📝 کانال فلسفه اخلاق:
شب دوم محرم👇
#مصطفی_سلیمانی
موضوع: جایگاه زنان و مردان
1. خدای متعال در سوره نساء خطاب به مردم می فرمایند: «ولا تتمنّوا ما فضّل الله به بعضکم علی بعض، للرجال نصیبٌ ممااکتسبوا و للنساء نصیبٌ مما اکتسبنَ، انّ الله علی کلِّ شی علیم.» زنان و مردان از منِ خدا درخواست نکنند که ای کاش جای دیگری خلق می شدم. خوب نیست به محضر خدا در این زمینه شکوه و شکایت کنیم.
همه انسان ها در انسانیت مشترکند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارند، و در یک مرتبه و جایگاهند. زنان و مردان فقط از جهت جنسیّت با همدیگر تفاوت دارند: «انّ اکرمکم عندالله اتقاکم»
2. خدا دو گونه انسان خلق کرده است. از روی حکمت و علمش عده ای را زن و عده ای را مرد. با اعتراض هایمان به زن و مرد بودنمان، پیداست که به حکمت هایش توجهی نداریم.
به خاطر تفاوت خَلقی، دو گونه انتظار از انسان وجود دارد.
مردان می بایست کارهای پر تحرّک و سنگین که نشان دهنده قوّت و قدرت بدنی است را انجام دهند.
و زنان می بایست کارهای ظریف و حساسی چون تربیت انسان(فرزند) را عهده دار شوند.
3. متأسفانه ما نتوانسته ایم جایگاه زن و مادری را درست ترسیم کنیم. باید ما مردها و جامعه بدانیم که کارهای زنان در مقوله تربیت و پرورش انسان به قدری ظریف و مهم است که مبادا جایگاهشان مخدوش شود.
هدف از بعثت انبیا تربیت انسان بوده است.
انسان ظرف چینی نیست که دست کنیم و بگویم یک دختر داشته باشیم و یک دختر کار تمام است.
این بچه دست من و شمای والدین امانت است و بناست بشود خلیفه و جانشین الهی روی زمین! خدای متعال روی تک تک انسان ها سرمایه گذاری کرده است. نگوییم: «بچه است و خودش بزرگ می شود!» امیرالمومنین دانه خرمایی را روی زمین پیدا می کرد نگاه بالفعلی بهش داشت: «دانه خرمایی که استعداد نخل شدن دارد.» ما هم باید در تربیت کودکانمان حساس باشیم و وقت بگذاریم تا یک انسان کامل و متعالی تربیت شود.
خدابیامرز آیت الله بهجت می فرمود: «کودکان به خاطر زلالی و پاکی شان، چیزهایی را می بینند و می شنوند که ما بزرگ ترها نه می بینیم و نه می شنویم.»
4. نقش مادری خیلی اهمیت دارد و واقعیت مسأله این است که مردان از پسِ آن بر نمی آیند. یک کودک را بیشتر از یکی دو ساعت نمی توان دستِ پدر سپرد. متأسفانه امروزه جایگاه و نقش و نسل مادری را دارند منقرض می کنند. در روایتی از پیامبر می خوانیم: «الجنه تحت اقدام امهاتکم» مادری مقامی فوق بهشت است. بهشتی که اولیا و مقربان زحمت می کشند بدان برسند، خاک کف پای مادران است.
ما حق نداریم زنان را تشویق کنیم به کارهایی که در صلاحشان نیست. در واقعه کربلا آن زن سالخورده نیزه برداشت. ابی عبدالله فرمود: نه! جهاد بر زن واجب نیست!
امروزه 6 میلیون زن شاغل و 5 میلیون مرد بیکار داریم. بحثم اشتغال بانوان نیست. اما رسانه ما زنان خانه دار را نمی بیند. آنچه را که به عنوان الگو مطرح می کنند، گاودار و مرغدار نمونه است. تا بحال دیده اید یک زن خانه دار نمونه را معرفی کنند؟! زنی را نشان می دهند که مکانیکی زده و صورتش سیاه و گریسی شده است.
امیرالمومنین به برادرش محمدبن حنفیه فرمود: «المرأه ریحانه لیست بقهرمانه» عرب به گیاه خوشبو ریحان می گوید. قهرمان هم یعنی کسی که مأمور خرید است و سر و کله می زند با دیگران.
5. زنان حق دارند که اشکال کنند که: «ما این همه زحمت می کشیم ولی دیده نمی شویم!» متأسفانه امروزه برای ما کارهایی ارزشمند است که در بوق و کرنا گذاشته شود، در حالی که شاخص کار اولیا اخلاص و بی ریایی است. در واقع همان میزان که مردم متوجه شوند فلان کار خوب را شما انجام داده ای، از ارزشش کم می شود.
زنان این همه زحمت بکشند و کارشان برای همسرانشان پیدا نباشد، بی انصافی است.
یکی مثل علامه طباطبایی(صاحب تفسیر المیزان) و علامه امینی(صاحب الغدیر)، نوشتن کتاب گرانسنگشان را مرهون توجه و محبت همسرشان می دانند و می گویند که همسرمان کتاب ما را نوشته اند. در حالی که همسرشان از سواد خواندن و نوشتن بی بهره بودند. آنها هنر گرم کردن کانون خانواده را داشتند...
ببینید حضرت زهرا را. سمتی ندارد، ولی امّ ابیهاست. حقیقت شب قدر است.
