Sheida Shodam
Shahram Nazeri
#باهم_بشنويم
🎼قطعه «شيدا شدم»
با صداي استاد شهرام ناظری
آهنگساز: لوريس چكناواريان
شاعر: مولانا
🍀❤️ @filsofak
🎼قطعه «شيدا شدم»
با صداي استاد شهرام ناظری
آهنگساز: لوريس چكناواريان
شاعر: مولانا
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from نَقدِ حالِ ما (🌼🌼🌼🌼)
#روانشناسی_حافظ
بخش اول
🔰 حافظ کیست و چرا جاودانه است؟ در چهار نوشته ی کوتاه به این دو سوال میپردازم.
🔰 حافظ همیشه زنده خواهد ماند. و این حیاتِ جاوید یک دلیل دارد: حافظ، حافظ است. یعنی چه؟ مگر دیگران غیر از خودشانند؟ بله؛ اکثریت انسانها عمرشان با از #خودبیگانگی میگذرد. یعنی خودشان نیستند و بیگانهای جای خودشان نشسته است، و چنان جُلوسی کرده است که حتی آدمی فرق میهمان و میزبان را هیچگاه تشخیص نمیدهد و میهمانِ زوری را صاحبخانه میپندارد.
این #بیگانه هزاران شکل دارد. از الگوهای تربیتیِ کودکی، والدین و محیطِ درونیشده، یادگیریهای القاییِ دوران کودکی و نوجوانی گرفته؛ تا شرایط اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، خوراکهای دستگاههای تبلیغاتی، و حتی الگوهای حاکمِ فکری در هر دورهی زمانی که بهخاطر ناپیدایی شان، صدها سال باید بگذرد تا معلوم شود اصلا چه بودهاند.
🔰 هیچ انسانی نمیتواند ازینها بیرون بیاید. این خاصیت انسان است؛ موجودی پرتابشده در یک تکه از تاریخ. زیستی تاریخی که محال است خود را از آن بیرون بکشد. از خودبیگانگی خصلت آدمیزادگی ست. حتی خدا هم اگر بخواهد با بشر سخن بگوید مجبور است خود را در این قالب درآورد؛ وگرنه هیچ ارتباطی صورت نخواه گرفت. و این اجبار آنقدر شدید است که حتی برای توصیف بهشت برای اعراب هزارسال پیش، باید از خیمه و زنان سیاه چشم و باغ و ... مثال بزند.
🔰 اما در این میان اندکی هم یافت میشوند که با هزار تقلا کمی از گرانباریِ این از خودبیگانگی میکاهند و اندکی گردنِ خود را بالاتر از چتر تاریخ بالا میآورند. و به همین دلیل است که با دیگران متفاوت میشوند. این متفاوتها انواع و اقسامی دارند. از پیامبران و عارفان گرفته، تا افرادی چون فروید و مارکس. در بین اینها، یک دسته هم هستند که سینه به سینهی #هستی میایستند و فراتر از زندگیِ گله وار و تودهایِ اکثریتِ انسانها، مانند یک پرنده از بالاتر مینگرند که اصلا این هستی چیست؟ ما که هستیم؟ قرارست چه بشود؟ و یا به جوابی تلخ میرسند و عالم را پوچ در پوچ و عبث در عبث میشمارند؛ و یا جانشان از شدت معنایی که مییابد شیرین و خندان میشود: مرده بُدم زنده شدم/ گریه بُدم خنده شدم.
🔰 ماندگارانِ تاریخ را همینان تشکیل میدهند. آنانی که تا کرانهی عدم میتازند و تمام عمر را در این مرز میزینند. حالا یا تلخ تلخ، یا شیرین شیرین. و یا متلون و رنگارنگ. اینان سبکبالتر از دیگرانند؛ یعنی به خود بودن نزدیکترند. زیستی آگاهانهتر. لااقل تصور خودشان بر این است که خودشانند و آگاهانه میزیند.
🔰 حافظ، ماندگار است؛ چون حافظ است. هرچه گفته، فقط و فقط تجربهی ناب فردی خودش از مواجهه با هستی است. یک مصرع در دیوان او نیست که برگرفته از تورات و اوِستا و انجیل و قرآن، یا فقه و فلسفه و عرفان باشد؛ او نه عارف است و نه صوفی؛ نه فقیه است و نه فیلسوف و اصولی و نه مُصلح اجتماعی. اگر نکته ی اجتماعی میگوید فقط موانع تجربهی فردیاش را روایت میکند. مانند جامعهی ریازدهی ایدئولوژیک. او فقط تجربهی زلال فردیاش را بیکموکاست بیان میکند. تجربههایی که حتی گاه در دوران رشد و تحولش با یکدیگر متناقضند و هیچ بیمی از این تناقضها ندارد. شاعری ایستاده بر کرانهی وجود و عدم که تجربههای وجودیاش را با نابترین زبان ابرازی بیان میکند. اما او حتی دغدغهی شاعرانگی هم ندارد. گرچه تجربههایش گاه با تمام اینها منطبق میافتد.
حافظ سه دوره حیات درونی دارد: جوانی، میانسالی و پیری. تمام دیوان او شرح تجربههای سه گانهاش است که گاه تناقض دارند. اما او دغدغه ی تناقض هم ندارد. او میخواهد تجربهاش را روایت کند. فقط تجربهاش مهم است؛ کاری ندارد کسی خوشش بیاید یا نه. حتی خداوند. برای همین هم هست که در میانسالیاش بر خداوند هم بخاطر خطاهای قلم صنع و کاستیهای هستی خرده میگیرد و نمیتواند تجربهی رنجی که در هستی میبیند را با کلیشههای فلسفی و کلامی کور کند. الاهیات او الاهیاتِ اعتراض است.
🔰 حافظ، شرابِ ناب هفت ساله است. هر کس با شنیدن او، بخشی از خود را مییابد. تا انسانی روی زمین هست، با گوشهای از تجربههای وسیع حافظ همزیستی خواهد کرد. حافظ همیشه زنده خواهد ماند. چراکه، حافظ به قول خودش "قلندر حقیقت" است؛ آنهم حقیقتی که تنها با مواجههی شخصی با هستی و تجربهی فردی به دست بیاید و نه بواسطهی تقلید یا تکرار کلیشههای دیگران. این قلندر حقیقت چه در جوانی، که دوران عیش و عشق و طرب و مستی آگاهانهی اوست؛ و چه در میانسالی که ایام تردید و اعتراض و زیستِ خیاموارش است و چه در پیری که مُزد عمری جستجوگریِ صادقانه و زکات استحقاقش را در فرخنده شبی و مبارک سحری میگیرد و با دیدن ملایکه بر در میخانه به یقین میرسد؛ تنها و تنها جستجوگری در مسیرِ شدن است.
🔰 در سه قسمتِ دیگر جوانی و میانسالی و پیری او را توضیح خواهم داد.
🖌زندی
بخش اول
🔰 حافظ کیست و چرا جاودانه است؟ در چهار نوشته ی کوتاه به این دو سوال میپردازم.
🔰 حافظ همیشه زنده خواهد ماند. و این حیاتِ جاوید یک دلیل دارد: حافظ، حافظ است. یعنی چه؟ مگر دیگران غیر از خودشانند؟ بله؛ اکثریت انسانها عمرشان با از #خودبیگانگی میگذرد. یعنی خودشان نیستند و بیگانهای جای خودشان نشسته است، و چنان جُلوسی کرده است که حتی آدمی فرق میهمان و میزبان را هیچگاه تشخیص نمیدهد و میهمانِ زوری را صاحبخانه میپندارد.
این #بیگانه هزاران شکل دارد. از الگوهای تربیتیِ کودکی، والدین و محیطِ درونیشده، یادگیریهای القاییِ دوران کودکی و نوجوانی گرفته؛ تا شرایط اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، خوراکهای دستگاههای تبلیغاتی، و حتی الگوهای حاکمِ فکری در هر دورهی زمانی که بهخاطر ناپیدایی شان، صدها سال باید بگذرد تا معلوم شود اصلا چه بودهاند.
