Forwarded from انجمن ادبی موژ
📝 کانال مشاوره:
🌸
📝 منبرک: (نداشتن خواستگار)
.
.
➖ متأسفانه در جامعه ما در ميان مردم جا افتاده كه خوبيِ دختر را از تعداد خواستگارانش می سنجند. يعني هر دختري كه تعداد خواستگارانش زياد باشد دختری خوب و اصل و نسب دار است. اما دختر بدون خواستگار، مشكل دار دارد تلقی می شود. آن وقت است كه دختر و خانواده اش روز به روز نگران و نااميدتر مي شوند و اعتماد به نفس خود را از دست مى دهند.
گاهی نداشتن خواستگار به خاطر وجود مانعی بر سر راه است که باید سعی کنید آن مانع را برطرف کنید.
.
.
چند علت نداشتن خواستگار در اجتماع ما که اشکالاتی به اجتماع ما وارد است:
➕ بعضی از دخترها به علل مختلفي چون کمروییو درون گرا بودن از حاضر شدن در جمع هاي خانوادگي يا دوستان سر باز مي زنند و ترجیح می دهند بیشتر وقتشان را در خانه باشند. در اين حالت نه پسری آنها را می بیند که بپسندد و نه شخصی که دختر را به دیگران معرفی کند برای همین خواستگار ندارد.
توصیه می کنم از مجالس زنانه، عروسی و در مکان هایی که احتمال می دهید ممکن است توسط پسر یا فرد دیگری مثل اعضای خانواده او دیده شوید، دوری نکنید. اگر تا به حال این کار را نمی کردید شاید در ابتدا کمی حضور در جمع برایتان سخت باشد. اما این تکنیک به احتمال زیادی جواب می دهد. من مواررد بسیاری را می شناسم که با همین روش توسط پسر، مادر یا خواهر پسر دیده شدند و این دیدار و آشنایی به ازدواج منجر شده است.
➕ تحصیلات بالای دختر یا نداشتن هم کفو هم گاهی باعث بی خواستگاری می شود. مثلاً دختري را در نظر بگیرید که تا مقطع دکترا درس خوانده باشد. اگر این دختر در یک محیط کوچک زندگی کند و افراد تحصیلکرده زیادی در آنجا نباشد، همتایی برایش وجود ندارد.
دختر تعریف می کرد: دوست دارم ازدواج کنم ولی خواستگار ندارم. بعد از بررسی متوجه شدم او دکترای فیزیک دارد و به تازگی در دانشگاهی تدریس می کند. اما به دلیل اینکه وضع و شرایط مالی پدرش زیاد خوب نیست در یک شهرک کوچک زندگی می کنند. با اینکه دختر موقعیت خوبی دارد اما در اطرافش پسری هم کفو او وجود ندارد.
➕ اگر خانواده ای خوب در محله ای بدنام زندگی كنند احتمال اینکه برای دخترشان خواستگاران خوب بیاید کم می شود؛ زیرا خواستگارها فکر می کنند خود خانواده دختر هم همین گونه است.
مادری می گفت: «هر وقت برای قرار خواستگاری به خانه دختر زنگ می زنم اگر ببینم آدرس مربوط به محله های پایین شهر است، نمی روم. آخر جواب مردم را چه بدهم. اگر پرسیدند عروست کجا زندگی می کند چه بگویم؟ دوست دارم پسرم با افتخار اسم فلان محله را بگوید.
(بخوانید کتاب: دلواپسی های خواستگاری، نویسنده: حسن سهرابی)
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @menbarak
🌸
📝 منبرک: (نداشتن خواستگار)
.
.
➖ متأسفانه در جامعه ما در ميان مردم جا افتاده كه خوبيِ دختر را از تعداد خواستگارانش می سنجند. يعني هر دختري كه تعداد خواستگارانش زياد باشد دختری خوب و اصل و نسب دار است. اما دختر بدون خواستگار، مشكل دار دارد تلقی می شود. آن وقت است كه دختر و خانواده اش روز به روز نگران و نااميدتر مي شوند و اعتماد به نفس خود را از دست مى دهند.
گاهی نداشتن خواستگار به خاطر وجود مانعی بر سر راه است که باید سعی کنید آن مانع را برطرف کنید.
.
.
چند علت نداشتن خواستگار در اجتماع ما که اشکالاتی به اجتماع ما وارد است:
➕ بعضی از دخترها به علل مختلفي چون کمروییو درون گرا بودن از حاضر شدن در جمع هاي خانوادگي يا دوستان سر باز مي زنند و ترجیح می دهند بیشتر وقتشان را در خانه باشند. در اين حالت نه پسری آنها را می بیند که بپسندد و نه شخصی که دختر را به دیگران معرفی کند برای همین خواستگار ندارد.
