فلسفه اخلاق
جغرافیای رمان های مشهور ایرانی. عالیه👌 🍀❤️ @filsofak
سلام.
ممنون از مطالب جذابی که در کانال فلسفه اخلاق با مخاطبانتون به اشتراک میزارید.در مورد مطلب اخیر جغرافیای رمان های مشهور ایرانی باید بگم که رمان قصه های مجید درواقع مربوط به استان کرمان زادگاه نویسنده ی گرانقدر اقای مرادی کرمانی است و بعدها توسط اصفهانی ها به صورت فیلم در آمد.
🍀❤️ @filsofak
ممنون از مطالب جذابی که در کانال فلسفه اخلاق با مخاطبانتون به اشتراک میزارید.در مورد مطلب اخیر جغرافیای رمان های مشهور ایرانی باید بگم که رمان قصه های مجید درواقع مربوط به استان کرمان زادگاه نویسنده ی گرانقدر اقای مرادی کرمانی است و بعدها توسط اصفهانی ها به صورت فیلم در آمد.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شادمانى انسان و شادمانى ديگران
به يكديگر بستگى دارد
ارسطو به اين نوع برخورد
"خودخواهى روشنگرانه" میگويد
خیرخواهی،
دوستی
وعشق ویژگی انسان است
لازم نيست مصلح اجتماعى باشيد كه بتوانيد دنياى بهترى بسازيد
بلكه همين كه دنياى خصوصى خودتان را بهتر كنيد خدمت بزرگى كرده ايد.
#آلفرد_آدلر
#طبیعت_انسان
🍀❤️ @filsofak
شادمانى انسان و شادمانى ديگران
به يكديگر بستگى دارد
ارسطو به اين نوع برخورد
"خودخواهى روشنگرانه" میگويد
خیرخواهی،
دوستی
وعشق ویژگی انسان است
لازم نيست مصلح اجتماعى باشيد كه بتوانيد دنياى بهترى بسازيد
بلكه همين كه دنياى خصوصى خودتان را بهتر كنيد خدمت بزرگى كرده ايد.
#آلفرد_آدلر
#طبیعت_انسان
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
انسانهایی پیدا می شوند سی روز ماه رمضان را روزه می گیرند، عید که شد برای کفاره گناهانشان گوسفند حنا بسته سر می برند، به حج تمتع و عمره می روند، روزی پنج بار سر به سجاده می گذارند، اما دلشان نه جایی برای محبت است، نه جایی برای مرحمت.
مرد حسابی، پس برای چه این همه
زحمت می کشی؟!
مگر بدون دوست داشتن و دوست داشته شدن می شود ایمان آورد؟ !
اگر عشق نباشد، "عبادت" هم کلمه ای خشک و خالی می شود...
انسان باید با عشق و در عشق ایمان بیاورد؛ باید در رگهایش عشق به خدا و انسان ها را حس کند !
📕 #ملت_عشق
👤 #الیف_شافاک
🍀❤️ @filsofak
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
انسانهایی پیدا می شوند سی روز ماه رمضان را روزه می گیرند، عید که شد برای کفاره گناهانشان گوسفند حنا بسته سر می برند، به حج تمتع و عمره می روند، روزی پنج بار سر به سجاده می گذارند، اما دلشان نه جایی برای محبت است، نه جایی برای مرحمت.
مرد حسابی، پس برای چه این همه
زحمت می کشی؟!
مگر بدون دوست داشتن و دوست داشته شدن می شود ایمان آورد؟ !
اگر عشق نباشد، "عبادت" هم کلمه ای خشک و خالی می شود...
انسان باید با عشق و در عشق ایمان بیاورد؛ باید در رگهایش عشق به خدا و انسان ها را حس کند !
📕 #ملت_عشق
👤 #الیف_شافاک
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنج نکته به کودکان تا آنها امن باشند.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
تناقضها
آدم اخلاقی از هیچ چیز به اندازۀ سیاست، گریزان نیست؛
آدم اخلاقی از هیچ چیز به اندازۀ سیاست، ناگزیر نیست.
آدم سیاسی از هیچ چیز به اندازۀ اخلاق، در درازمدت سود نمیبرد؛
آدم سیاسی از هیچ چیز به اندازۀ اخلاق، احساس بینیازی نمیکند.
اخلاق به چیزی به اندازۀ انصاف قائم نیست؛
انصاف، دشمنی سرسختتر از شبهاخلاق ندارد.
سیاست، از هیچ چیز به اندازۀ دین ارتزاق نکرده است؛
دین، از هیچ چیز به اندازۀ سیاست آسیب ندیده است.
