📝 کانال فلسفه اخلاق:
💢 خستگی از دین 💢
✳️ اخیراً مقالهای از جناب علی زمانیان خواندم که با نگاهی آسیبشناسانه، پدیدهٔ رو به گسترش بیتفاوتی نسبت به مسائل مذهبی در جامعه و بهویژه در میان نسل جوان را تحلیل کرده بود. وی این شرایط را نه از سر نفرت و دشمنی، بلکه نوعی «خستگی و گریز از دین» دانسته و عوامل درماندگی و ناتوانی بخشهایی از مردم در همراهی با دین را برشمرده بود که خلاصهٔ آن را تقدیم میکنم:
۱) حضور حجیم و بسیار پررنگ تبلیغات و توصیهها و نمایش دینی در همهٔ زمانها و مکانهای مرتبط و نامرتبط؛
۲) احساس ناسازگاری دین با زندگی و حضور لحظه به لحظهٔ آن در همهٔ برنامهها و باقی نماندن منطقة الفراغی برای تنفس، شادی و هنر؛
۳) مواجهه با باید و نبایدهای بیش از اندازهٔ توان و حوصلهٔ افراد عادی و احساس اسارت در برابر فقه و شریعتی حداکثری که برخی احکامش را متناسب با دنیای جدید نمیدانند؛
۴) حجیم شدن تعالیم و مفاهیم دینی که افراد را در انبوهی از دغدغهها و نگرانیها فرو میبرد و سبب گمگشتگی آنها در میان تفاسیر متفاوت و بعضاً متناقض میشود؛
۵) سنگینی کردن تاریخ سرشار از ابهام، دشمنی و جنگ بر دوش کسانی که نمیتوانند نسبتی میان آن با اکنون خود برقرار کنند؛
۶) روبهرو شدن با قرائتی از دین که انسان را بهرسمیت نمیشناسد و دین را برای انسان نمیداند، بلکه انسان را مستمراً درخدمت دین میخواهد؛
۷) مشاهدهٔ تناقض گفتار و رفتار مروجان دین و متولیانی که دنیا و قدرت را کالایی زشت و نامقبول معرفی میکنند اما حریصانه آن را در دست خود نگه میدارند؛
✅ گذشته از جزئیات و مناقشاتی که میتوان در برخی نکات داشت، باید از اینگونه آسیبشناسیها استقبال کرد و در برنامههای دینی و تربیتی مراقب این آسیبها بود.
#اخلاق_دین
🍀❤️ @filsofak
💢 خستگی از دین 💢
✳️ اخیراً مقالهای از جناب علی زمانیان خواندم که با نگاهی آسیبشناسانه، پدیدهٔ رو به گسترش بیتفاوتی نسبت به مسائل مذهبی در جامعه و بهویژه در میان نسل جوان را تحلیل کرده بود. وی این شرایط را نه از سر نفرت و دشمنی، بلکه نوعی «خستگی و گریز از دین» دانسته و عوامل درماندگی و ناتوانی بخشهایی از مردم در همراهی با دین را برشمرده بود که خلاصهٔ آن را تقدیم میکنم:
۱) حضور حجیم و بسیار پررنگ تبلیغات و توصیهها و نمایش دینی در همهٔ زمانها و مکانهای مرتبط و نامرتبط؛
۲) احساس ناسازگاری دین با زندگی و حضور لحظه به لحظهٔ آن در همهٔ برنامهها و باقی نماندن منطقة الفراغی برای تنفس، شادی و هنر؛
۳) مواجهه با باید و نبایدهای بیش از اندازهٔ توان و حوصلهٔ افراد عادی و احساس اسارت در برابر فقه و شریعتی حداکثری که برخی احکامش را متناسب با دنیای جدید نمیدانند؛
۴) حجیم شدن تعالیم و مفاهیم دینی که افراد را در انبوهی از دغدغهها و نگرانیها فرو میبرد و سبب گمگشتگی آنها در میان تفاسیر متفاوت و بعضاً متناقض میشود؛
۵) سنگینی کردن تاریخ سرشار از ابهام، دشمنی و جنگ بر دوش کسانی که نمیتوانند نسبتی میان آن با اکنون خود برقرار کنند؛
۶) روبهرو شدن با قرائتی از دین که انسان را بهرسمیت نمیشناسد و دین را برای انسان نمیداند، بلکه انسان را مستمراً درخدمت دین میخواهد؛
۷) مشاهدهٔ تناقض گفتار و رفتار مروجان دین و متولیانی که دنیا و قدرت را کالایی زشت و نامقبول معرفی میکنند اما حریصانه آن را در دست خود نگه میدارند؛
✅ گذشته از جزئیات و مناقشاتی که میتوان در برخی نکات داشت، باید از اینگونه آسیبشناسیها استقبال کرد و در برنامههای دینی و تربیتی مراقب این آسیبها بود.
#اخلاق_دین
🍀❤️ @filsofak
Voice_170919.3gp
21.3 MB
🎤سخنرانی دکتر روشن، استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی تحت عنوان «نقش پدر در خانواده»👆
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال مشاوره:
🔔📃 ویژگی ارتباطی افراد
🔻افراد درونگرا(introversion)
▫️از تنهایی انرژی میگیرند
▫️نمیخواهند کانون توجه باشند
▫️شنونده های خوبی هستند
🔻افراد برونگرا(extraversion)
▫️از تعامل با دیگران لذت میبرند
▫️بیش از انکه گوش بدهند حرف میزنند
▫️دوست دارند کانون توجه باشند
🔻افراد حسی (sensing)
▫️تمرکز بر دریافت اطلاعاتشان با حواس پنجگانه است
▫️به زمان حال توجه دارند
▫️از تکرار یک مهارت خسته نمی شوند
🔻ویژگی شهودی (Intuition)
▫️به الهام و دریافت قلبی معتقدند
▫️از تکرار یک مهارت خسته می شوند
▫️برای نوآوری و تخیل ارزش زیادی قائلند
🔻ویژگی افراد احساسی (feeling)
▫️به همدلی و درک دیگران اهمیت میدهند
▫️به راحتی از دیگران تشکر می کنند
▫️از طرف دیگران بیش از اندازه عاطفی ارزیابی میشوند
🔻ویژگی افراد منطقی (Thinking)
▫️بیش از حد برای منطق و عدالت بها قائل اند
▫️از طرف دیگران خشک و بی انعطاف ارزیابی می شوند.