توصیه می کنم از مجالس زنانه، عروسی و در مکان هایی که احتمال می دهید ممکن است توسط پسر یا فرد دیگری مثل اعضای خانواده او دیده شوید، دوری نکنید. اگر تا به حال این کار را نمی کردید شاید در ابتدا کمی حضور در جمع برایتان سخت باشد. اما این تکنیک به احتمال زیادی جواب می دهد. من مواررد بسیاری را می شناسم که با همین روش توسط پسر، مادر یا خواهر پسر دیده شدند و این دیدار و آشنایی به ازدواج منجر شده است.
➕ تحصیلات بالای دختر یا نداشتن هم کفو هم گاهی باعث بی خواستگاری می شود. مثلاً دختري را در نظر بگیرید که تا مقطع دکترا درس خوانده باشد. اگر این دختر در یک محیط کوچک زندگی کند و افراد تحصیلکرده زیادی در آنجا نباشد، همتایی برایش وجود ندارد.
دختر تعریف می کرد: دوست دارم ازدواج کنم ولی خواستگار ندارم. بعد از بررسی متوجه شدم او دکترای فیزیک دارد و به تازگی در دانشگاهی تدریس می کند. اما به دلیل اینکه وضع و شرایط مالی پدرش زیاد خوب نیست در یک شهرک کوچک زندگی می کنند. با اینکه دختر موقعیت خوبی دارد اما در اطرافش پسری هم کفو او وجود ندارد.
➕ اگر خانواده ای خوب در محله ای بدنام زندگی كنند احتمال اینکه برای دخترشان خواستگاران خوب بیاید کم می شود؛ زیرا خواستگارها فکر می کنند خود خانواده دختر هم همین گونه است.
مادری می گفت: «هر وقت برای قرار خواستگاری به خانه دختر زنگ می زنم اگر ببینم آدرس مربوط به محله های پایین شهر است، نمی روم. آخر جواب مردم را چه بدهم. اگر پرسیدند عروست کجا زندگی می کند چه بگویم؟ دوست دارم پسرم با افتخار اسم فلان محله را بگوید.
(بخوانید کتاب: دلواپسی های خواستگاری، نویسنده: حسن سهرابی)
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @menbarak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
و گفت:
هر چیز را زکاتی ست،
زکات عقل اندوهی ست طویل !
📚 #تذكرة_الاولياء
#عطار_نيشابورى
🍀❤️ @filsofak
و گفت:
هر چیز را زکاتی ست،
زکات عقل اندوهی ست طویل !
📚 #تذكرة_الاولياء
#عطار_نيشابورى
🍀❤️ @filsofak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📝 کانال فلسفه اخلاق:
بنابراین، نخستین شرطِ ظاهری برای دستیابی به هر چیزِ بزرگ یا عقلانی، خواه در زندگی خواه در علم، استقلال داشتن از افکارِ عمومی است. به طور قطع، افکار عمومی، دیر یا زود چنین دستاوردی را به
رسمیّت خواهد شناخت و سرِ وقت، آن را به یکی از پیشداوریهای
خود، بدل خواهد کرد.
✍ #فردریش_هگل
📚 #فلسفهحق
🍀❤️ @filsofak
بنابراین، نخستین شرطِ ظاهری برای دستیابی به هر چیزِ بزرگ یا عقلانی، خواه در زندگی خواه در علم، استقلال داشتن از افکارِ عمومی است. به طور قطع، افکار عمومی، دیر یا زود چنین دستاوردی را به
رسمیّت خواهد شناخت و سرِ وقت، آن را به یکی از پیشداوریهای
خود، بدل خواهد کرد.
✍ #فردریش_هگل
📚 #فلسفهحق
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دیروز و فردا
با هم دست به یکی کردهاند
دیروز با خاطراتش مرا فریب داد
و فردا با وعدههایش مرا خواب کرد
وقتی چشم گشودم
امروز گذشته بود
👤آلبر کامو
🍀❤️ @filsofak
دیروز و فردا
با هم دست به یکی کردهاند
دیروز با خاطراتش مرا فریب داد
و فردا با وعدههایش مرا خواب کرد
وقتی چشم گشودم
امروز گذشته بود
👤آلبر کامو
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
«خیلیها میدانند زندگیِ مقدر وجود ندارد و هر سرگذشتی در اصل زنجیرهای از تصادفهاست، اما کسانی هم که این واقعیت را میدانند، در مقطعی از زندگیشان، وقتی برمیگردند و به گذشته مینگرند، به این نتیجه میرسند که هر کدام از تصادفهای زندگیشان یک ضرورت بوده است.»
