📝 فلسفه اخلاق:
مهارتهای دهگانه ضروری برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق:
۱- مهارت خودآگاهی
۲- مهارت همدلی
۳- مهارت روابط بین فردی
۴- مهارت ارتباط موثر
۵- مهارت مقابله با استرس
۶- مهارت مدیریت هیجان
۷- مهارت حل مسئله
۸- مهارتت تصمیم گیری
۹- مهارت تفکر خلاق
۱۰- مهارت تفکر نقادانه
🔹 مهارت خودآگاهی:
توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقعبینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی و اجتماعی
🔹 مهارت همدلی:
درک کردن دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه روابط اجتماعی بهترِ افراد با یکدیگر میانجامد.
🔹 مهارت روابط بین فردی:
مشارکت و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستیها، دوستیهای ناسالم را خاتمه میدهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.
🔹 مهارت ارتباط موثر:
درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوهای که فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.
🔹 مهارت مقابله با فشار عصبی:
با آموختن این مهارت افراد هیجانهای مثبت و منفی را در خود و دیگران میشناسند و سعی میکنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.
🔹 مهارت مدیریت هیجان:
هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر میگذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.
🔹مهارت حل مسئله:
زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت بهتر میتوانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ میدهند، از سر راه زندگیمان برداریم.
🔹مهارت تصمیمگیری:
برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیمگیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیمگیریهای او مشخص میکند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راهحلهای موجود بهترین را انتخاب میکنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده میگیریم.
🔹 مهارت تفکر خلاق:
تفکر یکی از مهمترین مهارتهای زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایدهای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواریها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل میکنیم. هنگامی که تفکر خلاق را میآموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راهحلهای جدید بیابیم و مشکلات را به گونهای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.
🔹 مهارت تفکر نقادانه:
این مهارت موجب میشود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم. با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمیخوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر میکنیم و دقیق و درست تصمیم میگیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنیم.
🍀❤️ @filsofak
مهارتهای دهگانه ضروری برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق:
۱- مهارت خودآگاهی
۲- مهارت همدلی
۳- مهارت روابط بین فردی
۴- مهارت ارتباط موثر
۵- مهارت مقابله با استرس
۶- مهارت مدیریت هیجان
۷- مهارت حل مسئله
۸- مهارتت تصمیم گیری
۹- مهارت تفکر خلاق
۱۰- مهارت تفکر نقادانه
🔹 مهارت خودآگاهی:
توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقعبینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی و اجتماعی
🔹 مهارت همدلی:
درک کردن دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه روابط اجتماعی بهترِ افراد با یکدیگر میانجامد.
🔹 مهارت روابط بین فردی:
مشارکت و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستیها، دوستیهای ناسالم را خاتمه میدهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.
🔹 مهارت ارتباط موثر:
درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوهای که فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.
🔹 مهارت مقابله با فشار عصبی:
با آموختن این مهارت افراد هیجانهای مثبت و منفی را در خود و دیگران میشناسند و سعی میکنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.
🔹 مهارت مدیریت هیجان:
هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر میگذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.
🔹مهارت حل مسئله:
زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت بهتر میتوانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ میدهند، از سر راه زندگیمان برداریم.
🔹مهارت تصمیمگیری:
برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیمگیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیمگیریهای او مشخص میکند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راهحلهای موجود بهترین را انتخاب میکنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده میگیریم.
🔹 مهارت تفکر خلاق:
تفکر یکی از مهمترین مهارتهای زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایدهای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواریها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل میکنیم. هنگامی که تفکر خلاق را میآموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راهحلهای جدید بیابیم و مشکلات را به گونهای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.
🔹 مهارت تفکر نقادانه:
این مهارت موجب میشود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم. با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمیخوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر میکنیم و دقیق و درست تصمیم میگیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنیم.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
خوشبختی چیست؟
1: ضرر نرساندن به دیگران
2: مفید بودن برای دیگران
3: داشتن وجدانی راحت
👤 #پروفسور_سمیعی
🍀❤️ @filsofak
خوشبختی چیست؟
1: ضرر نرساندن به دیگران
2: مفید بودن برای دیگران
3: داشتن وجدانی راحت
👤 #پروفسور_سمیعی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔺توصیه دبیر گروه دانش روزنامه جامجم به شهردار جدید:
🔴 آقای شهردار! نورپردازی درختان را متوقف کنید
درباره آسیبهای غیرقابل جبران نورپردازی غیراصولی بر تنه و شاخ و برگ درختان بارها هشدار داده شده است. قد و قواره این درختان بزرگی که در خیابان ولیعصر سر به فلک میسایند را نگاه نکنید؛ آنها زبان ندارند بگویند ما موجودات زندهای هستیم که شب به آرامش نیاز داریم. آنها نمیتوانند به ما که از ظرایف زندگی آنها خبر نداریم بگویند ما در تمام طول روز مشغول فتوسنتز هستیم و شب نباید نوری به شاخ و برگ ما بتابانید.
