📝 کانال فلسفه اخلاق:
📝
خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نيست...
خشونت اضطرابی است که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد چاق تر باشد
زيباتر باشد
خوشحال تر باشد
سنگين تر باشد
خانه دار تر باشد
عاقل تر باشد ...
خشونت آن چيزي است که زن نيست و فکر ميکند بايد باشد
خشونت آن نقابي است که زن به صورتش ميزند تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد...
🍀❤️ @filsofak
📝
خشونت عليه زنان هميشه يک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نيست...
خشونت اضطرابی است که در جان زن است که فکر ميکند بايد لاغرتر باشد چاق تر باشد
زيباتر باشد
خوشحال تر باشد
سنگين تر باشد
خانه دار تر باشد
عاقل تر باشد ...
خشونت آن چيزي است که زن نيست و فکر ميکند بايد باشد
خشونت آن نقابي است که زن به صورتش ميزند تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد...
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
نظرهاي ما از پرسه زدن در شبكه هاى اجتماعى سرچشمه مى گيرد، نه از تحقيق و مطالعه كتاب ها، اين نوع تقليد از دانايى در واقع الگوى جديد نادانى است!
كارل گرينفلد
🍀❤️ @filsofak
نظرهاي ما از پرسه زدن در شبكه هاى اجتماعى سرچشمه مى گيرد، نه از تحقيق و مطالعه كتاب ها، اين نوع تقليد از دانايى در واقع الگوى جديد نادانى است!
كارل گرينفلد
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دین و اخلاق
اگرچه اخلاق، در کنار اعتقادات و احکام، یکی از سه بخش مهم دینِ اسلام و بلکه مهمترین بخش دین اسلام به شمار میآید، به نظر میرسد که همۀ دینداران، در جامعۀ ما، لزوماً اخلاقی نیستند. دقت در رفتار مردمان جامعۀ ما نشان میدهد که انگار تضاد و تقابلی میان دین و اخلاق وجود دارد. اگر «دین» را به معنای پایبندی به ظواهر شرعی و اخلاق را به معنای پایبندی به مسائلی مانند صداقت، خیرخواهی، فروتنی، قناعت، خوشقولی، خویشتنداری، دوراندیشی، احترام گذاشتن به دیگران، بخشندگی، حیا و نظایر آنها بدانیم، به نظر میرسد که با توجه به دو معیار «دین» و «اخلاق» میتوانیم انسانها را به چهار گروه تقسیم کنیم:
1) دیندارانِ اخلاقی؛ یعنی کسانی که هم به ظواهر شرعی، مانند نماز و روزه، مقیدند و هم اخلاقی رفتار میکنند.
2) دیندارانِ غیراخلاقی؛ یعنی کسانی که به ظواهر شرعی پایبندند، ولی امور اخلاقی را رعایت نمیکنند.
3) اخلاقیهای غیردیندار؛ یعنی کسانی که به مسائل اخلاقی پایبندند، ولی تعهدی به مسائل شرعی ندارند. این افراد ممکن است به دینی غیر از دین من مؤمن باشند، یا اینکه حتی به خدا هم اعتقادی نداشته باشند.
4) غیراخلاقیهای غیردیندار: یعنی کسانی که نه به اخلاق مقیدند و نه به دین.
به نظر من «دیندارانِ اخلاقی» اگر به رذائلی مانند تعصب و جزماندیشی و تقلید و بیمدارایی آلوده نباشند، از شادی و آرامش بیشتری برخوردارند و میتوان برای پیمانهایی مانند دوستی و همکاری و ازدواج، با خیال راحت به سوی آنها رفت. بر این اساس میتوان دریافت که «غیردیندارانِ غیراخلاقی» کمترین امتیاز را به خود اختصاص میدهند و در پایین جدول قرار میگیرند.
اما درمورد دو دستۀ دیگر باید بگویم که به نظر میرسد که «اخلاقیهای بیدین» بر «دیندارانِ بدونِ اخلاق» برتری دارند و به نظر من «اخلاقیهای ملحد» نیز قطعاً بر دیندارانی که به اخلاق پایبند نیستند، ترجیح دارند، البته به شرط آنکه در کفر و الحادِ خود، تعصب و جزماندیشی و بیمدارایی نداشته باشند و وجود خود را نسبت به حقیقت باز نگه دارند. با یک اخلاقیِ ملحد میتوان زندگی کرد و پیمان بست و ارتباط داشت، ولی با یک متدینِ بدون اخلاق نه.
ایرج شهبازی
🍀❤️ @filsofak
دین و اخلاق
اگرچه اخلاق، در کنار اعتقادات و احکام، یکی از سه بخش مهم دینِ اسلام و بلکه مهمترین بخش دین اسلام به شمار میآید، به نظر میرسد که همۀ دینداران، در جامعۀ ما، لزوماً اخلاقی نیستند. دقت در رفتار مردمان جامعۀ ما نشان میدهد که انگار تضاد و تقابلی میان دین و اخلاق وجود دارد. اگر «دین» را به معنای پایبندی به ظواهر شرعی و اخلاق را به معنای پایبندی به مسائلی مانند صداقت، خیرخواهی، فروتنی، قناعت، خوشقولی، خویشتنداری، دوراندیشی، احترام گذاشتن به دیگران، بخشندگی، حیا و نظایر آنها بدانیم، به نظر میرسد که با توجه به دو معیار «دین» و «اخلاق» میتوانیم انسانها را به چهار گروه تقسیم کنیم:
1) دیندارانِ اخلاقی؛ یعنی کسانی که هم به ظواهر شرعی، مانند نماز و روزه، مقیدند و هم اخلاقی رفتار میکنند.
2) دیندارانِ غیراخلاقی؛ یعنی کسانی که به ظواهر شرعی پایبندند، ولی امور اخلاقی را رعایت نمیکنند.
