📝 کانال فلسفه اخلاق:
در مورد "ماست مالی" حکایت های گوناگونی نقل شده اما مشهورترین آنها حادثه ای تاریخی است که درعصر رضاشاه اتفاق افتاد.
محمد مسعود این حادثه را در یکی از شماره های روزنامۀ مرد امروز به این صورت نقل کرده است:
هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و زن مصری اش فوزیه در سال 1317 خورشیدی چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب به تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند.
در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود بخشدار دستور می دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بوده دیوارها را موقتاً سفید نمایند، و به این منظور با پولی که از کدخدای ده می گیرند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیۀ دیوارها را ماست مالی کردند.
و اين گونه بود كه اصطلاح ماست مالى كردن بر سر زبان ها افتاد...
🍀❤️ @filsofak
در مورد "ماست مالی" حکایت های گوناگونی نقل شده اما مشهورترین آنها حادثه ای تاریخی است که درعصر رضاشاه اتفاق افتاد.
محمد مسعود این حادثه را در یکی از شماره های روزنامۀ مرد امروز به این صورت نقل کرده است:
هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و زن مصری اش فوزیه در سال 1317 خورشیدی چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب به تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند.
در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود بخشدار دستور می دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بوده دیوارها را موقتاً سفید نمایند، و به این منظور با پولی که از کدخدای ده می گیرند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیۀ دیوارها را ماست مالی کردند.
و اين گونه بود كه اصطلاح ماست مالى كردن بر سر زبان ها افتاد...
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
انسانِ با استعداد، تيرِ خود را به هدفي ميزند كه هيچكس نمي تواند بزند،
اما نابغه، تير خود را به هدفي ميزند كه هيچكس نمي تواند ببيند.
#آرتور_شوپنهاور
🍀❤️ @filsofak
انسانِ با استعداد، تيرِ خود را به هدفي ميزند كه هيچكس نمي تواند بزند،
اما نابغه، تير خود را به هدفي ميزند كه هيچكس نمي تواند ببيند.
#آرتور_شوپنهاور
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
وقتی مردم برخی چیزها را زیبا میدانند،
چیزهای دیگر زشت میشوند.
وقتی مردم برخی چیزها را خوب میدانند،
چیزهای دیگر بد میشوند.
بودن و نبودن یکدیگر را می آفرینند.
سخت و ساده یکدیگر را پشتیبانند.
بلند و کوتاه یکدیگر را تعریف میکنند.
پستی و بلندی به یکدیگر وابستهاند.
قبل و بعد به دنبال هم میآیند.
| کتاب: #تائوتچینگ | نویسنده: #لائوتزو | مترجم: #فرشیدقهرمانی | انتشارات: #مثلث - چاپ هجدهم، زمستان ۱۳۹۴ | صفحه: ۲ | برگرفته از نسخه: چاپی
🍀❤️ @filsofak
وقتی مردم برخی چیزها را زیبا میدانند،
چیزهای دیگر زشت میشوند.
وقتی مردم برخی چیزها را خوب میدانند،
چیزهای دیگر بد میشوند.
بودن و نبودن یکدیگر را می آفرینند.
سخت و ساده یکدیگر را پشتیبانند.
بلند و کوتاه یکدیگر را تعریف میکنند.
پستی و بلندی به یکدیگر وابستهاند.
قبل و بعد به دنبال هم میآیند.
| کتاب: #تائوتچینگ | نویسنده: #لائوتزو | مترجم: #فرشیدقهرمانی | انتشارات: #مثلث - چاپ هجدهم، زمستان ۱۳۹۴ | صفحه: ۲ | برگرفته از نسخه: چاپی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
بر اساس پژوهشی که بنیاد استرالیایی واک فیری منتشر کرده است، در سرتاسر دنیا نزدیک به ۴۶میلیون نفر به کار اجباری یا مشاغل جنسی اشتغال دارند یا بهعلت بدهی در بندگی فرد دیگری هستند یا در وضعیتی هستند که همچون بردگی است.
بر اساس گزارش شاخص جهانی بردگی در سال ۲۰۱۶ «شکلهای نوین بردهداری» بسیار بیشتر از گذشته وجود دارد. نزدیک به دوسِوم این بردههای مدرن در آسیا هستند.
بردهداری مدرن امروزه اصطلاحی فراگیر برای توصیف قاچاق انسان، کار اجباری، استثمار بهعلت بدهی، بردگی جنسی، ازدواج اجباری و استثمارهایی ازاینقبیل است.
هند با ۱۸.۳۵میلیون نفر بزرگترین جمعیت بردههای مدرن را دارد. بعد از آن بهترتیب چین با ۳.۳۹میلیون، پاکستان با ۲.۱۳میلیون، بنگلادش با ۱.۳۵میلیون و ازبکستان با ۱.۲۳میلیون قرار دارد.
اگر میزان بردگی را از حیث تناسب جمعیت در نظر بگیریم، کرۀ شمالی رتبۀ اول را دارد. ۴.۳۷درصد از جمعیت ۲۵میلیون نفری این کشورِ منزوی، در بردگی به سر میبرند. گزارشها نشان میدهد کرۀ شمالی هیچ کاری برای مبارزه با بردهداری نمیکند و دولت این کشور بردگی را تأیید میکند. باتوجهبه تناسب جمعیت، پس از کرۀ شمالی ازبکستان قرار دارد. ۳.۹۷درصد جمعیت این کشور در مزارع و کارخانههای پنبه در وضعیت کار اجباری به سر میبرند.