▫️بزرگترین انگیزه ی آنها در کار موفق شدن است
🔻ویژگی افراد قضاوت کننده (judging)
▫️معتقدند اول کار بعد تفریح
▫️زمان را منبع تمام شدنی می دانند
▫️نتیجه گرا هستند
🔻ویژگی افراد دریافت کننده (perciving)
▫️اول تفریح بعد کار
▫️زمان را منبع تجدید شدنی می دانند
▫️نتیجه گرا نیستن
#ویژگی_ارتباطی_افراد #دكتر_سنگچين
🍀❤️ @menbarak
🔔📃 ویژگی ارتباطی افراد
🔻افراد درونگرا(introversion)
▫️از تنهایی انرژی میگیرند
▫️نمیخواهند کانون توجه باشند
▫️شنونده های خوبی هستند
🔻افراد برونگرا(extraversion)
▫️از تعامل با دیگران لذت میبرند
▫️بیش از انکه گوش بدهند حرف میزنند
▫️دوست دارند کانون توجه باشند
🔻افراد حسی (sensing)
▫️تمرکز بر دریافت اطلاعاتشان با حواس پنجگانه است
▫️به زمان حال توجه دارند
▫️از تکرار یک مهارت خسته نمی شوند
🔻ویژگی شهودی (Intuition)
▫️به الهام و دریافت قلبی معتقدند
▫️از تکرار یک مهارت خسته می شوند
▫️برای نوآوری و تخیل ارزش زیادی قائلند
🔻ویژگی افراد احساسی (feeling)
▫️به همدلی و درک دیگران اهمیت میدهند
▫️به راحتی از دیگران تشکر می کنند
▫️از طرف دیگران بیش از اندازه عاطفی ارزیابی میشوند
🔻ویژگی افراد منطقی (Thinking)
▫️بیش از حد برای منطق و عدالت بها قائل اند
▫️از طرف دیگران خشک و بی انعطاف ارزیابی می شوند.
▫️بزرگترین انگیزه ی آنها در کار موفق شدن است
🔻ویژگی افراد قضاوت کننده (judging)
▫️معتقدند اول کار بعد تفریح
▫️زمان را منبع تمام شدنی می دانند
▫️نتیجه گرا هستند
🔻ویژگی افراد دریافت کننده (perciving)
▫️اول تفریح بعد کار
▫️زمان را منبع تجدید شدنی می دانند
▫️نتیجه گرا نیستن
#ویژگی_ارتباطی_افراد #دكتر_سنگچين
🍀❤️ @menbarak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
به نظر من مهمترین غایتی که باید در تعلیم و تربیت محل توجه باشد، خوداندیشی است. تعلیم و تربیت باید انسانی به بار آورد که کاملا متکی بر خود و خوداندیش باشد. هر رد و قبولی که می کند، هر نفی و اثباتی که می کند، هر نقض و ابرامی که می کند، بر حق و اصلاح، هر جرح و تعدیل، هر پذیرش و وازنش و هر اتخاذ موضع او بر این اساس باشد که واقعا به نظر خودش آمده است که این تصمیم گیری صواب و حق است، نه اینکه تابع یک سلسله امور بیرون از خود شده باشد. اگر به این خود اندیشی و یا به تعبیری که به کار بردم، استقلال فکری بگوییم، به نظر می آید مهمترین غایت، آموزش و پرورش باشد. در این غایت اصلی البته می توان سهم هایی هم به غایت های چهارگانه دیگر_غیر از اینکه گفتیم_ داد. به گمان من انسان موجودی است که فقط از طریق آگاهی و آزادی خود رشد می کند و #آموزش_پرورش باید در دادن این آگاهی و آزادی، کمال جدیت را بورزد. بقیه امور، بنظر من، برخی در درجه دوم اهمیت هستند و برخی دیگر طبق بعضی از تلقی هایی که از آن ها می شود، اصلا به #آموزش_و_پرورش خوداندیشانه منافات دارند. آموزش و پرورشی که می خواهد به انسان ها استقلال فکری بدهد، تا هر چه می کنند با تشخیص شخص خود بکنند و البته مسئولیت هر آنچه را هم که می کنند برعهده گیرند.
#مصطفي_ملكيان
🍀❤️ @filsofak
به نظر من مهمترین غایتی که باید در تعلیم و تربیت محل توجه باشد، خوداندیشی است. تعلیم و تربیت باید انسانی به بار آورد که کاملا متکی بر خود و خوداندیش باشد. هر رد و قبولی که می کند، هر نفی و اثباتی که می کند، هر نقض و ابرامی که می کند، بر حق و اصلاح، هر جرح و تعدیل، هر پذیرش و وازنش و هر اتخاذ موضع او بر این اساس باشد که واقعا به نظر خودش آمده است که این تصمیم گیری صواب و حق است، نه اینکه تابع یک سلسله امور بیرون از خود شده باشد. اگر به این خود اندیشی و یا به تعبیری که به کار بردم، استقلال فکری بگوییم، به نظر می آید مهمترین غایت، آموزش و پرورش باشد. در این غایت اصلی البته می توان سهم هایی هم به غایت های چهارگانه دیگر_غیر از اینکه گفتیم_ داد. به گمان من انسان موجودی است که فقط از طریق آگاهی و آزادی خود رشد می کند و #آموزش_پرورش باید در دادن این آگاهی و آزادی، کمال جدیت را بورزد. بقیه امور، بنظر من، برخی در درجه دوم اهمیت هستند و برخی دیگر طبق بعضی از تلقی هایی که از آن ها می شود، اصلا به #آموزش_و_پرورش خوداندیشانه منافات دارند. آموزش و پرورشی که می خواهد به انسان ها استقلال فکری بدهد، تا هر چه می کنند با تشخیص شخص خود بکنند و البته مسئولیت هر آنچه را هم که می کنند برعهده گیرند.
#مصطفي_ملكيان
🍀❤️ @filsofak
معرفی_کتاب_فلسفی_کانون_فلسفه_و_دین.pdf
271.7 KB
لیست پیشنهادی کتب فلسفی(رمان و کتب نظری)
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دانش قدرت انجام كارهاي خوب و بد است. اين ما هستيم كه نحوه استفاده از آن ها را #انتخاب مي كنيم.
Scientific knowledge is an enabling power to do either good or bad -but it does not carry instructions on how to use it.
#Richard_feynman
🍀❤️ @filsofak
دانش قدرت انجام كارهاي خوب و بد است. اين ما هستيم كه نحوه استفاده از آن ها را #انتخاب مي كنيم.
Scientific knowledge is an enabling power to do either good or bad -but it does not carry instructions on how to use it.
