Forwarded from پیام تندرستی
اخلاق خوب، زندگی خوبتر.pdf
2.1 MB
یادداشتی مفید از دوست خوبم #مصطفی_سلیمانی در نشریه "حریم امام"، شماره ۲۵۶
💡 "اخلاق، سرایت میکند.
💟 زیست اخلاقی، بر همه اصول تندرستی شامل است.
#دکتر_ناصر_رضایی_پور
شبکه پیام تندرستی
@tandorostan
💡 "اخلاق، سرایت میکند.
💟 زیست اخلاقی، بر همه اصول تندرستی شامل است.
#دکتر_ناصر_رضایی_پور
شبکه پیام تندرستی
@tandorostan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستان عزیز
نمیخواهم با دیدن این فیلم باعث تکدر روحی دوستان متاهل بشم ولی شاید دیدن این فیلم کوتاه حلال بسیاری از مشکلات زندگی مشترکتان بشه که تا بحال حل نشده بود.🖕
🆔 @filsofak 💢👈ورود
نمیخواهم با دیدن این فیلم باعث تکدر روحی دوستان متاهل بشم ولی شاید دیدن این فیلم کوتاه حلال بسیاری از مشکلات زندگی مشترکتان بشه که تا بحال حل نشده بود.🖕
🆔 @filsofak 💢👈ورود
📝 کانال فلسفه اخلاق:
"سخنرانی نباید زیاد طول بکشد و شنوندگان را خسته کند، بلکه باید طوری باشد که هنوز که شنونده مایل به ادامه اش هست، ختم شود (مانند غذا) ... در صدر اسلام، خطبا ایستاده خطبه می خواندند و قهرا زودتر خسته می شدند و شنوندگان را راحت می کردند و از وقتی که بنا بر نشستن است، مصیبتی برای شنوندگان از این جهت تولید شده و بالاخص در قرن اخیر که برای ناطق در بالای منبر تشک نرم و متکا تهیه می بینند که البته در این صورت کمتر مایل است که پایین بیاید.
گویند اول کسی که رسم قیام را در خطبه تبدیل به قعود کرد معاویه بود، به واسطهء فربهی و شکم بزرگی که داشت و بعد این سنت باقی ماند."
یادداشتهای استاد مطهری. جلد سیزدهم. قم: انتشارات صدرا. چاپ اول. 1393. ص63-64.
🍀❤️ @filsofak
"سخنرانی نباید زیاد طول بکشد و شنوندگان را خسته کند، بلکه باید طوری باشد که هنوز که شنونده مایل به ادامه اش هست، ختم شود (مانند غذا) ... در صدر اسلام، خطبا ایستاده خطبه می خواندند و قهرا زودتر خسته می شدند و شنوندگان را راحت می کردند و از وقتی که بنا بر نشستن است، مصیبتی برای شنوندگان از این جهت تولید شده و بالاخص در قرن اخیر که برای ناطق در بالای منبر تشک نرم و متکا تهیه می بینند که البته در این صورت کمتر مایل است که پایین بیاید.
گویند اول کسی که رسم قیام را در خطبه تبدیل به قعود کرد معاویه بود، به واسطهء فربهی و شکم بزرگی که داشت و بعد این سنت باقی ماند."
یادداشتهای استاد مطهری. جلد سیزدهم. قم: انتشارات صدرا. چاپ اول. 1393. ص63-64.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
اگر در وجود فرزندانمان چيزي وجود دارد
كه آرزو داريم تغييـرش دهيم،
بهتر است اول ببينيم
آيا آن چيز همانـي نيست
كه بايد در خـود تغيير دهيم!؟
#كارل_گوستاو_يونگ
🍀❤️ @filsofak
اگر در وجود فرزندانمان چيزي وجود دارد
كه آرزو داريم تغييـرش دهيم،
بهتر است اول ببينيم
آيا آن چيز همانـي نيست
كه بايد در خـود تغيير دهيم!؟
#كارل_گوستاو_يونگ
🍀❤️ @filsofak
یکدیگر را مثل روز اول دوست بدارید، از تحسین و قدردانی کردن نیز غافل نباشید❤🌺👌🏻
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
وقتی انسان خود را با کسانی که در مرتبه بالای کمال هستند مقایسه می کند؛ برای رسیدن به کمال آنها دو راه برایش وجود دارد: یا این که خود ، آن مرتبه کمال را تحصیل کند و یا این که از کمال آنها بکاهد. پس من یا باید کمال خود را افزایش دهم یا کمال دیگران را کاهش دهم تا بتوانم برتر از آن ها باشم. اما چون روش دوم آسان تر است، انسان بیشتر ترجیح می دهد کمال دیگران را بکاهد تا این که کمال خود را بیفزاید؛ و این منشا حسد است.
به بیان دیگر انسان وقتی خود را با دیگران مقایسه می کند و کمالات بیشتری در دیگران می بیند، حسادت می ورزد و سعی می کند کمالات را در وجود آن افراد بکاهد تا از این طریق برجستگی خود را نشان دهد.
امانوئل کانت 🌱
🍀❤️ @filsofak
وقتی انسان خود را با کسانی که در مرتبه بالای کمال هستند مقایسه می کند؛ برای رسیدن به کمال آنها دو راه برایش وجود دارد: یا این که خود ، آن مرتبه کمال را تحصیل کند و یا این که از کمال آنها بکاهد. پس من یا باید کمال خود را افزایش دهم یا کمال دیگران را کاهش دهم تا بتوانم برتر از آن ها باشم. اما چون روش دوم آسان تر است، انسان بیشتر ترجیح می دهد کمال دیگران را بکاهد تا این که کمال خود را بیفزاید؛ و این منشا حسد است.
به بیان دیگر انسان وقتی خود را با دیگران مقایسه می کند و کمالات بیشتری در دیگران می بیند، حسادت می ورزد و سعی می کند کمالات را در وجود آن افراد بکاهد تا از این طریق برجستگی خود را نشان دهد.
امانوئل کانت 🌱
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 عوامل موثر در اعتماد به نفس
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
این جملات را به افسرده ها نگویید!
روبه رو شدن و تسکین دادن فردی که افسردگی دارد، ساده نیست. افسردگی یک نوع بیماری است، بنابراین نباید بی فکر با آن برخورد کرد. شاید شما بخواهید که با حرف ها و نصیحت هایتان افسردگی طرف مقابل تان را کم کنید اما ممکن است که این تلاش شما تاثیری برعکس دهد.