بر اساس گزارش شاخص جهانی بردگی، بردهداری مدرن در ۱۶۷ کشور دنیا وجود دارد. کمترین میزان رواج بردگی در اروپاست؛ اما بنیاد واک فیری اعلام کرده است که اروپا منبع و مقصدی برای کار اجباری و استثمار جنسی است. این بنیاد هشدار داده است که انسانهایی که از فقر و جنگ فرار میکنند و به اروپا میآیند، میتوانند احتمال بروز بردگی را در این قاره افزایش دهند.
این آمارِ تکاندهنده با آمار سازمان بینالمللی کار، از ارکان فرعی سازمان ملل متحد، مغایرت دارد. بر اساس تخمین سازمان بینالمللی کار ۲۱میلیون نفر در وضعیت کار اجباری هستند. مشخص است این سازمان معنای گستردۀ بردگی مدرن را که بنیاد واک فیری در نظر داشته، لحاظ نکرده است.
بردگی مدرن یعنی فردی به کاری مجبور شود و بهعلت تهدید، خشونت، فریب، سوءاستفاده از قدرت و اکراه، نتواند از آن کار رهایی یابد.
بنیاد واک فیری از دولتها خواسته است برای مبارزه با بردهداری مدرن بیشتر تلاش کنند و به ارباب مشاغل هشدار داده است تا تضمین کنند زنجیرههای تولید و توزیعشان عاری از بردهداری است.
🍀❤️ @filsofak
بر اساس پژوهشی که بنیاد استرالیایی واک فیری منتشر کرده است، در سرتاسر دنیا نزدیک به ۴۶میلیون نفر به کار اجباری یا مشاغل جنسی اشتغال دارند یا بهعلت بدهی در بندگی فرد دیگری هستند یا در وضعیتی هستند که همچون بردگی است.
بر اساس گزارش شاخص جهانی بردگی در سال ۲۰۱۶ «شکلهای نوین بردهداری» بسیار بیشتر از گذشته وجود دارد. نزدیک به دوسِوم این بردههای مدرن در آسیا هستند.
بردهداری مدرن امروزه اصطلاحی فراگیر برای توصیف قاچاق انسان، کار اجباری، استثمار بهعلت بدهی، بردگی جنسی، ازدواج اجباری و استثمارهایی ازاینقبیل است.
هند با ۱۸.۳۵میلیون نفر بزرگترین جمعیت بردههای مدرن را دارد. بعد از آن بهترتیب چین با ۳.۳۹میلیون، پاکستان با ۲.۱۳میلیون، بنگلادش با ۱.۳۵میلیون و ازبکستان با ۱.۲۳میلیون قرار دارد.
اگر میزان بردگی را از حیث تناسب جمعیت در نظر بگیریم، کرۀ شمالی رتبۀ اول را دارد. ۴.۳۷درصد از جمعیت ۲۵میلیون نفری این کشورِ منزوی، در بردگی به سر میبرند. گزارشها نشان میدهد کرۀ شمالی هیچ کاری برای مبارزه با بردهداری نمیکند و دولت این کشور بردگی را تأیید میکند. باتوجهبه تناسب جمعیت، پس از کرۀ شمالی ازبکستان قرار دارد. ۳.۹۷درصد جمعیت این کشور در مزارع و کارخانههای پنبه در وضعیت کار اجباری به سر میبرند.
بر اساس گزارش شاخص جهانی بردگی، بردهداری مدرن در ۱۶۷ کشور دنیا وجود دارد. کمترین میزان رواج بردگی در اروپاست؛ اما بنیاد واک فیری اعلام کرده است که اروپا منبع و مقصدی برای کار اجباری و استثمار جنسی است. این بنیاد هشدار داده است که انسانهایی که از فقر و جنگ فرار میکنند و به اروپا میآیند، میتوانند احتمال بروز بردگی را در این قاره افزایش دهند.
این آمارِ تکاندهنده با آمار سازمان بینالمللی کار، از ارکان فرعی سازمان ملل متحد، مغایرت دارد. بر اساس تخمین سازمان بینالمللی کار ۲۱میلیون نفر در وضعیت کار اجباری هستند. مشخص است این سازمان معنای گستردۀ بردگی مدرن را که بنیاد واک فیری در نظر داشته، لحاظ نکرده است.
بردگی مدرن یعنی فردی به کاری مجبور شود و بهعلت تهدید، خشونت، فریب، سوءاستفاده از قدرت و اکراه، نتواند از آن کار رهایی یابد.
بنیاد واک فیری از دولتها خواسته است برای مبارزه با بردهداری مدرن بیشتر تلاش کنند و به ارباب مشاغل هشدار داده است تا تضمین کنند زنجیرههای تولید و توزیعشان عاری از بردهداری است.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
سمّی که موجودات ضعیف را هلاک میکند، برای موجودات قوی تقویت کننده است؛ ...
و در نتیجه آن را سّم نمینامند.
#فریدریشنیچه
#حکمتشادان / ص80
🍀❤️ @filsofak
سمّی که موجودات ضعیف را هلاک میکند، برای موجودات قوی تقویت کننده است؛ ...
و در نتیجه آن را سّم نمینامند.
