حد و مرز باشد دیر یا زود فرسوده می شود.
و اما این نسبت را چگونه باید به کار برد؟
هر رابطه ای بدون نگرش مثبت و تمایل به سازش از هم گسیخته می شود. اما انتقاد را هم نباید به طور کامل از رابطه حذف کرد. حفظ تعادل در رابطه بسیار مهم است پس این قانون ساده را همیشه به خاطر بسپارید: در ازای هر یک دیدگاه منفی سه دیدگاه مثبت.
🍀❤️ @filsofak
ماموران شهرداری بابل با بوسه زدن بر سر پیرمرد دستفروش ازش خواستن سدمعبر نکند
اینجوری هم میشه برخورد کرد درود بر شرف این مامور شهرداری❤️
🍀❤️ @filsofak
اینجوری هم میشه برخورد کرد درود بر شرف این مامور شهرداری❤️
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توضیحات کامل رضا رشیدپور درباره بازی نهنگ آبی
اگر در اطرافتان فرد نوجوان دارید،این فیلم را برای خانوادهاش ارسال کنید.
🍀❤️ @filsofak
اگر در اطرافتان فرد نوجوان دارید،این فیلم را برای خانوادهاش ارسال کنید.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹 این صحنهها در اینسوی جهان فراوان دیده میشوند.
اینجا انسان بودن، وظیفهی آدمهاست. و بهشت روی لبهای خندانست
🔹 این پدر برای فرزند روشندل خود، بازی فوتبال را اینطور توصیف میکند.
🍀❤️ @filsofak
اینجا انسان بودن، وظیفهی آدمهاست. و بهشت روی لبهای خندانست
🔹 این پدر برای فرزند روشندل خود، بازی فوتبال را اینطور توصیف میکند.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
همه فلسفه کشف یک راز و قدم گذاشتن در یک راه است وآن راز در یک "جابجایی"خلاصه می شود؛ گذار از "چَرا" و رسیدن به "چِرا"
(یارمحمدی)
🍀❤️ @filsofak
همه فلسفه کشف یک راز و قدم گذاشتن در یک راه است وآن راز در یک "جابجایی"خلاصه می شود؛ گذار از "چَرا" و رسیدن به "چِرا"
(یارمحمدی)
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عکس العمل حیوانات نسبت به کسی که نجاتشون داده ❤️
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
چگونه خشونت را در جامعه کاهش دهیم
بی قانون
متاسفانه مدتی است که اخبار اعمال خشونت آمیز جامعه را فرا گرفته و شرایط به این گونه است که اگر شما تلویزیونتان را روشن کنید، سری به کانال های تلگرامی بزنید یا حتی به قسمت اکسپلور اینستاگرامتان بروید به جای این که ببینید آخرین نفری که از پرستو صالحی خواستگاری کرده کیست یا بهنوش بختیاری الان روی سرامیک کدام مغازه دارد کرال پشت می رود از دیدن عکس ها و اخبار خشونت بار فشارتان می افتد و آب قند لازم می شوید. از آنجایی که پیشگیری از ناهنجاری های اجتماعی کاری اصولی و زمان بر است، ما چند راه اصولی را در چهارچوب یک برنامه بیست ساله تقدیم می کنیم:
یک) آموزش تساهل و تسامح، صبر و رواداری در مدارس
مدرسه بهترین مکان و دوران تحصیلی بهترین فرصت برای آموزش بردباری است. برای مثال شما به عنوان معلم در حال صحبت هستید، دانش آموزی دست بلند می کند و اجازه می خواهد تا حرفش را بزند. با بی میلی اجازه می دهید. دانش آموز می گوید با تمام احترامی که برای شما قائلم با نظرتان مخالفم. شما نیز با تمام احترامی که برای دانش آموز قائلید چند تا از پروژه های ناتمام مرحوم بروسلی را بر روی او پیاده می کنید و صبر و شکیبایی را هنگامی که بزرگتر دارد صحبت می کند به او می آموزید. فردا این دانش آموز که بزرگ شد هیچوقت دیگر جلوی بزرگتر دست به خشونت های این چنینی نمی زند، فقط روی کوچک تر ها پیاده می کند.