به قول حضرت امام: «در هنر صدیقه کبری همین بس که چند تا بچه تحویل عالم بشری داد که ما همه زیر چتر برکات این نازدانه ها هستیم.»
6. خلاصه اینکه، خدای متعال کارهای با اخلاص را خوب می خرد. او معامله گر خوبی است. این را ابی عبدالله می داند. در یک بعدازظهر عاشورا با خلوص یک گلستان را تحویل جامعه بشری داد. چون کارش با اخلاص بود، در گوشه کربلا، خدا پروژکتور خودش را انداخت روی یک بیابان برهوت تا همه ببینند. او با خدا معامله کرد و ماندگار شد...
#خلاصه_منبر_شب_دوم
🍀❤️ @filsofak
شب دوم محرم👇
#مصطفی_سلیمانی
موضوع: جایگاه زنان و مردان
1. خدای متعال در سوره نساء خطاب به مردم می فرمایند: «ولا تتمنّوا ما فضّل الله به بعضکم علی بعض، للرجال نصیبٌ ممااکتسبوا و للنساء نصیبٌ مما اکتسبنَ، انّ الله علی کلِّ شی علیم.» زنان و مردان از منِ خدا درخواست نکنند که ای کاش جای دیگری خلق می شدم. خوب نیست به محضر خدا در این زمینه شکوه و شکایت کنیم.
همه انسان ها در انسانیت مشترکند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارند، و در یک مرتبه و جایگاهند. زنان و مردان فقط از جهت جنسیّت با همدیگر تفاوت دارند: «انّ اکرمکم عندالله اتقاکم»
2. خدا دو گونه انسان خلق کرده است. از روی حکمت و علمش عده ای را زن و عده ای را مرد. با اعتراض هایمان به زن و مرد بودنمان، پیداست که به حکمت هایش توجهی نداریم.
به خاطر تفاوت خَلقی، دو گونه انتظار از انسان وجود دارد.
مردان می بایست کارهای پر تحرّک و سنگین که نشان دهنده قوّت و قدرت بدنی است را انجام دهند.
و زنان می بایست کارهای ظریف و حساسی چون تربیت انسان(فرزند) را عهده دار شوند.
3. متأسفانه ما نتوانسته ایم جایگاه زن و مادری را درست ترسیم کنیم. باید ما مردها و جامعه بدانیم که کارهای زنان در مقوله تربیت و پرورش انسان به قدری ظریف و مهم است که مبادا جایگاهشان مخدوش شود.
هدف از بعثت انبیا تربیت انسان بوده است.
انسان ظرف چینی نیست که دست کنیم و بگویم یک دختر داشته باشیم و یک دختر کار تمام است.
این بچه دست من و شمای والدین امانت است و بناست بشود خلیفه و جانشین الهی روی زمین! خدای متعال روی تک تک انسان ها سرمایه گذاری کرده است. نگوییم: «بچه است و خودش بزرگ می شود!» امیرالمومنین دانه خرمایی را روی زمین پیدا می کرد نگاه بالفعلی بهش داشت: «دانه خرمایی که استعداد نخل شدن دارد.» ما هم باید در تربیت کودکانمان حساس باشیم و وقت بگذاریم تا یک انسان کامل و متعالی تربیت شود.
خدابیامرز آیت الله بهجت می فرمود: «کودکان به خاطر زلالی و پاکی شان، چیزهایی را می بینند و می شنوند که ما بزرگ ترها نه می بینیم و نه می شنویم.»
4. نقش مادری خیلی اهمیت دارد و واقعیت مسأله این است که مردان از پسِ آن بر نمی آیند. یک کودک را بیشتر از یکی دو ساعت نمی توان دستِ پدر سپرد. متأسفانه امروزه جایگاه و نقش و نسل مادری را دارند منقرض می کنند. در روایتی از پیامبر می خوانیم: «الجنه تحت اقدام امهاتکم» مادری مقامی فوق بهشت است. بهشتی که اولیا و مقربان زحمت می کشند بدان برسند، خاک کف پای مادران است.
ما حق نداریم زنان را تشویق کنیم به کارهایی که در صلاحشان نیست. در واقعه کربلا آن زن سالخورده نیزه برداشت. ابی عبدالله فرمود: نه! جهاد بر زن واجب نیست!
امروزه 6 میلیون زن شاغل و 5 میلیون مرد بیکار داریم. بحثم اشتغال بانوان نیست. اما رسانه ما زنان خانه دار را نمی بیند. آنچه را که به عنوان الگو مطرح می کنند، گاودار و مرغدار نمونه است. تا بحال دیده اید یک زن خانه دار نمونه را معرفی کنند؟! زنی را نشان می دهند که مکانیکی زده و صورتش سیاه و گریسی شده است.
امیرالمومنین به برادرش محمدبن حنفیه فرمود: «المرأه ریحانه لیست بقهرمانه» عرب به گیاه خوشبو ریحان می گوید. قهرمان هم یعنی کسی که مأمور خرید است و سر و کله می زند با دیگران.
5. زنان حق دارند که اشکال کنند که: «ما این همه زحمت می کشیم ولی دیده نمی شویم!» متأسفانه امروزه برای ما کارهایی ارزشمند است که در بوق و کرنا گذاشته شود، در حالی که شاخص کار اولیا اخلاص و بی ریایی است. در واقع همان میزان که مردم متوجه شوند فلان کار خوب را شما انجام داده ای، از ارزشش کم می شود.
