📝 کانال فلسفه اخلاق:
ﻗﺮﻥ ۱۳ﻃﺎﻋﻮﻥ ﺷﺎﯾﻊ ﺷﺪ، ﮐﻠﯿﺴﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺩﺍﻧﺴﺖ، ۱۲ﻫﺰﺍﺭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺍﺭﯾﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺳﺒﻮﺭﮒ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪو ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻃﺎﻋﻮﻥ ﮐﺸﺖ.
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻗﺮﻥ ۱۶ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺗﯽ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺷﺪ، ﭘﺎﭖ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻨﺪ، ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﭘﺎﭖ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺟﺰﺍﯼ ﺑﺪﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﮔﻢ ﻧﺸﻮﺩ!
ﻗﺮﻥ ۱۷ ﺍﺩﻋﺎ ﺷﺪ ﻟﻤﺲ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥهای ﯾﮏ ﻗﺪﯾﺲ ﺩﺭ ﻓﻠﻮﺭﺍﻧﺲ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺯﯾﺴﺖﺷﻨﺎﺳﯽ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺑﺰ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺩﺍﺩ!
ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻰﺁﻳﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺣﻤﻖ، ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ آﻣﻮﺯﺵ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺍﺣﻤﻖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ!
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻯ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ...
#برتراندراسل
🍀❤️ @filsofak
ﻗﺮﻥ ۱۳ﻃﺎﻋﻮﻥ ﺷﺎﯾﻊ ﺷﺪ، ﮐﻠﯿﺴﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺩﺍﻧﺴﺖ، ۱۲ﻫﺰﺍﺭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺍﺭﯾﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺳﺒﻮﺭﮒ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪو ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻃﺎﻋﻮﻥ ﮐﺸﺖ.
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻗﺮﻥ ۱۶ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺗﯽ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺷﺪ، ﭘﺎﭖ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻨﺪ، ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﭘﺎﭖ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺟﺰﺍﯼ ﺑﺪﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﮔﻢ ﻧﺸﻮﺩ!
ﻗﺮﻥ ۱۷ ﺍﺩﻋﺎ ﺷﺪ ﻟﻤﺲ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥهای ﯾﮏ ﻗﺪﯾﺲ ﺩﺭ ﻓﻠﻮﺭﺍﻧﺲ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺯﯾﺴﺖﺷﻨﺎﺳﯽ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺑﺰ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺩﺍﺩ!
ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻰﺁﻳﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺣﻤﻖ، ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ آﻣﻮﺯﺵ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺍﺣﻤﻖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ!
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻯ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ...
#برتراندراسل
🍀❤️ @filsofak
پیری به نظرم چیزی نیست جز
بیآیندگی، و اگر انسان دچار پیری
زودرس می شود، برای این است
که فردایی نمی بیند!
👤محمود دولت آبادی
🍀❤️ @filsofak
بیآیندگی، و اگر انسان دچار پیری
زودرس می شود، برای این است
که فردایی نمی بیند!
👤محمود دولت آبادی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در خیابان های شهر راه می روم و به چهره ها، به حالت مردم، به اندامشان، به حرکات و به نگاه های بی رمقشان می نگرم. هرچه بیشتر نگاه می کنم بیشتر از خودم می پرسم چه بر سر نوع بشر آمده است؟ در واقع به جای نوع بشر همه جا نقاب می بینم: نقاب اندوه، نقاب کینه و بغض و نقاب پریشانی.
گاهی اوقات به نظرم می رسد که طلسمی شوم و خبیث بر سر شهر سایه افکنده است. وقتی همه خوابیده بودند جادوگری قدرتمند لبخند را از روی لبان مردم زدوده و به جای آن اندوه و کدورت بر چهره ها پاشیده است. فقط بغض و کینه، تهاجم و زورگویی برای انسان ها باقی گذاشته است.
📚 برگرفته از کتاب «حرکت انسانم آرزوست»
🖋 به قلم «سوزانا تامارو»
🍀❤️ @filsofak
در خیابان های شهر راه می روم و به چهره ها، به حالت مردم، به اندامشان، به حرکات و به نگاه های بی رمقشان می نگرم. هرچه بیشتر نگاه می کنم بیشتر از خودم می پرسم چه بر سر نوع بشر آمده است؟ در واقع به جای نوع بشر همه جا نقاب می بینم: نقاب اندوه، نقاب کینه و بغض و نقاب پریشانی.
گاهی اوقات به نظرم می رسد که طلسمی شوم و خبیث بر سر شهر سایه افکنده است. وقتی همه خوابیده بودند جادوگری قدرتمند لبخند را از روی لبان مردم زدوده و به جای آن اندوه و کدورت بر چهره ها پاشیده است. فقط بغض و کینه، تهاجم و زورگویی برای انسان ها باقی گذاشته است.
📚 برگرفته از کتاب «حرکت انسانم آرزوست»
🖋 به قلم «سوزانا تامارو»
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
من موضعهایی دارم که به من رسیده است:
موضع عقیدتی، موضع احساسی- عاطفی- هیجانی و موضع ارادی، آیا آنها را آزمودهام یا به ارث بردهام؟ نکند همانطور که رنگ چشمم را از مادرم، طول قامتم را از پدرم و طرز حرف زدنم را از عمویم به ارث بردهام، عقایدم را هم به ارث برده باشم. نکند احساساتمان را به ارث بردهام. از بچگی به ما گفتهاند لعنت بر فلانی و درود بر فلانی. این احساسها ماثور و receive هستند و به ما رسیدهاند. ما خاستههای بهارثرسیده داریم. عقاید بهارثرسیده داریم. باید یکییکی آنها را زیر ذرهبین بگذاریم و از حقانیت آنها مطمئن شویم. اینها از طریق سنت، پدر و مادر و نیاکان، افکار عمومی، تقلید، تعبد و روح زمانه یا تحت تأثیر تلقین، تبلیغات و منافع گروهی به ما رسیدهاند.
بارها گفتهام این دعاهایی که با گریه و زاری میخوانیم اگر عربی میدانستیم، فکر میکنم یک جملهاش هم دعای ما نبود. علی ابن ابیطالب ع میفرماید «الهی و هَبنی صبرتُ علی حَرّ نارِک فکَیفَ اَصبرُ عَنِ النّظرِ الی کَرامَتِک»؛ یعنی خدایا آتش جهنم برایم مهم نیست اما نکند از تو دور شوم. آیا واقعاً شما هم همینطور هستید؟ ما اینها را به ارث بردهایم. ما باشیم به خدا میگوییم «دوری از تو حالیمان نیست، فقط سروکارمان را با سیخومیخ و داغودرفش نینداز». خاستۀ ما جملات علی ابن ابیطالب نیست فقط چون نمیفهمیم گردنمان را کج میکنیم و بر سرمان میزنیم که خدایا این را حتماً به من بده. نمیدانیم چه میخواهیم. به تعبیر ایتالیاییها، «مراقب آرزوهایتان باشید چون گاهی برآورده میشوند». ممکن است خدا روز قیامت بگوید شما گفته بودید دوریات برایم سخت است، پس در جهنم باش گاهی هم به شما سر میزنم.