دو) آموزش عدم توسل به خشونت در خانواده
به این صورت که شما ساعت پنج صبح بچه را از خواب بیدار می کنید، دست و صورتش را می شویید، لباس تنش می کنید، موهایش را آب و جارو می کنید و با خود به بیرون می برید. بچه اول فکر می کند دارید می روید کله پاچه بخورید و خوشحال می شود ولی چند لحظه بعد با صحنه جان دادن یک قاتل خطرناک پای چوبه ی دار مواجه شده و کف و خون بالا می آورد. شما در این لحظه به بچه سقلمه ای می زنید و می گویید: نگاه کن بچه! فردا اگه خشونت بورزی عاقبتت مثل این میشه. و اینگونه بچه اگر زنده ماند دیگر عنصری خشونت طلب نمی شود.
سه) ترویج صبر و بردباری از طریق رسانه
گام اول این است که رسانه هایی که خشونت را منعکس می کنند فیلتر کنیم. فلذا کلا اینترنت تعطیل. پس باید صبر و بردباری را از طریق صداوسیما ترویج کنیم. یک سری مجری بیاریم که بنشینند جلوی دوربین و وجود گل و بلبل و سنبل را برای بینندگان محترم ثابت کنند و ضمن تحویل آن لبخندهای مامان الهی فدایش شود رو به ملت بگویند درسته که فقر و بیکاری و اعتیاد و طلاق و سرطان و پراید و ... یک سری از این مشکلات جزئی وجود داره! ولی یادتون نره که هنوز سیب هست، گلابی هست ... خیلی از کشورا همینم ندارن، وارد می کنن. دیدی الکی غصه داری؟ بخند!
چهار) تزریق آرامش به مردم از طریق مسئولین
از طریق تمرین بوکس با خبرنگار پارلمانی روزنامه ها در مجلس و حمله با پایه میکروفن به مخالفان.
پنج) مبارزه با خشونت از طریق اعمال خشونت
ببینید متاسفانه همه انسان ها که ظرفیت یکسانی ندارند. یک سری انسان بی ظرفیت در کشور هستند که وقتی شش ماه حقوق نمی گیرند عصبی می شوند و اصلا توجه نمی کنند که تا شقایق هست زندگی باید کرد و همین دلخوشی های کوچولو مثل وجود اکسیژن و توانایی دم و بازدم هستند که زندگی را زیبا می کنند! این عده فریب خورده گهگاهی با پلاکارد در کوچه و خیابان قدم می زنند و مطالبات خود را فریاد می زنند که خب وظیفه ما در راستای جلوگیری از اشاعه خشونت برخورد با اینهاست. معمولا هم با خشونت سرشان را به چوب ما کوبیده و سپس اقدام به خونریزی می کنند. انصافا تا پلاکت هست زندگی نباید کرد؟ بیایید قدر همین فرصت ها را بدانیم. همین خون اگر لخته می شد می دانستید چه خطراتی در انتظار این عزیزان بود؟ پول چرک کف دسته آقاجان. قدر سلامتی را بدانید و اینقدر هم به خاطر یک قران و دوزار خشونت نورزید!
#آیدین_سیارسریع
#خشونت_و_قانون
🍀❤️ @filsofak
چگونه خشونت را در جامعه کاهش دهیم
بی قانون
متاسفانه مدتی است که اخبار اعمال خشونت آمیز جامعه را فرا گرفته و شرایط به این گونه است که اگر شما تلویزیونتان را روشن کنید، سری به کانال های تلگرامی بزنید یا حتی به قسمت اکسپلور اینستاگرامتان بروید به جای این که ببینید آخرین نفری که از پرستو صالحی خواستگاری کرده کیست یا بهنوش بختیاری الان روی سرامیک کدام مغازه دارد کرال پشت می رود از دیدن عکس ها و اخبار خشونت بار فشارتان می افتد و آب قند لازم می شوید. از آنجایی که پیشگیری از ناهنجاری های اجتماعی کاری اصولی و زمان بر است، ما چند راه اصولی را در چهارچوب یک برنامه بیست ساله تقدیم می کنیم:
یک) آموزش تساهل و تسامح، صبر و رواداری در مدارس
مدرسه بهترین مکان و دوران تحصیلی بهترین فرصت برای آموزش بردباری است. برای مثال شما به عنوان معلم در حال صحبت هستید، دانش آموزی دست بلند می کند و اجازه می خواهد تا حرفش را بزند. با بی میلی اجازه می دهید. دانش آموز می گوید با تمام احترامی که برای شما قائلم با نظرتان مخالفم. شما نیز با تمام احترامی که برای دانش آموز قائلید چند تا از پروژه های ناتمام مرحوم بروسلی را بر روی او پیاده می کنید و صبر و شکیبایی را هنگامی که بزرگتر دارد صحبت می کند به او می آموزید. فردا این دانش آموز که بزرگ شد هیچوقت دیگر جلوی بزرگتر دست به خشونت های این چنینی نمی زند، فقط روی کوچک تر ها پیاده می کند.