جامعه چارهای جز اقبال به آدمهای فرهنگی ندارد؛
آدمهای فرهنگی جز بیچارگی نصیبی از جامعه ندارند.
دین نخستین دستاویز مردم عامی در مواجهه با مسائل مختلف است؛
دین، آخرین منبع الهامبخش دانشمندان مستأصل است.
اخلاق، مادر دین است و سیاست، دایۀ آن؛
دایۀ مهربانتر از مادر نداریم؛ خصوصا در زمان بیمادری.
فقر، دین را به محاق میبرد؛
دین، فقر را به معراج میبرد.
مرز میان خرافه و معنویت از موی باریکتر است؛
باریکبینیهای علمی و عقلی، معنویت را مختل میکند.
رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak
تناقضها
آدم اخلاقی از هیچ چیز به اندازۀ سیاست، گریزان نیست؛
آدم اخلاقی از هیچ چیز به اندازۀ سیاست، ناگزیر نیست.
آدم سیاسی از هیچ چیز به اندازۀ اخلاق، در درازمدت سود نمیبرد؛
آدم سیاسی از هیچ چیز به اندازۀ اخلاق، احساس بینیازی نمیکند.
اخلاق به چیزی به اندازۀ انصاف قائم نیست؛
انصاف، دشمنی سرسختتر از شبهاخلاق ندارد.
سیاست، از هیچ چیز به اندازۀ دین ارتزاق نکرده است؛
دین، از هیچ چیز به اندازۀ سیاست آسیب ندیده است.
جامعه چارهای جز اقبال به آدمهای فرهنگی ندارد؛
آدمهای فرهنگی جز بیچارگی نصیبی از جامعه ندارند.
دین نخستین دستاویز مردم عامی در مواجهه با مسائل مختلف است؛
دین، آخرین منبع الهامبخش دانشمندان مستأصل است.
اخلاق، مادر دین است و سیاست، دایۀ آن؛
دایۀ مهربانتر از مادر نداریم؛ خصوصا در زمان بیمادری.
فقر، دین را به محاق میبرد؛
دین، فقر را به معراج میبرد.
مرز میان خرافه و معنویت از موی باریکتر است؛
باریکبینیهای علمی و عقلی، معنویت را مختل میکند.
رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⛏ شما چندبار تلاش خواهید کرد ؟!
بسیاری از افراد با یک شکست ناامید شده و دست از تلاش میکشند ، در حالی که موفقیت با پشتکار و تلاش بالا حاصل میشود.
🍀❤️ @filsofak
بسیاری از افراد با یک شکست ناامید شده و دست از تلاش میکشند ، در حالی که موفقیت با پشتکار و تلاش بالا حاصل میشود.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اظهارات #قابل_تأمل دکتر بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه دانشگاه
🔺این ویدئو یک دقیقه ای را حتما ببینید.
🍀❤️ @filsofak
🔺این ویدئو یک دقیقه ای را حتما ببینید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
نقد اخلاق، جنسیت و تغییر مرزهای فاعل اخلاقی
(نقد نگاه مردسالار در فلسفه و اخلاق)
مریم نصراصفهانی
مجله غربشناسی بنیادی، از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
لینک دریافت مقاله: http://occidentstudy.ihcs.ac.ir/article_2594_70d8a46aa298c89358e9c68ef18ea569.pdf
چکیده : فلسفه اخلاق از زمان افلاطون و ارسطو تا چند دهه پیش نه فقط ساخته فلاسفه مرد بوده که متناسبِ مخاطب مرد هم پرداخته میشده است. در دهههای اخیر زنان فیلسوف در حوزههای گوناگون فلسفه اخلاق قلم زدهاند. برخی به اخلاق فضیلت-بنیاد جان تازهای بخشیدهاند؛ برخی اخلاق مراقبت-بنیاد را پروراندهاند و برخی مانند فمینیستهای رادیکال از اخلاق عشق سخن گفتهاند. گرچه این متفکران همگی به یک نحله فکری تعلق ندارند، اما از نوشتههای آنان آوای مشترکی به گوش میرسد که با جریان غالب در فلسفه اخلاق متفاوت است. این مقاله به بررسی این صدایِ متفاوتِ مشترک پرداخته و نشان داده است که این متفکران، در تقاضا برای به رسمیت شناختن عواطف و روابط انسانی در فلسفه اخلاق متفق هستند. با به رسمیت شناختن عواطف و روابط، مفهوم خودآیینی به چالش کشیده شده و مرزهای فاعل اخلاقی از درون و بیرون تغییر میکند. خودِ اخلاقی نه تنها نسبت به اعمال جوارحی که نسبت به حالات درونی خود نیز اخلاقاً مسئول بوده و باز مسئولیت اخلاقی متفاوتی نسبت به دیگرانِ نزدیک خود خواهد داشت. ورود نگاه جنسیتی به اخلاق در نهایت همیشه به دنبال واگرایی ذاتگرایانه نیست که پیشنهاداتی برای دستیابی به همگرایی دارد که در این مقاله بررسی شده است.