ما دعاهای بهارثرسیده داریم. آرزوهای بهارثرسیدهای داریم که آرزوی خودمان نیست و به ما القاء شده است. خودشناسی این است که آرزوهای آزمودهات را از آرزوهای نیازمودهات جدا کنی. عقایدی که خودت حقانیتش را آزمودهای از غیر آن جدا کنی و نگهداری. احساسات و هیجاناتی را که خود آزمودهای نگهداری؛ و این یعنی «زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد». حیف است که همهچیزت مثل رنگ چشمت ارثی باشد. در عالَم ذهنت خودت باش نه عروسکی که از تو ساختهاند. در عالَم روانت خودت باش. برای موفق شدن در مراحل خودشناسی همه ازجمله خود سقراط میگفتند فقط به خود عریانتان نگاه کنید. به این میگفتند «انس با خود».
#ملکیان،
#فایده_ضرورت_و_آثار_خودشناسی
🍀❤️ @filsofak
من موضعهایی دارم که به من رسیده است:
موضع عقیدتی، موضع احساسی- عاطفی- هیجانی و موضع ارادی، آیا آنها را آزمودهام یا به ارث بردهام؟ نکند همانطور که رنگ چشمم را از مادرم، طول قامتم را از پدرم و طرز حرف زدنم را از عمویم به ارث بردهام، عقایدم را هم به ارث برده باشم. نکند احساساتمان را به ارث بردهام. از بچگی به ما گفتهاند لعنت بر فلانی و درود بر فلانی. این احساسها ماثور و receive هستند و به ما رسیدهاند. ما خاستههای بهارثرسیده داریم. عقاید بهارثرسیده داریم. باید یکییکی آنها را زیر ذرهبین بگذاریم و از حقانیت آنها مطمئن شویم. اینها از طریق سنت، پدر و مادر و نیاکان، افکار عمومی، تقلید، تعبد و روح زمانه یا تحت تأثیر تلقین، تبلیغات و منافع گروهی به ما رسیدهاند.
بارها گفتهام این دعاهایی که با گریه و زاری میخوانیم اگر عربی میدانستیم، فکر میکنم یک جملهاش هم دعای ما نبود. علی ابن ابیطالب ع میفرماید «الهی و هَبنی صبرتُ علی حَرّ نارِک فکَیفَ اَصبرُ عَنِ النّظرِ الی کَرامَتِک»؛ یعنی خدایا آتش جهنم برایم مهم نیست اما نکند از تو دور شوم. آیا واقعاً شما هم همینطور هستید؟ ما اینها را به ارث بردهایم. ما باشیم به خدا میگوییم «دوری از تو حالیمان نیست، فقط سروکارمان را با سیخومیخ و داغودرفش نینداز». خاستۀ ما جملات علی ابن ابیطالب نیست فقط چون نمیفهمیم گردنمان را کج میکنیم و بر سرمان میزنیم که خدایا این را حتماً به من بده. نمیدانیم چه میخواهیم. به تعبیر ایتالیاییها، «مراقب آرزوهایتان باشید چون گاهی برآورده میشوند». ممکن است خدا روز قیامت بگوید شما گفته بودید دوریات برایم سخت است، پس در جهنم باش گاهی هم به شما سر میزنم.
ما دعاهای بهارثرسیده داریم. آرزوهای بهارثرسیدهای داریم که آرزوی خودمان نیست و به ما القاء شده است. خودشناسی این است که آرزوهای آزمودهات را از آرزوهای نیازمودهات جدا کنی. عقایدی که خودت حقانیتش را آزمودهای از غیر آن جدا کنی و نگهداری. احساسات و هیجاناتی را که خود آزمودهای نگهداری؛ و این یعنی «زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد». حیف است که همهچیزت مثل رنگ چشمت ارثی باشد. در عالَم ذهنت خودت باش نه عروسکی که از تو ساختهاند. در عالَم روانت خودت باش. برای موفق شدن در مراحل خودشناسی همه ازجمله خود سقراط میگفتند فقط به خود عریانتان نگاه کنید. به این میگفتند «انس با خود».
#ملکیان،
#فایده_ضرورت_و_آثار_خودشناسی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ریشه اصلی بسیاری از ویرانگری های بشر در طول تاریخ، بیش از آن که در شهوت و لذت طلبی او باشد در نیروی اشتیاق و ایمان وی بوده است.
زمانی که شخصیت بسیاری از دیکتاتورها و جنایتکاران بـزرگ را روانکاوی می کنیم، بـا شگفتی در می یابیم بیش از آنکه لجام گسیختگی و طغیان غـرایز در آنهـا مشهود باشد، ایمان به آرمانی خـدشه ناپذیر آنهـا را چنین بی پروا و نامحدود ساخته است.
| کتاب: #مبانی_روانکاوی_فروید | #حمید_تقدسی | صفحه: ۴۱ |
🍀❤️ @filsofak
ریشه اصلی بسیاری از ویرانگری های بشر در طول تاریخ، بیش از آن که در شهوت و لذت طلبی او باشد در نیروی اشتیاق و ایمان وی بوده است.
زمانی که شخصیت بسیاری از دیکتاتورها و جنایتکاران بـزرگ را روانکاوی می کنیم، بـا شگفتی در می یابیم بیش از آنکه لجام گسیختگی و طغیان غـرایز در آنهـا مشهود باشد، ایمان به آرمانی خـدشه ناپذیر آنهـا را چنین بی پروا و نامحدود ساخته است.
| کتاب: #مبانی_روانکاوی_فروید | #حمید_تقدسی | صفحه: ۴۱ |
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ما را مثل عقرب بار آورده اند؛ مثل عقرب‼️
ما مردم صبح که سر از بالین ورمی داریم تا شب که سرمان را می گذاریم، مدام همدیگر را می گزیم. بخیلیم، بخیل! خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم.
خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم. اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می جوید.
تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه. وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد، انگار خیال ما راحت تر است.
وقتی می بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطرجمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!
📚کلیدر، محمود دولت آبادی
🍀❤️ @filsofak
ما را مثل عقرب بار آورده اند؛ مثل عقرب‼️
ما مردم صبح که سر از بالین ورمی داریم تا شب که سرمان را می گذاریم، مدام همدیگر را می گزیم. بخیلیم، بخیل! خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم.
خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم. اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می جوید.
تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه. وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد، انگار خیال ما راحت تر است.
