در غرب از زن استفاده ابزاری می شود، ولی در ایران زن ها مروارید در صدفند که هر چهارسال یکبار، مروارید را از صدف خارج کرده و سپس رأی جمع کرده و بعد در صدف را می بندند!😏
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
#نظرات
reza:
با سلام و عرض ارادت و همچنین تبریک سال نو
اقای سلیمانی عزیز، بدون بازی با کلمات و بدون هیچگونه تعارف و خالصانه از اینکه همچین کانال متین و وزینی رو راه اندازی کردین صمیمانه از شما مچکر و ممنونم
واقعا کانال عالی و به درد بخوریه
من این کانال رو به تمام کسانی که باهاشون در ارتباطم پیشنهاد خواهم کرد،
موفق و موید باشید
رضا شریفی، تهران
reza:
با سلام و عرض ارادت و همچنین تبریک سال نو
اقای سلیمانی عزیز، بدون بازی با کلمات و بدون هیچگونه تعارف و خالصانه از اینکه همچین کانال متین و وزینی رو راه اندازی کردین صمیمانه از شما مچکر و ممنونم
واقعا کانال عالی و به درد بخوریه
من این کانال رو به تمام کسانی که باهاشون در ارتباطم پیشنهاد خواهم کرد،
موفق و موید باشید
رضا شریفی، تهران
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سقف آزادی، رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد؛ در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود.
وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، مردم عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایین تر می آیند و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
📕بیچارگان
👤داستایوفسکی
🍀❤️ @filsofak
سقف آزادی، رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد؛ در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود.
وقتی سقف کوتاه باشد آدم های بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، مردم عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایین تر می آیند و مردم بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
📕بیچارگان
👤داستایوفسکی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
نام کتاب: محاکمه
نویسنده: فرانتس کافکا
مترجم: علی اصغر حداد
ناشر: ماهی
از متن کتاب
اطمینان بعضیها به واسطهی حماقتشان امکانپذیر شده است. چه کسی بود؟ یک دوست؟ انسانی شریف؟ کسی که سر همدلی دارد؟ کسی که میخواست یاری کند؟ تنها یک نفر؟ همه بودند؟ هنوز کمکی یافت میشد؟ هنوز حرفی باقی بود٬ حرفی که از یاد رفته بود؟ به یقین حرفی وجود داشت. متن تغییرناپذیر است٬ و تفاسیر اغلب بیانگر درماندگی در برابر آناند. منطق به راستی تزلزلناپذیر است٬ اما در برابر انسانی که میخواهد زندگی کند٬ تاب مقاومت ندارد. قاضییی که او هرگز ندید کجا بود؟
چگونه میتوان بیرون از محاکمه زندگی کرد؟
روایت شخصیست که ناگهان در بدو «بیداری» به جرم ناشناختهای دستگیر و تحت آن مجهول مورد محاکمه قرار میگیرد. او به جرم ناشناختهای متهم است و از سمت مرجع ناشناختهای احضار میشود و توسط قاضی ناشناختهای محکوم میشود و در این سلسله رویدادهای سراسر بدبینی غرق شکاکیت میگردد. همه میدانند او متهم است و خودش از اساس این اتهام بیخبر است. او وکیل ناشناس و کارنابلدش را برکنار میکند و خود رودرروی سیستمی قرار میگیرد که آن هم ناشناخته است.
یک روایت ناب از توهم و زشتیها و فسادها در نظام حکومتی و یک عدم قطعیت و تردید مطلق شخصیتی در فضایی وهمآلود. یک درهمآمیزی ناب از سبکهای ادبی که میتوان رگههایی از آنان را در محاکمه دنبال نمود. از مدرنیسم و رئالیسم جادویی و مارکسیسم تا اگزیستانسیالیسم و آنارشیسم و فرویدیسم. کافکا در این اثر علاوه بر تمرکز بر روانشناختی تردید و عدم قطعیت / که عواملی زاینده هستند و زایشهای آنان میتواند بدبینی و عدماعتماد و روانپریشی باشد/ به سراغ نظامهای توتلیتر نیز میرود. تقابل قدرت و فرد را واکاوی میکند. و البته ستیز با بوروکراسی و دیکتاتوری و فساد تشکیلاتی و فساد قدرت در ذهن کافکا جایگاه وتمرکز ویژهای در این اثر دارد.
🍀❤️ @filsofak
نام کتاب: محاکمه
نویسنده: فرانتس کافکا
مترجم: علی اصغر حداد
ناشر: ماهی
از متن کتاب
اطمینان بعضیها به واسطهی حماقتشان امکانپذیر شده است. چه کسی بود؟ یک دوست؟ انسانی شریف؟ کسی که سر همدلی دارد؟ کسی که میخواست یاری کند؟ تنها یک نفر؟ همه بودند؟ هنوز کمکی یافت میشد؟ هنوز حرفی باقی بود٬ حرفی که از یاد رفته بود؟ به یقین حرفی وجود داشت. متن تغییرناپذیر است٬ و تفاسیر اغلب بیانگر درماندگی در برابر آناند. منطق به راستی تزلزلناپذیر است٬ اما در برابر انسانی که میخواهد زندگی کند٬ تاب مقاومت ندارد. قاضییی که او هرگز ندید کجا بود؟
چگونه میتوان بیرون از محاکمه زندگی کرد؟
روایت شخصیست که ناگهان در بدو «بیداری» به جرم ناشناختهای دستگیر و تحت آن مجهول مورد محاکمه قرار میگیرد. او به جرم ناشناختهای متهم است و از سمت مرجع ناشناختهای احضار میشود و توسط قاضی ناشناختهای محکوم میشود و در این سلسله رویدادهای سراسر بدبینی غرق شکاکیت میگردد. همه میدانند او متهم است و خودش از اساس این اتهام بیخبر است. او وکیل ناشناس و کارنابلدش را برکنار میکند و خود رودرروی سیستمی قرار میگیرد که آن هم ناشناخته است.
یک روایت ناب از توهم و زشتیها و فسادها در نظام حکومتی و یک عدم قطعیت و تردید مطلق شخصیتی در فضایی وهمآلود. یک درهمآمیزی ناب از سبکهای ادبی که میتوان رگههایی از آنان را در محاکمه دنبال نمود. از مدرنیسم و رئالیسم جادویی و مارکسیسم تا اگزیستانسیالیسم و آنارشیسم و فرویدیسم. کافکا در این اثر علاوه بر تمرکز بر روانشناختی تردید و عدم قطعیت / که عواملی زاینده هستند و زایشهای آنان میتواند بدبینی و عدماعتماد و روانپریشی باشد/ به سراغ نظامهای توتلیتر نیز میرود. تقابل قدرت و فرد را واکاوی میکند. و البته ستیز با بوروکراسی و دیکتاتوری و فساد تشکیلاتی و فساد قدرت در ذهن کافکا جایگاه وتمرکز ویژهای در این اثر دارد.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق
کانال فلسفه اخلاق:
صداقت صورتی
آرش نراقی
هر چه فاصله میان احساس و سیمای فرد کمتر باشد، شخصیت او سالم تر و بی گره تر است.