کلیدواژه ها
جنسیت؛ فلسفه اخلاق؛ فاعل اخلاقی؛ احساسات؛ خودآیینی ارتباطی؛ زنان در فلسفه اخلاق
🍀❤️ @filsofak
نقد اخلاق، جنسیت و تغییر مرزهای فاعل اخلاقی
(نقد نگاه مردسالار در فلسفه و اخلاق)
مریم نصراصفهانی
مجله غربشناسی بنیادی، از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
لینک دریافت مقاله: http://occidentstudy.ihcs.ac.ir/article_2594_70d8a46aa298c89358e9c68ef18ea569.pdf
چکیده : فلسفه اخلاق از زمان افلاطون و ارسطو تا چند دهه پیش نه فقط ساخته فلاسفه مرد بوده که متناسبِ مخاطب مرد هم پرداخته میشده است. در دهههای اخیر زنان فیلسوف در حوزههای گوناگون فلسفه اخلاق قلم زدهاند. برخی به اخلاق فضیلت-بنیاد جان تازهای بخشیدهاند؛ برخی اخلاق مراقبت-بنیاد را پروراندهاند و برخی مانند فمینیستهای رادیکال از اخلاق عشق سخن گفتهاند. گرچه این متفکران همگی به یک نحله فکری تعلق ندارند، اما از نوشتههای آنان آوای مشترکی به گوش میرسد که با جریان غالب در فلسفه اخلاق متفاوت است. این مقاله به بررسی این صدایِ متفاوتِ مشترک پرداخته و نشان داده است که این متفکران، در تقاضا برای به رسمیت شناختن عواطف و روابط انسانی در فلسفه اخلاق متفق هستند. با به رسمیت شناختن عواطف و روابط، مفهوم خودآیینی به چالش کشیده شده و مرزهای فاعل اخلاقی از درون و بیرون تغییر میکند. خودِ اخلاقی نه تنها نسبت به اعمال جوارحی که نسبت به حالات درونی خود نیز اخلاقاً مسئول بوده و باز مسئولیت اخلاقی متفاوتی نسبت به دیگرانِ نزدیک خود خواهد داشت. ورود نگاه جنسیتی به اخلاق در نهایت همیشه به دنبال واگرایی ذاتگرایانه نیست که پیشنهاداتی برای دستیابی به همگرایی دارد که در این مقاله بررسی شده است.
کلیدواژه ها
جنسیت؛ فلسفه اخلاق؛ فاعل اخلاقی؛ احساسات؛ خودآیینی ارتباطی؛ زنان در فلسفه اخلاق
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from هفته نامه حریم امام
"حریم امام" منتشر شد.
🖱در مسیر ازدواج موفق🖱
🔻 نسخه کامل نشریه حریم امام
شماره 282
در کانال تلگرامی نشریه قرار گرفت.
به حریم امام بپیوندید...
@harim_emam
🖱در مسیر ازدواج موفق🖱
🔻 نسخه کامل نشریه حریم امام
شماره 282
در کانال تلگرامی نشریه قرار گرفت.
به حریم امام بپیوندید...
@harim_emam
Forwarded from هفته نامه حریم امام
@harim_emam282.1396.6.2.pdf
3.6 MB
👆👆👆👆
پرونده خانواده شماره ۲۴
موضوع: ازدواج موفق
دبیر پرونده: مصطفی سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۲۸۲
🍀❤️ @filsofak
پرونده خانواده شماره ۲۴
موضوع: ازدواج موفق
دبیر پرونده: مصطفی سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۲۸۲
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔻تخيل و تربيت اخلاقى
🔷 خانم سيمون وى (الهى دان و عارف فرانسوى)در کتاب "نياز به ريشه" اين مطلب را بيان مى کند که بزرگترين دوست اخلاقى زيستن تخيل و بزرگترين دشمن آن توهم است. اگر مى خواهيم نسل آينده بشر اخلاقى تر شود بايد از کودکى در فرايند تربيت، قدرت تخيل کودک را افزايش و توهم او را کم کنيم.