دو) آموزش عدم توسل به خشونت در خانواده
به این صورت که شما ساعت پنج صبح بچه را از خواب بیدار می کنید، دست و صورتش را می شویید، لباس تنش می کنید، موهایش را آب و جارو می کنید و با خود به بیرون می برید. بچه اول فکر می کند دارید می روید کله پاچه بخورید و خوشحال می شود ولی چند لحظه بعد با صحنه جان دادن یک قاتل خطرناک پای چوبه ی دار مواجه شده و کف و خون بالا می آورد. شما در این لحظه به بچه سقلمه ای می زنید و می گویید: نگاه کن بچه! فردا اگه خشونت بورزی عاقبتت مثل این میشه. و اینگونه بچه اگر زنده ماند دیگر عنصری خشونت طلب نمی شود.
سه) ترویج صبر و بردباری از طریق رسانه
گام اول این است که رسانه هایی که خشونت را منعکس می کنند فیلتر کنیم. فلذا کلا اینترنت تعطیل. پس باید صبر و بردباری را از طریق صداوسیما ترویج کنیم. یک سری مجری بیاریم که بنشینند جلوی دوربین و وجود گل و بلبل و سنبل را برای بینندگان محترم ثابت کنند و ضمن تحویل آن لبخندهای مامان الهی فدایش شود رو به ملت بگویند درسته که فقر و بیکاری و اعتیاد و طلاق و سرطان و پراید و ... یک سری از این مشکلات جزئی وجود داره! ولی یادتون نره که هنوز سیب هست، گلابی هست ... خیلی از کشورا همینم ندارن، وارد می کنن. دیدی الکی غصه داری؟ بخند!
چهار) تزریق آرامش به مردم از طریق مسئولین
از طریق تمرین بوکس با خبرنگار پارلمانی روزنامه ها در مجلس و حمله با پایه میکروفن به مخالفان.
پنج) مبارزه با خشونت از طریق اعمال خشونت
ببینید متاسفانه همه انسان ها که ظرفیت یکسانی ندارند. یک سری انسان بی ظرفیت در کشور هستند که وقتی شش ماه حقوق نمی گیرند عصبی می شوند و اصلا توجه نمی کنند که تا شقایق هست زندگی باید کرد و همین دلخوشی های کوچولو مثل وجود اکسیژن و توانایی دم و بازدم هستند که زندگی را زیبا می کنند! این عده فریب خورده گهگاهی با پلاکارد در کوچه و خیابان قدم می زنند و مطالبات خود را فریاد می زنند که خب وظیفه ما در راستای جلوگیری از اشاعه خشونت برخورد با اینهاست. معمولا هم با خشونت سرشان را به چوب ما کوبیده و سپس اقدام به خونریزی می کنند. انصافا تا پلاکت هست زندگی نباید کرد؟ بیایید قدر همین فرصت ها را بدانیم. همین خون اگر لخته می شد می دانستید چه خطراتی در انتظار این عزیزان بود؟ پول چرک کف دسته آقاجان. قدر سلامتی را بدانید و اینقدر هم به خاطر یک قران و دوزار خشونت نورزید!
#آیدین_سیارسریع
#خشونت_و_قانون
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃چگونه شهودهای اخلاقی و خوشی زندگی خود را کشف کنیم ؟
🔻توصیه به خواندن کتابهایی که ما را در راه کشف شهودهایمان کمک می رساند
🔹گزارههای شهودی گزارههایی هستند که هر چه به ذهنمان فشار بیاوریم نمیتوانیم آنها را تصدیق نکنیم. ذهن آدمی در عدم تصدیق این گزارهها عاجز است. مثال: کل علم منطق مبتنی است بر این که اگر الف ب باشد و ب هم ج باشد، الف ج است. این گزاره یک گزارة شهودی است.
🔹این شهود، (Intuition) شهود عقلی است و با کشف و شهود عرفا (Inspiration) که شهود حسی است، متفاوت است. شهود عقلی در مقابل استدلال و استنتاج قرار میگیرد. گزاره شهودی گزاره غیر استدلالیای است که از عدم تصدیق آن عاجز باشیم.