3) اخلاقیهای غیردیندار؛ یعنی کسانی که به مسائل اخلاقی پایبندند، ولی تعهدی به مسائل شرعی ندارند. این افراد ممکن است به دینی غیر از دین من مؤمن باشند، یا اینکه حتی به خدا هم اعتقادی نداشته باشند.
4) غیراخلاقیهای غیردیندار: یعنی کسانی که نه به اخلاق مقیدند و نه به دین.
به نظر من «دیندارانِ اخلاقی» اگر به رذائلی مانند تعصب و جزماندیشی و تقلید و بیمدارایی آلوده نباشند، از شادی و آرامش بیشتری برخوردارند و میتوان برای پیمانهایی مانند دوستی و همکاری و ازدواج، با خیال راحت به سوی آنها رفت. بر این اساس میتوان دریافت که «غیردیندارانِ غیراخلاقی» کمترین امتیاز را به خود اختصاص میدهند و در پایین جدول قرار میگیرند.
اما درمورد دو دستۀ دیگر باید بگویم که به نظر میرسد که «اخلاقیهای بیدین» بر «دیندارانِ بدونِ اخلاق» برتری دارند و به نظر من «اخلاقیهای ملحد» نیز قطعاً بر دیندارانی که به اخلاق پایبند نیستند، ترجیح دارند، البته به شرط آنکه در کفر و الحادِ خود، تعصب و جزماندیشی و بیمدارایی نداشته باشند و وجود خود را نسبت به حقیقت باز نگه دارند. با یک اخلاقیِ ملحد میتوان زندگی کرد و پیمان بست و ارتباط داشت، ولی با یک متدینِ بدون اخلاق نه.
ایرج شهبازی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
حقیقت نیازمند نقد است
نه ستایش.
پس برای اثبات عقایدتان
دلیل داشته باشید نه تهدید.
#فردریش_نیچه
🍀❤️ @filsofak
حقیقت نیازمند نقد است
نه ستایش.
پس برای اثبات عقایدتان
دلیل داشته باشید نه تهدید.
#فردریش_نیچه
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃🍃حمله به عقایدمان را حمله به خود نپنداریم 🍃🍃
اینکه برخی نمیخواهند عقایدشان را از دست دهند به این خاطر است که فکر میکنند خودشان عقایدشان هستند و لذا هویتشان را عقاید خود میدانند در حالی که دارای عقایدند و این یکی از بزرگترین مشکلات ماست. حمله دیگران به عقاید خود را حمله به خود نپنداریم. ذهن جز داراییهای ماست و ممکن است با عقیده جدید نو شود. مثل اینکه شخصی کت جدیدی به شما هدیه دهد.
اگر خواستهها، عواطف و عقاید بهتری به من عرضه شود نه تنها ناراحت نیستم بلکه خوشحال هم میشوم
. فيلبانان تنها با درك يك نكته و به شيوهاي بسيار ساده، فيلهاي عظيمالجثه را كنترل ميكنند. وقتي فيل هنوز بچه فيل است، يك پايش را با طناب محكمي به تنة درختي ميبندند. بچه فيل، هرچه تقلا ميكند، نميتواند خودش را آزاد كند. اندك اندك بچه فيل با اين تصور عادت ميكند كه تنة درخت از او نيرومندتر است. هنگامي كه بچه فيل بزرگ ميشود و قدرت شگرفي مييابد، تنها كافي است ريسماني نازك به دور پاي فيل گره زده شود و به يك نهال كوچك بسته شود. جالب اينكه فيل هيچ تلاشي براي آزاد كردن خودش نميكند. همچون فيلها، پاهاي ما نيز اغلب اسير باورهاي شكنندهاند، اما از آنجا كه در گذشته به قدرت تنة درخت عادت كردهايم، شهامت مبارزه را نداريم. بي آنكه بدانيم كه تنها يك عمل متهورانه ساده براي دست يافتن ما به موفقيت كافي است!
🌂اخلاق کاربردی
مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
🍃🍃حمله به عقایدمان را حمله به خود نپنداریم 🍃🍃
اینکه برخی نمیخواهند عقایدشان را از دست دهند به این خاطر است که فکر میکنند خودشان عقایدشان هستند و لذا هویتشان را عقاید خود میدانند در حالی که دارای عقایدند و این یکی از بزرگترین مشکلات ماست. حمله دیگران به عقاید خود را حمله به خود نپنداریم. ذهن جز داراییهای ماست و ممکن است با عقیده جدید نو شود. مثل اینکه شخصی کت جدیدی به شما هدیه دهد.
اگر خواستهها، عواطف و عقاید بهتری به من عرضه شود نه تنها ناراحت نیستم بلکه خوشحال هم میشوم
. فيلبانان تنها با درك يك نكته و به شيوهاي بسيار ساده، فيلهاي عظيمالجثه را كنترل ميكنند. وقتي فيل هنوز بچه فيل است، يك پايش را با طناب محكمي به تنة درختي ميبندند. بچه فيل، هرچه تقلا ميكند، نميتواند خودش را آزاد كند. اندك اندك بچه فيل با اين تصور عادت ميكند كه تنة درخت از او نيرومندتر است. هنگامي كه بچه فيل بزرگ ميشود و قدرت شگرفي مييابد، تنها كافي است ريسماني نازك به دور پاي فيل گره زده شود و به يك نهال كوچك بسته شود. جالب اينكه فيل هيچ تلاشي براي آزاد كردن خودش نميكند. همچون فيلها، پاهاي ما نيز اغلب اسير باورهاي شكنندهاند، اما از آنجا كه در گذشته به قدرت تنة درخت عادت كردهايم، شهامت مبارزه را نداريم. بي آنكه بدانيم كه تنها يك عمل متهورانه ساده براي دست يافتن ما به موفقيت كافي است!
