📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔶ستایش نیچه از هنرمند
🖋اصغر ایزدی جیران
فریدریش نیچه (1844-1900)، در بحث از موضوع هنر، به خود هنرمند می پردازد و به آفرینش گری او و این امر در کتاب اش زایش تراژدی جلوه گر می شود. نیچه فیلسوفی دیگرگون است و شاید هم بتوان تفسیر او از هنرمند را در این دیگرگونی و آفرینشگری او در دنیایی دید که جهانی دیگر است. نیچه جهان زیست را جهانی هرآس آور و وحشت زا می بیند، اما برخلاف شوپنهاور که در نهایت تسلیم شدگی را واکنش انسان در برابر چنین هجومی تشخیص می دهد، نیچه با پی افکندن نیروی اراده و در واقع تسلیم ناشدگی فلسفه ای دیگر در قبال این جهانِ تراژیک ترسیم می کند."رازی در جهان هست که زندگی را هرآس آور و تراژیک می-سازد"؛ اما "به یاری هنر می توان از این هرآس و سویه تراژیک زندگی عبور کرد" (احمدی، 1386: 152).
همین علت است که باعث می شود در ستایش هنرمند، نیچه به شدت به پیش می رود. نیچه به دنبال آن جان آزاده ای است که قدرت روبرویی با چهره هراس انگیز زندگی را داشته باشد و با آفرینندگی خویش (تجلی آزادی) آن را مغلوب سازد. هنر تنها حوزه ای است و هنرمند تنها شخصیتی است که به این رویه تراژیک زندگی پی می برد، آن را می گشاید تا در بر گیرد. "این آزاده جانی همان تسلط بر خویشتن و پروردن دل است که راه رسیدن به بسیاری از شیوه های اندیشه مخالف را ممکن می سازد" (نیچه، 1384: 18). دگرگون کردن جهان وحشت انگیز در اندیشیدن به شیوه دیگر است و هنرمند کسی است که به شیوه ای دیگر و یا به عبارت بهتر نامتعارف می اندیشد و در هنر متجلی می کند. سنت فلسفی آلمانی از آنجایی که همواره به جامعه یونان باستان همچون تجلی جامعه ای آرمانی و انسانی و آزاد می نگرد، نیچه نیز در بیان نمونه ای عالی و حقیقی از کار هنری به دوران یونان و نیروهای آفریننده آنها نظر دارد. نیچه معتقد است که "یونانیان به خوبی از راز آن دنیای پنهان باخبر بودند. بزرگی و عظمت روحشان در آن بود که تسلیم آن جهان نمی شدند، بلکه با آن می جنگیدند و همین برای آنان به معنای آری گفتن به جهان بود" (احمدی، 1386: 153). نمود این به مبارزه طلبی، جسارت و قدرت، دیونیزوس است. خدایی که اوج حرکت است و دشمن خمودگی، تسلیم و تحقیر: خدای رقص. "دیونیزوس بی پایان است: می رقصد، چون رقص بی پایانی، جسم را در فضا نمایان می کند. مکان را رَد می کند و ذات موسیقی است" (همان). حالتی موسیقایی، حالتی قالبی است که بر جان هنرمند در هنگامه آفرینش هنری سایه می افکند. هنرمند با روحی دیونیزوسی، جرأت نه گفتن به شرایط موجود و اما آری گفتن برای جنگ با زندگی خشن را دارد. در اینجاست که می توان از هنرمند را معادل جانِ آزاده گذاشت. شخصیتی که قدرت فراروی از واقعیت های موجود و در هم شکستن رویه های سخت آن را دارد و اینجاست که لذت اثر هنری متولد می-شود: لذت آزادی. بنا به رویکرد نیچه به هنرمند، بایستی هنر اوج اراده آدمی باشد برای رویارویی با جهان و اوج انسانی زیست او. انسانی که هر چه بیشتر به سوی انسانی زیست قدم برمی دارد. انسانی که با آفرینش هنری خود نمونه ای می شود برای تصور جان های آزاده. عنوان کتاب نیچه انسانی بسیار انسانی: کتابی برای جان های آزاد (1878) بیانگر جستن جانِ آزاد است. جانِ هنرمندی که به تنهایی آغاز به رهایی از بندهای پیشین خود می-کند و سعی دارد تا با قدن زدن در قلمروی آزادی به آفریدن ارزش های جدید همت گمارد. وارد دنیای آزاد شدن، ایستادن بر فراز هستی است و یافتن راهی برای بازتعریف آن. از این رو، هنرمند آغازگر تازگی هاست همچون عید. اینجاست که می توان نزدیکی شدیدی میان فلسفه فریدریش نیچه و جلال الدین مولوی ملاحظه کرد. نیچه هنرمند را بازگشایاننده چیزی نو و جدید می انگارد و این تازگی همان گستره ای است که با آن به مبارزه با جهان هراسین می رود. مولوی نیز در غزلیاتش خود (هنرمند، شاعر) را در مقامی می انگارد که پیامی نو می آورد تا جهان زندانگون را در هم شکند: باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم/ وین چرخ مردم-خوار را چنگال و دندان بشکنم (غزلیات شمس). جهان زندانگونه/جهان تراژیک، جهان مورد مقابله برای هر دو اندیشمند نیچه و مولوی است. اما راه حل هر دو نیز رویارویی شجاعانه و اراده محور است: در هم شکستن در اندیشه مولوی و در بر گرفتن در فلسفه نیچه. اما هنرمند که همواره بر فراز بلندی هاست، همیشه تنهاست. نیچه تنهاست و زرتشت هم.