🔰 هیچ انسانی نمیتواند ازینها بیرون بیاید. این خاصیت انسان است؛ موجودی پرتابشده در یک تکه از تاریخ. زیستی تاریخی که محال است خود را از آن بیرون بکشد. از خودبیگانگی خصلت آدمیزادگی ست. حتی خدا هم اگر بخواهد با بشر سخن بگوید مجبور است خود را در این قالب درآورد؛ وگرنه هیچ ارتباطی صورت نخواه گرفت. و این اجبار آنقدر شدید است که حتی برای توصیف بهشت برای اعراب هزارسال پیش، باید از خیمه و زنان سیاه چشم و باغ و ... مثال بزند.
🔰 اما در این میان اندکی هم یافت میشوند که با هزار تقلا کمی از گرانباریِ این از خودبیگانگی میکاهند و اندکی گردنِ خود را بالاتر از چتر تاریخ بالا میآورند. و به همین دلیل است که با دیگران متفاوت میشوند. این متفاوتها انواع و اقسامی دارند. از پیامبران و عارفان گرفته، تا افرادی چون فروید و مارکس. در بین اینها، یک دسته هم هستند که سینه به سینهی #هستی میایستند و فراتر از زندگیِ گله وار و تودهایِ اکثریتِ انسانها، مانند یک پرنده از بالاتر مینگرند که اصلا این هستی چیست؟ ما که هستیم؟ قرارست چه بشود؟ و یا به جوابی تلخ میرسند و عالم را پوچ در پوچ و عبث در عبث میشمارند؛ و یا جانشان از شدت معنایی که مییابد شیرین و خندان میشود: مرده بُدم زنده شدم/ گریه بُدم خنده شدم.
🔰 ماندگارانِ تاریخ را همینان تشکیل میدهند. آنانی که تا کرانهی عدم میتازند و تمام عمر را در این مرز میزینند. حالا یا تلخ تلخ، یا شیرین شیرین. و یا متلون و رنگارنگ. اینان سبکبالتر از دیگرانند؛ یعنی به خود بودن نزدیکترند. زیستی آگاهانهتر. لااقل تصور خودشان بر این است که خودشانند و آگاهانه میزیند.
🔰 حافظ، ماندگار است؛ چون حافظ است. هرچه گفته، فقط و فقط تجربهی ناب فردی خودش از مواجهه با هستی است. یک مصرع در دیوان او نیست که برگرفته از تورات و اوِستا و انجیل و قرآن، یا فقه و فلسفه و عرفان باشد؛ او نه عارف است و نه صوفی؛ نه فقیه است و نه فیلسوف و اصولی و نه مُصلح اجتماعی. اگر نکته ی اجتماعی میگوید فقط موانع تجربهی فردیاش را روایت میکند. مانند جامعهی ریازدهی ایدئولوژیک. او فقط تجربهی زلال فردیاش را بیکموکاست بیان میکند. تجربههایی که حتی گاه در دوران رشد و تحولش با یکدیگر متناقضند و هیچ بیمی از این تناقضها ندارد. شاعری ایستاده بر کرانهی وجود و عدم که تجربههای وجودیاش را با نابترین زبان ابرازی بیان میکند. اما او حتی دغدغهی شاعرانگی هم ندارد. گرچه تجربههایش گاه با تمام اینها منطبق میافتد.
حافظ سه دوره حیات درونی دارد: جوانی، میانسالی و پیری. تمام دیوان او شرح تجربههای سه گانهاش است که گاه تناقض دارند. اما او دغدغه ی تناقض هم ندارد. او میخواهد تجربهاش را روایت کند. فقط تجربهاش مهم است؛ کاری ندارد کسی خوشش بیاید یا نه. حتی خداوند. برای همین هم هست که در میانسالیاش بر خداوند هم بخاطر خطاهای قلم صنع و کاستیهای هستی خرده میگیرد و نمیتواند تجربهی رنجی که در هستی میبیند را با کلیشههای فلسفی و کلامی کور کند. الاهیات او الاهیاتِ اعتراض است.
🔰 حافظ، شرابِ ناب هفت ساله است. هر کس با شنیدن او، بخشی از خود را مییابد. تا انسانی روی زمین هست، با گوشهای از تجربههای وسیع حافظ همزیستی خواهد کرد. حافظ همیشه زنده خواهد ماند. چراکه، حافظ به قول خودش "قلندر حقیقت" است؛ آنهم حقیقتی که تنها با مواجههی شخصی با هستی و تجربهی فردی به دست بیاید و نه بواسطهی تقلید یا تکرار کلیشههای دیگران. این قلندر حقیقت چه در جوانی، که دوران عیش و عشق و طرب و مستی آگاهانهی اوست؛ و چه در میانسالی که ایام تردید و اعتراض و زیستِ خیاموارش است و چه در پیری که مُزد عمری جستجوگریِ صادقانه و زکات استحقاقش را در فرخنده شبی و مبارک سحری میگیرد و با دیدن ملایکه بر در میخانه به یقین میرسد؛ تنها و تنها جستجوگری در مسیرِ شدن است.
🔰 در سه قسمتِ دیگر جوانی و میانسالی و پیری او را توضیح خواهم داد.
🖌زندی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲گفتن اين پنج نكته به كودكان، به مصون ماندن آن ها از خطر آزار جنسى كمك مىكند.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
برای آنکه آدمی براستی انسان باشد و از حیوان ذاتا و واقعا تفاوت یابد، باید آرزوی انسانیاش به نحو مؤثر بر آرزوی حیوانیاش چیره شود... همۀ آرزوهای حیوانی در واپسین تحلیل، تابع آرزوی او برای نگهداری جان خویش است. پس آرزوی انسانی باید بر این آرزوی نگهداری جان فائق آید.
به سخن دیگر؛ «آدمی، انسانیت خود را «محقق» نمیکند مگر آنکه جان «حیوانی» اش را به پیروی از آرزوی انسانی خویش به خطر اندازد.»
#فریدریش_هگل
#خدایگان_و_بنده
🍀❤️ @filsofak
برای آنکه آدمی براستی انسان باشد و از حیوان ذاتا و واقعا تفاوت یابد، باید آرزوی انسانیاش به نحو مؤثر بر آرزوی حیوانیاش چیره شود... همۀ آرزوهای حیوانی در واپسین تحلیل، تابع آرزوی او برای نگهداری جان خویش است. پس آرزوی انسانی باید بر این آرزوی نگهداری جان فائق آید.
به سخن دیگر؛ «آدمی، انسانیت خود را «محقق» نمیکند مگر آنکه جان «حیوانی» اش را به پیروی از آرزوی انسانی خویش به خطر اندازد.»
#فریدریش_هگل
#خدایگان_و_بنده
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
مراحل روشنفکری در اروپا:
1-تحصیلات عالیه
2-مدارک معتبر
3-مطالعات گسترده
4-اطلاعات عمومی بسیار بالا
5-جامعه شناسی
6-نوشتن کتاب
7-نوشتن مقاله
8-نظریه های تایید شده
9-سفر به نقاط مختلف دنیا
10-شخصیت و انسانیت بالا
11- احترام به تمامی مذاهب و عقاید
مراحل روشنفکری در ایران:
.
1- کشیدن سیگار و خوردن قهوه
2-مخالفت با دین و مذهب
3-خواندن جملاتی چند از نیچه و...
4-طلاق گرفتن
5- موزیک خارجی گوش کردن
6-سفرهای مكرر به تایلند
7-نگهداری از سگ یا گربه و آن را به اندازه فرزنده نداشته عزیز شمردن
8-مخالفت با چيزي كه بقيه موافقن
9-موافقت با چيزي كه بقيه مخالفن
🍀❤️ @filsofak
مراحل روشنفکری در اروپا:
1-تحصیلات عالیه
2-مدارک معتبر
3-مطالعات گسترده
4-اطلاعات عمومی بسیار بالا
5-جامعه شناسی
6-نوشتن کتاب
7-نوشتن مقاله
8-نظریه های تایید شده
9-سفر به نقاط مختلف دنیا
10-شخصیت و انسانیت بالا
11- احترام به تمامی مذاهب و عقاید
مراحل روشنفکری در ایران:
.
1- کشیدن سیگار و خوردن قهوه
2-مخالفت با دین و مذهب
3-خواندن جملاتی چند از نیچه و...