#فریدریشنیچه
#حکمتشادان / ص80
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💓
📝 منبرک: (فهمِ دینی = زندگیِ اخلاقی)
عقلِ در دین داری؟
.
.
🌼 من و شما که با این عقلِ ناقصمان وقتی به بچه ها دستوری میدهیم، می خواهیم به یک هدف برسیم؛ نه اینکه خودِ آن دستور هدف ما باشد و بخواهیم آزارش بدهیم. ما در زندگی خوب میفهمیم که وقتی آن هدف برآورده نشود دیگر خودِ آن دستور لطفی ندارد. باید عوضش کرد تا به آن هدفِ موردِنظر رسید.
این مثال دم دستی را زدم تا بگويم:
همه مان به عنوان فردی که مخاطبِ خدا و شارعِ مقدس(عقل کل) هستیم، خوب می فهمیم که بالأخره موجود حکیم از دستوراتی که می دهد هدفی را دنبال میکند.
.
.
🌼 اما امروزه در برخی فضاهای دینی می بینیم که رویِ خودِ همان دستور پافشاری می کنند. به این عنوان که چون دستور خداست باید همانطور که هست اجرا شود.
خب مگر این خدا حکیم نیست؟
مگر به ما عقل نداده است؟
پس این عقل کجا به درد می خورَد!
.
.
🌼 خدا با دستوراتش میخواهد زندگی ما را راحت کند نه اینکه زندگیها را مختل کند و آزارمان دهد.
ما هم با همان عقل خدادادی میتوانیم هدف خدا را درک کنیم و در زندگیِ خود پیاده نماییم. هدف خدا همان هدف بعثت پیامبران است؛ یعنی زندگیِ اخلاقی؛ آن هم رویِ زمین؛ برایِ همین انسانِ گوشت و پوست و خوندار، نه انسانِ غارِ افلاطونی. [برای همین، فهمِ دینی تا وقتی دینی است که به زندگیِ اخلاقیِ انسانِ رویِ زمین بینجامد.]
.
.
🌼 متأسفانه ظاهرگرا شده ایم.
مثلا چون هزار و چهارصد سال پیش که چیزی به نام واحد پول ملی وجود نداشته است و قیمت چیزهایی مثل خون انسان را با شتر می سنجیدند، حالا هم که مناسبات اقتصادی کاملا عوض شده است بازهم بیایی دیهی انسان را با شتر بسنجی و چون قیمت شتر هِی بالا و پایین میشود سالی دوبار مردم را به بیمهها بکشانی که نرخ جان (بخوانید قیمت شتر) کم و زیاد شده است!
.
.
🌼 همین الآنش در عربستان با وجود صنایع پیشرفته هنوز هم آب درست و حسابی ندارند که مثلا بچه که میشاشد فوری ده متر شلنگ بکشند و فرش را آب بگیرند؛ چه رسد به هزار و چهارصد سال قبل؛ که نه مای بِیبی ای بوده و آنتیبیوتیکی که وقتی جاییشان زخم می شده نگذارند تا چند ماه چرکابه و خون همه جا بپاشد. پس این همه مشکل تراشی برای نجاست و پاکی برای چیست؟!
عقل در دین یعنی این جمله #امامموسیصدر: «ادیان همه یکی بودند و قرار بود در خدمتِ انسان باشند؛ جنگها و دعواها از روزی آغاز شد که هر یک از دینها به جای اینکه به انسان خدمت کند خدمتگزارِ خویش شد و انسان را فراموش کرد.»
(یادداشت های دکتر زندى)
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
💓
📝 منبرک: (فهمِ دینی = زندگیِ اخلاقی)
عقلِ در دین داری؟
.
.
🌼 من و شما که با این عقلِ ناقصمان وقتی به بچه ها دستوری میدهیم، می خواهیم به یک هدف برسیم؛ نه اینکه خودِ آن دستور هدف ما باشد و بخواهیم آزارش بدهیم. ما در زندگی خوب میفهمیم که وقتی آن هدف برآورده نشود دیگر خودِ آن دستور لطفی ندارد. باید عوضش کرد تا به آن هدفِ موردِنظر رسید.
این مثال دم دستی را زدم تا بگويم:
همه مان به عنوان فردی که مخاطبِ خدا و شارعِ مقدس(عقل کل) هستیم، خوب می فهمیم که بالأخره موجود حکیم از دستوراتی که می دهد هدفی را دنبال میکند.
.
.
🌼 اما امروزه در برخی فضاهای دینی می بینیم که رویِ خودِ همان دستور پافشاری می کنند. به این عنوان که چون دستور خداست باید همانطور که هست اجرا شود.
خب مگر این خدا حکیم نیست؟
مگر به ما عقل نداده است؟
پس این عقل کجا به درد می خورَد!
.
.
🌼 خدا با دستوراتش میخواهد زندگی ما را راحت کند نه اینکه زندگیها را مختل کند و آزارمان دهد.
ما هم با همان عقل خدادادی میتوانیم هدف خدا را درک کنیم و در زندگیِ خود پیاده نماییم. هدف خدا همان هدف بعثت پیامبران است؛ یعنی زندگیِ اخلاقی؛ آن هم رویِ زمین؛ برایِ همین انسانِ گوشت و پوست و خوندار، نه انسانِ غارِ افلاطونی. [برای همین، فهمِ دینی تا وقتی دینی است که به زندگیِ اخلاقیِ انسانِ رویِ زمین بینجامد.]
