📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔹️🔹️سفسطه شواهد گریز base rate falacy🔹️🔹️
🔘گرایش ذهن به مبنا قراردادن قضاوتی ویژه و بی توجهی به یافته های ناسازگار با آن قضاوت
♻️ پنجاه سال پیش روانشناس اجتماعی لئون فستینگر ودستیارانش گروهی را زیر نظر گرفتند که معتقد بودند جهان در ۲۱ دسامبر به پایان میرسد . آنها میخواستند بدانند زمانی که این پیشگویی (احتمالاً!) اشتباه از آب درمیآید، چه روی خواهددادوواکنش اعضای این فرقه چیست . رهبر گروه «مارین کیچ» قول داده بود درست در نیمهشب ۲۰ سپتامبر، بشقابپرندهای از فضا آمده و آنان را که ایمان آوردهاند، نجات دهد. بسیاری از رهروان این زن از شغلشان استعفا داده بودند، خانههایشان را به دیگران بخشیده بودند، ثروت شان را رها کرده بودند و منتظر پایان جهان بودند. آخر کسی در فضا به پول نیاز ندارد؟
♻️ همسرِ رهبرِ گروه که اعتقادی به رسالت او نداشت شب زودتر از همیشه به رختخواب رفت، زنش و پیروانش را در اتاق پذیرایی تنها گذاشت،
فستینگر روانشناس نیز پیشگویی خودش را داشت: «آن دسته از پیروانی که سرسپردگی شدیدی به رسالت خانم کیچ نداشتند، در خانهی خودشان منتظر پایان جهان بودند.این دسته خیلی وقتی از نیمهشب گذشت، ایمانشان به خانم کیچ را از دست خواهند داد. اما آنها که دارایی و زندگی خود را به باد داده بودند و ایمان شدیدی به او داشتند و منتظر بشقابپرنده برای نجات از قیامت بودند، درهرحال ایمانشان به تواناییهای فرازمینی خانم کیچ تقویت خواهد شد، و فارغ از اینکه چه روی دهد، تلاش خواهند کرد دیگران را نیز به این مسیر هدایت کنند».
▫️▫️▫️نیمهشب فرارسیده بود، بدون هیچ نشانی از بشقاب پرنده در حیاط، افراد گروه کمی ناآرام شده بودند. ساعت 2 نیمهشب شد و آنها بهشدت نگران بودند تا اینکه در ساعت ۴:۴۵ صبح به خانم کیچ مجدداً از آن جهان ”وحی“ شد.
او گفت: «جهان به خاطر ایمان بالای گروهِ کوچکِ من حفظ شد. در هیچ زمانی نیرویی به این قدرت بر زمین وارد نشده بود. حتا از زمان خلقت زمان، هرگز چنین نیرویی از خوبی و نور به زمین وارد نشده بود که اینک بر این اتاق از سوی خداوند جهان واردشده.»
♻️حال و هوای افراد گروه از ترس و اضطراب، به شادی و سرور تغییر یافت. بسیاری از افراد گروه که پیش از این نیازی به تبلیغ مذهبشان نمیدیدند شروع کردند به تماس گرفتن با روزنامهها و گزارش کردن این معجزهی بزرگ ؛به خیابانها ریختند و جلوی عابران را میگرفتند و میکوشیدند آنها را به فرقهی دینیشان دعوت کنند. پیشگویی خانم کیچ اشتباه از آب درآمد، اما پیشگویی لئون فستینگر خیر!
♻️افرادی که بهسختی به وجود چیزی ایماندارند از هر موضوع و اتفاقی، (حتا اتفاقهایی که به صورت منطقی مسئلهی مورد اعتقاد آنها را رد میکند،) برای اثبات و اعتقاد بیشتر استفاده میکنند. وجودعقاید متضاد و ناهمخوان در ذهن ما(مثلاً سیگار برای سلامتی مضر است، اما من روزی دو بسته سیگار میکشم. یا من به جرج بوش رأی دادهام اما حال معلوم شده او دروغ میگوید)باعث حالت ناخوشایندی درذهن میشود که فستینگر به آن را "ناهماهنگی شناختی" میگوید. ناهماهنگی شناختی باعث ”احساس ناخوشایند“ میشود، طیفی از احساسها که وابسته به شرایط و موضوع، از نگرانی خفیف تا احساسِ دردِ ذهنی را پدید میآورد و اغلب ما (بهصورت ناخودآگاه) به دنبال راهی هستیم تا این ناهماهنگی را رفع کنیم و دوباره احساس خوبی دربارهی اعتقاداتمان بدست آوریم.
◾◾زندگی کردن همراه با آگاهی به تناقضهای ذهنی بسیار دشوار است و اغلب انسان میکوشد با تغییر یکی از عقاید و انکار و نادیده گرفتن حقایق بیرونی از این ناهماهنگی شناختی دردآور دور شود.
♻️ پژوهشی در مورد طعم شراب میگوید: زمانی که افراد پول بیشتری به یک نوشیدنی میدهند، آن را خوشمزهتر حس میکنند،پژوهش مشابهی میگوید: زمانی که وقت بیشتری صرف کاری میکنیم یا سختی بیشتری برای رسیدن به آن میکشیم، آن را بهتر و ارزشمندتر حس میکنیم، (در قیاس با گروهی که همان کار را بهراحتی به دست آورده است). ”ارزش“ برای انسان یک مسئلهی عینی نیست که معیار خارجی دقیقی داشته باشد، بلکه یک مفهوم ذهنی است؛ یکی از راههای مهم برای برآورد ”ارزشِ“ چیزها در ذهنِ ما این است که در نظر بگیریم چقدر راحت یا دشوار آن را به دست میآوریم.استنتاجی که با نظریات رفتارگراها و اقتصاددانان اولیه سازگار نیست.
🍀❤️ @filsofak
🔹️🔹️سفسطه شواهد گریز base rate falacy🔹️🔹️
🔘گرایش ذهن به مبنا قراردادن قضاوتی ویژه و بی توجهی به یافته های ناسازگار با آن قضاوت
♻️ پنجاه سال پیش روانشناس اجتماعی لئون فستینگر ودستیارانش گروهی را زیر نظر گرفتند که معتقد بودند جهان در ۲۱ دسامبر به پایان میرسد . آنها میخواستند بدانند زمانی که این پیشگویی (احتمالاً!) اشتباه از آب درمیآید، چه روی خواهددادوواکنش اعضای این فرقه چیست . رهبر گروه «مارین کیچ» قول داده بود درست در نیمهشب ۲۰ سپتامبر، بشقابپرندهای از فضا آمده و آنان را که ایمان آوردهاند، نجات دهد. بسیاری از رهروان این زن از شغلشان استعفا داده بودند، خانههایشان را به دیگران بخشیده بودند، ثروت شان را رها کرده بودند و منتظر پایان جهان بودند. آخر کسی در فضا به پول نیاز ندارد؟
♻️ همسرِ رهبرِ گروه که اعتقادی به رسالت او نداشت شب زودتر از همیشه به رختخواب رفت، زنش و پیروانش را در اتاق پذیرایی تنها گذاشت،
فستینگر روانشناس نیز پیشگویی خودش را داشت: «آن دسته از پیروانی که سرسپردگی شدیدی به رسالت خانم کیچ نداشتند، در خانهی خودشان منتظر پایان جهان بودند.این دسته خیلی وقتی از نیمهشب گذشت، ایمانشان به خانم کیچ را از دست خواهند داد. اما آنها که دارایی و زندگی خود را به باد داده بودند و ایمان شدیدی به او داشتند و منتظر بشقابپرنده برای نجات از قیامت بودند، درهرحال ایمانشان به تواناییهای فرازمینی خانم کیچ تقویت خواهد شد، و فارغ از اینکه چه روی دهد، تلاش خواهند کرد دیگران را نیز به این مسیر هدایت کنند».