🔹خانم آيريس مرداک (فيبسوف اخلاق) با کار بر روى اين ايده پيشنهاد داد که چون ادبيات به پرورش تخيل کمک زيادى مى کند ، کودکان بايد از آغاز با ادبيات آشنا شوند تا از اين راه اخلاقى تر شوند.
🔹خانم هانا آرنت متفکر آلمانى توانست به طور تجربى ايده تاثير تخيل در تربيت اخلافى را اثبات کند.هانا آرنت با بررسى زندگى آريشمان( افسر نازى که مسئول يهودى سوزى در رژيم هيتلر بود ) در زمان محاکمه اش، متوجه شد، آريشمان ، در زندگى اش انسانى از هر جهت درستکار است و در طول عمرش فساد مالى و جنسى نداشته و فرد منظمى بوده است ولى در عين حال اين جنايات را انجام داده است. هانا آرنت با کمک روانشناسان فهميد ، اشکال آريشمان اين است که قدرت تخيل ندارد و نمى تواند خودش را جاى ديگران بگذارد.
🔹 زندگى فاصله بالفعل ما با ديگران را افزايش مى دهد و تخيل مى تواند اين فاصله را کاهش دهد. بنابراين تخيل شرط لازم اخلاقى زيستن است.
#تخيل #تربيت_اخلاقى
تعليم و تربيت اخلاقى- استاد مصطفى ملکيان
🍀❤️ @filsofak
🔻تخيل و تربيت اخلاقى
🔷 خانم سيمون وى (الهى دان و عارف فرانسوى)در کتاب "نياز به ريشه" اين مطلب را بيان مى کند که بزرگترين دوست اخلاقى زيستن تخيل و بزرگترين دشمن آن توهم است. اگر مى خواهيم نسل آينده بشر اخلاقى تر شود بايد از کودکى در فرايند تربيت، قدرت تخيل کودک را افزايش و توهم او را کم کنيم.
🔹خانم آيريس مرداک (فيبسوف اخلاق) با کار بر روى اين ايده پيشنهاد داد که چون ادبيات به پرورش تخيل کمک زيادى مى کند ، کودکان بايد از آغاز با ادبيات آشنا شوند تا از اين راه اخلاقى تر شوند.
🔹خانم هانا آرنت متفکر آلمانى توانست به طور تجربى ايده تاثير تخيل در تربيت اخلافى را اثبات کند.هانا آرنت با بررسى زندگى آريشمان( افسر نازى که مسئول يهودى سوزى در رژيم هيتلر بود ) در زمان محاکمه اش، متوجه شد، آريشمان ، در زندگى اش انسانى از هر جهت درستکار است و در طول عمرش فساد مالى و جنسى نداشته و فرد منظمى بوده است ولى در عين حال اين جنايات را انجام داده است. هانا آرنت با کمک روانشناسان فهميد ، اشکال آريشمان اين است که قدرت تخيل ندارد و نمى تواند خودش را جاى ديگران بگذارد.
🔹 زندگى فاصله بالفعل ما با ديگران را افزايش مى دهد و تخيل مى تواند اين فاصله را کاهش دهد. بنابراين تخيل شرط لازم اخلاقى زيستن است.
#تخيل #تربيت_اخلاقى
تعليم و تربيت اخلاقى- استاد مصطفى ملکيان
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر شخص ۴ سال عمرش رو صرف نگاه به صفحه موبایل خرج می کنه...
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر جای خدا بودم...
#مصطفی_سلیمانی
.
...دکمۀ دلیت را می زدم و دلشوره را از صفحۀ روزگار حذف می کردم. کاری می کردم که صدایِ دارمب درومب گوشِ فلک را کر کند و همۀ عاشقان به همدیگر برسند. راحت تر از آنی که به فکرشان خطور کند. اصلاً کاری می کردم دو نفری که یواشکی همدیگر را دوست دارند، بی معطلی به هم برسند. بعدش روی تخت پادشاهی ام با چشمانی باز از آن بالا نگاه می کردم. می دیدم که چطور انرژی بینشان ردّ و بدل می شود. کیف می کردم. می دیدم بغل کردنشان را. ماچ کردنشان را. شعر خواندنشان را. رقصیدنشان را و در یک جمله با هم بودنشان را.
راستش حالا که خدایم و همۀ عشاق را به هم رسانده ام، حوصله ام سر رفته است. کم آورده ام. دارم می بینم که دیگر زندگی براشان عادی شده است. لیلی و مجنون دیگر مرا نمی پرستند و درد و دل نمی کنند. نیمه شب مرا از خواب بیدار نمی کنند تا پایِ حرفشان خوابم ببرد.