آقای شهردار! من به نمایندگی از درختان شهرم هشدار میدهم، آب دستتان هست به زمین بگذارید و به مهندسانتان دستور دهید این لامپهایی که در شبهای زیادی از سال زیر تنه درختان در خیابانهای تهران روشن میکنند را برای همیشه خاموش کنند. بگذارید شبها درختان چرخه زندگی عادی خود را سپری کنند. اگر چنین لامپهایی شب بالای سرتان روشن باشد آن وقت ببینید آیا خواب به چشمتان میآید؟! آنها چنین بلایی سر درختان آوردهاند.
آقای شهردار! کدام مشاور گفته است که زیبایی خدادادی درختان کافی نیست و باید هر شب صدها لامپ الایدی زیرشان روشن کنند و نورهای رنگی قرمز و بنفش و سبز به آنها بتابانند؟ ما در کشوری زندگی میکنیم که برای تأمین برق در تابستان گاهی دچار مشکل میشود. نورپردازی غیرضروری درختان با صرف انرژی برق و هزینه تعمیر و نگهداری بالایی که این سیستم مضر به شهرداری تحمیل میکند چه نسبتی با اقتصاد مقاومتی دارد؟
آقای شهردار! این درختان با این نورهایی که هر شب از پایین روشنشان میکنند دارند خشک میشوند. ما با کارشناسان دانشگاهی وکاربلد زیادی در سالهای اخیر صحبت و گزارشهایش را بارها در همین صفحه دانش روزنامه جامجم منتشر کردهایم. گیاهشناسان متفقالقولند که مهندسان دارند این درختها را میخشکانند و مستندات علمیاش موجود است.
من بعید نمیدانم مدیران روابط عمومی شهردار قبلی، گزارشهای منفی روزنامهها نسبت به کارهای شهرداری را روی میز کارشان نمیگذاشتند. وگرنه ایشان حتما به فکر حفظ درختان شهر بودند و تا الان بساط این لامپها را جمع کرده بودند.
مدیران عوض میشوند اما مشکلات شهری همیشه هست، بنابراین به شهردار جدید هم توصیه میکنیم حالا هم هنوز وقت هست... شما بهزودی به مسند شهرداری تهران تکیه خواهید زد. بیایید بهعنوان اولین اقدام موثر و غیرتبلیغاتی، دستور دهید این بساط نورپردازی غیراصولی را که اتفاقا در شهرستانها هم در حال مدشدن است از تهران جمع کنند. در این صورت مطمئن باشید ۲۰ سال دیگر خواهند گفت «این محمدعلی نجفی، شهردار تهران بود که جان درختان این شهر را نجات داد.» مطمئن باشید دعای این درختان بیگناه پشت سرتان خواهد بود، هرچند زبانشان بسته است... .
✍ کاظم کوکرم/ دبیر گروه دانش روزنامه جامجم
۲۵ امرداد ۱۳۹۶ صفحه دانش
🍀❤️ @filsofak
🔺توصیه دبیر گروه دانش روزنامه جامجم به شهردار جدید:
🔴 آقای شهردار! نورپردازی درختان را متوقف کنید
درباره آسیبهای غیرقابل جبران نورپردازی غیراصولی بر تنه و شاخ و برگ درختان بارها هشدار داده شده است. قد و قواره این درختان بزرگی که در خیابان ولیعصر سر به فلک میسایند را نگاه نکنید؛ آنها زبان ندارند بگویند ما موجودات زندهای هستیم که شب به آرامش نیاز داریم. آنها نمیتوانند به ما که از ظرایف زندگی آنها خبر نداریم بگویند ما در تمام طول روز مشغول فتوسنتز هستیم و شب نباید نوری به شاخ و برگ ما بتابانید.