▫️▫️▫️نیمهشب فرارسیده بود، بدون هیچ نشانی از بشقاب پرنده در حیاط، افراد گروه کمی ناآرام شده بودند. ساعت 2 نیمهشب شد و آنها بهشدت نگران بودند تا اینکه در ساعت ۴:۴۵ صبح به خانم کیچ مجدداً از آن جهان ”وحی“ شد.
او گفت: «جهان به خاطر ایمان بالای گروهِ کوچکِ من حفظ شد. در هیچ زمانی نیرویی به این قدرت بر زمین وارد نشده بود. حتا از زمان خلقت زمان، هرگز چنین نیرویی از خوبی و نور به زمین وارد نشده بود که اینک بر این اتاق از سوی خداوند جهان واردشده.»
♻️حال و هوای افراد گروه از ترس و اضطراب، به شادی و سرور تغییر یافت. بسیاری از افراد گروه که پیش از این نیازی به تبلیغ مذهبشان نمیدیدند شروع کردند به تماس گرفتن با روزنامهها و گزارش کردن این معجزهی بزرگ ؛به خیابانها ریختند و جلوی عابران را میگرفتند و میکوشیدند آنها را به فرقهی دینیشان دعوت کنند. پیشگویی خانم کیچ اشتباه از آب درآمد، اما پیشگویی لئون فستینگر خیر!
♻️افرادی که بهسختی به وجود چیزی ایماندارند از هر موضوع و اتفاقی، (حتا اتفاقهایی که به صورت منطقی مسئلهی مورد اعتقاد آنها را رد میکند،) برای اثبات و اعتقاد بیشتر استفاده میکنند. وجودعقاید متضاد و ناهمخوان در ذهن ما(مثلاً سیگار برای سلامتی مضر است، اما من روزی دو بسته سیگار میکشم. یا من به جرج بوش رأی دادهام اما حال معلوم شده او دروغ میگوید)باعث حالت ناخوشایندی درذهن میشود که فستینگر به آن را "ناهماهنگی شناختی" میگوید. ناهماهنگی شناختی باعث ”احساس ناخوشایند“ میشود، طیفی از احساسها که وابسته به شرایط و موضوع، از نگرانی خفیف تا احساسِ دردِ ذهنی را پدید میآورد و اغلب ما (بهصورت ناخودآگاه) به دنبال راهی هستیم تا این ناهماهنگی را رفع کنیم و دوباره احساس خوبی دربارهی اعتقاداتمان بدست آوریم.
◾◾زندگی کردن همراه با آگاهی به تناقضهای ذهنی بسیار دشوار است و اغلب انسان میکوشد با تغییر یکی از عقاید و انکار و نادیده گرفتن حقایق بیرونی از این ناهماهنگی شناختی دردآور دور شود.
♻️ پژوهشی در مورد طعم شراب میگوید: زمانی که افراد پول بیشتری به یک نوشیدنی میدهند، آن را خوشمزهتر حس میکنند،پژوهش مشابهی میگوید: زمانی که وقت بیشتری صرف کاری میکنیم یا سختی بیشتری برای رسیدن به آن میکشیم، آن را بهتر و ارزشمندتر حس میکنیم، (در قیاس با گروهی که همان کار را بهراحتی به دست آورده است). ”ارزش“ برای انسان یک مسئلهی عینی نیست که معیار خارجی دقیقی داشته باشد، بلکه یک مفهوم ذهنی است؛ یکی از راههای مهم برای برآورد ”ارزشِ“ چیزها در ذهنِ ما این است که در نظر بگیریم چقدر راحت یا دشوار آن را به دست میآوریم.استنتاجی که با نظریات رفتارگراها و اقتصاددانان اولیه سازگار نیست.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬بیرون کشیدن میخ از دیوار توسط یک زنبور❗️
🍃اگر هدف داشته باشی و تلاش کنی ، هیچ چیزی محال و نشدنی نیست🍃
🍀❤️ @filsofak
🍃اگر هدف داشته باشی و تلاش کنی ، هیچ چیزی محال و نشدنی نیست🍃
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چند دقیقه وقت بگذارید و به این سخنان دکتر هولاکویی گوش کنید. بسیار تاثیرگذار و اثربخش است.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💥هدف اساسی آموزش و پرورش تربیت انسان هایی است که قابلیت انجام کارهای جدید را داشته باشند و فقط آنچه را سایر نسل ها انجام داده اند تکرار نکنند؛ یعنی تربیت افرادی خلاق، مبتکر و مکتشف. دومین هدف تعلیم و تربیت پرورش ذهن هایی است که به جای پذیرفتن هرآنچه به آن ها عرضه می شود، بتوانند آن را نقد کرده و صحت و سقم آن را بسنجنند.
ژان پیاژه💥
آموزش تفکر به کودکان
رابرت فیشر. ترجمه صفایی مقدم _ نجاریان. ص 65. نشر رسش.
🍀❤️ @filsofak
💥هدف اساسی آموزش و پرورش تربیت انسان هایی است که قابلیت انجام کارهای جدید را داشته باشند و فقط آنچه را سایر نسل ها انجام داده اند تکرار نکنند؛ یعنی تربیت افرادی خلاق، مبتکر و مکتشف. دومین هدف تعلیم و تربیت پرورش ذهن هایی است که به جای پذیرفتن هرآنچه به آن ها عرضه می شود، بتوانند آن را نقد کرده و صحت و سقم آن را بسنجنند.
ژان پیاژه💥
آموزش تفکر به کودکان
رابرت فیشر. ترجمه صفایی مقدم _ نجاریان. ص 65. نشر رسش.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سرمقاله انتقادی امروز روزنامه جمهوری اسلامی: کارکرد روحانیت این نیست!
اکنون سخیفترین مطالب خرافی و بیپایهترین ادعاها توسط بعضی منبریها و مداحان در محافل مذهبی مطرح میشوند و سنگینترین ضربهها را به دین اسلام و مذهب شیعه وارد میکنند.
ورود به مقوله روابط زناشوئی توسط یک فرد ملبس به لباس روحانیت همراه با بیان جزئیاتی که شرم آور است، برپائی همایش ترویج چند همسری در اسلام توسط یک فرد معمم، طرح گماشتن افراد روحانی در بیمارستانها تحت عناوینی از قبیل روحانی درمانی بیماران، استفاده از بعضی روحانیون فاقد معیارهای لازم در تلویزیون و رادیو به عنوان کارشناس مسائل دینی که مطالب آنها از طریق فضای مجازی برای تمسخر دین و مذهب دست به دست میشود و دخالت مداحان و منبریهای کم سواد در موضوعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و بین المللی، از اموری هستند که مشکلات زیادی پدید آوردهاند درحالی که اصولاً نیازی به ورود روحانیون به چنین مقولاتی نیست.