وقتی می بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطرجمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!
📚کلیدر، محمود دولت آبادی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یکی از اختلافات کهن در فلسفه، نزاع میان دو مکتبی است که به نام «اصالت تجربه » و «اصالت عقل » معروفند. مکتب اصالت تجربه که لاک و بارکلی و هیوم، حکمای انگلیسی اصحاب عمدۀ آن محسوب می شوند قائل به این است که تمامی علم ما ماخوذ و مکتسب از تجربه است. مکتب اصالت عقل که بیشتر اصحاب آن حکمای اروپایی غیر انگلیسی مخصوصاً دکارت فرانسوی و لایب نیتز آلمانی بوده اند معتقدند که علاوه بر آنچه از تجربه برما معلوم می گردد پاره ای «مفاهیم فطری » هست که جدا از تجربه و مستقل از آن است.
خِرَدگرایی یا عقلگرایی یا مکتب اصالت عقل به معنی تکیه بر اصول عقلی و منطقی در اندیشه، رفتار، و گفتار است. این واژه هنگامی که در ارتباط با متفکرانِ نخستینِ قرنِ هفدهم از جمله دکارت، اسپینوزا، و گوتفرید لایبنیتز به کار رود به معنایِ باور به عقل به عنوانِ تنها منبعِ معتبرِ شناخت است. آنچه که تجربه و مشاهده به ما میگوید بسیار متزلزلتر از آن است که بشود به آن اعتماد نمود. این متفکران تلاش نمودند حقایقِ اصلیِ هستی را از راهِ برهان و استدلالِ عقلی اثبات کنند.
خردگرایی دکارت
دکارت در کتاب مشهورِ خویش با نام گفتار در روش (و با زیرعنوان: «درست به کار بردن عقل، و جستوجویِ حقیقت در علوم» توضیح میدهد که چگونه در بزرگسالی در تمامِ تعالیمِ رسمی و سنتی، اعم از دین و علم تردید کرد و به دنبال آن رفت که بنیاد محکمی برایِ آن همه آموزههایی که همه بدیهی میانگاشتند بیابد. وقتی برایِ یک فرض بنیادِ مطمئنی نمییابیم میتوانیم یک مرحله عقبتر رفته و در چیزهایی تردید کنیم که آن فرض بر آنها مبتنی است؛ یعنی فرضهایِ مرحلهٔ قبلِ آن. اگر این کار را ادامه دهیم به جایی میرسیم که این شک پدید میآید: «اصلاً آیا من وجود دارم؟». دکارت به همین مرحله رسید. او تلاش کرد وجود خویش را اثبات کند. جملهٔ معروفِ «میاندیشم پس هستم» همین تلاش را بیان میکند. استدلالِ دقیقِ دکارت به این ترتیب است: شک دارم که وجود دارم یا نه. اما در یک چیز شکی ندارم و آن وجودِ شک است. شک هست پس اندیشه هست. اندیشه هست پس وجودِ اندیشنده هست. بعدها این انتقاد مطرح شد که این استدلال هنوز اثبات نمیکند که وجود از آنِ من است.
خردگرایی اسپینوزا
اسپینوزا در کتابِ اصلیِ خویش که امروزه به نامِ «اخلاق» میشناسند اصولِ جهانبینیِ وحدتِ وجودیِ خویش را مانندِ قضایایِ هندسه با شروع از چند تعریف و اصلِ موضوعه و آوردنِ اثباتهایی که به «مطلوب ثابت شد» ختم میشوند اثبات میکند. او به این نتیجه میرسد که تنها یک جوهرِ واحد در تمامِ هستی وجود دارد که میتوان خدا یا طبیعت نامید. بههرحال همهٔ جهان، انسانها، حیوانات، درختان، نمودهایی از همان یک چیز است. اسپینوزا به دلیلِ اعتقاداتاش توسطِ کلیسا لعن و تکفیر شد.
خردگرایی لایب نیتس
لایبنیتس نخستین فیلسوفِ آلمانی که هم در عالمِ فلسفه و هم در ریاضیات شهرت دارد مبدعِ مفهومِ مُناد در فلسفه و حسابِ دیفرانسیل و انتگرال است. کتابِ کوچک اما شناختهشدهٔ لایبنبیتس «منادولوژی» نام دارد که به فارسی نیز توسطِ یحیی مهدوی ترجمه شده است. او نیز به نوعی ادعا میکرد همهٓ فلسفهاش را از چند اصلِ معدود (مهمتر از همه اصلِ امتناعِ تناقض و اصلِ جهت کافی) که به اعتقادِ وی اصولِ عقلانی هستند استخراج می نماید.
با فاصلهٔ کمی از این فلاسفه تجربهگرایانِ انگلیسی به این نتیجه رسیدند منشأِ شناختِ بشر درواقع تماماً از تجربهٔ حسی و حواسِ پنجگانه است و نه از عقل. همین امر دلیلِ ناکامیِ تلاشهایِ قبلی برایِ اثباتهایِ دقیق و بینقص بوده است. از جمله مهمترین تجربهگرایان جان لاک، بارکلی و هیوم هستند. هیوم بویژه بدلیلِ نقدهایش از اعتبارِ معرفتِ تجربی و نقدِ علیت مشهور است.
خردگرایی کانت
در سدهٔ هجدهم فیلسوفِ معروفِ آلمانی کانت برایِ پدید آوردنِ یک همنهاد (ترکیبِ سازگاریبخش - سنتز) از عقلگرایی و تجربهگرایی تلاش نمود. او بخشهایی از معرفت را که در عقل ریشه داشتند از بخشهایی که ناشی از تجربیات بودند جدا نموده و ادعا کرد که سهمِ هر یک را میتوان بدقت مشخص نمود. تأثیرِ متقابل و مکملِ این دو عنصر را نیز میتوان تشخیص داد. این معرفتشناسی منجر به آن میشود که برایِ معرفت مرزهایی تعیین شود؛ مرزهایی که فراتر از آنها سخن گفتن بیاساس خواهد بود.
خردگرایی و پست مدرنیسم
در دهههایِ اخیر واژهٔ خردگرایی در ارتباط با مدرنیسم که نظامی اجتماعی مبتنی بر عقل و علم است به کار میرود. متفکرانِ پستمدرن معتقد اند که کاربردِ بیاندازهٔ خردگرایی موجبِ زندگیِ روانیِ دشواری برایِ بشر گردیده است. البته این نگرشِ انتقادی شباهتی با انتقاداتِ برخی اسلامگرایان از خردگراییِ مدرن ندارد. متفکرانِ پستمدرن در انتقادِ خود این منظور را ندارند که چیزی به جز عقل میتواند اعتبارِ معرفتی داشته باشد.