صورت انسان حدود ۴۳ عضله دارد، و این عضلات مهمترین پلی است که عواطف ما را به جهان خارج می پیوندد. انقباض هر عضله مثل نتی است که به سرپنجه اعصاب به ترنگ می آید، و در هماهنگی پیچیده این نتهاست که انواع حالات عاطفی بر چهره ما ترجمان بیرونی می یابد. در غالب موارد، سمفونی عواطف، ناخودآگاه بر چهره ما نواخته می شود- مثل سرودی که باد در پیچ و خم دالان های کوه سرمی دهد. اما عضله های صورت می تواند در سرپنجه های یک بازیگر توانا به امر هنری بدل شود. بازیگر توانا مثل یک رهبر ارکستر نت- عضله های صورتش را به فرمان می گیرد، و با بازآفرینی و بازآرایی خلّاقانه عواطف، نیمه پنهان وجود ما را به صورت می آورد.
اما چهره انسان فرهیخته در فاصله میان «بیان طبیعی» باد آسا و «بیان هنرمندانه» سمفونی وار صورت است. انسان فرهیخته در حرکات صورتش آداب دان است، یعنی ادب مقام را می شناسد و نیز می داند که چگونه اقتضای مقام را در بسط و قبض عضلات صورتش ترجمان بخشد.
سلامت روحی و روانی ما در نسبت میان صورت و احساس است- هر چه فاصله میان احساس و سیمای فرد کمتر باشد، شخصیت او سالم تر و بی گره تر است. صداقت صورتی است که احساس را بی هراس بازمی تاباند.
انسان پخته و سرد و گرم چشیده آن است که هنر صورت خوانی را می آموزد- به چهره نظر می کند، و در چم و خم چین و شکنهای ظریف آن هزار و یک احساس پنهان شده را بازمی خواند.
برای همین است که هر نوع اختلال در صورت می تواند به نوعی سوء تفاهم و حتّی بحران هویت بینجامد. اگر عضلات صورت از فرمان فرد سرکشی کند، فرد به صورت سخنی می گوید که مرادش نیست، یا دیگری در صورت او سخنی می خواند که مقصود او نیست. صورت فرد به هویت او خیانت می کند- یعنی تصویری از درون او به بیرون می افکند که با حقیقت او یکی نیست.
این نکته را چندین سال پیش به تجربه دریافتم- صبح از خواب برخاستم و نیمه چپ صورتم از حرکت بازمانده بود. یادم است که تا مدّتها در جلسه اوّل کلاسهایم از دانشجویان ام پوزش می خواستم که نمی توانم به روی شان لبخند بزنم، و برای شان توضیح می دادم که برغم آن فرد عبوس و نامهربانی نیستم!
اما نوع دیگری از فلج عضلات صورت داریم که به گمانم برای سلامت هویت فرد به مراتب ویرانگرتر است: این نوع فلج عضلانی نوعی عارضه اجتماعی است که جامعه خصوصاً بر دختران و زنان تحمیل می کند. نظام تعلیم و تربیت دختران از همان دوران کودکی به ایشان می آموزد که برخی از عضلات صورت خود را (خصوصاً در فضاهای عمومی) فلج کنند تا احساسات شان ترجمان بیرونی نیابد. این فلج عضلانی نهایتاً به نوعی فلج یا سرکوب عواطف می انجامد. عضلات صورت پسران ما در فضاهای عمومی غالباً بی پرواتر و در بیان احساسات گویاتر است، اما دختران ما در غالب موارد، برای حفظ احترام و امنیّت اجتماعی شان ناگزیرند که به این فلج عضلانی تن دهند. به نظرم بسیاری از آزادی های اجتماعی و مدنی از آزادی تن آغاز می شود، و نخستین گام برای خود بودن کم کردن فاصله میان صورت و احساس است. عضلات صورت مهم است، نقش سیاسی و اجتماعی آنها را دست کم نگیریم.
@arashnaraghi
📝 کانال فلسفه اخلاق:
(به دوستان خود معرفی کنید)
https://telegram.me/filsofak
صداقت صورتی
آرش نراقی
هر چه فاصله میان احساس و سیمای فرد کمتر باشد، شخصیت او سالم تر و بی گره تر است.
صورت انسان حدود ۴۳ عضله دارد، و این عضلات مهمترین پلی است که عواطف ما را به جهان خارج می پیوندد. انقباض هر عضله مثل نتی است که به سرپنجه اعصاب به ترنگ می آید، و در هماهنگی پیچیده این نتهاست که انواع حالات عاطفی بر چهره ما ترجمان بیرونی می یابد. در غالب موارد، سمفونی عواطف، ناخودآگاه بر چهره ما نواخته می شود- مثل سرودی که باد در پیچ و خم دالان های کوه سرمی دهد. اما عضله های صورت می تواند در سرپنجه های یک بازیگر توانا به امر هنری بدل شود. بازیگر توانا مثل یک رهبر ارکستر نت- عضله های صورتش را به فرمان می گیرد، و با بازآفرینی و بازآرایی خلّاقانه عواطف، نیمه پنهان وجود ما را به صورت می آورد.
اما چهره انسان فرهیخته در فاصله میان «بیان طبیعی» باد آسا و «بیان هنرمندانه» سمفونی وار صورت است. انسان فرهیخته در حرکات صورتش آداب دان است، یعنی ادب مقام را می شناسد و نیز می داند که چگونه اقتضای مقام را در بسط و قبض عضلات صورتش ترجمان بخشد.
سلامت روحی و روانی ما در نسبت میان صورت و احساس است- هر چه فاصله میان احساس و سیمای فرد کمتر باشد، شخصیت او سالم تر و بی گره تر است. صداقت صورتی است که احساس را بی هراس بازمی تاباند.
انسان پخته و سرد و گرم چشیده آن است که هنر صورت خوانی را می آموزد- به چهره نظر می کند، و در چم و خم چین و شکنهای ظریف آن هزار و یک احساس پنهان شده را بازمی خواند.
برای همین است که هر نوع اختلال در صورت می تواند به نوعی سوء تفاهم و حتّی بحران هویت بینجامد. اگر عضلات صورت از فرمان فرد سرکشی کند، فرد به صورت سخنی می گوید که مرادش نیست، یا دیگری در صورت او سخنی می خواند که مقصود او نیست. صورت فرد به هویت او خیانت می کند- یعنی تصویری از درون او به بیرون می افکند که با حقیقت او یکی نیست.
این نکته را چندین سال پیش به تجربه دریافتم- صبح از خواب برخاستم و نیمه چپ صورتم از حرکت بازمانده بود. یادم است که تا مدّتها در جلسه اوّل کلاسهایم از دانشجویان ام پوزش می خواستم که نمی توانم به روی شان لبخند بزنم، و برای شان توضیح می دادم که برغم آن فرد عبوس و نامهربانی نیستم!
اما نوع دیگری از فلج عضلات صورت داریم که به گمانم برای سلامت هویت فرد به مراتب ویرانگرتر است: این نوع فلج عضلانی نوعی عارضه اجتماعی است که جامعه خصوصاً بر دختران و زنان تحمیل می کند. نظام تعلیم و تربیت دختران از همان دوران کودکی به ایشان می آموزد که برخی از عضلات صورت خود را (خصوصاً در فضاهای عمومی) فلج کنند تا احساسات شان ترجمان بیرونی نیابد. این فلج عضلانی نهایتاً به نوعی فلج یا سرکوب عواطف می انجامد. عضلات صورت پسران ما در فضاهای عمومی غالباً بی پرواتر و در بیان احساسات گویاتر است، اما دختران ما در غالب موارد، برای حفظ احترام و امنیّت اجتماعی شان ناگزیرند که به این فلج عضلانی تن دهند. به نظرم بسیاری از آزادی های اجتماعی و مدنی از آزادی تن آغاز می شود، و نخستین گام برای خود بودن کم کردن فاصله میان صورت و احساس است. عضلات صورت مهم است، نقش سیاسی و اجتماعی آنها را دست کم نگیریم.