📚منابع:
🔸احمدی، بابک،درس های فلسفه هنر، تهران، نشر مرکز. نیچه، فریدریش،1384
🔸انسانی بسیار انسانی: کتابی برای جان های آزاده، ترجمه سعید فیروزآبادی، تهران، انتشارات جامی. مولوی، جلال الدین، 1384،
🔸کلیات غزلیات شمس، به تصحیح محمدحسن فروزانفر، تهران، انتشارات علم.
🍀❤️ @filsofak
🔶ستایش نیچه از هنرمند
🖋اصغر ایزدی جیران
فریدریش نیچه (1844-1900)، در بحث از موضوع هنر، به خود هنرمند می پردازد و به آفرینش گری او و این امر در کتاب اش زایش تراژدی جلوه گر می شود. نیچه فیلسوفی دیگرگون است و شاید هم بتوان تفسیر او از هنرمند را در این دیگرگونی و آفرینشگری او در دنیایی دید که جهانی دیگر است. نیچه جهان زیست را جهانی هرآس آور و وحشت زا می بیند، اما برخلاف شوپنهاور که در نهایت تسلیم شدگی را واکنش انسان در برابر چنین هجومی تشخیص می دهد، نیچه با پی افکندن نیروی اراده و در واقع تسلیم ناشدگی فلسفه ای دیگر در قبال این جهانِ تراژیک ترسیم می کند."رازی در جهان هست که زندگی را هرآس آور و تراژیک می-سازد"؛ اما "به یاری هنر می توان از این هرآس و سویه تراژیک زندگی عبور کرد" (احمدی، 1386: 152).
همین علت است که باعث می شود در ستایش هنرمند، نیچه به شدت به پیش می رود. نیچه به دنبال آن جان آزاده ای است که قدرت روبرویی با چهره هراس انگیز زندگی را داشته باشد و با آفرینندگی خویش (تجلی آزادی) آن را مغلوب سازد. هنر تنها حوزه ای است و هنرمند تنها شخصیتی است که به این رویه تراژیک زندگی پی می برد، آن را می گشاید تا در بر گیرد. "این آزاده جانی همان تسلط بر خویشتن و پروردن دل است که راه رسیدن به بسیاری از شیوه های اندیشه مخالف را ممکن می سازد" (نیچه، 1384: 18). دگرگون کردن جهان وحشت انگیز در اندیشیدن به شیوه دیگر است و هنرمند کسی است که به شیوه ای دیگر و یا به عبارت بهتر نامتعارف می اندیشد و در هنر متجلی می کند. سنت فلسفی آلمانی از آنجایی که همواره به جامعه یونان باستان همچون تجلی جامعه ای آرمانی و انسانی و آزاد می نگرد، نیچه نیز در بیان نمونه ای عالی و حقیقی از کار هنری به دوران یونان و نیروهای آفریننده آنها نظر دارد. نیچه معتقد است که "یونانیان به خوبی از راز آن دنیای پنهان باخبر بودند. بزرگی و عظمت روحشان در آن بود که تسلیم آن جهان نمی شدند، بلکه با آن می جنگیدند و همین برای آنان به معنای آری گفتن به جهان بود" (احمدی، 1386: 153). نمود این به مبارزه طلبی، جسارت و قدرت، دیونیزوس است. خدایی که اوج حرکت است و دشمن خمودگی، تسلیم و تحقیر: خدای رقص. "دیونیزوس بی پایان است: می رقصد، چون رقص بی پایانی، جسم را در فضا نمایان می کند. مکان را رَد می کند و ذات موسیقی است" (همان). حالتی موسیقایی، حالتی قالبی است که بر جان هنرمند در هنگامه آفرینش هنری سایه می افکند. هنرمند با روحی دیونیزوسی، جرأت نه گفتن به شرایط موجود و اما آری گفتن برای جنگ با زندگی خشن را دارد. در اینجاست که می توان از هنرمند را معادل جانِ آزاده گذاشت. شخصیتی که قدرت فراروی از واقعیت های موجود و در هم شکستن رویه های سخت آن را دارد و اینجاست که لذت اثر هنری متولد می-شود: لذت آزادی. بنا به رویکرد نیچه به هنرمند، بایستی هنر اوج اراده آدمی باشد برای رویارویی با جهان و اوج انسانی زیست او. انسانی که هر چه بیشتر به سوی انسانی زیست قدم برمی دارد. انسانی که با آفرینش هنری خود نمونه ای می شود برای تصور جان های آزاده. عنوان کتاب نیچه انسانی بسیار انسانی: کتابی برای جان های آزاد (1878) بیانگر جستن جانِ آزاد است. جانِ هنرمندی که به تنهایی آغاز به رهایی از بندهای پیشین خود می-کند و سعی دارد تا با قدن زدن در قلمروی آزادی به آفریدن ارزش های جدید همت گمارد. وارد دنیای آزاد شدن، ایستادن بر فراز هستی است و یافتن راهی برای بازتعریف آن. از این رو، هنرمند آغازگر تازگی هاست همچون عید. اینجاست که می توان نزدیکی شدیدی میان فلسفه فریدریش نیچه و جلال الدین مولوی ملاحظه کرد. نیچه هنرمند را بازگشایاننده چیزی نو و جدید می انگارد و این تازگی همان گستره ای است که با آن به مبارزه با جهان هراسین می رود. مولوی نیز در غزلیاتش خود (هنرمند، شاعر) را در مقامی می انگارد که پیامی نو می آورد تا جهان زندانگون را در هم شکند: باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم/ وین چرخ مردم-خوار را چنگال و دندان بشکنم (غزلیات شمس). جهان زندانگونه/جهان تراژیک، جهان مورد مقابله برای هر دو اندیشمند نیچه و مولوی است. اما راه حل هر دو نیز رویارویی شجاعانه و اراده محور است: در هم شکستن در اندیشه مولوی و در بر گرفتن در فلسفه نیچه. اما هنرمند که همواره بر فراز بلندی هاست، همیشه تنهاست. نیچه تنهاست و زرتشت هم.