.
.
🌼 متأسفانه ظاهرگرا شده ایم.
مثلا چون هزار و چهارصد سال پیش که چیزی به نام واحد پول ملی وجود نداشته است و قیمت چیزهایی مثل خون انسان را با شتر می سنجیدند، حالا هم که مناسبات اقتصادی کاملا عوض شده است بازهم بیایی دیهی انسان را با شتر بسنجی و چون قیمت شتر هِی بالا و پایین میشود سالی دوبار مردم را به بیمهها بکشانی که نرخ جان (بخوانید قیمت شتر) کم و زیاد شده است!
.
.
🌼 همین الآنش در عربستان با وجود صنایع پیشرفته هنوز هم آب درست و حسابی ندارند که مثلا بچه که میشاشد فوری ده متر شلنگ بکشند و فرش را آب بگیرند؛ چه رسد به هزار و چهارصد سال قبل؛ که نه مای بِیبی ای بوده و آنتیبیوتیکی که وقتی جاییشان زخم می شده نگذارند تا چند ماه چرکابه و خون همه جا بپاشد. پس این همه مشکل تراشی برای نجاست و پاکی برای چیست؟!
عقل در دین یعنی این جمله #امامموسیصدر: «ادیان همه یکی بودند و قرار بود در خدمتِ انسان باشند؛ جنگها و دعواها از روزی آغاز شد که هر یک از دینها به جای اینکه به انسان خدمت کند خدمتگزارِ خویش شد و انسان را فراموش کرد.»
(یادداشت های دکتر زندى)
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
پادشاه روسیه، بریتانیا و آلمان در جنگ جهانى اول همگى نوه یک مادربزرگ بودند!
تزار روسیه بعد از جنگ گفته بود اگر مادربزرگم زنده بود امکان نداشت بگذارد ما با همدیگر بجنگیم.
🍀❤️ @filsofak
تزار روسیه بعد از جنگ گفته بود اگر مادربزرگم زنده بود امکان نداشت بگذارد ما با همدیگر بجنگیم.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
"حقیقت انسان به آنچه اظهار میدارد نیست!
بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است!
بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش کن!"
"زیگموند فروید"
🍀❤️ @filsofak
"حقیقت انسان به آنچه اظهار میدارد نیست!
بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است!
بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش کن!"
"زیگموند فروید"
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اولین کاری که درهر عمل باید انجام داد، جلب اعتماد، عشق، حس لطیف و افکار زیباست. حق بااو بود. بدون محبت و بدون آرمانگرایی هرگز کاملا موفق نخواهید شد و همه ی عمرتان یک متقلب حقیر باقی خواهید ماند. اما اگر واقعا بخواهید فراتر روید باید اعتماد را به میان مردم ببرید، اعتماد مردم را جلب کنید و بگذارید مردم به شما اعتماد کنند، این همان حرفی است که لینکلن هم می زد، و حرفی است که من هم می زنم. چون اگر به مردم اعتماد نکنید، مردم هم به شما اعتماد نخواهند کردو همیشه شما را زیر نظر خواهند داشت. باید مردم را باور کرد، چون دراینصورت مردم هم شما را باور خواهند کرد و آغوششان را به رویتان می گشایند. در صورت لزوم پیراهن تنشان را هم به شما خواهند داد.
مردی با کبوتر
رومن گاری
🍀❤️ @filsofak
اولین کاری که درهر عمل باید انجام داد، جلب اعتماد، عشق، حس لطیف و افکار زیباست. حق بااو بود. بدون محبت و بدون آرمانگرایی هرگز کاملا موفق نخواهید شد و همه ی عمرتان یک متقلب حقیر باقی خواهید ماند. اما اگر واقعا بخواهید فراتر روید باید اعتماد را به میان مردم ببرید، اعتماد مردم را جلب کنید و بگذارید مردم به شما اعتماد کنند، این همان حرفی است که لینکلن هم می زد، و حرفی است که من هم می زنم. چون اگر به مردم اعتماد نکنید، مردم هم به شما اعتماد نخواهند کردو همیشه شما را زیر نظر خواهند داشت. باید مردم را باور کرد، چون دراینصورت مردم هم شما را باور خواهند کرد و آغوششان را به رویتان می گشایند. در صورت لزوم پیراهن تنشان را هم به شما خواهند داد.
مردی با کبوتر
رومن گاری
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
همه دین به توحید برمیگردد حتی اخلاق
همۀ معارف دین اعم از عقائد، اخلاق و احکام، برگشتشان به توحید است؛ این را علامه می گوید در المیزان:
«روح توحید در اخلاق کریمهای که دین اسلام دعوت به آن کرده، ساری و جاری است و روح اخلاق نیز در اعمالی که افراد مجتمع، مکلف به انجام آن هستند منتشر است.پس همه اجزای دین اسلام اگر خوب تجزیه و تحلیل شود، به توحید برمیگردد و توحید اگر به حال ترکیب درآید، به صورت اخلاق و اعمال درمیآید.اگر توحید از مقام عالی اعتقادی فرود آید اخلاق و اعمال میشود و اگر اخلاق و اعمال از درجه نازل خود بالاتر روند، توحید خواهند بود.»