فکرش را بکن. همین لیلی و مجنون همدیگر را در مکتبخانه دیده باشند. یک دل نه و صد دل عاشقِ هم شده باشند. خواستگاریِ خانوادۀ پسر راه به جایی نبرده باشد. حالا بعد از یک جنگِ قبیله ای، به هم رسیده اند و بعدترها پیر شده اند. مجنون حوصلۀ غرغر کردنِ لیلی را ندارد. قرصش را نخورده و سرش درد می کند. لیلی هم سرگرم کار خودش است و بافتنی می بافد. دیگر حرارتی بینشان نیست. اضطراب و دلهره، مفهومی ندارد. زندگی نه برای خودشان جذّاب است و نه برای دیگران.
حالا شاعرها و داستان نویس ها سوژه ای برای نوشتن ندارند. دیگر از بیژن و منیژۀ فردوسی؛ زهره و منوچهرِ ایرج میرزا و فرهاد و شیرینِ بافقی خبری نیست. دیگر شهرۀ آفاق نیستند. از محدودۀ مکانی و زمانی شان نگذشته اند. عشقشان شهرتِ بین المللی ندارد.
دیگر «لبخند ژکوندِ داوینچی»، رازی ندارد. از دویست نامۀ پنهانیِ «ویکتورهوگو» به «آدل فوشر» چیزی نمانده. ناپلئون و دزیره ای نیست و این همه شعر و کتاب... انگار هیچ وقت نبوده اند: نه عشقی آمده و نه عشقی رفته!
چقدر بد است که جذابیتی نباشد. مثلِ اینکه زمین فلت شده باشد. نه قله ای، نه درّه ای، نه غروبی، نه خورشیدی، نه دریایی... انگار که دنیا یک نقطۀ نامشخص باشد.
غروبِ آفتاب دیگر کسی را به خودش خیره و مبهوت نمی کند و کسی سرگردانِ کسی نیست. کسی منتظرِ طلوعِ آفتاب نیست. اصلاً انتظار بی معناست. انتظاری که از مرگ شیرین تر است. دیگر سیگارِ به لب مانده و چایِ بی قند و شکر خوردن، نسلش منقرض می شود.
می خواهم از خدایی استعفا دهم قبل از آنکه صدایِ لیلی و مجنون هایی دربیاید که در تاریخ جنگ کردند و زحمت کشیدند ولی به هم نرسیدند...
🍀❤️ @filsofak
اگر جای خدا بودم...
#مصطفی_سلیمانی
.
...دکمۀ دلیت را می زدم و دلشوره را از صفحۀ روزگار حذف می کردم. کاری می کردم که صدایِ دارمب درومب گوشِ فلک را کر کند و همۀ عاشقان به همدیگر برسند. راحت تر از آنی که به فکرشان خطور کند. اصلاً کاری می کردم دو نفری که یواشکی همدیگر را دوست دارند، بی معطلی به هم برسند. بعدش روی تخت پادشاهی ام با چشمانی باز از آن بالا نگاه می کردم. می دیدم که چطور انرژی بینشان ردّ و بدل می شود. کیف می کردم. می دیدم بغل کردنشان را. ماچ کردنشان را. شعر خواندنشان را. رقصیدنشان را و در یک جمله با هم بودنشان را.
راستش حالا که خدایم و همۀ عشاق را به هم رسانده ام، حوصله ام سر رفته است. کم آورده ام. دارم می بینم که دیگر زندگی براشان عادی شده است. لیلی و مجنون دیگر مرا نمی پرستند و درد و دل نمی کنند. نیمه شب مرا از خواب بیدار نمی کنند تا پایِ حرفشان خوابم ببرد.
فکرش را بکن. همین لیلی و مجنون همدیگر را در مکتبخانه دیده باشند. یک دل نه و صد دل عاشقِ هم شده باشند. خواستگاریِ خانوادۀ پسر راه به جایی نبرده باشد. حالا بعد از یک جنگِ قبیله ای، به هم رسیده اند و بعدترها پیر شده اند. مجنون حوصلۀ غرغر کردنِ لیلی را ندارد. قرصش را نخورده و سرش درد می کند. لیلی هم سرگرم کار خودش است و بافتنی می بافد. دیگر حرارتی بینشان نیست. اضطراب و دلهره، مفهومی ندارد. زندگی نه برای خودشان جذّاب است و نه برای دیگران.
حالا شاعرها و داستان نویس ها سوژه ای برای نوشتن ندارند. دیگر از بیژن و منیژۀ فردوسی؛ زهره و منوچهرِ ایرج میرزا و فرهاد و شیرینِ بافقی خبری نیست. دیگر شهرۀ آفاق نیستند. از محدودۀ مکانی و زمانی شان نگذشته اند. عشقشان شهرتِ بین المللی ندارد.