#Richard_feynman
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍂اخلاق دینی و اخلاق فرادینی🍂
🔹کسانی که ادعا میکنند اخلاقمدار یا دینمدارند، میزان حساسیّتی که از خود در برابر نقض این ارزشها نشان میدهند باید با میزان اهمّیّت ارزش نقض شده متناسب باشد. یعنی اگر در برابر نقض یک #ارزش_درجه_چندم از خود واکنش شدیدی نشان دهند، امّا در برابر نقض یک #ارزش_درجه_اول سکوت کنند و هیچ واکنشی از خود نشان ندهند، این نشان میدهد که انگیزه آنان در دفاع از ارزشهای اخلاقی یا دینی انگیزهای سیاسی یا اقتصادی است، نه انگیزهای دینی یا اخلاقی. همچنین است اگر در برابر نقض یک ارزش خاص در دورهای سکوت کنند و در دورهای دیگر به آن اعتراض کنند.
🔸بنابراین، روشن است که تعهد دینی و تعهد اخلاقی اقتضا میکند که ما برای همه ارزشها درجه یکسانی از اهمیت قائل نشویم، و دربرابر نقض آنها حساسیت و واکنش یکسانی از خود نشان ندهیم. مثلاً حق الناس مهمتر از حق الله است، و حرمت دروغ و تزویر و ریا و ریختن آبروی مردم بیشتر از حرمت شرابخواری است. بنابراین، میزان پایبندی یک دیندار واقعی به ارزشهای درجه چندم نمیتواند به همان میزان پایبندی باشد که او باید نسبت به ارزشهای درجه اول داشته باشد. همچنین حساسیت و واکنش عاطفی و عملی او در برابر نقض این ارزشها باید با درجه اهمیت ارزش نقض شده متناسب باشد.برای مثال کسی که نسبت به بدحجابی حساس است، و حاضر است برای مبارزه با بدحجابی کفن بپوشد و تظاهرات کند، امّا نسبت به رواج دروغ و ریا و اختلاس و غارت بیت المال و فقر در جامعه خود بیتفاوت است، معلوم میشود که حساسیتهای او دینی و اخلاقی نیست، بلکه سیاسی و اقتصادی است.
🔹متأسفانه در جامعۀ ما هستند کسانی که نسبت به بدحجابی واکنش تند و شدید نشان میدهند، امّا اگر در طول روز صدها کودک خردسال را مشاهده کنند که در اثر فقر به جای رفتن به مدرسه مجبورند در سر چهارراهها یا پیادهروها جنس بفروشند یا شیشه اتومبیلها را تمیز کنند، و دیدن این صحنهها هیچ واکنشی را در آنان برنمیانگیزد.
🔸درواقع مشکلی که ما داریم این است که نظام ارزشی اخلاقی و دینی در جامعه ما کاملاً وارونه شده، و ارزشهای درجه چندم جای ارزشهای درجۀ اوّل را گرفتهاند. و این خود یکی از نشانههای یک جامعۀ بد اخلاق است. اتفاقاً هم اولیای دین و هم متفکران بزرگ ما نسبت به #وارونه_شدن_نظام_ارزشی بسیار حساس بودهاند. برای مثال، حضرت علی(ع) در آنجا که میفرماید: اسلام پوستین وارونه بر تن خواهد کرد، مرادشان همین است. یکی از نقدهای اصلی حافظ به جامعه دینی روزگار خود نیز همین است که در این جامعه نظام ارزشها وارونه شده و ارزشهای درجۀ دوّم یا چندم جای ارزشهای درجۀ اوّل را گرفتهاند. مثلاً آنجا که میگوید:«در میخانه ببستند خدایا مپسند...که در خانۀ تزویر و ریا بگشایند»، دقیقاً به همین نکته اشاره دارد که اگر کسی حساسیّت و دغدغۀ دینی و اخلاقی درستی داشته باشد و نظام ارزشی مورد قبول او وارونه نباشد، به باز بودن در خانۀ تزویر و ریا باید بیشتر حساسیّت داشته باشد تا باز بودن در میخانه.
🔹بهعلاوه، نکتۀ اخلاقی مهّم دیگری که در این بیت نهفته است این است که سلب آزادی مردم و تحمیل ارزشهای درجۀ دوّم دینی و اخلاقی بر آنها با استفاده از زور موجب شیوع و رواج تزویر و ریا در جامعه میشود و این به معنای دفع فاسد به افسد است. غزالی نیز وقتی علم اخلاق را فقه باطن مینامد و آن را برتر از فقه ظاهر مینشاند و از احیای علوم دین سخن میگوید، درواقع درصدد اصلاح این وارونگی است. مقصود او از احیای علوم دین، احیای #علوم_باطنی مانند اخلاق و عرفان است، وگرنه میدانیم که در زمان او علوم ظاهری مانند فقه و کلام پررونق بودند.
🍃برگرفته از گفتوگویی با استاد #ابوالقاسم_فنایی🍃
🍀❤️ @filsofak
🍂اخلاق دینی و اخلاق فرادینی🍂
🔹کسانی که ادعا میکنند اخلاقمدار یا دینمدارند، میزان حساسیّتی که از خود در برابر نقض این ارزشها نشان میدهند باید با میزان اهمّیّت ارزش نقض شده متناسب باشد. یعنی اگر در برابر نقض یک #ارزش_درجه_چندم از خود واکنش شدیدی نشان دهند، امّا در برابر نقض یک #ارزش_درجه_اول سکوت کنند و هیچ واکنشی از خود نشان ندهند، این نشان میدهد که انگیزه آنان در دفاع از ارزشهای اخلاقی یا دینی انگیزهای سیاسی یا اقتصادی است، نه انگیزهای دینی یا اخلاقی. همچنین است اگر در برابر نقض یک ارزش خاص در دورهای سکوت کنند و در دورهای دیگر به آن اعتراض کنند.
🔸بنابراین، روشن است که تعهد دینی و تعهد اخلاقی اقتضا میکند که ما برای همه ارزشها درجه یکسانی از اهمیت قائل نشویم، و دربرابر نقض آنها حساسیت و واکنش یکسانی از خود نشان ندهیم. مثلاً حق الناس مهمتر از حق الله است، و حرمت دروغ و تزویر و ریا و ریختن آبروی مردم بیشتر از حرمت شرابخواری است. بنابراین، میزان پایبندی یک دیندار واقعی به ارزشهای درجه چندم نمیتواند به همان میزان پایبندی باشد که او باید نسبت به ارزشهای درجه اول داشته باشد. همچنین حساسیت و واکنش عاطفی و عملی او در برابر نقض این ارزشها باید با درجه اهمیت ارزش نقض شده متناسب باشد.برای مثال کسی که نسبت به بدحجابی حساس است، و حاضر است برای مبارزه با بدحجابی کفن بپوشد و تظاهرات کند، امّا نسبت به رواج دروغ و ریا و اختلاس و غارت بیت المال و فقر در جامعه خود بیتفاوت است، معلوم میشود که حساسیتهای او دینی و اخلاقی نیست، بلکه سیاسی و اقتصادی است.