#اورهان_پاموک
#قلعه_سفید
ترجمهٔ #ارسلان_فصیحی
#انتشارات_ققنوس
🍀❤️ @filsofak
«خیلیها میدانند زندگیِ مقدر وجود ندارد و هر سرگذشتی در اصل زنجیرهای از تصادفهاست، اما کسانی هم که این واقعیت را میدانند، در مقطعی از زندگیشان، وقتی برمیگردند و به گذشته مینگرند، به این نتیجه میرسند که هر کدام از تصادفهای زندگیشان یک ضرورت بوده است.»
#اورهان_پاموک
#قلعه_سفید
ترجمهٔ #ارسلان_فصیحی
#انتشارات_ققنوس
🍀❤️ @filsofak
من بی عیب نیستم
و نمی خواهم باشم،
فقط قبل از این که شروع کنی
با انگشت من را نشان بدهی،
مطمئن شو دست های خودت پاک است!
👤 باب مارلی
🍀❤️ @filsofak
و نمی خواهم باشم،
فقط قبل از این که شروع کنی
با انگشت من را نشان بدهی،
مطمئن شو دست های خودت پاک است!
👤 باب مارلی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
به من دروغ بگو، اما دروغ خودت را بگو و آن وقت من تو را خواهم بوسید. دروغ را به سبک خود گفتن، بهتر از حقیقتی است به تقلید دیگری! در مورد اول تو انسانی و در مورد دوم، تو فقط مانند طوطی هستی! حقیقت از بین نخواهد رفت، اما پدر زندگی را ممکن است در آورد.
#جنایت_و_مکافات
#فئودورداستایفسکی
🍀❤️ @filsofak
به من دروغ بگو، اما دروغ خودت را بگو و آن وقت من تو را خواهم بوسید. دروغ را به سبک خود گفتن، بهتر از حقیقتی است به تقلید دیگری! در مورد اول تو انسانی و در مورد دوم، تو فقط مانند طوطی هستی! حقیقت از بین نخواهد رفت، اما پدر زندگی را ممکن است در آورد.
#جنایت_و_مکافات
#فئودورداستایفسکی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
محال و محال تر!
توماس آکوئینی(آکوئیناس) از فیلسوفان مشهور قرون وسطی به کشیش ها فلسفه می آموخت. روزی یکی از کشیشان حاضر در کلاس به بیرون اشاره کرد و صدا زد: «استاد! نگاه کنید، گاوی در آسمان پرواز می کند!»
آکوئینی که بدن چاقی داشت با شنیدن این سخن به زور ازجا برخاست و خود را به بالکن رساند و به آسما ن خیره شد تا آن «گاو آسمان پیما»را ببیند!
در این حال کشیش ها خنده کنان به استادشان گفتند: «شما چه فیلسوفی هستید که به یک امر محال این قدر ترتیب اثر دادید و خود را با این زحمت به بالکن رسانده و چشم بر آسمان دوختید؟!»
آکوئینی پاسخ داد : در ذهن من پرواز یک گاو در آسمان محال است ولی دروغ گفتن یک کشیش محال تر!
🍀❤️ @filsofak
محال و محال تر!
توماس آکوئینی(آکوئیناس) از فیلسوفان مشهور قرون وسطی به کشیش ها فلسفه می آموخت. روزی یکی از کشیشان حاضر در کلاس به بیرون اشاره کرد و صدا زد: «استاد! نگاه کنید، گاوی در آسمان پرواز می کند!»
آکوئینی که بدن چاقی داشت با شنیدن این سخن به زور ازجا برخاست و خود را به بالکن رساند و به آسما ن خیره شد تا آن «گاو آسمان پیما»را ببیند!
در این حال کشیش ها خنده کنان به استادشان گفتند: «شما چه فیلسوفی هستید که به یک امر محال این قدر ترتیب اثر دادید و خود را با این زحمت به بالکن رسانده و چشم بر آسمان دوختید؟!»
آکوئینی پاسخ داد : در ذهن من پرواز یک گاو در آسمان محال است ولی دروغ گفتن یک کشیش محال تر!