پس قبل از بیان هر جمله ای برای کاهش درد مخاطب تان، مطلب زیر را بخوانید
*خوش باش
زمانی که شما به فردی که ناراحت و افسرده است می گویید که فراموش کن و خوش باش، در واقع ناراحتی او را نادیده گرفته اید. برای افرادی که با افسردگی دست و پنجه نرم می کنند، فراموشی و خوش بودن کار ساده ای نیست. شما نیز باید این را به یاد داشته باشید که آنها هم چون دیگران دوست دارند که خوش بگذرانند اما نمی توانند.
به جای آن بگویید: من واقعا از این که تو ناراحتی، متاسفم. آیا می توانم برای تو کاری کنم؟
*فقط تو اینگونه فکر می کنی
اگر به فردی که درگیر مشکلات خود است آنقدر که افسردگی گرفته و توان رهایی از افکار مخرب اش را ندارد بگویید که فقط تو اینگونه فکر می کنی، در واقع این حقیقت که افسردگی یک مشکل جدی است را نادیده گرفته اید.
این که او فکر کند دیگران درکش نمی کنند، تنها بر درد او می افزاید.
به جای آن بگویید: سعی می کنم درکت کنم.
*زندگی عادلانه نیست
مطمئنا شخصی که افسردگی را تجربه می کند به خوبی می داند که زندگی عادلانه نیست اما یادآوری این حقیقت به او، از دردهایش نمی کاهد. بنابراین سعی کنید که شرایط را طوری برای او تغییر دهید که این بی عدالتی ها را فراموش کند.
به جای آن بگویید: من مشکلات تو را می بینم و به تو برای تلاش هایی که می کنی، افتخار می کنم.
*دیگران بدتر از اینها را تجربه کرده اند
حقیقت دارد که دیگران تجربه های بدتری داشته اند اما این حقیقت را تغییر نمی دهد و نمی تواند برای فردی که افسردگی دارد، مرهمی باشد. این حرف تنها او را از اتفاقی که افتاده شرمنده و پشیمان تر می کند.
به جای آن بگویید: این اتفاق واقعیت دارد و به بهتر است که آن را بپذیری.
* امروز، روز قشنگی است
شاید از نظر شما امروز، روز زیبایی باشد اما از نگاه فردی که ناراحت است، اینگونه نیست. با گفتن این جمله در واقع این حس را به او منتقل می کنید که ناراحتی او و در حقیقت خود او را نادیده گرفته اید. در این شرایط او احساس گناه می کند که چرا برخلاف شما، افسرده و دلگیر است طوری که زیبایی های جهان اطراف به چشمم نمی آید.
به جای آن بگویید: می توانم در چنین روزی در کنارت باشم؟
*فکر کن که اتفاقی نیافتاده است
افسردگی یک بیماری جدی است، بنابراین نمی توان به فرد افسرده گفت که چشم هایت را ببند و چیز دیگری تصور کن. این پیشنهاد هیچ کمکی به بهبود حال روحی طرف مقابل تان نخواهد کرد. چشم پوشی از دردها تنها فرد را گیج تر می کند.
به جای آن بگویید: من چگونه می توانم در این شرایط کمکت کنم؟
* تو شبیه افسرده ها نیستی
افسردگی ممکن است هیچ نشانه ظاهری نداشته باشد، بنابراین اشتباه است که از ظاهر افراد در مورد حال درونی شان اظهار نظر کنیم. اتفاقا گاهی برعکس، افراد افسرده سعی می کنند که به خودشان بیشتر از همیشه برسند تا مبادا دیگران به شرایط بد روحی آنها پی ببرند.
به جای آن بگویید: با من در مورد مشکلات حرف بزن، بگذار من هم بفهمم چه اتفاقی افتاده است.
*تو به دنبال جلب توجهی
این جمله یکی از مخرب ترین جمله هایی است که می توان به یک فرد افسرده زد.
مطمئنا شما از دردی که طرف مقابل تان می کشد، آگاه نیستید پس نمی توانید حال او را درک کنید.
به جای آن سعی کنید که به جدیت این مسئله پی ببرید و از او بخواهید که دستش را برای کمک به سمت شما دراز کند.
به جای آن بگویید: برایش یک سوپ یا غذای گرم درست کنید و به او این اطمینان را بدهید که کنار هستید.
چرا بیشتر نمی خندی؟
برای افرادی که از درون ویران اند، خندیدن بی معنی است. بنابراین لبخند زدن نه تنها او را شاد نمی کند، بلکه انرژی بیشتری نیز از او می گیرد.
به جای آن بگویید: تو حق داری ناراحت باشی.
تو زندگی خوبی داری، چرا ناراحتی؟
افسردگی ربطی به داشته های زندگی مان ندارد.
شاید شما تمام پول ها، دوستان یا حتی بهترین شغل های دنیا را داشته باشید، اما باز هم دلت آرام و قرار نداشته باشد.
پس دارایی های فرد نمی تواند تسکینی برای بیماری روحی او باشد.
به جای آن بگویید: من از ضربه هایی که خورده ای، آگاهم و از تو حمایت می کنم.
#روانشناسی
ترجمه:پردیس بختیاری
مجله هنرى ژوان
🍀❤️ @filsofak
این جملات را به افسرده ها نگویید!
روبه رو شدن و تسکین دادن فردی که افسردگی دارد، ساده نیست. افسردگی یک نوع بیماری است، بنابراین نباید بی فکر با آن برخورد کرد. شاید شما بخواهید که با حرف ها و نصیحت هایتان افسردگی طرف مقابل تان را کم کنید اما ممکن است که این تلاش شما تاثیری برعکس دهد.
پس قبل از بیان هر جمله ای برای کاهش درد مخاطب تان، مطلب زیر را بخوانید
*خوش باش
زمانی که شما به فردی که ناراحت و افسرده است می گویید که فراموش کن و خوش باش، در واقع ناراحتی او را نادیده گرفته اید. برای افرادی که با افسردگی دست و پنجه نرم می کنند، فراموشی و خوش بودن کار ساده ای نیست. شما نیز باید این را به یاد داشته باشید که آنها هم چون دیگران دوست دارند که خوش بگذرانند اما نمی توانند.
به جای آن بگویید: من واقعا از این که تو ناراحتی، متاسفم. آیا می توانم برای تو کاری کنم؟
*فقط تو اینگونه فکر می کنی
اگر به فردی که درگیر مشکلات خود است آنقدر که افسردگی گرفته و توان رهایی از افکار مخرب اش را ندارد بگویید که فقط تو اینگونه فکر می کنی، در واقع این حقیقت که افسردگی یک مشکل جدی است را نادیده گرفته اید.