متن کامل سرمقاله:
بسمالله الرحمن الرحیم
در سالهای 1356 و 1357 که ضعف رژیم پهلوی و قدرت انقلاب اسلامی نمایان شد، تمام کسانی که در انتظار برپائی یک نظام اسلامی بودند امیدهای زیادی به اصلاح امور جامعه از جنبههای مادی و معنوی داشتند. یکی ازاین امیدها مربوط به زدودن خرافات از متن مطالب دینی بود که توسط مبلغان دینی اعم از مداح و منبری وسایر افرادی که به نحوی از مقولات دینی سخن میگفتند مطرح میشد. در آن زمان، انقلابیون فکر میکردند یکی از مهمترین اولویتهای نظام حکومتی دینی، ارتقاء محتوای مضامین دینی است که در محافل مذهبی اعم از جشنها و عزاداریها مطرح میشود بطوری که فقط تعالیم منطبق بر اسلام ناب به مردم منتقل خواهد شد و سطح فکر دینی مردم نیز به برکت همین مطالب سطح بالا رشد خیرهکنندهای خواهد یافت و جامعه ایرانی به برکت انقلاب اسلامی پیشروترین جامعه دینی در سطح جهان و الگوی سایر جوامع خواهد شد.
متاسفانه آنچه در چهار دهه گذشته رخ داده، برعکس انتظارات است بطوری که اکنون سخیفترین مطالب خرافی و بیپایهترین ادعاها توسط بعضی منبریها و مداحان در محافل مذهبی مطرح میشوند و سنگینترین ضربهها را به دین اسلام و مذهب شیعه وارد میکنند. در همین ایام منتهی به عید غدیر که عیدالله الاکبر است و میتواند بهترین وسیله برای تحکیم وحدت امت اسلامی و قویترین امکان برای نشان دادن چهره روشن تشیع علوی باشد، توسط بعضی از مدعیان پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مطالبی در تریبونهای مذهبی مطرح شد که موجب وهن مذهب و ایجاد تفرقه میان امت اسلامی است. ولایت امیرالمومنین بقدری روشن و مستدل است که اثبات آن نیازی به توسل به مطالب ضعیف و غیرمستند ندارد، آنهم مطالبی که به ابزاری برای تمسخر دین توسط معاندان قرار میگیرد و به حساب انقلاب و نظام اسلامی گذاشته میشود.
ورود به مقوله روابط زناشوئی توسط یک فرد ملبس به لباس روحانیت همراه با بیان جزئیاتی که شرم آور است، برپائی همایش ترویج چند همسری در اسلام توسط یک فرد معمم، طرح گماشتن افراد روحانی در بیمارستانها تحت عناوینی از قبیل روحانی درمانی بیماران، استفاده از بعضی روحانیون فاقد معیارهای لازم در تلویزیون و رادیو به عنوان کارشناس مسائل دینی که مطالب آنها از طریق فضای مجازی برای تمسخر دین و مذهب دست به دست میشود و دخالت مداحان و منبریهای کم سواد در موضوعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و بین المللی، از اموری هستند که مشکلات زیادی پدید آوردهاند درحالی که اصولاً نیازی به ورود روحانیون به چنین مقولاتی نیست. وقتی عدهای فکر میکنند روحانیون باید در مترو مستقر شوند و به سوالات مذهبی مردم پاسخ بدهند، این روند غلط به تدریج تا استقرار در اتوبوس و تاکسی و هواپیما به پیش میرود! اینها به معنای ورود فیزیکی روحانیون به تمام شئون زندگی مردم است درحالی که نه تنها در ساختار روحانیت چنین وظیفهای تعریف نشده و هرگز وجود نداشت بلکه اقدامی زیانبار و همراه با عوارض سوء است.
از اینها مهمتر اظهارنظرهای نادرست، خرافی، گمراهکننده و موهنی است که بعضی از اداره کنندگان محافل مذهبی به دین و مذهب نسبت میدهند و عملاً در جهت خلاف مسیر انقلاب و نظامی اسلامی که رسالت مهم آن پالایش دین و مذهب از این زنگارهاست فعالیت میکنند.
امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیدهاند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان میدهند و مطالب افراد کم سواد فقط در بخش کوچکی از مردم تاثیرگذار است که هنوز آگاهی لازم را ندارند. متاسفانه انتشار مطالب انحرافی این افراد از طریق رسانه ملی و فضای مجازی، که اولی از روی غفلت است و دومی با هدف تمسخر، ضربه سنگینی به اعتقادات و باورهای دینی مردم وارد میکند و این برای جامعه اسلامی و انقلابی، یک خسران بزرگ است.
🍀❤️ @filsofak
سرمقاله انتقادی امروز روزنامه جمهوری اسلامی: کارکرد روحانیت این نیست!
اکنون سخیفترین مطالب خرافی و بیپایهترین ادعاها توسط بعضی منبریها و مداحان در محافل مذهبی مطرح میشوند و سنگینترین ضربهها را به دین اسلام و مذهب شیعه وارد میکنند.
ورود به مقوله روابط زناشوئی توسط یک فرد ملبس به لباس روحانیت همراه با بیان جزئیاتی که شرم آور است، برپائی همایش ترویج چند همسری در اسلام توسط یک فرد معمم، طرح گماشتن افراد روحانی در بیمارستانها تحت عناوینی از قبیل روحانی درمانی بیماران، استفاده از بعضی روحانیون فاقد معیارهای لازم در تلویزیون و رادیو به عنوان کارشناس مسائل دینی که مطالب آنها از طریق فضای مجازی برای تمسخر دین و مذهب دست به دست میشود و دخالت مداحان و منبریهای کم سواد در موضوعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و بین المللی، از اموری هستند که مشکلات زیادی پدید آوردهاند درحالی که اصولاً نیازی به ورود روحانیون به چنین مقولاتی نیست.
متن کامل سرمقاله:
بسمالله الرحمن الرحیم
در سالهای 1356 و 1357 که ضعف رژیم پهلوی و قدرت انقلاب اسلامی نمایان شد، تمام کسانی که در انتظار برپائی یک نظام اسلامی بودند امیدهای زیادی به اصلاح امور جامعه از جنبههای مادی و معنوی داشتند. یکی ازاین امیدها مربوط به زدودن خرافات از متن مطالب دینی بود که توسط مبلغان دینی اعم از مداح و منبری وسایر افرادی که به نحوی از مقولات دینی سخن میگفتند مطرح میشد. در آن زمان، انقلابیون فکر میکردند یکی از مهمترین اولویتهای نظام حکومتی دینی، ارتقاء محتوای مضامین دینی است که در محافل مذهبی اعم از جشنها و عزاداریها مطرح میشود بطوری که فقط تعالیم منطبق بر اسلام ناب به مردم منتقل خواهد شد و سطح فکر دینی مردم نیز به برکت همین مطالب سطح بالا رشد خیرهکنندهای خواهد یافت و جامعه ایرانی به برکت انقلاب اسلامی پیشروترین جامعه دینی در سطح جهان و الگوی سایر جوامع خواهد شد.