آقای شهردار! من به نمایندگی از درختان شهرم هشدار میدهم، آب دستتان هست به زمین بگذارید و به مهندسانتان دستور دهید این لامپهایی که در شبهای زیادی از سال زیر تنه درختان در خیابانهای تهران روشن میکنند را برای همیشه خاموش کنند. بگذارید شبها درختان چرخه زندگی عادی خود را سپری کنند. اگر چنین لامپهایی شب بالای سرتان روشن باشد آن وقت ببینید آیا خواب به چشمتان میآید؟! آنها چنین بلایی سر درختان آوردهاند.
آقای شهردار! کدام مشاور گفته است که زیبایی خدادادی درختان کافی نیست و باید هر شب صدها لامپ الایدی زیرشان روشن کنند و نورهای رنگی قرمز و بنفش و سبز به آنها بتابانند؟ ما در کشوری زندگی میکنیم که برای تأمین برق در تابستان گاهی دچار مشکل میشود. نورپردازی غیرضروری درختان با صرف انرژی برق و هزینه تعمیر و نگهداری بالایی که این سیستم مضر به شهرداری تحمیل میکند چه نسبتی با اقتصاد مقاومتی دارد؟
آقای شهردار! این درختان با این نورهایی که هر شب از پایین روشنشان میکنند دارند خشک میشوند. ما با کارشناسان دانشگاهی وکاربلد زیادی در سالهای اخیر صحبت و گزارشهایش را بارها در همین صفحه دانش روزنامه جامجم منتشر کردهایم. گیاهشناسان متفقالقولند که مهندسان دارند این درختها را میخشکانند و مستندات علمیاش موجود است.
من بعید نمیدانم مدیران روابط عمومی شهردار قبلی، گزارشهای منفی روزنامهها نسبت به کارهای شهرداری را روی میز کارشان نمیگذاشتند. وگرنه ایشان حتما به فکر حفظ درختان شهر بودند و تا الان بساط این لامپها را جمع کرده بودند.
مدیران عوض میشوند اما مشکلات شهری همیشه هست، بنابراین به شهردار جدید هم توصیه میکنیم حالا هم هنوز وقت هست... شما بهزودی به مسند شهرداری تهران تکیه خواهید زد. بیایید بهعنوان اولین اقدام موثر و غیرتبلیغاتی، دستور دهید این بساط نورپردازی غیراصولی را که اتفاقا در شهرستانها هم در حال مدشدن است از تهران جمع کنند. در این صورت مطمئن باشید ۲۰ سال دیگر خواهند گفت «این محمدعلی نجفی، شهردار تهران بود که جان درختان این شهر را نجات داد.» مطمئن باشید دعای این درختان بیگناه پشت سرتان خواهد بود، هرچند زبانشان بسته است... .
✍ کاظم کوکرم/ دبیر گروه دانش روزنامه جامجم
۲۵ امرداد ۱۳۹۶ صفحه دانش
🍀❤️ @filsofak
فلسفه اخلاق
جغرافیای رمان های مشهور ایرانی. عالیه👌 🍀❤️ @filsofak
سلام.
ممنون از مطالب جذابی که در کانال فلسفه اخلاق با مخاطبانتون به اشتراک میزارید.در مورد مطلب اخیر جغرافیای رمان های مشهور ایرانی باید بگم که رمان قصه های مجید درواقع مربوط به استان کرمان زادگاه نویسنده ی گرانقدر اقای مرادی کرمانی است و بعدها توسط اصفهانی ها به صورت فیلم در آمد.
🍀❤️ @filsofak
ممنون از مطالب جذابی که در کانال فلسفه اخلاق با مخاطبانتون به اشتراک میزارید.در مورد مطلب اخیر جغرافیای رمان های مشهور ایرانی باید بگم که رمان قصه های مجید درواقع مربوط به استان کرمان زادگاه نویسنده ی گرانقدر اقای مرادی کرمانی است و بعدها توسط اصفهانی ها به صورت فیلم در آمد.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شادمانى انسان و شادمانى ديگران
به يكديگر بستگى دارد
ارسطو به اين نوع برخورد
"خودخواهى روشنگرانه" میگويد
خیرخواهی،
دوستی
وعشق ویژگی انسان است
لازم نيست مصلح اجتماعى باشيد كه بتوانيد دنياى بهترى بسازيد
بلكه همين كه دنياى خصوصى خودتان را بهتر كنيد خدمت بزرگى كرده ايد.
#آلفرد_آدلر
#طبیعت_انسان
🍀❤️ @filsofak
شادمانى انسان و شادمانى ديگران
به يكديگر بستگى دارد
ارسطو به اين نوع برخورد
"خودخواهى روشنگرانه" میگويد
خیرخواهی،
دوستی
وعشق ویژگی انسان است
لازم نيست مصلح اجتماعى باشيد كه بتوانيد دنياى بهترى بسازيد
بلكه همين كه دنياى خصوصى خودتان را بهتر كنيد خدمت بزرگى كرده ايد.