📚منابع:
🔸احمدی، بابک،درس های فلسفه هنر، تهران، نشر مرکز. نیچه، فریدریش،1384
🔸انسانی بسیار انسانی: کتابی برای جان های آزاده، ترجمه سعید فیروزآبادی، تهران، انتشارات جامی. مولوی، جلال الدین، 1384،
🔸کلیات غزلیات شمس، به تصحیح محمدحسن فروزانفر، تهران، انتشارات علم.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر روی صندلی قربانی نشسته اید و علت بدبختی های تان را همسر نادان، رئیس بداخلاق، عوامل بد ژنتیکی، سياسي و اجتماعي می دانید، و مسئولیتهای خود را به گردن دیگران می اندازید، شما در وضعیتی هستید که از آن رهایی نخواهید داشت و به بن بست رسیده اید. مگر اینکه صندلی خود را عوض کرده روی صندلی مسئول بنشینید.
#دکتر_اروين_دی_يالوم
🍀❤️ @filsofak
اگر روی صندلی قربانی نشسته اید و علت بدبختی های تان را همسر نادان، رئیس بداخلاق، عوامل بد ژنتیکی، سياسي و اجتماعي می دانید، و مسئولیتهای خود را به گردن دیگران می اندازید، شما در وضعیتی هستید که از آن رهایی نخواهید داشت و به بن بست رسیده اید. مگر اینکه صندلی خود را عوض کرده روی صندلی مسئول بنشینید.
#دکتر_اروين_دی_يالوم
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در حقیقت زیستن_به خود و به دیگران دروغ نگفتن_تنها در صورتی امکان پذیر است که انسان با مردم زندگی نکند. به محض اینکه بدانیم کسی شاهد کارهای ماست، خواه ناخواه خود را با آن چشمان نظاره گر، تطبیق می دهیم و دیگر هیچیک از کارهایمان صادقانه نیست.با دیگران تماس داشتن و به دیگران اندیشیدن در دروغ زیستن است.
بار_هستی
میلان_کوندرا
صفحه ۱۴۳
مترجم دکتر همایون پور
انتشارات قطره
🍀❤️ @filsofak
در حقیقت زیستن_به خود و به دیگران دروغ نگفتن_تنها در صورتی امکان پذیر است که انسان با مردم زندگی نکند. به محض اینکه بدانیم کسی شاهد کارهای ماست، خواه ناخواه خود را با آن چشمان نظاره گر، تطبیق می دهیم و دیگر هیچیک از کارهایمان صادقانه نیست.با دیگران تماس داشتن و به دیگران اندیشیدن در دروغ زیستن است.
بار_هستی
میلان_کوندرا
صفحه ۱۴۳
مترجم دکتر همایون پور
انتشارات قطره
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
زندگی ات را بر مبنای ترس بنا نکن؛ بی هیچ واهمه ای زندگی کن. تنها در این صورت است که به معنای واقعی کلمه، زندگی کرده ای.
ترس، تو را بسته نگه می دارد و مانعِ باز شدن و شکوفایی ات می شود.
ترس موجب می شود که پیش از اقدام به هرکاری، هزار و یک نگرانی و دغدغه راهِ تو را سد کنند.
دغدغه ها و وسواس ها، تو را سردرگم تر می کنند.
این ها سیاه چاله های کهکشانِ روح تواند.
انسان جایزالخطاست.
خطا کردن، لازمه ی انسان بودن و نیز انسان شدن است.
فقط یک چیز را در خاطر داشته باش: سعی کن خطاهای خود را تکرار نکنی. تکرارِ خطاها نشانه ی حماقت است.
#فهم_عاشقانه_ی_هستی 📕
#مسیحا_برزگر 📝
#ادبیات_معاصر
🍀❤️ @filsofak
زندگی ات را بر مبنای ترس بنا نکن؛ بی هیچ واهمه ای زندگی کن. تنها در این صورت است که به معنای واقعی کلمه، زندگی کرده ای.
ترس، تو را بسته نگه می دارد و مانعِ باز شدن و شکوفایی ات می شود.
ترس موجب می شود که پیش از اقدام به هرکاری، هزار و یک نگرانی و دغدغه راهِ تو را سد کنند.
دغدغه ها و وسواس ها، تو را سردرگم تر می کنند.
این ها سیاه چاله های کهکشانِ روح تواند.
انسان جایزالخطاست.
خطا کردن، لازمه ی انسان بودن و نیز انسان شدن است.
فقط یک چیز را در خاطر داشته باش: سعی کن خطاهای خود را تکرار نکنی. تکرارِ خطاها نشانه ی حماقت است.