🍀❤️ @filsofak
یکی از اختلافات کهن در فلسفه، نزاع میان دو مکتبی است که به نام «اصالت تجربه » و «اصالت عقل » معروفند. مکتب اصالت تجربه که لاک و بارکلی و هیوم، حکمای انگلیسی اصحاب عمدۀ آن محسوب می شوند قائل به این است که تمامی علم ما ماخوذ و مکتسب از تجربه است. مکتب اصالت عقل که بیشتر اصحاب آن حکمای اروپایی غیر انگلیسی مخصوصاً دکارت فرانسوی و لایب نیتز آلمانی بوده اند معتقدند که علاوه بر آنچه از تجربه برما معلوم می گردد پاره ای «مفاهیم فطری » هست که جدا از تجربه و مستقل از آن است.
خِرَدگرایی یا عقلگرایی یا مکتب اصالت عقل به معنی تکیه بر اصول عقلی و منطقی در اندیشه، رفتار، و گفتار است. این واژه هنگامی که در ارتباط با متفکرانِ نخستینِ قرنِ هفدهم از جمله دکارت، اسپینوزا، و گوتفرید لایبنیتز به کار رود به معنایِ باور به عقل به عنوانِ تنها منبعِ معتبرِ شناخت است. آنچه که تجربه و مشاهده به ما میگوید بسیار متزلزلتر از آن است که بشود به آن اعتماد نمود. این متفکران تلاش نمودند حقایقِ اصلیِ هستی را از راهِ برهان و استدلالِ عقلی اثبات کنند.
خردگرایی دکارت
دکارت در کتاب مشهورِ خویش با نام گفتار در روش (و با زیرعنوان: «درست به کار بردن عقل، و جستوجویِ حقیقت در علوم» توضیح میدهد که چگونه در بزرگسالی در تمامِ تعالیمِ رسمی و سنتی، اعم از دین و علم تردید کرد و به دنبال آن رفت که بنیاد محکمی برایِ آن همه آموزههایی که همه بدیهی میانگاشتند بیابد. وقتی برایِ یک فرض بنیادِ مطمئنی نمییابیم میتوانیم یک مرحله عقبتر رفته و در چیزهایی تردید کنیم که آن فرض بر آنها مبتنی است؛ یعنی فرضهایِ مرحلهٔ قبلِ آن. اگر این کار را ادامه دهیم به جایی میرسیم که این شک پدید میآید: «اصلاً آیا من وجود دارم؟». دکارت به همین مرحله رسید. او تلاش کرد وجود خویش را اثبات کند. جملهٔ معروفِ «میاندیشم پس هستم» همین تلاش را بیان میکند. استدلالِ دقیقِ دکارت به این ترتیب است: شک دارم که وجود دارم یا نه. اما در یک چیز شکی ندارم و آن وجودِ شک است. شک هست پس اندیشه هست. اندیشه هست پس وجودِ اندیشنده هست. بعدها این انتقاد مطرح شد که این استدلال هنوز اثبات نمیکند که وجود از آنِ من است.
خردگرایی اسپینوزا
اسپینوزا در کتابِ اصلیِ خویش که امروزه به نامِ «اخلاق» میشناسند اصولِ جهانبینیِ وحدتِ وجودیِ خویش را مانندِ قضایایِ هندسه با شروع از چند تعریف و اصلِ موضوعه و آوردنِ اثباتهایی که به «مطلوب ثابت شد» ختم میشوند اثبات میکند. او به این نتیجه میرسد که تنها یک جوهرِ واحد در تمامِ هستی وجود دارد که میتوان خدا یا طبیعت نامید. بههرحال همهٔ جهان، انسانها، حیوانات، درختان، نمودهایی از همان یک چیز است. اسپینوزا به دلیلِ اعتقاداتاش توسطِ کلیسا لعن و تکفیر شد.
خردگرایی لایب نیتس
لایبنیتس نخستین فیلسوفِ آلمانی که هم در عالمِ فلسفه و هم در ریاضیات شهرت دارد مبدعِ مفهومِ مُناد در فلسفه و حسابِ دیفرانسیل و انتگرال است. کتابِ کوچک اما شناختهشدهٔ لایبنبیتس «منادولوژی» نام دارد که به فارسی نیز توسطِ یحیی مهدوی ترجمه شده است. او نیز به نوعی ادعا میکرد همهٓ فلسفهاش را از چند اصلِ معدود (مهمتر از همه اصلِ امتناعِ تناقض و اصلِ جهت کافی) که به اعتقادِ وی اصولِ عقلانی هستند استخراج می نماید.
با فاصلهٔ کمی از این فلاسفه تجربهگرایانِ انگلیسی به این نتیجه رسیدند منشأِ شناختِ بشر درواقع تماماً از تجربهٔ حسی و حواسِ پنجگانه است و نه از عقل. همین امر دلیلِ ناکامیِ تلاشهایِ قبلی برایِ اثباتهایِ دقیق و بینقص بوده است. از جمله مهمترین تجربهگرایان جان لاک، بارکلی و هیوم هستند. هیوم بویژه بدلیلِ نقدهایش از اعتبارِ معرفتِ تجربی و نقدِ علیت مشهور است.
خردگرایی کانت
در سدهٔ هجدهم فیلسوفِ معروفِ آلمانی کانت برایِ پدید آوردنِ یک همنهاد (ترکیبِ سازگاریبخش - سنتز) از عقلگرایی و تجربهگرایی تلاش نمود. او بخشهایی از معرفت را که در عقل ریشه داشتند از بخشهایی که ناشی از تجربیات بودند جدا نموده و ادعا کرد که سهمِ هر یک را میتوان بدقت مشخص نمود. تأثیرِ متقابل و مکملِ این دو عنصر را نیز میتوان تشخیص داد. این معرفتشناسی منجر به آن میشود که برایِ معرفت مرزهایی تعیین شود؛ مرزهایی که فراتر از آنها سخن گفتن بیاساس خواهد بود.
خردگرایی و پست مدرنیسم
در دهههایِ اخیر واژهٔ خردگرایی در ارتباط با مدرنیسم که نظامی اجتماعی مبتنی بر عقل و علم است به کار میرود. متفکرانِ پستمدرن معتقد اند که کاربردِ بیاندازهٔ خردگرایی موجبِ زندگیِ روانیِ دشواری برایِ بشر گردیده است. البته این نگرشِ انتقادی شباهتی با انتقاداتِ برخی اسلامگرایان از خردگراییِ مدرن ندارد. متفکرانِ پستمدرن در انتقادِ خود این منظور را ندارند که چیزی به جز عقل میتواند اعتبارِ معرفتی داشته باشد.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
به عقیده خیام هر کس که در این دنیا بتواند شاد زندگی کند و از زندگیش لذت ببرد، بطور حتم بعد از مرگش نیز در بهشت خواهد بود.