دیگر «لبخند ژکوندِ داوینچی»، رازی ندارد. از دویست نامۀ پنهانیِ «ویکتورهوگو» به «آدل فوشر» چیزی نمانده. ناپلئون و دزیره ای نیست و این همه شعر و کتاب... انگار هیچ وقت نبوده اند: نه عشقی آمده و نه عشقی رفته!
چقدر بد است که جذابیتی نباشد. مثلِ اینکه زمین فلت شده باشد. نه قله ای، نه درّه ای، نه غروبی، نه خورشیدی، نه دریایی... انگار که دنیا یک نقطۀ نامشخص باشد.
غروبِ آفتاب دیگر کسی را به خودش خیره و مبهوت نمی کند و کسی سرگردانِ کسی نیست. کسی منتظرِ طلوعِ آفتاب نیست. اصلاً انتظار بی معناست. انتظاری که از مرگ شیرین تر است. دیگر سیگارِ به لب مانده و چایِ بی قند و شکر خوردن، نسلش منقرض می شود.
می خواهم از خدایی استعفا دهم قبل از آنکه صدایِ لیلی و مجنون هایی دربیاید که در تاریخ جنگ کردند و زحمت کشیدند ولی به هم نرسیدند...
🍀❤️ @filsofak
❤1
#اطلاعات_عمومی
آیا می دانید اولین پلاستیکی که توسط بشر تولید و در طبیعت رها شده هنوز تجزیه نشده؟
🔺حالا بازم آشغال بریزید!
🍀❤️ @filsofak
آیا می دانید اولین پلاستیکی که توسط بشر تولید و در طبیعت رها شده هنوز تجزیه نشده؟
🔺حالا بازم آشغال بریزید!
🍀❤️ @filsofak
سلام! منو نميشناسی، امروزصبح كنار ماشينت پارک كردم. وقتى برگشتم ديدم جريمه شدى. من روزخوبى داشتم و نميخوام روز توخراب بشه. جريمهات رو پرداخت كردم. تو هم يه روزى اينكارو براى يكى بكن.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
❤1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
"شرّ دنیا و آخرت با جهل است"
هدف سالک حق، وصل به آگاهیِ زنده و لایتناهی است. او با سلوکی پیگر، آن را نشانه رفته است. جز این باشد به جهل تن داده، و جهل با هر چیز دیگر که ترکیب شود معجونی زهرآگین ساخته است.
▪ جهل + دین = ارهاب
▪ جهل + آزادی = هلاکت
▪ جهل + قدرت = استبداد
▪ جهل + ثروت = فساد
▪ جهل + فقر = جُرم
▪ جهل + دوستی = خسارت
▪ جهل + ترس = بردگی
▪ جهل + تعصب = حماقت
▪ جهل + نیاز = ذلت
▪ جهل + خشم = ظلم
▪ جهل + قضاوت = بی عدالتی
▪ جهل + رفتن = گمراهی
پیامبر (ص) فرمود: "شَرُّ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ مَعَ الجَهلِ"
شرّ دنیا و آخرت، با جهل است.
روضةُ الواعظین ص ۱۷.
🍀❤️ @filsofak
"شرّ دنیا و آخرت با جهل است"
هدف سالک حق، وصل به آگاهیِ زنده و لایتناهی است. او با سلوکی پیگر، آن را نشانه رفته است. جز این باشد به جهل تن داده، و جهل با هر چیز دیگر که ترکیب شود معجونی زهرآگین ساخته است.
▪ جهل + دین = ارهاب
▪ جهل + آزادی = هلاکت
▪ جهل + قدرت = استبداد
▪ جهل + ثروت = فساد
▪ جهل + فقر = جُرم
▪ جهل + دوستی = خسارت
▪ جهل + ترس = بردگی
▪ جهل + تعصب = حماقت
▪ جهل + نیاز = ذلت
▪ جهل + خشم = ظلم
▪ جهل + قضاوت = بی عدالتی
▪ جهل + رفتن = گمراهی
پیامبر (ص) فرمود: "شَرُّ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ مَعَ الجَهلِ"
شرّ دنیا و آخرت، با جهل است.
روضةُ الواعظین ص ۱۷.