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
فرض کنید مسلمانی در اثر تحقیق صادقانه و بی غرضانه، به این نتیجه برسد که نعوذ بالله دین اسلام حق نیست و دین دیگری حق است، یا اساسا هیچ دین حقی وجود ندارد، یا همه ادیان از نظر حقانیت در یک سطح قرار دارند. آیا اگر این شخص از ترسِ مرگ نتایج تحقیق خود را به دیگران اعلام نکند، «کتمان حقیقت» نکرده است؟
وظیفه عقلانی و مسئولیت اخلاقی و وجدانی این شخص ایجاب میکند که دست از اسلام بشوید و اگر چنین نکند مستحق ذم، سرزنش، مواخذه و عذاب اخروی است. یعنی ارتداد عقلا و شرعا بر این شخص واجب است. حال چگونه میتوان ادعا کرد که خداوند حکم قتل چنین شخصی را صادره کرده تا از ارتداد او و دیگران جلوگیری کند؟ آیا میتوان ادعا کرد که تحقیق درباره اصول دین واجب است، اما نتیجه تحقیق از پیش معلوم است و اگر شخص به نتیجه دیگری برسد، قتل او واجب میشود؟ آیا میتوان ادعا کرد که ارتداد این شخص واجب است و کشتن او هم بر دیگران واجب است؟ آیا با وجود چنین حکمی تحقیق آزاد عقلانی در باب اصول دین معنا و مفهوم خود را از دست نخواهد داد و به تکلیفی فوق طاقت تبدیل نخواهد شد؟
ابوالقاسم فنایی | اخلاق دین شناسی | صفحه ۴۸۸ و۴۸۹.
🍀❤️ @filsofak
فرض کنید مسلمانی در اثر تحقیق صادقانه و بی غرضانه، به این نتیجه برسد که نعوذ بالله دین اسلام حق نیست و دین دیگری حق است، یا اساسا هیچ دین حقی وجود ندارد، یا همه ادیان از نظر حقانیت در یک سطح قرار دارند. آیا اگر این شخص از ترسِ مرگ نتایج تحقیق خود را به دیگران اعلام نکند، «کتمان حقیقت» نکرده است؟
وظیفه عقلانی و مسئولیت اخلاقی و وجدانی این شخص ایجاب میکند که دست از اسلام بشوید و اگر چنین نکند مستحق ذم، سرزنش، مواخذه و عذاب اخروی است. یعنی ارتداد عقلا و شرعا بر این شخص واجب است. حال چگونه میتوان ادعا کرد که خداوند حکم قتل چنین شخصی را صادره کرده تا از ارتداد او و دیگران جلوگیری کند؟ آیا میتوان ادعا کرد که تحقیق درباره اصول دین واجب است، اما نتیجه تحقیق از پیش معلوم است و اگر شخص به نتیجه دیگری برسد، قتل او واجب میشود؟ آیا میتوان ادعا کرد که ارتداد این شخص واجب است و کشتن او هم بر دیگران واجب است؟ آیا با وجود چنین حکمی تحقیق آزاد عقلانی در باب اصول دین معنا و مفهوم خود را از دست نخواهد داد و به تکلیفی فوق طاقت تبدیل نخواهد شد؟
ابوالقاسم فنایی | اخلاق دین شناسی | صفحه ۴۸۸ و۴۸۹.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
جهان درون و برون آدمی، ترکیبی از خوشایندها و بدآیندها است. زشتی ها و زیبایی ها. هر یک از آدمیان، معجونی از نیکی و پلشتی اند. در این میان، مهم این است که ما نظر به کدام یک از این دو ساحت کنیم. کدام یک از دو وجه خوبی و بدی را می بینیم. کدام را برجسته می کنیم. در مواجهه ی با ساحت دوگانه ی آدمی، نظرمان به خوبی و زیبایی جلب می شود و یا اگر در میان گلستان وجود کسی، خاری را می بینیم، همه چیز را رها می کنیم و به آن بوته ی خار عطف توجه می نماییم؟
در این جا لازم است که دو گونه اخلاق را از یکدیگر تفکیک کنیم. در رویارویی با آدمیان و با جهان، دو سنخ اخلاق شکل می گیرد که عبارت است از: الف) اخلاق پروانه ای ب) اخلاق مگسی. پروانه ها، می چرخند و بال می زنند تا در بیابان سوخته و کویری، گلی بیابند و بر روی آن بنشینند. اما مگس ها در میانه ی گلستان پررونق و آباد، می گردند و حریصانه در پی یافتن زباله ی متعفن و مشمئز کننده اند. پروانه ها از گلبرگ ها و گل ها تغذیه می کنند و مگس ها، روزی شان را از زباله ها می طلبند. اخلاق پروانه یی، اخلاق پروانه هایی است که زیبایی ها را می بینند و با خوبی ها و نیکی ها خویشاوندند. اخلاق پروانه یی، اخلاق کسانی است که گل های وجودی دوستان خویش را برجسته و از بدی هایشان عبور می کنند. اخلاق پروانه ای، اخلاق مادرانه نسبت به فرزندان خویش است. اخلاق عاشقانی است که به "انسان" عشق می ورزند. از این رو است که می توانند بر همگان شفقت ورزی کنند و چتر مهربانی شان را چنان بگسترانند که حتی نامهربانان را در بر گیرد.