هر کس باید با شهودهای خودش زندگی کند. اگر با شهودهایمان مخالفت کنیم آب خوش از گلویمان پایین نمیرود. همان طور که هر کشوری قانون اساسی دارد و اساسی بودنش به این است که هر قانون دیگری اگر با این قانون ناسازگار باشد از اول از درجه اعتبار ساقط است و سایر قوانین باید تابع قانون اساسی باشند، شهودهای هر آدمی هم قانون اساسی زندگی او است. هر چه در زندگی من با شهودهایم ناسازگار باشد نابودم میکند.
کشف شهودهای هر کس بزرگترین کاری است که هر انسانی باید در زندگی انجام دهد. شهودهای هر کس بزرگترین راهنماهای زندگی او هستند. میتوان آنها را همان رسولان باطنی دانست. تنها راه درست زندگی کردن شناخت شهودها و عمل کردن مطابق آنها است.
🔹چگونه میتوانیم شهودهایمان را بشناسیم؟
نیچه و سقراط و یونگ هر کدام آزمایشهایی برای شناسایی شهودها نشانمان دادهاند. اما یک راه دیگر، خواندن کتابهایی است که شهودهای ما را به ما نشان دهد.
در روانشناسی تجربهای هست به نام آی گفتی (Ah experience). این تجربه زمانی اتفاق میافتد که حرفی را میشنویم یا میخوانیم و روی پای خودمان میزنیم که آی گفتی... این را یک عمر میدانستم اما نمیتوانستم بگویم یا این را نمیدانستم ولی انگار این حرف از عمق وجود من زده شده است. گزارههایی که با آنها به تجربه آی گفتی میرسیم، شهودهای ما هستند.
🔹کتابهایی در ادبیات جهان هست که نویسندگان آن توانستهاند توی پوست همه آدمها بروند و همه آدمها خودشان را در آن کتابها مییابند و با آن احساس یگانگی یا همزادپنداری میکنند. این کتابها بهتر از هر مشاور روانی عمل میکنند. اگر 10 تا از این کتابها را بخوانیم و جملاتی را که با آنها تجربة آی گفتی برایمان اتفاق میفتد را مشخص کنیم، تقریبا همه شهودهایمان کشف خواهد شد. در ادامه به تعدادی از این کتابها اشاره میشود:
🔻لیست کتاب ها :
1. مائدههای زمینی و مائدههای تازه: دو کتاب در یک مجلد، نوشته آندره ژید، ترجمه مهستی بحرینی، انتشارات نیلوفر
2. برادران کارامازوف، نوشته داستایوفسکی، ترجمة دکتر صالح حسینی
3. گزارش به خاک یونان، توشتة کازانتزاکیس، ترجمة دکتر صالح حسینی
4. لبة تیغ، نوشتة سامرست موام، ترجمة مهرداد نبیلی، نشر فرزانه
5. در باب حکمت زندگی، نوشتة شوپنهاور، ترجمة محمد مبشری، انتشارات نیلوفر
6. تشبه به مسیح، نوشتة توماس آکمپیس، ترجمة سایه میثمی، نشر هرمس
7. زوربای یونانی، نوشتة کازانتزاکیس، ترجمة محمد قاضی
8. آناکارنینا، نوشتة تولستوی، ترجمة سروش حبیبی
9. مادام بوواری، نوشتة گوستاو فلوبر، ترجمة مهدی سحابی
10. سونات کرویتزر، نوشتة تولستوی، ترجمة سروش حبیبی، نشر چشمه
11. گرگ بیایان، نوشتة هرمان هسه، ترجمة کیکاووس جهانداری
12. اعترافات آگوستین قدیس، ترجمة سایه میثمی، نشر سهروردی
🌂 درسگفتار فلسفه اخلاق - موسسه پرسش ،آذرماه 95.
🍀❤️ @filsofak
🍃چگونه شهودهای اخلاقی و خوشی زندگی خود را کشف کنیم ؟
🔻توصیه به خواندن کتابهایی که ما را در راه کشف شهودهایمان کمک می رساند
🔹گزارههای شهودی گزارههایی هستند که هر چه به ذهنمان فشار بیاوریم نمیتوانیم آنها را تصدیق نکنیم. ذهن آدمی در عدم تصدیق این گزارهها عاجز است. مثال: کل علم منطق مبتنی است بر این که اگر الف ب باشد و ب هم ج باشد، الف ج است. این گزاره یک گزارة شهودی است.