زیرا کسی که زندگی شادی داشته باشد به طور طبیعی نه به کسی ظلم می کند و نه تفکرات منفی نسبت به دیگران دارد.
پس دنیا و آخرتش برای او بهشت خواهد بود.
بنابراین نباید زندگی را به خود سخت گرفت و به خود وعده فردایی بهتر داد..
گردون نگری ز قد فرسوده ماست
جیحون اثری ز اشک پالوده ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست
فردوس دمی ز وقت آسوده ماست
👤خیام
🍀❤️ @filsofak
به عقیده خیام هر کس که در این دنیا بتواند شاد زندگی کند و از زندگیش لذت ببرد، بطور حتم بعد از مرگش نیز در بهشت خواهد بود.
زیرا کسی که زندگی شادی داشته باشد به طور طبیعی نه به کسی ظلم می کند و نه تفکرات منفی نسبت به دیگران دارد.
پس دنیا و آخرتش برای او بهشت خواهد بود.
بنابراین نباید زندگی را به خود سخت گرفت و به خود وعده فردایی بهتر داد..
گردون نگری ز قد فرسوده ماست
جیحون اثری ز اشک پالوده ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست
فردوس دمی ز وقت آسوده ماست
👤خیام
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
با پارادوکس خود چه میکنید؟
از زمان کانت ، هردر و لسینگ و دیگران که بحث روشنفکری پیش آمد چه در سنت روشنفکری فرانسوی چه در روشنفکری آلمان و انگلستان، روشنفکر به کسی اطلاق میشد که پاسدار عقلانیت است و قوام روشنفکری پاسداری از عقلانیت است.
اما از سوی دیگر قوام تدین و دیانت پیشگی و دینورزی تعبد است. تعبد یعنی سخنی را پذیرفتن صرفاً به این دلیل كه فلان شخص آن را گفته است. محال است که کسی ادعا کند که من مسیحی هستم و بعد بگوید من نسبت به هیچیک از سخنان عیسی تعبد ندارم، بلکه هر سخنی که از زبان عیسی صادر شد من از او مطالبهی دلیل میکنم و تا عیسی دلیل قانعکننده و دلیل قاطع اقامه نکند من سخن او را نمیپذیرم، اشکال ندارد که کسی این حرف را بزند؛ اما نباید دیگر اسم خودش را مسیحی بگذارد؛ چون مسیحی کسی است که لااقل به سخن عیسی تعبد بورزد و سخن عیسی مسیح را بدون چون و چرا بپذیرد. معنا ندارد که کسی بگوید من مسلمانم ولی تا یک یک جملات قرآن را مطالبهی دلیل نکنم و دلیل قانعکنندهای دربارهاش القا نشود من نمیپذیرم پس اگر اینطوری باشد که همهی مردم جهان مسلمان هستند؛ چون اگر برای همهی مردم جهان، برای یکایک جملات قرآن دلیل قانعکننده و قاطع بیاوریم آنها هم میپذیرند. مسلمان کسی است که نسبت به جملات قرآن و پیامبر اسلام لااقل تعبد بورزد؛ یعنی این سخنان را بیچونوچرا بپذیرد. اگر قوام روشنفکری به عقلانیت است و اگر قوام تدین و دینورزی به تعبد است، بنده عرض میکنم که عقلانیت با تعبد سازگار نیست، عقلانیت نافی تعبد است، تعبد نافی عقلانیت است چگونه دو چیزی که یکدیگر را ذاتاً نفی میکنند در پروژهی روشنفکری دینی میخواهند با هم جمع شوند؟
#مصطفی_ملکیان
مصاحبه با سایت فرهنگ امروز
سهشنبه 29 بهمن 1393
🍀❤️ @filsofak
با پارادوکس خود چه میکنید؟
از زمان کانت ، هردر و لسینگ و دیگران که بحث روشنفکری پیش آمد چه در سنت روشنفکری فرانسوی چه در روشنفکری آلمان و انگلستان، روشنفکر به کسی اطلاق میشد که پاسدار عقلانیت است و قوام روشنفکری پاسداری از عقلانیت است.
اما از سوی دیگر قوام تدین و دیانت پیشگی و دینورزی تعبد است. تعبد یعنی سخنی را پذیرفتن صرفاً به این دلیل كه فلان شخص آن را گفته است. محال است که کسی ادعا کند که من مسیحی هستم و بعد بگوید من نسبت به هیچیک از سخنان عیسی تعبد ندارم، بلکه هر سخنی که از زبان عیسی صادر شد من از او مطالبهی دلیل میکنم و تا عیسی دلیل قانعکننده و دلیل قاطع اقامه نکند من سخن او را نمیپذیرم، اشکال ندارد که کسی این حرف را بزند؛ اما نباید دیگر اسم خودش را مسیحی بگذارد؛ چون مسیحی کسی است که لااقل به سخن عیسی تعبد بورزد و سخن عیسی مسیح را بدون چون و چرا بپذیرد. معنا ندارد که کسی بگوید من مسلمانم ولی تا یک یک جملات قرآن را مطالبهی دلیل نکنم و دلیل قانعکنندهای دربارهاش القا نشود من نمیپذیرم پس اگر اینطوری باشد که همهی مردم جهان مسلمان هستند؛ چون اگر برای همهی مردم جهان، برای یکایک جملات قرآن دلیل قانعکننده و قاطع بیاوریم آنها هم میپذیرند. مسلمان کسی است که نسبت به جملات قرآن و پیامبر اسلام لااقل تعبد بورزد؛ یعنی این سخنان را بیچونوچرا بپذیرد. اگر قوام روشنفکری به عقلانیت است و اگر قوام تدین و دینورزی به تعبد است، بنده عرض میکنم که عقلانیت با تعبد سازگار نیست، عقلانیت نافی تعبد است، تعبد نافی عقلانیت است چگونه دو چیزی که یکدیگر را ذاتاً نفی میکنند در پروژهی روشنفکری دینی میخواهند با هم جمع شوند؟
#مصطفی_ملکیان
مصاحبه با سایت فرهنگ امروز
سهشنبه 29 بهمن 1393
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کودک آزاری پدیده ای که نخستین بار #زیگموند_فروید آن را زیربنای بیماریهای روانی شناخت تا اینکه انجمن #حقوق_کودکان ایجاد شود.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
فیلسوف کسی است که تصدیق می کند، دانش زیادی ندارد و این موضوع او را آزار می دهد. با این حال او داناتر از همه کسانی است که در مورد دانستنی ها و مهارت خودشان، در زمینه هایی که هیچ اطلاعی از آنها ندارند، سر و صدا می کنند. من می گویم که دانا کسی است که می داند که نمی داند. سقراط خودش اعتراف می کرد که فقط یک چیز می داند و آن اینکه هیچ چیز نمی داند. این گفته را آویزه گوش کن، چون این اعتراف حتی بین فیلسوفها خیلی کمیاب است. یادت باشد که این اعتراف بین مردم، می تواند به قیمت از دست دادن جان آدم تمام شود. همیشه خطرناکترین آدمها کسانی هستند که می پرسند. جواب دادن تا این اندازه خطرناک نیست. در یک سوال می تواند بیش از هزاران جواب، باروت خشک وجود داشته باشد.