متاسفانه آنچه در چهار دهه گذشته رخ داده، برعکس انتظارات است بطوری که اکنون سخیفترین مطالب خرافی و بیپایهترین ادعاها توسط بعضی منبریها و مداحان در محافل مذهبی مطرح میشوند و سنگینترین ضربهها را به دین اسلام و مذهب شیعه وارد میکنند. در همین ایام منتهی به عید غدیر که عیدالله الاکبر است و میتواند بهترین وسیله برای تحکیم وحدت امت اسلامی و قویترین امکان برای نشان دادن چهره روشن تشیع علوی باشد، توسط بعضی از مدعیان پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مطالبی در تریبونهای مذهبی مطرح شد که موجب وهن مذهب و ایجاد تفرقه میان امت اسلامی است. ولایت امیرالمومنین بقدری روشن و مستدل است که اثبات آن نیازی به توسل به مطالب ضعیف و غیرمستند ندارد، آنهم مطالبی که به ابزاری برای تمسخر دین توسط معاندان قرار میگیرد و به حساب انقلاب و نظام اسلامی گذاشته میشود.
ورود به مقوله روابط زناشوئی توسط یک فرد ملبس به لباس روحانیت همراه با بیان جزئیاتی که شرم آور است، برپائی همایش ترویج چند همسری در اسلام توسط یک فرد معمم، طرح گماشتن افراد روحانی در بیمارستانها تحت عناوینی از قبیل روحانی درمانی بیماران، استفاده از بعضی روحانیون فاقد معیارهای لازم در تلویزیون و رادیو به عنوان کارشناس مسائل دینی که مطالب آنها از طریق فضای مجازی برای تمسخر دین و مذهب دست به دست میشود و دخالت مداحان و منبریهای کم سواد در موضوعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و بین المللی، از اموری هستند که مشکلات زیادی پدید آوردهاند درحالی که اصولاً نیازی به ورود روحانیون به چنین مقولاتی نیست. وقتی عدهای فکر میکنند روحانیون باید در مترو مستقر شوند و به سوالات مذهبی مردم پاسخ بدهند، این روند غلط به تدریج تا استقرار در اتوبوس و تاکسی و هواپیما به پیش میرود! اینها به معنای ورود فیزیکی روحانیون به تمام شئون زندگی مردم است درحالی که نه تنها در ساختار روحانیت چنین وظیفهای تعریف نشده و هرگز وجود نداشت بلکه اقدامی زیانبار و همراه با عوارض سوء است.
از اینها مهمتر اظهارنظرهای نادرست، خرافی، گمراهکننده و موهنی است که بعضی از اداره کنندگان محافل مذهبی به دین و مذهب نسبت میدهند و عملاً در جهت خلاف مسیر انقلاب و نظامی اسلامی که رسالت مهم آن پالایش دین و مذهب از این زنگارهاست فعالیت میکنند.
امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیدهاند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان میدهند و مطالب افراد کم سواد فقط در بخش کوچکی از مردم تاثیرگذار است که هنوز آگاهی لازم را ندارند. متاسفانه انتشار مطالب انحرافی این افراد از طریق رسانه ملی و فضای مجازی، که اولی از روی غفلت است و دومی با هدف تمسخر، ضربه سنگینی به اعتقادات و باورهای دینی مردم وارد میکند و این برای جامعه اسلامی و انقلابی، یک خسران بزرگ است.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#انیمیشن_کوتاه «Cogs 2017»
دنيارو اونجور كه خودت دوست داری و ميخوای تغيير بده،
دنيا دست توست،
اما تغيير رو اول بايد از خودت شروع كنی!
🍀❤️ @filsofak
دنيارو اونجور كه خودت دوست داری و ميخوای تغيير بده،
دنيا دست توست،
اما تغيير رو اول بايد از خودت شروع كنی!
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر دامادکه رختشور مردم بود در عروسی مثل غریبه ها شرکت کرد تا پسرش خجالت نکشه اما پسرش ببین چکار کرد احسنت...👏👏👏
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from نامههای حوزوی
✔️تلاش می کنم مستمعین فکر کنند🔻
🔸گعده نامه
🔸رضا تاران
🔹امروز به لطف دوست عزیزم مصطفی سلیمانی، دو سه ساعتی را با سیدحسن آقامیری گفتگو کردیم و بقول طلبه ها گعده داشتیم. خانه آقامیری شهرک پردیسان است. موقع دیدار احوال پرسی و بقول علما معانقه می کنیم، به شوخی می گوید: «با تی شرت و شلوار بیرون بریم کافر نشیم؟» راه می افتیم و به یکی از سفره خانه های قم می رویم. املت سفارش می دهیم. دو جوانی که روبروی ما نشسته اند نگاه می کنند. احتمالا آقامیری را می شناسند. سفره خانه بمرور شلوغ می شود برخی جوانان به آقامیری سلام می کنند. در میانه گفتگویمان دو جوان هم می آیند و به دعوت آقامیری آنها هم در گعده شرکت می کنند.
🔹سید حسن آقامیری روحانی و خطیب متفاوتی است. بیشتر از 400 هزار فالور اینستاگرامی دارد و پست های او گاه چند صدهزار لایک می خورد. مصطفی می گوید برخی از پادکست های آقامیری بیشتر از چند میلیون دانلود می شوند. او گاهی آستین کوتاه می پوشد، باشگاه می رود و صحنه هایی از ورزش خود را در صفحه مجازی خود منتشر می کند. گاهی هم با لباس روحانیت به کنسرت سنتی می رود. می گوید یکبار به کنسرت رفته بودم خواننده بعد از اجرای برنامه، میهمانان را معرفی می کرد و حضار تشویق می کردند وقتی نام مرا اعلام کرد صدای تشویق بلندتر شد، یکی از بازیگران سینما که چند صندلی فاصله داشت پرسید: «تو کی هستی مردم اینجوری می کنند برات»، می گوید: «گفتم یه آخوند هستم». با خنده می گوید: معمولا بعد از کنسرت ها تعداد کسانی که می خواهند با من عکس یادگاری بگیرند بیشتر از کسانی است که با خواننده عکس یادگاری می گیرند. یک بار هم یکی از وزرا و خانواده اش در یک کنسرت بودند و بعد از برنامه وزیر آمد و گفت در خانه ما سه طرفدار داری، دختر و پسر و خانمم، و با پسرش عکس یادگاری گرفتیم.
🔹آقامیری ارتباطات خوبی هم با هنرمندان، بازیگران و مجریان تلویزیونی دارد، از بازیگران مشهور سینما نام می برد که برای سخنرانی و روضه خوانی به خانه آنها رفته است یا در برخی از میهمانی های آنها شرکت کرده است. یا در هفته های گذشته در تجمع طرفداران خواننده رضا صادقی و به دعوت اين خواننده سخنرانی کرده است. یا اینکه گاهی به سوالات دینی و شرعی آنان پاسخ می دهد. ادبیات و گفتگوهای هنرمندان و جوانان امروزی را هم بلد است. همانجا اینستاگرام را چک می کند و به یکی از هنرمندان زنگ می زند و از پست خوب او تشکر می کند.
🔹منبرهای او هم شلوغ است از چند صدنفر تا چندین هزار نفر، از شهرهای مختلف هم مشتری دارد و بقول منبری ها وقتش پر است، می گوید سال هاست در هفته یک برنامه ثابت پرسش و پاسخ هم با جوانان قمی در خیابان باجک دارد که حدود دویست و پنجاه نفر شرکت می کنند. موارد بسیاری پیش می آید که از کشورهای مختلف پیام دارد که همین سخنرانی ها کلیپ های منتشر شده، برخی را به دین برگردانده است، جوانان بسیاری به او علاقه دارند. از جلسات و کامنت های پیج او تا حدی می توان به این مساله پی برد.