🔹این شهود، (Intuition) شهود عقلی است و با کشف و شهود عرفا (Inspiration) که شهود حسی است، متفاوت است. شهود عقلی در مقابل استدلال و استنتاج قرار میگیرد. گزاره شهودی گزاره غیر استدلالیای است که از عدم تصدیق آن عاجز باشیم.
هر کس باید با شهودهای خودش زندگی کند. اگر با شهودهایمان مخالفت کنیم آب خوش از گلویمان پایین نمیرود. همان طور که هر کشوری قانون اساسی دارد و اساسی بودنش به این است که هر قانون دیگری اگر با این قانون ناسازگار باشد از اول از درجه اعتبار ساقط است و سایر قوانین باید تابع قانون اساسی باشند، شهودهای هر آدمی هم قانون اساسی زندگی او است. هر چه در زندگی من با شهودهایم ناسازگار باشد نابودم میکند.
کشف شهودهای هر کس بزرگترین کاری است که هر انسانی باید در زندگی انجام دهد. شهودهای هر کس بزرگترین راهنماهای زندگی او هستند. میتوان آنها را همان رسولان باطنی دانست. تنها راه درست زندگی کردن شناخت شهودها و عمل کردن مطابق آنها است.
🔹چگونه میتوانیم شهودهایمان را بشناسیم؟
نیچه و سقراط و یونگ هر کدام آزمایشهایی برای شناسایی شهودها نشانمان دادهاند. اما یک راه دیگر، خواندن کتابهایی است که شهودهای ما را به ما نشان دهد.
در روانشناسی تجربهای هست به نام آی گفتی (Ah experience). این تجربه زمانی اتفاق میافتد که حرفی را میشنویم یا میخوانیم و روی پای خودمان میزنیم که آی گفتی... این را یک عمر میدانستم اما نمیتوانستم بگویم یا این را نمیدانستم ولی انگار این حرف از عمق وجود من زده شده است. گزارههایی که با آنها به تجربه آی گفتی میرسیم، شهودهای ما هستند.
🔹کتابهایی در ادبیات جهان هست که نویسندگان آن توانستهاند توی پوست همه آدمها بروند و همه آدمها خودشان را در آن کتابها مییابند و با آن احساس یگانگی یا همزادپنداری میکنند. این کتابها بهتر از هر مشاور روانی عمل میکنند. اگر 10 تا از این کتابها را بخوانیم و جملاتی را که با آنها تجربة آی گفتی برایمان اتفاق میفتد را مشخص کنیم، تقریبا همه شهودهایمان کشف خواهد شد. در ادامه به تعدادی از این کتابها اشاره میشود:
🔻لیست کتاب ها :
1. مائدههای زمینی و مائدههای تازه: دو کتاب در یک مجلد، نوشته آندره ژید، ترجمه مهستی بحرینی، انتشارات نیلوفر
2. برادران کارامازوف، نوشته داستایوفسکی، ترجمة دکتر صالح حسینی
3. گزارش به خاک یونان، توشتة کازانتزاکیس، ترجمة دکتر صالح حسینی
4. لبة تیغ، نوشتة سامرست موام، ترجمة مهرداد نبیلی، نشر فرزانه
5. در باب حکمت زندگی، نوشتة شوپنهاور، ترجمة محمد مبشری، انتشارات نیلوفر
6. تشبه به مسیح، نوشتة توماس آکمپیس، ترجمة سایه میثمی، نشر هرمس
7. زوربای یونانی، نوشتة کازانتزاکیس، ترجمة محمد قاضی
8. آناکارنینا، نوشتة تولستوی، ترجمة سروش حبیبی
9. مادام بوواری، نوشتة گوستاو فلوبر، ترجمة مهدی سحابی
10. سونات کرویتزر، نوشتة تولستوی، ترجمة سروش حبیبی، نشر چشمه
11. گرگ بیایان، نوشتة هرمان هسه، ترجمة کیکاووس جهانداری
12. اعترافات آگوستین قدیس، ترجمة سایه میثمی، نشر سهروردی
🌂 درسگفتار فلسفه اخلاق - موسسه پرسش ،آذرماه 95.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔴 "و الّا آبروت میره."
✅ "آبرو" یک مفهوم پررنگ در فرهنگ ما ایرانیهاست. چیزی که دوستش داریم، فکر میکنیم آدمی بدون آن نمیتواند زندگی کند، اگر ریخته شود دیگر جمع نمیشود، و برای نگهداشتنش باید دست به هر کاری زد. این پدیدهی فرهنگی میتواند کارکرد مثبتی در حفظ نظام ارزشی جامعه و نیز کنترل اجتماعی افراد داشته باشد. افراد برای آنکه آبرویشان محفوظ بماند، دستکم صورت مادی اخلاق را پاس میدارند و از رفتار خلاف عرف پرهیز میکنند. با این حال، میتواند کژکارکردهایی نیز داشته باشد.