🌂اخلاق کاربردی
مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ازدواج موفق=ازدواج اخلاقی
#مصطفی_سلیمانی
یک. هنگامی جامعه ای سالم و متعادل خواهیم داشت که افراد آن جامعه، از سلامت روان برخوردار و در عرصه های اجتماعی فعال باشند. انکار کردن نابسامانی های روانی افراد جامعه درست نیست. برای اصلاح، نخست باید درد و بیماری را شناخت. در این صورت، درمان سهل تر خواهد شد.
در گذشته های دور، اندیشمندان و ادیبان، کتاب های پند و اندرز می نوشتند تا به مردم آگاهی های لازم را برای رسیدن به تعادل اخلاقی و روانی ارائه دهند. اما امروزه این پندنامه های ارزشمند به تنهایی کافی نیستند.
زندگی در عصر ما، آگاهی ها و مهارت های ظریف تری را می طلبد که با مطالعه و تجربه به دست می آیند. دسترسی به اطلاعات درست و کسب مهارت های لازم برای زندگی، در پیشگیری از آسیب های روانی سهم عمده ای دارد. هرچند علاوه بر اطلاعات درست، یافتن راهکارهای صحیح نیز ضروری است.
دو. ازدواج به عنوان مهم ترین و عالی ترین رسم اجتماعی، برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال، همواره مورد تأیید بوده است، ازدواج رابطه ای انسانی، پیچیده، ظریف و پویا می باشد که از ویژگی های خاصی برخوردار است، هم چنین، توجه به کانون خانواده، محیط سالم و سازنده، روابط و تعاملات میان فردی گرم و صمیمی که می توانند موجب رشد و پیشرفت افراد گردند، ازجمله اهداف و نیازهای اجتماعی، فردی و جسمانی است.
هر که را می بینیم مشتاق عشق است و مسلم ترین مکان برای جست و جوی آن زندگی زناشویی است، اکثریت مردم داشتن زندگی زناشویی سعادتمند را مهم ترین هدف زندگی خود عنوان می کنند و این یک واقعیت است که ازدواج همان طور که می تواند سبب ساز خوشبختی باشد اگر موفق و صحیح نباشد اسباب شکست و ناکامی خواهد بود.
سه. مرد و زن باید از نظر عقلی و ذهنی به چنان رشدی برسند که بتوانند به راحتی از والدین خود جدا شوند. به خودکفایی دوران بزرگسالی برسند. جایگاهی رضایت بخش در بازار کار بیابند. صمیمیت عاطفی را رد یک رابطۀ مبتنی بر تعهد تجربه کنند. توانایی حفظ آن را در مواجهه با فشارهای قدرتمند بدنی، روانی و محیطی دارا باشند؛ با افراد، در سنین مختلف روابط دوستانه برقرار کنند؛ قدرت پذیرش نقش همسر و به تبع آن پدر یا مادر بودن را از ابعاد مختلف روان شناختی و زیستی دارا باشند.
چهار. برای ازدواج باید به دنبال فردی با خصوصیات اخلاقی خوب بود. خصوصیات اخلاقی در واقع نشان دهنده نهاد، سرشت و ارزش هایی است که هر فرد با آن ها زندگی می کند.
خصوصیات اخلاقی یک نفر تعیین کننده رفتاری است که با خودش و با شما دارد و روزی با فرزندانش خواهد داشت. به همین دلیل خصوصیات اخلاقی خوب، اساس و پایه یک ازدواج موفق است. ممکن است فردی شخصیت خوبی داشته باشد ولی خصوصیات اخلاقی پسندیده ای نداشته باشد، در حقیقت شخصیت حالتی است که فرد در دنیای بیرون از خود و درمحیط بیرون از خانه به خود می گیرد.
شما هم حتماً مواجه شده اید که برخی واقعاً شوخ طبع و بذله گو هستند ولی در خانه و خانواده شان افراد خوش برخوردی نیستند. ممکن است فردی در نظر اول کاملاً جذاب و گیرا باشد ولی بعدا متوجه شویم که کلاهبردار بوده است.
در حقیقت بسیاری از انسان ها با نشان دادن شخصیتی تأثیرگذار از خود می کوشند بر روی نقصان های اخلاقی شان سپوش بگذارند. خصوصیات اخلاقی اساس و پایه درون هر انسانی است و ممکن است مانند شخصیت او آشکار نباشد، ولی در واقع بازتاب واقعی تری از ذات انسان است.
شخصیت مانند تزیین روی کیک، و خصوصیات اخلاقی مانند مواد اولیه آن کیک هستند. معمولاً قضاوت انسان ها بر اساس شخصیت افراد صورت می گیرد نه خصوصیات اخلاقی آن ها. اینجاست که قضاوت درستی صورت نمی گیرد.
🍀❤️ @filsofak
ازدواج موفق=ازدواج اخلاقی
#مصطفی_سلیمانی
یک. هنگامی جامعه ای سالم و متعادل خواهیم داشت که افراد آن جامعه، از سلامت روان برخوردار و در عرصه های اجتماعی فعال باشند. انکار کردن نابسامانی های روانی افراد جامعه درست نیست. برای اصلاح، نخست باید درد و بیماری را شناخت. در این صورت، درمان سهل تر خواهد شد.
در گذشته های دور، اندیشمندان و ادیبان، کتاب های پند و اندرز می نوشتند تا به مردم آگاهی های لازم را برای رسیدن به تعادل اخلاقی و روانی ارائه دهند. اما امروزه این پندنامه های ارزشمند به تنهایی کافی نیستند.
زندگی در عصر ما، آگاهی ها و مهارت های ظریف تری را می طلبد که با مطالعه و تجربه به دست می آیند. دسترسی به اطلاعات درست و کسب مهارت های لازم برای زندگی، در پیشگیری از آسیب های روانی سهم عمده ای دارد. هرچند علاوه بر اطلاعات درست، یافتن راهکارهای صحیح نیز ضروری است.