🔹متأسفانه در جامعۀ ما هستند کسانی که نسبت به بدحجابی واکنش تند و شدید نشان میدهند، امّا اگر در طول روز صدها کودک خردسال را مشاهده کنند که در اثر فقر به جای رفتن به مدرسه مجبورند در سر چهارراهها یا پیادهروها جنس بفروشند یا شیشه اتومبیلها را تمیز کنند، و دیدن این صحنهها هیچ واکنشی را در آنان برنمیانگیزد.
🔸درواقع مشکلی که ما داریم این است که نظام ارزشی اخلاقی و دینی در جامعه ما کاملاً وارونه شده، و ارزشهای درجه چندم جای ارزشهای درجۀ اوّل را گرفتهاند. و این خود یکی از نشانههای یک جامعۀ بد اخلاق است. اتفاقاً هم اولیای دین و هم متفکران بزرگ ما نسبت به #وارونه_شدن_نظام_ارزشی بسیار حساس بودهاند. برای مثال، حضرت علی(ع) در آنجا که میفرماید: اسلام پوستین وارونه بر تن خواهد کرد، مرادشان همین است. یکی از نقدهای اصلی حافظ به جامعه دینی روزگار خود نیز همین است که در این جامعه نظام ارزشها وارونه شده و ارزشهای درجۀ دوّم یا چندم جای ارزشهای درجۀ اوّل را گرفتهاند. مثلاً آنجا که میگوید:«در میخانه ببستند خدایا مپسند...که در خانۀ تزویر و ریا بگشایند»، دقیقاً به همین نکته اشاره دارد که اگر کسی حساسیّت و دغدغۀ دینی و اخلاقی درستی داشته باشد و نظام ارزشی مورد قبول او وارونه نباشد، به باز بودن در خانۀ تزویر و ریا باید بیشتر حساسیّت داشته باشد تا باز بودن در میخانه.
🔹بهعلاوه، نکتۀ اخلاقی مهّم دیگری که در این بیت نهفته است این است که سلب آزادی مردم و تحمیل ارزشهای درجۀ دوّم دینی و اخلاقی بر آنها با استفاده از زور موجب شیوع و رواج تزویر و ریا در جامعه میشود و این به معنای دفع فاسد به افسد است. غزالی نیز وقتی علم اخلاق را فقه باطن مینامد و آن را برتر از فقه ظاهر مینشاند و از احیای علوم دین سخن میگوید، درواقع درصدد اصلاح این وارونگی است. مقصود او از احیای علوم دین، احیای #علوم_باطنی مانند اخلاق و عرفان است، وگرنه میدانیم که در زمان او علوم ظاهری مانند فقه و کلام پررونق بودند.
🍃برگرفته از گفتوگویی با استاد #ابوالقاسم_فنایی🍃
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌱 ده کتاب اثرگذار دکتر آرش نراقی
دوستان عزیزم یاسر میردامادی و محمدرضا جلایی پور خواسته اند که نام ده کتاب را که "بیشتر تکانم دادند" برای دوستان بنویسم. البته کار سختی است. کتابهایی را که نام می برم، کتابهایی است که تا حدود سن بیست و یک یا دوسالگی خواندم و عمیقا بر من تأثیر نهادند. بعد از پایان دهه بیست زندگی ام، کتابهای خوب کم نخوانده ام، اما به گمانم هیچ کدام به اندازه این کتابها در شکل بخشی به شاکله فکری و عاطفی ام مۇثر نبوده است. این هم فهرست ده کتاب (تقریبا به ترتیب میزان تأثیرشان!):
۱. اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر- محمد بن منور
۲. کیمیای سعادت- ابوحامد غزالی، تصحیح حسین خدیوجم
۳. مثنوی معنوی- جلال الدین محمد بلخی
۴. علم و دین- ایان باربور، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی
۵. اوصاف پارسایان- عبدالکریم سروش
۶. سرگشته راه حق- نیکوس کازانتزاکیس، ترجمه منیر جزنی
۷. جنایت و مکافات- داستایفسکی، ترجمه مهری آهی
۸. فرار از مدرسه- عبدالحسین زرین کوب
۹. قدیس مانویل نیکوکار شهید- میگل د اونامونو- ترجمه بهاءالدین خرمشاهی
۱۰. مالون می میرد- سامویل بکت (متأسفانه نام مترجم را به یاد نمی آورم).
🍀❤️ @filsofak
🌱 ده کتاب اثرگذار دکتر آرش نراقی
دوستان عزیزم یاسر میردامادی و محمدرضا جلایی پور خواسته اند که نام ده کتاب را که "بیشتر تکانم دادند" برای دوستان بنویسم. البته کار سختی است. کتابهایی را که نام می برم، کتابهایی است که تا حدود سن بیست و یک یا دوسالگی خواندم و عمیقا بر من تأثیر نهادند. بعد از پایان دهه بیست زندگی ام، کتابهای خوب کم نخوانده ام، اما به گمانم هیچ کدام به اندازه این کتابها در شکل بخشی به شاکله فکری و عاطفی ام مۇثر نبوده است. این هم فهرست ده کتاب (تقریبا به ترتیب میزان تأثیرشان!):
۱. اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر- محمد بن منور
۲. کیمیای سعادت- ابوحامد غزالی، تصحیح حسین خدیوجم
۳. مثنوی معنوی- جلال الدین محمد بلخی
۴. علم و دین- ایان باربور، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی
۵. اوصاف پارسایان- عبدالکریم سروش
۶. سرگشته راه حق- نیکوس کازانتزاکیس، ترجمه منیر جزنی
۷. جنایت و مکافات- داستایفسکی، ترجمه مهری آهی
۸. فرار از مدرسه- عبدالحسین زرین کوب
۹. قدیس مانویل نیکوکار شهید- میگل د اونامونو- ترجمه بهاءالدین خرمشاهی
۱۰. مالون می میرد- سامویل بکت (متأسفانه نام مترجم را به یاد نمی آورم).
🍀❤️ @filsofak
❤1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
وقتی کسی به دروغ گفتن عادت کند دیگر برایش سخت است یاد بگیرد راست بگوید! و اگر یکی توانست اول بار کسی را ترک کند، دفعه دوم برایش راحتتر میشود.
"#نه_فرشته_نه_قدیس/#ایوان_کلیما/#حشمت_کامرانی"
🍀❤️ @filsofak
وقتی کسی به دروغ گفتن عادت کند دیگر برایش سخت است یاد بگیرد راست بگوید! و اگر یکی توانست اول بار کسی را ترک کند، دفعه دوم برایش راحتتر میشود.