زنان این همه زحمت بکشند و کارشان برای همسرانشان پیدا نباشد، بی انصافی است.
یکی مثل علامه طباطبایی(صاحب تفسیر المیزان) و علامه امینی(صاحب الغدیر)، نوشتن کتاب گرانسنگشان را مرهون توجه و محبت همسرشان می دانند و می گویند که همسرمان کتاب ما را نوشته اند. در حالی که همسرشان از سواد خواندن و نوشتن بی بهره بودند. آنها هنر گرم کردن کانون خانواده را داشتند...
ببینید حضرت زهرا را. سمتی ندارد، ولی امّ ابیهاست. حقیقت شب قدر است.
به قول حضرت امام: «در هنر صدیقه کبری همین بس که چند تا بچه تحویل عالم بشری داد که ما همه زیر چتر برکات این نازدانه ها هستیم.»
6. خلاصه اینکه، خدای متعال کارهای با اخلاص را خوب می خرد. او معامله گر خوبی است. این را ابی عبدالله می داند. در یک بعدازظهر عاشورا با خلوص یک گلستان را تحویل جامعه بشری داد. چون کارش با اخلاص بود، در گوشه کربلا، خدا پروژکتور خودش را انداخت روی یک بیابان برهوت تا همه ببینند. او با خدا معامله کرد و ماندگار شد...
#خلاصه_منبر_شب_دوم
🍀❤️ @filsofak
👆دستخط یک معلم خوشنویس تبریزی
🌓 آدمهای سیاره شما،
پنجهزار گل را در باغچهای میکارند،
اما گلی را که میخواهند،
آن میان پیدا نمیکنند...!
(شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری)
🍀❤️ @filsofak
🌓 آدمهای سیاره شما،
پنجهزار گل را در باغچهای میکارند،
اما گلی را که میخواهند،
آن میان پیدا نمیکنند...!
(شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری)
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
☘️☘️ابهام آینده و اخلاقی زیستن
🔹در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به ۱۵۰گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
🔹هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
🔹آتیۀ مبهم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاقی را كاهش میدهد. به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است. به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
🍎مصطفی ملکیان،سخنرانی «اخلاق و آسیبهای اجتماعی» بهمن ماه ۱۳۸۷.
🍀❤️ @filsofak
☘️☘️ابهام آینده و اخلاقی زیستن
🔹در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به ۱۵۰گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
🔹هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
🔹آتیۀ مبهم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاقی را كاهش میدهد. به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است. به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
🍎مصطفی ملکیان،سخنرانی «اخلاق و آسیبهای اجتماعی» بهمن ماه ۱۳۸۷.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ببینید/ اتفاقی به وسعت کل دنیا
کریس هیوئر، اسلام شناس مسیحی انگلیسی از امام حسین علیهالسلام و حادثهی کربلا میگوید...
🍀❤️ @filsofak
کریس هیوئر، اسلام شناس مسیحی انگلیسی از امام حسین علیهالسلام و حادثهی کربلا میگوید...
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیتت ک خیر باشه مزدتو میگیری؟
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅تعریف فلسفه به زبان ساده
"هستی یا وجود " سه مرتبه ی اساسی دارد:
1.طبیعت_ مادیات
2.ماوراء طبیعت_ مجردات
3.مبداء هستی_خداوند
شناخت چیستیِ طبیعت_مادیات_ کار دانش های تجربی است، مانند فیزیک، زیست شناسی، شیمی و... موضوع دانش های تجربی، هستی مادیات نیست، چیستیِ مادیات است. هستیِ طببعت و مادیات، موضوع دانش فلسفه است.
شناخت هستی ماوراءطبیعت، مانند روح یا نفس کار دانش فلسفه است چرا که موجودات ماوراء طبیعت به کمند حواس انسان در نمی آیند، از این رو دانش های تجربی قادر به شناخت هستی و چیستیِ آنها نیستند و شناخت هستیِ مجردات نیاز به روش عقلانی و برهانی دارند بنابراین هستیِ ماوراء طبیعت هم موضوع دانش فلسفه است.
شناخت هستی خداوند، با دانش عقلانی و برهانی_فلسفه_ ممکن است و دانش های تجربی صرفا به آیات و نشانه های طبیعی و محسوس راه دارند و امر متعالی و ورای طبیعت به شناخت علوم تجربی در نمی آید و قابل مشاهده و آزمایش نیستند.
ملاحظه می شود که فلسفه در هر سه مرتبه ی هستی، بدنبال شناخت "هستی و وجود" است، هم هستیِ و وجودِ موجوداتِ طبیعی و غیر طبیعی و هم "مطلق هستی و وجود" که همان مبدأ هستی یعنی خداوند هست و دانش دیگری قادر به شناختِ هستی موجودات و مطلقِ هستی نیست.
نتیجه اینکه، فلسفه دانشِ هستی شناسی است نه ماهیت شناسی.
🍀❤️ @filsofak
✅تعریف فلسفه به زبان ساده
"هستی یا وجود " سه مرتبه ی اساسی دارد:
1.طبیعت_ مادیات
2.ماوراء طبیعت_ مجردات
3.مبداء هستی_خداوند
شناخت چیستیِ طبیعت_مادیات_ کار دانش های تجربی است، مانند فیزیک، زیست شناسی، شیمی و... موضوع دانش های تجربی، هستی مادیات نیست، چیستیِ مادیات است. هستیِ طببعت و مادیات، موضوع دانش فلسفه است.