دنیای_سوفی
یوستین_گردر
🍀❤️ @filsofak
فیلسوف کسی است که تصدیق می کند، دانش زیادی ندارد و این موضوع او را آزار می دهد. با این حال او داناتر از همه کسانی است که در مورد دانستنی ها و مهارت خودشان، در زمینه هایی که هیچ اطلاعی از آنها ندارند، سر و صدا می کنند. من می گویم که دانا کسی است که می داند که نمی داند. سقراط خودش اعتراف می کرد که فقط یک چیز می داند و آن اینکه هیچ چیز نمی داند. این گفته را آویزه گوش کن، چون این اعتراف حتی بین فیلسوفها خیلی کمیاب است. یادت باشد که این اعتراف بین مردم، می تواند به قیمت از دست دادن جان آدم تمام شود. همیشه خطرناکترین آدمها کسانی هستند که می پرسند. جواب دادن تا این اندازه خطرناک نیست. در یک سوال می تواند بیش از هزاران جواب، باروت خشک وجود داشته باشد.
دنیای_سوفی
یوستین_گردر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
☘️ روشنفکران از خودشیفتگی دست بردارند
راهکارم این است که روشنفکران دست از خودشیفتگی بردارند که بگویند حق پیش من است و لاغیر. همچنین از پیشداوری نسبت به سایر روشنفکران، تعصب نسبت به جناح و اردوگاه فکری خودشان و جزم و جمود دست بردارند و به مدارا رو کنند. همه این راهکارها روانشناختی و اخلاقی است و تشکیل هیچ نهادی لازم نیست. اگر این خودشیفتگی از بین برود آنوقت ملکیان میداند که به آرای دکتر سروش نیازمند است، دکتر سروش میداند که به آرای بابک احمدی نیازمند است، بابک احمدی میداند که به آرای مراد فرهادپور نیازمند است و … مرادم این است که همه متوجه میشویم که به هم نیازمند هستیم.
من به نوبه خودم، افتخار میکنم که از آرای روشنفکران متکثر و متنوعی مانند محمدرضا نیکفر، مراد فرهادپور، بابک احمدی، عبدالکریم سروش، آرش نراقی، مجتهد شبستری، ابوالقاسم فنایی، مراد ثقفی، علی میرسپاسی، خشایار دیهیمی و بسا روشنفکران دیگر استفاده میکنم. خودشیفتگی هرجا که باشد لطمه زننده است، هم به خود شخص خودشیفته و هم به کسانی که تحت تأثیر اقوال و افعال شخص خودشیفته قرار میگیرند. اما اگر دست از خودشیفتگی برنداریم بالمآل معامله باخت ـ باخت داریم و به شرط اینکه اردوگاه نداشته باشیم و از تعابیر جبهههای جنگ استفاده نکنیم، میتوانیم این معامله باخت ـ باخت را به مهامله برد ـ برد تبدیل کنیم.
گفتو گو #مصطفی_ملکیان با روزنامه شرق به تاریخ ۱۳۸۹/۰۳/۱۷.
🍀❤️ @filsofak
☘️ روشنفکران از خودشیفتگی دست بردارند
راهکارم این است که روشنفکران دست از خودشیفتگی بردارند که بگویند حق پیش من است و لاغیر. همچنین از پیشداوری نسبت به سایر روشنفکران، تعصب نسبت به جناح و اردوگاه فکری خودشان و جزم و جمود دست بردارند و به مدارا رو کنند. همه این راهکارها روانشناختی و اخلاقی است و تشکیل هیچ نهادی لازم نیست. اگر این خودشیفتگی از بین برود آنوقت ملکیان میداند که به آرای دکتر سروش نیازمند است، دکتر سروش میداند که به آرای بابک احمدی نیازمند است، بابک احمدی میداند که به آرای مراد فرهادپور نیازمند است و … مرادم این است که همه متوجه میشویم که به هم نیازمند هستیم.
من به نوبه خودم، افتخار میکنم که از آرای روشنفکران متکثر و متنوعی مانند محمدرضا نیکفر، مراد فرهادپور، بابک احمدی، عبدالکریم سروش، آرش نراقی، مجتهد شبستری، ابوالقاسم فنایی، مراد ثقفی، علی میرسپاسی، خشایار دیهیمی و بسا روشنفکران دیگر استفاده میکنم. خودشیفتگی هرجا که باشد لطمه زننده است، هم به خود شخص خودشیفته و هم به کسانی که تحت تأثیر اقوال و افعال شخص خودشیفته قرار میگیرند. اما اگر دست از خودشیفتگی برنداریم بالمآل معامله باخت ـ باخت داریم و به شرط اینکه اردوگاه نداشته باشیم و از تعابیر جبهههای جنگ استفاده نکنیم، میتوانیم این معامله باخت ـ باخت را به مهامله برد ـ برد تبدیل کنیم.
گفتو گو #مصطفی_ملکیان با روزنامه شرق به تاریخ ۱۳۸۹/۰۳/۱۷.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
من عقیده دارم که انسان تغییر نمیکند ولو یکصدهزارسال از او بگذرد. یک انسان را اگر در رودخانه فرو کنید به محض اینکه لباس های او خشک شد، همان است که بود.
یک انسان را اگر گرفتار اندوه نمایی از کرده های گذشته پشیمان میشود، ولی همین که اندوه از بین رفت، به وضع اول برمی گردد و همانطور خودخواه و بی رحم میشود.
#سینوهه 📚
#میکا_والتاری 🖋
#ادبیات_معاصر
🍀❤️ @filsofak
من عقیده دارم که انسان تغییر نمیکند ولو یکصدهزارسال از او بگذرد. یک انسان را اگر در رودخانه فرو کنید به محض اینکه لباس های او خشک شد، همان است که بود.
یک انسان را اگر گرفتار اندوه نمایی از کرده های گذشته پشیمان میشود، ولی همین که اندوه از بین رفت، به وضع اول برمی گردد و همانطور خودخواه و بی رحم میشود.
#سینوهه 📚
#میکا_والتاری 🖋
#ادبیات_معاصر
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر فقط کتابهایی را بخوانی که بقیه میخوانند، تنها میتوانی به چیزهایی فکر کنی که همه فکر میکنند.