"#نه_فرشته_نه_قدیس/#ایوان_کلیما/#حشمت_کامرانی"
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
" یک انسان آزاد تا زمانی می تواند در میان جاهلان زندگی کند که بتواند از علایق آنان اجتناب کند؛ یک انسان آزاد صادقانه زندگی می کند، نه فریب کارانه؛ فقط انسانهای آزاد برای یکدیگر مفیدند و می توانند دوستی ای واقعی را شکل دهند "
✍ اسپینوزا
🍀❤️ @filsofak
" یک انسان آزاد تا زمانی می تواند در میان جاهلان زندگی کند که بتواند از علایق آنان اجتناب کند؛ یک انسان آزاد صادقانه زندگی می کند، نه فریب کارانه؛ فقط انسانهای آزاد برای یکدیگر مفیدند و می توانند دوستی ای واقعی را شکل دهند "
✍ اسپینوزا
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر کسی باورش را تعلیق نکند، هیچ چیز نمی تواند بفهمد! برای ابد، راه فهم برای او بسته است کسی که همه چیز را براساس عقیده خودش بخواهد بفهمد، هیچی نمی فهمد.
دکتر ابراهیمی دینانی
🍀❤️ @filsofak
اگر کسی باورش را تعلیق نکند، هیچ چیز نمی تواند بفهمد! برای ابد، راه فهم برای او بسته است کسی که همه چیز را براساس عقیده خودش بخواهد بفهمد، هیچی نمی فهمد.
دکتر ابراهیمی دینانی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظه شیرین آزادی...
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ببینید / ارزش داشتن یه دوست خوب در زندگی
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شب اول محرم 👇
#مصطفی_سلیمانی
موضوع: بلا و ابتلا دنیا
۱. امروزه اکثریت از زندگی شان نااميدند. همگی از غصه ها و مشکلاتمان می ناليم. کسی از صمیم قلب از زندگی اش راضی نیست.
لقلقه زبانمان: "هرچی سنگه پیش پای لنگه!" متأسفانه رضایت از زندگی درجه اش خیلی پايينه.
۲. دلیل اصلی معترضین و نااميدان این است که خدای متعال فقط بر ما سخت گرفته است. در حالی که اينگونه نیست.
بريم در خونه قرآن:
"ما همه چیز رو به همه کس دادیم."
هر کسی دارای نعمتی است که دیگری آن را دارا نیست.
خدای متعال نعمت هایش را بين بندگانش به صورت مساوی تقسیم کرده است. پس "مرغ همسایه برایمان غاز نشود." و "هر چی سنگه پیش پای لنگ نیست!"
ممکن است شخصی معلول باشد، اما حافظه خوبی داشته باشد. و ممکن است شخصی قدرت جسمی بالایی داشته باشد اما از جهت هوشی ضعیف باشد.
خدا گر ببندد زحکمت دری
زرحمت گشاید در دیگری
۳. روایتی کلیدی از امیرالمومنین در کلمات قصارشان وجود دارد:
"المصايب بالسويه مقسومه بین البريه"
یعنی همانگونه که فضائل و خوبی ها بین مردم به صورت مساوی تقسیم شده، مصائب و گرفتاری ها هم به صورت مساوی من الاولين الی الآخرين تقسیم شده است.
پس اینکه در درد و دل هايمان می گوییم: کسی مثل من در این عالم گرفتاری ندیده، پیداست عقلمان در چشممان بوده و از زندگی دنیوی دیگران بي اطلاع هستیم.
۴. اگر نگاهی به زندگیِ قد بلندهاي عالم خلقت و آبرو دارهای خدا(معصومین) بیندازیم، خواهیم دید که آنها که سیم ارتباطی شان به خدا بیشتر وصل بود، بیشتر از این مصائب و گرفتاری ها بهره برده اند: "هر که بامش بیش، برفش بیشتر" هر که سعه وجودی و ظرفش وسیع تر باشد، بیشتر با مشکلات دست و پنجه نرم می کند. خاصیت دنیا عجین شدنش با گرفتاری هاست.
اهلبیت موفقیتشان را مرهون معامله با خدای خود می دانند. چون خدا را معامله گر خوب و منصف می دانند. خریدار خوبی است.
۵. در روايتی داریم: «دنیا اگر خوشی داشت خدای متعال به خوبان و اولیا و مقربينش عنایت می کرد.»
یکی مثل زینب کبری که یکی القابش ام المصايب است، در مجلس عبیدالله در جوابش گفت: "اني لاستصغر قدرک!" کوچیک می بينمت!
این همه مصیبت و داغ دید اما گفت: "ما رأیت الا جميلا."
۶. یکی مثل ابی عبدالله که عزیز عالم است و دردانه عالم خلقت، در یک بعدازظهر عاشورا یک گلستان را تحویل جامعه بشری داد، خون قلبش را داد تا بشر از جهالت خارج شود: "و بذل مهجته فيک ليستنقذ عبادک من الجهاله و حيره الضلاله"
کسی بود که روی خدا حساب کرده بود و چون او را داشت کم و غم نداشت:
"تو را دارم چه کم دارم
تو را دارم چه غم دارم"
این همه مصیبت را دید و زیر تیغ شمر سرش بالا گرفت و گفت: "الهی رضا برضاک، تسلیما لقضائک"
هر که در این بزم مقربتر است
جام بلا بيشترش می دهند.
۷. بهترین کاری که می شود کرد، حساب باز کردن روی حکمت و مصلحت خداست، البته نسبت به مصائبی که باعث و باني اش خودمان نیستیم وگرنه: "خودم کردم که لعنت بر خودم باد." طبیعت دنیا این است که اگر در زمستان شال و کلاه نکنم سرما می خورم!
اما گاهی برخی مصائب در اختیار من نیست، آنجا باید صبر و توکل کرد و بنا را گذاشت بر لطف و عنایت خدا.
اگر معرفتمان را مثل علامه قاضی کنیم، وقتی دچار مصیبتی شویم سر به آستانش می گذاریم و می گوییم: "خدایا ممنونم ازت که ما رو آدم حساب کردی. ما رو هم تحویل گرفتی!"
به گفته بزرگانمان: اگر دچار مصیبتی نشدیم باید به ایمان خود شک کنیم.
۸. خدای متعال مشکلات ما را درک می کند و می فهمد که چه عذابی را بنده اش می چشد.
در روایتی که مرحوم طبرسی در کتاب "مشکاه الانوار" ج ۲، باب الفقر دارد، بسیار شنیدنی و قابل تأمل است:
"خدا رسما آن دنیا از فقرا معذرت خواهی می کند!" معذرت خواهیِ خدا! تأمل کنیم در این مسأله...