شناخت هستی ماوراءطبیعت، مانند روح یا نفس کار دانش فلسفه است چرا که موجودات ماوراء طبیعت به کمند حواس انسان در نمی آیند، از این رو دانش های تجربی قادر به شناخت هستی و چیستیِ آنها نیستند و شناخت هستیِ مجردات نیاز به روش عقلانی و برهانی دارند بنابراین هستیِ ماوراء طبیعت هم موضوع دانش فلسفه است.
شناخت هستی خداوند، با دانش عقلانی و برهانی_فلسفه_ ممکن است و دانش های تجربی صرفا به آیات و نشانه های طبیعی و محسوس راه دارند و امر متعالی و ورای طبیعت به شناخت علوم تجربی در نمی آید و قابل مشاهده و آزمایش نیستند.
ملاحظه می شود که فلسفه در هر سه مرتبه ی هستی، بدنبال شناخت "هستی و وجود" است، هم هستیِ و وجودِ موجوداتِ طبیعی و غیر طبیعی و هم "مطلق هستی و وجود" که همان مبدأ هستی یعنی خداوند هست و دانش دیگری قادر به شناختِ هستی موجودات و مطلقِ هستی نیست.
نتیجه اینکه، فلسفه دانشِ هستی شناسی است نه ماهیت شناسی.
🍀❤️ @filsofak
اگر تنها ۸ روز هزینه های نظامی متوقف گردد، میتوان با پولِ آن تحصیل رایگان و با کیفیت را به مدت ۱۲ سال برای تمام کودکان سیاره زمین تامین کرد...
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
قدرتِ بخشش در طوفانِ خانوادگی
مصطفی سلیمانی
یک.
از روش هایی که شما می توانید بر خشمتان غلبه کنید، کشف قدرت بخشش است. بررسی ها نشان می دهند اکثر مردم ذاتاً می دانند بخشیدن شخصی که به آنها آسیب رسانده است، کار درستی است. در واقع، تمام سنت های مذهبی و آیین ها ارزش بخشش را می ستایند. البته شاهد افرادی نیز بوده ایم که علی رغم تأیید بخشش و صحیح دانستن آن، تمایلی به بخشش ندارند. بنابراین چه موانعی در برابر بخشش وجود دارد؟!
پیش از هر چیز، وقتی شما مورد ظلم کسی قرار می گیرید، خشم و رنجشتان کاملاً بجاست. اما زمانی که شما عمیقاً آسیب دیده اید، باقی ماندن بر خشم، تنها حس انتقام را در شما بر می انگیزد. بخشش مثل این می ماند که اجازه دهید شخصی که به اشتباه نسبت به شما کاری انجام داده و نادرست هم بوده، بلامانع بدانید. البته بخشش گاهی هم می تواند خطرناک باشد. اگر طرف مقابل را عفو کنید، ممکن است امنیت خود را از دست داده و باز هم در معرض آسیب و زیان گذشته قرار بگیرید.
دو.
در واقع وقتی کسی را می بخشیم، از شرّ درد و رنج به خود خلاص می شویم. سعی می کنیم شخصی را که سبب آزار ما شده درک کنیم و برای او ارزش قائل شویم. اما اگر آن فرد رفتار آزارگرانه اش را ادامه دهد، دیگر ضرورتی ندارد که ما ارتباطمان را با او ادامه دهیم.
حمایت و حفاظت از خود وظیفه ماست. وقتی شخصی بخشوده می شود، خشم و رنجش هم پا به فرار می گذارد. عفو دیگری آنقدر که به نفع خودمان است، برای دیگری منفعت ندارد. هدف ما این است که تلخی ها را رها کرده و زندگی عاشقانه و پر معنایی را ادامه دهیم. بنابراین، ممکن است بخشش با رفع اختلاف یا تجدید ارتباط همراه باشد، و یا نه.
اگر همسر سابقتان باعث رنجش شماست، به خاطر امنیت یا حفظ احترام خود هم که شده، احتمالاً بدون اینکه تغییری در رابطه تان حاصل شود، او را خواهید بخشید. اگر علت خشم شما فرزند یا شریک زندگی تان است که دائماً با او در ارتباط هستید، عفو شما تغییری دراماتیک و مثبت را در رابطه تان ایجاد خواهد کرد.
باید به این نکته مهم هم توجه داشت که بخشش یک فرایند است، و بسته به اندازه و ماهیت آسیب ممکن است زمان متفاوتی را بگیرد. در ابتدا هدف شما از بخشش به خاطر خودتان است، و اگر هم نسبت به یکی از اعضای خانواده تان خشمگین شده اید، به خاطر خانواده.
سه.
بخشش خود همان قدر اهمیت دارد که بخشش دیگران. شما انسان هستید، طوری طراحی نشده اید از همان ابتدا در درجه کمال باشید؛ مطمئناً اشتباهاتی خواهید کرد. حتی اگر شما در برپا کردن طوفان خانواده نقش داشته باشید و به خانواده آسیب رسانیده اید، احساس پستی، حقارت و بی کفایتی آن هم برای مدتی طولانی مفید نیست و در حقیقت مضر هم هست. اگر شما از اشتباه خود درس گرفته و از شخص آزار دیده عذرخواهی کردید، و تصمیم گرفتید در آینده با او بسیار محترمانه رفتار کنید، آنچه را که برای جبران شرایط لازم بوده انجام داده اید، خودتان را تشویق کنید؛ شما می توانید یاد بگیرید، شما می توانید رشد کنید، شما قادر به پیشرفت هستید.