@arashnaraghi
📝 کانال فلسفه اخلاق:
(به دوستان خود معرفی کنید)
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔸اسلامِ انسان، انسانیتِ اوست
امام موسی صدر: وقتی گفته میشود مفهوم اسلام همان تسلیم در برابر خدا بودن است، یعنی هرگاه چیزی یا کسی در جایگاه حقیقی خود در مجموعۀ خلقت قرار گیرد، آن چیز یا کس مسلمان است. بنابراین، جایگاهی که خداوند، انسان را برای رسیدن به آن آفریده است، همان انسانیتِ اوست و انسانیتِ او عین اسلامیتِ او نیز هست. انسان از اینجایگاهِ طبیعی با خداوند و با همنوعان خود و موجودات دیگر در طبیعت و آفرینش رابطه برقرار میکند. پس اسلامِ انسان، انسانیتِ اوست.
کتاب #ادیاندرخدمتانسان
#سخنانبرگزیده
🔻🔻🔻
@imammoussasadr
🍀❤️ @filsofak
🔸اسلامِ انسان، انسانیتِ اوست
امام موسی صدر: وقتی گفته میشود مفهوم اسلام همان تسلیم در برابر خدا بودن است، یعنی هرگاه چیزی یا کسی در جایگاه حقیقی خود در مجموعۀ خلقت قرار گیرد، آن چیز یا کس مسلمان است. بنابراین، جایگاهی که خداوند، انسان را برای رسیدن به آن آفریده است، همان انسانیتِ اوست و انسانیتِ او عین اسلامیتِ او نیز هست. انسان از اینجایگاهِ طبیعی با خداوند و با همنوعان خود و موجودات دیگر در طبیعت و آفرینش رابطه برقرار میکند. پس اسلامِ انسان، انسانیتِ اوست.
کتاب #ادیاندرخدمتانسان
#سخنانبرگزیده
🔻🔻🔻
@imammoussasadr
🍀❤️ @filsofak
سه میمون سمبلیک در فرهنگ ژاپن
🙈 بدی را نبین (میزارو)
🙉 به بدی گوش نسپار (کیکازارو)
🙊بدی را نگو (ابوازارو)
🍀❤️ @filsofak
🙈 بدی را نبین (میزارو)
🙉 به بدی گوش نسپار (کیکازارو)
🙊بدی را نگو (ابوازارو)
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یک لطیفه قدیمی است که میگوید، بنده خدایی میرود پیش روانکاو میگوید:
«برادرم دیوانه است، فکر میکند مرغ است!»
روانکاو به او میگوید:
«خوب چرا پیش من نمیآوریش»
جواب میگیرد: چون تخممرغهایش را نیاز داریم
خوب فکر کنم این خیلی شبیه نظر من درباره روابط انسانی است
این روابط کاملا غیر منطقی و احمقانهاند
ولی فکر میکنم که ما آنها را ادامه میدهیم
چون به تخممرغها احتیاج داریم!
آنی هال
وودی آلن
🍀❤️ @filsofak
یک لطیفه قدیمی است که میگوید، بنده خدایی میرود پیش روانکاو میگوید:
«برادرم دیوانه است، فکر میکند مرغ است!»
روانکاو به او میگوید:
«خوب چرا پیش من نمیآوریش»
جواب میگیرد: چون تخممرغهایش را نیاز داریم
خوب فکر کنم این خیلی شبیه نظر من درباره روابط انسانی است
این روابط کاملا غیر منطقی و احمقانهاند
ولی فکر میکنم که ما آنها را ادامه میدهیم
چون به تخممرغها احتیاج داریم!
آنی هال
وودی آلن
🍀❤️ @filsofak
برانداختن بی عدالتیها کافی نیست، باید خلقیات مردم را تغییر داد.
دیگر آسیابی نیست، اما باد همچنان میوزد.
بینوایان
ویکتورهوگو
🍀❤️ @filsofak
دیگر آسیابی نیست، اما باد همچنان میوزد.
بینوایان
ویکتورهوگو
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
شبی در محفلی انتخاباتی که مملو از جمعیت بود پدر سخنرانی می کرد. درباره ی اخلاق بود و این که امپراطوری روم بر اثر تباهی اخلاق از میان رفت و گفت که دروغ و دزدی، بدترین دشمنان سعادت یک کشور است و ما باید دولتی و مجلسی داشته باشیم که مشوّق و مظهر اعتلای اخلاقی ما باشد.
وقتی سخنرانی تمام شد، کف زدن ها آغاز گشت و مدتی به طول انجامید. می دیدم که پدرم چقدر از تأثیر گفتار خود بر مردم راضی بود؛ آن غروری که از ارضاء خاطر دست می دهد، در چهره اش نمایان بود؛ اما وقتی از مجلس خارج شدیم، به اتاق رختکن رفتیم تا پالتو و چترش را بردارد و برویم، دیدیم که نشانی از هیچ یک در میان نبود، آنها را شنوندگان دزدیده بودند! همه ی آن رضای خاطر در چهره اش فرو مرد و گفت: «این ملت درست شدنی نیست.» هنوز هم انعکاس این سخن که از دل او برخاسته بود، از خاطرم نرفته است.
به نقل از مرحوم مهرداد بهار، فرزند ملک الشعرا بهار
#به_یاد_میهن
#زندگی_و_شعر_ملک_الشعراء_بهار
#کامیار_عابدی
🍀❤️ @filsofak
شبی در محفلی انتخاباتی که مملو از جمعیت بود پدر سخنرانی می کرد. درباره ی اخلاق بود و این که امپراطوری روم بر اثر تباهی اخلاق از میان رفت و گفت که دروغ و دزدی، بدترین دشمنان سعادت یک کشور است و ما باید دولتی و مجلسی داشته باشیم که مشوّق و مظهر اعتلای اخلاقی ما باشد.
وقتی سخنرانی تمام شد، کف زدن ها آغاز گشت و مدتی به طول انجامید. می دیدم که پدرم چقدر از تأثیر گفتار خود بر مردم راضی بود؛ آن غروری که از ارضاء خاطر دست می دهد، در چهره اش نمایان بود؛ اما وقتی از مجلس خارج شدیم، به اتاق رختکن رفتیم تا پالتو و چترش را بردارد و برویم، دیدیم که نشانی از هیچ یک در میان نبود، آنها را شنوندگان دزدیده بودند! همه ی آن رضای خاطر در چهره اش فرو مرد و گفت: «این ملت درست شدنی نیست.» هنوز هم انعکاس این سخن که از دل او برخاسته بود، از خاطرم نرفته است.
به نقل از مرحوم مهرداد بهار، فرزند ملک الشعرا بهار
#به_یاد_میهن
#زندگی_و_شعر_ملک_الشعراء_بهار
#کامیار_عابدی
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن ادبی موژ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهربانیِ شما دیده میشود
مهربانیِ شما منتقل میشود
مهربانیِ شما روزی به خود شما بر می گردد.