📚الميزان في تفسير القرآن، ج : 4ص :110
🍀❤️ @filsofak
همه دین به توحید برمیگردد حتی اخلاق
همۀ معارف دین اعم از عقائد، اخلاق و احکام، برگشتشان به توحید است؛ این را علامه می گوید در المیزان:
«روح توحید در اخلاق کریمهای که دین اسلام دعوت به آن کرده، ساری و جاری است و روح اخلاق نیز در اعمالی که افراد مجتمع، مکلف به انجام آن هستند منتشر است.پس همه اجزای دین اسلام اگر خوب تجزیه و تحلیل شود، به توحید برمیگردد و توحید اگر به حال ترکیب درآید، به صورت اخلاق و اعمال درمیآید.اگر توحید از مقام عالی اعتقادی فرود آید اخلاق و اعمال میشود و اگر اخلاق و اعمال از درجه نازل خود بالاتر روند، توحید خواهند بود.»
📚الميزان في تفسير القرآن، ج : 4ص :110
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چه کسی را میتوانیم دوست بداریم؟❣
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
فلسفه اخلاق
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🌻
❌ یک سوال:
اگر از مذهبی ها ناراحتيد، دلیلش چیست؟
.
.
🔑منبرک: (عشق به خدا=عشق به مردم)
تگ به هرچی باحال و عاشق مردم🚩
.
.
🔷می دانید مشکل مردم، خصوصا برخی از ما مذهبی ها چیست؟
این که بلد نیستیم عاشق مردم باشیم...!
طوری صحبت می کنیم که انگار همین الآن از آستین خدا سر خوردیم افتادیم پایین!
به قول رضا مارمولک:
فکر می کنیم نماینده خدا در این محله و تمامی محله ها هستیم.
یک رکعت نماز به وقت می خوانیم، فکر می کنیم دیگر خدا روی ما حساب دیگری باز کرده و می توانیم خدایی کنیم و پرونده همه را همانطور که عشقمان می کشد، بپیچیم...!
به قول حاج آقای قرائتى:
"یه بار نمازش رو به موقع می خونه، انتظار داره، ملائکه از آستيناش سر بخورن!"
.
.
🌿 ولی پیغمبر خدا بلد بود عاشق مردم(همه جوره اش) بشود و با همه شان ارتباط عاشقانه برقرار کند...!
چون می دانست:
الخلق کلهم عیال الله؛
مردم هنر دستان و کاردستی خدا هستند. ساخته پرداخته خدا هستند.
هر که هم عاشق خدا باشد، عاشق نقاشی خدا هم می شود...!
.
.
🔴 مثالی بزنم!
دیدید یک جوان وقتی عاشق می شود، به بند و بیل طرف هم عشق می ورزد.
مثلا مدل موبایل معشوقه اش برایش کلی انرژی بخشه و هر جا اون مدلی ببیند، جگرش حال می آید...! یا مثلا رنگ مورد علاقه معشوقه اش، می شود بهترین رنگ دنیا...!
یاد شعری افتادم که نمی دونم شاعرش کیست:
"پای سگ بوسید مجنون، خلق گفتندش چرا
گفت این سگ گاهگاهی کوی لیلی می رود"
.
.
🔶 از نگاه پیغمبر خدا، مردم همه معدن هستند که نیاز به کشف دارند: "الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه" مردم، همچون معدن طلا و نقره اند...!
اما خداوکیلی ماها امروزه مردم را معدن طلا و نقره می دانیم یا خس و خاشاک و گاهی عوام کالانعام...؟!
آه افسوس!
پیامبر کجایی؟! باید مثل امام صادق پیش خدا شکوه و شکایت کنیم که چرا نشد پیامبر را درک کنیم و از نزدیک ببینیمش: "اللهم انّا نشکوا الیک فقد نبیّنا"
پیامبر خود را پدر امت می دانست، پدری دلسوز...!
.
.
🔖رفیق!
واقعیتش این است که به قول شهید مطهری: عشقه که دل رو دل می کنه، وگرنه دلی نیست، آب و گله...!
آره!
به قول آن دوستمان: "مشکل کمبود حرّ نیست، بلکه نبود امام حسینه...!"
✒ #مصطفیسلیمانی ✏
۳۰ دی ماه، سال ۱۳۹۴.
______________________________
پ ن:
فیلم نوشت:
۱. سعی کنید روی آخوندا قیمت نگذارید😊
۲. فیلم #مارمولک به کارگردانی#کمالتبریزی با بازی معرکه #پرویزپرستویی با نویسندگی: #پیمانقاسمخانی جزو بهترین هایی بود که بیش از پنج بار دیدم.
۳. خیلی ها لباس طلبگی را دزدیده اند و ارتباطی با آن ندارند.
۴. دوستان را دعوت کنید!
🍀❤️ @filsofak
🌻
❌ یک سوال:
اگر از مذهبی ها ناراحتيد، دلیلش چیست؟
.
.
🔑منبرک: (عشق به خدا=عشق به مردم)
تگ به هرچی باحال و عاشق مردم🚩
.
.
🔷می دانید مشکل مردم، خصوصا برخی از ما مذهبی ها چیست؟
این که بلد نیستیم عاشق مردم باشیم...!
طوری صحبت می کنیم که انگار همین الآن از آستین خدا سر خوردیم افتادیم پایین!
به قول رضا مارمولک:
فکر می کنیم نماینده خدا در این محله و تمامی محله ها هستیم.