🔹می گوید توسط آیت الله بهجت رحمه الله عليه ملبس به لباس روحانیت شده است و به ایشان هم علاقه داشته است. گاهی هم نکته ای از امام موسی صدر نقل می کند ، می گوید خيلي زياد به المیزان علامه طباطبایی هم مراجعه می کند. گاهی هم از سوالاتی که از او پرسیده اند و پاسخ داده است نقل می کند می گوید یکی سوالی پرسیده است و او هم جوابهایی داده است و پرسشگر راضی نشده است و جدال ادامه یافته است و در نهایت آقامیری گفته است که من چندین سال است در حوزه هستم تو از جواب من قانع نمي شي لطفا نسبت به بقيه هم همينجور باش . بقول خودش به جوانان می گوید بدون استدلال حرف از کسی قبول نکنید. گوینده هرکس می خواهد باشد.
🔹آقامیری می گوید: «اسلام فقط و فقط از طريق مباحث نظری، معرفتی و ساختن انسان های نو و جديد دنيای جديد را تسخير مي كند و نه از هيچ راه ديگر. تنها راه اسلام گفتگو است. قواعد جامعه بايد به نفع عقلانيت تغيير كند.» می گوید: «من فقط تلاش مي كنم مستمعينم بتوانند فكر كنند. همين!»
🔹آقامیری از برخی از هم لباس هایش هم گله دارد. برخی از هم لباس هایش او را تخریب می کنند. می گوید: طلبه جوان طبیعی است اشتباهاتی داشته باشد. تا بحال کسی به او زنگ نزده است تا تذکر بدهد اما بالای منبر یا در مجالس یا در رسانه ها علیه او مطالبی منتشر شده است. می گوید: پیدا کردن شماره من برای برخی از آقایان سه دقیقه هم طول نمی کشد اما تماس نمی گیرند تا اشکالاتش را بگویند یا با او گفتگو کنند. البته ادامه می دهد که فرصتش را برای اين حواشی ها صرف نمی کند و سعی می کند بی توجه به سنگ اندازي ها جلو برود. می گوید: اگر بدانم کارهایم اشتباه است اصلاح می کنم. البته او هم انتقاداتی از روحانیت دارد🔺
🔸تصویر مصطفی سلیمانی و سیدحسن آقامیری.
https://goo.gl/Cj6h7v
@namehayehawzavi
🔸گعده نامه
🔸رضا تاران
🔹امروز به لطف دوست عزیزم مصطفی سلیمانی، دو سه ساعتی را با سیدحسن آقامیری گفتگو کردیم و بقول طلبه ها گعده داشتیم. خانه آقامیری شهرک پردیسان است. موقع دیدار احوال پرسی و بقول علما معانقه می کنیم، به شوخی می گوید: «با تی شرت و شلوار بیرون بریم کافر نشیم؟» راه می افتیم و به یکی از سفره خانه های قم می رویم. املت سفارش می دهیم. دو جوانی که روبروی ما نشسته اند نگاه می کنند. احتمالا آقامیری را می شناسند. سفره خانه بمرور شلوغ می شود برخی جوانان به آقامیری سلام می کنند. در میانه گفتگویمان دو جوان هم می آیند و به دعوت آقامیری آنها هم در گعده شرکت می کنند.
🔹سید حسن آقامیری روحانی و خطیب متفاوتی است. بیشتر از 400 هزار فالور اینستاگرامی دارد و پست های او گاه چند صدهزار لایک می خورد. مصطفی می گوید برخی از پادکست های آقامیری بیشتر از چند میلیون دانلود می شوند. او گاهی آستین کوتاه می پوشد، باشگاه می رود و صحنه هایی از ورزش خود را در صفحه مجازی خود منتشر می کند. گاهی هم با لباس روحانیت به کنسرت سنتی می رود. می گوید یکبار به کنسرت رفته بودم خواننده بعد از اجرای برنامه، میهمانان را معرفی می کرد و حضار تشویق می کردند وقتی نام مرا اعلام کرد صدای تشویق بلندتر شد، یکی از بازیگران سینما که چند صندلی فاصله داشت پرسید: «تو کی هستی مردم اینجوری می کنند برات»، می گوید: «گفتم یه آخوند هستم». با خنده می گوید: معمولا بعد از کنسرت ها تعداد کسانی که می خواهند با من عکس یادگاری بگیرند بیشتر از کسانی است که با خواننده عکس یادگاری می گیرند. یک بار هم یکی از وزرا و خانواده اش در یک کنسرت بودند و بعد از برنامه وزیر آمد و گفت در خانه ما سه طرفدار داری، دختر و پسر و خانمم، و با پسرش عکس یادگاری گرفتیم.
🔹آقامیری ارتباطات خوبی هم با هنرمندان، بازیگران و مجریان تلویزیونی دارد، از بازیگران مشهور سینما نام می برد که برای سخنرانی و روضه خوانی به خانه آنها رفته است یا در برخی از میهمانی های آنها شرکت کرده است. یا در هفته های گذشته در تجمع طرفداران خواننده رضا صادقی و به دعوت اين خواننده سخنرانی کرده است. یا اینکه گاهی به سوالات دینی و شرعی آنان پاسخ می دهد. ادبیات و گفتگوهای هنرمندان و جوانان امروزی را هم بلد است. همانجا اینستاگرام را چک می کند و به یکی از هنرمندان زنگ می زند و از پست خوب او تشکر می کند.
🔹منبرهای او هم شلوغ است از چند صدنفر تا چندین هزار نفر، از شهرهای مختلف هم مشتری دارد و بقول منبری ها وقتش پر است، می گوید سال هاست در هفته یک برنامه ثابت پرسش و پاسخ هم با جوانان قمی در خیابان باجک دارد که حدود دویست و پنجاه نفر شرکت می کنند. موارد بسیاری پیش می آید که از کشورهای مختلف پیام دارد که همین سخنرانی ها کلیپ های منتشر شده، برخی را به دین برگردانده است، جوانان بسیاری به او علاقه دارند. از جلسات و کامنت های پیج او تا حدی می توان به این مساله پی برد.
🔹می گوید توسط آیت الله بهجت رحمه الله عليه ملبس به لباس روحانیت شده است و به ایشان هم علاقه داشته است. گاهی هم نکته ای از امام موسی صدر نقل می کند ، می گوید خيلي زياد به المیزان علامه طباطبایی هم مراجعه می کند. گاهی هم از سوالاتی که از او پرسیده اند و پاسخ داده است نقل می کند می گوید یکی سوالی پرسیده است و او هم جوابهایی داده است و پرسشگر راضی نشده است و جدال ادامه یافته است و در نهایت آقامیری گفته است که من چندین سال است در حوزه هستم تو از جواب من قانع نمي شي لطفا نسبت به بقيه هم همينجور باش . بقول خودش به جوانان می گوید بدون استدلال حرف از کسی قبول نکنید. گوینده هرکس می خواهد باشد.
🔹آقامیری می گوید: «اسلام فقط و فقط از طريق مباحث نظری، معرفتی و ساختن انسان های نو و جديد دنيای جديد را تسخير مي كند و نه از هيچ راه ديگر. تنها راه اسلام گفتگو است. قواعد جامعه بايد به نفع عقلانيت تغيير كند.» می گوید: «من فقط تلاش مي كنم مستمعينم بتوانند فكر كنند. همين!»