دو. ازدواج به عنوان مهم ترین و عالی ترین رسم اجتماعی، برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال، همواره مورد تأیید بوده است، ازدواج رابطه ای انسانی، پیچیده، ظریف و پویا می باشد که از ویژگی های خاصی برخوردار است، هم چنین، توجه به کانون خانواده، محیط سالم و سازنده، روابط و تعاملات میان فردی گرم و صمیمی که می توانند موجب رشد و پیشرفت افراد گردند، ازجمله اهداف و نیازهای اجتماعی، فردی و جسمانی است.
هر که را می بینیم مشتاق عشق است و مسلم ترین مکان برای جست و جوی آن زندگی زناشویی است، اکثریت مردم داشتن زندگی زناشویی سعادتمند را مهم ترین هدف زندگی خود عنوان می کنند و این یک واقعیت است که ازدواج همان طور که می تواند سبب ساز خوشبختی باشد اگر موفق و صحیح نباشد اسباب شکست و ناکامی خواهد بود.
سه. مرد و زن باید از نظر عقلی و ذهنی به چنان رشدی برسند که بتوانند به راحتی از والدین خود جدا شوند. به خودکفایی دوران بزرگسالی برسند. جایگاهی رضایت بخش در بازار کار بیابند. صمیمیت عاطفی را رد یک رابطۀ مبتنی بر تعهد تجربه کنند. توانایی حفظ آن را در مواجهه با فشارهای قدرتمند بدنی، روانی و محیطی دارا باشند؛ با افراد، در سنین مختلف روابط دوستانه برقرار کنند؛ قدرت پذیرش نقش همسر و به تبع آن پدر یا مادر بودن را از ابعاد مختلف روان شناختی و زیستی دارا باشند.
چهار. برای ازدواج باید به دنبال فردی با خصوصیات اخلاقی خوب بود. خصوصیات اخلاقی در واقع نشان دهنده نهاد، سرشت و ارزش هایی است که هر فرد با آن ها زندگی می کند.
خصوصیات اخلاقی یک نفر تعیین کننده رفتاری است که با خودش و با شما دارد و روزی با فرزندانش خواهد داشت. به همین دلیل خصوصیات اخلاقی خوب، اساس و پایه یک ازدواج موفق است. ممکن است فردی شخصیت خوبی داشته باشد ولی خصوصیات اخلاقی پسندیده ای نداشته باشد، در حقیقت شخصیت حالتی است که فرد در دنیای بیرون از خود و درمحیط بیرون از خانه به خود می گیرد.
شما هم حتماً مواجه شده اید که برخی واقعاً شوخ طبع و بذله گو هستند ولی در خانه و خانواده شان افراد خوش برخوردی نیستند. ممکن است فردی در نظر اول کاملاً جذاب و گیرا باشد ولی بعدا متوجه شویم که کلاهبردار بوده است.
در حقیقت بسیاری از انسان ها با نشان دادن شخصیتی تأثیرگذار از خود می کوشند بر روی نقصان های اخلاقی شان سپوش بگذارند. خصوصیات اخلاقی اساس و پایه درون هر انسانی است و ممکن است مانند شخصیت او آشکار نباشد، ولی در واقع بازتاب واقعی تری از ذات انسان است.
شخصیت مانند تزیین روی کیک، و خصوصیات اخلاقی مانند مواد اولیه آن کیک هستند. معمولاً قضاوت انسان ها بر اساس شخصیت افراد صورت می گیرد نه خصوصیات اخلاقی آن ها. اینجاست که قضاوت درستی صورت نمی گیرد.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید هرچه درباره این ویدئوی تاثیرگذار نوشته شود از زیبایی آن کم بشود. ما با تفاوتها زاده میشویم. معلولیت هم نوعی تفاوت است.
جسمیت و قدرت: مباحثی در معلولیت و تحول اجتماعی.
🍀❤️ @filsofak
جسمیت و قدرت: مباحثی در معلولیت و تحول اجتماعی.
🍀❤️ @filsofak
📷عکس به یادماندنی از حج امسال
🔹زن پنجاه ساله ای که مادر پیر خود را بر دوش خود حمل می کرد، سوژه ی رسانه ها شد.
🍀❤️ @filsofak
🔹زن پنجاه ساله ای که مادر پیر خود را بر دوش خود حمل می کرد، سوژه ی رسانه ها شد.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازی نهنگ آبی. جدیدا تو ایران هم فراگیر شده حواستون به بچه هاتون باشه. آخر این بازی مرگه❌💀
توضیح در کلیپ بعدی👇
🍀❤️ @filsofak
توضیح در کلیپ بعدی👇
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توضیحاتی درمورد بازی خطرناک نهنگ آبی که تابحال قربانی های زیادی در دنیا گرفته.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میمون دست راستی انگور می گیرد، میمون دست چپی خیار. آزمایشی ساده و مهم برای فهمیدن تاثیر تبعیض بر رفتار و سلامت.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 تفاوت رأی و فکر دیگران لزوماً بهخاطر لجبازی یا حماقت آنها نیست؛ شاید از زاویهٔ دیگری نگاه میکنند...
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ما آدمها به جای آنکه زندگی کنیم و باشیم فقط در حال جمع کردن و " داشتن " هستیم. ما به پدیده ها به چشم مایملک نگاه می کنیم و به آنها چنگ می زنیم تا پیش خودمان نگه داریمشان. ما به جای آنکه دنبال دانستن باشیم ، دنبال جمع کردن اطلاعات هستیم. به جای آنکه از پول لذت ببریم، دنبال ذخیره کردن برای آینده هستیم، به جای آنکه به بچه هایمان فرصت حضور و زندگی کردن بدهیم، سعی می کنیم مثل یک دارایی آنها را داشته باشیم، تا آنطور که ما می خواهیم زندگی کنند و به آنچه ما باور داریم، ایمان بیاورند ....