4-طلاق گرفتن
5- موزیک خارجی گوش کردن
6-سفرهای مكرر به تایلند
7-نگهداری از سگ یا گربه و آن را به اندازه فرزنده نداشته عزیز شمردن
8-مخالفت با چيزي كه بقيه موافقن
9-موافقت با چيزي كه بقيه مخالفن
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یادداشت ۲۷
رویکرد اسلام به خشونت خانگی
مصطفی سلیمانی
یک.
خشونت خانگی، رویه تاریک زندگی خانوادگی به شمار می آید. خشونت خانگی به معنای بدرفتاری جسمی، کلامی یا عاطفی یک عضو از خانواده علیه عضوی دیگر، پدیده جدیدی نیست و در گذشته ها نیز وجود داشته است. حتی در کشورهای صنعتی نیز با وجود تغییر نگرش های عمومی و ارتقای حمایت های قانونی، این مشکل همچنان در بسیاری از خانواده ها پابرجاست.
گزارش ها از آن حکایت دارد که خشونت خانگی پدیده ای است چند جانبه که فرزندان، همسران، خواهران و برادران و سالمندان را در بر می گیرد.
گستردگی این پدیده در بسیاری از جوامع، از جمله جوامع صنعتی، بخش قابل توجهی از خانواده ها را در وضعیتی قرار داده که نه تنها کارکرد مورد انتظار در زمینه حمایت عاطفی را تأمین نمی کنند، بلکه به کانون اضطراب، ناامنی و حتی جنایت مبدل شده اند.
دو.
رویکرد اسلام به موضوع خشونت خانگی مانند بیشتر موضوع های دیگر، بیشتر جنبه هنجارى دارد. در عین حال، با دقت در استلزامات توصیه های دینی می توان به چارچوبی نظری دست یافت که عواملی مانند زیست شناسی، یادگیری، مصرف الکل، فقر، ناکامی های جنسی و... در خشونت خانگی مفروض گرفته می شود، ضمن آنکه اسلام در برخورد با هر یک از این عوامل، موضعی خاص اتخاذ کرده است که اینجا مجال طرح آن نیست؛ اما تأکید ویژه اسلام بر برخی عوامل تأثیرگذار بر خشونت خانگی اقتضا می کند که توضیح هر چند کوتاهی پیرامون آنها ارائه شود.
سه.
نخستین و شاید مهم ترین عامل از دیدگاه اسلام، پایبند نبودن شخص به موازین اخلاقی است و عنایت خاص اسلام به این عامل را می توان از توصیه های فراوانش درباره حسن اخلاق به طور عام و حسن معاشرت با زنان به صورت خاص، دريافت. در سطح عام، روایت مشهور «دنیا دوستی منشأ همه خطاهاست»(وسائل الشيعه، ج۱۱، ص۳۰۸( دربردارنده یک تبیین عام دینی است که می تواند در مورد بسیاری از رویدادهای اجتماعی کاربرد داشته باشد. با تحلیل مفهوم دنیادوستی به شاخص ها یا مفاهیم جزئی تری مانند تکبر، خودخواهی، تعصب، حرص، حسد، بخل و...، به گزاره های متعددی دست می یابیم که می توان از آنها برای مقاصد تبیینی و به طور خاص، تبیین خشونت خانگی استفاده کرد. به علاوه، توصیه های فراوان درباره حُسن معاشرت با زنان،(نساء، 19) رعایت پرهیزگاری و خودداری از کتک زدن آنان،(مستدرک الوسائل، ج14، ص250) بردباری در برابر بدخلقی زنان و گذشت از خطاهای آنان و تأکید بر پرهیزکاری به عنوان معیار انتخاب شوهر،(مکارم الاخلاق، ص214) گوشه ای از توصیه های اخلاقی اسلام است که به طور ضمنی، عامل بسیاری از خشونت های زناشویی را خلق و خوی ناپسند شوهران معرفی می کند.
چهار.
اسلام زنان را نیز به حسن معاشرت با شوهران سفارش کرده است؛(وسائل الشیعه، ج14، ص14) چراکه زنان بدرفتار و فاقد کنترل درونی نیز نقش برجسته ای در ایجاد تنش های خانگی و در نهایت، خشونت شوهران دارند. در برخی روایات، زنی که زبان ناسپاسی شوهر و نفرین و دشنام او می گشاید، «کافر» و مستحق عذاب الهی معرفی شده است.(مستدرک الوسائل، ج14، ص240) بدیهی است با التزام عملی زنان به ارزش های اخلاقی، زمینه بسیاری از مشاجره های زناشویی از میان می رود و در این حالت، احتمال اقدام شوهر به خشونت علیه همسرش به کمترین حد می رسد.
دومین عامل خشونت خانگی که اسلام اهتمام ویژه ای به آن مبذول داشته، ضعف کنترل اجتماعی است. اصل مترقی و بی نظیر امر به معروف و نهی از منکر در گسترده وسیع آن دربرگیرنده راهکارهای گونان کنترل فرد به وسیله جامعه و حکومت است. در بُعد کنترل جامعه، از آیات و روایات فراوان مربوط به این موضوع می توان به روشنی دریافت که اسلام چه جایگاه والایی برای نظارت عمومی و مسئولیت همگان در قبال کجروی دیگران قائل شده است. بی شک، نهادینه شدن این اصل حیاتی در شکل صحیح و کامل آن، تأثیر چشمگیری بر کاهش یا حتی رفع بسیاری از کجروی های اجتماعی و از جمله خشونت های خانگی بر جای خواهد گذاشت.
نمی توان انکار کرد که دخالت صحیح نهاد حکومت، تأثیر عمده ای بر کنترل خشونت خانگی بر جای می گذارد.
کوتاه سخن آنکه اسلام با عنایت به اهتمام فراوانی که به حفظ و تقویت نهاد خانواده دارد، برای حل مشکل خشونت خانگی بیش از هر چیز بر راهبردهای تربیتی با محوریت اخلاق و راهبردهای فرهنگی و حکومتی تأکید کرده است.
🍀❤️ @filsofak
یادداشت ۲۷
رویکرد اسلام به خشونت خانگی
مصطفی سلیمانی
یک.
خشونت خانگی، رویه تاریک زندگی خانوادگی به شمار می آید. خشونت خانگی به معنای بدرفتاری جسمی، کلامی یا عاطفی یک عضو از خانواده علیه عضوی دیگر، پدیده جدیدی نیست و در گذشته ها نیز وجود داشته است. حتی در کشورهای صنعتی نیز با وجود تغییر نگرش های عمومی و ارتقای حمایت های قانونی، این مشکل همچنان در بسیاری از خانواده ها پابرجاست.
گزارش ها از آن حکایت دارد که خشونت خانگی پدیده ای است چند جانبه که فرزندان، همسران، خواهران و برادران و سالمندان را در بر می گیرد.
گستردگی این پدیده در بسیاری از جوامع، از جمله جوامع صنعتی، بخش قابل توجهی از خانواده ها را در وضعیتی قرار داده که نه تنها کارکرد مورد انتظار در زمینه حمایت عاطفی را تأمین نمی کنند، بلکه به کانون اضطراب، ناامنی و حتی جنایت مبدل شده اند.
دو.
رویکرد اسلام به موضوع خشونت خانگی مانند بیشتر موضوع های دیگر، بیشتر جنبه هنجارى دارد. در عین حال، با دقت در استلزامات توصیه های دینی می توان به چارچوبی نظری دست یافت که عواملی مانند زیست شناسی، یادگیری، مصرف الکل، فقر، ناکامی های جنسی و... در خشونت خانگی مفروض گرفته می شود، ضمن آنکه اسلام در برخورد با هر یک از این عوامل، موضعی خاص اتخاذ کرده است که اینجا مجال طرح آن نیست؛ اما تأکید ویژه اسلام بر برخی عوامل تأثیرگذار بر خشونت خانگی اقتضا می کند که توضیح هر چند کوتاهی پیرامون آنها ارائه شود.
سه.