"جنگل نروژی"
هاروکی موراکامی
🍀❤️ @filsofak
اگر فقط کتابهایی را بخوانی که بقیه میخوانند، تنها میتوانی به چیزهایی فکر کنی که همه فکر میکنند.
"جنگل نروژی"
هاروکی موراکامی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دروغ گفتن فقط این نیست که حرفی بزنیم که راست نیست!
دروغ گفتن در ضمن و علی الخصوص، گفتن چیزی بیش از آن است که راست است و حقیقت دارد!
و در مورد قلب آدمی، به زبان آوردن چیزی بیش از آنی که احساس میکند...
#بیگانه
#آلبر_کامو
🍀❤️ @filsofak
دروغ گفتن فقط این نیست که حرفی بزنیم که راست نیست!
دروغ گفتن در ضمن و علی الخصوص، گفتن چیزی بیش از آن است که راست است و حقیقت دارد!
و در مورد قلب آدمی، به زبان آوردن چیزی بیش از آنی که احساس میکند...
#بیگانه
#آلبر_کامو
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ما در دنیایی مطلقاً تراژیک زندگی میکنیم. میگویند شوپنهاور بدبین است. چنین حرفی نشانهٔ سادگی است. بینش او عظیم و تراژیک است و متأسفانه کاملاً هم منطبق با واقعیت. شوپنهاور از نظام فکری اش نتایجی چند می گیرد.
مثلاً، طبیعت نه فقط با افراد که با انواع نیز سر و کار دارد. میلیون ها مورچه برای تولید نوع خود باید بمیرند. انسانی که خود را در نبرد قربانی می کند دلیلی مشابه همین دارد. سرانجام باید گفت که شوپنهاور زن ستیزی پر جوش و خروش بود به این دلیل ساده که زن متضمن تداوم نوع است. او معتقد بود که در عالم عشق، خشنودی فردی ممکن نیست زیرا فرد قربانی حفظ نوع می شود. آری، نگاه پر محبت مردی جوان به دختری جوان و برعکس، بسیار گیراست. اما آنها فقط میخواهند بدانند آیا میتوانند از همدیگر صاحب فرزندانی «درجه یک» شوند یا خیر.
ما در جنس مخالف دنبال نقاط مخالف خودمان هستیم: دماغ بزرگ، دماغ کوچک و غیره. انسان هرگز نمی تواند به خشنودی فردی دست یابد. اراده به زیستن وادارمان می کند که دیگران را مصرف کنیم یا مورد مصرف دیگران قرار بگیریم.
کتاب:فلسفه در شش ساعت و پانزده دقیقه
#ویتولد_گومبروویچ
نشر: ققنوس
🍀❤️ @filsofak
ما در دنیایی مطلقاً تراژیک زندگی میکنیم. میگویند شوپنهاور بدبین است. چنین حرفی نشانهٔ سادگی است. بینش او عظیم و تراژیک است و متأسفانه کاملاً هم منطبق با واقعیت. شوپنهاور از نظام فکری اش نتایجی چند می گیرد.
مثلاً، طبیعت نه فقط با افراد که با انواع نیز سر و کار دارد. میلیون ها مورچه برای تولید نوع خود باید بمیرند. انسانی که خود را در نبرد قربانی می کند دلیلی مشابه همین دارد. سرانجام باید گفت که شوپنهاور زن ستیزی پر جوش و خروش بود به این دلیل ساده که زن متضمن تداوم نوع است. او معتقد بود که در عالم عشق، خشنودی فردی ممکن نیست زیرا فرد قربانی حفظ نوع می شود. آری، نگاه پر محبت مردی جوان به دختری جوان و برعکس، بسیار گیراست. اما آنها فقط میخواهند بدانند آیا میتوانند از همدیگر صاحب فرزندانی «درجه یک» شوند یا خیر.
ما در جنس مخالف دنبال نقاط مخالف خودمان هستیم: دماغ بزرگ، دماغ کوچک و غیره. انسان هرگز نمی تواند به خشنودی فردی دست یابد. اراده به زیستن وادارمان می کند که دیگران را مصرف کنیم یا مورد مصرف دیگران قرار بگیریم.
کتاب:فلسفه در شش ساعت و پانزده دقیقه
#ویتولد_گومبروویچ
نشر: ققنوس
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ما از ترس طرد شدن مدعی شدیم کسی هستیم که نبودیم. ترس از طرد شدن تبدیل به ترس از مطلوب نبودن شد. سرانجام ما به کسی تبدیل شدیم که در حقیقت نیستیم. تبدیل به رونوشتی شدیم از باورهای مادر، پدر، جامعه و مذهب.
#دون_میگوئل_روئیز
از کتاب: چهارمیثاق
🍀❤️ @filsofak
ما از ترس طرد شدن مدعی شدیم کسی هستیم که نبودیم. ترس از طرد شدن تبدیل به ترس از مطلوب نبودن شد. سرانجام ما به کسی تبدیل شدیم که در حقیقت نیستیم. تبدیل به رونوشتی شدیم از باورهای مادر، پدر، جامعه و مذهب.
#دون_میگوئل_روئیز
از کتاب: چهارمیثاق
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
«معمولاً وقتی کتابی را نمیفهمیم، آن را بسیار هوشمندانه میپنداریم! به هر حال، عقاید ژرف و عمیق را نمیتوان با زبان کودکان توضیح داد. با این وجود، مرتبط دانستن دشوار بودن و عمیق بودن را میتوان جلوهای از انحراف در فضای ادبیات و نگارش دانست. انحرافی که در زندگی عاطفی با آن آشنایی داریم.
یعنی وقتی که افراد مرموز و مبهم سادهتر از افراد قابل اعتماد و روراست، میتوانند ذهن انسانهای سادهدل را به احترام وادارند.»
آلن دو باتن - تسلیبخشیهای فلسفه - ترجمه عرفان ثابتی
🍀❤️ @filsofak
«معمولاً وقتی کتابی را نمیفهمیم، آن را بسیار هوشمندانه میپنداریم! به هر حال، عقاید ژرف و عمیق را نمیتوان با زبان کودکان توضیح داد. با این وجود، مرتبط دانستن دشوار بودن و عمیق بودن را میتوان جلوهای از انحراف در فضای ادبیات و نگارش دانست. انحرافی که در زندگی عاطفی با آن آشنایی داریم.
یعنی وقتی که افراد مرموز و مبهم سادهتر از افراد قابل اعتماد و روراست، میتوانند ذهن انسانهای سادهدل را به احترام وادارند.»