مشکل فقر، از مشکلات سنگین است که خدای متعال برای رشد بنده اش لازم می داند.
۹. دو مثال:
الف) طلا وقتی ناب و قیمتی می شه و پشت ویترین قرار می گیرد و آب دهان ها رو راه ميندازد که کوره آتش، فشار قالب، ضربات چکش را بچشد...
ب) آب وقتی زلال و طاهر می شود و تبدیل به چشمه می شود که از لابلای سنگلاخ ها و صخره و اصابت با سنگ ها و درخت ها بگذرد...
۱۰. پس می بایست در مصائب دنیا صبر کرد و خدا را دید. کسی که با خدای متعال در دنیا مخلصانه معامله نکند، قافیه را باخته است.
یکی مثل ابی عبدالله گوشه یک بیابان با خدا معامله کرد و طبق گفته تاریخ نگاران در عرض چهار پنج ساعت، دار و ندارش را تقدیم کرد و خدای متعال بعد از هزار و اندی سال هنوز پروژکتور روی حادثه کربلا انداخته و نمايانش می کند...
اساس کار اولیا اخلاصه.
11. جمع بندی:
همه مصائب و مشکلات دلیلش ناب و خالص شدن ماست. این خداست که ما را ضعیف خلق کرده که در نهایت به او متصل شویم: "خلق الانسان ضعیفا"
#خلاصه_منبر_شب_اول
🍀❤️ @filsofak
شب اول محرم 👇
#مصطفی_سلیمانی
موضوع: بلا و ابتلا دنیا
۱. امروزه اکثریت از زندگی شان نااميدند. همگی از غصه ها و مشکلاتمان می ناليم. کسی از صمیم قلب از زندگی اش راضی نیست.
لقلقه زبانمان: "هرچی سنگه پیش پای لنگه!" متأسفانه رضایت از زندگی درجه اش خیلی پايينه.
۲. دلیل اصلی معترضین و نااميدان این است که خدای متعال فقط بر ما سخت گرفته است. در حالی که اينگونه نیست.
بريم در خونه قرآن:
"ما همه چیز رو به همه کس دادیم."
هر کسی دارای نعمتی است که دیگری آن را دارا نیست.
خدای متعال نعمت هایش را بين بندگانش به صورت مساوی تقسیم کرده است. پس "مرغ همسایه برایمان غاز نشود." و "هر چی سنگه پیش پای لنگ نیست!"
ممکن است شخصی معلول باشد، اما حافظه خوبی داشته باشد. و ممکن است شخصی قدرت جسمی بالایی داشته باشد اما از جهت هوشی ضعیف باشد.
خدا گر ببندد زحکمت دری
زرحمت گشاید در دیگری
۳. روایتی کلیدی از امیرالمومنین در کلمات قصارشان وجود دارد:
"المصايب بالسويه مقسومه بین البريه"
یعنی همانگونه که فضائل و خوبی ها بین مردم به صورت مساوی تقسیم شده، مصائب و گرفتاری ها هم به صورت مساوی من الاولين الی الآخرين تقسیم شده است.
پس اینکه در درد و دل هايمان می گوییم: کسی مثل من در این عالم گرفتاری ندیده، پیداست عقلمان در چشممان بوده و از زندگی دنیوی دیگران بي اطلاع هستیم.
۴. اگر نگاهی به زندگیِ قد بلندهاي عالم خلقت و آبرو دارهای خدا(معصومین) بیندازیم، خواهیم دید که آنها که سیم ارتباطی شان به خدا بیشتر وصل بود، بیشتر از این مصائب و گرفتاری ها بهره برده اند: "هر که بامش بیش، برفش بیشتر" هر که سعه وجودی و ظرفش وسیع تر باشد، بیشتر با مشکلات دست و پنجه نرم می کند. خاصیت دنیا عجین شدنش با گرفتاری هاست.
اهلبیت موفقیتشان را مرهون معامله با خدای خود می دانند. چون خدا را معامله گر خوب و منصف می دانند. خریدار خوبی است.
۵. در روايتی داریم: «دنیا اگر خوشی داشت خدای متعال به خوبان و اولیا و مقربينش عنایت می کرد.»
یکی مثل زینب کبری که یکی القابش ام المصايب است، در مجلس عبیدالله در جوابش گفت: "اني لاستصغر قدرک!" کوچیک می بينمت!
این همه مصیبت و داغ دید اما گفت: "ما رأیت الا جميلا."
۶. یکی مثل ابی عبدالله که عزیز عالم است و دردانه عالم خلقت، در یک بعدازظهر عاشورا یک گلستان را تحویل جامعه بشری داد، خون قلبش را داد تا بشر از جهالت خارج شود: "و بذل مهجته فيک ليستنقذ عبادک من الجهاله و حيره الضلاله"
کسی بود که روی خدا حساب کرده بود و چون او را داشت کم و غم نداشت:
"تو را دارم چه کم دارم
تو را دارم چه غم دارم"
این همه مصیبت را دید و زیر تیغ شمر سرش بالا گرفت و گفت: "الهی رضا برضاک، تسلیما لقضائک"
هر که در این بزم مقربتر است
جام بلا بيشترش می دهند.
۷. بهترین کاری که می شود کرد، حساب باز کردن روی حکمت و مصلحت خداست، البته نسبت به مصائبی که باعث و باني اش خودمان نیستیم وگرنه: "خودم کردم که لعنت بر خودم باد." طبیعت دنیا این است که اگر در زمستان شال و کلاه نکنم سرما می خورم!
اما گاهی برخی مصائب در اختیار من نیست، آنجا باید صبر و توکل کرد و بنا را گذاشت بر لطف و عنایت خدا.
اگر معرفتمان را مثل علامه قاضی کنیم، وقتی دچار مصیبتی شویم سر به آستانش می گذاریم و می گوییم: "خدایا ممنونم ازت که ما رو آدم حساب کردی. ما رو هم تحویل گرفتی!"
به گفته بزرگانمان: اگر دچار مصیبتی نشدیم باید به ایمان خود شک کنیم.
۸. خدای متعال مشکلات ما را درک می کند و می فهمد که چه عذابی را بنده اش می چشد.
در روایتی که مرحوم طبرسی در کتاب "مشکاه الانوار" ج ۲، باب الفقر دارد، بسیار شنیدنی و قابل تأمل است:
"خدا رسما آن دنیا از فقرا معذرت خواهی می کند!" معذرت خواهیِ خدا! تأمل کنیم در این مسأله...
مشکل فقر، از مشکلات سنگین است که خدای متعال برای رشد بنده اش لازم می داند.