نخستین و شاید مهم ترین عامل از دیدگاه اسلام، پایبند نبودن شخص به موازین اخلاقی است و عنایت خاص اسلام به این عامل را می توان از توصیه های فراوانش درباره حسن اخلاق به طور عام و حسن معاشرت با زنان به صورت خاص، دريافت. در سطح عام، روایت مشهور «دنیا دوستی منشأ همه خطاهاست»(وسائل الشيعه، ج۱۱، ص۳۰۸( دربردارنده یک تبیین عام دینی است که می تواند در مورد بسیاری از رویدادهای اجتماعی کاربرد داشته باشد. با تحلیل مفهوم دنیادوستی به شاخص ها یا مفاهیم جزئی تری مانند تکبر، خودخواهی، تعصب، حرص، حسد، بخل و...، به گزاره های متعددی دست می یابیم که می توان از آنها برای مقاصد تبیینی و به طور خاص، تبیین خشونت خانگی استفاده کرد. به علاوه، توصیه های فراوان درباره حُسن معاشرت با زنان،(نساء، 19) رعایت پرهیزگاری و خودداری از کتک زدن آنان،(مستدرک الوسائل، ج14، ص250) بردباری در برابر بدخلقی زنان و گذشت از خطاهای آنان و تأکید بر پرهیزکاری به عنوان معیار انتخاب شوهر،(مکارم الاخلاق، ص214) گوشه ای از توصیه های اخلاقی اسلام است که به طور ضمنی، عامل بسیاری از خشونت های زناشویی را خلق و خوی ناپسند شوهران معرفی می کند.
چهار.
اسلام زنان را نیز به حسن معاشرت با شوهران سفارش کرده است؛(وسائل الشیعه، ج14، ص14) چراکه زنان بدرفتار و فاقد کنترل درونی نیز نقش برجسته ای در ایجاد تنش های خانگی و در نهایت، خشونت شوهران دارند. در برخی روایات، زنی که زبان ناسپاسی شوهر و نفرین و دشنام او می گشاید، «کافر» و مستحق عذاب الهی معرفی شده است.(مستدرک الوسائل، ج14، ص240) بدیهی است با التزام عملی زنان به ارزش های اخلاقی، زمینه بسیاری از مشاجره های زناشویی از میان می رود و در این حالت، احتمال اقدام شوهر به خشونت علیه همسرش به کمترین حد می رسد.
دومین عامل خشونت خانگی که اسلام اهتمام ویژه ای به آن مبذول داشته، ضعف کنترل اجتماعی است. اصل مترقی و بی نظیر امر به معروف و نهی از منکر در گسترده وسیع آن دربرگیرنده راهکارهای گونان کنترل فرد به وسیله جامعه و حکومت است. در بُعد کنترل جامعه، از آیات و روایات فراوان مربوط به این موضوع می توان به روشنی دریافت که اسلام چه جایگاه والایی برای نظارت عمومی و مسئولیت همگان در قبال کجروی دیگران قائل شده است. بی شک، نهادینه شدن این اصل حیاتی در شکل صحیح و کامل آن، تأثیر چشمگیری بر کاهش یا حتی رفع بسیاری از کجروی های اجتماعی و از جمله خشونت های خانگی بر جای خواهد گذاشت.
نمی توان انکار کرد که دخالت صحیح نهاد حکومت، تأثیر عمده ای بر کنترل خشونت خانگی بر جای می گذارد.
کوتاه سخن آنکه اسلام با عنایت به اهتمام فراوانی که به حفظ و تقویت نهاد خانواده دارد، برای حل مشکل خشونت خانگی بیش از هر چیز بر راهبردهای تربیتی با محوریت اخلاق و راهبردهای فرهنگی و حکومتی تأکید کرده است.
🍀❤️ @filsofak
در صورتی که سهم کله پاچه امامزاده را ندهید، نذرتان قبول نیست!😢
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جالبه بدونید که اشک شوق از چشم راست شروع میشود و گریه ناراحتی از چشم چپ!؟
اما گریه به خاطر نا امیدی از هر دو چشم آغاز میشود ، ناامیدی تاثیر بسیار بیشتری روی بدن میگذارد!
🍀❤️ @filsofak
اما گریه به خاطر نا امیدی از هر دو چشم آغاز میشود ، ناامیدی تاثیر بسیار بیشتری روی بدن میگذارد!
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سه #خصوصیت_اخلاقی ممتاز مردم #ژاپن
گرچه مردم ژاپن از لحاظ توانایی عقلی و ضریب هوش بالا چندان تفاوتی با مردم سایر کشورها ندارند، ولی نمیتوان تردید کرد که کشور ژاپن به جهت مردمانش، از موقعیت بالای سیاسی، اقتصادی، علمی و اجتماعی در میان سایر کشورها برخوردار بوده و از قدرتهای بزرگ جهانی محسوب میگردد.
اگر #هوش_نظری و نیروی اندیشه به تنهایی عامل این موفقیت نبوده باشد، به نظر میرسد در کنار تواناییِ فکریِ این مردم، آنچه ژاپنیها را در زمره مردمان موفق و پیشرفته قرار داده سه اصل مهم اخلاقی باشد که چه بسا ذکر آن کمکی به مردم عزیز سرزمینمان ایران بکند، تا ما نیز خود را با این سه اصل فاخر، اصیل، و مهم اخلاقی ارزیابی کنیم و اگر نقصانی در خود می بینیم به جبران آن همت کنیم:
۱. ژاپنی ها از معلمان باستانی خود آموختهاند که زندگیِ این جهانی را جدی بگیرند و از هدر رفتنِ عمر و زمان خود جلوگیری کنند و به #زندگی خود، مادامی که وقت زیستن دارند، اهمیت بدهند.
آنها آموخته اند که برای کاستن از رنجِ زندگی هیچ فرصتی غیر از همین زندگی ندارند و سپری کردن عمر با بازیهای کودکانه، فقط حسرت به بار میآورد و پشیمانی. درست بر خلاف ما ایرانیهای شریف که آموزش دیدهایم تا باور کنیم زندگیِ این جهانی ارزش چندانی ندارد و پس از مرگ میتوان کاستیها و آثارشان را جبران کرد.
۲. مردم ژاپن آموختهاند که وقتی خوشبخت خواهند شد که به خوشبختیِ دیگران و #حرمت و #حقوق سایر آدمیان نیز احترام بگذارند و به خاطر منافع شخصی خود، هرگز امنیت و حقوق جمعی را به خطر نیندازند.
یک ژاپنی سعادت خود را در سربلندی جامعه و سعادت بقیه مردم ژاپن میداند، یعنی هر یک با حفظ حریم و حقوق فردی، عمیقا به حرمت و سلامت جمع احترام می گذارند. افسوس که برای ما تاراج سرمایههای ملی و ترجیح دادن منافع شخصی بر حقوق جمعی کاری روا، روان و آسان است.
۳. مردم ژاپن نسبت به عهد و پیمانهای اخلاقی، خانوادگی، رفاقت و دوستی و پیمانهای شغلی و سازمانی وفادار هستند و صفت #وفاداری را از مهمترین فضیلتهای اخلاقی میدانند و به آن پایبند هستند.
باز هم بر خلاف برخی ایرانیان عزیز که به عهد و پیمان خود خصوصا در عالم رفاقت، تا حدی پایبند هستند که انسانی پر جاذبهتر از راه نرسیده باشد. همین که تازه ها از راه می رسند، یاران و پیمانها و عهدهای پیشین فرو میریزند و بی جرم و جنایت دوستان قدیمی فراموش میشوند. برای همین ژاپنیها با اعتماد زندگی میکنند و از حیات خویش لذت میبرند، ولی ما با ترس و تردید به یگدیگر عمر گرانبها را با تشویش و اضطراب سپری میکنیم.
زندگی جدی است؛ سعادت دیگران مهم است و وفاداری، شرط زندگیِ انسانیست.
این سه اصل مهم اخلاقی، مردمان ژاپن را موفق و پیشتاز کرده است.