🍀❤️ @menbarak
مهربانیِ شما منتقل میشود
مهربانیِ شما روزی به خود شما بر می گردد.
🍀❤️ @menbarak
فلسفه اخلاق
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌸
📌 یک سوال:
آیا این برخوردهای دوگانه رسانه های اقتدارگرا، تداعی کننده استفاده ابزاری از شرف و حیثیت دختران باوقار و نجیب ایران عزیزمان نيست؟
.
.
📝 منبرک: (یک بام و دو هوا)
.
.
😒 بالاخره از دید شما متولیان و حاکمان، حجاب الزامی است یا اختیاری؟
چطور می شود که همین خانم های به زعم آنها بدحجاب در وقت انتخابات چقدر عزیز دلشان می شوند و البته فقط در روزهای منتهی به انتخابات عزیز دل هستند!
چرا از نگاه آنها فقط در روزهای منتهی به انتخابات مشکل شرعی بد حجابی حل می شود؟! چرا فقط در روزهای منتهی به انتخابات بدحجابی آزاد است و حتی به انتشار گسترده تصاویر آنها مبادرت می ورزند؟!
یک بام و دو هوا که نمی شود!
اگر این ها بدند که انتخابات و غیر انتخابات ندارد، اگر خوبند که برخوردهای بعضا زشت و زننده بعد از جمع آوری رأی برای چیست؟
.
.
😒 متأسفانه دختران همواره ابزاری برای رسانه های منفعت طلب اقتدارگرا است و همیشه هم برای تبلیغ اهدافشان با این تفاوت که گاهی منفعت آنها در نقد این دختران است و گاهی در تجلیل از آنها!
.
.
😒 یکی از سایت ها چه خوب نوشته بود که:
هیچ وقت مردم این ریا، تزویر و رفتارهای دوگانه شما را در برخورد با دختران وزنان بدحجاب ایرانی، تحمل نخواهند کرد. .
.
😒 یک روز قبل از انتخابات همه شماها خواستار برخورد قاطع با دختران بی حجاب هستید. به گونه ای که نصیحت حاکمان مبنی بر برخورد عاقلانه با دختران بدحجاب را به شدت رد کرده و خواستار ریشه کن کردن هرگونه بی حجابی و بدحجابی در ایران هستید. بدون اینکه بین بدحجاب های ناآگاه از حکم حجاب در دین و آن بی حجاب هایی که بصورت شبکه ای دست به این ناهنجاری میزنند، تفاوتی قائل بشوید. و همه را از یک نگاه مورد مجازات قرار می دهید. که این کار شماها به هیچ عنوان منطبق بر مبانی و اصول اسلامی نیست.
اما متأسفانه در موقع انتخابات، همین دختران بدحجاب نقل و نبات سوژه های خبری رسانه ملی و رسانه های اقتدار گرا می شوند.
که این رسانه ها با این کارشان می خواهند بگویند؛ ای مردم جهان همین بدحجاب ها هم جمهوریت و هم اسلامیت نظام کنونی ایران را قبول دارند. یعنی خودشان اعتراف و اذعان دارند که همین بدحجاب ها به هیچ عنوان در صدد هنجارشکنی و بی ثباتی در ایران نیستند حال چه از بعد سیاسی و چه فرهنگی. .
.
😒 قبل از انتخابات علیه دختران بدحجاب تیتر و مطلب می زنند اما در روز انتخابات دختران بدحجاب می شوند یک انقلابی حامی نظام، چون منافع شان درگرو این نوع تبلیغات رسانه ای است!
#مصطفی_سلیمانی
#منبرک_حجاب
🍀❤️ @filsofak
🌸
📌 یک سوال:
آیا این برخوردهای دوگانه رسانه های اقتدارگرا، تداعی کننده استفاده ابزاری از شرف و حیثیت دختران باوقار و نجیب ایران عزیزمان نيست؟
.
.
📝 منبرک: (یک بام و دو هوا)
.
.
😒 بالاخره از دید شما متولیان و حاکمان، حجاب الزامی است یا اختیاری؟
چطور می شود که همین خانم های به زعم آنها بدحجاب در وقت انتخابات چقدر عزیز دلشان می شوند و البته فقط در روزهای منتهی به انتخابات عزیز دل هستند!
چرا از نگاه آنها فقط در روزهای منتهی به انتخابات مشکل شرعی بد حجابی حل می شود؟! چرا فقط در روزهای منتهی به انتخابات بدحجابی آزاد است و حتی به انتشار گسترده تصاویر آنها مبادرت می ورزند؟!
یک بام و دو هوا که نمی شود!
اگر این ها بدند که انتخابات و غیر انتخابات ندارد، اگر خوبند که برخوردهای بعضا زشت و زننده بعد از جمع آوری رأی برای چیست؟
.
.
😒 متأسفانه دختران همواره ابزاری برای رسانه های منفعت طلب اقتدارگرا است و همیشه هم برای تبلیغ اهدافشان با این تفاوت که گاهی منفعت آنها در نقد این دختران است و گاهی در تجلیل از آنها!
.
.
😒 یکی از سایت ها چه خوب نوشته بود که:
هیچ وقت مردم این ریا، تزویر و رفتارهای دوگانه شما را در برخورد با دختران وزنان بدحجاب ایرانی، تحمل نخواهند کرد. .
.
😒 یک روز قبل از انتخابات همه شماها خواستار برخورد قاطع با دختران بی حجاب هستید. به گونه ای که نصیحت حاکمان مبنی بر برخورد عاقلانه با دختران بدحجاب را به شدت رد کرده و خواستار ریشه کن کردن هرگونه بی حجابی و بدحجابی در ایران هستید. بدون اینکه بین بدحجاب های ناآگاه از حکم حجاب در دین و آن بی حجاب هایی که بصورت شبکه ای دست به این ناهنجاری میزنند، تفاوتی قائل بشوید. و همه را از یک نگاه مورد مجازات قرار می دهید. که این کار شماها به هیچ عنوان منطبق بر مبانی و اصول اسلامی نیست.
اما متأسفانه در موقع انتخابات، همین دختران بدحجاب نقل و نبات سوژه های خبری رسانه ملی و رسانه های اقتدار گرا می شوند.
که این رسانه ها با این کارشان می خواهند بگویند؛ ای مردم جهان همین بدحجاب ها هم جمهوریت و هم اسلامیت نظام کنونی ایران را قبول دارند. یعنی خودشان اعتراف و اذعان دارند که همین بدحجاب ها به هیچ عنوان در صدد هنجارشکنی و بی ثباتی در ایران نیستند حال چه از بعد سیاسی و چه فرهنگی. .
.
😒 قبل از انتخابات علیه دختران بدحجاب تیتر و مطلب می زنند اما در روز انتخابات دختران بدحجاب می شوند یک انقلابی حامی نظام، چون منافع شان درگرو این نوع تبلیغات رسانه ای است!
#مصطفی_سلیمانی
#منبرک_حجاب
🍀❤️ @filsofak
تجارت معنوی!
میری تو خلوتگاه با خدا، جا رزرو میکنی، بعدشم توبازار سیاه، دولا پهنا میفروشیش.
عکس برگرفته از: قم فوری
🍀❤️ @filsofak
میری تو خلوتگاه با خدا، جا رزرو میکنی، بعدشم توبازار سیاه، دولا پهنا میفروشیش.