#آلفرد_آدلر
#طبیعت_انسان
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
انسانهایی پیدا می شوند سی روز ماه رمضان را روزه می گیرند، عید که شد برای کفاره گناهانشان گوسفند حنا بسته سر می برند، به حج تمتع و عمره می روند، روزی پنج بار سر به سجاده می گذارند، اما دلشان نه جایی برای محبت است، نه جایی برای مرحمت.
مرد حسابی، پس برای چه این همه
زحمت می کشی؟!
مگر بدون دوست داشتن و دوست داشته شدن می شود ایمان آورد؟ !
اگر عشق نباشد، "عبادت" هم کلمه ای خشک و خالی می شود...
انسان باید با عشق و در عشق ایمان بیاورد؛ باید در رگهایش عشق به خدا و انسان ها را حس کند !
📕 #ملت_عشق
👤 #الیف_شافاک
🍀❤️ @filsofak
🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃
انسانهایی پیدا می شوند سی روز ماه رمضان را روزه می گیرند، عید که شد برای کفاره گناهانشان گوسفند حنا بسته سر می برند، به حج تمتع و عمره می روند، روزی پنج بار سر به سجاده می گذارند، اما دلشان نه جایی برای محبت است، نه جایی برای مرحمت.
مرد حسابی، پس برای چه این همه
زحمت می کشی؟!
مگر بدون دوست داشتن و دوست داشته شدن می شود ایمان آورد؟ !
اگر عشق نباشد، "عبادت" هم کلمه ای خشک و خالی می شود...
انسان باید با عشق و در عشق ایمان بیاورد؛ باید در رگهایش عشق به خدا و انسان ها را حس کند !
📕 #ملت_عشق
👤 #الیف_شافاک
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنج نکته به کودکان تا آنها امن باشند.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
تناقضها
آدم اخلاقی از هیچ چیز به اندازۀ سیاست، گریزان نیست؛
آدم اخلاقی از هیچ چیز به اندازۀ سیاست، ناگزیر نیست.
آدم سیاسی از هیچ چیز به اندازۀ اخلاق، در درازمدت سود نمیبرد؛
آدم سیاسی از هیچ چیز به اندازۀ اخلاق، احساس بینیازی نمیکند.
اخلاق به چیزی به اندازۀ انصاف قائم نیست؛
انصاف، دشمنی سرسختتر از شبهاخلاق ندارد.
سیاست، از هیچ چیز به اندازۀ دین ارتزاق نکرده است؛
دین، از هیچ چیز به اندازۀ سیاست آسیب ندیده است.
جامعه چارهای جز اقبال به آدمهای فرهنگی ندارد؛
آدمهای فرهنگی جز بیچارگی نصیبی از جامعه ندارند.
دین نخستین دستاویز مردم عامی در مواجهه با مسائل مختلف است؛
دین، آخرین منبع الهامبخش دانشمندان مستأصل است.
اخلاق، مادر دین است و سیاست، دایۀ آن؛
دایۀ مهربانتر از مادر نداریم؛ خصوصا در زمان بیمادری.
فقر، دین را به محاق میبرد؛
دین، فقر را به معراج میبرد.
مرز میان خرافه و معنویت از موی باریکتر است؛
باریکبینیهای علمی و عقلی، معنویت را مختل میکند.
رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak
تناقضها
آدم اخلاقی از هیچ چیز به اندازۀ سیاست، گریزان نیست؛
آدم اخلاقی از هیچ چیز به اندازۀ سیاست، ناگزیر نیست.
آدم سیاسی از هیچ چیز به اندازۀ اخلاق، در درازمدت سود نمیبرد؛
آدم سیاسی از هیچ چیز به اندازۀ اخلاق، احساس بینیازی نمیکند.
اخلاق به چیزی به اندازۀ انصاف قائم نیست؛
انصاف، دشمنی سرسختتر از شبهاخلاق ندارد.
سیاست، از هیچ چیز به اندازۀ دین ارتزاق نکرده است؛
دین، از هیچ چیز به اندازۀ سیاست آسیب ندیده است.
جامعه چارهای جز اقبال به آدمهای فرهنگی ندارد؛
آدمهای فرهنگی جز بیچارگی نصیبی از جامعه ندارند.