دکتر_ناصر_مهدوی
🍀❤️ @filsofak
سه #خصوصیت_اخلاقی ممتاز مردم #ژاپن
گرچه مردم ژاپن از لحاظ توانایی عقلی و ضریب هوش بالا چندان تفاوتی با مردم سایر کشورها ندارند، ولی نمیتوان تردید کرد که کشور ژاپن به جهت مردمانش، از موقعیت بالای سیاسی، اقتصادی، علمی و اجتماعی در میان سایر کشورها برخوردار بوده و از قدرتهای بزرگ جهانی محسوب میگردد.
اگر #هوش_نظری و نیروی اندیشه به تنهایی عامل این موفقیت نبوده باشد، به نظر میرسد در کنار تواناییِ فکریِ این مردم، آنچه ژاپنیها را در زمره مردمان موفق و پیشرفته قرار داده سه اصل مهم اخلاقی باشد که چه بسا ذکر آن کمکی به مردم عزیز سرزمینمان ایران بکند، تا ما نیز خود را با این سه اصل فاخر، اصیل، و مهم اخلاقی ارزیابی کنیم و اگر نقصانی در خود می بینیم به جبران آن همت کنیم:
۱. ژاپنی ها از معلمان باستانی خود آموختهاند که زندگیِ این جهانی را جدی بگیرند و از هدر رفتنِ عمر و زمان خود جلوگیری کنند و به #زندگی خود، مادامی که وقت زیستن دارند، اهمیت بدهند.
آنها آموخته اند که برای کاستن از رنجِ زندگی هیچ فرصتی غیر از همین زندگی ندارند و سپری کردن عمر با بازیهای کودکانه، فقط حسرت به بار میآورد و پشیمانی. درست بر خلاف ما ایرانیهای شریف که آموزش دیدهایم تا باور کنیم زندگیِ این جهانی ارزش چندانی ندارد و پس از مرگ میتوان کاستیها و آثارشان را جبران کرد.
۲. مردم ژاپن آموختهاند که وقتی خوشبخت خواهند شد که به خوشبختیِ دیگران و #حرمت و #حقوق سایر آدمیان نیز احترام بگذارند و به خاطر منافع شخصی خود، هرگز امنیت و حقوق جمعی را به خطر نیندازند.
یک ژاپنی سعادت خود را در سربلندی جامعه و سعادت بقیه مردم ژاپن میداند، یعنی هر یک با حفظ حریم و حقوق فردی، عمیقا به حرمت و سلامت جمع احترام می گذارند. افسوس که برای ما تاراج سرمایههای ملی و ترجیح دادن منافع شخصی بر حقوق جمعی کاری روا، روان و آسان است.
۳. مردم ژاپن نسبت به عهد و پیمانهای اخلاقی، خانوادگی، رفاقت و دوستی و پیمانهای شغلی و سازمانی وفادار هستند و صفت #وفاداری را از مهمترین فضیلتهای اخلاقی میدانند و به آن پایبند هستند.
باز هم بر خلاف برخی ایرانیان عزیز که به عهد و پیمان خود خصوصا در عالم رفاقت، تا حدی پایبند هستند که انسانی پر جاذبهتر از راه نرسیده باشد. همین که تازه ها از راه می رسند، یاران و پیمانها و عهدهای پیشین فرو میریزند و بی جرم و جنایت دوستان قدیمی فراموش میشوند. برای همین ژاپنیها با اعتماد زندگی میکنند و از حیات خویش لذت میبرند، ولی ما با ترس و تردید به یگدیگر عمر گرانبها را با تشویش و اضطراب سپری میکنیم.
زندگی جدی است؛ سعادت دیگران مهم است و وفاداری، شرط زندگیِ انسانیست.
این سه اصل مهم اخلاقی، مردمان ژاپن را موفق و پیشتاز کرده است.
دکتر_ناصر_مهدوی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
قضاوت کردن از روی اندوخته های فکری خود مزیت عده ی قلیلی است، بقیه ی مردم دنباله رو مرجع و سرمشق اند. مردم با چشم های کس دیگری می بینند و با گوش های کس دیگری می شنوند. لذا فکر کردن به آن شکلی که تمام جهان فکر می کنند خیلی آسان است، اما فکر کردن به آن صورتی که کل جهان سی سال بعد آن طور فکر خواهد کرد کاری نیست که هر کسی از پس آن برآید.
شوپنهاور
کتاب دو مسئله ی بنیادین اخلاق
🍀❤️ @filsofak
قضاوت کردن از روی اندوخته های فکری خود مزیت عده ی قلیلی است، بقیه ی مردم دنباله رو مرجع و سرمشق اند. مردم با چشم های کس دیگری می بینند و با گوش های کس دیگری می شنوند. لذا فکر کردن به آن شکلی که تمام جهان فکر می کنند خیلی آسان است، اما فکر کردن به آن صورتی که کل جهان سی سال بعد آن طور فکر خواهد کرد کاری نیست که هر کسی از پس آن برآید.
شوپنهاور
کتاب دو مسئله ی بنیادین اخلاق
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ملاک های انتخاب همسر/۱
📝 منبرک: (ترمز در ازدواج)
.
🔹گاهی افراد پس از چند سال یا حتی سالیان دراز زندگی مشترک به جایی میرسند که تازه از خودشان میپرسند: «آیا همسری که انتخاب کردم، همان کسی است که دلم بخواهد تا پایان عمر در کنارش زندگی کنم؟»
.
🔹به این جملات دقت کنید:
«دوست دارم سریعتر تکلیفم مشخص شود،
حوصله کشدادن ماجرا را ندارم،
از فسفس کردن خوشم نمیآید، یکبار آره یا نه را میگویم و خلاص،
خانواده عروس/ داماد عجله دارند تا سریعتر جواب را بدانند،
مادر و پدرم عجله دارند و...»
.
🔹این ها جملاتی است که با آن آشناییم و کمابیش از گوشه و کنار می شنویم!
انتخاب در شرایط اضطرار و عجله، انتخابی عجولانه یا تصمیمگیری از نوع از سر بازکنی است. انتخاب عجولانه، انتخابی سریع، بیهدف و بیسازمان بوده که امکان اشتباه کردن در آن حتمی و قطعی و چند برابر است و احتمال دارد فرد به واسطه آن انتخاب ناآگاهانه و ضربالعجل با بسیاری از مصائب و مشکلات جبرانناپذیر مواجه شود. هر انتخاب درستی به وارسی و بررسی بسیار نیاز دارد، بیگمان لازمه این عمل نیز مستلزم صرف زمان بسیاری است. حال در انتخابی به بزرگی انتخاب شریک و همسفر یک عمر زندگی، حساسیت و اهمیت آن دو صدچندان میشود.
.
⬅راهحل:
برای کاهش درصد خطا و افزایش احتمال موفقیت در انتخابتان، سعی کنید بر خصلت عجولانه خود یا دیگران فائق آیید و شرایط فوری و فوتی و موقت امروز را بر خوشبختی و سعادت فردایتان ترجیح ندهید. سلامت آینده زندگی شما ارزش آن را دارد که با این خصلت و افکار ترغیبکننده به آن، مبارزه کنید.
این جمله را بارها به خود بگویید یا به دیوار اتاقتان نصب کنید: «من به ندای عقلم گوش میدهم، نباید عجله کنم.» ترس را کنار بگذارید، اجازه دهید زمان کارتان را با حوصله پیش ببرد. از این که ممکن است فرد دلخواهتان را از دست بدهید نهراسید، بدانید آن که روزی شماست، مال شما خواهد بود و نه هیچ کس دیگر.
عجله کار شیطان است، به خودتان و فرد مقابلتان فرصت شناخت بدهید، گاه با عجول بودن فقط چاه زندگیتان را میکنید و در قعری فرود میروید که شاید پشیمانی بعد از آن سودی نداشته باشد.
با اطرافیان یا کسانی که احساس میکنید از جانب آنها تحت فشار هستید صحبت کرده و شرایط و افکار خود را تا حدودی بازگو کنید، قاطعانه به آنها بگویید برای دادن جواب مثبت یا منفی عجله ندارید و حتی انتظار دارید در این مسیر مهم، همراهیتان کنند. به آنها بگویید تصمیم خود را با آرامش و سر فرصت خواهید گرفت و عجلهای برای گفتن جواب ندارید.
#منبرک
#مصطفی_سلیمانی
ادامه دارد...