عکس برگرفته از: قم فوری
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔸 کسانی که کم معاشرتند، بعد از مدتی عقلشان تحلیل می رود🔸
یک نفر تجارت را رها کرده بود. حضرت احوالش را پرسیدند. گفتند ایشان عاقبت به خیر شده! فرمودند چه جوری عاقبت به خیر شده؟ گفتند که طلبهایش را وصول کرده، بدهیهایش را پرداخته، تسویه حساب با همه کرده، الآن دیگر رو به عبادت کرده است. حضرت فرمودند: «بئس ما صنع»: بسیار کار بدی کرده! سپس فرمودند «الیَّ به». (بیاوریدش پیش من). او را آوردند. حضرت فرمودند: چه کار کردی؟ گفت: خدا عاقبتمان را به خیر کرده، حالا دیگر استخوان سبک میکنیم، دیگر از کسی طلب نداریم، به کسی بدهی نداریم و حالا فارغ البال به عبادت مشغولیم. حضرت فرمودند: بد کاری کردی. گفت : چرا؟
فرمودند: نمیدانستی که «أنّ عقل الرجل بالتجاره »؟ (عقل انسان با تجارت رشد میکند) و ارزش عبادت انسان به مقدار عقل اوست؟
دو تا مطلب در اینجا هست؛ ۱- عقل ضریب ارزش عمل است ۲- راه رشدش را هم میفرمایند تجارت است. چرا تجارت را میفرمایند؟ زیرا تجارت، اصطکاکِ انسان به انسان است، آنهم نه اصطکاک یک انسان به یک انسان، بلکه اصطکاک یک انسان به هزار انسان. آدمی که تاجر است باید صد تا تاجری که رقیب هست از وسط دست اینها توپ را در بیاورد. اگر در بازیها ۱۱ تا هستند، در اینجا ۳۰۰-۲۰۰ تا هستند. چه جوری بخرد از وسط اینها، چه جوری بفروشد، چه جوری مشتری جذب کند. پس مرتباً باید تدبیر کند. این حضور و فعالیت و رشد میدهد به عقل. زمینه رشد عقل اصطکاک دائم است. یعنی انسان به مجردی که تعطیل کند اصطکاک را، تحلیل میدهد عقل و فهمش را. کسانی که کم معاشرتند بعد از مدتی انسان احساس میکند عقلشان تحلیل رفته. هر چه که میزان معاشرت انسان کمتر میشود میزان حضور انسان در مسائل هم کمتر میشود. چرا؟ چون باید بیاید در میدان تا ورزیده شود. چگونه است که وقتی انسان ورزش میکند قوه میگیرد؟ یعنی اضطرار پیدا میکند به نیرو داشتن. وقتی نیرو خرج نکند نیرو کسب نمیکند. باید خرج کند تا بتواند کسب کند. پس عقلش را باید به کار بیندازد، خرج کند. این میشود ورزش عقل. پس تکلیف شرعی ورزش کردن و ورزیده کردن عقل است. یعنی عقلش را همیشه ورزیده نگه بدارد.
آیت الله حائری شيرازى
🍀❤️ @filsofak
🔸 کسانی که کم معاشرتند، بعد از مدتی عقلشان تحلیل می رود🔸
یک نفر تجارت را رها کرده بود. حضرت احوالش را پرسیدند. گفتند ایشان عاقبت به خیر شده! فرمودند چه جوری عاقبت به خیر شده؟ گفتند که طلبهایش را وصول کرده، بدهیهایش را پرداخته، تسویه حساب با همه کرده، الآن دیگر رو به عبادت کرده است. حضرت فرمودند: «بئس ما صنع»: بسیار کار بدی کرده! سپس فرمودند «الیَّ به». (بیاوریدش پیش من). او را آوردند. حضرت فرمودند: چه کار کردی؟ گفت: خدا عاقبتمان را به خیر کرده، حالا دیگر استخوان سبک میکنیم، دیگر از کسی طلب نداریم، به کسی بدهی نداریم و حالا فارغ البال به عبادت مشغولیم. حضرت فرمودند: بد کاری کردی. گفت : چرا؟
فرمودند: نمیدانستی که «أنّ عقل الرجل بالتجاره »؟ (عقل انسان با تجارت رشد میکند) و ارزش عبادت انسان به مقدار عقل اوست؟
دو تا مطلب در اینجا هست؛ ۱- عقل ضریب ارزش عمل است ۲- راه رشدش را هم میفرمایند تجارت است. چرا تجارت را میفرمایند؟ زیرا تجارت، اصطکاکِ انسان به انسان است، آنهم نه اصطکاک یک انسان به یک انسان، بلکه اصطکاک یک انسان به هزار انسان. آدمی که تاجر است باید صد تا تاجری که رقیب هست از وسط دست اینها توپ را در بیاورد. اگر در بازیها ۱۱ تا هستند، در اینجا ۳۰۰-۲۰۰ تا هستند. چه جوری بخرد از وسط اینها، چه جوری بفروشد، چه جوری مشتری جذب کند. پس مرتباً باید تدبیر کند. این حضور و فعالیت و رشد میدهد به عقل. زمینه رشد عقل اصطکاک دائم است. یعنی انسان به مجردی که تعطیل کند اصطکاک را، تحلیل میدهد عقل و فهمش را. کسانی که کم معاشرتند بعد از مدتی انسان احساس میکند عقلشان تحلیل رفته. هر چه که میزان معاشرت انسان کمتر میشود میزان حضور انسان در مسائل هم کمتر میشود. چرا؟ چون باید بیاید در میدان تا ورزیده شود. چگونه است که وقتی انسان ورزش میکند قوه میگیرد؟ یعنی اضطرار پیدا میکند به نیرو داشتن. وقتی نیرو خرج نکند نیرو کسب نمیکند. باید خرج کند تا بتواند کسب کند. پس عقلش را باید به کار بیندازد، خرج کند. این میشود ورزش عقل. پس تکلیف شرعی ورزش کردن و ورزیده کردن عقل است. یعنی عقلش را همیشه ورزیده نگه بدارد.
آیت الله حائری شيرازى
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️آمدنم بهر چه بود؟
سوالی که قرنهاست فلاسفه را دچار سردرگمی کرده
#جورج_کارلین کمدین فقید پاسخ آنرا پیش از مرگش یافته است
اين آدمها هستن كه نابود ميشوند
🔵 @andishmandan_1
🍀❤️ @filsofak
سوالی که قرنهاست فلاسفه را دچار سردرگمی کرده
#جورج_کارلین کمدین فقید پاسخ آنرا پیش از مرگش یافته است
اين آدمها هستن كه نابود ميشوند
🔵 @andishmandan_1
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#پل_تیلیش ( فیلسوف) در مقاله ای تحت عنوان " اخلاق در جهان دستخوش دگرگونی " می نویسد :
" ما در دوره ای تاریخی زندگی می کنیم که ویژگی آن عبارت است از تحولی تند و انقلابی از عصری تاریخی به عصر تاریخی دیگر ..... ما در بحبوحه انقلابی جهانی به سر می بریم که تمامی وجوه زندگی آدمی را تحت تأثیر خود قرار می دهد و ما را به تفسیری نو از زندگی و جهان وا می دارد .