🔹آقامیری از برخی از هم لباس هایش هم گله دارد. برخی از هم لباس هایش او را تخریب می کنند. می گوید: طلبه جوان طبیعی است اشتباهاتی داشته باشد. تا بحال کسی به او زنگ نزده است تا تذکر بدهد اما بالای منبر یا در مجالس یا در رسانه ها علیه او مطالبی منتشر شده است. می گوید: پیدا کردن شماره من برای برخی از آقایان سه دقیقه هم طول نمی کشد اما تماس نمی گیرند تا اشکالاتش را بگویند یا با او گفتگو کنند. البته ادامه می دهد که فرصتش را برای اين حواشی ها صرف نمی کند و سعی می کند بی توجه به سنگ اندازي ها جلو برود. می گوید: اگر بدانم کارهایم اشتباه است اصلاح می کنم. البته او هم انتقاداتی از روحانیت دارد🔺
🔸تصویر مصطفی سلیمانی و سیدحسن آقامیری.
https://goo.gl/Cj6h7v
@namehayehawzavi
📝 کانال فلسفه اخلاق:
عشق؛ مهم ترین احساسِ بشر
#مصطفی_سلیمانی
💍 یک. همه انسان ها انتظار دارند که ازدواج، نیازهای آن ها را برآورده کند و آن ها را به رشد فردی/جمعی برساند؛ و اگر عشق نتواند یک زوج را به این نقطه برساند کم کم فراموش می شود. به همین دلیل است که وقتی جوانان با کسی معاشرت می کنند و با او در همۀ اوقات خوش هستند، فکر می کنند که ازدواج هم چیزی شبیه به همین رابطه است؛ اما وقتی زندگی تشکیل می دهند، بعد از مدتی آن احساساتِ گرم از بین می رود، و تعهد به طرفِ مقابل و احساسِ مسئولیت در موردِ فرزندان جایِ عشق شان را می گیرد.
💍 دو. با تحقیقی کوچک در می یابیم که همۀ ما در خانواده هایی رشد می کنیم که به شکلی دارایِ عیب ها و نواقصی هستند، و به ما اطلاعاتی می دهند. در نتیجه ما دربارۀ خود و ارتباط هایمان نگرشی پیدا کرده و به نوعی دربارۀ آن ها قضاوت می کنیم؛ که این نگرش و نوعِ قضاوت کردن ها، می تواند مانع از ایجاد پیوندهایی شود که باعثِ رشد و تکاملِ ما می شوند. احساساتی که در موردِ خود و دیگران پیدا می کنیم تا پایان عمر همراهِ ما هستند. تنها زمانی می توانیم به گونه ای مؤثر به این داوری ها و نگرش هایِ خود سمت و سویِ درست بدهیم که نسبت به آن ها آگاهی پیدا کرده باشیم. برای آنکه از قدرتِ لازمِ روانی در جهتِ ارتقایِ روابطِ خود با همسرمان، به عنوان فردی با شخصیتی متفاوت، برخوردار شویم، باید از عشق و روانشناسیِ علت هایِ رفتاری آگاه باشیم.
عشقِ ناپخته، زودهنگام و نارس در اثر نوعی بلوغ، احساساتِ جنسی، احساسِ نیاز به جنسِ مخالف و کنجکاوی هایِ نوجوانی ایجاد می شود. بدین معنا که نوجوان فردی را مدّ نظر قرار می دهد و شبانه روز به عنوانِ عاشق به او فکر می کند. او این احساس خود را عشق می داند و همیشه احساس می کند که طرف مقابل نیز از تمام حالاتِ او آگاهی دارد. در صورتی که معشوقِ او در یک بی خبریِ کامل به سر می برد. معمولاً این عشق هایِ رُمانتیک دوامی نخواهد داشت و بعد از زمانِ کوتاهی، یا به دلیلِ دل بستن به دیگری یا به دلایلِ دیگر از بین می رود و ضربه هایِ روانیِ شدیدی به خانواده ها و دختران و پسرانِ جوان وارد می آورد. در حقیقت زیربنای این گونه عشق ها عبارت است از: جاذبه هایِ جنسی، صورتِ ظاهری، مسائلِ مالی و... در صورتی که زیربنایِ عشقِ واقعی عبارت است از: شناختِ کافی از یکدیگر، انتظاراتِ واقع بینانه از یکدیگر، حل و فصلِ مسائل شخصیتی و رفتاری، داشتنِ تصویر روشنِ ذهنی از همسرِ آینده و بررسیِ انتظاراتی که در آینده از یکدیگر خواهند داشت.
💍 سه. عشق، مبهم ترین هیجانِ بشری است که به رغمِ تلاشِ دانشمندان، شاعران و ترانه سُرایان برای توصیفِ این حالت مُعماگونه، تاکنون تعریفِ مشخصی از آن ارائه نشده است. اما اعتقاد به عشقِ رمانتیک هنوز تداوم دارد و همۀ ما به نوبۀ خود در جست و جوی همسری هستیم که به بهترین وجه، آرمان هایِ ما را در زندگی متجلی کند.
عشق هایِ رمانتیک به تمدن هایِ اولیۀ روم و یونان بازمی گردد و ویژگی هایِ آن عبارتند از:
حالتِ هیجانیِ دیوانه وار، برانگیختگیِ فیزیولوژیک، سرگشتگی و گمگشتگی، شیفتگیِ شدید و میلِ مفرط.
عشقِ رمانتیک در همان نگاهِ اول شکل می گیرد؛ عشاق در این روند عیوب و ضعف هایِ یکدیگر را نادیده می گیرند و تنها عشق را حلّال همۀ مشکلات می دانند.
گاهی مترادف با هوس و اتحاد جنسی است.
عشق هایِ رمانتیک معمولاً ناگهانی و بسیار مهیج شروع می شوند و ممکن است به ازدواج هم منجر شوند؛ اما زوج بر کلِ فرایندِ ازدواج کنترلِ محدودی دارند. معمولاً طول عمرِ عشق هایِ رمانتیک کوتاه است.
💍 چهار. عاشق یعنی انتخاب و مهرورزیدن به کسی که حداقلِ شباهت ها را به شما داشته باشد و تا حدِّ امکان از تفاوت هایِ مسأله ساز دور باشد و دارایِ ویژگی هایِ مهمِ شخصیتی، برایِ جبرانِ اختلاف ها باشد. عشق، نیرویِ سرشاری به زندگیِ ما می دهد و انقلابی در روابطِ ما با دیگران ایجاد می کند.
عشق می تواند اعجاز کند؛ می تواند کارهایِ دشوار را به فرصت هایِ مناسب تبدیل کند؛ می تواند انگیزه دهندۀ رفتارهایِ شجاعانه باشد؛ عشق مهم ترین احساس بشر است. عشق اساساً عبارت است از اشتیاق و محبتِ توأم با لذّت.
در اشخاصِ سالم یعنی کسانی که هیچ گونه تعارض و مشکلِ شخصیتی و روانی نداشته باشند، دوست داشتن غریزی است.