دین نخستین دستاویز مردم عامی در مواجهه با مسائل مختلف است؛
دین، آخرین منبع الهامبخش دانشمندان مستأصل است.
اخلاق، مادر دین است و سیاست، دایۀ آن؛
دایۀ مهربانتر از مادر نداریم؛ خصوصا در زمان بیمادری.
فقر، دین را به محاق میبرد؛
دین، فقر را به معراج میبرد.
مرز میان خرافه و معنویت از موی باریکتر است؛
باریکبینیهای علمی و عقلی، معنویت را مختل میکند.
رضا بابایی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⛏ شما چندبار تلاش خواهید کرد ؟!
بسیاری از افراد با یک شکست ناامید شده و دست از تلاش میکشند ، در حالی که موفقیت با پشتکار و تلاش بالا حاصل میشود.
🍀❤️ @filsofak
بسیاری از افراد با یک شکست ناامید شده و دست از تلاش میکشند ، در حالی که موفقیت با پشتکار و تلاش بالا حاصل میشود.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اظهارات #قابل_تأمل دکتر بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه دانشگاه
🔺این ویدئو یک دقیقه ای را حتما ببینید.
🍀❤️ @filsofak
🔺این ویدئو یک دقیقه ای را حتما ببینید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
نقد اخلاق، جنسیت و تغییر مرزهای فاعل اخلاقی
(نقد نگاه مردسالار در فلسفه و اخلاق)
مریم نصراصفهانی
مجله غربشناسی بنیادی، از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
لینک دریافت مقاله: http://occidentstudy.ihcs.ac.ir/article_2594_70d8a46aa298c89358e9c68ef18ea569.pdf
چکیده : فلسفه اخلاق از زمان افلاطون و ارسطو تا چند دهه پیش نه فقط ساخته فلاسفه مرد بوده که متناسبِ مخاطب مرد هم پرداخته میشده است. در دهههای اخیر زنان فیلسوف در حوزههای گوناگون فلسفه اخلاق قلم زدهاند. برخی به اخلاق فضیلت-بنیاد جان تازهای بخشیدهاند؛ برخی اخلاق مراقبت-بنیاد را پروراندهاند و برخی مانند فمینیستهای رادیکال از اخلاق عشق سخن گفتهاند. گرچه این متفکران همگی به یک نحله فکری تعلق ندارند، اما از نوشتههای آنان آوای مشترکی به گوش میرسد که با جریان غالب در فلسفه اخلاق متفاوت است. این مقاله به بررسی این صدایِ متفاوتِ مشترک پرداخته و نشان داده است که این متفکران، در تقاضا برای به رسمیت شناختن عواطف و روابط انسانی در فلسفه اخلاق متفق هستند. با به رسمیت شناختن عواطف و روابط، مفهوم خودآیینی به چالش کشیده شده و مرزهای فاعل اخلاقی از درون و بیرون تغییر میکند. خودِ اخلاقی نه تنها نسبت به اعمال جوارحی که نسبت به حالات درونی خود نیز اخلاقاً مسئول بوده و باز مسئولیت اخلاقی متفاوتی نسبت به دیگرانِ نزدیک خود خواهد داشت. ورود نگاه جنسیتی به اخلاق در نهایت همیشه به دنبال واگرایی ذاتگرایانه نیست که پیشنهاداتی برای دستیابی به همگرایی دارد که در این مقاله بررسی شده است.
کلیدواژه ها
جنسیت؛ فلسفه اخلاق؛ فاعل اخلاقی؛ احساسات؛ خودآیینی ارتباطی؛ زنان در فلسفه اخلاق
🍀❤️ @filsofak
نقد اخلاق، جنسیت و تغییر مرزهای فاعل اخلاقی
(نقد نگاه مردسالار در فلسفه و اخلاق)
مریم نصراصفهانی
مجله غربشناسی بنیادی، از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
لینک دریافت مقاله: http://occidentstudy.ihcs.ac.ir/article_2594_70d8a46aa298c89358e9c68ef18ea569.pdf
چکیده : فلسفه اخلاق از زمان افلاطون و ارسطو تا چند دهه پیش نه فقط ساخته فلاسفه مرد بوده که متناسبِ مخاطب مرد هم پرداخته میشده است. در دهههای اخیر زنان فیلسوف در حوزههای گوناگون فلسفه اخلاق قلم زدهاند. برخی به اخلاق فضیلت-بنیاد جان تازهای بخشیدهاند؛ برخی اخلاق مراقبت-بنیاد را پروراندهاند و برخی مانند فمینیستهای رادیکال از اخلاق عشق سخن گفتهاند. گرچه این متفکران همگی به یک نحله فکری تعلق ندارند، اما از نوشتههای آنان آوای مشترکی به گوش میرسد که با جریان غالب در فلسفه اخلاق متفاوت است. این مقاله به بررسی این صدایِ متفاوتِ مشترک پرداخته و نشان داده است که این متفکران، در تقاضا برای به رسمیت شناختن عواطف و روابط انسانی در فلسفه اخلاق متفق هستند. با به رسمیت شناختن عواطف و روابط، مفهوم خودآیینی به چالش کشیده شده و مرزهای فاعل اخلاقی از درون و بیرون تغییر میکند. خودِ اخلاقی نه تنها نسبت به اعمال جوارحی که نسبت به حالات درونی خود نیز اخلاقاً مسئول بوده و باز مسئولیت اخلاقی متفاوتی نسبت به دیگرانِ نزدیک خود خواهد داشت. ورود نگاه جنسیتی به اخلاق در نهایت همیشه به دنبال واگرایی ذاتگرایانه نیست که پیشنهاداتی برای دستیابی به همگرایی دارد که در این مقاله بررسی شده است.