✅✅ خیلیها برای آنکه آبرویشان نرود دروغ میگویند، صورتشان را با سیلی سرخ میکنند، ریا میکنند، و از حق آشکار خود میگذرند. اهمیّت آبرو سبب شده است که افراد سادهتر تهدید بشوند. در این جامعه با گرفتن یک عکس از حریم خصوصی افراد، میتوان آنها را از "آبروریزی" ترساند و از آنان اخّاذی کرد. زورگیران میتوانند پشت اهمیت آبروی دیگران پنهان شوند و با خیال راحت "تیغ بزنند" و خاطرشان جمع باشد که آبرودوستی افراد ظلمی که به آنان رفته است را پنهان خواهد کرد. افراد برای آنکه آبرویشان نرود ممکن است به قتل دست بزنند.(آمارها در این زمینه قابل توجّه هستند.) به همین دلیل اهمیت آبرو زمینه را برای بحرانهای اجتماعی فراهم میکند. "سکوت برای حفظ" آبرو و یا ترس از دادن آن توان و امکان دفاع از خود و مجازات مجرمان را تقلیل داده است.
✅✅✅ افراد این جامعه، متأثر از همین فرهنگ، وقتی مسئولیتی را میپذیرند، ممکن است معادلهی حفظ آبرو و اهمیت آن را از خود به مجموعهی تحت امر خویش سرایت دهند. یعنی آنجا هم برای آنکه آبروی خود و سازمانشان را حفظ کنند دست به پنهانکاری زده و با ارائهی آمارهای فریبنده در نگهداشت آبروی خود و قلمرو مدیریت خود میکوشند.
✍ مهراب صادقنیا
🍀❤️ @filsofak
🔴 "و الّا آبروت میره."
✅ "آبرو" یک مفهوم پررنگ در فرهنگ ما ایرانیهاست. چیزی که دوستش داریم، فکر میکنیم آدمی بدون آن نمیتواند زندگی کند، اگر ریخته شود دیگر جمع نمیشود، و برای نگهداشتنش باید دست به هر کاری زد. این پدیدهی فرهنگی میتواند کارکرد مثبتی در حفظ نظام ارزشی جامعه و نیز کنترل اجتماعی افراد داشته باشد. افراد برای آنکه آبرویشان محفوظ بماند، دستکم صورت مادی اخلاق را پاس میدارند و از رفتار خلاف عرف پرهیز میکنند. با این حال، میتواند کژکارکردهایی نیز داشته باشد.
✅✅ خیلیها برای آنکه آبرویشان نرود دروغ میگویند، صورتشان را با سیلی سرخ میکنند، ریا میکنند، و از حق آشکار خود میگذرند. اهمیّت آبرو سبب شده است که افراد سادهتر تهدید بشوند. در این جامعه با گرفتن یک عکس از حریم خصوصی افراد، میتوان آنها را از "آبروریزی" ترساند و از آنان اخّاذی کرد. زورگیران میتوانند پشت اهمیت آبروی دیگران پنهان شوند و با خیال راحت "تیغ بزنند" و خاطرشان جمع باشد که آبرودوستی افراد ظلمی که به آنان رفته است را پنهان خواهد کرد. افراد برای آنکه آبرویشان نرود ممکن است به قتل دست بزنند.(آمارها در این زمینه قابل توجّه هستند.) به همین دلیل اهمیت آبرو زمینه را برای بحرانهای اجتماعی فراهم میکند. "سکوت برای حفظ" آبرو و یا ترس از دادن آن توان و امکان دفاع از خود و مجازات مجرمان را تقلیل داده است.
✅✅✅ افراد این جامعه، متأثر از همین فرهنگ، وقتی مسئولیتی را میپذیرند، ممکن است معادلهی حفظ آبرو و اهمیت آن را از خود به مجموعهی تحت امر خویش سرایت دهند. یعنی آنجا هم برای آنکه آبروی خود و سازمانشان را حفظ کنند دست به پنهانکاری زده و با ارائهی آمارهای فریبنده در نگهداشت آبروی خود و قلمرو مدیریت خود میکوشند.