۹. دو مثال:
الف) طلا وقتی ناب و قیمتی می شه و پشت ویترین قرار می گیرد و آب دهان ها رو راه ميندازد که کوره آتش، فشار قالب، ضربات چکش را بچشد...
ب) آب وقتی زلال و طاهر می شود و تبدیل به چشمه می شود که از لابلای سنگلاخ ها و صخره و اصابت با سنگ ها و درخت ها بگذرد...
۱۰. پس می بایست در مصائب دنیا صبر کرد و خدا را دید. کسی که با خدای متعال در دنیا مخلصانه معامله نکند، قافیه را باخته است.
یکی مثل ابی عبدالله گوشه یک بیابان با خدا معامله کرد و طبق گفته تاریخ نگاران در عرض چهار پنج ساعت، دار و ندارش را تقدیم کرد و خدای متعال بعد از هزار و اندی سال هنوز پروژکتور روی حادثه کربلا انداخته و نمايانش می کند...
اساس کار اولیا اخلاصه.
11. جمع بندی:
همه مصائب و مشکلات دلیلش ناب و خالص شدن ماست. این خداست که ما را ضعیف خلق کرده که در نهایت به او متصل شویم: "خلق الانسان ضعیفا"
#خلاصه_منبر_شب_اول
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شب دوم محرم👇
#مصطفی_سلیمانی
موضوع: جایگاه زنان و مردان
1. خدای متعال در سوره نساء خطاب به مردم می فرمایند: «ولا تتمنّوا ما فضّل الله به بعضکم علی بعض، للرجال نصیبٌ ممااکتسبوا و للنساء نصیبٌ مما اکتسبنَ، انّ الله علی کلِّ شی علیم.» زنان و مردان از منِ خدا درخواست نکنند که ای کاش جای دیگری خلق می شدم. خوب نیست به محضر خدا در این زمینه شکوه و شکایت کنیم.
همه انسان ها در انسانیت مشترکند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارند، و در یک مرتبه و جایگاهند. زنان و مردان فقط از جهت جنسیّت با همدیگر تفاوت دارند: «انّ اکرمکم عندالله اتقاکم»
2. خدا دو گونه انسان خلق کرده است. از روی حکمت و علمش عده ای را زن و عده ای را مرد. با اعتراض هایمان به زن و مرد بودنمان، پیداست که به حکمت هایش توجهی نداریم.
به خاطر تفاوت خَلقی، دو گونه انتظار از انسان وجود دارد.
مردان می بایست کارهای پر تحرّک و سنگین که نشان دهنده قوّت و قدرت بدنی است را انجام دهند.
و زنان می بایست کارهای ظریف و حساسی چون تربیت انسان(فرزند) را عهده دار شوند.
3. متأسفانه ما نتوانسته ایم جایگاه زن و مادری را درست ترسیم کنیم. باید ما مردها و جامعه بدانیم که کارهای زنان در مقوله تربیت و پرورش انسان به قدری ظریف و مهم است که مبادا جایگاهشان مخدوش شود.
هدف از بعثت انبیا تربیت انسان بوده است.
انسان ظرف چینی نیست که دست کنیم و بگویم یک دختر داشته باشیم و یک دختر کار تمام است.
این بچه دست من و شمای والدین امانت است و بناست بشود خلیفه و جانشین الهی روی زمین! خدای متعال روی تک تک انسان ها سرمایه گذاری کرده است. نگوییم: «بچه است و خودش بزرگ می شود!» امیرالمومنین دانه خرمایی را روی زمین پیدا می کرد نگاه بالفعلی بهش داشت: «دانه خرمایی که استعداد نخل شدن دارد.» ما هم باید در تربیت کودکانمان حساس باشیم و وقت بگذاریم تا یک انسان کامل و متعالی تربیت شود.
خدابیامرز آیت الله بهجت می فرمود: «کودکان به خاطر زلالی و پاکی شان، چیزهایی را می بینند و می شنوند که ما بزرگ ترها نه می بینیم و نه می شنویم.»
4. نقش مادری خیلی اهمیت دارد و واقعیت مسأله این است که مردان از پسِ آن بر نمی آیند. یک کودک را بیشتر از یکی دو ساعت نمی توان دستِ پدر سپرد. متأسفانه امروزه جایگاه و نقش و نسل مادری را دارند منقرض می کنند. در روایتی از پیامبر می خوانیم: «الجنه تحت اقدام امهاتکم» مادری مقامی فوق بهشت است. بهشتی که اولیا و مقربان زحمت می کشند بدان برسند، خاک کف پای مادران است.
ما حق نداریم زنان را تشویق کنیم به کارهایی که در صلاحشان نیست. در واقعه کربلا آن زن سالخورده نیزه برداشت. ابی عبدالله فرمود: نه! جهاد بر زن واجب نیست!
امروزه 6 میلیون زن شاغل و 5 میلیون مرد بیکار داریم. بحثم اشتغال بانوان نیست. اما رسانه ما زنان خانه دار را نمی بیند. آنچه را که به عنوان الگو مطرح می کنند، گاودار و مرغدار نمونه است. تا بحال دیده اید یک زن خانه دار نمونه را معرفی کنند؟! زنی را نشان می دهند که مکانیکی زده و صورتش سیاه و گریسی شده است.
امیرالمومنین به برادرش محمدبن حنفیه فرمود: «المرأه ریحانه لیست بقهرمانه» عرب به گیاه خوشبو ریحان می گوید. قهرمان هم یعنی کسی که مأمور خرید است و سر و کله می زند با دیگران.
5. زنان حق دارند که اشکال کنند که: «ما این همه زحمت می کشیم ولی دیده نمی شویم!» متأسفانه امروزه برای ما کارهایی ارزشمند است که در بوق و کرنا گذاشته شود، در حالی که شاخص کار اولیا اخلاص و بی ریایی است. در واقع همان میزان که مردم متوجه شوند فلان کار خوب را شما انجام داده ای، از ارزشش کم می شود.
زنان این همه زحمت بکشند و کارشان برای همسرانشان پیدا نباشد، بی انصافی است.
یکی مثل علامه طباطبایی(صاحب تفسیر المیزان) و علامه امینی(صاحب الغدیر)، نوشتن کتاب گرانسنگشان را مرهون توجه و محبت همسرشان می دانند و می گویند که همسرمان کتاب ما را نوشته اند. در حالی که همسرشان از سواد خواندن و نوشتن بی بهره بودند. آنها هنر گرم کردن کانون خانواده را داشتند...
ببینید حضرت زهرا را. سمتی ندارد، ولی امّ ابیهاست. حقیقت شب قدر است.
به قول حضرت امام: «در هنر صدیقه کبری همین بس که چند تا بچه تحویل عالم بشری داد که ما همه زیر چتر برکات این نازدانه ها هستیم.»