#فهم_عاشقانه_ی_هستی 📕
#مسیحا_برزگر 📝
#ادبیات_معاصر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#برشی_از_یک_کتاب
می دانید بابا، به نظر من مهمترین توانایی که هر کس باید داشته باشد، قوه تخیل است، قوه تخیل سبب می شود که آدم بتواند خودش را بجای مردم دیگر بگذارد. در نتیجه مهربان و دلسوز می شود و احساسات دیگران را درک می کند.
این قوه باید در بچه ها تقویت شود، ولی پرورشگاه جان گریر کوچکترین جرقه ای را که در بچه ها می دید، فورا خاموش میکرد. وظیفه شناسی تنها حسی بود که تشویق می شد.
فکر نمیکنم لازم باشد که بچه ها معنی وظیفه شناسی را بدانند. این عبارت احمقانه و نفرت آور است.
بچه ها باید هرکاری را از روی عشق و علاقه انجام دهند.
کتاب #بابالنگ_دراز
اثر #جین_وبستر
🍀❤️ @filsofak
#برشی_از_یک_کتاب
می دانید بابا، به نظر من مهمترین توانایی که هر کس باید داشته باشد، قوه تخیل است، قوه تخیل سبب می شود که آدم بتواند خودش را بجای مردم دیگر بگذارد. در نتیجه مهربان و دلسوز می شود و احساسات دیگران را درک می کند.
این قوه باید در بچه ها تقویت شود، ولی پرورشگاه جان گریر کوچکترین جرقه ای را که در بچه ها می دید، فورا خاموش میکرد. وظیفه شناسی تنها حسی بود که تشویق می شد.
فکر نمیکنم لازم باشد که بچه ها معنی وظیفه شناسی را بدانند. این عبارت احمقانه و نفرت آور است.
بچه ها باید هرکاری را از روی عشق و علاقه انجام دهند.
کتاب #بابالنگ_دراز
اثر #جین_وبستر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
برای گریز از ظاهر گرایی دینی باید به چند نکته توجه کنیم:
یکی اینکه باور آوریم که دینداری به معنای طالب حقیقت بودن است نه مالک حقیقت بودن.
حقیقت مملوک دیندار نیست، اما مطلوب دیندار است. دیندار واقعی مانند تشنه ای که طالب آب است، طالب حقیقت است. او کسی نیست که گمان کند مالک خزائن حقیقت است و همه حقایق عالم ماکان و مایکون و ماهوکائن را خدا اختصاصا به او، یا به قوم او، یا به هم کیشان او داده است و همه افراد و اقوام و صاحبان کیشهای دیگر را محروم کرده.
نکته بعدی اینکه دین نیامده تا با واضحات عقل و وجدان اخلاقی بستیزد. دین آمده تا اگر جایی مطلبی برای عقل و وجدان اخلاقی آشکار و واضح نیست، به کمک بشر بشتابد، نه این که واضحات وجدان اخلاقی و عقل را نیز انکار کند.
نکته دیگر اینکه ارزش عبادیات به معنای اخصّ دین هم فقط به این است که در خدمت اخلاق باشند. بنابراین خود عبادیات هدف نيستند. بلکه برای رسیدن به هدفی که از آن هدف به اخلاقی شدن تعبیر میکنیم، وسیله هستند.
"انّ الصلوة تنهی عن الفحشا و المنکر"
غایت نماز این است که ما را از فحشا و منکر بازدارد.
"یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کُتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون". برای روزه غایت اخلاقی در نظر گرفته شده است.
استاد #مصطفي_ملكيان
🍀❤️ @filsofak
برای گریز از ظاهر گرایی دینی باید به چند نکته توجه کنیم:
یکی اینکه باور آوریم که دینداری به معنای طالب حقیقت بودن است نه مالک حقیقت بودن.
حقیقت مملوک دیندار نیست، اما مطلوب دیندار است. دیندار واقعی مانند تشنه ای که طالب آب است، طالب حقیقت است. او کسی نیست که گمان کند مالک خزائن حقیقت است و همه حقایق عالم ماکان و مایکون و ماهوکائن را خدا اختصاصا به او، یا به قوم او، یا به هم کیشان او داده است و همه افراد و اقوام و صاحبان کیشهای دیگر را محروم کرده.
نکته بعدی اینکه دین نیامده تا با واضحات عقل و وجدان اخلاقی بستیزد. دین آمده تا اگر جایی مطلبی برای عقل و وجدان اخلاقی آشکار و واضح نیست، به کمک بشر بشتابد، نه این که واضحات وجدان اخلاقی و عقل را نیز انکار کند.
نکته دیگر اینکه ارزش عبادیات به معنای اخصّ دین هم فقط به این است که در خدمت اخلاق باشند. بنابراین خود عبادیات هدف نيستند. بلکه برای رسیدن به هدفی که از آن هدف به اخلاقی شدن تعبیر میکنیم، وسیله هستند.
"انّ الصلوة تنهی عن الفحشا و المنکر"
غایت نماز این است که ما را از فحشا و منکر بازدارد.
"یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کُتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون". برای روزه غایت اخلاقی در نظر گرفته شده است.
استاد #مصطفي_ملكيان
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📣 پنج نیاز اساسی انسان از نظر گلاسر
1️⃣ نیاز به بقا:
شامل تمام نیازهای جسمانی ضروری مانند نیاز به غذا، آب، هوا و سرپناه، پوشاک و امنیت میشود. کسانی که با انگیزه تامین مالی بیشتر یا صرفا برطرف کردن نیاز جنسی ازدواج می کنند در این دسته قرار دارند.