🍀❤️ @filsofak
ملاک های انتخاب همسر/۱
📝 منبرک: (ترمز در ازدواج)
.
🔹گاهی افراد پس از چند سال یا حتی سالیان دراز زندگی مشترک به جایی میرسند که تازه از خودشان میپرسند: «آیا همسری که انتخاب کردم، همان کسی است که دلم بخواهد تا پایان عمر در کنارش زندگی کنم؟»
.
🔹به این جملات دقت کنید:
«دوست دارم سریعتر تکلیفم مشخص شود،
حوصله کشدادن ماجرا را ندارم،
از فسفس کردن خوشم نمیآید، یکبار آره یا نه را میگویم و خلاص،
خانواده عروس/ داماد عجله دارند تا سریعتر جواب را بدانند،
مادر و پدرم عجله دارند و...»
.
🔹این ها جملاتی است که با آن آشناییم و کمابیش از گوشه و کنار می شنویم!
انتخاب در شرایط اضطرار و عجله، انتخابی عجولانه یا تصمیمگیری از نوع از سر بازکنی است. انتخاب عجولانه، انتخابی سریع، بیهدف و بیسازمان بوده که امکان اشتباه کردن در آن حتمی و قطعی و چند برابر است و احتمال دارد فرد به واسطه آن انتخاب ناآگاهانه و ضربالعجل با بسیاری از مصائب و مشکلات جبرانناپذیر مواجه شود. هر انتخاب درستی به وارسی و بررسی بسیار نیاز دارد، بیگمان لازمه این عمل نیز مستلزم صرف زمان بسیاری است. حال در انتخابی به بزرگی انتخاب شریک و همسفر یک عمر زندگی، حساسیت و اهمیت آن دو صدچندان میشود.
.
⬅راهحل:
برای کاهش درصد خطا و افزایش احتمال موفقیت در انتخابتان، سعی کنید بر خصلت عجولانه خود یا دیگران فائق آیید و شرایط فوری و فوتی و موقت امروز را بر خوشبختی و سعادت فردایتان ترجیح ندهید. سلامت آینده زندگی شما ارزش آن را دارد که با این خصلت و افکار ترغیبکننده به آن، مبارزه کنید.
این جمله را بارها به خود بگویید یا به دیوار اتاقتان نصب کنید: «من به ندای عقلم گوش میدهم، نباید عجله کنم.» ترس را کنار بگذارید، اجازه دهید زمان کارتان را با حوصله پیش ببرد. از این که ممکن است فرد دلخواهتان را از دست بدهید نهراسید، بدانید آن که روزی شماست، مال شما خواهد بود و نه هیچ کس دیگر.
عجله کار شیطان است، به خودتان و فرد مقابلتان فرصت شناخت بدهید، گاه با عجول بودن فقط چاه زندگیتان را میکنید و در قعری فرود میروید که شاید پشیمانی بعد از آن سودی نداشته باشد.
با اطرافیان یا کسانی که احساس میکنید از جانب آنها تحت فشار هستید صحبت کرده و شرایط و افکار خود را تا حدودی بازگو کنید، قاطعانه به آنها بگویید برای دادن جواب مثبت یا منفی عجله ندارید و حتی انتظار دارید در این مسیر مهم، همراهیتان کنند. به آنها بگویید تصمیم خود را با آرامش و سر فرصت خواهید گرفت و عجلهای برای گفتن جواب ندارید.
#منبرک
#مصطفی_سلیمانی
ادامه دارد...
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ملاک های انتخاب همسر/۲
📝 منبرک: (تله تنهایی)
.
🔹ازدواج باید راهحلی برای رفع تنهایی ما باشد، نه تنهاتر ساختن ما.
برخی افراد فقط برای رفع تنهایی ازدواج میکنند، بدون اینکه به جوانب دیگر و مسوولیتهای زندگی مشترک فکر کنند! متأسفانه آنها پس از مدت کوتاهی به دلیل بیمسوولیتی و نداشتن مدیریت در زندگی، با مشکلات زندگی مشترک مواجه میشوند.
🔹به این جملات نگاهی بیندازید:
«من آدم تنهایی هستم، نیاز به یک همدم دارم، ازدواج تو را از تنهایی بیرون میآورد، تنهایی امانم را بریده، اگر کسی پیدا شود، زندگیم کنفیکون میشود.» و...
این ها جملاتی است که امروزه از زبان عده ای از جوانان شنیده می شود.
🔹خیلی از آدمها وقتی برای مدت زیادی تنها هستند، بدون فکر و تأمّل، برای خلاصی از این تنهایی طاقتفرسا، به اولین مورد ازدواجی که سر راهشان سبز میشود جواب مثبت میدهند. اسم این حالت «تله تنهایی» است که باید بینهایت مواظب آن بود.
احساس تنهایی شدید، بسیار سادهتر از آنچه که فکرش را کنید، میتواند هر فردی را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. هر وقت شخصی در تنهایی مفرط خود غوطهور شود، احساس یاس و تأسف بیقرارش کرده و او را بر هر آغوش به ظاهر بازی، پذیرا میکند.
👈 راهکار:
تنهایی موجب ترس میشود. برای آنکه تنهایی را بهتر تحمل کنید و یا حتی آنرا خوشایند کنید، از آن یک دوست بسازید. از لحظات تنهاییتان بهره ببرید، برای خودتان وقت بگذارید، یک استعداد هنری را در خودتان پرورش دهید، آشپزی کنید، کتاب بخوانید، یک فیلم خوب تماشا کنید. خواهید دید که دیگر از تنها ماندن در یک بعدازظهر روز تعطیل در پاییز دچار ترس نمیشوید. به مرور زمان، این عمل به یک تفریح و حتی بهتر از آن به یک نیاز تبدیل میشود.
پس در اولین گام، سعی کنید خود را از دام تنهایی برهانید. اگر فکر میکنید ازدواج راهی برای حل این مسأله است، کاملا در اشتباهید! بیشک بعد از این که از عمق تنهاییتان کم کردید، میتوانید برای زندگیتان تصمیمات بهتری بگیرید که در این مرحله شاید ازدواج بهترین گزینه باشد.
#منبرک
#مصطفی_سلیمانی
ادامه دارد...
🍀❤️ @filsofak
ملاک های انتخاب همسر/۲
📝 منبرک: (تله تنهایی)
.
🔹ازدواج باید راهحلی برای رفع تنهایی ما باشد، نه تنهاتر ساختن ما.
برخی افراد فقط برای رفع تنهایی ازدواج میکنند، بدون اینکه به جوانب دیگر و مسوولیتهای زندگی مشترک فکر کنند! متأسفانه آنها پس از مدت کوتاهی به دلیل بیمسوولیتی و نداشتن مدیریت در زندگی، با مشکلات زندگی مشترک مواجه میشوند.
🔹به این جملات نگاهی بیندازید:
«من آدم تنهایی هستم، نیاز به یک همدم دارم، ازدواج تو را از تنهایی بیرون میآورد، تنهایی امانم را بریده، اگر کسی پیدا شود، زندگیم کنفیکون میشود.» و...
این ها جملاتی است که امروزه از زبان عده ای از جوانان شنیده می شود.
🔹خیلی از آدمها وقتی برای مدت زیادی تنها هستند، بدون فکر و تأمّل، برای خلاصی از این تنهایی طاقتفرسا، به اولین مورد ازدواجی که سر راهشان سبز میشود جواب مثبت میدهند. اسم این حالت «تله تنهایی» است که باید بینهایت مواظب آن بود.
احساس تنهایی شدید، بسیار سادهتر از آنچه که فکرش را کنید، میتواند هر فردی را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. هر وقت شخصی در تنهایی مفرط خود غوطهور شود، احساس یاس و تأسف بیقرارش کرده و او را بر هر آغوش به ظاهر بازی، پذیرا میکند.
👈 راهکار:
تنهایی موجب ترس میشود. برای آنکه تنهایی را بهتر تحمل کنید و یا حتی آنرا خوشایند کنید، از آن یک دوست بسازید. از لحظات تنهاییتان بهره ببرید، برای خودتان وقت بگذارید، یک استعداد هنری را در خودتان پرورش دهید، آشپزی کنید، کتاب بخوانید، یک فیلم خوب تماشا کنید. خواهید دید که دیگر از تنها ماندن در یک بعدازظهر روز تعطیل در پاییز دچار ترس نمیشوید. به مرور زمان، این عمل به یک تفریح و حتی بهتر از آن به یک نیاز تبدیل میشود.