🍀❤️ @filsofak
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست در دست هم دهیم به مهر..❤
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در فضای مجازی چشمها و گوش ها مثل همه چیز دیگر به هم خیلی نزدیک و شبیه می شوند و بیشتر حرف ها و چیزهای مشابه را می بینند و می شنوند. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد اینست که با پدید آمدن ابزار ارتباطی، عالم انسانی و وجود آدمیان هم دگرگون می شود وجود آدمی در عوالم تاریخی امر ثابتی نیست. فضای مجازی را هم قائم به وسایل ارتباطات و اطلاعات نباید دانست بلکه این وسایل با فضای مجازی به وجود می آیند و در فضای مجازی به کار می روند.
از اوصاف اصلی فضای مجازی اینست که استبداد خود را آشکار نمی سازد و راه ورود بر هیچ چیز را نمی بندد و با هیچ چیز مخالفت نمیکند و میان چیزها تفاوت نمیگذارد. هنر و دین و سیاست و علم همه میتوانند در این عالم وارد شوند و کم و بیش وارد شده اند اما آنها هر چه باشد با ورود در این عالم جزئی از جهان مجازی و وهمی می شوند. حتی چنانکه گفته شد درس دین و عرفان و فلسفه را هم می توان در این فضا آموخت اما باید تحقیق کرد که فلسفه مثلاً در این فضا چه وضع و صورتی پیدا میکند و مخاطبش کیست و چه می تواند بکند؟ برای پاسخ دادن به این پرسش باید پرسید که فضای مجازی چیست. از جمله صاحبنظران معاصر که در این پرسش تأمل کرده اند، #بودریار فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی است. به نظر او زمانی بود که علم، علم جهان فی نفسه بود و در دوره مدرن علم به گزارش واقعیت مبدل شد اما در زمان ما که همان زمان فضای مجازی است هر چه هست گزارشها و رمزها و کدها است. این کدها و رمزها هیچ مرجعی ندارند و با میزانی سنجیده نمیشوند یعنی اگر در گذشته امور خیالی و وهمی مرجعی در مراتب وجود داشتند در فضای مجازی خیال و وهم اموری در برابر حقیقت و وجود نیستند و به چیزی که موجود باشد باز نمیگردند بلکه عدمند. فضای مجازی سراسر روی زمین را به جهان خیال ها و اوهام بدون مرجع و بی پشتوانه مبدل کرده است. بودریار گفته است که اکنون به جای اینکه مثل #لایب_نیتس بپرسیم موجودات چرا هستند و عدم نیستند باید بپرسیم چرا هیچ چیز نیست و همه چیز سراسر عدم است و عجیب اینکه او این عدم را واقعیت و موجودیت شدید میدانست. این صورتی از فلسفه جهان مجازی است و پیداست که چنین رأی و نظری جز در فضای مجازی نمیتوانست به وجود آید. به نظر بودریار اگر عالم مجازی در نظر ما طبیعی و عادی مینماید از آن روست که پیوسته و با انواع حیله ها رو نهان می کند. این فیلسوف با اقتباس تمثیلی از #بورخس گفته است فضای مجازی نقشه کاملی از جهان است که سراسر روی زمین را پوشانده است و آدمی دیگر با زمین خود کاری ندارد و روی نقشه زندگی میکند به این جهت کسی نمی داند که زیر پایش چیست. در و دیوار هم سعی می کنند که بگویند این نقشه نیست، سرزمین است. بودریار #دیزنی_لند را هم شاهد می آورد. دیزنی لند فضایی است که ما را به عوالم خیالی و به رؤیاها می برد. گویی می خواهد به ما بگوید که فضای بیرون از دیزنی لند فضای حقیقی است (بودریار می توانست نتیجه بگیرد که فضای دیزنی لند حقیقی تر از فضای مجازی است زیرا در قیاس با فضای بیرون ساخته شده است).شاید او حق داشت که می گفت در فضای مجازی مرجعی وجود ندارد و این کدها و رمزها هستند که وجود استقلالی دارند اما آیا او خود در این فضا و با مقتضیات این فضا نیندیشیده و به کلی از آن آزاد و مستقل بوده است. آیا قول خود او درباره وجود و عدم مرجع ندارد به نظر می رسد که مرجع آراء او فضای مجازی است. اگر فضای مجازی نبود نه فقط بودریار بلکه سوفسطایی ترین سوفسطاییان نمی توانست پرسش از عدم را به جای پرسش از وجود بگذارد. فلسفه در فضای مجازی به هر سرنوشتی دچار شود می توان همچنان امیدوار بود که روزنه های تفکر حتی با غلبه فضای مجازی بسته نشود.