6. خلاصه اینکه، خدای متعال کارهای با اخلاص را خوب می خرد. او معامله گر خوبی است. این را ابی عبدالله می داند. در یک بعدازظهر عاشورا با خلوص یک گلستان را تحویل جامعه بشری داد. چون کارش با اخلاص بود، در گوشه کربلا، خدا پروژکتور خودش را انداخت روی یک بیابان برهوت تا همه ببینند. او با خدا معامله کرد و ماندگار شد...
#خلاصه_منبر_شب_دوم
🍀❤️ @filsofak
شب دوم محرم👇
#مصطفی_سلیمانی
موضوع: جایگاه زنان و مردان
1. خدای متعال در سوره نساء خطاب به مردم می فرمایند: «ولا تتمنّوا ما فضّل الله به بعضکم علی بعض، للرجال نصیبٌ ممااکتسبوا و للنساء نصیبٌ مما اکتسبنَ، انّ الله علی کلِّ شی علیم.» زنان و مردان از منِ خدا درخواست نکنند که ای کاش جای دیگری خلق می شدم. خوب نیست به محضر خدا در این زمینه شکوه و شکایت کنیم.
همه انسان ها در انسانیت مشترکند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارند، و در یک مرتبه و جایگاهند. زنان و مردان فقط از جهت جنسیّت با همدیگر تفاوت دارند: «انّ اکرمکم عندالله اتقاکم»
2. خدا دو گونه انسان خلق کرده است. از روی حکمت و علمش عده ای را زن و عده ای را مرد. با اعتراض هایمان به زن و مرد بودنمان، پیداست که به حکمت هایش توجهی نداریم.
به خاطر تفاوت خَلقی، دو گونه انتظار از انسان وجود دارد.
مردان می بایست کارهای پر تحرّک و سنگین که نشان دهنده قوّت و قدرت بدنی است را انجام دهند.
و زنان می بایست کارهای ظریف و حساسی چون تربیت انسان(فرزند) را عهده دار شوند.
3. متأسفانه ما نتوانسته ایم جایگاه زن و مادری را درست ترسیم کنیم. باید ما مردها و جامعه بدانیم که کارهای زنان در مقوله تربیت و پرورش انسان به قدری ظریف و مهم است که مبادا جایگاهشان مخدوش شود.
هدف از بعثت انبیا تربیت انسان بوده است.
انسان ظرف چینی نیست که دست کنیم و بگویم یک دختر داشته باشیم و یک دختر کار تمام است.
این بچه دست من و شمای والدین امانت است و بناست بشود خلیفه و جانشین الهی روی زمین! خدای متعال روی تک تک انسان ها سرمایه گذاری کرده است. نگوییم: «بچه است و خودش بزرگ می شود!» امیرالمومنین دانه خرمایی را روی زمین پیدا می کرد نگاه بالفعلی بهش داشت: «دانه خرمایی که استعداد نخل شدن دارد.» ما هم باید در تربیت کودکانمان حساس باشیم و وقت بگذاریم تا یک انسان کامل و متعالی تربیت شود.
خدابیامرز آیت الله بهجت می فرمود: «کودکان به خاطر زلالی و پاکی شان، چیزهایی را می بینند و می شنوند که ما بزرگ ترها نه می بینیم و نه می شنویم.»
4. نقش مادری خیلی اهمیت دارد و واقعیت مسأله این است که مردان از پسِ آن بر نمی آیند. یک کودک را بیشتر از یکی دو ساعت نمی توان دستِ پدر سپرد. متأسفانه امروزه جایگاه و نقش و نسل مادری را دارند منقرض می کنند. در روایتی از پیامبر می خوانیم: «الجنه تحت اقدام امهاتکم» مادری مقامی فوق بهشت است. بهشتی که اولیا و مقربان زحمت می کشند بدان برسند، خاک کف پای مادران است.
ما حق نداریم زنان را تشویق کنیم به کارهایی که در صلاحشان نیست. در واقعه کربلا آن زن سالخورده نیزه برداشت. ابی عبدالله فرمود: نه! جهاد بر زن واجب نیست!
امروزه 6 میلیون زن شاغل و 5 میلیون مرد بیکار داریم. بحثم اشتغال بانوان نیست. اما رسانه ما زنان خانه دار را نمی بیند. آنچه را که به عنوان الگو مطرح می کنند، گاودار و مرغدار نمونه است. تا بحال دیده اید یک زن خانه دار نمونه را معرفی کنند؟! زنی را نشان می دهند که مکانیکی زده و صورتش سیاه و گریسی شده است.
امیرالمومنین به برادرش محمدبن حنفیه فرمود: «المرأه ریحانه لیست بقهرمانه» عرب به گیاه خوشبو ریحان می گوید. قهرمان هم یعنی کسی که مأمور خرید است و سر و کله می زند با دیگران.
5. زنان حق دارند که اشکال کنند که: «ما این همه زحمت می کشیم ولی دیده نمی شویم!» متأسفانه امروزه برای ما کارهایی ارزشمند است که در بوق و کرنا گذاشته شود، در حالی که شاخص کار اولیا اخلاص و بی ریایی است. در واقع همان میزان که مردم متوجه شوند فلان کار خوب را شما انجام داده ای، از ارزشش کم می شود.
زنان این همه زحمت بکشند و کارشان برای همسرانشان پیدا نباشد، بی انصافی است.
یکی مثل علامه طباطبایی(صاحب تفسیر المیزان) و علامه امینی(صاحب الغدیر)، نوشتن کتاب گرانسنگشان را مرهون توجه و محبت همسرشان می دانند و می گویند که همسرمان کتاب ما را نوشته اند. در حالی که همسرشان از سواد خواندن و نوشتن بی بهره بودند. آنها هنر گرم کردن کانون خانواده را داشتند...
ببینید حضرت زهرا را. سمتی ندارد، ولی امّ ابیهاست. حقیقت شب قدر است.
به قول حضرت امام: «در هنر صدیقه کبری همین بس که چند تا بچه تحویل عالم بشری داد که ما همه زیر چتر برکات این نازدانه ها هستیم.»
6. خلاصه اینکه، خدای متعال کارهای با اخلاص را خوب می خرد. او معامله گر خوبی است. این را ابی عبدالله می داند. در یک بعدازظهر عاشورا با خلوص یک گلستان را تحویل جامعه بشری داد. چون کارش با اخلاص بود، در گوشه کربلا، خدا پروژکتور خودش را انداخت روی یک بیابان برهوت تا همه ببینند. او با خدا معامله کرد و ماندگار شد...
#خلاصه_منبر_شب_دوم
🍀❤️ @filsofak