یک رکعت نماز به وقت می خوانیم، فکر می کنیم دیگر خدا روی ما حساب دیگری باز کرده و می توانیم خدایی کنیم و پرونده همه را همانطور که عشقمان می کشد، بپیچیم...!
به قول حاج آقای قرائتى:
"یه بار نمازش رو به موقع می خونه، انتظار داره، ملائکه از آستيناش سر بخورن!"
.
.
🌿 ولی پیغمبر خدا بلد بود عاشق مردم(همه جوره اش) بشود و با همه شان ارتباط عاشقانه برقرار کند...!
چون می دانست:
الخلق کلهم عیال الله؛
مردم هنر دستان و کاردستی خدا هستند. ساخته پرداخته خدا هستند.
هر که هم عاشق خدا باشد، عاشق نقاشی خدا هم می شود...!
.
.
🔴 مثالی بزنم!
دیدید یک جوان وقتی عاشق می شود، به بند و بیل طرف هم عشق می ورزد.
مثلا مدل موبایل معشوقه اش برایش کلی انرژی بخشه و هر جا اون مدلی ببیند، جگرش حال می آید...! یا مثلا رنگ مورد علاقه معشوقه اش، می شود بهترین رنگ دنیا...!
یاد شعری افتادم که نمی دونم شاعرش کیست:
"پای سگ بوسید مجنون، خلق گفتندش چرا
گفت این سگ گاهگاهی کوی لیلی می رود"
.
.
🔶 از نگاه پیغمبر خدا، مردم همه معدن هستند که نیاز به کشف دارند: "الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه" مردم، همچون معدن طلا و نقره اند...!
اما خداوکیلی ماها امروزه مردم را معدن طلا و نقره می دانیم یا خس و خاشاک و گاهی عوام کالانعام...؟!
آه افسوس!
پیامبر کجایی؟! باید مثل امام صادق پیش خدا شکوه و شکایت کنیم که چرا نشد پیامبر را درک کنیم و از نزدیک ببینیمش: "اللهم انّا نشکوا الیک فقد نبیّنا"
پیامبر خود را پدر امت می دانست، پدری دلسوز...!
.
.
🔖رفیق!
واقعیتش این است که به قول شهید مطهری: عشقه که دل رو دل می کنه، وگرنه دلی نیست، آب و گله...!
آره!
به قول آن دوستمان: "مشکل کمبود حرّ نیست، بلکه نبود امام حسینه...!"
✒ #مصطفیسلیمانی ✏
۳۰ دی ماه، سال ۱۳۹۴.
______________________________
پ ن:
فیلم نوشت:
۱. سعی کنید روی آخوندا قیمت نگذارید😊
۲. فیلم #مارمولک به کارگردانی#کمالتبریزی با بازی معرکه #پرویزپرستویی با نویسندگی: #پیمانقاسمخانی جزو بهترین هایی بود که بیش از پنج بار دیدم.
۳. خیلی ها لباس طلبگی را دزدیده اند و ارتباطی با آن ندارند.
۴. دوستان را دعوت کنید!
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♨️ هشت مکان عجیب در جهان که هیچکس حق ورود به آنجا را ندارد.
©🆔 @filsofak
©🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ما فرزندان جغرافیا هستیم!
محصول اتفاق!
گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز به وسیله مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود!
اگر در عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم اما به زن هایمان اجازه نمی دادیم رانندگی کنند.
اگر در جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید!
اگر در دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای شجریان از یورِن اینگمَن لذت می بردیم.
وقتی همه چیز تا این اندازه می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر واقعیت دارد؟
🍀❤️ @filsofak
ما فرزندان جغرافیا هستیم!
محصول اتفاق!
گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز به وسیله مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود!
اگر در عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم اما به زن هایمان اجازه نمی دادیم رانندگی کنند.
اگر در جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید!
اگر در دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای شجریان از یورِن اینگمَن لذت می بردیم.
وقتی همه چیز تا این اندازه می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر واقعیت دارد؟
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نباید اجازه بدین گذشته شمارو کنترل کنه.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
خطاهای شناختی در روابط زوجین
۱.ذهن خوانی mind reading: فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ” جواب سلامم را نداد ، پس حتما از دست من ناراحت است.
۲.پیش گویی furtune telling : پیش بینی می کنید که حوادث آینده ، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ” در امتحان شکست می خورم ” یا ” کاری گیر من نخواهد آمد”.
۳.فاجعه سازی catastrophizing: معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح ، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است . مثل : ” افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
۴.برچسب زدن labling : به خودتان یا دیگران ، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ” من آدم بدبختی هستم ” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
۵.نادیده گرفتن جنبه های مثبت discounting positives: مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند .مثل: ” این کار از عهده همه بر می آید” یا ” قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.
۶.فیلتر منفی negative filter:تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ” هیچ کس مرا دوست ندارد”.
۷.تعمیم افراطی overgeneralizing: بر پایه یک حادثه ، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ” این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ” در همه کار ها شکست می خورم”.
۸.تفکر دوقطبی dichotomus thinking: به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ” همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد “.
۹.باید اندیشی should: به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ” باید کارم را خوب انجام بدهم ” یا ” باید در کنکور قبول شوم”.
۱۰.شخصی سازی personalizing: علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ” ازدواجم بهم خورد ، چون من مقصر بودم”.