شاید اگر طوفان های کمتری در خانواده ها وجود داشت، اغتشاش های کمتری هم در جهان بپا می شد. برای لحظه ای دنیایی بدون خشم و مخصوصاً جهانی بدون شورش، پرخاشگری و رنجش را تصور کنید. اصلاً چنین چیزی امکان دارد؟ چنین روزی خواهد آمد؟
چهار.
زوجی را تصور کنید که اصول یکسانی را در رابطه شان بکار گرفته اند، و ارتباطی سرشار از مهربانی، عشق و احترام را در معرض دید گودکان قرار می دهند. دیگر نیاز نخواهد بود تا در طلب اهدافی باشیم که در خدمت خشم هستند؛ هر گز لازم نخواهد بود که درصدد قدرت، انتقام یا حفظ حقوق خود یا دیگران باشیم.
تصور کنید که ما می توانستیم تفاوت های درونی کودکان، و یا هر کودک با کودکی دیگر و همه مردم را همچون چیزی عجیب و ترسناک نبینیم که باید آن را محدود کرده یا از بین ببریم، بلکه آنها را مانند چیزی فوق العاده و جذّاب ببینیم که به گوناگونی ها و قدرت خانواده هایمان، اجتماع و جهان افزوده می شود. بدگمان و عیبجو بودن بسیار آسان است، نگاه کردن به اطراف و چیزی جز مشکلات، خشم، شورش، پرخاشگری و رنجش ندیدن بسیار ساده است-نه تنها در خانواده هایمان، بلکه در همه جا-.
ما به زمان احتیاج داریم. هنوز جای امید هست. ما می توانیم و حتماً هم در بکارگیری احترام در تمام ارتباطاتمان پیشرفت خواهیم کرد.
شاید دنیایی سرشار از احترام متقابل و آرامش خیلی دور به نظر برسد. چنین چیزی خود به خود تحقق نخواهد یافت. جهان تحت تأثیر تک تک افرادی است که در آن زندگی می کنند. همه ما هم در این دسته محسوب می شویم. هر یک از ما تأثیراتی داریم-مخصوصاً که انتخاب های خودمان و خانواده های خودمان درگیر باشند-. می توانیم خودمان را یک قدم به هماهنگی نزدیک کنیم.
تغییرات از یک نفر، یک زوج و یک خانواده شروع می شود.
🍀❤️ @filsofak
قدرتِ بخشش در طوفانِ خانوادگی
مصطفی سلیمانی
یک.
از روش هایی که شما می توانید بر خشمتان غلبه کنید، کشف قدرت بخشش است. بررسی ها نشان می دهند اکثر مردم ذاتاً می دانند بخشیدن شخصی که به آنها آسیب رسانده است، کار درستی است. در واقع، تمام سنت های مذهبی و آیین ها ارزش بخشش را می ستایند. البته شاهد افرادی نیز بوده ایم که علی رغم تأیید بخشش و صحیح دانستن آن، تمایلی به بخشش ندارند. بنابراین چه موانعی در برابر بخشش وجود دارد؟!
پیش از هر چیز، وقتی شما مورد ظلم کسی قرار می گیرید، خشم و رنجشتان کاملاً بجاست. اما زمانی که شما عمیقاً آسیب دیده اید، باقی ماندن بر خشم، تنها حس انتقام را در شما بر می انگیزد. بخشش مثل این می ماند که اجازه دهید شخصی که به اشتباه نسبت به شما کاری انجام داده و نادرست هم بوده، بلامانع بدانید. البته بخشش گاهی هم می تواند خطرناک باشد. اگر طرف مقابل را عفو کنید، ممکن است امنیت خود را از دست داده و باز هم در معرض آسیب و زیان گذشته قرار بگیرید.
دو.
در واقع وقتی کسی را می بخشیم، از شرّ درد و رنج به خود خلاص می شویم. سعی می کنیم شخصی را که سبب آزار ما شده درک کنیم و برای او ارزش قائل شویم. اما اگر آن فرد رفتار آزارگرانه اش را ادامه دهد، دیگر ضرورتی ندارد که ما ارتباطمان را با او ادامه دهیم.
حمایت و حفاظت از خود وظیفه ماست. وقتی شخصی بخشوده می شود، خشم و رنجش هم پا به فرار می گذارد. عفو دیگری آنقدر که به نفع خودمان است، برای دیگری منفعت ندارد. هدف ما این است که تلخی ها را رها کرده و زندگی عاشقانه و پر معنایی را ادامه دهیم. بنابراین، ممکن است بخشش با رفع اختلاف یا تجدید ارتباط همراه باشد، و یا نه.
اگر همسر سابقتان باعث رنجش شماست، به خاطر امنیت یا حفظ احترام خود هم که شده، احتمالاً بدون اینکه تغییری در رابطه تان حاصل شود، او را خواهید بخشید. اگر علت خشم شما فرزند یا شریک زندگی تان است که دائماً با او در ارتباط هستید، عفو شما تغییری دراماتیک و مثبت را در رابطه تان ایجاد خواهد کرد.
باید به این نکته مهم هم توجه داشت که بخشش یک فرایند است، و بسته به اندازه و ماهیت آسیب ممکن است زمان متفاوتی را بگیرد. در ابتدا هدف شما از بخشش به خاطر خودتان است، و اگر هم نسبت به یکی از اعضای خانواده تان خشمگین شده اید، به خاطر خانواده.