2️⃣ نیاز به عشق و احساس تعلق:
شامل گرایش زیاد به پیوند عاطفی داشتن با دیگر افراد می شود و افرادی که برای تنها نبودن و داشتن خانواده و تعلق به کسی دیگر ازدواج می کنند، در این دسته قرار می گیرند.
3️⃣ نیاز به قدرت:
یعنی نیاز به کسب قدرت، ثروت، تأثیرگذاری و موفقیت و نیاز به توانایی انجام کارها. این نیاز همچنین حس موفقیت، پیشرفت، افتخار، اهمیت و خودارزشمندی و خودشکوفایی را شامل میشود.
📌نیاز ما به قدرت گاهی میتواند در تعارض مستقیم با نیاز ما به تعلق و صمیمیت قرار بگیرد. انسانها به خاطر عشق و صمیمیت ازدواج می کنند اما همانطور که رابطه پیش میرود، منازعه بر سر قدرت برای به دست گرفتن کنترل رابطه هم ممکن است بیشتر شود.
📌گلاسر می گوید عشق ناکافی لزوماً آن چیزی نیست که یک رابطه را خراب میکند بلکه آنچه باعث از بین رفتن یک رابطه میشود منازعه و رقابت بر قدرت است، که خود را به شکل کنترلگری در رابطه زناشویی نشان میدهد. کشمکش برای به دست آوردن قدرت از سوی طرفین، عشق را از کار میاندازد و رابطه مشترک با شکست مواجه میشود.
4️⃣ نیاز به آزادی و خودمختاری:
انتخاب را برای انسان میسر می کند. آنچه ما به عنوان آزادی میخواهیم این است که از روی اختیار زندگیمان را بکنیم و خودمان را به طور آزادانه ابراز کنیم، و از کنترل و فشارهای غیرضروری و بیرونی رها باشیم.
5️⃣ لذت و تفریح:
یک نیاز اساسی است. دلیل عمده این که بسیاری از روابط طولانیمدت، خیلی خشک و بیروح میشود، این است که تفریح، به عنوان نیاز برای یکی از طرفین به اندازه طرف مقابل درک نشده یا نادیده گرفته میشود.
🍀❤️ @filsofak
📣 پنج نیاز اساسی انسان از نظر گلاسر
1️⃣ نیاز به بقا:
شامل تمام نیازهای جسمانی ضروری مانند نیاز به غذا، آب، هوا و سرپناه، پوشاک و امنیت میشود. کسانی که با انگیزه تامین مالی بیشتر یا صرفا برطرف کردن نیاز جنسی ازدواج می کنند در این دسته قرار دارند.
2️⃣ نیاز به عشق و احساس تعلق:
شامل گرایش زیاد به پیوند عاطفی داشتن با دیگر افراد می شود و افرادی که برای تنها نبودن و داشتن خانواده و تعلق به کسی دیگر ازدواج می کنند، در این دسته قرار می گیرند.
3️⃣ نیاز به قدرت:
یعنی نیاز به کسب قدرت، ثروت، تأثیرگذاری و موفقیت و نیاز به توانایی انجام کارها. این نیاز همچنین حس موفقیت، پیشرفت، افتخار، اهمیت و خودارزشمندی و خودشکوفایی را شامل میشود.
📌نیاز ما به قدرت گاهی میتواند در تعارض مستقیم با نیاز ما به تعلق و صمیمیت قرار بگیرد. انسانها به خاطر عشق و صمیمیت ازدواج می کنند اما همانطور که رابطه پیش میرود، منازعه بر سر قدرت برای به دست گرفتن کنترل رابطه هم ممکن است بیشتر شود.
📌گلاسر می گوید عشق ناکافی لزوماً آن چیزی نیست که یک رابطه را خراب میکند بلکه آنچه باعث از بین رفتن یک رابطه میشود منازعه و رقابت بر قدرت است، که خود را به شکل کنترلگری در رابطه زناشویی نشان میدهد. کشمکش برای به دست آوردن قدرت از سوی طرفین، عشق را از کار میاندازد و رابطه مشترک با شکست مواجه میشود.
4️⃣ نیاز به آزادی و خودمختاری:
انتخاب را برای انسان میسر می کند. آنچه ما به عنوان آزادی میخواهیم این است که از روی اختیار زندگیمان را بکنیم و خودمان را به طور آزادانه ابراز کنیم، و از کنترل و فشارهای غیرضروری و بیرونی رها باشیم.
5️⃣ لذت و تفریح:
یک نیاز اساسی است. دلیل عمده این که بسیاری از روابط طولانیمدت، خیلی خشک و بیروح میشود، این است که تفریح، به عنوان نیاز برای یکی از طرفین به اندازه طرف مقابل درک نشده یا نادیده گرفته میشود.