پس در اولین گام، سعی کنید خود را از دام تنهایی برهانید. اگر فکر میکنید ازدواج راهی برای حل این مسأله است، کاملا در اشتباهید! بیشک بعد از این که از عمق تنهاییتان کم کردید، میتوانید برای زندگیتان تصمیمات بهتری بگیرید که در این مرحله شاید ازدواج بهترین گزینه باشد.
#منبرک
#مصطفی_سلیمانی
ادامه دارد...
🍀❤️ @filsofak
چند نفر از جوانان ایرانی در سال 1395 اقدام به خودکشی کرده اند؟
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from نامههای حوزوی
✔️خلأ گفتگو در حوزه های دینی🔻
🔸(گزارشی از دیدار محمدجواد فاضل لنکرانی و سید حسن آقامیری)
🔸مصطفی سلیمانی
.
🔹همیشه معتقد بودم که دین در اجتماع از طریق گفتگو، رشد و تجلی پیدا می کند. به نظرم گفتگو انسان ساز است، زیرا انسان در ارتباط با دیگران خود را بازمی شناسد و تشخیص می دهد. رشد آدمی تنها در سایه این است که بیاموزیم چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم و امکان های فضای دو انسان را دریابیم. برترین این امکان ها گفتگو است. رابطه ما با دیگران، مهمترین منصّه ظهورِ رشد و گسترش ماست. انسان در رابطه هم خود را پیدا و کشف می کند و هم دیگران را.
🔹با وجود اهمیت رابطه و گفتگو، مدّت هاست که می بینم در کسوتِ علم، افراد به جای ملاقات حضوری، از طریق تریبون های رسمی شان، شروع به نصیحت می کنند. البته گاهی همین نصحیت، رنگ و لعاب تخریب افراد را می گیرد. وقتی راه صحیح وجود دارد، چرا بیراهه های وقت گیر و تنش زا!
🔹دوستی دارم که این روزها در مورد شخصیت و افکارش بحث های زیادی می شود. خیلی ها در این قضاوت ها و برداشت هایشان از دایره انصاف خارج می شوند و گویا منطق شان این است که: «هر که با ما نیست، علیه ماست.» اما برای رسیدن به اندیشۀ چکش کاری شده، هیچ راهی جز گفتگو در اندیشه ها نداریم.
🔹هفته قبل به لطف یکی از فضلا (حجت الاسلام والمسلمین حاج علی آقا خمینی) ترتیب ملاقاتی بین آیت الله جواد فاضل لنکرانی و برادرم سید حسن آقامیری داده شد. در ابتدا فکر می کردم شاید این ملاقات تنش زا باشد، هرچند سید حسن را می شناختم که اهل گفتگوست، ولی می ترسیدم اتفاق ناراحت کننده ای پیش آید. اما از بدو ورود به دفتر آیت الله، برخورد اعضای دفتر در کمال احترام و از روی ادب بود. خودمان را که معرفی کردیم، با مهربانی عزیزی مواجه شدیم که با آغوشی باز استقبال کردند. نیم ساعتی به اذان ظهر مانده بود. به اتاقی راهنمایی شدیم و گفتند: «حاج آقا رفتند برای نماز آماده شوند.» یکی از شیوخ دفتر کنار ما نشست و با تواضعی ستودنی و رویی گشاده با ما هم کلام شد. چای و خرمایی خوردیم. سید حسن با شوخی و خنده به داستانی اشاره کرد و به آن شیخ بزرگوار گفت: «ما با خوردن این چای و خرما دیگه نمک گیر شدیم و هر چی حاج آقا بفرمایند می گوییم چشم!» فضا بسیار گرم و صمیمی و به دور از هر گونه تكلّفی بود.
🔹همین که حاج آقا وارد شد و آغوش و روی بازشان را دیدم، مطمئن شدم ملاقات شیرینی رخ خواهد داد. در ابتدا آیت الله خوشحالی شان را از رشد و خلاقیت طلبه های جوان و موفقيت هاشان ابراز کردند و از اینکه طلبه های با استعداد این مقدار می توانند با جوانان مرتبط باشند و مسائل دینی و معرفتی را انتقال دهند، ابراز رضایت کردند. نكته جالب اين گفتگو، طریقه صحبتشان بود که گویا سال هاست همكاری نزديک با دغدغه های مشترک معرفتی/اجتماعي دارند.🔺
🔸ادامه در پست بعدی 👇
@namehayehawzavi
🔸(گزارشی از دیدار محمدجواد فاضل لنکرانی و سید حسن آقامیری)
🔸مصطفی سلیمانی
.
🔹همیشه معتقد بودم که دین در اجتماع از طریق گفتگو، رشد و تجلی پیدا می کند. به نظرم گفتگو انسان ساز است، زیرا انسان در ارتباط با دیگران خود را بازمی شناسد و تشخیص می دهد. رشد آدمی تنها در سایه این است که بیاموزیم چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم و امکان های فضای دو انسان را دریابیم. برترین این امکان ها گفتگو است. رابطه ما با دیگران، مهمترین منصّه ظهورِ رشد و گسترش ماست. انسان در رابطه هم خود را پیدا و کشف می کند و هم دیگران را.
🔹با وجود اهمیت رابطه و گفتگو، مدّت هاست که می بینم در کسوتِ علم، افراد به جای ملاقات حضوری، از طریق تریبون های رسمی شان، شروع به نصیحت می کنند. البته گاهی همین نصحیت، رنگ و لعاب تخریب افراد را می گیرد. وقتی راه صحیح وجود دارد، چرا بیراهه های وقت گیر و تنش زا!
🔹دوستی دارم که این روزها در مورد شخصیت و افکارش بحث های زیادی می شود. خیلی ها در این قضاوت ها و برداشت هایشان از دایره انصاف خارج می شوند و گویا منطق شان این است که: «هر که با ما نیست، علیه ماست.» اما برای رسیدن به اندیشۀ چکش کاری شده، هیچ راهی جز گفتگو در اندیشه ها نداریم.
🔹هفته قبل به لطف یکی از فضلا (حجت الاسلام والمسلمین حاج علی آقا خمینی) ترتیب ملاقاتی بین آیت الله جواد فاضل لنکرانی و برادرم سید حسن آقامیری داده شد. در ابتدا فکر می کردم شاید این ملاقات تنش زا باشد، هرچند سید حسن را می شناختم که اهل گفتگوست، ولی می ترسیدم اتفاق ناراحت کننده ای پیش آید. اما از بدو ورود به دفتر آیت الله، برخورد اعضای دفتر در کمال احترام و از روی ادب بود. خودمان را که معرفی کردیم، با مهربانی عزیزی مواجه شدیم که با آغوشی باز استقبال کردند. نیم ساعتی به اذان ظهر مانده بود. به اتاقی راهنمایی شدیم و گفتند: «حاج آقا رفتند برای نماز آماده شوند.» یکی از شیوخ دفتر کنار ما نشست و با تواضعی ستودنی و رویی گشاده با ما هم کلام شد. چای و خرمایی خوردیم. سید حسن با شوخی و خنده به داستانی اشاره کرد و به آن شیخ بزرگوار گفت: «ما با خوردن این چای و خرما دیگه نمک گیر شدیم و هر چی حاج آقا بفرمایند می گوییم چشم!» فضا بسیار گرم و صمیمی و به دور از هر گونه تكلّفی بود.