سه.
بخشش خود همان قدر اهمیت دارد که بخشش دیگران. شما انسان هستید، طوری طراحی نشده اید از همان ابتدا در درجه کمال باشید؛ مطمئناً اشتباهاتی خواهید کرد. حتی اگر شما در برپا کردن طوفان خانواده نقش داشته باشید و به خانواده آسیب رسانیده اید، احساس پستی، حقارت و بی کفایتی آن هم برای مدتی طولانی مفید نیست و در حقیقت مضر هم هست. اگر شما از اشتباه خود درس گرفته و از شخص آزار دیده عذرخواهی کردید، و تصمیم گرفتید در آینده با او بسیار محترمانه رفتار کنید، آنچه را که برای جبران شرایط لازم بوده انجام داده اید، خودتان را تشویق کنید؛ شما می توانید یاد بگیرید، شما می توانید رشد کنید، شما قادر به پیشرفت هستید.
شاید اگر طوفان های کمتری در خانواده ها وجود داشت، اغتشاش های کمتری هم در جهان بپا می شد. برای لحظه ای دنیایی بدون خشم و مخصوصاً جهانی بدون شورش، پرخاشگری و رنجش را تصور کنید. اصلاً چنین چیزی امکان دارد؟ چنین روزی خواهد آمد؟
چهار.
زوجی را تصور کنید که اصول یکسانی را در رابطه شان بکار گرفته اند، و ارتباطی سرشار از مهربانی، عشق و احترام را در معرض دید گودکان قرار می دهند. دیگر نیاز نخواهد بود تا در طلب اهدافی باشیم که در خدمت خشم هستند؛ هر گز لازم نخواهد بود که درصدد قدرت، انتقام یا حفظ حقوق خود یا دیگران باشیم.
تصور کنید که ما می توانستیم تفاوت های درونی کودکان، و یا هر کودک با کودکی دیگر و همه مردم را همچون چیزی عجیب و ترسناک نبینیم که باید آن را محدود کرده یا از بین ببریم، بلکه آنها را مانند چیزی فوق العاده و جذّاب ببینیم که به گوناگونی ها و قدرت خانواده هایمان، اجتماع و جهان افزوده می شود. بدگمان و عیبجو بودن بسیار آسان است، نگاه کردن به اطراف و چیزی جز مشکلات، خشم، شورش، پرخاشگری و رنجش ندیدن بسیار ساده است-نه تنها در خانواده هایمان، بلکه در همه جا-.
ما به زمان احتیاج داریم. هنوز جای امید هست. ما می توانیم و حتماً هم در بکارگیری احترام در تمام ارتباطاتمان پیشرفت خواهیم کرد.
شاید دنیایی سرشار از احترام متقابل و آرامش خیلی دور به نظر برسد. چنین چیزی خود به خود تحقق نخواهد یافت. جهان تحت تأثیر تک تک افرادی است که در آن زندگی می کنند. همه ما هم در این دسته محسوب می شویم. هر یک از ما تأثیراتی داریم-مخصوصاً که انتخاب های خودمان و خانواده های خودمان درگیر باشند-. می توانیم خودمان را یک قدم به هماهنگی نزدیک کنیم.
تغییرات از یک نفر، یک زوج و یک خانواده شروع می شود.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📚📖
"یکی از راههای معدود سرحال آوردن مردم این است که دربارهی مشکلی که بهتازگی گریبانتان را گرفته حرف بزنید یا بعضی از نقصهای شخصیتان را برایشان آشکار کنید."
📙 #درمان_شوپنهاور
👤 #اروین_دیوید_یالوم
🍀❤️ @filsofak
📚📖
"یکی از راههای معدود سرحال آوردن مردم این است که دربارهی مشکلی که بهتازگی گریبانتان را گرفته حرف بزنید یا بعضی از نقصهای شخصیتان را برایشان آشکار کنید."
📙 #درمان_شوپنهاور
👤 #اروین_دیوید_یالوم
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیالوگ این فیلم محشره باید با طلا بر سر در تمام مساجد و کلیساها و معابد و کعبه نوشته بشه.