🍀❤️ @filsofak
قانون راهنمایی رانندگی🚗
اگر خودتون یا عزیزانتون ماشین دارین، حتما این قانون درباره حمل با چرثقیل رو بخونید و مطلع باشید👆
🍀❤️ @filsofak
اگر خودتون یا عزیزانتون ماشین دارین، حتما این قانون درباره حمل با چرثقیل رو بخونید و مطلع باشید👆
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻤﻪ ی ﺁﺭﻣﺎﻥﻫﺎی ﺳﻴﺎسی، ﺁنکه ﺍﺩﻋﺎی ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ بشری ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎکتر ﺍﺳﺖ. ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍی ﺑﺮﭘﺎیی #بهشت ﺑﺮ ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻦ، همیشه ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﮐﺴﺎنی ﮐﻪ میﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ، قاﺩﺭﻧﺪ بشرﻳﺖ ﺭﺍ ﺳﻌﺎﺩﺗﻤﻨﺪ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎی ﺧﻄﺮﻧﺎکی ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﺳﺎﺳﺎً ﺭﺅﻳﺎی ﺳﺎﺧﺘﻦ بهشت ﺑﺮ ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻦ، ﺭﻭﻳﺎی ﺧﻄﺮﻧﺎکی ﺍﺳﺖ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪتی ﺑﺎﻭﺭ میکنند ﮐﻪ ﺣﻖ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺗﻌﺪﺍﺩ بیشماری ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﺮﻭﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭﻧﺪ،
ﺗﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺳﻌﺎﺩتمند ﮐﻨﻨﺪ.
#کارل_پوپر
جامعه باز و دشمنان آن
🍀❤️ @filsofak
در ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻤﻪ ی ﺁﺭﻣﺎﻥﻫﺎی ﺳﻴﺎسی، ﺁنکه ﺍﺩﻋﺎی ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ بشری ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎکتر ﺍﺳﺖ. ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍی ﺑﺮﭘﺎیی #بهشت ﺑﺮ ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻦ، همیشه ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﮐﺴﺎنی ﮐﻪ میﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ، قاﺩﺭﻧﺪ بشرﻳﺖ ﺭﺍ ﺳﻌﺎﺩﺗﻤﻨﺪ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎی ﺧﻄﺮﻧﺎکی ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﺳﺎﺳﺎً ﺭﺅﻳﺎی ﺳﺎﺧﺘﻦ بهشت ﺑﺮ ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻦ، ﺭﻭﻳﺎی ﺧﻄﺮﻧﺎکی ﺍﺳﺖ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪتی ﺑﺎﻭﺭ میکنند ﮐﻪ ﺣﻖ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺗﻌﺪﺍﺩ بیشماری ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﺮﻭﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭﻧﺪ،
ﺗﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺳﻌﺎﺩتمند ﮐﻨﻨﺪ.
#کارل_پوپر
جامعه باز و دشمنان آن
🍀❤️ @filsofak
گیج کنندهترین اقدامی که علیه خویش میتوانیم بکنیم این است که بکوشیم قلبمان را به چیزی قانع کنیم که مغزمان میداند،
یک دروغ بزرگ است ...
#شنون_آدلر
🍀❤️ @filsofak
یک دروغ بزرگ است ...
#شنون_آدلر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
.:
💫ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
🌙دل رمیده ما را انیس و مونس شد
💫نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
🌙به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:
«به راستى كه من براى به كمال رساندن مكارم و شرافت های اخلاقی مبعوث شده ام.»
از ایشان پرسیدند:
«مکارم اخلاقی یعنی چه؟»
رسول الله پاسخ دادند:
«مکارم اخلاقی یعنی:
گذشت کردن از کسی که به تو ظلم کرده
ایجاد رابطه باکسی که باتو قطع رابطه کرده
بخشیدن به کسی که تو را محروم کرده
و گفتن حرف حق، حتی اگر بر ضد خودت باشد.»
📚بحارالانوار ، جلد ۶۸ ، صفحه ۳۸۲
📚السنن الکبری ، جلد ۱۰ ، صفحه ۳۲۳
📚منهاج البرائه(خوئی) جلد۶، صفحه ۲۱۸
🍀❤️ @filsofak
.:
💫ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
🌙دل رمیده ما را انیس و مونس شد
💫نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
🌙به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:
«به راستى كه من براى به كمال رساندن مكارم و شرافت های اخلاقی مبعوث شده ام.»
از ایشان پرسیدند:
«مکارم اخلاقی یعنی چه؟»
رسول الله پاسخ دادند:
«مکارم اخلاقی یعنی:
گذشت کردن از کسی که به تو ظلم کرده
ایجاد رابطه باکسی که باتو قطع رابطه کرده
بخشیدن به کسی که تو را محروم کرده
و گفتن حرف حق، حتی اگر بر ضد خودت باشد.»
📚بحارالانوار ، جلد ۶۸ ، صفحه ۳۸۲
📚السنن الکبری ، جلد ۱۰ ، صفحه ۳۲۳
📚منهاج البرائه(خوئی) جلد۶، صفحه ۲۱۸
🍀❤️ @filsofak
👎1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دانایی و جهل
(نتيجه آميختگى جهل با وضعيتهاى متفاوت در زندگى بشر)
1- جهل + فقر = جُرم
2- جهل + ثروت = فساد
3- جهل + آزادی = هرج و مرج
4- جهل + قدرت = استبداد
5- جهل + دين = تروریسم
(حال به جای جهل، دانایی بگذار.
بنگر علم ودانایی با وضعيتهاى متفاوت زندگى چه میکند)
1- دانایی + فقر = قناعت
2- دانایی + ثروت = نوآوری
3- دانایی + آزادی = خوشبختی
4- دانایی + قدرت = عدالت
5- دانایی + دين = استقامت
🍀❤️ @filsofak
دانایی و جهل
(نتيجه آميختگى جهل با وضعيتهاى متفاوت در زندگى بشر)
1- جهل + فقر = جُرم
2- جهل + ثروت = فساد
3- جهل + آزادی = هرج و مرج
4- جهل + قدرت = استبداد
5- جهل + دين = تروریسم
(حال به جای جهل، دانایی بگذار.