کلیدواژه ها
جنسیت؛ فلسفه اخلاق؛ فاعل اخلاقی؛ احساسات؛ خودآیینی ارتباطی؛ زنان در فلسفه اخلاق
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from هفته نامه حریم امام
"حریم امام" منتشر شد.
🖱در مسیر ازدواج موفق🖱
🔻 نسخه کامل نشریه حریم امام
شماره 282
در کانال تلگرامی نشریه قرار گرفت.
به حریم امام بپیوندید...
@harim_emam
🖱در مسیر ازدواج موفق🖱
🔻 نسخه کامل نشریه حریم امام
شماره 282
در کانال تلگرامی نشریه قرار گرفت.
به حریم امام بپیوندید...
@harim_emam
Forwarded from هفته نامه حریم امام
@harim_emam282.1396.6.2.pdf
3.6 MB
👆👆👆👆
پرونده خانواده شماره ۲۴
موضوع: ازدواج موفق
دبیر پرونده: مصطفی سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۲۸۲
🍀❤️ @filsofak
پرونده خانواده شماره ۲۴
موضوع: ازدواج موفق
دبیر پرونده: مصطفی سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۲۸۲
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔻تخيل و تربيت اخلاقى
🔷 خانم سيمون وى (الهى دان و عارف فرانسوى)در کتاب "نياز به ريشه" اين مطلب را بيان مى کند که بزرگترين دوست اخلاقى زيستن تخيل و بزرگترين دشمن آن توهم است. اگر مى خواهيم نسل آينده بشر اخلاقى تر شود بايد از کودکى در فرايند تربيت، قدرت تخيل کودک را افزايش و توهم او را کم کنيم.
🔹خانم آيريس مرداک (فيبسوف اخلاق) با کار بر روى اين ايده پيشنهاد داد که چون ادبيات به پرورش تخيل کمک زيادى مى کند ، کودکان بايد از آغاز با ادبيات آشنا شوند تا از اين راه اخلاقى تر شوند.
🔹خانم هانا آرنت متفکر آلمانى توانست به طور تجربى ايده تاثير تخيل در تربيت اخلافى را اثبات کند.هانا آرنت با بررسى زندگى آريشمان( افسر نازى که مسئول يهودى سوزى در رژيم هيتلر بود ) در زمان محاکمه اش، متوجه شد، آريشمان ، در زندگى اش انسانى از هر جهت درستکار است و در طول عمرش فساد مالى و جنسى نداشته و فرد منظمى بوده است ولى در عين حال اين جنايات را انجام داده است. هانا آرنت با کمک روانشناسان فهميد ، اشکال آريشمان اين است که قدرت تخيل ندارد و نمى تواند خودش را جاى ديگران بگذارد.
🔹 زندگى فاصله بالفعل ما با ديگران را افزايش مى دهد و تخيل مى تواند اين فاصله را کاهش دهد. بنابراين تخيل شرط لازم اخلاقى زيستن است.
#تخيل #تربيت_اخلاقى
تعليم و تربيت اخلاقى- استاد مصطفى ملکيان
🍀❤️ @filsofak
🔻تخيل و تربيت اخلاقى
🔷 خانم سيمون وى (الهى دان و عارف فرانسوى)در کتاب "نياز به ريشه" اين مطلب را بيان مى کند که بزرگترين دوست اخلاقى زيستن تخيل و بزرگترين دشمن آن توهم است. اگر مى خواهيم نسل آينده بشر اخلاقى تر شود بايد از کودکى در فرايند تربيت، قدرت تخيل کودک را افزايش و توهم او را کم کنيم.