Pk
🍀❤️ @filsofak
Pk
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from نَقدِ حالِ ما (🌼🌼🌼🌼)
#روایت_ادراکی_و_هیجانی_از_حماسه_حسینی
🔰 با نگاه آیدیال تایپی، و بدون ارزشداوری، میتوان از دو روایت معاصر در باب تاریخ عاشورا نام برد:
🔶 #روایت_ادراکمدار: از مرحوم مطهری و مرحوم شریعتی است که با وجود تفاوت، اما در یک گفتمان جای میگیرند. در این گفتمان، تاریخخوانی و تاریخدانی اگر به #آگاهی_تاریخی و #حرکت_اجتماعی منجر شود ارزشمند است، و اگر چنین محصولی نداشته باشد دانشی میشود مانند دانشِ دیرینهشناسی؛ که تنها شرط ورود در آن تخصص و روشِ عینی است؛ با هر مرام و مکتبی که داشته باشی. مرحوم مطهری در کتاب حماسهی حسینی عقیده دارد بزگداشت عاشورا در قالب عزاداری #کارکرد_ابزاری دارد؛ یعنی ارزش ذاتی ندارد و خودش هدف نیستند. البته تفاوت او با شریعتی در آن است که کارکردهای تربیتی فردی (مانند دینداری فردی) را نیز برمیشمارد و صرفا کارکردهای اجتماعی را برجسته نمیسازد. در این گفتمان پاسداشت تاریخ برای تربیت روح آزادگی و حساسیت به ظلم و بیعدالتی و آگاهی از وضعیت موجود و سپس کنش اجتماعی است. وگرنه، هم شمرِ هزار و چهارصدسال پیش مرده است و هم امام حسین به شهادت رسیده است، و اگر کربلایی هم نبود تا الان که عمر نمیکردند. "شمر و حسین زمانهات را بشناس". کشتهشدگان و فجایع بزرگ عالم نیز کم نیستند. بنابراین صرفِ گریه کردن خودش ارزشی ندارد و اگر ارزشی داشت در تاریخ بشر جنایاتی وجود دارد که از کربلا سهمگینتر و خشنتر، که باید بر آنها گریست. در این گفتمان، اگر چنین کارکردی برآورده نشود، میتواند کارکرد ضد خودش را تولید کند؛ یعنی خواب و خاموشی. یعنی این مجالس که در اصل برای آگاهی بنیانگذاری شدهاند چنان به ضد خود تبدیل شوند که مثل یک مادهی مخدر، آدمها را بیحس میکند و اتفاقا هرچقدر تعداد آنها بیشتر باشد برای بیحسی بهتر است. مثل حکومت قاجار و پهلوی اول که بیشترین تلاش را برای گسترش مجالش روضه میکردند.
در این گفتمان روضههایی که کارکرد بالا را نداشته باشند تنها تکرار حوادث تاریخی است که بخاطر اُفتِ هیجانات در فرایند گذشت زمان، مجبور میشوی هر سال دروغی را به آن اضافه کنی، یا خطوخال و چشم و ابروی یار را قاطی کنی تا هیجان زیباییشناختی را تحریک کنی، و یا آن را تبدیل به خرافاتی در باب مرگ و جهان آخرت کنی که با یک قطره اشک میتوانی کل زندگیات را صاف و پاک نمایی. به قول مطهری وقتی این حادثه تهی از کارکرد اصلی اش شود برای زنده ماندنش مجبور به قاطی کردن "زهرماری" هستی.
از نگاه مطهری همانطور که معیار قبولی نماز این است که ببینی تو را چقدر از گناهان و هنجارشکنیها و بیاخلاقی ها دور کرده است؛ معیار روضهی درست و نادرست هم این است که ببینی چقدر آگاهی و حساسیت اجتماعی و سیاسی تو بالا رفته است. اگر غیر از این باشد، شرکت در جلسه ی شاهنامهخوانی با روضهخوانی فرقی ندارد. مطهری به نماز جماعت مثال میزند. نماز جماعت برای استحکام روابط اجتماعی و خبرداشتن افراد از حال هم تعبیه شده است، اما اینک افراد از نفر بغلی خبر هم ندارند و صرفا مسابقه ای برای کسب ثواب شده است. مطهری فلسفهی احکام نگر است. حتی در حجاب نیز دنبال فلسفه است و هیچ حکمی را اصیل نمیداند و لاجرم باید بپذیرد که اگر حکمی دیگر آن فلسفه را برآورد نکرد، باید آن را کنار گذاشت. چنانچه شریعتی نیز چنین گفتمانی دارد: « وقتی در صحنه حق و باطل نیستی ، وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی ، هر کجا که می خواهی باش ؛ چه به نماز ایستاده باشی و چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است». سختترین کارِ این گفتمان، جفتوجور کردن تاریخ و تفسیری خاص از آن است تا به این نگرشش جور دربیاید.
🔶 #روایت_هیجانمدار: در مقابل، گفتمان دیگری هست که با تفسیری دیگر از تاریخ عاشورا، روضه و گریه را ابزار نمیداند و دارای اصالت و ارزش ذاتی (عبادت) میشمارد که خودِ حضور در این جلسات، حتی اگر هیچ نتیجهی اجتماعی و سیاسی و اخلاقی هم نداشته باشد، ارزشمند است و عبادت تلقی میشود. در عبادات هم نباید به دنبال گمانهزنیهای فلسفی و حکمتجویی بود. تاکید این گفتمان به جای تحلیل تاریخی، عمدتا بر #احادیثی است که ارزش گریه بر سیدالشهدا را برمیشمارند. جالب آنکه، با وجود سیطرهی آرای مطهری و شریعتی در چند دههی پیش، روایت دوم در حال گسترش و رشدی قابل توجه است و امروز شاهد رشد هیاتهای سنتی و حتی ضدسیاسی هستیم که میانهی خوبی با سیاسیسازی عاشورا و شعارهایی چون وحدت شیعه و سنی ندارد.