بنگر علم ودانایی با وضعيتهاى متفاوت زندگى چه میکند)
1- دانایی + فقر = قناعت
2- دانایی + ثروت = نوآوری
3- دانایی + آزادی = خوشبختی
4- دانایی + قدرت = عدالت
5- دانایی + دين = استقامت
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
عادت کرده ایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان میرود که ذهن مان هم به دوش نیاز دارد.گاهی با یک غزل حافظ می توان دوش ذهنی گرفت و خوابید. یک شعر از فروغ، تکه ای از بیهقی، صفحه ای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جمله ای از شکسپیر، خطی از نیما، ولی غافلیم.
شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال می تپانیم توی کله مان؟ بعد هم با همان کله ی بادکرده به رختخواب می رویم و توقع داریم در خواب پدربزرگ مان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند می گوید بفرما !
👤 #عباس_معروفی
📘 سمفونی مردگان
🍀❤️ @filsofak
عادت کرده ایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان میرود که ذهن مان هم به دوش نیاز دارد.گاهی با یک غزل حافظ می توان دوش ذهنی گرفت و خوابید. یک شعر از فروغ، تکه ای از بیهقی، صفحه ای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جمله ای از شکسپیر، خطی از نیما، ولی غافلیم.
شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال می تپانیم توی کله مان؟ بعد هم با همان کله ی بادکرده به رختخواب می رویم و توقع داریم در خواب پدربزرگ مان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند می گوید بفرما !
👤 #عباس_معروفی
📘 سمفونی مردگان
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📚 یکی از بهترین کتابهایی که خوانده ام!
اگر میخواهی برای آدمهای طبقه بالا پز بدهی زحمت نکش، آنها همیشه به نظر حقارت نگاهت میکنند.
اگر هم میخواهی برای زیر دستهایت پز بدهی باز هم زحمت نکش چون فقط حسودی شان را تحریک میکنی.
این نوع شخصیت کاذب تو را به جایی نمیرساند. فقط صداقت است که به تو اجازه میدهد درقلب دیگران نفوذکنی!
📚برشی از کتاب: سه شنبه ها با موری
✍ نویسنده:میچ آلبوم
📗انتشارات:البرز
📖صفحه :47
📗تعداد صفحه:178
📝بازنویسی :خانم نشمیل پیرانی کورد
🍀❤️ @filsofak
📚 یکی از بهترین کتابهایی که خوانده ام!
اگر میخواهی برای آدمهای طبقه بالا پز بدهی زحمت نکش، آنها همیشه به نظر حقارت نگاهت میکنند.
اگر هم میخواهی برای زیر دستهایت پز بدهی باز هم زحمت نکش چون فقط حسودی شان را تحریک میکنی.
این نوع شخصیت کاذب تو را به جایی نمیرساند. فقط صداقت است که به تو اجازه میدهد درقلب دیگران نفوذکنی!
📚برشی از کتاب: سه شنبه ها با موری
✍ نویسنده:میچ آلبوم
📗انتشارات:البرز
📖صفحه :47
📗تعداد صفحه:178
📝بازنویسی :خانم نشمیل پیرانی کورد
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from همنشید
📝 کانال عشق:
عشق و رنج در هم آمیختهاند و زمانی که درد و رنج به پایان میرسد، عشق نیز از بین میرود: باید انتخاب کرد، یا باید رنج برد یا عاشق نبود. زیرا همانگونه که عشق از میل و تمنا آغاز میشود، بعدها تنها اضطراب دردناک باعث دوامش میگردد. عشق در اضطراب دردناک و تمنای لذت بخشش، در طلب تمامی کل معشوق است. تا زمانی که هنوز بخشی از او برای تسخیر باقی مانده است عشق نیز ادامه مییابد زیرا از آن زاییده گشته است. انسان فقط دلباختهی کسی است که کاملا تصاحبش نکرده است.
دلباختگان رمان درمانده و سرگرمند؛ از یک سو بیتفاوتی و دلخستگی در انتظار آنهاست، و در سوی دیگر رنج و حرمان.
در_سایه_مارسل_پروست
شهلا_حائری
🍀❤️ @Lovediverse
عشق و رنج در هم آمیختهاند و زمانی که درد و رنج به پایان میرسد، عشق نیز از بین میرود: باید انتخاب کرد، یا باید رنج برد یا عاشق نبود. زیرا همانگونه که عشق از میل و تمنا آغاز میشود، بعدها تنها اضطراب دردناک باعث دوامش میگردد. عشق در اضطراب دردناک و تمنای لذت بخشش، در طلب تمامی کل معشوق است. تا زمانی که هنوز بخشی از او برای تسخیر باقی مانده است عشق نیز ادامه مییابد زیرا از آن زاییده گشته است. انسان فقط دلباختهی کسی است که کاملا تصاحبش نکرده است.
دلباختگان رمان درمانده و سرگرمند؛ از یک سو بیتفاوتی و دلخستگی در انتظار آنهاست، و در سوی دیگر رنج و حرمان.