چشم های پروانه، به دنبال گل های زیبا و شکفته و شاداب است. اخلاق پروانه یی، اخلاق دیدن خوبی ها است. از این رو زیبایی خوار است. اما چشم های مگس، در این بوستان، به دنبال زباله و تعفن است. اخلاق مگسی، اخلاق دیدن بدی ها است. از این رو تعفن خوار است. پروانه ها می دانند که تعفن و بدی هم بخشی از همین مزرعه است، اما پروانه را با آن چه کار؟ مگس هم می داند گل هایی معطر و لذیذ هست، اما او را با گل ها چه کار؟
بخشی از نوشتاری با عنوان:
اخلاق پروانه ای – اخلاق مگسی
علی زمانیان
🍀❤️ @filsofak
جهان درون و برون آدمی، ترکیبی از خوشایندها و بدآیندها است. زشتی ها و زیبایی ها. هر یک از آدمیان، معجونی از نیکی و پلشتی اند. در این میان، مهم این است که ما نظر به کدام یک از این دو ساحت کنیم. کدام یک از دو وجه خوبی و بدی را می بینیم. کدام را برجسته می کنیم. در مواجهه ی با ساحت دوگانه ی آدمی، نظرمان به خوبی و زیبایی جلب می شود و یا اگر در میان گلستان وجود کسی، خاری را می بینیم، همه چیز را رها می کنیم و به آن بوته ی خار عطف توجه می نماییم؟
در این جا لازم است که دو گونه اخلاق را از یکدیگر تفکیک کنیم. در رویارویی با آدمیان و با جهان، دو سنخ اخلاق شکل می گیرد که عبارت است از: الف) اخلاق پروانه ای ب) اخلاق مگسی. پروانه ها، می چرخند و بال می زنند تا در بیابان سوخته و کویری، گلی بیابند و بر روی آن بنشینند. اما مگس ها در میانه ی گلستان پررونق و آباد، می گردند و حریصانه در پی یافتن زباله ی متعفن و مشمئز کننده اند. پروانه ها از گلبرگ ها و گل ها تغذیه می کنند و مگس ها، روزی شان را از زباله ها می طلبند. اخلاق پروانه یی، اخلاق پروانه هایی است که زیبایی ها را می بینند و با خوبی ها و نیکی ها خویشاوندند. اخلاق پروانه یی، اخلاق کسانی است که گل های وجودی دوستان خویش را برجسته و از بدی هایشان عبور می کنند. اخلاق پروانه ای، اخلاق مادرانه نسبت به فرزندان خویش است. اخلاق عاشقانی است که به "انسان" عشق می ورزند. از این رو است که می توانند بر همگان شفقت ورزی کنند و چتر مهربانی شان را چنان بگسترانند که حتی نامهربانان را در بر گیرد.
چشم های پروانه، به دنبال گل های زیبا و شکفته و شاداب است. اخلاق پروانه یی، اخلاق دیدن خوبی ها است. از این رو زیبایی خوار است. اما چشم های مگس، در این بوستان، به دنبال زباله و تعفن است. اخلاق مگسی، اخلاق دیدن بدی ها است. از این رو تعفن خوار است. پروانه ها می دانند که تعفن و بدی هم بخشی از همین مزرعه است، اما پروانه را با آن چه کار؟ مگس هم می داند گل هایی معطر و لذیذ هست، اما او را با گل ها چه کار؟
بخشی از نوشتاری با عنوان:
اخلاق پروانه ای – اخلاق مگسی
علی زمانیان
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهید بهشتی: مگر میشود یک جامعهای را بر محور دروغ تا آخر پیش برد؟ ما معتقدیم راستی تاکتیک نیست، راستی اخلاق است.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🍁 یکی از بزرگترین انحرافها و بدعتهایی که در اندیشه دینی صورت گرفته، تحریف نسبت فقه و اخلاق است. اگر بگوییم ریشه بسیاری از فجایعی که به اسم دین صورت میگیرد در اینجا نهفته است، سخن گزافی نگفته ایم. فقه بدون اخلاق یا فقهی که جایگزین اخلاق شود، تیغی است در کف زنگی مست. ما منکر ضرورت فقه و نیاز جامعه اسلامی به فقیهان و مجتهدان نیستیم، اما به جد بر این باوریم که تنها در محدوده اخلاق است که فقه میتواند جایگاه شایسته و نقش مناسب خود را در زندگی مومنان بازی کند. فقهی که خطوط قرمز اخلاقی را مراعات نکند و بخواهد جایگزین اخلاق شود، به ابزاری در دست ستمگران و قدرتمندان و دنیاپرستان تبدیل میشود و جز فقر و نکبت و بدبختی و خشونت و جنایت و ظلم و استبداد چیزی به بار نخواهد آورد.