این که او فکر کند دیگران درکش نمی کنند، تنها بر درد او می افزاید.
به جای آن بگویید: سعی می کنم درکت کنم.
*زندگی عادلانه نیست
مطمئنا شخصی که افسردگی را تجربه می کند به خوبی می داند که زندگی عادلانه نیست اما یادآوری این حقیقت به او، از دردهایش نمی کاهد. بنابراین سعی کنید که شرایط را طوری برای او تغییر دهید که این بی عدالتی ها را فراموش کند.
به جای آن بگویید: من مشکلات تو را می بینم و به تو برای تلاش هایی که می کنی، افتخار می کنم.
*دیگران بدتر از اینها را تجربه کرده اند
حقیقت دارد که دیگران تجربه های بدتری داشته اند اما این حقیقت را تغییر نمی دهد و نمی تواند برای فردی که افسردگی دارد، مرهمی باشد. این حرف تنها او را از اتفاقی که افتاده شرمنده و پشیمان تر می کند.
به جای آن بگویید: این اتفاق واقعیت دارد و به بهتر است که آن را بپذیری.
* امروز، روز قشنگی است
شاید از نظر شما امروز، روز زیبایی باشد اما از نگاه فردی که ناراحت است، اینگونه نیست. با گفتن این جمله در واقع این حس را به او منتقل می کنید که ناراحتی او و در حقیقت خود او را نادیده گرفته اید. در این شرایط او احساس گناه می کند که چرا برخلاف شما، افسرده و دلگیر است طوری که زیبایی های جهان اطراف به چشمم نمی آید.
به جای آن بگویید: می توانم در چنین روزی در کنارت باشم؟
*فکر کن که اتفاقی نیافتاده است
افسردگی یک بیماری جدی است، بنابراین نمی توان به فرد افسرده گفت که چشم هایت را ببند و چیز دیگری تصور کن. این پیشنهاد هیچ کمکی به بهبود حال روحی طرف مقابل تان نخواهد کرد. چشم پوشی از دردها تنها فرد را گیج تر می کند.
به جای آن بگویید: من چگونه می توانم در این شرایط کمکت کنم؟
* تو شبیه افسرده ها نیستی
افسردگی ممکن است هیچ نشانه ظاهری نداشته باشد، بنابراین اشتباه است که از ظاهر افراد در مورد حال درونی شان اظهار نظر کنیم. اتفاقا گاهی برعکس، افراد افسرده سعی می کنند که به خودشان بیشتر از همیشه برسند تا مبادا دیگران به شرایط بد روحی آنها پی ببرند.
به جای آن بگویید: با من در مورد مشکلات حرف بزن، بگذار من هم بفهمم چه اتفاقی افتاده است.
*تو به دنبال جلب توجهی
این جمله یکی از مخرب ترین جمله هایی است که می توان به یک فرد افسرده زد.
مطمئنا شما از دردی که طرف مقابل تان می کشد، آگاه نیستید پس نمی توانید حال او را درک کنید.
به جای آن سعی کنید که به جدیت این مسئله پی ببرید و از او بخواهید که دستش را برای کمک به سمت شما دراز کند.
به جای آن بگویید: برایش یک سوپ یا غذای گرم درست کنید و به او این اطمینان را بدهید که کنار هستید.
چرا بیشتر نمی خندی؟
برای افرادی که از درون ویران اند، خندیدن بی معنی است. بنابراین لبخند زدن نه تنها او را شاد نمی کند، بلکه انرژی بیشتری نیز از او می گیرد.
به جای آن بگویید: تو حق داری ناراحت باشی.
تو زندگی خوبی داری، چرا ناراحتی؟
افسردگی ربطی به داشته های زندگی مان ندارد.
شاید شما تمام پول ها، دوستان یا حتی بهترین شغل های دنیا را داشته باشید، اما باز هم دلت آرام و قرار نداشته باشد.
پس دارایی های فرد نمی تواند تسکینی برای بیماری روحی او باشد.
به جای آن بگویید: من از ضربه هایی که خورده ای، آگاهم و از تو حمایت می کنم.
#روانشناسی
ترجمه:پردیس بختیاری
مجله هنرى ژوان
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
💟
یک سوال:
تا بحال شکست عشقی خورده اید؟ بعدش چه کرده ايد؟
پیشنهادتان چيست؟📍
🔑تگ به دوستان مجردی که قصد ازدواج دارند.
.
.
🔖 منبرک: (شکست عشقی!)
.
🎵 رفیق!
ازدواج، راهحلی مناسب برای ترمیم شکست عشقی نیست.
.
.
🎵 این روزها یکی از سوال هایی که مراجعين از من می پرسند این است که:
"برای فراموشی شکست عشقی و ناکامی در ازدواج، چه کنیم؟ آیا با ازدواج جدید همه چیز فراموش می شود؟"
.
.
📎 در پاسخ باید گفت و نوشت:
طبق بررسی های صورت گرفته شکست عشقی در برخی موارد، انگیزهای قوی برای ازدواج جوانان است.
درد شکست و رنج جدایی همراه با خلأ عاطفی ناشی از شکست عشقی، آنها را بر این میدارد که به ازدواج بهعنوان گزینهای برای رهایی از این درد روانشناختی فکر کنند.
آنها به خود میگویند: «برای رهایی از این همه رنج و فشار راهی جز ازدواج وجود ندارد.» .
.
📎 چنین ازدواجهایی استاندارد نیست و اغلب بدون شناخت کافی و عجولانه صورت میگیرد؛ به همین دلیل اغلب دردسرساز هستند.
در حالی که شروع رابطهی عشقی جدید و ازدواج، راهحل مؤثری برای رهایی از بار فشار و شکست عشقی گذشته نیست، این افراد به مشاوره و مداخلات روانشناختی نیازمندند.
.
.
📎 باید آن ها هر چه بوده فراموش کنند و همچنین باید کمی به خود زمان بدهند تا بتوانند تجربهی تلخ قبلی را هضم کنند.
کنار آمدن با تجربهی شکست، حداقل یک سال زمان میبرد.
از طرفی، آنها زمانی میتوانند چنین تجارب دردناکی را هضم کنند که به نقش خود در شکست رابطهی عشقی پی ببرند،
احساسات خود را تخلیه کنند و تصمیم بگیرند که اشتباهات خود را تکرار نکنند.