اما در این بحث، جایگاه اخلاق کجاست؟ آیا قلمرو اخلاق، ورای دگرگونی است؟ آیا بنیادها، ارزش ها و احکام اخلاقی، فراتاریخی اند؟ یا اینکه اخلاق از سیر صیرورت تاریخی پیروی می کند؟ (و اگر چنین است) آیا می تواند پا به پای تحولات پر شتابی که سایر قلمروهای زندگی انسان را در این روزگار درمی نوردد تحول یابد؟ اگر اخلاق همپای تحولات زمان دگرگون می شود، چه اقتدار و چه نیرویی درآن باقی می ماند تا به یاری آن به زندگی #انسان شکل دهد؟ ....."
تیلیش پس از بررسی دیدگاه ها و راه حل های مختلف مطرح شده در این خصوص، نظر نهایی خود را ارائه می دهد، و در آن بر " #عشق " ، به عنوان محور و بنیاد جاودانه اخلاق تأکید دارد:
" دراین بحث ، واژه " #عدالت " را به کار نبرده ام . این واژه در بحث حاضر گمراه کننده است ..... ، عدالت، یا به ظرفی تهی و بی محتوا می ماند ، و یا ظرفی است که محتوایش را قوانین موجود در هر دوره تشکیل می دهد که در این صورت از اعتبار عام، بی بهره است. وجه عینی " عدالت " عبارت است از قوانین و نهادهایی که عشق در زمانی خاص در آنها تجلی یافته است . ...... نتیجه اینکه عدالت، اصلی ثانوی و فرعی است، حال آنکه عشق، اصلی بدیع و بنیادی است ......
در سراسر بحث نکوشیدم تعریفی از عشق ارائه کنم. تعریف عشق از محالات است، زیرا هیچ اصل بالاتری وجود ندارد که عشق را برحسب آن تعریف کنم. عشق، همان حیات است در وحدت بالفعل آن. قالبها و ساختارهایی که عشق در آنها تجلی می یابد، همان قالبها و ساختارهایی هستند که در آنها حیات امکان پذیر می شود، و درآنها زندگی بر نیروهای ویرانگر درون خود غلبه می کند. و این است معنای اخلاق: بیان راههایی که در آنها عشق تجلی می یابد، و حیات، بقاء و استمرار پیدا می کند . "
#فصلنامه_ارغنون / شماره ۱۶
#بریده_ای_از_کتاب
تصویر: https://goo.gl/f8WP3Q - Douma, #Syria 26 March 2017
🍀❤️ @filsofak
#پل_تیلیش ( فیلسوف) در مقاله ای تحت عنوان " اخلاق در جهان دستخوش دگرگونی " می نویسد :
" ما در دوره ای تاریخی زندگی می کنیم که ویژگی آن عبارت است از تحولی تند و انقلابی از عصری تاریخی به عصر تاریخی دیگر ..... ما در بحبوحه انقلابی جهانی به سر می بریم که تمامی وجوه زندگی آدمی را تحت تأثیر خود قرار می دهد و ما را به تفسیری نو از زندگی و جهان وا می دارد .
اما در این بحث، جایگاه اخلاق کجاست؟ آیا قلمرو اخلاق، ورای دگرگونی است؟ آیا بنیادها، ارزش ها و احکام اخلاقی، فراتاریخی اند؟ یا اینکه اخلاق از سیر صیرورت تاریخی پیروی می کند؟ (و اگر چنین است) آیا می تواند پا به پای تحولات پر شتابی که سایر قلمروهای زندگی انسان را در این روزگار درمی نوردد تحول یابد؟ اگر اخلاق همپای تحولات زمان دگرگون می شود، چه اقتدار و چه نیرویی درآن باقی می ماند تا به یاری آن به زندگی #انسان شکل دهد؟ ....."
تیلیش پس از بررسی دیدگاه ها و راه حل های مختلف مطرح شده در این خصوص، نظر نهایی خود را ارائه می دهد، و در آن بر " #عشق " ، به عنوان محور و بنیاد جاودانه اخلاق تأکید دارد:
" دراین بحث ، واژه " #عدالت " را به کار نبرده ام . این واژه در بحث حاضر گمراه کننده است ..... ، عدالت، یا به ظرفی تهی و بی محتوا می ماند ، و یا ظرفی است که محتوایش را قوانین موجود در هر دوره تشکیل می دهد که در این صورت از اعتبار عام، بی بهره است. وجه عینی " عدالت " عبارت است از قوانین و نهادهایی که عشق در زمانی خاص در آنها تجلی یافته است . ...... نتیجه اینکه عدالت، اصلی ثانوی و فرعی است، حال آنکه عشق، اصلی بدیع و بنیادی است ......
در سراسر بحث نکوشیدم تعریفی از عشق ارائه کنم. تعریف عشق از محالات است، زیرا هیچ اصل بالاتری وجود ندارد که عشق را برحسب آن تعریف کنم. عشق، همان حیات است در وحدت بالفعل آن. قالبها و ساختارهایی که عشق در آنها تجلی می یابد، همان قالبها و ساختارهایی هستند که در آنها حیات امکان پذیر می شود، و درآنها زندگی بر نیروهای ویرانگر درون خود غلبه می کند. و این است معنای اخلاق: بیان راههایی که در آنها عشق تجلی می یابد، و حیات، بقاء و استمرار پیدا می کند . "
#فصلنامه_ارغنون / شماره ۱۶
#بریده_ای_از_کتاب
تصویر: https://goo.gl/f8WP3Q - Douma, #Syria 26 March 2017
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
فاشیسم معتقد است که در تربیت افراد کوتاهی شده. فاشیسم امید فراوانی بهنفوذ در مغز انسانها و تسخیر قلوب آنها بسته است. فاشیسم، تعلیم خشونت در مدارس، روزنامهها و تآترها را بهخشونت حاکم در شکنجهگاههای خویش میافزاید. آری، فاشیسم تمامی ملت را چنین تربیت میکند و در تمام طول روز، بیوقفه بدین امر مشغول است. فاشیسم نمیتواند چیز زیادی بهتودهٔ مردم بدهد، چون سخت سرگرم «تربیت» انسانهاست. غذائی برای مردم ندارد، پس باید تقویت اراده و غلبهٔ بر نفس را تبلیغ کند. نمیتواند امر تولید را سر و سامان ببخشد و بهجنگ نیاز دارد، پس باید بهتقویت جرأت و روحیهٔ رزمندگی بپردازد. بهفداکاری نیازمند است، پس باید بهتشویق حس فداکاری در افراد دست بزند. اینها هم برای خود آرمانهائی هستند، توانائیهائی که از انسانها خواسته میشود و بعضی نیز حتی آرمانها و خواستهای متعالی بهشمار میآیند. ولی ما میدانیم که این آرمانها در خدمت کدامین هدف است، تربیتکننده کیست و چه کسانی از چنین تربیتی بهره میگیرند: بیشک بهرهگیران، تربیتشوندگان نیستند."