دکتر #ابوالقاسم_فنایی | اخلاق دین شناسی | صفحه 506 و 507.
🍀❤️ @filsofak
🍁 یکی از بزرگترین انحرافها و بدعتهایی که در اندیشه دینی صورت گرفته، تحریف نسبت فقه و اخلاق است. اگر بگوییم ریشه بسیاری از فجایعی که به اسم دین صورت میگیرد در اینجا نهفته است، سخن گزافی نگفته ایم. فقه بدون اخلاق یا فقهی که جایگزین اخلاق شود، تیغی است در کف زنگی مست. ما منکر ضرورت فقه و نیاز جامعه اسلامی به فقیهان و مجتهدان نیستیم، اما به جد بر این باوریم که تنها در محدوده اخلاق است که فقه میتواند جایگاه شایسته و نقش مناسب خود را در زندگی مومنان بازی کند. فقهی که خطوط قرمز اخلاقی را مراعات نکند و بخواهد جایگزین اخلاق شود، به ابزاری در دست ستمگران و قدرتمندان و دنیاپرستان تبدیل میشود و جز فقر و نکبت و بدبختی و خشونت و جنایت و ظلم و استبداد چیزی به بار نخواهد آورد.
دکتر #ابوالقاسم_فنایی | اخلاق دین شناسی | صفحه 506 و 507.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ﻗﺮﻥ ۱۳ﻃﺎﻋﻮﻥ ﺷﺎﯾﻊ ﺷﺪ، ﮐﻠﯿﺴﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺩﺍﻧﺴﺖ، ۱۲ﻫﺰﺍﺭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺍﺭﯾﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺳﺒﻮﺭﮒ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪو ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻃﺎﻋﻮﻥ ﮐﺸﺖ.
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻗﺮﻥ ۱۶ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺗﯽ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺷﺪ، ﭘﺎﭖ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻨﺪ، ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﭘﺎﭖ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺟﺰﺍﯼ ﺑﺪﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﮔﻢ ﻧﺸﻮﺩ!
ﻗﺮﻥ ۱۷ ﺍﺩﻋﺎ ﺷﺪ ﻟﻤﺲ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥهای ﯾﮏ ﻗﺪﯾﺲ ﺩﺭ ﻓﻠﻮﺭﺍﻧﺲ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺯﯾﺴﺖﺷﻨﺎﺳﯽ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺑﺰ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺩﺍﺩ!
ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻰﺁﻳﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺣﻤﻖ، ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ آﻣﻮﺯﺵ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺍﺣﻤﻖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ!
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻯ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ...
#برتراندراسل
🍀❤️ @filsofak
ﻗﺮﻥ ۱۳ﻃﺎﻋﻮﻥ ﺷﺎﯾﻊ ﺷﺪ، ﮐﻠﯿﺴﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺩﺍﻧﺴﺖ، ۱۲ﻫﺰﺍﺭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺍﺭﯾﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺳﺒﻮﺭﮒ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪو ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻃﺎﻋﻮﻥ ﮐﺸﺖ.
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻗﺮﻥ ۱۶ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺗﯽ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺷﺪ، ﭘﺎﭖ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻨﺪ، ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﭘﺎﭖ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺟﺰﺍﯼ ﺑﺪﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﮔﻢ ﻧﺸﻮﺩ!
ﻗﺮﻥ ۱۷ ﺍﺩﻋﺎ ﺷﺪ ﻟﻤﺲ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥهای ﯾﮏ ﻗﺪﯾﺲ ﺩﺭ ﻓﻠﻮﺭﺍﻧﺲ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺯﯾﺴﺖﺷﻨﺎﺳﯽ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺑﺰ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺩﺍﺩ!
ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻰﺁﻳﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺣﻤﻖ، ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ آﻣﻮﺯﺵ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺍﺣﻤﻖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ!
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻯ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ...
#برتراندراسل
🍀❤️ @filsofak
پیری به نظرم چیزی نیست جز
بیآیندگی، و اگر انسان دچار پیری
زودرس می شود، برای این است
که فردایی نمی بیند!
👤محمود دولت آبادی
🍀❤️ @filsofak
بیآیندگی، و اگر انسان دچار پیری
زودرس می شود، برای این است
که فردایی نمی بیند!
👤محمود دولت آبادی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
در خیابان های شهر راه می روم و به چهره ها، به حالت مردم، به اندامشان، به حرکات و به نگاه های بی رمقشان می نگرم. هرچه بیشتر نگاه می کنم بیشتر از خودم می پرسم چه بر سر نوع بشر آمده است؟ در واقع به جای نوع بشر همه جا نقاب می بینم: نقاب اندوه، نقاب کینه و بغض و نقاب پریشانی.