در_سایه_مارسل_پروست
شهلا_حائری
🍀❤️ @Lovediverse
Forwarded from همنشید
📝 کانال عشق:
اریک فروم تعریف بسیار جالبی از عشق دارد:
او عشق را ترکیبی از چهار عنصر
می داند:
۱. توجه
۲. مسئولیت
۳. احترام
۴. معرفت
او می گوید هر جوشش علاقه و کشش و محبتی به طرف مقابل به معنای عشق ورزیدن نیست. بلکه این احساسات، بیشتر مواقع ناشی از تنهایی و کمبود برآورده شدن تمایلات جسمي است که منجر به ایجاد چنین کششی خواهند شد.
اما عاشقی از نگاه فروم ابتدا به معنای توجه به فرد مقابل است. اینکه به او بیشتر از دیگرانی در کنار ما هستند توجه کنیم. و البته در کنار آن، شامل احترام گذاشتن به فرد مورد توجه است.
ریشه لاتین احترام، از دیدن گرفته شده و در واقع احترام به این معناست که معشوق را همانطور که هست ببینیم و بپذیریم.
خواسته های او و تمایلاتش را در نظر بگیریم و سعی نکنیم او را به دلخواه خود محدود و منزوی کنیم و... .
و اما مسئولیت به این معناست که در برابر او احساس مسولیت کرده و کاری نکنیم که او و آینده او را به خطر بیندازیم.
همچنین در جهت مثبت کارهایی را انجام دهیم که منجر به شکل گیری بهترین آینده برای او شود.
کتاب : انسان برای خویشتن
اریکفروم
🍀❤️ @Lovediverse
اریک فروم تعریف بسیار جالبی از عشق دارد:
او عشق را ترکیبی از چهار عنصر
می داند:
۱. توجه
۲. مسئولیت
۳. احترام
۴. معرفت
او می گوید هر جوشش علاقه و کشش و محبتی به طرف مقابل به معنای عشق ورزیدن نیست. بلکه این احساسات، بیشتر مواقع ناشی از تنهایی و کمبود برآورده شدن تمایلات جسمي است که منجر به ایجاد چنین کششی خواهند شد.
اما عاشقی از نگاه فروم ابتدا به معنای توجه به فرد مقابل است. اینکه به او بیشتر از دیگرانی در کنار ما هستند توجه کنیم. و البته در کنار آن، شامل احترام گذاشتن به فرد مورد توجه است.
ریشه لاتین احترام، از دیدن گرفته شده و در واقع احترام به این معناست که معشوق را همانطور که هست ببینیم و بپذیریم.
خواسته های او و تمایلاتش را در نظر بگیریم و سعی نکنیم او را به دلخواه خود محدود و منزوی کنیم و... .
و اما مسئولیت به این معناست که در برابر او احساس مسولیت کرده و کاری نکنیم که او و آینده او را به خطر بیندازیم.
همچنین در جهت مثبت کارهایی را انجام دهیم که منجر به شکل گیری بهترین آینده برای او شود.
کتاب : انسان برای خویشتن
اریکفروم
🍀❤️ @Lovediverse
Forwarded from انجمن ادبی موژ
📝 کانال مشاوره:
آیا شما یک "منتظر" همیشگی هستید؟ چه مدت از زندگی خود را به انتظار کشیدن می گذرانید؟
انتظار برای تعطیلات بعدی، شغل بهتر، بزرگ شدن بچه ها، یک رابطه پرمعنا، موفقیت، پولدار شدن، مهم شدن یا روشن بین شدن. چندان نامتعارف نیست که اشخاص همه عمر را به انتظار شروع زندگی سپری کنند.
انتظار، یک حالت ذهنی ست و در اصل به این معناست که شما آینده را می خواهید و اکنون را نمی خواهید. آنچه را دارید نمی خواهید و آنچه را ندارید می خواهید. با هر نوع انتظار، ناآگاهانه تضادی درونی بین اکنون و اینجا، یعنی جایی که نمی خواهید باشید با آینده فرافکنی شده خود، یعنی جایی که می خواهید باشید، ایجاد می کنید. این نگرش موجب می شود "حال" حاضر را از دست بدهید و کیفیت زندگی شما به شدت کاهش یابد
کتاب| #تمرین_نیروی_حال
نویسنده| #اکهارت_تله
مترجم| #فرناز_فرود
ناشر| #کلک_آزادگان
🍀❤️ @menbarak
آیا شما یک "منتظر" همیشگی هستید؟ چه مدت از زندگی خود را به انتظار کشیدن می گذرانید؟
انتظار برای تعطیلات بعدی، شغل بهتر، بزرگ شدن بچه ها، یک رابطه پرمعنا، موفقیت، پولدار شدن، مهم شدن یا روشن بین شدن. چندان نامتعارف نیست که اشخاص همه عمر را به انتظار شروع زندگی سپری کنند.
انتظار، یک حالت ذهنی ست و در اصل به این معناست که شما آینده را می خواهید و اکنون را نمی خواهید. آنچه را دارید نمی خواهید و آنچه را ندارید می خواهید. با هر نوع انتظار، ناآگاهانه تضادی درونی بین اکنون و اینجا، یعنی جایی که نمی خواهید باشید با آینده فرافکنی شده خود، یعنی جایی که می خواهید باشید، ایجاد می کنید. این نگرش موجب می شود "حال" حاضر را از دست بدهید و کیفیت زندگی شما به شدت کاهش یابد
کتاب| #تمرین_نیروی_حال
نویسنده| #اکهارت_تله
مترجم| #فرناز_فرود
ناشر| #کلک_آزادگان
🍀❤️ @menbarak