🔹خانم آيريس مرداک (فيبسوف اخلاق) با کار بر روى اين ايده پيشنهاد داد که چون ادبيات به پرورش تخيل کمک زيادى مى کند ، کودکان بايد از آغاز با ادبيات آشنا شوند تا از اين راه اخلاقى تر شوند.
🔹خانم هانا آرنت متفکر آلمانى توانست به طور تجربى ايده تاثير تخيل در تربيت اخلافى را اثبات کند.هانا آرنت با بررسى زندگى آريشمان( افسر نازى که مسئول يهودى سوزى در رژيم هيتلر بود ) در زمان محاکمه اش، متوجه شد، آريشمان ، در زندگى اش انسانى از هر جهت درستکار است و در طول عمرش فساد مالى و جنسى نداشته و فرد منظمى بوده است ولى در عين حال اين جنايات را انجام داده است. هانا آرنت با کمک روانشناسان فهميد ، اشکال آريشمان اين است که قدرت تخيل ندارد و نمى تواند خودش را جاى ديگران بگذارد.
🔹 زندگى فاصله بالفعل ما با ديگران را افزايش مى دهد و تخيل مى تواند اين فاصله را کاهش دهد. بنابراين تخيل شرط لازم اخلاقى زيستن است.
#تخيل #تربيت_اخلاقى
تعليم و تربيت اخلاقى- استاد مصطفى ملکيان
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر شخص ۴ سال عمرش رو صرف نگاه به صفحه موبایل خرج می کنه...
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر جای خدا بودم...
#مصطفی_سلیمانی
.
...دکمۀ دلیت را می زدم و دلشوره را از صفحۀ روزگار حذف می کردم. کاری می کردم که صدایِ دارمب درومب گوشِ فلک را کر کند و همۀ عاشقان به همدیگر برسند. راحت تر از آنی که به فکرشان خطور کند. اصلاً کاری می کردم دو نفری که یواشکی همدیگر را دوست دارند، بی معطلی به هم برسند. بعدش روی تخت پادشاهی ام با چشمانی باز از آن بالا نگاه می کردم. می دیدم که چطور انرژی بینشان ردّ و بدل می شود. کیف می کردم. می دیدم بغل کردنشان را. ماچ کردنشان را. شعر خواندنشان را. رقصیدنشان را و در یک جمله با هم بودنشان را.
راستش حالا که خدایم و همۀ عشاق را به هم رسانده ام، حوصله ام سر رفته است. کم آورده ام. دارم می بینم که دیگر زندگی براشان عادی شده است. لیلی و مجنون دیگر مرا نمی پرستند و درد و دل نمی کنند. نیمه شب مرا از خواب بیدار نمی کنند تا پایِ حرفشان خوابم ببرد.
فکرش را بکن. همین لیلی و مجنون همدیگر را در مکتبخانه دیده باشند. یک دل نه و صد دل عاشقِ هم شده باشند. خواستگاریِ خانوادۀ پسر راه به جایی نبرده باشد. حالا بعد از یک جنگِ قبیله ای، به هم رسیده اند و بعدترها پیر شده اند. مجنون حوصلۀ غرغر کردنِ لیلی را ندارد. قرصش را نخورده و سرش درد می کند. لیلی هم سرگرم کار خودش است و بافتنی می بافد. دیگر حرارتی بینشان نیست. اضطراب و دلهره، مفهومی ندارد. زندگی نه برای خودشان جذّاب است و نه برای دیگران.
حالا شاعرها و داستان نویس ها سوژه ای برای نوشتن ندارند. دیگر از بیژن و منیژۀ فردوسی؛ زهره و منوچهرِ ایرج میرزا و فرهاد و شیرینِ بافقی خبری نیست. دیگر شهرۀ آفاق نیستند. از محدودۀ مکانی و زمانی شان نگذشته اند. عشقشان شهرتِ بین المللی ندارد.
دیگر «لبخند ژکوندِ داوینچی»، رازی ندارد. از دویست نامۀ پنهانیِ «ویکتورهوگو» به «آدل فوشر» چیزی نمانده. ناپلئون و دزیره ای نیست و این همه شعر و کتاب... انگار هیچ وقت نبوده اند: نه عشقی آمده و نه عشقی رفته!