تنها در این وضعیت است که فرد میتواند دور از گرد و غبار حاصل از شکست عاطفی قبلی، ازدواج مناسبی داشته باشد. .
.
🎵 آری رفیق!
اگر شما جزء این عده از افراد هستید، باید بدانید که پس از شکست عشقی و ناکامی در ازدواج، حداقل باید یک تا دو سال صبر کنید و به اصطلاح به خودتان زمان بدهید و سپس به برقراری رابطهی عاطفی جدید یا ازدواج فکر کنید.
✒ #مصطفی_سلیمانی
.
.
#انتخاب_همسر
#منبرک
#انتخاب_با_چشمان_باز
#شکست_عشقی
#ازدواج_ناکام
#رابطه_عاطفی
#ازدواج
#شکست
🍀❤️ @filsofak
💟
یک سوال:
تا بحال شکست عشقی خورده اید؟ بعدش چه کرده ايد؟
پیشنهادتان چيست؟📍
🔑تگ به دوستان مجردی که قصد ازدواج دارند.
.
.
🔖 منبرک: (شکست عشقی!)
.
🎵 رفیق!
ازدواج، راهحلی مناسب برای ترمیم شکست عشقی نیست.
.
.
🎵 این روزها یکی از سوال هایی که مراجعين از من می پرسند این است که:
"برای فراموشی شکست عشقی و ناکامی در ازدواج، چه کنیم؟ آیا با ازدواج جدید همه چیز فراموش می شود؟"
.
.
📎 در پاسخ باید گفت و نوشت:
طبق بررسی های صورت گرفته شکست عشقی در برخی موارد، انگیزهای قوی برای ازدواج جوانان است.
درد شکست و رنج جدایی همراه با خلأ عاطفی ناشی از شکست عشقی، آنها را بر این میدارد که به ازدواج بهعنوان گزینهای برای رهایی از این درد روانشناختی فکر کنند.
آنها به خود میگویند: «برای رهایی از این همه رنج و فشار راهی جز ازدواج وجود ندارد.» .
.
📎 چنین ازدواجهایی استاندارد نیست و اغلب بدون شناخت کافی و عجولانه صورت میگیرد؛ به همین دلیل اغلب دردسرساز هستند.
در حالی که شروع رابطهی عشقی جدید و ازدواج، راهحل مؤثری برای رهایی از بار فشار و شکست عشقی گذشته نیست، این افراد به مشاوره و مداخلات روانشناختی نیازمندند.
.
.
📎 باید آن ها هر چه بوده فراموش کنند و همچنین باید کمی به خود زمان بدهند تا بتوانند تجربهی تلخ قبلی را هضم کنند.
کنار آمدن با تجربهی شکست، حداقل یک سال زمان میبرد.
از طرفی، آنها زمانی میتوانند چنین تجارب دردناکی را هضم کنند که به نقش خود در شکست رابطهی عشقی پی ببرند،
احساسات خود را تخلیه کنند و تصمیم بگیرند که اشتباهات خود را تکرار نکنند.
تنها در این وضعیت است که فرد میتواند دور از گرد و غبار حاصل از شکست عاطفی قبلی، ازدواج مناسبی داشته باشد. .
.
🎵 آری رفیق!
اگر شما جزء این عده از افراد هستید، باید بدانید که پس از شکست عشقی و ناکامی در ازدواج، حداقل باید یک تا دو سال صبر کنید و به اصطلاح به خودتان زمان بدهید و سپس به برقراری رابطهی عاطفی جدید یا ازدواج فکر کنید.
✒ #مصطفی_سلیمانی
.
.
#انتخاب_همسر
#منبرک
#انتخاب_با_چشمان_باز
#شکست_عشقی
#ازدواج_ناکام
#رابطه_عاطفی
#ازدواج
#شکست
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمرینی فوق العاده برای « آرامش » و کاهش استرس!
هنگام بزرگ شدن دایره « عمل دم »
هنگام کوچک شدن دایره « عمل بازدم »
روزی 5 بار حتما انجام بدید.
🍀❤️ @filsofak
هنگام بزرگ شدن دایره « عمل دم »
هنگام کوچک شدن دایره « عمل بازدم »
روزی 5 بار حتما انجام بدید.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این GIF نشون میده که هـــمه عــــمرتون شما آب رو اشــــتباه نوشیدین 😳☝️
این GIF توی فضای مجازی سراسر دنیا سرو صدای زیادی کرده ، حتما نگاش کنید.
🍀❤️ @filsofak
این GIF توی فضای مجازی سراسر دنیا سرو صدای زیادی کرده ، حتما نگاش کنید.
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔖 منبرک: (سگ، خطرناک یا مهربان؟)
_ سو تفاهم!
نظرتان؟🔑
.
.
🎵 فرض کنید:
1. پسری در خانواده ای مسلمان با اعتقادات مذهبی بسیار استوار در یک شهر متولد شود. او وقتی کوچک بود، روزی بارانی خودش را به سگ کوچکی رساند و بدن سگ کمی به لباس پسرک مالیده شد.
آن روز تمام لباس های او شسته و تطهیر شد. به او توضیح داده شد که سگ حیوان کثیف و نجس است. وقتی حدودا دوازده ساله بود، یک روز سگی برادر کوچکش را گاز گرفت. او به شدت گریه می کرد و گفته شد که باید به او آمپولِ «هاری» تزریق کنند.
بعدها رابطه بین چند بیماری و بزاق سگ را در چند جا مطالعه کرد؛ ضمن آنکه رساله های مذهبی نیز اطلاعاتی در این مورد به او می داد.
2. دختری در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد. شغل اصلی پدرش گله داری بود. همیشه حداقل دو سگ، نگهبان گله آنها بودند. وظایف افراد خانواده مراقبت از شرایط مساعد برای زیست گله و ضمنا سگ های نگهبان گله بود. برخی روزها که پدرش بیرون می رفت اگر دیر می کرد سگ وفادار خانواده، پشت در انتظار مرد خانه را می کشید و پدر وقتی وارد می شد دستی به سر و روی سگ می کشید.
یادش می آید که یک روز برادر کوچکش توی باتلاقی افتاد و در حالی که او از ترس جیغ می کشید، سگ خانواده خودش را داخل آب انداخت و کودک را نجات داد.
.
.
🎵 بعدها این پسر درباره یک «موجود نجس خطرناک» حرف می زند و دختر درباره یک «موجود وفادار مهربان». فقط اسم و شکل این دو موجود شبیه هم است.