گاهی اوقات به نظرم می رسد که طلسمی شوم و خبیث بر سر شهر سایه افکنده است. وقتی همه خوابیده بودند جادوگری قدرتمند لبخند را از روی لبان مردم زدوده و به جای آن اندوه و کدورت بر چهره ها پاشیده است. فقط بغض و کینه، تهاجم و زورگویی برای انسان ها باقی گذاشته است.
📚 برگرفته از کتاب «حرکت انسانم آرزوست»
🖋 به قلم «سوزانا تامارو»
🍀❤️ @filsofak
در خیابان های شهر راه می روم و به چهره ها، به حالت مردم، به اندامشان، به حرکات و به نگاه های بی رمقشان می نگرم. هرچه بیشتر نگاه می کنم بیشتر از خودم می پرسم چه بر سر نوع بشر آمده است؟ در واقع به جای نوع بشر همه جا نقاب می بینم: نقاب اندوه، نقاب کینه و بغض و نقاب پریشانی.
گاهی اوقات به نظرم می رسد که طلسمی شوم و خبیث بر سر شهر سایه افکنده است. وقتی همه خوابیده بودند جادوگری قدرتمند لبخند را از روی لبان مردم زدوده و به جای آن اندوه و کدورت بر چهره ها پاشیده است. فقط بغض و کینه، تهاجم و زورگویی برای انسان ها باقی گذاشته است.
📚 برگرفته از کتاب «حرکت انسانم آرزوست»
🖋 به قلم «سوزانا تامارو»
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
من موضعهایی دارم که به من رسیده است:
موضع عقیدتی، موضع احساسی- عاطفی- هیجانی و موضع ارادی، آیا آنها را آزمودهام یا به ارث بردهام؟ نکند همانطور که رنگ چشمم را از مادرم، طول قامتم را از پدرم و طرز حرف زدنم را از عمویم به ارث بردهام، عقایدم را هم به ارث برده باشم. نکند احساساتمان را به ارث بردهام. از بچگی به ما گفتهاند لعنت بر فلانی و درود بر فلانی. این احساسها ماثور و receive هستند و به ما رسیدهاند. ما خاستههای بهارثرسیده داریم. عقاید بهارثرسیده داریم. باید یکییکی آنها را زیر ذرهبین بگذاریم و از حقانیت آنها مطمئن شویم. اینها از طریق سنت، پدر و مادر و نیاکان، افکار عمومی، تقلید، تعبد و روح زمانه یا تحت تأثیر تلقین، تبلیغات و منافع گروهی به ما رسیدهاند.
بارها گفتهام این دعاهایی که با گریه و زاری میخوانیم اگر عربی میدانستیم، فکر میکنم یک جملهاش هم دعای ما نبود. علی ابن ابیطالب ع میفرماید «الهی و هَبنی صبرتُ علی حَرّ نارِک فکَیفَ اَصبرُ عَنِ النّظرِ الی کَرامَتِک»؛ یعنی خدایا آتش جهنم برایم مهم نیست اما نکند از تو دور شوم. آیا واقعاً شما هم همینطور هستید؟ ما اینها را به ارث بردهایم. ما باشیم به خدا میگوییم «دوری از تو حالیمان نیست، فقط سروکارمان را با سیخومیخ و داغودرفش نینداز». خاستۀ ما جملات علی ابن ابیطالب نیست فقط چون نمیفهمیم گردنمان را کج میکنیم و بر سرمان میزنیم که خدایا این را حتماً به من بده. نمیدانیم چه میخواهیم. به تعبیر ایتالیاییها، «مراقب آرزوهایتان باشید چون گاهی برآورده میشوند». ممکن است خدا روز قیامت بگوید شما گفته بودید دوریات برایم سخت است، پس در جهنم باش گاهی هم به شما سر میزنم.
ما دعاهای بهارثرسیده داریم. آرزوهای بهارثرسیدهای داریم که آرزوی خودمان نیست و به ما القاء شده است. خودشناسی این است که آرزوهای آزمودهات را از آرزوهای نیازمودهات جدا کنی. عقایدی که خودت حقانیتش را آزمودهای از غیر آن جدا کنی و نگهداری. احساسات و هیجاناتی را که خود آزمودهای نگهداری؛ و این یعنی «زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد». حیف است که همهچیزت مثل رنگ چشمت ارثی باشد. در عالَم ذهنت خودت باش نه عروسکی که از تو ساختهاند. در عالَم روانت خودت باش. برای موفق شدن در مراحل خودشناسی همه ازجمله خود سقراط میگفتند فقط به خود عریانتان نگاه کنید. به این میگفتند «انس با خود».