چقدر بد است که جذابیتی نباشد. مثلِ اینکه زمین فلت شده باشد. نه قله ای، نه درّه ای، نه غروبی، نه خورشیدی، نه دریایی... انگار که دنیا یک نقطۀ نامشخص باشد.
غروبِ آفتاب دیگر کسی را به خودش خیره و مبهوت نمی کند و کسی سرگردانِ کسی نیست. کسی منتظرِ طلوعِ آفتاب نیست. اصلاً انتظار بی معناست. انتظاری که از مرگ شیرین تر است. دیگر سیگارِ به لب مانده و چایِ بی قند و شکر خوردن، نسلش منقرض می شود.
می خواهم از خدایی استعفا دهم قبل از آنکه صدایِ لیلی و مجنون هایی دربیاید که در تاریخ جنگ کردند و زحمت کشیدند ولی به هم نرسیدند...
🍀❤️ @filsofak
اگر جای خدا بودم...
#مصطفی_سلیمانی
.
...دکمۀ دلیت را می زدم و دلشوره را از صفحۀ روزگار حذف می کردم. کاری می کردم که صدایِ دارمب درومب گوشِ فلک را کر کند و همۀ عاشقان به همدیگر برسند. راحت تر از آنی که به فکرشان خطور کند. اصلاً کاری می کردم دو نفری که یواشکی همدیگر را دوست دارند، بی معطلی به هم برسند. بعدش روی تخت پادشاهی ام با چشمانی باز از آن بالا نگاه می کردم. می دیدم که چطور انرژی بینشان ردّ و بدل می شود. کیف می کردم. می دیدم بغل کردنشان را. ماچ کردنشان را. شعر خواندنشان را. رقصیدنشان را و در یک جمله با هم بودنشان را.
راستش حالا که خدایم و همۀ عشاق را به هم رسانده ام، حوصله ام سر رفته است. کم آورده ام. دارم می بینم که دیگر زندگی براشان عادی شده است. لیلی و مجنون دیگر مرا نمی پرستند و درد و دل نمی کنند. نیمه شب مرا از خواب بیدار نمی کنند تا پایِ حرفشان خوابم ببرد.
فکرش را بکن. همین لیلی و مجنون همدیگر را در مکتبخانه دیده باشند. یک دل نه و صد دل عاشقِ هم شده باشند. خواستگاریِ خانوادۀ پسر راه به جایی نبرده باشد. حالا بعد از یک جنگِ قبیله ای، به هم رسیده اند و بعدترها پیر شده اند. مجنون حوصلۀ غرغر کردنِ لیلی را ندارد. قرصش را نخورده و سرش درد می کند. لیلی هم سرگرم کار خودش است و بافتنی می بافد. دیگر حرارتی بینشان نیست. اضطراب و دلهره، مفهومی ندارد. زندگی نه برای خودشان جذّاب است و نه برای دیگران.
حالا شاعرها و داستان نویس ها سوژه ای برای نوشتن ندارند. دیگر از بیژن و منیژۀ فردوسی؛ زهره و منوچهرِ ایرج میرزا و فرهاد و شیرینِ بافقی خبری نیست. دیگر شهرۀ آفاق نیستند. از محدودۀ مکانی و زمانی شان نگذشته اند. عشقشان شهرتِ بین المللی ندارد.
دیگر «لبخند ژکوندِ داوینچی»، رازی ندارد. از دویست نامۀ پنهانیِ «ویکتورهوگو» به «آدل فوشر» چیزی نمانده. ناپلئون و دزیره ای نیست و این همه شعر و کتاب... انگار هیچ وقت نبوده اند: نه عشقی آمده و نه عشقی رفته!
چقدر بد است که جذابیتی نباشد. مثلِ اینکه زمین فلت شده باشد. نه قله ای، نه درّه ای، نه غروبی، نه خورشیدی، نه دریایی... انگار که دنیا یک نقطۀ نامشخص باشد.
غروبِ آفتاب دیگر کسی را به خودش خیره و مبهوت نمی کند و کسی سرگردانِ کسی نیست. کسی منتظرِ طلوعِ آفتاب نیست. اصلاً انتظار بی معناست. انتظاری که از مرگ شیرین تر است. دیگر سیگارِ به لب مانده و چایِ بی قند و شکر خوردن، نسلش منقرض می شود.
می خواهم از خدایی استعفا دهم قبل از آنکه صدایِ لیلی و مجنون هایی دربیاید که در تاریخ جنگ کردند و زحمت کشیدند ولی به هم نرسیدند...
🍀❤️ @filsofak
❤1