به جای آنکه از لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم ، سعی می کنیم با عکس گرفتن، آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم و... شاید یک نتیجه این تمایل ما به داشتن و نگه داشتن، این باشد که مرتب دنبال ثبات می گردیم. می خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم. دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم. دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است ، نو و سالم باقی بمانند ... در همه اینها ما دنبال " ثبات" و " قرار" هستیم ، و از این بابت متحمل اضطراب و رنج می شویم
اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می رسیم." همه چیز گذرا و فانی است ، فقط اوست که می ماند " و چون مولانا این قانون را از شمس آموخته بود، به یک شادی و آرامش عمیق رسیده بود. ما برای آنکه " قرار" را حفظ کنیم ، بی قرار می شویم.
یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، بی ثباتی است. فقط بی ثباتی است که ثبات دارد و ما مدام در حال نقض این مهم ترین قانون جهان هستیم مدام می خواهیم قرار و ثبات را حفظ کنیم در حالی که اصل جهان بر بی ثباتی و تغییر است. از همین لحظه ها لذت ببر.
#اریک_فروم
#داشتن_و_بودن
🍀❤️ @filsofak
ما آدمها به جای آنکه زندگی کنیم و باشیم فقط در حال جمع کردن و " داشتن " هستیم. ما به پدیده ها به چشم مایملک نگاه می کنیم و به آنها چنگ می زنیم تا پیش خودمان نگه داریمشان. ما به جای آنکه دنبال دانستن باشیم ، دنبال جمع کردن اطلاعات هستیم. به جای آنکه از پول لذت ببریم، دنبال ذخیره کردن برای آینده هستیم، به جای آنکه به بچه هایمان فرصت حضور و زندگی کردن بدهیم، سعی می کنیم مثل یک دارایی آنها را داشته باشیم، تا آنطور که ما می خواهیم زندگی کنند و به آنچه ما باور داریم، ایمان بیاورند ....
به جای آنکه از لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم ، سعی می کنیم با عکس گرفتن، آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم و... شاید یک نتیجه این تمایل ما به داشتن و نگه داشتن، این باشد که مرتب دنبال ثبات می گردیم. می خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم. دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم. دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است ، نو و سالم باقی بمانند ... در همه اینها ما دنبال " ثبات" و " قرار" هستیم ، و از این بابت متحمل اضطراب و رنج می شویم
اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می رسیم." همه چیز گذرا و فانی است ، فقط اوست که می ماند " و چون مولانا این قانون را از شمس آموخته بود، به یک شادی و آرامش عمیق رسیده بود. ما برای آنکه " قرار" را حفظ کنیم ، بی قرار می شویم.
یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، بی ثباتی است. فقط بی ثباتی است که ثبات دارد و ما مدام در حال نقض این مهم ترین قانون جهان هستیم مدام می خواهیم قرار و ثبات را حفظ کنیم در حالی که اصل جهان بر بی ثباتی و تغییر است. از همین لحظه ها لذت ببر.
#اریک_فروم
#داشتن_و_بودن
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#چطور_انسانهایی_که_به_اخلاق_باور_دارند_دست_به_شرارت_میزنند؟
#هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمیکشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت میشد و برای اولینبار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت.
این ویژگیها در کنار کشتارهای وسیع سردرگم کننده است با این حال این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بیرحمترین شکنجهگران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند. پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخش های زندگی دلرحم هستند میتوانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟
پاسخ "#بندورا" استاد دانشگاه استنفورد چنین است "افراد معمولا دست به اعمال ناپسند نمیزنند مگر آنکه جنبههای غیراخلاقی آن اعمال را برای خودشان توجیه کرده باشند." او این حالت را "غیرفعال کردن کنترل درونی" نامید.
این اتفاق چگونه روی میدهد؟ بندورا چند مکانیسم شناختی - روانی را که میتوانند باعث غیرفعال شدن کنترل درونی افراد شوند توضیح داد:
١- توجیه اخلاقی: با تاکید بر اهداف متعالی رفتار غیراخلاقی طوری توجیه میشود که قابل دفاع یا حتی ستایشآمیز به نظر برسد. شستشوی مغزی هم مثالی از این روش است. ترویستهای انتحاری با همین روش اقناع میشوند، پاک کردن زمین از گناه، رفتن به بهشت موعود و...
٢- تلطیف لغوی یا حسن تعبیر: نامگذاری یک فعل غیراخلاقی با کلمات متفاوت که چهرهی آن را میپوشاند. فرماندهان در ابوغریب از لفظ "نرم کردن" به جای شکنجه کردن استفاده میکردند و رهبران نازی کشتار یهودیان را "پاکسازی اروپا" مینامیدند. نمونههای دم دستیتر این روش استفاده از "اختلاس" به جای دزدی و "شیطنت" به جای خیانتهای جنسی در ازدواج است.
٣- مقایسه با دیگران: در این روش فرد با مقایسهی رفتار خود با نمونههایی بدتر از سوی دیگران از عذاب وجدان خود کم میکند. "آنقدر تو این کشور دزدی میشه که از زیر کار در رفتن ما جلوش هیچی نیست".
٤- جابجایی یا تقسیم مسئولیت: فرد در این حالت مسئولیت را به گردن یک منبع خارجی میاندازد یا آن را میان جماعت بزرگی تقسیم میکند. در قتل عام "میلای" یک گروه از سربازان امریکایی پانصد غیرنظامی ویتنامی را شکنجه کردند، مورد تجاوز قرار دادند، کشتند و بدن بعضیها را مثله کردند. وقتی چهارده نفر از افسران بابت این ماجرا محاکمه شدند مسئولیت را به گردن مافوق انداختند و البته رفع اتهام هم شدند!