دوست داشتن، عشق و صمیمیت از فرمولِ خاصی تبعیت نمی کنند و علاقه ای است که در «تهِ دلِ» افراد نسبت به دیگری ایجاد می شود و بنیانِ زندگی بر اساسِ آن گذاشته می شود. شاید به همین دلیل است که عده ای معتقدند علاقه و دوست داشتن تابعِ فرمولِ خاصی نیست، ولی درست یا غلط بودنِ آن را می توان با بررسی هایِ دقیق تر و کامل تر مشخص کرد و نشان داد که آیا این علاقه، احساسی زودگذر است یا منطقی و پایدار؟
💫 مراجعه کنید به کتاب:
(آذر، ماهیار؛ ازدواج: حل مشکلات زناشویی، تهران: نشر قطره)
🍀❤️ @filsofak
عشق؛ مهم ترین احساسِ بشر
#مصطفی_سلیمانی
💍 یک. همه انسان ها انتظار دارند که ازدواج، نیازهای آن ها را برآورده کند و آن ها را به رشد فردی/جمعی برساند؛ و اگر عشق نتواند یک زوج را به این نقطه برساند کم کم فراموش می شود. به همین دلیل است که وقتی جوانان با کسی معاشرت می کنند و با او در همۀ اوقات خوش هستند، فکر می کنند که ازدواج هم چیزی شبیه به همین رابطه است؛ اما وقتی زندگی تشکیل می دهند، بعد از مدتی آن احساساتِ گرم از بین می رود، و تعهد به طرفِ مقابل و احساسِ مسئولیت در موردِ فرزندان جایِ عشق شان را می گیرد.
💍 دو. با تحقیقی کوچک در می یابیم که همۀ ما در خانواده هایی رشد می کنیم که به شکلی دارایِ عیب ها و نواقصی هستند، و به ما اطلاعاتی می دهند. در نتیجه ما دربارۀ خود و ارتباط هایمان نگرشی پیدا کرده و به نوعی دربارۀ آن ها قضاوت می کنیم؛ که این نگرش و نوعِ قضاوت کردن ها، می تواند مانع از ایجاد پیوندهایی شود که باعثِ رشد و تکاملِ ما می شوند. احساساتی که در موردِ خود و دیگران پیدا می کنیم تا پایان عمر همراهِ ما هستند. تنها زمانی می توانیم به گونه ای مؤثر به این داوری ها و نگرش هایِ خود سمت و سویِ درست بدهیم که نسبت به آن ها آگاهی پیدا کرده باشیم. برای آنکه از قدرتِ لازمِ روانی در جهتِ ارتقایِ روابطِ خود با همسرمان، به عنوان فردی با شخصیتی متفاوت، برخوردار شویم، باید از عشق و روانشناسیِ علت هایِ رفتاری آگاه باشیم.
عشقِ ناپخته، زودهنگام و نارس در اثر نوعی بلوغ، احساساتِ جنسی، احساسِ نیاز به جنسِ مخالف و کنجکاوی هایِ نوجوانی ایجاد می شود. بدین معنا که نوجوان فردی را مدّ نظر قرار می دهد و شبانه روز به عنوانِ عاشق به او فکر می کند. او این احساس خود را عشق می داند و همیشه احساس می کند که طرف مقابل نیز از تمام حالاتِ او آگاهی دارد. در صورتی که معشوقِ او در یک بی خبریِ کامل به سر می برد. معمولاً این عشق هایِ رُمانتیک دوامی نخواهد داشت و بعد از زمانِ کوتاهی، یا به دلیلِ دل بستن به دیگری یا به دلایلِ دیگر از بین می رود و ضربه هایِ روانیِ شدیدی به خانواده ها و دختران و پسرانِ جوان وارد می آورد. در حقیقت زیربنای این گونه عشق ها عبارت است از: جاذبه هایِ جنسی، صورتِ ظاهری، مسائلِ مالی و... در صورتی که زیربنایِ عشقِ واقعی عبارت است از: شناختِ کافی از یکدیگر، انتظاراتِ واقع بینانه از یکدیگر، حل و فصلِ مسائل شخصیتی و رفتاری، داشتنِ تصویر روشنِ ذهنی از همسرِ آینده و بررسیِ انتظاراتی که در آینده از یکدیگر خواهند داشت.
💍 سه. عشق، مبهم ترین هیجانِ بشری است که به رغمِ تلاشِ دانشمندان، شاعران و ترانه سُرایان برای توصیفِ این حالت مُعماگونه، تاکنون تعریفِ مشخصی از آن ارائه نشده است. اما اعتقاد به عشقِ رمانتیک هنوز تداوم دارد و همۀ ما به نوبۀ خود در جست و جوی همسری هستیم که به بهترین وجه، آرمان هایِ ما را در زندگی متجلی کند.
عشق هایِ رمانتیک به تمدن هایِ اولیۀ روم و یونان بازمی گردد و ویژگی هایِ آن عبارتند از:
حالتِ هیجانیِ دیوانه وار، برانگیختگیِ فیزیولوژیک، سرگشتگی و گمگشتگی، شیفتگیِ شدید و میلِ مفرط.
عشقِ رمانتیک در همان نگاهِ اول شکل می گیرد؛ عشاق در این روند عیوب و ضعف هایِ یکدیگر را نادیده می گیرند و تنها عشق را حلّال همۀ مشکلات می دانند.
گاهی مترادف با هوس و اتحاد جنسی است.
عشق هایِ رمانتیک معمولاً ناگهانی و بسیار مهیج شروع می شوند و ممکن است به ازدواج هم منجر شوند؛ اما زوج بر کلِ فرایندِ ازدواج کنترلِ محدودی دارند. معمولاً طول عمرِ عشق هایِ رمانتیک کوتاه است.
💍 چهار. عاشق یعنی انتخاب و مهرورزیدن به کسی که حداقلِ شباهت ها را به شما داشته باشد و تا حدِّ امکان از تفاوت هایِ مسأله ساز دور باشد و دارایِ ویژگی هایِ مهمِ شخصیتی، برایِ جبرانِ اختلاف ها باشد. عشق، نیرویِ سرشاری به زندگیِ ما می دهد و انقلابی در روابطِ ما با دیگران ایجاد می کند.
عشق می تواند اعجاز کند؛ می تواند کارهایِ دشوار را به فرصت هایِ مناسب تبدیل کند؛ می تواند انگیزه دهندۀ رفتارهایِ شجاعانه باشد؛ عشق مهم ترین احساس بشر است. عشق اساساً عبارت است از اشتیاق و محبتِ توأم با لذّت.
در اشخاصِ سالم یعنی کسانی که هیچ گونه تعارض و مشکلِ شخصیتی و روانی نداشته باشند، دوست داشتن غریزی است.
دوست داشتن، عشق و صمیمیت از فرمولِ خاصی تبعیت نمی کنند و علاقه ای است که در «تهِ دلِ» افراد نسبت به دیگری ایجاد می شود و بنیانِ زندگی بر اساسِ آن گذاشته می شود. شاید به همین دلیل است که عده ای معتقدند علاقه و دوست داشتن تابعِ فرمولِ خاصی نیست، ولی درست یا غلط بودنِ آن را می توان با بررسی هایِ دقیق تر و کامل تر مشخص کرد و نشان داد که آیا این علاقه، احساسی زودگذر است یا منطقی و پایدار؟
💫 مراجعه کنید به کتاب:
(آذر، ماهیار؛ ازدواج: حل مشکلات زناشویی، تهران: نشر قطره)
🍀❤️ @filsofak
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت ها در نگاه بچه ها چگونه تعریف می شود؟
👌نگاه آنها بسیار زیبا و متفاوت تر از نگاه ماست...