سخنرانی برتولت برشت در نخستین کنگرهٔ جهانی نویسندگان، پاریس، ژوئن ۱۹۳۵
🍀❤️ @filsofak
فاشیسم معتقد است که در تربیت افراد کوتاهی شده. فاشیسم امید فراوانی بهنفوذ در مغز انسانها و تسخیر قلوب آنها بسته است. فاشیسم، تعلیم خشونت در مدارس، روزنامهها و تآترها را بهخشونت حاکم در شکنجهگاههای خویش میافزاید. آری، فاشیسم تمامی ملت را چنین تربیت میکند و در تمام طول روز، بیوقفه بدین امر مشغول است. فاشیسم نمیتواند چیز زیادی بهتودهٔ مردم بدهد، چون سخت سرگرم «تربیت» انسانهاست. غذائی برای مردم ندارد، پس باید تقویت اراده و غلبهٔ بر نفس را تبلیغ کند. نمیتواند امر تولید را سر و سامان ببخشد و بهجنگ نیاز دارد، پس باید بهتقویت جرأت و روحیهٔ رزمندگی بپردازد. بهفداکاری نیازمند است، پس باید بهتشویق حس فداکاری در افراد دست بزند. اینها هم برای خود آرمانهائی هستند، توانائیهائی که از انسانها خواسته میشود و بعضی نیز حتی آرمانها و خواستهای متعالی بهشمار میآیند. ولی ما میدانیم که این آرمانها در خدمت کدامین هدف است، تربیتکننده کیست و چه کسانی از چنین تربیتی بهره میگیرند: بیشک بهرهگیران، تربیتشوندگان نیستند."
سخنرانی برتولت برشت در نخستین کنگرهٔ جهانی نویسندگان، پاریس، ژوئن ۱۹۳۵
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
«تلگرام» ما را به این بیماری دچار می کند!
استاد عزت الله فولاد وند به نقل از یکی از دانشمندان فرانسوی گفته است «اطلاعات، دانش نیست» اما اکنون در جامعه ما اطلاعات همان دانش تصور می شود. تازه اطلاعاتی که در صحت و سقم آن هم تردید وجود دارد.
فرانسوی ها می گویند دو چیز را نمی شود پنهان کرد: یکی عشق و دیگری سرماخوردگی! در هر دو بالاخره آدم لو می رود. یا دست و دلت می لرزد یا تب و عطسه همه وجودت را فتح می کند اما بیماری که این روزها بسیاری از ما به آن مبتلا شده ایم، سرماخوردگی نیست. سرعت شیوع این بیماری از آنفلوآنزا بیشتر است و از سرطان هم سلول های بیشتری را درگیر می کند.
عزت الله فولادوند جایی می نویسد:« گاهی فکر می کنم که چه خوب شد که من در آن ایام نوجوان بودم – ایامی که هنوز از انقلاب دیجیتال خبری نبود و برای آنکه چیزی بیاموزی یا باید کتاب می خواندی یا به داناتر از خود مراجعه می کردی! در این مقوله بنده با کمال میل اتهام عقب ماندگی را می پذیرم! و شما را ارجاع می دهم به سخن یکی از دانشمندان بزرگ معاصر فرانسوی که چندی پیش در جمله ای فراموش نشدنی گفت : «اطلاعات دانش نیست».
اینکه بدانیم فلان بازیگر متولد چه سالی است و چه ماشینی سوار می شود یا فلان بازیکن شماره کفشش چند است و دقیقه چند به کدام تیم گل زده است، اطلاعات است و دانش نیست. دانش عمق دارد و اشراف به آن تسلط می دهد و کسب آن مستلزم تحقیق، صرف زمان و البته صبوری است.تلگرام ما را به این بیماری دچار کرد؟
اما برگردیم به بیماری. تلگرام و دیگر شبکه های اجتماعی ما را این روزها به واسطه ویروس «اطلاعات» به بیماری «همه چیز دانی» آلوده اند.
روزانه هرکدام از ما انبوهی اطلاعات بی منبع و مغشوش دریافت می کنیم و این اطلاعات ما را دچار این گمراهی می کند که دانشمند شده ایم. بدتر اینکه همین اطلاعات که حال و حوصله نداریم در مورد صحت و سقم آن جستجو کنیم را برای دیگران می فرستیم و آنها را هم آلوده می کنیم.
فرقی نمی کند اطلاعات در مورد یک بیماری باشد، یک جانور که اخیراً در هند کشف شده و دست انسان را سوراخ می کند، یک جمله از پرفسور سمیعی یا حرف های درگوشی ترامپ در کاخ سفید با یکی از مشاورانش! آنها را سریع برای دوستان مان می فرستیم و به صرف خواندن شان گمان می کنیم صاحب فضل و دانش در حوزه پزشکی، علوم سیاسی و روابط بین الملل و ادبیات هستیم.
برابر برخی آمار قریب به 30 میلیون ایرانی از تلگرام نه فقط به عنوان یک ابزار پیام رسان بلکه به عنوان یک منبع خبری استفاده می کنند و بارها شنیده ایم که کسانی برای مستند نشان دادن خبری که نقل می کنند می گویند خودم در تلگرام دیدم! یا عکسش توی اینستاگرام هم هست.
این دریای کم عمق از اطلاعات به ما توهم دانایی می دهد. در تاکسی، مترو، مهمانی ها و هرجا هر بحثی پیش بیاید ما منبر می رویم و همان اطلاعات را به عنوان آخرین دستاوردهای بشری عرضه می کنیم. جنگ سوریه، بورس ایالات متحده آمریکا، سیستم موتور هواپیماهای ایرباس خریداری شده، تغییر سیستم بارسلونا در دوران لوئیز انریکه، نحوه درمان ذات الریه با دم نوش و ... همه می توانند عرصه تاخت و تاز ما شوند. چرا؟ چون ما در اینترنت، در تلگرام، در اینستاگرام در موردشان خوانده ایم!
کسی در اینکه شبکه های اجتماعی ما را به سرعت در جریان اخبار قرار می دهند تردیدی ندارد و دشمنی کردن با آنها، انکار خورشید در میانه روز است اما برای آنکه دچار بیماری همه چیز دانی کاذب نشویم نباید تنها به این شبکه ها اکتفا کنیم.
🍀❤️ @filsofak
«تلگرام» ما را به این بیماری دچار می کند!
استاد عزت الله فولاد وند به نقل از یکی از دانشمندان فرانسوی گفته است «اطلاعات، دانش نیست» اما اکنون در جامعه ما اطلاعات همان دانش تصور می شود. تازه اطلاعاتی که در صحت و سقم آن هم تردید وجود دارد.
فرانسوی ها می گویند دو چیز را نمی شود پنهان کرد: یکی عشق و دیگری سرماخوردگی! در هر دو بالاخره آدم لو می رود. یا دست و دلت می لرزد یا تب و عطسه همه وجودت را فتح می کند اما بیماری که این روزها بسیاری از ما به آن مبتلا شده ایم، سرماخوردگی نیست. سرعت شیوع این بیماری از آنفلوآنزا بیشتر است و از سرطان هم سلول های بیشتری را درگیر می کند.
عزت الله فولادوند جایی می نویسد:« گاهی فکر می کنم که چه خوب شد که من در آن ایام نوجوان بودم – ایامی که هنوز از انقلاب دیجیتال خبری نبود و برای آنکه چیزی بیاموزی یا باید کتاب می خواندی یا به داناتر از خود مراجعه می کردی! در این مقوله بنده با کمال میل اتهام عقب ماندگی را می پذیرم! و شما را ارجاع می دهم به سخن یکی از دانشمندان بزرگ معاصر فرانسوی که چندی پیش در جمله ای فراموش نشدنی گفت : «اطلاعات دانش نیست».