٥- انسانیتزدایی از قربانی: منطق کلی این روش مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه کیفیت انسانی قربانی بیشتر خدشهدار شود، آسیب رساندن به او سهلتر میشود. کاکاسیا خواندن بردهها، کم عقل دانستن زنان و... در واقع پیش درآمدی برای همین رفتارهاست.
٦- مقصر دانستن قربانی: در این روش خود قربانی مسبب اصلی شرارت قلمداد میشود. کارگرانی که بدرفتاری کارفرما را دلیل دزدی خود میدانند، متجاوزی که میگوید سر و وضع قربانی تحریکآمیز بوده نمونههایی از ین مکانیسم هستند.
#محمد_علی_سروی
🍀❤️ @filsofak
#چطور_انسانهایی_که_به_اخلاق_باور_دارند_دست_به_شرارت_میزنند؟
#هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمیکشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت میشد و برای اولینبار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت.
این ویژگیها در کنار کشتارهای وسیع سردرگم کننده است با این حال این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بیرحمترین شکنجهگران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند. پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخش های زندگی دلرحم هستند میتوانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟
پاسخ "#بندورا" استاد دانشگاه استنفورد چنین است "افراد معمولا دست به اعمال ناپسند نمیزنند مگر آنکه جنبههای غیراخلاقی آن اعمال را برای خودشان توجیه کرده باشند." او این حالت را "غیرفعال کردن کنترل درونی" نامید.
این اتفاق چگونه روی میدهد؟ بندورا چند مکانیسم شناختی - روانی را که میتوانند باعث غیرفعال شدن کنترل درونی افراد شوند توضیح داد:
١- توجیه اخلاقی: با تاکید بر اهداف متعالی رفتار غیراخلاقی طوری توجیه میشود که قابل دفاع یا حتی ستایشآمیز به نظر برسد. شستشوی مغزی هم مثالی از این روش است. ترویستهای انتحاری با همین روش اقناع میشوند، پاک کردن زمین از گناه، رفتن به بهشت موعود و...
٢- تلطیف لغوی یا حسن تعبیر: نامگذاری یک فعل غیراخلاقی با کلمات متفاوت که چهرهی آن را میپوشاند. فرماندهان در ابوغریب از لفظ "نرم کردن" به جای شکنجه کردن استفاده میکردند و رهبران نازی کشتار یهودیان را "پاکسازی اروپا" مینامیدند. نمونههای دم دستیتر این روش استفاده از "اختلاس" به جای دزدی و "شیطنت" به جای خیانتهای جنسی در ازدواج است.
٣- مقایسه با دیگران: در این روش فرد با مقایسهی رفتار خود با نمونههایی بدتر از سوی دیگران از عذاب وجدان خود کم میکند. "آنقدر تو این کشور دزدی میشه که از زیر کار در رفتن ما جلوش هیچی نیست".
٤- جابجایی یا تقسیم مسئولیت: فرد در این حالت مسئولیت را به گردن یک منبع خارجی میاندازد یا آن را میان جماعت بزرگی تقسیم میکند. در قتل عام "میلای" یک گروه از سربازان امریکایی پانصد غیرنظامی ویتنامی را شکنجه کردند، مورد تجاوز قرار دادند، کشتند و بدن بعضیها را مثله کردند. وقتی چهارده نفر از افسران بابت این ماجرا محاکمه شدند مسئولیت را به گردن مافوق انداختند و البته رفع اتهام هم شدند!
٥- انسانیتزدایی از قربانی: منطق کلی این روش مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه کیفیت انسانی قربانی بیشتر خدشهدار شود، آسیب رساندن به او سهلتر میشود. کاکاسیا خواندن بردهها، کم عقل دانستن زنان و... در واقع پیش درآمدی برای همین رفتارهاست.
٦- مقصر دانستن قربانی: در این روش خود قربانی مسبب اصلی شرارت قلمداد میشود. کارگرانی که بدرفتاری کارفرما را دلیل دزدی خود میدانند، متجاوزی که میگوید سر و وضع قربانی تحریکآمیز بوده نمونههایی از ین مکانیسم هستند.
#محمد_علی_سروی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔹️🔹️سفسطه شواهد گریز base rate falacy🔹️🔹️
🔘گرایش ذهن به مبنا قراردادن قضاوتی ویژه و بی توجهی به یافته های ناسازگار با آن قضاوت
♻️ پنجاه سال پیش روانشناس اجتماعی لئون فستینگر ودستیارانش گروهی را زیر نظر گرفتند که معتقد بودند جهان در ۲۱ دسامبر به پایان میرسد . آنها میخواستند بدانند زمانی که این پیشگویی (احتمالاً!) اشتباه از آب درمیآید، چه روی خواهددادوواکنش اعضای این فرقه چیست . رهبر گروه «مارین کیچ» قول داده بود درست در نیمهشب ۲۰ سپتامبر، بشقابپرندهای از فضا آمده و آنان را که ایمان آوردهاند، نجات دهد. بسیاری از رهروان این زن از شغلشان استعفا داده بودند، خانههایشان را به دیگران بخشیده بودند، ثروت شان را رها کرده بودند و منتظر پایان جهان بودند. آخر کسی در فضا به پول نیاز ندارد؟
♻️ همسرِ رهبرِ گروه که اعتقادی به رسالت او نداشت شب زودتر از همیشه به رختخواب رفت، زنش و پیروانش را در اتاق پذیرایی تنها گذاشت،
فستینگر روانشناس نیز پیشگویی خودش را داشت: «آن دسته از پیروانی که سرسپردگی شدیدی به رسالت خانم کیچ نداشتند، در خانهی خودشان منتظر پایان جهان بودند.این دسته خیلی وقتی از نیمهشب گذشت، ایمانشان به خانم کیچ را از دست خواهند داد. اما آنها که دارایی و زندگی خود را به باد داده بودند و ایمان شدیدی به او داشتند و منتظر بشقابپرنده برای نجات از قیامت بودند، درهرحال ایمانشان به تواناییهای فرازمینی خانم کیچ تقویت خواهد شد، و فارغ از اینکه چه روی دهد، تلاش خواهند کرد دیگران را نیز به این مسیر هدایت کنند».