🍀❤️ @filsofak
👌نگاه آنها بسیار زیبا و متفاوت تر از نگاه ماست...
🍀❤️ @filsofak
این پیرزن 99 ساله هر روز یک پیراهن برای کودکان آفریقایی می دوزد!
این یعنی جهان همچنان زیباست و این یعنی هر کسی می تواند یک منجی کوچک باشد...
🍀❤️ @filsofak
این یعنی جهان همچنان زیباست و این یعنی هر کسی می تواند یک منجی کوچک باشد...
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دنیا پر از افرادی است که منتظرند کسی از راه برسد و به آنها انگیزه بدهد تا به فردی تبدیل شوند که آرزو دارند.
مسئله این است که هیچ نجات دهنده ای نیست.
این افراد منتظر رسیدن اتوبوس ایستاده اند اما در خیابانی که هیچ اتوبوسی از آن نمیگذرد.
در نتیجه، اگر این اشخاص مسئولیت زندگی خود را بر عهده نگیرند و خود را تحت فشار قرار ندهند ممکن است برای همیشه منتظر بمانند و این کاریست که اکثر مردم انجام می دهند.
#برایان_تریسی
#كافه_كتاب ☕️📚
☘❤️ @filsofak
دنیا پر از افرادی است که منتظرند کسی از راه برسد و به آنها انگیزه بدهد تا به فردی تبدیل شوند که آرزو دارند.
مسئله این است که هیچ نجات دهنده ای نیست.
این افراد منتظر رسیدن اتوبوس ایستاده اند اما در خیابانی که هیچ اتوبوسی از آن نمیگذرد.
در نتیجه، اگر این اشخاص مسئولیت زندگی خود را بر عهده نگیرند و خود را تحت فشار قرار ندهند ممکن است برای همیشه منتظر بمانند و این کاریست که اکثر مردم انجام می دهند.
#برایان_تریسی
#كافه_كتاب ☕️📚
☘❤️ @filsofak
قبر زن کاتولیک
و شوهر پروتستانش
در دو قبرستان متفاوت ولی در کنار هم
نمادی تاثیرگذار از غلبه بر عشق
☘❤️ @filsofak
و شوهر پروتستانش
در دو قبرستان متفاوت ولی در کنار هم
نمادی تاثیرگذار از غلبه بر عشق
☘❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💢 خستگی از دین 💢
✳️ اخیراً مقالهای از جناب علی زمانیان خواندم که با نگاهی آسیبشناسانه، پدیدهٔ رو به گسترش بیتفاوتی نسبت به مسائل مذهبی در جامعه و بهویژه در میان نسل جوان را تحلیل کرده بود. وی این شرایط را نه از سر نفرت و دشمنی، بلکه نوعی «خستگی و گریز از دین» دانسته و عوامل درماندگی و ناتوانی بخشهایی از مردم در همراهی با دین را برشمرده بود که خلاصهٔ آن را تقدیم میکنم:
۱) حضور حجیم و بسیار پررنگ تبلیغات و توصیهها و نمایش دینی در همهٔ زمانها و مکانهای مرتبط و نامرتبط؛
۲) احساس ناسازگاری دین با زندگی و حضور لحظه به لحظهٔ آن در همهٔ برنامهها و باقی نماندن منطقة الفراغی برای تنفس، شادی و هنر؛
۳) مواجهه با باید و نبایدهای بیش از اندازهٔ توان و حوصلهٔ افراد عادی و احساس اسارت در برابر فقه و شریعتی حداکثری که برخی احکامش را متناسب با دنیای جدید نمیدانند؛
۴) حجیم شدن تعالیم و مفاهیم دینی که افراد را در انبوهی از دغدغهها و نگرانیها فرو میبرد و سبب گمگشتگی آنها در میان تفاسیر متفاوت و بعضاً متناقض میشود؛
۵) سنگینی کردن تاریخ سرشار از ابهام، دشمنی و جنگ بر دوش کسانی که نمیتوانند نسبتی میان آن با اکنون خود برقرار کنند؛
۶) روبهرو شدن با قرائتی از دین که انسان را بهرسمیت نمیشناسد و دین را برای انسان نمیداند، بلکه انسان را مستمراً درخدمت دین میخواهد؛
۷) مشاهدهٔ تناقض گفتار و رفتار مروجان دین و متولیانی که دنیا و قدرت را کالایی زشت و نامقبول معرفی میکنند اما حریصانه آن را در دست خود نگه میدارند؛
✅ گذشته از جزئیات و مناقشاتی که میتوان در برخی نکات داشت، باید از اینگونه آسیبشناسیها استقبال کرد و در برنامههای دینی و تربیتی مراقب این آسیبها بود.
#اخلاق_دین
🍀❤️ @filsofak
💢 خستگی از دین 💢
✳️ اخیراً مقالهای از جناب علی زمانیان خواندم که با نگاهی آسیبشناسانه، پدیدهٔ رو به گسترش بیتفاوتی نسبت به مسائل مذهبی در جامعه و بهویژه در میان نسل جوان را تحلیل کرده بود. وی این شرایط را نه از سر نفرت و دشمنی، بلکه نوعی «خستگی و گریز از دین» دانسته و عوامل درماندگی و ناتوانی بخشهایی از مردم در همراهی با دین را برشمرده بود که خلاصهٔ آن را تقدیم میکنم:
۱) حضور حجیم و بسیار پررنگ تبلیغات و توصیهها و نمایش دینی در همهٔ زمانها و مکانهای مرتبط و نامرتبط؛
۲) احساس ناسازگاری دین با زندگی و حضور لحظه به لحظهٔ آن در همهٔ برنامهها و باقی نماندن منطقة الفراغی برای تنفس، شادی و هنر؛
۳) مواجهه با باید و نبایدهای بیش از اندازهٔ توان و حوصلهٔ افراد عادی و احساس اسارت در برابر فقه و شریعتی حداکثری که برخی احکامش را متناسب با دنیای جدید نمیدانند؛
۴) حجیم شدن تعالیم و مفاهیم دینی که افراد را در انبوهی از دغدغهها و نگرانیها فرو میبرد و سبب گمگشتگی آنها در میان تفاسیر متفاوت و بعضاً متناقض میشود؛
۵) سنگینی کردن تاریخ سرشار از ابهام، دشمنی و جنگ بر دوش کسانی که نمیتوانند نسبتی میان آن با اکنون خود برقرار کنند؛
۶) روبهرو شدن با قرائتی از دین که انسان را بهرسمیت نمیشناسد و دین را برای انسان نمیداند، بلکه انسان را مستمراً درخدمت دین میخواهد؛
۷) مشاهدهٔ تناقض گفتار و رفتار مروجان دین و متولیانی که دنیا و قدرت را کالایی زشت و نامقبول معرفی میکنند اما حریصانه آن را در دست خود نگه میدارند؛
✅ گذشته از جزئیات و مناقشاتی که میتوان در برخی نکات داشت، باید از اینگونه آسیبشناسیها استقبال کرد و در برنامههای دینی و تربیتی مراقب این آسیبها بود.
#اخلاق_دین
🍀❤️ @filsofak