فلسفه و فضای مجازی
#رضا_داوری
🍀❤️ @filsofak
در فضای مجازی چشمها و گوش ها مثل همه چیز دیگر به هم خیلی نزدیک و شبیه می شوند و بیشتر حرف ها و چیزهای مشابه را می بینند و می شنوند. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد اینست که با پدید آمدن ابزار ارتباطی، عالم انسانی و وجود آدمیان هم دگرگون می شود وجود آدمی در عوالم تاریخی امر ثابتی نیست. فضای مجازی را هم قائم به وسایل ارتباطات و اطلاعات نباید دانست بلکه این وسایل با فضای مجازی به وجود می آیند و در فضای مجازی به کار می روند.
از اوصاف اصلی فضای مجازی اینست که استبداد خود را آشکار نمی سازد و راه ورود بر هیچ چیز را نمی بندد و با هیچ چیز مخالفت نمیکند و میان چیزها تفاوت نمیگذارد. هنر و دین و سیاست و علم همه میتوانند در این عالم وارد شوند و کم و بیش وارد شده اند اما آنها هر چه باشد با ورود در این عالم جزئی از جهان مجازی و وهمی می شوند. حتی چنانکه گفته شد درس دین و عرفان و فلسفه را هم می توان در این فضا آموخت اما باید تحقیق کرد که فلسفه مثلاً در این فضا چه وضع و صورتی پیدا میکند و مخاطبش کیست و چه می تواند بکند؟ برای پاسخ دادن به این پرسش باید پرسید که فضای مجازی چیست. از جمله صاحبنظران معاصر که در این پرسش تأمل کرده اند، #بودریار فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی است. به نظر او زمانی بود که علم، علم جهان فی نفسه بود و در دوره مدرن علم به گزارش واقعیت مبدل شد اما در زمان ما که همان زمان فضای مجازی است هر چه هست گزارشها و رمزها و کدها است. این کدها و رمزها هیچ مرجعی ندارند و با میزانی سنجیده نمیشوند یعنی اگر در گذشته امور خیالی و وهمی مرجعی در مراتب وجود داشتند در فضای مجازی خیال و وهم اموری در برابر حقیقت و وجود نیستند و به چیزی که موجود باشد باز نمیگردند بلکه عدمند. فضای مجازی سراسر روی زمین را به جهان خیال ها و اوهام بدون مرجع و بی پشتوانه مبدل کرده است. بودریار گفته است که اکنون به جای اینکه مثل #لایب_نیتس بپرسیم موجودات چرا هستند و عدم نیستند باید بپرسیم چرا هیچ چیز نیست و همه چیز سراسر عدم است و عجیب اینکه او این عدم را واقعیت و موجودیت شدید میدانست. این صورتی از فلسفه جهان مجازی است و پیداست که چنین رأی و نظری جز در فضای مجازی نمیتوانست به وجود آید. به نظر بودریار اگر عالم مجازی در نظر ما طبیعی و عادی مینماید از آن روست که پیوسته و با انواع حیله ها رو نهان می کند. این فیلسوف با اقتباس تمثیلی از #بورخس گفته است فضای مجازی نقشه کاملی از جهان است که سراسر روی زمین را پوشانده است و آدمی دیگر با زمین خود کاری ندارد و روی نقشه زندگی میکند به این جهت کسی نمی داند که زیر پایش چیست. در و دیوار هم سعی می کنند که بگویند این نقشه نیست، سرزمین است. بودریار #دیزنی_لند را هم شاهد می آورد. دیزنی لند فضایی است که ما را به عوالم خیالی و به رؤیاها می برد. گویی می خواهد به ما بگوید که فضای بیرون از دیزنی لند فضای حقیقی است (بودریار می توانست نتیجه بگیرد که فضای دیزنی لند حقیقی تر از فضای مجازی است زیرا در قیاس با فضای بیرون ساخته شده است).شاید او حق داشت که می گفت در فضای مجازی مرجعی وجود ندارد و این کدها و رمزها هستند که وجود استقلالی دارند اما آیا او خود در این فضا و با مقتضیات این فضا نیندیشیده و به کلی از آن آزاد و مستقل بوده است. آیا قول خود او درباره وجود و عدم مرجع ندارد به نظر می رسد که مرجع آراء او فضای مجازی است. اگر فضای مجازی نبود نه فقط بودریار بلکه سوفسطایی ترین سوفسطاییان نمی توانست پرسش از عدم را به جای پرسش از وجود بگذارد. فلسفه در فضای مجازی به هر سرنوشتی دچار شود می توان همچنان امیدوار بود که روزنه های تفکر حتی با غلبه فضای مجازی بسته نشود.
فلسفه و فضای مجازی
#رضا_داوری
🍀❤️ @filsofak