🔹همین که حاج آقا وارد شد و آغوش و روی بازشان را دیدم، مطمئن شدم ملاقات شیرینی رخ خواهد داد. در ابتدا آیت الله خوشحالی شان را از رشد و خلاقیت طلبه های جوان و موفقيت هاشان ابراز کردند و از اینکه طلبه های با استعداد این مقدار می توانند با جوانان مرتبط باشند و مسائل دینی و معرفتی را انتقال دهند، ابراز رضایت کردند. نكته جالب اين گفتگو، طریقه صحبتشان بود که گویا سال هاست همكاری نزديک با دغدغه های مشترک معرفتی/اجتماعي دارند.🔺
🔸ادامه در پست بعدی 👇
@namehayehawzavi
Forwarded from نامههای حوزوی
🔸ادامه از پست قبلی
2✔️خلأ گفتگو در حوزه های دینی🔻
🔸(گزارشی از دیدار محمدجواد فاضل لنکرانی و سید حسن آقامیری)
🔸مصطفی سلیمانی
🔹سيد حسن به خاطر اشرافش به فضای مجازی، در محضر آيت الله نکاتی را گفت از جمله اینکه: «حاج آقا! در فضای مجازی خيلی ها در قالب نقد مطالبی رو منتشر می كنن، اما مقصودشون روشن شدن حقيقت نيست، بلكه می خوان به اونی كه نقدش كردن بگن شما قدّت از ما بلندتر نيست؛ در اين جور مواقع سكوت بهترين كاره چون التهاب بيشتر از اينكه به كشف حقيقت كمک كنه به اهداف اينجور آدم ها كمک می كنه... حضور بزرگان حوزه تو فضاهای مجازی خيلی مغتنمه، فقط بايد مراقب باشيم كه آدم كوتوله ها اين فرصت رو به نفع خودشون و رشد غيرمتعارفشون تو اذهان كاربران فضای مجازی تبديل و مصادره نكنن.».
🔹در ادامه صحبت از پسر حاج آقا شد. درد و دل حضرت آیت الله باز شد. خاطراتی را از پدر مرحومشان، آیت الله العظمی فاضل نقل كردند كه خيلي ها سعی داشتند تلاش حاج آقا جواد را ناديده بگيرند و كارهای ايشان را منتسب به پدرشان كنند. از این طریق هم آيت الله فاضل بزرگ را متهم می كردند به بی تقوايی، هم رشد علمی آقازاده شان را انكار می كردند. كاری كه ايشان معتقد بود اين روزها با فرزندشان آقا مهدی مي شود.
🔹سيد دوباره افسار سخن را به دست گرفت:
«حاج اقا ريشه اين زدن ها چيه؟ چرا به جای كمک و مشاوره به ما جوان ها با تهديد و زيرآب زنی روبرو مي شيم. حاج آقا اين حوزه يه جلد كتاب كه به من نداده هيچ، يه كارت كتابخونه هم به من نداده!»
🔹سید حسن بعد از درد و دلش در محضر آیت الله فاضل لنکرانی، پيشنهادی داد كه من خیلی تعجب كردم؛ سيد گفت: «حاج آقا! من حاضرم شما يه لجنه علمي معرفی كنيد. من مباحثم رو قبل از طرح عمومی برای اونها مطرح كنم و از نظراتم دفاع كنم. البته مجموعه ای باشه كه بشه توش حرف زد. بعد خروجی اون جلسه رو مي برم روی منبر و توی پادكست ها استفاده می كنم.» يادم نيست جواب آيت الله فاضل چه بود، اما ايشان مطلبی فرمودند كه نشان می داد صداقت كلام سيد حسن را قبول دارند. فرمودند: «مجموعه ما در خدمت شماست.»
🔹و در نهایت آیت الله فاضل، شماره تماس سيد را گرفتند و قرار شد از اين به بعد به صورت مستقيم بیاناتشان را نسبت به منابر سيد حسن لطف کنند. حسّ خوبی داشتم. بله، بزرگان بايد پدری كنند. در این صورت است که سرمایه های جوان حوزه شکل درست خودش را پیدا می کند. جلسه كوتاه، اما جذاب و عميق بود. سراسر لطف و محبت. صدای اذان بلند شد. بايد می رفتيم. استاد کتاب های قواعد فقهی شان را به ما هدیه دادند... حسرت می خورم. هر چند برای انجام كارهای خوب هيچ وقت دير نيست، اما كاش اين اخلاق زودتر در حوزه همگانی شود. حوزه قم صدها سيد حسن آقاميری دارد كه نياز دارند بزرگان حوزه برایشان پدری كنند.
🔹به امید گفتگو و بها دادن بزرگان و علما نسبت به طلاب جوان و مستعد...🔺
@namehayehawzavi
https://goo.gl/KN3Vza
2✔️خلأ گفتگو در حوزه های دینی🔻
🔸(گزارشی از دیدار محمدجواد فاضل لنکرانی و سید حسن آقامیری)
🔸مصطفی سلیمانی
🔹سيد حسن به خاطر اشرافش به فضای مجازی، در محضر آيت الله نکاتی را گفت از جمله اینکه: «حاج آقا! در فضای مجازی خيلی ها در قالب نقد مطالبی رو منتشر می كنن، اما مقصودشون روشن شدن حقيقت نيست، بلكه می خوان به اونی كه نقدش كردن بگن شما قدّت از ما بلندتر نيست؛ در اين جور مواقع سكوت بهترين كاره چون التهاب بيشتر از اينكه به كشف حقيقت كمک كنه به اهداف اينجور آدم ها كمک می كنه... حضور بزرگان حوزه تو فضاهای مجازی خيلی مغتنمه، فقط بايد مراقب باشيم كه آدم كوتوله ها اين فرصت رو به نفع خودشون و رشد غيرمتعارفشون تو اذهان كاربران فضای مجازی تبديل و مصادره نكنن.».
🔹در ادامه صحبت از پسر حاج آقا شد. درد و دل حضرت آیت الله باز شد. خاطراتی را از پدر مرحومشان، آیت الله العظمی فاضل نقل كردند كه خيلي ها سعی داشتند تلاش حاج آقا جواد را ناديده بگيرند و كارهای ايشان را منتسب به پدرشان كنند. از این طریق هم آيت الله فاضل بزرگ را متهم می كردند به بی تقوايی، هم رشد علمی آقازاده شان را انكار می كردند. كاری كه ايشان معتقد بود اين روزها با فرزندشان آقا مهدی مي شود.
🔹سيد دوباره افسار سخن را به دست گرفت:
«حاج اقا ريشه اين زدن ها چيه؟ چرا به جای كمک و مشاوره به ما جوان ها با تهديد و زيرآب زنی روبرو مي شيم. حاج آقا اين حوزه يه جلد كتاب كه به من نداده هيچ، يه كارت كتابخونه هم به من نداده!»
🔹سید حسن بعد از درد و دلش در محضر آیت الله فاضل لنکرانی، پيشنهادی داد كه من خیلی تعجب كردم؛ سيد گفت: «حاج آقا! من حاضرم شما يه لجنه علمي معرفی كنيد. من مباحثم رو قبل از طرح عمومی برای اونها مطرح كنم و از نظراتم دفاع كنم. البته مجموعه ای باشه كه بشه توش حرف زد. بعد خروجی اون جلسه رو مي برم روی منبر و توی پادكست ها استفاده می كنم.» يادم نيست جواب آيت الله فاضل چه بود، اما ايشان مطلبی فرمودند كه نشان می داد صداقت كلام سيد حسن را قبول دارند. فرمودند: «مجموعه ما در خدمت شماست.»
🔹و در نهایت آیت الله فاضل، شماره تماس سيد را گرفتند و قرار شد از اين به بعد به صورت مستقيم بیاناتشان را نسبت به منابر سيد حسن لطف کنند. حسّ خوبی داشتم. بله، بزرگان بايد پدری كنند. در این صورت است که سرمایه های جوان حوزه شکل درست خودش را پیدا می کند. جلسه كوتاه، اما جذاب و عميق بود. سراسر لطف و محبت. صدای اذان بلند شد. بايد می رفتيم. استاد کتاب های قواعد فقهی شان را به ما هدیه دادند... حسرت می خورم. هر چند برای انجام كارهای خوب هيچ وقت دير نيست، اما كاش اين اخلاق زودتر در حوزه همگانی شود. حوزه قم صدها سيد حسن آقاميری دارد كه نياز دارند بزرگان حوزه برایشان پدری كنند.
🔹به امید گفتگو و بها دادن بزرگان و علما نسبت به طلاب جوان و مستعد...🔺
@namehayehawzavi
https://goo.gl/KN3Vza