اینکه بدانیم فلان بازیگر متولد چه سالی است و چه ماشینی سوار می شود یا فلان بازیکن شماره کفشش چند است و دقیقه چند به کدام تیم گل زده است، اطلاعات است و دانش نیست. دانش عمق دارد و اشراف به آن تسلط می دهد و کسب آن مستلزم تحقیق، صرف زمان و البته صبوری است.تلگرام ما را به این بیماری دچار کرد؟
اما برگردیم به بیماری. تلگرام و دیگر شبکه های اجتماعی ما را این روزها به واسطه ویروس «اطلاعات» به بیماری «همه چیز دانی» آلوده اند.
روزانه هرکدام از ما انبوهی اطلاعات بی منبع و مغشوش دریافت می کنیم و این اطلاعات ما را دچار این گمراهی می کند که دانشمند شده ایم. بدتر اینکه همین اطلاعات که حال و حوصله نداریم در مورد صحت و سقم آن جستجو کنیم را برای دیگران می فرستیم و آنها را هم آلوده می کنیم.
فرقی نمی کند اطلاعات در مورد یک بیماری باشد، یک جانور که اخیراً در هند کشف شده و دست انسان را سوراخ می کند، یک جمله از پرفسور سمیعی یا حرف های درگوشی ترامپ در کاخ سفید با یکی از مشاورانش! آنها را سریع برای دوستان مان می فرستیم و به صرف خواندن شان گمان می کنیم صاحب فضل و دانش در حوزه پزشکی، علوم سیاسی و روابط بین الملل و ادبیات هستیم.
برابر برخی آمار قریب به 30 میلیون ایرانی از تلگرام نه فقط به عنوان یک ابزار پیام رسان بلکه به عنوان یک منبع خبری استفاده می کنند و بارها شنیده ایم که کسانی برای مستند نشان دادن خبری که نقل می کنند می گویند خودم در تلگرام دیدم! یا عکسش توی اینستاگرام هم هست.
این دریای کم عمق از اطلاعات به ما توهم دانایی می دهد. در تاکسی، مترو، مهمانی ها و هرجا هر بحثی پیش بیاید ما منبر می رویم و همان اطلاعات را به عنوان آخرین دستاوردهای بشری عرضه می کنیم. جنگ سوریه، بورس ایالات متحده آمریکا، سیستم موتور هواپیماهای ایرباس خریداری شده، تغییر سیستم بارسلونا در دوران لوئیز انریکه، نحوه درمان ذات الریه با دم نوش و ... همه می توانند عرصه تاخت و تاز ما شوند. چرا؟ چون ما در اینترنت، در تلگرام، در اینستاگرام در موردشان خوانده ایم!
کسی در اینکه شبکه های اجتماعی ما را به سرعت در جریان اخبار قرار می دهند تردیدی ندارد و دشمنی کردن با آنها، انکار خورشید در میانه روز است اما برای آنکه دچار بیماری همه چیز دانی کاذب نشویم نباید تنها به این شبکه ها اکتفا کنیم.
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from انجمن ادبی موژ
📝 کانال مشاوره:
💗
📌 یک سوال:
به دیگران چگونه محبت می کنید؟
به نظر شما چقدر باید به دیگران محبت کرد؟
.
.
📝 منبرک: (محبت را حراج نکنید!)
.
.
🌻 شاید شما هم کسانی را دیده باشید که بیش از حد ابراز مهر می کنند، بخصوص در مقابل یارشان، ولی با این وجود به همان اندازه مهر دریافت نمی کنند، گاهی حتی همسران و یاران بی تفاوتی دارند و اطرافشان پر است از انسان های طلبکار محبت.
.
.
🌸 می دانید چرا؟
چون برای هرچیزی باید قدر و اندازه ای باشد حتی ابراز محبت،
بسیاری از خانم ها تصور می کنند که محبت بی اندازه باعث تحکیم رابطه شان می شود ولی توجه کنید که در یک رابطه سالم هرچیزی دو طرفه است، بخصوص محبت،
حالا اگر یکی از طرفین بیش از حد محبتش را ابراز کند، طرف دیگر بعد از مدتی به گرفتن محبت بدون ابراز محبت عادت می کند و چون شما هیچ عکس العمل مهربانانه ای دریافت نمی کنید، مرتب محبت تان را به امید مهربانی دیدن از یارتان اضافه می کنید.
.
.
🌻 از همین جا رابطه خراب می شود، شما احساس سرخوردگی می کنید، مرتب احساس می کنید (نکنه من خوب نیستم، نکنه کم کاری می کنم و…) این حس شما را مضطرب می کند و به وادی افسردگی می کشاند.
.
.
🌸 توجه کنید!
برای خوب زندگی کردن از خطوط میانی، یعنی تعادل حرکت کنید، برای دوست داشته شدن هر کاری نکنید، این کار سلامت روانتان را به خطر می اندازد، محبت تان را درست، به موقع و به اندازه خرج کنید،
حراجش نکنید..!
(بخوانید کتاب: الفبای دوستی، نویسنده: آلن مک گینس، مترجم: نفیسه معتکف، نشر: هو)
#مصطفی_سلیمانی
.
.
#منبرک_محبت
#منبرک_خانواده
🍀❤️ @menbarak
💗
📌 یک سوال:
به دیگران چگونه محبت می کنید؟
به نظر شما چقدر باید به دیگران محبت کرد؟
.
.
📝 منبرک: (محبت را حراج نکنید!)
.
.
🌻 شاید شما هم کسانی را دیده باشید که بیش از حد ابراز مهر می کنند، بخصوص در مقابل یارشان، ولی با این وجود به همان اندازه مهر دریافت نمی کنند، گاهی حتی همسران و یاران بی تفاوتی دارند و اطرافشان پر است از انسان های طلبکار محبت.
.
.
🌸 می دانید چرا؟
چون برای هرچیزی باید قدر و اندازه ای باشد حتی ابراز محبت،
بسیاری از خانم ها تصور می کنند که محبت بی اندازه باعث تحکیم رابطه شان می شود ولی توجه کنید که در یک رابطه سالم هرچیزی دو طرفه است، بخصوص محبت،
حالا اگر یکی از طرفین بیش از حد محبتش را ابراز کند، طرف دیگر بعد از مدتی به گرفتن محبت بدون ابراز محبت عادت می کند و چون شما هیچ عکس العمل مهربانانه ای دریافت نمی کنید، مرتب محبت تان را به امید مهربانی دیدن از یارتان اضافه می کنید.
.
.
🌻 از همین جا رابطه خراب می شود، شما احساس سرخوردگی می کنید، مرتب احساس می کنید (نکنه من خوب نیستم، نکنه کم کاری می کنم و…) این حس شما را مضطرب می کند و به وادی افسردگی می کشاند.
.
.
🌸 توجه کنید!
برای خوب زندگی کردن از خطوط میانی، یعنی تعادل حرکت کنید، برای دوست داشته شدن هر کاری نکنید، این کار سلامت روانتان را به خطر می اندازد، محبت تان را درست، به موقع و به اندازه خرج کنید،
حراجش نکنید..!
(بخوانید کتاب: الفبای دوستی، نویسنده: آلن مک گینس، مترجم: نفیسه معتکف، نشر: هو)
#مصطفی_سلیمانی
.
.
#منبرک_محبت
#منبرک_خانواده
🍀❤️ @menbarak