▫️▫️▫️نیمهشب فرارسیده بود، بدون هیچ نشانی از بشقاب پرنده در حیاط، افراد گروه کمی ناآرام شده بودند. ساعت 2 نیمهشب شد و آنها بهشدت نگران بودند تا اینکه در ساعت ۴:۴۵ صبح به خانم کیچ مجدداً از آن جهان ”وحی“ شد.
او گفت: «جهان به خاطر ایمان بالای گروهِ کوچکِ من حفظ شد. در هیچ زمانی نیرویی به این قدرت بر زمین وارد نشده بود. حتا از زمان خلقت زمان، هرگز چنین نیرویی از خوبی و نور به زمین وارد نشده بود که اینک بر این اتاق از سوی خداوند جهان واردشده.»
♻️حال و هوای افراد گروه از ترس و اضطراب، به شادی و سرور تغییر یافت. بسیاری از افراد گروه که پیش از این نیازی به تبلیغ مذهبشان نمیدیدند شروع کردند به تماس گرفتن با روزنامهها و گزارش کردن این معجزهی بزرگ ؛به خیابانها ریختند و جلوی عابران را میگرفتند و میکوشیدند آنها را به فرقهی دینیشان دعوت کنند. پیشگویی خانم کیچ اشتباه از آب درآمد، اما پیشگویی لئون فستینگر خیر!
♻️افرادی که بهسختی به وجود چیزی ایماندارند از هر موضوع و اتفاقی، (حتا اتفاقهایی که به صورت منطقی مسئلهی مورد اعتقاد آنها را رد میکند،) برای اثبات و اعتقاد بیشتر استفاده میکنند. وجودعقاید متضاد و ناهمخوان در ذهن ما(مثلاً سیگار برای سلامتی مضر است، اما من روزی دو بسته سیگار میکشم. یا من به جرج بوش رأی دادهام اما حال معلوم شده او دروغ میگوید)باعث حالت ناخوشایندی درذهن میشود که فستینگر به آن را "ناهماهنگی شناختی" میگوید. ناهماهنگی شناختی باعث ”احساس ناخوشایند“ میشود، طیفی از احساسها که وابسته به شرایط و موضوع، از نگرانی خفیف تا احساسِ دردِ ذهنی را پدید میآورد و اغلب ما (بهصورت ناخودآگاه) به دنبال راهی هستیم تا این ناهماهنگی را رفع کنیم و دوباره احساس خوبی دربارهی اعتقاداتمان بدست آوریم.
◾◾زندگی کردن همراه با آگاهی به تناقضهای ذهنی بسیار دشوار است و اغلب انسان میکوشد با تغییر یکی از عقاید و انکار و نادیده گرفتن حقایق بیرونی از این ناهماهنگی شناختی دردآور دور شود.
♻️ پژوهشی در مورد طعم شراب میگوید: زمانی که افراد پول بیشتری به یک نوشیدنی میدهند، آن را خوشمزهتر حس میکنند،پژوهش مشابهی میگوید: زمانی که وقت بیشتری صرف کاری میکنیم یا سختی بیشتری برای رسیدن به آن میکشیم، آن را بهتر و ارزشمندتر حس میکنیم، (در قیاس با گروهی که همان کار را بهراحتی به دست آورده است). ”ارزش“ برای انسان یک مسئلهی عینی نیست که معیار خارجی دقیقی داشته باشد، بلکه یک مفهوم ذهنی است؛ یکی از راههای مهم برای برآورد ”ارزشِ“ چیزها در ذهنِ ما این است که در نظر بگیریم چقدر راحت یا دشوار آن را به دست میآوریم.استنتاجی که با نظریات رفتارگراها و اقتصاددانان اولیه سازگار نیست.
🍀❤️ @filsofak
🔹️🔹️سفسطه شواهد گریز base rate falacy🔹️🔹️
🔘گرایش ذهن به مبنا قراردادن قضاوتی ویژه و بی توجهی به یافته های ناسازگار با آن قضاوت
♻️ پنجاه سال پیش روانشناس اجتماعی لئون فستینگر ودستیارانش گروهی را زیر نظر گرفتند که معتقد بودند جهان در ۲۱ دسامبر به پایان میرسد . آنها میخواستند بدانند زمانی که این پیشگویی (احتمالاً!) اشتباه از آب درمیآید، چه روی خواهددادوواکنش اعضای این فرقه چیست . رهبر گروه «مارین کیچ» قول داده بود درست در نیمهشب ۲۰ سپتامبر، بشقابپرندهای از فضا آمده و آنان را که ایمان آوردهاند، نجات دهد. بسیاری از رهروان این زن از شغلشان استعفا داده بودند، خانههایشان را به دیگران بخشیده بودند، ثروت شان را رها کرده بودند و منتظر پایان جهان بودند. آخر کسی در فضا به پول نیاز ندارد؟
♻️ همسرِ رهبرِ گروه که اعتقادی به رسالت او نداشت شب زودتر از همیشه به رختخواب رفت، زنش و پیروانش را در اتاق پذیرایی تنها گذاشت،
فستینگر روانشناس نیز پیشگویی خودش را داشت: «آن دسته از پیروانی که سرسپردگی شدیدی به رسالت خانم کیچ نداشتند، در خانهی خودشان منتظر پایان جهان بودند.این دسته خیلی وقتی از نیمهشب گذشت، ایمانشان به خانم کیچ را از دست خواهند داد. اما آنها که دارایی و زندگی خود را به باد داده بودند و ایمان شدیدی به او داشتند و منتظر بشقابپرنده برای نجات از قیامت بودند، درهرحال ایمانشان به تواناییهای فرازمینی خانم کیچ تقویت خواهد شد، و فارغ از اینکه چه روی دهد، تلاش خواهند کرد دیگران را نیز به این مسیر هدایت کنند».