✍ مهراب صادقنیا
🍀❤️ @filsofak
این کارگران در حال تمیز کردن شیشههای بیمارستان سرطان کودکان هستند، هنگام کار لباس قهرمانان را به تن میکنند تا به زندگي آنها اميد بدهند.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
فلسفه اخلاق
کارگاه: انتخاب با چشمان باز. تهران. (خانه های روشن)۱ 🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💑
📝 منبرک: (انتخاب با چشمان باز)
کارگاه انتخاب همسر
#تگ_به_دوستان
.
✔ارتباط و قرار گذاشتن با جنس مخالف به قصد شناخت وقتی محدود به کافیشاپ رفتن آخر هفته یا ارتباط تلفنی باشد، آن طور باید و شاید آب از آب تکان نمی خورد.
اصلا بگذارید خیالتان را راحت کنم:
اگر ۲۰ سال هم آخر هفتهها با فردی بیرون بروید و هر روز ساعتها با او تلفنی صحبت کنید، باز هم شناخت شما نسبت به او کاملا ناقص است!
✔باید دقت کرد:
وقتی با یک نفر ازدواج میکنیم، در واقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگیاش، خانوادهاش، گذشتهاش، آیندهاش، افکار و اخلاقش و همچنین با جسم او ازدواج کردهایم.
✔با کافی شاپ رفتن، شما فقط بُعد «کافی شاپی» یا به عبارتی بُعد «تفریحی» فرد را شناختهاید، یا با شخصیت مجازی او(که معمولا بسیار متفاوت از شخصیت حقیقی است) آشنا شدهاید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمیآید.
ما زمانی میتوانیم به شناخت کاملتر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد و در شرایط و موقعیتهای مختلف رو به رو شده باشیم.
✔چرا ما با هرکسی آشنا میشویم، مرتکب همان اشتباههای قدیم میشویم و همان سناریوی تکراری برایمان اتفاق میافتد؟!
چرا برخی از روابط صمیمانه به موفقیت میانجامد و برخی با شکست روبهرو میشود؟!
.
⚠️انتخاب همسر مناسب مهمترین انتخاب زندگی است و یک اشتباه کوچک در این انتخاب میتواند بهشت رویاها را به جهنم تبدیل کند و جالب اینجاست که اکثر مردم درست زمانی که فکر میکنند که بهترین تصمیم را گرفتهاند مرتکب بزرگترین اشتباهشان میشوند.
⚠️با لطف و عنایت دوستان در حال برگزاری کارگاهی برای انتخاب همسر با عنوان "انتخاب با چشمان باز" هستیم.
جهت ثبت نام اقدام بفرمائید.
#مصطفی_سلیمانی .
.
#انتخاب_همسر
#انتخاب_با_چشمان_باز
🍀❤️ @filsofak
💑
📝 منبرک: (انتخاب با چشمان باز)
کارگاه انتخاب همسر
#تگ_به_دوستان
.
✔ارتباط و قرار گذاشتن با جنس مخالف به قصد شناخت وقتی محدود به کافیشاپ رفتن آخر هفته یا ارتباط تلفنی باشد، آن طور باید و شاید آب از آب تکان نمی خورد.
اصلا بگذارید خیالتان را راحت کنم:
اگر ۲۰ سال هم آخر هفتهها با فردی بیرون بروید و هر روز ساعتها با او تلفنی صحبت کنید، باز هم شناخت شما نسبت به او کاملا ناقص است!
✔باید دقت کرد:
وقتی با یک نفر ازدواج میکنیم، در واقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگیاش، خانوادهاش، گذشتهاش، آیندهاش، افکار و اخلاقش و همچنین با جسم او ازدواج کردهایم.
✔با کافی شاپ رفتن، شما فقط بُعد «کافی شاپی» یا به عبارتی بُعد «تفریحی» فرد را شناختهاید، یا با شخصیت مجازی او(که معمولا بسیار متفاوت از شخصیت حقیقی است) آشنا شدهاید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمیآید.
ما زمانی میتوانیم به شناخت کاملتر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد و در شرایط و موقعیتهای مختلف رو به رو شده باشیم.
✔چرا ما با هرکسی آشنا میشویم، مرتکب همان اشتباههای قدیم میشویم و همان سناریوی تکراری برایمان اتفاق میافتد؟!
چرا برخی از روابط صمیمانه به موفقیت میانجامد و برخی با شکست روبهرو میشود؟!
.