۱۱.سرزنش گری blaming: دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ” دیگران باعث عصبانیت من می شوند ” یا ” والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
۱۲.مقایسه های نا عادلانه unfair comparisons: حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ” او خیلی موفق تر از من است” یا ” شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.
۱۳.تاسف گرایی regret orientation (کشکول ای کاش) : به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ” اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم ” یا ” ای کاش این حرف را نمی زدم”.
۱۴.چی می شد اگر what if : دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ” حرف شما درست است ، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟ ” یا ” چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
۱۵.استدلال هیجانی emotional reasoning: از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ” چون دلم شور میزند ، پس اتفاق ناگواری می افتد
۱۶.نادیده انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences: شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد” . هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.
۱۷.قضاوت گرایی judgment focus: به جای این که خودتان ، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی ، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ” در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم ” یا ” اگر تنیس بازی کنم ، از پس آن بر نمی آیم ” یا ” سارا چقدر موفق است ، ولی من اصلا موفق نیستم”.
منبع:
لی هی، رابرت، تکنیک های شناخت درمان.
🍀❤️ @filsofak
خطاهای شناختی در روابط زوجین
۱.ذهن خوانی mind reading: فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ” جواب سلامم را نداد ، پس حتما از دست من ناراحت است.
۲.پیش گویی furtune telling : پیش بینی می کنید که حوادث آینده ، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ” در امتحان شکست می خورم ” یا ” کاری گیر من نخواهد آمد”.
۳.فاجعه سازی catastrophizing: معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح ، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است . مثل : ” افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
۴.برچسب زدن labling : به خودتان یا دیگران ، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ” من آدم بدبختی هستم ” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
۵.نادیده گرفتن جنبه های مثبت discounting positives: مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند .مثل: ” این کار از عهده همه بر می آید” یا ” قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.
۶.فیلتر منفی negative filter:تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ” هیچ کس مرا دوست ندارد”.
۷.تعمیم افراطی overgeneralizing: بر پایه یک حادثه ، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ” این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ” در همه کار ها شکست می خورم”.
۸.تفکر دوقطبی dichotomus thinking: به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ” همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد “.
۹.باید اندیشی should: به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ” باید کارم را خوب انجام بدهم ” یا ” باید در کنکور قبول شوم”.
۱۰.شخصی سازی personalizing: علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ” ازدواجم بهم خورد ، چون من مقصر بودم”.
۱۱.سرزنش گری blaming: دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ” دیگران باعث عصبانیت من می شوند ” یا ” والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
۱۲.مقایسه های نا عادلانه unfair comparisons: حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ” او خیلی موفق تر از من است” یا ” شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.
۱۳.تاسف گرایی regret orientation (کشکول ای کاش) : به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ” اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم ” یا ” ای کاش این حرف را نمی زدم”.
۱۴.چی می شد اگر what if : دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ” حرف شما درست است ، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟ ” یا ” چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
۱۵.استدلال هیجانی emotional reasoning: از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ” چون دلم شور میزند ، پس اتفاق ناگواری می افتد
۱۶.نادیده انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences: شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد” . هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.
۱۷.قضاوت گرایی judgment focus: به جای این که خودتان ، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی ، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ” در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم ” یا ” اگر تنیس بازی کنم ، از پس آن بر نمی آیم ” یا ” سارا چقدر موفق است ، ولی من اصلا موفق نیستم”.
منبع:
لی هی، رابرت، تکنیک های شناخت درمان.
🍀❤️ @filsofak
اثر مفهومی هنرمند مکزیکی خورخه مندز بلیک:
حتی یک کتاب هم میتواند تغییری اساسی ایجاد کند ..!
🙏❤️ @filsofak
حتی یک کتاب هم میتواند تغییری اساسی ایجاد کند ..!
🙏❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
گونه های مدیران
در جامعه امروزی گونه های مختلف از مدیران یافت میشود،گذشته از مدیران شایسته،دلسوز و لايق که کم هم نيستند،امّاگونه هاي دیگر قابل توجه اند،اینک نیم نگاهی به بخشی ازاین گونه های دیگر:
۱-مديران نسبی:
اینان مدیرانی هستند که رابطه خونی با مدیران قبل خوددارند،درنتیجه مدیریت درخونشان است!اینان تولد،حیات ومرگشان مديرگونه است،(سلام بر اینها روزی که متولدميشوندوروزي که ميميرندوروزي که مبعوث می گردند)
۲-مديران سببی:
اینان مدیرانی هستند که بواسطه ازدواج مقدسی بامديران قبل خود پیوند یافته و ازاین روشایسته ی مدیریت شده اند!
۳-مديران رضاعی:
این دسته ازمديران بواسطه "خوردن" يا "خوراندن"بامديران قبل خود پیوند ميخورندوچه بسا یک شبه تبديل به مدیران شایسته و لایق ميشوند!!
۴-مديران مادام العمر:
یعنی مدیرانی که تاریخ اتمام حکمشان باتاريخ اتمام نفس شریفشان انطباق دارد .
۵-مديران اسمی:
این دسته از مدیران فقط نام ويادشان،مدیريت ميکند،البته حق الجلسه واموري ازاین قبیل بموقع پرداخت میشود
۶-مديران از"راه دور":
ظاهراًقدرت این مدیران آنقدر بالاست که ازدور هم کارساز است،این مدیران نوعاًمدرک خودرانيز به همین شیوه یعنی از"راه دور" اخذ کرده اندواحتمالاً محل اخذمدرکشان راهم نمی دانند !چون هیچ وقت "از نزدیک" آنجارانديده اند!