🖌 دکتر محسن زندی
@naghdehalema
🔰 با نگاه آیدیال تایپی، و بدون ارزشداوری، میتوان از دو روایت معاصر در باب تاریخ عاشورا نام برد:
🔶 #روایت_ادراکمدار: از مرحوم مطهری و مرحوم شریعتی است که با وجود تفاوت، اما در یک گفتمان جای میگیرند. در این گفتمان، تاریخخوانی و تاریخدانی اگر به #آگاهی_تاریخی و #حرکت_اجتماعی منجر شود ارزشمند است، و اگر چنین محصولی نداشته باشد دانشی میشود مانند دانشِ دیرینهشناسی؛ که تنها شرط ورود در آن تخصص و روشِ عینی است؛ با هر مرام و مکتبی که داشته باشی. مرحوم مطهری در کتاب حماسهی حسینی عقیده دارد بزگداشت عاشورا در قالب عزاداری #کارکرد_ابزاری دارد؛ یعنی ارزش ذاتی ندارد و خودش هدف نیستند. البته تفاوت او با شریعتی در آن است که کارکردهای تربیتی فردی (مانند دینداری فردی) را نیز برمیشمارد و صرفا کارکردهای اجتماعی را برجسته نمیسازد. در این گفتمان پاسداشت تاریخ برای تربیت روح آزادگی و حساسیت به ظلم و بیعدالتی و آگاهی از وضعیت موجود و سپس کنش اجتماعی است. وگرنه، هم شمرِ هزار و چهارصدسال پیش مرده است و هم امام حسین به شهادت رسیده است، و اگر کربلایی هم نبود تا الان که عمر نمیکردند. "شمر و حسین زمانهات را بشناس". کشتهشدگان و فجایع بزرگ عالم نیز کم نیستند. بنابراین صرفِ گریه کردن خودش ارزشی ندارد و اگر ارزشی داشت در تاریخ بشر جنایاتی وجود دارد که از کربلا سهمگینتر و خشنتر، که باید بر آنها گریست. در این گفتمان، اگر چنین کارکردی برآورده نشود، میتواند کارکرد ضد خودش را تولید کند؛ یعنی خواب و خاموشی. یعنی این مجالس که در اصل برای آگاهی بنیانگذاری شدهاند چنان به ضد خود تبدیل شوند که مثل یک مادهی مخدر، آدمها را بیحس میکند و اتفاقا هرچقدر تعداد آنها بیشتر باشد برای بیحسی بهتر است. مثل حکومت قاجار و پهلوی اول که بیشترین تلاش را برای گسترش مجالش روضه میکردند.
در این گفتمان روضههایی که کارکرد بالا را نداشته باشند تنها تکرار حوادث تاریخی است که بخاطر اُفتِ هیجانات در فرایند گذشت زمان، مجبور میشوی هر سال دروغی را به آن اضافه کنی، یا خطوخال و چشم و ابروی یار را قاطی کنی تا هیجان زیباییشناختی را تحریک کنی، و یا آن را تبدیل به خرافاتی در باب مرگ و جهان آخرت کنی که با یک قطره اشک میتوانی کل زندگیات را صاف و پاک نمایی. به قول مطهری وقتی این حادثه تهی از کارکرد اصلی اش شود برای زنده ماندنش مجبور به قاطی کردن "زهرماری" هستی.
از نگاه مطهری همانطور که معیار قبولی نماز این است که ببینی تو را چقدر از گناهان و هنجارشکنیها و بیاخلاقی ها دور کرده است؛ معیار روضهی درست و نادرست هم این است که ببینی چقدر آگاهی و حساسیت اجتماعی و سیاسی تو بالا رفته است. اگر غیر از این باشد، شرکت در جلسه ی شاهنامهخوانی با روضهخوانی فرقی ندارد. مطهری به نماز جماعت مثال میزند. نماز جماعت برای استحکام روابط اجتماعی و خبرداشتن افراد از حال هم تعبیه شده است، اما اینک افراد از نفر بغلی خبر هم ندارند و صرفا مسابقه ای برای کسب ثواب شده است. مطهری فلسفهی احکام نگر است. حتی در حجاب نیز دنبال فلسفه است و هیچ حکمی را اصیل نمیداند و لاجرم باید بپذیرد که اگر حکمی دیگر آن فلسفه را برآورد نکرد، باید آن را کنار گذاشت. چنانچه شریعتی نیز چنین گفتمانی دارد: « وقتی در صحنه حق و باطل نیستی ، وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی ، هر کجا که می خواهی باش ؛ چه به نماز ایستاده باشی و چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است». سختترین کارِ این گفتمان، جفتوجور کردن تاریخ و تفسیری خاص از آن است تا به این نگرشش جور دربیاید.
🔶 #روایت_هیجانمدار: در مقابل، گفتمان دیگری هست که با تفسیری دیگر از تاریخ عاشورا، روضه و گریه را ابزار نمیداند و دارای اصالت و ارزش ذاتی (عبادت) میشمارد که خودِ حضور در این جلسات، حتی اگر هیچ نتیجهی اجتماعی و سیاسی و اخلاقی هم نداشته باشد، ارزشمند است و عبادت تلقی میشود. در عبادات هم نباید به دنبال گمانهزنیهای فلسفی و حکمتجویی بود. تاکید این گفتمان به جای تحلیل تاریخی، عمدتا بر #احادیثی است که ارزش گریه بر سیدالشهدا را برمیشمارند. جالب آنکه، با وجود سیطرهی آرای مطهری و شریعتی در چند دههی پیش، روایت دوم در حال گسترش و رشدی قابل توجه است و امروز شاهد رشد هیاتهای سنتی و حتی ضدسیاسی هستیم که میانهی خوبی با سیاسیسازی عاشورا و شعارهایی چون وحدت شیعه و سنی ندارد.
🖌 دکتر محسن زندی
@naghdehalema
📸اقدام خداپسندانه یک کاسب در شهرستان تربت حیدریه
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توكل يعنى چه؟ شهيد مطهرى
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak