📝 کانال فلسفه اخلاق:
وقتی کسی به دروغ گفتن عادت کند دیگر برایش سخت است یاد بگیرد راست بگوید! و اگر یکی توانست اول بار کسی را ترک کند، دفعه دوم برایش راحتتر میشود.
"#نه_فرشته_نه_قدیس/#ایوان_کلیما/#حشمت_کامرانی"
🍀❤️ @filsofak
وقتی کسی به دروغ گفتن عادت کند دیگر برایش سخت است یاد بگیرد راست بگوید! و اگر یکی توانست اول بار کسی را ترک کند، دفعه دوم برایش راحتتر میشود.
"#نه_فرشته_نه_قدیس/#ایوان_کلیما/#حشمت_کامرانی"
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
" یک انسان آزاد تا زمانی می تواند در میان جاهلان زندگی کند که بتواند از علایق آنان اجتناب کند؛ یک انسان آزاد صادقانه زندگی می کند، نه فریب کارانه؛ فقط انسانهای آزاد برای یکدیگر مفیدند و می توانند دوستی ای واقعی را شکل دهند "
✍ اسپینوزا
🍀❤️ @filsofak
" یک انسان آزاد تا زمانی می تواند در میان جاهلان زندگی کند که بتواند از علایق آنان اجتناب کند؛ یک انسان آزاد صادقانه زندگی می کند، نه فریب کارانه؛ فقط انسانهای آزاد برای یکدیگر مفیدند و می توانند دوستی ای واقعی را شکل دهند "
✍ اسپینوزا
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر کسی باورش را تعلیق نکند، هیچ چیز نمی تواند بفهمد! برای ابد، راه فهم برای او بسته است کسی که همه چیز را براساس عقیده خودش بخواهد بفهمد، هیچی نمی فهمد.
دکتر ابراهیمی دینانی
🍀❤️ @filsofak
اگر کسی باورش را تعلیق نکند، هیچ چیز نمی تواند بفهمد! برای ابد، راه فهم برای او بسته است کسی که همه چیز را براساس عقیده خودش بخواهد بفهمد، هیچی نمی فهمد.
دکتر ابراهیمی دینانی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظه شیرین آزادی...
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ببینید / ارزش داشتن یه دوست خوب در زندگی
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شب اول محرم 👇
#مصطفی_سلیمانی
موضوع: بلا و ابتلا دنیا
۱. امروزه اکثریت از زندگی شان نااميدند. همگی از غصه ها و مشکلاتمان می ناليم. کسی از صمیم قلب از زندگی اش راضی نیست.
لقلقه زبانمان: "هرچی سنگه پیش پای لنگه!" متأسفانه رضایت از زندگی درجه اش خیلی پايينه.
۲. دلیل اصلی معترضین و نااميدان این است که خدای متعال فقط بر ما سخت گرفته است. در حالی که اينگونه نیست.
بريم در خونه قرآن:
"ما همه چیز رو به همه کس دادیم."
هر کسی دارای نعمتی است که دیگری آن را دارا نیست.
خدای متعال نعمت هایش را بين بندگانش به صورت مساوی تقسیم کرده است. پس "مرغ همسایه برایمان غاز نشود." و "هر چی سنگه پیش پای لنگ نیست!"
ممکن است شخصی معلول باشد، اما حافظه خوبی داشته باشد. و ممکن است شخصی قدرت جسمی بالایی داشته باشد اما از جهت هوشی ضعیف باشد.
خدا گر ببندد زحکمت دری
زرحمت گشاید در دیگری
۳. روایتی کلیدی از امیرالمومنین در کلمات قصارشان وجود دارد:
"المصايب بالسويه مقسومه بین البريه"
یعنی همانگونه که فضائل و خوبی ها بین مردم به صورت مساوی تقسیم شده، مصائب و گرفتاری ها هم به صورت مساوی من الاولين الی الآخرين تقسیم شده است.
پس اینکه در درد و دل هايمان می گوییم: کسی مثل من در این عالم گرفتاری ندیده، پیداست عقلمان در چشممان بوده و از زندگی دنیوی دیگران بي اطلاع هستیم.
۴. اگر نگاهی به زندگیِ قد بلندهاي عالم خلقت و آبرو دارهای خدا(معصومین) بیندازیم، خواهیم دید که آنها که سیم ارتباطی شان به خدا بیشتر وصل بود، بیشتر از این مصائب و گرفتاری ها بهره برده اند: "هر که بامش بیش، برفش بیشتر" هر که سعه وجودی و ظرفش وسیع تر باشد، بیشتر با مشکلات دست و پنجه نرم می کند. خاصیت دنیا عجین شدنش با گرفتاری هاست.
اهلبیت موفقیتشان را مرهون معامله با خدای خود می دانند. چون خدا را معامله گر خوب و منصف می دانند. خریدار خوبی است.
۵. در روايتی داریم: «دنیا اگر خوشی داشت خدای متعال به خوبان و اولیا و مقربينش عنایت می کرد.»
یکی مثل زینب کبری که یکی القابش ام المصايب است، در مجلس عبیدالله در جوابش گفت: "اني لاستصغر قدرک!" کوچیک می بينمت!
این همه مصیبت و داغ دید اما گفت: "ما رأیت الا جميلا."
۶. یکی مثل ابی عبدالله که عزیز عالم است و دردانه عالم خلقت، در یک بعدازظهر عاشورا یک گلستان را تحویل جامعه بشری داد، خون قلبش را داد تا بشر از جهالت خارج شود: "و بذل مهجته فيک ليستنقذ عبادک من الجهاله و حيره الضلاله"
کسی بود که روی خدا حساب کرده بود و چون او را داشت کم و غم نداشت:
"تو را دارم چه کم دارم
تو را دارم چه غم دارم"
این همه مصیبت را دید و زیر تیغ شمر سرش بالا گرفت و گفت: "الهی رضا برضاک، تسلیما لقضائک"
هر که در این بزم مقربتر است
جام بلا بيشترش می دهند.
۷. بهترین کاری که می شود کرد، حساب باز کردن روی حکمت و مصلحت خداست، البته نسبت به مصائبی که باعث و باني اش خودمان نیستیم وگرنه: "خودم کردم که لعنت بر خودم باد." طبیعت دنیا این است که اگر در زمستان شال و کلاه نکنم سرما می خورم!
اما گاهی برخی مصائب در اختیار من نیست، آنجا باید صبر و توکل کرد و بنا را گذاشت بر لطف و عنایت خدا.
اگر معرفتمان را مثل علامه قاضی کنیم، وقتی دچار مصیبتی شویم سر به آستانش می گذاریم و می گوییم: "خدایا ممنونم ازت که ما رو آدم حساب کردی. ما رو هم تحویل گرفتی!"
به گفته بزرگانمان: اگر دچار مصیبتی نشدیم باید به ایمان خود شک کنیم.
۸. خدای متعال مشکلات ما را درک می کند و می فهمد که چه عذابی را بنده اش می چشد.
در روایتی که مرحوم طبرسی در کتاب "مشکاه الانوار" ج ۲، باب الفقر دارد، بسیار شنیدنی و قابل تأمل است:
"خدا رسما آن دنیا از فقرا معذرت خواهی می کند!" معذرت خواهیِ خدا! تأمل کنیم در این مسأله...
مشکل فقر، از مشکلات سنگین است که خدای متعال برای رشد بنده اش لازم می داند.
۹. دو مثال:
الف) طلا وقتی ناب و قیمتی می شه و پشت ویترین قرار می گیرد و آب دهان ها رو راه ميندازد که کوره آتش، فشار قالب، ضربات چکش را بچشد...
ب) آب وقتی زلال و طاهر می شود و تبدیل به چشمه می شود که از لابلای سنگلاخ ها و صخره و اصابت با سنگ ها و درخت ها بگذرد...
۱۰. پس می بایست در مصائب دنیا صبر کرد و خدا را دید. کسی که با خدای متعال در دنیا مخلصانه معامله نکند، قافیه را باخته است.
یکی مثل ابی عبدالله گوشه یک بیابان با خدا معامله کرد و طبق گفته تاریخ نگاران در عرض چهار پنج ساعت، دار و ندارش را تقدیم کرد و خدای متعال بعد از هزار و اندی سال هنوز پروژکتور روی حادثه کربلا انداخته و نمايانش می کند...
اساس کار اولیا اخلاصه.
11. جمع بندی:
همه مصائب و مشکلات دلیلش ناب و خالص شدن ماست. این خداست که ما را ضعیف خلق کرده که در نهایت به او متصل شویم: "خلق الانسان ضعیفا"
#خلاصه_منبر_شب_اول
🍀❤️ @filsofak
شب اول محرم 👇
#مصطفی_سلیمانی
موضوع: بلا و ابتلا دنیا
۱. امروزه اکثریت از زندگی شان نااميدند. همگی از غصه ها و مشکلاتمان می ناليم. کسی از صمیم قلب از زندگی اش راضی نیست.
لقلقه زبانمان: "هرچی سنگه پیش پای لنگه!" متأسفانه رضایت از زندگی درجه اش خیلی پايينه.
۲. دلیل اصلی معترضین و نااميدان این است که خدای متعال فقط بر ما سخت گرفته است. در حالی که اينگونه نیست.
بريم در خونه قرآن:
"ما همه چیز رو به همه کس دادیم."
هر کسی دارای نعمتی است که دیگری آن را دارا نیست.
خدای متعال نعمت هایش را بين بندگانش به صورت مساوی تقسیم کرده است. پس "مرغ همسایه برایمان غاز نشود." و "هر چی سنگه پیش پای لنگ نیست!"
ممکن است شخصی معلول باشد، اما حافظه خوبی داشته باشد. و ممکن است شخصی قدرت جسمی بالایی داشته باشد اما از جهت هوشی ضعیف باشد.
خدا گر ببندد زحکمت دری
زرحمت گشاید در دیگری
۳. روایتی کلیدی از امیرالمومنین در کلمات قصارشان وجود دارد:
"المصايب بالسويه مقسومه بین البريه"
یعنی همانگونه که فضائل و خوبی ها بین مردم به صورت مساوی تقسیم شده، مصائب و گرفتاری ها هم به صورت مساوی من الاولين الی الآخرين تقسیم شده است.
پس اینکه در درد و دل هايمان می گوییم: کسی مثل من در این عالم گرفتاری ندیده، پیداست عقلمان در چشممان بوده و از زندگی دنیوی دیگران بي اطلاع هستیم.
۴. اگر نگاهی به زندگیِ قد بلندهاي عالم خلقت و آبرو دارهای خدا(معصومین) بیندازیم، خواهیم دید که آنها که سیم ارتباطی شان به خدا بیشتر وصل بود، بیشتر از این مصائب و گرفتاری ها بهره برده اند: "هر که بامش بیش، برفش بیشتر" هر که سعه وجودی و ظرفش وسیع تر باشد، بیشتر با مشکلات دست و پنجه نرم می کند. خاصیت دنیا عجین شدنش با گرفتاری هاست.
اهلبیت موفقیتشان را مرهون معامله با خدای خود می دانند. چون خدا را معامله گر خوب و منصف می دانند. خریدار خوبی است.
۵. در روايتی داریم: «دنیا اگر خوشی داشت خدای متعال به خوبان و اولیا و مقربينش عنایت می کرد.»
یکی مثل زینب کبری که یکی القابش ام المصايب است، در مجلس عبیدالله در جوابش گفت: "اني لاستصغر قدرک!" کوچیک می بينمت!
این همه مصیبت و داغ دید اما گفت: "ما رأیت الا جميلا."
۶. یکی مثل ابی عبدالله که عزیز عالم است و دردانه عالم خلقت، در یک بعدازظهر عاشورا یک گلستان را تحویل جامعه بشری داد، خون قلبش را داد تا بشر از جهالت خارج شود: "و بذل مهجته فيک ليستنقذ عبادک من الجهاله و حيره الضلاله"
کسی بود که روی خدا حساب کرده بود و چون او را داشت کم و غم نداشت:
"تو را دارم چه کم دارم
تو را دارم چه غم دارم"
این همه مصیبت را دید و زیر تیغ شمر سرش بالا گرفت و گفت: "الهی رضا برضاک، تسلیما لقضائک"
هر که در این بزم مقربتر است
جام بلا بيشترش می دهند.
۷. بهترین کاری که می شود کرد، حساب باز کردن روی حکمت و مصلحت خداست، البته نسبت به مصائبی که باعث و باني اش خودمان نیستیم وگرنه: "خودم کردم که لعنت بر خودم باد." طبیعت دنیا این است که اگر در زمستان شال و کلاه نکنم سرما می خورم!
اما گاهی برخی مصائب در اختیار من نیست، آنجا باید صبر و توکل کرد و بنا را گذاشت بر لطف و عنایت خدا.
اگر معرفتمان را مثل علامه قاضی کنیم، وقتی دچار مصیبتی شویم سر به آستانش می گذاریم و می گوییم: "خدایا ممنونم ازت که ما رو آدم حساب کردی. ما رو هم تحویل گرفتی!"
به گفته بزرگانمان: اگر دچار مصیبتی نشدیم باید به ایمان خود شک کنیم.
۸. خدای متعال مشکلات ما را درک می کند و می فهمد که چه عذابی را بنده اش می چشد.
در روایتی که مرحوم طبرسی در کتاب "مشکاه الانوار" ج ۲، باب الفقر دارد، بسیار شنیدنی و قابل تأمل است:
"خدا رسما آن دنیا از فقرا معذرت خواهی می کند!" معذرت خواهیِ خدا! تأمل کنیم در این مسأله...
مشکل فقر، از مشکلات سنگین است که خدای متعال برای رشد بنده اش لازم می داند.
۹. دو مثال:
الف) طلا وقتی ناب و قیمتی می شه و پشت ویترین قرار می گیرد و آب دهان ها رو راه ميندازد که کوره آتش، فشار قالب، ضربات چکش را بچشد...
ب) آب وقتی زلال و طاهر می شود و تبدیل به چشمه می شود که از لابلای سنگلاخ ها و صخره و اصابت با سنگ ها و درخت ها بگذرد...
۱۰. پس می بایست در مصائب دنیا صبر کرد و خدا را دید. کسی که با خدای متعال در دنیا مخلصانه معامله نکند، قافیه را باخته است.
یکی مثل ابی عبدالله گوشه یک بیابان با خدا معامله کرد و طبق گفته تاریخ نگاران در عرض چهار پنج ساعت، دار و ندارش را تقدیم کرد و خدای متعال بعد از هزار و اندی سال هنوز پروژکتور روی حادثه کربلا انداخته و نمايانش می کند...
اساس کار اولیا اخلاصه.
11. جمع بندی:
همه مصائب و مشکلات دلیلش ناب و خالص شدن ماست. این خداست که ما را ضعیف خلق کرده که در نهایت به او متصل شویم: "خلق الانسان ضعیفا"
#خلاصه_منبر_شب_اول
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شب دوم محرم👇
#مصطفی_سلیمانی
موضوع: جایگاه زنان و مردان
1. خدای متعال در سوره نساء خطاب به مردم می فرمایند: «ولا تتمنّوا ما فضّل الله به بعضکم علی بعض، للرجال نصیبٌ ممااکتسبوا و للنساء نصیبٌ مما اکتسبنَ، انّ الله علی کلِّ شی علیم.» زنان و مردان از منِ خدا درخواست نکنند که ای کاش جای دیگری خلق می شدم. خوب نیست به محضر خدا در این زمینه شکوه و شکایت کنیم.
همه انسان ها در انسانیت مشترکند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارند، و در یک مرتبه و جایگاهند. زنان و مردان فقط از جهت جنسیّت با همدیگر تفاوت دارند: «انّ اکرمکم عندالله اتقاکم»
2. خدا دو گونه انسان خلق کرده است. از روی حکمت و علمش عده ای را زن و عده ای را مرد. با اعتراض هایمان به زن و مرد بودنمان، پیداست که به حکمت هایش توجهی نداریم.
به خاطر تفاوت خَلقی، دو گونه انتظار از انسان وجود دارد.
مردان می بایست کارهای پر تحرّک و سنگین که نشان دهنده قوّت و قدرت بدنی است را انجام دهند.
و زنان می بایست کارهای ظریف و حساسی چون تربیت انسان(فرزند) را عهده دار شوند.
3. متأسفانه ما نتوانسته ایم جایگاه زن و مادری را درست ترسیم کنیم. باید ما مردها و جامعه بدانیم که کارهای زنان در مقوله تربیت و پرورش انسان به قدری ظریف و مهم است که مبادا جایگاهشان مخدوش شود.
هدف از بعثت انبیا تربیت انسان بوده است.
انسان ظرف چینی نیست که دست کنیم و بگویم یک دختر داشته باشیم و یک دختر کار تمام است.
این بچه دست من و شمای والدین امانت است و بناست بشود خلیفه و جانشین الهی روی زمین! خدای متعال روی تک تک انسان ها سرمایه گذاری کرده است. نگوییم: «بچه است و خودش بزرگ می شود!» امیرالمومنین دانه خرمایی را روی زمین پیدا می کرد نگاه بالفعلی بهش داشت: «دانه خرمایی که استعداد نخل شدن دارد.» ما هم باید در تربیت کودکانمان حساس باشیم و وقت بگذاریم تا یک انسان کامل و متعالی تربیت شود.
خدابیامرز آیت الله بهجت می فرمود: «کودکان به خاطر زلالی و پاکی شان، چیزهایی را می بینند و می شنوند که ما بزرگ ترها نه می بینیم و نه می شنویم.»
4. نقش مادری خیلی اهمیت دارد و واقعیت مسأله این است که مردان از پسِ آن بر نمی آیند. یک کودک را بیشتر از یکی دو ساعت نمی توان دستِ پدر سپرد. متأسفانه امروزه جایگاه و نقش و نسل مادری را دارند منقرض می کنند. در روایتی از پیامبر می خوانیم: «الجنه تحت اقدام امهاتکم» مادری مقامی فوق بهشت است. بهشتی که اولیا و مقربان زحمت می کشند بدان برسند، خاک کف پای مادران است.
ما حق نداریم زنان را تشویق کنیم به کارهایی که در صلاحشان نیست. در واقعه کربلا آن زن سالخورده نیزه برداشت. ابی عبدالله فرمود: نه! جهاد بر زن واجب نیست!
امروزه 6 میلیون زن شاغل و 5 میلیون مرد بیکار داریم. بحثم اشتغال بانوان نیست. اما رسانه ما زنان خانه دار را نمی بیند. آنچه را که به عنوان الگو مطرح می کنند، گاودار و مرغدار نمونه است. تا بحال دیده اید یک زن خانه دار نمونه را معرفی کنند؟! زنی را نشان می دهند که مکانیکی زده و صورتش سیاه و گریسی شده است.
امیرالمومنین به برادرش محمدبن حنفیه فرمود: «المرأه ریحانه لیست بقهرمانه» عرب به گیاه خوشبو ریحان می گوید. قهرمان هم یعنی کسی که مأمور خرید است و سر و کله می زند با دیگران.
5. زنان حق دارند که اشکال کنند که: «ما این همه زحمت می کشیم ولی دیده نمی شویم!» متأسفانه امروزه برای ما کارهایی ارزشمند است که در بوق و کرنا گذاشته شود، در حالی که شاخص کار اولیا اخلاص و بی ریایی است. در واقع همان میزان که مردم متوجه شوند فلان کار خوب را شما انجام داده ای، از ارزشش کم می شود.
زنان این همه زحمت بکشند و کارشان برای همسرانشان پیدا نباشد، بی انصافی است.
یکی مثل علامه طباطبایی(صاحب تفسیر المیزان) و علامه امینی(صاحب الغدیر)، نوشتن کتاب گرانسنگشان را مرهون توجه و محبت همسرشان می دانند و می گویند که همسرمان کتاب ما را نوشته اند. در حالی که همسرشان از سواد خواندن و نوشتن بی بهره بودند. آنها هنر گرم کردن کانون خانواده را داشتند...
ببینید حضرت زهرا را. سمتی ندارد، ولی امّ ابیهاست. حقیقت شب قدر است.
به قول حضرت امام: «در هنر صدیقه کبری همین بس که چند تا بچه تحویل عالم بشری داد که ما همه زیر چتر برکات این نازدانه ها هستیم.»
6. خلاصه اینکه، خدای متعال کارهای با اخلاص را خوب می خرد. او معامله گر خوبی است. این را ابی عبدالله می داند. در یک بعدازظهر عاشورا با خلوص یک گلستان را تحویل جامعه بشری داد. چون کارش با اخلاص بود، در گوشه کربلا، خدا پروژکتور خودش را انداخت روی یک بیابان برهوت تا همه ببینند. او با خدا معامله کرد و ماندگار شد...
#خلاصه_منبر_شب_دوم
🍀❤️ @filsofak
شب دوم محرم👇
#مصطفی_سلیمانی
موضوع: جایگاه زنان و مردان
1. خدای متعال در سوره نساء خطاب به مردم می فرمایند: «ولا تتمنّوا ما فضّل الله به بعضکم علی بعض، للرجال نصیبٌ ممااکتسبوا و للنساء نصیبٌ مما اکتسبنَ، انّ الله علی کلِّ شی علیم.» زنان و مردان از منِ خدا درخواست نکنند که ای کاش جای دیگری خلق می شدم. خوب نیست به محضر خدا در این زمینه شکوه و شکایت کنیم.
همه انسان ها در انسانیت مشترکند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارند، و در یک مرتبه و جایگاهند. زنان و مردان فقط از جهت جنسیّت با همدیگر تفاوت دارند: «انّ اکرمکم عندالله اتقاکم»
2. خدا دو گونه انسان خلق کرده است. از روی حکمت و علمش عده ای را زن و عده ای را مرد. با اعتراض هایمان به زن و مرد بودنمان، پیداست که به حکمت هایش توجهی نداریم.
به خاطر تفاوت خَلقی، دو گونه انتظار از انسان وجود دارد.
مردان می بایست کارهای پر تحرّک و سنگین که نشان دهنده قوّت و قدرت بدنی است را انجام دهند.
و زنان می بایست کارهای ظریف و حساسی چون تربیت انسان(فرزند) را عهده دار شوند.
3. متأسفانه ما نتوانسته ایم جایگاه زن و مادری را درست ترسیم کنیم. باید ما مردها و جامعه بدانیم که کارهای زنان در مقوله تربیت و پرورش انسان به قدری ظریف و مهم است که مبادا جایگاهشان مخدوش شود.
هدف از بعثت انبیا تربیت انسان بوده است.
انسان ظرف چینی نیست که دست کنیم و بگویم یک دختر داشته باشیم و یک دختر کار تمام است.
این بچه دست من و شمای والدین امانت است و بناست بشود خلیفه و جانشین الهی روی زمین! خدای متعال روی تک تک انسان ها سرمایه گذاری کرده است. نگوییم: «بچه است و خودش بزرگ می شود!» امیرالمومنین دانه خرمایی را روی زمین پیدا می کرد نگاه بالفعلی بهش داشت: «دانه خرمایی که استعداد نخل شدن دارد.» ما هم باید در تربیت کودکانمان حساس باشیم و وقت بگذاریم تا یک انسان کامل و متعالی تربیت شود.
خدابیامرز آیت الله بهجت می فرمود: «کودکان به خاطر زلالی و پاکی شان، چیزهایی را می بینند و می شنوند که ما بزرگ ترها نه می بینیم و نه می شنویم.»
4. نقش مادری خیلی اهمیت دارد و واقعیت مسأله این است که مردان از پسِ آن بر نمی آیند. یک کودک را بیشتر از یکی دو ساعت نمی توان دستِ پدر سپرد. متأسفانه امروزه جایگاه و نقش و نسل مادری را دارند منقرض می کنند. در روایتی از پیامبر می خوانیم: «الجنه تحت اقدام امهاتکم» مادری مقامی فوق بهشت است. بهشتی که اولیا و مقربان زحمت می کشند بدان برسند، خاک کف پای مادران است.
ما حق نداریم زنان را تشویق کنیم به کارهایی که در صلاحشان نیست. در واقعه کربلا آن زن سالخورده نیزه برداشت. ابی عبدالله فرمود: نه! جهاد بر زن واجب نیست!
امروزه 6 میلیون زن شاغل و 5 میلیون مرد بیکار داریم. بحثم اشتغال بانوان نیست. اما رسانه ما زنان خانه دار را نمی بیند. آنچه را که به عنوان الگو مطرح می کنند، گاودار و مرغدار نمونه است. تا بحال دیده اید یک زن خانه دار نمونه را معرفی کنند؟! زنی را نشان می دهند که مکانیکی زده و صورتش سیاه و گریسی شده است.
امیرالمومنین به برادرش محمدبن حنفیه فرمود: «المرأه ریحانه لیست بقهرمانه» عرب به گیاه خوشبو ریحان می گوید. قهرمان هم یعنی کسی که مأمور خرید است و سر و کله می زند با دیگران.
5. زنان حق دارند که اشکال کنند که: «ما این همه زحمت می کشیم ولی دیده نمی شویم!» متأسفانه امروزه برای ما کارهایی ارزشمند است که در بوق و کرنا گذاشته شود، در حالی که شاخص کار اولیا اخلاص و بی ریایی است. در واقع همان میزان که مردم متوجه شوند فلان کار خوب را شما انجام داده ای، از ارزشش کم می شود.
زنان این همه زحمت بکشند و کارشان برای همسرانشان پیدا نباشد، بی انصافی است.
یکی مثل علامه طباطبایی(صاحب تفسیر المیزان) و علامه امینی(صاحب الغدیر)، نوشتن کتاب گرانسنگشان را مرهون توجه و محبت همسرشان می دانند و می گویند که همسرمان کتاب ما را نوشته اند. در حالی که همسرشان از سواد خواندن و نوشتن بی بهره بودند. آنها هنر گرم کردن کانون خانواده را داشتند...
ببینید حضرت زهرا را. سمتی ندارد، ولی امّ ابیهاست. حقیقت شب قدر است.
به قول حضرت امام: «در هنر صدیقه کبری همین بس که چند تا بچه تحویل عالم بشری داد که ما همه زیر چتر برکات این نازدانه ها هستیم.»
6. خلاصه اینکه، خدای متعال کارهای با اخلاص را خوب می خرد. او معامله گر خوبی است. این را ابی عبدالله می داند. در یک بعدازظهر عاشورا با خلوص یک گلستان را تحویل جامعه بشری داد. چون کارش با اخلاص بود، در گوشه کربلا، خدا پروژکتور خودش را انداخت روی یک بیابان برهوت تا همه ببینند. او با خدا معامله کرد و ماندگار شد...
#خلاصه_منبر_شب_دوم
🍀❤️ @filsofak
👆دستخط یک معلم خوشنویس تبریزی
🌓 آدمهای سیاره شما،
پنجهزار گل را در باغچهای میکارند،
اما گلی را که میخواهند،
آن میان پیدا نمیکنند...!
(شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری)
🍀❤️ @filsofak
🌓 آدمهای سیاره شما،
پنجهزار گل را در باغچهای میکارند،
اما گلی را که میخواهند،
آن میان پیدا نمیکنند...!
(شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری)
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
☘️☘️ابهام آینده و اخلاقی زیستن
🔹در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به ۱۵۰گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
🔹هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
🔹آتیۀ مبهم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاقی را كاهش میدهد. به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است. به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
🍎مصطفی ملکیان،سخنرانی «اخلاق و آسیبهای اجتماعی» بهمن ماه ۱۳۸۷.
🍀❤️ @filsofak
☘️☘️ابهام آینده و اخلاقی زیستن
🔹در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به ۱۵۰گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
🔹هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
🔹آتیۀ مبهم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاقی را كاهش میدهد. به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است. به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
🍎مصطفی ملکیان،سخنرانی «اخلاق و آسیبهای اجتماعی» بهمن ماه ۱۳۸۷.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ببینید/ اتفاقی به وسعت کل دنیا
کریس هیوئر، اسلام شناس مسیحی انگلیسی از امام حسین علیهالسلام و حادثهی کربلا میگوید...
🍀❤️ @filsofak
کریس هیوئر، اسلام شناس مسیحی انگلیسی از امام حسین علیهالسلام و حادثهی کربلا میگوید...
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیتت ک خیر باشه مزدتو میگیری؟
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅تعریف فلسفه به زبان ساده
"هستی یا وجود " سه مرتبه ی اساسی دارد:
1.طبیعت_ مادیات
2.ماوراء طبیعت_ مجردات
3.مبداء هستی_خداوند
شناخت چیستیِ طبیعت_مادیات_ کار دانش های تجربی است، مانند فیزیک، زیست شناسی، شیمی و... موضوع دانش های تجربی، هستی مادیات نیست، چیستیِ مادیات است. هستیِ طببعت و مادیات، موضوع دانش فلسفه است.
شناخت هستی ماوراءطبیعت، مانند روح یا نفس کار دانش فلسفه است چرا که موجودات ماوراء طبیعت به کمند حواس انسان در نمی آیند، از این رو دانش های تجربی قادر به شناخت هستی و چیستیِ آنها نیستند و شناخت هستیِ مجردات نیاز به روش عقلانی و برهانی دارند بنابراین هستیِ ماوراء طبیعت هم موضوع دانش فلسفه است.
شناخت هستی خداوند، با دانش عقلانی و برهانی_فلسفه_ ممکن است و دانش های تجربی صرفا به آیات و نشانه های طبیعی و محسوس راه دارند و امر متعالی و ورای طبیعت به شناخت علوم تجربی در نمی آید و قابل مشاهده و آزمایش نیستند.
ملاحظه می شود که فلسفه در هر سه مرتبه ی هستی، بدنبال شناخت "هستی و وجود" است، هم هستیِ و وجودِ موجوداتِ طبیعی و غیر طبیعی و هم "مطلق هستی و وجود" که همان مبدأ هستی یعنی خداوند هست و دانش دیگری قادر به شناختِ هستی موجودات و مطلقِ هستی نیست.
نتیجه اینکه، فلسفه دانشِ هستی شناسی است نه ماهیت شناسی.
🍀❤️ @filsofak
✅تعریف فلسفه به زبان ساده
"هستی یا وجود " سه مرتبه ی اساسی دارد:
1.طبیعت_ مادیات
2.ماوراء طبیعت_ مجردات
3.مبداء هستی_خداوند
شناخت چیستیِ طبیعت_مادیات_ کار دانش های تجربی است، مانند فیزیک، زیست شناسی، شیمی و... موضوع دانش های تجربی، هستی مادیات نیست، چیستیِ مادیات است. هستیِ طببعت و مادیات، موضوع دانش فلسفه است.
شناخت هستی ماوراءطبیعت، مانند روح یا نفس کار دانش فلسفه است چرا که موجودات ماوراء طبیعت به کمند حواس انسان در نمی آیند، از این رو دانش های تجربی قادر به شناخت هستی و چیستیِ آنها نیستند و شناخت هستیِ مجردات نیاز به روش عقلانی و برهانی دارند بنابراین هستیِ ماوراء طبیعت هم موضوع دانش فلسفه است.
شناخت هستی خداوند، با دانش عقلانی و برهانی_فلسفه_ ممکن است و دانش های تجربی صرفا به آیات و نشانه های طبیعی و محسوس راه دارند و امر متعالی و ورای طبیعت به شناخت علوم تجربی در نمی آید و قابل مشاهده و آزمایش نیستند.
ملاحظه می شود که فلسفه در هر سه مرتبه ی هستی، بدنبال شناخت "هستی و وجود" است، هم هستیِ و وجودِ موجوداتِ طبیعی و غیر طبیعی و هم "مطلق هستی و وجود" که همان مبدأ هستی یعنی خداوند هست و دانش دیگری قادر به شناختِ هستی موجودات و مطلقِ هستی نیست.
نتیجه اینکه، فلسفه دانشِ هستی شناسی است نه ماهیت شناسی.
🍀❤️ @filsofak