▫️▫️▫️نیمهشب فرارسیده بود، بدون هیچ نشانی از بشقاب پرنده در حیاط، افراد گروه کمی ناآرام شده بودند. ساعت 2 نیمهشب شد و آنها بهشدت نگران بودند تا اینکه در ساعت ۴:۴۵ صبح به خانم کیچ مجدداً از آن جهان ”وحی“ شد.
او گفت: «جهان به خاطر ایمان بالای گروهِ کوچکِ من حفظ شد. در هیچ زمانی نیرویی به این قدرت بر زمین وارد نشده بود. حتا از زمان خلقت زمان، هرگز چنین نیرویی از خوبی و نور به زمین وارد نشده بود که اینک بر این اتاق از سوی خداوند جهان واردشده.»
♻️حال و هوای افراد گروه از ترس و اضطراب، به شادی و سرور تغییر یافت. بسیاری از افراد گروه که پیش از این نیازی به تبلیغ مذهبشان نمیدیدند شروع کردند به تماس گرفتن با روزنامهها و گزارش کردن این معجزهی بزرگ ؛به خیابانها ریختند و جلوی عابران را میگرفتند و میکوشیدند آنها را به فرقهی دینیشان دعوت کنند. پیشگویی خانم کیچ اشتباه از آب درآمد، اما پیشگویی لئون فستینگر خیر!
♻️افرادی که بهسختی به وجود چیزی ایماندارند از هر موضوع و اتفاقی، (حتا اتفاقهایی که به صورت منطقی مسئلهی مورد اعتقاد آنها را رد میکند،) برای اثبات و اعتقاد بیشتر استفاده میکنند. وجودعقاید متضاد و ناهمخوان در ذهن ما(مثلاً سیگار برای سلامتی مضر است، اما من روزی دو بسته سیگار میکشم. یا من به جرج بوش رأی دادهام اما حال معلوم شده او دروغ میگوید)باعث حالت ناخوشایندی درذهن میشود که فستینگر به آن را "ناهماهنگی شناختی" میگوید. ناهماهنگی شناختی باعث ”احساس ناخوشایند“ میشود، طیفی از احساسها که وابسته به شرایط و موضوع، از نگرانی خفیف تا احساسِ دردِ ذهنی را پدید میآورد و اغلب ما (بهصورت ناخودآگاه) به دنبال راهی هستیم تا این ناهماهنگی را رفع کنیم و دوباره احساس خوبی دربارهی اعتقاداتمان بدست آوریم.
◾◾زندگی کردن همراه با آگاهی به تناقضهای ذهنی بسیار دشوار است و اغلب انسان میکوشد با تغییر یکی از عقاید و انکار و نادیده گرفتن حقایق بیرونی از این ناهماهنگی شناختی دردآور دور شود.
♻️ پژوهشی در مورد طعم شراب میگوید: زمانی که افراد پول بیشتری به یک نوشیدنی میدهند، آن را خوشمزهتر حس میکنند،پژوهش مشابهی میگوید: زمانی که وقت بیشتری صرف کاری میکنیم یا سختی بیشتری برای رسیدن به آن میکشیم، آن را بهتر و ارزشمندتر حس میکنیم، (در قیاس با گروهی که همان کار را بهراحتی به دست آورده است). ”ارزش“ برای انسان یک مسئلهی عینی نیست که معیار خارجی دقیقی داشته باشد، بلکه یک مفهوم ذهنی است؛ یکی از راههای مهم برای برآورد ”ارزشِ“ چیزها در ذهنِ ما این است که در نظر بگیریم چقدر راحت یا دشوار آن را به دست میآوریم.استنتاجی که با نظریات رفتارگراها و اقتصاددانان اولیه سازگار نیست.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬بیرون کشیدن میخ از دیوار توسط یک زنبور❗️
🍃اگر هدف داشته باشی و تلاش کنی ، هیچ چیزی محال و نشدنی نیست🍃
🍀❤️ @filsofak
🍃اگر هدف داشته باشی و تلاش کنی ، هیچ چیزی محال و نشدنی نیست🍃
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چند دقیقه وقت بگذارید و به این سخنان دکتر هولاکویی گوش کنید. بسیار تاثیرگذار و اثربخش است.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💥هدف اساسی آموزش و پرورش تربیت انسان هایی است که قابلیت انجام کارهای جدید را داشته باشند و فقط آنچه را سایر نسل ها انجام داده اند تکرار نکنند؛ یعنی تربیت افرادی خلاق، مبتکر و مکتشف. دومین هدف تعلیم و تربیت پرورش ذهن هایی است که به جای پذیرفتن هرآنچه به آن ها عرضه می شود، بتوانند آن را نقد کرده و صحت و سقم آن را بسنجنند.
ژان پیاژه💥
آموزش تفکر به کودکان
رابرت فیشر. ترجمه صفایی مقدم _ نجاریان. ص 65. نشر رسش.
🍀❤️ @filsofak
💥هدف اساسی آموزش و پرورش تربیت انسان هایی است که قابلیت انجام کارهای جدید را داشته باشند و فقط آنچه را سایر نسل ها انجام داده اند تکرار نکنند؛ یعنی تربیت افرادی خلاق، مبتکر و مکتشف. دومین هدف تعلیم و تربیت پرورش ذهن هایی است که به جای پذیرفتن هرآنچه به آن ها عرضه می شود، بتوانند آن را نقد کرده و صحت و سقم آن را بسنجنند.
ژان پیاژه💥
آموزش تفکر به کودکان
رابرت فیشر. ترجمه صفایی مقدم _ نجاریان. ص 65. نشر رسش.
🍀❤️ @filsofak