⚠️انتخاب همسر مناسب مهمترین انتخاب زندگی است و یک اشتباه کوچک در این انتخاب میتواند بهشت رویاها را به جهنم تبدیل کند و جالب اینجاست که اکثر مردم درست زمانی که فکر میکنند که بهترین تصمیم را گرفتهاند مرتکب بزرگترین اشتباهشان میشوند.
⚠️با لطف و عنایت دوستان در حال برگزاری کارگاهی برای انتخاب همسر با عنوان "انتخاب با چشمان باز" هستیم.
جهت ثبت نام اقدام بفرمائید.
#مصطفی_سلیمانی .
.
#انتخاب_همسر
#انتخاب_با_چشمان_باز
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا دست از سرزنش کردن خودتان به خاطر اینکه همیشه کار درست را انجام نمی دهید، برنمی دارید؟
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نیچه کیست و چه می گوید؟
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅ تخيل و تربيت اخلاقى
🔷 خانم سيمون وى (الهى دان و عارف فرانسوى)در کتاب "نياز به ريشه" اين مطلب را بيان مى کند که بزرگترين دوست اخلاقى زيستن تخيل و بزرگترين دشمن آن توهم است. اگر مى خواهيم نسل آينده بشر اخلاقى تر شود بايد از کودکى در فرايند تربيت، قدرت تخيل کودک را افزايش و توهم او را کم کنيم.
🔹خانم آيريس مرداک (فيبسوف اخلاق) با کار بر روى اين ايده پيشنهاد داد که چون ادبيات به پرورش تخيل کمک زيادى مى کند ، کودکان بايد از آغاز با ادبيات آشنا شوند تا از اين راه اخلاقى تر شوند.
🔹خانم هانا آرنت متفکر آلمانى توانست به طور تجربى ايده تاثير تخيل در تربيت اخلافى را اثبات کند.هانا آرنت با بررسى زندگى آريشمان( افسر نازى که مسئول يهودى سوزى در رژيم هيتلر بود ) در زمان محاکمه اش، متوجه شد، آريشمان ، در زندگى اش انسانى از هر جهت درستکار است و در طول عمرش فساد مالى و جنسى نداشته و فرد منظمى بوده است ولى در عين حال اين جنايات را انجام داده است. هانا آرنت با کمک روانشناسان فهميد ، اشکال آريشمان اين است که قدرت تخيل ندارد و نمى تواند خودش را جاى ديگران بگذارد.
🔹 زندگى فاصله بالفعل ما با ديگران را افزايش مى دهد و تخيل مى تواند اين فاصله را کاهش دهد. بنابراين تخيل شرط لازم اخلاقى زيستن است.
تعليم و تربيت اخلاقى- استاد مصطفى ملکيان
🍀❤️ @filsofak
✅ تخيل و تربيت اخلاقى
🔷 خانم سيمون وى (الهى دان و عارف فرانسوى)در کتاب "نياز به ريشه" اين مطلب را بيان مى کند که بزرگترين دوست اخلاقى زيستن تخيل و بزرگترين دشمن آن توهم است. اگر مى خواهيم نسل آينده بشر اخلاقى تر شود بايد از کودکى در فرايند تربيت، قدرت تخيل کودک را افزايش و توهم او را کم کنيم.
🔹خانم آيريس مرداک (فيبسوف اخلاق) با کار بر روى اين ايده پيشنهاد داد که چون ادبيات به پرورش تخيل کمک زيادى مى کند ، کودکان بايد از آغاز با ادبيات آشنا شوند تا از اين راه اخلاقى تر شوند.
🔹خانم هانا آرنت متفکر آلمانى توانست به طور تجربى ايده تاثير تخيل در تربيت اخلافى را اثبات کند.هانا آرنت با بررسى زندگى آريشمان( افسر نازى که مسئول يهودى سوزى در رژيم هيتلر بود ) در زمان محاکمه اش، متوجه شد، آريشمان ، در زندگى اش انسانى از هر جهت درستکار است و در طول عمرش فساد مالى و جنسى نداشته و فرد منظمى بوده است ولى در عين حال اين جنايات را انجام داده است. هانا آرنت با کمک روانشناسان فهميد ، اشکال آريشمان اين است که قدرت تخيل ندارد و نمى تواند خودش را جاى ديگران بگذارد.
🔹 زندگى فاصله بالفعل ما با ديگران را افزايش مى دهد و تخيل مى تواند اين فاصله را کاهش دهد. بنابراين تخيل شرط لازم اخلاقى زيستن است.
تعليم و تربيت اخلاقى- استاد مصطفى ملکيان
🍀❤️ @filsofak