#ملکیان،
#فایده_ضرورت_و_آثار_خودشناسی
🍀❤️ @filsofak
من موضعهایی دارم که به من رسیده است:
موضع عقیدتی، موضع احساسی- عاطفی- هیجانی و موضع ارادی، آیا آنها را آزمودهام یا به ارث بردهام؟ نکند همانطور که رنگ چشمم را از مادرم، طول قامتم را از پدرم و طرز حرف زدنم را از عمویم به ارث بردهام، عقایدم را هم به ارث برده باشم. نکند احساساتمان را به ارث بردهام. از بچگی به ما گفتهاند لعنت بر فلانی و درود بر فلانی. این احساسها ماثور و receive هستند و به ما رسیدهاند. ما خاستههای بهارثرسیده داریم. عقاید بهارثرسیده داریم. باید یکییکی آنها را زیر ذرهبین بگذاریم و از حقانیت آنها مطمئن شویم. اینها از طریق سنت، پدر و مادر و نیاکان، افکار عمومی، تقلید، تعبد و روح زمانه یا تحت تأثیر تلقین، تبلیغات و منافع گروهی به ما رسیدهاند.
بارها گفتهام این دعاهایی که با گریه و زاری میخوانیم اگر عربی میدانستیم، فکر میکنم یک جملهاش هم دعای ما نبود. علی ابن ابیطالب ع میفرماید «الهی و هَبنی صبرتُ علی حَرّ نارِک فکَیفَ اَصبرُ عَنِ النّظرِ الی کَرامَتِک»؛ یعنی خدایا آتش جهنم برایم مهم نیست اما نکند از تو دور شوم. آیا واقعاً شما هم همینطور هستید؟ ما اینها را به ارث بردهایم. ما باشیم به خدا میگوییم «دوری از تو حالیمان نیست، فقط سروکارمان را با سیخومیخ و داغودرفش نینداز». خاستۀ ما جملات علی ابن ابیطالب نیست فقط چون نمیفهمیم گردنمان را کج میکنیم و بر سرمان میزنیم که خدایا این را حتماً به من بده. نمیدانیم چه میخواهیم. به تعبیر ایتالیاییها، «مراقب آرزوهایتان باشید چون گاهی برآورده میشوند». ممکن است خدا روز قیامت بگوید شما گفته بودید دوریات برایم سخت است، پس در جهنم باش گاهی هم به شما سر میزنم.
ما دعاهای بهارثرسیده داریم. آرزوهای بهارثرسیدهای داریم که آرزوی خودمان نیست و به ما القاء شده است. خودشناسی این است که آرزوهای آزمودهات را از آرزوهای نیازمودهات جدا کنی. عقایدی که خودت حقانیتش را آزمودهای از غیر آن جدا کنی و نگهداری. احساسات و هیجاناتی را که خود آزمودهای نگهداری؛ و این یعنی «زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد». حیف است که همهچیزت مثل رنگ چشمت ارثی باشد. در عالَم ذهنت خودت باش نه عروسکی که از تو ساختهاند. در عالَم روانت خودت باش. برای موفق شدن در مراحل خودشناسی همه ازجمله خود سقراط میگفتند فقط به خود عریانتان نگاه کنید. به این میگفتند «انس با خود».
#ملکیان،
#فایده_ضرورت_و_آثار_خودشناسی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ریشه اصلی بسیاری از ویرانگری های بشر در طول تاریخ، بیش از آن که در شهوت و لذت طلبی او باشد در نیروی اشتیاق و ایمان وی بوده است.
زمانی که شخصیت بسیاری از دیکتاتورها و جنایتکاران بـزرگ را روانکاوی می کنیم، بـا شگفتی در می یابیم بیش از آنکه لجام گسیختگی و طغیان غـرایز در آنهـا مشهود باشد، ایمان به آرمانی خـدشه ناپذیر آنهـا را چنین بی پروا و نامحدود ساخته است.
| کتاب: #مبانی_روانکاوی_فروید | #حمید_تقدسی | صفحه: ۴۱ |
🍀❤️ @filsofak
ریشه اصلی بسیاری از ویرانگری های بشر در طول تاریخ، بیش از آن که در شهوت و لذت طلبی او باشد در نیروی اشتیاق و ایمان وی بوده است.
زمانی که شخصیت بسیاری از دیکتاتورها و جنایتکاران بـزرگ را روانکاوی می کنیم، بـا شگفتی در می یابیم بیش از آنکه لجام گسیختگی و طغیان غـرایز در آنهـا مشهود باشد، ایمان به آرمانی خـدشه ناپذیر آنهـا را چنین بی پروا و نامحدود ساخته است.
| کتاب: #مبانی_روانکاوی_فروید | #حمید_تقدسی | صفحه: ۴۱ |
🍀❤️ @filsofak