آلن دو باتن - تسلیبخشیهای فلسفه - ترجمه عرفان ثابتی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شرم از نگاه جوزف باتلر
به نظر جوزف باتلر وقتی ما اخلاقی عمل نمی کنیم و شرمنده هم نیستیم، به صورت مضاعفی از اخلاق فاصله گرفته ایم. در این جا است که باتلر به پیروی از خیلی از عالمان فضیلتگرای اخلاق معتقد بود که «شرم» ، اخلاق مرحلهی دوم است، یعنی من که وظیفه دارم راست بگویم اگر راست گفتم که اخلاق مرحله ی اولم تکمیل شده است ، اما اگر دروغ گفتم و شرمنده شدم لااقل در فاز دوم اخلاقی ام؛ اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده هم نبودم آن وقت دو فاز از اخلاق دور شدهام . بنابراین به نظر منِ باتلر اخلاقی عمل کنید ولی اگر اخلاقی هم عمل نکردید در یک جایی شرمنده باشید، و این شرم چیزیاست که خیلی ما امروزه به آن نیاز داریم.
ما نمی توانیم همیشه در تراز اول اخلاقی بودن باشیم و بالاخره خطاهایی از ما سر می زند، اما لااقل باید شرمنده باشیم از این که خطا از ما سر زده است. اگر شرمنده نباشیم در تراز اول اخلاق که مردودیم، در تراز دوم اخلاقی زیستن هم مردودیم. اگر من دروغ گفتم و بعد هم که دروغم را با اسناد و مدارک اثبات کردید باز هم خندیدم این واقعاً نشان میدهد که ریشهی من اصلاً از آب اخلاق بیرون آمدهاست. انسان اخلاقی کسی است که اگر معصوم نیست لااقل از عدم معصومیت خودش شرمنده است. در تراز اول اخلاق هیچ انسانی به نظر من نمی تواند به تمام معنا اخلاقی زندگی کند و به تعبیر دیگری معصومیت در تراز اول امکان ندارد، اما معصومیت در تراز دوم کاملاً برای هر انسانی امکانپذیر است، که لااقل وقتی خطایی مرتکب میشود شرمنده باشد.
مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
شرم از نگاه جوزف باتلر
به نظر جوزف باتلر وقتی ما اخلاقی عمل نمی کنیم و شرمنده هم نیستیم، به صورت مضاعفی از اخلاق فاصله گرفته ایم. در این جا است که باتلر به پیروی از خیلی از عالمان فضیلتگرای اخلاق معتقد بود که «شرم» ، اخلاق مرحلهی دوم است، یعنی من که وظیفه دارم راست بگویم اگر راست گفتم که اخلاق مرحله ی اولم تکمیل شده است ، اما اگر دروغ گفتم و شرمنده شدم لااقل در فاز دوم اخلاقی ام؛ اما اگر دروغ گفتم و از دروغ گفتن خودم شرمنده هم نبودم آن وقت دو فاز از اخلاق دور شدهام . بنابراین به نظر منِ باتلر اخلاقی عمل کنید ولی اگر اخلاقی هم عمل نکردید در یک جایی شرمنده باشید، و این شرم چیزیاست که خیلی ما امروزه به آن نیاز داریم.
ما نمی توانیم همیشه در تراز اول اخلاقی بودن باشیم و بالاخره خطاهایی از ما سر می زند، اما لااقل باید شرمنده باشیم از این که خطا از ما سر زده است. اگر شرمنده نباشیم در تراز اول اخلاق که مردودیم، در تراز دوم اخلاقی زیستن هم مردودیم. اگر من دروغ گفتم و بعد هم که دروغم را با اسناد و مدارک اثبات کردید باز هم خندیدم این واقعاً نشان میدهد که ریشهی من اصلاً از آب اخلاق بیرون آمدهاست. انسان اخلاقی کسی است که اگر معصوم نیست لااقل از عدم معصومیت خودش شرمنده است. در تراز اول اخلاق هیچ انسانی به نظر من نمی تواند به تمام معنا اخلاقی زندگی کند و به تعبیر دیگری معصومیت در تراز اول امکان ندارد، اما معصومیت در تراز دوم کاملاً برای هر انسانی امکانپذیر است، که لااقل وقتی خطایی مرتکب میشود شرمنده باشد.
مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
بدون تردید بسیاری از ما در پشت چهره های شاد و بذله گویی هایمان، غرق در وحشتیم. می ترسیم مبادا شغل، پول یا زیبایی خود را از دست بدهیم. از پیر شدن میترسیم و از تنها ماندن و زندگی کردن و مردن و به این خاطر است که رفتارهایمان این چنین جنون آساست؛ و دوای دردمان چیست؟ محبت دیدن، دوست داشته شدن..
👤 اندرو متیوس
📚 آخرین راز شاد زیستن
🍀❤️ @filsofak
بدون تردید بسیاری از ما در پشت چهره های شاد و بذله گویی هایمان، غرق در وحشتیم. می ترسیم مبادا شغل، پول یا زیبایی خود را از دست بدهیم. از پیر شدن میترسیم و از تنها ماندن و زندگی کردن و مردن و به این خاطر است که رفتارهایمان این چنین جنون آساست؛ و دوای دردمان چیست؟ محبت دیدن، دوست داشته شدن..
👤 اندرو متیوس
📚 آخرین راز شاد زیستن
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
وجدان اخلاقی، که خیلی از آدم های بی فکر آن را زیر پا میگذارند و بسیاری دیگر آنرا انکار میکنند، چیزیست که همیشه وجود داشته و دارد و تنها ساخته و پرداخته ذهن فیلسوفان عهد دقیانوس نیست، دورانی که در آن روح، چیزی بیشتر از قضیه ای مبهم و آشفته نبود. با گذشت زمان و تحولات اجتماعی و تبادل ژنتیکی، کارمان به جائی رسیده که وجدانمان را در رنگ خون و در شوری اشک میگذاریم و انگار این هم کافی نبوده و چشمانمان را تبدیل به آینه ای رو به درون کرده ایم که بدین ترتیب آنچه به زبان سعی در انکارش داریم را بی چون و چرا برملا میکنند.
#کوری
#ژوزه_ساراماگو
🍀❤️ @filsofak
وجدان اخلاقی، که خیلی از آدم های بی فکر آن را زیر پا میگذارند و بسیاری دیگر آنرا انکار میکنند، چیزیست که همیشه وجود داشته و دارد و تنها ساخته و پرداخته ذهن فیلسوفان عهد دقیانوس نیست، دورانی که در آن روح، چیزی بیشتر از قضیه ای مبهم و آشفته نبود. با گذشت زمان و تحولات اجتماعی و تبادل ژنتیکی، کارمان به جائی رسیده که وجدانمان را در رنگ خون و در شوری اشک میگذاریم و انگار این هم کافی نبوده و چشمانمان را تبدیل به آینه ای رو به درون کرده ایم که بدین ترتیب آنچه به زبان سعی در انکارش داریم را بی چون و چرا برملا میکنند.
#کوری
#ژوزه_ساراماگو
🍀❤️ @filsofak