.
.
🎵 حال حرف من این است:
بخش عمده ای از اختلافات ما در زندگی خانوادگی و اجتماعی ناشی از تفاوت معناهایی است که در کلمات دچار آن هستیم.
واژه «مادر» برای کسی که از مهر مادری به تمام معنا برخوردار بوده، با کسی که مادری معتاد و بی مسؤولیت داشته که فرزندش را به کار اجباری یا فحشا وا می داشته است تا خرج اعتیادش را در آورد، یکسان نیست.
واژه «شراکت»، برای کسی که بهترین تجربیات کاری و تجاری را با شریکش داشته، با کسی که شریکش به او خیانت کرده و اموالش را برده است، یک واژه واحد قلمداد نمی شود.
.
.
🎵 خلاصه رفیق!
به قول «دیوید برلو»: کلمات به تنهایی معنایی ندارند، معنا در درون انسان هاست. انسان ها معنای خود را بر کلمات بار می کنند و سپس کلمات را به سمت یکدیگر روانه می سازند.
📍 (بخوانید: کتاب «ارتباط شناسی»، دکتر محسنیان راد)
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
🔖 منبرک: (سگ، خطرناک یا مهربان؟)
_ سو تفاهم!
نظرتان؟🔑
.
.
🎵 فرض کنید:
1. پسری در خانواده ای مسلمان با اعتقادات مذهبی بسیار استوار در یک شهر متولد شود. او وقتی کوچک بود، روزی بارانی خودش را به سگ کوچکی رساند و بدن سگ کمی به لباس پسرک مالیده شد.
آن روز تمام لباس های او شسته و تطهیر شد. به او توضیح داده شد که سگ حیوان کثیف و نجس است. وقتی حدودا دوازده ساله بود، یک روز سگی برادر کوچکش را گاز گرفت. او به شدت گریه می کرد و گفته شد که باید به او آمپولِ «هاری» تزریق کنند.
بعدها رابطه بین چند بیماری و بزاق سگ را در چند جا مطالعه کرد؛ ضمن آنکه رساله های مذهبی نیز اطلاعاتی در این مورد به او می داد.
2. دختری در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد. شغل اصلی پدرش گله داری بود. همیشه حداقل دو سگ، نگهبان گله آنها بودند. وظایف افراد خانواده مراقبت از شرایط مساعد برای زیست گله و ضمنا سگ های نگهبان گله بود. برخی روزها که پدرش بیرون می رفت اگر دیر می کرد سگ وفادار خانواده، پشت در انتظار مرد خانه را می کشید و پدر وقتی وارد می شد دستی به سر و روی سگ می کشید.
یادش می آید که یک روز برادر کوچکش توی باتلاقی افتاد و در حالی که او از ترس جیغ می کشید، سگ خانواده خودش را داخل آب انداخت و کودک را نجات داد.
.
.
🎵 بعدها این پسر درباره یک «موجود نجس خطرناک» حرف می زند و دختر درباره یک «موجود وفادار مهربان». فقط اسم و شکل این دو موجود شبیه هم است.
.
.
🎵 حال حرف من این است:
بخش عمده ای از اختلافات ما در زندگی خانوادگی و اجتماعی ناشی از تفاوت معناهایی است که در کلمات دچار آن هستیم.
واژه «مادر» برای کسی که از مهر مادری به تمام معنا برخوردار بوده، با کسی که مادری معتاد و بی مسؤولیت داشته که فرزندش را به کار اجباری یا فحشا وا می داشته است تا خرج اعتیادش را در آورد، یکسان نیست.
واژه «شراکت»، برای کسی که بهترین تجربیات کاری و تجاری را با شریکش داشته، با کسی که شریکش به او خیانت کرده و اموالش را برده است، یک واژه واحد قلمداد نمی شود.
.
.
🎵 خلاصه رفیق!
به قول «دیوید برلو»: کلمات به تنهایی معنایی ندارند، معنا در درون انسان هاست. انسان ها معنای خود را بر کلمات بار می کنند و سپس کلمات را به سمت یکدیگر روانه می سازند.
📍 (بخوانید: کتاب «ارتباط شناسی»، دکتر محسنیان راد)
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✍ آرش نراقی
«سرم شلوغ است.» «خیلی گرفتارم» «به خدا اصلا وقت ندارم» از جمله شایعترین دروغهایی است که ما در متن زندگی مدرن به خود و دیگران می گوییم. ما در غالب موارد بسیار کمتر از آنچه وامی نماییم گرفتاریم. اما در زندگی مدرن «گرفتار بودن» و «وقت نداشتن» تبدیل به نوعی ارزش شده است. یعنی گویی کثرت مشغله و کمبود وقت نشانه اهمیت و منزلت فردی و اجتماعی فرد است. وقتی که به دیگری می گوییم «به خدا خیلی گرفتارم، اصلا وقت ندارم» ته دلمان غنج می زند، پنهانی احساس غرور می کنیم.
زندگی مدرن به ما القاء می کند که انسان مفید باید تمام لحظه های روزش را برنامه ریزی کند و هر لحظه اش را باید مشغول به کاری باشد. حتّی ساعات استراحت و فراغت فرد هم باید بدقت برنامه ریزی شود تا کارآیی او را در ساعات اشتغال بالا ببرد. زندگی مدرن زندگی سرعت و اشتغال مداوم است، و کسی که در میانه این کوران آهسته و فارغ باشد یا کاهل است یا ناتوان. و همین است که آهستگی و فراغت را به نوعی ضدارزش و مایه عذاب وجدان تبدیل کرده است. «بی کار بودن» و «وقت آزاد داشتن» رفته رفته مایه شرم شده است.
زندگی مدرن البته به طور طبیعی برای ما مشغله می آفریند، اما خود ما هم آگاهانه یا ناخودآگاه تلاش می کنیم زندگی مان را شلوغ کنیم و برای خود مشغله بتراشیم. ما از «بی کار ماندن» یا «وقت آزاد داشتن» احساس گناه می کنیم، و غالبا آن را نشانه برنامه ریزی بد یا اتلاف وقت می دانیم. برای همین است که حتّی اگر در خانه بیکار باشیم، ترجیح می دهیم ساعتها بیهوده در اینترنت پرسه بزنیم اما به تلفن یک دوست پاسخ ندهیم. تظاهر به گرفتاری و کثرت مشغله یا راهی برای خودنمایی و خودبزرگ نمایی شده است یا شیوه ای که در پشت آن احساس گناه مان را از «بی کار بودن» پنهان می کنیم.