۷-مديران "تمام وقت":
یعنی تمام وقتشان بامديريت میگذرد،حتی اگردردرون خودرو باشند بازدرحال مدیریت اند.
۸-مديران پاره وقت:
اشتباه نشود منظور این نیست که پاره دوّم وقتشان غيرمديريتي می گذرد،بلکه این عده باعتباراينکه دردهها جا مديريت دارند لاجرم باعتبار حضورشان درهریک ازآنها "پاره وقت" نامیده میشوند والاّ درکل همان تمام وقت اند!
۹-مديران فکري!
تعجب نکنيد منظور ازفکر،مدیریت مبتنی بر اندیشه وفکرنيست!بلکه
اینان مدیرانی هستند که تنهاملاک برای مديريتشان "هم فکر" بودن است."هم فکر"بودن کافی است تا"نخبه" باشند!
۱۰-مديران بی شعور:
تمام گونه های مدیران را میتوان دردودسته قرارداد : "باشعور" و "بی شعور" مدیران بی شعور ازجمله خصايص زيررادارند:
-نیازی به مشورت نمی بینند،چون خود را عقل کل می دانند
-تصمیم های لحظه ای میگیرند
-دوست دارند دیگران ازآنها حساب ببرند و....
بجزمديران دلسوز،لايق،متخصص وکاردان،نوعاازمدیریت اين گونه های مدیریتی جزخسارت،زیان، عقب ماندگي و فلاکت عایدی نمیشود.امّامديريت عجیبی در گزارش سازی دارند،به همین دلیل همیشه موفقند!
آنچه ذکرشدتنهابخشي از انواع مدیریت است،احصاي کامل نیازمند گونه ای از "مدیریت توليد"است.
🍀❤️ @filsofak
گونه های مدیران
در جامعه امروزی گونه های مختلف از مدیران یافت میشود،گذشته از مدیران شایسته،دلسوز و لايق که کم هم نيستند،امّاگونه هاي دیگر قابل توجه اند،اینک نیم نگاهی به بخشی ازاین گونه های دیگر:
۱-مديران نسبی:
اینان مدیرانی هستند که رابطه خونی با مدیران قبل خوددارند،درنتیجه مدیریت درخونشان است!اینان تولد،حیات ومرگشان مديرگونه است،(سلام بر اینها روزی که متولدميشوندوروزي که ميميرندوروزي که مبعوث می گردند)
۲-مديران سببی:
اینان مدیرانی هستند که بواسطه ازدواج مقدسی بامديران قبل خود پیوند یافته و ازاین روشایسته ی مدیریت شده اند!
۳-مديران رضاعی:
این دسته ازمديران بواسطه "خوردن" يا "خوراندن"بامديران قبل خود پیوند ميخورندوچه بسا یک شبه تبديل به مدیران شایسته و لایق ميشوند!!
۴-مديران مادام العمر:
یعنی مدیرانی که تاریخ اتمام حکمشان باتاريخ اتمام نفس شریفشان انطباق دارد .
۵-مديران اسمی:
این دسته از مدیران فقط نام ويادشان،مدیريت ميکند،البته حق الجلسه واموري ازاین قبیل بموقع پرداخت میشود
۶-مديران از"راه دور":
ظاهراًقدرت این مدیران آنقدر بالاست که ازدور هم کارساز است،این مدیران نوعاًمدرک خودرانيز به همین شیوه یعنی از"راه دور" اخذ کرده اندواحتمالاً محل اخذمدرکشان راهم نمی دانند !چون هیچ وقت "از نزدیک" آنجارانديده اند!
۷-مديران "تمام وقت":
یعنی تمام وقتشان بامديريت میگذرد،حتی اگردردرون خودرو باشند بازدرحال مدیریت اند.
۸-مديران پاره وقت:
اشتباه نشود منظور این نیست که پاره دوّم وقتشان غيرمديريتي می گذرد،بلکه این عده باعتباراينکه دردهها جا مديريت دارند لاجرم باعتبار حضورشان درهریک ازآنها "پاره وقت" نامیده میشوند والاّ درکل همان تمام وقت اند!
۹-مديران فکري!
تعجب نکنيد منظور ازفکر،مدیریت مبتنی بر اندیشه وفکرنيست!بلکه
اینان مدیرانی هستند که تنهاملاک برای مديريتشان "هم فکر" بودن است."هم فکر"بودن کافی است تا"نخبه" باشند!
۱۰-مديران بی شعور:
تمام گونه های مدیران را میتوان دردودسته قرارداد : "باشعور" و "بی شعور" مدیران بی شعور ازجمله خصايص زيررادارند:
-نیازی به مشورت نمی بینند،چون خود را عقل کل می دانند
-تصمیم های لحظه ای میگیرند
-دوست دارند دیگران ازآنها حساب ببرند و....
بجزمديران دلسوز،لايق،متخصص وکاردان،نوعاازمدیریت اين گونه های مدیریتی جزخسارت،زیان، عقب ماندگي و فلاکت عایدی نمیشود.امّامديريت عجیبی در گزارش سازی دارند،به همین دلیل همیشه موفقند!
آنچه ذکرشدتنهابخشي از انواع مدیریت است،احصاي کامل نیازمند گونه ای از "مدیریت توليد"است.
🍀❤️ @filsofak