به نظرم خوبست که گه گاه به خودمان نهیب بزنیم که هرچند آدمهای مهم گرفتارند، اما همه آدمهای گرفتار مهم نیستند. بی کاری و فراغت همیشه بد نیست که برعکس، در غالب موارد سرچشمه خلاقیت و مجالی برای تأمل است. آدمهایی که همیشه گرفتارند و هیچ وقت وقت ندارند، غالبا آدمهای بی نظم و پریشانی هستند که ناتوانی شان را در تنظیم مناسبات انسانی در پس تظاهر به گرفتاری پنهان می کنند. اگر کسی برای دوستی با شما وقت ندارد، همان بهتر که وقت تان را برای دوستی با او تلف نکنید.
🗞فیسبوک شخصی | 1 اسفند 95
🌐 https://t.me/joinchat/AAAAAEDjXhhnZWc0ONHtiA
🍀❤️ @filsofak
✍ آرش نراقی
«سرم شلوغ است.» «خیلی گرفتارم» «به خدا اصلا وقت ندارم» از جمله شایعترین دروغهایی است که ما در متن زندگی مدرن به خود و دیگران می گوییم. ما در غالب موارد بسیار کمتر از آنچه وامی نماییم گرفتاریم. اما در زندگی مدرن «گرفتار بودن» و «وقت نداشتن» تبدیل به نوعی ارزش شده است. یعنی گویی کثرت مشغله و کمبود وقت نشانه اهمیت و منزلت فردی و اجتماعی فرد است. وقتی که به دیگری می گوییم «به خدا خیلی گرفتارم، اصلا وقت ندارم» ته دلمان غنج می زند، پنهانی احساس غرور می کنیم.
زندگی مدرن به ما القاء می کند که انسان مفید باید تمام لحظه های روزش را برنامه ریزی کند و هر لحظه اش را باید مشغول به کاری باشد. حتّی ساعات استراحت و فراغت فرد هم باید بدقت برنامه ریزی شود تا کارآیی او را در ساعات اشتغال بالا ببرد. زندگی مدرن زندگی سرعت و اشتغال مداوم است، و کسی که در میانه این کوران آهسته و فارغ باشد یا کاهل است یا ناتوان. و همین است که آهستگی و فراغت را به نوعی ضدارزش و مایه عذاب وجدان تبدیل کرده است. «بی کار بودن» و «وقت آزاد داشتن» رفته رفته مایه شرم شده است.
زندگی مدرن البته به طور طبیعی برای ما مشغله می آفریند، اما خود ما هم آگاهانه یا ناخودآگاه تلاش می کنیم زندگی مان را شلوغ کنیم و برای خود مشغله بتراشیم. ما از «بی کار ماندن» یا «وقت آزاد داشتن» احساس گناه می کنیم، و غالبا آن را نشانه برنامه ریزی بد یا اتلاف وقت می دانیم. برای همین است که حتّی اگر در خانه بیکار باشیم، ترجیح می دهیم ساعتها بیهوده در اینترنت پرسه بزنیم اما به تلفن یک دوست پاسخ ندهیم. تظاهر به گرفتاری و کثرت مشغله یا راهی برای خودنمایی و خودبزرگ نمایی شده است یا شیوه ای که در پشت آن احساس گناه مان را از «بی کار بودن» پنهان می کنیم.
به نظرم خوبست که گه گاه به خودمان نهیب بزنیم که هرچند آدمهای مهم گرفتارند، اما همه آدمهای گرفتار مهم نیستند. بی کاری و فراغت همیشه بد نیست که برعکس، در غالب موارد سرچشمه خلاقیت و مجالی برای تأمل است. آدمهایی که همیشه گرفتارند و هیچ وقت وقت ندارند، غالبا آدمهای بی نظم و پریشانی هستند که ناتوانی شان را در تنظیم مناسبات انسانی در پس تظاهر به گرفتاری پنهان می کنند. اگر کسی برای دوستی با شما وقت ندارد، همان بهتر که وقت تان را برای دوستی با او تلف نکنید.
🗞فیسبوک شخصی | 1 اسفند 95
🌐 https://t.me/joinchat/AAAAAEDjXhhnZWc0ONHtiA
🍀❤️ @filsofak
اولین فاتح اورست
پس از اولین تلاش ناموفقش
برای صعود به اورست گفت:
من برمیگردم و بالاخره تو را فتح میکنم؛
تو به عنوان یک کوه نمیتوانی رشد کنی،
اما من چرا ...
#ادموند_هیلاری
🍀❤️ @filsofak
پس از اولین تلاش ناموفقش
برای صعود به اورست گفت:
من برمیگردم و بالاخره تو را فتح میکنم؛
تو به عنوان یک کوه نمیتوانی رشد کنی،
اما من چرا ...
#ادموند_هیلاری
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#برشی_از_یک_کتاب📚
اگر انسانها تا ابد زندگی میکردند، اگر پیر نمیشدند، اگر بدون مردن، همیشه سالم در این جهان زندگی میکردند، خیال میکنی هرگز به خود زحمت فکرکردن به چیزهایی را میدادند که الان ذهن شان را مشغول کرده؟ انسانها باید به طور جدی، به معنی زنده بودنشان و زندگی کردن شان فکر کنند، چون میدانند که روزی خواهند مرد و این خوب است.
اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر میکرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالا فقط فکر میکرد؛«خوب کلی وقت دارم، بعدا بهش فکر میکنم.» ...
ولی ما نمیتوانیم تا بعد صبر کنیم ... باید همین لحظه به آن فکر کنیم … هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد ... ما مرگ را برای رشد کردن لازم داریم ... مرگ، این موجود عظیم و نورانی، که هر چه بزرگتر و نورانیتر باشد، ما را دیوانهوارتر مشتاق فکر کردن در باره چیزها میکند.
برگرفته از کتاب سرگذشت پرنده کوکی، اثر هاروكی موراکامی
🍀❤️ @filsofak
#برشی_از_یک_کتاب📚
اگر انسانها تا ابد زندگی میکردند، اگر پیر نمیشدند، اگر بدون مردن، همیشه سالم در این جهان زندگی میکردند، خیال میکنی هرگز به خود زحمت فکرکردن به چیزهایی را میدادند که الان ذهن شان را مشغول کرده؟ انسانها باید به طور جدی، به معنی زنده بودنشان و زندگی کردن شان فکر کنند، چون میدانند که روزی خواهند مرد و این خوب است.
اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر میکرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالا فقط فکر میکرد؛«خوب کلی وقت دارم، بعدا بهش فکر میکنم.» ...
ولی ما نمیتوانیم تا بعد صبر کنیم ... باید همین لحظه به آن فکر کنیم … هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد ... ما مرگ را برای رشد کردن لازم داریم ... مرگ، این موجود عظیم و نورانی، که هر چه بزرگتر و نورانیتر باشد، ما را دیوانهوارتر مشتاق فکر کردن در باره چیزها میکند.
برگرفته از کتاب سرگذشت پرنده کوکی، اثر هاروكی موراکامی
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#روانشناسی
اگر بتوانم شکستن دلی را مانع شوم
زندگی را عبث نگذراندهام
اگر بتوانم از رنج انسانی دیگر بکاهم
یا دردی را تسکین دهم
یا سینه سرخی فرو افتاده را
باز در آشیان جای دهم
آن گاه زندگی را بیهوده سپری نکردهام
#امیلی_دیکنسون
🍀❤️ @filsofak
#روانشناسی
اگر بتوانم شکستن دلی را مانع شوم
زندگی را عبث نگذراندهام
اگر بتوانم از رنج انسانی دیگر بکاهم
یا دردی را تسکین دهم
یا سینه سرخی فرو افتاده را
باز در آشیان جای دهم
آن گاه زندگی را بیهوده سپری نکردهام
#امیلی_دیکنسون
🍀❤️ @filsofak
درخواست خانمی از همسرش برای خرید میوه و تعمیر سیم کشی لامپ آشپزخانه.
🍀❤️ @filsofak
🍀❤️ @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📌می توان ویژگی های نظام اخلاقی اسلامی را در موارد زیر خلاصه کرد:
اساس عقیده ای: که در موارد زیر نمایان می شود: انسان مخلوقی است قابل تربیت و خدایش به او و آنچه برایش سودمند است، داناتر است و اینکه او را بیهوده رها نکرده، بلکه پیامبرانش را برایش فرستاده تا تعالیمش را برسانند و برنامه اش را به او معرفی کنند و اینکه این انسان، بعد از مرگ، در روز رستاخیز برانگیخته می شود تا برای آنچه از خیر و شر در زندگی خود انجام داده، حساب گرفته شود. و این بر خلاف اخلاق غرب است که از دین جدا مانده است، بعد از اینکه دانش و زندگی از کلیسا جدا شد.
پابرجایی یا ثبات: اخلاق اسلامی، از ارزش های ثابت گرفته شده و از اصول و دیدگاهی ثابت نسبت به انسان، زندگی و هستی جوشیده است. این اصول، خطاب به انسانی هستند که حقیقت او تغییر نمی کند و جوهر و اصل او در طول گذشت سال ها عوض نمی شود؛ حتی اگر چه اوضاع اطراف او تغییر کند و رویدادهای فراوانی بر سر او بیاید. راستی، امانتداری و بردباری، برای همیشه ی روزگار، از جمله فضائل به شمار می روند و دروغ، سخن چینی و غیبت، برای همیشه، از جمله ی رذائل هستند و انحراف و نابهنجاری، همیشه انحراف و ناهنجاری باقی می مانند و انتشار آن در میان مردم و مباح دانستن آن توسط برخی از سیستم ها، باعث جایز شدن آن نمی شود؛ هر چند که سبک زندگی انسان تغییر کند.
آرمانگرایی به همراه واقعگرایی: اگر بی خبران از اخلاق اسلامی، آن را به آرمانگرایی صرف توصیف می کنند، باید بدانند که در حقیقت، آن یک آرمانگرایی واقعیتگراست و هر کس می تواند با آن منطبق و هماهنگ شود. آن اخلاقی است که زندگی فرد را به اعتبار اینکه او یک موجود محترم است، محافظت می کند و زندگی اش را بدون مواجه شدن با لغزش ها و موانع به پیش می برد. اخلاقی است که با طبیعت بشری در تضاد نیست و با آن منافات ندارد؛ بلکه با آن به تکامل می رسد و هماهنگ می شود. دیدگاه اسلامی در برگیرنده ی بخش تشریعی و قانونگذاری ای است که یهودیت به آن اهتمام ورزیده و همچنین در بر گیرنده ی جنبه ی روحی ای است که روحانیت مسیحی بر آن تاکید نموده است. این همان چیزی است که نویسنده هندی «پیگی رودریک» به آن اشاره نموده است، آنجا که می گوید:
«تعالیم اخلاقی اسلام، تلفیقی میان آرمانگرایی و واقع گرایی بوجود آورده اند. به فضل آن، انسان می تواند خداوند را بشناسد و رنگ خدایی بگیرد؛ در عین حالی که مشغول کارهای روزانه زندگی خود است...»
التزام: به معنی تعهد انسان به تمسک بر این اخلاق، در برابر تمام بشریت. بر این اساس که انسان در این هستی، مکلف و دارای یک رسالت و حامل یک امانت می باشد. او دارای آزادی اراده است و کارهایش بر اساس آن صورت می پذیرد و همین امر، معیار پاداش و حساب است. پس: تعهد و التزام اخلاقی، از بارزترین نشانه های مسئولیت فردی می باشد.
مسئولیت: امکان ندارد بدون احساس مسئولیت، اخلاق انسان فاضل و پسندیده گردد. مسئولیت در اینجا عبارت است از: قبول مسئولیت فرد، نسبت به کارهایی که انجام می دهد و توانایی او برای پذیرش نتایجی که بر اثر تعهدات و تصمیمات و اختیارات او، از جهت مثبت و منفی، در برابر الله و در برابر وجدانش و برابر جامعه پدید می آید.
مقدار و اندازه ی مسئولیت نیز مرتبط به همین موضوع است. در اسلام، مسئولیت، یک امر شخصی در تصمیم یا انجام کار است. همچنان که یک موضوع اجتماعی نیز هست، اگر بیش از یک نفر، در آن تصمیم یا کار شریک بودند.همانگونه که در اینجا یک مسئولیت دو طرفه میان فرد و جامعه نیز وجود دارد، اما قاعده چنین است: هیچ کس تبعات و نتایج کارها و تصمیمات فرد دیگری را بر عهده ندارد.
توسعه ی انگیزه درونی، با ربط دادن اخلاق به سیستم اجتماعی: انسان، کسی است که دنیای درونی خود را دارد و از این دنیا، انگیزه ی حقیقی برای التزام اخلاقی بوجود می آید. اسلام برای توسعه ی این انگیزه کار کرده و در هر حالی بر آن تاکید نموده است؛ امری که به «نیت» معروف است، که آن به معنی تعیین کردن مقصود مشخص درونی است، که مشروع باشد و نیکو؛ برای عملی که انسان قصد انجام آن را دارد. اما اسلام می داند که انسان کامل نیست و همچنین معصوم از اشتباه هم نیست و گاهی ضعف بر او وارد می شود و بر اطرافیانش هم تاثیر می گذارد؛ پس: انسان را با وجدان درونی خود تنها نگذاشته، بلکه التزام و تعهد افراد به اصول اخلاقی را، با کیفر، ممنوعیت های اجتماعی، قانونی و اخروی تقویت کرده است.
🍀❤️ @filsofak
📌می توان ویژگی های نظام اخلاقی اسلامی را در موارد زیر خلاصه کرد:
اساس عقیده ای: که در موارد زیر نمایان می شود: انسان مخلوقی است قابل تربیت و خدایش به او و آنچه برایش سودمند است، داناتر است و اینکه او را بیهوده رها نکرده، بلکه پیامبرانش را برایش فرستاده تا تعالیمش را برسانند و برنامه اش را به او معرفی کنند و اینکه این انسان، بعد از مرگ، در روز رستاخیز برانگیخته می شود تا برای آنچه از خیر و شر در زندگی خود انجام داده، حساب گرفته شود. و این بر خلاف اخلاق غرب است که از دین جدا مانده است، بعد از اینکه دانش و زندگی از کلیسا جدا شد.
پابرجایی یا ثبات: اخلاق اسلامی، از ارزش های ثابت گرفته شده و از اصول و دیدگاهی ثابت نسبت به انسان، زندگی و هستی جوشیده است. این اصول، خطاب به انسانی هستند که حقیقت او تغییر نمی کند و جوهر و اصل او در طول گذشت سال ها عوض نمی شود؛ حتی اگر چه اوضاع اطراف او تغییر کند و رویدادهای فراوانی بر سر او بیاید. راستی، امانتداری و بردباری، برای همیشه ی روزگار، از جمله فضائل به شمار می روند و دروغ، سخن چینی و غیبت، برای همیشه، از جمله ی رذائل هستند و انحراف و نابهنجاری، همیشه انحراف و ناهنجاری باقی می مانند و انتشار آن در میان مردم و مباح دانستن آن توسط برخی از سیستم ها، باعث جایز شدن آن نمی شود؛ هر چند که سبک زندگی انسان تغییر کند.
آرمانگرایی به همراه واقعگرایی: اگر بی خبران از اخلاق اسلامی، آن را به آرمانگرایی صرف توصیف می کنند، باید بدانند که در حقیقت، آن یک آرمانگرایی واقعیتگراست و هر کس می تواند با آن منطبق و هماهنگ شود. آن اخلاقی است که زندگی فرد را به اعتبار اینکه او یک موجود محترم است، محافظت می کند و زندگی اش را بدون مواجه شدن با لغزش ها و موانع به پیش می برد. اخلاقی است که با طبیعت بشری در تضاد نیست و با آن منافات ندارد؛ بلکه با آن به تکامل می رسد و هماهنگ می شود. دیدگاه اسلامی در برگیرنده ی بخش تشریعی و قانونگذاری ای است که یهودیت به آن اهتمام ورزیده و همچنین در بر گیرنده ی جنبه ی روحی ای است که روحانیت مسیحی بر آن تاکید نموده است. این همان چیزی است که نویسنده هندی «پیگی رودریک» به آن اشاره نموده است، آنجا که می گوید:
«تعالیم اخلاقی اسلام، تلفیقی میان آرمانگرایی و واقع گرایی بوجود آورده اند. به فضل آن، انسان می تواند خداوند را بشناسد و رنگ خدایی بگیرد؛ در عین حالی که مشغول کارهای روزانه زندگی خود است...»
التزام: به معنی تعهد انسان به تمسک بر این اخلاق، در برابر تمام بشریت. بر این اساس که انسان در این هستی، مکلف و دارای یک رسالت و حامل یک امانت می باشد. او دارای آزادی اراده است و کارهایش بر اساس آن صورت می پذیرد و همین امر، معیار پاداش و حساب است. پس: تعهد و التزام اخلاقی، از بارزترین نشانه های مسئولیت فردی می باشد.
مسئولیت: امکان ندارد بدون احساس مسئولیت، اخلاق انسان فاضل و پسندیده گردد. مسئولیت در اینجا عبارت است از: قبول مسئولیت فرد، نسبت به کارهایی که انجام می دهد و توانایی او برای پذیرش نتایجی که بر اثر تعهدات و تصمیمات و اختیارات او، از جهت مثبت و منفی، در برابر الله و در برابر وجدانش و برابر جامعه پدید می آید.
مقدار و اندازه ی مسئولیت نیز مرتبط به همین موضوع است. در اسلام، مسئولیت، یک امر شخصی در تصمیم یا انجام کار است. همچنان که یک موضوع اجتماعی نیز هست، اگر بیش از یک نفر، در آن تصمیم یا کار شریک بودند.همانگونه که در اینجا یک مسئولیت دو طرفه میان فرد و جامعه نیز وجود دارد، اما قاعده چنین است: هیچ کس تبعات و نتایج کارها و تصمیمات فرد دیگری را بر عهده ندارد.
توسعه ی انگیزه درونی، با ربط دادن اخلاق به سیستم اجتماعی: انسان، کسی است که دنیای درونی خود را دارد و از این دنیا، انگیزه ی حقیقی برای التزام اخلاقی بوجود می آید. اسلام برای توسعه ی این انگیزه کار کرده و در هر حالی بر آن تاکید نموده است؛ امری که به «نیت» معروف است، که آن به معنی تعیین کردن مقصود مشخص درونی است، که مشروع باشد و نیکو؛ برای عملی که انسان قصد انجام آن را دارد. اما اسلام می داند که انسان کامل نیست و همچنین معصوم از اشتباه هم نیست و گاهی ضعف بر او وارد می شود و بر اطرافیانش هم تاثیر می گذارد؛ پس: انسان را با وجدان درونی خود تنها نگذاشته، بلکه التزام و تعهد افراد به اصول اخلاقی را، با کیفر، ممنوعیت های اجتماعی، قانونی و اخروی تقویت کرده است.
🍀❤️ @filsofak